899
#بیندیش نگاهی عمیق به مفاهیم و موضوعات علوم انسانی با عینک روانشناسی و فلسفه! پشتیبانی: @Jenas_support تالار گفتگو: https://t.me/+A5DdUFNB0Uk0ZmU0
همهچیز این مملکت مال آدمهای بخصوصی است. کیف، لذت، گردش و همه چیز. نصیب ما این میان، گند و کثافت و مسئولیت شد. مسئولیتش دیگر خیلی مضحک است! آنهای دیگر مسئولیت اتومبیلسواری و قمار و هرزگی را دارند.
صادق هدایت
نامه به شهید نورایی
@nabayad_mikhandim
آباد شدم به یُمْنِ ویرانی خویش
جایی که گذشتم از پشیمانی خویش
سجادهی من محل میخواری بود
مسرورم از این طرز مسلمانی خویش
#کرامت_نعمتزاده
📌 جبر و اختیار: از منظر روانشناختی | نیما قربانی؛ روانکاو، استاد تمام دانشگاه تهران
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس]
📌عشق آتشین؛ وقتی روان در شعلهٔ پیوند میسوزد.
دکتر آذرخش مکری در این گفتار، از سازوکارهای درونی عشق سخن میگوید؛ از آن اتصالهای عاطفی که ما را به دیگری گره میزنند، گاه تا مرزِ ازخودبیخودی.
چگونه پیوندی میان دو ذهن، به شعلهای بدل میشود که هم میسازد و هم میسوزاند؟
این فایل صوتی نگاهی دارد به ریشههای روانپویشی عشق، وابستگی، و میلِ تداوم در رابطه.
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس]
بردهداری را دولت ابداع نکرد. شکلهای مختلفی از بردگی، فردی و جمعی، وسیعاً در میان مردمان بدون دولت وجود داشت. فرناندو سانتوس-گراناروس اشکال متعدد بندگی جمعی را که بسیاری از آنها با بندگی استعماری بعد از فتح ادامه یافتند، در مورد آمریکای لاتین پیشاکلمبی مستند کرده است. هر چند بردهداری عموماً با جذب و تحرک فزاینده همراه بود، در میان مردمان تشنۀ نیروی انسانی بومی آمریکا معمول بود. اسارت انسان بیتردید در خاورمیانۀ باستان پیش از پیدایش اولین دولت وجود داشت. مانند یکجانشینی و اهلی کردن غلات که تاریخشان به پیش از شکلگیری دولت میرسد، دولت اولیه نهاد بردهداری را بهعنوان وسیلهای ضروری برای به حداکثر رساندن جمعیت مولد و مازادی که میتوانست تصاحب کند، بسط و توسعه داد.
□ آسیابهای تمدن، جیمز سی. اسکات، ترجمۀ فرهاد اکبرزاده، نشرنو، چاپ اول ۱۴۰۴، قطع رقعی، جلد شومیز، بیست و دو + ۳۰۲ صفحه، ۴۲۰.۰۰۰ تومان، #ازکتاب.
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
سفارش و خرید از وبسایت نشرنو:
@nashrenow | nashrenow.com
چه کسانی در بحرانها نمیشکنند؟ | گفتگوی دکتر نریمان صدری با دکتر آذرخش مکری
منبع: زیمان
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس]
«در واقع محتمل است که زیان و بدبختی ناشی از انسانهایی که مصمم به استفاده از اجبار برای ریشهکن کردن یک شر اخلاقی بودهاند، بیشتر از آن باشد که توسط انسانهایی که قصد انجام شر را داشتهاند، ایجاد شده باشد.»
- اف. ای. هایک
با اینهمه سنگ، بالمان پابرجاست
آن رابطهٔ زلالمان پابرجاست
کرده است حماس، صلح با اسرائیل
اما من و تو جدالمان پابرجاست
کرامت نعمتزاده
خواه ناخواه بخشی از سرنوشت ما امروز در دستان ترامپ است و بخشی در دست یک عده دیگر و بخشی هم دست خود ما:
📌نظر صادقانه خودتون رو راجع به این فرد بنویسید
خوبه که شناخت کافی از او داشته باشیم.
Belief systems have never surrendered easily to
empirical study or quantification ...what is important to study cannot be measured and that what can be measured is not important to study
Philip Converse, 1964
چگونه نمک زیاد حافظه را از بین میبرد؟ کشف مکانیسم مولکولی زوال شناختی
یک مطالعه جدید که در مجله Advanced Science منتشر شده است، یک زنجیره مشخص از رویدادهای مولکولی را شناسایی کرده که توضیح میدهد چگونه یک رژیم غذایی پُرنمک میتواند به زوال شناختی و مشکلات حافظه کمک کند.
این تحقیق نشان میدهد که مصرف نمک اضافی، یک مسیر سیگنالدهی کلیدی در مغز را مختل میکند. این اختلال باعث کاهش پروتئینی میشود که برای حفظ ارتباطات سالم بین نورونها ضروری است و در نهایت، به اختلالات حافظه در مدلهای حیوانی منجر میشود.
کشف پیوند مستقیم نمک و سیناپسها
مدتهاست که میدانیم مصرف زیاد نمک یک عامل خطر برای مشکلات شناختی است، اما مکانیسمهای بیولوژیکی دقیق آن تا حد زیادی مبهم مانده بود. در حالی که برخی تحقیقات بر کاهش جریان خون یا التهاب در مغز متمرکز بودند، تیمی به رهبری کویپینگ گو تصمیم گرفتند تأثیر مستقیمتر نمک بر شبکه ارتباطی مغز را بررسی کنند.
محققان تمرکز خود را بر سیناپسها قرار دادند؛ همان محلهای تخصصی که نورونها سیگنالها را به یکدیگر منتقل میکنند. یکپارچگی این اتصالات برای یادگیری و حافظه اساسی است.
آزمایش روی مدلهای حیوانی
برای آزمودن فرضیه خود، دانشمندان یک سری آزمایش را روی موشها انجام دادند:
رژیم غذایی: موشها به دو گروه تقسیم شدند: یک گروه رژیم غذایی عادی و گروه دیگر به مدت نُه هفته رژیم غذایی با غلظت بسیار بالای نمک دریافت کردند.
آزمونهای شناختی: پس از این دوره، موشها تحت آزمایشهای رفتاری برای ارزیابی تواناییهای یادگیری و حافظه قرار گرفتند (مانند یافتن سکوی پنهان در آب برای ارزیابی حافظه فضایی و تشخیص اشیاء جدید).
نتیجه: موشهایی که رژیم غذایی پُرنمک داشتند، در مقایسه با گروه کنترل، در انجام وظایف مرتبط با حافظه اختلال واضحی نشان دادند. این نتایج برای اولین بار یک مسیر مولکولی مستقیم را ارائه میدهد که نشان میدهد چگونه نمک میتواند مستقیماً ساختارهای سیناپسی را تخریب کرده و به عملکرد شناختی آسیب بزند.
#نمک #سلامت_مغز #زوال_شناختی
✍️ @cognitiontimes | CWA
Landscape with the Fall of Icarus
Pieter Bruegel
در اولین نگاه به این نقاشی، باید ایکاروس را برای مدت طولانی جستجو کرد. فقط پاهای او سمت راست نقاشی به طور درمانده روی سطح آب برای بقا تلاش میکند.
در این نقاشی بروگل یک سرنوشت عادلانه میبیند و عمدا قهرمان را «تحقیر» میکند و آن را به شکل کوچکی به تصویر میکشد. هنرمند غرور ایکاروس را در مقابل کار یک شخمزن بی اهمیت قرار میدهد که حتی به فرد افتاده توجهی نمیکند و کاملا غرق کار است. یک چوپان و یک ماهیگیر نیز به تصویر کشیده شده است.
این کارگران ساده هستند که سخت کار میکنند و می توانند جهان را متحول کنند، بر خلاف ایکاروس متکبر که تنها در انتظار مرگی شرم آور بود. و بر خلاف دیگر نقاشان که از ایکاروس یک قدیس ساختهاند؛ بروگل سرنوشت حقیقی ایکاروس را نشان ما میدهد.
Art and death
The Carillon Tower in Edam,1879, Cornelis Springer
«نزاع جهانی امروز، نزاع فرد علیه دولت است؛ همان منازعهای که در طول تاریخ بشر در جریان بوده است. نامها تغییر میکنند، اما ماهیت – و نتایج – همان باقی میمانند، خواه این نزاع فرد علیه فئودالیسم باشد، یا علیه سلطنت مطلقه، یا علیه کمونیسم، فاشیسم، نازیسم، سوسیالیسم یا دولت رفاه.»
– آین رند
(«محافظهکاری: یک آگهی ترحیم»، کتاب «سرمایهداری: آرمان ناشناخته»)
Yanni - "For All Seasons"_1080p From the Master! "Yanni Live! The Concert Event"
🔸امشب دل را به "یانی" بسپار
آلات موسیقی مانند خمیر در ذهن و جسم وی انعطاف دارند
https://www.youtube.com/watch?v=4jf75E4dTDY
📌 جبر و اختیار: از منظر روانشناختی | نیما قربانی؛ روانکاو، استاد تمام دانشگاه تهران
منبع: جآن
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس]
چه کردی
تو با قلب ویرانهی من چه کردی؟
ببین عشق دیوانهی من چه کردی
در ابریشم عادت آسوده بودم…
تو با بال پروانهی من چه کردی؟
ننوشیده از جام چشم تو مستم
خمار است میخانهی من، چه کردی؟
مگر لایق تکیه دادن نبودم؟
تو با حسرت شانهی من چه کردی؟
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده، باخانهی من چه کردی؟
جهان من از گریه است خیس باران
تو با سقف کاشانهی من چه کردی؟
محمدعلی بهمنی
📌عشق آتشین؛ وقتی روان در شعلهٔ پیوند میسوزد.
دکتر آذرخش مکری در این گفتار، از سازوکارهای درونی عشق سخن میگوید؛ از آن اتصالهای عاطفی که ما را به دیگری گره میزنند، گاه تا مرزِ ازخودبیخودی.
چگونه پیوندی میان دو ذهن، به شعلهای بدل میشود که هم میسازد و هم میسوزاند؟
این فایل صوتی نگاهی دارد به ریشههای روانپویشی عشق، وابستگی، و میلِ تداوم در رابطه.
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس]
از افراد داوطلب دعوت میشود در پژوهشی در زمینه علوم اعصاب و روانشناسی شرکت نمایند.
شرایط شرکت در پژوهش:
• جنسیت: آقا
• سن: ۲۰ تا ۳۵ سال
• داشتن بینایی طبیعی یا اصلاحشده (عینک، لیزیک)
• نداشتن سابقه مشکلات عصبی یا روانپزشکی
• عدم مصرف داروهای اعصاب و روان
• داشتن تحصیلات حداقل دیپلم
چه کسانی در بحرانها نمیشکنند؟ | گفتگوی دکتر نریمان صدری با دکتر آذرخش مکری
تابآوری فقط تحمل سختیها نیست، بلکه توان گذر از بحرانها و تجربهی رشد و ساختن معنا و ادامه دادن به شکلی قویتره.
در این گفتوگو میشنوید:
• انسانهای تابآور چه ویژگیهایی دارند؟
• تابآوری با سرسختی چه تفاوتی داره؟
• آیا میتوان تابآوری رو یاد گرفت؟
• چطور در سختیهای زندگی روزمره شکست نخوریم؟
اگر در مسیر زندگی بارها حس کردید که در آستانه شکستناید، این گفتوگو رو بشنوید؛ دید تازهای به شما خواهد داد...
منبع: زیمان
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس]
خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان
کاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانان
بر عقل من بخندی گر در غمش بگریم
کاین کارهای مشکل افتد به کاردانان
دلداده را ملامت گفتن چه سود دارد
میباید این نصیحت کردن به دلستانان
دامن ز پای برگیر ای خوبروی خوشرو
تا دامنت نگیرد دستِ خدایخوانان
من ترک مهر اینان در خود نمیشناسم
بگذار تا بیاید بر من جفای آنان
روشنروان عاشق از تیرهشب ننالد
داند که روز گردد روزی شبِ شبانان
باور مکن که من دست از دامنت بدارم
شمشیر نگسلاند پیوند مهربانان
چشم از تو برنگیرم ور میکشد رقیبم
مشتاق گل بسازد با خوی باغبانان
من اختیار خود را تسلیم عشق کردم
همچون زمام اشتر بر دست ساربانان
شکّرفروش مصری حال مگس چه داند
این دست شوق بر سر، وان آستینفشانان
شاید که آستینت بر سر زنند سعدی
تا چون مگس نگردی گِرد شکردهانان
سعدی
من ۴۱ ساله میشوم، اما میلی به جشن گرفتن ندارم.
نسل ما دارد زمانش را برای نجات اینترنت آزادی که پدرانمان برای ما ساختند از دست میدهد. آنچه روزگاری وعدهٔ تبادل آزاد اطلاعات بود، اکنون دارد به ابزاری نهایی برای کنترل بدل میشود.
کشورهایی که زمانی آزاد بودند، اکنون در حال اجرای تدابیری ویرانشهرگونهاند: شناسنامههای دیجیتال در بریتانیا، بررسیهای اجباری سن کاربران در استرالیا، و پایش انبوه پیامهای خصوصی در اتحادیهٔ اروپا. آلمان کسانی را که جرئت انتقاد از مسئولان در اینترنت دارند تحت پیگرد قرار میدهد. بریتانیا هزاران نفر را بهخاطر توییتهایشان به زندان میفرستد. فرانسه در حال بازجویی کیفری از رهبران فناوری است که از آزادی و حریم خصوصی دفاع میکنند. جهانی تاریک و ویرانشهری با شتاب بهسوی ما میآید — در حالیکه ما در خوابیم.
نسل ما در خطر است که در تاریخ، آخرین نسلی باشد که آزادی را تجربه کرد — و اجازه داد آن را از او بگیرند.
ما را با دروغی فریب دادهاند.
به ما القا کردهاند که بزرگترین نبرد نسل ما، ویران کردن هرآنچیزی است که نیاکانمان برایمان به جا گذاشتهاند: سنت، حریم خصوصی، حاکمیت، بازار آزاد و آزادی بیان.
با خیانت به میراث پدرانمان، خود را در مسیری رو به نابودی نهادهایم — نابودی اخلاقی، فکری، اقتصادی، و در نهایت زیستی. پس نه، امروز را جشن نمیگیرم. زمانم دارد تمام میشود. زمانِ ما دارد تمام میشود.
Translate by Chat GPT
واژهٔ «ایدئولوژی» در خاستگاه نخستین خود، معنایی کاملاً متفاوت با برداشت امروزی ما از آن داشت. این اصطلاح در اواخر قرن هجدهم توسط آنتوان لوئی کلود دِستوت دُ تِرَسی (Antoine Louis Claude Destutt de Tracy) فیلسوف و اندیشمند فرانسوی وضع شد. او این واژه را با الگوگیری از رشتههایی چون بیولوژی و فیزیولوژی ابداع کرد؛ بدین معنا که اگر در علوم طبیعی میتوان پدیدههای فیزیکی و زیستی را مطالعه کرد، پس باید علمی نیز برای مطالعهٔ ایدهها و اندیشهها وجود داشته باشد — علمی که او آن را «ایدئولوژی» یا علمِ ایدهها نامید.
اما سرنوشت این واژه به مسیری دیگر افتاد. ناپلئون بناپارت که آثار دُ تِرَسی را مطالعه کرده بود، در آغاز تحت تأثیر او قرار گرفت، ولی بهزودی از او روی گرداند. از نظر ناپلئون، آموزههای دُ تِرَسی بیش از حد انتزاعی و غیرواقعبینانه بودند و خطر آن را داشتند که با مداخله در امور سیاسی، نظم حکومت را بر هم زنند. از همینرو، ناپلئون واژهٔ «ایدئولوژی» را به قصد تحقیر به کار برد و آن را مترادف با خیالپردازی، تعصب فکری و فاصله گرفتن از واقعیت دانست. بدین ترتیب، اصطلاح «ایدئولوگ» در زبان او معنایی یافت که به نوعی «کجاندیشی» یا «سوگیری باوری» اشاره داشت.
در قرنهای بعد، معنای ایدئولوژی از آن علم اولیه فاصله گرفت و به تدریج به مفهومی بدل شد که دربردارندهٔ نظامی از باورها، ارزشها و باید و نبایدهایی است که به افراد کمک میکند جهان را فهم کنند و در برابر آن موضع بگیرند. چنانکه آنتونی گیدنز اشاره میکند، انسانها هنگامی که با واقعیتی پیچیده و ناشناخته روبهرو میشوند، به چارچوبهای ذهنیای نیاز دارند که برایشان مرزهای شناختی و اخلاقی ترسیم کند؛ چارچوبهایی که تفکر را سازمان میدهند و نسخهٔ عمل صادر میکنند. از این منظر، ایدئولوژی نه صرفاً مجموعهای از باورها، بلکه نظمی ذهنی است که جهان را برای انسان معنادار و قابل زیستن میسازد.
با این همه، همانگونه که دارو در دوز مناسب درمانگر و در دوز زیاد کشنده است، ایدئولوژی نیز در حد تعادل میتواند عامل انسجام و معنا باشد، اما هنگامی که به صورت دگماتیک و انعطافناپذیر درآید، به ابزار حذف و نفرت بدل میشود. ایدئولوژی زمانی شکل سخت و بسته به خود میگیرد که در درونش تمایز پررنگی میان «خودی» و «غیرخودی» پدید آید؛ جایی که تنها صدای درون گروه مشروع دانسته میشود و دیگری باید طرد گردد.
پرسش مهمتر اما آن است که چرا انسان به چنین باورهای سخت و نفوذناپذیری دل میبندد؟ گوردون آلپورت، روانشناس اجتماعی، بر این باور بود که اهمیت ندارد فرد به چه چیزی ایمان سخت دارد، بلکه باید دید ساختار روانی و اجتماعی آن ایمان چگونه شکل گرفته است. از نظر او، محتوا چندان اهمیتی ندارد؛ آنچه باید تحلیل شود، سازوکار ساختاریِ باور است — همان نیرویی که از اضطراب، نیاز به قطعیت، یا ترس از ابهام تغذیه میکند.
در نتیجه، اگر بخواهیم ایدئولوژی را بفهمیم، باید تمرکز خود را نه بر مضمون ایدهها، بلکه بر صورت و ساختار ذهنیای بگذاریم که آنها را ممکن و ماندگار میسازد. ایدئولوژی، در این معنا، نه صرفاً مجموعهای از گزارههای اعتقادی، بلکه یک نظام روانی ـ اجتماعی است که انسان به واسطهٔ آن جهان را سامان میدهد و از بیثباتی میگریزد؛ نظامی که میتواند هم مأمن باشد و هم زندان.
#ایدئولوژی
#مطالعه
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس]
🔴 دست ترامپ به نوبل صلح نرسید
🔸اعطای جایزه نوبل صلح به رهبر اپوزیسیون ونزوئلا ماریا ماتچادو
در پی داوری یا اهانت نیستم، اما وقتی به محتوای رایج در فضای مجازی فارسی مینگرم - از کانالهای تبلیغاتی و اسپانسرهای مربوط به پروکسیها گرفته تا نحوهٔ تبادلها، تبلیغات و گفتوگوهایی که میان کاربران جریان دارد - دشوار است دچار نوعی دلسردی نشد. فضایی شکل گرفته که بیشتر از آنکه مجالی برای اندیشیدن و رشد باشد، به بازاری از سطحینگری، تکرار و خودنمایی بدل شده است.
در چنین وضعیتی، سخن گفتن از «خودشکوفایی» یا «نجات از این چرخهٔ فرساینده»، بیش از آنکه واقعیتی در دسترس باشد، به رؤیایی خوشنقش اما دور از دسترس میماند. تا زمانی که این منطق مبتذلِ مصرف، خودعرضهگری و رقابتِ توخالی بر فضای عمومی سایه افکنده است، رهایی از آن جز در سطحِ آرزو و خیال باقی نخواهد ماند.
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس]
Jobs are not just the source of money...
It is the loss of meaning, of dignity, of pride, and of self respect...
that brings on despair, not just or even primarily the loss of money.
Case & Deaton, 2020, pp. 7-8
Does anyone see my suffering ,Luca Ponsato
«از کسانی که حاضرند در راه ایدئولوژی بمیرند بترس، زیرا آن ها موجب مرگ بسیاری از دیگران میشوند؛ بسیاری از مردم را پیش از خود میکشند. شاید ماموریت کسانی که به نوع بشر عشق میورزند، این است که مردم را به خندیدن به ایدئولوژی وادارند، زیرا حقیقت در جایی وجود دارد که ما بتوانیم خویشتن را از شهوت جاهلانه برای کشف حقیقت آزاد کنیم.»
نام گل سرخ
#اومبرتو_اکو
@konjedenjefarhang