620
در این کانال عمدتا مطالب انتشار یافته در تارنمای «کارگاه دیالکتیک» باز نشر می شود. درباره ی ما: https://kaargaah.net/?page_id=2 نشانی تماس: info@kaargaah.net
🚩 برگرفته از صفحهی روژا.پاریس
📍 ۶۰۰۰ نفر در #پاریس علیه شیخ و شاه
یک دقیقه سکوت
و نمایی فراگیر از همبستگی با مبارزات #ایران
عصر شنبه ۲۷ دیماه، در یک راهپیماییای کمسابقه، با به سازماندهی «کلکتیو روژا»، «انجمن عدالت ایران» و «آزادی برای ایران» و پشتیبانی گروههای سیاسی مختلف، جمعیتی حدود ۵۰۰۰ تا ۷۰۰۰ نفر در شهر پاریس در فرانسه گرد هم آمدند تا با محکومکردن کشتارها و خشونتهای رژیم علیه معترضان در ایران، همبستگی خو درا با مردم اعلام کنند.
این تظاهرات با حضور گستردهٔ کلکتیوهای ایرانی، کُرد، فمینیستی-کوئیر و چپ، همچنین سندیکاها و طیفی از نهادها و تشکلهای حقوقبشری، سندیکالیستی و سیاسی از ایران و فرانسه برگزار شد. تمام احزاب چپ فرانسه از فراخوان تظاهرات پشتیبانی کردند و در آن حضور داشتند. محور اصلی این تجمع محکومیت کشتارها، خشونتها و جنایتهای جمهوری اسلامی بود.
شعارهای مکمل راهپیمایی، «ژن ژیان ئازادی»، «نه سلطنت، نه رهبری»، و «نه به مداخلهٔ خارجی» و «حق تعیینشرنوشت» بود.
از آنجا که چنین تجمع گستردهای در پاریس از زمان خیزش «زن، زندگی، آزادی» بیسابقه بوده است، میتوان آن را یک اعلام حضور مهم از سوی بلوک اپوزیسیون چپ دیاسپورا تلقی کرد که قادر است نه تنها بیلکنت و با صراحت و قاطعیت در برابر خشونتهای رژیم اسلامی ایران موضعگیری کند، بلکه توانایی جمعآوری تعداد زیادی از مخالفان سلطنتطلبی را نیز حول شعار «نه سلطنت، نه رهبری، آزادی و برابری» دارد. این شعار، که بارها از قیام ژینا تا خیزش اخیر در خیابانهای ایران شنیده شده، نمایانگر مخالفت گسترده مردم با هر دو نظام سلطنتی و دینی است.
این راهپیمایی نشان داد که نیروهایی که مخالف سلطنت هستند، نیازی به تبدیل شدن به پیادهنظام تظاهراتهای سلطنتطلبان ندارند تا از حضور این قشر خاکستری یا مخالف پهلوی به نفع برنامههای سیاسی ارتجاعی آنها استفاده کنند؛ بالعکس، با ساختن بلوک متحد و مترقی از نیروهای اپوزیسیون چپ و سوسیالدموکرات ضدسلطنتطلب، میتوان فضایی فراهم کرد که بسیاری از کسانی که تمایلی به پیوستن به تظاهرات طرفداران پسر دیکتاتور شاهی ندارند، جایی برای حضور خود بیابند.
به نظر میرسد این چشمانداز، افقی است که نیروهای مخالف جمهوری اسلامی و سلطنتطلبی میتوانند در افق سیاسی فعالیتهای خود ترسیم کنند. این راهپیمایی نشان داد که چنین افقی نه یک رویا، بلکه یک واقعیت دستیافتنی و حتی ضروری است.
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#ایران
https://www.instagram.com/reel/DTqIvkXDGbC/?igsh=MWRudmQydXA5dGcweA==
https://youtu.be/Hbf-lcJoyks?si=tSFLvK6jm8pU2CZw
Читать полностью…
فایل پیدیاف☝️🏿
عروج مقاومتپذیر «هخا-پهلوی» با معجزات رسانه
کلکتیو رود
۲۶ دی ۱۴۰۴
سرفصلها:
۱. بافتار تاریخی ظهور هخا
۲. دلایل هخاپروریِ جمهوری اسلامی
۳. هخا-پهلوی: از مبعوثشدن تا دعوت عمومی
۴. چرایی همنوایی بخشی از معترضان با هخا-پهلوی
۵. چالش نیروهای چپ در مواجهه با معجزهی هخا-پهلوی
-------------------------------
نشانیهای تماس با «رود»:
/channel/roudcollective
roudcollective@proton.me
نشانی صفحهی اینستاگرام رود:
https://www.instagram.com/roudcollective
------------------------
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#هخا_پهلوی
#رسانهی_بدیل
#ژن_ژیان_ئازادی
------------------------
@roudcollecte
https://www.instagram.com/reel/DTjVXoeAbf0/?igsh=MWxxYngxaTM4czFoaw==
Читать полностью…
رسانه و درسهای قیام بهمن ۵۷
یک روایت تجربی
14 ژانویه 2026
همایون ایوانی
🔸 این نوشته روایتی تجربی است، طرح نکاتی است که شاید با تجربه و تیزبینی سایر نیروهای میداندیدهی آن سالها تکمیل و تصحیح شود. در اینجا، چکیدهوار به یکی از جوانب تجربهی قیام بهمن میپردازم ... تلاشی برای تجرید این پدیده در پهنههای همکنشی توانِ رسانهای و سازماندهی...
درسهای یک جنبش اجتماعی واقعی و خیزش ناشی از آن، سرچشمهی پایانناپذیر لحظاتی تاریخی در زندگی بشر هستند که دههها و گاه تا سدهها، نیاز به بازخوانی و تفسیر دوباره دارند. دوران انقلابی 57 ـ 1355، و سرانجام قیام بهمن ۵۷ که منجر به سرنگونی رژیم شاه شد، پدیدهای از این طراز است با همهی دستاوردها و شکستهایش.
🔸تجربهی دیروز، راهگشای پیچیدگیهای انقلاب در روزگار کنونی نیستند، بلکه ایدههایی برای گسترش و پیوند تجربهی پیشین برای چالش انقلابی در روزگار کنونی است. امروزه، حتی در سطح ارتباطات و رسانه، شکاف و چرخش بزرگی نسبت به نزدیک به نیم قرن پیش، پدید آمده که ارزیابی شرایط کنونی را فراتر و پیچیدهتر از مدل سادهشده در نوشته کنونی میکند.
جامعه ایران، شُهره به اتکاء به فرهنگ شفاهی بوده و هست. روایتها، شایعات، اسطورهسازیها و نیز اخبار مهم سیاسی و اجتماعی بهویژه در دوران چیرگی سانسور گسترده ... از طریق گفتگوهای شفاهی در سطح اجتماع یا بخشهای مختلف اجتماع گسترش مییافت. علاوه براین، گفتگوهای رودررو یا چهره به چهره، اعم از مکالمات دوستانه، بحثهای خانوادگی، ارتباط با همکاران یا همکلاسیها، و نیز تماس مستقیم با یک سخنور، خواه ناخواه موثرترین شکل ارتباطاتْ بوده و هستند. چنین ارتباطاتی، ... به ایجاد اعتماد و همدلی بین افراد یا گروههای کوچک انسانی کمک میکنند. علاوه بر ارتباطات فردی، ارتباط گروهی در گروههای کوچک به گسترش امکان تصمیمگیری و همکاری جمعی کمک میکنند.
🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-5kn
# همایون ایوانی # روایتی تجربی # تأثیرگذاری رسانهها # جنبش اجتماعی
🔴 در آرزوی رهایی، گرفتار بین دو جبهه ارتجاعی: گزارشی از مقطعی از اعتراضات دی ۱۴۰۴ در تهران، روزهای التهاب، نگرانی و ناباوری - بخش ۱/۲
متن پیشِ رو گزارش رفیقی است که به تازگی از ایران خارج شده است. محتوای آن بر اساس مشاهدات او تا آخر شب جمعه ۱۹ دی و تنها از مناطق محدودی از شهر تهران است. این مشاهدات در شرایطی نوشته شدند که هنوز تصاویر و اخبار کشتار وسیع و هولناک حکومت چه در مناطق دیگر تهران و چه در شهرهای دیگر منتشر نشده بود.
این گزارش با توجه به شرایط مبارزه داخل ایران، بر ضرورت شکلدادن به هستههای سازمانیافته و مشارکت فعال برای جلوگیری از هژمونشدن گفتمانهای ارتجاعی تاکید میکند. نویسنده بر این باور است که برخلاف فضای بهت و ناباوری، همچنان امکان تاثیرگذاری بر روند موجود از طریق اقدامهای عملی و سازمانیافته و ارائه روایت خود از وضعیت وجود دارد. این ضرورت بهویژه در دیاسپورا اهمیت دوچندان دارد؛ جایی که پایگاه اصلی اپوزیسیون ارتجاعی است و امکان مبارزه با دولتهای مداخلهگر وجود دارد.
#زن_زندگی_آزادی
#نان_کار_آزادی
#نه_سلطنت_نه_رهبری_آزادی_و_برابری
🟣 متن کامل با شرح دقیقتر در لینک تلگراف و وبسایت شبکه
قدرت سیاسی، قدرت انقلابی
«نیروهایی که نمیخواهند پس از فروپاشی رژیم کنونی و قدرت سیاسی آن، قدرت سیاسی نوین را به نهادهای حاضر و آمادهی امروز یا نهادهای «غاصب» فردا واگذار کنند، آنها که نمیخواهند پس از انقلابی پیروزمند، از «سرقت» و «غصب» و «مصادره»ی انقلاب از سوی نهادهای سارق و غاصب گلایه کنند، باید از همین امروز و به میانجی قدرت انقلابی، نهادها و شبکههایی کارا بسازند که توانایی در اختیار گرفتن قدرت سیاسی نوین را، و هنجار و رفتار با آنرا داشته باشند. اینکه امروز بدیلهای موجود و آشنای قدرت سیاسی، نیروها و نهادهایی ارتجاعیاند، اینکه یا امتحان خود را در قالب شکلهای پوسیده و فرسوده و ستمگرانهی سلطنت دادهاند یا رویای برقراری جمهوری اسلامی دیگری را دارند، یا دخیلشان به ضریح امامزادهی قدرتهای غربی بند است، و هیچیک بخت و امکانی عینی در «سرقت» و «غصب» قدرت سیاسی را ندارند، به هیچروی به معنای آن نیست که نتوانند در خلائی سیاسی، و در قالب ترکیبهایی تازه، بساط ستم و استثمار را برای دورانی کوتاه یا بلند برقرار نگاه دارند. آنها که چنین شرایطی را کاملاً ناممکن میدانند، از قدرت موذیانهی «ایدئولوژی طبقهی متوسط» بیخبرند. باید از همین امروز در راه غلبهیافتن آرمان دگرگونی بنیادین و ریشهای بر جسم و روح مبارزه کوشید، از همین امروز باید راه بازگشت به بدیلهای ارتجاعی را بست، از همین امروز باید فریبکارانهبودنِ رویاهای «ایدئولوژی طبقهی متوسط» را چنان آشکار ساخت که دست به ریشه بردن و دگرگونیهای بنیادین، خود را همچون ضرورتی آشکار نمودار کنند، از همین امروز باید شبکههایی (چه در غالب نهادهای تجربهشده و آزمودهی تاریخی و چه در غالب نهادهای نوپدید) ساخت که پیوند درونیشان، قابلیت بسیج و اِعمال قدرتشان، توانایی کسب قدرت سیاسی نوین و تدوام قدرت انقلابی را داشته باشند. امروز هنوز دیر نیست، اما فردا خیلی دیر است.»
(کمال خسروی، «قدرت سیاسی، قدرت انقلابی»، آبان 1401)
https://tinyurl.com/2pf7jyt3
نظامی که تنها با کشتار معترضان برپا مانده؛
و کورهراه تغییر
تحریریهی کارگاه دیالکتیک
۲۲ دی ۱۴۰۴
یک.
برای مردمان یک کشور فلاکتزده هیچ چیز خطرناکتر از حکومتی نیست که بالاترین هدفش حفظ بقای خودش باشد، با هر وسیله و به هر قیمتی. کشتار وسیع و هولناک معترضان خیابانی در روزهای اخیر تازهترین اثبات همین واقعیت دربارهی جغرافیای ایران و دولت جمهوری اسلامیست. چنین خصلتی نزد جمهوری اسلامی نه یک خصلت عارضی، بلکه بخش مهمی از سرشت یا رانهی بازتولید آن است. بنیان ایدیولوژیک اولیهی این خصلت را روحالله خمینی بنا گذاشت؛ زمانی که در فردای انقلاب ۵۷ با داعیهی «حفظ نظام اسلامی اوجب واجبات است»، مجوز شرعی همهی کشتارها و سلاخیهای مخالفان سیاسی در آن سالها و سالیانِ بعد را صادر کرد. از آن زمان تاکنون چنین رویهای – با همان دستاویز شرعی - مولفهی ثابتی از حکمرانی جمهوری اسلامی بوده است. در عین اینکه بهتدریج ضرورت «حفظ نظام» هرچه بیشتر از درونمایهی ایدئولوژیکِ اولیهاش بهسمت حفظ منافع اقتصادیِ انحصاری طبقهی حاکم سوق یافت. اکنون هم حفظ نظام کماکان «اوجب واجبات» است، اما فقط برای منافع حاکمان و نخبگان نظام، نه برای مقاصد موهوم الهی. هرچند برای روغنکاری دستگاه سرکوب، کاربرد زبان دینی همچنان حفظ شده است.
دو.
مشی حکمرانی مطلقهی علی خامنهای از ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۴، در کنار همهی ابعاد دیگرش، تجلی روشن وفاداریِ تام به آموزهی «حفظ نظام اوجب واجبات است» بوده است. او در تمامی مقاطع خیزشها و اعتراضات تودهای بدون کوچکترین تردید و تزلزلی فرمان کشتار صادر کرده است. در جریان اعتراضات تودهای اخیر هم او با تاکید بر ضرورت «سرجای خود نشاندن اغتشاشگران» (و بعدا «تروریست» خواندن آنها) بار دیگر رسما فرمان کشتار انبوه صادر کرده است. از شوربختیهای بزرگ ما یکی هم این است که دولت منحط ایران در امتداد بلوکبندیهای امپریالیستی، در تخاصمی دایمی با دولتهای منحط آمریکا و اسرائیل قرار دارد؛ در عین خویشاوندیهای ماهوی با دشمنانش. چون هر بار که مردمان ستمدیدهی ایران برای احقاق حق زندگی و آزادی بهپا خاستهاند، بهواسطهی ستیزهای رتوریکِ و ژئوپولتیکِ میان دوطرف، بهسرعت در موقعیت «گوشت دم توپ» قرار گرفتهاند. درحالی که یکطرف – بهدروغ و فرصتطلبانه - با دغدغههای معترضان اظهار همدردی میکند و برای سرکوب و کشتار آنها اشک تمساح میریزد، طرف دیگرْ موقعیت را مغتنم مییابد و بهسهولت معترضان را پیادهنظام دشمن میخواند تا مسیر کشتار قساوتبار آنان را هموارتر کند. اینبار هم همان سناریوی شوم تکرار شده است که - بنا به موقعیت - تبعاتی شدیدتری برای معترضان/مخالفان داشته است و خواهد داشت. تردیدی نیست که خامنهای در راستای «حفظ نظام اوجب واجبات» در هر صورت فرمان کشتار انبوه صادر میکرد؛ اما تهدیدات باجگیرانهی ترامپ با داعیهی حمایت نظامی از معترضان (درصورت تکرار سرکوبهای خشن از جانب جمهوری اسلامی)، روغنکاریِ دستگاه سرکوب را برای حاکمان ایران تسهیل کرد. چون با توجه به شکنندگیِ بیسابقهی جمهوری اسلامی و تشدید وخیمِ بحران مشروعیتاش، تحقق فرمان کشتار انبوه اینبار قاعدتا نیازمند زحمات بیشتری برای مجابسازی بدنهی دستگاه سرکوب میبود. ترامپ این دشواری را برای خامنهای کاهش داد؛ و بدینترتیب، با تسهیل کشتار و جنایت برای رژیم سفاک ایران، تازهترین نمود گزارهی «استبداد و امپریالیسم مکمل یکدیگرند» را محقق ساخت. اکنون، برای مثال، تداوم قطع اینترنت برای ادامهی «کشتار در تاریکی»، همچون راهکاری دفاعی-امنیتی برای مقابله با نفوذ دشمن خارجی بازنمایی میشود. در عین حال، این خطر هم منتفی نیست که دولت تحت فرمان ترامپ در واکنش به تداوم کشتارها از سوی رژیم ایران، و بهواقع برای تکمیل نمایشِ جاری دربارهی قدرت مهارناپذیر آمریکا/ترامپ و پیگیری راهبردهای جدیدش در منطقه، شکلی از تهاجم نظامی به قلمرو ایران را آغاز کند. در اینصورت، نهتنها مردمان بیدفاعْ نخستین قربانیانِ مستقیم این مداخلهگری خواهند بود (همانطور که طی «جنگ ۱۲ روزه» دیدیم،)، بلکه چشماندازهای نیمهجانِ خیزش اعتراضیِ جاری هم به محاق خواهند رفت: خواه بهواسطهی تشدید سرکوبها و کشتارها در فضای جنگی، و خواه بهدلیل قرارگرفتن فاعلیت نیروی خارجی (و مزدورانشان) بر فراز فاعلیت تودههای ستمدیده، که - بنا بر تجارب تاریخیِ مشابه – پیشبینی پیامدهای مخربش دشوار نیست.
ادامهی مطلب 👇🏾
------------------
#اعتراضات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#مرگ_بر_دیکتاتور
#نه_پهلوی_نه_رهبری_آزادی_و_برابری
------------------
@kdialectic
▫️خیزش دی ۱۴۰۴ در محاصرهی دشمنان داخلی و خارجی:
▫️گزارشی از اعتراضهای اخیر مردمی در ایران
۹ ژانویه ۲۰۲۶
کلکتیو روژا
🔸ایران از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ بار دیگر در تب و تاب اعتراضات گسترده مردمی میسوزد. فریادهای مرگ بر دیکتاتور و خامنهای دستکم در ۲۲۲ نقطه در ۷۸ شهر از ۲۶ استان نه فقط علیه فقر، گرانی، تورم و سلب مالکیت، بلکه علیه کلیت نظام سیاسیای که تا مغز استخوان پوسیده است، در خیابانها طنین انداخته است. زندگی برای اکثریت و بهویژه برای طبقهی کارگر، زنان، کوئیرها و اقلیتهای اتنیکی غیرقابل زیست شده است. شوک معیشتی ناشی از سقوط آزاد ارزش ریال بهویژه پس از جنگ دوازده روزه، درکنار اختلال در ارائهی خدمات پایهای اجتماعی همچون قطعی مکرر برق، بحران عمیق محیطزیستی (آلودگی هوا، خشکسالی، جنگلزدایی و مدیریت نادرست منابع آبی) و همچنین اعدامهای گسترده (دستکم ۲,۰۶۳ نفر در سال ۲۰۲۵) به وخامت شرایط دامن زده و نوعی احساس «مرگ- زیستی» در جامعه فراگیر شده است. بحران بازتولید اجتماعی نقطه ثقل اعتراضهای کنونی است، و افق نهایی آن بازپس گرفتن زندگی.
🔸اعتراضات جاری در ایران از هر سو در محاصرهی تهدیدهای بیرونی و درونی قرار گرفته است. تنها یک روز پیش از یورش امپریالیستی آمریکا به ونزوئلا، دونالد ترامپ، در پوشش «حمایت از مردم معترض»، هشدار داد: «اگر ایران به کشتار معترضان ادامه دهد، ایالات متحد برای نجات آنها وارد عمل خواهد شد.» این همان واژگان آشنای امپریالیسم است که همیشه مداخلههای نظامی خود را با نام «نجات» توجیه کرده است، چه در عراق، چه در لیبی. آمریکا امروز همچنان همان مسیر را ادامه میدهد: فقط در سال ۲۰۲۵، هفت کشور هدف حملهی نظامی مستقیم این کشور قرار گرفتهاند.
🔸اسرائیل نسلکش، که پیشتر با نام «زن زندگی آزادی» یورش ۱۲ روزه خود را ترتیب داده بود، این بار به زبان فارسی در شبکههای اجتماعی مینویسد: «ما همراه شما معترضین هستیم.» سلطنتطلبها به عنوان بازوی محلی صهیونیسم، که با حمایت از اسرائیل در طول جنگ اخیر رنگ و ننگ بدنامی را به جان خریدند، حالا دارند با بازنمایی گزینشی و دستکاری واقعیتْ خود را به عنوان تنها بدیل به اربابان غربیشان معرفی کنند. آنها یک کارزار سایبری مصادرهی اعتراضها و جعل، تحریف و تغییر صدای شعارهای خیابانی به راه انداختهاند؛ امری که خود نشانهی دغلکاری، انحصارطلبی، قدرت رسانهای و البته احساس ضعف این جریان در داشتن قدرت مادی در داخل کشور است.
🔸و البته کمپیستهای چپنما یا همان بهاصطلاح «ضدامپریالیست»هایی که دیکتاتوری جمهوری اسلامی را با تخیلِ نقابی ضدامپریالیستی بر چهرهی آنْ سفیدشویی میکنند. آنها مشروعیت اعتراضهای جاری علیه جمهوری اسلامی را زیر سوال میبرند با این ادعا که «خیزش در شرایط کنونی چیزی نیست جز بازی در زمین امپریالیسم» چرا که این اعتراضها را صرفاً در پرتو منازعههای منطقهای و پروژهای آمریکایی- اسرائیلی میبینند. آنها عملاً سوژگی مردم ایران را انکار میکنند و به جمهوری اسلامی در کشتار و سرکوب مردمانشْ مصونیت گفتمانی و سیاسی میدهند. «خشمگین از امپریالیسم» اما «ترسان از انقلاب»، … موضع آنها شکلی از ارتجاع ضدارتجاعی است. آنها حتی به ما میگویند در فضای بینالمللی به زبانی جز فارسی دربارهی اعتراضهای اخیر ایران، کشتارها و سرکوبها ننویسید، مبادا «بهانهای» به دست امپریالیستها بدهید، گویی بیرون از زبان فارسی هیچ مردمی در منطقه و جهان برای همسرنوشتی، اشتراک تجربه، ارتباط و پیوند در مبارزه وجود ندارد. برای آنها سوژهای جز دولتهای غربی و نزاع ژئوپولتیک وجود ندارد.
🔸در تقابل با این دشمنان، ما از برحق بودن این اعتراضها مینویسیم، از درهمتنیدگی ستمها و از همسرنوشتی مبارزات...
🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-5jR
#کلکتیو_روژا
#اعتراضات_سراسری #درهمتندیگی_ستمها
👇🏽
🖋@naghd_com
🎙 فایل صوتی
#پرونده_سودان
#صدای_رود
اپیزود ششم:
«فقط سقوط کن!»
تحلیل خیزش مردمی در سودان در مصاحبه با فعالان سودانی
نشریهی ماتریالیسم تاریخی
-------------------
کلکتیو رسانهای رود
/channel/roudcollective
از تریبون زمانه
وریشه مرادی از زندان: «نه استبداد دینی، نه سلطنت؛ زن، زندگی، آزادی»
چهارشنبه ١٧ دیماه، وریشه مردای زندانی سیاسی کرد محبوس در زندان اوین، در پیامی از بند زنان زندان اوین، ضمن ابراز همبستگی با معترضان، نوشت: «این مسیر، امتداد گسست تاریخی «زن، زندگی، آزادی» است.»
https://www.radiozamaneh.com/874129/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
🟣 احسان رستمی، ناشر و مترجم آثار چپ با اتهام بغی، تفهیم اتهام و به سلول انفرادی منتقل شد
🔻اتهام “بغی” می تواند به صدور حکمهای سنگین از جمله اعدام منتهی شود.
🔻روز گذشته، احسان رستمی در شعبه پنجم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۳۳ تهران (شهید مقدس- امنیت) به ریاست بازپرس جلایر، به ظن عضویت در گروههای مخالف نظام از بابت اتهام “#بغی” مورد تفهیم اتهام قرار گرفت. او بعد از برگزاری این جلسه به یکی از سلول های انفرادی زندان اوین منتقل شد.
پس از چهار ماه بازداشت فعالان فرهنگی در تهران، آنها با پروندهسازی امنیتی و سنگینی مواجهند. طی این مدت آنها از تمامی حقوق خود در مقام یک زندانی محروم بودند. محرومیت از حق تماس مستمر، حق بهرهمندی از وکیل، دسترسی به مراکز درمانی بعد از اعتصاب غذا، تحمل شکنجههای روانی نظیر تهدید خانواده و - مورد بازداشت جهانگیر رستمی و رودررویی وی با فرزندش جهت اعمال فشار روانی- و همچنین پروندهسازی امنیتی منجر به اتهام #بغی تنها موارد انگشتشمار از جنایات اعمال شده علیه این فعالان فرهنگی بازداشت شده است. آنها طی این مدت به ندرت اجازه حق تماس با خانواده را داشتند و از این منظر، هنوز گزارش دقیقی از وضعیت جان و سلامت و فشارهای وارده علیه آنان در دست نیست.
♦️صدایشان باشیم.
#ژن_ژيان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
ویدئویی در شبکههای همرسان میشود از مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران که در آن یک دانشجو به سعید جلیلی، نماینده رهبر ایران در شورای عالی امنیت ملی که سخنرانی میکرد میگوید: «دستانتان و هر نفستان، بوی خون میدهد.»
این دانشجوی معترض با اشاره به کشته شدگان اعتراضات ۱۴۰۱ که برای بازتاب صدای غایبان آمده است: «جان پاک ژینا و نیکا و حدیث را گرفتید و هر سال روزهایی که نفس خونآلودتان از ترس حضور مردم در ساگرد پرکشیدنشان میگیرد، خیابان را پُر از مزدورانتان میکنید اما صدای زن نمیمیرد.»
او حکومت را «کاسبان تحریم و غارتگران سفره مردم» توصیف کرد و افزود: «قاتل سفره کارگرید، جانگیر آخرین دستوپا زدنهای اقتصاد این خاکید.»
این دانشجو همچنین از ممانعت نیروهای امنیتی برای برگزاری سالگرد کشته شدن محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، دو عضو سابق کانون نویسندگان ایران، در کنار مزارشان پس از گذشت ۲۷ سال انتقاد کرد و گفت: «از قلم و از صدا میترسید. میکشید و میکشید اما نمیدانید صدای آزادی خاموش نخواهد شد.»
@BBCPersian
تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته نودوهشتم در ۵۵ زندان مختلف
صدور حکم اعدام برای زندانی سیاسی کریم خجسته و مرگ مشکوک خسروعلیکردی
در این هفته، یکی از متعهدترین وکلای دادخواه، خسرو علیکردی، از همراهان کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، وکیل بازداشتشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و پناه خانوادههای دادخواه به نحو مشکوکی درگذشت. این ضایعه بزرگ را به جامعه وکلای آزادیخواه، به عموم دادخواهان و به خانواده و دوستان و همکاران او صمیمانه تسلیت میگوییم.
امروز، مسئله اعدام در ایران نه یک مجازات، بلکه یک جنایت سازمان یافته و نقض سیستماتیک حق حیات است.
در چند روز گذشته به زندانی سیاسی کریم خجسته در زندان لاکان رشت حکم اعدام ابلاغ شد. بر اساس دادههای منتشر شده ؛ در همین هفته ۹۵ تن شامل ۲ زن اعدام شدهاند؛ در ۱۷ روز نخست آذرماه، بیش از ۲۰۰ اعدام ثبت شده است؛ که تنها هدف سرکوب جامعه و سد بستن در برابر قیامها و خیزشهای مردمی است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» سهشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴ در هفته نودوهشتم در ۵۵ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحد ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج ، زندان اسدآباد اصفهان ، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان) ،زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام
هفته نودوهشتم
سهشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
/channel/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
#امنیت_دیجیتال
#بازنشر از:
رادیو آوای زن
Radio Avaye Zan
رعایت امنیت دیجیتال
گفتگو با: پویش عزیزالدین
پژوهشگر تکنولوژی و حقوق بشر و تهیه کنندهی پادکست «لایهی هفتم»
https://m.youtube.com/watch?v=PfZfy6aiSz8
تظاهرات گسترده در همبستگی با مبارزات مردم ایران در پاریس
در ادامهی موج همبستگیهای بینالمللی با مبارزات مردمی در ایران، روز گذشته - شنبه ۲۷ دی ماه - پاریس شاهد تظاهراتی گسترده با حضور نیروهای چپ، رادیکال و مترقی بود؛ تجمعی که با هدف حمایت از خیزشهای اجتماعی، افشای تحریفهای رسانهای و مرزبندی روشن با تمامی اشکال ارتجاع، امپریالیسم و جنگطلبی برگزار شد.
این تظاهرات با حضور فعالان سیاسی، دانشجویان، کنشگران اجتماعی و نیروهای تبعیدی ایرانی و غیرایرانی شکل گرفت و تلاش داشت صدای واقعی اعتراضات مردم ایران را ـ آنگونه که در خیابانها، محل کار، دانشگاهها و مناطق حاشیهای جریان دارد ـ بازتاب دهد؛ صدایی که همزمان زیر فشار سرکوب جمهوری اسلامی و مصادرهی سیاسی نیروهای راست، فاشیستهای سلطنتطلب و مداخلهگر خارجی قرار دارد.
در جریان این تجمع، لیلا حسینزاده در سخنرانی خود با تأکید بر مشروعیت و رادیکالیسم مبارزات مردم ایران، از مقاومت اجتماعی علیه فقر، سرکوب، تبعیض و خشونت دولتی دفاع کرد. او در عین حال، با صراحت و قاطعیت، طیفی از نیروها و دولتها را مورد نقد و محکومیت قرار داد:
از حکومتهای امپریالیستی و سیاستهای مداخلهجویانهی آنان گرفته تا پروژههای موسوم به «محور مقاومت»، حامیان اسرائیل و آمریکا، و همچنین جریانهای سلطنتطلب. حسینزاده با برجستهکردن همسویی عینی سیاستهای این نیروها با جمهوری اسلامی، نشان داد چگونه هر یک از این بلوکها ـ با وجود تضادهای ظاهری ـ در عمل به بازتولید سرکوب، جنگ، و حذف صدای مستقل مردم یاری میرسانند.
سخنرانی او با استقبال گستردهی حاضران روبهرو شد، چرا که بهروشنی بر یک مرزبندی اساسی تأکید داشت: جداسازی صف زحمتکشان، فرودستان و نیروهای معترض اجتماعی از تمامی اشکال ارتجاع، چه در قالب دولتهای استبدادی داخلی و چه در شکل آلترناتیوهای دستساز خارجی.
برگزارکنندگان و شرکتکنندگان این تظاهرات تأکید کردند که آنچه امروز در شهرهای مختلف جهان در جریان است، بخشی از یک تلاش آگاهانه و سازمانیافته برای مقابله با تحریف مبارزات مردم ایران در رسانههای جریان اصلی و جلوگیری از مصادرهی سیاسی این مبارزات است. آنان تاکید کرند که همبستگی بینالمللی زمانی معنا دارد که نه به ابزار فشار ژئوپلیتیک، بلکه به پشتیبان مبارزات واقعی از پایین تبدیل شود.
تجمع پاریس در امتداد گردهمآییها و کنشهای مشابهی است که طی هفتههای اخیر در شهرهای مختلف اروپا و جهان برگزار شدهاند؛ کنشهایی که هدف مشترک آنها دفاع از استقلال مبارزات مردمی، مخالفت همزمان با استبداد، امپریالیسم و جنگ، و تقویت پیوند میان نیروهای مترقی در سطح منطقهای و جهانی است
#همبستگی_بینالمللی
#پاریس
#ایران
#اعتراضات_ایران
#مبارزات_مردمی
#نه_به_جنگ
#نه_به_امپریالیسم
#نه_به_استبداد
#علیه_سرکوب
#چپ_رادیکال
#نیروهای_مترقی
#صدای_خیابان
#نه_شاه_نه_شیخ
#نه_به_مصادره_اعتراضات
#همبستگی_با_مردم_ایران
/channel/JonbeshTV
🔴پاریس ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶
تظاهرات همبستگی با مردم مبارز ایران
با هماهنگی ۳ سازمان روژا، کالکتیو آزادی برای ایران و عدالت ایران و حمایت گروهها و فعالان فمینیست، چپ، حقوق بشری، سازمانهای کرد، سندیکاها و ... امروز تظاهرات بزرگی در پاریس برگزار شد.
در این ویدیو سخنرانی لیلا حسینزاده، فعال مدنی-سیاسی در این تجمع که توسط مخاطبان زمانه برای ما ارسال شده است را خواهید دید.
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
https://www.youtube.com/live/O5sV3r8fVCo?si=aexFpjo6iqF5uOf7
Читать полностью…
شعبدهی مترسکسازان
درحالیکه مبارزهی قهرمانانهی مردم با رژیمِ زندان و شکنجه و کشتار در شعلههای آتش خشم و مبارزه، خیابانهای شهرها را تسخیر میکند، مترسکسازانِ فریبکار و شعبدهباز در تکاپویند با تکیه بر پول و زور و رسانههای رنگ و وارنگِ سراسری و با نفوذ در خلاء امیال سرکوبشدهی آرزومندِ دست اقتدار، از موجودی بیچهره، چهرهی یک ناجی را بزک کنند.
بسا ایستادگی در برابر موج عوامفریبانهی ارتجاع سلطنتی و خیل عظیم رسانهها و سخنگویان و قلمبهمزدانِ آنها در رسانهها، و غوغای اوباش و تیغکشانشان - که وارثان بهحقِ شعبان بیمخهای 28 مردادیاند ــ، آسان نباشد، اما میتوان، و باید، در تلاش برای تسخیر قلب و روح مبارزان دلیر، تهیدستان گرسنه و تشنگان آزادی لحظهای بازنایستاد.
سلاح کارای ما در مبارزه با این سیل عظیم، حقیقت است؛ حقیقت مبارزه، حقیقت رنج و فقر، حقیقت از دست دادن جگرگوشهگان و عزیزان و دوستان دلبند؛ و بیان حقیقت کنارهنشینانی مفتخور و بیکاره که میخواهند بار دیگر بساط زندان و شکنجه و مرگ ساواک را بگسترانند و برای تصاحب نتایج مبارزهی امروز خیابانهای ما چنگ و دندان تیز کردهاند؛ بیان حقیقتِ دارایان و دزدانی که از همین امروز سنگر و بُرج و بارویشان را برای مبارزه با ستمدیدگان و تهیدستان برپا کردهاند.
سلاح آنان، پول و زور و رسانه است و حفرههای ناآگاهی در اعماق ارتجاعیِ حافظهی تاریخی ما؛ سلاح ما، باید آگاهی و روشنگری باشد در رسانههای زندهی همدلی و در زمزمهی آگاهگرانهی رفاقتهای همسنگری و همدوشی بر سنگفرش خیابان.
🔴 در آرزوی رهایی، گرفتار بین دو جبهه ارتجاعی: گزارشی از مقطعی از اعتراضات دی ۱۴۰۴ در تهران، روزهای التهاب، نگرانی و ناباوری - بخش ۲/۲
متن پیشِ رو گزارش رفیقی است که به تازگی از ایران خارج شده است. محتوای آن بر اساس مشاهدات او تا آخر شب جمعه ۱۹ دی و تنها از مناطق محدودی از شهر تهران است. این مشاهدات در شرایطی نوشته شدند که هنوز تصاویر و اخبار کشتار وسیع و هولناک حکومت چه در مناطق دیگر تهران و چه در شهرهای دیگر منتشر نشده بود.
این گزارش با توجه به شرایط مبارزه داخل ایران، بر ضرورت شکلدادن به هستههای سازمانیافته و مشارکت فعال برای جلوگیری از هژمونشدن گفتمانهای ارتجاعی تاکید میکند. نویسنده بر این باور است که برخلاف فضای بهت و ناباوری، همچنان امکان تاثیرگذاری بر روند موجود از طریق اقدامهای عملی و سازمانیافته و ارائه روایت خود از وضعیت وجود دارد. این ضرورت بهویژه در دیاسپورا اهمیت دوچندان دارد؛ جایی که پایگاه اصلی اپوزیسیون ارتجاعی است و امکان مبارزه با دولتهای مداخلهگر وجود دارد.
#زن_زندگی_آزادی
#نان_کار_آزادی
#نه_سلطنت_نه_رهبری_آزادی_و_برابری
🟣 متن کامل با شرح دقیقتر در لینک تلگراف و وبسایت شبکه
نسخهی پیدیاف:👇🏾
نظامی که تنها با کشتار معترضان برپا مانده؛
و کورهراه تغییر
تحریریهی کارگاه دیالکتیک
۲۲ دی ۱۴۰۴
------------------
#اعتراضات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#مرگ_بر_دیکتاتور
#نه_پهلوی_نه_رهبری_آزادی_و_برابری
------------------
@kdialectic
فایل پیدیاف👇🏾
شعارها چگونه زاده میشوند - ۲
جامعهی متکثر، یا تودههای مسخشده با افسون سلطنتطلبی؟
کلکتیو رسانهای رود
۲۰ دی ۱۴۰۴
--------------------------------
نشانیهای تماس با «رود»:
/channel/roudcollective
roudcollective@proton.me
نشانی صفحهی اینستاگرام رود:
https://www.instagram.com/roudcollective
-------------------------
@roudcollective
چالش اساسی انقلابها: مغاک بین سقوط «دیکتاتور» تا ریشهکنشدن «دیکتاتوری»
(اهمیت تجربهی انقلابی سودان برای مسیر آتی اعتراضات تودهای در ایران)
اکنون، که تودههای تحتستمِ ایران بار دیگر در اثر فشارهای طاقتفرسای گرسنگی و خفقان و سرکوب بهپا خاستهاند و - موقتا - ساختارهای سیاسی مسلط را متزلزل کردهاند، بازخوانی تجارب خیزش انقلابی سودان میتواند مفید باشد. خصوصا چالشهای خطیر مرتبط با فاز دوم آن خیزش، که با سقوط ناگزیر دیکتاتور دیرین (عمرالبشیر) آغاز شد. در این دوره معلوم شد که با رفتن «دیکتاتور» لزوما ساختار دیرین «دیکتاتوری» از میان نمیرود. بلکه نخبگان حاکم (الیگارشی نظامی-اقتصادی)، اگرچه در اثر پیشروی تودهها به یک جابجایی ظاهری در ساختار قدرت تن میدهند، ولی همزمان سرسختانه درجهت حفظ قلمرو انحصاری خود یا شالودههای نظم پیشین میکوشند. مشخصا در سودان آنها - با پشتیبانی قاطع متحدان خارجی- به ترکیبی از ترفندهای سیاسی و سرکوبهای عریان متوسل شدند تا خیزش انقلابی را از نفس بیاندازد و تودهها را پراکنده و ناامید سازد.
البته واقفیم که اعتراضات تودهای در ایران نهفقط فاز اول (سرنگونی «دیکتاتور») را پشت سر نگذاشته، بلکه هیچ معلوم هم نیست که به این مرحله برسد. اما آموزههای «فاز دوم» انقلاب سودان درست در همین فاز اولیهی اعتراضات ایران میتواند برای مسیر تحولات جامعهی ما مفید باشد. چون تنها با نگاهی رو به جلو میتوان برای مقابلهی موثر با چالشهای خطیری که در راهند آمادگی کسب کرد.
تحریریهی کارگاه دیالکتیک
۱۸ دی ۱۴۰۴
پینوشت: بههمت رفقای کلکتیو رسانهای رود اخیرا برخی از رشته متونی که تحت عنوان #درسهای_انقلاب_سودان در وبسایت و کانال تلگرام کارگاه دیالکتیک منتشر شدهاند، به قالب صوتی درآمدهاند. ضمن قدردانی از زحمات و ابتکارعمل این رفقا، در پستهای بعدی این فایلها را بازنشر میکنیم.
------------------
@kdialectic
تشکلزدایی، اتمیزهسازی و بحران سیاست در ایران
پیروزی یک جنبش رهاییبخش، بیش از هر چیز، به همبستگی نیروهای اجتماعی واقعی گره خورده است: کارگران، زنان، جنبشهای ضدفاشیستی و اتحادیههای مردمی. این همبستگی نه از مسیر دولتها، بلکه از مسیر سازمانها و پیوندهای پایدار شکل میگیرد. سیاوش شهابی در این مقاله نشان میدهد چرا سیاست آگاهانهی تشکلزدایی و اتمیزهسازی در جمهوری اسلامی چنین پیوندهایی را مختل کرده و چرا بدون بازسازی امکان سازمانیابی، اعتراضها دائماً در مدار انفجار و فرسایش میچرخند.
https://www.radiozamaneh.com/874111/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
🟣 بیانیه مشترک شش تشکل زنان کوردستان (سنندج، سقز، مریوان) در همبستگی با اعتراضات سراسری دی ماه ۱۴۰۴
ما جامعه زنان کوردستان روژههلات، قتلعام و سرکوب خشن اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، بهویژه سرکوب مردم بیدفاع ایلام و کرماشان را به شدت محکوم میکنیم. این اعتراضات ادامه جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» است که بر حیات اجتماعی، معیشت و حق زیستن تأکید دارد و امروز در خیابانها و محلهها در سراسر ایران ادامه دارد. آنچه در ایران جریان دارد، نتیجه سیاستهای خشونتبار و سیستماتیک برای حفظ قدرت است؛ سیاستی که اعتراضات مسالمتآمیز را تهدید میپندارد و با گلوله و زندان میخواهد فریاد زندگی را خاموش کند. مردمی که به دلیل بحران معیشتی و تبعیضهای ساختاری به خیابان آمدهاند، نه «اغتشاشگر»ند و نه «تهدید کننده امنیت»، بلکه حامل خواست جنبش « ژن، ژیان، ئازادی » هستند: حق زیستن با آزادی، برابری و کرامت انسانی.
جنبش «ژینا» به ما آموخت که آزادی از اراده جمعی میآید و برای توقف چرخه سرکوب، باید جامعهای آگاه، متحد و سازمانیافته باشد. زنان کوردستان در این جنبش پیشبرنده بودند و اعتراضات در ایلام، کرماشان و دیگر شهرهای کوردستان ادامه همان مسیر است. ما زنان که همیشه در خط مقدم مبارزه با استبداد دینی ایستادهایم، میدانیم که این ساختار سیاسی چگونه بدن، زندگی و صدای مردم، بهویژه زنان، را هدف قرار میدهد و سرکوب اعتراضات، ادامه سیاستی است که با تبعیض جنسیتی، حذف زنان از قدرت و انکار حق مشارکت برابر آغاز شده و به سرکوب خیابانی رسیده است.
جامعه زنان کوردستان بر همبستگی بیقید و شرط خود با تمامی مردمی که شجاعانه برای حقوق خود ایستادهاند تأکید میکند و بر این باور است که حق اعتراض، سازمانیابی و تعیین سرنوشت، حق سلبناشدنی ماست. سکوت در برابر خشونت حاکمیت را همدستی با آن میدانیم. هر گلولهای که شلیک میشود و هر بازداشتی که صورت میگیرد، نشاندهنده ترس حاکمان از جامعه آگاه و متحد است.
تاریخ نشان داده که حکومتهای استبدادی به سادگی فرو نمیریزند، اما با خشونت قادر به بقا نیستند. آزادی، اگرچه پرهزینه است، با مبارزهای مستمر و باصلابت به دست خواهد آمد، چرا که ریشه در اراده جمعی مردمی دارد که دیگر حاضر به سکوت و تسلیم نیستند. آیندهای آزاد و دموکراتیک از دل مقاومت آگاهانه، همبستگی اجتماعی و مبارزه برای برابری و عدالت شکل میگیرد.
همچنین، تأکید میکنیم که سلطنتطلبی خود خطری جدی برای همبستگی اجتماعی و مبارزات مردم تحت ستم ایران است. این جریان، خود را بهعنوان «آلترناتیو» معرفی میکند، اما در واقع به بازتولید همان مناسبات سرکوب، تبعیض و حذف ادامه میدهد. سلطنتطلبی با تحریف شعار «زن، زندگی، آزادی» به «مرد، میهن، آبادی» و انکار حقوق زنان و اقلیتها در تلاش است تا همان سیاستهای قدیمی را ادامه دهد.
مبارزه مردم کوردستان، و بهویژه زنان، نه برای جابهجایی یک نوع استبداد با نوعی دیگر، بلکه برای برچیدن چرخه قدرت متمرکز و مردسالار است. سلطنتطلبی تلاش میکند تا سرکوب، تبعیض و انکار هویتهای ملی و جنسیتی را ادامه دهد، همانطور که در گذشته حق تعیین سرنوشت، زبان، فرهنگ و سازمانیابی مستقل مردم کوردستان را انکار میکرد.
برای ما زنان کورد، آزادی مفهومی تزئینی یا وعدهای از بالا نیست. آزادی از دل مبارزه جمعی، سازمانیافته و ریشهدار میجوشد؛ نه از بازگشت به ساختارهایی که بر حذف صدای زنان، تمرکز قدرت و سرکوب تنوع بنا شدهاند. هر جریانی که به جای پاسخگویی، بر «خون»، «تبار»، «رهبر» یا «اقتدار موروثی» تأکید کند، در تضاد مستقیم با آرمانهای آزادیخواهانه مردم است.
ما قاطعانه اعلام میکنیم که نه جمهوری اسلامی و نه سلطنت در هر قالب و چهرهای که خود را تحمیل کنند، هیچ کدام نماینده رهایی مردم ایران، بهویژه زنان نیستند. هر دو بر انکار حق انتخاب آزادانه، سرکوب اعتراض و حذف صداهای مستقل استوارند. جنبش امروز در ایران، جنبش بازگشت به گذشته نیست؛ بلکه جنبش عبور از تمام اشکال استبداد است.
جامعه زنان کوردستان بر این باور است که آیندهای آزاد، عادلانه و انسانی، تنها از مسیر دموکراسی رادیکال، برابری جنسیتی، بهرسمیتشناختن حق تعیین سرنوشت ملتها و مشارکت واقعی مردم ساخته خواهد شد. ما اجازه نخواهیم داد که خون جانباختگان، رنج زندانیان و فریاد معترضان ابزار مشروعیتبخشی به پروژههایی شود که در نهایت همان منطق سلطه را بازتولید میکنند. این مبارزه نه برای به کرسی نشاندن یک شکل دیگر از استبداد، بلکه برای قدرتیابی مردم و به ویژه زنان است و مسیری است که با آزادی، برابری و همبستگی واقعی مردم ادامه خواهد یافت.
#ژن_ژیان_آزادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
🟣 ۱۴۲۶ اعدام در ۱۱ ماه
♦️حکومت اعدامی به مدد کشتار، سرپاست
سازمان حقوق بشر ایران گزارش داد: «در ۱۱ ماه نخست سال جاری میلادی، دستکم ۱۴۲۶ نفر اعدام شدهاند؛ رقمی که نسبت به ۸۳۶ اعدام ثبتشده در مدت مشابه سال گذشته، ۷۰ درصد افزایش نشان میدهد.
🔻 همچنین در ماه نوامبر ۲۰۲۵، دستکم ۱۵۲ نفر در ایران اعدام شدند».
#قیام_علیه_اعدام
#ژن_ژيان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
در پی ۱۸ هفته پیگیریِ بیوقفه #کارگران پیمانکاری در #عسلویه، امروز سهشنبه ۱۸ آذر، یکی از گستردهترین #تجمعات_کارگری در صنعت نفت و گاز کشور شکل گرفت.
کارگران مجتمع و پالایشگاههای #پارس_جنوبی که از مدتها پیش تصمیم داشتند مقابل فرمانداری عسلویه گردهم بیایند، با مسدود شدن مسیرها روبهرو شدند؛ اما این مانع، باعث توقف حرکت آنها نشد. تجمعها در نهایت بهصورت همزمان در سه نقطه اصلی شهر، میدان «محمد رسولالله»، میدان شهرداری و سهراه عسلویه، برپا شد.
اتحادیه آزاد کارگران در گزارشی جمعیت کارگران معترض را پنج هزار نفر گزارش داد و نوشت این #تظاهرات «یکی از بزرگترین تجمعات اعتراضی تاریخ #صنعت_نفت_ایران در نزدیک به پنج دهه گذشته» بود.
زمانه را از اینستاگرام دنبال کنید:
https://www.instagram.com/radiozamaneh/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
🟣 حق عزاداری نداشتیم، در سکوت خودم را میزدم
«انقلاب شد. سالهای زندان گذشت. علی از زندان آزاد شد. به تدریج زمزمه دستگیریهای مجدد و حبس و اعدام و اعتراف به گوش میرسید. باز هم به مسیر زندگی مخفی برگشتند. اما یک روز از روزهای فروردین سال ۱۳۶۲، ماموران به خانه آنها ریختند و علی را دوباره بردند. رخشنده و کرامت کوچک هم دربه در، فرار و تعقیب و گریز را تجربه کردند. این بار علی هرگز از زندان برنگشت.
رخشنده میگوید با #اعتراضات_آبان_۱۳۹۸ و سقوط #هواپیما_اوکراینی، دوباره خواب از چشمهایش گرفته شده و انگار همان جنایات و همان داغها و فقدانها را دوباره از اول حس کرده است: «من همسر و دو برادرم را در جریان همان سالها از دست دادم. همسرم را سال ۱۳۶۲ اعدام کردند، برادر کوچکترم، حمید حسینپور در سال ۱۳۶۲ در کردستان کشته شد و برادر دیگرم، رحیم را در سال ۱۳۶۷ اعدام کردند. آنها از جوانان عضو راه کارگر بودند.»
خبر اعدام علی را خواهرش، تلفنی به رخشنده میدهد: «آن روز را فراموش نمیکنم. تاکسی گرفتم و راهی اتاقی شدم که به همت پدر و مادرم برای نجات من و کودکم از دربه دری اجاره شده بود و خودشان هم با من مانده بودند تا تنها نباشم. بین راه نه میتوانستم گریه کنم، نه ضجه بزنم. پر از خشم و فریاد و زاری بودم. یک بخشی از وجودم را گم کرده بودم. اما از آن جایی که من هم تحت تعقیب بودم، نمیتوانستم واکنش علنی نشان بدهم. علی بخش بزرگی از قلب من بود. او را از من گرفته بودند ولی من از ترس آن که صاحبخانه در جریان ماجرا قرار بگیرد، ناچار بودم سکوت کنم. به او گفته بودیم که همسر من در سفر خارج از کشور به سر میبرد. خودم را در سکوت مطلق میزدم و کودکم را در آغوشم میفشردم. به خاطرم میآید که گریهام نمیآمد. تاکسی گرفتیم و راهی بهشت زهرا شدیم. چند ساعتی آواره قطعههای بهشت زهرا بودیم. راننده تاکسی که سرگشتگی من و کودک همراهم را دید، با اینکه چند ساعت به امید پیدا کردن نشانهای از یک گور تازه با ما وقت گذرانده بود، حاضر نشد کرایهاش را دریافت کند. گفت نمیتوانم، نمیخواهم. آن روز گشت و گذار ما مابین قبرهای بهشت زهرا بینتیجه ماند. شب بود که خبر رسید احتمالا او را در خاوران به خاک سپردهاند.»
دو ماه بعد از اعدام همسرش، این بار خبر رفتن برادرش حمید را به او میدهند: «سال ۱۳۵۹ بود که حمید در شمال دستگیر شد. مدت هشت ماه زندان بود و بعد از آزادی از زندان، به کردستان رفت. من همان روزها زندگی مخفی داشتم و به من توصیه کرده بودند خودم را در خیابان نشان ندهم. اما به شدت نگران احوال برادرم بودم.»
رخشنده در کتابی به نام «جانباختگان راه کارگر»، در مورد حمید حسینپور نوشته شده است که وقتی در «کلاچای» دستگیر، بازجویی و پس از آن آزاد شد، با انتخاب خودش به کردستان رفت تا به مردم محروم آنجا کمک کند. محلیها او را «کاک جواد» صدا میکردند و یک شب در حالی که بدن مجروح دوستش را حمل میکرد، با مین برخورد کرد و کشته شد.
این دومین بار بود که رخشنده و والدینش با بزرگترین رنجهای زندگی خود مواجه میشدند و در سکوت عزاداری کردند. دیگر توانی برای ماندن و زندگی مخفیانه برایش نمانده بود، برای همین هم در سال ۱۳۶۳، به واسطه یک قاچاقبر، با پسرش از کشور خارج شد.
هجرت سرآغاز تازهای برای فعالیتهای رخشنده و روشنگریهایش در مورد اعدام زندانیان سیاسی در ایران بود. اما او داغ دیگری را هم تجربه کرد.
سال ۱۳۶۷ خبر میرسد که تنها برادر بازماندهاش، اعدام شده است؛ «رحیم حسینپور رودسری»
میگوید: «سال ۱۳۶۷ بود که رحیم را اعدام کردند. او سال ۱۳۶۵ دستگیر شد و حکم اعدام داشت. امیدمان این بود که حکمش را تخفیف بدهند. اما سال ۱۳۶۷ او را با انبوه زندانیان دیگر اعدام کردند.»
♦️این بار هم به آنها میگویند حق عزاداری ندارید. آن روز به خانواده رخشنده زنگ زده و گفته بودند بیایید بسیج «تهرانپارس».
مادر رخشنده بیرون میایستد و پدر و خواهرش میروند داخل ساختمان: «پدرم تعریف میکرد یک ساک دادند و گفتند این ساک پسرت. او میپرسید آقا! پسر من چه کار کرده بود که مستحق کشتن بود؟ حاج آقا جواب داده بود پسرت در حمله مرصاد دست داشت. پدرم جواب میدهد پسر من اصلاً مجاهد نبود، او یک چپ معتقد بود، چه طور میتوانست در حمله مرصاد دست داشته باشد؟ فرد روبهرو با پرخاش جواب میدهد تنها چیزی که لازم است بدانی، این است که این ساک متعلق به پسر تو است. حرف اضافه موقوف!»
رخشنده میگوید: «مادرم تا زمانی که زنده بود، به دادخواهی امید داشت. او یک زن قوی و با تحمل بالایی بود».
♦️بخشی از گفتگوی منتشر شده با رخشنده حسینپور/ ایرانوایر/ ۱۱ بهمن ۱۳۹۸
#دادخواهان_خاوران
#ژن_ژيان_ئازادی
@bidarzani
نسخه صوتی برنامه
https://www.spreaker.com/episode/chp-w-gftman-sazman-yaby-2-az-nqdha-ta-stwh-mkhtlf-sazman-yaby-gft-wgw-ba-hmaywn-aywany--68887886