620
در این کانال عمدتا مطالب انتشار یافته در تارنمای «کارگاه دیالکتیک» باز نشر می شود. درباره ی ما: https://kaargaah.net/?page_id=2 نشانی تماس: info@kaargaah.net
«غرب و دیگران»؛ جعبهابزاری برای فهم جهان جنگزده امروز
کتاب «غرب و دیگران» در میانه جنگها، بحرانهای لجستیکی و افول هژمونی غرب، میکوشد جهان چندقطبی امروز را از خلال مفاهیمی چون رژیمهای جنگی، بازتولید اجتماعی و گردش سرمایه بازخوانی کند. علی ذکایی در این نقد کتاب نشان میدهد چگونه جنگ، لجستیک و بحرانهای سرمایهداری معاصر، زندگی روزمره، نیروی کار و امکان همبستگیهای انترناسیونالیستی را به هم گره زدهاند.
https://www.radiozamaneh.com/889659/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
ما به نظریهی جدیدی دربارهی امپریالیسم نیاز داریم
سندرو متزادرا
در گفتگو با رائول زلیک
ND-Journalismus Von Links
Feb. 07 , 2025
ترجمه: امین حصوری
کارگاه دیالکتیک | ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
فرازی از گفتگو: 👇🏾
زلیک: شما پیشتر اشاره کردید که خواهان یک «انترناسیونالیسم جدید» هستید. چند ماه پیش همراه با مایکل هارت مقالهای را در نشریه سوئیسیِ «WOZ» با عنوان «بازاندیشی دربارهی فرار از خدمت نظامی» منتشر کردید.
متزادرا: از زمان شکست جنبش ضد جهانیسازی، در بسیاری از بحثها نقد واحدی به انترناسیونالیسم وارد شده است. اتهام محوری این بود که انترناسیونالیسم امری انتزاعیست و صرفاً بهمعنای سفر کردنهای زیاد و نشستن در جلسات است. من فکر میکنم که ما باید این نقد را جدی بگیریم و دربارهی ابعاد متفاوتی از انترناسیونالیسم بیندیشیم. آنچه ما تحت عنوان «انترناسیونالیسم جدید» میفهمیم را میتوان «انترناسیونالیسم چندسطحی» نیز نامید که در آنْ مقیاسهای متفاوتی از کنش سیاسی، سازماندهی و مباحثات وجود دارد. همانطور که گفتم، هدف من رهاکردن ابعاد ملی کنشگری نیست؛ بلکه نسبیسازی اهمیت آن است. ملت نمیتواند برای چپ، سطح ممتاز کنشگری باشد. یک زبان سیاسی جدید، یک سیاست رهاییبخش جدید، آنگونه که ما شدیداً به آن نیازمندیم، تنها میتواند در قالب شبکههای جهانی توسعه یابد؛ جایی که در آن مبارزات علیه استثمار و سرکوب با یکدیگر تبادل نظر و تعامل کنند. گام نخست این خواهد بود که درک کنیم میان کنش محلی در یک شهر و انترناسیونالیسم هیچ تناقضی وجود ندارد. ما باید راههایی برای پیوند دادن مقیاسهای فضایی متفاوت بیابیم. و باید کانالهای ارتباطی ایجاد کنیم که تبادل و ترجمه میان مبارزات را ممکن سازند.
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1673
-------------------
#سندرو_متزادرا
#رژیم_جهانی_جنگ
#انترناسیونالیسم_جدید
-------------------
@kdialectic
چرا به یک آنتیمیلیتاریسمِ جدید نیاز داریم؟
بیانیهای از گروه چپ مداخلهگر – شاخهی فرانکفورت
ND-Journalismus Von Links
April 26 , 2026
ترجمه: متین شریفی
کارگاه دیالکتیک | ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
فرازی از متن: 👇🏾
با وقوع هر جنگ، صداهای دعوت به همبستگی با دولتها بلند میشوند؛ اما جریانهای چپ باید از تندادن به این منطق سر باز بزنند.
برای ما این اصل همچنان پابرجاست: خطِ اصلیِ منازعه نه میان دولتها و بلوکهای ژئوپولیتیکی، بلکه در جایی دیگر امتداد مییابد. این خط، بهگونهای متناقض و همواره محلِ کشاکش، میان فرودستان و فرادستان قرار دارد؛ میان آنان که زندگی را میآفرینند و از آن پاسداری میکنند، و آنان که از استثمار، تحقیر، سلبِ مالکیت و سرکوبِِ آن سود میبرند.
جنگْ ابزار تازهای در ساماندهیِ منازعات میان قدرتها نیست؛ بلکه همواره وسیلهای بوده است در دستِ قدرتمندان، حاکمان و صاحبانِ امتیاز (یا آنان که سودای چنین جایگاهی را دارند) تا بر کسانی که در برابرشان مقاومت میکنند، سلطه بیابند. جنگ از دیرباز در خدمتِ دولتهای کانونی (متروپل) بوده است تا در ساختار جهانیِ قدرت و تولید، سلطهی خود را بر جوامع پیرامونی، تثبیت کنند. جنگ رادیکالترین شکلِ سرکوب است. اما اگر جنگهای کنونی، از این حیث، در امتداد مستقیمِ همان جنگهای امپریالیستی–سرمایهدارانهی گذشته قرار میگیرند، پس چرا اکنون به یک جنبش جدید ضدجنگ (آنتیمیلیتاریسمِ نوین) نیاز داریم؟
[....]
«رژیمِ جنگی» در همهچیز و همهجا رسوخ میکند؛ هم جامعه و هم افراد، در درونِ این رژیم شکل مییابند، با آن سازگار میشوند، و از آنها انتظار میرود که با آن موافقت کرده و داوطلبانه مطیعِ آن گردند. فضای عملِ این رژیم تنها جبهههای جنگ نیست، بلکه زندگیِ روزمره، محیطهای کاری و روابطِ ما را نیز در بر میگیرد؛ حتی اگر هزاران کیلومتر از خطِ مقدم فاصله داشته باشیم.
اگر این گزاره درست باشد که «رژیمِ جنگی» شرایطی را ساختاربندی میکند که مبارزاتِ اجتماعی در درونِ آنها جریان مییابند، در آن صورت استراتژی ضدجنگ (آنتیمیلیتاریسم) نباید صرفاً در حد یک صورتبندیِ نظری باقی بماند، بلکه باید به کنش و پراکسیس بدل شود. با این حال، مقصودِ ما بههیچوجه این نیست که مسالهی جنگ، تنها مسالهی تعیینکنندهی زمانهی ماست و یا اینکه همه باید صرفاً بر آنتیمیلیتاریسم تمرکز کنند؛ بلکه معتقدیم که باید مبارزاتمان را در تمامی عرصههای اجتماعی و سیاسی، بهسان مبارزاتی ضدِجنگ پیش ببریم. چرا که «رژیمِ جنگی» نهتنها در کلِ جامعه رسوخ میکند، بلکه هجمهایست علیه تمامِی آنچه تا کنون ازطریق مبارزات جمعی بهدست آمده است. ضرورتِ جنبش ضدجنگ از اینجا برمیآید.
ما بر این باوریم که مخالفت با جنگ میتواند به «نقطهی تبلورِ» مخالفت با همان مناسباتی بدل شود که جنگ را پدید میآورند. یک جنبشِ ضدجنگ نباید جنبشی محدود به یک حوزهی خاص باشد، بلکه در مواجهه با حادشدنِ شرایط عام زندگی در ذیلِ «رژیمِ جنگی»، میتواند به «جنبشِ جنبشها» بدل گردد.
[....]
لینک مطلب در وبسایت کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1666
-------------------
#نه_به_جنگ
#رژیم_جهانی_جنگ
-------------------
@kdialectic
رژه با نماد ساواک زیر پرچم آزادی: نوستالژیِ عظمت، بازتولید اقتدار، ستایش زندان، توجیه شکنجه و عادیسازی خشونت دولتی
در ادامه بخوانید
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
/channel/drnourimanghahary
گاردین: ایران اعدام زندانیان را تقریباً روزانه و در سکوت خبری انجام میدهد
گروههای حقوق بشری میگویند خانوادهها برای سکوت تحت فشار قرار میگیرند؛ دستکم ۲۴ اعدام از ماه مارس (اسفند) تاکنون، همزمان با قطع اینترنت در ایران، گزارش شده است.
https://www.radiozamaneh.com/888459/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
فایل پیدیاف:☝️🏿
اعدام و جنگ:
همبستگی استبداد و امپریالیسم علیه زندگی
تحریریهی کارگاه دیالکتیک
۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1661
------------------
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#علیه_جنگ
#علیه_استبداد_امپریالیستی
--------------------
@kdialectic
⭕️ سیاستهای ظالمانه و ضد حقوق بشری حاکمیت ذیل عنوان «آرایش جنگی» را محکوم میکنیم.
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۵۶ زندان مختلف در هفته صدوهجدهم
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در صدوهجدهمین هفته با خانواده زندانیان اعدامهای اخیر ابراز همدردی میکند و به جانباختگان راه آزادی و برابری درود میفرستد.
طی هفته گذشته سه زندانی سیاسی قیام دی ماه ۴۰۴ با اسامی امیرعلی میرجعفری از تهران، عرفان کیانی از اصفهان و عامر رامش اهل سیستان و بلوچستان در روند قضایی ناعادلانه اعدام شدند و پیکر دو تن از آنان به خانوادههایشان تحویل داده نشد. بیشک سیاست ناپدیدسازی قهری که حکومت در پیش گرفته مصداق جنایت علیه بشریت است.
در اقدام ضد انسانی دیگر حکومت دو زندانی دیگر را به اتهام جاسوسی به نامهای مهدی فرید و سلطانعلی شیرزادی به دار آویخت.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» اخیراً مطلع شده است که در زندانهای مختلف، زندانیان سیاسی و بازداشتیهای اخیر را بیپروا مورد ضرب و جرح و شکنجه و هتک حرمت قرار میدهند. شکنجهگران با تراشیدن موی سر، فحاشی و هتاکی میکوشند زندانیان را تحقیر کنند این رفتار وقیحانه غیر انسانی حتی هنگام بردن زندانیان به پای چوبهی دار به مراتب بدتر است.
ما آگاهیم که دستور مقامات ارشد استبداد دینی حاکم مبتنی بر «آرایش جنگی» دست دستگاه قضائی را برای تضییع حقوق بازداشتشدگان اعتراضات دیماه و جنگ اخیر بیشتر باز گذاشته است و این به معنای نادیده گرفتن تمامی حقوق قانونی آنان و صدور احکام سنگین بدون دادرسی عادلانه و منصفانه زندانیان است.
حکومت نامشروع ولایت فقیه از ترس قیام و اعتراضات مردمی با مصادره کوچه و خیابانهای شهرها و ایجاد رعب و وحشت در جامعه و همچنین اعدامهای روزانه در زندانها نشان داده که در حقیقت دشمن اصلی خود را مردم میداند نه هیچ کشور خارجی دیگر. بنابراین بسیار مهم و ضروری است که در این روزهای پر التهاب و سرنوشتساز مردم آزادیخواه ایران و تمامی فعالان و مدافعان «نه به اعدام» در مقابله با سرکوبهای حکومت سکوت نکنند و صدای اسیران در زندان و محکومان به اعدام باشند و در خاموشی اینترنت در ایران، جامعه بینالملل و سازمانها و نهادهای حقوق بشری نیز بیش از همیشه به موضوع سرکوب و اعدام باید توجه نمایند و به هر شکل ممکن حکومت ایران را تحت فشار قرار دهند و کمیته حقیقتیاب سازمان ملل نسبت به بازدید از بازداشتگاهها و زندانیان و زندانهای ایران اقدام جدی به عمل آورند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ضمن محکومیت این سیاستهای ضد مردمی مستبدانه در هفته صدوهجدهم روز سهشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین ، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسد آباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز ، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبد کاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان )، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته ۱۱۸
۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
/channel/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
دربارهی افق و استراتژی چپ در مواجهه با جنگ -
نقد یک دیدگاه
نویسنده: نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک
۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
مقدمه:
در یکی از برنامههای اخیر «تلویزیون جنبش» سه کنشگر سیاسیِ دیاسپورا (عاطفه رنگریز، سعید صالحینیا و حمید مافی) حول مسالهی جنگ گفتگو/مناظره کردند. با نظر به شرایط هولناک جاری و آتی، روشن است که موضوع این گفتگو برای نیروهای چپ اهمیتی حیاتی دارد؛ خصوصا که تاکنون مواجههی طیف چپ (بهویژه چپ ایران) با فاجعهی جنگ بسیار پراکنده و بیرمق، و خود محملی برای مناقشه و واگرایی بوده است. با توجه به این بافتارِ حی و حاضر، بهانهی نوشتن این یادداشت نقد رویکرد یکی از حاضران در این گفتگو (حمید مافی) است، چون مثال بارزیست از رویکردی که در نوشتهی آخرم دربارهی (نا)جنبش ضدجنگ مورد نقد قرار دادم. پرسش کلی این است که چگونه بهرغم اشتراکات زیاد نیروهای چپ در مبانی فکری و دغدغهمندیهای انسانی–سیاسی، نهایتا رویکردهای متفاوتی برای مواجهه با این جنگ رقم خوردهاند. در امتداد آنچه در آن متن بهتفصیل نشان دادم، در این یادداشت، با ارجاع به دیدگاههای مشخص طرحشده در این مناظره (از جانب مافی)، میکوشم به اختصار نشان دهم که تفاوت در چه پیشفرضها و انتخابهای روششناسانهای به واگراییِ رویکردهای مواجهه با جنگ منجر شدهاند. از آنجا که حمید مافی، بهسان نمایندهای از گرایش مورد نقد در آن متن، به شرح و توضیح دیدگاهش در فضای عمومی پرداخته است، از تکرار نام وی در این متن انتقادی گریزی نیست. با این حال، این شیوهی ناخوشایند بههیچ رو سویهی شخصی ندارد4، بلکه صرفا تمهیدیست برای سهولت ارجاع به آن گرایش مشخص. ضمنا، چون خوانش من از سخنان مافی ممکن است خوانشی نارسا (و بهرغم میل من، در مواردی سوگیرانه) باشد، از خوانندگان این متن تقاضا میکنم که پیش از ادامهی خواندن، آن گفتگو را ببینند/بشنوند تا بتوانند داوری مستقل و منصفانهتری دربارهی رویکرد وی و نقد پیش رو داشته باشند. در ادامه – از دید خودم – برخی نارساییها و تناقضات در استدلالهای مافی را در بندهای مجزا برمیشمارم و به بوتهی نقد میسپارم.
----------------
لینک دسترسی به مطلب در وبسایت کارگاه دیالکتیک 👇🏾:
https://kaargaah.net/?p=1654
-----------------
@kdialectic
چهل روز زندگی در سایه جنگی که مال «ما» نیست
میگفت: «دنیاهای موازی» را قبول داری؟ تلویزیون ایران را بزنی، ایران پیروز شده و آمریکا و اسرائیل شکست خورده. کانال را عوض کن، بزن «اینترنشنال»: چیزی نمانده تا برگشت «شازده»، جمهوری اسلامی شکست خورده است. هوراها و شادیهای مردمی که زیر پرچم اسرائیل، به زبان فارسی از «عمو ترامپ» و «بیبی» تشکر میکنند که بمبهایی را بر سر ما ریخته و ازشان میخواهند که باز هم بزنند.. اما ورای این دو روایت، دنیای سومی هم هست: دنیای ما مردم؛ زیر بمباران، زخمی و بیپناه، قربانی هر دو طرف. صدایی نداریم و فقط زنده ماندن، آزادی و صلح را میخواهیم.
https://www.radiozamaneh.com/886893/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»در هفته صدوهفدهم در ۵۶ زندان مختلف
با گرامی داشت یاد ۱۲ زندانی سیاسی اعدام شده
بعد از ۵۲ روز قطعی دیجیتال و اینترنت و بیخبری که اکنون بطور نسبی باز شده است، این بیانیه را رو به مردم شریف ایران مینویسیم.
در حالی صدوهفدهمین هفته کارزار «نه به اعدام» را برگزار میکنیم که روز گذشته حکومت قاتل حاکم بر ایران دو تن دیگر از زندانیان سیاسی حامد ولیدی و محمد معصومشاهی را اعدام کرد.
حکومت اعدامی که از احساسات و خشم عمومی نسبت به این اعدامها نگران است، مذبوحانه تلاش میکند این زندانیان و دیگر بازداشتیها و اعدامیهای اخیر را به جاسوسی و ارتباط با اسرائیل متهم کند تا اعدامهای خود را در شرایط جنگی توجیه نماید. اما این اتهامات واهی علیه مردان و زنان دلاوری که هیچ هدفی جز برابری، آزادی و استقلال ایران و ایرانی ندارند و از همه چیز خود در این راه گذشتهاند، بهطور مضاعف نفرت عمومی را بر میانگیزد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ابتدای سال ۱۴۰۵ نیز با یک جنایت دیگر توسط حکومت اعدامی مواجه شد که در آن شش تن از اعضای خود را با نامهای وحید بنی عامریان، پویا قبادی، شاهرخ (اکبر) دانشورکار، بابک علیپور، محمد تقوی و ابوالحسن منتظر را در هفته صدوپانزدهم از دست داد.
در شب ۹ فروردین سال جاری دهها تن از سرکوبگران زندان قزلحصار به سرکردگی اشکان کمالی، حسن قبادی و قاسم صحرایی، شبانه به صورت وحشیانه و غیرانسانی به بند زندانیان سیاسی واحد ۴ زندان قزلحصار یورش بردند و با ضرب و شتم شدید، تمامی افراد این بند که اغلب از اعضای کارزار نه به اعدام بودند را از بند خارج کرده و به بند انفرادی فرستادند و شش تن از افراد فوقالذکر که توسط قاضی افشاری محکوم به اعدام شده بودند، به دار آویختند آنها در حالی سر به دار شدند که دادرسی آنها هنوز به پایان نرسیده بود بدون آخرین ملاقات با خانواده هایشان و در بیخبری مطلق.
حکومت خونخوار همراه با آنها ۴ زندانی سیاسی قیام دی ماه ۱۴۰۴ را نیز با اسامی امیرحسین حاتمی، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست و علی فهیم در بیخبری و بدون ملاقات آخر اعدام کرد تا نشان دهد میراثدار خمینی است که جنگ را نعمت میدانست فرصتی برای کشتن و دار زدن.
حکومت ترسان و لرزان از انقلاب مردم ایران، تاکنون پیکر هیچ کدام از این جانباختگان راه آزادی و برابری را به خانوادههایشان تحویل نداده است تا اینچنین خانوادهها را مورد شکنجه روحی و روانی قرار دهد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» صمیمانه با خانوادههای این زندانیان اعدامی اعلام همدردی میکند. خانوادههایی که هرگز خسته نشدند و هر هفته در سرما و گرما با این کارزار همراهی کردند و «نه به اعدام» را که خواست عمومی مردم ایران است فریاد زدند.
حکومت ستمکار و درمانده «ولایت فقیه» در ماه فروردین دستکم ۱۲ تن را که تمامی آنان از زندانیان سیاسی بودند، به پای چوبههای دار فرستاد و اینگونه از زندانیان سیاسی انتقام گرفتهاست.
اکنون که جنگ و مصائب آن بر فضای ایران سایه افکنده و تمام توجهات به آن معطوف شدهاست، حکومت نامشروع حاکم بر کشورمان برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه، دست به اعدامهای سیستماتیک میزند تا مانع قیام و انقلاب گردد. امروز بسیاری از معترضان دی ماه ۱۴۰۴ در سلولهای انفرادی و سیاهچالهای رژیم در بیخبری کامل به سر میبرند. که طبق اخبار رسیده تنها در بند ۳۵ واحد ۳ قزلحصار دهها تن در انفرادی محبوسند بیشتر این زندانیان جوان هستند و جان آنان در خطر جدی است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» کلیه نهادهای حقوق بشری و مجامع بینالمللی را برای نجات جان زندانیان سیاسی زیر حکم اعدام فرامیخواند و خواهان فشار جدی و عملی بر حکومت ایران است.
ادامه در پست بعد
ناسیونالیسم شیعی میتواند به کیش تقدس موشک رنگ و لعاب فمینیستی بزند.
در دل وضعیت اضطراری برآمده از جنگ یا همان «نعمت جنگ»، پروپاگاندای جنگیِ جمهوری اسلامی میکوشد زخمهای شکست دولت اسلامی از جنبش زن، زندگی، آزادی را ترمیم کند: تلاشی برای ادغام نمایشی اِلمانهای فمینیستی در ماشین جنگی دولت، که بهمیانجی ناسیونالیسم انجام میشود.
------------------
@kdialectic
--------------------------------------------------------
#دختران_جانفدای_ایران
خبرگزاری تسنیم: قم؛ خروش «دختران جانفدای ایران» در حمایت از وطن و بیعت با رهبری
خبرگزاری فارس: حماسهآفرینی دختران ایرانی از میدان امام حسین (ع) تا چهار راه ولیعصر
خبرگزاری موج: روز دختر متفاوت که دختران ایران رقم زدند
ایمنا: دختران جانفدای ایران؛ حماسهای به رنگ صورتی با چاشنی غیرت دختران
بیبیسی فارسی: ماجرای «راهپیمایی دختران جانفدای ایران» چیست؟
#فایل پیدیاف ☝️🏿
جنگهای ترامپ بر سر مواد خام
حملات ایالات متحده به ایران و ونزوئلا در واقع چین را هدف قرار داده است. موضوع بر سر تصاحب منابع در رقابتی جهانیست.
نوشتهی دیوید مکنالی
ترجمه: کارگاه دیالکتیک
۲۷ فروردین ۱۴۰۵
دسترسی به متن در وبسایت کارگاه دیالکتیک👇🏾
https://kaargaah.net/?p=1643
------------------
@kdialectic
https://tinyurl.com/ytxbkmv4
جنگهای ترامپ بر سر مواد خام
حملات ایالات متحده به ایران و ونزوئلا در واقع چین را هدف قرار داده است. موضوع بر سر تصاحب منابع در رقابتی جهانی است.
نوشتهی دیوید مکنالی
کارگاه دیالکتیک | ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
ما در حال حاضر در مرحلهای از رقابتهای تشدید شدهی امپریالیستی قرار داریم. در حالی که من این متن را مینویسم، ایالات متحده و اسرائیل در حال پرتاب بمب بر فراز ایران هستند. یک تجاوز نظامی که بلافاصله پس از دستگیری نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا در ژانویهی همین سال صورت میگیرد. در مواجهه با چنین تحولاتی، وظیفهی همهی سوسیالیستها مقاومت در برابر تمامی اقدامات خشونتآمیز امپریالیستی است. در حال حاضر هیچچیز مبرمتر از ایجاد یک جنبش گستردهی ضدجنگ نیست.
در عین حال، وظیفهی یک چپ انترناسیونالیست جدی آن است که پویاییهایی را که زیربنای امپریالیسم نو است، تحلیل کند. این امر برای آگاهی عمومی، که لازمهی ایجاد جنبشهای قدرتمند است، اهمیتی حیاتی دارد. در غیر این صورت، توضیحاتْ اغلب تنها در سطح باقی میمانند. اظهاراتی مانند «همه چیز فقط بر سر تصاحب نفت است» یا «ترامپ یک خودشیفته است»، تغییرات عمیق رقابت امپریالیستیِ معاصر ما را روشن نمیکنند. تحلیلهای چپ اغلب از این نکته غافل میشوند که در دوران نئولیبرال، مرکز جدیدی از انباشت جهانی پدید آمده که اکنون دامنهای جهانی یافته است: ظهور چین بهعنوان مرکز ثقل اقتصاد جهانی، آرایش ژئوپلیتیک امپریالیستی را بازتعریف کرده است. بههمین دلیل، استراتژیهای امپریالیستی فعلیِ ایالات متحده در درجهی اول حول محور کنترل نفوذ فزایندهی جهانی چین میچرخد.
تمرکز بر چین
چین طی ۴۰ سال گذشته به پویاترین منطقهی جهان از نظر انباشت سرمایه تبدیل شده است (Hung 2009; McNally 2011; Friedman et al. 2024). در سال ۲۰۲۴، سهم این کشور در تولید کالاهای جهانی ۲۷ درصد بود. این رقم برای ایالات متحده ۱۷ درصد، برای آلمان ۵ درصد و برای هند ۳ درصد بود. از سال ۲۰۰۱، چین بزرگترین تولیدکنندهی فولاد در سطح بینالمللی بوده است؛ این کشور با سرعتی خیرهکننده شهرهای جدید ساخته و اکنون نقشی پیشرو در زمینهی هوش مصنوعی یافته است.
این رشد عظیم چین در دهههای اخیر باعث ایجاد یک به اصطلاح «ابرچرخهی مواد خام» شد، زیرا رونق چین تقاضا برای نفت، گاز، مواد معدنی و سایر منابع طبیعی – و در نتیجه قیمتها – را بهشدت افزایش داده است. چین زنجیرههای تأمین را از آمریکای لاتین تا آفریقا و خاورمیانه ایجاد کرد و در صنایع مرتبط با مواد خام سرمایهگذاری کرد تا دسترسیاش به منابع حیاتی را تضمین کند. در این میان، «ابتکار کمربند و جاده» (BRI) از اهمیت محوری برخوردار است، پروژهای که ازطریق آن پکن ۱.۴ تریلیون دلار در پروژههای بزرگ، بهویژه در بخشهای انرژی و معدن سرمایهگذاری کرده است. چین بهواسطهی عقد هزاران توافقنامه با ۱۵۰ کشور، همچنین به بزرگترین وامدهندهی دوجانبه در جهان تبدیل شده است (White 2026; Miller 2025). افزون بر این، نکتهی تعیینکننده این است که دولت چین اکنون در کنار کنترل گستردهاش بر مواد معدنی مهمی مانند کبالت و نیکل، نقشی محوری در استخراج عناصر خاکیِ نادر را بر عهده دارد؛ عناصر کمیابی که برای بخشهای نظامی و نیمههادیها اهمیت حیاتی دارند. بر اساس مطالعهی آژانس بینالمللی انرژی (۲۰۲۵)، چین امروزه بزرگترین تأمینکنندهی ۱۹ عنصر از ۲۰ ماده معدنی حیاتی مهم است (Pilling/Hook 2026).
«از آنجا که ایالات متحده در ایجاد زنجیرههای تأمین جهانی و سرمایهگذاریهای مستقیم برای تضمین دسترسی به منابع مهم از چین عقب مانده است، دولت آمریکا بر قابلیت اصلی خود یعنی برتری نظامی تمرکز کرده است.»
پیامدهای ژئوپلیتیک همهی اینها در آوریل ۲۰۲۵ ناگهان در معرض دید عموم قرار گرفت. ترامپ بهتازگی تعرفههایی به میزان ۱۲۵ درصد علیه چین وضع کرده بود. دولت چین، در اقدامی متقابل، مقررات سختگیرانهای را برای صادرات عناصر نادر خاکی (و آهنرباهای ساخته شده از آنها) وضع کرد. این اقدام از جمله برای خودروسازان آمریکایی چنان پیامدهای مخربی داشت که کاخ سفید با وحشت عقبنشینی کرد و تعرفههای چین را دوباره بهشدت کاهش داد. با این حال، این چرخش باعث شد تا کاخ سفید تلاشهای خود را برای کنترل حداکثری بر منابع استراتژیک، از نفت تا مس، و نیز تهدیداتش برای اشغال و کنترل مناطقی مانند گرینلند یا ونزوئلا را تشدید کند. در اینجا میتوان عناصری از یک استراتژی امپریالیستی را تشخیص داد که متعلق به منطق منحط رقابتهای سرمایهداری متأخر است.
ادامهی مطلب در وبسایت کارگاه دیالکتیک👇🏾
https://kaargaah.net/?p=1643
-------------------
@kdialectic
زندگی بهمثابه مقاومت؛ بازپسگیری انسان در وضعیت اضطراری
آهراز ـ در شرایطی که سیاست رسمی بهطور فزایندهای به سمت مرگ، خشونت و نابودی میل میکند، پافشاری بر زندگی، خود یک کنش سیاسی رادیکال است. جامعه مدنی، اگرچه تحت فشار شدید قرار دارد، اما همچنان میتواند با بازتعریف اولویتهای خود، از بازتولید چرخههای خشونت جلوگیری کند. زندگی، در این معنا، نه عقبنشینی، بلکه نوعی پیشروی است؛ پیشرویای که نه بر ویرانهها، بلکه بر امکانهای هنوز زنده انسان بودن بنا میشود.
https://www.radiozamaneh.com/886093/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
«جنگ میهنی» یا «مبارزهی طبقاتی»؟
در رویارویی با جنگ امپریالیسم علیه ایران
یاشار دارالشفاء
12 آوریل 2026
بیایید یک راست سراغ محل دعوای کنونی چپ ایران بر سر جنگ جاری برویم: اکنون در جریان جنگ جاری بین ایران با آمریکا و اسرائيل، گروهی از چپهای ایرانی این جنگ را یک «جنگ میهنی» میدانند و آن را با جنگی که ویتنام با آمریکا درگیر آن بود یا چین با ژاپن (پیش از تحقق انقلاب کمونیستی) مقایسه میکنند. آنها با دست گذاشتن بر اینکه در امپریالیستی بودن آمریکا و اسرائيل تردیدی نیست، معتقدند که همهی مسأله بر سر این است که ماهیت جمهوری اسلامی را چطور ارزیابی کنیم. از نظر این گروه از چپ، جمهوری اسلامی طی سالیان حضورش در قدرت، با همهی سرکوبگریهای علیه چپها و به ویژه طبقهی کارگر، در نهایت یک رژيم ملی با استقلال سیاسی است و همین امر هم باعث میشود که باید در این جنگ پُشتش بایستیم؛ به همین قیاس آنها معتقدند که سوریهی بشار اسد هم رژیمی سوسیالیستی نبود اما جنگی که در جریان بهار عربی علیه آن بهراه افتاد در واقع چیزی نبود جز یک تلاش برای براندازی امپریالیستی.
اما نیروهای چپ انقلابی ضدامپریالیست با این صورتبندیها مخالفاند. آنان معتقدند ضدیت با امپریالیسم و جنگافروزیهایش مؤلفهای نیست که به اعتبار آن باید در لحظه، تمامی اشکال ضدیت با رژیمهایی چون جمهوری اسلامی، اسد، صدام یا قذافی را عجالتا کنار گذاشت و با پشتیبانی از مقاومت آنها در برابر تهاجم نظامی امپریالیستی از میهن دفاع کرد. این رژيمها اگر پس از چنین جنگی بتوانند به بقای خود ادامه دهند، بسیار وحشیتر از قبل به چپ و طبقهی کارگر یورش میبرند. البته این حرف به این معنا نیست که پس باید دعا کرد این رژيمها در جریان جنگهای اینچنینی سقوط کنند تا فرصت چنان وحشیگریای را نیابند؛ زیرا روشن است که همهنگام با نابود شدن این رژيمها، زیرساختهای کشور هم بر باد میروند. از نظر چپ انقلابی اساسا موضوع این نیست که در هنگامهی افروخته شدن جنگ باید خود را در تنگنای دوگانهی یا دفاع از امپریالیسم یا رژیم قرار داد.
🔹متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-5wk
#مبارزهی_طبقاتی #ماتریالیسم_تاریخی #چپ_انقلابی_ضدامپریالیست #یاشار_دارالشفاء
#فایل_پیدیاف ☝️🏿
ما به نظریهی جدیدی دربارهی امپریالیسم نیاز داریم
سندرو متزادرا
در گفتگو با رائول زلیک
ND-Journalismus Von Links
Feb. 07 , 2025
ترجمه: امین حصوری
کارگاه دیالکتیک | ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
لینک مطلب در وبسایت کارگاه:
https://kaargaah.net/?p=1673
-------------------
#سندرو_متزادرا
#رژیم_جهانی_جنگ
#انترناسیونالیسم_جدید
-------------------
@kdialectic
#فایل_پیدیاف ☝️🏿
چرا به یک آنتیمیلیتاریسمِ جدید نیاز داریم؟
بیانیهای از گروه چپ مداخلهگر – شاخهی فرانکفورت
ND-Journalismus Von Links
April 26 , 2026
ترجمه: متین شریفی
کارگاه دیالکتیک | ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
لینک مطلب در وبسایت کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1666
-------------------
#نه_به_جنگ
#رژیم_جهانی_جنگ
-------------------
@kdialectic
رژه با نماد ساواک زیر پرچم آزادی: نوستالژیِ عظمت، بازتولید اقتدار، ستایش زندان، توجیه شکنجه و عادیسازی خشونت دولتی
در ادامه بخوانید
دكتر نورايمان قهارى، روانشناس
/channel/drnourimanghahary
مقاومت علیه جامعه: چپ محور مقاومت و مصادره زبان رهایی
سیاوش شهابی ـ چپِ موسوم به «محور مقاومت» نه یک پروژه رهاییبخش، بلکه ترجمهای از منطق دولت امنیتی به زبان ضدامپریالیسم است. اما سیاست رهایی بخش پافشاری بر این است که میتوان همزمان با بمباران، تحریم، استعمار و اشغال مخالفت کرد و با دولت امنیتی، سرمایه رانتی، سرکوب زنان، سرکوب کارگران، اعدام، زندان، شکنجه، بنیادگرایی و نظامیگری نیز مرزبندی داشت. این دو موضع رقیب هم نیستند؛ شرط یکدیگرند.
https://www.radiozamaneh.com/888285/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
فایل پیدیاف ☝️🏿
رهایی پرولتاریا از جهنم جنگ
بیانیهی کلکتیو رود برای اول ماه مه ۱۴۰۵
-------------------------
@roudcollective
https://tinyurl.com/2w33dzcb
اعدام و جنگ:
همبستگی استبداد و امپریالیسم علیه زندگی
کارگاه دیالکتیک
۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
خبر: «چهار معترض دیماه ۱۴۰۴، محمدرضا مجیدیاصل، بیتا همتی، بهروز زمانینژاد و کوروش زمانینژاد، به اتهام جاسوسی و همکاری با گروههای تروریستی به اعدام و مصادره اموال محکوم شدند. این احکام بر اساس قانون جدیدِ مصوب در مهر ۱۴۰۴ صادر شده است. همچنین تاکنون دستکم ۳۰ معترض دیگر نیز به اعدام محکوم شدهاند». [پایان خبر]
خبر: «طی هفته گذشته سه زندانی سیاسی قیام دی ماه ۱۴۰۴ با اسامی امیرعلی میرجعفری از تهران، عرفان کیانی از اصفهان و عامر رامش اهل سیستان و بلوچستان در روند قضایی ناعادلانه اعدام شدند و پیکر دو تن از آنان به خانوادههایشان تحویل داده نشد.» (کارزار سهشنبههای نه به اعدام*) [پایان خبر]
مقدمه:
در روزهایی که نمایشهای خیابانی جمهوری اسلامی با درونمایههای جنگطلبانه و فاشیستی** اوج گرفتهاند، روند اعدام زندانیان سیاسی و دستگیرشدگانِ اعتراضاتِ تودهای نیز ضرباهنگی کمابیش روزانه یافته است و در کنار آن صدور احکام اعدام هم شتاب گرفته است (ازجمله حکم اعدام برای سه کودک ۱۷ و ۱۸ ساله احسان حسینیپور حصارلو، متین محمدی و عرفان امیری). دستگاه قضایی جمهوری اسلامی همواره بازوی مکمل کشتارهای خیابانی و سازوکارهای سرکوب و ارعابِ نهادهای امنیتی بوده است. با اینحال، در پاسخ به شرایط جنگی حاضر، رئیس قوهی قضائیه رسما و مکررا آمادگی این نهاد برای اولویتدادن به سرکوب مخالفان را اعلام کرد که معنای سرراست آن چنین است: تحویلگرفتن متهمان از نهادهای امنیتی برای صدور و اجرای حکم اعدام. تاکنون، بخشی از ثمرات این همکاری فشرده، رشد شمار اعدامها با اتهامات سیاسی بوده است.
درنگی کنیم بر برخی دلالتهای این اخبار هولناک، در پرتو فضای جنگی حاضر:
یک.
ماشین جنگِ امپریالیستیْ چرخدندههای ماشین اعدامِ استبدادی را روغنکاری کرده است. قوای امپریالیستی-صهیونیستیِ مهاجم، ازطریق تسهیل نظامیتر شدنِ ساختار قدرت در ایران، و گسترش و تثبیت «وضعیت اضطراری»، سویهی مردمستیز نظام استبدادیِ حاکم بر ایران را تقویت کردهاند.
دو.
اینکه در جمهوری اسلامیِ پسا-خامنهای (پدر) نیز اعدام/قتلِ مخالفان سیاسی و «ناشهروندان» بهسان رویهای عادی و قانونی ادامه یافته است، نشان میدهد که علی خامنهای صرفا یکی از معمارانِ ساختار قدرتی بود که تداوم حیاتش (از مدتها پیش) وابسته به حیاتِ خود او نبوده است. همین است که توطئهی نظامی قتل خامنهای ضربهای به رژیم اسلامیِ مستقر وارد نکرد، بلکه به بازساختاربندی نظام سیاسیِ حاکم منجر شد؛ با نقشآفرینیِ لایههای تازهنفسِ معمارانِ قدرت.
سه.
اینکه جمهوری اسلامیِ جدید کماکان اعدام میکند، حاکی از آن است که کماکان به کارکردهای پیشین ماشین اعدام نیاز دارد (وابسته است)؛ که این خود حاکی از شکاف پرنشدنی میان دولت و ستمدیدگان و نیز پتانسیل دگرگونساز ستمدیدگان برای بر همزدن نظم موجود است. از همین روست که جمهوری اسلامی همزمان که با خصم خارجیاش میجنگد، هیچگاه از این مساله غافل نیست که دشمن بزرگتری هم در داخل دارد. یعنی حاکمان واقفند که بقای قدرتشان وابسته به پیشبرد جنگهای همزمان در دو جبههی متفاوت است: در داخل و خارج.
چهار.
سرشت اعدامهای کنونی (برای ارعاب و مهار «دشمن داخلیِ» نظام) پیوندی درونماندگار دارد با این واقعیت که جمهوری اسلامی شیوههای جنگ با دشمن خارجیاش را مستقل از پیامدهای فاجعهبارش برای مردمان ایران انتخاب میکند. مفصلگاه این پیوند چیزی نیست جز اولویت مطلق بقای نظام بر هر اصل و هنجار انسانی؛ اولویتی که - بهسان راهبردیترین اصل حکمرانیِ جمهوری اسلامی - تنها بر پایهی منظر و منافع حاکمان تعیین شده است و طی سالیان دراز، داربست ایدئولوژیک خاص خود را پرورده است.
پنج.
(تشدید) اعدامهای دولتی و پافشاری بر سیاستهای جنگطلبانه به هزینهی جان و زندگی و معیشت فرودستان، پدیدههای خویشاوندی هستند که سرشت مرگبنیاد جمهوری اسلامی را متجلی میسازند. ترجمان عینی مرگبنیادی این نظام، بیارزشبودنِ جان انسانها («ناشهروندانِ» دولت ایران) در برابر اصل بقاء و ماندگاری نظام است. منطق سیاسی برآمده از این اصل، فینفسه از جنس همان منطقی است که برای پیروزی در جنگ به «بمباران فرشی» (carpet bombing) روی میآورد و حتی ابایی ندارد که مردمان قلمرو ایران را به «عصر حجر» بازگرداند.
ادامهی مطلب 👇🏾
------------------
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#علیه_جنگ
#علیه_استبداد_امپریالیستی
--------------------
@kdialectic
فایل پیدیاف ☝️🏿
دربارهی افق و استراتژی چپ در مواجهه با جنگ -
نقد یک دیدگاه
نویسنده: نیما صبوری
کارگاه دیالکتیک
۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
لینک دسترسی به مطلب در وبسایت کارگاه دیالکتیک 👇🏾:
https://kaargaah.net/?p=1654
-----------------
#نه_به_جنگ #نه_به_جنگطلبی #نه_به_نظامیگری
#علیه_جنگ_امپریالیستی #نه_به_صهیونیسم
#علیه_استبداد_امپریالیستی
-----------------
@kdialectic
قرابتی وجود دارد میان تغییر نام وزارت دفاع آمریکا به «وزارت جنگ» و پیشنهاد تغییر نام خیابان آزادی (در تهران) به «شهید امام خامنهای».
هر دو از ورود به عصر تازهای خبر میدهند که مشخصهی آن عادیسازیِ جنگ و اقتدارگرایی است. مساله، فهم پیوند درونیِ این مانورهای ظاهرا بیربط ست.
۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
------------------
@kdialectic
ادامه متن بیانیه
ما از تمام فعالان حقوق بشری، صنفی، مدنی، سیاسی و هرکس که مخالف اعدام است میخواهیم در شرایط اختناقی که حکومت خیابانها را به گروگان گرفته و حکومت نظامی ایجاد کرده مرعوب نشوند و جهت مقابله با این سرکوبها و صفهای طویل اعدام به هر شکل ممکن اعتراض کنند. بیشک آینده از آن کسانی که بهای آزادی را پرداختهاند.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با گرامیداشت یاد این سربداران، روز سهشنبه اول اردیبهشت ۱۴۰۵ در هفته صدوهفدهم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرمآباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز ، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل ، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته ۱۱۷
سهشنبه اول اردیبهشت ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
/channel/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
داعیهی جمهوری اسلامی: 'اکثریت قاطع مردم ایران - ۸۷ درصد - خواستار ادامهی جنگ هستند!
----
پروپاگاندای دستگاه حاکمهی ایران ازطریق عددسازی میخواهد راهبرد جنگطلبانهی حاکمان را بهنام اکثریت جامعه بنویسد؛ همان کسانی که حتی پس از پایان این جنگ مصیبتبار هم تا سالها باید تاواناش را بپردازند. معنا و کارکرد واقعی نمایش «پویش جانفدا» یا رژهی «دختران جانفدای ایران» موجهنماییِ همین داعیه است: تصویر و صدای بخش کوچکی از جامعه که حکومت بهمدد «نعمت جنگ» و «ناسیونالیسمِ جنگی» قادر به بسیجِ خیابانیِ آنها شده، را چنان تکثیر و بزرگنمایی میکند که بتواند آنها را بهمنزلهی اکثریت جامعه بازنمایی کند. از این طریق، اذهان عمومی داخلی و خارجی برای پذیرش این عددسازی مهیا میشود.
طُرفه آنکه ترامپ و پهلوی و IR-INT هم صدای بخشی از جامعه (عمدتا در دیاسپورا) را که گرفتار فانتزیِ «رهایی ازطریق جنگ» شده بودند، بهسان خواست ایرانیان قلمداد کردند؛ و ترامپ کماکان با تکیه بر همان تصویر، چالش این تهاجم نظامی را توجیه میکند.
شاید برپایی کارزاری رسانهای نظیر #ما_جنگ_نمیخواهیم پاسخی حداقلی به این هیاهوی تازه باشد.
---
@kdialectic
جنگهای ترامپ بر سر مواد خام
مقدمهی کارگاه بر مقالهی مکنالی
دربارهی دوره تازهی تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، یا جنگ در ایران، تفاسیر متفاوت و متعارضی وجود دارد. شیوهی فهم ما (کارگاه دیالکتیک) از این جنگ بر نگریستن به آن از منظر وضعیت جهانی تکیه دارد: خواه با نظر به دینامیک سرمایهداریِ بحرانزدهی متاخر و – متاثر از آن – بازآرایی سازوکارهای امپریالیستیِ محافظِ سرمایهداری و نیز تشدید منازعات میان کانونهای سرمایهداری یا بلوکهای امپریالیستی؛ و خواه با نظر به موقعیت و منافع پرولتاریا در متن این تحولاتِ تاریخی. در همین راستا، بر این باوریم که جنگ پردامنهای که اینک ایران کانون وقوع آن شده است، یکی از تازهترین تجلیات پیکارهای میان بلوکهای امپریالیستی (بهرهبری آمریکا و چین) بر سر هژمونیِ جهانیست. از این منظر، بهرغم همهی خودویژگیهای این جنگ و بازیگرانِ متخاصمِ آن، در تحلیل نهاییْ ما آن را جنگی غیرمستقیم میان دولتهای آمریکا و چین (و بخشا روسیه) میدانیم. لذا تحمیل این جنگ به مردمان ایرانْ بخشی از هزینهایست که ستمدیدگان بابت بحرانیشدنِ فزآیندهی نظم سرمایهداری میپردازند.
با توجه به اینکه روند شدتیابیِ بحرانهای ساختاری و درهمتنیدهی سرمایهداری به مرحلهی تاریخیِ تعیینکنندهای («بحرانیشدنِ» بحرانها) رسیده است، و با نظر به جایگاه نازل پیکارهای سازمانیافتهی پرولتاریا در موقعیت کنونی، باید اذعان کرد دامنهی چنین رخدادها و هزینههایی برای مردمان ایران و خاورمیانه و - بهطور کلی - «جنوب جهانی» فزونی خواهد گرفت. از آنجا که دولت ایران، در راستای راهبردهای معطوف به تضمین بقاء و منافعِ حاکمان (و بههزینهی مردمان تحتستم)، آشکارا مسیری همسو با (و وابسته به) بلوک شرقی قوای امپریالیستی اتخاذ کرده است، میتوان گفت تا جایی که به نقش دولت ایران مربوط است، این دولت تاکنون – بهواقع – بهنیابت و پشتوانهی بلوک شرقیْ این جنگ را پیش برده است. از این زاویه، این جنگ همچنین بر ماهیت حضور دولت ایران در جنگ داخلی سوریه روشنی میاندازد. مشخصا، در پرتو جایگیری راهبردیِ ویژهی دولت ایران در صحنهی منازعات امپریالیستی، انتخاب حاکمان ایران برای «پیشکاریِ نظامیِ» دولت روسیه در میدانِ جنگ سوریه قابلفهم میشود؛ و مهمتر از آن، امکان بازخوانیِ انتقادیِ کلیت راهبرد کذاییِ «محور مقاومت» در چارچوب تاریخی وسیعترِ منازعات میان بلوکهای امپریالیستی فراهم میشود.
اما چرا چنین منظری لازمهی ایستادن در جبههی پرولتاریاست؟ در بیانی فشرده: برای اینکه در تلاطم پرشتاب رویدادهای هولناکْ خط راهنمای کلیِ معطوف به سوژههای بالقوه ولی واقعی را از دست ندهیم. یعنی بهجای تدارک ایستادگیِ مردمی در برابر جنگ (جنگافروزی، جنگطلبی و نظامیگری)، به ورطهی موضعگیری عاطفی/اخلاقی بهنفع یکی از طرفین جنگ (قدرتها/دولتها) کشیده نشویم. چون با توجه به این چارچوب تحلیلی، آرایشِ کلی این جنگ امپریالیستی را میتوان اینگونه (باز)ترسیم کرد: در یک طرف، بلوکهای امپریالیستی غرب و شرق و نمایندگان منطقهایِ آنها (دولتهای اسرائیل و ایران) قرار دارند؛ و در طرف دیگر، مردمانِ ستمدیده یا پرولتاریای ایران و لبنان و کل منطقه. این صورتبندی، مسلما نفس تخاصماتی که رانهی انضمامی–تاریخیِ منازعات جاری بودهاند را نفی نمیکند؛ بلکه به لایهی ژرفتری از سازوکارهای امپریالیستی ارجاع میدهد که هم جهت/چارچوبِ کلی این رویدادهای انضمامی را تعیین کردهاند؛ و هم در مسیرهای تاریخیای محقق و بازتولید میشوند که توسط این رویدادهای انضمامی گشوده شدهاند. متن حاضر، بهباور ما، شواهد مهمی دربارهی ماهیتِ بینا–امپریالیستیِ جنگِ تحمیلشده بر مردمان ایران عرضه میکند. دیوید مکنالی، استاد تاریخ دانشگاه هوستون و ویراستار نشریهی اِسپکتر است. او چهرهای شناختهشده در نقد اقتصادسیاسی مارکسیسیتی و نیز در سپهر اکتیویسم ضدسرمایهداریست و آثار مهمی در تلفیق نظریهی مارکسیستی و پیکار ضدسرمایهداری تالیف کرده است. برای آگاهی بیشتر دربارهی دیدگاهها و آثار نویسنده به مدخل ویکیپدیا یا به وبگاه دیوید مکنالی رجوع کنید.
تحریریهی کارگاه دیالکتیک، ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
------------------
#نه_به_جنگ
#نه_به_جنگطلبی
#علیه_استبداد_امپریالیسم
------------------
@kdialectic
تداوم حملات جمهوری اسلامی به کمپهای کُردی؛ چرا این حملهها متوقف نمیشود؟
در پی ادامه حمله پهپادی جمهوری اسلامی ایران به اقلیم کردستان عراق، گزارشها از هدف قرار گرفتن کمپهای غیرنظامی از جمله «سورداش» و جانباختن غزال مولان، پیشمرگه ۱۹ ساله حکایت دارد. هیوا مجیدزاده، فعال سیاسی چپ کورد ساکن اقلیم کردستان، شهر سلیمانیه، در گفتوگو با زمانه به تبیین چرایی تداوم این حملهها علیرغم اعلام عدم مداخله احزاب کورد در جنگ فعلی و تلاش چندین ساله تهران برای انتقال اجباری آنها به کشورهای ثالث میپردازد.
https://www.radiozamaneh.com/886464/
@RadioZamaneh | رادیو زمانه
🔹چطور از «ژن، ژیان، ئازادی» به جنگ رسیدیم؟
نویسنده: سمیه رستمپور
استدلال مرکزی این مقاله این است: سرکوب خیزش دیماه ۱۴۰۴ توسط جمهوری اسلامی، که طی چند شب هزاران کشته بر جا گذاشت، و حملهی نظامی آمریکا و اسرائیل در اسفندماه، که به جنایتهای جنگی متعدد منجر شد، نه دو رویداد جداگانهاند و نه دو خشونت متضاد، بلکه دو لحظهی پیدرپی از یک فرایند واحد ضدانقلابیاند. این فرایند اما پیش از جنگ آغاز شده بود: با یک روند ضدانقلابیِ آرامتر در سطح سیاسی، رسانهای و نمادین؛ روندی که بهویژه از سوی جریان راست ناسیونالیست و سلطنتطلب ایرانی، بهخصوص در میان دیاسپورا، پیش برده میشد و میکوشید «زن، زندگی، آزادی» بهعنوان «راه سوم» را خنثی، تحریف و تصاحب کند و آن را در قالب یک دستور کار شوونیستی، اقتدارگرا، ضدچپ و در نهایت نظامیگرا و جنگطلب بازآرایی کند.
نسخه کامل مقاله:
https://harasswatch.com/news/2571/
@harasswatch
#تلویزیون_جنبش
#پخش_زنده
تقلا برای نظم نوین: خوانشی طبقاتی از جنگ، امپریالیسم و بحران تئوریک چپ | گفتوگوی زنده با محمد حاجینیا
——
یکشنبه ساعت ۱۹ اروپای مرکزی - ۲۰:۳۰ ایران
https://www.youtube.com/live/Rc7hMwpsybU?is=Jh1279SvE50Z_sNB
——-
در یکی از ملتهبترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ غرب آسیا قرار داریم؛ منطقهای که دهههاست روی گسل جنگها، رقابتهای تسلیحاتی و مداخلات امپریالیستی بنا شده است. تصاویری که این روزها از جنگ و ویرانی مخابره میشود، توأمان خشم، یأس و استیصالی عمیق را در جامعه پمپاژ میکند. در چنین شرایطی که صداهای مسلط یا در پی تطهیر تجاوزات خارجیاند و یا به نام «امنیت» سرکوب داخلی را توجیه میکنند، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تحلیلی رادیکال و انتقادی هستیم که از دوگانههای کاذب فراتر برود.
مهمان این برنامهی ما، محمد حاجینیا ، پژوهشگر فلسفه سیاسی و مارکسیسم است. ایشان در نوشتهها و مقالات اخیرشان از جمله «فرایند درونیشدن تضادهای امپریالیستی» و «تقلا برای تحقق نظم نوین خاورمیانه»، تلاش کردهاند تا نشان دهند رقابتها و فشارهای امپریالیستی، صرفاً پدیدههایی «خارجی» نیستند که روی یک جامعه آوار شوند، بلکه در دل مناسبات طبقاتی، ساختار دولت و اقتصاد سیاسیِ کشورهای پیرامونی «درونی» میشوند و به بازتولید «خشونت مفرط» و برآمدن بدیلهای ارتجاعی کمک میکنند.
در این برنامهی زنده با ایشان گفتوگو میکنیم تا بفهمیم بسترها و محرکهای جنگ اخیر چیست، جمهوری اسلامی و ایران در کجای این نظم نوین قرار دارند، و چرا نیروهای مترقی و چپ در مواجهه با این بحرانها دچار غافلگیری و لکنت نظری شدهاند.
سوالات و نظرات خود را در بخش کامنتها با ما ونیهمان برنامه درمیان بگذارید ، مشارکت فعالانه شما بخش جدایناپذیر از برنامهها ما در جنبش تیوی است.
/channel/JonbeshTV
بازنشر از دیدبان آزار:
این متن ساعاتی پیش از اعلام آتشبس به پایان رسید؛ یک روز پس از آنکه ترامپ با تهدیدی استعماری از «مرگ یک تمدن» سخن گفت، تهدیدی که بهطور تلویحی استفاده از بمب اتم یا کشتار دستهجمعی مردمان ساکن جغرافیای ایران و تخریب زیرساختهای حیاتی آن را در بر میگرفت. این متن بدون هیچ تغییری منتشر میشود.
در کنفرانس خبری ۶ آوریل ۲۰۲۶ / ۱۷ فروردین ۱۴۰۵، وقتی خبرنگار از ترامپ درباره تهدید به بمباران زیرساختهای حیاتیِ و تنبیه دستهجمعی مردم پرسید، او در پاسخ گفت: «مردم ایران حاضرند رنج بکشند تا آزادی داشته باشند؛ آنها به رغم اینکه بمبها کنار خانههایشان فرود میآید میگویند: به بمباران ادامه بده!»
این اظهارنظر ترامپ که «جنایت جنگی» را مشخصاً با ارجاع به «خواست» خود مردمان ایران مشروع و موجه میسازد، بهخوبی نشان میدهد تا چه حد اتخاذ موضع ضدجنگ و محکومیت بدون لکنت حملات نظامی اسرائیل و امریکا واجد اهمیت است. سکوت در برابر جنگ یا فقدان تلاش فعالانه برای «آتشبس» نه فقط چرخدندههای ماشین جنگی را صیقل میدهد بلکه تا اینجای کار به تداوم جنگی یاری رسانده که ازقضا بهطرز کنایهآمیزی جمهوری اسلامی را به لحاظ اجتماعی، سیاسی و ژئوپلکتیک
ادامه این متن را در وبسایت دیدبان بخوانید.