librt | Unsorted

Telegram-канал librt - LiberTorch

1592

مشعل آزادی 🔥 بنیان بیشتر انتقادات علیه بازار آزاد، بی‌اعتقادی به خود آزادی است. 👉Insta : Instagr.am/LiberTorch 👈 لینک گروه: https://t.me/joinchat/Ga_3WEW4gsBco58vULsHfw

Subscribe to a channel

LiberTorch

صفحهٔ نهم روزنامهٔ اطلاعات،13 اردیبهشت 1358، علاوه بر محکومیت ترور مرتضی مطهری توسط گروه انقلابی فرقان، در تیتری دیگر ترور ناصرالدین شاه را «اعدام انقلابی» خوانده، از قاتلِ شاه تجلیل کرده، او را مجاهد خوانده است و میرزا رضا کرمانی، اسدآبادی[افغانی] را محرک او در این ترور دانسته است.

Читать полностью…

LiberTorch

✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۱۸۱)؛

🔹تفرّد‌گرایی و نابرابری‌محوری لیبرالی، در تداوم و بقاء خود به همان میزان نیازمند دولت است که جمع‌گرایی و برابری‌محوری سوسیالی.

#مصطفی_مطهری

/channel/ReligiousSchool

Читать полностью…

LiberTorch

مراکش، مسجدِ بازار ، 1924
بازار تهران و دست فروش های جلوی مسجد شاه، دهه ۵۰

🕌 مسجد و بازار، دو همراه همیشگی.

Читать полностью…

LiberTorch

به زعم هردر، نظریه های روسو و کندیاک نماینده دو ضعف است در دو قطب مخالف، دو سرحد افراطی که هر نظریه طبیعت گرای قانع کننده باید از آنها بپرهیزد.
هردر دشواریهای آنها را در جمله ای واحد خلاصه می کند:
«روسو آدمی را به مرتبت حیوان فرو می کاهد و کندیاک حیوان را به مرتبت آدمی برمی کشد».
انسان را به حیوان فرومی کاهد، زیرا معتقد است که زبان انسان، همچون زبان تمامی حیوانات، مشتمل بر چیزی نیست جز فریادها. اما نمی تواند ویژگی خاص زبان انسانی را درک کند: یعنی، محتوای شناختی آن را. اکثریت عظیم کلمات بیانگر عواطف نیستند، بلکه وصف چیزهایند. اما نمی توان خاستگاه این کلمات را تنها با تکیه بر طبیعت حیوانی انسان تبیین کرد.
بالعکس، کندیاک حیوان را به مرتبت آدمی برمی کشد زیرا او بر آن است که انسان باید پیشاپیش در وضع طبیعی واجد تصور زبان باشد. برای برخورداری از تصور صدایی که اشاره به شیئی دارد، یا برای فهم غایت یک عرف، باید پیشاپیش تصوری پیچیده از زبان داشته باشیم. بنابراین کندیاک آنچه را می کوشد تبیین کند فی الواقع مفروض داشته است: خاستگاه زبان.

Читать полностью…

LiberTorch

⚜️مالکیّت دولتی⚜️

بنابراین، بر خلاف باور بسیاری، پرسش اساسی در جامعه این نیست که مالکیّت باید خصوصی باشد یا دولتی، بلکه پرسش این است که آیا این مالکانِ ضرورتاً «خصوصی»، مالکانی مشروع هستند یا مجرم. زیرا در نهایت، هویتی به نام «دولت» وجود ندارد بلکه افرادی وجود دارند که خود را در قالب گروه‌هایی تحت عنوان «دولت‌ها» متشکل کرده‌اند و به روشی «دولتی» عمل می‌کنند. بنابراین همه دارایی‌ها همواره «خصوصی»اند. پرسش یگانه و مهم این است که آیا {این دارایی‌} باید در دست مجرمان باشد یا صاحبان به‌حق و مشروع آن. لیبرتارین‌ها در مخالفت با تشکیل دارایی دولتی و یا مطالبه واگذاری آن تنها یک دلیل دارند: درک اینکه حاکمان دولتی صاحبان ناحق و مجرم چنین دارایی‌‎هایی هستند.


✍🏼 موری نیوتن راتبارد
📚 اخلاق آزادی


🔶@IIFOM_CO

🌐 iifom.com

⚫️ instagram.com/iifom.co

Читать полностью…

LiberTorch

/channel/Iranian_Neocon/191

Читать полностью…

LiberTorch

شاه و سید

سید جمال‌الدین اسدآبادی شخصیتی منافق و فتنه‌جو بود. شواهد زیادی هست که او نمازش را نمی‌خواند، به وودکا علاقه داشت و کلاً وقعی به فرائض دینی نمی‌نهاد. نوشته‌های او زمانی که در فرانسه بود بوی الحاد (آتئیسم) می‌داد! به خصوص در یکی از مقالات به صراحت می‌گوید که ایده خدا به این خاطر توسط بشر اولیه اختراع شد که آن بشر علم به علل واقعی امور نداشت! اما همین شخص مبدع نظریه "اتحاد دنیای اسلام" و پدر اسلام‌گرایی مدرن بود! جامعه متحد اسلامی و تمدن اسلامی می‌خواست، ولی مسلمان بودن افراد آن جامعه بزرگ برایش مهم نبود. حتی اینکه آن تمدن چه شکلی هم داشته باشد برایش مهم نبود! فقط بایستی قوی باشد تا در مقابل استعمار انگلیس بایستد. دغدغه ذهنی او همواره "استعمار انگلیس" بود، تا جایی که برای مقابله با آن از همکاری با تزار و خدمت به روسیه ابایی نداشت (روسیه‌ای که ضررش برای ایران صدبار از انگلیس بیشتر بود) . همه چیز، از اسلام و فراماسونری (که عضوش شد) و تشیع و تسنن و هر چیز دیگری، برایش وسیله‌ای بود برای این هدف!

شخصیتی داشت بسیار کاریزماتیک که اکثر افراد را بلافاصله عاشق خود می‌کرد (در زمانه‌ای که وراجی باب نبود و وراجی‌ها و شعارهای آدم دنیادیده‌ای مثل او جذابیت داشت). اما امروزه که گفتارش را که بخوانیم می‌بینیم که، این‌گفتار که روزی "روشنگری" نام داشت همه‌اش باد است و گزافه‌گویی و وراجی (اغلب خنده‌دار)! روشنفکران آن زمان روابطشان با او معمولا بسیار خوب بود: از حاجی‌سیاح محلاتی تا ملکم‌خان تا آقاخان کرمانی (در زمانی که آقاخان کاملا ملحد شده بود). در میان پیروان و یاران نزدیکش جمعی از بابی-ازلی‌ها بودند، و حتی در "حوزه اتحاد اسلام" که راه انداخت، اینها اعضای فعال بودند. بار اول که به ایران برگشت در خانه امین‌الضرب مهمان بود. تحصیل‌کردگان و روشنفکران و درباریان و مردم عادی به دیدار او می‌رفتند و همه محو کمالات این مرد پرکاریزما و سخنان بدیع او بودند. مستخدم امین‌الضرب در همان روزها عاشق و شیفته این مرد شد و تا آخر عمرش مرید او ماند و عاقبت سرش بر دار رفت! نامش میرزا رضای کرمانی بود که به تحریک سیدجمال‌الدین ناصرالدین‌شاه را به قتل رساند.

علمای سنتی معمولا رابطه گاه سرد و گاه گرمی با سیدجمال‌الدین داشتند. در میان بعضی‌شان که بیشتر به سیاست متمایل بودند طرفدارانی داشت. او، در میان عالمان دینی، مرد جاه‌طلب و قدرت‌طلبی چون آقانجفی اصفهانی را می‌ستود و او را حتی به بیسمارک تشبیه کرد. سیدجمال بود که اول بار به میرزای شیرازی در مورد انحصار تنباکو نامه نوشت، و متعاقباً تلگرام میرزای شیرازی به ناصرالدین‌شاه در مورد داستان رژی و انحصار تنباکو دارای مطالبی است که به نظر می‌رسد ملهم از سیدجمال بوده است. سیدجمال‌الدین بعد از آن هم به استانبول رفت و مرتب سعی می‌کرد که سلطان عثمانی را به توطئه علیه شاه ایران ترغیب کند تا اتحاد دنیای اسلام زیر سلطه این سلطان تحقق یابد. در همان زمان نیز به علمای شیعه نامه می‌نوشت و آنها را بر ضد شاه تشجیع و ترغیب می‌کرد.
➖➖➖➖➖➖➖
سیدجمال به هر کشوری هم که می‌رفت سعی می‌کرد خود را به صاحبان قدرت نزدیک کند تا به کمک آنها برنامه سیاسی خود را پیش ببرد: چه در افغانستان، چه در مصر، در استانبول، حتی در روسیه. معمولاً هم هربار موفقیت‌هایی در ابتدا کسب می‌کرد، ولی خیلی زود مطرود یا مغضوب می‌شد. در ایران، در تنها ملاقاتی که با ناصرالدین‌شاه (سال‌ها قبل از دشمن شدنش با شاه و داستان تنباکو) داشت به شاه پیشنهاد کرد که او را به خدمت بگیرد: "چون شمشیری برای نابودی دشمنان شاه"!

در میان همه‌ی خیل عاشقان و شیفتگان سید، همه روشنفکران، سیاستمداران و دیگرانی که با او به گفتگو نشستند، همه‌ی سلاطین و حاکمانی که او پیشنهاد خدمت به آنها کرد، فقط یک نفر بود که در همان ملاقات اول با او از او بسیار منزجر و متنفر شد: شخص ناصرالدین‌شاه! شاه در همان یک جلسه ملاقات با او، علیرغم اینکه سید به او پیشنهاد خدمتگذاری داد، بلافاصله تشخیص داد که با چه جرثومه‌ی فسادی طرف است. ناصرالدین‌شاه دیگر هیچ‌گاه نخواست که با سیدجمال‌الدین گفتگویی داشته باشد‌. در همین فقره (و فقرات دیگر نیز!) می‌بینیم که شاه از روشنفکران و سیاستمداران آن زمان لااقل یک پله باهوش‌تر بود.
➖➖➖➖➖➖➖
۱۴۰ سال بعد: ایرانیان از میراث قاجار تبری جستند و انواع و اقسام ایده‌های روشنفکران را آزمودند، از ملی‌گرایی و سوسیالیسم و فاشیسم و مستبد مصلح و دولت متمرکز و اسلام‌گرایی و ..... حالا هم که همگی تحت لوای ایده‌های جناب سیدجمال‌الدین اسدآبادی زندگی می‌کنیم.

@jenabegav

Читать полностью…

LiberTorch

بنیادگرایی دینی و روشنفکری دینی دو روی یک سکه اند:

ادیان صرف نظر از اینکه چه اسمی داشته باشند، همگی شبیه یکدیگرند. هیچ توافق و سازشی میان این ادیان و عقل ممکن نیست. دین، ایمان و عقیده را بر فرد تحمیل می کند در حالی که فلسفه، وی را از کل و یا بخشی از آن ایمان و اعتقاد رها می سازد.

سید جمال‌الدین اسدآبادی!

🪓 ایران بین_دو انقلاب، پیشینه تاریخی ی انقلاب مشروطه

🗝 هم چنین بنگرید این جا و این جا

Читать полностью…

LiberTorch

«مجمع آدمیت» تهران، از پوزیتیویسم رادیکال سن سیمون و امانیسم لیبرال آگوست کنت الهام گرفته بود. بنیانگذار جمعیت، میرزا عباس قلی خان قزوینی که بعدها به آدمیت معروف شد، از دوستان نزدیک ملکم و از اعضای مهم وزارت عدلیه بود. پسر وی، فریدون آدمیت، مورخ معروف تاریخ جنبش مشروطه، می‌نویسد که مجمع سه هدف اصلی داشت: به کار بردن مهندسی اجتماعی برای دستیابی به توسعه ملی؛ کسب آزادی فردی به منظور شکوفایی عقل و اندیشه بشری؛ دستیابی به برابری در حقوق برای همگان بدون در نظر گرفتن اصل و نسب و مذهب و به منظور حفظ تضمین شأن و منزلت همه شهروندان. در سوگندنامه پنهانی گروه آمده بود که برابری در حقوق و وظایف، تنها اساس واقعی روابط بشری است. تنها برابری می تواند وحدت منافع ملی را مستحکم و پایدار سازد. تنها برابری می‌تواند تعهدات و حقوق قانونی افراد را تضمین کند. اعضای جامعه بیشتر از میان دولتمردان عالی‌رتبه بودند نه شاهزادگان، زیرا: درخواست برابری حقوقی برای کارکنان دولتیِ معترض به امتیازات موروثی جذاب بود؛ مفهوم مهندسی اجتماعی، ایفای نقش‌های مهمی را در روند توسعهٔ ملی به آنان وعده می‌داد؛ امید به آزادی، پاسخگوی اشتیاق آنها به یافتن امنیت شخصی در مقابل تصمیمات مستبدانه بود؛ رازداری تشریفاتی که تقلیدی از فراماسونهای اروپایی بود، آنها را در برابر مقامات محافظه‌کار و افراد و نهادهای مذهبی حفظ می‌کرد.

🪓 ایران بین دو انقلاب، پیشینه تاریخی انقلاب مشروطه

Читать полностью…

LiberTorch

سلطنت‌ها می‌توانند ثبات و تداوم طولانی‌مدت را فراهم کنند، زیرا رئیس دولت معمولاً مادام العمر در قدرت است و از تغییرات مکرر در رهبری اجتناب می‌کند. حال آنکه مشروطگی باعث در هم ریختن اوضاع است و اقتصاد به هم می‌ریزد. پادشاهان می‌توانند به‌عنوان شخصیت‌های بی‌طرف و غیرسیاسی که نماینده کل ملت هستند و به هیچ حزب سیاسی وابسته نیستند، عمل کنند. در دعواهای بیهوده مشروطگی مردم فرساییده و نابود می‌شوند. پادشاهی ها به طور بالقوه می توانند بدون نیاز به فرآیندهای طولانی قانون گذاری سریعتر تصمیم گیری کنند. شما نگاه کن چقدر بزنگاه‌های دشوار که نیاز به چابکی دارد مشروطگی کند عمل می‌کند. فرآیندهای دموکراتیک و پایبندی به قانون اساسی می تواند تصمیم گیری را کند کند و حکمرانی را پیچیده تر کند. دموکراسی ها ممکن است از اختلافات سیاسی عمیق و تغییرات مکرر در رهبری که ممکن است ثبات را تضعیف کند، رنج ببرند.

مشروطگی قبل از دوران مشروطه ایران یک نظم خودجوش نهادهای سنتی اعم از روحانیون و اشراف و سران قبائل بود. مشروطه آغازی بر یک پایان تراژیک در تاریخ ایران بود. خودکامگی و و استبداد سیستم مرگزگرای دولتی که به صورت تصنعی تلاش می‌کرد نظمی را القا کند که هرگز پایدار نبود چون خودجوش و طبیعی نبود.


✍🏻 سید مجتبی متین خواه

Читать полностью…

LiberTorch

/channel/Iranian_Neocon/126

Читать полностью…

LiberTorch

⚜️نگاهی به مشروطه از زاویهٔ انتقادی⚜️


از تاج‌گذاری تا فتح طهران
نویسنده: سهیل مختاری

این انجمن آذربایجان چه از جان من و دولت ایران می‌خواهد؛ مگر می‌شود به آن واحد و یک لحظه اینجا را ژاپن و فرانسه کرد. کی توانسته که من نتوانسته‌ام.

محمدعلی شاه قاجار
خاطرات عين‌السلطنه، ج۳،ص۱۹۷۱


در مقالهٔ نخست ایجازاً شرح دادیم که چگونه فرمان معروف به مشروطه تحصیل شد و شاه و ولیعهد پنجاه و یک اصل قانون اساسی را توشیح و تأیید کردند. حال با درگذشت مظفرالدین‌شاه شاهی جوان بر تخت طاووس تکیه زده و تاج کیانی بر سر نهاده است. پادشاهی که در عصری نو فرمانروایی خواهد کرد او شاه مملکتی است که در عداد دول کنستیتوسیون درآمده و در اندک زمانی صاحب پارلمان و قانون اساسی شده است. بنابراین محمدعلی‌شاه از این حیث نخستین پادشاه مشروطه ایران به حساب می آید.


📜 متن کامل: نگاهی به مشروطه از زاویهٔ انتقادی


🔶@IIFOM_CO

🌐 iifom.com

⚫️ instagram.com/iifom.co

Читать полностью…

LiberTorch

هیچ مشروطه‌ای یکباره شاه را اینگونه ذلیل و بی‌اختیار نکرد که مشروطهٔ ایران کرد. نتیجهٔ اولیهٔ چنین خطایی، تنها هرج و مرج داخلی و دخالت خارجی بود. تحقیر شاه مشکل محوری مشروطهٔ ایران است، به‌طوری‌که پس از عزل او این خلاء هیچگاه پر نشد تا عاقبت، سلطنت مشروطه را به پای دیکتاتوری منوّر قربانی کردند:

از دستبوس میل پابوس کرده‌ای
خاکت به سر ترقی معکوس کرده‌ای


در روزهای آینده بخش دوم مقالهٔ «نگاهی به مشروطه از زاویهٔ انتقادی» در وبسایت و کانال «پژوهشگاه مالکیّت و بازار» منتشر خواهد شد. علاقه‌مندان می‌توانند متن کامل این مقاله که دورهٔ زمانی «از تاجگذاری تا فتح طهران» را شامل می‌شود از این طریق مطالعه کنند.


🔶@IIFOM_CO

🌐 iifom.com

⚫️ instagram.com/iifom.co

Читать полностью…

LiberTorch

هر دخالت دولت عواقب ناخواسته و نامطلوبی ایجاد می‌کند که منجر به فراخوانی مداخلات بیشتر دولت می‌شود.

⚜️لودویگ فون میزس⚜️


🔶@IIFOM_CO

🌐 iifom.com

⚫️ instagram.com/iifom.co

Читать полностью…

LiberTorch

دولت گرایی رضاشاه
#سوسیالیسم #تاریخ

سابقه اقتصاد دولتی در ایران به دوران زمامداری پهلوی اول و برنامه متجدد کردن جامعه ایرانی با اراده سیاسی و حکومتی برمیگردد. تصور بر این بود که برای ایجاد نه فقط زیرساختهای اقتصادی بلکه واحدهای صنعتی و تجاری مدرن، دولت باید پیشقدم شود و بخش خصوصی دارای توان مالی و مدیریتی کافی برای چنین فعالیتهایی نیست

تا پیش از پهلوی کمتر شاهد دخالت مستقیم دولت در امور اقتصادی بودیم. آنچه دولتهای قاجار به لحاظ اقتصادی انجام میدادند بیشتر به دادن برخی امتیازات به بنگاههای خارجی مربوط میشد، حتی مهمترین بانک کشور که حسابهای دولت نیز در آن نگهداری میشد یک بانک خصوصی انگلیسی(بانک شاهنشاهی) بود. از سوی دیگر، فقدان قدرت سیاسی-اداری متمرکز، غلبه اقتصاد روستای-عشایری و بطور کلی فقر فراگیر که منابع مالی دولت را ‌بشدت محدود میکرد همگی مانع از آن بودند که دولت، حتی اگر بخواهد، بتواند در عرصه اقتصادی وارد شود

آغاز دخالت مستقیم دولت در اقتصاد بصورت بنگاهداری دولتی به سالهای حکومت رضاشاه برمیگردد. دو آرزوی دیرین تجددخواهان ایرانی، یعنی ایجاد راه‌آهن و بانک ملی بدست دولت و در سالهای آغازین سلطنت رضاشاه تحقق یافت

اما در نیمه دوم سلطنت رضاشاه، با فراغ از امنیت داخلی و ثبات سیاسی، جاه‌طلبی‌های او معطوف به اقتصاد شد و تصور میکرد متولی این کار باید دولت باشد. ظاهرا هیچکس بهتر از علی‌اکبر داور نمیتوانست این منویات شاه را تحقق بخشد

البته گسترش مداخلات دولت در اقتصاد ایران از پیش از انتصاب داور به وزارت مالیه آغاز شده بود. قانون انحصار قند و شکر وچای در سال ١٣٠٤ بمنظور تامین مالی پروژه راه‌آهن به تصویب رسیده بود. از آغاز دهه ١٣١٠ مداخله دولت در تجارت خارجی بیشتر از عرصه‌های دیگر افزایش یافته بود. قانون انحصار تجارت خارجی در اسفند ١٣١٠ تصویب شد و کل تجارت خارجی ایران تحت کنترل دولت قرار گرفت. قانون کنترل اسعار خارجی مصوب ١٣٠٨ ورود کالاهای تجملی را مستلزم کسب مجوز مخصوص کرده بود و صادرکنندگان می‌بایست ٩٠% ارز تحصیل شده را ظرف یک سال به دولت بفروشند. سیاست دولت در این سالها ایجاد کارخانجات دولتی از یکسو و حمایت از صنایع و تولیدات داخلی از سوی دیگر بود. جولیان باریر مینویسد: «استراتژی صنعتی بر این اساس بود که کارخانه بیشتر از کارخانه کمتر، کارخانه دولتی از کارخانه خصوصی، کارخانه بزرگ از کارخانه کوچک و تولید سرمایه بر از تولید کاربر بهتر است»

داور در ١٣١٢ وزیر مالیه شد و به توصیه موکد شاه مامور گردید بودجه کشور را بدون وضع مالیات جدید افزایش دهد. ناگزیر بودجه سال ١٣١٣ بدون تکیه به درآمدهای مالیاتی نزدیک به ٢٠% افزایش یافت. طبیعتا دولت برای محقق ساختن چنین منویاتی راهی جز وارد شدن در فعالیتهای اقتصادی بطور مستقیم نداشت. البته این امر کاملا با اندیشه‌های اقتصادی داور سازگار بود

داور در لوزان شاگرد ویلفرد پارتو اقتصاددان معروف بود و همانند استاد خود به نقش تاریخی نخبگان اعتقاد داشت او این پرسش اساسی را مطرح میکند که چه کسی باید ما را از بحران اقتصادی نجات دهد، مردم یا دولت؟ پاسخ او برای آینده اقتصادی کشور سرنوشت‌ساز است:

«بعقیده من در حالت فعلی مملکت، جز دولت هیچ قوه قادر به رفع بحران نیست. از تجار ما نمیتوان انتظار داشت بازار برای محصولات ایران پیدا کنند، دولت باید به تجار بازار نشان بدهد. نمیتوان از مردم توقع داشت طرح تازه برای محصولات فلاحتی ما بریزند، مامورین متخصص دولت باید مردم را راهنمایی کنند. جنس ارزان بعمل آوردن بسته به اصول علمی جدید، طرق تجارتی خوب و مناسب، کمی کرایه پول یا به عبارتی دیگر کمی نرخ تنزیل است که آن هم تا درجه زیادی مربوط به امنیت قضایی است. انجام کدام یک از این شروط در قوه مردم بی‌مایه و بی‌اطلاع ما است؟ بله دولت باید اوضاع پرنکبت امروز ما را عوض کند»

این نگاه به دولت بعنوان تنها ناجی اقتصاد منحصر به داور نبود. مسئولیت داور بر وزارت مالیه(1312 تا 1315) نقطه عطفی در دولتی‌شدن اقتصاد ایران بشمار میرود. این تفکر از آن زمان تا کنون در بزنگاههای مختلف تاریخی، اندیشه و عمل غالب بر دولتمردان ایرانی بوده. وجه غالب این اندیشه، خلط میان نقش نخبگان و عمال دولتی است. پیشرفت اقتصادی در همه جای دنیا با ابتکارات اقلیتی از نخبگان «آنترپرنر» آغاز می‌شود و همانند لکوموتیوی قطار عظیم دیگر فعالان جامعه را دنبال خود میکشد. اما نه تنها هیچ ضرورتی ندارد این اقلیت نخبه دیوانسالاران دولتی باشند بلکه هر زمان این اتفاق افتاده معضلات پیچیده‌تری بر سر راه پیشرفت ایجاد کرده. البته آنجا که داور از اهمیت امنیت قضایی سخن میگوید کاملا برحق است اما وقتی برای دولت وظایف اقتصادی مشخصی، هر چند موقتی ترسیم میکند مسیر درستی را نشان نمیدهد.
1️⃣⬇️

Читать полностью…

LiberTorch

⭐️ آلن دلون با وجود دیکتاتوری و نفوذ شدید فمینیست ها و همجنس بازان و بایکوت خبری وی در جشنواره ی کن، مخالفش را با حضانت فرزند از سوی والدین همجنس باز اعلام کرده بود، مضاف یر این که هویت طلبی همجنس بازان را نیز مغایر با طبیعت می دانست.

Читать полностью…

LiberTorch

⚜️بازار آزاد⚜️

بنابراین بازار آزاد، نظام عظیمی از همکاری اجتماعی است که انگیزه‌ها را برای تولید بیشینه می‌کند، تولید را به طرز معجزه‌آسایی جهت‌دهی می‌کند؛ به گونه‌ای که هزاران کالا و خدمت به نسبت‌هایی که در جامعه مورد نیازند تولید شوند، بازده را بیشینه می‌کند و این امر را با پاداش‌دهی بر مبنای اصل «به هرکس به اندازه تولیدش» انجام می‌دهد. هدف اصلی ما باید تلاش در جهت به کمال رساندن این نظام سترگ باشد، نه براندازی یا استحاله آن.


✍🏼 هنری هازلیت
📜آیندهٔ سرمایه‌داری
مترجم: مسعود بُربُر


🔶@IIFOM_CO

🌐 iifom.com

⚫️ instagram.com/iifom.co

Читать полностью…

LiberTorch

🕋 حضرت امیر ع:

بازار مسلمین همانند مسجدشان است.
حرمت مسجد وابسته به حرمت بازار است و بالعکس.

Читать полностью…

LiberTorch

✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۱۷۸)؛

🔹 تخصّص‌گرایی در بازار دستوری که با مبنای دکارتی، به عنوان یک ارزش تبلیغ می‌گردد، عمدتاً به معنای ترویج، موجّه و ارزشمند دانستن افرادی با معلومات ذهنی، هر چند عاری از ارزش‌های اخلاقی و منش‌های جوان‌مردی است.

#مصطفی_مطهری

/channel/ReligiousSchool

Читать полностью…

LiberTorch

همه‌ی شکوه ملتم!

جنگلی زیبا می‌بینید و از زیبایی آن مبهوت می‌شوید! جنگل، گرچه یک واحد زیبا و باشکوه به نظر می‌رسد، ولی شما می‌دانید که، در حقیقت، این جنگل تشکیل یافته از انواع و اقسام درختان، بوته‌ها، علف‌ها، چرندگان و درندگان، و پرندگان و حشرات و کرم‌ها؛ حتی شاید از موجودات نامریی چون جن و پری که در لای تخته سنگ‌ها جایی پنهان شده‌اند؛ نیز از رودها، و جویبارها و شیارها و پشته‌ها و... از مارهای گزنده و کژدم‌ها و گرگ‌ها و خرس‌ها و حیوان خطرناک دیگر.

شما جنگل را دوست دارید و می‌خواهید حفظ شود. برای این کار آیا برنامه برای بهینه‌سازی جنگل می‌ریزید؟ آیا حکم می‌کنید که تمام درختان جنگل باید برگ‌هایشان به نحوِ مطلوب شما رشد کند؟ آیابرخی درختان را ریشه‌کن می‌کنید و جای آن درختان مطلوب خود را می‌کارید؟ آیا حکم به قتل‌عامِ همه‌ی گرگ‌ها و مارها می‌دهید؟ آیا جریان رودخانه‌ی مارپیچ وسط جنگل را بهینه و آن را مستقیم می‌کنید؟

برخی از این کارها را انسانِ مدرن انجام داد و نتیجه‌اش را دید! در آلمان، جنگل‌داری علمی راه انداختند (منبع) و جنگل‌ها را مرتب کردند، با چند نوع درختِ خاص که در ردیف‌های منظم کاشته بودند تا بیشترین صرفه اقتصادی را داشته باشد. تا صد سالی هم خوب جواب داد؛ بعد یکباره بعضی جنگل‌ها دچار مرگی برگشت‌ناپذیر شد. واژه Waldsterben (مرگ جنگل) از آن موقع وارد واژگان آلمانی شد.

در همان آلمان، گویا هیتلر زمانی تصمیم گرفت که مسیر پیچ‌پیچ بعضی رودها را مستقیم کند که موجب سیل شد!

در آمریکا، گرگ‌ها را قلع و قمع کردند. و نتیجه‌اش این شد که در جایی مثل پارک ملی یلواستون، تا سالها پارک حالت بیماری داشت، تا آن‌که دوباره گرگ‌ها را به آن‌جا برگرداندند.

حتی خیلی ساده‌تر از آن: در آفریقا، بر روی درختی که در دشت‌های آفریقا می‌روید و معمولاً زرافه‌ها برگ‌های آن را می‌خورند، آزمایشی انجام دادند. خیلی ساده حصاری دور آن کشیدند تا زرافه‌ها به آن دسترسی پیدا نکنند. نتیجه آن شد که آن درختِ موردِ آزمایش خشکید! چرا؟ چون وقتی زرافه‌ها از برگ درختان می‌خوردند برگ‌ها شیره خاصی ترشح می‌کردند که غذای مورچه‌ای خاص بود، که یکی از کارهای آن نوع مورچه حفاظت از آن درختان در مقابل نوعی آفت بود!

خواهید گفت: «ولی می‌شود جنگل را از بعضی خطرات حفظ کرد، مثلاً از آتش!» کاری که در قرن گذشته در خیلی از جاهای دنیا کردند. نتیجه‌اش آن شد که چوب و شاخه و برگِ خشکیده‌ی درختان جمع شد، و به جای آتش های کوچکِ موضعی، آتش های بزرگی را موجب شد که کلِ هستی جنگل تهدید می کرد. معلوم شد جنگل برای حیات خود به آتش نیازمند است!

حال #ملت، مردم یک کشور، مانند یک جنگل باشکوه است. اگر حتی واحدی باشکوه و زیبا به نظر رسد، آن‌چه آن را تشکیل می‌دهد هزاران هزار، نه، بلکه میلیون‌ها و میلیاردها، جزء کوچک و بزرگ است که در تکاپوی‌اند و هرکدام شکل خود را و خاصیت خود و نوع زندگی خود را دارد.

ملت را نمی‌توان بهینه‌سازی کرد! نمی‌شود برایش برنامه‌ریزی کرد. حتی خطرناک است برای آن هویتی غیر از اجزایش در نظر گفت (به خصوص که مرزهای کشورها تصنعی و حاصل داد و ستدهای سیاسی- نظامی است).

بسیار طبیعی به نظر می‌رسد وقتی می‌گوییم جنگل را نمی‌شود بهینه کرد، نمی‌شود درختانش را همشکل یا حتی مشابه کرد، نمی‌شود برایش برنامه ریخت!

ولی یک ملت هزاران بار از یک جنگل پیچیده‌تر است. با این وجود، از زمان مشروطه به بعد، سعی شد برای ملت ایران، به اسم ملی‌گرایی، برنامه‌ریزی مرکزی کنند، لباسش را متحدالشکل کنند، زبانش را متحد کنند! و این قدر الان این‌ها طبیعی به نظر می‌رسد که افراد از شنیدن حرفی غیر از این تعجب می‌کنند!

از رضاخان و برنامه یکسان کردن لباس‌هایش بگیر تا امروز! روزی به دانشجویی می‌گفتم که خیلی زشت است که در دانشگاه‌ها مانتوی ملهم از چین کمونیست لباس رسمی است، ولی به دختران اجازه استفاده از لباس‌های محلی و قومی خود را نمی‌دهند! با تعجب گفت: «شما چگونه می‌خواهید اجازه دهید که دانشجویان هر کدام لباس محلی خود را داشته باشند! این به هرج و مرج می‌انجامد!»

یا در مورد زبان! چیزی به اسم زبان ملی اختراع فرانسوی‌هاست در دوره انقلاب کبیر فرانسه، زمانی که اکثریت این کشور زبان فرانسوی صحبت نمی‌کردند! اما مقوله زبانِ ملی الان به عنوان یک اصل خدشه‌ناپذیر و مقدس تلقی می‌شود.

اما واقعیت آن است که زبان‌های مختلف، اقوام مختلف، شکل‌های مختلف، فرهنگ‌های مختلف، حتی مذاهب مختلف، خواست خداوندند. یکسان‌سازی (مطلوب مدرنیسم و ایدئولوژی‌های مدرن) چیزی نیست مگر حرکتی برخلاف طبیعتِ الهی و ملهَم از شیطان!

خداوند در ذات خود بی‌نهایت است و بی‌نهایتیِ شکل‌ها و فرم‌ها و گونه‌ها را دوست دارد. یگانگی فقط ورای شکل‌ها و فرم‌ها و گونه‌هاست! در سطحِ دنیای صور، دنبال کردنِ همشکلی فقط طغیانی است در برابر بی‌حدی خداوند و نیت خلاقانه او!

Читать полностью…

LiberTorch

تخت طاووس در ایوان تخت مرمر
📷 لوئیجی مونتابونه، طهران، 1862

Читать полностью…

LiberTorch

جالبه تک تک دختران ایران می دانند، باید مهریه را به سکه طلا تعیین کنند که دچار افت قیمت و تورم نشود! ولی دولت و مجلس با این همه دکترای اقتصاد، نمی فهمند که یا باید طلا را پشتوانه پول کشور کنند، یا پولطلا را جایگزین ریال سازند. #پولطلا

Читать полностью…

LiberTorch

با صدور فتوای جنگ و جهاد از سوی علما، علیه روسیه، مجلسی در سلطانیه برگزار شد و همگان در حضور فتحعلیشاه، حضور یافتند. جیره خواران با شعار و احساسات ریاکارانه؛ فضای مجلس را در دست گرفته، اصرار به جنگ داشتند. در این هنگام، فتحعلیشاه رو به قائم مقام کرد و پرسید:
" نظر شما چیست؟ "
- قائم_مقام دیدگاه خود را با پرسشی مطرح کرد و از شاه پرسید:
" عایدی و مالیات شما چقدر است؟
- فتحعلیشاه جواب داد:
" سالیانه شش کرور مالیات دریافت میکنیم "
- قائم_مقام سپس ادامه داد:
" مالیات روسیه چقدر است؟ "
- فتحعلیشاه گفت:
" شنیده ‌ایم روسیه سالانه ششصد کرور مالیات دریافت میکند "
- قائم مقام گفت:
" عقل حکم میکند کسی که شش کرور دارد با کسی که ششصد کرور دارد، درنیاویزد.."
در همین جلسه، جیره خواران و مزدوران شاه و دربار با هتاکی، قائم مقام را مورد شماتت قرار دادند، که او به شاه توهین کرده و فردای همان روز حکم تکفیر قائم مقام در تبریز پخش شد و به خانه او حمله و آن را غارت کردند و او به مشهد تبعید شد و...
- دور دوم جنگهای ایران و روسیه شروع و به شکست و خفت و خواری مملکت ختم شد...

✒️ حماسه ی کویر، محمدابراهیم باستانی پاریزی، ۷۵

Читать полностью…

LiberTorch

شهریاری که سلطنت او موروثی بود، کم‌تر اتفاق می‌افتاد موجبات انزجار رعیت خود را فراهم آورد یا سبب اذیت آن‌ها شود. چنین پادشاهی باید بیش‌تر محبوب ملت خود باشد و اگر خطاهای فاحشی از وی سر نزند و ملت از او روگردان نشود، بی‌تردید میان ملت خود مقبول و محبوب خواهد بود. به علاوه سابقه قدمت سلطنت و مداومت طولانی حکم‌روایی او می‌تواند دلیل‌های هر بدبختی را از بین ببرد.


👑 شهریار، کشورهای با سلطنت موروثی شهریاران

Читать полностью…

LiberTorch

مردم برای اصلاح دنیا، چیزی از دین را ترک نمی گویند، جز آن که خدا آنان را به چیزی زیانبارتر دچار خواهد ساخت .
لَا یَترُکُ النّاسُ شَیئاً مِن أَمرِ دِینِهِم لِاستِصلَاحِ دُنیَاهُم إِلّا فَتَحَ اللّهُ عَلَیهِم مَا هُوَ أَضَرّ مِنه.
نهج البلاغه

_زمین‌های موات باید به دست مردم احیا شود نه اینکه در تملک دولت باشد، به مردم بسپارید!
گفتند: مصلحت نیست.

_قیمت‌گذاری دستوری حرام قطعی است، ریل را عوض کنید!
گفتند: مصلحت نیست.

_پول اعتباری مشکلات شرعی دارد، #پولطلا را جایگزین کنید!
گفتند: مصلحت نیست.

و ...

در اصطلاحات دینی و فقهی این امر «اجتهاد مقابل نص» نام دارد که در زمان خلفا بسیار رخ داد.

Читать полностью…

LiberTorch

کم شدن ارزش پول در اواخر حکومت صفوی

وضع پول در ایران(در عهد شاه سلیمان صفوی) به قدری بد می باشد و از ارزش آن به قدری کاسته شده است که هیچ کس حاضر نیست مال التجاره ی خود را به ایران بیاورد و در برابر آن، پول مس ایران را دریافت کند. این فساد و بدی وضع پول از آنجا ناشی شده است که اشخاصی را که سکه ی تقلبی تهیه می کنند و در مملکت رواج می دهند خوب تعقیب نمی نمایند؛ یا اگر تقلب آنها را کشف می کنند فقط به گرفتن رشوه و پول از آنها اکتفا می کنند و آنها را مجازات نمی نمایند.

سفرنامه سانسون، نیکلاس سانسون، تقی تفضلی/۱۸۸

این واقعه آشنا نیست؟!

#پولطلا

Читать полностью…

LiberTorch

✍️نکته‌ای چند و نگاهی دیگر (۱۶۷)؛

🔹دولت چیزی جز نفی اخلاق اشرافی، نجیب‌زادگی، بزرگ‌زادگی، اصیل‌زادگی، آزادگی، …نیست.

🔹دولت و دولت‌گرایی، مدل رعیّت‌های نرّه‌گداست.

#مصطفی_مطهری

/channel/ReligiousSchool

Читать полностью…

LiberTorch

🕌سوگواریِ علویان ترکیه

⚜️امام حسین علیه السلام:
«مَنْ حَاوَلَ أَمْراً بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ، كَانَ أَفْوَتَ لِمَا يَرْجُو، وَ أَسْرَعَ لِمَجِي‏ءِ مَا يَحْذَرُ».
كسی كه بخواهد از گناه به مقصدی برسد، آنچه اميد دارد زودتر از دستش برود و به زودی به آنچه می ترسد هم گرفتار می شود.
(بحارالانوار، ج۷۸، ص۱۲۰)


خلق پول حرام است. از پول حرامِ بی پشتوانه ی طلا توقع هیچ خیری نداشته باشید.

#پولطلا♾

Читать полностью…

LiberTorch

آیا از نقاط قوت لیبرالیسم کلاسیک و لیبرتارینیسم همین نیست که مفتخریم به اصول نظری‌ای پایبندیم که فارغ از دوره و جغرافیا، انسان را از حقوقی جدایی‌ناشدنی برخوردار می‌گرداند؟ شکی نیست که همین‌طور است—و بسیاری از نقدهای لیبرتارین‌ها به سیاستمداران و فعالانِ چپ‌گرا، و نقدهایشان به برخی شاخه‌های محافظه‌کاری که به دفاع از وضع موجود می‌پردازند، نیز معطوف به همین نکته است. یک نظریه‌ی سیاسیِ مبتنی بر اصولِ استوار و نامتناقض، چیزی است که فعالیت و کنش سیاسی را در مسیر درست نگه می‌دارد. چنین نظریه‌ای قطعاً به ما می‌گوید که انسانِ ایرانی، فلسطینی، اسرائیلی، آمریکایی، در دنیای امروز حقوقی یکسان دارند.

اما با توجه به این مسئله، کنش باید چگونه باشد؟ یک باورِ اشتباه این است که کنشی که به‌طور تمام و کمال مبتنی بر اصولِ جهان‌شمولِ نظری نباشد، قابل‌قبول نخواهد بود. این عقیده اشتباه است، زیرا هیچ کنشی هیچ‌گاه نمی‌تواند اصولِ جهان‌شمول را در بر بگیرد (یعنی نمی‌تواند در یک قدم موجب برقراری حق تمام انسان‌های جهان شود)—پس طبق این باور، هیچ کنشی راضی‌کننده نخواهد بود.

باور درست این است که کنش باید به‌گونه‌ای باشد که نتایج آن به افزایش سرکوب بر فردِ کنشگر ختم نشود. برای مثال، یک لیبرتارین با دستگیری و سرکوبِ یک معترض و سخنرانِ کمونیست توسط دولت مخالفت خواهد کرد؛ چرا که حمایت از چنین عملی در حقیقت اختیار دولت را برای سرکوب آزادی‌های فردی افزایش می‌دهد. امری که در تضاد با اصول نظریه‌ای است که یک لیبرتارین به آن باور دارد. به بیان کوتاه، اگر یک لیبرتارین با دولتی که ذیلِ آن زندگی می‌کند مخالف است، کنشی انجام نخواهد داد که مشروعیت و حوزه‌ی دخالت آن دولت را افزایش دهد. در این مفهوم، اصولِ نظریِ لیبرتارینیسم مانع از انحرافِ کنش‌های او خواهد شد.

این مثال را درنظر بگیرید: لیبرتارین‌های آمریکا تمایل دارند مانع از دخالتِ مستقیمِ دولت‌شان در کشورهای دیگر به‌منظورِ برقراریِ آزادی بشوند. این به این معنی نیست که آن‌ها از حق آزادی برای انسان‌های کشورهای دیگر حمایتی نمی‌کنند؛ بلکه می‌دانند که درخواست از دولت برای حمایت از آزادی در دیگر کشورها باعث می‌شود دولت در کشور خودشان دست به نقض حقوق گسترده‌تری بزند. (البته وقایع چند سال اخیر نیز احتمالاً ثابت کرده که چنین دولت‌هایی چنان بی‌اصول هستند که نه‌تنها به ما در این سوی دنیا خیری نمی‌رسانند، بلکه حتی شاید حمایت‌شان چیزی جز شر هم نداشته باشد!)

در مسئله‌ی فلسطین و اسرائیل، اختلاف نظرها در میان لیبرتارین‌ها نیز فراوان است. اما فارغ از این اختلاف‌نظرها درباره‌ی خود مسئله، این اصل که کنشِ یک لیبرتارین همواره باید در جهتی باشد که دولت خودش بزرگ‌تر نشود، می‌تواند راهنمای خوبی برای زندگی باشد. از این نظر، لیبرتارینیسم را از هر نظریه‌ی «رئالیسم سیاسی» رئالیست‌تر می‌دانم.

@austro_libertarian

Читать полностью…

LiberTorch

@jenabegav

مقیاس #محلی و کوچک، یا بزرگ و فراگیر؟


1- #سوئیس را در نظر بگیرید. شاید هیچ کشوری در اروپا همچون سوئیس موفق نبوده، چه از لحاظ پایداری، چه از لحاظ وارد نشدن در جنگهای بزرگ قرون اخیر، چه در زمینه اقتصادی. سوئیس کشوری است که در مقایسه با بقیه کشورهای اروپایی در پانصدسال گذشته کمترین تغییرات سیاسی را داشته است.
البته سوئیس کشور کوچکی است کمتر از نصف مساحت استان اصفهان، با جمعیتی کمی بیشتر از این استان. منتهای مطلب، همین کشور کوچک حکومت مرکزی بسیار ضعیف و کوچکی دارد. یک سوئیسی خیلی مواقع ممکن است حتی نام رئیس جمهور روز کشور خود را نداند! سوئیس #زبان_ملی رسمی ندارد و چهار زبان مختلف در آن صحبت می شود که همه رسمیت دارند. نسبت به دیگر کشورهای اروپایی، درصد کمتری از جماعت تحصیل کرده بالای لیسانس دارد. حتی در سیستم بانکداریشان که در قرن بیستم از همه اروپا پیشی گرفت، عملکرد بانکها هنوز بیشتر بر تجربه قدیمی و کارآموزی مبتنی است تا بر دانش دانشگاهی فایننس. سوئیس از 26 ناحیه کوچک که کانتون نامیده می شوند تشکیل شده است که، در امور خود، تقریبا خود مختاری کامل دارند. مردم این نواحی خیلی از همدیگر خوششان هم نمی آید و گاه به گاه با هم برخوردهای سخت و خشنی هم داشته اند!
پرسش: با این وجود، چرا سوئیس این قدر موفق بوده؟

2- #هنگ_کنگ، شهری در کنار دریا، تا دو دهه پیش در دست انگلیسی ها بود. جان کوپرتوایت ( Sir John Cowperthwaite ) یک بریتانیایی بود که مسئول امور مالی و اقتصادی هنگ‌کنگ از 1961 تا 1971 بود. او را معمولا معمار اقتصاد بسیار موفق هنگ‌کنگ می‌دانند. فلسفه او در اداره هنگ‌کنگ این بود که بنشیند چایی‌اش را بنوشد و بگذارد مردم کار خودشان را بکنند. او حتی از جمع آوری #آمار اقتصادی هم بیزار بود. وقتی از او سئوال شد که کشورهای فقیر دیگر چه چیزی از سیاستهای موفق او را باید دنبال کنند. جواب داد: "به عنوان اولین قدم، باید دفتر ملی آمار را تعطیل کنند!" معتقد بود که آمار موجب می شود که دولتمردان فکر کنند چیزی را می فهمند و موجب دخالت بیجای دولت در اموری می شود که در آنها نباید دخالت کند!
پرسش: چرا هنگ‌کنگ در قرن بیستم چنان موفق بود؟ چرا بعضی کشورها که در حقیقت بیشتر یک شهر بزرگ اند چنان موفق بوده اند (چون سنگاپور و سن مارینو و ... ...)
3- برویم سراغ مقیاسهای خیلی خیلی بزرگ، یعنی امپراتوریها. #اشکانیان یک امپراتوری خیلی موفق ایرانی بودند که قریب 500 سال پاییدند(چنین پایایی در میان امپراتوریها بی مانند است). بعد از آن هم #ساسانیان بودند، که آنها هم بیش از 400 سال دوام داشتند. مورخین اکنون بر این باورند که ساسانیان امتداد امپراتوری اشکانیان بودند و بسیاری از سیستم حکومتی آنها را حفظ کردند. این نزدیک هزار سال امتداد فرهنگی و امتداد شکل حکومتی را تشکیل می دهد که در جهان کم سابقه است.
ولی می دانیم که حکومت اشکانیان #ملوک_الطوائفی بود (همان چیزی که در کتابهای تاریخ یادمان می دادند که چیز بدی است!). یعنی امپراتوری از قسمتهایی تشکیل شده بود که کم و بیش خودمختار بودند. شاه در این سیستم، در حقیقت شاهنشاه، یعنی شاه شاهان، بود و حکومت مرکزی کار چندانی به اداره این مناطق "خود مختار" نداشت. همین سیستم با رنگ کمتری در دوره ساسانیان نیز ادامه داشت. در حقیقت بعضی خانواده های اشکانی حکومت قسمتهای زیادی را نه تنها تا انتهای امپراتوری ساسانی، بلکه تا حدود یک یا دو قرن بعد از استیلای اسلام، در دست داشتند. (در مورد نحوه حکومت مسلمانان صحبت بسیار است، ولی آن بماند تا بعد!)
پرسش: آیا آن طور که به ما در کتابهای تاریخ گفته می شد، سیستم ملوک الطوایفی موجب زوال و از بین رفتن نهایی اشکانیان شد؟ یا آیا در حقیقت این نظام ملوک الطوائفی بود که چنان ثبات بی مانندی را موجب شد؟
4- امپراتوری #روم که از شهر رم شروع شد بسیاری سرزمینهای مختلف (با فرهنگها و دین های بسیار گوناگون) را فتح کرد و تا سالها، بلکه قرنها بر آنها استیلا داشت. ولی معمولا (استثنائات همیشه وجود دارند) در هر سرزمینی اداره کارها را به اشراف و بزرگان همان قوم می سپردند (pax Romana). تنها چیزی که همیشه از اقوام زیردست می طلبیدند #مالیات های به موقع بود، که همین مسئله گاه گاه شورش هایی را نیز موجب می شد. #امپراتوری_عثمانی نیز تا حد زیادی همین گونه بود، امپراتوریی که قرنها دوام داشت و در اوج خود قدرت بلامنازع اروپا بود.
پرسش: چه پرسشی اینجا باید بپرسیم؟!!

مطالب مرتبط:
/channel/jenabegav/40
/channel/jenabegav/41

@jenabegav

Читать полностью…
Subscribe to a channel