2784
مردم نامه مجله ای است به مدیریت و سردبیری داریوش رحمانیان ( هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران ). کار این کانال در پیوند با آن مجله است در حوزه تاریخ مردم ( People's ( History ارتباط با کانال مردم نامه: mardomnamehmag@gmail.com
به مناسبت انتشار شمارۀ جدید مجلۀ «مردمنامه»، ویژۀ تاریخنگاری محمدابراهیم باستانی پاریزی، شصت و یکمین عصر سهشنبۀ بخارا به معرفی این اثر اختصاص یافته بود. در این نشست که در ساعت پنج بعدازظهر سهشنبه دوم تیرماه ۱۴۰۵ در شهر کتاب نیاوران برگزار خواهد شد، ابراهیم موسیپور، حسن باستانیراد، گودرز رشتیانی، داریوش رحمانیان و علی دهباشی سخن گفتند.
عکسها از پریسا احدیان
عصر سهشنبه بخارا
به مناسبت انتشار شمارۀ جدید مجلۀ «مردمنامه»، ویژۀ تاریخنگاری محمدابراهیم باستانی پاریزی، شصت و یکمین عصر سهشنبۀ بخارا به معرفی این اثر اختصاص یافته است. در این نشست که در ساعت پنج بعدازظهر سهشنبه دوم تیرماه ۱۴۰۵ در شهر کتاب نیاوران برگزار خواهد شد، ابراهیم موسیپور، حسن باستانیراد، گودرز رشتیانی، داریوش رحمانیان و علی دهباشی سخن خواهند گفت.
سال ۱۴۰۴ مصادف با صدمین سالگشت زاده شدن محمدابراهیم باستانی پاریزی بود. از این رو آخرین شماره از مجلۀ «مردمنامه» به همین مناسبت اختصاص یافته است. به دست دادن تعریفی جامع از باستانی پاریزی که مورد وفاق همه باشد کار آسانی نیست، اما تقریباً همگان در این توافق دارند که او مورخی خاص بود. سبک و طرزی خاص در نوشتن داشت. بهگونهای خاص به تاریخ میپرداخت. منش و بینش و نگرش و روش او خاص بود. در خاص بودگی او و در اینکه او پدیدهای منحصر به فرد بود اتفاق نظر وجود دارد. او مورخی مردمی و مردمگرا بود. از مردم و دربارۀ مردم و به زبان مردم و برای مردم مینوشت. او تاریخ را به میان مردم برد. و این «قولی است که جملگی بر آنند.» اقبال مردم به آثار او بیمانند بود. نزد مردم بهدرجات محبوب بود و شناختهشده. آخرین شمارۀ مجلۀ «مردمنامه»، شامل کارنامۀ تاریخنگاری باستانی پاریزی است که بر ضرورت پژوهشهای روشمند و نوآورانه دربارۀ او متمرکز است.
شهر کتاب نیاوران: خیابان باهنر (نیاوران)، روبروی کامرانیۀ شمالی، شمارۀ ۱۳۷ و ۱۳۵
کارلو گینزبورگ سه روز پیش درگذشت. هرگاه که یادی از خُردتاریخ میشود، نخستین، و شاید تنها نامی که به خاطر میآید، نام اوست، و این گرهخوردگی عمیق ولالتهای روشنی دارد. پنیر و کرمها از هر لحاظ یک شاهکار است، از آن شاهکارهایی که جامعه آکادمیک و مخاطب عمومی هر دو برایش ایستاده کف میزنند. پیشترها، در تکمیل صحبتهایم درباره همین کتاب، در نشستی، در دانشگاه تهران، یادداشتی را در دو پاره، با موضوع رموز جاذبه ادبی، و در نتیجه محبوبیت این اثر نوشته بودم، که در اینجا بازنشر میکنم.
/channel/microhismuseum/177
/channel/microhismuseum/178
بیانیه دانشجویان و دانشآموختگان ایرانشناسی در اعتراض به تصمیم تحدید و انحلال آموزش ایرانشناسی
در روزگاری که سرزمین ما زیر سایه بیم، اندوه و اضطراب فرو رفته است؛ در هنگامهای که فریاد مادران، نگرانی فرزندان و دلواپسی میلیونها ایرانی بر فضای کشور سنگینی میکند؛ در زمانی که بیش از هر هنگام دیگری نیازمند سخن گفتن از ایران، شناختن ایران و شناساندن ایران هستیم، هر ملت خردمندی میکوشد نهادهای شناخت هویت ملی خود را تقویت کند و نسل تازهای از پژوهشگران و متخصصان را برای شناخت تاریخ، فرهنگ و میراث خویش پرورش دهد. اما در کمال شگفتی، خبرهایی از بنیاد ایرانشناسی به گوش میرسد که از تحدید و انحلال آموزش ایرانشناسی در مقاطع تحصیلات تکمیلی حکایت دارد؛ اقدامی که نه تنها سرنوشت بیش از هزار و پانصد دانشجو و دانشآموخته را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه ضربهای بر پیکر ایرانشناسی دانشگاهی در کشور خواهد بود.
بنیاد ایرانشناسی بیش از سه دهه مهمترین مرکز آموزش تخصصی ایرانشناسی در کشور بوده است. هزاران دانشجو با عشق به ایران و با امید به آینده این رشته در آن تحصیل کردهاند. این بنیاد صرفاً یک ساختمان اداری یا یک نام تشریفاتی نیست؛ حاصل آرمانی است که بنیانگذار آن زندهیاد دکتر حسن حبیبی و بسیاری از برجستهترین چهرههای علمی کشور برای آن تلاش کردند؛ خانهای برای ایرانشناسان و نهادی برای تربیت نسلهای آینده پژوهشگران ایران.
در تمام این سالها، وعدههای مکرر مسئولان بنیاد درباره توسعه ایرانشناسی، ارتقای جایگاه حرفهای دانشآموختگان، ایجاد کدهای شغلی و گسترش حضور این رشته در نظام آموزشی کشور، دانشجویان را به ادامه این مسیر دلگرم کرد. اما امروز، به جای تحقق وعدهها، اصل موجودیت آموزش ایرانشناسی هدف قرار گرفته است. چگونه میتوان از توسعه ایرانشناسی سخن گفت اما آموزش آن را تعطیل کرد؟ چگونه میتوان از هویت ملی دم زد اما اصلیترین نهاد تربیت متخصصان شناخت ایران را از درون تهی ساخت؟
نگرانی ما تنها به حذف یک مقطع دانشگاهی محدود نمیشود. آنچه مایه نگرانی است، تغییر تدریجی ماهیت بنیاد ایرانشناسی است؛ بنیادی که به نظر میرسد بیش از پیش به یک مجموعه اداری بدل میشود تا یک نهاد علمی و آموزشی. راهروهایی که روزگاری محل تدریس مجربترین استادان ایرانشناسی بود، امروز در اختیار نهادهای نامرتبط قرار گرفته است. گویا مسئولان بنیاد، خانه را میخواهند اما ساکنان را نه؛ ساختمان را میخواهند اما دانشجو را نه. اگر آموزش، استاد، دانشجو و پژوهشگر از بنیاد گرفته شود، چه چیزی از بنیاد ایرانشناسی باقی خواهد ماند جز نامی که دیگر با واقعیت آن نسبتی ندارد؟
به درستی، کانون ایرانشناسی دانشگاه تهران در نامهای سرگشاده نسبت به سپردن ریاست بنیاد ایرانشناسی به دکتر علیاکبر صالحی هشدار داده بود و این پرسش را مطرح کرده بود که چگونه نهادی با چنین اهمیت فرهنگی و علمی به مدیری سپرده میشود که پیشینه تخصصی او در حوزهای کاملاً متفاوت شکل گرفته است. امروز، با انتشار خبر تحدید یا انحلال آموزش ایرانشناسی، آن نگرانیها بیش از هر زمان دیگری زنده شدهاند.
قصد ما تخریب اشخاص نیست، اما این حق را برای خود محفوظ میدانیم که بپرسیم چگونه سرنوشت مهمترین نهاد آموزش ایرانشناسی کشور به تصمیماتی گره خورده است که از سوی مدیری با پیشینه تخصصی در فیزیک هستهای و مدیریت سازمان انرژی اتمی اتخاذ میشود؟ در کشوری که صدها ایرانشناس، مورخ، زبانشناس و فرهنگپژوه دارد، هیچیک شایسته هدایت چنین بنیادی نبودهاند؟ بیشک قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری. تصمیمی که مستقیماً بر آینده علمی، حرفهای و معیشتی هزار و اندی دانشجو و دانشآموخته اثر میگذارد، بدون شفافیت کافی و بدون شنیدن صدای ذینفعان آن در خفا دنبال شده است.
تضعیف آموزش ایرانشناسی نه تنها دانشجویان آینده، بلکه دانشآموختگانی را نیز متضرر میکند که سالها از عمر خود را صرف تحصیل در این رشته کردهاند و اکنون شاهد تضعیف جایگاه علمی و حرفهای آن هستند.
باید بپرسیم: چرا ایرانشناسی؟ چرا در میان انبوه رشتههای دانشگاهی، باید رشتهای هدف قرار گیرد که رسالتش شناخت ایران است؟ چرا در روزگاری که همه از ضرورت انسجام ملی سخن میگویند، باید یکی از مهمترین ابزارهای شناخت هویت ملی تضعیف شود؟
ما، دانشجویان و دانشآموختگان ایرانشناسی، با صدایی رسا اعلام میکنیم که انحلال آموزش ایرانشناسی در بنیاد ایرانشناسی صرفاً حذف یک مقطع دانشگاهی نیست؛ این اقدام، عقبنشینی از رسالتی است که بنیاد برای آن تأسیس شد، بیاعتنایی به تلاش نسلهایی از استادان و پژوهشگران، و بازی با سرنوشت هزار و اندی دانشجو و دانشآموخته است. ایران را نمیتوان با شعار حفظ کرد؛ ایران را باید شناخت و ایرانشناسی، پیش از هر چیز، ابزار این شناخت است.
#بنیادایرانشناسی #صالحی #انحلالرشته
✅ ایران، مناسک و دین عامه
گفتوگو با محسنحسام مظاهری
با حضور سعید طاووسی مسرور
برای دیدن این نشست، پیوندهای زیر را لمس نمایید:
🔗 https://youtu.be/QkLCaSUT6_Q
🔗 https://aparat.com/v/hhbows0
طراح پوستر: زکیه محرابی، دانشجوی کارشناسی تاریخ دانشگاه تهران
📌 مردمنامه را در یوتیوب و آپارات دنبال کنید و با پسند و بازنشر فیلمها از ما حمایت کنید.
♦️خاک کارخانه، مستندنگاری کارخانه یا زنان کارگر؟
🖋شوکت افشاری، دانشآموختۀ دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام، دانشگاه خوارزمی
🔸پرداختن به وضعیت کارگران ایران و تاریخنگاری کار در ایران سابقۀ چندان زیادی ندارد. در سالهای اخیر، برخی آثار منتشرشده در این حوزه توانستهاند تاحدی تاریخ فرودستان را ثبت کنند. بااینحال، آنچه همچنان مغفول مانده روایت زندگی اجتماعی و اقتصادی زنان کارگر، چه در خانه و چه در کارخانه، است. در بسیاری از متون کارگری، زنان یا نادیده گرفته شدهاند یا حضورشان کمرنگ بوده و بهسختی میتوان ردپایی از تجربۀ زیستۀ آنان یافت، اما کتاب خاک کارخانه تصویری روشن از بخشی از زندگی زنان کارگر در کارخانۀ چیتسازی بهشهر ارائه میدهد.
🔸ادامهٔ این یادداشت را در سایت مردمنامه بخوانید.
پشتیبانی از پویش مردمنامه👇
✅ شیخ محمدتقی آملی
گفتوگو با اکبر ثبوت
برای مشاهدۀ این گفتوگو پیوندهای زیر را لمس کنید:
https://youtu.be/91HrHQCKHxo?si=B762bpVQ3R3sS-KW
https://www.aparat.com/v/saf7pv3
📌 مردمنامه را در یوتیوب و آپارات دنبال کنید و با بازنشر و پسند ویدیوها از ما حمایت کنید.
سال ۹۴ بود. دفتر رصد فرهنگ و اجتماع را در پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات راه انداخته بودم. مثل همیشه با جمعی حدود ۹۰ نفره از دوستان جوان.
تا کار شروع شد، سراغ دوستان افغانستان رفتم. گروهی خاص با مدیریت خودشان برای مسائل افغانستان و ایرانیان افغانستانیتبار و مهاجرین راه انداختیم. به حد توان.
کتاب «پردهنشینان سخنگوی» ماگه رحمانی تازه منتشر شده بود. با دوستان دانشجو پژوهشگر افغانستانی تماس گرفتم و درخواست کردم نشستی برای کتاب برگزار کنیم. همکاری انجمن جامعهشناسی ایران را هم به سختی جلب کردیم.
اصرارم این بود که هم یک سخنران از دوستان افغانستانی و هم کاملا زنانه باشد. نه من نه هیچ مردی. نسبتی میان فرم و محتوا. به احترام رنج مسکوت میلیونها زن افغانستانی گمشده در تاریخ.
باورم سالهاست همین بوده: ما، #جوامع_هم_سرنوشت ایم. ایران، افغانستان، عربستان، قطر، پاکستان، تاجیکستان، ترکیه و تا شمال آفریقا.
دردهای مشترک، زخمهای آشنا و مقاومتهای همجنس.. یا با هم روشنایی فردا را میسازیم و یا رستگار نمیشویم. رستگاری ما،جمعیست.
حالا که باز پردهنشینشدگان، به سخن، به فریاد درامدهاند، ما صدای همیم.
صدای هرات.
♦️تأملی بر حواشی نشست اخیر و چالشهای آموزشی رشتهٔ تاریخ
همراهان مردمنامه، همانطور که مستحضرید، جلسهای که پیش از روزهای تلخ دیماه ضبط شده بود، درنهایت چند روز پیش منتشر شد.
نکتهٔ دوم اینکه، دیدم در یکی از نقدها، مجری برنامه، امیرعلی میراحمدیزاده، را بهعنوان «مسئول زمانبندی» خطاب کردهاند. هرچند که بهکار بردن این عنوان قدری بیانصافی است، اما یادمان باشد که ما در مردمنامه قصد خودنمایی نداریم و هرکس طبق برنامه عمل خواهد کرد.
👈در هزار و پانصدمین سالگرد ولادت رسول خدا حضرت محمد مصطفی(ص) برگزار میشود:
🏷رونمایی از مجموعه چهارده جلدی روزشمار سیره نبوی
▫️تألیف و تدوین: غلامحسین زرگرینژاد
🕑زمان: شنبه بیست و سوم خردادماه ۱۴۰۵ – ساعت ۱۷
📍مکان: مرکز همایشهای بینالمللی کتابخانه ملی ایران
👈در مطالعه سیره نبوی، یکی از مسائل و چالشهای اصلی، پراکندگی روایتها، ناهمگونی گزارشهای تاریخی و تفاوتهای تاریخگذاری در منابع متقدم سیره است که دسترسی پژوهشگران و علاقهمندان را به نمایی منظم و قابل جستوجو دشوار کرده است. در این اثر پژوهشی، روایتهای منابع دستاول، گردآوری و با روش نقد سند و متن تطبیق داده شده و وقایع بر حسب روز، ماه و سال با معادلسازی تقویم قمری، میلادی و شمسی بهصورت استاندارد در کنار سلسلهارجاعات ثبت گردیده است. روزشمار سیره نبوی علاوه بر چاپ به صورت کاغذی، در قالب یک پایگاه داده و وبسایت پژوهشی نیز به زودی عرضه خواهد شد تا پژوهشگران بتوانند به تمامی محتوای آن به شکل برخط دسترسی داشته باشند.
نگارستان اندیشه: ناشر تخصصی علوم انسانی
تأملی بر نشست «آسیبشناسی رشتۀ تاریخ»؛ از غیبت دانشجویان تا تعمیم تجربههای منفرد
در پیوند با نشستی تحت عنوان «آسیبشناسی رشتۀ تاریخ»، جناب آقای دکتر امید اخوی، پژوهشگر گرامی، ملاحظهای روششناختی و بنیادین را مطرح ساختند (نقد دکتر اخوی) که با تأیید و تأکید استاد ارجمند، جناب آقای دکتر حسن حضرتی نیز همراه شد (پاسخ دکتر حضرتی). با این وجود، به نظر میرسد جوهرۀ این نقد آنگونه که شایسته است، مورد التفات جناب آقای دکتر جواد عباسی قرار نگرفت (پاسخ دکتر عباسی).
فقدان حضور دانشجویان؛ حلقۀ مفقودۀ آسیبشناسی
جانمایۀ نقد دکتر اخوی بر این اصل استوار است که پرداختن به «آسیبشناسی رشتۀ تاریخ» در غیاب کنشگران اصلی آن، یعنی دانشجویان، فاقد وجاهت و کارایی لازم است. ماحصل چنین جلساتی، در فقدان دیالوگ با بدنۀ دانشجویی، نه برای اعضای هیئت علمی راهگشا خواهد بود و نه برای سیاستگذاران و متولیانِ اصلاح برنامههای درسی تاریخ.
تقلیل آسیبشناسی کلان به تجارب منفرد آموزشی
مدعای جناب دکتر عباسی، اگرچه به پشتوانۀ سالها تجربۀ تدریس در دانشگاه فردوسی مشهد درخور احترام و اعتناست، اما از منظر روششناختی چیزی فراتر از یک «تجربۀ منفرد و محدود» نیست. توفیق رویکردها و ایدههای آموزشی در یک کلاس درس خاص، بههیچوجه قابلیت تعمیم به مثابۀ یک متغیر کلان یا قاعدۀ جهانشمول برای سراسر این دیسیپلین را ندارد. تعمیم این تجربۀ زیستۀ آموزشی به پهنۀ گستردۀ آموزش عالی و سایر دانشگاههای کشور، از حیث علمی و منطقی با پرسشها و تردیدهای جدی مواجه است.
گسست میان عنوان و محتوای نشست
چالش برجستۀ دیگر که در کلام دکتر اخوی مشهود بود و دکتر حضرتی نیز بر آن صحه گذاشتند، فقدان همخوانی و تناسب میان «عنوان» نشست و «محتوای» ارائهشده در آن است. در هر کاربست علمی، تطابق عنوان و محتوا شرط نخستین است؛ همانگونه که نمیتوان تحت لوای تاریخ هخامنشی، به واکاوی تاریخ ساسانی یا قرون نخستین اسلامی پرداخت، خروجی نشست مذکور نیز کمترین قرابتی با دلالتهای معنایی «آسیبشناسی رشتۀ تاریخ» نداشت. این نشست را در خوشبینانهترین حالت تنها میتوان یک «مناظرۀ نظری و روششناختی» میان دو استاد صاحبنظر دربارۀ مسائل نظری و روششناختی قلمداد کرد.
چشمانداز پیش رو
در نهایت، امید میرود همانگونه که جناب دکتر حضرتی نیز پیش از دیگر عزیزان مشارکتکننده در بحث اشاره داشتند، مجالی فراختر و روشمندتر فراهم آید تا پیرامون هر دو ساحت (هم مباحث نظری تاریخ و هم آسیبشناسی آموزشی رشته)، سلسلهنشستهایی مجزا، هدفمند و با مشارکت توأمان استادان، دانشجویان و دانشآموختگان رشتۀ تاریخ سامان یابد؛ تا از رهگذر این تضارب آرا، گفتوگویی اصیل، بنیادین و راهگشا شکل گیرد.
همچنین اعلام میشود که مرکز مطالعات ایرانشناسی نیمروز، به عنوان نهادی مستقل که پیش از این نیز در چندین جلسه مختلف با دعوت از استادان و فارغالتحصیلان رشتۀ تاریخ، به «نقد و بررسی و آسیبشناسی برنامههای درسی رشتۀ تاریخ در مقاطع کارشناسی و کارشناسیارشد» پرداخته است، آمادگی خود را برای برگزاری سلسله جلساتی جدید در این موضوع به دو شکل برخط (آنلاین) و حضوری را با همکاری دیگر نهادهای مستقل علمی و دانشگاهی، اعلام میدارد.
علیرضا خزایی
دانشجوی تاریخ ایران باستان دانشگاه تهران
۲۰ خرداد ماه ۱۴۰۵ خورشیدی
@nimruz_ir
4⃣ بخش نظرات (یا همان کامنتها) در یوتیوب و آپارات باز است و ما بجز الفاظ رکیک، سابقه نداشته که نظری را حذف کنیم؛ حتی اگر توهین و نقدی به خودمان باشد. همه (اعم از استاد و دانشجو) میتوانند بخش نظرات را تبدیل به میدانی برای مباحثات علمی کنند.
5⃣ استاد گرامی آقای دکتر حضرتی مرقوم فرمودند: «اشکال در عنوانی است که برای این نشست، شاید به عمد و برخلاف توافق پیشین، انتخاب شده است ... برای این نشست بنده از طرف آقای دکتر رحمانیان عزیز دعوت شدم به این منظور که همکار ارجمند آقای دکتر عباسی نقدهایی به ایده "توصیف فربه، مهمترین وظیفه رشتهای مورخان" دارند و آمادهاند در این باره مناظرهای داشته باشیم. بنده پذیرفتم»؛
بنده تصور میکنم سوء تفاهمی رخ داده است. متن گفتوگوها و نیز صوتهایی که بین بنده و دکتر حضرتی و نیز بین امیرعلی میراحمدیزاده (مجری گفتوگو) با دکتر حضرتی ردوبدل شده، موجود است. دکتر جواد عباسی بعد از نشست آذرماه، در پیامی به دکتر رحمانیان گفتند: «در مورد گفتوگوی شما با دکتر حضرتی ملاحظاتی دارم. برای یک گفتوگوی سه نفری یا دو نفری با شما و ایشان آمادگی دارم. خوب است یک موضوعی که مطرح میشود پیوسته دنبال شود تا به یک نتیجۀ مشخصی برسد.» بر اساس همین پیام بود که بنده و امیرعلی عزیز مقدمات نشست بعدی را فراهم کردیم. هیچ توافقی بر روی عنوان نشست صورت نگرفت. همچنین، قبل از نشست، توسط ما یا دکتر عباسی هیچ اشارهای به نقد ایدۀ «توصیف فربه، مهمترین وظیفۀ رشتهای مورخان» نشد. بله؛ شاید ما هم مثل دکتر حضرتی توقع داشتیم، دکتر عباسی بیشتر به نقد سخنان دکتر حضرتی میپرداخت؛ اما به هر حال گفتوگو همان شد که دیدیم و در نهایت بر اساس همان گفتوگو، عنوان آن تعیین شد.
بنابراین ما نه عمداً و نه سهواً خلف وعدهای در این زمینه نکردیم.
دوباره اعلام میکنیم اگر کسی تمایل داشته باشد از تریبون مردمنامه به نقد ایدۀ «توصیف فربه، مهمترین وظیفۀ رشتهای مورخان» بپردازد، ما آمادگی آن را داریم که نظراتش را پوشش دهیم و اگر تمایل به مناظره به دکتر حضرتی عزیز داشته باشد، در صورت رضایت آن جناب، باز هم آماده هستیم.
در انتها از فرصت استفاده میکنم و از کلیۀ علاقمندان به تاریخ دعوت میکنم اگر کسی به کارهای رسانهای علاقه دارد و صاحب همت و پشتکار است، میتواند گوی و میدان تولید ویدیوهای جذاب و چالشی و آموزنده را در مردمنامه به دست بگیرد و بنده هم در حد بضاعت خودم، کمککار وی خواهم بود.
محمدجواد محمدحسینی، مسئول کانالهای یوتیوب و آپارات مردمنامه
📌 یک نکته: یکی از قوانین نگارش در مردمنامه، استفاده نکردن از القاب و عناوین همچون «دکتر»، «استاد»، «آیتالله» و ... است. بنده در یادداشت فوق با کسب اجازه از دکتر رحمانیان این قانون را استثنائاً رعایت نکردم.
با نقد آقای دکتر اخوی موافقم.
اشکال در عنوانی است که برای این نشست، شاید به عمد و برخلاف توافق پیشین، انتخاب شده است. توضیح اینکه:
برای این نشست بنده از طرف آقای دکتر رحمانیان عزیز دعوت شدم به این منظور که همکار ارجمند آقای دکتر عباسی نقدهایی به ایده "توصیف فربه، مهمترین وظیفه رشتهای مورخان" دارند و آمادهاند در این باره مناظرهای داشته باشیم. بنده پذیرفتم و با افتخار و به قصد یادگیری بیشتر در این نشست شرکت کردم.
اما نشست به سمت آسیبشناسی رشته پیش رفت و حتا در نیمه دوم گفتگو بنده عرض کردم که منتظر شنیدن نقد دکتر عباسی در موضوع مقرر هستم. ادامه بحث آن است که هست و به ان صورت نقدی دریافت نکردم. با این حال از مباحث طرحشده بسیار آموختم.
نکته دیگری هم که مورد اشاره دکتر اخوی قرار گرفته بسیار مهم است و آن شنیدن نقد صریح دانشجویان عزیز درباره رشته، برنامههای درسی و... است.
بهشخصه آمادگی خود را برای حضور در هر نشستی با محوریت سخنرانی دانشجویان عزیز و شنیدن نظراتشان اعلان میکنم.
♦️آسیبشناسی رشتۀ تاریخ یا تکرار اختلافات قدیمی؟
🔸امروز فرصتی دست داد تا مناظرهای را که با عنوان «آسیبشناسی رشتۀ تاریخ» میان حسن حضرتی و جواد عباسی برگزار شده بود بهطور کامل مشاهده کنم. با وجود اشکالات فنی متعدد در نسخۀ منتشرشده، که بخشی از آن احتمالاً ناشی از مشکلات اینترنت در ایران بود، تلاش کردم تمام بحث را با دقت دنبال کنم، اما پس از پایان نشست، این پرسش برای من باقی ماند که واقعاً چه میزان از این دو ساعت به «آسیبشناسی رشتهٔ تاریخ» اختصاص داشت؟ واقعیت این است که هر دو استاد محترم بار دیگر به مواضع شناختهشدۀ خود بازگشتند. حضرتی همان انتقادهای پیشین خود را به رویکردهای نظری مطرح کرد و عباسی نیز تلاش داشت از برخی تجربههای آموزشی دفاع کند. مسئلۀ اصلی؛ یعنی بحران آموزش تاریخ، وضعیت برنامههای درسی، کیفیت خروجی دانشگاهها و جایگاه دانشجو، تقریباً در حاشیه ماند. اگر فردی از میانۀ این نشست به آن اضافه میشد، احتمالاً تصور میکرد موضوع جلسه مناظرهای دربارۀ موافقت یا مخالفت با نظریه در تاریخ است نه آسیبشناسی رشتۀ تاریخ. بزرگترین غایب این نشست دانشجو بود. عجیب است که دربارۀ آموزش تاریخ صحبت کنیم، اما هیچ صدایی از دانشجویان، فارغالتحصیلان و کسانی که سالها این برنامههای درسی را تجربه کردهاند در جلسه شنیده نشود. در این نشست، سه استاد و یک مسئول زمانبندی حضور داشت، اما حتی یک دانشجو که بتواند از تجربۀ زیستۀ خود در دانشگاه سخن بگوید، جایی در بحث نداشت.
🔸در بحث روش نیز نگاه نگارنده تا حد زیادی به دیدگاه حضرتی نزدیک است. به این معنا که اولویت را در چارچوب وظیفۀ دیسیپلینی تاریخ بر توصیف، تحلیل درونمتنی و وفاداری به مسئلۀ تاریخی میداند. نکته اینجاست که موضوع این نشست اساساً فراتر از این سطح از اختلافات روششناختی بود و انتظار میرفت بحث به سمت «آسیبشناسی واقعی آموزش تاریخ» حرکت کند، نه بازگشت به همان مناقشههای نظری شناختهشده.
🔸به باور من، اگر قرار است از آسیبهای رشتۀ تاریخ سخن گفته شود، باید از کسانی نیز پرسید که سالها این واحدهای درسی را گذراندهاند. دانشجویی که چهار سال در مقطع کارشناسی، دو سال در کارشناسی ارشد و چند سال در دکتری درس خوانده است، بهتر از هرکسی میتواند بگوید کدام درسها مفید بوده و کدام درسها صرفاً برای پر کردن سرفصلها باقی ماندهاند.
🔸صریحتر بگویم که بخش قابلتوجهی از واحدهای درسی رشتۀ تاریخ در دانشگاههای ایران نیازمند بازنگری جدی است. بسیاری از این دروس نه مهارتی ایجاد میکنند، نه به نیازهای بازار کار پاسخ میدهند و نه حتی دانشجو را برای پژوهش حرفهای آماده میکنند. دانشجو پس از سالها تحصیل، هنوز نمیداند وظیفۀ دیسیپلینی او چیست و تاریخ را چگونه باید در جامعه به کار بگیرد.
🔸بخش دیگری که برای من جای تأمل داشت، نحوۀ ارائۀ تجربۀ دانشگاه فردوسی مشهد توسط جواد عباسی بود. گاه نوع روایت به شکلی بود که شنونده احساس میکرد از دانشگاهی سخن گفته میشود که گویی نمایندۀ دانشگاه تورنتو (دپارتمان تاریخ) در ایران بوده است، درحالیکه ارزیابی هر تجربۀ آموزشی باید از زاویۀ دید دانشجویان و دانشآموختگان آن مجموعه نیز صورت گیرد. اگر قرار است از موفقیتها سخن گفته شود، باید خروجیها، کیفیت آموزش و رضایت دانشجویان نیز بررسی شود نه صرفاً روایت مدیران و استادان از عملکرد خود بازگو شود.
ادامهٔ یادداشت👇
/channel/mardomnameh
✅ وضعیت رشتۀ تاریخ در ایران
گفتوگوی جواد عباسی و حسن حضرتی در مورد وضعیت رشتۀ تاریخ
با حضور داریوش رحمانیان
با اجرای امیرعلی میراحمدیزاده، دانشجوی دکتری تاریخ ایران دانشگاه تهران
این نشست، دی ماه ۱۴۰۴ برگزار گردید.
برای مشاهدۀ فیلم کامل این گفتوگو پیوندهای زیر را لمس کنید:
https://youtu.be/FA6jBHVOtUs
https://aparat.com/v/exs0i6n
طراح پوستر: زکیه محرابی، دانشآموختۀ کارشناسی تاریخ دانشگاه تهران
📌 مردمنامه را در یوتیوب و آپارات دنبال کنید و با پسند و اشتراکگذاری ویدیوها از ما پشتیبانی کنید.
🔰در شصت و یکمین عصر سهشنبه بخارا بررسی میشود؛
شماره جدید مجله «مردمنامه»، ویژه تاریخنگاری باستانیپاریزی
🔸شماره جدید مجله «مردمنامه»، ویژه تاریخنگاری محمدابراهیم باستانیپاریزی در شصت و یکمین عصر سهشنبه بخارا معرفی میشود.
🔸سال ۱۴۰۴ مصادف با صدمین سالگشت زاده شدن محمدابراهیم باستانی پاریزی بود. از این رو آخرین شماره از مجلۀ «مردمنامه» به همین مناسبت اختصاص یافته است. به دست دادن تعریفی جامع از باستانی پاریزی که مورد وفاق همه باشد کار آسانی نیست، اما تقریباً همگان در این توافق دارند که او مورخی خاص بود. سبک و طرزی خاص در نوشتن داشت. بهگونهای خاص به تاریخ میپرداخت
ibna.ir/x6HDM
@ibna_official
🔸بیش از یک هزار دانشجو و فارغالتحصیل دانشگاه صنعتی شریف، در نامهای سرگشاده به رئیس این دانشگاه، به «تشدید فضای امنیتی» در دانشگاه اعتراض کردند و خواستار استعفای او در صورت ناتوانی در دفاع از دانشجویان و دانشگاه شدند.
🔸انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف روز شنبه ۳۰ خرداد اعلام کرد بیش از هزار نفر این نامه خطاب به محمدرضا تجریشی، رئیس دانشگاه، را امضا کردهاند. این نامه یک روز پس از انتشار خبر صدور احکام اخراج برای چندین دانشجوی دانشگاه شریف منتشر شده است.
🔸در این نامه آمده است که در ماههای اخیر دستکم ۳۰ پرونده در کمیتهٔ انضباطی برای دانشجویان تشکیل شده، ۱۳ دانشجو با احکام بدوی تعلیق و اخراج روبهرو شدهاند و احکام سه نفر از آنان نیز در کمیتهٔ تجدیدنظر تأیید شده است.
🔸امضاکنندگان نامه نوشتهاند که آنچه در دانشگاه میگذرد، نشاندهندهٔ استمرار «روندی نگرانکننده» است که بدون واکنش مؤثر مدیریت دانشگاه هر روز ابعاد گستردهتری پیدا میکند.
🔸نویسندگان نامه هشدار دادهاند که سرخوردگی گستردهٔ دانشجویان، افزایش بیاعتمادی در فضای دانشگاه و آسیب دیدن اعتبار دانشگاه صنعتی شریف از پیامدهای وضعیت کنونی است.
🔸آنها همچنین با انتقاد از عملکرد مدیریت دانشگاه نوشتهاند اگر رئیس دانشگاه «نه توان تغییر دارد و نه اختیار آن را»، نباید نام ریاست دانشگاه را «سپر توجیه وضع موجود» قرار دهد و افزودهاند که دانشگاه به مدیری نیاز دارد که یا بتواند از آن دفاع کند یا در صورت ناتوانی، از سمت خود کنارهگیری کند. https://x.com/RadioFarda_/status/2068376147554107737
🔺 حامی مالی نیمروز باشید
🔸 لطفا اگر با نیمروز آشنا هستید اما امکان حمایت مالی ندارید، این پست و درخواست ما را به اشتراک بگذارید یا برای دوستان و آشنایانی ارسال کنید که ممکن است به این حمایت بپیوندند.
🔆 سالهاست که نیمروز بدون هیچ پشتوانهای و تنها با اتکا به درآمدهای خود، توانسته است بخشی از بار آشنایی جامعهٔ ایرانی با سرگذشت ایران و ایرانشناسی را به دوش بکشد. توقف درآمدها در ۶ ماه گذشته به واسطهٔ قطعی اینترنت و همچنین روشن نبودن چشمانداز پیش رو، ما را ناگزیر کرده است تا دست یاری به سوی مخاطبان گرامی دراز کنیم.
♾ کمک به صورت ریالی و ارزی از طریق پیپل امکان پذیر است.
🔻برای دریافت شمارهٔ حساب یا دریافت لینک پیپل لطفا به شمارهٔ زیر در تلگرام یا واتساپ پیام ارسال کنید:
(+98)9305221998
مرکز مطالعات ایرانشناسی نیمروز
@nimruz_ir
اغتنام فرصت و درسآموزی از تاریخ
من در جزوهای که پس از "خواب آشفتهی نفت" در آوردهام گفتهام که وقتی به تاريخ معاصر ايران نگاه بکنيد متوجه میشويد که چه فرصتهای عظيمی از دست رفته است. بايد اين را پذيرفت که هيچ چيز ابديت ندارد. اين نيست که ما هميشه روی يک حرف بايستيم. من فکر میکنم که حل نشدن مسألهی نفت که در آن زمان دو طرف داشت، نه به نفع ايران تمام شد نه به نفع انگليس. نه انگليس از يک دندگی و لجاجت فايده برد نه ايران. برای انگليس قضيه کلفت تر و مهمتر شد و برای ايران تبديل شد به چيز ديگری که به بنبست رسيد. اين برای ما درس عبرتی است، اگر از تاريخ درس بايد گرفت. يکی از درس های مهمی که ما بايد از اين جريان بگيريم همين است که وقتی فرصت پيش آمد مردان سياسی بايد از آن استقبال کنند و فرصت را غنيمت بشمرند وگرنه مسأله حادتر و از کنترل خارج می شود...آنچه میتوان از قضيهی نفت آموخت همين است که مشکل را نبايد گذاشت ناسور شود و به صورت زخمی غير قابل علاج در آيد.
دکتر محمدعلی موحّد
@movahed1302
❣️بیانیهٔ انجمن علمی دانشجویان تاریخ دانشگاه تهران در واکنش به تداوم بازداشت عباس یوسفی
انجمن علمی دانشجویان تاریخ دانشگاه تهران، با ابراز نگرانی عمیق، بازداشت عباس یوسفی (دارا)، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد تاریخ ایران اسلامی، در جریان رویدادهای اخیر کشور را مایهٔ تأسف و موجب دغدغهای جدی برای جامعهٔ دانشگاهی میداند.
دانشگاه همواره محل گفتوگو، اندیشهورزی و تضارب آرا بوده است و دانشجو، بهعنوان عضوی از این نهاد علمی، باید از امنیت فکری و حقوق بنیادین خود برخوردار باشد. حفظ کرامت انسانی، رعایت حقوق قانونی افراد و تضمین امکان تحصیل و پژوهش، از اصول بدیهی حیات دانشگاهی بهشمار میرود.
انجمن علمی دانشجویان تاریخ دانشگاه تهران، ضمن اعلام حمایت کامل از دانشجوی بازداشتشده، خود را متعهد میداند که پیگیری جدی و مستمر این موضوع را از طریق مراجع قانونی، دانشگاهی و رسانهای انجام دهد تا حقوق این دانشجو محترم شمرده شده و زمینهٔ بازگشت او به فعالیتهای علمی و آموزشی فراهم گردد.
امید است با تدبیر و رویکردی مبتنی بر قانون، شاهد رفع هرچه سریعتر این مسئله و تداوم آرامش و امنیت در فضای علمی کشور باشیم.
♦️فراخوان مقاله
گروه تخصصی علوم انسانی محیطزیستی «سمت» با هدف توسعهٔ ادبیات علمی فارسی، حمایت از مطالعات میانرشتهای و تقویت آموزش دانشگاهی از استادان، پژوهشگران، صاحبنظران و مترجمان دعوت میکند آثار تألیفی و ترجمهای خود را برای بررسی و انتشار ارائه کنند.
✅ آخوند خراسانی از مشروطه پشیمان نشد
برشی از گفتوگو با اکبر ثبوت
📌 فیلم کامل این گفتوگو بهزودی از کانال یوتیوب و آپارات مردمنامه منتشر خواهد شد
https://youtube.com/shorts/3UMW2Q7b3tI?si=d2Xru93MLD-xef7F
💠 پرفسور طارق مسعود، استاد دانشگاه هاروارد، در این برنامهی رسانه WIRED، توضیح میدهد که چطور بسیاری از غربیها و اعراب، دستاوردهای علمی بزرگ تاریخ را به نام خود سند میزنند، در حالی که مغزهای متفکر پشت بسیاری از آنها همگی ایرانی بودهاند! فرایندی در جهت #ایرانزدایی از تاریخ هنر، دانش و تمدن بشری!
او به طور مشخص از سه چهرهی افسانهای نام میبرد:
#خوارزمی: نابغهای که علم جبر را اختراع کرد و حتی کلمه «الگوریتم» در دنیای مدرن امروز، از نام او گرفته شده است.
#ابن_سینا: کسی که با کتابها و نظریاتش، از بنیانگذاران پزشکی مدرن در جهان شناخته میشود.
#سیبویه: دانشمندی ایرانی که در قرن هشتم میلادی، برای اولین بار دستور زبان و صرف و نحو «زبان عربی» را مدون و قاعدهمند کرد!
#تاریخ #دانش
🔗 weirdo.fa
@Jaryaann
«آسیبشناسی رشته تاریخ»: آنچه که گفته شد و آنچه که تفسیر شد.
انتشار گفتوگو پیرامون «آسیبشناسی رشته تاریخ» (در دسترس در: /channel/mardomnameh/10886) به همّت پویش دغدغهمند مردمنامه توجهاتی را به خود جلب کرد که نفس آن را باید مغتنم شمرد. از جمله اینکه این گفتوگو موجب شده برخی کارهای نیمهتمام و رهاشده قبلی در مورد برنامههای درسی تاریخ و ... دوباره در دستور کار قرار گیرد. بااین حال چنانکه در جایی دیگر اشاره شده است (/channel/mardomnameh/10893) بهترین کار برای داوری و نقد یک گفتوگو تمرکز دقیق بر محتوای آن است و به همین جهت توصیه میشود هر نقدی با محک شنیدن دقیق متن گفتوگو و حتی گفتوگوی پیش از آن که این گفتوگو در ادامه آن برگزار شده است: /channel/mardomnameh/10712)، سنجیده شود. براین اساس محورهای مطرح شده در گفتوگوی اخیر میتواند روشنگر باشد. محورها و نکات مهم این گفتوگو به اختصار از این قرارند:
- در نقد میراث گذشتگان و بخصوص بنیانگذاران رشته تاریخ لازم است به مقتضیات و امکانات هر دوره توجه شود. برای مثال در دهه های نخست تاسیس رشته تاریخ کارکرد اصلی آن تربیت معلم تاریخ بوده است و نه الزاما تربیت پژوهشگر ماهر. از این جهت بیشترین نقدها متوجه نسل های بعدی متولیان این رشته، از جمله در دهههای اخیر است و نسل کنونی متولیان این رشته نیز باید در مقابل آیندگان پاسخگو باشند.
- آیا «کاربست نظریه در تاریخ» یک تهدید جدّی برای این رشته است؟
- جایگاه نظریه «توصیف فربه» در آسیبشناسی رشته تاریخ چیست و چه نسبتی با آموزش تاریخ و درسهای مهارتی دارد؟
- آسیبهای متوجه رشته تاریخ دو دستهاند: یکی آسیبهای ساختاری مانند نبود نظام دانشگاهی مستقل و وجود دانشگاه سیاسی – ایدئولوژیک و تاثیر آن بر برنامه درسی، مقررات و آییننامههای کلی آموزشی و پژوهشی. دسته دوم و مهمتر آسیبها از منظر مسئولیت اهل تاریخ، آسیبهای درون رشتهای مانند محتوا و کیفیت برنامه درسی، شیوهها و کیفیت تدریس بخصوص در ارائه درسهای مهارتی، گسترش بیرویه رشته (هم ساختاری و هم درون رشتهای، زیرا گاه خود اهل تاریخ به آن دامن زدهاند.)
بدیهی است که موارد یادشده در بردارنده همه «آسیبهای» متوجه رشته تاریخ نیست و به همین دلیل در ابتدا و انتهای گفتوگو بر ضرورت ادامه گفتوگو با حضور افراد مختلف از سوی همه شرکتکنندگان تأکید شد و ضمنا به دلیل عدم حضور دانشجویان در نشست، به سهم و نقش آنها در این «آسیبشناسی» پرداخته نشد و میتواند موضوع یک نشست مستقل باشد. براین اساس جای این پرسش هست که آیا این موارد جزو آسیبهای (بعضا «کلان») رشته تاریخ هستند یا صرفا «تجارب منفرد آموزشی» و نامتناسب و ناهمخوان با عنوان گفتوگو؟ (نگاه شود به: /channel/mardomnameh/10894)
جواد عبّاسی
بیستم خرداد 1405
♦️رودخانه را هل ندهید خودش جلو میرود.
ضربالمثل لهستانی
/channel/mardomnameh
♦️از «خوانش» و «نقد» تا «عملگرایی» و «ارائۀ راهحل»
🔸امید اخوی یادداشتی در مورد گفتوگوی من با حسن حضرتی پیرامون «آسیبشناسی رشتۀ تاریخ» نوشتهاند. یادآوری چند نکته میتواند به استفادۀ عملی از نقد ایشان در مسیر بهبود رشته کمک کند.
🔸یکم اینکه، ایشان بهسرعت و باانگیزه و دغدغۀ قوی به این گفتوگو توجه نشان دادهاند و «خوانش» یا دریافت خود از آن را به اشتراک گذاشتهاند. باید به فال نیک گرفت و امید داشت که با دغدغهمندیای که ایشان نشان دادهاند نظرات خودشان در مورد آسیبهای رشتۀ تاریخ را براساس آنچه نوشتهاند (توجه به نظرات دانشجویان) در اختیار اهل تاریخ قرار دهند تا ابعاد بر زمین ماندۀ موضوع از نظر ایشان برای اهل تاریخ روشن شود و «گامی عملی» برای بهبود وضعیت این رشته برداشته شود. همچنین، ارائۀ دریافتهای دیگر اعضای خانوادۀ بزرگ تاریخ از این گفتوگو میتواند به روشنگری بیشتر در این زمینه کمک کند.
🔸دوم، ازآنجاکه پرداختن به همۀ موارد موردنظر ایشان در یک یادداشت ممکن نیست پیشنهاد میشود «خوانش» و «دریافت» ایشان از این گفتوگو با گوش دادن دقیق به کل گفتوگو و با در نظر داشتن چالشهای مربوط به «خوانش» بهطور کلی (امکان خوانشهای متفاوت از یک متن یا سخنرانی براساس انگیزهها و رویکرد افراد) مورد سنجش قرار گیرد.
🔸سوم، در گفتوگوی موردبحث به موضوعاتی مانند اهمیت «توصیف فربه» و نسبت «نظریه با تاریخ» در حد زمان ممکن و در چند مرحله پرداخته شده است. یادآوری میشود که موضوع گفتوگو «آسیبشناسی رشتۀ تاریخ» بوده است و نه یک موضوع خاص (نظریه در تاریخ، توصیف فربه و ...). بدیهی است که در این چارچوب همۀ آسیبهای متوجه رشته از نظر گفتوگوکنندگان در حد ممکن و بهاختصار مطرح شدهاند. ضمناً همچنان که تأکید شد و بنابر اصول و مبانی فعالیت مردمنامه (گفتوگوی مبتنیبر معیارهای علمی، مدارای فکری و ...) ضروری است باب گفتوگو در این مورد همچنان باز باشد. از این جهت، برگزاری یک نشست براساس ملاحظات امید اخوی با حضور ایشان، دانشجویان و ... میتواند مفید باشد.
🔸چهارم، در گفتوگوی مورداشاره تأکید شد که تنها با برداشتن گامهای «عملی» (ولو کوچک) است که میتوان از «آسیبشناسی» به «بهبود» ازجمله در مورد رشتۀ تاریخ گذر کرد و صرف گفتوگو و نقد راهگشا نیست. برای مثال، مدعای ناکارآمد بودن آخرین برنامۀ درسی رشتۀ تاریخ را، که از سال 1402 اجرایی شده است (که بنابر نظر ایشان نیازمند بازنگری جدی است)، میتوان در یک نشست با حضور ایشان، نمایندۀ کارگروه تهیهکنندۀ این برنامه و نمایندۀ دانشجویان به گفتوگو گذاشت. بر این اساس، ارائۀ یک برنامۀ پیشنهادی و عملی جایگزین (ولو در حد عنوانهای دروس) ازسوی ایشان نیز میتواند ابعاد «نیاز به بازنگری جدی» را روشن کند. در همین زمینه و در پیوند با اشاره و نقد امید اخوی به بازنگری برنامۀ درسی تاریخ در دانشگاه فردوسی مشهد نیز یادآوری میشود که ازجمله منابع بازنگری این برنامۀ درسی (که در گفتوگو به آن اشاره شده) نظرسنجی از دانشجویان سال آخر و دانشآموختگان، کارفرمایان بالقوه در حوزۀ اشتغال دانشآموختگان رشتۀ تاریخ (آموزش و پرورش، میراث فرهنگی، مراکز پژوهشی و اسنادی و ...) و بررسی تجربیات جهانی بوده است (نگاه شود به: /channel/historyandlife/4272). به هر روی، به سهم خود برای هرگونه گفتوگو با ایشان و دیگر اعضای خانوادۀ تاریخ برای روشنگری بیشتر در مسیر بهبود عملی وضعیت رشتۀ تاریخ در ایران آمادگی دارم.
✍جواد عباسی، دانشیار بازنشستهٔ تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۹ خرداد ۱۴۰۵.
/channel/mardomnameh
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخی به نقدهای دکتر امید اخوی و دکتر حسن حضرتی
پس از مطالعۀ متن دوست و برادر عزیزم آقای دکتر امید اخوی و استاد بزرگوارم آقای دکتر حسن حضرتی، ضمن احترام و تشکر از هر دو بزرگوار بابت نقدهایشان، چند نکته را به ایشان و به تمام دنبالکنندگان مردمنامه عرض میکنم:
1⃣ سابقۀ ورود بنده به مردمنامه، به عنوان مسئول رسانههای دیداری و شنیداری، سابقۀ زیادی نیست (کمتر از دو سال)؛ اما در همین مدت کم متوجه شدم سیاست مردمنامه که بنده نیز موظف به رعایت آن هستم، گشودگی و استقبال از نقدها و نظرات همه است؛ نه فقط نقدهای اساتید و بزرگان، بلکه حتی دانشجویان و غیر دانشجویان. گواه این مطلب سابقۀ بخش «تلگرامنوشتهها» در مجلۀ کاغذی است. بسیاری از افراد (اعم از استاد و دانشجو) با رعایت ضوابط نگارش مردمنامه، یادداشتهای متعددی را در این سالها در کانال تلگرامی مردمنامه منتشر کردند.
بنده هم در غالب نشستها، تأکید کردم که آمادۀ دریافت نظرات همه هستیم و راه برای گفتوگو باز است.
سال گذشته وقتی با استاد ارجمندم دکتر مجید تفرشی در مورد نامۀ آیتالله کاشانی به دکتر مصدق گفتوگو کردیم، در موافقت و مخالفت با این گفتوگو سیلی از واکنشها راه افتاد و ما بعد از آن نشست با آقایان دکتر افشین جعفرزاده و رضا مختاری اصفهانی به عنوان مخالف صحبت کردیم و پس از آن، بخشی از گفتوگوی ما با آقای امیر مکی اختصاص یافت به موافقت با نظرات دکتر تفرشی. یا پس از گفتوگو با دکتر آقاجری، یادداشت دکتر لطفالله آجودانی را در مخالفت با آن منتشر کردیم. نمونۀ آخر هم بحثها پیرامون رشتۀ ایرانشناسی بود. یادداشتهایی که در مخالفت با نظر دکتر رحمانیان نگاشته شد، الان در کانال دستیاب است.
پس باب گفتوگوی ویدیویی و نوشتن یادداشت در مردمنامه به روی همه باز است.
2⃣ در همان ابتدا که کانال یوتیوب و آپارات مردمنامه راهاندازی شد، آقای دکتر رحمانیان تأکید کردند که نباید به سمت «سوپراستارگرایی» برویم و هر کسی که حرفی برای گفتن داشته باشد، باید بتواند در اینجا بیاید و سخن بگوید. حتی خاطرم هست که ایشان فرمودند یک روز در هفته را اختصاص به دانشجویان بدهیم. بنده به جهت کمبود وقت و مشغلههایی که داشتم گفتم فعلا اجازه دهید کار را به همین شکل جلو ببریم و پس از آنکه کانال به جریان افتاد سراغ عملی کردن این پیشنهادها میرویم. در همین مدت هم با آقایان دکتر امید غیاثی و دکتر محمد غفوری گفتوگو کردیم که هر دو عزیز از دانشآموختگان رشتۀ تاریخ بودند، نه از اعضای هیئت علمی! و بنا داریم بهزودی گفتوگویی هم با خانم دکتر فاطمه بختیاری داشته باشیم. بنابراین سیاست مردمنامه هیچ وقت این نبوده که رسانهاش فقط متعلق به طبقۀ خاصی باشد. بله؛ میپذیرم در این یکسالونیم که از عمر یوتیوب و آپارات مردمنامه گذشته، هنوز به آنچه میخواستیم و استاد رحمانیان در نظر داشتند، نرسیدیم. خود را از تقصیر مبرا نمیدانم؛ اما صریحاً عرض میکنم سیاست ما سوپراستارگرایی نبوده است؛ شاید اگر دوستانی داشتم که مرا در این امر یاری میدادند و فرصت بیشتری برایم فراهم بود، گفتوگوهای بیشتری با دانشجویان و دانشآموختگان ترتیب میدادم.
3⃣ پس از نشست «آسیبشناسی رشتۀ تاریخ» هیچ یک از دانشجویان یا دانشآموختگان از ما در خواست گفتوگو نکردند که ما آن را رد کرده باشیم. غیر از این موضوع هم بنده یاد ندارم که با درخواست گفتوگویی مواجه شده باشیم و این درخواست را به سبب اینکه فرد، دانشجو یا دانشآموخته است، رد کرده باشیم.
ضمناً موضوع «رشتۀ تاریخ در ایران» هم موضوعی نیست که با یکی دو گفتوگو تمام ابعاد آن بررسی شود. لذا با تشکر از تذکر دکتر اخوی گرامی، از همینجا اعلام میکنیم: پذیرای نظرات تمامی اساتید و دانشجویان تاریخ دربارۀ رشتۀ تاریخ هستیم؛ اگر متنی دارند، میتوانند برای دوست پرتلاش و گرامیام، خانم پرستو رحیمی ارسال کنند؛ اگر مایل به گفتوگو باشند، میتوانند با بنده هماهنگ کنند تا گفتوگویی ترتیب داده شود؛ حتی میتوانند خودشان با رعایت اصول مردمنامه گفتوگو کنند و فیلم آن را برای بنده ارسال کنند تا در کانال یوتیوب و آپارات مردمنامه بارگذاری کنم.
بجز این موضوع (وضعیت رشتۀ تاریخ در ایران)، باز در اینجا اعلام میکنم دربارۀ هر یک از موضوعات مرتبط با «تاریخ مردم»، با رعایت اصول مردمنامه (رعایت ادب و احترام در گفتوگو، توهین نکردن به اقوام و مذاهب و گروهها، رعایت چهارچوبهای علمی و این دست موارد) هر کس میتواند فیلمی ضبط کند و برای ما بفرستد و ما با افتخار این فیلم را با نام خودش در کانال یوتیوب و آپارات مردمنامه منتشر میکنیم.
ادامهٔ یادداشت👆
🔸مسئلۀ دیگر آن است که همچنان در فضای آموزش تاریخ، نگاه انتقادی عمدتاً متوجه دانشجو است. دانشجو ضعیف است، دانشجو مطالعه نمیکند، دانشجو مهارت ندارد، اما کمتر کسی میپرسد آیا همۀ استادانی که این دروس را تدریس میکنند خود توانایی لازم برای آموزش آنها را دارند؟ آیا همۀ این سرفصلها ضروری هستند؟ آیا ساختار آموزشی موجود اساساً پاسخگوی نیازهای امروز رشتۀ تاریخ است؟ اینها پرسشهایی بود که انتظار داشتم در نشستی با عنوان «آسیبشناسی رشتۀ تاریخ» مطرح شود، اما متأسفانه بار دیگر بحث به همان اختلافات قدیمی میان استادان دربارۀ نظریه و جایگاه آن در تاریخنگاری کشیده شد.
با همۀ این انتقادها، برگزاری چنین نشستهایی را ارزشمند میدانم، زیرا دستکم باب گفتوگو دربارۀ وضعیت رشتۀ تاریخ را باز نگه میدارد. اما زمان آن رسیده است که از حلقۀ بستۀ گفتوگوهای صرفاً استادمحور خارج شویم و پای دانشجویان، دانشآموختگان و پژوهشگرانی را که تجربۀ آموزش و فعالیت حرفهای در ایران و خارج از ایران دارند را به این مباحث باز کنیم. شاید بد نباشد مردمنامه یا دیگر رسانههای تخصصی تاریخ روزی نشستی با موضوع «آسیبشناسی آموزش تاریخ از نگاه دانشجویان و دانشآموختگان» برگزار کنند؛ نشستی که در آن بهجای دفاع از ساختار موجود، خود ساختار آموزش تاریخ به پرسش گرفته شود.
🔸من همچنان خود را شاگرد این استادان و بهرهمند از آثار و اندیشههای آنان میدانم، اما معتقدم نقد علمی زمانی معنا پیدا میکند که همۀ جنبههای مسئله دیده شود، از استاد تا دانشجو، از برنامۀ درسی تا خروجی دانشگاه.
✍امید اخوی، پژوهشگر تاریخ فرهنگی ایران و خاورمیانه، دانشآموختۀ دکتری تاریخ، دانشگاه شیراز، ۱۹ خرداد ۱۴۰۵.
/channel/mardomnameh
✅ اهمیت تاریخ، تاریخ علم و فلسفۀ علم در نظام آموزشی روسیه/ پیشنهاد گودرز رشتیانی برای دانشگاه تهران
📌 برشی از گفتوگوی پارسال مردمنامه با گودرز رشتیانی
https://youtube.com/shorts/ZIh3abKvb-A?si=hqw4hkHqrHPuaw4X