2784
مردم نامه مجله ای است به مدیریت و سردبیری داریوش رحمانیان ( هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران ). کار این کانال در پیوند با آن مجله است در حوزه تاریخ مردم ( People's ( History ارتباط با کانال مردم نامه: mardomnamehmag@gmail.com
🟠 معرفی مقالات شمارهٔ ۳۵ و ۳۶ فصلنامهٔ مردمنامه
🔶تاریخ زنان و جنسیت
تاریخنگاری افسانه نجمآبادی
🔶 جنسیت: مقولهای کارآمد در تحلیل تاریخی
🖊جون والاک اسکات، ترجمهٔ فریما دستیار، دانشجوی دکتری تاریخ ایران، دانشگاه تربیت مدرس
🔸همانطور که از نام مقاله برمیآید، مسئلۀ اصلی در این نوشتار این نیست که زنان چه جایگاهی در روایتهای تاریخی دارند یا چگونه میتوان تجربههای آنان را به تاریخنگاری افزود، پرسش مهمتر آن است که غیبت یا حاشیهنشینی این تجربهها چه نسبتی با مفاهیم، روشها و چارچوبهای نظری رایج در تحلیل تاریخی دارد. آیا افزودن زنان به روایتهای موجود برای بازاندیشی در تاریخنگاری کافی است یا خود شیوۀ طرح مسئله و صورتبندی موضوعات تاریخی نیز باید به پرسش گرفته شود؟
🔸از نظر نویسنده، اهمیت این پرسشها هنگامی آشکار میشود که جنسیت را در پیوند با قدرت، مناسبات اجتماعی و ساختارهای کلان بررسی کنیم و ببینیم که جنسیت چه نسبتی با این ساختارها و کلانروایتها دارد. مفاهیمی که در نگاه نخست بدیهی به نظر میرسند چگونه در شکلگیری و بازتولید نظم اجتماعی دخالت میکنند؟ آیا میتوان تاریخ نهادها، اندیشهها و روابط قدرت را نوشت بیآنکه دربارۀ نقش جنسیت در شکلگیری معنا و سامان آنها پرسید؟
🟧 برای رسیدن به پاسخ این پرسشها متن کامل مقاله را در فصلنامۀ مردمنامه بخوانید.
📙 مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به پویش مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.
/channel/mardomnameh
یعنی تصور اینکه:برای هر رفتار، هر رابطه، هر مسئلهی اجتماعی و هر پدیدهای باید یک حکم فقهی الزامآور پیدا کرد. در حالی که از نظر او، اسلام حامل یک پیام دینی، اخلاقی و معنوی است؛ اما مسلمانان در طول تاریخ برای ادارهی جامعه به تدریج دستگاه عظیمی از احکام ساختند. این دستگاه در زمان خودش ضرورت تاریخی داشته است، ولی مشکل، زمانی آغاز میشود که بگوییم: چون فقهای گذشته دربارهی این موضوع حکم دادهاند، آن حکم برای همهٔ زمانها به منزلهی حکم خداست. در بارهی چندهمسری، پرسش محوری شرفی این است آیا قرآن درصدد تأسیس یک نظام دائمی چندهمسری بوده یا در حال محدود کردن و اصلاح یک عرف تاریخی بوده است؟. تعدد زوجات در جامعهی عرب وجود داشت. قرآن آن را در چارچوب خاصی محدود میکند: "فإن خفتم ألا تعدلوا فواحدة". بنابراین میتوان آیه را چنین خواند: اسلام چندهمسری را ایجاد نکرد؛ بلکه آن را محدود کرد. شرفی یک استدلال «تاریخمحور» دارد و بحث را از «نسخ حکم» به مقصد اخلاقی حکم بردهاست. در جستار "قطعیالدلالة" شرفی میگوید تصور اینکه یک متن، خصوصاً متن قرآن، بهصورت مطلق و برای تمامی اعصار قطعیالدلالة باشد، یکی از فرضیات نادرست است. معنا در نظر او حاصل تعامل متن، زبان، خواننده و تاریخ است. انسان قرن هفتم با جهان اجتماعی قرن هفتم، متن را میخواند، ولی آدم قرن بیستویکم با جهان دیگر. اگر چیزی را "ضروری دین" اعلام کنیم، بحث علمی دربارهی آن سخت شده، زیرا منتقد بلافاصله متهم میشود به بدعت،انحراف،بیدینی. بنابراین، این اصطلاح ممکن است تبدیل شود به ابزار سلطهی معرفتی. اصل بنیادین نواندیش تونسی این که باید دین و رسالت اصلی آن را با احکام تاریخی فقه تفکیک کرد. در بحث از "اجماع" که همان پروژهی "عصریسازی اندیشهی دینی" و یک کتاب مستقل است، اجماع را یک واقعیت تاریخی میداند، نه لزوماً صدای مستقیم خدا. یعنی "فقها در دورهای توافق کردهاند" با "خدا این حکم را برای همیشه تعیین کرده است" یکی نیست. در بسیاری از موارد آنچه اجماع نامیده شده، اجماع واقعی همهٔ مسلمانان نبوده، بلکه توافق گروهی از عالمان یا غلبهی یک مذهب بوده است.در این صورت، تبدیل آن به «حکم قطعی خدا» نیازمند استدلال بیشتری است.
بحث از "اسلام و دولت" شاید مهمترین قسمت کتاب باشد. شرفی سؤال میکند "آیا اسلام باید دین دولت باشد؟. شرفی میان اسلام بهعنوان رسالت و اسلام بهعنوان ایدئولوژی سیاسی تفکیک میکند و اصرار میکند تاریخ مسلمانان شکل واحد حکومتی نداشتهاند.خلافت،سلطنت،امپراتوری،دولتهای محلی، جمهوریهای مدرن. بنابراین تاریخ سیاسی مسلمانان یک «مدل الهی واحد» ارائه نمیکند. در نتیجه، کسی که میگوید: «دولت اسلامی»باید توضیح دهد:کدام دولت؟ کدام فقه؟ اسلام الزاماً یک ساختار سیاسی مشخص ارائه نمیکند، بلکه اصولی مثل عدالت، شورا، امانت،مسئولیت حاکم،نفی ستم ارائه میکند. بنابراین میتوان یک دولت مدرن داشت که بر اصول اسلامی بالا استوار باشد. شرفی تأکید میکند اگر این اصول کلی را بپذیریم، آنها لزوماً اسلامی به معنای انحصاری نیستند. مثلاً:عدالت یک ارزش اسلامی است، اما در عین حال ارزش اخلاقی عمومی بشر نیز هست. پس دولت لازم نیست برای مشروعیت اخلاقی خود، حتماً عنوان دولت اسلامی داشته باشد. همان جایی است که پروژهی او به سکولاریسم سیاسی نزدیک میشود. چرا شرفی با «اسلام سیاسی» مشکل دارد؟ از دیدگاه او، وقتی یک حزب یا جریان سیاسی میگوید: ما حکومت اسلامی میخواهیم، بلافاصله باید پرسید:کدام اسلام؟ اسلام اموی، عباسی، فقه حنفی، فقه مالکی، شیعی، سلفی، اخوانی؟ چون اسلام واحدی که یک مدل حکومتی دقیق و بیاختلاف ارائه کند، در تاریخ وجود نداشته است.این، همان جایی است که کتاب دیگر شرفی "مرجعيات الإسلام السياسي" مطرح میشود. در بارهی حجاب ادعای محوری شرفی این است که وجوب حجاب به معنای فقهیِ رایج یک فرض نادرست است. و میپرسد از کجا معلوم که شکل خاصی از پوشش زن، حکم الهیِ قطعی و تغییرناپذیر است؟
بیشتر از این نوشتهام را دراز نکنم و تأکید کنم دکترین عبدالمجید شرفی قابل فهم و
اِعمال است و گفتمان وی، میتواند نسخهی کاملا مابهالإتفاقی برای زندگی عصرانی
مسلمانان باشد.
👇👇👇تصویر کتاب
🟠 معرفی مقالات شمارهٔ ۳۵ و ۳۶ فصلنامهٔ مردمنامه
🔶تاریخ زنان و جنسیت
تاریخنگاری افسانه نجمآبادی
🔶 نجمآبادی و روایت فرودستان
🖊 بهزاد کریمی، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه میبد
🔸 در دهههای اخیر، گرایشهای نوین در تاریخنگاری، بهویژه در حوزههای تاریخ اجتماعی، جنسیت و زندگی روزمره، تلاش کردهاند تا صدای کسانی را که از روایتهای رسمی حذف یا به حاشیه رانده شدهاند به تاریخ بازگردانند. در این میان، افسانه نجمآبادی، استاد برجستۀ تاریخ و مطالعات جنسیت در دانشگاه هاروارد، جایگاهی ویژه دارد. آثار او نمونهای درخشان از تلاش برای بازنویسی تاریخ فرودستان است که با استفاده از ابزارهایی چون تاریخ شفاهی، خاطرات، روایتهای غیررسمی و بهویژه عکسها شکل گرفتهاند. نجمآبادی با بهرهگیری از روششناسیهای نوین تاریخنگاری نشان میدهد که هیچ منبعی، حتی عکس، از تأثیرات قدرت و ایدئولوژی مصون نیست.
🟧 متن کامل مقاله را در فصلنامهٔ مردمنامه بخوانید.
📙 مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به پویش مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.
/channel/mardomnameh
🟠 معرفی مقالات شمارهٔ ۳۵ و ۳۶ فصلنامهٔ مردمنامه
🔶 تاریخ زنان و جنسیت
تاریخنگاری افسانه نجمآبادی
🔶 چرا از تاریخ جنسیت دفاع میکنیم؟
🖊 سارا موسوی، کارشناسیارشد تاریخ، دانشگاه تهران
🔸 این مقاله در تلاش است به پرسشی بنیادین پاسخ دهد که چرا باید از تاریخ زنان عبور کرد و به تاریخ جنسیت روی آورد. نویسنده با دستهبندی سیر تحول تاریخنگاری زنان از دهۀ ۱۹۶۰ میلادی به بعد نشان میدهد که چرخش از «زنان» بهعنوان امری توصیفی به «جنسیت» بهعنوان مقولهای تحلیلی تاریخنگاری را از ثبتکنندۀ بیطرف گذشته به کنشی فعال، انتقادی و مداخلهگر تبدیل میکند.
🔸 سپس نویسنده به نقد وضعیت تاریخنگاری زنان در ایران میرسد و به دو رویداد مهم در تاریخ معاصر ایران؛ یعنی انقلاب مشروطه و کشف حجاب، میپردازد. وی با تکیه بر آثار افسانه نجمآبادی نشان میدهد که سکوت اسناد و منابع تاریخی دربارۀ زنان ابزار مناسبات قدرت است. در این رویکرد، «زن» و «زنانگی» مفاهیمی هستند که از درون مناسبات قدرت خلق شدهاند.
🟧 متن کامل مقاله را در فصلنامۀ مردمنامه بخوانید.
📙 مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به پویش مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.
/channel/mardomnameh
🔶 روشهای خرید فصلنامۀ مردمنامه
مردمنامه (فصلنامۀ تاریخ مردم)
شمارۀ ۳۵ و ۳۶
🔸نسخۀ کاغذی شمارۀ ۳۵ و ۳۶ فصلنامۀ مردمنامه را میتوانید از کتابفروشی توس تهیه کنید یا از پیوند زیر سفارش دهید:
🔗http://toosbook.ir/p/مردمنامه۳۵/
🔸نسخۀ الکترونیک فصلنامهٔ مردمنامه را در طاقچه بخوانید:
🔗https://taaghche.com/magazine/340251
📙مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به پویش مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.
/channel/mardomnameh
روز چهارشنبه پانردهم مهرماه کتابخانه دکتر محمدعلی موحد همزمان با گشایش بارگاه شمس تبریزی در شهرستان خوی، با حضور مسئولان کشوری و استانی و جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر افتتاح میشود.
در این کتابخانه با زیربنای ۴۰۰ متر مربع، ۸ هزار جلد کتاب مرتبط با شمس، مولانا و میراث فکری و فرهنگی این حوزه گردآوری شده است.
✅ ولایت فقیه و دموکراسی در اندیشهٔ سیاسی ابوالحسن شعرانی
گفتوگو با اکبر ثبوت
▪️در میان گفتوگو، اکبر ثبوت به برخی نوشتههای خود اشاره کرد که در کتابی منتشر شده و حاوی استناداتی به کلام معصومین علیهمالسلام درباره اهمیت خواست مردم در حکومت است. این نوشته از پیوند زیر دسترسی است:
🔗 /channel/akbarsobout/366
📌برای مشاهدهٔ این گفتوگو، پیوندهای زیر را لمس کنید:
🔗 https://youtu.be/qOoHbt-eO38?si=0NP06wSE1BjszOes
🔗 https://www.aparat.com/v/whqv98y
مردم نامه را در یوتیوب و آپارات دنبال کنید و با بازنشر و پسندیدنِ ویدیوها، از ما حمایت نمایید.
/channel/mardomnameh
روز مردم
مهرگان روز چیرگی داد بر بیداد است.
روز برافتادن پتیارهی خودکامگی است.
روز پیروزی مردم است.
این روز را به نام روز مردم گرامی میداریم.
/channel/dariush_rahmanian
/channel/mardomnameh
و نهایتا به مراکش/مغرب عربی پناهنده شدند. نحوهی زندگی مسلمانان پساسقوط
که بعضی را به تقیّه واداشت و بخش دیگری
از آنها را به اباحهگری مفرَط واداشت یکی
از فصول پرارزش کتاب است. نکتهی مهم دیگر، رعایت الزامات شرعی مسلمانان جنوبِ اسپانیا بود. از یک سو، فقهِ مالکی و
فتاوی فقیهان و طرف دیگر، اجبار به تغییر کیش ِیا مهاجرت اجباری. دوست دانشمندم
دکتر عدنان فلاحی، با استناد به کتاب هاروی و کتاب فقهی فقیه معاصر، ونشریسی به نام "أسنى المتاجر" فرستهی
مهمی نشر داده و مینویسد: "در چنین بستری مسلمین اندلس در پی چارهجویی فقهی برآمدند که بالاخره در برابر این واقعیت جدید (پذیرش اجباری مسیحیت یا تن دادن به مهاجرت) چه کنند. فتوای موسوم به وَهران (منطقهای در شمال الجزایر) و فتوای وَنشَریسی (فقيه مالکی در قرن دهم) پاسخهایی به این دغدغهها بود. فتوای وهران مسلمین اندلس را به یک تقیهی حداکثری دعوت میکرد و مسلمانان را مجاز کرد حتی در برابر تمثالهای کلیسایی کرنش کنند و یا از سر اکراه تن به خوردن گوشت خوک دهند و حتی برای عبادت در کلیسا حاضر شوند. با این وجود در باطن و درون خود میبایست نیت دیگری داشته باشند و ایمان قلبی خود را حفظ کنند. فتوای وَنشریسی اما مسیر متفاوتی را پیش میکشد. ونشریسی با استناد به فتاوای فقهای متقدم، این حد از تقیه و پذیرش فشار عقیدتی را عملا نافی حفظ ایمان دانسته و با استناد به قرآن (نساء:۹۷) مهاجرت از اندلس و ترک مناطق اشغال شده به دست مسیحیان را توصیه میکند. اما نکتهی جالب توجه در این دو فتوای متضاد که هر دو مستند به نصوص مقدس اسلامی در یک چیز یکی است و آن ترک مقاومت مسلحانه". در سفر به لشبونه یا بارسلون اسپانیا در سال ۱۳۶۸ خورشیدی که در رکاب مرحوم دکتر محمدباقر حجتی و به منظور شرکت در اجلاس جهانی کتابداران _ ایفلا _ بودم برای بررسی نسخ عربی خطی به غرناطه و قرطبه/کوردوبا رفتیم و با یک بررسی میدانی مختصر متوجه شدم اندکی مسلمان در غرناطه زندگی میکنند که همه از مهاجران مغربی(مراکشی) هستند و فقط یک مسلمانِ دستفروش در مدخل قصر زیبای بنواحمر میدانست از نسل موریسکهای اندلس است که نیای وی مجبور به مهاجرت اجباری در قرن هفدهم میلادی به شمال مراکش شده و اکنون سه نسل در غرناطه حضور دارند. پاتریک هاروی میگوید در زمان حال در بعضی از مناطق جنوبی اسپانیا و نيز جزایر قناری، از موریسکها زندگی میکنند.
👇👇👇
📚 نشست رونمایی و نقد کتاب ضیافت کلمات
با حضور:
▫️مقصود فراستخواه (نویسنده کتاب)
و با سخنرانی:
▫️حمیدرضا نمازی
▫️مریم نصر اصفهانی
▫️مالک شجاعی جشوقانی
به میزبانی:
▫️محسن آزموده
🔸️شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۵ تا ۱۷
🔸️بزرگراه حقانی، سازمان اسناد و کتابخانه ملی، اندیشگاه فرهنگی
🔹️حضور برای عموم آزاد و رایگان است.
✅ گفتگوی صمیمی با محمدعلی موحد
فیلمبردار: علیرضا پورحسین
📌برای مشاهدهٔ این گفتوگو، پیوندهای زیر را لمس کنید.
🔗 https://youtu.be/ujxgbg-6tWA?si=vHfbxpBhGyNfqJ8i
🔗 https://www.aparat.com/v/fvheu2s
مردم نامه را در یوتیوب و آپارات و توییتر دنبال کنید و با بازنشر و پسندیدنِ ویدیوها، از ما حمایت نمایید.
/channel/mardomnameh
ادامه یادداشت ☝️
🔸گره نخست خود اصطلاح است. نویسنده عنوان «توصیف فربه» را از گیلبرت رایل و کلیفورد گیرتس گرفته، اما بارها تأکید میکند که منظورش ربطی به حرف گیرتس ندارد. آنچه در مقاله توصیف فربه نامیده شده، در عمل همان بازسازی انتقادی و مستند گذشته بر پایهٔ نقد بیرونی و درونی منابع است؛ سنتی که از رانکه به این سو پیشینه و نامی جاافتاده دارد. پس روشن نیست که وام گرفتن اصطلاحی از انسانشناسی تفسیری چه چیزی به بحث اضافه میکند. مشکل دیگر این است که نویسنده در تعریف نهایی خود، آشکار کردن «معانی فرهنگی» و «منطق درونی کنشها» را هم جزو توصیف فربه میآورد، و این دقیقاً همان هستهٔ نظریهٔ گیرتس است. نزد گیرتس توصیف فربه خودش نوعی تفسیر است. بنابراین اگر این عنصر بماند، جدایی توصیف از تفسیر، که کل مقاله بر آن تکیه دارد، سست میشود. اگر هم حذف شود، دیگر دلیلی برای استفاده از این اصطلاح نمیماند. جای یک پیشینهٔ مهم هم خالی است. مورخانی مثل دارنتون، ناتالی زمون دیویس و بهویژه جووانی لوی پیشتر با این مفهوم درگیر شدهاند. لوی در بحث خردتاریخ صریحاً توصیف فربهٔ مورخانه را از نسخهٔ گیرتسی جدا کرد، یعنی همان کاری که مقاله ادعای انجامش را دارد. یک نکتهٔ کوچکتر هم هست: اصطلاح توصیف فربه و مثال مشهور چشمک در مقالات دههٔ شصت رایل آمده، نه در کتاب «مفهوم ذهن». پرسش رایل هم این نبود که فرد چرا چشمک زد، بلکه این بود که او در حال انجام چه کاری است.
🔸گره دوم به رابطهٔ توصیف و تحلیل برمیگردد. کل استدلال مقاله بر این پایه است که این دو از هم جدا هستند و توصیف بر تحلیل مقدم است. اما خود نویسنده در جایی میگوید توصیف خودش نوعی تحلیل است، و در جای دیگر میگوید شرح اینکه یک رویداد چگونه رخ داد، تا حدی نشان میدهد که چرا رخ داد. اگر اینطور باشد، توصیف و تحلیل دو مرحلهٔ جدا نیستند که یکی پیش از دیگری بیاید. آنها در هم تنیدهاند و فقط در میزان با هم فرق دارند. در این صورت، ادعای تقدم یکی بر دیگری معنای روشنی ندارد. تنش جدیتر آنجاست که نویسنده از مورخ میخواهد پیش از رجوع به منابع، ذهنش را از هر نظریه و پیشفرضی خالی کند و این را رویکرد «پدیدارشناسانه» مینامد. اما چند صفحه بعد میپذیرد که هیچ پژوهش تاریخی بدون پیشفرض نظری ممکن نیست. این دو حرف با هم جمع نمیشوند. چنین ذهن خالیای همان چیزی است که فیلسوفان علم دهههاست نقدش کردهاند. به تعبیر مشهور ای. اچ. کار، واقعیتها خود به سخن نمیآیند و این مورخ است که آنها را به سخن درمیآورد. ادعای اینکه پاسخ به «چگونه» همیشه دشوارتر از «چرا» است هم بدون استدلال مطرح شده است. تحلیل هم در متن به «حدس و گمان علمی» فروکاسته شده، که تصویری بیش از حد ساده از تبیین تاریخی است.
🔸گره سوم شیوهٔ استناد به فیلسوفان تاریخ است. مقاله کالینگوود، دانتو، مینک، انکراسمیت و ریکور را همصدا در دفاع از «بازسازی معتبر گذشته» معرفی میکند، بیآنکه به صفحهای از آثارشان ارجاع دهد. اما دانتو نشان داده است که ما رویدادهای گذشته را اغلب با نگاه به پیامدهای بعدیشان توصیف میکنیم. یعنی حتی پرسش «چه رخ داد» هم از نگاه پسینی مورخ جدا نیست، و این بیشتر علیه ایدهٔ توصیف ناب است تا به سود آن. مینک و انکراسمیت هم روایت تاریخی را بازتاب مستقیم واقعیت گذشته نمیدانند. «گری روزن» نیز احتمالاً همان یورن روزن است. استناد به همپل برای نشان دادن بیرغبتی مورخان به گزارههای علّی هم جای تأمل دارد، زیرا همپل درست عکس این را میگفت و تبیین تاریخی را نیازمند قوانین عام میدانست.
ادامه یادداشت 👇
✅ مجموعۀ قصۀ سوریه
تحولات سوریه از زمان تشکیل حزب بعث تا سقوط بشار اسد
کفتوگوی با یاسر قزوینی حائری
1⃣ سوریه چگونه به بحران رسید؟
از تشکیل حزب بعث در عراق و سوریه تا سال ۲۰۱۱
🔗 https://youtu.be/soJxbIBg-ys?si=4k8AuxQhQXv-7T9d
🔗 https://www.aparat.com/v/pwk6tp0
2⃣ سال ۲۰۱۱ آغاز اعتراضات
بهار عربی یا بیداری اسلامی؟ آیا ایران باید وارد سوریه میشد؟
🔗 https://youtu.be/ENNvOZfZIts?si=_2Q1B7HsqaUAbTr_
🔗 https://www.aparat.com/v/bdld291
3⃣ تفاوت گروههای معارض سوری
🔗 https://youtu.be/vs7C3ECqqIE?si=mNH-AR7lBmb7InOr
🔗 https://www.aparat.com/v/jcgay6v
4⃣ روایتهای ایران و آمریکا از پایان داعش
توافق آستانه و به قدرت رسیدن جولانی
🔗 https://www.aparat.com/v/jzn6x1m
🔗 https://youtu.be/Bpsc47EKHmQ?si=UqxAiCSVvIMCY-zr
📌 مردمنامه را در یوتیوب و آپارات دنبال کنید.
✅ واکاوی نقش بیمانند «زبان فارسی» در ساخت «هویت ایرانی»
قسمت اول
گفتگو با داریوش رحمانیان
تهیهکننده و مجری: ماریا بهمنپور
♦️ شیوهنامۀ ارسال یادداشت به کانال تلگرامی مردمنامه
کانال تلگرامی مردمنامه از ۲۲ فروردین ۱۳۹۵ آغاز به فعالیت کرده است. این کانال، در جهت تحقق اهداف فصلنامه و ایجاد و تقویتِ پیوند میان مردم و اهالی اندیشه و علم با معرفت تاریخ و بهویژه شاخۀ تاریخ مردم کوشش میکند. به همین منظور، این کانال از هرگونه نوشته، یادداشت و جستار کوتاه اهالی علم و اندیشه، بهویژه دانشجویان، دربارۀ تاریخ مردم (مردمنامهنویسی) و تاریخ به زبان مردم و برای مردم (مردمینامهنویسی) استقبال میکند. لازم به ذکر است که گزیدهای از این یادداشتها در بخش تلگرامنوشتههای فصلنامهٔ مردمنامه چاپ خواهد شد.🔸توصیه میکنیم برای تسریع انتشار مطالب در کانال این نکات را در نظر بگیرید:
پشتیبانی از پویش مردمنامه👇
✅ نسبت نظریه و آرشیو در دانش تاریخ
گفتگو با علی میرسپاسی
با حضورِ داریوش رحمانیان و جواد مرشدلو
مجری: فروزان سلیمانپور، دانشجویِ دکتریِ تاریخِ ایران اسلامی،دانشگاهِ تربیت مدرس
📌برای مشاهدهٔ این گفتوگو، پیوندهای زیر را لمس کنید.
🔗 https://youtu.be/zByFKDkqFCY?si=1vTUfvFGb0cOWrc2
🔗 https://www.aparat.com/v/pjzox38
مردم نامه را در یوتیوب، آپارات و توییتر دنبال کنید و با بازنشر و پسندیدنِ ویدیوها، از ما حمایت نمایید.
/channel/mardomnameh
فرضیات نادرست در اندیشهی اسلامی
✍: عبدالله ناصری
عنوان یادداشت نام تازهترین کتاب نواندیش
تونسی، عبدالمجید شرفی است که به امر
دوست و برادر عزیز دانشمندم، جناب امیرحسین پورسینا قلمی میکنم. در بارهی این نواندیش دینی زیاد نوشتهام و در همین محمِل اطلاعاتی در دسترس است. او که
علوم انسانی جدید غرب را همراه با شریعت اسلامی ازهری آموختهاست دکترین قابل
فهمی در نواندیشی دینی ارائه داده و چکیدهی آن در کتاب "الاسلام بین الرسالة والتاريخ" - برگردان فارسی با عنوان اسلام میان حقیقت و تاریخ به همین قلم- آمده و
بارها تاکید کردهام گفتمان شرفی همین کتاب است. کتاب جدید وی به نام "البداهات الزائفة في الفکر الاسلامی" تکمقالههای همراستای نویسنده است که به شکل کتابی
مستقل درآمده در سال ۲۰۲۲م. شرفی میان این اثر و "اسلام میان حقیقت و تاریخ" در
سال ۲۰۰۸ کتاب دیگری به زبان فرانسه نوشته در همین سیاق با عنوان "الفکر الاسلامی؛ قطيعة و الوفاء" - اندیشهی اسلامی؛ بریدگی و وفاداری-. این کتاب را
خانم نعیمه کشطان به عربی ترجمه کردهاست. لازم دیدم ابتدا توصیفی از کتاب
وسطی ذکر کنم. : کتاب شامل رویکردهای نظری به مشکلات جزماندیشی و معاهدات خانهسوز دنیای سلطه و موضوعی رایج بهویژه در برخی زمینههای فرهنگی است. همچنین به مسائل سکولاریزاسیون در جوامع اسلامی و تفسیر در زمینههای معنایی مختلف، از خودآگاهی گرفته تا روحیه انتقادی ناشی از مسئلهسازی برای نفوذ به دروازههای دانش، میپردازد. نویسنده در اثر خود بر مسائل و حقوق ضروری شهروندی تمرکز میکند که تنها در چارچوب یک دولت واقعاً کارآمد و تحت حاکمیت قانون میتواند شکوفا شود. این امر محقق نمیشود مگر اینکه ارزشهای اخلاقی قبل از اینکه در قانون اساسی گنجانده شوند، در شعارها تکرار، از منبرها تبلیغ و در مبارزات انتخاباتی استفاده و ملکهی ذهن مردم شوند. این کتاب به بررسی مسیرهای اقتدار سیاسی و مذهبی در تاریخ اسلام، مقایسه اسلام با سایر ادیان و بررسی جزئیات ارزشهای مغرب(عربی) فردا، از جمله صلح، آموزش و گفتمان اسلامی میپردازد.شرفی خواستار جسارت بازنگری در احکام ثابت است. از نظر او نواندیش دینی کسی است که جرأت میکند از سلطهی گذشته جدا شود و پیامهای پیشرفت شگفتانگیز علمی را درک کند، پیشرفتهایی که مستلزم بازنگری در مفاهیم از پیش تعیینشدهی ماست. در مجموع، این کتاب نشاندهندهی یک دستاورد فکری قابلتوجه است و خواننده را قادر میسازد تا به یک تصویر برجسته از اندیشهی مدرن جهانی دسترسی پیدا کند. همانطور که در "اسلام میان حقیقت و تاریخ" اشاره کرده میخواهد افقهایی را باز کند که مسلمانان تاکنون جرأت تصور آنها را نداشته و این امکان را میدهد که با آگاهی عمیق و روشنذهنی با سؤالات بسیار دشواری که مسلمانان در وضعیت فعلی خود با آن مواجه هستند، روبرو شویم. اکنون به
کتاب جدید شرفی اشاره میکنم.
این نکته جالب توجه است نویسنده از دو
اصطلاح "ترميق" و "تلفيق" استفاده کرده که
هردو، جهت گفتمان وی را روشن میکند.
یعنی تلاش برای اینکه: "یک حکم یا ساختار قدیمی را بدون تغییر بنیادی وارد جهان مدرن کنیم، ولی ظاهری مدرن به آن بدهیم".
مثلاً اگر یک حکم تاریخی را بگیریم و صرفاً نام جدیدی روی آن بگذاریم. واژه دیگر مورد توجه او "فضفاض" است، یعنی "گل و گشاد"
سازی یک چیز. شاید قصد مؤلف همان اصطلاح فرانسوی "بریکولاژ" باشد که مکرر در آثارش دیده میشود و منظور "سرِهمبندی" سازی است. "بداهت" چگونه ساخته میشود؟ قبل از ورود به مقالات، باید کلید فهم کتاب را در دست بگیریم.شرفی نمیگوید: "مسلمانان از ابتدا همه چیز را اشتباه فهمیدهاند." بحث او ظریفتر است.او میگوید بسیاری از چیزهایی که امروز به صورت: «این دیگر بدیهی است؛ همه مسلمانان میدانند» عرضه میشوند، در واقع حاصل یک فرایند تاریخی هستند. یعنی چیزی ممکن است این مسیر را طی کرده باشد: از متن دینی به تفسیر ، به اختلاف تفسیری، به فقه تبدیل، به نهادینهشدن آن و سپس فراموششدن تاریخیت آن و نهایتا تبدیل به یک "بداهت دینی". کار شرفی این است که تاریخِ آن بداهت را دوباره آشکار کند.این پروژه کاملاً -با آثار قبلی او نیز سازگار است؛ از جمله با کتاب الإسلام بين الرسالةوالتاريخ. در جستار "بسملة"، مینویسد: گفتن «بسم الله» الزاماً به معنای مقدس کردن سخن انسان نیست. نمیتوان از این رسم اجتماعی نتیجه گرفت که گوینده ادعا دارد سخنش کلام خداست. در مقالهی بعدی با عنوان "كل ما نزل بمسلم ففيه حكم لازم"؛ هر چیزی که بر مسلمان وارد شود، دربارهٔ آن حکمی لازم وجود دارد.
👇👇👇
📢 اطلاعیهٔ دعوت به داوطلبی برای عضویت در هیئتمدیره و سمت بازرس انجمن ایرانی تاریخ (دوره هفتم)
👤 مخاطبان: اعضای مستمر انجمن (حداقل ۱ سال سابقه).
📅 مهلت: از ۱۱ مهر تا ۲۶ مهر ۱۴۰۵.
برای مشاهده لیست مدارک مورد نیاز و دانلود فرمها، فایل PDF زیر را باز کنید.
همایش بینالمللی تاریخ آموزش عالی در ایران به مناسبت هشتادمین سال تأسیس رشتۀ تاریخ و ادبیات فارسی در دانشگاه تبریز بزرگداشت دکتر محمدجواد مشکور
محورهای همایش:
محورِ نخست: تاریخِ آموزش عالی در ایران
۱. تحول نهادهای آموزش عالی در ایران؛ از مدارس سنتی، نظامیهها و دیگر نهادهای علمی کهن تا دارالفنون، مدرسۀ علوم سیاسی، دارالمعلمینها و دانشگاههای نوین
۲. گذار از سنت به تجدد در آموزش عالی ایران و تکوین رشتههای علوم انسانی: جایگاه این رشتهها در بازخوانی هویت ملی، تاریخی و فرهنگی ایران
۳. آموزش عالی و تحولات سیاسی و اجتماعی؛ تأثیر دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی بر ساختار، استقلال و کارکرد دانشگاهها
۴. دانشگاه، هویت ملی و انسجام ملی؛ نقش دانشگاه در تقویت و توسعۀ انسجام ملی
۵. زنان و آموزش عالی در ایران؛ جایگاه، نقش و تحولات تاریخی
۶. تاریخنگاری آموزش عالی در ایران؛ نقد و بررسی متون، اسناد و منابع مربوط به تاریخ آموزش عالی در ایران
۷. روابط بینالملل دانشگاهی ایران؛ تاریخ تبادلات علمی استادان و دانشجویان ایرانی دانشگاههای ایران با مراکز علمی جهان و نقش آن در توسعۀ آموزش عالی
محور دوم: هشتادمین سال تأسیس رشتۀ تاریخ و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز
۱. دانشگاه تبریز در تاریخ آموزش عالی ایران؛ جایگاه و نقش این دانشگاه در روند تأسیس و توسعۀ دانشگاهها در ایران
۲. دانشگاه تبریز بهمثابۀ کانون نوزایی علمی و فرهنگی؛ نقش این دانشگاه در تحول علمی و فرهنگی شمالغرب ایران
۳. تاریخچۀ تأسیس و تحولات رشتۀ تاریخ دانشگاه تبریز؛ بررسی هشت دهه فعالیت علمی و آموزشی
۴. تاریخچۀ تأسیس و تحولات رشتۀ ادبیات فارسی دانشگاه تبریز؛ بررسی هشت دهه فعالیت علمی و آموزشی
۵. دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تبریز؛ نقش آن در گسترش مطالعات تاریخی، ادبی و ایرانشناسی
۶. دانشکدۀ علوم انسانی دانشگاه تبریز؛ نقش آن در گسترش مطالعات تاریخی، ادبی و ایرانشناسی
۷. استادان و بنیانگذاران رشتۀ تاریخ و ادبیات فارسی؛ بررسی میراث علمی، آموزشی و فرهنگی نسلهای آغازین رشتۀ تاریخ و ادبیات
۸. اسناد، هبهها و منابع آموزشی؛ بازخوانی منابع مرتبط با هشتاد سال فعالیت دانشگاهی در دانشگاه تبریز
۹. تاریخ، ادبیات و هویت ملی در سنت آموزشی دانشگاه تبریز؛ تأثیر آن بر حافظۀ فرهنگی جامعۀ ایرانی
محور سوم: بزرگداشت دکتر محمدجواد مشکور
۱. دکتر محمدجواد مشکور و پژو.هشهای تاریخی
۲. دکتر محمدجواد مشکور و پژو.هشهای ادبی
۳. دکتر محمدجواد مشکور و تاریخ آذربایجان
۴. دکتر محمدجواد مشکور و تصحیح متون
۵. دکتر محمدجواد مشکور و ملل و نحل
۶. کارنامۀ دکتر محمدجواد مشکور در دانشگاه تبریز
۷. کارنامۀ دکتر محمدجواد مشکور در دانشگاههای تهران
۸. سیرۀ علمی، آموزشی و اخلاقی محمدجواد مشکور
۹. بررسی انتقادی و علمی آثار دکتر محمدجواد مشکور
۱۰. دکتر محمدجواد مشکور و فعالیتهای فرهنگی بینالمللی؛ با تأکید بر خدمات ایشان در مقام رایزن فرهنگی ایران در سوریه
اهداف همایش:
۱. شناسایی و تبیین سیر تحول نهادی آموزش عالی در ایران؛ از نهادهای سنتی تا شکلگیری و تثبیت دانشگاههای نوین
۲. تبیین جایگاه دانشگاه و بهویژه علوم انسانی در تکوین هویت ملی، تاریخی و فرهنگی ایران و نیز در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران
۳. بازشناسی نقش دانشگاه تبریز و دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی آن در گسترش مطالعات تاریخی، ادبی و تربیتِ پژوهشگران و استادان تاریخ و ادبیات ایران در هشت دهۀ گذشته
۴. بازخوانی و ارزیابی ابعاد گوناگون میراث علمی، آموزشی و فرهنگی دکتر محمدجواد مشکور در حوزۀ تاریخ، ادبیات، تصحیح متون و فعالیتهای فرهنگی
دبیرخانۀ همایش از استادان، پژوهشگران، دانشجویان و علاقهمندان دعوت میکند مقالات علمی خود را در چارچوب محورهای یادشده از طریق وبسایت همایش ارسال نمایند.
زمان برگزاری همایش: ۲۷ و ۲۸ مهرماه ۱۴۰۶
زبان همایش: فارسی و انگلیسی
برنامۀ زمانبندی همایش:
تاریخ دریافت چکیدۀ مقاله: ۳۰ آبان ۱۴۰۵
تاریخ دریافت اصل مقالات: ۳۰ اسفند ۱۴۰۵
راههای ارتباط با دبیرخانۀ همایش
پست الکترونیک:
c-mashkour@tabrizu.ac.ir
c.mashkour@gmail.com
آدرس وبسایت همایش:
https://c-mashkour.tabrizu.ac.ir
ایمیلهای همایش صرفاً جهت برقرای ارتباط با دبیرخانۀ همایش است
مقالات صرفاً از طریق وبسایت همایش دریافت میگردد
مکان برگزاری همایش: آذربایجانشرقی، تبریز، بلوار ۲۹ بهمن، دانشگاه تبریز، دانشکدۀ حقوق و علوم اجتماعی
/channel/mardomnameh
تابلوی کتابخانه استاد موحد در بارگاه شمس
Читать полностью…
🟠 شمارهٔ جدید فصلنامهٔ مردمنامه منتشر شد.
مردمنامه (فصلنامهٔ تاریخ مردم)
بهسردبیری داریوش رحمانیان
مدیر داخلی و ویراستار: پرستو رحیمی
شمارهٔ ۳۵ و ۳۶/زمستان ۱۴۰۴ و بهار ۱۴۰۵
تاریخ زنان و جنسیت
تاریخنگاری افسانه نجمآبادی
🔶 در این شماره میخوانید:
🔸سرسخن/جواد مرشدلو
🔸چرا از تاریخ جنسیت دفاع میکنیم؟/سارا موسوی
🔸نجمآبادی و روایت فرودستان/بهزاد کریمی
🔸جنسیت: مقولهای کارآمد در تحلیل تاریخی/جون والاک اسکات/ترجمۀ فریما دستیار
🔸چرا شد محو از یاد تو نامم؟: تأملی بر سهم زنان عشایر از روایت تاریخ زنان/توران طولابی
🔸افسانه نجمآبادی: از تاریخ جنسیت تا بازخوانی روایتهای فراموششده/فاطمه لطفیعمران
🔸ایران قاجاری بهروایت افسانه نجمآبادی/فروزان سلیمانپور
🔸پی ریختن بنیانها و گشودن افقها؛ میراث افسانه نجمآبادی در حوزۀ مطالعات ایران، تاریخ زنان، جنسیت و سکسوالیته/بل چیوز/ترجمۀ آناهیتاسادات یونسی
🔸زنان قاجاری در آیینۀ مکاتبات/آناهیتاسادات یونسی
🔸از «زوجۀ مرتضیقلی» تا «بانو فاطمۀ غفوری»: تصویرهایی از عاملیت زنانه در آغاز قرن چهاردهم خورشیدی/محمد غفوری
🔸افسانه نجمآبادی و خوانش جنسیتنگر از تجربۀ تجدد/جواد مرشدلو
🔹تاریخ اداری و تاریخ نهادها
🔸سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی، از تأسیس تا انحلال/الهام ملکزاده
🔸دیو و دبیر و دیوان: پرسش از دیوانسالاری ایرانی/محمدرضا مهدیزاده
🔹سینما و تاریخ مردم
🔸نقش عنصر فولکلوریک (قصۀ بز زنگولهپا) در درونمایۀ فیلم کاغذ بیخط/صبا پژمانفر
🔹تاریخ آیینها و مراسم
🔸دوران لالهها و برگزاری مجللترین مراسم ختان عثمانی در این دوره/محمدتقی امامی خویی و محمد پوزش
🔹تاریخ حسها؛ تاریخ بو
🔸تاریخ بو و بویایی/تورج دریایی
🔸عطری برای هر زن، مرد و کودک: بوی امپراتوری ساسانی/تورج دریایی/ترجمۀ محمدمهدی رئیسی
🔸عطر مشک و یاسمن: تجارت مواد خوشبو بین ایران و چین/تورج دریایی/ترجمۀ محمدمهدی رئیسی
🔹گورنگاری تاریخی
🔸آرامگاه امیرکبیر کجاست؟/نصرالله صالحی
🔹کتابگزاری
🔸کتاب آداب محتسبان/نگار ذیلابی
🔹اسناد تاریخ مردم
🔸لهستانیها در اصفهان؛ عشق و خاطره بهروایت اسناد/عبدالمهدی رجائی
🔹ادبیات و تاریخ مردم
🔸شهرآشوب/عطاءالله حسنی
🔹تلگرامنوشتهها
🔸سخن مدیر داخلی/پرستو رحیمی
📙 مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به پویش مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.
این شماره از مردمنامه قرار بود اسفند ۱۴۰۴ منتشر شود. انتشار آن ناخواسته به تأخیر افتاد.
/channel/mardomnameh
✅ برشی از گفتوگوی مردمنامه با محمدعلی موحد
📌برای مشاهدهٔ فیلم کامل این گفتوگو، پیوند زیر را لمس کنید.
🔗 https://youtu.be/ujxgbg-6tWA?si=vHfbxpBhGyNfqJ8i
👇👇👇
دو کتاب جدید در موضوع مذکور
"خون و عقیده: پاکسازی اسپانیای مسلمان، ۱۴۹۲-۱۶۱۴"
(Blood and Faith: The Purging of Muslim Spain, 1492-1614)
نویسنده: Matthew Carr
ناشر: Hurst Publishers
سال انتشار : (2017)
شابک: 9781849048019
در سال ۱۶۰۹ میلادی، به تمام جمعیت مسلمان اسپانیا سه روز مهلت داده شد تا قلمرو این کشور را ترک گویند، در غیر این صورت به قتل میرسیدند. در جریان یک کوچ اجباری بیرحمانه و دهشتناک، خانوادهها ناگزیر شدند خانه و کاشانه و روستاهایی را که نسلها در آنها زیسته بودند، به یکباره رها کنند. فقط ظرف پنج سال، اسپانیای مسلمان عملا از صفحه روزگار محو شد: تخمین زده میشود که حدود ۳۰۰ هزار مسلمان از خاک اسپانیا بیرون رانده شدند؛ رویدادی که در آن زمان، بزرگترین پاکسازی قومی در تاریخ اروپا را رقم زد.
اثر حاضر، وقایعنگاری مبهوتکنندهای از این برههی تاریخیِ تقریبا ناشناخته است که در بستر روایی و پویای اسپانیای مسلمان به تصویر کشیده میشود. این اثر، دریچهای بدیع به سوی دورانی کمترشناختهشده از تاریخ اروپای مدرن میگشاید؛ روایتی غنی و پیچیده از کشاکش کیشها و باورها، و تقابل سرکوبی فرهنگی با مقاومتی در برابر نابرابریهای توانفرسا.
فهرست مطالب
بخش اول: از تسخیر تا تغییر کیش
۱) استثنای ایبریایی
۲) فاتحان
۳) مغلوبان
۴) پیمانهای نقضشده: غرناطه ۱۴۹۲-۱۵۰۰
۵) طغیان و تغییر کیش
۶) غلبه ایمان
۷) واپسین دژ: آراگون ۱۵۲۰-۱۵۲۶
بخش دوم: یک گله، یک شبان
۸) «خانهای آکنده از مار و عقرب»
۹) زیستِ موازی
۱۰) ایام پرالتهاب: ۱۵۵۶-۱۵۶۸
۱۱) فرمان پراگماتیک غرناطه
۱۲) «جنگی کوچک و پلید»
۱۳) هزیمت و عقوبت
بخش سوم: فاجعه
۱۴) هراسِ بزرگ
۱۵) «فرومایهترینِ مردمان»
۱۶) در مسیر اخراج
۱۷) «خطری قریبالوقوع»: ۱۵۹۸-۱۶۰۹
۱۸) «هولوکاستِ مقبول»
۱۹) پنهانکاری و فریب
۲۰) فرجامی بینقص؟ ۱۶۱۱-۱۶۱۴
۲۱) روز حساب
مؤخره: هشداری از گذرگاه تاریخ؟
کتاب دوم:
"خوان د سگوویا و تکاپو برای صلح: مسیحیان و مسلمانان در سدهی پانزدهم"
( Juan de Segovia and the Fight for Peace: Christians and Muslims in the Fifteenth Century)
نویسنده: Anne Marie Wolf
ناشر: University of Notre Dame Press
سال انتشار : (2014)
شابک: 9780268044251
خوان د سگوویا (درگذشته ۱۴۵۸ میلادی)، متکلم، مترجم قرآن و مدافع خستگیناپذیرِ پیریزی مناسبات مسالمتآمیز میان مسیحیان و مسلمانان، از زمرهی برجستهترین روشنفکران اروپا به شمار میرفت. با این حال، امروزه پژوهشگران معدودی با این چهرهی شاخص سدهی پانزدهم آشنایی دارند. نویسنده در این پژوهش متقن و مستند، روایتی روشن و مبتنی بر سیر زمانی به دست میدهد که تطور اندیشه و حیات حرفهای سگوویا را پی میگیرد؛ شخصیتی که در دانشگاه سالامانکا به تدریس اشتغال داشت، نمایندهی این نهاد علمی در شورای بازل (۱۴۳۱-۱۴۴۹) بود، و واپسین سالهای عمر خویش را وقف دفاعی پرحرارت از این دغدغه کرد که اروپا باید از رویارویی نظامی با ترکان عثمانی نوظهور اجتناب ورزد و در عوض، در راستای دعوت مسالمتآمیز آنان به آیین مسیحیت گام بردارد.
چه عاملی میتوانست یک اندیشمند برجسته، آن هم فردی که در کانونهای قدرت حضور داشت، را وادارد که اینچنین از دیدگاههای مسلط عصر خویش فاصله بگیرد و استدلالهایی را پیش کشد که میدانست وی را آماج انتقاد و حتی تخطئه قرار خواهد داد؟ هرچند پارهای از مورخان بر این باورند که میراث کثرتگرایانه و چنددینی زادگاه او (اسپانیا)، تبیینکننده این باور نامتعارف وی مبنی بر امکانپذیری گفتگوی مسالمتآمیز با مسلمانان است، اما نویسندهی اثر حاضر استدلال میکند که ابعاد دیگری از زیست و اندیشهی او نیز از اهمیتی همسنگ برخوردار بودهاند. برای نمونه، تجارب وی در شورای بازل و دفاع او از آرمان «شورا-گرایی» در برابر جریانهای مخالف که بر توانمندیاش در دفاع از مواضع نامقبول افزود و پافشاری وی بر تغییر کیش از مجاری مسالمتآمیز به واسطه مباحثات بر سر شیوهی صحیح مواجهه با پیروان فرقه هوس (هوسیها) تقویت شد، استدلالهای او را مبنی بر ارجحیت دعوت مسالمتآمیز بر جنگ، صیقل داد. در نهایت، نویسنده مبرهن میسازد که آرا و اندیشههای سگوویا دربارهی اسلام و موضع شایسته مسیحیان در قبال جهان اسلام، با رویکرد وی در سایر عرصهها و همچنین با جنبشهای فرهنگی و اندیشگانی فعال در سراسر دوران حیات حرفهای او همخوانی و انسجام داشته است.
فهرست مطالب
مقدمه
۱) سالهای حضور در دانشگاه سالامانکا
۲) مواجهه، مباحثات و تغییر کیش: اندیشههای متقدم پیرامون اسلام
۳) سالهای حضور در بازل
۴) تغییر کیش همکیشان مسیحی
۵) تغییر کیش مسلمانان
مؤخره
فصل گمشدهی تاریخِ مردم در اسپانیای مسلمان
✍:عبدالله ناصری
وقتی مَشغول پژوهش در "تاریخ اسلام در اندلس شدم، عصر پسااسلامِ آن خطّه، خيلی جالب بود. دوست میداشتم پژوهشی درخور صورت میدادم ولی به علتِ ناآشنایی با دو زبان اسپانیا و فرانسه
که اغلبِِ منابع، به آن دو زبان بود تصمیم به
ترجمه گرفتم. در جستوجوی متخصصان
آن موضوع بودم و با "لئونارد پاتریک هاروی" آشنا شدم. پهلوانی تنومند و به قول
استادم مرحوم شیخ عزیزالله عطاردی، جانوری عجیب و آنقدر مسلط و پرکار در
آن موضوع و آشنا با زبانها، حتی زبان محلی مسلمانان پساسقوط مثل "الاعجمیة"
که در زبان اسپانیایی به "الخامیادو" مشهور
است. پاتریک هاروی استاد اسپانیایی دانشگاه آکسفورد و کینگکالج لندن، متخصص تاریخ "موریسکو"ها یا همان مسلمانان جنوبِ اندلس بعد از سقوط آخرین دولت مسلمان، یعنی بنو احمر(بنو نصر) بود. ابتدا در بارهی تاریخ اجتماعی اسپانیا در فاصلهی ۱۲۵۰--۱۵۰۰م نوشت و سپس همان موضوع را از ۱۵۰۰ تا ۱۶۱۴م در کتاب دوم نگاشت. تصمیم گرفتم با همکاری خانم دکتر انسیه باقری(عضو هیأت علمی دانشنامه جهان اسلام) که رسالهی دکتریاَش در بارهی اسپانیای مسلمان بود، آندو کتاب را ترجمه کنیم. دومین کتاب مولف از لندن زودتر به دستم رسید و برگردان آن شروع شد. تأکید میکنم بار اصلی به دوش دکتر باقری بود و کتاب اولی به دستم نرسید و امیدوارم روزی
دکتر باقری و یا دانشجویان حوزهی غرب جهان اسلام و زباندان این آرزو را محقق کنند.
نویسنده در مقدمه نوشته ماجرای کتاب دوم، از اواخر ۹۰۴ق/۱۴۹۹م آغاز شده که
ساکنان مسلمان البیازین در غرناطه/گرانادا از ناتوانی مقامات مسیحی دولت قشتاله/کاستیل در رعایت مفاد معاهدهی صلح میان مسلمانان و مسيحيان اعتراض کرده و اکثر جنبشی شدند و نهایتا کنترل شهر را به عهده گرفتند. ولی به دلیل عدم برنامهریزی جامع مسلمانان، سهروزه مغلوب شدند. هاروی آن را یک جنبش مدنی مینامد که با نیروهای نظامی شدید سرکوب شد. پس از سقوط آخرین دولت مسلمان در سال ۱۴۹۹، کمکم معاهدات رسمیت حقوقی و حق زندگی مسلمانان، نادیده شد و اختیار یکی از دو راه - اخراج از اسپانیا و یا مسيحيشدن - بر اقلیت مسلمان تحمیل شد. نهایتا و پس از دههها شکنجه و آزارِ سخت مسلمانان در یک پروسهی پنجساله - ۱۶۰۹ تا ۱۶۱۴- پاکسازی اسلامی تمام شد و هیچ مسلمانی، علنی در اسپانیا نماند. البته منابع حقوقی و تاریخی شمال آفریقا در زمانهای بعد حکایت از حضور بسیار کم مسلمانان با رعایت تقیّه دارد، اما فصلِ آزار، قتل و تعمیدِ اجباری پیروان محمد(ص) در اسپانیای تمسيحشده، خونوار است. مسيحيان صلیبی هر آنچه خشم و غضب از ناکامی در شرق مديترانه و فلسطین داشتند در جزیره ایبری تلافی کردند. کتاب "مسلمانان در اسپانیا"ی پاتریک هاروی نمونهی منصفانه و عالمانه از یک مورخ عیسوی است که توأمان یک پژوهش پوزیتیویستی را نمایه میکند.
اولین گزارشها در مورد این فصل سیاه از
اسپانیا را محمد عبدالله عنان مصری در کتاب "تاریخ دولتهای اسلامی در اندلس"
(ترجمهی عبدالمحمد آیتی) آوردهاست و
هاروی باور دارد اگر عربها در این حوزه
پژوهش نکردهبودند، ترجیح غربیها سکوت
در این جنایتِ خونين بود. پیشتاز غربی در این حوزه، "پاسکال دی گایانگوس" در قرن نوزدهم بود که علاقمندان به این بخش از تاریخ اسلام و غرب را با کاربرد لفظ تحقیرآمیز "موریسکها"، به معنای مسلمانان مسیحیشده در اسپانیا، آشنا کرد. جدیدترین اثر در مورد این بخش از تاریخ
کتاب "مسلمانان در اسپانیا، ۱۴۹۲-۱۸۱۴: زندگی و مذاکره در دیار کافران" به قلم
"مارتین کورالس" است که این تاریخ مردم
را تا دو قرن پس از هاروی ادامه میدهد.
نویسنده مینویسد در آن دوران، هزاران مسلمان در اسپانیا حضور داشتند؛ از سفیران و تاجران گرفته تا تبعیدیان، نوکیشان و مسافران. راهبردهای مذاکرات و حمایتهایی که از هردو سوی مدیترانه دریافت میکردند، نشان میدهد که مناسبات اسپانیاییها و مسلمانان بر پایهی مصلحتاندیشی سیاسی و رویکردی عملگرایانه استوار بوده و همین امر منجر به ایجاد پیوندهای سیاسی و اقتصادی عمیقی میان آنان شد. این روابط، پس از انعقاد معاهدات صلح میان اسپانیا و کشورهای مسلمان در سالهای ۱۷۶۷ تا ۱۷۹۱، گسترش فراوانی یافت. با اجبار به گروش مسلمان به مسيحيت و جنبشهای مدنی در بخش جنوبی اسپانیا، عصر موریسکی آغاز شد.
دولت کاستیل در مسیر "تمسیحِ اجباری"
حتی اشراف مسلمانان را با رشوه خریدند تا
فرآیند تبدیل کیش، تسریع و تسهیل شود. ضمنا بودند اَشرافی که تا آخر مبارزه کرده
👇👇👇
https://www.ibna.ir/news/555627
/channel/dariush_rahmanian
/channel/mardomnameh
ادامه یادداشت ☝️
🔸گره چهارم مثالها هستند. مقاله میگوید تدا اسکاچپول پس از خواندن پژوهشهای مورخان دربارهٔ انقلاب ایران در نظریهاش بازنگری کرد. اما مقالهٔ او در سال ۱۹۸۲ منتشر شد، تنها سه سال پس از انقلاب، و در آن زمان هنوز پژوهش تاریخی درخوری دربارهٔ این رخداد وجود نداشت. این نمونه در واقع گفتوگوی نظریه و تاریخ را نشان میدهد، یعنی همان جامعهشناسی تاریخی نظریهمحوری که مقاله نقدش میکند. نظریهٔ محرومیت نسبی تد رابرت گر بیشتر بر آمار مقایسهای کشورها تکیه داشت و خودش محل بحث است. گزارهٔ توماس اسپریگنز هم تعمیمی نیست که مورخان آن را آزموده باشند. برای رد نظریههای ویتفوگل و روستو هم پژوهش تاریخی مشخصی نام برده نشده است. مورخانی که مقاله الگو معرفی میکند هم پرسشبرانگیزند. کار برودل، بلوخ، تامپسون و گینزبورگ دقیقاً به این دلیل فربه است که از پرسشها و چارچوبهای نظری نیرومندی برخاسته. مکتب آنال اصلاً با شعار «تاریخ مسئلهمحور» در برابر تاریخ رویدادمحور شکل گرفت. پس این نمونهها بیشتر پیوند توصیف و نظریه را نشان میدهند تا تقدم یکی بر دیگری. مثالهای نبرد چالدران و روایتهای صدر اسلام هم بدون هیچ ارجاعی به منابع آمدهاند؛ برای مقالهای که مستندسازی را مهمترین وظیفهٔ مورخ میداند، این کاستی کوچکی نیست. تشبیه کار مورخ به اندازهگیری دقیق ارتفاع دماوند هم با موضع خود نویسنده سازگار نیست. او در جای دیگر میگوید رسیدن به حقیقت «ممکن» است نه «قطعی»، اما گذشته، برخلاف قلهٔ کوه، چیزی نیست که بتوان مستقیم دید و اندازه گرفت.
🔸گره پنجم ادعای فرامکتبی بودن این ایده است. مقاله میگوید همهٔ مورخان، حتی پسامدرنها، اگر حرفهای باشند توصیف فربه را مهمترین رسالت خود میدانند. اما اگر مورخ حرفهای کسی تعریف شود که همین معیار را پذیرفته، استدلال دور میزند و دیگر نمیتوان آن را محک زد. نقد کسانی مثل هایدن وایت دقیقاً متوجه همین فرض است که روایت تاریخی میتواند توصیفی بیطرف باشد، و مقاله به این نقد نمیپردازد. پاسخ به منتقدان پیشین هم بیشتر به گفتن اینکه دچار سوءبرداشت شدهاند محدود مانده و استدلالهایشان پاسخ داده نشده است.
با همهٔ این ملاحظات، ارزش مقاله در این است که پرسشی را پیش روی اهل تاریخ میگذارد که نمیشود از کنارش گذشت. اگر نسبت این ایده با گیرتس و لوی روشن شود، تناقض میان کنار گذاشتن نظریه و پذیرش ناگزیری آن حل شود، و مثالها با پژوهشهای مشخص پشتیبانی شوند، دفاع دکتر حضرتی از آموزش مهارتمحور در رشتهٔ تاریخ، که به گمانم دغدغهای کاملاً بهجاست، پشتوانهٔ نظری محکمتری پیدا خواهد کرد.
✍ حسین مالکی، دانش آموخته دکتری تاریخ ایران باستان، دانشگاه تهران،۶ مهر ۱۴۰۶
/channel/mardomnameh
✅ نگاهی به مقالهٔ تازهٔ حسن حضرتی، با عنوان «توصیف فربه تاریخی؛ تعریف و مختصات»
🔶نگارندهٔ این سطور افتخار داشته است که سر کلاس حسن حضرتی بنشیند و از دانش فراوان ایشان بهره ببرد.حضرتی از معدود اندیشمندان حوزهٔ تاریخ در ایران است که جرئت دارد ایدههای خود را بنویسد، آنها را در معرض نقد بگذارد و از آنها دفاع کند؛ کاری که در فضای علمی ما کمتر دیده میشود و بهراستی تحسینبرانگیز است. آنچه در ادامه میآید از سر ارادت نوشته شده، با این باور که جدی گرفتن یک ایده یعنی گفتوگوی انتقادی با آن.
🔸مقالهٔ تازهٔ حضرتی، «توصیف فربه تاریخی؛ تعریف و مختصات»، نقاط قوت چشمگیری دارد. نخست اینکه سراغ پرسشی بنیادین میرود که کمتر کسی جرئت طرحش را داشته: کار اصلی دانش تاریخ چیست و چه چیزی آن را از جامعهشناسی و علوم سیاسی متمایز میکند؟ دوم اینکه به مشکلی واقعی در دانشگاههای ما انگشت میگذارد. مهارتهایی مثل نقد منابع، سندخوانی، نسخهشناسی و سکهشناسی زیر موج نظریهخوانی و نظریهآزمایی به حاشیه رفتهاند، و مقاله پیشنهادی عملی برای بازنگری آموزش تاریخ بر پایهٔ مهارتآموزی میدهد. سوم اینکه با این تصور رایج مقابله میکند که پژوهش توصیفی سادهتر و کمارزشتر از پژوهش تحلیلی است، و نشان میدهد پشت هر جملهٔ یک روایت تاریخی معتبر، زنجیرهای از سنجش، مقایسه و داوری انتقادی نهفته است. تمایز ظریف میان «مقدمهٔ تحلیل بودن» و «مقدم بر تحلیل بودن» هم صورتبندی هوشمندانهای است.
🔸 نکتهٔ درخشان دیگر، استدلال مقاله دربارهٔ ظرفیت رهاییبخش توصیف فربه است. برخلاف این اتهام که تأکید بر توصیف تاریخ را محافظهکار میکند، نویسنده نشان میدهد که همین توصیف دقیق و چندلایه است که ابرروایتهای ایدئولوژیک، روایتهای تکعلتی و دشمنسازیهای تاریخی را به چالش میکشد. موضع معرفتشناختی او هم سنجیده است. او نه به قطعیت پوزیتیویستی باور دارد و نه به ناممکن بودن شناخت گذشته در نگاه پسامدرن، بلکه از «امکان» شناخت و از حقیقتجویی بهعنوان فضیلت اصلی مورخ دفاع میکند. سرانجام اینکه مقاله حلقهای از گفتوگویی چندساله است. نویسنده این بحث را از سال ۱۳۹۹ آغاز کرده، به نقدها گوش داده و کوشیده دیدگاهش را اصلاح و تقویت کند، و این خود الگویی از اخلاق علمی است. با این همه، به نظرم متن در شکل کنونی بیشتر مدعا طرح میکند تا استدلال، و چند گره مفهومی در آن باز نشده است.
ادامه یادداشت 👇
👈معاونت فرهنگی سازمان جهاد دانشگاهی تهران با همکاری انتشارات نگارستان اندیشه برگزار میکند:
🏷نقد و بررسی کتاب «سنت علیه تجدد»
◽️با حضور:
▫️دکتر داریوش رحمانیان (دانشیار تاریخ دانشگاه تهران)
▫️دکتر سعید طاووسی مسرور (استادیار تاریخ اسلام دانشگاه علامه طباطبایی)
▫️دکتر سیدجلال محمودی (استادیار دانشگاه مذاهب اسلامی و نویسنده کتاب)
🗓زمان: دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ - ساعت ۱۷
📍مکان: خانه کتاب دانشگاه
(خ ۱۶ آذر، نبش خ ادوارد براون، خانه کتاب دانشگاه)
🔸لینک حضور مجازی در نشست:
🔗https://www.roytab.ir/w/d/2007
نگارستان اندیشه: ناشر تخصی علوم انسانی
🔸نشست تحلیلی «شش آلبوم تاریخی از گنجینه هنرهای معاصر تهران»
که در تاریخ سهشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ در کتابخانه موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد، با سخنرانیهای داریوش رحمانیان، رضا شیخ و امین آریانراد همراه بود.
فایل صوتی سخنرانیها👇
واکاوی نقش بیمانند «زبان فارسی» در ساخت «هویت ایرانی»
قسمت اول
گفتگو با داریوش رحمانیان
مجری: ماریا بهمنپور
برای مشاهدهٔ این گفتوگو، پیوندهای زیر را لمس کنید.
🔗 https://youtu.be/dOSz2EJkvtM?si=y1ncNWLYR0Zp25q8
🔗 https://www.aparat.com/v/dft51o0
🔗 https://x.com/mardomnameh
📌مردم نامه را در یوتیوب و آپارات و توییتر دنبال کنید و با بازنشر و پسندیدنِ ویدیوها، از ما حمایت نمایید.
/channel/mardomnameh