2784
مردم نامه مجله ای است به مدیریت و سردبیری داریوش رحمانیان ( هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران ). کار این کانال در پیوند با آن مجله است در حوزه تاریخ مردم ( People's ( History ارتباط با کانال مردم نامه: mardomnamehmag@gmail.com
♦️بهمناسبت یکصدوبیستمین سال امضای فرمان مشروطیت
مشروطه و اندیشۀ توسعه در ایران
سخنرانان
🔸کاظم موسوی بجنوردی
🔸منصوره اتحادیه
🔸مصطفی محققداماد
🔸احمد مسجدجامعی
🔸علی بهرامیان
🔸نصرالله صالحی
🔸داریوش رحمانیان
🔸اسماعیل حسنزاده
🔸حسن حضرتی
🔸علیرضا ملایی توانی
🔸عباس قدیمی قیداری
🔸جواد مرشدلو
🔸گودرز رشتیانی
🔹دبیر علمی: اسماعیل شمس
🕕یکشنبه، ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۵
📍نیاوران، کاشانک، شمارهٔ ۲۱۰، مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی
/channel/mardomnameh
مشروطیّت یکصدوبیست ساله ایران: تجربه ناکام یا تجربه ناتمام؟
جواد عبّاسی
13مرداد 1405
/channel/historyandlife
امسال (مرداد 1405) مشروطیّت ایران صدوبیست ساله شده است. در باب انقلاب مشروطه ایران و دستاوردهای آن بسیار گفته و نوشته شده است و دیدگاههای گوناگونی در میان است. برخی آن را برگی از کارنامه افتخارات ایران و ایرانیان در مقایسه با بسیاری از کشورها و ملّتها، بخصوص در جهان اسلام و آسیا دانستهاند و برخی به آن به دیده یک تجربه ناکام نگریستهاند؛ برخی، با نگرشی کوتاهمدّت، آن را تجربهای تمام شده و ناکام در نظر گرفتهاند و برخی با نگاه بلندمدّت، آن را تجربهای ناتمام و همچنان در جریان دانستهاند. وضعیّت اسفبار کنونی اداره کشور و ضرورت گذر از آن نیز پرسشها در مورد نسبت این وضعیّت با میراث مشروطیّت و بازخوانی آن را ضروری و برجستهتر کرده است. در این میان آنچه با نگاهی تاریخی و در نظر داشتن موقعیّت خاص جغرافیایی -- تاریخی ایران (و تأثیرات جدّی تحولات جهانی) و تجربههای ناگزیر سیاسی – اجتماعی و فرهنگی داخلی میتوان گفت این است که تأخیر در عملی شدن کامل آرمانهای مشروطیّت (حاکمیّت واقعی مردم، آزادیهای اجتماعی، عدالت و ...) در ایران تا حدّ زیادی قابل درک است؛ مشروطیّت ایرانی برای چند دهه به تواتر دچار خودکامگی سیاسی شد (از جمله در دهههای 1310 و 1350-1340) و سپس در نیم قرن اخیر در دام خودکامگی مذهبی (مشروعهگرایی) افتاد و زمینگیر شد. در چنین شرایطی است که میتوان با پشت سر گذاشتن این تجربههای گاه پرهزینه و حتی خونبار (آخرین مورد، کشتار هزاران نفر از مردم در دیماه 1404 و جنگ پیامد آن) و با نگرشی روندی- تکاملی، دستمایهای برای گام برداشتن در مسیر عملی شدن آرمانهای بنیادین مشروطیّت فراهم آورد. براساس تجربه تاریخی پسامشروطه، افزایش آگاهی ملّی، مدارای فکری و دوری گزیدن از هیجانات و احساسات در کنشگریهای سیاسی – اجتماعی میتواند در طی سریعتر و کمهزینهتر این مسیر راهگشا باشد.
مشروطیّت در کانال تاریخ و زندگی:
آیا تاریخ تکرار میشود؟؟ / اسفند 1400:
/channel/historyandlife/783
انقلاب مشروطیّت و کارنامه آن در کتاب درسی تاریخ معاصر ایران چاپ سال 1378 (کتابی که تنها برای یک بار چاپ شد) / مرداد 1402:
/channel/historyandlife/1816
مرداد پرحادثه و مسئولیّت تاریخی ایرانیان / 28 مرداد 1403:
/channel/historyandlife/2602
مرداد، مشروطه، شیخ فضلالله نوری و امروز ما / مرداد 1404:
/channel/historyandlife/3398
#مشروطیت
#نگرشها
#درسهایتاریخی
✅ انقلاب مشروطه بر سر چه مسائلی بود؟
برشی از گفتوگوی پارسال مردمنامه با سیدهاشم آقاجری با موضوع نقد کتاب «مشروطۀ ایرانی»
https://youtube.com/shorts/GRp1jVxnmR0?si=-C-kcxIdLhK6SQr1
پیادهروی اربعین و زائر «ایرانی» بودن
جواد عبّاسی
31 مرداد 1404
موضوع پیادهروی اربعین در سالهای اخیر به یکی از موضوعات سیاسی – اجتماعی و رسانهای برجسته در میان ایرانیان تبدیل شده است. اگرچه به نظر میرسد برای بیشتر ایرانیان جنبههای گوناگون این حرکت نمادین (از «باورمندی شخصی» تا «سیاسی بودن») کمابیش شناخته شده است، نگاهی تاریخی و هویّتی به موضوع نیز میتواند در انگیزهشناسی در این مورد و تفکیک سره از ناسره در «ایرانی» بودن باورمندان و دستگاه سیاسی ایران کمک کند. پیوند تاریخی ایران و تشیع از موضوعاتی است که در انبوهی از مقالات و کتابها به آن پرداخته شده است و تعبیری مانند «اسلام ایرانی» هم بر همین مبنا رایج شده است. صرفنظر از نگرشهای افراطی و تفریطی به این پیوند، که از برساخته بودن کامل تشیّع توسط ایرانیان تا انکار هرگونه رابطه میان «ایرانیّت» و «تشیّع» را در بر میگیرد، میتوان مدعی شد که این پیوند آشکار و غیرقابل انکار است. براین اساس میزان توجه هر زائر «ایرانی»به نمادهای ایرانی در عراق و عتبات (از ایوان مدائن تا آرامگاه کسانی مانند خواجه نصیرالدّین توسی، امیرکبیر و شاهان ایران) میتواند عیار «ایرانی بودن» او را نشان دهد. در مورد دستگاه سیاسی ایران هم میزان توجه آن به این نمادها در گذشته و حال (که واژه «ایران» در ادبیات حکومتی برجستگی یافته است)، میزان ایرانمداری آن در گذشته، حال و آینده را قابل راستیآزمایی خواهد کرد. در این میان توجه زائران و حکومت به ایوانمدائن میتواند اهمیّت نمادین برجستهتری داشته باشد. جایی که حتی مغولان با انتخاب بغداد به عنوان یکی از پایتختهای زمستانی خود و بازگرداندن آن به «ایرانشهر» متوجه شکوه و هویّتبخشی آن شده بودند. ابوالقاسم کاشانی مورخ اواخر دوره ایلخانی در گزارش یکی از سفرهای سلطان محمد اولجایتو به بغداد (سال 709 ه.ق)، با اشاره به دوره هلاکوخان چنین نوشته است:
«روز دوشنبه بيستوهفتم جمادىالآخر وصول رايات همايون به حدود بغداد و نزول به شهر مداين و به تفرج و تماشاى ايوان كسرى و تفكر نمودن و اعتبار حال و انزجار از آمال خود گرفتن. هولاكوخان به چاغ [در دوره] دولت خود به تفرج ايوان كسرى مبادرت نمود و "سه بار طاق را زانو زد" و به خواجه نصيرالدّين طوسى رحمهاللّه مىگويد: بسيار نظرهاى بزرگان و مردان خداى برين طاقِ بىجفت آمده باشد، به مدت هزار سال. زانو براى آن نظرها مىزنم.» (کاشانی، تاریخ اولجایتو، 1348، ص 87).
#ایرانیبودن
#زیارت
#طاقکسری
#ایوانمدائن
#مشاهیرایرانی
/channel/historyandlife/3484
هرچه صدای دانشجو بلندتر شود دانشگاه بلندتر و بالندهتر خواهد شد. دربارهی رشتهی تاریخ بطور خاص باید گفت که خاموشی دانشجویان بویژه در سالهای اخیر پیآمدهای بسیار ناخجستهای داشته است. اگر قرارست در رشتهی تاریخ تحولی رقم بخورد و به جایگاهی که درخور آن است دست یابد بدون به میدان آمدن دانشجویان شدنی نخواهد بود. آیندهی رشتهی تاریخ در ایران وابسته به کنشگری و سخنگویی دانشجویان است. باید امیدوار بود که دانشجویان رشتهی تاریخ بیش از پیش و بیپروا از وضعیت رشتهی خود سخن بگویند.
مردمنامه به سهم خود و در حد توان و امکان در این باره خواهد کوشید. پویش مردمنامه جز با همراهی و همگامی دانشجویان پیش نخواهد رفت و آرمان و آماج خود را محقق نخواهد کرد. امید آنکه حضور دانشجویان در همهی بخشهای این پویش روزافزون باشد.
#داریوش_رحمانیان
دهم امرداد هزار و چهارصد و پنج
/channel/dariush_rahmanian
/channel/mardomnameh
🔊 پیامی از دکتر بیانی برای ایران در زادروز ایشان
یازده مرداد، تولد ۸۸سالگی خانم دکتر شیرین بیانی، همسر استاد اسلامی ندوشن، گرامی باد.
دکتر شیرین بیانی:
علیرغم تمام نابسامانیها، گرفتاریها و بدبختیهایِ ایران، من بسیار دلم آرام است.
ایران مانند یک جایِ خوشِ تمیزِ پرصلابت برمیگرده.
ایران متضرر میشود اما از بین نمیرود.
ایران یک جور صلابت و آقایی دارد، که غیر ممکن است که نشود.
دلم پر از امید است، همان امید قبل!
یادتان باشد که محمدعلی اسلامی جایی نوشته: «من یقین دارم که درست خواهد شد»
-----
دکتر اسلامی ندوشن:
بهرغم تلخ کامیها، ما حق داریم که به کشور خود بنازیم. کمرِ ما در زیر بار تاریخ خم شده است ولی همین تاریخ به ما نیرو میدهد و ما را باز میدارد که از پای درافتیم.
من یقین دارم که ایران میتواند قد راست کند، کشوری نامآور و زیبا و سعادتمند گردد.
این ادّعا بیشک کسانی را به لبخند خواهد آورد، گروهی هستند که اعتقاد به ایران را اعتقادی سادهلوحانه میپندارند، لیکن آنان که ایران را میشناسند هیچگاه از او امید برنخواهند گرفت.
#ایران_را_از_یاد_نبریم
@dr_eslaminodoushan
یادی از کریم سلیمانی
یک سال از گذشتن و رفتن و پرکشیدناش گذشت. چند روز پیش از درگذشت او مهماناش بودم. یک روز و یک شب نزد او ماندم و مانند همیشه از مباحث و موضوعاتی که علاقه و دغدغهی مشترکمان بود سخنها گفتیم. از آن میان بیش از همه از مصدق و جنبش ملی سخن به میان آمد. بسیار آزرده بود از پارهای کژروایتهای سستبنیاد که کسانی در سالهای اخیر دربارهی مصدق و جنبش ملی برساخته و در بوق و کرنا کرده و رواج دادهاند. کمر همت بسته بود تا به سهم خود در این باره کاری کند. برنامهای پژوهشی و درازدامن داشت و بهرههایی از آن را در پارهای رسانهها منتشر کرده بود. میگفت همهی کارهای دیگر را کنار نهادهام و بر این تمرکز کردهام و تا به انجاماش نرسانم آرام نمیگیرم. دریغا که ناگهان و نابهنگام رفت و آن کار سترگ نیمهتمام ماند.
دانش و دقت و بصیرت او در تاریخ جنبش ملی ستودنی بود. در این راه بسیار گام زده و فراوان کوشیده بود. بسیاری از اسناد و منابع و پژوهشهای مربوط به این موضوع را به دقت خوانده و وارسیده بود. پارهای از آنها را بارها زیر و رو کرده و انبوهی یادداشت فراهم آورده بود. در طول سالها دوستی و همصحبتی از او فراوان آموختم. نه تنها از دانش گسترده و بینش ژرف و دقت و احتیاط علمی و باریکبینیاش، بلکه بیش از همهی اینها از منش ستودهی او: از فروتنی مثالزدنیاش، از بردباری و رواداری و شکیباییاش، از گذشت و بخششاش، از مردمداری و ایرانمداری و ایراندوستیاش، از اندوهگساریاش برای دردمندان و فرودستان، و...
کریم بود و کریم زیست و کریم رفت.
یادش گرامی باد.
#داریوش_رحمانیان
نهم امرداد هزار و چهارصد و پنج
/channel/dariush_rahmanian
/channel/mardomnameh
https://youtube.com/shorts/EQCckORsn6w?si=xefg5CaDiV6-6-LY
Читать полностью…
سخن مردمنامه این است:
تا جایی که میتوانیم از برخورد فرقهای با تاریخمان بپرهیزیم. البته در جامعهی فرقهگرا و فرقهزده این کار آسانی نیست و هرکسی فقط در حد وسع خود میتواند بکوشد که از این آفت پرهیز کند. این حکم دربارهی خود مردمنامه پیش و بیش از دیگران صادق است. پویش مردمنامه میکوشد در حد توان و امکان از برخوردهای افراطی و تفریطی و حب و بغض و داوریهای یکسویه و صدور حکمهای مطلق برکنار بماند. تحقق این آرمان در گرو گشودگی به دیدگاههای انتقادی است که همراهان ارجمند و گرامی مردمنامه مطرح میکنند. برای نمونه آنکس که امثال شریعتی و مصدق را برپایهی مطالعه و بگونهای درست و منصفانه نقد میکند و آنکس که بگونهای محققانه - و نه مقلدانه و کورکورانه و فرقهگرایانه - ایشان را دوست میدارد هر دو نزد ما عزیز و گرامیاند.
انتقادات شما - فارغ از اینکه چه مرام و مسلک و دیدگاهی داشته باشید - چراغ راه ماست. آنچه که اصل است ایراندوستی و مردمگرایی است. مردم گونهگوناند. دیدگاهها و ارزشها و نگرشها و باورهای گوناگون دارند. مردمنامه این گونهگونی را ارج مینهد.
مرام مردمنامه این است: ملیگرایی مردممحور و مردمگرایی ملتباور. تکیه بر گونهگونی مردم ایران در چارچوب یگانگی ملت ایران و کوشش در گرامیداشت آن، اصل حاکم بر حرکت مردمنامه است. رعایت این اصل ضامن ماندگاری و بالندگی و شکوفایی ایران است.
سخن حضرت فردوسی است که:
ستون خرد بردباری بود
بردباری و رواداری تنها در برابر اندیشه و باور مخالف معنی میدهد و این شرط اولقدم توسعهی سیاسی و شکوفایی فرهنگی است.
/channel/mardomnameh
✅ دربارۀ «شریعتی شیاد»؟!
گفتاری از داریوش رحمانیان
https://youtu.be/J9xnY63P7qY?si=toknUmtOmGs2hckZ
https://aparat.com/v/jmeb7i3
تهیهکننده: علیرضا پورحسین، دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس
📌 مردمنامه را در یوتیوب و آپارات دنبال کنید و آن را به دوستان خود نیز پیشنهاد دهید.
ثبت جهانی قلعه الموت: برخی ملاحظات
جواد عبّاسی
ششم مرداد 1405
/channel/historyandlife
ثبت قلعه الموت به عنوان سیامین اثر ایرانی در میراث جهانی یونسکو در روزگاری که ایران و ایرانی گرفتار دوگانه تهاجم خارجی و سوءسیاست داخلی است خبری آرامشآور و امیدبخش برای ایرانیان است. این خبر را میتوان از سویههای گوناگون مورد توجّه و تحلیل قرار داد. برخی ملاحظات در این زمینه از این قرارند:
- این اثر از سال 2007 یعنی حدود دو دهه پیش به یونسکو معرّفی شده بود و به سرانجام رسیدن ثبت جهانی آن جز با کوششهای سترگ فداکارانی چون حمیده چوبک (حدود 25 سال کاوش و مراقبت / نگاه شود به: /channel/historyandlife/4585) و اسماعیل یغمایی (نگاه شود به یاددشت «حمیده چوبک و اسماعیل یغمایی از چه سنتی میآیند؟» در: /channel/historyandlife/4588) امکانپذیر نمیشد. کسانی که با تجربه کار در تشکیلاتی مانند میراث فرهنگی آشنایی دارند، میدانند که اینگونه کوششها در چند دهه اخیر، جز با عشق به کار و ایران، از خودگذشتگی و خوردن خوندلهای پیوسته ممکن نمیشود. از این جهت شناسایی و نکوداشت حمیده چوبکها و حمایت ملّی از آنها میتواند به برافروخته ماندن مشعل پاسداشت میراث فرهنگی ایران کمک کند.
- به طور معمول انتشار اینگونه خبرها بستر مناسبی برای رونق گردشگری از جمله گردشگری خارجی را فراهم میآورد. از این جهت جای این پرسش هست که آیا سیاستهای فرهنگی و نوع مناسبات خارجی کشور امکان بهرهگیری از این بستر را فراهم کرده و میکند؟ نگاه شود به یادداشت «ایران؛ نشسته بر گنج، زندگی در رنج» در: /channel/historyandlife/4247).
#قلعهالموت
#میراثجهانی
#حمیدهچوبک
#گردشگری
https://youtube.com/shorts/mm8uZzXpeJU?si=kCrVb70nbbwPHh_Z
Читать полностью…
♦️سفر ابدی اسطورۀ هنر ایران: غمنامهای برای اکبر عبدی و نقدی بر فراموشی تاریخ شفاهی سینمای ایران
🔸درگذشت هنرمندان بزرگ فقط پایان یک زندگی نیست. گاه خاموش شدن بخشی از حافظۀ فرهنگی یک جامعه است. وقتی از اکبر عبدی سخن میگوییم، از هنرمندی سخن میگوییم که بیش از چهار دهه در سینمای ایران حضور مؤثر داشت. بازیگری که شاید مسیر کلاسیک و آکادمیک بازیگری را طی نکرده بود، اما با استعداد ذاتی، هوش هنری، خلاقیت، نگاه انسانی و توانایی شگفتانگیز خود به یکی از ماندگارترین چهرههای تاریخ سینمای ایران تبدیل شد. اکبر عبدی فقط یک بازیگر کمدی نبود. او هنرمندی بود که خنده را به بخشی از زندگی مردم تبدیل کرد، اما تواناییاش فراتر از کمدی بود. در ژانرهای مختلف، از نقشهای طنز تا نقشهای جدی و پیچیده، توانایی خود را نشان داد و ثابت کرد که یک بازیگر بزرگ محدود به یک قالب نیست. حضور او در سینمای ایران، از دهۀ ۱۳۶۰ تا سالهای بعد، همراه با خاطرات چند نسل از ایرانیان بود؛ نسلی که با فیلمهای او خندید، با نقشهایش همذاتپنداری کرد و بخشی از تجربۀ فرهنگی خود را با آثار او ساخت.
🔸اما پرسش مهم اینجاست: آیا ما توانستیم روایت این سرمایۀ فرهنگی را ثبت کنیم؟
فراتر از مصاحبههای کوتاه رسانهای، گفتوگوهای مناسبتی و برنامههایی که بیشتر جنبۀ تبلیغاتی و سرگرمی داشتند، چند مصاحبۀ عمیق، علمی و پژوهشی دربارۀ تاریخ شفاهی سینمای ایران با حضور چنین هنرمندی انجام شد؟ چند ساعت گفتوگوی دقیق دربارۀ تجربههای او، پشت صحنۀ فیلمها، تحولات سینمای ایران، شیوۀ بازیگری و خاطرات چهار دهه فعالیت هنریاش ثبت شد؟ پاسخ این پرسش، متأسفانه تلخ است.
🔸اینجاست که مسئولیت رشتۀ تاریخ، بهویژه تاریخ شفاهی، اهمیت پیدا میکند. تاریخ فقط مطالعۀ گذشته نیست، بلکه ثبت، تحلیل و حفظ تجربههای زیستۀ انسانها است. تاریخ شفاهی وظیفه دارد روایت کسانی را ثبت کند که در شکلگیری فرهنگ، هنر و جامعه نقش داشتهاند. کسانی که خود بخشی از حافظۀ تاریخی یک ملت هستند. هنرمندانی مانند اکبر عبدی گنجینههایی زنده از تجربه و روایت بودند و با خاموش شدن صدای آنان بخشی از این حافظه نیز در معرض فراموشی قرار میگیرد.
🔸اما تلخترین بخش ماجرا اینجاست. سالهاست از تفاهمنامهها، همکاریهای مشترک، حمایت از پژوهشهای فرهنگی و حفظ میراث هنری سخن گفته میشود. هر روز خبری از امضای تفاهمنامهای تازه میان دانشگاهها، انجمنها و نهادهای مختلف منتشر میشود. عکسها گرفته میشوند، خبرها منتشر میشوند و از آغازِ همکاریهای گسترده سخن گفته میشود. اما حاصل این همه تفاهمنامه چیست؟ اگر این همکاریها به عمل واقعی تبدیل میشد، امروز نباید حسرت ثبت خاطرات و تجربههای هنرمندان بزرگی را بخوریم که یکی پس از دیگری از میان ما میروند. واقعیت این است که بسیاری از این تفاهمنامهها هرگز از مرحلۀ امضا، جلسه و عکس یادگاری فراتر نرفتهاند. گویی برای برخی، خودِ امضای تفاهمنامه مهمتر از اجرای مسئولیت فرهنگی آن است.
🔸در این میان، نه گروههای علمی و پژوهشی، نه انجمنهای تخصصی، نه انجمن ایرانی تاریخ و نه حتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آنگونه که انتظار میرفت، اقدام عملی و ماندگاری برای ثبت نظاممند تاریخ شفاهی هنرمندان انجام ندادهاند. سالها پیش نیز دربارۀ همین مسئله پرسیده شده بود که این همه تفاهمنامه سرانجام به کجا میرسد؟ این همه امضا، نشست و وعده چه زمانی به نتیجهای واقعی برای حفظ تاریخ فرهنگی ایران تبدیل خواهد شد؟ امروز همان پرسش همچنان باقی است. اگر فقط بخشی از این انرژی و امکانات صرف ایجاد یک مرکز تخصصی و فعال تاریخ شفاهی سینما میشد، امروز دهها ساعت مصاحبۀ عمیق با اکبر عبدی در اختیار پژوهشگران قرار داشت؛ مجموعهای ارزشمند از اسناد صوتی، تصویری و مکتوب که میتوانست شناخت ما از سینمای ایران در دهههای گذشته را غنیتر کند. برای تاریخ شفاهی، فرصت و لحظات مهم هستند و غفلت از آن خسران بزرگی است.
/channel/mardomnameh
ادامهٔ یادداشت👇
✅ زمینههای جنگ اخیر از دیدگاه تاریخی و نقش مردم در آن
گفتاری از داریوش رحمانیان
https://youtu.be/7a_Brg8_0Jk?si=2bBdv-LPJfTdm97W
https://www.aparat.com/v/mpc3ua5
این سخنرانی در انجمن مطالعات صلح ایران برگزار شد و در اینجا از این انجمن بابت اجازۀ انتشار فیلم این گفتار در کانالهای مردمنامه سپاسگزاری میکنیم.
📌 مردمنامه را در یوتیوب و آپارات دنبال کنید.
✅ برشی از گفتوگوی مردمنامه با سیدهاشم آقاجری با موضوع آسیبشناسی رشتۀ تاریخ
📌 در این بخش هاشم آقاجری میگوید روشهای سنتی و مدرن در تاریخورزی مکمل هم هستند و هیچ ضدیتی ندارند.
https://youtube.com/shorts/mnrPEj1x-CY?si=HCHxbp_Puv3erlNh
خانهٔ توسعهٔ آذربایجان برگزار میکند:
یکصدوبیستمین سالگرد نهضت مشروطهٔ ایران
نهضت مشروطه؛ قانون و آزادی
سخنرانان
🔸مقصود فراستخواه
🔸داریوش رحمانیان
🔸عباس قدیمی
🔹مدیر نشست: باقر صدرینیا
🕔چهارشنبه، ۱۴ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷
📍تالار پتروشیمی تبریز
♦️امکان پخش زندهٔ این برنامه بهصورت همزمان در آپارت و صفحهٔ خانهٔ توسعهٔ آذربایجان فراهم شده است.
🔗https://www.aparat.com/khanetoseeazarbaijan/live
/channel/mardomnameh
♦️پروژکتورهای خاموش؛ رنج، استیصال و تسلیم در دانشگاه
🔸در مورد دانشگاه و آموزش تاریخ حرفهای بسیاری میتوان زد. من نیز مانند بسیاری دیگر از دانشجویان تاریخ تجربههایی دارم که هرکدام میتواند گوشهای از بحرانهای موجود در دانشگاه را به نمایش بگذارد. البته اصلاً قصد سیاهنمایی ندارم. من هویتم را مدیون دانشگاه هستم. با آنکه از خانوادهای دانشگاهی میآیم، تا زمانیکه پا در دانشگاه (برای من دانشگاه تهران) نگذاشته بودم بسیار سردرگم و پریشان بودم. دانشگاه مرا مانند بسیاری دیگر، از هر نظر تغذیه میکند و من با زیست دانشجوییام، دانشگاهم، همکلاسیهایم و استادانم روزگار میگذرانم. بنابراین، سخنان پیشرو را بهپای ناراحتیام از دانشگاه و دانشگاهیها نگذارید، بل پای بیتوجهی آنانی بگذارید که نمیگذراند دانشگاه و دانشگاهی نفس بکشد و شاید اصولاً دانشگاه را خطر میدانند.
🔸گمان میکنم بسیاری از استادان و دانشجویان تاریخ دانشگاه تهران با من همعقیده باشند که محمدباقر وثوقی، استاد بزرگوار و شایستهٔ مطالعات خلیجفارس، از گرانمایهترین سرمایههای گروهاند، اما این استاد جدا از آن مهر و احترام و علم بسیار چه دارد؟ وثوقی مزین به مهارتهایی است که در کمال تعجب در عصر ما همچنان نایاب است و آن استفاده از برنامهها و نرمافزارهای بعضاً ساده برای هرچه بهتر فهمیدن تاریخ است. او برای کلاسهایش نقشه میکشد، ساعتها در گوگلارث میگردد و نقاطی را که به آنها، چه در واقعیت و چه در لابهلای متون، سفر کرده است به دیدگان مخاطب میرساند. در این میان، اما استادی چون او مکرراً بهعلت خراب بودن پروژکتورها، وصل نشدن، نبودن سیم رابط و از این دست مشکلات بهظاهر ساده رنج میکشد. من این رنج را بارها دیدهام. شاید استاد بهجهت فروتنی و تواضع هرگز چیزی نگوید، اما دانشجو میفهمد که وقتی زمان کلاس میگذرد او تا چه میزان ناراحت میشود. بعد هم از دانشجویان میخواهد که «لطفاً» بیشتر از وقت معمول در کلاس بمانند تا مبحثی جا نماند.
🔸من نیز بشخصه بارهاوبارها از این موضوع رنج کشیدهام. در دوران کارشناسی، تلاش میکردم برای درسهایم ارائه داشته باشم. چون این ارائهها مرا مجبور میکرد که در مورد یک موضوع تخصصی در آن درس وقت بگذارم و مطالعه کنم. شاید برخی از همکلاسیهای دوران کارشناسی بهجهت همین ارائهها از دستم خسته هم شده بودند. اوایل، شوق آن را داشتم که پردهنگار (پاورپوینت) درست کنم، نقشه و عکس نشان دهم، فیلم و موسیقی مربوط به آن واقعه یا رخداد تاریخی را پخش کنم و حتی بروشور چاپ کنم. جز مورد آخر که بهعلت گرانی چاپ از ارائههایم حذف شد، تمام موارد دیگر نیز آرامآرام از کارهای کلاسیام، که قصد ارائهشان را در کلاس داشتم، حذف شدند. همه بهخاطر اینکه ما در قرن ۲۱ در دانشگاه تهران، که شاید ثروتمندترین دانشگاه کشور باشد، هنوز مشکل پروژکتور داریم.
🔸من در این موضوع تنها نیستم. بارها از دوستانم هم شنیدهام که دیگر خسته شدهاند از بس که این پروژکتورها در روز ارائه کار نکردهاند. فکر کنید تمام شب را نخوابید که ارائهای درخور بدهید و ناگهان با این پیام مواجه شوید: «بهعلت مشکل پروژکتور، فایل را در گروه برایمان بفرستید.» در چنین محیطی، طبیعی است که حتی سرسختترین آدمها به استیصال و تسلیم کشیده شوند و البته فردی چون محمدباقر وثوقی هرگز تسلیم نمیشود. او چون کوهستانهایی که دوست میدارد، نماد استواری و استقامت است و در مقابل رنجهایی بسیار بزرگتر ایستاده است، اما برای آدمهای معمولی شاید همین نکات ریز بسیار مهم باشد.
🔸بنا بر این، نباید نقش پروژکتورهای کذایی و زیرساختهای فرسوده را نادیده بگیریم. همانگونه که محدودیتهای اینترنتی پژوهشگر را فرسوده میکند، این نوع از دشواریهای بهنظر کماهمیت نیز استاد و دانشجو را مستأصل میکند و به این نقطه میرساند که گویا زندگی همین است دیگر.
✍سید صدرا موسوی دیزکوهی، دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران پس از اسلام، ۱۲ مرداد ۱۴۰۵.
♦️در مردمنامه اصل بر آن است که از عنوانها و لقبهایی مانند «استاد»، «دکتر» و ... استفاده نشود. این عنوانها، که نویسنده در این یادداشت به کار بردهاند، ویرایش و حذف شدهاند.
/channel/mardomnameh
خانهٔ توسعهٔ آذربایجان برگزار میکند:
یکصدوبیستمین سالگرد نهضت مشروطهٔ ایران
نهضت مشروطه؛ قانون و آزادی
سخنرانان
🔸مقصود فراستخواه
🔸داریوش رحمانیان
🔸عباس قدیمی
🔹مدیر نشست: باقر صدرینیا
🕔چهارشنبه، ۱۴ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷
📍تالار پتروشیمی تبریز
/channel/mardomnameh
دو رساله، دو روایت؛ منازعهای بر سر جایگاه زنان در ایران قاجار
🎧 در مجموعه «پادکستهای تاریخ دیروز»، فریما دستیار دانشجوی دکتری تاریخ ایران در دانشگاه تربیت مدرس، روایتی از یکی از مهمترین منازعات فکری درباره جایگاه زنان در ایران دوره قاجار ارائه میکند. این مجموعه با تکیه بر پژوهشهای روحانگیز کراچی، به بررسی دو رسالۀ مشهور تأدیب النسوان و معایب الرجال میپردازد؛ آثاری که نهتنها بازتابدهنده نگرشهای جنسیتی عصر قاجار هستند، بلکه آغازگر یکی از نخستین گفتوگوهای مکتوب درباره نقد مناسبات جنسیتی در تاریخ ایران به شمار میآیند.
◽️در این پادکست، ضمن معرفی زمینۀ تاریخی نگارش این دو رساله، چگونگی شکلگیری گفتمان جنسیت در اواخر دوره قاجار، نسبت میان اخلاق، خانواده و اقتدار مردانه، و نیز پاسخ انتقادی بیبیخانم استرآبادی به ادبیات مردسالارانه بررسی میشود. این روایت، با نگاهی تاریخی و تحلیلی، نشان میدهد که چگونه متون به ظاهر اخلاقی، در واقع اسناد مهمی برای فهم تاریخ اجتماعی و تاریخ جنسیت در ایران هستند.
📚رسالهٔ تأدیب النسوان یکی از شناختهشدهترین متون اخلاقی و تربیتی فارسی دربارهٔ زنان در دورهٔ قاجار است که احتمالاً در نیمهٔ دوم سدهٔ سیزدهم هجری قمری (دوران ناصرالدینشاه) نوشته شده است. نویسندهٔ آن بهطور قطعی شناخته نیست، هرچند در گذشته گاه آن را به یکی از شاهزادگان قاجار نسبت دادهاند، اما این انتساب از نظر پژوهشگران قطعی نیست. متن در قالب اندرزنامهای مردانه تنظیم شده و هدف آن ارائهٔ الگوی «زن مطلوب» از منظر نظم پدرسالارانه است.
🖊در مقابل، رسالهٔ معایب الرجال پاسخی مستقیم و انتقادی به تأدیب النسوان به شمار میرود. نویسندهٔ آن، بیبی خانم استرآبادی، از نخستین زنان روشنفکر ایران، با بهرهگیری از همان قالب ادبی اندرزنامه، خطاب انتقادی را متوجه مردان میکند و بدینترتیب ساختار استدلال متن نخست را وارونه میسازد.
◽️بر اساس تحلیل روحانگیز کراچی، این دو رساله را نباید صرفاً مجموعهای از توصیههای اخلاقی دربارهٔ زنان و مردان دانست، بلکه باید آنها را بخشی از گفتمان جنسیت در ایران قاجاری تلقی کرد. کراچی نشان میدهد که تأدیب النسوان در پی تثبیت اقتدار مرد در خانواده است و زن را موجودی معرفی میکند که باید از طریق اطاعت، سکوت، عفت، خانهداری و فرمانبرداری از شوهر تربیت شود. در این متن، خانواده بهمثابه فضایی سلسلهمراتبی تصور میشود که مرد در رأس آن قرار دارد و نظم اجتماعی از رهگذر انضباط زنان حفظ میشود.
در برابر، معایب الرجال صرفاً دفاعی احساسی از زنان نیست، بلکه نقدی اجتماعی و عقلانی بر همین نظم پدرسالارانه است. استرآبادی با زبانی طنزآمیز و گاه هجوآلود، تناقضهای اخلاقی مردان را آشکار میکند و استدلال میکند مردانی که خود گرفتار جهل، تنبلی، چندهمسری، خشونت، اسراف و بیمسئولیتیاند، صلاحیت اخلاقی لازم برای تأدیب زنان را ندارند. از این منظر، او معیارهای اخلاقی را بهصورت برابر بر هر دو جنس اعمال میکند و مشروعیت اقتدار مطلق مردانه را به چالش میکشد.
◽️روحانگیز کراچی تأکید میکند که اهمیت معایب الرجال بیش از آنکه در طرح صریح برابری حقوق زن و مرد باشد، در تغییر موقعیت سخنگویی است. برای نخستین بار یک زن ایرانی از جایگاه «موضوع تربیت» خارج شده و به «فاعل نقد» تبدیل میشود. به تعبیر او، استرآبادی زبان اندرزنامههای مردانه را تصاحب میکند و همان ابزار بلاغی را علیه صاحبان آن به کار میگیرد. بنابراین، این رساله را باید یکی از نخستین نمونههای شکلگیری خودآگاهی زنانه در ادبیات فارسی دانست.
کراچی همچنین نشان میدهد که هر دو رساله محصول شرایط اجتماعی و فرهنگی اواخر دورهٔ قاجار هستند؛ دورانی که با گسترش آموزش جدید، آشنایی با اندیشههای نو و آغاز مباحث مربوط به اصلاح جامعه، مسئلهٔ خانواده و جایگاه زنان به یکی از موضوعات مهم تبدیل شده بود. از این رو، تأدیب النسوان و معایب الرجال نه صرفاً دو متن ادبی، بلکه اسنادی تاریخیاند که منازعه بر سر تعریف نقشهای جنسیتی و اقتدار در خانواده را بازتاب میدهند.
در مجموع، از منظر روحانگیز کراچی، تأدیب النسوان نمایندهٔ گفتمان تثبیتکنندهٔ نظم مردسالار و اخلاق سنتی است، در حالی که معایب الرجال نخستین پاسخ نظاممند زنانه به این گفتمان محسوب میشود؛ پاسخی که با استفاده از همان زبان و قالب ادبی، مشروعیت اقتدار مردانه را مورد پرسش قرار میدهد و آغازگر نوعی نقد جنسیتی در ادبیات و اندیشهٔ اجتماعی ایران به شمار میآید.
📌محتوای کامل را میتوانید در کانال یوتیوب موسسۀ «تاریخ دیروز» در آدرس زیر ببینید و بشنوید:
📎لینک دسترسی به پوشۀ تصویری پادکست
@Dirooz_history
#معایب_الرجال
#تأدیب_النسوان
#تاریخ_جنسیت
#تاریخ_قاجار
#تاریخ_زنان_ایران
#پادکست_تاریخ
✅ آسیبشناسی رشتۀ تاریخ از دیدگاه دانشجویان تاریخ
🔗 https://youtu.be/zuJe0yT-Zic?si=eA9LFcuR8vbVqDVl
🔗 https://www.aparat.com/v/sbf4hkq
حاضران این نشست:
• متین حسینزاده، دانشجوی دکتری تاریخ باستان، دانشگاه تهران
• فریما دستیار، دانشجوی دکتری تاریخ ایران پس از اسلام، دانشگاه تربیت مدرس
• امید غیاثی، دانشآموخته دکتری تاریخ ایران باستان، دانشگاه تهران
• ابوالفضل کورشطلب، دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران پس از اسلام، دانشگاه تربیت مدرس
• محمدمهدی رئیسی، دانشجوی دکتری تاریخ ایران باستان، دانشگاه تهران (مجری نشست و تهیهکنندۀ فیلم نشست)
📌 مردمنامه را در یوتیوب و آپارات دنبال کنید و با بازنشر و پسند ویدیوها از ما پشتیبانی کنید.
مورخ متعهد، مسئولیتپذیر و دردمند ایران
جواد عبّاسی
دوازدهم مرداد 1404
در غربت مرگ بیم تنهایی نیست یاران عزیز آن طرف بیشترند
خبر درگذشت ناگهانی و جانکاه دکتر کریم سلیمانی یکی از تلخترین خبرهایی است که در سالهای اخیر شاهد آن بودهام. او را از دهه 1370 میشناختم. از اندک مورخان پایبند به اصول علمی، مسئولیتپذیر، شریف و اخلاقمدار بود و هیچگاه تسلیم منافع شخصی و مصلحتاندیشیهای رایج نشد. چه آن موقع که سالهای سال برای آزادگی و پایبندیاش به اصول علمی و اخلاقی و باورهای انسانیاش، دائم در دانشگاه در معرض بازخواست بود و از اصول و باورهای علمی و انسانی خود کوتاه نمیآمد، چه آن هنگام که با راه افتادن موج اخراج در دانشگاهها در دولت تباه سیزدهم در حد توان خود برای کمک به همکاران آسیب دیدهاش کوشید و چه اخیرا که در اوج بالندگی و پختگی بازنشسته شد، اما در دفاع تمامقد از حریم رشتهای و علمی تاریخ در برابر متعرضان نااهل در تاریخ و مغرض، تردید به خود راه نداد و عافیتطلبی و سکوت پیشه نکرد. در توان علمی او هم همین بس که پایاننامه کارشناسی ارشد او (القاب رجال دوره قاجار) در زمان خود کاری در خور بود و نشر معتبر نی آن را چاپ کرد، دانشجوییاش در آلمان مورد توجه ایرانشناس برجستهای چون فراگنر قرار گرفت و کتاب معرکه تنباکوی او نوآورانه بود. روانش مینوی و مرامش ماندگار و فراگیر باد./channel/historyandlife/3404
🔥 آتش ایران هرگز خاموش نخواهد شد. یقین دارم.
هرگاه به شگفتیها و زیباییهای بیمانند یا کممانند ایران و فرهنگ ایران میاندیشم از ژرفای دل و جان احساس غرور و سربلندی میکنم و همواره با خود میگویم که در پیشگاه حضرت حق جل و علا من حقیر بیمقدار چگونه خواهم توانست سرسوزنی از این نعمت بیمانند را شکر کنم؟
ایران امروز و اکنون بسیار گرفتار است. هستند کسانی که رشتهی امیدشان گسسته است و عمیقاً نسبت به امکان بقا و دوام ایران احساس نگرانی میکنند. از جهاتی به اینان حق میدهم؛ اما در عین حال تأسف میخورم که چرا ایران و مردم ایران را چنین دستکم گرفتهاند. آری خطر هست و بسیار هم مهیب و سنگین است. باید ترسید. باید نگران بود. خردمندانه نیست که انبوهی از چالشها و خطرات و آسیبهای بسیار شدیدی که زیرساختهای فرهنگی و تمدنی و اجتماعی ما در این چند دهه خورده است و همچنان هم میخورد را نادیده یا کمدیده بگیریم. این اگر آگاهانه باشد خیانت است و اگر ناآگاهانه باشد نادانی و غفلت است. همهی اینها را باید دید تا به ورطهی امیدهای دروغین و خوشبینیهای افراطی و بیپایه و بنیاد نیفتاد. اما در عین حال به کسانی که به ورطهی نومیدی غلتیدهاند به چشم خطر بزرگتر و بنیادیتر مینگرم. اگر مرام و روش و بینش اینان ریشه بدواند؛ اگر پتیارهی نومیدی چیره شود ایران از وضعیت رکود و ایستایی به این زودیها رهایی نخواهد یافت. نگرانی و دغدغهمندی چیزیست و نومیدی چیزی دیگر. انسان دغدغهمند، هم خطر را میبیند و هم فرصت را و بنابراین برای دفع خطر به حرکت درمیآید. آنکه نومید است خطر را میبیند و فرصت را درنمییابد و به بیعملی گرفتار میآید.
خلاصه کنم: بیخ و بنیاد فرهنگ ایران امید است. تجلیات و نمودها و نمادهای امید را در همهی اجزاء و سویههای تمدن و فرهنگ ایران میتوانیم ببینیم: نوروز، چله، سده، مهرگان، تیرگان، آثار نمایندگان فرهنگ ایران، فردوسی و مولانا و نظامی و سعدی و حافظ و...
ایران در طول تاریخ پرتلاطم خود اگر مانده است به خاطر همین فرهنگ بوده است: فرهنگ امید
من عمیقاً بر این باورم که هر کس ایران و ایرانی را درست و دقیق شناخته باشد، ضمن توجه خردمندانه به خطرات و موانع و آسیبها که کفهی نومیدی را برای پارهای از مردم سنگین کرده و میکند، به تاریخ و فرهنگ شگرف و شگفت ایران نیز توجه و تکیه میکند و نیرو و امید میگیرد. این امید میتواند گاه به مقام و مرتبهی یقین برسد. یقین به اینکه ایران، با تکیه بر فرهنگ امید و برپایهی نیروی مردم دیر یا زود شکوفا و بالنده خواهد شد. آزاد و آباد و شاد.
من اکنون از امید گذشته و به یقین رسیدهام: ایران عزیز ما سربلند خواهد شد. فرجام جنگ مردم و نامردم چیزی نیست مگر پیروزی مردم. مردم ایران بیگمان بر پتیارهی خودکامگی چیره خواهند شد. یقین دارم که درخشش ایران بار دیگر جهانیان را خیره و شگفتزده خواهد کرد. تاریخ ایران به روشنی گواهی میدهد که ایران بارها در راه افتاده است اما هرگز از راه نیفتاده است.
✍🏼 #داریوش_رحمانیان
🗓 هشتم امرداد هزار و چهارصد و پنج
در گفتوگوها و پیامهایی که با پارهای از دوستان در ماههای اخیر داشتم بسیار شد که بوی نومیدی شنیدم. این یکی از پاسخهایی است که به این دوستان دادم. کسانی آن را از سنخ روانشناسیزرد میپندارند! خودم گمان میکنم که سرخ است و روشن و آتشوش.
🔗 هیچستان
#امید #ایراندوستی
@Jaryaann
خانهٔ توسعهٔ آذربایجان برگزار میکند:
یکصدوبیستمین سالگرد نهضت مشروطهٔ ایران
نهضت مشروطه؛ قانون و آزادی
سخنرانان
🔸مقصود فراستخواه
🔸داریوش رحمانیان
🔸عباس قدیمی
🔸باقر صدرینیا
🕔چهارشنبه، ۱۴ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷
📍تالار پتروشیمی تبریز
/channel/mardomnameh
یکسال گذشت! باور دارم که غم ایران او را کشت! نمیدانم اگر بودند و این روزها را میدیدند، چه میگفتند و میکردند؟ بارها با همکار گرامیم، دکتر افکنده، این پرسش را طرح کردهایم. یکی از دغدغههای دکتر کریم سلیمانی قضاوتهای نادرست دربارهی دکتر محمد مصدق بود. بقول خانم دکتر اتحادیه، اگر همهی بزرگانی که داشتهایم، خیانتکار بودهاند، پس چه کسی این مملکت را نگه داشته بود؟ واقعیت این است که با عینک امروز نمیتوان گذشته را نقد کرد. یادم هست روزی به یکی از جوانان دغدغهمند که دوستش هم دارم، گفتم یقین دارم آگاهی شمای امروز از دکتر مصدق سال سی و دو بیشتر است. دکتر مصدق هر چه کرد، وابسته به شرایط زمان خود، هم در ایران و هم در جهان، بود و باید نسبت به او، قضاوتی منصفانه داشت. ضمن اینکه همهی اقدامات او در نفت خلاصه نمیشد. او کسی بود که در استقلال دادگستری بسیار کوشید، نکتهای که غالباً مغفول مانده است.
مستند روشنگرانهای که میبینید، نتیجهی تلاشهای دانشجوی عزیز و نازنین گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی، سجاد شاهاندشتی، است که زیر نظر زندهیاد دکتر کریم سلیمانی آغاز شد و اتمام و پخش آن مصادف شد با نخستین سالگرد درگذشت استاد.
یاد ایشان و یاد همهی کسانی که در عشق به این سرزمین جان سپردند، مانا!
چهارم اَمرداد ۱۴۰۵
آرزو رسولی (طالقانی)
همکاران در تهیه این مستند:
زندهیاد دکتر کریم سلیمانی
دکتر احمد فضلینژاد
دکتر مهسا فیضی
دکتر آرزو رسولی (طالقانی)
امین خزیمه
حسن رجبیفرد
شیوا مرادی
سید امیرحسین حسینی
آرین محزون
لینک تماشای فایل کامل مستند در کانال تاریخ دانشگاه شهید بهشتی:
/channel/Historysbu/2442
https://youtube.com/shorts/dq6EWiTc0PU?si=B8AELjj9pu98B4ey
Читать полностью…
🏷سدّ ارمنی مسیر توران
مسئله کریدور ادعایی زنگزور
روبن ملکنیان، واروژان گغامیان
مترجم: علی محمود رضایی رامشه
👈ژنرال باشبوق رئیس سابق ستاد کل نیروهای مسلح ترکیه، یک ماه پس از جنگ چهل و چهار روزه قراباغ، در سرمقالهاش در روزنامه معروف جمهوریت ترکیه چنین نوشت: «بزرگترین خواسته ما یکی است و آن اینکه ترکیه و جمهوری آذربایجان بتوانند از طریق زمینی و بدون مانع به یکدیگر متصل شوند؛ مسیری که آتاتورک آن را دروازه ترکی مینامید. چه خوشبختیای بزرگتر از دیدن آن میتواند وجود داشته باشد». میتوان گفت که پس از نوامبر ۲۰۲۰ مبارزه ژئوپلیتیکی اصلی در قفقاز جنوبی، پیرامون کریدور ادعایی زنگزور صورت میگیرد که بازیگران موجود در آن تنها به سه کشور ترکیه، ارمنستان، جمهوری آذربایجان محدود نمیشوند. در این کتاب منشأ پیدایش، تحول و تلاشها برای اجرای ایده کریدور ادعایی زنگزور، مهمترین برنامه سیاسی پان ترکی در دوران مختلف از ابتدای قرن بیستم تا امروز، جایگاه و نقش آن در عرصه سیاسی و ایدئولوژی ترکیه و جمهوری آذربایجان و چارچوب ژئوپلیتیک آن ارائه شده و تهدیدات آشکار و پنهان ارتباط زمینی پان ترکی بررسی شده است.
نگارستان اندیشه
.
ادامهٔ یادداشت👆
🔸امروز، اکبر عبدی از میان ما رفته است، اما پرسش همچنان باقی است: چه کسی مسئول ازدسترفتن این فرصتهاست؟ چرا سرمایههای فرهنگی ما زمانی مورد توجه قرار میگیرند که دیگر امکان گفتوگو با آنان وجود ندارد؟ چرا همیشه پس از فقدان یک هنرمند بزرگ به پیامهای تسلیت، مراسم یادبود و جملات ستایشآمیز بسنده میکنیم، درحالیکه پیشاز آن فرصت ثبت روایت زندگی و تجربههای او را داشتیم؟ ادای احترام واقعی به اسطورههای هنر فقط برگزاری مراسم بزرگداشت نیست، بلکه حفظ اندیشهها، خاطرات و تجربههای آنان برای نسلهای آینده است. فرصت را باید پیش از آنکه دیر شود، غنیمت شمرد. برخی انسانها فقط هنرمند نیستند، آنان بخشی از هویت فرهنگی یک جامعهاند. آنان اسطورهاند و اسطورهها نباید بیصدا از تاریخ عبورکنند. سفر ابدی اکبر عبدی فقط پایان زندگی یک بازیگر نیست، یادآوری تلخی است از مسئولیتی که هنوز در برابر حافظۀ فرهنگی ایران بر دوش ماست.
✍امید اخوی، دانشآموختۀ دکتری تاریخ ایران، دانشگاه شیراز، ۳ مرداد ۱۴۰۵.
/channel/mardomnameh
کتاب تازه دو مورخ برجسته، سانجی سوبرامانیام و مظفر عالم، با عنوان آینههای امپراتوری: درباریان، سفیران و اهلِ قلم در هند گورکانی واپسین، تازهترین اثر مهم این دو مورخ در شناخت دوران مدرن آغازین گورکانیان است.
سوبرامانیام و عالم در طول چند دهه، با تسلط بر طیف گستردهای از زبانها و بهرهگیری از منابع متنوع تصویری نو از جهان گورکانی و جایگاه آن در تاریخ جهان ارائه کردهاند.
اهمیت اصلی آثار سوبرامانیام و عالم را باید در تأکید آنان بر پیوندها و اتصالات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی میان پهنههای مختلف جغرافیایی جهان مدرن آغازین دانست؛ رویکردی که امروز با عنوان تاریخ اتصالی (Connected History) شناخته میشود.
آنچه آثار سوبرامانیام و مظفر عالم را متمایز میسازد، استفاده خلاقانه از ژانرهای متنوعی چون سفرنامه، زندگینامه، تذکره، مکاتبات و دیگر متون روایی برای فهم تاریخ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جهان فارسیزبان و گورکانی است. این متون در نگاه آنان صرفاً منابعی برای بازسازی گذشته نیستند، بلکه پنجرههایی به سوی درک و شکلگیری جهانِ بههمپیوسته مدرن آغازین به شمار میآیند.
پویا نکویی
/channel/mardomnameh
https://youtube.com/shorts/xx4Pn7sUe7s?si=5fIYYk03IhgO-4DA
Читать полностью…
اکبر ثبوت: بقای حکومت در گرو رضایت مردم و رعایت حقوق فرودستان است
🔹 دومین نشست از سلسلهنشستهای متنخوانی «مروری بر متون برگزیده ادب فارسی» با حضور اکبر ثبوت، پژوهشگر تاریخ و فلسفه اسلامی، در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.
🔹 ثبوت با خوانش و شرح ابیاتی از باب نخست «بوستان سعدی»، دیدگاههای سعدی درباره عدالت، حقوق مردم و مسئولیت حاکمان را بررسی کرد.
🔹 وی گفت: «بقای حکومت در گرو رضایت مردم و رعایت حقوق آنان، بهویژه تهیدستان است. شاه بهواسطه رعیت تاجدار است.»
🔹 ثبوت همچنین تأکید کرد که از نگاه سعدی، آزردن مردم به معنای تضعیف پایههای حکومت است.
🔹 سلسلهنشستهای «مروری بر متون برگزیده ادب فارسی» دوشنبهها ساعت ۱۰:۳۰ در اندیشگاه فرهنگی سازمان برگزار میشود و حضور عموم علاقهمندان در آن آزاد است.
🌐 مشاهده خبر کامل
🆔 @nali_ir