mazhzan_molana | Unsorted

Telegram-канал mazhzan_molana - مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

-

مخزن و آرشیو پست های گروه سیری در آثار و افکار مولانا برو اولین پست : https://t.me/mazhzan_molana/3

Subscribe to a channel

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

اهمیت سفر درونی در شناخت خود و معنای زندگی

شما باید زندگی اصیل خود را پیدا کنید؛ حقیقتی که در درونتان پنهان است. با این حال، مدام به سوی بیرون می‌دوید و در پیِ گمشده‌تان به جاهای دیگر می‌روید، اما هرگز به فکر فرو رفتن در درون نمی‌افتید. حتی ایده‌ی «درون‌نگری» هم برایتان عجیب به نظر می‌رسد و می‌پرسید: «درون مگر چه چیزی وجود دارد؟ فقط خون و استخوان و اسکلت! چه فایده‌ای دارد که بی‌دلیل برای خود ترس بیافرینیم؟»
راستش را بخواهید، اگر اسکلت خود را ببینید واقعاً خواهید ترسید؛ اما این آن «درونی» نیست که ما از آن حرف می‌زنیم. منظور از سفر به درون، فراتر رفتن از تمامی امور مادی است. اسکلت، خون و استخوان‌های شما همگی مادی هستند؛ اما رفتن به درون یعنی گذر از این کالبد جسمانی که گمان می‌کنید تمامِ وجودِ شماست.
این سفر بسیار ساده است؛ تنها کمی هوشمندی می‌طلبد تا بتوانید واقعاً زنده باشید—یک زندگیِ رقصان، سرشار از آواز و سرور. من همواره به نزدیکانم می‌گویم: هرگز به کمتر از این بسنده نکنید. راز کامل وجود خود را کشف کنید؛ چراکه با یافتن آن، رازِ کل جهان هستی را نیز خواهید یافت. آنگاه زندگی به پدیده‌ای کاملاً متفاوت تبدیل می‌شود؛ جشنی پیوسته که هر لحظه‌اش یک جشنواره است. هر دم، بُعدی تازه و رازی نو در شما گشوده می‌شود و کل زندگی چنان سرشار از معجزه خواهد شد که به‌طور طبیعی، سپاسگزاری عمیقی در قلبتان برمی‌خیزد؛ سپاسگزاری‌ای که شما را به تعظیم وامی‌دارد.
این تعظیم در برابر خدایی ساخته‌ی ذهن نیست، بلکه در برابر شکوهِ همین جهان هستی است که درختان، حیوانات و پرندگان را در بر گرفته است. این جهان خانه‌ی شماست؛ از آن برآمده‌اید و به آن باز می‌گردید. در این ساحت، دعا بی‌معنی است و تنها «سپاسگزاری» معنا دارد. حتی نیازی به گفتن کلمات نیست؛ صِرفِ احساسِ آن کافی است. اما این حس تنها زمانی برمی‌خیزد که رازها، شکوه و باغِ گل‌هایی را که به شما بخشیده شده، تجربه کرده باشید. شما این‌ها را درخواست نکرده‌اید، شایستگی‌اش را کسب نکرده‌اید و برایش نجنگیده‌اید؛ این‌ها هدیه‌ای محض است از سوی فراوانیِ بی‌کرانِ هستی.
جهان هستی لبریز است؛ چنان بارِ سنگینی از شکوه دارد که می‌خواهد آن را با کسی شریک شود، اما تا زمانی که شما در مرکز وجود خود مستقر نباشید، این اشتراک ممکن نیست. جهان هستی رازهایش را تنها با یک «بودا» (انسان بیدار) در میان می‌گذارد؛ و به یاد داشته باشید که شما در هر لحظه، فرصتِ بودا شدن را دارید.

اشو

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

یاهو
بسمه تعالی
تحریف و بدنام کردن دین به نامِ شریعت و...
مبارزه با دین و ستیز با خدا در لباس اسلام!
☆☆☆☆☆☆
جوری که تو میکنی به اسلام
در ملّـت کـافـری نـدیـدم
[سعدی]
این مقاله به درخواست برخی عزیزان نگاشته شد.
اینکه اسلام واقعی از اسلام ساختگی تفکیک گردد و عمق فاجعه و جنایت برملا شود و...
در این بازارِ پرآشوبِ روزگار، گروهی از بیگانگانِ خویشاوند، جامه‌ ی «دین» را بر تنِ «زر و زور و تزویر» می‌دوزند. آنان با دستانِ آلوده به کینه، نامِ "اسلام" را چون خنجری می‌ گیرند و بر حلقومِ انسانیت، فرو می برند ـــ حال آنکه در گنجه‌ ی وجودشان، نه ذرّه‌ ای از عطرِ "رحمت للعالمین" (ص) است و نه جرعه‌ ای از شرابِ "محبّت الهی " در قدحِ دلشان.
برخی از روی نادانیِ محض، و برخی دیگر از روی مزدوریِ خبیث، تمامیِ خشن‌ کاری‌ های طاغوتیانِ بی‌ دین را به پایِ شریعتِ غرای محمدی (ص) که یک دین تساهل و انسان محور است، می‌ نویسند!
اینجاست که اعوجاجِ فکری رخ می‌نماید: آنان "ظاهرِ خشکِ متن" را گرفته‌اند و "باطنِ حیات‌بخشِ حکمت" را رها کرده‌ اند.
از نگاه عرفانِ اسلامی، "دین" جز "راهِ محبّت و عشق" چیزی نیست. در نگاهِ عارف، تمامِ احکام شریعت برای آن است که آدمی از "خودخواهی" به "خودگذشتگی"؛ از "کثرت" به "وحدت"؛ و از "رعب و وحشت و خشونت" به "اخلاق و ادب و آدمیّت" برسد.
اسلام، نه دینِ سلاح و جنگ، که دینِ "محبّت و صلح" است.
گروه‌ های انحرافی که امروز به اسمِ "اسلام سیاسیِ افراطی" قد عَلَم کرده‌ اند، در واقع تجلّیِ "خوارجِ نوین" هستند. آنان از محتوای عرفانیِ «وَ لَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ» (اگر تندخو و سنگدل بودی، از پیرامونِ تو پراکنده می‌ شدند) هیچ نمی‌ دانند.
حقیقت این است که این گروه‌ ها یا "جاهلِ مرکب" هستند:
آن کس که نداند که نداند که نداند
در جهـلِ مرکب ابـدالدّهر بـماند
که گمراهی خود را عینِ هدایت می‌ بینند؛ و یا "مزدورانِ تاریخ" که به دستِ قدرت‌ های استکباری، برای تخریبِ چهره‌ی رحمانیِ اسلام تربیت شده‌ اند.
آنان جلادی را که از روی فسادِ عقیده، گردنِ بی‌ گناهی را می‌زند، "غازی" می‌ نامند، غافل از حدیث نبوی که «أَکْبَرُ الْکَبَائِرِ الْإِشْرَاکُ بِاللَّهِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ» (بزرگترین گناهان، شرک ورزیدن به خدا و کشتن نفسی است که خدا حرام کرده است).
حقیقتِ اسلام، چون نسیم عطر آگینی است که نه در زندانِ کج فهمیِ یک مُلای خشک‌ مغز می‌ گنجد و نه در شمشیرِ آلوده‌ی یک قاتلِ متحجّر.
این دین، فراخوانِ "تعالَوْا إِلَىٰ کَلِمَةٍ سَوَاءٍ..." (بیایید بر سرِ سخنی که میان ما و شما یکسان است...) است.
پس ای برادر، در برابرِ این اعوجاجِ بزرگ، خاموش مباش. بگو که اسلامِ حقیقی با "تندروی" بیگانه است ـــ و "تساهل" و "عدالت" و "محبّت"، اصل و حقیقت اسلام و تنها راهِ قرب الهی می‌ باشد.
هر که جز این گوید، یا از روحِ اسلام آگاه نیست، یا دین را وسیله‌ ی مطامعِ دنیایی خود ساخته است ـــ و خداوند، از این دو گروهِ نادان و مزدور، بیزار است و آنها را هرگز نخواهد بخشید.
★★★★
پس نکو گفت آن رسول خوش جواز
ذره ای  عـقلت، بـه از صـوم و نـماز
مولانا

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

🔰آیا ابوالمعانی بیدل در بیت ذیل،
تئوری داروین را در باب فرآیند خلقت انسان پذیرفته است؟
ــــــــــــــــــــــــــ
هیچ شکلی، بی هیولا قابلِ صورت نشد
آدمی هم پیش از آن کآدم شود بوزینه بود

#بیدل
----------------
مدت ها است که بین بیدل شناسان پیرامون این بیت این بحث وجود دارد و هنوز هم کماکان ادامه دارد.
بی هیولا: بدون مواد اولیه
معنی ظاهری و ساده ی بیت این است که:
هیچ صورتی [کمال نهایی و شکل متعین]، بدون ماده ی اولیه [هیولای قابلیت‌ پذیر]، محقق نمی ‌شود. یعنی هر کمالی، نیازمند قابلیت یا استعداد است.
آدمی هم پیش از آن کآدم شود بوزینه بود: انسان هم قبل از آنکه به مرتبه ی آدمیت [کمال انسانی] برسد، در مرحله ‌ای حیوانی و پایین ‌تر [«بوزینه:نماد قوه حیوانی و نفس اماره»] بوده است.
--------------
از نگاه عرفان، هر موجودی در حرکت و تکاپو است ــ و از نقص به کمال در گذر است. انسان نیز از مراتب پایین ‌تر وجود [جامد، نبات، حیوان]، آغاز می ‌کند و با طی مراحل، به کمال انسانی [آدم] و فراتر از آن [ملک] می ‌رسد. و از ملک هم در می گذرد و لغایت به مرتبه ای می رسد که اندر عقل و خیال و وهم نمی گنجد. همانکه مولانا گفت:
از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما وهم و خیال و عقل مردم به حیوان برزدم
مردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
حمله‌ ی دیگر بمیرم از بشر
تا بر آرم از ملایک پر و سر
و ز ملک هم بایدم جستن ز جو
کل شیء هالک الا وجهه
بار دیگر از ملک قربان شوم
آنچه اندر وهم ناید آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون
گویدم که انا الیه راجعون
مولانا از گفته ی خود فراتر هم می رود، آنجا که می گوید:
همچو موج از خود بر آوردیم سر
باز هم در خود تماشا می رویم
دلیل اشتباه اغلب مفسران آن است که آنها صورت الفاظ را می بینند و بیشتر بر ظواهر الفاظ تکیه می نمایند. این در حالی است که زبان شاعر مانند کلام قرآن ذومراتب است. دارای تلمیحات و کنایات و استعارات و نمادهای چنین و چنانی است. ازین سبب، «بوزینه» در اینجا فقط اشاره به میمون نیست، بلکه نماد نفس اماره، طبیعتِ اسیر غرایز، و مرتبه‌ ای از وجود است که هنوز از نور عقل و قلب بهره ای نبرده است. این مرحله، «هیولایِ» قابلیت ‌پذیرِ انسان برای رسیدن به صورت انسانی است.
----------------
در عرفان، «آدم» نماد انسان کامل، مظهر تام اسماء الهی و دارنده عقل کلی است. اما «بوزینه» نماد نفس پایین ‌تر، هوای نفسانی و خود طبیعی است.
رسیدن به «آدمیت»، نیازمند میراندن نفس حیوانی و گذر از خود طبیعی است. این همان «مردن قبل از مرگ» و فنای عرفانی است. بیت می‌ گوید: هیچ ‌کس بدون گذر از مرحله آزمون و کشمکش با نفس، به مقام انسان کامل نمی‌ رسد.
سخن بیدل فلسفی عرفانی است، نه صرفاً صورت ظاهر ماجرا. مراد از «بوزینه» جنبه ی فیزیکی و نفسانی انسان است، نه صرفاً تبارشناسی فیزیکی.
از دید عرفان، هر انسانی در سفر روحانی خود، از مرحله ی بوزینه گونه (اسارت در شهوت و غضب) را طی می کند تا به «آدمیّت» (آزادی در عقل و عشق) می رسد.
پیام بیدل در این بیت این است که:
هیچ کس یک ‌شبه عارف و انسان کامل نمی ‌شود. رسیدن به مقام «آدم» [انسان حقیقی]، مستلزم گذر از مرحله «نفس حیوانی» (بوزینه درون) و تحول جوهری در ذات خویش است. این تحول، نیازمند هیولای استعداد و مجاهده است.
این بیت، با زبان تمثیل، همان مفهوم «اِنسان، حیوان ناطق» را در فلسفه اسلامی به زیبایی بیان می‌ کند:
انسان بالقوه عقل دارد، اما باید با گذر از مرتبه ی حیوانیت، آن قوه را به فعلیت برساند. وقتی قوه به فعلیت برسد، رستاخیزی در جان انسان پدیدار می شود که صد برابر طوفان نوج تلاطم و تموّج دارد:
موج های تیز دریای روح
هست صد چندان که بُد طوفان نوح
مولانا
------------
و الله اعلم

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

مخزن کتاب های pdf ادبی

مخزنی برای نسخه های الکترونیکی کتب ادبی

@pdf_kotob_e_adabi

=======================

ابر گروه مجمع دبیران ادبیات دوره متوسطه اول

گروهی به جهت بررسی و هماهنگی در دروس ادبیات فارسی متوسطه دوره اول

@majmaedabiraneadabiatdoreaval

====================

مخزن گروه دبیران ادبیات متوسطه اول

محلی برای ذخیره مطالب درسی درس های نگارش و ادبیات فارسی متوسطه اول

@makhzan_e_doroseadabiatedoreaval

================

ابر گروه مجمع دبیران ادبیات متوسطه دوم

دبیران محترم ، این گروه به جهت بررسی و هماهنگی در دروس ادبیات فارسی متوسطه دوم تشکیل گردید . این گروه مختص دبیران عزیز می باشد.

@dabiraneadbiatemotevasetedovom

==========

مخزن سوالات زبان فارسی و نگارش و فنون ادبی

مخزنی از سوالات به صورت ورد(word) ؛ pdf؛ مجموعه سوالات نهایی ؛ بخش به بخش و آزمون آنلاین ، از دروس زبان فارسی و نگارش و فارسی و نگارش فنی و حرفه ای و کار ودانش و فنون ادبی از همه گروه ها و کانال ها

سری به این کانال بزنید:

@makhzanesoalatedoroseadabi

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

پیمانه ‌های بی پایان
جلد دوم
متون منظوم و منثور فارسی
انتخاب و تعلیقات : مهدی محبتی

‌
@pdf_kotob_e_adabi

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

فرهنگ واژگان عرفانی در ادبیات فارسی
گروهی از نویسندگان

‌
@pdf_kotob_e_adabi

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

کاربرد اصطلاحات عرفانی در ادبیات
م. توسلی افشار


‌@pdf_kotob_e_adabi

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

کافر اندرونی

" بیرون رَویم و این سِبلَت‌ها را پَست کُنیم! غزا نخواهیم رفتن که کافران بترسند از سبلتِ ما. و کافر اندرونی، خود اگر هر یکی از این مُو نیزه شود، باک نمی‌دارد!"*
(مقالات شمس تبریزی، تصحیح استاد موحّد، ص۲۳۵)

ای شهان! کُشتیم ما خصمِ برون
ماند خصمی زاو بتر در اندرون
کُشتنِ این کارِ عقل و هوش نیست
شیرِ باطن سُخرهٔ خرگوش نیست
دوزخ است این نَفْس و، دوزخ اژدهاست
کاو به دریاها نگردد کمّ و کاست
سهل شیری دان که صف‌ها بشکند
شیر آن است آن که خود را بشکند**
(مثنوی معنوی، دفتر اول، تصحیح استاد موحد)
-----------------------------------

*سِبلَت: سِبیل
پَست کردن: تراشیدن، کوتاه کردن
غزا: جنگ، جهاد
کافر اندرونی: دشمن باطن، نفس اماره

** "رَجَعْنَا مِنَ الْجِهَادِ الْأَصْغَرِ إِلَى الْجِهَادِ الْأَكْبَرِ" قَالُوا: وَمَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ؟ قَالَ: "جِهَادُ الْقَلْبِ"
(حدیث نبوی)
از جهاد کوچک بسوی جهاد بزرگتر برگشتیم. پرسیدند جهاد بزرگتر کدام است؟ فرمود جهاد با نفس!

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

‍ مولانا گفت:
روزی در سیر، ابلیس را دیدم و او را گفتم «از چه بر آدم سجده نکردی؟» گفت: «تو بنده‌ی مولای خویشی، من هم بنده‌ی مولای خویش. اگر شمس تبریزی از دری در آن مجلس که در آن نشسته‌ای درآید و انبیاء جملگی از دری دیگر به آن مجلس وارد شوند، تو روی به شمس می‌کنی یا ایشان؟» گفتم: «لاولله که جز در شمس بنگرم!». گفت: «مگر نه ایشان انبیا باشند؟» گفتم: «مرغ دلم گرفتار بند شمس است و مولای من اوست». گفت: «اگر شمس امر کند که در ایشان نگری؟» گفتم: «آخر دل نمی‌رود!». گفت: «بعید از تو، آنچه خود می‌دانی، از من چرا پرسی؟!». گفتم: «تو می‌دانستی که اگر سجده نیاوری به عذاب مبتلا می‌شوی و آنچه نباید بر سرت می‌آید؟» گفت: «آری!» گفتم: «پس از چه، سجده نبردی!». گفت: «میل او بر عذاب من بود و راه سلوکم اینچنین بود».      
مختار بودم که امر او را اطاعت کنم یا دل به میل او بندم، پس میل او را بر امر او بالاتر و مقدم دانستم میل او آزمایش بنی‌آدم بود و قبول این مأموریت، امتحان من!» گفتم: از چه رو کبر ورزیدی، گفت: «آنکه با کدخدایی دوستی دارد، فخر فروشد، . گفتم: «به قیمت قهر و عذاب؟!» گفت: «مگر تو نگفتی عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد؟» آن عاشقی که قهر را لطف نمی‌بیند، عاشقش نگویند که او در بند خویش است، نه در بند معشوق. دهان بستم و در عشق نگریستم چه او را عاشقی پاک‌باخته دیدم. گفت: «جز حضرت باری چه کس را قدرت در کائنات که بخواهد مرا مجازات کند؟» گفتم: «هیچکس!» گفت: «هر چه از دوست رسد خوب است، گر همه سنگ و گر همه چوب است!» طرفه حالی‌ست که ابلیس راست گوید! باز گفت: «میل خدای این است که نگذارم نامحرم در حریم دوست رود، جز آنها که خدایت دوستار ایشان است و ایشان دوستار خدای. در دیدار دو عاشق، جای ابلیس کجاست؟! من دفع مزاحم می‌کنم در دیدارمولایم با عاشقانش».
آخرالامر بر فراق من هم پایانی است.

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

✳️ آیا عطار نیشابوری دو مرحله ی فقر و فنا را یکی دانسته است ؟

❇️ بله، بر اساس منابع، عطار نیشابوری فقر و فنا را دو روی یک سکه می‌داند و در اندیشهٔ او این دو جدایی‌ناپذیرند.

در نظام عرفانی عطار، به‌ویژه در منطق‌الطیر، سیر و سلوک دارای هفت وادی است که آخرین و بالاترین آن، وادی فقر و فنا نام دارد و به‌عنوان مقصد نهاییِ این سفر روحانی معرفی شده است .

تبیین این دیدگاه:

· یکی بودنِ دو مفهوم: در عرفان، "فقر" به معنای تهیدستیِ مادی نیست، بلکه نفیِ وجودِ خود و وابسته‌نبودن به غیر خداست. "فنا" نیز به معنای نابودیِ صفاتِ خودپسندانه و بقا به ذات حق است . عطار این دو را در کنار هم و به‌عنوان هدف نهاییِ سلوک مطرح می‌کند، به‌گونه‌ای که درک آن‌ها بدون یکدیگر ممکن نیست.
· مفهوم نهایی سلوک: سالک پس از گذر از وادی‌های طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید و حیرت، به این مرحله می‌رسد. در اینجا، سالک با نفیِ تعلقات دنیوی و خودِ انسانی، در ذات حق فانی می‌شود و به حقیقتِ "بقا" دست می‌یابد . این "فنا" همان "غرق شدن در اقیانوس بی‌کران وحدت" است که مطلوب نهایی عارف است .

در واقع، از نگاه عطار، "فقر" یعنی هیچ‌چیز از خود نداشتن و "فنا" یعنی نتیجهٔ نهایی این فرایند؛ یعنی سالکِ فانی، به حقیقت، "فقیرِ" مطلق و غرق در ذات حق است.

❇️ هوش مصنوعی

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

دوستان را در دل رَنجها باشد که آن به هیچ دارُوی خُوش نَشَود
نه به خُفتَن، نه به گَشتَن و نَه به خُوردن
الّا به دیدار دوست

📗گزیده از کتاب صوتی "خار دیوار رزان-گزیده آثار منثور مولانا"
🖋مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر  و عارف زیسته در قرن ۷ هجری و مانا به درازای انسان و هستی!
🖌گزینش و توضیح : دکتر توفیق سبحانی
🎙خوانش و اجرای :بهروز رضوی
📚انتشارات معین، ۱۳۹۲

🏴🏴🏴 استاد «بهروز رضوی» درگذشت. 🏴🏴🏴

@pdf_kotob_e_adabi

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

رنج بدخویان کشیدن زیر صبر
منفعت دادن به خلقان همچو ابر

خیر ناس آن ینفعُ الناس ای پدر
گرنه، سنگی، چه حریفی با مَدَر

#مثنوی_مولانا

📘در گوشه ای خزیدن و کاری به کار مردم نداشتن هنر نیست زندگی زمانی ارزشمند است که غم مردمان را غم خود بدانی باید خوبی کردن را وظیفه خود بدانیم.
در نظر حضرت مولانا باید طوری زندگی کرد که انگار به همه مردم بدهکاری که با آنان به خوبی رفتار کنی و حتی رنج بد خلقان را هم باید با صبر تحمل کرد و جز عشق ورزیدن کاری نباید در پیش گرفت و اگر چنین کردی بهترین مردمانی زیرا به دیگران خوبی کرده ای و گرنه با کلوخ فرقی نداری.یک تخته سنگ و یک قطعه خاک هم ممکن است در گوشه ای افتاده باشند و تا ابد زیانی به کسی نرسانند هنر این است که به مردم منفعت برسانیم خواه خوش خلق باشند یا بد خلق.

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

حافظ عشق را نه ریاضتی خشک و زاهدانه، که طریقی عارفانه و جان‌فرسا اما شیرین می‌داند. از نگاه او، عشق نوعی «ریاضت» است، اما نه به معنای ترک لذت‌های دنیوی و ریاضت‌کشی صوفی‌مآبانه. ریاضت در مکتب حافظ، سوختن در آتش هجران، تحمل جفای معشوق، رها کردن عقلِ حسابگر و از خودگذشتگیِ عاشقانه است. او می‌گوید:

«ریاضت‌کش که سر می‌نایدت از بادهٔ مستی / که دفترهای زهد از خط ساقی شان براندازیم»

یعنی ریاضتِ زاهدان را بی‌ارزش می‌شمارد، اما در جای دیگر عشق را «ریاضتِ جان» معرفی می‌کند: «عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید / ناخوانده نقشِ مقصود از کارگاهِ هستی». به عبارتی، عشق در نظر حافظ ریاضتی اختیاری و عاشقانه است که جان را صیقل می‌زند، نه ریاضتی ترس‌آلود و پاداش‌طلبانه.

❇️ هوش مصنوعی

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

بله، در مثنوی معنوی غیر از هجده بیت ابتدایی (نی‌نامه)، چندین بار دیگر نیز از «نی» سخن به میان آمده است. هرچند بسامد آن زیاد نیست، اما اشاراتی در دفترهای مختلف دیده می‌شود. برای نمونه:

· دفتر دوم (بیت ۱۸۰): «نی خمش کرد و ز نی‌ها وا رهید / جز ز جانِ عاشقان کس نشنوید»
· دفتر چهارم (بیت ۲۶۸۳): «چونک نی از بهر آن زاری کند / کاندلش از ناله بیزاری کند»
· دفتر پنجم (بیت ۴۱۴۸): «نی چو خاموشد دهان بگرفت و لب / لیک او گوید که من بشکافتم شب»

در این ابیات نیز نی نماد انسانِ فراق‌دیده و مشتاق وصال است، اما شهرت و تمرکز اصلی بر همان ابتدای دفتر اول است.

❇️ هوش مصنوعی

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

امروز سرمستانیم | موسیقی عرفانی شورانگیز با اشعار مولانا

@molavi_asar_o_afkar
@mazhzan_molana

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

بسمه تعالی
تفسیر بیتی از بیدل:
فهمِ ناقص، رمزِ قرآنِ محبّت در نيافت
ورنه يكسر ناله ی دل مَدِّ بسم الله بود !
ــــــــــــــــــــــ
بعضی ابیات بیدل واقعاً گرم و گیرا و جانپرور است. ناخودآگاه پیام و معانی آن در ژرفای جان نقش می بندد. و مآلاً نگارنده مصمم می شود که محتوای آنرا بی تکلف با شما دوستان و علاقمندان در میان بگذارد.
-------------
باری، معنیِ ظاهری بیت:
الف : درکِ ناقصِ [عقلِ جزوی]، نتوانست رمزِ قرآنِ محبّت را بیابد؛ وگرنه یکسره ناله ‌ی دل، مدّ (کشش) بسم‌الله بود!
مراد از "قرآنِ محبّت"، نزول باطنی؛ یعنی نفوذ قرآن در قلب انسان است.
بیدل میان [قرآنِ تبیان = مصحفِ خطی] و [قرآنِ محبّت]، فرق می ‌گذارد. در عرفان، قلبِ سالک پس از تصفیه، لوحی می‌ شود که آیاتِ الهی بر آن نازل می ‌شود ــ اما این آیات، الفاظِ خشک نیستند؛ «رمز» هستند.
فهمِ ناقص [عقلِ جزوی و استدلالی]، این رمز را نمی ‌یابد، چون عشق، زبانی جز زبانِ «ذوق» و «وجد» ندارد.
ب : مدِّ بسم‌الله [نَفَسِ رحمانی]
در تجوید، «مد» به معنای کششِ صوت بر حروفِ نرم است. بیدل این کششِ لفظی را به «ناله ‌ی دل» تعبیر می ‌کند.
در مکتبِ ابن‌ عربی، [نَفَسِ رحمانی]، همان دمِ مستمرِ حق است که هستی را هرآن، به وجود می ‌آورد. اگر چشمِ باطن باز شود، هر ناله و شیونِ عاشقانه، نه از سرِ دردِ فراق، بلکه عینِ همان کششِ ابدیِ «بسم‌الله» است؛ یعنی انسان در حالتِ عشق، نه تنها ذاکرِ حق است، بلکه خود به خود، «مُظهِر» و «مُجری» نامِ اعظم می ‌شود.
ج : یکسر بودنِ ناله [وحدتِ وجود]
تعبیرِ «یکسر» بسیار دقیق و لطیف است. یعنی ناله‌ ی دل، جدا از بسم‌الله نیست که جزئی از آن باشد؛ بلکه تمامِ آن، خودِ مدِّ بسم‌الله است. در عالمِ وحدت [قرب فرائض یا قرب نوافل]، فعلِ عاشق و فعلِ معشوق یکی می ‌شود. پس آنچه را که فهمِ ناقص، «ناله ‌ی بشری» می ‌پندارد، در حقیقت «تلاوتِ ازلی» است که از درونِ جان متصاعد می شود.
نتیجه ی پیام و لبِّ مرام بیدل
ــــــــــــــــــــــــــ
این بیت می ‌گوید: تا وقتیکه قرآن را با «ترجمه‌ ی ذهنی» بخوانی، از رمزِ آن بی ‌نصیب خواهی بود ــ اما وقتی که خودت به «متنِ عشق» تبدیل شوی، دیگر نه تنها ناله ‌ی دلت، بلکه سکوت و حتی سرفه ‌هایت نیز، تسبیح و قرآنِ ناطق خواهد بود.
عشق است که در جانت، هر کیفیت انگـیزد
از تاب و تبِ «رومی» تا حیرتِ «فـــارابی»
هر معنی «پیچیده» در حـرف نمــی گنجد
یک لحظه به دل درشو، شاید که تو دریابی
--------------
چون که در جان رفت، جان دیگر شود
جان چو دیگر شد، جهـان دیگر شود
اقبال
تا دلت آیینه گـردد پر صور
اندرو هر سو ملیحی سیمبر
مولانا
اللَّهُـــمَّ اشْرَحْ بِالْقُــرْآنِ صَدْرِی، وَاسْتَعْمِلْ بِالْقُـرْآنِ بَدَنِی، وَنَـــوِّرْ بِالْقُــرْآنِ بَصَرِی، وَأَطْلِقْ بِالْقُرْآنِ لِسانِی، وَأَعِنِّی عَلَیْهِ ما أَبْقَیْتَنِی، فَإِنَّهُ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلاّ بِکَ:
پروردگارا! سینه‌ ام را به قرآن بگشاى و تنم را به قرآن بگمار و دیده ‌ام را به قرآن روشنى ده و زبانم را به قرآن باز گردان و تا زنده هستم یاریم فرماى زیرا که هیچ قوت و توانایى جز تو نیست يا الله.

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

قرآن از نگاهی عمیق
☆☆☆☆☆☆☆☆
پرسیده اند که منظور شاعر در بیت ذیل چیست؟
مگر قرآن (کتاب خدا)، مغز و پوست دارد؟
««««««««««««
[ما ز قرآن، مغز را برداشتیم
پوست را بر دیگران بگذاشتیم]
این بیت شاعر، منشوری است برای فهم همه‌ جانبه ی قرآن ــ از یک سو، ظواهر و احکام آن [پوست] را برای تنظیم زندگی فردی و اجتماعی ضروری می‌ داند، و از سوی دیگر، دعوت به ژرف‌ اندیشی و کشف معانی باطنی آن؛ یعنی [مغز] می نماید.
این نگاه متوازن، قرآن را هم کتاب زندگی دنیوی می‌ داند و هم راهنمای سفر به عالم غیب و ملکوت اعلی.
پس قرآن مانند هرچیز، دارای ظواهر و بواطن است. همانکه در جای دیگر می گوید:

حرف قرآن را مدان که ظاهری ست
زیرِ ظــاهر، باطنِ بس قاهـری ست...

ظاهر قرآن، حاوی مطالب سادهٔ امور دنیوی است. مانند: نکاح، طلاق، نماز، روزه، حلال، حرام و امثال ذالک...
و اما مغز قرآن، اشاره به آیات مربوط به معاد و عالم غیب میشود.

توضیح اینکه:

کلام الهی در نگاه عارفانی همچون مولانا، دریایی بیکران است که هم ژرفای بی‌کران دارد و هم ساحل‌ های قابل دسترس.
از یک سو، آیاتی بلند و متعالی دارد که انسان را به جهان غیب و معاد فرا می‌ خواند ـــ و از سوی دیگر، آیاتی که دستورالعمل زندگی دنیوی و اجتماعی را ترسیم می‌ کند. این دوگانگی ظاهری، در حقیقت وحدتی ناگسستنی را تشکیل می‌ دهد که تنها چشم بصیرت می‌ تواند آنرا ببیند و دریابد.

ازین سبب شاعر می فرماید:

ما ز قرآن، مغز را برداشتیم
پوست را بر دیگران بگذاشتیم

مغز در استعارهٔ شاعر، اشاره به حقایق باطنی، اسرار عرفانی، و معانی ژرف قرآن است که تنها عارفان و سالکان راه حقیقت می‌ توانند به آن دست یابند.

این مغز، همان گوهر و حقیقت دین است که قرآن را از همه کتب متمایز می‌ سازد.
پوست، نماد ظواهر شریعت، احکام عملی، و قالب‌ های بیرونی قرآن است که برای عموم مردم قابل درک و اجرا است. این پوست، ضروری و برای حفظ گوهر و مغز دین، ارزشمند است، اما هدف نهایی نیست.

شاعر با این استعاره ی زیبا، دو نوع نگرش به قرآن را ترسیم می‌کند:

۱ ــ نگرش ظاهر گرایانه که در پوست می‌ ماند و به قشری از قرآن بسنده می‌ کند. این نگرش، اگرچه لازمه ی ابتدای راه است، اما توقف در آن، موجب خمود و جمود فکری و خشکی روح و دگم می‌ شود.

۲ ــ نگرش باطن‌ گرایانه که به مغز قرآن راه می‌ یابد و با گذر از ظاهر، به لبّ و گوهر کلام الهی دست می‌ یابد. این نگرش، قرآن را کتابی زنده، پویا و جاری در همه اعصار و قرون می‌ داند.

با بیت معروفی از شیخ محمود شبستری در گلشن راز، بدین وجیزه بسنده می نماییم:

شریعت پوست، مغز آمد حقیقت
میـان ایـن و آن باشـد طـریقـت

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

مسلمان گر بـدانستی که بت چیست
یقین کردی که دین در بت پرستی ست
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
نخست بدین اشاره بسنده می نمایم که گلشن راز را می توان خلاصه ی شرح منظوم فارسی فصوص الحکم ابن عربی دانست، و محیط اعظم و مثنوی عرفان بیدل را شرح منظوم و مفصل آن کتاب خواند.
ـــــــــــــــــ
پرسیده اند که مراد شیخ محمود شبستری در گلشن راز از معانی این دو  بیت ذیل چیست؟

[مسلمان گر بدانستی که بت چیست
یقین کردی که دین در بت پرستی است
وگر مشرک ز بت آگاه گشتی
کجا در دین خود گمراه گشتی]
پاسخ:
ـــــــــــ
«بت» در ادبیات عرفانی ما دارای معانی مختلف است؛ منجمله: ۱ـ مقصود و معشوق، ۲ـ جسم و مادّه، ۳ـ هوا و هوس، ۴ـ نفس امّاره، ۵ـ وحدت، ۶ـ مظهر عشق که عشق همان حقيقت مطلقه است، ۷ـ انسان کامل و قطب زمان.
این بیت اگرچه در ظاهر متناقض می ‌نماید، اما در باطن حاوی معنی و حقیقتی از دیدگاه وحدت وجود است.
ترجمه ی ساده این بیت: مسلمان اگر بداند که اصل و حقیقت بت چیست، یقین می کند که دین در بت پرستی است. 
در یک نگاه کلی، بتِ جاهلانه داریم و بت عارفانه:
1 ــ بتِ جاهلان (بتِ حسی و مادی) ؛ همان تندیس ‌های سنگی و چوبی که مشرکان می ‌پرستیدند. این بت ‌ها نمودِ جهل هستند، زیرا پرستنده، خدا را در محدودیتِ ماده زندانی می‌ کند. 
2 ــ بتِ عارفان (بتِ معنوی) ؛ منظور مظهرِ جمال الهی است. عارف می‌ داند که هر زیبایی در جهان هستی، تجلّیِ جمال خداوند است. 
- مثلاً وقتی عاشق، معشوق را می ‌پرستد، در حقیقت جمال خدا را در آن می ‌بیند (نه یک انسانِ فانی را):
زان می نگرم به چشم سر در صورت{
کز عالم معنی است اثر در صورت
این عالم صورت است و ما در صوریم
معنی نتوان یافت مگر در صورت
[اوحد الدین کرمانی]
ــــــــــــ
چرا «دین در بت ‌پرستی است»؟
عارف می ‌داند که هیچ چیزی جز خدا وجود ندارد [اصل وحدت وجود = لا اله الا الله]. 
ــ اگر کسی بت را همان مظهرِ حق ببیند، در حقیقت، خدا را می ‌پرستد، نه سنگ و چوب را. 
ــ اما مشرک چون به ظاهرِ بت می نگرد و می ‌چسبد، از حقیقت، غافل می ‌شود. 
بطور مثال: 
مشرک، ماه را می ‌پرستد [چون نمی ‌داند روشنی ماه از آنِ خورشید است و ماه، نور خورشید را بازتاب می‌ دهد].
و عارف، ماه را می ‌بیند، و می‌ داند که روشنی آن، ناشی از خورشید است [خورشید = نماد خدا]. 
ـــــــــــــ
لب کلام و پیام بیت 
1 ــ بتِ حقیقی: هر چه انسان را از خدا غافل کند [پول و ثروت، مقام و شهرت، حتی عبادتِ بدون معرفت). 
2 ــ اصلِ توحید در بت پرستی: دیدن خدا در همه چیز [نه توقف در ظواهر = فاینما تولوا فثم وجه الله] .


شبستری نمی‌گوید بت‌پرستی درست است؛ بلکه می‌گوید:

ظاهرها را نبینید، حقیقت را ببینید.
حتی آنچه ما «بت» می‌نامیم می‌تواند نماد طلب حقیقت و جمال الهی باشد...

به همین دلیل برخی شارحان گلشن راز می‌گویند منظور بیت این است که:

«اگر مسلمان معنای رمزیِ بت را می‌فهمید، می‌دید که آنچه بت‌پرست در پی آن است همان حقیقتی است که دین به دنبال آن است.»
ـــــــــــــــ
بت و زنار در رساله (مشواق)
ــــــــــــــ
«بت، عبارت است از هر چه پرستيده شود از ما سواى حق سبحانه، خواه به اعتقاد الوهيت باشد چون اصنام كفار ــ و خواه به اعتقاد وجوب اطاعت و تعظيم چون مشايخ كبار، و خواه به افراط محبت چون محبوبان عشاق مجازى و ساير اغيار مانند جاه و عزت و درهم و دينار ـــ پس اگر پرستش آن از آن روست كه مظهر حق است جل و علا، و حق در او تجلى كرده به اسمى از اسماء و صفتى از صفات حسنى، آن بت عارفان است و پرستش آن، پرستش خالق آن است، چه جميع موجودات صورت‌ حق است و حق سبحانه روح همه است»
ــــــ
اللهم ارنا الاشیاء کماهی!

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

✳️ مجموعه های کانال های زیر مجموعه ی گروه سیری در آثار و افکار حضرت مولانا

============
ابر گروه سیری در آثار و افکار مولانا و آثار دیگر بزرگان ادب عرفانی در این باره

گروهی در جهت معرفی آثار و افکار حضرت جلال الدین محمدبلخی ( مولانا )

@molavi_asar_o_afkar

===================
نکات ناب تربیتی

کانالی پر از مطالب تربیتی و اخلاقی و مناجات های عاشقانه و عارفانه

@nokatetarbiyati

==================
مخزن نکات نگارشی ؛ ویرایشی و دستوری

کانالی برای بیان نکات نگارشی ؛ ویرایشی و دستوری؛ کانالی برای نیاز امروز افراد جامعه ی ایرانی برای درست نویسی متون فارسی

@makhzanenokatenegarshi_virayashi

==============
فردوس سخن

کانالی برای بیان نکات و مطالب درسی ؛ نمونه سوال امتحانی ؛ نکات درسی مقطع یک و دو دبیرستان و مطالب ادبی و اطلاعات عمومی

@ferdosesokhan

=================
عاشقانه های نزار قبانی

نزار قبانی دیپلمات، شاعر و ناشر سوری بود. نزار قبانی با شعرهای عاشقانه‌اش مشهور است؛ زن و عشق موضوع اصلی شعر اوست

@nezar_asheghaneha

====================
نجواهای عاشقانه ی یک زن ( غاده السمان )

غادة السمان (متولد  ۱۹۴۲ -دمشق) نویسنده و ادیب زن اهل سوریه است. وی یکی از بنیان‌گذاران شعر نو در ادبیات عرب به‌شمار می رود.

@ghadat_asheghaneha

====================

موزيك كانال 
محلي براي عرضه آهنگ هاي پاپ از خوانندگان محبوب كشور و مداحي ها و ويس هاي برگزيده مذهبي ؛ به ما بپيونديد و كانال ما را تبليغ كنيد

@muzic_canal

==================
مثل آباد( داستان ها و ریشه های ضرب المثل های زبان فارسی)

کانالی برای داستان ها و کاربرد ضرب المثل های رایج در زبان فارسی که از گروه ها و کانال های مختلف جمع آوری شده است .

@zarbolmaslhaefarsi

==================
مخزن کتاب های pdf ادبی

مخزنی برای نسخه های الکترونیکی کتب ادبی

@pdf_kotob_e_adabi

==================
مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

با عضویت در کانال مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا؛ از آرشیو مطالب گروه بهره ببرید .

@mazhzan_molana

=================
فارسی و نگارش فنی و حرفه ای و کار و دانش

فارسی و نگارش۱و۲و۳ رشته‌های فنی و حرفه‌ای و کار و دانش ؛ مباحث درسی ؛ نمونه سوالات امتحانی و جزوه های درسی

@farsionegaresh_fanni

===============
گروه فارسی و نگارش فنی و حرفه ای و کار و دانش

فارسی و نگارش۱و۲و۳ رشته‌های فنی و حرفه‌ای و کار و دانش ؛ مباحث درسی ؛ نمونه سوالات امتحانی و جزوه های درسی

@farsionegaresh_fanni_gr

=================
مخزن سوالات زبان فارسی و نگارش و فنون ادبی

مخزنی از سوالات به صورت ورد(word) ؛ pdf؛ مجموعه سوالات نهایی ؛ بخش به بخش و آزمون آنلاین ، از دروس زبان فارسی و نگارش و فارسی و نگارش فنی و حرفه ای و کار ودانش و فنون ادبی از همه گروه ها و کانال ها

سری به این کانال بزنید:

@makhzanesoalatedoroseadabi

======================
گروه نوای چکاوک ( شعر و نثر و متون ادبي و نثر آهنگين )

گروهی برای ارسال شعرها و نثرهای زیبای فارسی  و متون های زیبای ادبی و نثرهای آهنگین فارسی
@nava_e_chakavak

===================
حافظ شیرین سخن

حافظ حافظه ماست ، ز هر دری سخن در باره حافظ و غزلیاتش

@hafez_e_shirin_sokhan

====================
ابر گروه مجمع دبیران ادبیات دوره متوسطه اول

گروهی به جهت بررسی و هماهنگی در دروس ادبیات فارسی متوسطه دوره اول

@majmaedabiraneadabiatdoreaval

======================
مخزن گروه دبیران ادبیات متوسطه اول

محلی برای ذخیره مطالب درسی درس های نگارش و ادبیات فارسی متوسطه اول

@makhzan_e_doroseadabiatedoreaval

================
اصلاحِ اشعارِ جعلیِ شاعران

این کانال با هدف معرفی و درحد امکان اصلاح اشعار
جعلی تشکیل شده است

تراوش کی کند از طبع موزون، شعر ناموزون
کسی نشنیده از سنجیدگان حرف نسنجیده

#مخلص‌کاشانی

@molavi_asar_o_afkar
@eslah_e_ashaar_e_jaali_e_shaeran

=============
ابر گروه مجمع دبیران ادبیات متوسطه دوم

دبیران محترم ، این گروه به جهت بررسی و هماهنگی در دروس ادبیات فارسی متوسطه دوم تشکیل گردید . این گروه مختص دبیران عزیز می باشد.

@dabiraneadbiatemotevasetedovom

=============

راه ارتباطی اعضای کانال ها با آدمین ها :
Admin :
@mollasadeghi

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
عزیزان همراه
مجموعه این گروه‌ها و کانال‌ها تحت حمایت و هدایت گروه سیری در آثار و افکار مولانا شکل گرفته و اداره می‌شود.
لطفا از برداشت و ارسال هرگونه مطلب و فایلی از این کانال‌ها بدون لینک اختصاصی آن خودداری بفرمایید.

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

پیمانه ‌های بی پایان
جلد اول
قصه های کوتاه ادبیات عرفانی
انتخاب و تعلیقات : مهدی محبتی

‌
@pdf_kotob_e_adabi

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

ای آن‌ که طبیب دردهای مایی
این درد ز حد رفت
چه می‌فرمایی ؟


#مولانای_جان

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

منازل و مقامات
شرح اصطلاحات عرفانی با تکیه بر آثار شیخ جام
یعقوب ندایی احمدی

@pdf_kotob_e_adabi

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

"آن مُرائی در صیام و در صلاست
تا گمان آید که او مست وَلاست"

#مثنوی_مولانا


📘در اینجا، مُرائی از واژه‌ی ریا آمده است و به معنای انسان ریاکار است.

مست ولا به کسی اطلاق می‌شود که جام محبت و دوستی با حضرت حق را سر کشیده است.

کسانی که در ظاهر ریاکارند، همیشه در حال عبادت و انجام مناسک مذهبی هستند، نماز و روزه‌شان را دقیق انجام می‌دهند و به نظر می‌رسد که در این مسیر به کمال رسیده‌اند؛ "تا گمان آید که او مست و شیدای حضرت حق است."

اما در حقیقت، برخی از این افراد درون‌شان هیچ محبتی به حضرت حق ندارند.
آن‌ها درست مانند کسانی هستند که ظاهراً دیندار و اهل عبادتند، ولی در دل‌شان هیچ احساسی از عشق به حق و محبت واقعی وجود ندارد.

این افراد ممکن است از نظر ظاهری اهل عبادت باشند، ولی از درون خشن و بی‌رحم هستند.

تاریخ نشان داده است که بسیاری از قتل‌های بزرگ یا توسط انسان‌های بی‌دین و روان‌پریش انجام شده است، یا توسط انسان‌های دین‌دار، اما بدون عشق به حضرت حق.

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

*زنی درست چند لحظه پیش از بسته شدن مغازهٔ قصابی وارد شد و پرسید: «آیا هنوز مرغی برای فروش دارید؟»*

*قصاب درِ فریزر را باز کرد، آخرین مرغ موجود را بیرون آورد و روی ترازو گذاشت. وزن آن را سنجید؛ یک و نیم کیلو بود. زن با دقت به مرغ نگاه کرد و سپس پرسید: «آیا مرغی کمی بزرگ‌تر از این هم دارید؟»*

*قصاب همان مرغ را دوباره داخل فریزر گذاشت، لحظه‌ای بعد آن را بیرون آورد و این بار با زیرکی انگشت شست خود را روی کفهٔ ترازو فشار داد. وزن، دو کیلو را نشان داد.*

*لبخندی بر چهرهٔ زن نشست و با خوشحالی گفت: «عالی است! پس لطفاً هر دوی این مرغ‌ها را به من بدهید.»*

*این همان لحظاتی است که انسان می‌فهمد صداقت و اعتبارش تا چه اندازه ارزشمند است. وقتی حیله‌گری از حد بگذرد، در نهایت خودِ انسان را نادان جلوه می‌دهد. اکنون قصاب با سری افکنده در عمق فریزر به دنبال آن مرغ «اول» می‌گردد؛ مرغی که در واقع اصلاً وجود نداشت.*

*زنِ باهوش متوجه حیلهٔ قصاب شده بود، اما به جای بحث و جدل، او را در همان دام خودش گرفتار کرد و بی‌سروصدا شرمنده ساخت. گاهی استفادهٔ به‌موقع از عقل و درایت، بسیار مؤثرتر از مشاجره و بحث است.*

*این داستان به ما می‌آموزد که صداقت، بزرگ‌ترین سرمایه و شناسهٔ انسان است؛ در حالی که فریب و نیرنگ شاید سودی موقتی به همراه داشته باشد، اما سرانجام موجب شرمندگی و زیان خودِ انسان می‌شود.*

*انسان خردمند کسی است که راه راستی را برگزیند؛ زیرا حقیقت هرگز انسان را رسوا نمی‌کند، بلکه این دروغ و فریب است که آدمی را در دامِ بافتهٔ خودش گرفتار می‌سازد سعی کنید همیشه خدا صادق باشید بهترین گوهره وجودی هرانسان باشرف و باوجدانی است

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

گنج وحدت
گزیده ترجیع‌بند و ترکیب‌بند شعر پارسی از آغاز تا امروز
تالیف : سید احمد بهشتی شیرازی
با مقدمه : دکتر حسین الهی قمشه‌ ای

@pdf_kotob_e_adabi

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

حاشیه ای پیرامون  داستان شیخ صنعان؛

عشق چیست

محضِ عشق و عشقِ محض، چیزی نیست که در بیان و کلمه بگنجد و ماهیت و ذاتش قابل گنجایش در قال و مقال و تقریر و بیان نیست، به قول خواجه ی شیراز؛

ای آنکه به تقریر و بیان دم زنی از عشق
ما با تو نداریم سخن؛ خیر و سلامت

هرچند عارفان و شاعران و سخنوران زیادی بوده اند که سعی کرده اند به مدد تلمیح و اشاره و تمثیل، تفاسیری از عشق برای جویندگانی که هنوز درگیر ذهن خود هستند ارائه دهند ولی به تعبیر خواجه شیراز این تمثیل ها قطره ای است در برابر اقیانوس معنی اصیل عشق که ما توانسته ایم در کلمه و حکایت بگنجانیم؛

این شرح بی نهایت کز وصف عشق گفتند
حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد

سهروردی عشق را برگرفته از گیاهی به نام عشقه می داند که در باغ و در بن درخت می روید و آنچنان سخت در او می پیچد که در درخت نَم نماند و خشک گردد...کسان دیگری هم هستند که عشق را به دریایی ماننده کرده اند که عده ای از آن دورند، عده ای در آن شناورند و عده ای در آن غرق...

و تمثیل های گوناگون دیگری نیز بر شمرده اند...

اما زیباترین و دلنشین ترین تمثیلی که از عشق شنیده ام، تمثیل آتش است...آتش نیز دو گونه است؛ یا اهلی و مهار شده در اجاق های خانگیست و خانه را گرم کرده و در خدمت زنگیست؛ و یا وحشی و طغیانگر است و اگر شعله کشد، خانه و کاشانه و «هرچه در اوست» را خاکستر می کند...

با این تمثیل آخر، عشق دو گونه است؛

یک. «عشق در حضور» یا «عاشقانه های آرام»:
در این نوع نگاه که در ادبیات جدید مغرب زمین هم زیاد دیده می شود، عشق همانند شعله های آرام و رامی است که در اجاق یک رابطه(چه رابطه با انسان، چه رابطه با طبیعت، چه رابطه با خدا و...)مهار می شود تا گرمابخش آرام این رابطه باشد...در این بینش، اصالت با زندگی آدمی هست و عشق صرفا وسیله ای در اختیار زندگیست برای گرمابخشی و بهبود آن...

دو. «عشق در فنا» یا «سوختن در عشق»:
در این نوع تمثیل که در ادبیات عرفانی و عاشقانه ایران کهن موج می زند، عشق به مثابه آتشی وحشی و غیر قابل مهار تلقی می شود که در هیزمِ وجود عاشق می افتد و دار و ندارش را خاکستر می کند...در این نگاهِ معرفتی به عشق، معشوق یک بهانه است تا آتش را روشن کند و مابقی، ماجراهای بین عاشق و عشق است...در اینجا اصالت با آتش عشق است و انسانها صرفا هیزم هایی هستند که رسالتشان افتادن و سوختن در این آتش است تا این شعله ها ی ازلی و ابدی پایدار بمانند و هستی بچرخد...خودِ هیزم هم وقتی خاکستر شد و از «هیزم بودن» اش رهایی یافت، در دنیای آتش باقی می شود...مثل داستان ققنوس که از خاکسترش ققنوسی نو پدید می آید...
زیستن این عشق متعالی کار هرکس نیست و شیری چون شیخ صنعان را طلب می کند تا شوریده سر، هیزمِ تنش را در آتش عشق ترسا بیاندازد...

#منطق_الطیر_عطار

@molavi_asar_o_afkar
@mazhzan_molana

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

با لب او چه خوش بود ، گف و شنید و ماجرا
خاصه که در گشاید و گوید : خواجه اندر آ

#غزل_مولانا

📘انسان در وجود خود بجز من ذهنی خودش ، از دیگران نیز من ذهنی میسازد و در ذهن من های ذهنی شروع به گفت و گو میکنند و این گفت و گو زیبا و نیکو نیست . اگر گفت و گو های ذهنی ما خاموش شود ، خداوند یا زندگی از زبان ما سخن می گوید که این گفت و گو زیباست . تا زمانی که من ذهنی فعال و روشن است انسان نباید سخن بگوید و باید خاموشی را برگزیند .

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

بله، در ابیات بعدی مثنوی نیز از «نای» سخن به میان آمده است، هرچند تکرار نمادین آن در دفتر اول به اندازهٔ ۱۸ بیت آغازین (نی‌نامه) پررنگ نیست.

در اینجا نمونه‌هایی از اشارات بعدی به «نای» در مثنوی آورده شده است:

· دفتر اول (بیت ۳۷): «با لب دمساز خود گر جفتمی / همچو نی من گفتنیها گفتمی» .
· دفتر سوم (بخش ۲۱۷): اشاره به «نای» در ضمنِ تعابیری مانند «این نی و ضبط هوا» (در توضیح حال عارفِ بی‌خود) .
· دفتر ششم (مقدمه): «همچو نی زهری و تریاقی که دید / همچو نی دمساز و مشتاقی که دید» (تکرار تعبیر دفتر اول).

💡 نکته کلیدی: چرا «نای» این‌قدر تکرار می‌شود؟

تکرار کلیدواژه «نای» در سراسر کتاب تصادفی نیست. مولانا از این نماد برای اشاره به «انسان کامل» یا «روح جداشده از اصل خویش» استفاده می‌کند :

· نماد جدایی: همان‌طور که نی از نیستان بریده می‌شود، روح انسان نیز از «اصل خود» (منبع الهی) دور افتاده و ناله‌اش表达了 این درد فراق.
· ابزار بیان عشق: «آتش عشق است کاندر نی فتاد»؛ صدای نای نه از باد، که از حرارت عشق برمی‌خیزد و واسطهٔ بیان اسرار می‌شود .

اگر خواستید می‌توانم دربارهٔ نماد «نی» در عرفان مولانا یا تفسیر ابیات دیگر دفتر اول بیشتر توضیح بدهم.

❇️ هوش مصنوعی

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

آئینه در آئینه
شمس در آئینه مولانا
حضرت استاد نجیب مایل هروی

@molavi_asar_o_afkar
@mazhzan_molana

Читать полностью…

مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا

مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب
ای جان و دل مهمان زنهار مخسب امشب

روی تو چو بدر آمد امشب شب قدر آمد
ای شاه همه خوبان زنهار مخسب امشب

ای سرو دو صد بستان آرام دل مستان
بردی دل و جان بستان زنهار مخسب امشب

ای باغ خوش خندان بی‌تو دو جهان زندان
آنی تو و صد چندان زنهار مخسب امشب



#مولانا
.

Читать полностью…
Subscribe to a channel