1677
گروهی در جهت معرفی آثار و افکار حضرت جلال الدین محمدبلخی ( مولانا ) "اندیشه ی خیام پریشانم کرد عطار در این مرحله حیرانم کرد تا قونیه از بلخ دویدم آخر نی نامه ی مولوی مسلمانم کرد" #عباسعلی_صافی Admin : @mollasadeghi
کهن ترین
قصیده ئ فارسی
در ستایش از حضرتِ
علیّ ابن موسی الرضا علیه السلام...
از سنایی غزنوی...
از جمله ئ
شرط های
توحید...
دین را حرمیست در خراسان
دشوار تو را به محشر آسان
از معجزههای ِ شرعِ احمد
از حجتهایِ دینِ یزدان
همواره رهش مسیر حاجت
پیوسته دَرَش مشیر ِغفران
چون کعبه پُر آدمی ز هر جای
چون عرش پر از فرشته هزمان
هم فرّ ِ فرشته کرده جلوه
هم روح وصی درو به جولان
از خاتم ّ انبیا در او تن
از سیّد اوصیا در او جان
از جملهٔ شرط های توحید
از حاصلِ اصل های ِ ایمان
در عهدهٔ موسی آل ِ جعفر
با عصمتِ موسی آلِ عمران
مهرش سببِ نجات و توفیق
کینش مدد ِ هلاک و خذلان
بینامِ رضا همیشه بینام
بیشانِ رضا همیشه بیشان
بر دینِ خدا و شرعِ احمد
بر جمله ز کافر و مسلمان
چون او بُوَد از رسول نایب
چون او سزد از خدای احسان
از معتبرانِ اهلِ قبله
وز معتمدانِ دینِ دیّان
کس نیست که نیست از تو راضی
کس نیست که هست بر تو غضبان
اندر پدرت وصیّ ِ احمد
بیتیست مرا به حسب امکان
تضمین کنم اندرین قصیده
کین بیت فرو گذاشت نتوان
ای کین ِ تو کفر و مهرت ایمان
پیدا به تو کافر از مسلمان
در دامن ّ مِهر ِ تو زدم دست
تا کفر نگیردم گریبان
نخستین قصیده فارسی
( در نعتِ امام رضا)
از #سنایی_غزنوی است...
در آیینه چه میبینی؟
اگر نور دیدی، پس تو نور شدهای.
اگر سایه دیدی، این سایهی خودِ توست.
اگر گمان کردی که معشوق هنوز دور است، این خیالِ توست،
وگرنه او همینجا کنار توست،
در
دل توست،
در همان جایی که تا حالا دنبالش نگشتهای!
در تعالیم گرجیف، هرچه آگاهتر شوی، بیشتر میفهمی که این “من”های پراکنده و متناقض که به خودت چسباندهای، فقط نقشهایی گذرا هستند.
اما اگر به عمق بروی، یک
“منِ حقیقی” آنجا منتظر است.
این همان لحظهای است که عاشق در آیینهی معشوق خودش را میبیند.
نه دیگر فریبِ تصویرها را میخورد، نه خود را گمشده و جدا میپندارد.
در کیمیاگری، وقتی مس به طلا تبدیل میشود، این نیست که چیزی به آن اضافه شود،
بلکه زنگارها از آن گرفته میشود و
حقیقتِ طلایی اش آشکار میگردد.
پس ای جان، اگر امروز در آیینهی عشق، جز غبار و جدایی چیزی نمیبینی، بدان که زنگارها هنوز هست.
کار کن،
صیقل بزن،
تا وقتی که در آیینه جز نور نباشد!
🤍🕊
هو
تقرب سالک به خدا تنها زمانی محقق می شود که از هر مقام و جایگاه و خوارق و کرامات ، جز خدا دست بشوید.
•شیخ ابراهیم الدوسقی
AsrareTohid
پاییز، ای مسافرِ خاکآلوده در دامنت چه چیز نهان داری
جز برگهای مرده و خشکیده دیگر چه ثروتی به جهان داری؟
#فروغ_فرخزاد
بهار سه است:
بهار تن،
بهار جان
و بهار دل.
بهار تن ادب
و بهار جان بقاست
و بهار دل وفا!
در این راه تنی باید مرده
و دلی باید زنده
و جانی از تفرقهی ایام برکنده.
✍خواجه_عبدالله_انصاری
صدای طبیعت بدون موزیک ،ترند مناسب روح
Читать полностью…
☆☆☆
#دمی_با_خیام 🗞
چون بلبل مست راه در بستان یافت
روی گل و جام باده را خندان یافت
آمد به زبان حال در گوشم گفت
دریاب که عمر رفته را نتوان یافت
پاییز
دو فصل متضاد را در هم میآمیزد و از تضاد، معنا میسازد:
پاییز، فصلِ ریزش و فروپاشی است
برگها میافتند، رنگها میروند، سرما میآید.
بهار، فصل رویش و آغاز است
شکوفه، طراوت، زایش.
حالا این ریزشِ پاییزی، در واقع رویشی دیگر است
اما نه رویشِ برگ، بلکه رویش عشق. یعنی:
درختی که عاشق میشود، برگهایش را میریزد تا جا برای شکوفهٔ دیگری باز کند.
آنچه ما پاییز مینامیم، در واقع بهاری است که لباس دیگری پوشیده.....
گفت: وقتی در بادیه متوکل میرفتم سه روز چیزی نیافتم ابلیس بیامد و گفت: پادشاهی و آن چندان نعمت بگذاشتی تا گرسنه به حج میروی؟... آواز آمد که یا ابراهیم آنچه در جیب داری بیرون انداز تا آنچه در غیب است ما بیرون آوریم. دست در جیب کردم چهار دانگ نقره بود که فراموش مانده بود. چون بینداختم ابلیس از من برید و قوتی از غیب پدید آمد.
تذکرةالاولیاء
ابراهیم ادهم
۱۳۵💖
#مولانا🖌
#دیوان_شمس
#غزلشماره1081
#مژگان_تولایی 🎙
/channel/baranebiseda7066
درود و مهر
🎈 فروش ویژه
نقشه خاستگاه و تاریخ شاعران زبان فارسی
🌷 با قیمت قدیم🌷
🔹 تاریخ ادبیات را شنیدیم با من ( جغرافیای ادبیات ) را ⚘️ببینید ⚘️. 🙏
علاوه بر چاپ گلاسه " نقشه خاستگاه و تاریخ شاعران زبان فارسی" که از سال ۱۳۸۹ تا کنون ، دوازده هزار ۱۲۰۰۰ نسخه از آن وارد عرصه ی نشر شده است؛
چاپ ممتاز _ سولیت و کنواس_ این تالیف در ابعاد ( ۷۰ × ۱۰۰ ) و اندازه بزرگ ( ۱۲۰ × ۸۵ ) هم آماده ارسال به تمامی نقاط ایران است. با افتخار در خدمت شما دوستداران فرهنگ ، زبان و ادبیات فارسی هستیم.
🔹 کاربرد انواع این اثر :
🔸 چاپ سولیت :
مناسب برای قاب و نصب در سالن اجتماعات، راهروی موسسات آموزشی ( مدارس و دانشگاه ها ) ، سالن مطالعه کتابخانه ها و ...
🔸چاپ کنواس و گلاسه :
مناسب برای ارائه در مکان های آموزشی، سالن های کنفرانس و کلاس های علمی در حوزه 'ادبیات' ، 'تاریخ و جغرافیای ادبی'.
چاپ کنواس در ابعاد بزرگ _که در کیف مخصوص ارائه می شود_ می تواند در بخش مرجع کتابخانه ها از منابع مهم و کارآمد باشد.
۰۹۱۱۲۱۵۴۰۰۷ کوثری ( طراح و مولف ).
@Hak1350_Hami
«مـرا ببـر بـه خـانـهای کـه خـانـهی تـوست...
ببـر مـرا کـه دل پـر از بهـانـهی تـوست...
موسیقی زیبا تقدیمتون شادزی
علیرضاقربانی
آمد از ره ؛ با نگاهی مبتلایم کرد و رفت
با غم و درد و جدایی آشنایم کرد و رفت
گر بپرسند از من مسکین که دوزخ جای کیست
گویم آنکه عاشقم کرد و رهایم کرد و رفت
#مهدی_آهی
نازِ تو را به جانش همواره دل خریده
دنبال تو همیشه ؛ هر لحظه می دویده
طرح نگاهِ مستت ؛ ما را به آرزو کُشت
مثل تو در دو عالم کس دیده یا شنیده؟
هر کس که شهر چشمت را لحظه ای ببیند
گر مبتلا نگردد خیری ز دل ندیده
قبل از تو جان به لب بود از غصههای تقدیر
جانی دگر تو گویی بر پیکرم رسیده
دیگر نمی توانم بک لحظه بی تو باشم
از بس که بی تو بودم دیگر دلم بُریده
گیسوی چون کمندت تا دست دل بگیرد
بر ظلمت شب غم ؛ مهرت شوَد سپیده
هر کس که با تو باشد حتی درون محبس
از دست لشکر غم، همراه تو رهیده
ابروی چون کمانت محراب و قبلهگاهم
مهر تو دین من شد؛ ۰عاشق شدن عقیده
#علی_خوشقامت
صبح بخیر
بنام خداوند دلهای پاک
بنام خذا همه 🍁🍂🌻🌼💛🧡
گر ز حال دل خبر داری بگو
ور نشانی مختصر داری بگو
استاد جانان_محمدرضا_شجریان
🤍🕊
پانزدهم مهرماه زادروز سهراب سپهری
با صدای خسرو شکیبایی
یادشان گرامی🤲🌹❤️
سلام شبتون بخیر🌹❤️
🌹❤️🤲🦋🌺🌴
نور چگونه وارد خانهای میشود؟
در صورتی که پنجرهها باز باشند
نور چگونه وارد یک شخص میشود؟
اگر دریچهی عشق باز باشد.
#پائولو_کوئلیو
.
.
🌈روانشناسی رنگ ها :
🖤سیاه : ارزشمند ، رسمی ، قابل اعتماد
💙آبی : امنیت، صداقت و آرامش
💛زرد : سرگرمی، خلاقیت، منطق
🤎قهوه ای : سادگی، دوام و روستایی
🩶خاکستری : تعادل، آرامش، بلوغ و سردی
💚سبز : ثروت، سلامتی، اعتبار و فراوانی
🧡نارنجی : سرگرمی، شادابی و جوانی
💜بنفش : سلطنت، پیچیدگی، رمز و راز
❤️قرمز : انرژی، اشتیاق و قدرت
🤍سفید : خالص، نجیب، تمیز، با طراوت
.
من بندهى خدايى هستم كه چگونگى و حتى انجام دادن پرستش خودش را از ما نمىخواهد. به من اجازه دهيد تا به شيوهى خودم به خداوند عشق بورزم.
مسئله اسپينوزا
اثر اروين يالوم
💠 #نکتهی_مهم_املایی
#پاسخ :
#مانند :
#مانند :
#آوای_چکاوک 🕊💫🦋Читать полностью…
🆔
@avaychakavak1
صدای طبیعت بدون موزیک ،ترند مناسب روح
Читать полностью…
🍂🪵🍂
روایتِ دلتنگی آدمی که با خاطرات نمیجنگد،
بلکه با حقیقتی سختتر روبهروست:هنوز دوست داشتنِ کسی که دیگر در کنارش نیست.
برای قلبم چه طرحی بریزم
تا عاشقت نباشد؟
لبانم را چه بیاموزم
که تو را نبوسد
و طاقتم را
که دندان بر جگر بگذارد؟
به شعرم چه بگویم
که منتظرم باشد تا بعد؟
و حال آنکه روزی که تو را نبینم
بی نهایت است...
#نزار_قبانی
☔️🌻
شمسِ دین شِکّرسِتان!
غزل شمارۀ 1081 از:
دیوان غزلیات شمس
1. ای صبا حالی ز خَدّ و خال شمسُالدین بیار
عنبر و مُشکِ خُتن از چین به قُسطنطین بیار
2. گر سلامی از لب شیرین او داری بگو
ور پیامی از دل سنگین او داری بیار
3. سر چه باشد تا فِدای پای شمسُالدین کنم؟
نام شمسُالدین بگو تا جان کنم بر او نِثار!
4. خِلعت خیر و لباس از عشق او دارد دلم
حُسن شمسُالدین دِثار و عشق شمسُالدین شِعار
5. ما به بوی شمسِ دین سرخوش شدیم و
میرویم
ما ز جام شمسِ دین مستیم ساقی مِی
میار
6. ما دِماغ از بوی شمسُالدین معطر کردهایم
فارغیم از بوی عود و عَنبر و مُشکِ تَتار
7. شمسِ دین بر دل مقیم و شمسِ دین بر جان کریم
شمسِ دین دُرّ یتیم و شمسِ دین نقد عیار
8. من نه تنها میسرایم شمس دین و شمس دین
میسراید عندلیب از باغ و کبک از کوهسار
9. حُسن حوران شمسِ دین و باغ رضوان شمسِ دین
عین انسان شمسِ دین و شمسِ دین فخر کِبار
10. روز روشن شمسِ دین و چرخ گردان شمسِ دین
گوهر کان شمسِ دین و شمسِ دین لِِیل و نَِهار
11. شمس دین جام جم است و شمس دین بحر
عظیم
شمس دین عیسیدم است و شمس دین یوسُفعِذار
12. از خدا خواهم ز جان ، خوش دولتی با او نِهان
جان ما اندر میان و ، شمسِ دین اندر کنار
13. شمس دین خوشتر ز جان و شمس دین شِکّرسِتان
شمس دین سرو روان و شمس دین باغ و بهار
14. شمس دین نُقل و شراب و شمس دین چنگ و رَباب
شمس دین خَمر و خُمار و شمس دین هم نور و نار
15. نی خماری ، کز وی آید اندُه و حزن و نَدَم
آن خمار شمس دین کز وی فزاید افتخار
16. ای دلیل بیدلان و ای رسول عاشقان
شمس تبریزی! بیا زنهار دست از ما مدار
/channel/baranebiseda7066
چون ندارد روی هــــمچون آفتاب
او نخواهد جز شبی همچون نقاب
چرا به نقاب نیاز داریم؟ وقتی تصویر ذهنی ای که از خود داریم به اصطلاح زشت و نامطلوب است، لاجرم نقاب می زنیم. نقاب را برای چه می خواهیم؟ تا روی زشت و پلید خود را بپوشانیم. آنکه به زشتی های درون خود مشعر است، بدخواهی و دشمنی خود را نسبت به دیگران می داند، لاجرم دنبال تاریکی است تا خود را از دیگران پنهان کند. تاریکی برای او حکم نقاب را دارد، تا چهره کریه او را بپوشاند. «روی همچون آفتاب» در زبان مولوی متعلق به کسانی است که حقوق دیگران را به رسمیت می شناسند و به آن احترام می گذارند. وجدان راحتی دارند. پاکدل و پاک سیما هستند. در این صورت در روشنایی عمل میکنند. پنهان، به دسیسه و فتنه پناه نمی برند. در احوال خود نگاه کنیم که آیا خواهان «نقاب» هستیم یا می خواهیم بدون نقاب زندگی کنیم. زندگی بدون نقاب در سایه شفافیت، آگاهی و تدبیر ممکن است.
حضرت مولانا
مثنوی دفتر اول
۱۳۵💖
درود عزیزان ظهر تون بخیروشادی ایام بکام
تو از کرانهی خورشید میرسی ای دوست
پیام دوستیات در نگاهِ روشن توست
بیا به سوی درختان نماز بگزاریم
که آرزوی سحرگاهشان دمیدن توست
#نادر_نادرپور
.
ما گوشهنشینان
خرابات الستیم
تا بوی مِیی هست
در این میکده مستیم
✍. وحشی بافقی
پانزدهم مهرماه زادروز سهراب سپهری
با صدای خسرو شکیبایی
یادشان گرامی🥀
🍂🍂🍂🍂🍂🍂
من از لطافت صبح
من
از طراوت نور
من از نوازش
آن مهربان
چنان سرمست
که گاه
در
همه آفاق می گشودم بال
که مست
برهمه افلاک می فشاندم دست
#فریدون_مشیری
درود احترام
صبح زیبا شما بخیر 💛💛🍂🍁🌻🌼
چرا باید بر جهان خشم بگیریم؟
مگر جهان متوجه خواهد شد؟
•مارکوساورلیوس
🎬جهان با من برقص