225
اطلاعرسانی کتابها، نویسندگان، نشستها و ... مرتبط با انتشارات سرو سخنگو @BookyPub
۵ آبان
رفتیم به موزهٔ تاریخی مسکو...
بعضی از سلاحها که از ایرانیها گرفته بودند به نمایش گذارده شده بود. پردهٔ نقاشیای بود از دربار فتحعلیشاه که درباریها را همه در یک صف ایستاده و دست به سینه مینمود، در حالیکه عبودیت و خضوع و جبن و سالوس از قیافهٔ یکبهیک میبارید و بیننده میتوانست حدس بزند که همین حالت و همین طرز تفکر محوشدگی و رفتار حسابگرانه و مزورانهٔ کسانی که «وای بر اُرُس، وای بر اُرُس» میگفتند بود که قسمتی از خاک ایران را به این آسانی از او جدا کرد و آن همه آثار سوء و خجلت به بار آورد.
در همین قسمت تصویری از برمولوف سردار روس بود، و اصل عهدنامهٔ ترکمانچای؛ همهٔ اینها گوشهٔ محقری از موزه را اشغال کرده بود. واقعهای که آن همه در سرنوشت ایران تأثیر داشت، در اینجا در دوسه سند و نقش نموده میشد. همین و بس، و باقی؛ تو گویی که بهرام هرگز نبود.
📚در کشور شوراها، محمدعلی اسلامی ندوشن، نشر سرو سخنگو
///////
@sarvpub
۳ آبان
«موضوع زبان در روسیه مسئلهای است که من نظیرش را در هیچ کشور دیگری ندیدهام؛ اگر کسی زبان روسی نداند، هرگز جواز ورود به جامعه را نمییابد و تا ابد هم که بماند، باید در حاشیه زندگی کند. تا این زمان، به هر کجا رفتهام با انگلیسی ممکن بود رفع احتیاج کنم و با خیال راحت در شهر راه بیفتم؛ حتی در توکیو که شهری درندشت و پرولوله است، من از روز دوم توانستم به تنهایی سوار مترو شوم، حال آنکه همه علامتها به زبان ژاپنی بود.
مسکو نوعی حالت بدبینی و عناد نسبت به کسی دارد که بخواهد به زبان خارجی حرف بزند. مردم، با آنکه نامهربان نیستند، برای مسافر سیمای تشویقکنندهای ندارند؛ در خود فرورفتهاند و نشانه هیچ پذیرشی در برابر خارجی از خود بروز نمیدهند. مردم بعضی کشورها خوشاقبالاند که به زبان خارجی حرف بزنند (مثلاً هلند و دانمارک) و در بعضی کشورها نیز حرف زدن به یک زبان خارجی، افتخاری دانسته میشود. معمولاً کشورهای شرقی که خودشان زبان مهمی دارند (مانند انگلیس، آمریکا و فرانسه)، در آموختن زبان خارجی کاهل میشوند، ولی اگر بدانند، با آن حرف میزنند؛ اما روسیه در هیچیک از این سه دسته جای نمیگیرد...
گاهی این احساس برای من بود که روسها تصور میکنند هیچ زبانی جز روسی در دنیا وجود ندارد و به همین سبب، ولو بدانند که شما آن را نمیدانید، تند و تند با شما روسی حرف میزنند. این کاری بود که خانم متصدی طبقه هتل، با من میکرد. هر چه میخواست بگوید میگفت و در آن لحظه فراموش میکرد که من حرفش را نمیفهمم؛ به نظر آنها طبیعیترین چیز در دنیا این است که انسان به زبان روسی حرف بزند.»
📚در کشور شوراها، محمدعلی اسلامی ندوشن، نشر سرو سخنگو
/////////
@sarvpub
۲ آبان
شب میبایست به بلشوایْ تئاتر برای تماشای یک باله بروم. بلیط در هتل گرفته بودم. چون دیر از موزه [موزهٔ ترتیاکوف] بیرون آمده بودیم، باعجله مرا به تئاتر رسانیدند...
بلشوایْ تئاتر در سراسر دنیا معروف است. تئاتر دولتی و رسمی اتحاد جماهیر شوروی است. هیچ محل دیگری در دنیا نیست که در آن، هنر و سیاست تا این حد به هم آمیخته باشد...
اجرای برنامه تا آنجا که من بتوانم بگویم عالی بود. از تشخیص ظرافتهای فنّی ناتوانم ولی مجموع کار را میتوانم قضاوت کنم. یکی از شبهای شورانگیز بود و این دوهزارنفر تماشاگر همه میخکوب بودند...
رقص، ابتداییترین زبان بشر است و از چندین هزار سال پیش تا امروز، ذرهای از قدرت و لطافتش کم نشده است. در رقص است که فاصلهٔ بین جسم و روح به کمترین حد خود میرسد و وفاق کامل به دست میآید. موسیقی چون رشتههای خون در آن رقصنده میدود و آنگاه موجموج و پشتهپشته تبخیر میشود و برمیخیزد...
📚 در کشور شوراها، محمدعلی اسلامی ندوشن، نشر سرو سخنگو
//////
@sarvpub
استاد اسلامی ندوشن در آبانماه سال ۱۳۵۳ به شوروی سفر کردند. کتاب «در کشور شوراها» روزنوشتهای این سفر است.
در آبانماه امسال، با ایشان همسفر میشویم و هر روز، قسمتی از وقایع این سفر جذاب را میخوانیم.
//////
@sarvpub
در هیچ نوشتهای به مانند جلد چهارم روزها با وسواس روبهرو نبودهام.
اکنون که بیست و هفت سال [۴۸ سال] از عمر انقلاب میگذرد، کسانی هستند که با حسرت به این گذشته نگاه کنند. از اینکه آنان در دریافت خود حق دارند یا ندارند، حرف دیگری است. باید به محکمۀ تاریخ نشست. ولی درهرحال اکنون کسی که بخواهد از این گذشته حرف بزند، باید به فکر فرورَود.
بارها پیش آمده است که رانندگان جوان تاکسی با کنجکاوی از من بپرسند: «شما که مویتان سفید شده و آن دوره را دیدهاید، برای ما تعریف کنید که چگونه بود؟» من درست نمیدانستم که چه جواب بدهم. اگر میگفتم بد بود، باور نمیکردند و شاید هم به آنها برمیخورد. اگر میگفتم خوب بود، برخلاف تجربۀ خود حرف زده بودم، و این درست نبود. بنابراین طفره میرفتم. ...
روزها، جلد سوم و چهارم، ص ۲۹۳
///////
#سرو_سخنگو 🌿
@sarvpub
برای مرتضی کیوان
«خیمهٔ سبز»
بنازم خیمۀ سبز تو ای دوست
که خیزد چون عروسی بر سر کوه
تو آنجا در حریر خرّم اوج
من اینجا در پلاس ابر انبوه
تو را بینم که چون يک خرمن صبح
به بالا میروی آرام و آرام
من اینجا دیر ماندم، دور ماندم
به زنجیر امید ناسرانجام
از آن پیغام چون یک دانه شبنم
که لرزد بر لبت حیران و خاموش
دو گوش آرزومندم به راه است
وز آن شبهای شیرین با تو بیدار
هنوزم خواب در چشم سیاه است
در این آیندۀ پیچیده در دود
در این بگذشتۀ آگنده از یاد
عزیز رفته و بنشسته بر کوه
بدان شادم که میدانم توئی شاد
ز حسرت خون مرا در سینه غلطد موج بر موج
که با تو دم زنم در خلوت اوج
سحر از بام زندان میکشد سر
هزاران دست کوبد حلقه بر در
میان خیمههای رنگ در رنگ
بنازم خیمۀ سبز تو ای دوست
که لرزد چون چراغی بر سر سنگ
پاریس-دسامبر ۱۹۵۴
📚دخت پَریوار؛ مجموعه اشعار محمدعلی اسلامی ندوشن، نشر سرو سخنگو، ۱۴۰۵، صص ۵۸-۵۷.
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
یکی از ویژگیهای شخصیتی دکتر اسلامی ندوشن، توجه به ورزش و سلامتی جسمانی است. این مسأله در آثار مختلفشان منعکس شده. مثلاً در جلد سوم و چهارم کتاب «روزها» سرفصلی با عنوان ورزش وجود دارد. این بخش شیرین را با هم بخوانیم.
برای خرید کتاب «روزها» به سایت نشر سرو سخنگو مراجعه فرمایید:
https://sarvesokhangou.ir
یا به اکانت زیر پیام بدهید:
@BookyPub
محمدعلی اسلامی ندوشن از چرایی نیاز ما به حافظ میگوید؛ او معتقد است ما برای تسلای خاطر و دلگرمی به سراغ حافظ میرویم.
فیلم از Artebox - آرته باکس
————————————
با ما در ایرانشناسی همراه باشید:
🔹توییتر | لینکدین | اینستاگرام | Iranistics_UT">یوتیوب | بله🔹
پاییز در آثار ونگوگ 🍁🍂
دنیای رنگهای جذاب 😍
#شور_زندگی
@sarvpub
چرا فال حافظ میگیریم؟
آیا حافظ، علم غیب داشته؟ چرا در بسیاریاوقات، فالهایش درست از آب درمیآید؟
دکتر اسلامی نُدوشن در کتاب «ماجرای پایانناپذیر حافظ» به سراغ رازی رفته که قرنهاست ما را شیفتهی این رندِ شیرازی نگه داشته است و دربارهی او، مفصّلاً صحبت کرده است.
شما آخرین بار کِی به دیوان حافظ تفأل زدید؟ لطفاً به پیج نشر سرو سخنگو بروید و پاسخ جناب حافظ را برایمان بنویسید.
شاید برندهی کتاب ارزشمند «ماجرای پایانناپذیر حافظ» شدید. 😉
https://www.instagram.com/sarvesokhangou
////////
@sarvpub
کمکم به روز بزرگداشت حافظ نزدیک میشویم. در اینستاگرام خواستیم که یک بیت از جناب حافظ را برایمان بنویسید:
👇👇
https://www.instagram.com/sarvesokhangou
«حُسن کار سهراب سپهری این بود که آدم اخلاقی و صمیمیای بود. برخی شعرای دیگر یک مقدار به فکر نمایشیبودن و حرف تازه هرچه باشد و نوآوریکردن هرچه باشد، هستند. سهراب سپهری یک مقداری آدم صمیمیتری بود، سادهدل بود، اخلاقیتر بود.
سهراب خلوص داشت، آنچه حس میکرد بیان میکرد. برای کلاه سرِ خوانندهگذاشتن و اغفالکردنِ او کار نمیکرد.»
📚یادِ یاران، محمدعلی اسلامی ندوشن، نشر سرو سخنگو، به زودی
🎞️فیلم کمتردیدهشده از سهراب سپهری، احمد شاملو، فروغ فرخزاد، داریوش مهرجویی و...
@sarvpub
هوشنگ مرادی کرمانی در مراسم رونمایی از کتاب زندگی محسن:
«با نگاه به گذشته میتوان دریافت چه اتفاقاتی انسان را به موقعیت امروز رسانده است. در مسیر شکلگیری نگاهم به زندگینامه، کتاب «روزها» نوشتۀ دکتر اسلامی ندوشن یکی از بهترین نمونههای زندگینامهای است که در ایران خواندهام.»
🍃برای تهیهی کتاب روزها به سایت سرو سخنگو مراجعه فرمایید.
در سوک سخنگوی وجدان ایران
- در دورهٔ دکتری درس مکتبهای ادبی را استاد اسلامی ندوشن برای ما تدریس میکرد .
پیشتر و در روزگار دانشجویی، کتابها و مقالات او را خواندهبودم. روشنای نثرش مخاطب را شیفتهٔ سخنش میکرد. مکتوباتش حاصل همآغوشی اندیشهای عمیق و احساسی زلال بود. لغات و عبارات در آثارش آگاهانه و به قاعده به کار میرفت. زنگ صدای بیهقی و ناصرخسرو از کلماتش به گوش می رسید.
- جلسهٔ اول در کلاس نشستهبودیم که از در درآمد. ساعت ۳ بعد از ظهر بود. کت و شلوار سورمهای و یک بلوز شیری رنگ یقه اسکی به تن داشت. حلقهٔ ازدواجش در دست چپش میدرخشید؛ نشان پیمان عشقی عتیق!
صورت لطیفش اگرچه یک سیمای سالخورده را قاب گرفتهبود اما نگاهش گرم و گیرا و شاداب و زنده بود. صدای مخملی و ملایمش تو را محو افکار بلندش میکرد.
- استاد اسلامی ندوشن بدون مبالغه و به گواه آثار ماندگارش، فرزند ایران بود. تا زیست و تا نوشت، ایران در مرکز نگاهش نشستهبود. قلمش خونچکانِ هر زخمی بود که بر تن ایران است.
جان رنگینش، جام جهاننمای ایران و مصائبش بود. حکیمانه و به صواب بر ناراستیها و نادرستیها انگشت مینهاد.
کتابخانهٔ فضیلت و فرهنگ ایران را داروخانهٔ دردهای مرموز و مزمن وطن میدانست.
جهان را گشته بود و جهاندیده بود. جان شیفتهاش خانهٔ فرهنگهای جهان بود، شاخسار ذهن و ضمیرش به آنسوی دیوارهای مشرق و مغرب، رفته و راه کشیدهبود اما اصالتی استوار و ستودنی داشت. اسلامیندوشن چه پیش از سقوط سلطنت و چه پس از آن، دست از هشدار و انذار برنداشت. کتاب” هشدار روزگار”ش ازین چشمانداز حائز اهمیت و اعتبار است.
اسلامیندوشن، آزاده بود و بیپروا مینوشت. ملاک و معیارش در قضاوت، احوالات ایران و اخلاقیات ایرانیان بود. سرمقالات مجلّهٔ هستی از این منظر خواندنی و قابل تأمّل و همچنان راهگشاست.
دکتر اسلامی، سخنگوی وجدان ایران بود؛ ترجمان فراز و فرود جغرافیایی نجیب.
فردوسی و سعدی و مولانا و حافظ به روایت او جلوه و جمال دیگری داشتند. آنچه دربارهٔ و بر اساس آثار بزرگان ادب ایران نوشتهاست یک دوره حکمت عملی است. خواندنش جانپرور و خردبخش است.
تحقیقات او از جنس تحقیقات و تالیفات آکادمیک زریاب و زرینکوب و صفا و خانلری نبود. به دنبال نکات نویافته و ارائهٔ مقالات پر استناد هم نبود. مسألهاش روشن بود؛ ایران.
چشمی به اوضاع ایران و چشمی به میراثفکری و فرهنگی پیشینیان داشت.
او دردمندانه و با دریغ قلم میزد. عقلش املا میکرد و دلش مینوشت. آثارش اگر در مجامع دانشگاهی خارج از ایران، مرجعیت ندارد چه باک؟ این قدر هست که برای ایران و دردهای جانکاهش همواره حکم نوشدار را دارد.
دریغا که ارباب قدرت در این مُلک، ازچشم کور و از گوش کر بودهاند تا بودهاند. تملّقهای مُشتی کاسهلیس و کُرنشهای جماعتی فرومایه، جای را بر حقبینی و حقشنوی تنگ کردهاست، وگرنه هر سطر از کتابها و مقالات این نادرهمرد، دستگیر اولیای امور میتوانست باشد.
اسلامیندوشن در جرگهٔ روشنفکران درنیامد و شعارهای عوامانه و عوامفریبانهٔ ایشان را هم سرنداد، امّا قبل از همهٔ این به اصطلاح روشنفکران(چه وطنی و چه وارداتی)، از افول اخلاق و از غیاب عقل و اندیشه در تمشیت امور ایران، انذار و بیم داد. انذار و بیم داد و کسی به گوش نگرفت!
عصارهٔ اندیشه و آثار اسلامیندوشن یک جمله بیش نبود: “ ایران را از یاد نبریم”
ایران در سوک این فرزند روشنضمیر خردمندش جان و جامه، نیلی کردهاست.
تا جهان باقی است باقی باد ایران بزرگ
دوستانش کامیاب و دشمنانش نامراد
/channel/naghshbarab
اگر میتوانستی داخل دنیای ونگوگ قدم بگذاری چه میشد؟
جاهایی که او قدم زد.
آسمانهایی که به آنها خیره شد.
آدمهایی که دید.
چیزهای کوچکی که روی بومش به چیزی فراموشنشدنی تبدیل شدند.
پشت هر نقاشی، لحظهای واقعی، مکانی واقعی و احساسی واقعی بود.
و بیش از یک قرن بعد، ما هنوز میتوانیم جهان را از چشمهای او ببینیم.
//////////
#شور_زندگی
#سرو_سخنگو 🌿
@sarvpub
۴ آبان
شب آقای جهانگیر درّی به دیدنم آمد که مادرش روس است و پدرش ایرانی و سالهاست که مقیم مسکو است و از اعضای انستیتو شرقشناسی است.
من نام پدرش را سالها پیش هنگامی که زنده بود شنیده بودم؛ یکی از دیپلماتهای ایرانی بود که چندین سال در سفارت ایران در مسکو خدمت کرده بود و هنگامی که محصل بودم خوب یادم است که یک نمایشنامه از چخوف به نام «خرس» در مجله پیام نو ترجمه کرده بود که فوقالعاده به نظر من شیرین و خواندنی آمد.
با جهانگیر درّی که مشغول نوشتن رسالهای راجع به طنز در نثر معاصر فارسی است مدتی صحبت کردیم. به ادبیات معاصر ایران علاقه داشت و مطالعهاش هم در همین زمینه بود.
////////
@sarvpub
من اینجا ریشه در خاکم...
سوم آبان، سالروز درگذشت فریدون مشیری
"یکی از خصوصیات مشیری این بود که خوانندگانش منحصر به یک گروه نبودند، که مثلاً چپ باشند، یا مذهبی، یا لیبرال یا نوپرست. گروههای مختلف او را میخواندند. فردی بود نجیب، معتدل، ناوابسته به «باند» و فارغ از جهتگیری مرامی. محور فکریاش ایران بود و مسالمت.
او جزو چند گویندهای بود که هم نوجویی کردند و هم نسبت به فرهنگ اصیل ایران بیگانگی به خرج ندادند. من گمان میکنم که آخرین قضاوت به اینجا میرسد که هر کسی تا چه اندازه در سخن خود صداقت به خرج داده است."
📚دکتر اسلامی ندوشن، یاد یاران، بهزودی از نشر سرو سخنگو
///////
#سرو_سخنگو 🌿
@sarvpub
۱ آبان
«سِیر واقعی من در مسکو، از اول آبان شروع میشد. والنتینا [راهنمای گردشگری] که به او والینا میگفتند سرِ ساعتِ ده رسید و به راه افتادیم. روز برفی جانانهای بود. من با سرخوشی روز خود را آغاز کردم. عقیدهام این بود که روسیه را میبایست زیر برف دریافت...
بعدازظهر به دیدن موزهٔ پوشکین رفتم که گمان میکنم معروفترین موزهٔ مسکو است. در آنجا مجموعهٔ تابلوهای خارجی گرد آمده است. از لحاظ نقاشی، بسیار غنی است. بین تابلوهای نفیس، یکی به نظر من فوقالعاده جالب آمد و آن از روبنس بود به نام جشن باکوس. در این تابلو مادری نشان داده میشد با دو پستان برهنهٔ آویخته که دو بچهاش را شیر میداد. چه مادر و چه بچهها حالت پاهای پشمآلودشان شبیه به میمون بود و صورت شبیه به میمون و در ذهن من گذشت که آیا روبنس، دویست سال پیش از داروین آنچه را که دانشمند انگلیسی راجع به بنیاد انواع گفته در این تصویر نیاورده است؟ آیا همین تابلو، داروین را در اتخاذ نظریهاش کمک نکرده است؟ از این لحاظ تصویر حیرتانگیزی بود.
از آنجا به موزهٔ تولستوی رفتیم که چون ساعت از شش گذشته بود بسته بود. راه زیادی را توی سرما پیاده پیموده بودیم و دست خالی برمیگشتیم...»
📚در کشور شوراها، محمدعلی اسلامی ندوشن، نشر سرو سخنگو
/////////
@sarvpub
🏔میدانستید دکتر اسلامی ندوشن، به مدت بیست سال، هرررر روز میرفتند کوهنوردی؟
⏳فکر میکنید این کوهنوردی روزانه، چقدر طول میکشید؟
فقط یک ساعتونیم!
راستی! امروز، روز جهانی کوهنورد است. اگر اهل کوه و کوهنوردی هستی، روزت مبارک. 🏔
📚کتاب روزها، جلد سوم و چهارم، نشر سرو سخنگو
///////
@sarvpub
تغییرات در سامانه شابک و وزارت فرهنگ برای مجوز چاپ و نشر کتاب
🌿 اتصال فرآیند صدور شابک در «پنجره واحد دولت»
بر اساس آن ناشران میتوانند درخواست مجوز انتشار کتاب و دریافت شابک را در یک مسیر یکپارچه انجام دهند تا طی فرآیندهای جداگانه و موازی جلوگیری شود. در این فرآیند شابک اختصاصیافته از طریق پنجره واحد دولت، مبنای ادامه فرآیند صدور مجوز خواهد بود و ناشر موظف است شماره شابک را در شناسنامه و بارکد را پشت جلد کتاب درج و فایل نهایی اثر را در سامانه بارگذاری کند. در صورت مغایرت اطلاعات درخواست برای اصلاح به ناشر عودت داده خواهد شد.
🌿 [اخذ هزینه از ناشر بابت صدور هر شابک]
با توجه به صدور سالانه بیش از یکصد هزار شماره شابک، مجموعه خدمات مرتبط با درخواست و تخصیص شابک، ثبت و مدیریت اطلاعات، اصلاح و بهروزرسانی دادهها، پشتیبانی از ناشران و نگهداری و توسعه زیرساختهای اطلاعاتی حوزه نشر، مستلزم صرف هزینههای مستمر اجرایی، فنی و پشتیبانی است.
🌿 اعلام وصول الکترونیکی کتاب
بر اساس این رویکرد فایل کتاب که ناشر در فرآیند درخواست مجوز در سامانه بارگذاری کرده است، میتواند مبنای ثبت اطلاعات و انجام فرآیند اعلام وصول قرار گیرد و از ارائه مجدد نسخه چاپی صرفا برای ثبت اطلاعات جلوگیری شود.
🌿 راهاندازی قابلیت «قیمت مرجع کتاب» در سامانه شابک
بر اساس این قابلیت ناشران میتوانند قیمت مرجع آثار خود را در سامانه ثبت کرده و در صورت تغییر شرایط اقتصادی و هزینههای تولید، اطلاعات قیمت را بهروزرسانی کنند. مخاطبان، کتابفروشان، مراکز توزیع و سایر فعالان حوزه نشر میتوانند با مراجعه به سامانه شابک، قیمت مرجع ثبتشده برای هر عنوان را استعلام و از آخرین قیمت اعلامشده توسط ناشر مطلع شوند.
توضیحات فوق را ابراهیم حیدری مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران مطرح و در سایت خانه کتاب منتشر شده است.
////////
#سرو_سخنگو 🌿
@sarvpub
سخنان شیرین و نمکین استاد هوشنگ مرادی کرمانی دربارهی نویسندگی و ویژگیهای یک نویسنده
و اشاره به کتاب روزهای دکتر اسلامی ندوشن به عنوان یکی از بهترین زندگینامههای فارسی.
@sarvpub
کتابهای حافظانهٔ نشر سرو سخنگو
📚ماجرای پایانناپذیر حافظ
هرآنچه دربارهی زندگی، شخصیت و شعر حافظ میخواهید بدانید در این کتاب با زبان ساده و روان، بیان شده است.
📚چهار سخنگوی وجدان ایران
یکی از بخشهای مفصّل کتاب، دربارهی حافظ شیرازی است که بهعنوان سخنگوی ضمیر ناآگاه ایرانی معرفی شده است.
سه سخنگوی دیر، فردوسی، سعدی و مولوی هستند. یعنی خواندن این کتاب، یک تیر و چهار نشان است!
🥳خبر خوب اینکه، هردو کتاب با امکان پرداخت چهار مرحلهای از سایت سرو سخنگو قابل تهیه است.
🥳 خبرِ خوبِ بعدی، اینکه اگر خرید اوّلتان باشد ۱۰درصد تخفیف هم تقدیمتان میشود.
لینک خرید کتاب ماجرای پایانناپذیر حافظ
لینک خرید کتاب چهار سخنگوی وجدان ایران
@sarvpub
چرا اسلامی ندوشن دیوان حافظ را شاهنامه دوم میدانست؟
«ماجرای پایانناپذیر حافظ» از آثار محمدعلی اسلامیندوشن است. ندوشن در این کتاب، پژوهشی جامع درباره زندگی، شخصیت و جهان شعری حافظ شیرازی داشته است.
این اثر حاصل بیش از سهدهه تأمل، تدریس و نوشتن اسلامیندوشن پیرامون شعر و جهانبینی خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی است و مقالاتی را در بر میگیرد که طی سالهای متمادی در نشریات معتبر ادبی به چاپ رسیده و سپس با بازبینی و تدوین در قالب یک مجموعه منسجم منتشر شدهاند.
این یادداشت موشکافانه و دقیق را در سایت تسنیم بخوانید:
https://www.tasnimnews.ir/fa/news/1405/07/20/3721026/چرا-اسلامی-ندوشن-دیوان-حافظ-را-شاهنامه-دوم-می-دانست/amp
////////
#سرو_سخنگو 🌿
@sarvpub
نقش برجستۀ اسلامی ندوشن در گسترۀ حافظپژوهی
📝 حسین مسرت
همزمان با بیستم مهر، روز بزرگداشت حافظ شیرازی، نگاهی به کارنامهٔ حافظپژوهی محمدعلی اسلامی ندوشن نشان میدهد او از کودکی با دیوان حافظ در خانهٔ پدری در ندوشن آشنا شد و این دلبستگی در طول دهها سال به نوشتن گفتارها و کتابهایی چون «ماجرای پایانناپذیر حافظ»، «تأمّل در حافظ» و «چهار سخنگوی وجدان ایران» انجامید؛ آثاری که نام او را در ردیف حافظپژوهان شناختهشدهٔ کشور نشاند.
متن کامل این یادداشت جامع و خواندتی را در اینجا بخوانید:
ibna.ir/x6KCm
////////
#سرو_سخنگو 🌿
@sarvpub
قفسه کتابهای انتشارات سرو سخنگو در کتابفروشی جاوید
همراهان و دوستداران کتابهای دکتر اسلامی ندوشن بارها از ما خواسته بودند که کتابفروشیهایی که همه کتب را موجود دارند، معرفی کنیم. کتابفروشی جاوید، یکی از کتابفروشی هایی است که تمام کتابهای نشر را دارد.
علاوه بر آن سایر کتابفروشیهای راسته انقلاب نیز بسیاری از کتابهای نشر را دارند.
نشانی پخش و کتابفروشی جاوید:
تهران، خیابان انقلاب، بین منیری جاوید و ۱۲ فروردین، بازارچه کتاب
کتابفروشیهای دیگر نیز که کتابهای نشر را دارند لطفاً جهت معرفی نشانی آنها به ما اطلاع دهند.
///////
#سرو_سخنگو 🌿
@sarvpub
شما هم وقتی بچه بودید فکر میکردید فقط آدمهای مهم، مثلاّ دکترها، مُهر دارند؟
شما هم توی مدرسه با سیبزمینی و چوب، اولین مُهر اختصاصی خودتان را ساختید و فکر میکردید کار خیلی مهمی انجام دادهاید؟
بله! کاملاً درست فکر میکردید. مُهر وسیلهی بسیار مهمی است و مُهرها تاریخ یک ملّت، و حتی تاریخ بشریّت، را در دل خودشان جا دادهاند.
چهبسا یک مُهرِ کوچک، سرنوشت یک انسان یا یک قوم را تغییر داده باشد.
در کتاب «تاریخ مُهر در ایران» روایتی جذاب و دلانگیز از اهمیت و سرگذشت مُهرها در میهن عزیزمان را میخوانیم، آن هم با رسم شکل!
موافقید که به بهانهی روز جهانی پُست، کتاب ارزشمند «تاریخ مُهر در ایران» را برای خودتان یا عزیزانتان تهیه و با یک جملهی پرمِهر دریافت کنید؟
برای خرید کتاب خواندنیِ «تاریخ مُهر در ایران» به سایت سرو سخنگو مراجعه فرمایید.
//////
@sarvpub
میتوان دید که تراژدیِ واقعی مربوط به داخل است و از قلبِ خودِ کشورهای معروف به عقبمانده سر برمیآورد. در این سرزمینها بیدادگری و نابرابری، ریشهدار است.
اقتصادی را که در آن غنی روز به روز غنیتر بشود و فقیر، روز به روز فقیرتر، نمیتوان اقتصادِ سالمش خواند!
دورنمای پیشرفت، تار مینماید؛ هنگامی که میبینیم که از یک سو ثروتهای هنگفت است و از سوی دیگر بینوایی سیاه...
📚آزادی مجسمه، دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، نشر سرو سخنگو
@dr_eslaminodoushan
این مطلب را دکتر حامد خاتمیپور، ۴ سال قبل و در سوگ دکتر اسلامی ندوشن نوشتند، بیشک برای دوستداران اندیشه و آثار استاد اسلامی ندوشن، خواندنش لطفی فراوان خواهد داشت.
ار دکتر خاتمیپور بابت معرفی کانال #سرو_سخنگو بسیار سپاسگزاریم.
هدف عشق آن است که فاصلۀ میان زندگی و مرگ را بردارد. آنچه از او انتظار میرود این است.
پس تکلیف ما با گسستِ یاد چه میشود با حرکت چه میشود که مرگ آن را میگسلد؟ اینجاست که همه چیز باز میگردد به خود همین زندگی، کوشش و طلب.
زندگی، طلبیدن است. یافتن مهم نیست. رهبُریدن است. رسیدن مهم نیست.
📚چهار سخنگوی وجدان ایران، محمدعلی اسلامی ندوشن، نشر سرو سخنگو
/////
@sarvpub
«مولانا تا ۳۸ سالگی شعر نمیگفت. پس از آنکه شمس را دید و او وارد زندگیاش شد، این غزلیات شورانگیز و بینظیر را سرود، به تعداد زیاد. طی شانزده سال، کار مولانا سرودن این غزلیات بود، همراه با سماع...
مولانا این سبک را ایجاد کرد که حاکی از کوشش مداومی است برای کندهشدن از روی زمین و عروج به سوی بالا و حرکت کردن است...»
📚رنگ و بیرنگی (گفتارهایی دربارهی مولوی)، محمدعلی اسلامی ندوشن، نشر سرو سخنگو، به زودی
//////
@sarvpub