sayehsokhan | Unsorted

Telegram-канал sayehsokhan - نشر سایه سخن

9611

﷽ 📚📚کتابخانه ای همراه؛ همراه با شما تا هنر زندگی🌹🌹 خرید کتاب: ⬇️⬇️⬇️⬇️ www.sayehsokhan.com 📚ثبت سفارش مستقیم کتاب در دایرکت اینستاگرام: 👇👇👇👇 https://b2n.ir/s05391 آدرس: خ 12فروردین، کوچه بهشت آیین، پ 19 همکف تلفن:66496410

Subscribe to a channel

نشر سایه سخن



دکتر #ویلیام_گلسر خالق #تئوری_انتخاب معتقد است که انسانها دو دسته‌اند :

انسانهای #شاد و انسانهای #ناشاد

فرق اين دو در اينست كه انسانهای شاد وقتی به #مشكل برميخورند شروع به #خودارزيابی می‌كنند ولی انسانهای ناشاد ديگری را #مقصر مشكل خود می‌دانند و همیشه دنبال #عوامل_بیرونی‌اند.


🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!

این جمله‌ی تیک نات هان می‌گوید که رنج با فرار کردن کمتر نمی‌شود؛ چون رنج بخشی از تجربه‌ی انسانی است. هرچقدر تلاش کنیم آن را نادیده بگیریم، سرکوب کنیم یا از آن فاصله بگیریم، قوی‌تر و آزاردهنده‌تر می‌شود. «در آغوش کشیدن رنج» یعنی شجاعت مواجهه با آن: دیدنش، نام‌گذاری‌اش و پذیرفتن اینکه اکنون هست. این پذیرش منفعلانه نیست؛ نوعی آگاهی آرام‌بخش است که از جنگیدن دائمی با واقعیت رهایمان می‌کند.

وقتی رنج را می‌پذیریم، نگاه ما از «چرا این اتفاق افتاد؟» به «حالا با این چه کنم؟» تغییر می‌کند. این تغییر کوچک اما عمیق، مسیر رهایی است. با پذیرفتن رنج، راهی برای فهم آن، مراقبت از خود، و ایجاد تحول پیدا می‌شود. تیک نات هان به ما یاد می‌دهد که پذیرش، رهایی است؛ نه تسلیم شدن، بلکه آغاز آرام‌تر زیستن و آگاهانه زندگی کردن.

امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

📩 #از_شما

دماغ(۹)

جراح به نظریه پزشکی قانونی اعتراض کرد. او داشت زمان می‌خرید و الا هر کس حال و روز موکل را می‌دید به حقانیت او در آن دعوا گواهی می‌داد. همین طور هم شد؛ کمیسیون دوم پزشکی قانونی هم با اندکی تغییر نظر بر خطای پزشک داد ولی شاگرد سابق دانشگاه گوتینگن دست بردار نبود، او به کمیسیون عالی پزشکی قانونی شکایت برد.

نفهمیدم که در درس‌های دانشکده طب روش پیچاندن بیمار و پی نخود سیاه فرستادن او را  چطور می‌آموزند که این پزشک با من و موکل و پرونده چنین می‌کرد. پرونده افتاد در چاه عمیق رسیدگی‌های تکرای و بیژن حقیقت در قعر حفره دراز روزمرگی اسیر ماند.

چند ماهی گذشت و کاری از دست من هم بر نمی‌آمد. شوهر موکل گاهی تماس تلفنی می‌گرفت: "آقا چی شد؟ زن ما اگه حامله بود که تا حالا زاییده بود. بابا چقدر لفتش می‌دند. بز حاضره و دزدم که سر گردنه‌اس. این که دماغه، اگه بخواند به شکایت مغز و سیراب شیردون برسند حتما چند سال طول می‌کشه".

یک بار که نانوای بینوا آمده  بود دفتر سخنی گفت که متاثر شدم: "زنم رو بردم بیمارستان دولتی؛ پول من که به دکترای خصوصی نمی‌رسه ..می‌دونید ...برا این‌که پول اضافه می‌خواستند، خودشون می‌گند زیر میزی ..مجبور شدم بدم ...نداشتم، اخه من درامدم کجاست، قرض و قوله کردم ...این چه وضعیه...حتما به نظر اینا آدم ندار باید سرش رو بگذاره زمین و بمیره".

راست می‌گفت. باید اول  زیر میز را ببینی تا از خدمات روی میز استفاده کنی. بیچاره بقراط که با این کارها گند زده‌اند به قسم نامه‌اش. شاید لباس سفید می‌پوشند تا چرک و سیاهی کارهایشان پوشانده شود.

این قدر معطل کردند که زن بیچاره دوباره تن به تیغ جراحی داد. بار آخر که آمده بود دفتر صدایش بهتر شده بود و خودش می‌گفت که دیگر می‌تواند شب‌ها راحت بخوابد. نظر کمیسیون عالی پزشکی قانونی هم آمد؛ چیزی تغییر نکرده بود جز جیب موکل که خالی‌تر و دور و برش را بدهی گرفته بود.

بالاخره پرونده رفت دادگاه و پس از ابلاغ وقت رسیدگی در شعبه دادگاه حاضر شدم. موکل هم آمد، حال و روزش خیلی بهتر شده بود، به خصوص از این که دیگر دستمالی در دست نداشت تا میان سوراخ‌های بینی فرو کند.

خوشحال بودم‌. جراح هم بود؛ آراسته و بی‌اعتنا به آدم و عالم. وکیلش هم او را همراهی می‌کرد. بی‌آن‌که سلام و علیکی رد و بدل شود در نزدیکی هم نشستیم.

تلفن همراه جراح زنگ خورد و او برای صحبت کردن از وکیلش فاصله گرفت. فرصت خوبی بود, به خانم وکیل سلامی گفتم و علیکی شنیدم و تعارفات و بعد: "می‌بخشید! دکتر چرا این‌قدر اصرار بر تبرئه دارد، او که بیمه مسوولیت مدنی دارد و از جیب خود این غرامت را نمی‌دهد".

وکیل نگاهی به دور وبر خود کرد و آرام گفت: "اخلاق دکتر را که دیده‌اید. شکست در این پرونده به معنای قصور او درامر پزشکی است و می‌تواند به  پرستیژ او صدمه بزند. دکتر خیلی به توانایی خود در جراحی می‌بالد و..."

دکتر از دور پیدایش شد. از همکار فاصله گرفتم تا گمان بدی در حق وکیلش نکند. به داخل احضار شدیم. وارد شدیم. قاضی معمم بود، شیخی میانسال با ریشی توپی و جو گندمی. عبایش را بر چوب رختی آویزان و در حال نگاه‌کردن به مانیتور روبرویش بود. قاضی حضور و غیابی کرد و سپس از موکل خواست که شرح شکایت بگوید.

موکل آن‌چه بر سرش آمده بود را چند باره گفت و در آخر اضافه کرد: "مثل اینه که من دو سه هفته‌ایه به دنیا برگشتم. خیلی زجر و ناراحتی کشیدم؛ بیشتر عذاب از زخم زبان شوهرم و فامیلش کشیدم. چقدر به خودم لعنت کردم برا این کار.حالا هم تا گردن تو قرض فرو رفتیم و بدبختی روی بدبختی‌هامون اومده".

قاضی رو کرد به جراح و گفت: "شما متهم به قصور در اعمال پزشکی هستید، چه پاسخی دارید". پزشک برخاست و آرام و شمرده جواب داد: "من قصور را قبول ندارم. بعضی اوقات فیزیولوژی بینی بیمار به جراحی واکنش منفی نشان می‌دهد و رفلکس..".

قاضی بی‌حوصله نشان می‌داد: "ولی نظریه پزشکی قانونی غیر این است". پزشک با کمی برافروختگی گفت: "این آقایان که آن‌جا  نشسته‌اند و هنرشان محکوم کردن همکاران موفق است، خیلی هم بی‌غرض نیستد". قاضی که معلوم بود این پاسخ ناراحتش کرده گفت:

"یعنی چه؟ مگر آن‌ها با شما پدر گشتگی دارند؟" جراح جواب داد: "ببینید حاج اقا، شما هم مثل من تو این کشور زندگی می‌کنید و اخلاق مردم چه عوام و چه خواص را می‌شناسید، هر که قدری سرش بالا رفت را نشانه می‌گیرند و می‌زنند. نمی‌توانند ببینند؛ همین".

با این حرف اخرش موافق بودم، آدم‌های موفق بیشتر از همکار و دوست می‌خورند تا بیگانه.  قاضی  که معلوم بود قانع نشده عمامه‌اش را روی سر جابجا کرد و چیزی روی کاغذ روبرویش نوشت ...

(ادامه دارد)

✍#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من

🆔 @sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

#از_شما

*❣به نام خالق هستی بخش❣*

*💐🌿 بامداد دومین آدینه آذرماه سرشار از آرامش، مهرورزی و نیک اندیشی باد. 💞🌾🌸🍂

پختگی آرام‌آرام از دل تجربه‌ها زاده می‌شود. از اتفاقاتی که دلمان را لرزاندند، از حرف‌هایی که زخم زدند، از مسیرهایی که فکر می‌کردیم پایان‌ راهند اما در حقیقت آغاز تازه‌ای بودند. هرچه انسان بالغ‌تر می‌شود، نگاهش نیز نرم‌تر می‌شود. کم‌کم می‌فهمد در پشت هر رفتار تلخ از سوی دیگران، دردی نهفته است. هر سکوت، قصه‌ای دارد. هر آدمی دلی دارد که چیزی از آن نمی‌دانیم. همین فهم، قدرت همدلی‌اش را زیاد می‌کند و قضاوت‌هایش را کم. می‌فهمد دنیا آن‌قدر پیچیده هست که نتوان آدم‌ها را در یک جمله خلاصه کرد.

با پختگی، حساسیت نسبت به حرف‌ها و قضاوت‌های دیگران هم کمرنگ‌تر می‌شود. آدم کم‌کم درمی‌یابد که نگاه دیگران فقط روایت آن‌ها از جهان است، نه حقیقت وجود او. آنگاه سکوتش بیشتر می‌شود، آرامش درونی‌اش عمیق‌تر، و اعتمادش به خودش محکم‌تر. دیگر نیازی نمی‌بیند برای تأیید شدن بدود؛ خودش را می‌فهمد، خودش را می‌پذیرد، و همین کافی‌ست.

*✅پختگی یعنی آرام شدن دل، یعنی کمتر قضاوت کردن و کمتر اهمیت دادن به قضاوت شدن. یعنی رسیدن به نقطه‌ای که در آن، انسان خودش و دیگران را می‌شنود و جهان را مهربان‌تر می‌بیند.*

🌺🌾🌸💐🍂🌺🌾🌸

محمدحسین فرقانی

باسپاس فراوان از همراه عزیزمان مهندس فرقانی از یزد

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!

این متن کافکا تصویرگر حس بی‌پایان تنهایی و اضطراب درون ذهن انسان است. مه و سکوت سنگین خیابان‌ها نه تنها فضای بیرونی را توصیف می‌کنند، بلکه انعکاسی از آشفتگی درونی را نیز منتقل می‌کنند؛ هر قدم، هر صدای پا، گویی در دل این سکوت گم می‌شود، درست همان‌طور که انسان گاهی حس می‌کند در زندگی یا در افکار خود ناپدید می‌شود.

باران آرام که بر شهر می‌بارد، تضادی با طوفان درونی شخصیت ایجاد می‌کند و نشان می‌دهد که آشفتگی درونی ممکن است کاملاً با آرامش ظاهری جهان بیرون در تضاد باشد. سایه‌هایی که در پی شخصیت هستند، نمادی از ترس‌ها، خاطرات یا فشارهایی‌اند که حتی با تلاش برای فرار، از او جدا نمی‌شوند. کافکا با این تصویر، احساس بی‌پناهی، اضطراب و سردرگمی انسان در جهان مدرن را به زیبایی به تصویر می‌کشد.

امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

📩 #از_شما

دماغ(۸)

بازپرس از موکل شروع کرد و آن زن با تُن صدایی که گاه زیر می‌شد و گاه بالا به سخن امد: "...بعد از عمل گرفتار هزار تا مشکل شدم؛این به صدام، این به قیافم، این به همه پولی که خرج کردم، این به زخم زبان شوهرم و خانواده‌اش؛ شب‌ها خواب ندارم، نصف شب نفسم می‌گیره و پا می‌شم. به این دماغ من نگاه کنید، انگار همیشه خدا سرماخورده باشم مدام مثل شیر سماور آب از سوراخای دماغم می‌ریزد..." بغض کرد:

"به خدا خسته‌ شدم، شوهرم نون واس، دیگه پولی برا عمل ندارم بدم". بازپرس رفت سراغ جراح: "نظریه پزشکی قانونی تقصیر شما را ثابت می‌داند، چه می‌گویید؟"پزشک روی صندلی جابجا شد و با صدایی خفه گفت: "همکاران بی‌لطفی کرده‌اند؛ چه خطایی از من سر زده است؟ من بیش از ۲۰ سال است که ..."

بازپرس آمد تو سخنش که: "بالاخره ما تابع نظریه کارشناسی هستیم". دست بلند کردم؛بازپرس با حرکت سر اجازه سخن گفتن داد: "با احترام به علم طب تمام ادعای من این است که اگر قصوری در عمل جراحی صورت نگرفته چرا باید حال و روز  موکل این طور باشد؟ من در علم طب یک آدم عامی هستم ولی وقتی به صورت موکل نگاه می‌کنم قربانی‌شدن اعتبار یک دانش چند هزار ساله را می‌بینم".

دکتر تاب نیاورد و واکنش تندی نشان داد: "شما نمی‌خواهد دلتان برای طب بسوزد چون صلاحیت اظهار نظر در رابطه یک امر تخصصی را ندارید. این خانم بیمار من بوده و جراحی را من انجام داده‌ام، بنابراین بهتر از هر کسی و حتی آن پزشکان کارشناس قانونی که بعضی‌هایشان حتی یک‌بار چاقوی جراحی را به دست نگرفته‌اند می‌دانم که چه کرده‌ام و این خانم روند طبیعی درمان را طی می‌کند...".

فرعون مصر باید زنده می‌شد و این رقیب تازه خود را در جامه سفید طب می‌دید. به نظر من هم موکلم بیمار بود، چون وقتی دماغ بی‌عیب و نقص را که یادگاری از پدران و مادران ندیده است می‌دهی دست کسی که گویی از آسمان هفتم بر زمین  هبوط کرده تا رسالت صاف‌کردن دماغ‌های کج و تراشیدن نوع حجیم آن و یک‌دست‌نمودن تمام این محفظه‌های  تنفسی را برعهده گیرد، حتما از  روان سالمی برخوردار  نبوده است.

دلم برای موکل می‌سوخت و از سویی دلم می‌خواست می‌توانستم مشتی بر سرش بزنم که چگونه خود را گرفتار تیغ جراح و قلم قاضی نموده است ....

(ادامه دارد)

✍#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من

🆔 @sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

جناب #دکتر_علی_صاحبی  بمناسبت دوازدهم آذرماه، روز جهانی افراد دارای معلولیت!

🌿 همراهان عزیز لطفا برای خرید با shoorbooks@ تماس بگیرید.

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم :

به یکی از دوستان نازنینم نامه‌ای (پیامی) بدهم و بگویم که از خداوند متشکرم که تو را سر راه من قرار داده است.

🌷🆔 @Sayehsokhan🌷

Читать полностью…

نشر سایه سخن

▪️لیلی و مجنون
▫️قسمت بیست و چهارم

خوانش و شرح: محمدرضا طاهری
.
.
.
نظامی گنجوی در تلگرام:
/channel/nezamikhani
نظامی گنجوی در کست‌باکس:
https://castbox.fm/va/3124088

▪️پشتیبانی مالی از پادکست نظامی:
https://hamibash.com/nezami
🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

📩 #از_شما

دماغ(۷)

امید به اصلاح از طریق مذاکره با آن رفتار تند و مغرورانه پزشک از بین رفت. چاره‌ای جز تعقیب قضایی نداشتم. مردد بودم که دادخواست حقوقی دهم و یا شکایت کیفری نمایم. عاقبت دومی را انتخاب کردم تا سایه یک رفتار مجرمانه بر داستان دماغ ناقص وجود داشته باشد.

چند روز بعد شعبه باز پرسی مرا خواست. رفتم؛بازپرس میان سال بود و این یک نقطه قوت بود ‌بسیاری از بازپرسان جوان، حتی اگر دانش به کفایت هم داشته باشند، عجول و بی‌تجربه هستند و از همه بدتر این‌که آن میز نوعی جبروت کاذب به آن‌ها می‌دهد. جوانی است و هزار مشکل!

کار به بررسی کارشناسی پزشکی قانونی کشیده شد . دماغ موکل با چشم غیر مسلح و اشعه مسلح وارسی شده و نظریه پزشکی قانونی ابلاغ شد. صدمات وارده به بیرون و درون این عضو مخروطی صورت گزارش شده بود. آسیب به طرز سخن گفتن نیز از قلم نیفتاده بود و حتی توصیه به نوعی جراحی ترمیمی شده بود.

حالا نوبت پزشک بود تا تاوان بی‌مبالاتی خود را  پس بدهد. او احضار شد. آمد؛ به همراه وکیل خود؛ خانمی آراسته و موقر. من نیز موکل را همراه داشتم تا ان‌چه بر سر او امده بود به عیان دیده شود.

موکل بیچاره من با ان باند پیچی روی دماغ و دستمال‌های کاغذی که‌ مدام به سوراخ‌های دماغش نزدیک می‌کرد تا آب‌های جاری از ان کوه تراش خورده را جمع‌آوری کند جلب توجه می‌کرد.

اویزان شدن به شعار بُکش ولی خوشگلم کن کار دست موکل من داده بود. نه خوشگل شده بود و نه جان بر سر رسیدن به مقصود داده بود.

برخلاف من، وکیل اقای دکتر هنوز جوان بود و ردپای مرور زمان از طریق خطوط افقی و عمودی بر روی صورتش دیده نمی‌شد. شیطنت بود یا فضولی که خیره شدم به دماغ وکیل.

همکار از قافله عقب نمانده بود و به جای دماغ حجیم شرقی، یک استوانه غضروفی شبیه ساکنان کوهپایه آلپ بر صورتش جا خوش کرده بود. شاید تیغ موکلش آن شاهکار را آفریده بود و دستمزدش شده بود دفاع از این شکایت.

جراح، کلاه بره فرانسوی بر سر داشت که سر بی‌مویش را کاملا پوشانیده بود. به من نگاه نمی‌کرد، گویی گمان می‌کرد که  آتش این شکایت از گور من برخاسته که البته گمان نابجایی نبود.

رفتارش جوری بود که انگار در میان ان همه مردم که به دادسرا مراجعه کرده‌اند خود را وصله ناجور می‌بیند. احضار شدیم به داخل. دوست داشتم ببینم که آیا آقای جراح تقصیر خود را می‌پذیرد یا خیر....

(ادامه دارد)

✍#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من

🆔 @sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

✍ امروز دوازدهم آذرماه، روز جهانی افراد دارای معلولیت است.

جا دارد صدای شنیده‌نشده‌ی بیش از ۱۰ میلیون نفر از هم‌وطنان دارای معلولیت‌مان باشیم و سهمی در آگاهی‌بخشی جامعه نسبت به این موضوع داشته باشیم.

🌿 همراهان عزیز با خرید کتاب و همراهی شما، صدای این "ناشنیده‌ها" رساتر خواهد شد.

راه‌های خرید این کتاب فوق‌العاده به شرح زیر است:
- اینترنتی:
۳۰بوک: https://www.30book.com/book/146977
ایران کتاب: https://www.iranketab.ir/book/129700-cursed

- تلگرام:
لطفا برای خرید با shoorbooks@ تماس بگیرید.

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!

این گفته #کریستین_بوبن به عمق پیچیدگی روابط انسانی و قدرت تأثیر دوستان می‌پردازد. نکته‌ی ترسناک اما واقعی این است که کسانی که به ظاهر دوست ما هستند، بیشترین قدرت را برای هدایت یا حتی مجبور کردن ما به کاری دارند که برخلاف میلمان است. برعکس دشمنان، که اغلب قابل پیش‌بینی‌اند و مقاومت در برابرشان ساده‌تر است، دوستان با شناخت دقیق ما و احساس مسئولیت یا نزدیکی‌شان، می‌توانند ما را به راهی ببرند که خودمان شاید انتخابش نکنیم.

بوبن با این جمله، هشدار می‌دهد که روابط انسانی، حتی دوستانه‌ترینشان، نیازمند آگاهی و مرزبندی هستند. دوست واقعی کسی است که مسیر شما را بهبود دهد، نه اینکه شما را به انجام کاری وادار کند که با ارزش‌ها و خواستتان در تضاد است. این بینش، ارزش اعتماد آگاهانه و انتخاب درست همراهان را برجسته می‌کند.

امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

📩 #از_شما

دماغ (۶)

با آن که شغل وکالت مرا با آدم‌های متفاوتی روبرو می‌سازد  به طوری که همیشه نوعی پوست کلفتی از حرف‌ها یا واکنش‌های دیگران در خود خود احساس می‌کنم ولی حرف‌های آن پزشک جراح و نوع برخورد او، اثر بدی در روحیه من بر جای گذاشت.

تا چند روز نسبت به آن چه در حوزه طب و درمان بود آلرژی پیدا کرده بودم .
روز بعد باز هم به مطب پزشکی دیگر مراجعه کردم؛ این بار نه برای کار بلکه برای خلاصی از دردی که چند روزی بود دست در گریبانم زده بود و رهایم نمی‌کرد. این‌بار برای ترمیم دندانی پوسیده که آرام و قرار را از من گرفته بود راهی مطبی دیگر شدم. دندانپزشک که مرا از سال‌ها قبل می‌شناخت و از شغلم خبر داشت تا مرا دید گفت:

"ابزار شما وکلا دهان است و قسمت مهم دهان، دندان؛ می‌دانی چرا دندان شما وکلا زود خراب می‌شود، چون در هنگام محاکمه با هیجان آن‌ها را  بر روی هم می‌سایید و کارتان می‌افتد به ما". همیشه جوابی از سر طنز به دندانپزشک می‌دادم ولی ان روز حوصله خوشمزگی‌های دکتر را نداشتم.

ظاهرا پرستاری که دستیار دندانپزشک بود، از تحولات چند ساله اخیر  اجتماعی در حوزه زنان عقب نمانده بود، چون آزادانه موهای رنگ کرده و یکدست روشن خود را افشان کرده و روی شانه ریخته بود. موقعی که دکتر ابزارهای فلزی  با لبه‌های تیز و بران را برای شکافتن لثه یا سوراخ کردن پایه دندان طلب می‌کرد این پرستار گیسو شلال بود که بالای سر من حجم بزرگی از موی رنگی  را از این طرف با آن طرف می ریخت.

در آن میانه احساس درد و سوزش و صدای دریل دستگاهی که نه دندان بلکه گویی مغز مرا می‌تراشد و درد و خون و عفونت را میهمان دهانم می‌سازد، من از میان پرده‌ای از اشک و از لابلای چشمانی که از شدت عذابی که می‌کشیدم مرطوب شده بود، بیشتر از آن‌که دندانپزشک را ببینم، موهای انبوه در حرکتی را می‌دیدم که به من نزدیک یا  دور می‌شدند.

دریل دکتر که از صدا افتاد، چراغ درد من هم خاموش شد. برخاستم؛ دکتر مشغول نوشتن نسخه‌ای شد و پرستار ابزارها را جمع می‌کرد و منشی آمد که وضعیت را ببیند تا بیمار بعدی را روانه اتاق دندانپزشک سازد.

دکتر نسخه را داد و دستورهای آن را: "آنتی بیوتیک نوشته‌ام که اگر عفونت کرد استفاده کنید". نمی‌توانستم حرفم را نزده بروم: "دکتر جان؛ احتمال عفونت زیاد است".

دکتر با خنده گفت: "کجا طب خوانده‌ای که ما نمی‌دانستیم". پرستار هم خندید. بی آن‌که ریاکارانه به شوخی او لبخندی بزنم با اشاره به دهانم  گفتم: "والله عقلم می‌گوید وقتی این حفره باز در معرض تماس با موهای افشان رنگ شده با مواد شیمیایی است احتمال عفونی‌شدن محل زخم زیاد است". این‌بار من با ان دهان مجروح به زحمت تبسم کردم ولی خنده بر لب پرستار خشک شد و دکتر روی در هم کشید .....

(ادامه دارد)

✍#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من

🆔 @sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

بیائید شعله را مداوم زنده نگهداریم!

✍ مردی که به طور منظم در برنامه‌های گروهی شرکت می‌کرد، ناگهان و بدون هیچ گونه اطلاع رسانی، شرکت در دورهمی ها رو قطع کرد..!*
*بعد از چند هفته، یک شب بسیار سرد یکی از اعضای آن گروه تصمیم گر‌فت که از او دیدار کند، او مرد را در خانه، تنها، در مقابل شومینه‌ای دید که آتش درخشانی در آن می‌سوخت!*
*مرد از دوست خود استقبال کرد، آرامش و سکوتی در فضا حاکم بود.*
*این دو نفر فقط شعله‌های رقصیده را در اطراف چوبی که شکسته شده بود و داخل شومینه بود، تماشا می‌کردند.*
*پس از چند دقیقه میهمان بدون گفتن هیچ كلمه‌ای، چوب‌های درون آتش را بررسی كرد و یكی از آنها را كه از همه بیشتر درخشان بود و زیبا می سوخت، انتخاب كرده و با یك انبر آن را به كناری گذاشت، سپس دوباره نشست.*
*میزبان همه چیز را زیرنظر داشت و مجذوب رفتار او شد، بعد از چند لحظه، شعله زیبای چوب جدا شده فرو نشست، تا اینکه فقط یک لحظه درخشید و آتش به زودی خاموش شد.*
*در مدت کوتاهی، آنچه قبلاً نور و گرما بود، چیزی بیشتر از یک تکه چوب مرده سیاه نبود.*
*از زمان ورود میهمان کلمات بسیار کمی رد و بدل شده بود، پیش از آماده شدن برای عزیمت، میهمان قطعه چوب بی فایده را با انبر برداشت و دوباره در وسط آتش قرار داد، بلافاصله تکه چوب دوباره زنده شد و با نور و گرمای کنده‌های سوزان اطراف آن سوخت.*
*هنگامی که میهمان قصد رفتن داشت، میزبان گفت از بازدید شما و از درس زیبایی که به من دادید متشکرم، من به زودی به گروه برمی‌گردم.*

*چرا یک گروه در زندگی ما مهم است؟*
*بسیار ساده است، زیرا هر عضوی که وارد گروه شود از بقیه، آتش و گرما می‌گیرد.*
*لازم به یادآوری است که اعضای گروه بخشی از شعله‌های آتش هستند.*
*همچنین خوب است یادآوری کنیم که همه ما مسئول سوزاندن شعله یکدیگر بوده و باید اتحاد را در بین خود تقویت کنیم تا آتش واقعاً قوی، موثر و پایدار باشد.*
*آتش را در آتش نگه دارید،  مهم نیست که گاهی اوقات اختلاف نظرها و سو تفاهم ها ما را اذیت می کند، مهم وصل بودن ماست.*
*ما اینجا هستیم تا به همدیگر مهر بورزیم، پیام بفرستیم، یاد بگیریم*
*تبادل نظر کنیم، در شادی‌ها و غم‌های هم شریک بوده و  بدانیم که تنها نیستیم...*

*بیایید شعله را مداوم زنده نگهداریم‌.*

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی

#مارک_تواین هشدار می‌دهد که کسی که همیشه خود را درست می‌داند، خطرناک است؛ زیرا گوش نمی‌دهد، نمی‌بیند و نمی‌آموزد. غرور، بیماری خرد است و مانع رشد فردی و اجتماعی می‌شود.

دیگر این‌که خرد واقعی در فروتنی و انعطاف ذهنی است؛ در توانایی شنیدن، یاد گرفتن و پذیرش اشتباه. این نگرش هم انسان را می‌سازد و هم روابط و جامعه را سالم‌تر می‌کند.

امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم :

راهی پیدا کنم که بتوانم یک انسان را شاد کنم و لبخندی بر لبانش بنشانم.

🌷🆔 @Sayehsokhan🌷

Читать полностью…

نشر سایه سخن

به‌مناسبت فرخنده‌زادروز استاد شهرام ناظری بشنوید:
اجرای تصنیف کردی «شیرین شیرین» با ارکستر کومیتاس ارمنستان به رهبری لوریس چکناواریان به همراه زیرنویس فارسی

موسیقی سنتی SonnatiMusic@
🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

🔅سخنان کوتاه و تاثیرگذار "ایندرا نویی"

مدیر عامل و رییس هیئت مدیره Pepsi
و قدرتمندترین زن جهان در سال 2009 و 2010 به انتخاب نشریه فوربس!

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم:

از خداوند برای مواقعی که اصلا انتظار نداشتم ولی #هدیه‌ای دریافت کردم، #تشکر ‌کنم.

🌷🆔 @Sayehsokhan🌷

Читать полностью…

نشر سایه سخن

🎵
قطعه《در آرزوی تو باشم》

آهنگساز و رهبر ارکستر: آرش فولادوند
خواننده: وحید تاج
نوازنده تار: استاد کیوان ساکت

با همراهی: گروه کُربهار
ارکستر فیلارمونیک پاریس شرقی

🆔 @ArashFouladvand
🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

🔴چرا بازار روان درمانگری داغ شده است؟ | مصاحبه جدید مصطفی ملکیان و اندیشه پویا

✍مصطفی ملکیان

🔹روان‌درمان‌گری البته باید وجود داشته باشد، اما این‌جور هم نباید باشد که خودکاوی و خودشناسی نکرده فوری خودم را در اختیار دیگری بگذارم. ما نباید خودشناسی و خودکاوی را به طور کلی تعطیل کنیم و اتفاقاً قبل از این‌که به روان‌درمانگر رجوع کنیم باید نوعی خودکاوی و خودشناسی داشته باشیم و اگر از عهده‌ی مشکل برنیامدیم به پزشک مراجعه کنیم.

🔹معیارِ متوسط مردم نمی‌تواند معیار سلامت تلقی شود و هر آن‌که را از معیار متوسط مردم عدول کرد نمی‌توان و نباید بیمار تلقی کرد. اگر کسی نه در خوشی زندگی‌اش و نه در خوبی زندگی‌اش احساس درد نمی‌کرد و داوری منفی نداشت، حق نداریم دستور دهیم که او در باب خوشی زندگی‌اش، یا در باب خوبی زندگی‌اش، پیش روان‌درمان‌گر برود.

🔹وقتی می‌توانیم به کسی بگوییم از سلامت روان برخوردار نیست که شخص خودش در وهله‌ی اول احساس رنج کند از زندگی و بگوید من در وضعی قرار دارم که مطلقا از آن خشنود نیستم و رضایت ندارم. این عدم رضایت مرجعش شخص خودِ اوست و از جایی از بیرون به او تحمیل نشده است؛ ایدئولوژی‌ای حکم نداده که او سلامت ندارد و احساس ناسلامتی ذهنی یا روانی از درون خود او دارد می‌جوشد.

🔹روان‌پزشک و روان‌درمانگر نمی‌توانند و نباید آرمان زندگی ما را تعیین کنند. فقط می‌توانند بگویند اگر آرمان زندگی تو آن است، من می‌توانم وسایل رسیدن به آن آرمان را در اختیارت بگذارم. آن‌ها نمی‌توانند بگویند که من حسود باید باشم یا حسود نباید باشم، فقط می‌توانند وسیله‌ی رسیدن به اهداف و ارزش‌هایم در زندگی را در اختیارم بگذارند.

🔹به‌طورکلی نمی‌شود حکم داد که روان‌درمانگری شبه‌فن است و فن نیست، اما در میان ۳۶ روشی که ذیل روان‌درمان‌گری قرار گرفته‌اند، بعضی‌های‌شان به شدت قابل بحث‌اند که از اساس شبه‌فن هستند. مثلا مسمریسم که یک روش در روان‌درمان‌گری است و تاحدی از هیپنوتیسم استفاده می‌کند.

🔹آکادمی این بدهی را به ما شهروندان عادی دارد که باید ما را راهنمایی کند و روشن سازد که اگر فلان نوع بیماری یا اختلال را دارید به این شاخه‌ی روان‌درمانگری رجوع کنید و نه به آن شاخه، و اگر یک‌جایی به اجماع می‌رسند که یک روش روان‌درمانگری واقعا شبه‌فن است، آن روش را رسوا و برملا کنند که شهروندان قوای ذهنی و روانی‌شان را دراختیار کسی نگذارند که هیچ صلاحیت ندارد.

📍از متن گفت‌وگو با مصطفی ملکیان درباره‌ی فن و شبه‌فن بودن روان‌درمانی. اندیشه پویا ۹۹


@mostafamalekiab

Читать полностью…

نشر سایه سخن

🆔 @Sayehsokhan👇👇👇

Читать полностью…

نشر سایه سخن

✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!

این جمله‌ی اپیکتتوس قلبِ فلسفۀ رواقی‌گری را روشن می‌کند: ما همیشه کنترل کاملی بر رویدادهای بیرونی نداریم، اما همیشه می‌توانیم انتخاب کنیم چگونه به آن‌ها واکنش نشان دهیم.

رنج ما معمولاً از «خودِ اتفاق» نیست؛ از تعبیری است که از آن می‌سازیم. دو نفر ممکن است در یک موقعیت مشابه قرار بگیرند، اما یکی فرو می‌ریزد و دیگری رشد می‌کند—نه به‌خاطر تفاوت در رویداد، بلکه به‌خاطر تفاوت در واکنش. این نگاه به ما یادآوری می‌کند که مرکز ثقل کنترل درونی است، نه بیرونی.

امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

#لیلی_و_مجنون
#قسمت_بیست_و_چهارم

🆔 @sayehsokhan

⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️

Читать полностью…

نشر سایه سخن

انسان ها به ۳ دلیل پشت سرتان حرف می‌زنند:

۱. وقتی نمی‌توانند در حد شما باشند؛
۲. وقتی چیزی که شما دارید را ندارند؛
۳. وقتی می‌خواهند از سبک زندگی شما #تقلید کنند اما نمی‌توانند!!

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم:

برای خودم یک #آلبوم_سپاسگزاری درست کنم. #خانواده، #دوستان و عکسهایی که نشانم می‌دهند چه #نعمت‌هایی در اختیار دارم و از آن غافلم.

🌷🆔 @Sayehsokhan🌷

Читать полностью…

نشر سایه سخن

بی‌پناه
شاعر: کریم فکور
خواننده: ناصر مسعودی

کمی آهسته‌تر!
ای کاروان‌سالار، رحمی کن!
من افسرده دل هم،
دلبری در کاروان دارم.

منم ز کاروان جدا مانده؛
چو گردِ رَه از او به جا مانده؛
شکسته در گلو نوای من،
چو آن نئی که از نوا مانده.

چه گفتم ای فلک؟
چه کردم ای خدا؟
که از دیار خود،
شدم چنین جدا؟

دراین بیابان‌ها، فتاده‌ام از پا،
منم آن آهوی پریشان،
خسته جان در بیابان.

گشته‌ام اسیر غم،
بی اثر شد آهِ من؛
بی‌پناه و بی‌کسم،
کس نشد پناه من.

ندانم امشبم،
که آورد به سر من؛
فغان اگر که نرسد،
به گوش کس خبر من.

به یاد ناصر مسعودی، که در کودکی و نوجوانی با صدایش خاطره‌ها یافتیم.

/channel/ezzatiparvar
🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

⁣💬 #چند_سلفی_با_هیجانات!

✳ معمولا تاثیر هیجانات نیرومند را در مناطق خاص بدن خود احساس می‌کنیم.
👈 بنا بر این بدن خود را وارسی کنید.

چند دقیقه وقت بگذارید.
بدن خود را از سر تا نوک انگشت پا، از صفر تا 100 مرور کنید.

❇ببینید احساسات شما در کجا قوی‌تر است.
⬅بیش‌تر از همه در پیشانی،
⬅ آرواره و فک،
⬅ گردن،
⬅ گلو،
⬅ شانه‌ها،
⬅ شکم،

✅این کار به توجه شما کمک می‌کند.

📚 #برشی_از_کتاب : #عمل_عاشقانه
📘#نام_اصلی: #ACT_With_Love
✍️ اثر: #دکتر_راس_هریس
👌 ترجمه: #دكتر_شیرعلی_خرامین و #میترا_رفیعی
📖 صفحه: 178
📌چاپ: #پنجم
📇 انتشارات: #سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…

نشر سایه سخن

در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم :

یک کار برای رضای خدا انجام دهم.
یک کار #خیر بدون چشم داشت!

🌷🆔 @Sayehsokhan🌷

Читать полностью…

نشر سایه سخن

#خدا

درباره‌ی خدا از کهن‌ترین زمان‌ها سخن گفته‌اند. اسطوره، عرفان، دین، فلسفه و حتی علم، کوشیده‌اند تا نشانی از خدا دهند.
خدای اسپینوزا، با روایت امید اطهری‌نژاد،
شنیدنی است.

🆔 @Sayehsokhan

Читать полностью…
Subscribe to a channel