1809
ترا آئینه آگه سازد از زیبائی و زشتی
🟣
بیا که هاتِفِ مَیْخانه دوش با مَن گُفت
که دَر مَقامِ رِضا باش و از قَضا مَگُریز!
#حافظ
#سور_سخن
@talar_ayne
🔻
شاهنامه به مثابتِ پادزهرِ استالینیسم
استاد دکتر سیّد فتحاللهِ مجتبائی:
... شاهنامه حتّیٰ از نظر فکری بر من تأثیر گذاشت. زمانی که ما جوان بودیم تفکّر استالینیستی همه جا را گرفته بود و بر ما هم تأثیر گذاشته بود؛ امّا شاهنامه خیلی در برگرداندنِ من تأثیر داشت و تا آن جا که میدانم شاهنامه بر فريدونِ تولّلی هم تأثیر داشت.
📚 مجلّهٔ فَردان، ش ۱۴، ص ۱۰۲ (با دُرُستگردانیِ یک لغزِشِ حروفْنگاشتی).
📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
#شاهنامه
#نکته
@talar_ayne
شاهنامه فردوسی
مشهور به شاهنامه امیرکبیر
شاهکار صنعت چاپ
فوقالعاده زیبا، نفیس و نایاب
تصحیح و مقابله
دکتر محمد جعفر محجوب
خوشنویسی متن جواد شریفی
نقاشی ها ، مینیاتور های رنگی و چهره فردوسی
محمد بهرامی
تذهیب ها و تشعیرها
حسین اسلامیان
تصاویر سیاه قلم متن
علی اصغر معصومی
غلطگیری و تنظیم فهرست ها
اصغر دستگیری
تنظیم نوشته های متن کتاب
محمد احصایی
ناشر مؤسسه انتشارات امیرکبیر
سال چاپ ۱۳۵۰
جعبه تمام چرم طبیعی
استاد مریخی آذر
جلدسازی پردیس
قطع رحلی
تمام گلاسه مصور
✅️مجموعه شخصی
#محمد_بهرامی
#محمد_احصایی
#حسین_اسلامیان
#شاهنامه_امیرکبیر
#عبدالرحیم_جعفری_تبار
🟣
بِبينيم تا دَسْتِ گَرْدان سِپِهْر
بِدينْ جَنْگْ سوىِ كه يازَد به مِهْر
بِكوشيم وز كوشِشِ ما چه سود؟!
كَز آغاز بود آنْچه بايِسْت بود!
#فردوسی
#شاهنامه
(ویراستِ دُوُمِ چاپِ مُسکو، ۴ / ۲۱، ب ۳۸۲ و ۳۸۳).
#سور_سخن
#احوال_ملک_دارا
@talar_ayne
🔺🔻🔺
مشتاق بودیم ارجنامهٔ آقای حسین توفیقی را ببینیم و تصفّح کنیم. ... «کتابِ شهر» کارِ سزاواری کرده است که فهرستِ آن را انتشار داده و علاقهمندان را مُستَفیض گردانیده است.
از این فهرست چنین برمیآید که پژوهندگانِ متکثّر و متنوّعی در نگارش و اهدایِ مقالات مُساهمت نداشتهاند.
جالبِتوجّهتر این که گویا بیش از نیمی از مقالات و فصولِ ارجنامه را مدوِّنِ آن خود شخصًا تهیّه کرده و بیجهت منّتِ این و آن را برای مقالهدادن نکشیده است. اشکالی هم ندارد. اصلا فرض کنید مدوِّن، مجموعهای از مقالاتِ خود را در این زمینهٔ مطالعاتی فراهم آورده و به آقای توفیقی هدیّه کرده باشد. به جایی برنمیخورد.
این هم که خود آقای حسین توفیقی (اگر تشابه اسمی نباشد) آن وسط (صص ۲۲۵ ـ ۲۳۸) مقاله داشته باشند و انگاری مقالهای را به خود تقدیم کرده باشند، باز، هرچند خلافِ معمول است، اشکالی ندارد. هر انسانِ سالمی باید قدرِ خود را بداند.
وانگهی، در زمانهای که روز به روز عرصهٔ دانش و پژوهش از عالمانِ کاردانِ باأُصول تهیتر میگردد، هرگونه سعیِ علمی مشکور است.
#تصفح
@talar_ayne
🟣
یک حَرفِ صوفیانه بِگویَم إِجازَتَسْت؟!
اِی نورِ دیده! صُلْح بِه از جَنْگ و داوَری*!
#حافظ
#سور_سخن
*داوَری: نِزاع، جِدال.
@talar_ayne
🔷
صُلْح اسْت میانِ کُفر و إِسلام
با ما تو هَنوز دَر نَبَردی
#سعدی
#سور_سخن
@talar_ayne
📚
در این کتابِ رنگین 👆 آمده است که رودکی از شعرایِ دربارِ سلطان محمودِ غزنوی بوده است و آنجا در کارِ فردوسی موش میدوانیده!
و أمّا یک نقطهٔ کمأهمّیّتِ تاریخی(!):
رودکی، مُتَوَفّایِ سالِ ۳۲۹ است و فردوسی، مُتَوَلِّدِ همان سالِ ۳۲۹. سلطان محمود هم، سالها پس از این تاریخ ولادت یافته است!!!
#تصفح
#نکته
@talar_ayne
یادداشت روز:
دیروز بعدازظهر رفتم و تمام کتابها و وسایلم را از دفتر خالی و کوچکم در انتشارات نی جمع کردم و به "خانهی کوچک"ام آوردم. (این تعبیر خانهی کوچک را دوست دارم چون هم یادآور سریالی است که تلویزیون پیش از انقلاب، در روزگار کودکی و نوجوانی من، پخش میکرد و خیلی برایم امیدبخش بود و هم "کوچک" را به معنی کوچِ کوچک میگیرم. مگر نه آن است که ما همه در این دنیا مسافریم و پیوسته در کار کوچیدن؟) این دفتر هم یکی دیگر از خانههای کوچکی بود که ده سال از زندگیام در آن به سر شد و به ناخواست خود از آن کوچیدم. مدیر انتشارات نی ترجیح داده بود که به شکلی نامحترمانه و بی اطلاع و نظارت خودم داروندار ناچیزم در آن دفتر را که بیشتر کتاب بود بدهند توی کارتون بگذارند و بستهبندی کنند و بهانهاش هم این که میخواستهایم اتاقتان را نقاشی کنیم! دیروز پس از چند ماه باز رفتم که چندتایی کتاب از کتابفروشی بخرم. به اتاق هم سر زدم و دیدم هیچ خبری از نقاشی نیست. در این چند ماه مدیر و کارکنان نشر نی نه سراغی از من گرفتند نه حتا تسلیتی برایم فرستادند به مناسبت وفات پدرم. ضمناً با مراجعه به کتابفروشی خود انتشارات متوجه شدم که تجدید چاپ کتابهای مرا خارج از اولویت دانستهاند. بعضی از کتابهای چاردهگانهی تاریخوادبیات اصلاً در کتابفروشیها نیست و خودم هم آنها را گیر نمیآورم. در عوض نشر نی نسخهی الکترونیک آنها را به قیمتی نازل در فیدیبو و طاقچه عرضه میکند و نسخههای باقیماندهی کاغذی را در کتابفروشی خودش نگه داشته است و دیروز خودم چند تایی از آنها را به قیمت دو برابر زمان انتشارشان (دو سال پیش) خریدم. در باب فروش کتابهایم بدون اطلاع خودم در سایت آمازون هم نشر نی تا به حال هیچ توضیحی به من نداده است. در ده سالی که از نزدیک با آن نشر همکاری داشتم پانزده عنوان کتاب تألیفی و دو عنوان ترجمه تقدیمش کردم که یکیش زندگینامهی فلسفی نیچه بود و دیگری چین و ژاپن کازانتزاکیس. در آن ده سال، علاوه بر این کارها، بی هیچ مزد و منت و فقط از سر دوستی و علاقه، بعضی کتابهای نشر نی را پیش از عقد قرارداد ارزیابی یا گاهی پیش از چاپ بازخوانی و حتا ویرایش میکردم. از دوست فرزانهام، دکتر مصطفی موسوی، خواهش کردم که طرح تصحیح و شرح شاهنامهی سنژوزف را به نشر نی بیاورد و آن طرح را در همان اتاق کوچک با هم و باز بی آن که ریالی از ناشر دریافت کنیم به انجام رساندیم و اکنون تقریباً آمادهی انتشار است. رفتار نامحترمانهی نشر نی با من، پس از ده سال خدمت بیشائبه در آنجا، البته برایم بیسابقه نبود. تالی همان رفتاری است که پس از شش سال خدمت از روی صدق و صفا در دانشگاه تهران با من شد. زندگی انگلوار گزینشی و رانتخوارانه بهترین حکومتها و آدمها را هم بی آن که شاید خودشان متوجه باشند مسخ و به هیولاهایی بدل میکند که جز آرواره چیزی ندارند و کمکم اجزای بدن خودشان را هم میخورند. با این همه، از گذران روزها و سالهایم در نشر نی به هیچ وجه پشیمان نیستم. با کتابها و آدمهای خوبی آشنا شدم و کتابهایی هم نوشتم و ترجمه کردم که دستکم به کار عدهی زیادی آمده و آنها را پسندیدهاند. به زندگی کوچوار خود ادامه میدهم و باز تا جایی که ذهن و دستم یاری کنند مینویسم و نوشتههایم را برای ایرانیانی به یادگار میگذارم که امیدوارم روزی سرانجام از بند اخلاق بندهوار و استبداد موروثی رها شوند و قدر خویش بدانند و زندگی پرزحمت باشرافت را به بیهودهگذرانی و تنآسانی رانتخوارانه ترجیح دهند. یکی از حکیمانهترین سخنان منسوب به علی بن ابیطالب که شنیدهام همین است: رحِمَ الله مَن عَرَف قدرَ نفسِه! خدا بیامرزاد کسی را که قدر خویش بداند.
📚نیایِشِ أَبوحَمْزهٔ ثُمالی
✍ترجُمان: #جویا_جهانبخش
چاپِ «نَشرِ اَدَبیّات»
(مَتنِ کاملِ آخِرین ویراست که با رضایتِ ناشر و مترجم، بَرایِ نَخُستین بار دَر رایاسِپِهر اِنتِشار مییابَد).
چَشمداشتِ ما اَز شما:
يک «صَلَوات» که ثَوابِ آن تَقدیم میگَردَد به روحِ پاکِ اُمُّالمُؤمِنين حَضرَتِ خَديجه سَلامُ الله عَلَيها 💐
دُعاگوی و دُعاجوییم🤲🙏
@talar_ayne
تصاویری از آیینِ رونمایی و معرّفیِ کتابِ «بوستان به مثابت سیاستنامه» در اصفهان / ۲۷ بهمنِ ۱۴۰۴
@talar_ayne
#سحرگاهی
بِشْنو اَز مَن سُخَنی، حَقِّ پدَرْفَرزَنْدی؛
گَر به رایِ مَن و اَنْدیشۀ مَن خُرْسَنْدی
چیسْت، دانی، سَرِ دینْداری و دانِشْمَنْدی؟!
آن رَوا دار، که گَر بَر تو رَوَد، بِپْسَنْدی!
#سعدی
#قطعات
@talar_ayne
لازم به ذِکر!!!!
این روزها دَر إِفاضاتِ بَرخی از رَسانههایِ شنیداری و نِوِشتاری و حَتّیٰ در خلالِ دُرْفَشانیهایِ بَعْضِ اُسْتادانِ دانِشْگاه بسیار میشنَویم و میخوانیم: «لازم به ذِکر است که ...»!
اُسْتادِ اَنوشهیاد أَبوالْحَسَنِ نَجَفی سالْها پیش ما را چُنین دَرآموخْته اَسْت:
«لازم به تذکّر است (و عِباراتِ مُشابهِ آن مانَندِ لازم به ذکر است، لازم به یادآوری است، لازم به توضیح است و جز اینها): این عبارت که هر روز بارها در رادیو و تلویزیون، خاصه در تفسیرِ أخبار، تکرار میشود غلطِ مسلّم است، زیرا لازم بودن حرفِ اضافۀ "به" نمیگیرد، بلکه اساسًا بی حرفِ إِضافه به کار میرود، چنانکه کسی، مثلًا برایِ نشستن، هرگز نمیگوید: "لازم به صندلی است"؛ بلکه میگوید: "صندلی لازم است". بنا بر این به جایِ آن عبارتِ رایج در رادیو و تلویزیون نیز به سادگی میتوان گفت: "این تذکّر لازم است ..." (بگذریم از این که در أکثرِ موارد نیازی به استعمالِ این عبارتِ قالبی نیست و میتوان آن را بهکلّی از کلام حذف کرد بی آن که معنی ناقص شود.)»
(غَلَط نَنِویسیم، أَبوالْحَسَنِ نَجَفی، چ: ۱۴، تِهْران: مَرْکَزِ نَشْرِ دانِشْگاهی، ۱۳۸۷ هـ.ش.، ص ۳۲۸ و ۳۲۹).
🍀🍀🍀🍀
📚 جَمالُ الْمَرْءِ فَصاحَةُ لِسانِهِ.
#شیواسخنی
#نکته
@talar_ayne
🔷
مُقابَلَتْ نَکُنَد با حَجَر به پیشانی
مَگَر کَسی که تَهَوُّر* کُنَد به نادانی
کَس این خَطا نَپَسَنْدَد که دَفْعِ دُشْمَنِ خود،
تَوانی و نَکُنی؛ یا کُنیّ و نَتْوانی!
#سعدی
#قطعات
#سور_سخن
*«تَهَوُّر» دَر اِصْطِلاحِ عالِمانِ قَدیم به شَجاعَتِ إِفْراطی إِطْلاق میگَرْدید و اَز رَذائِلِ أَخْلاقی شُمُرْده میشُد؛ نوعی بیپَروائی که نَتیجۀ آن دَسْتْیازی به کارْهایِ نَسَنْجیده و نابِخْرَدانه اسْت. ... به عِبارَتِ ساده و هَمهفَهْم، «تَهَوُّرِ» اِصْطِلاحی، هَمان دِلیری و بیپَرْوائیِ کَسانی اسْت که دَر عُرْفِ عام "کَلّهخَر" خوانْده میشَوَنْد!
@talar_ayne
🎥 از مسابقات صدا و سیما:
حضرت داود در کدام جنگ پیروز شده است؟!
۱. جنگ با جالوت ... ۲. هشتسال دفاع مقدس ۳. جنگ ۳۳روزهٔ لبنان ۴. جنگ ۱۲روزه.
آیا برنامههای این «صدا و سیما» برای عقبماندگانِ ذهنی تهیّه و تنظیم میگردد؟!!!
#احوال_ملک_دارا
@talar_ayne
🟣
مَن اینجا دیر مانْدَم، خوار گَشتَم
عَزیز از مانْدَنِ دائِم شَوَد خوار
چو آب انْدَر شَمَر* بسیار مانَد
زُهومَت* گیرَد از آرامِ* بسیار
#دقیقی_طوسی
#سور_سخن
(دیوانِ دَقیقیِ طوسی، تصحیحِ شریعت، چ اساطیر، ص ۹۸ و ۹۹).
*شَمَر: آبگیر، حوضِ کوچک.
**زُهومَت: بویِ بَد و رائِحهٔ نامَطبوع مانندِ بویِ ماهیِ مانْده.
***آرام: سُکون و بیحَرَکَتی.
@talar_ayne
🔺🔻🔺
برایِ امثالِ ما که تصاویرِ چُنین کتابی «باغِ تفرّج است و بس» و هرگز خَیالِ خریدَنَش را نیز نباید به سر انداخت.
محضِ دیدن و لذّتِ بصری اینجا نهاده شد.
این کتابها را معمولًا همان کسانی باید بخَرَند (و میخَرَند) که فرصتی و رَغبَتی برایِ تحصیلِ سوادِ خواندنِشان نداشتهاند!
«دانش و خواستهست نرگس و گل» الخ.
بلکه «ای خواجه! مَکُن تا بتَوانی طلبِ علم» الخ.
@talar_ayne
🔻
#آینهی_کتاب
ویسلاوا شیمبورسکا، شاعر و نویسندهٔ لهستانی و برندهٔ جایزهٔ نوبل:
کتابخواندن باشکوهترین سرگرمیای است که إنسان، دست کم تا امروز، برای گذرانِ وقت إبداع کرده است.
📚 مجلّهٔ فَردان، ش ۱۴، ص ۲۲۱.
📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒📒
#کتاب
#نکته
@talar_ayne
بیستونهم خردادماه، سالگرد درگذشت بهمن سرکاراتی (۱۳۱۶-۱۳۹۲)
عضو پیوسته و معاون پیشین علمی و پژوهشی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
(تاریخ عضویت پیوسته: ۱۳۷۰/۴/۱۱)
به عقیدۀ من نخستین، ناگزیرترین و بدیهیترین شرط لازم برای شناخت ایران دوست داشتن ایران است... دوست داشتن ایران یعنی حرمت این مرز و بومِ کهن و مردم آن را نگه داشتن، گذشتۀ خود را خوار نشمردن، میراث فرهنگی خود را از بین نبردن و زبان فارسی را که از ارکان هویّت ملّی است به الفاظ بیگانه نیالودن. دوست داشتن ایران یعنی از مرزهای میهن خود در برابر ترکتازی دشمنان دفاع کردن و از آن مهمتر از مرزهای ذهن و جان خود و ذهن و جان فرزندانمان در برابر تهاجمهای فرهنگی حفاظت کردن.
سخنرانیها و گزارشهای جلسۀ افتتاحیه، عمومی و اختتامیۀ نخستین همایش ملّی ایرانشناسی، «برای شناخت ایران چه باید کرد؟»، تهران، انتشارات دایرۀ سبز، ۱۳۸۱، ص ۴۹.
@theapll
#تازه_های_کتاب
کلیسا و مسجد ؛جستارهایی در باب ادبیات جدلی اسلام و مسیحیت (جشننامه استاد حسین توفیقی)
رسول جعفریان
نشر مورخ
چاپ اول۱۴۰۵
قطع وزیری
جلد سخت
۷۱۰صفحه
۱۳۷۰۰۰۰تومان
خرید از سایت
http://torsoobook.com
@ketabeshahr578
https://www.instagram.com/ketabeshahr578?r=nametag
📎 صُلْح است میانِ کفْر و إِسلام ...
(إیضاحِ إِشارتیّ و بَیانی اَز شیْخ سَعْدی)
نوشتهیِ #جویا_جهانبخش
چاپشده در: نشریهی #آینه_پژوهش، سال سی و چهارم، خرداد و تیر ۱۴۰۲، ش ۲۰۰، صص ۳۴۵ - ۳۵۱
@talar_ayne
🟣
هَم اینجا صُلح کُن با ما؛ چه لازِم
که دَر مَحشَر زِ ما شَرمَنده باشی؟!
#صائب
#سور_سخن
@talar_ayne
🔸🔹🔸
خواندنِ یادداشتِ استاد دکتر محمّدِ دهقانی، هم شادِمانِمان کرد و هم تَنگدِل.
وجهِ تَنگدِلی معلوم است و بازگفتن نمیخواهد ... «تو أهلِ فضلی و دانش؛ همین گُناهت بس»؛ أمّا وجهِ شادمانی:
أوَّلًا، بشارت دادهاند که کارِ تصحیحِ شاهنامه به اهتمامِ ایشان و آقایِ دکتر موسوی رو به پایان است؛ و این برایِ شاهنامهدوستانی که تصحیحِ آن کتابِ بزرگ را در قلمروِ ویژهٔ زیْد و عَمرو نمیدانند و مِلکِ طِلقِ فلان یا بهمان نمیشناسند و سندِ خداوندیِ آن را به نامِ کسی نزدهاند، مُژدهٔ جانفَزائی است.
ثانیًا، نمودِ مَنِشِ عِزَّتمَندانه و اجتنابِ آزادگان از «خویِ غلامی»، همواره مبارک است و نشان میدهد هنوز مردانی در این سرزمین هستند که کارِ فرهنگی را با کاسبکاریِ طامعانه نمیآلایند و از اصول عدول نمیکنند و از مَکتَب مَکسَب نمیسازند؛ و جانِ شرافتِ اخلاقی و اخلاقِ عزیزانه، همین است. ... زنده باد!🤲
@talar_ayne
#سحرگاهی
چون زَهْرهٔ شیران بدَرَد نالهٔ کوس*
بَر باد مَدِهْ جانِ گرامی به فُسوس**
با آن که خُصومَت نَتَوان کَرْد، بِساز!
دَسْتی که به دَنْدان نَتَوان بُرْد، ببوس!
#سعدی
#رباعی
*کوس: طَبلِ بُزُرْگ که بهویژه دَر جَنْگْها بَر آن بِکوبَنْد.
**فُسوس / اَفْسوس: مَسْخَرهبازی و ریشْخَنْد و اِسْتِهْزا.
به فُسوس: اَز رویِ مَسْخَرگی، بهبازیچه، بیهوده و بیجِهَت.
@talar_ayne
🎤
@talar_ayne
پوشهٔ شنیداریِ آیینِ رونمایی و معرّفیِ کتابِ «بوستان به مثابت سیاستنامه»
سخنرانان:
حجتالاسلام والمسلمین دکتر #نجف_لکزایی
استاد #محمد_اسفندیاری
#جویا_جهانبخش
دبیرِ علمیِ نشست: دکتر #محسن_محمدی_فشارکی
برگزارشده در دفترِ تبلیغاتِ اسلامیِ اصفهان به تاریخِ دوشنبه ۲۷ بهمنِ ۱۴۰۴
@talar_ayne
📚 ضیاءُالشِّهاب
شرح فارسی شِهابالأخبارِ قاضیِ قُضاعی
صفحهٔ ۳۴۶ و ۳۴۷
✍️ جویا جهانبخش و ...
📚
«... اَگَر کَسی به شُما بگویَد که دَسْتورِ زَبانِ فارْسی آسانَسْت، به او بخَنْدید.
دَسْتورِ هیچ زَبانی آسان نیسْت و به آنْچه دَر مَدْرِسه مُمْکِن بود بیاموزَند (وَلی نَمیآموزَنْد) اِکْتِفا و اِقْتِصار نَمیتَوان کَرْد ...»
(مینُوی بَر گُسْتَرۀ أَدَبیّاتِ فارْسی، چ: ۱، ص ۴۶۹).
#مجتبی_مینوی
#پند_پیران
@talar_ayne
#سحرگاهی
چون خیْلِ تو صَد باشَد و خَصْمِ تو هِزار،
خود را به هَلاکْ میسِپاری؛ هُش دار!
تا بِتْوانی بَرآوَر از خَصْمْ دَمار
چون جَنْگ نَدانی* آشْتی عیْب مَدار!
#سعدی
#رباعی
*"دانِسْتَن" دَر لِسانِ قُدَما به مَعْنایِ "تَوانِسْتَن" نیز هَسْت.
@talar_ayne
🔺🔻🔺
پَنْدِ سَعْدی که کلیدِ دَرِ گَنْجِ سَعْد اسْت،
نَتَوانَد که به جای آوَرَد الّا مَسْعود*
#سعدی
#غزل
#سور_سخن
*مسعود: نیکبخت، خجستهروزگار.
@talar_ayne
🔷
این کتابِ «فرمان کوروش بزرگ»، بخشی از خاطراتِ کودکی و نوجوانیِ من است! ... سالهایِ سرخوشی و آرزوهایِ دور و درازی که تا امروز بسیاریشان را به دستِ خود به خاک سپاردهام! ... نسخهای از کتاب را که در آن سالها بسیار نایاب (بل از نگاهِ بعضی: ممنوع!!!! و نشانهٔ انحرافِ فکریِ دوستارش!) بود، از «فرهنگسرای اصفهان» خریده بودم و چونان گنجی گرامیاش میداشتم.
بعدها اوضاع قَدرَکی دگرگون شد. برخی لَختی عاقل شدند یا به هر دلیل کوتاه آمدند. استاد اَرفَعی هم قَدر دید. منبنده نیز همچنان، البتّه دورادور، به او إرادت ورزیدم و هربار با دیدنِ سیمایِ او و شنیدنِ سخنانش، یادِ آن سالها، سالهایِ اُنس با شاهنامه و همنشینی با دکتر جلیلِ دوستخواه و زندگی در اصفهانِ زندهٔ پویا و همدمی با زندهرودِ زیبا را، در دل و جان زندهتر گردانیدم.
اینک با درگذشتِ استاد ارفعی تو گویی روزگار دیگربار ناپایْداریِ همهچیز را به منِ ناتوان تَذکار میدِهَد و خیرهسریِ خود را در رُبایِشِ خوشْدِلیهایِ ما بَندیانِ زمانه به رُخ میکشد.
چاره چیست؟! ... ما و خاطراتِمان دَر گُذَریم.
خداوند استاد اَرفَعی را بیامرزاد! ... ما را نیز!
ج.ج.
@talar_ayne