14374
کانال رسمی هفته نامه تجارت فردا صاحب امتیاز: شرکت دنیای اقتصاد تابان مدیر مسئول: علیرضا بختیاری سردبیر: محمد طاهری سایت: Www.Tejaratefarda.com
🔻مسعود نیلی: سیاستگذار اگر آینده را نبیند، میدان را به انتظارات مردم واگذار میکند | تصمیم امروز مردم تابع پیشبینی آنها از آینده است | سیاستگذار باید سیاست آیندهاش را اعلام کند
مسعود نیلی، اقتصاددان و استاد دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف در گفتوگو با تجارت فردا:
🔹شاید لازم نباشد یک فرد الزاماً متخصص اقتصاد کلان باشد تا بداند که وقتی از مفاهیمی مانند تولید ناخالص داخلی یا همان درآمد کل اقتصاد، مصرف، سرمایهگذاری یا واردات و صادرات واردات صحبت میکنیم، از «بخش واقعی اقتصاد» حرف میزنیم. مفاهیمی مانند تورم، نقدینگی، پول و نرخ ارز هم در بخش اسمی اقتصاد قرار میگیرند. در نظریه اقتصادی کلان، بخش واقعی بسیار مهم است، چون در زندگی مردم بروز و ظهور دارد.
🔹آکادمی نوبل جایزه اقتصاد را به رابرت هال و مایکل وودفورد اعطا کرد. این انتخاب به دلیل پژوهشهای برجسته آنها درباره مبانی خرد سیاستگذاری و ثباتسازی اقتصاد کلان صورت گرفت که تحولی بزرگ ایجاد نمود.
🔹رابرت هال با تلفیق نظریه درآمد دائمی فریدمن و انتظارات عقلایی لوکاس نشان داد مصرف امروز افراد تابع درآمد آینده آنهاست. این رویکرد ثابت کرد تصمیمات اقتصادی خانوارها بر اساس آیندهنگری و پیشبینیها شکل میگیرد.
مایکل وودفورد بر همین مبنا اثبات کرد که سیاستگذار برای اثرگذاری باید رفتار آیندهنگرانه مردم را در محاسبات خود لحاظ کند. اعلام شفاف سیاستهای آینده و داشتن اعتبار کافی، شرط اصلی خروج از بیاثر شدن است.
🔹سیاست ثباتسازی به معنای کنترل نوسانات و هموار کردن مسیر رشد اقتصادی است، نه فریز کردن قیمتها. تفاوت رشد کشورها علاوهبر سرمایهگذاری، به زیرساختهای اجتماعی و کیفیت نهادها بستگی دارد که ثبات را تضمین میکند.
🔹در اقتصاد ایران به دلیل تورم بالا و نبود چشمانداز مثبت، جامعه و سیاستگذار هر دو به سیاست روزمرگی و غنیمت شمردن دم روی آوردهاند. وقتی آینده قابل پیشبینی نباشد، رفتار اقتصادی به مدیریت لحظهای محدود میشود.
⬅️ متن کامل
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
🎥 از تثبیت قیمتهای سال ۸۳ تا طرح تورم صفر ۱۴۰۵؛ تکرار چرخه خطاهای سیاستی یا مُسکنهای ناگزیر؟
🔹دو دهه پیش، مجلس هفتم با رویای مهار تورم ترمز تعدیل تدریجی قیمت بنزین و حاملهای انرژی را کشید؛ تصمیمی که حالا کارشناسان آن را مبدا شکلگیری بزرگترین ناترازی انرژی تاریخ ایران میدانند. حالا درست در میانه بحران ناترازیها و تورم فرساینده، بار دیگر طرحهایی نظیر «تورم صفر» روی میز سیاستگذاران آمده است.
🔹در این گفتگو؛ محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و داود منظور، رئیس پیشین سازمان برنامه و بودجه به کالبدشکافی مسیر ۵۰ ساله اقتصاد ایران و ریشههای مشکلات اقتصادی کشور پرداختهاند.
🔹باهنر با بازخوانی اشتباه تاریخی مجلس در سال ۸۳ و چالش بنگاههای خصولتی که مانند «شترمرغ» نه بار میبرند و نه تخم میگذارند، از ضرورت نجات فوری معیشت زیر بار جنگ اقتصادی دفاع میکند.
🔹داوود منظور نیز با باز کردن پرونده تکالیف مالی بدون پشتوانه مجلس و ساختار صلب بوروکراسی دولتی، از بازی دولت و مجلس در خلق کسریهای بزرگ میگوید.
⬅️متن کامل این گفتگو به همراه ویدئوی آن، در روزهای آینده در سایت اقتصادنیوز و شبکههای اجتماعی اقتصادنیوز منتشر خواهد شد
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
اکونومیستهای ما مزخرف میگویند
✍️فاطمه نصیری
🔹غلامرضا مقدم، از مدیران و کارشناسان ارشد سازمان برنامه و بودجه در دوره پهلوی است. او در بخشی از خاطرات خود به تدوین گزارش مقدماتی برنامه پنجم عمرانی کشور اشاره میکند و توضیح میدهد که چگونه هشدار کارشناسان درباره نابرابریها، عدم تعادلهای اقتصادی و احتمال «انفجار اجتماعی و سیاسی» با مخالفت هویدا و سپس شاه روبهرو شد.
🔹او در این باره مینویسد: «در اواخر سال ۱۳۵۰ که بودجه سال آینده کل کشور تهیه میشد یک گزارش مقدماتی نیز از دورنمای وضع اقتصادی مالی و اجتماعی کشور در دوره برنامه پنجم عمرانی کشور توسط همکاران ما در سازمان برنامه تهیه شد. این گزارش که مستند به یک سری ارقام و آمار و اطلاعات کامل بود تصویر بسیار بدی را از وضع اقتصادی و مالی و اجتماعی کشور در سالهای آینده ارائه میداد.
🔹هدف ما این بود که این گزارش ابتدا در هیئت عالی برنامه که به ریاست نخستوزیر تشکیل میشد مطرح شود و بعداً در شورای اقتصاد در حضور شاه خوانده شود. دکتر آبادیان و چند نفر دیگر از متفکرین سازمان برنامه خیلی برای تهیه این گزارش زحمت کشیده بودند. البته گزارش خیلی انتقادی بود و در آن برای اولین بار در یک گزارش دولتی آمده بود که اگر روندها و نابرابریها و عدم تعادلهای چند سال گذشته ادامه پیدا کند در چند سال دیگر مسلماً یک «انفجار اجتماعی و سیاسی» در ایران به وجود خواهد آمد.
🔹در گزارش از اینکه طی دوران برنامه سوم و چهارم به مسائل اجتماعی، آموزش و پرورش، بهداشت، درمان، رفاه روستایی و امثال آن توجه کافی مبذول نشده بود سخت انتقاد شده بود. من گزارش را خودم به دقت خواندم و یک تغییرات مختصری هم در آن دادم. بعد گزارش را بردیم در هیئت عالی برنامه و در حضور نخستوزیر مطرح کردیم. وقتی گزارش را آنجا مطرح کردیم آقای هویدا از لحن گزارش که خیلی انتقادی بود خوشش نیامد و گفت که گزارش را اصلاً قبول ندارد و چون همهاش جنبه منفی و انتقادی دارد و پیشرفتهای هنگفتی که مملکت در این سالها کرده نادیده گرفته است و گزارش بایستی به کلی اصلاح شود.
🔹من در آن جلسه چیزی نگفتم ولی بعد از جلسه به آقای هویدا گفتم که شما ایرادتان به این گزارش چیست؟ کجای این گزارش غلط است بفرماید اصلاح کنیم. ولی به صرف گفتن اینکه این گزارش به درد نمیخورد کمک نمیکند و موجب دلسردی کارشناسان سازمان برنامه میشود. گفت، «شما این گزارش را بیندازید دور و خودت یک گزارش خوبی که بشود به اعلیحضرت ارائه داد تهیه کن.»
🔹من مجددا به ایشان گفتم که این گزارش را قبلا خواندهام و عقیده دارم گزارش بسیار خوبی است. قسمت عمدهای از مشکلات مملکت را مطرح میکند و این مشکلات بایستی مطرح بشود. ضمناً اضافه کردم که کارشناسان سازمان برنامه نمیگویند که این وقایع ناگوار حتماً اتفاق خواهد افتاد. بلکه میگویند اگر روندهای نامطلوب فعلی ادامه پیدا کند وضع بد خواهد شد و منظورشان این است که یک چارهجویی کنیم که این اتفاقات پیش نیاید. به هرحال هر قدر آقای هویدا اصرار کرد که من گزارش را تغییر بدهم قبول نکردم. گفتم اگر ایرادهای مشخصی هست، اگر ارقام و آمار گزارش غلط است بفرمایید اصلاح میکنیم.
🔹بالاخره آقای هویدا اوقاتش تلخ شد و گزارش را پس داد و گفت، «من که این را در شورای اقتصاد مطرح نمیکنم اگر میخواهی تو خودت بیا مطرح کن حضور اعلیحضرت.» گفتم من میآیم مانعی ندارد اگر شما بفرمایید من میآیم. گفت، «خیلی خوب».
🔹خبر دادند که فلان روز جلسه شورای اقتصاد است و گزارش مقدماتی برنامه پنجم و بودجه سال ۱۳۵۱ کل کشور مطرح است. من رفتم در جلسهای که با حضور شاه تشکیل میشد. شاه پرسید، «دستور جلسه امروز چیست؟» آقای هویدا گفت گزارش مقدماتی برنامه پنجم و بودجه سال ۱۳۵۱ کل کشور مطرح است و اگر اجازه میفرمایید مقدم این گزارش را مطرح کند؟ شاه هم گفت خیلی بود.
🔹من شروع کردم به خواندن گزارش. پس از اینکه یکی دو صفحه خواندم و رسیدم به قسمتهای انتقادی گزارش یک دفعه شاه گفت، «اینها چیست؟ این حرفها چیست؟ این مطالب چیست؟ باز این اکونومیستهای ما نشستهاند و این مطالب مزخرف را میگویند راجع به مملکت و تمام پیشرفتهای مملکت را نادیده میگیرند و بدبینی و یاس ایجاد میکنند. اصولاً کی به شما گفته این چیزها را بنویسید؟ اینها چیست؟» گفت، «نه اصلاً لازم نیست شما وارد این مسائل بشوید و ما خودمان میدانیم که چه کار کنیم.
🔹این کمبودهای مالی را هم که شما دارید و در این گزارش به آن اشاره کردهاید مهم نیست. بله ما میدانیم کمبود مالی داریم ولی ما خودمان همه اینها را درست میکنیم. درآمد نفت ما از حدود دو میلیارد فعلی به زودی به پنج میلیارد دلار خواهد رسید و این تمام گرفتاریهای شما را حل میکند. من همه چیز را خودم مراقب هستم.
#اقتصادیات
✅کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
ایالات متحده و توهم زور
🔺دریاسالار مکریون به آسیبشناسی استراتژی نظامی واشنگتن پرداخته است:
🖋 محمد حسین باقی
🔹دریاسالار ویلیام مکریون در شماره نوامبر/دسامبر ۲۰۲۶ «فارن افرز» با آسیبشناسی استراتژی نظامی واشنگتن مینویسد که استفاده دولت ترامپ از نیروی نظامی علیه ایران از ۲۸ فوریه بهاینسو، نمونهای از خطایی است که دهههاست مشخصه استراتژی ایالات متحده بوده است: «توهم زور» و بزرگنمایی ظرفیت قدرت نظامی برای دستیابی به پیروزی.
🔹این جنگ بدون دلیل روشن، با اهدافی متغیر (از تغییر رژیم تا بازگشایی تنگه هرمز) آغاز شد و نتایجی فاجعهبار به بار آورد؛ از جمله حمله هوایی اولیه به یک مدرسه ابتدایی و کشته شدن ۱۲۰ دانشآموز، نبود ائتلاف و برخورد سرد متحدان.
🔹این مشکل ریشهای عمیقتر دارد و به دوران پساجنگ جهانی دوم بازمیگردد؛ خطایی که ریشه در بزرگنمایی پتانسیل نیروی نظامی و نادیدهگرفتن حدود قدرت دارد.
🔹در جنگ ویتنام، ایالات متحده در هر نبرد تاکتیکی پیروز شد، اما کل جنگ را باخت؛ زیرا اصول بنیادی جنگ، اصطکاک نبرد و حدود قدرت را نادیده گرفت و پاسخ تلفات، صرفاً «بیشتر» بود.
🔹در مقابل، موفقیت «طوفان صحرا» (جنگ خلیج فارس) در سال ۱۹۹۱ بر چند اصل استوار بود: موضع اخلاقی و حقوقی برتر، ایجاد ائتلاف بینالمللی گسترده (۷۵۰ هزار نیرو از ۳۶ کشور) و تعیین اهداف سیاسی و نظامی روشن و محدود.
🔹اما ایالات متحده به جای درسگرفتن، دچار سرمستی از پیروزی و فناوری شد و در افغانستان و عراق نیز با تغییر مداوم اهداف و تکیه صرف بر فناوری و پول، به نتایجی پرهزینه رسید.
🔹مکریون هشدار میدهد که در بحران ایران، سیاستگذاران بار دیگر با تکیه بر فناوری و پیروزیهای مقطعی، تصور کردند شکستناپذیرند؛ در حالی که جغرافیا، اراده سرسخت دشمن، زمان، محدودیتهای ائتلاف و مشروعیت و کیفیت رهبری همواره تعیینکنندهاند.
🔹وی نسبت به روندهای خطرناک ساختاری هشدار میدهد: تمرکز فزاینده قدرت و رهبری شخصی در ریاستجمهوری و سیاسی شدن ارتش و پاکسازی افسران ارشد توسط وزیر جنگ (پیت هگست) که مشاورههای صریح نظامی را تضعیف میکند.
🔹فناوری میتواند ابزار توانمندساز باشد، اما هرگز نمیتواند جایگزین سیاست درست، رهبری باتجربه و احترام به اصول بنیادی جنگ شود.
🔗متن کامل
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔹 چکیده سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:
پیشنهاد نوبل برای مهار تورم
👤 دکتر مهدی نصرتی؛ اقتصاددان
🔹نیمی از جایزه نوبل اقتصاد به مایکل وودفورد اختصاص یافت؛ اقتصاددانی که نشان داد مردم به سیاست پولی واکنش مکانیکی نشان نمیدهند، بلکه رفتار خود را بر اساس «انتظارات» و «راهنمایی پیشرو» از آینده شکل میدهند.
🔹این نظریه در اقتصاد تورمی ایران به جای نرخ بهره، درباره نرخ ارز صدق میکند؛ جایی که انتظارات تورمی و پیشبینیها، قیمت دلار را فراتر از متغیرهای بنیادی جابهجا میکند.
🔹هدفگیری نرخ ارز توسط عوامل بیرونی و تلاش وزیر خزانهداری آمریکا برای ایجاد انتظارات افزایشی، نشاندهنده اهمیت مدیریت انتظارات است.
🔹در این راستا، مداخلات مقطعی بانک مرکزی و عرضه ارز توانست تب بازار را موقتاً فروکش دهد، اما بازگشت نرخ نشان داد که ابزار پولی بهتنهایی و بدون رفع موانع بنیادی، صادرات و مشکلات ساختاری، دوام نمیآورد.
🔹درس اصلی این نظریه آن است که مدیریت انتظارات و تثبیت ارزی، نیازمند اصلاحات ساختاری و عمل به وعدههاست.
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
دعوت به مطالعه و نقد «اقتصاد و دولت در ایران»
موسی غنینژاد در یادداشتی درباره واکنشها به سخنان اخیرش درباره علی شریعتی، که اخیرا در کانال شخصیاش منتشر شده، مخاطبان را به مراجعه به نقد مکتوب و مستند خود در کتاب «اقتصاد و دولت در ایران» دعوت کرده است. این کتاب را انتشارات دنیایاقتصاد منتشر کرده است.
او مینویسد: «در کتاب «اقتصاد و دولت در ایران» صفحات ۳۵۹ تا ۳۶۳ اندیشههای اقتصادی و سیاسی شریعتی را با استناد دقیق به نوشتههایش بیش از 10 سال قبل نقد کرده بودم اما آن زمان هیچ صدایی از طرفداران وی در دفاع از او شنیده نشد.»
غنینژاد با طرح این پرسش که چرا منتقدانش به ارزیابی او از اندیشههای اقتصادی و سیاسی شریعتی پاسخ نمیدهند، بر ضرورت گفتوگوی مستدل تأکید میکند. پیشنهاد او، مطالعه و نقد نوشتههای مکتوبش، بهویژه در کتاب «اقتصاد و دولت در ایران» است. دعوتی برای انتقال بحث از واکنش به تعابیر، به بررسی استدلالها و مواجهه با نقد اندیشهها.
برای تهیه کتابهای انتشارات دنیای اقتصاد با شماره تلفن: 02152189186 تماس بگیرید و برای خرید کتاب اقتصاد و دولت در ایران به سایت ما مراجعه کنید.
@eco_philo_book
⭕️ پول بادآورده
حکومت پهلوی چگونه پولدار شد؟
✍🏻 شادی معرفتی /نویسنده نشریه
🔹«وقتی درآمد نفت قرار بود بالا برود، ما وحشتمان میگرفت.» این جمله را عبدالمجید مجیدی، رئیس سازمان برنامه و بودجه وقت، سالها بعد در مصاحبه تاریخ شفاهی هاروارد گفته بود. قرار بود درآمد نفت بالا برود؛ چیزی که برای هر دولت نفتی باید خبر خوشی باشد. اما برای مجیدی و همکارانش، افزایش درآمد نفت مایه نگرانی بود. پول زیادی در راه بود. مجیدی توضیح میدهد که در سازمان برنامه، هر بار قرار بود درآمد نفت افزایش پیدا کند، تعهدات و درخواستهای اعتباری حتی بیشتر از درآمد اضافی رشد میکردند. گاهی هنوز قیمت جدید نفت مشخص نشده، دستگاهها درخواستهای تازه خود را مطرح کرده بودند. سازمان برنامه همواره میان اعتبارات مورد درخواست و اعتباری که واقعاً میتوانست تامین کند، فاصله میدید.
🔹کارشناسان سازمان برنامه بهخوبی بر این مسئله واقف بودند که پول بیشتر، ظرفیت بیشتر نمیسازد. در اردیبهشت 1353، مجیدی یکی از اهداف برنامهریزی بلندمدت را «ایجاد ظرفیت لازم برای جذب سرمایههای بیشتر» مطرح کرد. یعنی مسئله فقط پیدا کردن منابع نبود؛ ظرفیت جذب منابع هم محدود بود. درآمد نفتی زیاد شد؛ اما این بهمعنای آن نبود که ایران ناگهان مهندس، تکنسین، مدیر، بندر، راهآهن، کارخانه و ظرفیت تولید بیشتری پیدا کرده است. پول میتوانست ماشینآلات بخرد، اما نمیتوانست ماشینآلات را در یک شب نصب کند. میتوانست مهندس خارجی استخدام کند، اما نمیتوانست در چند ماه نیروی متخصص داخلی بسازد. میتوانست بندر جدید سفارش دهد، اما ساخت بندر زمانبر بود.
🔹در مرداد 1353، در نشست بازبینی برنامه پنجم در رامسر، همین مسئله در سطح رسمی برنامهریزی کشور مطرح شد. گزارش عبدالمجید مجیدی درباره برنامه بازنگریشده، درآمد نفت و گاز دولت در طول برنامه پنجم را حدود 5/ 98 میلیارد دلار برآورد میکرد. اما جمله مهمتر این بود: «مصرف تمامی این درآمد و نیز سایر منابع مالی دولت در داخل کشور به مصلحت نیست.» دولت آنقدر پول داشت که مصرف همه آن در داخل کشور به مصلحت نبود؛ اما همزمان، برنامه پنجم بهشدت بزرگتر میشد. پول زیاد بود، ظرفیت کم بود، توقعات از هر دو بیشتر. در نتیجه این رشد و توقع، در کشور ایجاد تورم کرد.
🔹پرسش این است که حکومت پهلوی چگونه پولدار شد؟ پاسخ کوتاه این است: با نفت. اما این پاسخ برای تاریخ اقتصادی ایران بیش از حد ساده است. حکومت پهلوی در طول دو دهه پیش از 1352، یک دولت نفتی ساخته بود، دولتی که سهم نفت در درآمدهایش مرتب افزایش یافته بود. سپس در سالهای 1352 و 1353، قیمت نفت جهش کرد و قدرت مالی همین دولت چند برابر شد. اما آنچه بعد از آن اتفاق افتاد، صرفاً «خرج کردن پول نفت» نبود. دولت تلاش کرد قدرت مالی تازه خود را به توسعه تبدیل کند. اما در همان زمان، اقتصاد با کمبود نیروی متخصص، گلوگاههای حملونقل، تورم و محدودیت ظرفیت جذب روبهرو شد.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
متن کامل گزارش را اینجا بخوانید.
⭕️ صنعت مهدکودک
آیا بخش خصوصی میتواند مراقبت از کودکان را بهتر ارائه کند؟
✍🏻 الهام چیذری/ نویسنده نشریه
🔹مستند دوقسمتی «کودکان کوچک، پولهای بزرگ» محصول شبکه ARTE در سال ۲۰۲۵، نقطه تلاقی اقتصاد و مراقبت از کودک را هدف قرار میدهد. این مستند به کارگردانی کورالین سالووخ و آلن پیرو، در بخش نخست به نام «روی تاریک بازار مراقبت از کودک»، روند تبدیل مراقبت از کودکان به یک کسبوکار سودآور را بررسی میکند و به سراغ شرکتهای بزرگی میرود که در کشورهای اروپایی وارد این حوزه شدهاند. بخش دوم، «تغذیهشده با پول عمومی»، بهطور مشخص بر فرانسه تمرکز میکند و میپرسد سالانه 3/ 1 میلیارد یورو از پول مالیاتدهندگان که به ارائهدهندگان خصوصی خدمات مراقبت از کودک پرداخت میشود، چگونه و برای چه اهدافی هزینه میشود.
🔹در بسیاری از کشورهای اروپایی، مراقبت و آموزش دوران کودکی ترکیبی از خدمات عمومی، غیرانتفاعی و خصوصی است. دولتها برای افزایش ظرفیت مهدکودکها و کاهش هزینه خانوادهها یارانه میپردازند، اما بخشی از خدمات را شرکتهای تجاری عرضه میکنند. به این ترتیب، بازاری شکل گرفته که در آن پول عمومی و سرمایه خصوصی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. این مدل از یک نظر جذاب است. دولت بهتنهایی ممکن است نتواند با سرعت کافی ظرفیت جدید ایجاد کند؛ درحالیکه شرکتهای خصوصی میتوانند سرمایه جذب کنند، مراکز جدید بسازند و به مناطقی وارد شوند که تقاضای زیاد است.
🔹بخش دوم مستند، تمرکز خود را بر همین پرسش قرار میدهد: وقتی دولت برای ارائه خدمات مراقبت از کودک به شرکتهای خصوصی پول میدهد، این منابع درنهایت چگونه مصرف میشوند؟ در فرانسه سالانه حدود 3/ 1 میلیارد یورو از منابع مالیاتی به ارائهدهندگان خصوصی خدمات مهدکودک اختصاص مییابد. این رقم بهخودی خود نشانه سوءاستفاده نیست. پرداخت عمومی به ارائهدهندگان خصوصی میتواند کاملاً منطقی باشد، بهشرط آنکه دولت در ازای آن خدمات باکیفیت و قابلدسترسی دریافت کند. مسئله زمانی آغاز میشود که مرز میان «هزینه ارائه خدمت» و «بازدهی سرمایه» مبهم شود.
🔹درس اصلی مستند را نمیتوان در یک جمله ساده مانند «خصوصیسازی بد است» یا «بازار کارآمدتر از دولت است» خلاصه کرد. هر دو گزاره بیشازحد سادهاند. بخش خصوصی میتواند سرمایه، نوآوری و ظرفیت اجرایی ایجاد کند. اما مراقبت از کودک بازاری است که در آن منافع اجتماعی بسیار بیشتر از درآمد مستقیم یک مرکز است. کودکی که در سالهای نخست زندگی مراقبت و آموزش باکیفیت دریافت میکند، در آینده فرصت بیشتری برای رشد آموزشی و اقتصادی خواهد داشت. خانوادهای که به مهدکودک قابلاعتماد دسترسی دارد، امکان بیشتری برای اشتغال و مشارکت اقتصادی پیدا میکند. بنابراین بازده این خدمات به کل جامعه بازمیگردد.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
متن کامل گزارش را اینجا مطالعه کنید.
گفتوگو کنیم / چگونه خرد جمعی جایگزین خطاهای شناختی میشود؟
دکتر علینقی مشایخی؛ اقتصاددان
🔹شناخت انسانها از جهان محدود است و هیچکس عقل کل نیست. برخلاف «بحث و جدل» که هدف در آن غلبه بر دیگری است و به صدور تصمیمات یکطرفه (مونولوگ) منجر میشود، «گفتوگو» جریانی آزاد و دوطرفه برای کاهش خطاهای شناختی، تکمیل درک متقابل و دستیابی به خرد جمعی است.
🔹برای شکلگیری گفتوگوی مؤثر، شرایطی لازم است: داشتن هدف مشترک، نگاه دوستانه به یکدیگر، مهارت گوش دادن دقیق، ارائه شواهد منطقی در پاسخ به ابهامات و بیان آزادانه اشکالات بدون خودسانسوری.
🔹یکی از موانع اصلی در گفتوگو، مقاومت افراد در برابر تغییر «فرضیات پایه» است؛ چرا که این فرضیات به مرور زمان شکل گرفته و بخشی از هویت فرد شدهاند.
🔹بهویژه مدیران ارشد ممکن است با زیر سؤال رفتن این فرضیات، موضع دفاعی یا تهاجمی به خود بگیرند. آمادگی برای نقد و اصلاح فرضیات پایه، بستر «یادگیری عمیق» (یادگیری دایره دوم) را فراهم میکند؛ در حالی که یادگیری دایره اول صرفاً بر مبنای فرضیات ثابت و غالباً اشتباه دور میزند.
🔹فرهنگ گفتوگو باید از خانواده و مدارس آغاز شود و در محیطهای کاری و تصمیمگیریهای کلان کشور جریان یابد. در گفتوگوهای گروهی نیز حضور یک «تسهیلگر» میتواند به استمرار جریان بحث و جلوگیری از تبدیل آن به جدل کمک کند.
🔗متن کامل
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
📹 نگاه آمریکاییها به سیاست ایران
🎙نسخه صوتی
▫️در برنامه «آن طرف»، نیت سوانسون، پژوهشگر ارشد مقیم و مدیر پروژه راهبرد ایران در شورای آتلانتیک، از راهکارهای خروج از جنگ ایران و آمریکا میگوید.
▫️به باور او، آمریکا باید نقش کشورهای حاشیه خلیج فارس را در میانجیگری و مذاکره مستقیم با ایران تقویت کند. سوانسون پیشنهاد میکند بهجای تلاش برای دستیابی فوری به یک توافق بزرگ هستهای، ابتدا مسئله تنگه هرمز حلوفصل شود و پس از اجرای موفقیتآمیز توافق اولیه، مذاکرات هستهای ادامه یابد.
▫️او تأکید میکند که مطالبه امتیازات گسترده از ایران در میانه جنگ، واقعبینانه نیست و دیپلماسی باید مرحلهبهمرحله پیش برود.
⭕️ لینک این برنامه در یوتیوب
📍لینک این برنامه در آپارات
📺 @ecoiran_webtv
📌پرتاب به فقر
شوک اقتصادی چگونه یک خانواده معمولی را فقیر میکند؟
در یک دوره طولانی از رکود و شوکهای مکرر،نزدیک به 10 میلیون نفر به جمعیت فقیر ایران اضافه شدند و اکنون حدود 40 درصد ایرانیان در معرض خطر افتادن به ورطه فقر قرار دارند.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
چگونه خودمان را شکوفا کنیم؟
🔹️️️️️️کتاب «خودشکوفایی» نوشته برایان تریسی، با ترجمه صالح سپهریفر، به نقش فرد در پرورش تواناییهای حرفهای خود میپردازد.
نقطه آغاز کتاب این است که آموزش و برنامههای انگیزشی سازمان، جای برنامهریزی شخصی و مدیریت استعدادها را نمیگیرند.
🔹️️️️️️تریسی در قالب ۲۱ اصل، موضوعاتی مانند تعیین اولویتها، شناخت توانمندیها و برنامهریزی برای پیشرفت در محیط کار را بررسی میکند.
فایده مطالعه این کتاب، فراهمکردن چارچوبی برای بازنگری در مسیر شغلی است: چه تواناییهایی داریم، کدام را باید تقویت کنیم و وقت و انرژیمان را صرف چه هدفهایی میکنیم؟ کتابی برای فکرکردن به سهم تصمیمهای روزمره در رشد حرفهای.
برای سفارش و تهیه کتابهای انتشارات دنیای اقتصاد با شماره تلفن: 02152189186 تماس بگیرید.
@eco_philo_book
از فاجعه تا معجزه
توسعه چین به سبک مائو و دنگ شیائوپینگ در گفتوگو با فریدون خاوند و حسین عباسی
✍🏻 رضا طهماسبی/ دبیر تحریریه
🔹رشد اقتصادی و نظامی چین طی قرن بیستم میلادی و تداوم آن در قرن بیست و یکم یکی از عجیبترین و شگفتترین رویدادهای تاریخ معاصر جهان است که بسیاری از دادهها و مفاهیمی را که در گذشته روی آن تکیه میکردیم، چه در عرصه ژئوپلیتیک و چه در عرصه اقتصادی دگرگون کرد. به این رویداد بزرگ «معجزه چین» میگویند، چون واقعاً غیرممکن بهنظر میرسید. تجربه انقلاب چین، تاسیس جمهوری خلق و فرآیندی که این کشور را به کارخانه جهان و یک قدرت بسیار بزرگ تکنولوژیک و علمی در دنیا بدل کرد، میتواند چشماندازهای جدیدی را به روی دیگر کشورها ازجمله ایران باز کند. ما باید درباره چین و تجربهاش از فرآیند توسعه بسیار بیاموزیم.
🔹سخت است که بگوییم اگر گروههای مقابل مائو برنده شده بودند، چین متحد و یکپارچه نمیشد. چون گروههای ناسیونالیستی هم بهدنبال این بودند که چین را از ورطه جنگ داخلی بیرون بکشند. با این تعبیر من اعتبار کمتر و پایینتری به مائو برای اقدامات مثبتش میدهم. بااینحال روشن است که وقتی کشوری دچار بحران بهمعنای ناآرامیهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی است و یک دست قدرتمند و آهنین روی کار میآید که ناامنیها و ناآرامیها را سروسامان میدهد، مورد تحسین هم قرار میگیرد. این اتفاق در همه کشورها و همه انقلابها رخ داده است.
🔹دنگ شیائوپینگ ایدئولوگ نبود و به این نتیجه رسید که میشود اصلاحات را پیش برد و اقتصاد بازار را ضمن حفظ قدرت انحصاری حزب کمونیست پیاده کرد و این شاهکار بزرگ دنگ شیائوپینگ بود. اتحاد جماهیر شوروی با وجود تدوین و اجرای برنامههای مختلف نتوانست به یک قدرت صنعتی و اقتصادی تبدیل شود و شکم مردمش را سیر کند. بقیه کشورهای سوسیالیستی هم که بعد از جنگ جهانی دوم بهوجود آمدند بارها برای توسعه و دموکراسی تلاش کردند، اما نتیجه نگرفتند. بااینحال دنگ شیائوپینگ نشان داد که میشود با وجود در قدرت بودن حزب کمونیست در نظام سیاسی با انجام اصلاحات بنیادی کاری کرد که هم کمونیسم در سیاست باقی بماند و هم کشور از نظر اقتصادی به یک قدرت بزرگ تبدیل شود.
🔹نقش و سهم افراد در تاریخ قابل پاک کردن نیست. مهمترین دستاورد مائو برای چین یک کشور یکپارچه بود، چون مهمترین کلید شکوفایی اقتصادی فضای اعتماد است. مائو نتوانست فضای اعتماد بهوجود بیاورد، اما چهارچوبی ساخت که بعدها دنگ شیائوپینگ توانست با محکمتر کردن آن و انجام اصلاحات بنیادین، فضای اعتماد ایجاد کند. بعد از مرگ مائو در دوره دنگ شیائوپینگ، مدافعان دموکراسی، بهخصوص دانشجوها به خیابان ریختند و اعتراض کردند. اعتراضها طولانی شد و دانشجویان و معترضان در میدان تیانآنمن جمع شدند. حزب کمونیست هم نمیدانست باید چه بکند، اما دنگ شیائوپینگ تصمیم گرفت و گفت اگر ما اجازه بدهیم که این اعتراضها ادامه پیدا کند و این گروه پیروز شوند، بهجای یک امپراتور، هزار امپراتور در چین بهوجود میآید و در آن صورت نمیتوان کشور را اداره کرد.
چین طی این سالها از نیروهای داخلی و سرمایه خارجی استفاده کرده است و 🔹بهتازگی به این سمت پیش رفته که فضا را بهشکلی تغییر بدهد که حداقل چینیهای خارجنشین برای بازگشت انگیزه پیدا کنند. اما هنوز هم چینیهایی که مثلاً در آمریکا هستند به برگشتن بهعنوان یک گزینه مناسب نگاه نمیکنند. چون با وجود پیشرفتهای شگرف اقتصادی، معتقدند باید بیشتر از این به سمت آزادی بازارهای کالا و خدمات، تسهیل تجارت و پذیرفتن تنوع ایدهها و زندگی آدمها پیش برود. این مسئله را میتوان به حساب مشکلات نظام متمرکز سیاسی گذاشت که البته انواع بهانههای مختلف مانند ضرورت حفظ امنیت، کنترل یک کشور پهناور و پرجمعیت و جلوگیری از شورش و... برایش تراشیدهاند.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
متن کامل میزگرد را اینجا بخوانید.
📌کارنامه حکمرانی
ایران در شاخص حکمرانی خوب ۲۰۲۶ کجا ایستاده است؟
ایران در شاخص حکمرانی خوب ۲۰۲۶ در میان ۱۳۳ کشور رتبه ۱۲۵ را دارد؛ کارنامهای که در آن «نفوذ و اعتبار جهانی» نقطه قوت نسبی و «قوانین و سیاستهای قوی» یکی از اصلیترین نقاط ضعف ایران است. فاصله این دو، تصویری از حکمرانی نامتوازن ایران به دست میدهد.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
⭕️رفاه مصنوعی
تبعات اقتصادی اتصال دستمزد به تورم در گفتوگو با حسین عباسی
✍🏻صبا نوبری/ نویسنده نشریه
🔹ما با یک مسئله ریاضی مواجهیم؛ رشد عمومی قیمتها (تورم) حتماً نیازمند یک عامل رشددهنده مستمر است، نه صرفاً یک شوک. اما داستان دستمزد، مقولهای کاملاً جداگانه است. دستمزد نیروی کار درواقع تابع این است که نیروی کار چه سهمی در تولید و ایجاد درآمد دارد. تولیدکننده کالا و خدمات، بهعنوان فردی که در حال تولید است و سود و زیان برایش اهمیت دارد، محاسبه میکند که استخدام یک نیروی کار چقدر برایش هزینه در بر دارد و در مقابل، چه میزان درآمد ایجاد میکند. هزینه دستمزد و هزینههای جانبی دیگر (که میدانیم در بعضی از اقتصادها مانند اقتصاد ایران این هزینههای جانبی ممکن است زیاد باشد و مشکل ایجاد کند) بخش هزینهای این معادله هستند.
🔹سیاستمدار میتواند روی دستمزدی که خود و سازمانهای مرتبط با حاکمیت میپردازند، اعمال کنترل کرده و با افزایش دستمزدها، قدرت خرید این افراد را حفظ کند. اما در اینجا یک نکته اقتصادی بسیار مهم و پنهان وجود دارد: اگر منابع لازم برای این افزایش دستمزد که شامل یکسوم شاغلان میشود، از طریق «چاپ پول» تامین شود، معنای آن ایجاد تورم و دریافت «مالیات تورمی» است. به بیان شفافتر، این افزایش قدرت خرید یکسوم کارکنان، مستقیم از جیب بقیه افراد جامعه تامین خواهد شد. تورم همگان را متاثر میکند؛ ازاینرو اگر دستمزدها متناسب با تورم صرفاً برای گروههایی خاص افزایش یابد، این کار درواقع درآوردن ثروت از جیب عموم جامعه و بخشیدن آن به یک بخش خاص است.
🔹این پدیده مختص ایران نیست و در همه جای دنیا صادق است. وقتی ارزش تولید نیروی کار افزایش یابد، قدرت چانهزنی او نیز بالا میرود؛ اما اگر فقط هزینه نیروی کار افزایش یابد، قدرت چانهزنیاش تضعیف میشود. فهم این مسئله نیازمند الگوهای پیچیده اقتصادی نیست. حالت حدی و بحرانی در چنین شرایطی این است که کارفرما نمیتواند با افزایش دستمزدهای دستوری به فعالیت خود ادامه دهد؛ در نتیجه یا کسبوکارش را تعطیل کرده و کارگران را اخراج میکند، یا از بازار کار خارج شده و تولید را کاهش میدهد یا استراتژی تولید خود را عوض میکند.
🔹اگر دولت بخواهد بر اتصال دستمزد به تورم برای کارکنان خود اصرار کند، همانطور که گفتم، هزینهاش باید از جایی تامین شود و تامین آن از طریق مالیات تورمی، به انتقال درآمد و ثروت از سایر اقشار جامعه به حقوقبگیران دولت منجر میشود. اما اگر بخواهد این اتصال را به گروههای دیگر نیز منتقل کند درحالیکه اقتصاد قدرت جذب این افزایش هزینه را ندارد، بازار واکنش نشان میدهد و این هزینهها در قالب کاهش تولید و ریزش اشتغال پرداخت خواهد شد. در بدترین حالت، اگر دولت بتواند این اتصال را برقرار و اعمال کند، درحالیکه اقتصاد قدرت تولید بالایی ندارد، اقتصاد وارد یک «چرخه باطل تورم و افزایش دستمزد» میشود.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
متن کامل گفتوگو را اینجا مطالعه کنید.
📍 ۴ رخداد در بازار مسکن؛
«نقشهحرارتی» قیمت آپارتمان در هفتهآخر مهر ۱۴۰۵
🔭 رصدخانه بازار مسکن:
◀️ هفته آخر مهرماه در بازار مسکن تهران با چهار رخداد همراه شد.
◀️ اما قبلاز تشریح این اتفاقات، لازم است ابتدا سطح قیمت مسکن در هفتهای که گذشت بررسی شود.
😅 نقشهحرارتی جدید قیمت آپارتمان در مناطق ۲۲گانه شهر تهران نشان میدهد:
💹 متوسط «قیمتپیشنهادی» در هفته آخر مهرماه،
مترمربعی ۲۵۸.۸ میلیون تومان شد.
💹 میانگین سطح قیمتهای روی این نقشه نسبت به نقشهحرارتی جمعه گذشته،
۳ درصد افزایش نشان میدهد.
💹 این میزان تغییر هفتگی، تاحدودی تند محسوب میشود.
⭕️ اما چه اتفاقی در بازار مسکن رخ داده که انعکاس آن، این رشد ۳ درصدی قیمت است؟
⭕️ روایت چهار اتفاق در بازار مسکن تهران
◀️ شمالیها در بازار مسکن تهران/
🔻 در هفته گذشته برخی مناطق پایتخت شاهد مراجعه تقاضای خرید آپارتمان از مبدا «شمال» بود.
🔻 ساکنان بومی مازندران قصد خرید واحدمسکونی کممتراژ در تهران را کردهاند.
🔻 علت این گرایش میتواند «مشاهده حرکت نسبتا سریع قیمت» در این بازار نسبت به آن بازار باشد که چون سازگارتر با انتظارات سرمایهگذاران است به انتخاب این افراد غیرسامن تهران تبدیل شده است.
⭕️ تقاضا از سایر شهرهای کشور/
🔻 پای دیگر شهرهای کشور نیز به بازار خرید مسکن تهران باز شده است.
🔻 در جنوب تهران طی هفته گذشته تقاضا از استانهای جنوبی کشور و همچنین استانهای اطراف تهران از جمله قم دیده شده است.
🔻 این گروه از تقاضا میل به خرید آپارتمان زیر ۵۰ مترمربع دارند.
⭕️ سقف بودجه خریداران/
🔻 خریداران حاضر در بازار معاملات مسکن تهران سقف بودجهشان برای خرید آپارتمان کوچک ۱۰ میلیارد تومان است.
⭕️ فایل مناسب نیست/
🔻 واسطههای بازار میگویند، حجم فایلهای مناسب خرید از تقاضا کمتر است.
🔻 شواهد بازار مسکن حکایت از آن دارد که در پی رشدهای جدید قیمتی در بازارهای دارایی سرعت ورود خریدار به این بازار نیز رو به افزایش است.
🔻 هرچند مسکن همچنان در رشد قیمت عقباز بقیه بازارها است.
#دنیای_اقتصاد
#فرید_قدیری
#اجاره_بها #بازار_اجاره #اجاره_مسکن #مستاجر #موجر
#رصدخانه_بازار_مسکن
🔴 کانال رسمی «رصدخانه بازار مسکن»🔽
@HMO_den
🔻چه کسی صاحب خزانه است؟ | تلاش مشروطه برای مهار دخلوخرج حکومت | سرنوشت نبرد بر سر حاکمیت مالی در عصر مشروطه
مشروطه قرار نبود فقط شیوه اداره حکومت را تغییر دهد، بلکه قرار بود تکلیف خزانه را هم روشن کند. اینکه چه کسی حق دارد از مردم مالیات بگیرد؟ چه کسی تعیین میکند درآمد کشور کجا خرج شود؟
🔹در اسفندماه 1285، کمیسیون مالیه پیشنهاد کرد درآمدهای حکومت مستقیم به خزانه واریز شود و ماموران دولت، حقوقی مشخص بگیرند. نظام مداخل، یعنی دریافتیهای نامنظم نورچشمیها در جریان وصول درآمدها، و پیشکشهایی که به شاه در ازای انتصابات داده میشد، لغو شدند
🔹طبیعتاً این اصلاحات با مخالفت کسانی مواجه شد که از نظم پیشین بهره میبردند
🔹مهار خزانه، درنهایت، فقط مهار مخارج حکومت نبود، تلاش برای تعیین این مرز بود که چه کسی بر اموال عمومی حاکمیت دارد، در برابر چه نهادی پاسخگوست و قانون تا کجا میتواند در برابر قدرت بایستد| هفتهنامه تجارتفردا
⬅️ مشروح گزارش
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
📌اقتصاددان مرجع
از آثار علمی و پژوهشی محمدهاشم پسران چه میدانیم؟
محمدهاشم پسران، اقتصاددان ایرانی در میان چهار اقتصاددان اول دنیا از نظر «ارجاع» به پژوهشها و مقالاتی که انجام داده و منتشر کرده است، قرار دارد. او که سالها در مقام استادتمام اقتصاد در دانشگاه کمبریج تدریس کرد، بعد از بازنشستگی از این موسسه در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی تدریس میکند و البته عضو پژوهشی کالج ترینیتی کمبریج است.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
⭕️ تراژدی جاماندگان
چرا دانش و فناوری در ایران به توسعه تبدیل نمیشود؟
✍🏻 سعید ابوالقاسمی /نویسنده نشریه
🔹«بازی را واگذار کردیم.» این جمله، صریحترین، تلخترین و البته واقعبینانهترین توصیفی است که میتوان پس از مطالعه و تحلیل تازهترین گزارش «شاخص جهانی نوآوری ۲۰۲۶» یا همان Global Innovation Index - GII درباره جایگاه نوآوری ایران بر زبان آورد. برای کشوری که طی دهههای گذشته آمار و تعداد گسترده تولید مقالات علمی و تعداد دانشگاههای خود را در سطح رکوردهای بینالمللی نگه داشته، قرار گرفتن در رتبه 81 جهان از نظر شاخص جهانی نوآوری ناامیدکننده است. این رتبه، حقیقتی را پیش چشم سیاستگذاران حوزه علم و پژوهش قرار میدهد که از نوعی ناهمخوانی در اقتصاد ایران حکایت دارد. این فاصله زمانی بیشتر میشود که اطمینان پیدا کنیم حجم زیاد تولید دانش، به رفاه، ثروت ملی، ارزش افزوده و قدرت اقتصادی تبدیل نمیشود.
🔹دادههای این گزارش مشخص میکند ایران در شاخص مهم و اثرگذار ورودیهای نوآوری، جایگاهی بهتر از 98 بهدست نیاورده است. این در حالی است که شاخص خروجیهای نوآوری، ایران را در رتبه 63 قرار داده که 35 پله با یکدیگر اختلاف دارند. این اختلاف به اندازهای زیاد است که پژوهشگران گزارش هم از آن شگفتزده شده و در مورد آن توضیح دادهاند: «کارنامه ایران نشان میدهد زیستبوم تولید علم و تبدیل آن به نوآوری اقتصادی، همگون و هماهنگ نیست و با دو واقعیت متضاد احاطه شده است؛ در یکسو، پویایی و ظرفیت علمی نخبگان قرار گرفته و در سوی دیگر، انجماد محیطی که این نخبگان در آن فعالیت میکنند، سبب میشود اختلاف معناداری میان ورودیها و خروجیهای نوآوری شکل بگیرد.»
🔹چرا ایران با وجود رتبههای بینظیر در برخورداری از منابع، در جایگاه 81 شاخص نوآوری ایستاده است؟ شاخص جهانی نوآوری برای توضیح این تناقض از دو عامل انباشت منابع خام و کارایی تبدیل منابع به ارزش نام میبرد. براساس آنچه در این گزارش مطرح شده، موفقیت در نوآوری فقط از انباشت منابع بهدست نمیآید و چگونگی ارتباط میان پژوهش، بنگاهها، حوزههای مالی، مهارتها و نهادها در یک زنجیره بههمپیوسته، در به نتیجه رسیدن آن تاثیرگذار است. دو موتور اصلی رشد در ایران گرفتار چرخهای فرسایشی و خالی از بهرهوری شدهاند.
🔹«سقف شیشهای نوآوری»، عبارتی است که برای نخستینبار گزارش شاخص جهانی نوآوری 2026 بهکار برد و به مانعی ساختاری اشاره میکند که مانع از عبور اقتصادهای با درآمد متوسط از تله مونتاژ و صنایع منبعمحور به سمت اقتصادهای متکی بر نوآوری و فناوریهای پیشرفته میشود. مقایسه دادههای ایران با همسایگان و اقتصادهای مشابه در خاورمیانه و شمال آفریقا نیز نشان میدهد که امارات متحده عربی با ترکیب بازارهای مالی منعطف، نهادهای باثبات و جذب استعدادهای مطلوب، توانسته خود را در جمع ۲۵ اقتصاد نوآور برتر جهان قرار دهد.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
متن کامل گزارش را اینجا مطالعه کنید.
⭕️ نقطه حساس
دولت تا کجا میتواند کسری بودجه داشته باشد؟
✍🏻 آزاده خرمیمقدم/ نویسنده نشریه
🔹نرخ بهرهای که دولت برای استقراض میپردازد، رشد اقتصاد و سطح بدهی موجود اهمیت دارد. حتی این موضوع که افزایش بدهی چگونه بر نرخ بهره اثر میگذارد نیز میتواند نتیجه را تغییر دهد. در شرایطی که نرخ بهره اسمی به کف خود نزدیک میشود، ماجرا پیچیدهتر هم میشود. در چنین وضعیتی، کاهش کسری بودجه لزوماً بهمعنای کاهش فشار بدهی نیست؛ زیرا کاهش مخارج دولت میتواند تقاضا را تضعیف کند، رشد اسمی را پایین بیاورد و از همین مسیر بر پویایی بدهی اثر بگذارد. این همان نقطهای است که آتیف مین، لودویگ اشتراوب و امیر سوفی در مقاله خود به سراغ آن میروند.
🔹نویسندگان مقاله این پویایی را در قالب چهارچوبی قابلحل بررسی میکنند تا نشان دهند کسری بودجه چگونه بر مسیر بدهی اثر میگذارد و در چه شرایطی میتوان افزایش مخارج دولت را بدون نیاز به افزایش مالیاتهای آینده تصور کرد. یکی از متغیرهای مهم در این چهارچوب، واکنش نرخ بهره به بدهی است. افزایش بدهی میتواند نگرانی درباره بازپرداخت آن را افزایش دهد و از این مسیر بر هزینه استقراض دولت اثر بگذارد. بنابراین نمیتوان نرخ بهره را عددی کاملاً مستقل از وضعیت مالی دولت در نظر گرفت. هرچه بدهی بیشتر شود، اگر نرخ بهره نیز در واکنش به آن افزایش پیدا کند، شرایط استقراض تغییر میکند. همین رابطه میتواند فضای مالی دولت را محدودتر کند.
🔹بخش مهم دیگری از مقاله به شرایطی مربوط میشود که نرخ بهره اسمی به کف خود رسیده است. در وضعیت عادی، اگر تقاضای اقتصاد ضعیف شود، بانک مرکزی میتواند با کاهش نرخ بهره به تحریک فعالیت اقتصادی کمک کند. اما وقتی نرخ بهره اسمی به حد پایین خود رسیده باشد، این ابزار دیگر نمیتواند به همان شکل عمل کند. در این شرایط، سیاست مالی اهمیت بیشتری پیدا میکند. کسری بودجه و افزایش مخارج دولت میتواند تقاضا را تقویت کند. اما اگر سیاست مالی بیش از اندازه انقباضی شود، کاهش مخارج دولت میتواند ضعف تقاضا را تشدید کند. در نتیجه، تولید و رشد اسمی اقتصاد نیز زیر فشار قرار میگیرد.
🔹نویسندگان از یک «محدوده گلدیلاکس» صحبت میکنند؛ محدودهای که در آن کسری بودجه نه آنقدر پایین است که اقتصاد را از حمایت مالی مورد نیاز محروم کند و نه آنقدر بالا که مسیر بدهی را ناپایدار کند. در این محدوده، کسریهای دائمی میتوانند با شرایطی سازگار باشند که نرخ بهره اسمی بدهی دولت پایینتر از رشد اقتصاد قرار دارد. در چنین وضعیتی، سیاست مالی میتواند به عبور اقتصاد از ضعف تقاضا کمک کند و آن را به سطح تولید بالقوه نزدیکتر کند. این نکته برای فهم سیاست مالی در شرایط رکودی اهمیت دارد.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
متن کامل مقاله را اینجا بخوانید.
🔻نوبل به پاس وصله پینه زدن به نظام بانکداری مرکزی | بنیانهای سست اقتصاد کلان؛ چرا کرزنر نوبل اقتصاد نمیگیرد؟
مهرپویا علا، پژوهشگر و مترجم، در یادداشتی برای اقتصادنیوز نوشت:
🔹فرهنگستان علوم پادشاهی سوئد که مسئول تصمیمگیری دربارۀ برندگان «جایزۀ بانک مرکزی سوئد در علوم اقتصادی به یاد آلفرد نوبل» است، یک بار در سال 1974 با اعطای این جایزه به فریدریش هایک، اقتصاددان اتریشی، شگفتی آفرید؛ بنابراین میتوان جای این احتمال بسیار اندک را باز گذاشت که ایزرائل کرزنرِ 96 ساله شاید سال آینده برندۀ این جایزه شود
🔹بخش مهمی از کارهای پژوهشی کرزنر شرح و تبیین مفهوم «آنتروپرونری» است. اگر این مفهوم و دلالتهای آن به درستی شناخته میشد، امروز بیشتر مکاتب و نظریههای اقتصادی چیزی بیش از فصلهایی از کتاب تاریخِ خطاهای پژوهشگران علم اقتصاد نمیبودند
🔹پایه و اساس آنتروپرونری، نااطمینانی نسبت به آینده است. در اقتصاد هیچکس نمیتواند وضعیت بازار در آینده را با اطمینان 100 درصدی پیشبینی کند
⬅️ متن کامل
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
تحلیل مالی را با پرسش و پاسخ بیاموزید
تصمیمگیری در بازار سرمایه، به دانشی فراتر از دنبالکردن قیمتها نیاز دارد. دانشی که بتوان با آن اطلاعات مالی شرکتها را خواند، ارزیابی کرد و به تحلیل رسید.
کتاب «گزارشگری و تحلیلگری CFA» از انتشارات دنیایاقتصاد، با بیش از ۵۰۴ پرسش و پاسخ تشریحی در ۱۸ فصل، فرصتی برای تمرین و سنجش آموختههای مالی فراهم میکند. این اثر، جلد دوم مجموعه پرسشهای آمادگی آزمون تحلیلگر مالی خبره است و میتواند برای دانشجویان مالی و حسابداری و داوطلبان آزمونهای حرفهای بازار سرمایه نیز کاربرد داشته باشد.
🔹 شمار محدودی از این کتاب در کتابفروشی ما موجود است.
برای سفارش و تهیه کتابهای انتشارات دنیای اقتصاد با شماره تلفن: 02152189186 تماس بگیرید و برای خرید کتاب «گزارشگری و تحلیلگری CFA» به سایت ما مراجعه کنید.
@eco_philo_book
چرا باید قبیله علیه آزادی را خواند؟
موسی غنینژاد/ اقتصاددان
🔹ماریو بارگاس یوسا از جوانی، به دلیل آرمانهای عدالتخواهانه و اشتیاقش به اصلاح جهان، به سیاست علاقهمند شد. او در کنار نویسندگی، به عرصه سیاست نیز قدم گذاشت و حتی نامزد انتخابات ریاستجمهوری پرو شد تا بتواند در بهبود زندگی مردم نقش داشته باشد. بااینحال، تجربههای زندگی بهتدریج او را به این نتیجه رساند که روشهای سوسیالیستی به تحقق آرمانهایش نمیانجامند و نمیتوان از این مسیر به رفاه، آزادی، عدالت و برابری رسید.
🔹تجربه کوبا، یکی از نقاط عطف این تحول فکری بود. یوسا که با کاسترو رابطهای دوستانه داشت، با مشاهده شیوه اداره کشور از نزدیک، سرخورده شد. او دریافت که میان شعارهای بشردوستانه و آزادیخواهانه حکومتهای سوسیالیستی و واقعیت زندگی در این کشورها فاصلهای عمیق وجود دارد. آزادی بیان و عقیده، برخلاف آنچه تبلیغ میشد، در عمل به رسمیت شناخته نمیشد؛ حال آنکه برای نویسندهای مانند یوسا، آزادی نوشتن، بیان و اندیشه از بنیادیترین آرمانها بود. او میدید که این آزادیها در کشورهایی مانند اتحاد جماهیر شوروی و کوبا بهآسانی نقض میشوند.
🔹همین تناقض او را به جستوجوی ریشه مشکل واداشت و بزرگی اندیشهاش نیز در همینجا آشکار شد. بهجای چشمپوشی از واقعیت یا توجیه آن، به مطالعه و کشف علت روی آورد. یوسا میدانست که آرمانهایی مانند افزایش رفاه انسانها و ریشهکن کردن فقر، میان بسیاری از اندیشمندان چپ و راست مشترک است؛ اختلاف اصلی بر سر راههای دستیابی به این آرمانهاست.
🔹او در این جستوجو، از تجربههای زندگی خود نیز بهره گرفت. زندگی در اسپانیا، فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی به او فرصت داده بود تا شرایط مردم و رفاه نسبی آنان را از نزدیک ببیند و دریابد که چه سیاستها و نهادهایی به بهبود زندگی مردم کمک میکنند. تجربه بریتانیا در دوران نخستوزیری مارگارت تاچر که در کتاب نیز به آن میپردازد، از همین دست بود.
🔹یوسا به این نتیجه رسید که تاچر، با وجود انتقادهای گسترده گروههای چپ، بیش از حزب کارگر به بهبود زندگی مردم، از جمله اقشار کمدرآمد، کمک کرده است. از نگاه او، اصلاحات عمیق اقتصادی تاچر زمینه افزایش رشد اقتصادی و ارتقای رفاه عمومی را فراهم کرد. تاچر در شرایطی به قدرت رسید که بریتانیا با رکود و افول اقتصادی دستبهگریبان بود؛ وضعیتی که یوسا آن را حاصل سیاستهای نادرست و گسترش مداخله دولت در اقتصاد میدانست. به باور او، تاچر توانست مسیر کشور را تغییر دهد و روند افول را معکوس کند.
🔹این تجربهها یوسا را به بازنگری در باورهای پیشین خود رساند. او دریافت که راه تحقق آرمانهای انسانیاش از اقتصاد دولتی و اندیشههای چپگرایانه نمیگذرد. از همینرو، به آزادی اقتصادی و اندیشه لیبرال علاقهمند شد و با مطالعه آثار متفکران این سنت، شناخت خود را از اقتصاد و سیاست گسترش داد و عمق بخشید.
🔹یوسا در کتاب «قبیله علیه آزادی»، هفت تن از این متفکران را معرفی میکند و توضیح میدهد که چگونه اندیشههای آنان در تحول فکری او نقش داشتهاند. او از خلال این روایت به خوانندگانش نشان میدهد که از آرمانهای انسانی خود دست نکشیده، بلکه راه دستیابی به آنها را تغییر داده است. راهی که اکنون آن را در اندیشه متفکران لیبرال جستوجو میکند.
درباره کتاب بیشتر بدانید:
ماریو بارگاس یوسا چرا کتاب قبیله علیه آزادی را نوشت؟
برای سفارش و تهیه کتابهای انتشارات دنیای اقتصاد با شماره تلفن: 02152189186 تماس بگیرید.
@eco_philo_book
⭕️ واسطهگری بهمثابه رانت
چگونه واسطهها بهجای خلق ارزش، رانت ایجاد میکنند؟
✍🏻 حامد وحیدی/ نویسنده نشریه
🔹وجود واسطهها در نگاه نخست کاملاً منطقی بهنظر میرسد. واسطهها میتوانند پیدا کردن طرف معامله را آسانتر کنند، اطلاعات بیشتری درباره بازار داشته باشند، دارایی را برای مدتی نگهداری کنند یا کیفیت آن را بهتر ارزیابی کنند. در بازارهای مالی نیز معاملهگران و واسطهها میتوانند خریداران و فروشندگان را سریعتر به یکدیگر متصل کنند. ادبیات اقتصادی نیز سالها بر همین نقش واسطهها تاکید کرده است: واسطهها با جستوجوی بهتر، اطلاعات بیشتر یا توانایی بالاتر در نگهداری دارایی میتوانند ارزش اقتصادی بیافرینند. اما مقاله جدید مریم فربودی و همکاران پرسش متفاوتی مطرح میکند: آیا ممکن است بعضی از واسطهها نه به این دلیل که بازار را کارآمدتر میکنند، بلکه فقط به این دلیل وجود داشته باشند که در مذاکره از دیگران قویترند؟
🔹مدل مقاله بر یک ایده نسبتاً ساده بنا شده است. فرض کنید در یک بازار، افراد از نظر ارزشی که برای یک دارایی قائلاند با یکدیگر تفاوت دارند. یک نفر ممکن است در مقطع فعلی به یک دارایی نیاز داشته باشد، بنابراین حاضر باشد قیمت بیشتری برای آن بپردازد. فردی دیگر ممکن است دیگر به آن دارایی نیاز نداشته باشد و حاضر باشد آن را با قیمت پایینتر بفروشد. اما افراد از نظر توانایی مذاکره نیز یکسان نیستند. بعضی افراد میتوانند شرایط معامله را بهتر به نفع خود تغییر دهند.
🔹در زبان مدل، این افراد توانایی بیشتری برای «تعهد به پیشنهاد» دارند؛ یعنی میتوانند پیشنهاد خرید یا فروش خود را محکمتر مطرح کنند و طرف مقابل را وادار کنند سهم کمتری از منفعت معامله را دریافت کند. نتیجه جالب مدل این است که افراد دارای مهارت بالاتر در چانهزنی، حتی اگر خودشان مصرفکننده نهایی دارایی نباشند، بهتدریج در مرکز شبکه معاملات قرار میگیرند.
🔹اگر واسطهگری صرفاً منفعت موجود را میان افراد جابهجا کند، هزینههایی که برای تبدیل شدن به واسطه پرداخت میشود، از دید جامعه هزینه واقعی است، بدون اینکه الزاماً تولید یا مصرف بیشتری ایجاد شود. این نکته را میتوان با مثال مسابقهای در نظر گرفت. فرض کنید در یک شرکت، همه کارکنان برای گرفتن یک جایگاه محدود تلاش میکنند. اگر همه کارکنان زمان بیشتری صرف کنند تا رزومه خود را پربارتر کنند، اما تعداد جایگاهها و میزان تولید شرکت تغییر نکند، ممکن است هر فرد نسبت به رقبای خود وضعیت بهتری پیدا کند، اما شرکت در مجموع چیزی بهدست نیاورد. در اقتصاد به چنین وضعیتی گاهی «رقابت برای تصاحب رانت» گفته میشود.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
متن کامل مقاله را اینجا بخوانید.
رشد ازدسترفته
هزینه تحریم در ایران در گفتوگو با محمدرضا فرزانگان
✍🏻 سردار خالدی/ دبیر تحریریه
🔹مطالعهای مستقل از مرتضی قمی (2021) با عنوان «اثرات کلان اقتصادی و توزیعی تحریمها علیه ایران» منتشرشده در نشریه ECONOMICS & POLITICS نیز با روش کنترل مصنوعی نشان میدهد که زیان تولید ناخالص داخلی حقیقی در مقطعی به حدود ۱۹ درصد رسیده و حتی پس از کاهش موقت تحریمها اقتصاد بهطور کامل به مسیر قبلی بازنگشته است. همچنین در پژوهش مشترک محمدرضا فرزانگان و نادر حبیبی (2025) با عنوان تاثیر تحریمهای بینالمللی بر اندازه طبقه متوسط در ایران، نتیجه مهم این است که مسئله فقط کاهش درآمد جاری نیست. بررسی کانالهای انتقال نشان میدهد تحریمها با کاهش درآمد حقیقی سرانه، تجارت، سرمایهگذاری و ارزش افزوده صنعتی و با افزایش اشتغال آسیبپذیر همراه بودهاند.
🔹وقتی سرمایهگذاری برای چند سال کاهش پیدا میکند، اثر آن فقط مربوط به همان سال نیست. موجودی سرمایه سالهای بعد نیز کوچکتر میشود. از این منظر، بخشی از هزینه تحریم حتی با رفع ناگهانی تحریمها بلافاصله جبران نمیشود. بازسازی موجودی سرمایه، روابط تجاری، اعتماد سرمایهگذاران و انتقال فناوری زمان میبرد. همچنین سرمایه انسانی ازدسترفته هم به سرعت قابل جبران نیست. سرمایه اجتماعی هم در این سالهای گذشته بهواسطه افزایش فساد تحت شرایط تحریم و اعتراضهای اقتصادی و اجتماعی و نحوه مقابله با آنها باعث شکافهای اجتماعی شدهاند که برای توسعه پایدار مهم هستند.
🔹در پژوهش من و نادر حبیبی، تحریمها به کوچک شدن قابل توجه طبقه متوسط انجامیدهاند. برآورد اصلی نشان میدهد متوسط شکاف سهم طبقه متوسط ایران و ایران مصنوعی در فاصله سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۹ حدود ۱۷ واحد درصد بوده است. در سال ۲۰۱۹ این شکاف در برآورد کنترل مصنوعی به حدود ۲۸ واحد درصد رسیده بود. این نتیجه نشان میدهد شوک تحریم فقط فقرا را تحت تاثیر قرار نداده، بلکه امنیت اقتصادی، بخشی بزرگ از طبقه متوسط را نیز تضعیف کرده است. شواهد خرد خانوارها این ناهمگنی را حتی روشنتر میکند.
🔹داشتن داراییهایی که قیمت آنها همراه با نرخ ارز و تورم تعدیل میشود، مسلماً امکان محافظت بیشتری ایجاد کرده است. کسی که بخشی بزرگ از پساندازش بهصورت سپرده ریالی یا درآمد ثابت بوده، در دورههای تورم بالا با کاهش ارزش حقیقی دارایی روبهرو شده است. در مقابل، دارنده دلار، طلا یا ملک معمولاً بخشی از این کاهش قدرت خرید را از طریق افزایش قیمت اسمی دارایی جبران کرده است. اما دو نکته مهم وجود دارد. نخست، امکان انجام این بیمه بهشدت به سطح اولیه ثروت وابسته است.
🔹بانک جهانی برای دوره سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹ گزارش کرده است که مصرف ۴۰ درصد پایین جامعه ایران سریعتر از متوسط کاهش یافت و فقر در سال ۲۰۱۹ بهشدت افزایش یافت. مطالعه جمال ابراهیم حیدر و سیدمحمد کریمی نیز نشان میدهد، زیان رفاهی تحریمهای مالی برای خانوارهای فقیر بهمراتب بزرگتر از خانوارهای ثروتمند بوده است. بااینحال، یک نتیجه جالب در ادبیات وجود دارد. علیرضا اوریی (2024) در مقالهای با عنوان تاثیر تحریمهای بینالمللی بر تحریک درآمدی با استفاده از دادههای خانوار ایران نشان میدهد که از نظر برخی معیارهای تحرک درآمدی، گروههای پردرآمد نیز کاهش درآمدی بزرگ را تجربه کردهاند و در برخی شاخصها، تحریم میتواند حتی به کاهش فاصله نسبی درآمدها بینجامد.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
متن کامل این گفتوگو را اینجا مطالعه کنید.
رانت داده
چه کسی از اطلاعات اقتصادی مردم ایران پول درمیآورد؟
✍🏻مینا علیزاده/ نویسنده نشریه
🔹اقتصاددانان میگویند، دادههای بانکی میتوانند برای اعتبارسنجی استفاده شوند. اطلاعات خرید میتواند رفتار آینده مصرفکننده را پیشبینی کند. دادههای موقعیت مکانی ارزش تبلیغاتی دارند. سوابق بیمهای امکان قیمتگذاری دقیقتر ریسک را فراهم میکنند و پلتفرمی که رفتار میلیونها مصرفکننده و فروشنده را میشناسد از مزیتی برخوردار است که رقیب تازهوارد بهآسانی نمیتواند آن را تکرار کند. بنابراین انباشت داده میتواند هم بهرهوری ایجاد کند و هم به قدرت بازار تبدیل شود. در کشور ما مسئله پیچیدهتر است، زیرا دولت و نهادهای عمومی نیز از بزرگترین دارندگان داده هستند.
🔹جنبه خطرناک سوءاستفاده یا رانت زمانی ایجاد میشود که این مجموعهها داده و اطلاعات را نزد خود نگه دارند. «در اینجا چند اتفاق میافتد. نخست، بحثهای امنیتی مطرح میشود. دوم، بعد از مدتی با توجه به اینکه حجم زیادی از دادههای شهروندان را در اختیار دارند خودشان میتوانند پاسخ بسیاری از استعلامها را بدهند. بنابراین یا یک جنبه درآمدی برای آنها ایجاد میشود یا هزینههایشان کاهش پیدا میکند و این موضوع برای آنها جنبه رانتی دارد. همچنین میتوانند این اطلاعات را بفروشند یا در اختیار مجموعههای دیگر قرار دهند. این موضوع نیز بهخودیخود نگرانیهایی ایجاد میکند.
🔹تمام سیستمهای اطلاعاتی با این هدف ایجاد شدهاند که بازارها را از این عدم تقارن اطلاعاتی نجات دهند. اما متاسفانه سامانههای فناوری اطلاعات گاهی اوقات به این موضوع دامن میزنند. برای مثال فرض کنید شما زودتر از دیگران به صورتهای مالی یک شرکت دسترسی پیدا کنید. این دسترسی ممکن است از داخل خود شرکت باشد یا در نهادهای بیرونی شکل بگیرد. در این صورت شما میتوانید وضعیت آینده سود و زیان این شرکت را بهتر پیشبینی کنید و سریعتر از دیگران براساس تحلیل خود و دادههایی که در اختیار دارید سهم را بخرید یا بفروشید و موارد دیگر. البته یکسری سازوکارها برای جلوگیری از این موضوع وجود دارد. هم قوانین و مقررات و هم طراحی سامانهها.
🔹اگر دسترسیها، قوانین و مجوزهای لازم وجود داشته باشد و قوانین چنین اجازهای بدهند یا خود شخص در زمان استفاده از پلتفرم تیک مربوط به موافقت با این موضوع را زده و رضایت خود را اعلام کرده باشد، میتوان از این دادهها و اطلاعات تجمیعشده برای فروش یا ارائه به سایر مجموعهها استفاده کرد. این دادهها و اطلاعات برای شرکت تولیدکننده آن برند موبایل ارزشمند است، اما این پرسش مطرح میشود که آیا آن شرکت حاضر است بابت این دادهها و اطلاعات و برآوردی که از میزان تقاضا بهدست آمده، پولی پرداخت کند یا خیر. امروز این موضوع تا حدی مرسوم شده و در حال وقوع است.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
متن کامل گزارش را اینجا بخوانید.
📌نقشه نوآوری
چرا ایران با ورودیهای محدود، خروجی نوآوری بالایی دارد؟
ایران در «شاخص جهانی نوآوری ۲۰۲۶» رتبه ۸۱ را در میان ۱۳۹ اقتصاد بهدست آورده است. اما جایگاه کشور در ورودی و خروجی نوآوری فاصله قابل توجهی دارد: ایران در ورودیهای نوآوری رتبه ۱۰۴ و در خروجیها رتبه ۵۸ دارد؛ الگویی که نشان میدهد کشور با وجود ورودیهای محدودتر، توانسته خروجیهایی بالاتر از انتظار ایجاد کند.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
ا🤩 دورنمای بازارها شماره ۵ / مسیر پیشنهادی صندوق بینالمللی پول برای ۲۰۲۷ | اقتصاد ایران در تنگنای جنگ
🔵 تلاشی از کارشناسان اقتصادی گروه رسانهای دنیای اقتصاد برای ارائه تحلیلها و اطلاعات و آمارهایی که به فعالان اقتصادی کشور برای سرمایهگذاریهای مطمئنتر کمک کند.
🔵 در راستای همان شعار مشهور این گروه رسانهای، این مجله موبایلی به شما قدرت پیشبینی میدهد.
🔵این مجموعه، با همکاری شبکه اینترنتی اکوایران و مرکز داده و تحلیل دنیای اقتصاد تهیه شده است.
🔵 مجله موبایلی دورنمای بازارها هرهفته شنبه شبها منتشر میشود و در دسترس فعالان اقتصادی قرار میگیرد.
ا⏺این شماره: سبد سرمایهگذاری خبرگان مالی یک هفته پس از صعود تاریخی | ۲۰ مدیر مالی پاسخ میدهند
در پنجمین شماره مجله موبایلی دورنمای بازارها میخوانید:
➖کدام صنایع بورسی در مسیر رشد فروش پیشتازند؟
➖چه سبد کریپتویی برای سرمایههای ۵۰ میلیون تا بیش از ۱۰ میلیارد تومان مناسب است؟
➖رمزگشایی از سوخت نقدینگی بورس؛ تکرار بازدهی ۱۰۰ درصدی شاخص کل چقدر پول و زمان میخواهد؟
➖بازار مسکن؛ عبور از سایه جنگ؟
➖دلار پس از افت؛ بازگشت تدریجی فشارهای صعودی
➖بورس و دلار همیشه هممسیر نیستند
➖طلای ۱۸ عیار در مسیر صعودی
➖بازگشت نهنگها؛ نشانهای از آغاز چرخه صعودی بیتکوین؟
➖شامخ از کف جنگ فاصله گرفت؛ رکود همچنان پابرجاست
➖ریزش سهام تولیدکنندگان تراشه؛ تردیدها درباره سودآوری هوش مصنوعی افزایش یافت
➖تغییر مسیر بازار اوراق آمریکا؛ نگرانی از تورم یا رشد اقتصادی؟
➖چگونه استیبلکوینها به تأمین مالی دولت آمریکا کمک میکنند؟
➖و بررسی جامع بازار جهانی کالاها و انرژی
🤩نفت و بنزین، گاز اروپا، متانول، پروپان، گوگرد
🤩الوار
🤩مس، طلا و نقره
🤩لیتیوم، روی، آلومینیوم
🤩قهوه، کاکائو و شکر
📰 @ecoiran_webtv
⭕️تشکلهای کوتاهمدت
واکاوی دلایل کمرنگ شدن نقش جامعه مدنی در گفتوگو با بهمن عشقی
✍🏻سوگل دانائی/ نویسنده نشریه
🔹موضوع این نیست که نهادهای مدنی تلاش نمیکنند، مسئله این است که تلاش آنها موثر واقع نمیشود. این دو موضوع متفاوت است. درواقع نهادهای مدنی در حد بضاعت خودشان و اغلب با تمام توانشان تلاش میکنند، اما این تلاشها به نتیجه نمیرسد. اصولاً میزان کارایی تلاش نهادهای مدنی و ارزیابی شاخص کلیدی عملکرد آنها و میزان اثرگذاریشان، تابع یک متغیر مشخص است و آن متغیر مشخص میزان طول حیات جامعه است. ببینید، طول حیات جامعه در ایران بسیار کوتاه شده است. منظور من از حیات، پایداری مقطعی است، نه زیست کلی جامعه ایران. پایداری جامعه ایران در حوزههای مختلف بسیار کوتاهمدت شده است، حتی در روابط انسانی.
🔹در جامعهای که معیارهای پایداری آن کوتاهمدت است، میزان تاثیرگذاری هم تحتالشعاع قرار میگیرد، چون خود نهادهای مدنی هم کوتاهمدت هستند و عناصر متشکل نهادهای مدنی هم کوتاهمدتاند. نهادهای مدنی که از سیاره دیگر نمیآیند، اینها از کنار هم قرار گرفتن افراد در داخل جامعه شکل میگیرند. ملات داخلیشان از دل همین جامعه تولید میشود. گیرم فرض را بر این میگذاریم که اینها نخبگان اجتماعی هستند، الیت هستند، زیرا دردهایی را درک میکنند که همگان درک نمیکنند. اما بالاخره جوهر و ذاتشان منبعث از روح همین جامعه است. بنابراین شما در یک جامعه کوتاهمدت نمیتوانید خیلی به میزان کارایی و اثرگذاری نهادهای مدنی فکر کنید.
🔹اگر عدهای در سازمانهای مردمنهاد بگویند ما قرار نیست دستمان را در جیب ملت کنیم و دزدی کنیم، یا قرار نیست ما هم با حاکمیت وارد چنین مناسباتی شویم و ثروتاندوزی کنیم؛ ما به اقتصاد کلان ایران فکر میکنیم و معتقدیم این سفره باید پربار شود و ما هم از این سفره پربار بهره ببریم؛ در این صورت چهارچوب گفتوگوها تغییر میکند. اگر من با دولت نشستهام و در چهارچوب منافع شخصی صحبت نکردهام و در چهارچوب منافع بنگاههای کوچک و متوسط حرف زدهام، میتوانم حق آنها را از دولت بگیرم. مسئله این است که گفتوگو نباید حول منافع شخصی افراد یا منافع محدود یک بنگاه شکل بگیرد.
🔹نهادهای مدنی ظرفیت خوبی برای همکاری و هدایت نظام حکمرانی در مسیر درست دارند. این نهادها از اتاق بازرگانی گرفته تا اصناف و سایر سازمانهای مردمنهاد با سازوکارهایی که دارند میتوانند کمک دولت و راهگشای مشکلات جامعه باشند. البته این انتقاد به نهادهای مدنی هم وارد است که گاهی ضعیف کار کردند و گاهی هم اساساً در مطالبهگری دچار انحراف شدند و خواستههای نادرستی را مطرح و پیگیری کردند. خواستههای کوتاهمدتی که پیامدهای منفی بلندمدت داشت. نهادهای مدنی باید ابتدا یک منطق تئوریک درست داشته باشند و مبتنیبر یکسری اصول خدشهناپذیر حرکت کنند.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
متن کامل گفتوگو را اینجا مطالعه کنید.
📌نقطه انحراف
اقتصاد ایران چگونه از شرایط سال 1383 به وضعیت امروز رسید؟
#تجارت_فردا
@tejaratefarda