5071
🎓کانال یک آکادمی تئاتر: کارشناسی #کارگردانی 🎓کانال متمم: @TheatreAcademyII @TheatreAcademyV 🎓نمایش: @TheatreAcademyVI 🎓کانال کارشناسی ارشد: @TheatreAcademyVII 🎓کانال دانش بازیگری: @TheatreAcademyIV 🎓کانال ادبیات دراماتیک: @TheatreAcademyIII
🎓 مقاله
«ژستِ اﺳﺘﺎﻧﯿﺴﻼوﺳﮑﯽ»
#ژﺳﺖ ﺗﺌﺎﺗﺮی، ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﻣﻮﺿﻮع ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ، ﻫﻤﭽﻨﺎن ﻣﺒﻬﻢ و دﺳﺖ ﻧﯿﺎﻓﺘﻨﯽ اﺳﺖ: میﺗﻮاﻧﺪ ﮔﻔﺘﺎر را ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﯾﺎ ﻧﻘﺾ ﮐﻨﺪ، ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺣﺮﮐﺘﯽ از روح را ﻣﻨﺘﻘﻞ ﮐﻨﺪ ﯾﺎ از ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﭼﺎرﭼﻮب رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ آزاد ﺑﺎﺷﺪ. ژﺳﺖ، زودﮔﺬرﺗﺮﯾﻦ ﺟﺰء اﺟﺮای #ﺑﺎزﯾﮕﺮ اﺳﺖ ﮐﻪ در درون ﺧﻮد ﺳﻨﺖ ژﺳﺘﯽ را ﺣﻤﻞ میﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ آن اﺷﺎره ﮐﻨﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻣﮑﺎﻧﯽ ﺑﺮای ودﯾﻌﻪﮔﺬاری اﺳﺖ: ﻫﺮ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺮ، از ﺑﯿﺮون، آن را ﺑﺎ ﺗﺨﯿﻞ و ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺧﻮد ﻣﯽﭘﻮﺷﺎﻧﺪ، زﯾﺮا اﯾﻦ ﺣﺮﮐﺖ ﻧﺸﺎﻧﻪ ای اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺟﻤﻌﯽ رﻣﺰﮔﺸﺎﯾﯽ ﺷﻮد و ﻫﻢ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻓﺮدی رﻣﺰﮔﺬاری ﺷﻮد.
در آﺛﺎر #اﺳﺘﺎﻧﯿﺴﻼوﺳﮑﯽ، ﺳﺮ ﺗﮑﺎن دادن ﺑﺎزﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪی ﺗﺎﯾﯿﺪ، ﺑﺎ ﻣﻌﺎﻧﯽ ﮐﻼﻣﯽ اﺣﺎﻃﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ: اﯾﻦ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﺎ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪای از اﻓﮑﺎر ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺎزﯾﮕﺮ ﻫﻤﺮاه اﺳﺖ و ﻣﯽﺗﻮان آن را ﺑﺎ ﺑﺮرﺳﯽ اﺳﺘﺮاﺗﮋیﻫﺎ، ﺗﺮدﯾﺪﻫﺎ و ﺧﺎﻃﺮات ﺑﺎزﯾﮕﺮ، ﮐﻪ ﻫﻤﮕﯽ ﻧﺎﺷﯽ از ﻣﺠﻤﻮﻋﻪای از ﻣﺘﻮن ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪه در ﻃﻮل ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﺧﻼﻗﯿﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻬﺘﺮ درک ﮐﺮد. وﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺑﺎزﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺑﺎزﯾﮕﺮ دﯾﮕﺮی ﺿﺮﺑﻪ ﻣﯽزﻧﺪ، ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ وﺟﻮد دارﻧﺪ ﮐﻪ در ﺳﻄﻮح ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ اﯾﻦ ﮐﻨﺶ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. ﺑﺮای وﻗﻮع اﯾﻦ ژﺳﺖ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺷﮑﻞ، ﮐﻠﻤﺎت زﯾﺎدی ﻻزم ﺑﻮد. ﺗﺼﺎدﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺎرﯾﺎ ﻧﺒﻞ، اﺳﺘﺎﻧﯿﺴﻼوﺳﮑﯽ را «ﻫﻨﺮﻣﻨﺪِ ﮐﻠﻤﻪ» ﻣﯽداﻧﺪ و ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از ﻧﻤﯿﺮووﯾچ داﻧﭽﻨﮑﻮ، ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﺗﺌﺎﺗﺮ ﻫﻨﺮی ﻣﺴﮑﻮ، «ﮐﻠﻤﻪ، ﻫﻢ ﻗﻠﻪ و ﻫﻢ اﺻﻞ آﻓﺮﯾﻨﺶ»ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.
اﻧﺴﺎنِ اﺳﺘﺎﻧﯿﺴﻼوﺳﮑﯽ، اﻧﺴﺎﻧﯽ رواﯾﺖ ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺤﺼﻮل ﻣﺠﻤﻮﻋﻪای از ﺗﻤﻬﯿﺪات ﮐﻼﻣﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻨﺒﻊ ﺧﻮد را از ﻣﺪلﻫﺎی ﺑﺴﯿﺎر ﺟﺬاب ﻣﻮﺟﻮد در رﻣﺎنﻫﺎ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ، ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺗﺌﺎﺗﺮ اﺳﺘﺎﻧﯿﺴﻼوﺳﮑﯽ زﻣﺎﻧﯽ ﻗﻮت ﻣﯽﮔﯿﺮد ﮐﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ رﻣﺎن اﺷﺎره ﻣﯽﮐﻨﺪ.
اﯾﻦ نوشته ﻣﻄﺎﻟﻌﻪای در ﻣﻮرد ژﺳﺖ و اﻧﻌﻄﺎفﭘﺬﯾﺮی آن، و ﺗﻤﺎﯾﻠﯽ را ﺑﺮای ﮔﺸﻮدن ﺑﺎب ﭘﮋوﻫﺶ در ﺑﺎب ژﺳﺖ ﺑﻪ روی ﺣﻮزهای از ﮐﺎوش در ﻃﻨﯿﻦ ﻣﺪاوم ﺑﺎ ﺑُﻌﺪ زﻣﺎﻧﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ: از ﺧﺎﻃﺮات ﺗﺠﺴﻢﯾﺎﻓﺘﻪ در ﮐﻨﺶ ژﺳﺘﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ اﻧﺘﻘﺎل آﻣﻮزﺷﯽ ﯾﮏ ﻋﻤﻞ ﺧﺎص؛ از ﭘﺘﺎﻧﺴﯿﻞ زﯾﺒﺎییﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﺗﺼﻮﯾﺮﺳﺎزی اﺑﺪی ژﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ زﻣﺎنﻣﻨﺪیای ﮐﻪ ﻣﺨﺘﺺ راﺑﻄﻪ ﺑﯿﻦ ﻣﺘﻦ و ﺻﺤﻨﻪﭘﺮدازی آن اﺳﺖ.
«ژﺳﺖ و ﮔﻔﺘﺎر در ﺗﺌﺎﺗﺮ اﺳﺘﺎﻧﯿﺴﻼوﺳﮑﯽ»
ﻫﻨﺮﯾﮏ ﺑﻮرﮐﻪ دِ ﮔﻮﺳﻤﺎﺋﻮ
🎓 فیلم تئاتر
صعودمقاومت ناپدیر آرتورو اویی
نویسنده: برتولت ب شت
کارگردن :هاینر مولر
برلین آنسامبل ۱۹۹۶ م
👁 @TheatreAcademy
🎓 تاریخ هنر
«گرانیکا از آزمایشگاه خونین تا پایتختِ صلح»
غروب ۲۶ آوریل ۱۹۳۷، عقربههای ساعت روی زمانی ایستاد که وجدان بشریت برای همیشه در آن زخمی شد. گرانیکا، قلب تپنده فرهنگ باسک، در حالی که آغوش خود را برای روز بازار و هیاهوی زندگی گشوده بود، ناگهان زیر سایه سنگین بالهایی قرار گرفت که از سوی «لژیون کندور» نازیها و به فرمان مستقیم ژنرال فرانکو روانه شده بودند.
این تنها یک حمله نظامی نبود؛ یک آزمایشگاه خونین بود. فرانکو برای تثبیت قدرت خود، چراغ سبزی به هیتلر داد تا مدرنترین ابزارهای مرگبارش را روی تنِ رنجور هموطنان خود آزمایش کند. به مدت سه ساعت، بارانی از بمبهای انفجاری و آتشزا، سقف خانهها را به تنورهای سوزان تبدیل کرد و جنگندههایی که در ارتفاع پایین پرواز میکردند، غیرنظامیان هراسان را در میان مزارع به رگبار بستند. شهر نه به دست دشمن خارجی، بلکه با امضای رهبری ویران شد که ادعای نجات میهن را داشت؛ جنایتی که سالها با وقاحت تمام انکار شد و پروپاگاندای فرانکو تلاش کرد مسئولیت آن را به گردن خودِ قربانیان بیندازد.
اما گرانیکا در زیر خاکسترها مدفون نماند. آنجا که کلمات از بیان عمق فاجعه بازماندند، قلمموی پابلو پیکاسو به فریاد برخاست. تابلوی عظیم «گرنیکا» (Guernica) نه فقط یک نقاشی، بلکه سندی ابدی شد که اجازه نداد خونهای ریختهشده در سکوتِ خشک شوند. مردم گرانیکا، با صبوری و شکوهی انسانی، شهر خود را از نو بنا کردند، اما نه بر پایه انتقام، بلکه بر ستونهای صلح و حافظه تاریخی.
امروز گرانیکا نماد عبور است و به «پایتخت صلح» جهان بدل گشته است.
👁 @TheatreAcademy
🎓 سوگ
ایران بانو!
بالا بلند!
عروس سالخورده از زخمهای همیشه دوران!
زیبا جان، مادرم!
دوباره به جان فرزندانت دردی افتاده،
دردی همچون سالهای طاعون و وبا،
دوباره نمیشود بغلت بگیریمت!
اگر چه تو به لبخندی غمآلوده، آغوشت را به
سمت من باز گذاشتهای،
بر وحشت از سرایت این همه درد!
روزهای سختیست مادرم،
روزهای سختیست.
بمان پا برجا!
که تنها تو میتوانی تبم را پاشویه کنی
در این آتشی که افتاده به جانمان.
بمان و مدارا کن مادرجان،
بمان و مدارا کن؛
همچون سالهای جنگ و قحطی و خون که
ماندی،
ماندی که گذشتیم از آن همه سیاهی تاریخ!
تو بمان،
اگر من هم نبودم تو بمان!
که از هر چین دامن دماوندت صدها هزار همچو
منی برخواهد خاست برای کاری دیگر.
این روزها که گذشت؛
تازه آغاز روزگار دوستیست...!
روزگار تکیهکردن به شانههای هم!
ما!
عبور خواهیم کرد از این همه تلخی!
چنان که گذشتیم از باران گلوله و خون!
ما!
روزهای بد کم ندیدیم!
ما بعد از این بهار
دوباره دستهای هم را خواهیم گرفت
به شکرانهی زندگی...
#روزبه_بمانی
👁 @TheatreAcademy
🎓 اجرای تلویزیونی
در انتظار گودو
کارگردان: مایکل لیندسیهاگ
پروژۀ سال ۲۰۰۲ «Beckett on Film»
| همراه با زیرنویس فارسی ترجمه علیزاد |
■ عوامل و بازیگران:
بَری مکگاون در نقش ولادیمیر
جانی مورفی در نقش استراگون
آلن استنفورد در نقش پوتزو
استفان برنان در نقش لاکی
سم مکگاون در نقش پسر
■ باز نشر از بیدگل
دوازدهمین سال
تاسیس آکادمی تئاتر
یک ژانویه ۳۰۱۴
🎓 یادداشت
ارزیابی ویدئویی تئاتر
تحریفماهیتهنر زندهو استهزایصحنه
#جشنوارههای_تئاتر_استانی که حدود چهلوپنج میلیارد تومان برای برگزاری زنده و اجرای صحنهای آنها هزینه شده است، ناگهان به تماشای «فیلم تئاتر» تقلیل داده میشوند و به ارزیابیای نادرست سپرده میشوند؛ ارزیابیای که بیتردید راه به بیراهه میبرد و کل ماهیت تئاتر را ـ که مبتنی بر اجرای زنده، انتقال حس، فضاسازی، مود و اتمسفر است ـ بهطور کامل زیر سؤال میبرد.
تئاتر نه ده درصد، نه پنجاه درصد و نه هفتاد درصد؛ بلکه صددرصد بهواسطه زندهبودن معنا پیدا میکند. کیفیت تئاتر صددرصد وابسته به اجرای زنده، حضور، کنش، اتمسفر و رابطه مستقیم بازیگر و تماشاگر است. بنابراین چگونه به خود اجازه میدهید ـ آن هم در شرایطی که صدها هنرمند اثر خود را بهصورت تئاتر تولید کردهاند ـ آنها را وادار کنید که در قالبی غیرتئاتری با یکدیگر مقایسه شوند؟
آیا لازم است دهها دلیل روشن و بدیهی بیاورم که این نوع ارزیابی نادرست است و تمام معیارهای سنجش در آن یا تقلیل پیدا میکنند یا از میان میروند و با شاخصهایی جعلی و جایگزینشده عوض میشوند؟
#جشنواره_تئاتر_فجر، همانند بسیاری از رویدادهای به بیراههرفته ادارهکل هنرهای نمایشی، در بخش استانی به فاجعهای آکنده از خطا، بیعدالتی و تصمیمهای نادرست بدل شده است؛ فاجعهای که هزاران هنرمند علاقهمند و متقاضی تئاتر در استانها را بهطور مستقیم متضرر میکند.
حاصل ماهها تمرین، هزینههای شخصی گروهها و فرسایش جسمی و روانی هنرمندان، در قضاوتی سطحی و غیرحرفهای، صرفاً با تماشای فیلم اجراها بهراحتی نادیده گرفته میشود. این نکته را سالهاست به هنرمندان و مدیران باسابقه و آگاه تئاتر گوشزد کردهام: اتمسفر، کنش، فضاسازی، حس و مود، تمامِ تئاتر است؛ نه بخشی از آن، بلکه همه آن. اما با رویکردی ناشیانه و غیرتخصصی، تئاتر از بستر زنده و ماهیت وجودیاش جدا میشود و سپس همان پیکره بیجان، مبنای مقایسه، ارزیابی و داوری قرار میگیرد.
چگونه ممکن است هنری را از جوهرهاش تهی کنید و سپس مدعی ارزیابی آن شوید؟ اتمسفر هر اجرا با اجرای دیگر متفاوت است. فضای هر سالن با سالن دیگر یکسان نیست. رابطه زنده بازیگر و تماشاگر کیفیتی دارد که اصولاً قابل انتقال کامل به تصویر نیست. وقتی فیلم تئاتر ناگزیر بخش بزرگی از این عناصر را حذف میکند، پرسش روشن است: داوری دقیقاً بر اساس چه مؤلفههایی انجام میشود؟
اگر همهچیز تا این اندازه ساده، سطحی و قابل تقلیل به تصویر است، اساساً وجود سالنهای نمایش، تجهیزات، ماهها تمرین و هزینههای سنگین چه توجیهی دارد؟ در این منطق معیوب، تئاتر میتوانست صرفاً به ویدئو تبدیل شود و مخاطبان آن را در خانه تماشا کنند. پس این همه تأکید و ادعا درباره «هنر زنده» از کجا میآید؟
پرسش اساسی این است: چگونه کیفیت شصتویک نمایش صرفاً بر اساس فیلم آنها ارزیابی شده است؟ پاسخ روشن است؛ این ارزیابی نه دقیق است، نه علمی و نه عادلانه. آنچه رخ میدهد، داوریای رفعتکلیفی، سهلانگارانه و غیرشفاف است که در فضایی گعدهای و فاقد استاندارد حرفهای انجام میشود.
با چنین سازوکاری، نه تئاتر دیده میشود، نه هنرمند، و نه حقیقت اجرا؛ بلکه صرفاً شکلی از مدیریت بیمسئولیت بازتولید میشود که هر سال، با اعتمادبهنفسی عجیب، همان مسیر غلط را تکرار میکند.
اگر این گروهها پیش از جشنواره، صدها اجرای زنده و منظم تئاتری در شهرهای خود نداشتند، شاید میشد این رویکرد را پذیرفت. اگر این حجم از هزینه، زمان و انرژی صرف تولید و اجرای آثار نشده بود، و اگر جشنواره تئاتر فجر زمانی مهمترین رویداد تئاتری کشور محسوب نمیشد، شاید میشد با اغماض از کنار این خطا گذشت. اما با چنین سطح گستردهای از مشارکت هنرمندان استانها، تقلیل حضور آنها به یک گردهمایی صوری و علیالسویه، بههیچوجه پذیرفتنی نیست.
پ.ن:
در این میان، هیأتهای انتخاب لزوماً مقصر نیستند؛ حتی با وجود تقلیل و تعارض جدی در معیارهای سنجش، ممکن است تمام تلاش خود را برای انتخابی منصفانه به کار گیرند. گروههای شرکتکننده در رقابت نیز مقصر نیستند؛ آنها صرفاً در پی آناند که اثری را که با صرف زمان، انرژی و هزینه تولید کردهاند، به نتیجه برسانند.
مسئولیت این خطا و اشتباه بدیهی، سهلانگارانه و مبتدیانه، متوجه مدیریت #تئاتر، دبیر #جشنواره و مجموعه برگزارکنندگان است؛ کسانی که بدیهیترین اصول تئاتر را نیز نادیده میگیرند. نگاهی به سوابق، تجربه و دانش تئاتری آنها بهروشنی گویای ریشههای این وضعیت است.
مهدی نصیری
عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران
👁 T.me/TheatreAcademy
🎓:مستند
عیّارِ تنها
درباره بهرام بیضایی
ساختهی
علا محسنی
🎓 مستند
زندگی شخصی یرژی گروتوفسکی
👁 @TheatreAcademy
🎓 مقاله
تاثیر مشارکت تماشاگر بر تولید متن اجرا در گیم-تئاتر
#آزاده_گنجه و #مهسا_عباسی
👁 @TheatreAcademy
🎓 خبر
جهارمین جشنواره بین المللی پانتومیم با پیام مارکو استروجانویچ رییس سازمان جهانی میم به پایان رسید.
در آیین پایانی دکتر احمدی کفیل معاونت فرهنگی وزارت ارشاد اسلامی درباره پانتومیم و نقش آن در تابآوری اجتماعی سخن گفت. سپس ساسان قجر دبیر جشنواره خبر اعطای نمایندگی سازمان جهانی میم به ایران و ثبت جشنواره پانتومیم در تقویم جهانی ITI را دستاوردی دانست که باید از پاسداری شود.
در این مراسم که علیمردانی مدیرکل هنرهای نمایشی و دکتر جعفر محمدی مدیرکل فرهنگو ارشادواسلامی زنجان نیز حضور داشتند، داوران، ایرج محرمی، جاوید اسماعیل و حمید عزتی، سه گروه برگزیده، ۱۱ دیپلم افتخار و ۱۷ لوح تقدیر اعطا و سه برگزیده بخشهای تخصصی را اعلام کردند.
□ بخش مونومایم:
پانتومیم بوک به کارگردانی کامران چنگیزیان از سنندج
□ بخش میمودرام
پانتومیم سه به علاوه یک به کارگردانی محمد مهدی کلهری از همدان
□ بخش نمایش بیکلام
نمایش امروز درختی خواهم شد به کارگردانی علی غلامیان از آبادان
پیوست:
پیام تصویری رییس سازمان جهانی میم به جشنواره و تبریک اعطای جایزه بین المللی دستان طلایی به ساسان قجر
🎓 Tele_theatre
King Lear
William Shakespeare
Director: Jonathan Miller
United Kingdom, 1975
Play of the Month از BBC
🎓 فیلم تئاتر
مصائب سنت جان
کارگردان:
#رابرت_ویلسون
👁 @TheatreAcademy
🎓 تله تئاتر
King Oedipus
Director: Alan Bridges
United Kingdom, 1972
ادیپ شاه
اثر سوفوکلس
#آلن_بریجس
👁 @TheatreAcademy
🎓 تله تئاتر
اجرای تلویزیونی
مرغابی وحشی
#هنریک_ایبسن
کارگردن:
#آریلد_برینچمن
شبکهی تلویزیونی NRK نروژ
| زیرنویس انگلیسی |
The Wild Duck
(Vildanden)
Director:
#Arild_Brinchmann
Norway, 1970
👁 @theatreAcademy
🎓 انقلاب هیجانی بافندگان
نمایشنامه #بافندگان اثر #گرهارت_هاوتپمن یکی از سه اثر هنریست که از یک واقعه اجتماعی سیاسی واحد منتج شده است. پس از واقعه ۱۸۴۴ سیلزیای آلمان یک مجموعه نقاشی، یک شعر و یک نمایشنامه با عنوان و مضمون مشترک #قیام_بافندگان توسط هنرمندان مختلف خلق و ماندگار میشود.
هاپتمن پس از ۴۰ سال از وقوع قیام بافندگان دست به نگارش این نمایشنامه میزند. او که سرانجامِ تلخ قیام بافندگان و سرکوب آنها توسط امپراتوری آلمان را دیده؛ سعی میکند با واقع بینی و تردید به همه چیز نگاه کند و حاصل این نوع نگاه او کشف ریشههای شکلگیری و تباهی انقلاب بافندگان است.
سال ۱۳۹۱ نقدی بر این نمایشنامه و براساس نظریات #بوردیو جامعهشناس فرانسوی نوشتم. مفاهیم #دوکسا و #خشونت_نمادین در نظریه او پرکاربردند.
امروز بازخوانی این نمایشنامه درسهای زیادی برای ما دارد. نقدی که سال ۱۳۹۱ به نمایشنامه نوشتم جایی منتشر نشد. به این بهانه آنرا اینجا منتشر میکنم.
#سامی_صالحی_ثابت
۱۷ بهمن ۱۴۰۴
👁 @TheatreAcademy
🎓 فیلم تئاتر
هملت
#توماس_اوسترمایر
Hamlet
thomas Ostermeier
اجرای «هملت» به کارگردانی توماس اوسترمایر در شائوبونه برلین (۲۰۰۸)، یکی از رادیکالترین مواجهههای معاصر با متن شکسپیر است.
در این نسخه، هملت نه شاهزادهای اندیشمند، بلکه انسانی عصبی، خشمگین و فروپاشیده است. صحنهای پوشیده از گل و آب، بدنهایی آلوده و رفتاری بیپروا، جهانی را میسازند که اخلاق، سیاست و خانواده در آن به بنبست رسیدهاند.
هملت اوسترمایر نماینده نسلی است که دیگر نه به تفکر ایمان دارد و نه به عمل؛ فقط به فکر برون ریزی و انفجار است.
هملت توماس اوسترمایر آگاهانه علیه سنت تئاتر کلاسیک میایستد. این اجرا نه در پی تفسیر فلسفی متن است و نه به دنبال بازسازی تراژدی در معنای کلاسیک آن؛ بلکه پروژهای است برای فروپاشی «هملت متفکر». متن شکسپیر کوتاه و تکه تکه شده و بسیاری از مونولوگها جای خود را به کنشهای فیزیکی، سکوتهای عصبی و رفتارهای خشونتآمیز دادهاند. اندیشه در این جهان دیگر ابزار نجات نیست، بلکه باری فرساینده است.
انتخاب بدن به عنوان میدان اصلی معنا، یکی از نقاط کلیدی این اجراست. هملت لارس آیدینگر بیشتر از آن که فکر کند، واکنش نشان میدهد: میدود، فریاد میزند، خود را به گل میکشد و مرز میان صحنه و تماشاگر را تخریب میکند. این بدن ناآرام، بازتاب ذهنی است که دیگر توان نظم بخشی به جهان را ندارد. «بودن یا نبودن» در این اجرا نه پرسشی متافیزیکی، بلکه نشانهای از خستگی محض است.
از منظر سیاسی، اوسترمایر هملت را به نمادی از نسل پس از فروپاشی ایدئولوژیها تبدیل میکند؛ نسلی که در سرمایهداری متاخر، نه امکان شورش دارد و نه امید به اصلاح. خشونت، طنز سیاه و بیثباتی ساختاری جای هرگونه قهرمانسازی را میگیرد.
پایان نمایش هم عامدانه فاقد هر گونه کاتارسیس است؛ مرگها چیزی را حل نمیکنند و جهان همچنان در گل فرو رفته باقی میماند. این هملت، تراژدی نیست؛ گزارشی است از ناتوانی انسان معاصر.
■ با سپاس از:
خانممهسا راد
👁 @TheatreAcademy
🔽
🎓 کتاب
سوگ سیاوش
(در مرگ و رستاخیز)
#شاهرخ_مسکوب
پیش از اتفاقات دردناک این روزها، در حال مطالعه یکی از آثار - به زعم خودم - کمتر مورد توجه قرار گرفته سیاوش مسکوب بودم که در زمان خود، بیشتر به عنوان کتابی در حوزه اسطورهشناسی مورد توجه قرار گرفت و البته مخالفان و موافقانی حول خود شکل داد. اما در روزهای مطالعه کتاب و البته اندیشیدن به محتوای آن پس از این تراژدی هولناک، به نظر کتاب ارزشهای فراتری درباره جامعه ایرانی و شاخصههای آن عیان میکند. وجوهی که مسکوب از شخصیت سیاوش و رابطهاش با جامعه و اندیشه ایرانی در این کتاب، با نوعی ادبیات حزنآلود ارائه داده است، شاید در این روزگار نور کمفروغی باشد برای شناخت خودمان، مناسبتهای انسانیمان و حتی فهمی برای چگونگی آیندهمان.
احسان زیورعالم
🎓 مراسم یادبود
زنده یاد بهرام بیضایی
با حضور: نیلوفر بیضایی، سوسن تسلیمی، علیرضا مجلل و…
استکهلم
👁 @TheatreAcademy
🎓 تله تئاتر
مرد کوته فکر
کارگردان: عزت الله انتظامی
■ با بازی :
عزت الله انتظامی، محمد علی کشاورز ، فخری خوروش، علی نصیریان و اسماعیل محرابی
◼️ محصول ۱۳۴۵
تلویزیون خصوصی
هدیه آکادمی تئاتر
به مناسبت دوازدهمین سال تاسیس آکادمی تئاتر
یک ژانویه ۳۰۱۴
🎓 فیلم
مدهآ Medea
کارگردان:
#پیر_پائولو_پازولینی
| فیلمنامه بر اساس نمایشنامه مدهآ نوشته اوریپید سال ۱۹۶۹ شکل گرفته است. در فیلم خواننده مشهور اپرا #ماریا_کالاس هم به ایفای نقش میپردازد، ولی آواز نمیخواند|
○ برداشت از
کانال فیلم کوتاه
|دانلود زیرنویس فارسی|
👁 @TheatreAcademy
🎓 Book
IRANIAN CULTURE IN #BAHRAM_BEYZAIE'S CINEMA AND THEATREParadigms of Being and Belonging
(1959-1979)
Saeed Talajooy
2023
| download |
👁 @TheatreAcademyIII
🎓 درگذشت
بهرام بيضايی
(پنج دی ۱۳۱۷ _ پنج دی ۱۴۰۴)
■ اصغر فرهادی :
از او ایرانیتر در این روزگار نشناختهام و چه تلخ که این ایرانیترین ایرانی، هزاران هزار فرسنگ دور از ایران چشم بر جهان فرو میبندد!
🎓 Book
PEFORMING IRAN
Culture, Performance, Theatre
Babak Rahimy
2021
| download |
👁 @TheatreAcademyIII
🎓 فیلم تئاتر
اودیسه
#رابرت_ویلسون
اجرا همان اثر حماسی هومر است. داستان سفر اودیسه به خانه پس از جنگ تروا و اتفاقاتی که هنگام ورود قهرمان به ایتاکا رخ میدهد اما مواجهه رابرت ویلسون با هومر یکی از رویدادهای هنری ویژه است و از تأثیرگذارترین، رویکردها به این اثر است.
حساسیت، خلاقیت و تخیل این کارگردان بزرگ آمریکایی با روح هومری طنینانداز میشود و یک زبان تئاتری جدید و مسحورکننده خلق میکند. هجده اجراکننده که با دقت انتخاب شده و از همکاران مشهور بینالمللی ویلسون، هستند تمام هنر خود را در این ماجراجویی بینظیر به کار میگیرند.
👁 @TheatreAcademy
🎓 فیلم
هملت
اثر: ویلیام شکسپیر
کارگردان: لارنس_اولیویه
محصول ۱۹۴۸
|زیرنویس چسبیده سافت ساب|
□ Artists:
Laurence Olivier, Jean Simmons, John Laurie, Esmond Knight, Anthony Quayle,..
🎓 فیلمتئاتر
#اودیسه
#رابرت_ویلسون
Odyssey
by Robert WilsonNational Theater of Greece
Athens/ Greece/ 2013
👁 T.me/TheatreAcademyVII
🎓 مجموعه تصاویر
تصاویری به جامانده از اجرای هملت
با بازی:
لارنس اولیویه
محصول اولد ویک (۱۹۳۷)
کارگردان: تایرون گاتری
رابرت نیوتن در نقش هوراشیو
مایکل ردگریو در نقش لائرتس
ویوین لی در نقش اوفلیا
الک گینس در نقش آزریک
🎓 عکس
صحنههایی از چند اجرای
کارگاه نمایش
| منتشرشده در نشریات مختلف|
باز نشراز
کانال: پوشه
👁 @TheatreAcademy
🎓 فیلم تئاتر
مسخ
اثر: #فرانتس_کافکا
قتباس و کارگردانی از:
#استیون_برکهوف
| زیرنویس_فارسی |
■ باز نشر از:
حداقلْ کلانشهر
👁 @TheatreAcademy