1374
نشریۀ وطنیولی (راه وطن) تلاش دارد در جهت معرفی فرهنگ و تاریخِ ایرانزمین و تقویت همبستگی ملی حرکت کند. وطنیولی به هیچ فرد و گروهی وابسته نیست و مواضع و نگاه مستقل خود را در موضوعات ملی و قومی دارد. صاحب امتیاز و مدیرمسئول: داود دشتبانی @dashtbanii
▫️هممیهنی اهل شمال غرب ایران در سفر خود به جنوب شرقی کشور از کودکی میپرسد اینجا کجاست؟ کودک پاسخ میدهد: کراحمد؛ راننده باز میپرسد: کراحمد مال کجاست، مال بلوچستان؟ کودک نخست تأیید میکند و سپس بیدرنگ تصحیح میکند: «نه ایران» و هممیهن دیگر را به وجد میآورد.
این گفتوگوی کوتاه بیانگر دو حقیقت مهم است:
۱. آنچیزی که این دو نفر را از دورترین فاصله جغرافیایی و با وجود تفاوت در سن و زبان و ... به هم وصل میکند، یک مفهوم و واقعیت روی زمین به نام «ایران» و تعلق خاطر به این میهن تاریخی است.
۲. آنچیزی که ارتباط، پیوند و و فهم همسرنوشتی میان این دو شهروند ایرانی را (که زبان یکی ترکی آذربایجانی و زبان دیگری بلوچی است) ممکن میکند، زبان ملی و میانجی فارسی است.
فهم این حقیقت که #ایران_برای_همه_ایرانیان است و این سرزمین ملک مشاع تمام ساکنان آن است برآمده از خودآگاهی ملی و #ایراندوستی ایرانیان، از آذربایجان تا #سیستان_و_بلوچستان و فاصله گرفتن آنان از ناحیهگرایی و تعصب قومی و منطقهای است.
🔺 منبع اصلی ویدئو را نیافتیم.
#مردم_ایران
🔴 یکی اُرمویمردِ شَهنامهدان
جشننامهٔ چهلوپنج سالگی سجاد آیدنلو؛ استاد زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهپژوه
به کوشش رضا غفوری
چاپ نخست؛ پاییز ۱۴۰۴
نشر ادبیات
۱۱۱۸ صفحه
چهل و یک صفحهٔ نخستِ کتاب را که شامل مقدمه به قلم رضا غفوری و سالشمار زندگی و کتابشناسیِ دکتر سجاد آیدنلو (تا شهریور ماه سال ۱۴۰۳) است، از «اینجا» بخوانید.
برای اطلاعِ از فهرست مطالبِ کتاب، به عکسهای پیوست، توجه کنید.
مرکز پخش برای کتابفروشیها:
تهران؛ خیابان انقلاب؛ خیابان فخررازی؛ شمارهٔ ۳۳؛ «پخش دوستان»
مرکز فروش در تهران:
تهران؛ خیابان انقلاب؛ ابتدای خیابان دانشگاه؛ کتابفروشی توس
مرکز فروش در مشهد:
پردیس کتاب
مرکز فروش در قم:
کتابفروشی کتابشهر (چهارراه شهدا)
برای خرید مستقیم از ناشر به شمارهٔ زیر پیام دهید:
09196148651
#معرفی_کتاب
@Vatanyolii
📌 بنیاد ایرانشناسی با همکاری مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب و انجمن ایرانی تاریخ، شعبهٔ آذربایجان شرقی برگزار میکند:
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
دوشنبهها، ساعت : ۱۶ تا ۱۸
زمان: ۸ دی ماه ۱۴۰۴
🔷مدرّس:
حسین جعفری
حضور در این کلاسها رایگان است.
مکان: تبریز، خیابان ثقةالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
@Vatanyolii
📌شبی که تبریز به پیشواز چلّه رفت
✍️نیما عظیمی
📎روزنامههای زنگان امروز: ۲۶ آذر ۱۴٠۴/ سرخاب تبریز: ۳٠ آذر ۱۴٠۴
در راستای پایبندیِ بنیاد ایرانشناسیِ آذربایجان شرقی بر گرامیداشت آیین ایرانزمین و پاسداری از شاخصههای ملّی ایران، این بنیاد در نشستی پرشکوه به پیشواز جشن چلّه رفت.
به عنوان نگارندهٔ این سطور، ساعاتی پیش از آغاز رسمی نشست، جهت تهیه گزارش در محل بنیاد ایرانشناسی حاضر و از شور و تلاشهای ایران دوستانه و عاشقانهٔ تنی چند از جوانان داوطلب و بیادّعا، به وجد آمدم.
آنچه برایم بسیار چشمنواز بود، چیدمانِ زیبای هنری_ایرانیِ این نشست بود؛ که باهنرمندیِ «سمیرا اسعدی» و «فرزانه هاشمپور» به عنوان نیروهای اجراییِ داوطلب، الهامبخشِ حسِ زیبای چلّه شد.
در آغاز، «محمد طاهری خسروشاهی» ریاست بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی، ضمن خوشآمد گویی به حاضران، از همکاری جوانان داوطلب و ایراندوستِ تبریز که تلاش فراوانی در پیریزی و تدارکات و بهانجام رسیدن این آیین داشتند، صمیمانه تشکر و تقدیر کرد...
این گزارش را در پایگاه خبریتحلیلی #همنوا بخوانید:
https://hamnava.ir/News/Code/6808836
@nedayeazarabadegan
📌حافظخوانیِ رئیس بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی، دکتر «محمد طاهری خسروشاهی»، در شبی که تبریز به پیشواز چلّه رفت.
📎دوشنبه ۲۴ آذر ۱۴٠۴ خورشیدی
بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی
@Vatanyolii
📌«شب هشتاد سالگی سید جواد طباطبایی»
📎نهصد و سی و یکمین شب از «شبهای بخارا»
سخنرانان:
گیتی خرسند
احمد نقیبزاده
حمید احمدی
محمدصادق سجادی
جهانگیر معینی علمداری
حسن حضرتی
احسان هوشمند
زاگرس زند
علی دهباشی
به همراه رونمایی از چاپ جدید کتاب «ابنخلدون و علوم اجتماعی» اثر دکتر جواد طباطبایی، نشر هرمس
سه شنبه ۲۵ آذر ۱۴٠۴ . از ساعت ۱۷
جایگاه: تهران، خیابان ۱۶ آذر، دانشگاه تهران، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، تالار فردوسی
@Vatanyolii
📌برگزاری آیین ایرانیِ «آذرگان» در تبریز
آیین ایرانیِ«آذرگان»، همراه و همزمان با پانزدهمین نشست از دومین دور از نشستهای هفتگی شاهنامهخوانیِ بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی، برگزار شد.
این آیین از ساعت ۱۷ دوشنبه ۱٠ آذرماه ۱۴٠۴ خورشیدی انجام شد.
آری! اینجا چراغی روشن است! چراغی برای شاهنامه و ارجبخشی به آیینِ ایرانزمین؛ آنهم در روزگاری که عدهای نانشان در جسارت به ایران است! پس بماند برای تاریخ و آیندگان که فرزندانِ آذریِ فردوسی در تبریز، در همین روزگار، عاشقانه و بدون هیچگونه پشتیبانیِ مالی از سوی نهاد یا سازمانی دولتی، با همین بضاعت اندک، باری دیگر نشان دادند که سرسختتر از همیشه، پایِ پیمانِ عاشقانهی خود با ایران هستند و پای این پیمانِ عاشقانه خواهند ایستاد.
پاینده ایران
@Vatanyolii
✅ فولکلور ایرانی چه نسبتی با هویت ملی ایران دارد؟
گفتوگو با محمد جعفری قنواتی
برای مشاهدۀ این گفتوگو پیوندهای زیر را لمس کنید:
🔗 https://www.aparat.com/v/yfm9t56
🔗 https://youtu.be/T5PybueWowo
📌 مردمنامه را در یوتیوب و آپارات دنبال و با بازنشر و پسند ویدیوها از ما پشتیبانی کنید.
@Vatanyolii
📌مرکز پاسداشت زبان و ادبیات فارسی صدا و سیما برگزار میکند:
نخستین همایش زبان و رسانه
محورهای پیشنهادی برای مقالات:
زبان فارسی و هویت ملی در صداوسیما
نقش زبان فارسی در انسجام ملی، تبیین اصل۱۵قانون اساسی
گفتمانسازی رسانهای در بازنمایی و تقویت هویت ملی
کاربرد زبانها و لهجههای محلی در صداوسیما
آسیبشناسی کاربرد زبان در صداوسیما
زبان معیار در برنامههای صداوسیما
آسیبشناسی کاربرد واژههای بیگانه در صداوسیما
زبان گفتاری مجریان؛ معیارها و آسیبها
آسیبشناسی زبان در برنامههای ورزشی
آسیبشناسی زبان خبر
آسیبشناسی شعر و ترانه در برنامههای صداوسیما
آسیبشناسی زبان در آگهیهای بازرگانی صداوسیما
زبان فارسی و هوش مصنوعی(هوشواره)
نقش هوش مصنوعی در حفظ زبان معیار
تأثیر شبکههای اجتماعی بر زبان صداوسیما
نقش هوش مصنوعی در تولید شعر، روایت و گفتارهای فاخر در صداوسیما
مهلت ارسال اصل مقاله: سی دیماه 1404
زمان برگزاری همایش: بهمن 1404
مقالات برگزیده در فصلنامۀ علمی «پژوهشهای ارتباطی»منتشر میشود.
مقالات به رایانامه: Hamayesh@tabarefarsi.ir
فرستاده شود.
ارتباط با پشتیبانی در پیام رسان بله:
@ainesokhan_ir
@vatanyolii
🎥 گشتی در موزه مردم شناسی ارومیه
🔹پس چکمه قزاقی و کلاه اوستین و جلیقه لزگی کجاست؟ چرا تفاوتی میان لباس زن آذری و کرد نیست؟
برگرفته از : کانال تلگرامی «نای»
/channel/irannay/18
در یوتیوب تماشا کنید
@vatanyolii
🔻نمایش بیگانگان!
«دلیدمرول» وصلهای که به فرهنگِ ایرانیِ آذربایجان نمیچسبد!
✍️دکتر محمد جعفری قنواتی
دکترای فرهنگ و ادبیاتِ عامّه، فولکلورشناس و عضو شورای عالی علمیِ مرکز دایرهالمعارف اسلامی
اقتباسهای هنری و ادبی از فرهنگهای دیگر، سابقهای بسیار طولانی دارد و در همهٔ جوامع، از جمله ایران، از دیرباز رایج بوده است. چنانکه کلیلهودمنه، قریب ۱۶۰۰ سال پیش، از سنسکریت به پهلوی و سپس در دورهٔ اسلامی، نخست به عربی و سپس به فارسی و بسیاری از زبانهای دیگر ترجمه شد.
این سنتِ دیرینه که بعدها در زمینهٔ تئاتر و سینما نیز استمرار یافت، امکان آشنایی و نیز نزدیکی با فرهنگهای دیگر را فراهم میکند. با توجه به این موضوع، باید گفت نمایشِ «دلیدمرول» به خودیِ خود اقدامی پسندیده و عادی است و باید مورد حمایت قرار گیرد. اما اشکالِ کار در این است که سازماندهندگان این رویداد و برگزارکنندگانِ این نمایش، با دیدگاهی ایدئولوژیک و با تبلیغاتی گسترده، سعی کردهاند این داستان را برگرفته از تاریخ و فرهنگِ آذربایجان نشان دهند!
واقعاً مشخص نیست، براساسِ چه قرائنی، دلیدمرول را افسانهای آذربایجانی میدانند و چه معیارهایی در نظر گرفتهاند که به چنین نتیجهای رسیدهاند؟ چند روایتِ شفاهی از آن در آذربایجان ثبت شده است؟ از این روایتها کدام را بررسی کردهاند؟ چه موتیفها و کهنالگوهایی در آن دیدهاند که آن را برآمده از «دلِ اسطورههای آذربایجانی» تشخیص دادهاند؟ آنچه، آنها میگویند همۀ سخنانی احساسی و ایدئولوژیک و از اینرو، دور از موازینِ علمی و به ویژه افسانهشناسی است.
اما واقعاً ببینم، دلیدمرول چه نوع افسانهای است و خاستگاه یا مسقطالرأس آن کجاست؟
در آخرینِ ویرایشِ فهرستِ تیپهای بینالمللی افسانهها به ویراستاریِ «هانس یورگ اوتر» این افسانه، ذیل گروه اصلی «افسانههای واقعگرا» و در گروه فرعی «آزمونهای وفاداری و پاکدامنی» با کد ۸۹۹ طبقهبندی گردیده و خاستگاه آن یونان باستان دانسته شده است. همچنین براساس همین منبع، روایتهای شفاهی از این افسانه، البته با تفاوتهایی، در شماری از کشورها از جمله تونس، مراکش، بلغارستان، ایتالیا، ترکیه، یونان، ارمنستان و هندوستان ثبت شده است (نک. A.T.U ذیل کد ۸۹۹). در دایرهالمعارف افسانههای جهان نیز که زیر نظرِ استاد «اولریش مارزولف» تألیف شده است. ذیلِ همین کد ۸۹۹، مقالهای مشروح منتشر شده و نویسنده مشخص میکند که خاستگاه این افسانه، یونان باستان بوده است.
بر اساس منابع در دسترس، در ایران، نخستین بار مرحوم صمد بهرنگی، ترجمهای از این داستان با عنوان «سرگذشتِ دمرولِ دیوانهسر» فراهم کرد که پس از مرگ وی در سال ۱۳۴۸ [خورشیدی] منتشر شد. بهرنگی در مقدمۀ خود تأکید کرده که داستان را از کتاب ددهقورقود و با حذف و اضافاتی به فارسی ترجمه کرده است (بهرنگی، قصههای بهرنگ، ۱۹۵).
خلاصهٔ داستان به این صورت است که عزرائیل میخواهد جانِ دامادی را بگیرد. پدر و مادرِ او، حاضر میشوند جانِ خود را به جای وی بدهند، ولی بر اثر شدت ترس از این پیشنهاد سرباز میزنند. عروس حاضر میشود خود را فدای شوهرش، تازهداماد، نماید. به سبب این فداکاری خداوند به عزرائیل دستور میدهد جانِ پدر و مادرِ داماد را بگیرد و عمری دو چندان به داماد و همسرش میدهد.
یک روایت از این افسانه در مجموعۀ فولکلوریک ددهقورقود (داستان پنجم آن) آمده که ظاهراً همین روایت مبنای نمایش اخیر قرار گرفته است. ددهقورقود مجموعهای شامل ۱۲ داستان بوده که مربوط به فولکلورِ ترکانِ اوغوز است و ارتباطی با تاریخ و فرهنگ مردمِ آذربایجان ندارد. این کتاب تا سدهٔ ۱۹ میلادی شناخته شده نبود. در سال ۱۸۱۵ [میلادی] برای نخستین بار کتاب با ترجمهٔ آلمانی منتشر شد. این چاپ بر اساس نسخۀ درسدن بود که شامل دوازده داستان است. نسخهای نیز در کتابخانهٔ واتیکان وجود دارد که ۶ داستان را در برمیگیرد.
این کتاب تا قریب ۸۰ سال پیش نه فقط در میانِ عامهٔ مردمِ آذربایجان، بلکه در میان روشنفکران آذربایجانی شناخته شده نبود و کسی نامی از آن نشنیده بود. این را نگارندۀ این سطور نمیگوید، بلکه سخنی است که محمدعلی فرزانه مکتوب کرده است. وی که از پیشکسوتان و مروّجانِ قومگرایی در آذربایجان بود، در خاطرات خود ضمن شرحِ فعالیتهایش در سال ۱۳۲۴ [خورشیدی] چنین مینویسد: «یکی از ستونهای صفحاتِ داخلی روزنامهٔ آذربایجان به متن فشردهای از داستانهای ددهقورقود که تا آن زمان برای مردم و حتی روشنفکرانِ آذربایجانِ ایران نامکشوف بود، اختصاص یافت. این مطالب از کتابی که در استانبول به همت معلم رفعت به چاپ رسیده بود استنساخ میشدند» (فرزانه، سالهای سپری شده، ۱۶۱).
🖇 متن کامل را «اینجا» مطالعه کنید.
@iranshenasi_ut
PDF
📌شمارهٔ ۷۲ ماهنامهٔ وطنیولی(راهوطن)
📎آبان ۱۴٠۴
@Vatanyolii
📌مدیرکل صداوسیمای مرکز آذربایجانشرقی:
رقص لزگی هیچ ربطی به آذربایجان ندارد/قوم لزگی متحد سلطان سلیم عثمانی در حمله به شاه اسماعیل بود.
@Vatanyolii
🔴 آیا ددهقورقود حماسۀ مردم آذربایجان است؟
✍️ سجاد آیدنلو
محقق محترمی با نام مستعار اوجالان ساوالان کتابی به نام ایران یا ارن؟ در قالب پیدیاف در فضای مجازی منتشر کردهاند و در جایی نوشتهاند «ددهقورقود حماسۀ طبیعی تورکان آذربایجان» است.
ددهقورقود مجموعۀ دوازده داستان پهلوانی تُرکی است و بیتردید در مطالعات مربوط به سابقه و متون زبان ترکی در معنای عام و گستردۀ آن بسیار اهمیّت و ارزش دارد اما از حیث متن و محتوای روایات هیچ ارتباطی با آذربایجان و مردم آن ندارد و رویدادهایش در میان اوغوزها و حوزۀ رود سیحون (حدود قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان امروزی) که محلّ زندگی آنها بوده است اتفاق میافتد و در تحریرها و روایتهای سپسین مناطقی از آناتولی و قفقاز نیز در ساختار بعضی داستانها وارد شده است.
اگر ددهقورقود حماسۀ طبیعی آذربایجانیهاست چرا در دوازده داستان این مجموعه یک بار هم نام آذربایجان نیامده؟ در حالی که در شاهنامه که ایشان آن را حماسۀ مصنوعی غیرمرتبط با ایرانیان میدانند آذربایجان و آذربایجانیان نقش ستوده و نمایانی دارند. همچنین اگر ددهقورقود حماسۀ طبیعی آذربایجان/ آذربایجانی است، چرا این کتاب از گذشته تا دورۀ معاصر یکهزارم نفوذ و تأثیر شاهنامه را در آذربایجان و میان اهالی آن نداشته است؟ و مثلاً مردم آذربایجان که هزاران بار از نامهای شاهان و پهلوانان و شاهدختان شاهنامه برای نامیدنِ فرزندانشان استفاده کردهاند اسامی شخصیتهای روایات ددهقورقود را برای نامگذاری به کار نبردهاند؟ و چرا در معتقدات و روایات عامیانۀ مردم آذربایجان، شاهان و پهلوانان شاهنامه به آذربایجان میآیند و با شهرها و روستاهای این نواحی ارتباط دارند اما هیچ یک از یلان داستان ددهقورقود که اگر ربطی به آذربایجان داشت باید بهصورت شفاهی و سینهبهسینه در این اقلیم حفظ و نقل میشد جایی در باورهای مردمی و روایتهای شفاهی مردم آذربایجان ندارد؟ اگر ددهقورقود حماسۀ آذربایجانیهاست چرا در سدههای پیشین به گونۀ شفاهی در این منطقه نقل و روایت نشده و هیچ یک از شعرای ترکیسرای قرون گذشته با استفاده از این نقلها به نامها و داستانهای آن اشاره نکردهاند؟ اما در اشعار ترکی آنها تلمیحات شاهنامهای بارها آمده است؟ و... آیا مردم این گونه به حماسۀ طبیعی خود توجّه و اقبال نشان میدهند؟
🔴 بُنمایه:
کتاب آذربایجان و شاهنامه: تحقیقی دربارۀ جایگاه آذربایجان، ترکان و زبان ترکی در شاهنامه و پایگاه هزارسالۀ شاهنامه در آذربایجان، به قلم سجاد آیدنلو، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ص ۵۶۷
@IranDel_Channel
💢
📌لحظه ثبتجهانی منشور کوروش
🔹امروز در صحن چهلوسومین کنفرانس عمومی یونسکو به تصویب رسید:
«منشور کوروش بزرگ» بهعنوان سندی بنیادین در تاریخ تمدن بشری و نخستین نمود مکتوب از اصول آزادی، عدالت، مدارا و احترام به تنوع فرهنگی، بهطور رسمی از سوی کشورهای عضو این سازمان جهانی مورد تایید قرار گرفت.
@Vatanyolii
دوستان و همراهان گرامی،
برای دنبال کردن اخبار و مطالب علمی- فرهنگی مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب، شما را به همراهی با کانالهای زیر دعوت میکنم:
کانال رسمی مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب
/channel/mirasmaktoob
کانال «میراثنگاشتِ ایرانی» نوشتههای شخصی دکتر اکبر ایرانی، بنیانگذار و مدیرعامل مؤسسه:
/channel/Mirasmaktoob_Irani
لطفاً برای دوستان و علاقهمندان به فرهنگ ایران و زبان فارسی ارسال فرمایید. سپاس از همراهی شما.
@vatanyolii
هنگامی که( باشو) پسرک عرب زبان جنوبی در جواب آزار بچه های روستایی از شمال، دست به سنگ می برد؛ چشمش به کتاب فارسی می افتد و با زبان رسمی ایران می خواند: (ایران سرزمین ما است.ما از یک آب و خاک هستیم.ما فرزندان ایران هستیم).بچه های روستا به دورش جمع می شوند و با زبان فارسی با او صحبت میکنند
رمز اتحاد ما ایران است و آب و خاکی که همگی متعلق به آن هستیم.روحت شاد جناب بیضایی که حس میهن پرستی را ارج نهادی.
✍زن آقا
@Cinema_Twitter_Farsi
📌کلیپی کوتاه از جمهوری باکو که در آن بیان میشود: «زبان قدیمِ مردم آذربایجان، تات بوده است».
از اوایل قرن ۳ هجری کم کم پای امرای تُرک به آذربایجان باز شده، و از قرن پنجم هجری مهاجرت و از قرن هفتم هجری، هجوم تیرههای مختلف تُرک به آذربایجان آغاز گردیده است؛ ولی تا اواخر قرن دهم هجری، باقی ماندهٔ «زبان باستان آذربایجان» یا به عبارت دیگر «#آذری» هنوز به کلی از بین نرفته بود. پس از قتل عامها و تسلطهای متوالی و متمادی تُرکانِ متعصب عثمانی، باقی ماندهٔ زبان آذری از شهرها و نقاط جنگ و کشتاردیدهٔ آذربایجان رخت بر بست و فقط در نقاط بسیار دوردست باقی ماند؛ که آن هم در نتیجه مرور زمان و مجبور بودن ساکنین آن نقاط به مراوده با شهرنشینانِ ترکزبان، روی به ضعف و انقراض نهاد و در غالب جاها کاملا از بین رفت. ولی هنوز در چند نقطه دور افتاده آذربایجان مردمی وجود دارند که به لهجههایی از این زبان تکلم میکنند و دوتا از همین لهجهها به نام (تاتی و هرزنی) موضوع بحث این کتاب قرار گرفته است.
🔹بُن مایه: کارنگ، عبدالعلی؛ تاتی و هرزنی، دولهجه از زبان باستان آذربایجان، صص ۵۲ و ۵۳. چاپ دوم پاییز۹۴.
@nedayeazarabadegan
❤️جوابیه کریم باقری به بیانیه باشگاه تراکتورسازی
🔺اینجانب کریم باقری، فرزند ترکزبان این سرزمین، تا امروز سکوت کردهام؛ نه از سر بیتفاوتی، بلکه به این دلیل که نیازی به اثبات خود ندارم و باور دارم اصلاح برخی رفتارها از توان یک فرد خارج است.
🔺با این حال، پس از بیانیه منتشرشده از سوی باشگاه تراکتور، لازم میدانم نکتهای را شفاف و صریح بیان کنم. مطرح شده که آیا من در برابر فرزندانم بابت توهین به ترکزبانها خجالت کشیدهام یا نه. پاسخ روشن است: بله، خجالت کشیدهام؛ اما نه امروز. من آن احساس را حدود چند سال پیش، در کنار آقای علی دایی، زمانی تجربه کردم که در خانه خودمان در تبریز مورد توهین و بیاحترامی قرار گرفتیم و در آن مقطع، واکنش مؤثر و روشنی دیده نشد.
🔺باشگاهها فقط مسئول نتیجه نیستند؛ مسئول پیامی هستند که به سکوها میدهند. وقتی مرز اخلاق شفاف ترسیم نشود، فردا همین رفتار، شدیدتر و گستردهتر تکرار خواهد شد. فوتبال ایران بیش از دفاع، به مسئولیتپذیری نیاز دارد. بیاحترامی، با هر لهجه، از هر سکو و علیه هر فرد یا خانوادهای، محکوم است و اساساً نیازی به توجیه ندارد.
🔺در شرایطی که مردم کشور با مشکلات و دغدغههای فراوانی دستوپنجه نرم میکنند، پرداختن و دامنزدن به چنین حاشیههایی ارزش وقت و انرژی ندارد. فوتبال باید محل رقابت سالم، همدلی و احترام متقابل باشد، نه بستری برای نفرت و تحقیر.
🔺در پایان، برای همه مردم ایران، با هر زبان و قومیت، آرزوی عاقبتبهخیری دارم.
🔴 @Perspolisirfans
📌بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی با همکاری موسسه پژوهشی میراث مکتوب و انجمن ایرانی تاریخ، شعبه آذربایجانشرقی برگزار میکند:
🔥 جشن چلّه و شاهنامهخوانی در تبریز
🍉 از ساعت ۱۶ بیستوچهارم آذرماه ۱۴٠۴
بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی
@Vatanyolii
📌برگزاری آیین ایرانیِ «آذرگان» در تبریز
✍️نیما عظیمی
آیینِ ایرانیِ«آذرگان»، همراه و همزمان با پانزدهمین نشست از دومین دور از نشستهای هفتگی شاهنامهخوانیِ بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی، برگزار شد.
این آیین از ساعت ۱۷ دوشنبه ۱٠ آذرماه ۱۴٠۴ خورشیدی انجام شد.
در این روز پرشکوه که همهچیز بوی شادی و پاکیزگی میداد جُز هوای تبریز! هم شاهنامه خوانده شد هم آیینِ پاک و انسانیِ «آذرگان» برپا شد.
پس از خوانش و تشریحِ نزدیک به ۵٠ بیت از ابیاتِ شاهنامهی حکیم ابوالقاسم فردوسی توسط بهمن دمشقی خیابانی، نوبت به برپایی آیین ایرانیِ «آذرگان» رسید.
«فرزانه هاشمپور» با خوانش بخشِ آذر و آذرگان از کتاب جشنهای ایرانی، اثر پرویز رجبی، به روشنگریِ چیستیِ این جشنِ باستانیِ پاک و شاد ایرانزمین برای حاضران پرداخت.
«احسان انتظاری» ابیات مربوط به درفش کاویانی را از شاهنامهی فردوسی خواند.
«سمیرا اسعدی» با نیایشی که برای ایران نوشته بود، فروغی دیگر بر گرمایِ نشست افزود:
«ای اهورامزدا!
ای سرچشمهٔ جان و روشنی
ای آنکه راستی را بنیاد جهان نهادی
به نیروی اشه!
این خاک کهن را در پناه خویش نگه دار.
روزانِ سخت را از مردمان دور کن؛
و روانها را به فروغِ اندیشهٔ نیک روشنتر ساز.
ای پروردگار!
بر سرزمین ایران،
بر کوه و دشت و آب و باد،
بر مردمی که دل در آبادانی دارند،
برکت و آرامش ارزانی دار.
فروهر نیکان را فراخوانیم
تا پاسبان این مرز و بوم باشند؛
تا هر تاریکی که بر دلها نشسته،
با وزش راستی و آتش مینوی زدوده شود.
ما را استوار کن
تا در برابر پلیدی بایستیم،
و در راه نیکی و آبادانی
یکدل و پایدار باشیم.
باشد که این سرزمین،
از رنج و سختی گذر کند،
و در پرتَو اهورایی
به آرامش و آبادانی رسد.
اَشِم وَهو…
یَتا اَهو وَیریو…»
آری! اینجا چراغی روشن است! چراغی برای شاهنامه و ارجبخشی به آیینِ ایرانزمین؛ آنهم در روزگاری که عدهای نانشان در جسارت به ایران است! پس بماند برای تاریخ و آیندگان که فرزندانِ آذریِ فردوسی در تبریز، در همین روزگار، عاشقانه و بدون هیچگونه پشتیبانیِ مالی از سوی نهاد یا سازمانی دولتی، با همین بضاعت اندک، باری دیگر نشان دادند که سرسختتر از همیشه، پایِ پیمانِ عاشقانهی خود با ایران هستند و پای این پیمانِ عاشقانه خواهند ایستاد.
پاینده ایران
@Vatanyolii
کارگروه تاریخ انجمن افراز برگزار میکند:
مجموعهنشستهای
شناخت حوزهی تمدنی ایران
نشست پنجم) پیوندهای تاریخی - فرهنگی ایران و گرجستان
با سخنرانی:
علی علیبابایی درمنی
دکترای تاریخ ایران باستان، پژوهشگر حوزهی قفقاز و عضو هیأت علمی بنیاد دایرهالمعارف اسلامی
▪️دوشنبه ۱۷ آذرماه، ساعت ۱۷.۴۵
▪️خیابان خدامی، تقاطع پل کردستان، بنبست گلستان، پ ۵۳، واحد ۲
با همکاری: حزب مهستان ایران، انجمن همگرایی مواریث تمدن ایرانی، انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا، بنیاد مطالعات قفقاز، انجمن علمی مطالعات صلح ایران، انجمن مطالعات منطقهای دانشگاه خوارزمی، انجمن علمی مطالعات منطقهای دانشگاه تهران، انجمن ایرانشناسان، گروه فرهنگی ایرانشهر، نشریهی وطنیولی، هفتهنامهی امرداد و پایگاه خردگان
▪️ورود برای همگان آزاد است.
▪️کارگروه تاریخ انجمن افراز، با توجه به آن که شناخت این حوزه را موضوعی ملی و همگانی میداند که به ویژه این آشنایی برای ساختنِ تصویری از آیندهی ایران ضروری است، از همراهی دیگر نهادهای فرهنگی و پژوهشی مرتبط، و نیز پژوهشگران و کنشگران، استقبال میکند.
#کارگروه_تاریخ
#حوزه_تمدنی
@anjomanafraz
www.anjomanafraz.com
نمایندگی آذربایجان شرقی انجمن فرهنگی افراز برگزار می کند:
🟢 شرح بوستان سعدی
⭕️ مدرس: استاد حسین مهرنگ
🗓 چهارشنبه ها ساعت ۱۶
✅️ حضور برای عموم آزاد است
📌 چهارراه باغشمال، ابتدای ۱۷ شهریور جدید، جنب داروخانه بقراط، ساختمان حکمت، طبقه سوم، انجمن فرهنگی افراز (نمایندگی استان آذربایجان شرقی)
#نمایندگی_آذربایجان_شرقی
@anjomanafraz
www.anjomanafraz.com
@vatanyolii
🔺 غیرت ایرانی اگر تصویر بود
درود بر غیرتت جوانمرد
🆔 @Vatanyolii
دده قورقود، کتابی بیگانه و بیریشه در آذربایجان (که حتی پانترکها از وجودش بیاطلاع بودند!)
✍حجت یحییپور، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ آذربایجان
محمدعلی فرزانه (۱۳٠۲ - ۱۳۸۴) فعال سیاسی اهل تبریز، در عرصۀ سیاسی به دلیل همکاری با حزب توده و همراهی با فرقۀ دموکرات پیشهوری شناخته میشود و در عرصۀ فرهنگی بیشتر به تلاشهایش برای ایجاد هویتِ برساختۀ ترکی در آذربایجان شهرت دارد. فرزانه کسی بود که نخستین بار در سال ۱۳۲۵ کوشید داستانهای ددهقورقود را به جامعۀ آذربایجان معرفی کند، اما سالها بعد، خودش به بیریشه بودنِ ددهقورقود در آذربایجان اعتراف کرده و از عدم آگاهی و ارتباط مردمِ آذربایجان با این داستانها سخن رانده است.
خاطرات محمدعلی فرزانه با عنوان سالهای سپری شده سرشار از آگاهیها و گزارههای ارزندهای است که نویسنده در آن، با اعتراف به ذهن و شخصیت آشفتۀ خویش، به طور ناخواسته حقایقی برخلاف دلبستگیهای ترکانه و ضدآذربایجانیاش بر روی کاغذ آورده است.
برای نمونه بارها به دشمنی حکومت پهلوی با زبان ترکی و ممنوعیت چاپ و نشر آثار ترکی در آن زمان اشاره دارد(ص ۳۸۳). غافل از اینکه در جای دیگر به فهرست کتابهای ترکی آذری که خودش آزادانه در تبریز تهیه میکرد اشاره نموده(ص ۶۴) و از مشاعره به زبان ترکی آذری در مراکز آموزش دولتی سخن گفته (ص ۸۱- ۸۳)و با افتخار از آثاری که خودش و دیگران به زبان ترکی آذری و یا دربارۀ ترکیآذری نوشتهاند سخن رانده است!
مرحوم محمدعلی فرزانه مانند هر انسان دیگری که از هویت اصیل و تاریخی یک سرزمین رنج میبَرَد و به ستیز با آن برمیخیزد، دچار بیماریهای روانی بوده و خود نیز آشکارا به این بیماری اشاره داشته و اعتراف میکند که در سراسر زندگی با مشکلات روحی و روانی دست به گریبان بوده است(ص ۳۹۶).
همین بیماری مانع از قبول حقیقت توسط این طیف فکری شده و آنان را به ستیز با سرگذشت تاریخیِ آذربایجان برمیانگیزد و آنان را به جعل و تحریف و دروغ وادار میکند و از دل همۀ این اختلالها و بدرفتاریها هویت برساختۀ ترکی برای آذربایجان عَلَم میشود!
فرزانه در خاطرات خود، گزارشهای هولناکی از وابستگی فرقه دموکرات پیشهوری به روسها و نیز مبارزۀ مردم میهنپرست آذربایجان با فرقۀ پیشهوری عرضه داشته که خود میتواند دستمایۀ نوشتار دیگری باشد. اما آنچه در اینجا مورد بحث است، اعتراف ناخواسته و پیاپی محمدعلی فرزانه، به ناآگاهی مردم آذربایجان از داستانهای دده قورقود است. فرزانه نخستین کسی بود که کوشید ددهقورقود را به فضای اجتماعی آذربایجان معرفی کند و از اینرو اعتراف وی به بیریشه بودنِ ددهقورقود در آذربایجان، اهمیتی صدچندان دارد.
محمدعلی فرزانه ابتدا اشاره میکند، همزمان با حکومت فرقۀ دموکرات پیشهوری در یکی از شمارههای روزنامۀ آذربایجان متن فشردهای از ددهقورقود را منتشر ساخته است و در ادامه آشکارا و بیپرده اعتراف میکند:
«داستانهای ددهقورقود تا آن زمان برای مردم و حتی روشنفکران آذربایجانِ ایران نامکشوف بود» (ص۱۶۱).
خبر بد برای دشمنان آذربایجان این است که محمدعلی فرزانه به همین اکتفا نکرده و در جای دیگر به دوران همخانگی با بولود قراچورلو، معروف به سهند، اشاره داشته و توضیح میدهد که سالها پس از انتشار متن اولیۀ ددهقورقود، دربارۀ این داستانهای بیگانه با سهند صحبت کرده است درحالیکه تا آن هنگام سهند «با این داستانها آشنا نبود»(ص ۳۷۳).
اشارۀ فرزانه به ناآگاهی بولود قراچورلو از داستانهای ددهقورقود از این منظر بسیار قابل توجه است، که حتی چهرههای آذربایجانی با گرایش ترکانه و ضدآذربایجانی هرگز از وجود اثری به نام ددهقورقود آگاهی نداشتند و حتی از نسلهای پیشین خود نیز چیزی در این باره نشنیده بودند!
بهاین ترتیب کسانی که خود بهتر از دیگران میدانند ددهقورقود به عنوان نمادی از هویت ترکی، کوچکترین جایگاهی در آذربایجان نداشته و ندارد، اینگونه بر تبل جعل و تحریف و دروغ و خیانت و ترکیگرایی میکوبند و البته گاهی نیز بیماریهای روانی و عقدههای شخصیتی و خیانتپیشگی آنان در برگی نمایان میشود،برگی که از خاطرات محمدعلی فرزانه که از پیشگامان جعل هویت ترکی در آذربایجان بوده و مینویسد:
«دوران کودکی من تحت یک سری تحقیرات له شده است. البته نه تنها دوران کودکی، بلکه دوران نوجوانیام نیز همینگونه سپری شده است... من سالها است که خودم را با احساس حقارت به امتحان کشیدهام ...الهام دهندگانِ من [برای نوشتن] جنِ الهام، جادوی الهام و دیوِ الهام هستند...جنها، جادوها و جانوارانِ الهامِ من، آنهایی هستند که کرایه میخواهند، پول میخواهند. کسانی هستند که به آنها مقروضم. همین حوایج و احتیاجاتم هستند که هیچوقت تمام نمیشوند...»(ص ۳۹۵ - ۳۹۶).
پینوشت:
محمدعلی فرزانه؛ سالهای سپری شده، به کوشش صدیقه عدالتی و نیما قوسی، قم: آوای منجی، ۱۳۹۶.
@vatanyolii
📌شماره ۷۲ ماهنامه وطنیولی(راهوطن)منتشرشد.
📎آبان ۱۴٠۴:
🔹گروه گزارش: «ایران را چرا باید دوست داشت»؟ گزارش تفصیلیِ وطنیولی از آیینِ گرامیداشت صدسالگی ایرج افشار
✍️محمد جعفری قنواتی: «دلیدومرل»، وصلهای که به فرهنگ ایرانیِ آذربایجان نمیچسبد
✍️نیما عظیمی: ایرانشهر همینجاست که ایستادهایم
✍️فرهاد نوروزی: قفل شهردار بر خانهٔ اندیشمندانِ علوم انسانی
✍️محمدعلی بهمنی قاجار: دیپلماسی استانی، گنگ و مبهم و نگران کننده
✍️فاطمه اطیابی: فرصتسوزی بازنگرداندن ۴هزار قطعه الواح هخامنشی به ایران
✍️محمدعلی غیبی: همدستی تاریخی چپها و قومگراها در ایران
✍️شهاب گودرزی: چرا فارسی یک ابَرزبان است؟
✍️محمدرضا ربانی: حافظ در آذربایجان؛ از نوای ارس تا روستای همنام
✍️فرزانه هاشمپور: پیوند ناگسستنی آذربایجان و شاهنامه
✍️عرفان ایمانپور: اعتبارسنجیِ آمارهای پانترکیستی
🔹خبرنامه: آثار سیدجواد طباطبایی به زودی منتشر میشود./ گفتارهای شاهنامه در بنیاد پژوهشی شهریار تبریز با تدریس چنگیز مولایی/ جشن مهرگان در بنیاد ایرانشناسی آذربایجانشرقی/و...
✳️دریافت پیدیاف این شماره: ⬇️
/channel/vatanyolii/4259
@Vatanyolii
حزب مهستان ایران در کنار انجمن افراز و شماری از نهادهای تخصصی و مدنی برگزار میکند:
مجموعهنشستهای
شناخت حوزهی تمدنی ایران
نشست چهارم) پیوندهای تاریخی - فرهنگی ایران و پاکستان
با سخنرانی:
دکتر علی بیات
دكترای زبان اردو از دانشگاه پنجاب
دانشیار گروه زبان و ادبيات اردو دانشکدهی زبانها و ادبیات خارجی دانشگاه تهران
▪️دوشنبه ۱۹ آبانماه، ساعت ۱۷.۴۵
▪️دفتر حزب مهستان؛ خیابان خدامی، تقاطع پل کردستان، بنبست گلستان، پ ۵۳، واحد ۲
با همکاری: انجمن همگرایی مواریث تمدن ایرانی، انجمن ایرانی مطالعات غرب آسیا، بنیاد مطالعات قفقاز، انجمن علمی مطالعات صلح ایران، انجمن مطالعات منطقهای دانشگاه خوارزمی، انجمن ایرانشناسان، گروه فرهنگی ایرانشهر، نشریهی وطنیولی و هفتهنامهی امرداد
▪️ورود برای همگان آزاد است.
▪️تشکیل اتحادیهی کشورهای حوزهی فرهنگی ـ تمدنی ایرانی همواره از هدفهای حزب مهستان ایران بوده است.
@Vatanyolii
«بازتاب فرهنگ ایران باستان در ادبیات دورۀ اسلامی» در هفتمین شمارۀ پادکست «آوای خردِ ایرانی»
♦️هفتمین شمارۀ پادکست «آوای خردِ ایرانی» با سردبیری محمّد جعفری قنواتی، از سوی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی) منتشر شد.
🔸موضوع این برنامه بازتاب فرهنگ ایران باستان در ادبیات دورۀ اسلامی است و استمرار و پیوستگی تاریخی در فرهنگ ایران را مورد توجه قرار دادهایم.
🔹 در این قسمت «ابوالقاسم اسماعیلپور مطلق»، اسطورهشناس و استاد فرهنگ و زبانهای باستانی به نقد و بررسی این موضوع میپردازد، و ٧٠ دقیقه مدت دارد.
🎙پادکست «آوای خردِ ایرانی» را اول و پانزدهمِ هرماه در پلتفرمهای کَستباکس و شنوتو بشنوید.
🔻کَستباکس:
https://castbox.fm/vc/6690306
🔻شنوتو:
https://shenoto.com/channel/podcast/AvayeKHeradIrani
@cgie_org_ir
رئیس جمهور پزشکیان: تصویب منشور #کوروش در #یونسکو نشانهای است از استمرار حضور ایران در وجدان تمدن بشری. ایران، سرچشمهٔ فرهنگ گفتوگو، مدارا، عدالت و همزیستی است. ایران اسلامی امروز هم میتواند الهامبخش #صلح و همبستگی در منطقه و جهان باشد.
🆔 @Vatanyolii
📌سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو) روز پنجشنبه ۱۵ آبان به اتفاق آرای تمام اعضا، منشور کوروش بزرگ را بهعنوان «نماد جهانی حقوق بشر و تنوع فرهنگی» به رسمیت شناخت.
یونسکو منشور کوروش بزرگ را «سندی بنیادین در تاریخ تمدن بشری» و «نخستین نمود مکتوب از اصول آزادی، عدالت، مدارا و احترام به تنوع فرهنگی» توصیف کرد.
براساس قطعنامه یونسکو، این سازمان موظف است «آموزههای منشور کوروش بزرگ را در برنامههای آموزشی، فرهنگی و حقوق بشری خود تقویت کند».
@Vatanyolii