2679
حسین ثنایینژاد، استاد دانشگاه فردوسی مشهد مطالب ادبی، اجتماعی، علمی، خاطره و… که عموماً بهوسیلهٔ اینجانب به رشتهٔ تحریر درمیآیند @sanaeinejad
🔹موافقت زلنسکی با توافق صلح همراه با واگذاری اراضی اوکراین
این خبر را با سفر چند روز قبل وزیر خارجه روسیه به ایران و در روزهای بعد سفر وزیر خارجه پاکستان و قطر به تهران، بیربط نمیدانم.
دیروز نوشتم:
این نگرانی، فراتر از سرنوشت اوکراین، میتواند نشانهای از تغییر مناسبات بینالمللی باشد؛ تغییری که در آن، معادلات جنگ روسیه با اوکراین و رویارویی آمریکا با ایران، برخلاف تصور اولیه، ممکن است در یک دستگاه مختصات مشترک حل شوند.
🔹بالاخره چاقو دستهٔ خودش را برید
خبر:
نخستوزیر عراق دستور داد مرزهایش به روی ایران بسته شود.
آوردهاند روزی قصابی به شاگردش گفت: «پسرجان، مواظب باش کارد دستهاش را نبرد!»
شاگرد با تعجب پرسید: «استاد، مگر میشود کارد دستهٔ خودش را ببرد؟»
قصاب خندید و گفت: «نه پسرم، اما روزگار چنان میچرخد که گاهی دستهٔ کارد هم از تیغهٔ خودش در امان نمیماند!»
🔹برای ثبت در تاریخ اینجا مینویسم:
شورشهای این روزهای پاریس و چند کشور اروپایی دیگر، زمینه پیروزی راستگرایان افراطی و اعمال قوانین سختگیرانه در رابطه با مهاجرین و به ویژه مسلمانان را فراهم خواهد ساخت.
این احتمال در فرانسه بیشتر است، زیرا مارین لوپن در انتخابات گذشته نشان داد این حزب بسیار قدرتمند شده است.
#ثنایی_نژاد
@Yek_Harf_Az_Hezaran
🔹بدون آمریکا نمیتوانیم دوام بیاوریم
رئیسجمهور اوکراین در مصاحبه با شبکهٔ انبیسی، با ابراز نگرانی از نزدیکی واشنگتن و مسکو، از جمله تعلیق بخشی از تحریمهای نفتی روسیه، گفته است: «اگر آمریکا طرف روسیه را بگیرد، ما زنده نخواهیم ماند.»این نگرانی، فراتر از سرنوشت اوکراین، میتواند نشانهای از تغییر مناسبات بینالمللی باشد؛ تغییری که در آن، معادلات جنگ روسیه با اوکراین و رویارویی آمریکا با ایران، برخلاف تصور اولیه، ممکن است در یک دستگاه مختصات مشترک حل شوند.
🔹ای مادر بمبها...
خوشچشم، کارشناس صداوسیما: برای مقابله با مادر بمبها میتوانیم جیپیاس را مختل کنیم تا به هدف نخورد، یا با سامانههای دوشپرتاب منهدمش کنیم!
از «بمب مادر» تا «از مادر نزاییده!»
آمریکا تهدید کرده که از مادر بمبها در جنگ بعدی علیه ایران استفاده میکند و یکی از نمایندگان مجلس ایران هم تهدید کرده که از مادر نزاییده کسی که بخواهد از مادر بمبها علیه ما استفاده کند.
خداوند عاقبت این جنگ ناموسی را به خیر کند و پیش از آنکه کار به خواهر و برادر و خاله و عمه و دایی و عمو بکشد، عقل به میدان بازگردد.
#ثنایی_نژاد
@yek_harf_az_hezaran
🔹 یک خبر و یک آرزو
خبر:
احضار سفیر فرانسه در تهران / وزارت امور خارجه ایران از دولت فرانسه خواست به حقوق مشروع و قانونی شهروندان فرانسوی، بهویژه نسل جدید، احترام بگذارد و مرتکبان نقضهای فاحش حقوق بشر را مورد پیگرد قانونی قرار دهد.
🔹درباره خبر طاعون در روسیه
با انتشار خبرهایی درباره احتمال ابتلا به طاعون در روسیه، احساس کردم با توجه به ارتباط نزدیک ایران و روسیه، ممکن است این خبر برای بعضی از دوستان نگرانی ایجاد کرده باشد. به همین دلیل از ChatGPT خواستم وضعیت این خبر را بررسی کند. حاصل این بررسی چنین است:
آنچه تاکنون منتشر شده، به یک مورد مشکوک در استان ایرکوتسک در سیبری مربوط میشود و هنوز نمیتوان از «شیوع طاعون در روسیه» سخن گفت. مقامهای رسمی روسیه نیز تاکنون ابتلا به طاعون را تأیید نکردهاند و علت مرگ فرد موردنظر را پنومونی با منشأ نامشخص اعلام کردهاند.
بنابراین، دستکم در شرایط فعلی، دلیلی برای نگرانی عمومی در ایران وجود ندارد. حتی در صورت تأیید طاعون، این بیماری برخلاف تصور عمومی، بیماری ناشناخته و درمانناپذیری نیست و در صورت تشخیص بهموقع با آنتیبیوتیک قابل درمان است. البته نوع ریوی آن جدیتر است و به همین دلیل موارد مشکوک نیازمند بررسی و مراقبت پزشکی هستند.
خلاصه اینکه فعلاً بهتر است میان «یک مورد مشکوک» و «شیوع یک بیماری» تفاوت بگذاریم و منتظر اطلاعات رسمی و قطعی بمانیم.
پ.ن: این یادداشت با استفاده از اطلاعات ارائهشده توسط ChatGPT تهیه شده و توصیه پزشکی محسوب نمیشود.
#ثنایی_نژاد
@yek_harf_az_hezaran
حکایت:
نقل است روزی مردی نزد ابوسهیل بوزانی آمد و گفت: «ای شیخ، امسال مکتب را آغاز کردهاند، اما هنوز شاگردان نیامدهاند.»
ابوسهیل در اندیشه فرو رفت و سپس گفت: «معلوم شد که در این دیار، نخست آغاز کارها را اعلان میکنند سپس به آغاز کردنشان میاندیشند.»
مرد گفت: «اما اگر شاگردان نباشند، درس به که خواهند داد؟»
ابوسهیل گفت: «تو هنوز در بند درس و شاگردی؛ بدان که در اینجا کارها برای انجام شدن نیست، برای آغاز شدن است!»
پ.ن: در هفته دوم از شروع سال تحصیلی هستیم و هنوز دانشجویان جدید نیامدهاند و کلاسم بی دانشجو!
#ثنایی_نژاد
@yek_harf_az_hezaran
🔹یوگا، سلامتی و یک دوست خوب
اوایل تابستان سال گذشته بود که با معرفی یکی از دوستان به کلاس یوگا رفتم. ابتدا، مثل بسیاری از مردم، تصورم از یوگا بیشتر مدیتیشن و آرامش بود؛ اما از همان جلسه اول فهمیدم که در کنار مدیتیشن، تمرینهای ورزشی زیادی هم در آن وجود دارد که برای سلامتی بسیار مفید است.
پس از مدتی که بهطور منظم، هر هفته سه جلسه و هر جلسه یک ساعت و نیم، در این کلاس شرکت کردم، احساس کردم یوگا در کنار کوهنوردی که سالهاست بهطور مرتب انجام میدهم، یک بسته کامل سلامتی برای جسمم ساخته است. علاوه بر این، همکلاسیهایم آدمهای فرهیخته و باحالی هستند و در کنار هم، کلاسی مفرح و شادی را ساختهایم.
چندی بعد فهمیدم استاد جوان ما که در آموزش یوگا بسیار مهارت دارد، ماساژور خوشدست و ماهری هم هست. صحبت از این شد که ماساژ میتواند برخی دردهای عضلانی، از جمله درد سیاتیک، را التیام دهد.
من که سالهاست از درد سیاتیک رنج میبرم، فرصت را غنیمت شمردم و درخواست کردم چند جلسه ماساژ برایم ترتیب دهند. اکنون، پس از حدود دو ماه ماساژ هفتگی، احساس میکنم درد سیاتیکم به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. برخی از همکلاسیهایم نیز تجربه مشابهی در مورد درد شانه و کمر داشتهاند و از بهبود دردهایشان گفتهاند.
اتاق ماساژ ایشان فضایی کوچک، اما بسیار هنرمندانه است و آرامشبخش. در گوشه و کنار این اتاق، انواع وسایل ورزشی، از میل باستانی گرفته تا نانچیکو، در کنار ادوات موسیقی به چشم میخورد.
استاد پارسا عابد واقعاً شخصیتی چندوجهی است؛ موسیقی مینوازد، در ورزشهای رزمی استاد است، در یوگا از استادان برجسته مشهد به شمار میرود و ماساژور بسیار متبحری هم هست. اما همه اینها به کنار؛ آنچه او را برای من متمایز میسازد، شخصیت پخته، مهربان، نیکاندیش و صادق اوست.
برای ایشان سلامتی و موفقیت روزافزون آرزو میکنم و سالروز تولدش را صمیمانه تبریک میگویم.
#ثنایی_نژاد
@yek_harf_az_hezaran
🔹 یک خبر و یک نقل از تاریخ
خبر:
حکم ۱۰ ماه زندان حمید رسایی اجرا میشود؟
این پرونده که دو بخش دارد مربوط به سال ۱۴۰۲ و زمانی است که حمید رسایی هنوز نماینده مجلس نبود.
حمید رسایی که از حکم شعبه دوم دادگاه ویژه روحانیت تهران، برای عذرخواهی نسبت به انتشار مطالب خلاف واقع درباره مجلس شورای اسلامی امتناع کرده، با حکم قاضی برای تحمل ۱۰ ماه حبس تعزیری به اجرای احکام احضار شده است.
بخش اول پرونده مربوط به انتشار مطلبی با تیتر «دستکاری قالیباف در اسناد مجلس» در صفحه اول نشریه «۹ دی» است و بخش دوم مربوط به انتشار کلیپی تصویری در کانال تلگرامی متهم که آقای رسایی در آن از تعبیر «دیکتاتور پارلمانی» برای رئیس مجلس استفاده میکند.
https://youtu.be/81KsCRnhGWs?si=plMGWKNIKheh4IPu
Читать полностью…
🔹از همهٔ کشورها انتظار میرفت تحریم هوایی جمهوری اسلامی را اعمال کنند، مگر عراق! با این حساب تقریباً تمام مسیرهای هوایی مسدود شده است.
چرا این علامتهای خطرناک را جدی نمیگیرند؟! عقل من و شما از درک آن عاجز است!
#ثنایی_نژاد
@yek_harf_az_hezaran
تکیه بر باد، (یک خبر و یک حکایت)
خبر:
در جریان معاملات امروز، قیمت نفت برنت با افزایش چشمگیر ۴.۳۸ درصدی، هماکنون به ۱۰۷ دلار و ۶۳ سنت رسیده است. این بالاترین قیمت نفت طی ۹ روز اخیر است.
در پی سخنرانی رئیسجمهور مسعود پزشکیان در سازمان ملل و مواضع او، چشمانداز هرگونه توافق احتمالی میان ایران و آمریکا کمرنگتر شده و همین امر به افزایش تقاضا در بازار جهانی و تحریک قیمت نفت دامن زده است.
🎥گفتگو با دکتر حسین ثنایی نژاد درباره انقلاب و جنگ. او از حال و هوای نیشابور در روزهای انقلاب نیشابور میگوید و حضور در خط مقدم جنگ در کودکی
حسین ثنایی نژاد استاد دانشگاه، جانباز جنگ، مولف چند جلد کتاب و فرزند نیشابور است
قسمت اول این گفتگو را در یوتیوب تماشا کنید
وصف اولین تاکشوی یوتیوبی نیشابور؛ از نیشابور، در نیشابور؛ برای ایران و جهان
🔹روز کوهنورد گرامی باد
سالهاست هر هفته توشهای مختصر برمیدارم و راه یکی از قلهها را در پیش میگیرم؛ گاه بهتنهایی و بسیار اوقات همراه همنوردانی سختکوش و آرامخوی. تماشای کوه چنان در چشم و جانم خوش نشسته است که سنگها و صخرهها را هم خویشاوند خویش میپندارم، چه رسد به گون و اورس و لاله و شقایق و بابونه و ریواس و...
نمیدانید چشمهها با زمزمهٔ آرامی که در گوش ریگهای خیس دارند، چه نوای دلنشینی در گوش کوهنوردانی مینوازند که تشنه و خسته، خود را به کمرکش کوهی رساندهاند تا لبی بر آن بگذارند؛ بوسهای عاشقانه برای رفع عطش. عطش دویدن در راه عشقی بیپایان. سیراب میشوند و باز میروند و میروند؛ در این راه کمرهرو و پرشکوهِ فراز و صعود، راه رهایی از همهٔ آنچه در پایین وانهادهاند و رسیدن به وارستگی تمام.
کوهنوردی یک ورزش نیست؛ تمرین یک زندگی شکوهمند است که در دل رنج و مشقت، عمیقترین لذتها را به تو میچشاند و تو را به بلندترین قلههای بودن میکشاند؛ به جایی که از همهٔ زیباییهای ناب سرشار میشوی؛ ناب و ناب و ناب...
کوهنوردی با همهٔ این زیباییهایش، پاسداری میخواهد؛ مهربانی با طبیعت، مراقبت از زیستگاهها، پرهیز از تخریب محیطزیست، پاک نگاه داشتن مسیرها و اقامتگاهها و حفظ حرمت کوهستان و طبیعت بکر؛ طبیعتی که نباید به هیچ آلایندهای آلودهاش کرد.
روز کوهنوردی را پاس میداریم و کوهنوردانی را ارج مینهیم که منش کوهنوردی را میشناسند؛ آنان که با چنین منشی به همآغوشی قلهها میروند و با مهر بر بستر زیبای طبیعت گام مینهند.
#ثنایی_نژاد
@yek_harf_az_hezaran
🔹روشنفکری در بزنگاه چپ و راست
قسمت دوم: رسوبات چپ در ذهن روشنفکری
قسمت اول را در اینجا بخوانید
اندیشهها تنها در کتابهای نظری، بیانیههای سیاسی و برنامههای اقتصادی زندگی نمیکنند. آنها در ادبیات، هنر، آموزش، رسانه و تجربه روزمره نسلها رسوب میکنند و به بخشی از شیوه اندیشیدن ما تبدیل میشوند. گاه حتی زمانی که دیگر به یک مکتب فکری اعتقاد نداریم، همچنان با مفاهیم و الگوهایی به جهان مینگریم که آن مکتب در ذهن ما به یادگار گذاشته است.
فرض کنیم کسی در طول زندگی خود صد رمان خوانده باشد و هشتاد رمان از این میان، آگاهانه یا ناآگاهانه، جهان را در چارچوبی مشابه تفسیر کرده باشند. طبیعی است که ذهن او، حتی بدون پذیرش صریح آن چارچوب، از شیوه شخصیتپردازی، صورتبندی تعارضها و داوریهای اخلاقی آن آثار تأثیر بپذیرد. ممکن است او دیگر به نظریههای سیاسی نویسندگان آن آثار اعتقادی نداشته باشد، اما همچنان جهان را با همان عینک ببیند. به گمان من، بخشی از میراث چپ در دو قرن اخیر چنین وضعیتی پیدا کرده است.
از قرن نوزدهم به این سو، سوسیالیسم و مارکسیسم در شکلگیری سنت روشنفکری مدرن نقش بزرگی داشتهاند. نقد مناسبات سرمایهداری، دفاع از فرودستان، مخالفت با امتیازات موروثی و امید به ساختن جامعهای عادلانهتر، به بخش مهمی از زبان اخلاقی و فرهنگی روشنفکری راه یافتهاند. البته روشنفکری مدرن تنها از چپ تأثیر نپذیرفته است؛ روشنگری، آزادیخواهی، خردگرایی و سنتهای فکری دیگری نیز در شکلگیری آن نقش داشتهاند. همچنین نمیتوان همه روشنفکران یا همه آثار ادبی و هنری را در یک دسته قرار داد.
با اینحال سخن بر سر این نیست که هر اثر عدالتخواهانهای لزوماً چپ است یا هر نویسندهای که از رنج فرودستان مینویسد، به یک مکتب سیاسی تعلق دارد. مسئله، نفوذ تاریخی یک چارچوب فکری در شیوه دیدن و تفسیر جهان است؛ چارچوبی که ممکن است حتی پس از فاصلهگرفتن صاحبانش از عقاید سیاسی گذشته، در آثارشان ادامه پیدا کند.
این تأثیر گاه در انتخاب موضوع نمایان میشود، گاه در ساخت شخصیتها و گاه در نحوه صورتبندی تعارضهای اجتماعی. ممکن است در یک روایت، همه مسائل به تقابل ستمگر و ستمدیده فروکاسته شوند؛ گویی هر تعارضی ریشه در یک رابطه ساده سلطه دارد و با تغییر بنیادین نظم موجود میتوان به رهایی رسید. چنین تقابلی در بسیاری از موقعیتها میتواند واقعیتی مهم را آشکار کند، اما اگر به الگویی همیشگی تبدیل شود، ممکن است پیچیدگی روابط انسانی و اجتماعی را از نظر دور بدارد.
این همان چیزی است که میتوان از آن بهعنوان رسوبات تاریخی یک قالب فکری یاد کرد. رسوباتی که نه لزوماً حاصل وفاداری آگاهانه به یک مکتب، بلکه نتیجه مواجهه طولانی با آثار، روایتها و مفاهیمیاند که در فضای فرهنگی یک جامعه تکرار شدهاند.
از این رو، کنارگذاشتن آنها بهآسانی تغییر یک عقیده سیاسی نیست. ممکن است روشنفکری خود را از یک مکتب فکری جدا بداند، اما در انتخاب موضوع، ساخت شخصیتها، تفسیر روابط اجتماعی و حتی در تصور خود از راه رهایی انسان، همچنان از الگوهایی تأثیر بگیرد که در گذشته شکل گرفتهاند.
اما مسئله از جایی آغاز میشود که یک چارچوب فکری، بهجای آنکه ابزاری برای فهم واقعیت باشد، به عادتی تبدیل شود که واقعیت را ناگزیر در قالب خود جای میدهد. در چنین وضعیتی، حتی تغییر جهان نیز لزوماً به تغییر شیوه اندیشیدن نمیانجامد.
به گمان من، بخشی از مسئله روشنفکری امروز در همین فاصله نهفته است. نه میتوان میراث فکری گذشته را یکسره کنار گذاشت و نه میتوان صرفاً به دلیل قدمت و نفوذ آن، اعتبار همیشگیاش را پذیرفت. باید آن را شناخت، سهمش را در شکلگیری جهان امروز سنجید و از خود پرسید کدام بخش از آن همچنان راهگشاست و کدام بخش به بازنگری نیاز دارد.
اگر این رسوبات تا این اندازه در ذهن و تولیدات فرهنگی ما ریشه دواندهاند، چگونه میتوان از آنها عبور کرد؟ و مهمتر از آن، جهان امروز چه الزاماتی پیش روی روشنفکری میگذارد که پاسخگویی به آنها بدون بازنگری در میراث گذشته دشوار خواهد بود؟
(ادامه دارد)
#ثنایی_نژاد
@yek_harf_az_hezaran
🔹آیا رهبر زنده است؟
رهبر کرهٔ شمالی زنده باشد، به کما رفته باشد یا مرده باشد، دست کم برای من، هیچ اهمیتی ندارد. اما اینکه مرگ و زندگی رهبران کشورهای دیکتاتوری تا بدین اندازه اسرارآمیز وارد اخبار میشود، واقعاً جالب است. کمتر دیدهام مرگ یا بیماری یک رهبر در کشورهای پیشرفته تا این حد رازآلود باشد که به این همه تأیید و تکذیب نیاز پیدا کند.
شاید به این دلیل که سرنوشت کل مردمشان به مرگ و زندگی یک فرد بسته نشده است. رهبر بمیرد یا زنده باشد، سیستم کار خودش را میکند.
#ثنایی_نژاد
@yek_harf_az_hezaran
🔹تغییر نام خیابان یا خودشیرینی؟!
شهرداری مشهد، با وجود مخالفتهای بسیار، نام خیابانهای دانشگاه و کوهسنگی را به نام «آیتالله خامنهای» تغییر داد و شتابزده تابلوهای این خیابانها را عوض کرد.
اکنون دفتر حفظ و نشر آثار رسماً مخالفت خود را با این تغییر نام اعلام کرده است. شهردار و اعضای شورای شهر مشهد که در این خودشیرینی زودهنگام ناکام ماندهاند، باید پاسخگوی هزینهای باشند که از جیب مردم برای این تصمیم شتابزده صرف شده است. اکنون شایسته است هزینه تغییر تابلوها و بازگرداندن نامهای قبلی را شخصاً بپردازند، تا کسی فرهنگ و حافظه شهری مردم را بازیچه امیال شخصی خود نکند.
#ثنایی_نژاد
@yek_harf_az_hezaran
🔹روشنفکری در بزنگاه تاریخی چپ و راست
قسمت اول: نظامهای اقتصادی چپ و راست در گذر زمان
نظام سرمایهداری در جریان تحولاتی که پس از انقلاب صنعتی رخ داد، از دل دگرگونی نظام فئودالی و روابط تولید پیشین سر برآورد. با وجود تفاوتهای بنیادی این دو نظام، سرمایهداری نیز در شکلهای اولیه خود با نابرابریهای عمیق اجتماعی همراه بود؛ نظمی که در آن، کار خیل عظیمی از انسانها به تولید ثروتی میانجامید که بخش بزرگی از آن در اختیار گروهی محدود قرار میگرفت. در یک سو، طبقات فرودست با فقر، محرومیت و محدودیتهای اجتماعی دستوپنجه نرم میکردند و در سوی دیگر، صاحبان ثروت و قدرت از امکانات و آزادیهای بسیار بیشتری برخوردار بودند.
چنین وضعیتی نمیتوانست وجدان انسانهای متفکر و عدالتخواه را برای همیشه آرام بگذارد. در واکنش به نابرابریهای موجود، اندیشههایی شکل گرفتند که در پی تغییر بنیادین مناسبات اقتصادی و اجتماعی بودند. سوسیالیسم و کمونیسم از مهمترین این جریانها به شمار میرفتند. این اندیشهها با طرح آرمان برابری و رهایی انسان از سلطه اقتصادی، بهسرعت گسترش یافتند و در بخشهای وسیعی از جهان نفوذ کردند. در شماری از کشورها نیز جنبشهای برخاسته از این اندیشهها به قدرت رسیدند و نظامهای سیاسی و اقتصادی تازهای را مستقر کردند؛ نظامهایی که در تقسیمبندی متعارف سیاسی، در جبهه چپ قرار میگرفتند.
اما سرمایهداری در برابر این چالش تاریخی ثابت نماند. گسترش جنبشهای کارگری، مبارزات اجتماعی و نفوذ اندیشههای سوسیالیستی، در کنار تحولات اقتصادی و سیاسی دیگر، دولتها و صاحبان سرمایه را به اصلاحاتی واداشت. در بسیاری از کشورهای اروپایی، حقوق کارگران، تأمین اجتماعی، آموزش عمومی و خدمات بهداشتی گسترش یافت و دولتها در تعدیل پیامدهای نابرابری و مهار برخی از آسیبهای بازار نقش بیشتری بر عهده گرفتند.
به این ترتیب، سرمایهداری در بخش مهمی از جهان توانست خود را با واقعیتهای اجتماعی جدید سازگار کند. البته این تحولات را نمیتوان صرفاً نتیجه فشار اندیشه چپ دانست؛ پیشرفت فناوری، تحولات سیاسی، مبارزات مدنی و تغییر ساختارهای اجتماعی نیز در این مسیر نقش داشتند. بااینحال، بدون حضور و تأثیر اندیشههای عدالتخواهانه نیز تاریخ اصلاحات اجتماعی بهدرستی فهمیده نمیشود.
در سوی دیگر، تجربه نظامهایی که با وعده تحقق جامعه کمونیستی شکل گرفته بودند، بهتدریج مسائل و تناقضهای جدی خود را آشکار کرد. تمرکز قدرت اقتصادی و سیاسی، دشواری تخصیص کارآمد منابع، محدودیت آزادیها و فاصله میان آرمانهای اعلامشده و واقعیت زندگی مردم، در بسیاری از این تجربهها به ناکامیهای بزرگی انجامید. فروپاشی اتحاد شوروی نقطه عطفی در این تاریخ بود.
چین نیز، با وجود تداوم حاکمیت حزب کمونیست، برای دستیابی به رشد اقتصادی بهطور گسترده از سازوکارهای بازار، سرمایهگذاری خصوصی و تجارت جهانی بهره گرفت. روسیه امروز نیز، برخلاف دوران شوروی، اقتصادی عمدتاً سرمایهداری دارد. مسیر این دو کشور یکسان نیست، اما تجربه هر دو نشان میدهد که الگوی کلاسیک کمونیستی، دستکم در اداره اقتصادهای بزرگ و پیچیده، جای خود را به صورتهای دیگری از سازماندهی اقتصادی داده است.
البته از این تحولات نمیتوان نتیجه گرفت که همه اندیشههای چپ شکست خوردهاند یا آرمانهای عدالتخواهانه دیگر اعتباری ندارند. بخشی از این آرمانها در قالب حقوق کار، تأمین اجتماعی، مالیات تصاعدی و خدمات عمومی در جوامع سرمایهداری نهادینه شدهاند. آنچه اهمیت دارد، تفاوت میان آرمانهای انسانی و الگوهای تاریخی تحقق آنهاست. ممکن است یک آرمان همچنان ارزشمند باشد، اما راهحلی که زمانی برای تحقق آن پیشنهاد شده، در عمل ناکارآمد از آب درآید.
در مجموع، سرمایهداری توانسته است با بهرهگیری از سازوکارهای بازار، پیشرفت علمی و فناوری و در بسیاری از کشورها با کمک نهادهای عمومی و سیاستهای اجتماعی، ظرفیت چشمگیری برای تولید و تأمین نیازهای جمعیت عظیم انسانی ایجاد کند. این موفقیت به معنای رفع همه نواقص آن نیست؛ نابرابری، تمرکز ثروت، انحصار و آسیبهای زیستمحیطی همچنان از مسائل جدی این نظاماند. اما تجربه تاریخی نشان میدهد که اصلاح و سازگاری میتواند راهی مؤثرتر از اصرار بر الگوهای ناکارآمد گذشته باشد.
بااینحال، در این میان پرسشهایی همچنان باقی میمانند: اگر نظامهای سیاسی و اقتصادی تغییر کنند، آیا اندیشههایی که در دوران آنها شکل گرفتهاند نیز به همان سرعت دگرگون میشوند؟ آیا ممکن است یک الگوی فکری، حتی پس از افول نظامی که از آن برخاسته، همچنان در ذهن و زبان جامعه زندگی کند؟
(ادامه دارد)
#ثنایی_نژاد
@yek_harf_az_hezaran
🔹تماشای لکههای خورشیدی در درهٔ بوژان
در هوایی پاییزی و آفتابی ملایم در درهٔ بوژان، دوست عزیزم حسین سیامکی تلسکوپش را آورد تا خورشید را رصد کنیم. فرصتی مناسب برای دیدن لکههای خورشیدی؛ دو لکهٔ بزرگ که هر کدام چندین برابر کرهٔ زمیناند.
اما چرا این لکهها سیاه دیده میشوند؟
لکههای خورشیدی نواحیای از سطح خورشید هستند که دمای پایینتری نسبت به محیط اطراف خود دارند. میدانهای مغناطیسی قوی در این نواحی، انتقال انرژی به سطح را مختل میکنند و باعث کاهش دما میشوند.
این لکهها واقعاً سیاه نیستند؛ دمای آنها حدود ۴۰۰۰ درجهٔ سانتیگراد است، درحالیکه دمای سطح مرئی خورشید حدود ۵۵۰۰ درجه است. بنابراین، آنها نیز نور گسیل میکنند، اما در مقایسه با سطح درخشان خورشید، تیره دیده میشوند.
اگر لکهای را جدا از زمینهٔ درخشان خورشید میدیدیم، دیگر سیاه به نظر نمیرسید!
#ثنایی_نژاد
@yek_harf_az_hezaran
🔹بیا تا قدر یکدیگر بدانیم
چندی پیش، زندهیاد دکتر آرویی، همکار گرانقدرمان در گروه علوم باغبانی درگذشت. امروز دیدم حکم ایشان برای ارتقا به مرتبه استادی اعلام شده است. در واقع، پرونده ایشان در زمان حیات بررسی و واجد شرایط تشخیص داده شده بود، اما طی مراحل اداری آن تا پس از فوتشان به طول انجامیده است.
در گروه تلگرامی دانشکده، همکارانم با اندوه و تأسف، این ارتقا را به خانواده آن عزیز تبریک گفته بودند. وضعیت دردناکی است! او عمری تلاش کرده بود تا ثمره تلاشهایش را ببیند؛ اما اکنون نیست که دستش را به گرمی بفشاریم و به او تهنیت بگوییم. نمیدانم خانواده گرانقدرش چه حالی دارند و چه خلأ بزرگی را باید در مواجهه با چنین وضعیتی احساس کنند؛ اینکه موفقیت او را در بالاترین درجه علمی، به جای خود او، در فقدانش جشن بگیرند.
من نیز در همینجا، این ارتقای علمی را به خانواده آن زندهیاد تبریک میگویم و جای خالیاش را تسلیت.
با این حال، وقتی این خبر را دیدم و تبریک همکاران قدرشناسم را به خانواده ایشان خواندم، ناخودآگاه به یاد این شعر مولانا افتادم؛ شعری که شاید سرمشق همه ما باشد در رفتار با عزیزان، دوستان، همکاران و همه آشنایانمان:
بیا تا قدر یک دیگر بدانیم
که تا ناگه ز یک دیگر نمانیم
چو مؤمن آینه مؤمن یقین شد
چرا با آینه ما روگرانیم
کریمان جان فدای دوست کردند
سگی بگذار ما هم مردمانیم
فسون قل اعوذ و قل هو الله
چرا در عشق همدیگر نخوانیم
غرضها تیره دارد دوستی را
غرضها را چرا از دل نرانیم
گهی خوشدل شوی از من که میرم
چرا مردهپرست و خصم جانیم
چو بعد از مرگ خواهی آشتی کرد
همه عمر از غمت در امتحانیم
کنون پندار مردم آشتی کن
که در تسلیم ما چون مردگانیم
چو بر گورم بخواهی بوسه دادن
رخم را بوسه ده کاکنون همانیم
خمش کن مردهوار ای دل ازیرا
به هستی متهم ما زین زبانیم
🔹یک خبر و یک حکایت
خبر:
عارف: دولت متعهد است تحت هر شرایطی معیشت مردم را تأمین کند.
🔹تکتهای از یک روایت
(برگی از خزان، دلنوشتهای از بانوی نویسنده شهرم نیشابور، خانم شهلا ناظران)
ماه مهر است؛
ماه بوی دفترهای نو،
مدادهای تراشیده،
کفشهای تازه
و دستهای کوچکی که
در نخستین روز مدرسه،
دستِ پدر را محکمتر از همیشه میفشارند.
چند روز بود که تمامِ دلم
پیشِ آسمان بود؛
نوهام...
دختر کوچکی
که باید نخستین روز سال تحصیلی را
با جای خالیِ پدرش آغاز میکرد.
ماههاست که ندیدهامش؛
و دلم
برای یک نگاهش،
یک لبخندش،
و سلام گفتن شیرینش
تنگ مانده است...
امروز صبح،
از پنجرهٔ اتاقم
دخترهای مدرسهای را میدیدم
که همراه پدر و مادرشان
راهی مدرسه میشدند.
در میانِ آن همه دستِ در دست،
تصویرِ آسمان رهایم نمیکرد...
دلم در این روزِ خاص
بیتاب بود...
با خود میاندیشیدم:
شاید اگر برای لحظهای ببینمش،
شاید اگر چشمش به من بیفتد،
ذرهای از دلتنگیهایش کم شود...
میدانستم
از روزی که پدرش آسماننشین شده،
هیچ چیز جای خالیِ او را پر نکرده است؛
با این همه،
دلم میخواست امروز
برای چند دقیقه،
گرمایی هرچند کوچک
به دلِ تنهاش برسانم.
همین فکر کافی بود تا
خوراکیهای مورد علاقهاش را
با ذوق و شوقی کودکانه آماده کنم.
با پدربزرگش راهی مدرسه شدیم.
انگار که دلتنگی این مدت را
در بستههای کوچک خوراکی
میخواستم به حضورش ببرم؛
آنها را محکم بر سینه میفشردم.
وقتی رسیدیم،
صفها به کلاس رفته بودند.
مدیر مدرسه در حیاط بود.
منظورمان را که شنید،
از ما خواست کمی صبر کنیم
تا در دفترِ مدرسه، آسمان را ببینیم.
فقط چند قدم
با نوهام فاصله داشتم...
اما هر دقیقه انتظار
برایم طولانیتر مینمود...
مدیر برگشت و کوتاه گفت:
«تماس گرفتم؛
اجازه ندادند آسمان را ببینید.»
همان لحظه
چیزی در دلم فرو ریخت؛
مثل شاخهٔ پرباری
که پیش از چیدنِ میوههایش،
ناگهان میشکند...
هیچ نگفتیم.
چه میخواستیم بگوییم...؟
ما فقط آمده بودیم
برای چند لحظه نگاه،
برای چند دقیقه آغوش،
برای دیدنِ لبخندی کوچک
بر چهرهٔ آسمانِ نازنین...
آمده بودیم...
تا بهجای دستِ پُرمهر پدر،
موهای قشنگش را
ما نوازش کنیم...
اما درِ دیدار به روی ما بسته شد؛
و دستهای کوچکِ او
از نوازشی که انتظارش میرفت
بینصیب ماند!
ما تنها چند قدم، با نوهمان فاصله داشتیم...
دو آغوش باز و مشتاق که برای درآغوش کشیدنِ زیباترین موجود دنیا، خالی ماند...!
و حیاط مدرسه، که دقایقی پیش
از هیاهوی کودکان پُر بود،
ناگهان برای من
ساکت و غریب و غمزده شد.
کودکی که کنار دیوار ایستاده و شاهدِ این گفتوگو بود، هنگامِ عبور ما
سرش را پایین انداخت...
از مدرسه بیرون آمدیم؛
با دلهایی شکسته
و سکوتی که سنگینیاش
از هر گریهای بیشتر بود...
آنسو...
دختری به نام آسمان
در میانِ شادمانیِ همکلاسیها،
بايد جای خالیِ پدرِ آسمانیاش را
تنها بر دوش میکشید...
و اینسو...
پدربزرگ و مادربزرگی
با دلهایی غمگین ایستاده بودند،
بدون آنکه بتوانند کمکش کنند.
افسوس...
سهمِ آسمان
از نخستین روزِ مهر،
تنها
نامهری روزگار بود...
#ثنایی_نژاد
@yek_harf_az_hezaran
🔹چرا از خود مردم نمیپرسید؟
یک کارشناس سیاسی در تلویزیون سخنی گفته که نکتهٔ قابل توجهی در آن است. او میگوید: «ژاپن چون انتقام نگرفته، اکنون با همهٔ پیشرفتی که داشته، بردهٔ سیاسی ایالات متحدهٔ آمریکاست.» سپس سؤال مهمی مطرح میکند: «آیا مردم پیشرفت کشوری شبیه ژاپن را انتخاب میکنند یا بردگی سیاسی را؟»
فارغ از درستی یا نادرستی این تعبیر، سؤال او یک نکتهٔ اساسی دارد: وقتی قرار است انتخاب میان چنین دو وضعیتی را به مردم نسبت دهیم، باید خود مردم را مخاطب قرار دهیم، نه اینکه سیاستمداران از جانب آنان سخن بگویند.
این روزها سیاسیون فراوانی نظرات و ترجیحات شخصی خود را به مردم نسبت میدهند؛ حال آنکه هیچکس نمیتواند بدون مراجعه به آرای مردم، مدعی باشد که نظر آنان را میداند.
در حال حاضر چند مسئلهٔ اساسی، بیش از هر زمان دیگری، در تعیین سرنوشت کشور نقش دارند. راه روشن آن است که این مسائل بهصورت شفاف و مشخص در معرض رأی مردم قرار گرفته و مردم مستقیماً دربارهٔ آنها تصمیم بگیرند.
همان چیزی که قانون اساسی خود جمهوری اسلامی نیز در اصل ۵۹، همهپرسی و مراجعهٔ مستقیم به آرای مردم را در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پیشبینی کرده و برای آن سازوکار مشخصی نیز تعیین کرده است.
پس اگر قرار است به نام مردم دربارهٔ آیندهٔ کشور تصمیم گرفته شود، چرا از خود مردم نمیپرسید؟
بهگمان من، یک همهپرسی روشن و شفاف دربارهٔ چند مسئلهٔ اساسی، بیش از انبوهی از ادعاها و تفسیرهای سیاسی، میتواند نشان دهد که مردم واقعاً چه میخواهند.
#ثنایی_نژاد
@yek_harf_az_hezaran
🔹یک خبر و یک حکایت
خبر:
سازمان توسعه تجارت ایران اعلام کرد واردات لوازم خانگی در تجارت رسمی همچنان ممنوع است و تنها برخی اقلام، بهصورت محدود، از مسیر کولبری، ملوانی و تعاونیهای مرزنشینی امکان ورود دارند؛ این توضیح پس از انتشار خبر آزادسازی واردات برخی برندها منتشر شد.
🔹یک تحلیل کوتاه و یک حکایت
تحلیل:
رئیسجمهور ایران برای بارها به سازمان ملل رفت و بازگشت، بیآنکه هیچ مشکلی از مشکلات سیاست خارجی ایران حل شود.
یک خبر و یک حکایت
خبر:
شی جینپینگ، رئیسجمهور چین: چین و آمریکا باید شریک باشند، نه رقیب.
🔹یک خبر و یک حکایت، واپسین خطا
خبر:
قالیباف: «نخستین خطا نگاهی است که از جنگ سخن میگوید، اما هیچ افق و سازوکاری برای پایان مقتدرانه آن ندارد. این نگاه، با نفی هرگونه تعامل و دیپلماسی، بدون محاسبه مقدورات، عملاً کشور را به سمت فرسایش و جنگ بیپایان میبرد.»
🔹بحران آب مشهد و ایجاد شهرک صنعتی گلبهار؟!
مدتهاست تصمیم گرفتهام درباره مدیریت آب مطلبی ننویسم؛ زیرا سالها سخنرانی کردم، گفتوگو کردم، یادداشت نوشتم و هر کاری را که در توان داشتم انجام دادم، اما سرانجامی نداشت.
امروز دوستی یادداشتی برایم فرستاد که در آن ایجاد شهرک صنعتی گلبهار در دشت مشهد را از نظر تشدید بحران آب، نامناسب دانسته و نوشته بود: «آن کلنگ نبود که بر خاک زدید؛ تیشهای بود که بر ریشههای خشکیده و بیجان دشت مشهد... زده شد.»
براساس آمارهای منتشرشده، مصرف آب در بخش صنعت و خدمات، در مقایسه با کشاورزی، بسیار ناچیز است. سهم این بخشها در مقیاس کشور کمتر از ده درصد و در دشت مشهد نیز کمتر از سی درصد گزارش شده است.
در اسفندماه گذشته، گروه مهندسی آب دانشگاه فردوسی مشهد از وضعیت مصرف آب در مجتمع فولاد خراسان در نیشابور بازدید کرد. آنچه من و همکارانم در این بازدید دیدیم، برایم یک بار دیگر روشن کرد که در صنعت، هم مدیریت مصرف آب بسیار کارآمدتر و آسانتر است و هم روشهای متنوعی برای کاهش مصرف وجود دارد؛ از جمله استفاده از آب خاکستری و بازچرخانی آب.
بنابراین، با اطمینان میگویم ایکاش بتوانیم بهتدریج، و با هر سرعتی که پایداری اجتماعی و زیستمحیطی را به مخاطره نیندازد، آب را از بخش کشاورزی به صنعت منتقل کنیم. در واقع، در این کویر خشک، یکی از راههای جدی مواجهه با بحران آب همین است: کاهش مصرف آب در کشاورزی و انتقال بخشی از آب آزادشده به بخشهایی که امکان مدیریت و بازچرخانی آن بیشتر است.
تأمین و مدیریت آب برای کشاورزی بسیار دشوار است؛ اما در صنعت، با فناوریهای موجود، مدیریت مصرف، بازچرخانی و استفاده چندباره از آب بسیار آسانتر و عملیتر است. کمبود آب را چارهای نیست جز مدیریت صحیح و چگونگی مصرف همین آب اندک.
#ثنایی_نژاد
🆔 @yek_harf_az_hezaran