gaahgoft | Unsorted

Telegram-канал gaahgoft - گاهگفت Gaahgoft

772

گفتارِ گاه و بیگاه من در خلوتم و در درست‌خوانی شعر کهن ارسال پیام: @Saayeash

Subscribe to a channel

گاهگفت Gaahgoft

🔅گزیده
آموزش #حافظ_خوانی ۳

مؤسسه‌ی فرهنگی هنری راز و هنر

#حافظ
#درست_خوانی
#شیوا_خوانی

👈هر دو خوانشِ «رُباب» و «رَباب» درست است.

#وزن
#مترونومی
#وزن_شکسته

#آموزشی

#راز_و_هنر
#سایه_اش
۲۳ دی  ۱۴۰۰
@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

❗️فقط سه روز به پایان مهلت ثبت نام باقیست..

/channel/Voiceandlife

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔻درسنامه‌ی آکسان‌گذاری و درست‌خوانی🔻 (۳)

اختصاصی گاهگفت


بخش اول: آشنایی با «تکیه (آکسان)» و «آهنگِ کلام»

۳.آکسان چیست؟

در این جزوه، آکسان (Accent)، به برجسته‌سازی یک واژه یا گروهی از واژه‌ها در سطح عبارت و جمله، گفته می‌شود.

آکسان، معمولاً با هدفی مانند:
🔸تأکید
🔸مقابله
🔸تصحیح یک برداشت
🔸برجسته کردن اطلاعات مهم
یا
🔸انتقال حالت بیانی
به کار می‌رود.


برای مثال:
من این کتاب را خواندم.

اگر «من» برجسته شود،

من این کتاب را خواندم.

ممکن است معنای ضمنی این باشد:
«من خواندم، نه شخص دیگری.»

اگر «این کتاب» برجسته شود،
من این کتاب را خواندم

.ممکن است در برابر کتاب دیگری قرار گیرد.

و اگر «خواندم»، برجسته شود،
من این کتاب را خواندم.

ممکن است تأکید بر انجام گرفتن عمل باشد؛ مثلاً در برابرِ «فقط آن را ورق زدم».

بنابراین محل آکسان، می‌تواند بر برداشتِ معنایی و اطلاعاتیِ شنونده اثر بگذارد.

#آکسان_گذاری
#آموزشی
#درسنامه

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

#اصطلاحات
#دل_دادن

🔅در شگفتم که در این مدّتِ ایّامِ فراق،
برگرفتی ز حریفان* دل و «دل می‌دادت»
!
#حافظ

کاربردِ مصدرِ «دل دادن» در این سیاق، خطای نحویِ حافظ نیست؛ چرا که به‌معنیِ «رضایت دادنِ دل» و به اصطلاحِ امروز «دل آمدن به انجامِ کاری»‌ست.

پس مفهوم مصرع دوم این است:
«از دوستان و هم‌صحبتان، کناره جُستی و دلت به این کار راضی می‌شد».

#واژگان
*حریف: دوستِ هم‌صحبت، هم‌نشین

بیتِ شاهدی که دکتر #خطیب_رهبر، از #نظامی در این باب آورده‌اند، گویاست:

🔅به ترکِ بی‌دلی گفتن، «دلت داد»
چه دل‌داری که رحمت بر دلت باد!


در بیت نظامی، «ترک کردن»، در یک نقطه‌ی زمانی اتفاق افتاده و انجام شده؛ و نظامی، شکل صحیحِ «دلت داد» (ماضی ساده) را به‌کار برده است.
حافظ هم با دقت کامل، متناسب با استمرارِ «مدّت ایّام فراق»، شکل درستِ «دلت می‌داد» (ماضی استمراری) را در این بیت استفاده کرده است که به‌هیچ‌لحاظ، خطای نحوی نیست.

توضیحات لغتنامه‌ی #دهخدا را نیز ببینید:

👈 دل ندادن: از دل نیامدن، راضی نشدن
مانندِ:

🔹آن دختر (دخترِ افراسیاب)، پسری آورد ماننده‌ی وی (ماننده‌ی سیاوش)؛ پیران* را «دل نداد» که او را بکُشد.
(پیران، دلش نیامد که او را بکُشد).

(ترجمه‌ی #طبری #بلعمی)

*پیران: سپهسالار و مشاورِ خردمند افراسیابِ تورانی

🔅به رفتن، همی شاه را «دل نداد»
همی بود در گَنگ* پیروز و شاد

#شاهنامه
#فردوسی

*گَنگ:
(این‌جا) شهری‌ست خرّم به تُرکستان؛ بهارخانه نیز گویند‌اَش از غایتِ خوشی.
(حاشیه‌ی فرهنگ اسدی نخجوانی)

👈پیشتر، به چند نمونه از این اشکال‌گیری‌ها، پاسخ داده شد.
👇بنگرید به:
#باد_خوش_نسیم و #فرق_است_از_تا و #سایه_پرور

۲۳ فروردین ۹۸

#یادداشت_های_حافظ
#یادداشتک


#سایه_اش

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔻درسنامه‌ی آکسان‌گذاری و درست‌خوانی🔻 (۲)

اختصاصی گاهگفت



۱. قرارداد اصطلاح‌شناختی این جزوه

در سراسر این جزوه، با این الگوی ساده روبه‌رو هستیم:

فشارآوا ← هجا و واژه
آکسان ← عبارت و جمله
آهنگ کلام ← جریان گفتار


📌یک نکته‌ی علمی:

این تقسیم‌بندی، قرارداد آموزشی این جزوه است.

در زبان‌شناسی، واژه‌ی accent، گاهی در سطح واژه نیز به کار می‌رود؛ برای مثال، در اصطلاح lexical accent. بنابراین نباید تصور کرد که در تمام منابع علمی، «آکسان»، الزاماً فقط به عبارت و جمله مربوط است.

💢اما برای هدف آموزشی ما، این تفکیک بسیار سودمند است؛ زیرا به هنرجو اجازه می‌دهد میان «برجستگیِ آواییِ درونِ واژه» و «برجسته‌سازیِ معنایی در جمله»، تفاوت روشنی بگذارد.

#آموزشی
#آکسان_گذاری
#درسنامه

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

دوستانِ گرامیِ گاهگفت 🌹

اگر مطلبی برایتان جالب، مفید یا قابل تأمل بود،
با یک واکنش، کامنت یا اشتراک‌گذاری، در ادامه‌ی این گفت‌وگو شریک شوید. 🌱☘

گاهی یک ایموجیِ کوچک هم می‌تواند بگوید:

«دیدم، خواندم، و این حرف به من رسید.»


مشارکت شما، به گاهگفت، جان بیشتری می‌بخشد. 🌹🙏

با مهر
میزبان شما
#سایه_اش

#هم_کنش
#interaction

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔅گزیده
آموزش #حافظ_خوانی ۱
مؤسسه‌ی فرهنگی هنری راز و هنر

#حافظ
#درست_خوانی
#شیوا_خوانی

#وزن
#مترونومی
#وزن_شکسته

#آموزشی

#راز_و_هنر
#سایه_اش
۲۵ آذر ۱۴۰۰
@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

‌
غزلی از سعدی
برای سعدی‌بازی

غزل را نخوانید. ابتدا فایل صوتی زیر را گوش کنید و تمرین کنید.

@PanevisDotCom

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔅سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
#حافظ

🎧 در این خوانش، به #تکیه ها، کشش‌ ها و وصل ها توجه کنید!

#ترجمه ی انگلیسی:
عباس آرین پور کاشانی

The love of my friend set my heart to fire --
A fire that burns my existence entire.

My body smelt from separation of the friend.
My soul consumes! What’s my sacred love’s end?

The burning candle having pitied me last night,
Burned entirely, sympathizing my agony and fright.

My piety was at stake by the tavern wine –
A wine that destroyed all faculties of mine.

I broke repentance, when I broke wine glass.
My heart’s aching without wine, alas!

Come close my friend, and tell me no tale.
My eyes seek your sight, with pain and ail.

Hafiz, keep still, and drink the wine deep;
The candle burned all night and you didn’t sleep.

Translated by:
Abbas Arianpour Kaashaani

آدینه، ۲۲ بهمن ۱۳۹۵
#خلوت_بیغولگی
#سایه_اش

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

در دفتر اول مثنوی آمده است:

«بشنو الفاظ حکیم پرده‌ای
سر همان‌جا نه که باده خورده‌ای»

از شارحان قدیم، انقروی و ولی‌محمد اکبرآبادی، هر دو، «حکیم پرده‌ای» را «سنائی» دانسته‌اند و در توجیه اینکه چرا از وی با صفت «پرده‌ای» یاد شده، نوشته‌اند: چون سنائی از دیدگاه ادراک مردم در پرده و حجاب، مستور بوده به وی «حکیم پرده‌ای» گفته‌اند.

از شارحان جدید نیز، در جزو چهارم از دفتر اول شرح مثنوی شریف (جزوی که به کوشش استاد شهیدی تنظیم شده) و شرح استعلامی و کریم زمانی نیز «حکیم پرده‌ای» ضبط شده و همان توجیه شارحان قدیم آمده است.

متأسفانه هیچ کدام از شارحان اندکی درنگ نکرده‌اند که نکند این «پرده‌ای» صفت نسبی باشد از نام مکانی! اولین بار مرحوم باستانی پاریزی درنگ می‌کند، اما او حدس می‌زند که احتمالاً به «پرده‌ای»، «برده‌ای» بوده و شاید «برده» صورت دیگر نسبتِ «بردع» باشد که شهری است در قفقاز و حوالی اندراب. اما قفقاز کجا و سنائی کجا؟ این موضوع سال‌ها برای من هم محل پرسش بود. اخیراً در جایی دیدم که مرحوم استاد دکتر رجایی نوشته‌اند:

سنائی اهل روستای «برده» (اَبَرده/ بالاده) در غزنین بود که «اَبَرده» به تخفیف «برده» شده و از آن صفت نسبی ساخته‌اند.

دکتر اصغر شهبازی
@shekoftandaraftab

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔸گزیده از گفتاره‌ی
حماسه‌ی ایرانی: حماسه‌ی انسانی

#شاهنامه
#فردوسی

#نانوشته
#ایران‌زمین

#حافظ

#اختلاف_نسخه_ها

#سایه_اش
@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

سلام دوستان
روز و روزگار به خیر

به نظر میاد ابریق، علاوه بر ظرف باده‌نوشی، هم وسیله‌ای برای وضو گرفتن بوده و هم وسیله‌ای برای طهارت (لولهین).

از اونجایی که من تاریخ و سیر تغییرات واژگان رو نمی‌دونم که اصل یک واژه به چه معنی‌ای بوده و در گذر زمان چه تغییراتی کرده (و این کار نیاز به تحقیق داره) درباره‌ی ابریق هم نمیشه با قطعیت گفت که این واژه صرفا ظرف باده‌نوشی بوده.

لطفا به این موضوع دقت کنید چون ظاهرا هر ابریقی، ابریق شراب نیست.


#ابریق

خلاصه‌ش اینکه:
در یک دوره‌ای شراب می‌ریختن تو ابریق، در یک دوره‌ای آب می‌ریختن تو ابریق برای دست‌شستن و وضوگرفتن، در یک دوره‌ای هم برای طهارت‌گرفتن ازش استفاده می‌کردن..

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

کلمه‌ی زجاج/زجاجی ۳بار در دیوان حافظ به کار رفته‌است:

- اساسِ توبه که در محکمی چو سنگ نمود
ببین که جامِ زجاجی چه طُرفه‌اش بشکست ۲۵

- جمالِ دخترِ رز نورِ چشمِ ماست مگر
که در نقابِ زجاجیّ و پرده‌ی عنبی‌ست ۶۴

- چرا همی‌شکنی جانِ من ز سنگدلی
دلِ ضعیف که باشد به نازکی چو زجاج ۹۷

زجاج: شیشه، آبگینه

#زجاجی
#ظروف

@OnlineHafez | حافظ و من 🌱

.

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

آبگینه: شیشه‌ی شراب

بیا به شامِ غریبان و آبِ دیده‌ی من بین
به سان باده‌ی صافی در آبگینه‌ی شامی ۴۶۹

(تصویر ظرف شیشه‌ای با قدمت ۱۲۰۰سال)

#آبگینه
#ظروف
#تصویر_مفهومی

@OnlineHafez | حافظ و من 🌱

.

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

ابیات زیر به کاربرد کاسه برای باده‌نوشی اشاره دارد:

- خیز و در کاسه‌ی زر آبِ طربناک انداز
پیشتر زانکه شود کاسه‌ی سر خاک انداز ۲۶۴

- ساقی به صوتِ این غزلم کاسه می‌گرفت
می‌گفتم این سرود و میِ ناب می‌زدم ۳۲۰

- روزی که چرخ از گلِ ما کوزه‌ها کند
زنهار! کاسه‌ی سرِ ما پر شراب کن ۳۹۶

#کاسه
#ظروف
#تصویر_مفهومی

@OnlineHafez | حافظ و من 🌱

.

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔻درسنامه‌ی آکسان‌گذاری و درست‌خوانی🔻 (۴)

اختصاصی گاهگفت


بخش اول: آشنایی با «تکیه (آکسان)» و «آهنگِ کلام»


۵.آهنگ کلام (Intonation):

الگوی فراز و فرود صدا در جریان گفتار، که به درک ساختار و معنا، و نیز اجرای تأکید، و حالت بیانیِ جمله کمک می‌کند.
⚠️آهنگ کلام، با فشارآوا و آکسان (تکیه)، یکی نیست.

➖فشارآوا (استرس، تکیه‌ی هجایی)، به برجستگی یک هجا یا واژه مربوط است؛

➖آکسان (تکیه) در قرارداد این جزوه، به برجسته‌سازی در سطح عبارت و جمله مربوط می‌شود؛

➖اما آهنگ کلام به چگونگی فراز و فرودِ صدا در طول گفتار مربوط است.

برای مثال:

تو آمدی.

و:

تو آمدی؟

واژه‌ها یکسان‌اند؛ اما
الگوی آهنگ کلام، به شنونده کمک می‌کند تفاوت میان یک جمله‌ی خبری و یک پرسش را دریافت کند.


#آموزشی
#آکسان_گذاری
#درسنامه
@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

#معنا_شناسی_واژه
#پس‌_انداز_یا_پس‌_اندوز_؟

✳️ رباعیه:

تا پیروی چرخ بدآموز کنم
هر لحظه هزار غم #پس‌اندوز کنم
چون چرخ بر‌ آنم که به قرصی پس از این
روزی به شب آرم و شبی روز کنم

▫️نقل از: جُنگ اشعار، دستنویس شماره ۳۰۴۷ کتابخانه مرکزی تبریز [روضةالناظر]، سده ۸ هجری، صفحه ۱۵۳.

❇️ آیا این رباعی می‌تواند دلیلی بر تایید این نکته باشد که آنچه امروز ما پس‌انداز می‌گوییم در گذشته پس‌اندوز خوانده می‌شده‌است؟

🔸 در متون کهن، مادهٔ #انداز ( از ریشهٔ انداختن ) غالباً بر انداختن و پرتاب کردن دلالت می‌کند. مانند:
ناوک‌انداز، تیرانداز، برقع‌انداز، کلوخ‌انداز، آتش‌انداز، پای‌انداز و . . .

همچنین، #اندوز ( از ریشهٔ اندوختن ) بر جمع کردن، ذخیره کردن و انباشتن دلالت دارد. مثل:
دانش‌اندوز، عشرت‌اندوز، زراندوز، حکمت‌اندوز، درهم‌اندوز، و . . .

🔸 اما نکتهٔ جالب‌ و ظریف‌ این که: در زبان معاصر ترکیب "پس‌انداز" نه تنها بار معنایی "پرتاب کردن" را ندارد، بلکه برعکس، بر نگه‌داری، حفظ و جمع‌کردن دلالت می‌کند.
پس‌انداختن امروزه در گفتار عامیانه با لحن تحقیر و طنز به معنای به دنیا آوردن و زاییدن کاربرد دارد که در واقع بر همان مفهوم انداختن دلالت می‌کند.
اما پس‌انداز گرچه در ظاهر و ساختار مطابق الگوی اول است، اما از نظر معنایی از الگوی دوم پیروی می‌کند و به معنای "برای بعد انباشتن و ذخیره کردن" است.

🔸 به نظر می‌رسد این تحول، نمونه‌ای استثنایی و جالب از تثبیت یک ترکیب خاص (پس‌انداز) در معنایی خلاف جهت ریشهٔ یکی از اجزایش در زبان امروز است.
پس‌انداز را تاکنون تنها در یک بیت از یغمای جندقی ( سده ۱۳ ) دیده‌ام:
کی رفت باری از پیش کاری
تا این پس‌انداز خود پیشکار است.

‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @molavi_asar_o_afkar
@makhzanenokatenegarshi_virayashi

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

#پیغام_آشنا نفس روح‌پرور است

سپاس از دوست عزیز، #سهیل_قاسمی .
(با گرامیداشت یاد روانشاد #استاد_آهی)

🔅در شگفتم که در این مدّتِ ایّامِ فراق،
برگرفتی ز حریفان دل و «دل می‌دادت»
#حافظ

#اصطلاحات
#دل_دادن

#ساختار

#عطار
#ست
#وزن

#پاسخ
۴ دی ۱۴۰۰
@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔅در شگفتم که در این مدّتِ ایّامِ فراق،
برگرفتی ز حریفان دل و «دل می‌دادت»
#حافظ

#استاد_آهی

#دل_دادن
#پاسخ 👇👇
@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

جذر اصم:

صیتِ جودِ بی‌حسابت نیست امری مختفی
این صدا صد ره شنید از کوه ...... اصم

در قصیدۀ به مطلع «خیر مقدم مرحبا ای طایر میمون قدم/ ما لِسلمی هل نَأت اَم قاربت مِن ذی سلم) که در مدح خواجه جلال الدین تورانشاه وزیر شاه شجاع سروده شده و تنها در دو نسخه از نسخ قرن نهم هجری یکی مورخ 843 کتابخانۀ بادلیان آکسفورد و دیگری مورخ 854 کتابخانۀ مجلس ضبط شده است، بیت بالا فقط در نسخۀ 843 آمده و در مصرع دوم، بین "کوه" و "اصم" لک‌شدگی وجود دارد و خوانا نیست. دکتر نیساری از جامع نسخ مرحوم مسعود فرزاد این بیت و نسخه بدلهایش را که از نسخی مربوط به قرن دهم به بعد هستند دید:

چیست جود بی‌حسابت نیست امر مختفی / این صدا صد ره شنید از کوه در صحرا اصم
صیت جود بی‌حسابت نیست امری مختفی / این صدا صد ره شنید از کوه در جدر اصم
صیت جود بی‌حساب نیست امری مختفی / این صدا صد ره شنید از کوه در حدر اصم

مسعود فرزاد و به تبع او انجوی شیرازی به شکل زیر آوردند:
صیت جود بی‌حسابت نیست امر مختفی / این صدا صد ره شنید از کوه در صحرا اصم

بهاءالدین خرمشاهی که نسخۀ 827 را با دو نسخۀ بادلیان(843) و پنچاب (894) مقابله می‌کرد و می‌توانست با استعانت از کوشش‌های دکتر نیساری متن منقح‌تری ارائه دهد، به نقل از نسخۀ بادلیان که گفتیم کلمه‌ای ناخوانا دارد با تفاوتی مختصر این ضبط را درست دانست:

صیت جود بی‌حسابت نیست امری مختفی / این صدا صد ره شنید از کوه در صحرا اصم
معنای بیت با این ضبط چنین است:
آوازۀ بخشش بی‌شمار تو چیزی پنهان نیست/ این صدا را صد بار "کر"(شخص ناشنوا) در صحرا از کوه شنید!

دکتر نیساری از این سه تصحیح راضی نشد و هنوز با ذره‌بین به کلمۀ لک شدۀ نسخۀ مورخ ۸۴۳ می‌نگریست و خوب که نگاه کرد دید بین کلمۀ "کوه" و کلمۀ "در" ، حرف ربط "و" نیز دیده می‌شود و کلمۀ بعدی با "ﺟ" شروع می‌شود. پس به نسخه بدل دوم فرزاد متوجه شد: "جدر اصم". "جدر" به معنی دیوار اینجا مناسبتی ندارد اما "جذر اصم" مصطلحی در متون کهن و در اصل به معنی عددی است که جذر صحیح ندارد مثل 10 یا 8 و در منطق به معنی پارادوکس دروغگو است و مجازاً به معنی "بسیار کر" یا "کر مکرّر" و "کر مطلق" پس بیت به صورت زیر درست است:

صیتِ جودِ بی‌حسابت نیست امری مختفی
این صدا صد ره شنید از کوه‌و در جذرِ اصم

"در" در مصرع دوم حرف ربط نیست بلکه به معنی "درّه" است و ترکیبب "در و دشت" و "کوه و در" مصطلح است چنانکه کمال الدین اسماعیل گفته است:

چون نافۀ مشک نارسیده / لاله همه کوه و در گرفته

برای "جذر اصم" نمونه‌ها بسیار است. نظامی گوید:
نطقم اثر آنچنان نماید / کز جذر اصم زبان گشاید ...
بالغانی که بلغه کارند / سر به جذر اصم فرو نارند

سنائی:
و آن که بیناست درو از پی امن / راه در بسته چو جذر اصمست

منوچهری:
تا نکند کس شمار جنبش چرخ فلک / تا نکند کس پدید منبع جذر اصم ...
شنوا کرد گوش جذر اصم / از صلیل و صریر تیغ و قلم
خاقانی:
جذر اصم هشت خلد سخت بود جذر هشت
تیغ تو و هشت خلد هندو و جذر اصم ...

هین که در دل شکست زلزلهٔ نفخ صور
گوش خرد شرط نیست جذر اصم ساختن ...

تختهٔ خاک رزم را جذر اصم شده ظفر
خنجر شه چو هندوئی جذر گشای معرکه ...

آه خدایگان که فلک زیر کعب اوست
جذر اصم شنیده به وای اندر آمده

انوری:
بر جای عطارد بنشاند قلم تو
گر در سر منقار کشد جذر اصم را ...

حیرت نعمت تو چو جذر اصم
یک جهان عقل گنگ و کر دارد ...

کاکنون مزاج جذر اصم در محاورات
ده گوش و ده زبان چو بنفشه است و سوسن‌ست ...

کرتر بود ز جذر اصم گر بپرسمش
کامثال این قصیده ز اشعار روزگار ...

کلک تو جذر اصم را بشنواند از صماخ
هرچه بر شاخ خواطر از سخن پخته است و خام ...

چه قایلست صریرش که از فصاحت او
سخن پذیرد جذر اصم به گوش صمیم ...

از نالهٔ خصم تو گوش گردون
خاصیت جذر اصم گرفته ...

سمع بگشاید ز شرح و بسط او جذر اصم
چون زبان نطق بگشاید به الفاظ دری ...

آنکه گر آلای او را گنج بودی در عدد
نیستی جذر اصم را غبن گنگی و کری ...

از مقاماتت اگر فصلی بخونی بر عدو
حالی از نامنطقی جذر اصم یابد نجات

ظهیر فاریابی:
در نگنجد سخن او ز لطافت به حساب
زین سبب حکم کری لازمِ جذر اصم است

سلمان ساوجی:
شاهی که در بسیط زمین حکم نافذش
جذر اصم ز صخره صما شنیده‌اند

محتشم کاشانی:
بر چرخ برین جذر اصم گوش گرفت
از غلغلهٔ کوس محمد خانی ...

طالب ملک تو را صد ره به آواز بلند
زد قضا بر گوش کای جذر اصم را توامان

محمد تقی بهار:
سخن گفته در گوش جذر اصم
ولی نوک کلکش به وقت عتاب

با اضافات و اصلاحات برگرفته از مقدمۀ دکتر نیساری در دیوان حافظ، تدوین دکتر سلیم نیساری، تهران، انتشارات سینانگار و انتشارت اسرار دانش، چاپ نخست 1377.
***

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔻درسنامه‌ی آکسان‌گذاری و درست‌خوانی🔻 (۱)

اختصاصی گاهگفت


بخش اول: آشنایی با «تکیه (آکسان)» و «آهنگِ کلام»

مقدمه

#درست_خوانی، فقط درست ادا کردنِ واژه‌ها نیست.

ممکن است همه‌ی واژه‌های یک جمله را درست تلفظ کنیم، اما جمله، همچنان طبیعی، روشن یا خوش‌آهنگ شنیده نشود.

دلیل، این است که:


گفتار، علاوه بر صداها و واژه‌ها، دارای ویژگی‌هایی مانند تکیه (آکسان)، آهنگ، کشش و مکث است.
این ویژگی‌ها👆، به ما کمک می‌کنند بفهمیم👇:
•گوینده، چه چیزی را برجسته می‌کند.
•جمله، چگونه ساخته شده.
•چه معنایی مورد نظر است.
•و یک عبارت را با چه حالت و کیفیتی باید اجرا کرد.

در خوانش شعر، اهمیت این موضوع بیشتر می‌شود؛ زیرا خواننده (خوانشگر)، باید هم‌زمان، به زبان طبیعی و موسیقی شعر توجه کند.

#آموزشی
#آکسان_گذاری
#درسنامه

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

سعدی‌بازی
تمرین کنید.

@PanevisDotCom

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

در دوره‌های #درست_خوانی گاهگفت،
هر بیت را در سه مرحله بررسی می‌کنیم:

متن اصلی ← ۱.هجابندی ← ۲.تکیه‌گذاری ← ۳.خوانش

مثلاً در:

الا یا ایها الساقی! ادر کأساً و ناولها


نشان می‌دهیم چطور باید آن را خواند، کجا نباید تکیه گذاشت و چرا.

#آموزشی
#آکسان_گذاری

⚠️تصحیح عکس:
Stress: فشارآوا
#درسنامه

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

✨تکیه در جمله

جملات زیر را بخوانید و به تفاوت معناییِ آن‌ها توجه کنید:

من این کتاب را خریدم.
من این کتاب را خریدم.
من این کتاب را خریدم.

ببینید چگونه جابه‌جایی تکیه (آکسان)، می‌تواند «کانون معنایی جمله» را عوض کند.

#آکسان_گذاری
#درسنامه

@Gaahgoft

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

🔅به فرهنگ باشد روان تندرست

🔸ایران سرزمینی است کهن، سرشار از نیکی‌ها و مردمانی نجیب که ستایشگر داد و دانش و راستی و نکوهشگر  ستم و دروغ و دشمنی‌ بوده‌اند. باید از ایران گفت و نوشت. باید زبان فارسی، این سرمایۀ جاودان ایرانی را پاس داشت و برای گسترش آن دریغ نکرد. باید فرزندان کشور را با بزرگمهرها، فردوسی‌ها و ابن‌سیناها آشنا کرد. اگر ایدۀ ایران به میان مردم و سیاستگذاران کشیده شود، امنیت و منافع ملی معنا می‌‌شود. ایران و داشته‌های تاریخی و فرهنگی آن را دوست بداریم.
فهرست زیر ازجمله دغدغه‌مندان مستقل برای رسیدن به این هدف‌اند. با پیوستن به آن‌ها به توسعۀ فرهنگی در جامعه یاری رسانیم.

                


💧تدریس مکاتب فلسفی و روانی

💧یافته‌های مهم روان‌شناسی

💧موسیقی سنتی (تکنوازی سنتور)

💧جملگی روانکاوی

💧کتاب گویا (لذت مطالعه با چشمان بسته)

💧صادق هدایت

💧زین قند پارسی
(درست بنویسیم، درست بگوییم).


💧کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان

💧دکتر محمّد‌علی اسلامی‌نُدوشن

💧باغ سبز مولانا (زهراغریبیان)

💧رازها و نمادها و آموزه‌های شاهنامه

💧بهترین داستان‌های کوتاه جهان

💧رمان‌های صوتی بهار

💧کتابخانهٔ ادب و فرهنگ

💧حافظ/ خیام (صوتی)

💧خردسرای فردوسی
(آینه‌ای برای پژواک جلوه‌های دانش و فرهنگ ایران زمین).


💧بنیاد فردوسی خراسان
(كانون شاهنامه فردوسی توس‏).


💧سرو سایـه‌فکن
(رسانه‌ای برای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی).


💧شرح غزلیات سعدی با امیر اثنی‌عشری

💧موسسه پژوهشی چراغداران
میراث دیجیتال و حافظه فرهنگی فارسی زبانان


💧حافظ‌خوانی با محمدرضاکاکائی

💧شرح بوستان سعدی با امیر اثنی عشری

💧شاهنامه کودک هما

💧مأدبۀ ادبی، شرح کلیله و دمنه و آثار ادبی فارسی (رسانۀ دکتر محمّدامین احمدپور).

💧ستیغ، خوانش اشعار حافظ و سعدی و...(رسانه سهیل قاسمی)

💧تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران زمین

💧شاهنامه برای کودکان
(قصه های شاهنامه و خواندن اشعار برای کودکان و نوجوانان)


💧گاهگفـت
(دُرُست‌خوانیِ شعرِ کُهَن)


💧کتاب گویای ژیگ

💧سفر به ادبیات
(مرزبان‌نامه و گلستان، تک‌بیت‌های کاربردی )

💧استاد بهرام بیضایی (آرشیو)

💧ملی‌گرایی ایرانی/شاهنامه‌پژوهی

💧تاریخ نگار (روایتی متفاوت از تاریخ ایران)

💧کانون پژوهش‌های شاهنامه
(معرفی کتاب‌ها و مقالات و یادداشت‌ها پیرامون شاهنامه).


💧هفت هزار سالگان

💧انجمن دوستداران شاهنامه البرز (اشا)


💧فرهنگ یاریگری، توسعۀ پایدار و زیست بوم‌داری

💧رهسپر کوچۀ رندان
(بررسی اندیشۀ حافظ).


💧حماسه‌سرای آرخش؛
خانۀ فرهنگ، حماسه‌ و زبانهای ایرانی


💧کتابخانهٔ نسخ خطی سپهسالار

💧تاریخ روایی ایران

💧سخن و سخنوران
(سخنرانی و گفتگوهای نایاب نام آوران وطن فارسی).


💧کتاب و حکمت

💧تاریخ میانه

💧زبان شناسی و فراتر از آن (درگاهی برای آموختن دربارۀ زبان‌ها و فرهنگ‌ها).

💧خواندن و شرح تاریخ عالم‌آرای عبّاسی (میلاد نورمحمدزاده).

💧هزار بادهٔ ناخورده (یادداشت‌های امیرحسین مدنی دربارۀ ادبیات و عرفان).

💧شرح کلیات سعدی
(تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی).


💧انجمن شاهنامه‌خوانی هما
(خوانش و شرح بیت‌های شاهنامه).


💧نقش بر آب (یادداشت‌های ادبی و تاریخی دکتر حامد خاتمی‌پور)


☔️کانال میهمان:

💧یادداشت‌های دکتر سید احمدرضا قائم مقامی


☔️هماهنگی برای شرکت در تبادل

@alireza_heidaree

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

این پست، تبادلِ لینک یا تبلیغات نیست.
معرفیِ رسانه‌ی دوستی است که خودِ من از ایشان بسیار آموخته‌ام در فن بیان و گویندگی.

کانال آموزشی رایگان
فن بیان
و مهارت‌های ارتباطی

@FaneBayan_Mitra

خانم میترا اللهیاری

دقیق، مهربان، وارد


مهارت‌های ارتباطی و فنِ بیان خیلی مهم است. نه‌تنها برای کسانی که دوست دارند دوبله کنند، شعر بخوانند یا کتاب صوتی بگویند، برای همه.

مهارت‌های کاربردی برای این که بهتر حرف بزنیم، در شغل‌مان به واسطه‌ی بیانِ نافذمان بهتر باشیم، با دیگران بهتر ارتباط بگیریم، حرف‌هایمان در دلمان نمانَد، در قانع کردنِ دیگران و بیانِ نظرمان بهتر عمل کنیم، ...

سخن و گفتار خیلی مهم است.
همه، آدمِ خوش‌صحبت را دوست دارند.
آدم‌های خوش‌صحبت، خوش‌حال‌تر اند فکر کنم! خودشان هم خودشان را بیشتر دوست دارند. غمِ آن نمی‌خورند که «چیزی که توی دلم بود را نتوانستم بگویم»

@FaneBayan_Mitra

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

اِبریق: نوعی ظرف سفالی یا بلوری لوله‌دار و دارای دسته که در آن آب یا شراب می‌ریختند.

- چنانم کرد آن ابریقِ پُر می
که چندین خنب بشکستم من امروز
#مولوی

#ابریق
#ظروف
#تصویر_مفهومی

@OnlineHafez | حافظ و من 🌱

.

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

ابیات زیر به کاربرد شیشه برای باده‌نوشی اشاره دارد:

- آنکه مدام شیشه‌ام از پیِ عیش داده است
شیشه‌ام از چه می‌برد پیشِ طبیب هر زمان ۳۸۲

- مفروش به باغِ ارم و نخوتِ شداد
یک شیشه می و نوش‌لبیّ و لبِ کِشتی ۴۳۶

- که ای صوفی! شراب آنگه شود صاف
که در شیشه برآرد اربعینی ۴۸۳

شیشه: مجاز از ظرف شیشه‌ای که در آن شراب باشد.

(در غزل ۳۸۲، شیشه در مصرع دوم در معنی قاروره به کار رفته‌است.)

#شیشه
#قاروره
#ظروف

@OnlineHafez | حافظ و من 🌱

.

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

بُلبُله: نوعی ظرف لوله‌دار شراب که هنگام ریختن می صدایی از آن خارج می‌شود.

- شده بلبله بلبلِ انجمن
چو کبکِ دری قهقهه در دهن
#نظامی

#بلبله
#ظروف
#تصویر_مفهومی

@OnlineHafez | حافظ و من 🌱

.

Читать полностью…

گاهگفت Gaahgoft

کلمه‌ی بط ۱بار در دیوان حافظ به کار رفته‌است:

- صفیرِ مرغ برآمد بطِ شراب کجاست؟
فغان فتاد به بلبل نقابِ گل که کشید؟ ۲۳۹

(در مورد قدمت و صحت تصویر اطمینان ندارم، تزئینی است.)

#بط
#ظروف
#تصویر_مفهومی

@OnlineHafez | حافظ و من 🌱

.

Читать полностью…
Subscribe to a channel