594
نوئما؛ابژه اندیشه آکادمی روانکاوی فلسفه ادبیات و هنر
Winnicott was the greatet British psychoanalyst who ever lived. He writes beautifully and simply about problems of everyday life - and is the perfect thing to read if you want to underestand yourself and other people better.
Alain de Botton
وینیکات بزرگترین روانکاو بریتانیایی بود که تاکنون زیسته. او درباره مسایل زندگی روزمره بسیار زیبا و درعین حال ساده مینویسد و بهترین چیز برای خواندن است اگر بخواهید خودتان و دیگران را بهتر درک کنید.
آلن دوباتن
playing and reality
@NoemaAcademiA
📚 نه در عمیقترین خوابها، نه در حال هذیان، نه در حال بیهوشی، نه در مرگ، نه حتی در درون گور، باز همهچیز از میان نمیرود، زیرا اگر جز این بود، ابدیت برای انسان وجود نداشت.
افسانه های راز و خیال
ادگارآلنپو
#بخوان
@NoemaAcademia
لکان تاکیید دارد روانکاو باید پیش از همه به دیوانگی خود برسد.
این تاکیید به این معناست که روانکاو ابتدا باید خودش روانکاوی شود و مراحل آن را روی دیوان به شکل کامل طی کند.
هستی روانکاوی بدون این مهم به خطر خواهد افتاد. تا زمانی که روانکاو به هذیانها و توهمهای خود نرسیده باشد، توان رسیدگی به هذیان و توهم دیگری را نخواهد داشت. این مفهوم به این معنا که جایگاه روانکاو جایگاه دانای مطلق نیست و این جایگاه هستی، انسانی با تمام آسیب ها، ضعف ها و قدرت هایش دارد. هستی این جایگاه رو به رشد است و روانکاو در طی مسیر بهبودی روانکاونده خود نیز در این سفر به شناخت عمیقتری از خود و بهترین خوانش از خود میرسد.
نیوشا مختاری
#روانکاوی_لکان
@NoemaAcademiA
انسان برای تحمل مصائب و دوران پیری
چقدر به شوخطبعی و خوشخلقی نیاز دارد.
من، البته، بیش از پیش به مراقبتهای آنا وابسته شدهام.
همانطور که مفیستوفلس میگفت:
«ما همه در پایان به مخلوقات خود وابسته میشویم».
نامهٔ فروید به لو آندرئاس-سالومه
۱۶ مه ۱۹۳۵
@NoemaAcademiA
گمان میکنم آنجا که در نظام فکری مردانه زنان منفعل قلمداد میشوند یک اشتباه ناشیانه رخ داده است. آن هم از آن رو که کیفیتی در زنانگی هست که مردان تاحد زیادی با آن بیگانه اند. در روان زنانه هیچ چیز گویا جدا نمیافتد، اسپلیت نمیشود، زنان حاملند، حمل میکنند، فرزند را چه در رویا، چه در رحم و چه درآغوش، چون حمل میکنند همیشه با آنهاست، زنان فعالیتهای استقامتی را از سرعتی بعضا بهتر انجام میدهند، روان زنانه، بدن زنانه فضای بودن است، محلی برای لانه گزینی، ساختن، تاب آوردن، زنان تحمل میکنند، تاب می آوردند، دوام پیدا میکنند، برخلاف تصور رایج که به ظاهر احساساتی شدن و تصمیماتِ از سر هیجان را به زنان نسبت میدهند، اما رفتارهای ناشی از acting out غالبا از مردان سر میزند.
زنان به دلیل همین ویژگی حمل کنندگی بیشتر از مردان دچار بیماری های سایکو سوماتیک و خود ایمنی میشوند، چون همه چیز را به درون میبرند و گویی برایش آشیانه ای میسازند.
روانه زنانه همیشه در پی ترمیم، پیوند زدن، دوختن و ساختن از نو است. این رفتاریست که در بیولوژی بدن او هر ماه به چشم میخورد. تخمکی که آزاد میشود تا مرز بارور شدن میرود و اگر باروری اتفاق نیفتاد ازبین میرود، همه چیز فرو میریزد و دوباره از نو ساخته میشود. این چرخه به همراه سیکل تغییر هورمونی هر ماه در بدن یک زن اتفاق میافتد. از این روست که زنان در طول تاریخ تداوم پیدا میکنند، ادامه میدهند و از نو میسازند. در جنگها آنچه را که مردان در میدان ویران میکردند، زنها در پشت خاکریزها از نو میساختند.
این انفعال نیست. این نهایت فعالیت است. فعالیتی که ریتم و چرخش دارد و دوباره و دوباره میسازد.
بیتا_زرینپناه
#روانکاوی_جنسیت
#زنانگی
@NoemaAcademiA
ترجمه ویدئو:
مردم بارها و بارها در دام مشابه میافتن؛
همون نوع رابطهی محکوم به فنا.
همون خودویرانگری
داخل همون فاجعه، هر بار فقط با چهرهای متفاوت.
چرا؟
پاسخ ساده اینه که افراد میکوشند با بازآفرینیِ تجربهای دردناک، بر آن مسلط شوند؛ به این امید که این بار آن را درست از سر بگذرانند.
اما من فکر نمیکنم ماجرا این باشد.
اتفاق عجیبتری در حال رخ دادن است.
من برای توضیح آن از واژهای کهن در زبان یونانی استفاده میکنم: توخه (Tuché)؛ یعنی «مواجهه» یا «برخورد با امر واقع».
در مرکز زندگی هر انسان، چیزی واقع یی وجود دارد که او همواره میکوشد با آن روبهرو شود، اما هر بار درست از کنار آن میگذرد.
تکرار، ردّ همان قرار ملاقاتی است که هرگز به آن نرسیدهایم.
ما تکرار نمیکنیم تا به یاد بیاوریم؛
بلکه دقیقاً آن چیزی را تکرار میکنیم که نمیتوانیم به یاد آوریم.
آنچه بیش از حد شدید بود، بیش از حد زود رخ داد، و هرگز بهدرستی تجربه و دریافت نشد.
تکرار، گردِ یک مرکزِ تهی میچرخد؛
همانند پروانهای که گرد شعله میگردد، بیآنکه هرگز بتواند واقعاً به آن برسد.
فروید رؤیایی را نقل میکند که همیشه ذهن مرا درگیر کرده است.
پدری کنار پیکرِ بیجانِ فرزندش به خواب میرود.
در خواب، کودک ظاهر میشود، بازوی پدر را میگیرد و آرام میگوید:
«پدر، مگر نمیبینی که دارم میسوزم؟»
و در اتاق کناری، شمعی افتاده و بدن کودک واقعاً آتش گرفته است.
پدر از خواب بیدار میشود.
اما دقت کنید: رؤیا او را بیدار نکرد تا از حقیقت بگریزد؛
بلکه رؤیا همان جایی بود که حقیقت در آن حضور داشت.
تنها مکانی که آن مواجههی تحملناپذیر سرانجام میتوانست رخ دهد.
ما زندگیمان را صرف بیدار شدن، درست پیش از رسیدن به آن مواجهه میکنیم.
و این است معنای تکرار.
ما از خاکستر این آتش دوباره برمیخیزیم. اما چگونه؟ باسرهای نیمه وصل به تنهایی خسته و ناسور.
ما ادامه میدهیم اما سایه ای بلند از غم و اندوه تا سالها با ماخواهد بود.
اما این مرثیهای براتمام ما نیست. از دل این مغاک سرد نوری درون نطفه ای تازه در حال رستن است، هرچند سخت وهرچقدر به درد ورنج از پس سالها هَزاران دوباره بر پهنه این خاک آواز میدهند: زمستان شکست ورفت. آنروز جوانه سبز درونمان دوباره بر پهنه این خاک میگسترد به عشق،آزادی و زندگی.
تا آن زمان با من خیال کن .
بیتا
@NoemAacademiA
این که نامی قرنها دوام میاره یعنی یک هسته فرهنگی قوی وجود دارد. تاریخ پراز جاهایی است ک مردمش مانده اند اما نامش از بین رفته است اینکه «ایران» هنوز ایران است برای این است که قرنهاست مردمانش از پس تمام خستگی ها و اختلافها و جنگها و خشونت همچنان رهایش نکردند و عشقی را در دل این نام مانند آتش اهورامزدا در دل آتشکده ای کهن نگه داشتند واقعیتی فارغ از پیروزی است این روایت تاب آوردن و بقاست .
@NoemaAcademia
یک جای خالی، یک حفره بزرگ ، یک دریچه روبه مغاک در قلبم و در مغزم باز شده، و مرگ با همه پلشتی به من چشم دوخته . هیچ ندارم، نه واژهای ، نه اسمی ، ..... هیچ ندارم، دست خالی بر برهوت باقی مانده ام، تنها، زخمی،مشوش، مستاصل، برای چه؟ نمیدانم. هیچ نمیدانم
مضطر ، بینشانه واین درد بسیار عظیم است.
بیتا
@NemaAcademia
🔸 زبان، فرهنگ و گونهگونیِ زبانی 🔸️
زبان تنها گردآیهای از واژهها نیست؛ سامانهای است که جهان را برای ما دستهبندی و ساختاردهی میکند. هر زبان، الگوهای اندیشگانی ویژهی خود را شکل میدهد. برای نمونه، برخی زبانها واژههای متفاوتی برای «ما» دارند که مشخص میکند آیا شنونده در گروه گوینده هست یا نه؛ این یعنی ساختارهای زبانی میتوانند روابط اجتماعی را رمزگذاری کنند.
از دیگر سو، فرهنگ نیز بر زبان اثر میگذارد: ارزشهای فرهنگی به ما میگوید چه چیزهایی نامگذاری شوند و چه مفاهیمی مهم قلمداد شوند. از این رو، آنگاه که زبانی کمرنگ میشود، بخشهایی از یادمان تاریخی و سامانهی معنایی یک جامعه نیز در پرتگاه فراموشی و نابودی قرار میگیرد.
جان سخن آنکه، زبان هم زاده و فرآوردهی فرهنگ است و هم زاینده و سازندهی آن؛ پیوندی دوسویه که نشان میدهد پاسداشت گوناگونی و تنوع زبانی، در واقع پاسداشت تنوع فرهنگی و گوناگونیِ شیوههای اندیشیدن در جهان است.
#زبان_فرهنگ
#گوناگونی_زبانی
🆔 @cog_linguistics
از نظر وینیکات id از ابتدا هست اما چون ایگو منسجم نیست و نمیتونه تجربه و پردازش کنه انگار که وجود نداره چون احساس نمیشه به شکل رویداد بیرونی تجربه میشه. در مراحل اولیهی تحول نوزاد باید آن بخش از زندگی غریزی را که میتواند جدای از ایگو وجود داشته باشد میتوان نادیده گرفت (id) چون نوزاد هنوز موجودیست که توانایی کسب تجربه ندارد. به همین دلیل پیش از ایگو صحبت از id بی معنی است.
@NoemaAcademia
روانکاوی رشته ایست که فروید بنیان گذاری کرد و آن را از سه جنبه می توان بررسی کرد
۱-به عنوان روشی برای کاوش که اساس آن بر کشف معنای ناخودآگاه کلمات،اعمال، فرآورده های تخیل( مانند رویاها،خیال پردازیها،هذیانها)که در یک فرد خاص استوار است. این روش عمدتا برپایه تداعی آزاد فرد بناشده است که ملاک سنجش اعتبار تفسیر بشمار می رود. با این حال تفسیر روانکاوانه میتواند به آثار و تولیدات انسانی نیز گسترش یابد که در آنها امکان استفاده از تداعی وجود ندارد.
۲ـ به عنوان یک روش درمانی که برپایهی همین نوع کاوش بنا شده است و با تفسیر کنترل شدهی مقاومت،انتقال و میل مشخص می شود. در همین معناست که واژه روانکاوی برای اشاره به یک دوره درمان روانکاوانه به کار می رود .
۳ـ به عنوان مجموعه ای از نظریه های روانشناختی و آسیب شناسی شناختی ـروانی که بیان نظامند داده هایی است که از طریق روش روانکاوانه کاوش و درمان به دست آمده اند.
#تاریخ_روانکاوی
#رواندرمانی
Psychotherapy
The language of Psychoanalysis
Jean Laplanche
J_B_Pontalis
@NoemaAcademia
یک غریزه هیچگاه به صورت نیرویی با تاثیر موقتی عمل نمیکند، بلکه همواره تاثیری دائمی دارد. به علاوه، از آنجا که غریزه نه از بیرون بلکه از درون ارگانیزم یورش می آورد، گریز از آنفایدهای نخواهد داشت. نیاز واژهی مناسب تری برای یک محرک غریزی است. به آنچه نیاز را از بین میبرد «ارضا» میگوییم، و این امر تنها با تغییری مناسب (بسنده) در منبع درونی تحریک به دست می آید.
غرایز و فراز و نشیبهای آن
زیگموند فروید (۱۹۱۵)
#روانکاوی
#فروید_خوانی
@NoemaAcademia
... سخن از پرنده ای افسانه ایست که درتمام زندگیش یک بار میخواند، آوایی دل انگیز و بیهمتا. از آن لحظه که آشیانه را ترک میکند، درجستجوی درختی است با شاخه هایی پرخار و تا یافتن از تلاش باز نمیایستد. آنگاه با آوایی جادویی از لابهلای شاخههای وحشی درخت پر میکشد ،اوج میگیرد و بر بلند ترین وتیز ترین خار، تن به تصلیب میسپارد. لحظه واپسین با آوایی دل انگیز تر از بلبل وکاکلی از احتضارش فراتر میرود.آوایی طرب انگیز که زندگی بهای آن است . چنین است که جهان از حرکت باز میایستد تا گوش فرادهد. و خداوند در آسمان مسرور است چرا که خوب ترین همواره به بهای دردی جانکاه به دست میآید ، یا لااقل افسانه چنین میگوید.
مرغان شاخسار طرب
کالین مک کالو
@NoemaAcademiA
دورهی جامع رواندرمانی تحلیلی کودک و نوجوان: (نهمین دوره)
این دوره آموزشی با الهام از ایدهها، ساختار و مقالات علمی انستیتو روانکاوی نیوسنتر آمریکا طراحی شده است. مفاهیم این دوره متناسب با ساختار و فضای تحلیلی در ایران گردآوری شدهاند تا سفری روانکاوانه و عمیق را به دنیای پر رمز و راز درون انسان در مراحل مختلف کودکی و نوجوانی رقم بزنند. اختلالات روانی و رفتارهای ناسازگار، پیامهای غیرکلامی و رمزآلودی هستند که کودکان و نوجوانان در صورت فهمیده نشدن مجبور به تکرار آنها میشوند. این دوره ترتیبی داده تا از طریق خوانش مقالات روانکاوان بزرگ، این پیامهای پنهان شنیده و مورد تحلیل و برسی واقع شوند.
ثبتنام از طریق واتساپ و تلگرام:
09108002014
تلگرام | اینستاگرم
@NoemaAcademiA
📌شکنندگی خود والد، پاسخگویی وی به پریشانی های نوزاد را دشوار می سازد. درواقع پریشانی نوزاد ممکن است برای والدی که قادر به تامل روی نیازهای نوزادش نیست و مشخصه بالینی مشکلات تنظیمی استرس و ارتباط با بدن را دارد، بسیار استرس زا باشد.
#مادر_و_نوزاد
#روانکاوی_بارداری
#روابط_ابژه
📙ضربه رابطهای در نوزادی
🖊تسا برادون
@NoemaAcademiA
چه غم که عشق، به جایی رسید، یا نرسید
که آنچه زنده و زیباست، نفس این سفر است
حسینمنزوی
@NoemaAcademiA
او تقریبا هیچ چیز به یاد نمیآورد اما در واقع درحال تکرار گذشته در زمان حال است و تماشای این تکرار بسیار ترسناک است؛ گیر افتادن یک کودک در یک شرایط بیمار گون .
#روانکاوی_نوزادی
#روانکاوی_بارداری
#مادر_و_نوزاد
📙ضربه رابطهای در نوزادی
🖊تسا برادون
@NoemaAcademiA
عکس از مجموعه زنان
از صفحه آکادمی ژنئولوژی
@NoemaAcademiA
همیشه یه برگشتنی هست. از سفر،از عشق، از کار ، حتی یه وقتهایی از مرگ، از زندگی ، اما از هرچی و هرجایی که برگردی اون آدمی نیستی که قبلا بودی.
و معلوم نیست که اگر جسمت برگشته باشه حتما روحتم برگشته یا نه، برگشتیم اما یه تیکه هایی ازما نیست، یه قسمتهایی از دست رفته، و یه گوشه هایی مچاله مونده وقتی نفس میکشیم درد میکنه، از نگاههایی که یهو خیره می مونن ،بهت زده و مغموم، از دستایی که زیر چونه مچاله میشن، از نفسهایی که سنگین کشیده میشوند، از همه اینها میشه فهمید که ما برگشتیم اما هنوز انگار نیستیم ، توانایی تجربه حال ازمون گرفته شده تویه جا و مکان دیگر گیر کردیم . منتظریم . منتظر اینکه یکی بهمون بگه ته این همه درد و رنج و زخم و خون چی شد ،یکی بگه ارزششو داشت ، و انگار همه اتفاقا مثل ابرهای سرگردون معلق بالای سرمون موندن نه میرن نه میبارن . و ماهم معلق موندیم بین زمین و آسمون
بیتا
@NoemAacademiA
این شبها میبافم غم را به درد، درد را به خیال، خیال را به نبودنت، و همه ستاره هارا به آوار رویاها بلکه بگذرد این روزگار پر از آوار.
@NoemaAcademiA
آنگاه در لحظه ای که
ساعتها از کار افتادند
و سیره ها روی سپیدارها
گفتند:
«تاریخ میخکوب شد اینجا»
دیدم که در سفیر گلوله
مردی سپیده دم را
بر دوش می کشید
پیشانی اش شکسته و خونش
پاشیده در فلق
«محمد رضا شفیعی کدکنی»
سیره: پرنده ای است از جنس گنجشک و بلبل خوش آواز
@ravandarmangar_r
خانم بزرگ: ما همه رويای هميم!
[ مسافران - بهرام بيضایی ]
@NoemaAcademia
کلمات منبع موثری برای جهت دهی انرژی مربوط به رانه های غریزی و همینطور فانتزیهایی هستند که از همین محرک ها و در ارتباط با ابژه های والدین در دوران نوزادی زاده شده اند، وقتی کلمات این کار را انجام نمیدهند روان ناگزیر میشود پیامهای اضطرابی از نوع پیش نمادین را ارسال کند.
تئاتربدن
جویس مک دوگال
@NoemaAcademia
... من دریافتهام که در بافت رابطه با ابژه ویژگی عنصر زنانه همسانی است که به نوزاد بنیانی برای بودن و بعدتر هم بنیانی برای حس سلف میدهد، اما متوجهیم که در اینجا موضوع وابستگی مطلق به نوع خاصی از مادری کردن است، که از طریق آن مادر اولین کارکرد مربوط به عنصر زنانهاش را انجام میدهد یا نمیدهد. همان عنصری که احتمالا برای بنیان نهادن تجربه بودن درجستوجوی آن هستیم. .. اکنون میخواهم بگویم :« بعد از بودن انجام دادن و مورد انجام واقع شدن است،ولی درآغاز بودن است».
زبان وینیکات
جان آبرام
ترجمه افسانه روبراهان
@NoemaAcademia
ابژه یک غریزه چیزی است که غریزه در ارتباط با آن و یا از طریق آن میتواند به هدف خود برسد. در یک غریزه، ابژه چیزی است که بیشترین تنوع و گوناگونی را دارد و در اصل ، ارتباطی با غریزه ندارد ، بلکه تنها به دلیل آنکه به طور خاص ، ارضا را امکانپذیر می کند به غریزه نسبت داده میشود. ابژه الزاما چیزی بیرونی نیست و میتواند قسمتی از بدن خود سوژه نیز باشد.
غرایز و فراز و نشیبهای آن
زیگموند فروید (۱۹۱۵)
#روانکاوی
#فروید_خوانی
@NoemaAcademia
رانه مقولهای است مختص سوژه انسانی که در هیچموجود زنده دیگری دیده نمیشود و نباید آن را به دلالت های بیولوژیک تقلیل داد. برخلاف غریزه حیوانی که مسیر و ابژهای مستقیم و ثابت دارد،رانه معطوف به یک ابژه نیست و معمولا دستخوش انحراف و تغییر شکل یا تغییر در ابژههایش میشود. ضمن آنکه تحولات پر پیچ و خم آن به کنش ها و تجلیات پیچیدهای منجر میشود که وجه مشخصه سوژه انسانی است.
غرایز و فراز و نشیب های آن
زیگموند فروید(۱۹۱۵)
#روانکاوی
#فروید_خوانی
@NoemaAcademia