-
🔰 کانال مطالعات تاریخ صفویه کتب و مقالات معرف آراء نویسندگان آنهاست و نقل هریک از مطالب تنها با ذکر مأخذ و نام کانال مجاز است.
🟢علت تغییر توجه عثمانی از اروپا به شرق با سلیم اول
🔻ابوالقاسم طاهری
سلطان سلیم از نظر اخلاقی، درست نقطۀ مقابل پدرش بایزید دوم بود و مجالست با علما و بحث با فلاسفه را اتلاف عمر میدانست و بر سنت نیای خویش سلطان محمد فاتح، میخواست اسلام را تا دورترین نقاط خاک اروپا پیش ببرد. وی برای دنبال کردن این رویکرد دیرینۀ پادشاهان عثمانی، میخواست از جانب دنیای اسلامی و بهویژه از جبهۀ عقب عثمانی آسودهخاطر باشد. اما وجود شاه اسماعیل و ترویج تشیع را برای مصالح خویش زیانآور میدید. شورش علویان آناتولی و فتنۀ شاهقلی که در واپسین سال سلطنت پدرش رخ داده بود، سلیم را بهغایت خشمگین کرد. گستاخی شاه اسماعیل که سرِ بریدۀ انباشتهازکاهِ شیبکخان ازبک را به دربار بایزید فرستاده بود، مایۀ نقار شدیدی میان پدر و پسر گردید. بدیهی است که طبع آشتیناپذیر سلیم، از نخستین گام با شاه اسماعیل و پیروانش سازش نداشت و میخواست هرچه زودتر شرّ کسی را که ناگهان امپراتوری دویستسالۀ پسران عثمان را تهدید میکرد، از سر خود دفع کند و برای نیل به این مقصود، از هر وسیلهای که در دست داشت استفاده کرد.📕 مأخذ:
طاهری، ابوالقاسم. ۱۳۴۹. تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران از مرگ تیمور تا مرگ شاهعباس. تهران: شرکت سهامی کتابهای جیبی. ص ۱۶۲.🟢
📜ارجاع به ایران باستان؛ سنتی فراتر از صفویان
👤 کالین میچل
در گفتمان رسمی صفوی، شخصیتهای نمادین شاهنشاهی و ایرانِ پیش از اسلام در کنار برجستهترین شخصیتهای نبوت اسلامی و قدیسان شیعی قرار میگرفتند. این رویکرد البته پدیدهای استثنایی نبود و فینفسه جای تعجب ندارد، زیرا دورۀ اسلامیِ قرون میانه بهسبب درآمیختن آموزههای ارتدوکس اسلامی با مفاهیم ایرانیِ پیش از اسلام دربارۀ عدالت، پادشاهی و سلسلهمراتب اجتماعی شناخته میشود. بسیاری از حکومتهای جهان اسلامیِ قرون میانه، از جمله فرمانروایان دودمانهای تیموری، قراقویونلو، آققویونلو، ازبکان، گورکانیان هند و عثمانیان نیز همگی به میراث اساطیری و تاریخی ایران، آنگونه که در شاهنامه بازتاب یافته است، رجوع میکردند و همگی در تبلیغات سیاسی خویش خودشان را با قهرمانان اسطورهای و شاهان تاریخی ایران باستان مقایسه مینمودند؛ درعینحال، خود را فرمانروایانی پارسا و مسلمان معرفی میکردند که در پی اجرای شریعت قرآنی بودند.
Mitchell, Colin P. 2009. The Practice of Politics in Safavid Iran. London: I.B. Tauris. pp. 3-4.
📜 آدمخواران صفوی: از شاه اسماعیل تا شاه عباس
👤 رودی متی
آبل پینسون، سیاح فرانسوی مباشر آنتونی شرلی، نوشته که «عباس برای کوچکترین خطای رعایای خود دستور میداد سرشان را ببرند، آنان را سنگسار کنند، چهارشقه سازند، زندهزنده پوست بکنند، جلوی سگها و ببرها بیندازند یا به چهل مرد آدمخواری بسپارند که شاه عباس همیشه آنان را برای مجازات افراد در کنار خود داشت.» این اشارۀ اخیر به نوعی آدمخواری آیینی بازمیگردد که در منابع صفوی نیز ذکر شده است؛ رسمی که از دوران شاه اسماعیل اول برقرار بود و او نیز گروهی هولناک از مردان را در خدمت داشت که «زندهخواران» شهرت داشتند. این افراد بهفرمان شاه، کسانی را که مورد غضب او قرار میگرفتند با چنگ و دندان تکهتکه میکردند؛ کار خود را با بریدن و کندن بینی و گوش فرد قربانی آغاز میکردند و سپس درحالیکه هنوز جان داشت، همۀ اندامهای بدنش را یکبهیک میخوردند تا بمیرد. آدمخواران صفوی همواره در مراسم بار عام سلطنتی حضور داشتند و آمادۀ اجرای بیدرنگ دستور شاه بودند.
📚 “Shah ‘Abbās I: The Myth, the Monarch, and the Man.” Iranian Studies 58(2). p. 10.
📕 معرفی اثری جدید دربارۀ تاریخ روابط ایران و اروپا
🔸 بررسی و تحلیل آغازین مناسبات و تعاملات ایرانیان با اروپائیان (از صفویه تا سقوط زندیه)
✍️ نویسنده: علی سالاری شادی
🏛 ناشر: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
📅 سال انتشار: ۱۴۰۴
📖 تعداد صفحات: ۲۹۰ صفحه
🖨 نوبت چاپ: اول
📦 شمارگان: ۱۰۰ نسخه
فصل اول: دورنمای کلی مناسبات صفویه و سلسلههای پسین با غرب، با تأکید بر ظرفیتهای اقتصادی طرفین در روابط بازرگانی بینالمللی؛
فصل دوم: اروپا، کشف قارۀ آمریکا و پیدایش شرکتهای بازرگانی-استعماری؛
فصل سوم: مناسبات صفویه با غرب؛ عدم درک متقابل، بیاعتنایی و نگاه ابهامآمیز؛
فصل چهارم: مناسبات غرب با صفویه و حکومتهای پس از آن در دو بُعدِ هیئتهای مسیحی و حضور شرکتهای تجاری اروپایی؛
فصل پنجم: مناسبات اروپاییان و شرکتهای تجاری اروپایی در عهد شاه سلطان حسین صفوی؛
فصل ششم: تعامل شرکتهای اروپایی با مقامات حکومتی، تاجران و مردم ایران؛
فصل هفتم: موضعگیری و عملکرد شرکتهای اروپایی در جریان سقوط صفویه و برآمدن افغانها؛
فصل هشتم: مناسبات اشرف افغان با اروپاییان و شرکتهای انگلیسی و هلندی؛
فصل نهم: مناسبات نادر شاه افشار با اروپاییان و شرکتهای انگلیسی و هلندی، با تأکید بر مسئلۀ نیروی دریایی؛
فصل دهم: زندیه، اروپاییان و شرکتهای انگلیسی و هلندی.
◾️صفویان در بیان رهبر فقید ایران
پادشاهان صفوی، مایۀ افتخار ما هستند. میدانید، ما برای پادشاهان صفوی ارزش و اعتبار قائلیم؛ چون پیرو مکتب اهلبیت بودند.¹ اینجانب برخلاف کسانی که صفویه را در چشمها ضدارزش کردند، تأکید میکنم که، صفویه بزرگترین حق را به دانشِ فقاهت و کلامِ شیعی دارند؛ زیرا، آنها بودند که راه را باز کردند و علمای شیعه را در این سطح پرورش دادند.² تحولى انجام گرفت و صفویه آمدند و علما آزاد شدند؛ یعنی علماى شیعه در فضاى واسعى قرار گرفتند.³
۱. دیدار جوانان استان اصفهان (۱۳۸۰/۰۸/۱۲)
۲. دیدار شورای عالی کنگره بزرگداشت مقدس اردبیلی (۱۳۷۵/۰۳/۳۰)
۳. دیدار جمعى از مدرسین و طلاب کرمان (۱۳۷۰/۰۸/۲۰)
🔖 بحران عقلانیت تاریخی با بتسازی از شخصیتها
✍️ منوچهر پارسادوست
تاریخ ایران به ما میگوید که ما مردمی بتساز و شیفتۀ ساختن بت هستیم و برای تکریم بتهای ساختهشدۀمان، با شور و هیجان به ستایش برمیخیزیم. از شخصیتهای تاریخی بت ساختن و آنگاه بتهای ساختهشدۀ خویش را ستایش کردن، گواه روشنی بر جمود فکری و عدم بلوغ سیاسی یک ملت است. باید بتها را بشکنیم، ننگ بتپرستی در تاریخ را با شکستن بتها و نشان دادن بلوغ سیاسی خود از میان برداریم؛ به خود آئیم و نشان دهیم که پس از قرنها پرستش بتها و حقارت فکری به سر بردن، اکنون، در عصر قدرت اندیشه و بیداری ملتها، به بلوغ سیاسی رسیدهایم و ذلتهای ناشی از عقبماندگیهای فکری را برای همیشه به تاریخ سپردهایم. برای شکستن بتها، از تاریخ، دوست دانا و راهنمای دلسوز کمک بگیریم؛ صفحههای تاریخ را ورق بزنیم؛ راه سرنوشت ما را در سدههای اخیر، از دوران صفویان به این سو دوباره بپیماییم؛ چه چیزی درمییابیم؟! با تأسف آگاه میشویم که خط برجستۀ چهرۀ غمزدۀ تاریخ آن دوران، در ستایش بتها و پیامدهای خفتبار آن، در نادانیها و ناتوانیها بوده است.
🔖 صفویان و تولد یک نزاع فرسایشی مستمر بهنفع استعمار
✍️ منوچهر پارسادوست
به گواهی تاریخ، شاه اسماعیل اول صفوی دشمنی بین ایران و عثمانی را بنیان نهاد. از زمان او، مردم دو کشور ایران و عثمانی (ترکیۀ امروز) با جنگهای ویرانگر و بیهوده میلیونها نفر از فرزندان خود را در طول قریب ۴۰۰ سال به کام مرگ فرستادند و یا از دیار خودشان آواره کردند. تاریخ داوری میکند که در پایان، هیچیک از دو مردم ایران و عثمانی از دشمنی و جنگ با یکدیگر سودی نبردند و هر دو زیانها دیدند. هر دو ملت بر اثر اختلافها و جنگها ناتوان شدند و آنگاه دولتهای استعمارگر اروپایی کشورهای آنها را پارهپاره کردند و در امور داخلی آنها دخالتها نمودند.
مأخذ: پارسادوست، منوچهر. ۱۳۷۵. شاه اسماعیل اول. چاپ اول. تهران: شرکت سهامی انتشار. ص ۷۹۸.
🔖 تضادها و تعارضهای ساختاری حکومت صفوی
✍️ یوسف رحیملو
این مقاله میکوشد با نگاهی تاریخی و تحلیلی، ناسازگاریها و تنشهای درونی ساختار سیاسی و مذهبی و اجتماعی حکومت صفوی را در روند شکلگیری تا دوران اقتدار آن بررسی و تبیین کند.
«با مسلم دانستن درهمتنیدگی عوامل و جوانب مادی و معنوی همساز و ناهمساز مؤثر در زندگی هر اجتماعی، برای شناخت بهتر نقش و حال این عاملها و جنبهها تفکیک انتزاعی عناصر سازندۀ این بافت فشرده گریزناپذیر است. ازاینرو در بررسی اجمالی حاضر ناگزیر از نگاهی تاریخی و جداگر به اجزای مجموعۀ حرکت صفوی دورۀ تدارک (پیش از کامیابی) و دورۀ اقتدار و فرمانروایی آن، در عین توجه به پیوستگی ترکیبی آن اجزا خواهیم بود. یادآوری لازم این است که سخن گفتن از تعارض و تضاد در مورد نهادهای ساختاری حکومت صفوی به معنای ذاتی انگاشتن تضاد در آن موضوعات نیست، بلکه توجه به دگرگونی نقش و شأن آنها در درازای زمان به علت و نسبت تحول شرایط و دخالت عوامل دیگر در مجموعۀ حکومت صفوی است.»
تذکر: نسخۀ دیجیتال این مقاله برای نخستین بار توسط کانال مطالعات صفویه در قالب پیدیاف منتشر میشود.
🔖 تحلیل مناسبات سیاسی علمای شیعه با حکومت (از صفویه تا اوایل قاجاریه)
✍️ علی سالاری شادی و نیره دلیر
مسئلۀ پژوهش حاضر بررسی موقعیت علمای شیعی با حکومتهای زمانۀ صفویه تا اوایل قاجاریه است. پرسش این است که فرازوفرود حکومتها از دورۀ صفوی تا عصر ناصری چه تأثیری بر مناسبات حکومت و علمای شیعه گذاشت و واکنش دو طرف تحتتأثیر چه عواملی بود و به عبارت دیگر، تغییر حکومتها چه تأثیری بر موقعیت و نقش علمای شیعه، بهخصوص از منظر مناسبات با حاکمیتهای افغانها، افشاریه، زندیه تا اوایل قاجار گذاشت؟ این پرسش از آن بُعد اهمیت مضاعف مییابد که علمای شیعه از حکومت متعصب شیعی وارد یک دورۀ تسنن و یا بیتوجهی نیز شدند. پژوهش با شیوۀ تبیین تاریخی سامان یافته و بر این فرض استوار است که مناسبات یکدست و همسانی میان علما و حکومتهای صفویه، افغانها، افشاریه، زندیه و قاجاریه مشاهده نمیشود و این روند تابع شرایط و اقتضائات تاریخی، ملاحظات و مسائل عصری است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که این مناسبات متغیر با مهاجرت علمای شیعی به ایران و در نتیجه «همکاری» آنها با حکومت صفویه صورتبندی شد. در ادامه تحتتأثیر عواملی چند رویکردهای متعارض و جدیتری میان آنها رقم خورد.
📚 بازار کتابهای دستدو خیابان انقلاب در کتابسرای دوباره
💸 نصف قیمت روز
آنلاین، بدون دود و شلوغی
/channel/ketabDobare
/channel/ketabDobare
/channel/ketabDobare
یا خـــــــــــــداااااااااااا🤩🤩🤩🤩
چنل احمدی اومد بیرون 😎
هر چی از خفنی این چنل بگمممممممم کم گفتممممممممم😏
🔖 صفویان و گذار خشونتبار ایران از تسنن به تشیع
✍️ حامد الگار
طرح هرگونه بحثی در مورد تحولی مذهبی که صفویان در ایران پدید آوردند، باید اشارۀ مؤکدی نیز داشته باشد به روشهای اجباری و خشونتباری که آنان بهطور فراوان و گسترده برای تغییر مذهب به کار بستند. نادیده گرفتن ماهیت خشونتبار اعلام تشیع بهعنوان مذهب رسمی از سوی شاه اسماعیل، تحریف آشکار واقعیت تاریخی است و چنین وانمود میکند که گویی گذار از تسنن به تشیع نه حاصل کارزاری سخت و بیرحمانه برای سرکوب و کشتار گستردۀ مخالفان، بلکه امری نسبتاً راحت و بیدردسر و بدون خونریزی چشمگیر بوده است.
از منظری، میتوان جلوس شاه اسماعیل صفوی بر تخت سلطنت را نوعی دیگر از «یورش ترکمانان» ولی این بار از غرب به ایران دانست؛ یورشی که پیامدهای آن درست بهاندازۀ تاختوتازهای پیشین از شرق، ویرانگر و خونبار بود. برای تحمیل تشیع بر اکثریت سنیمذهب ایران، حتی علمای بزرگ اهلسنت را مجبور به لعن سه خلیفۀ نخست میکردند و همۀ آنان که سر باز میزدند و سرسختی نشان میدادند، سوزانده میشدند و به قتل میرسیدند؛ مقابر اولیا و علمای اهلسنت نیز هتک حرمت و تخریب میشد و همچنین مساجد ایشان مورد تعرض و بیحرمتی قرار میگرفت یا خراب میشد.
تذکر این واقعیات بسیار مهم است. یادآوری و گوشزد این سیاست قهرآمیز و رویکرد خشونتبار صفویان در مقطع ظهور و قدرتگیری، ازآنرو اهمیت دارد که نشان میدهد ایران از آمادگی برای گذار ناگهانی به تشیع بسیار دور بود و بعلاوه، چنین رویکردی با شکل خاص و غالی تشیع که شاه اسماعیل بدان معتقد بود، پیوندی نزدیک داشت؛ شکلی از شیعیگری که بسیار متفاوت از تشیع اثناعشریِ متعارف و فقاهتی بود. عناصر غُلات از زمان جدش جنید و پدرش حیدر به صفویه پیوسته بودند و سرانجام در عهد شاه اسماعیل اول به اوج خود رسیدند؛ چنانکه وی در اشعار ترکی خویش، با شور و وجد خاصی مدعی میشود که گاه تجسد امام علی (ع) است، گاه مهدی موعود در آخرالزمان، و حتی گاه خداوندی که روی زمین فرود آمده است! در حقیقت، فقط با مهاجرت عالمان عرب شیعه از احساء [واقع در عربستان] و جبلعامل [واقع در لبنان] بود که تشیع معتدل و فقهی بهمرور بر عقاید افراطی غلات غلبه یافت. بدینترتیب، ورود این جریان علمیِ عربی، در واقع مکملی شد برای هجوم نظامی ترکمانان صفوی (قزلباشان) که بنیاد فکری و دینی ایران شیعی را شکل داد.
در نهایت، باید به خاطر داشت که خشونت شدید و گستردهای که صفویان برای استقرار تشیع در ایران به کار بردند، واکنشی شوکهآور و هراسانگیز در میان همسایگان سنیمذهب ایران برانگیخت که برای مدتی مدید، نگرش کلی آنان به تشیع را شکل داد. تا قرن هجدهم میلادی، در تمامی فتواهای عثمانی که علیه ایران صادر شده و به جنگ با آن فرامیخوانند، لحنی واحد و مضمونی مشترک به چشم میخورد: شیعیان بهعنوان کسانی معرفی میشدند که نماز را ترک گفتهاند، مساجد را خراب کردهاند، عالمان را آزرده یا کشتهاند و همچنین به مقابر بیحرمتی کردهاند. این اتهامات در مورد رفتار شاه اسماعیل اول و قزلباشان صفوی صدق میکرد و ناموجه نبود. اگرچه تکرار آنها بعدها به یک رسم نگارشی بدل شد، اما تردیدی نیست که در مجموع، شیعیان ایران در نظر عثمانیان مردمانی خشن و بیدین شمرده میشدند. حتی نگرشهای عمومی ترکیهٔ امروزی نسبت به شیعه را نیز میتوان ناخودآگاه متأثر از حافظۀ تاریخی صفوی [و البته ملاحظۀ عادات و مناسک علویهای ترکیه] دانست.
📚 Source: Algar, Hamid. 1974. "Some Observations on Religion in Safavid Persia". Iranian Studies, 7(1/2): 287–293. pp. 290-291.
📜حلقۀ قزلباش، بازیگردان قدرتگیری صفویان
👤 علی انوشهر
قدرتگیری صفویان نه خیزشی ناگهانی، بلکه کارزاری برنامهریزیشده بود که محتاطانه توسط سران کارآزمودۀ قزلباش هدایت میشد؛ همان فرماندهانی که مهار اسماعیل نوجوان را محکم در دست داشتند. صرفنظر از جاذبۀ کاریزماتیک اسماعیل یا پدرش حیدر برای عموم قزلباشان، شخصیت معنوی آن دو نزد فرماندهان ارشدی که راهنمای رهبر جوان خود در مسیر سیاسی و نظامی بودند، اهمیت چندانی نداشت. این نکته بسیار حائز توجه است که روایت فتوحات شاهی دربارهٔ پیشینیان اسماعیل یعنی برادرش سلطانعلی و پدرش حیدر و پدربزرگش جنید، اطلاعات اندکی از دستاوردهای آنان به دست میدهد و بیشتر بر ناکامیها و شکستهای آنها تأکید دارد. به بیان دیگر، درمییابیم که کهنهسربازانی که راوی ما از آنان خبر گرفته، آن رخدادها را بهعنوان دورهای سرشار از تجربههای تلخ و عبرتآموز در خاطر داشتند که درسهای آن را بهغایت دقیق و بااحتیاط در نبردهای زمان اسماعیل به کار بستند. در واقع، آنان نه رهبر بلکه شاگرد نوجوان وابسته و دستپروردۀ خود را در سلسلهای از یورشهای غارتگرانه به حرکت درآوردند که سرانجام قدرت و ثروت و قوای لازم را برای صفویان مهیا کرد تا بتوانند پایتخت دولت آققویونلو را تصرف کنند.
📚Source: Anooshahr, Ali. 2015. "The Rise of the Safavids According to their Old Veterans: Amini Haravi's Futuhat-e Shahi". Iranian Studies 48(2): 249–267. p. 249, 250-251.
📌نیز بنگرید:
🔻نقش مربیان قزلباش در رهبری نهضت صفویه
🔻نقش پوشالی شاه اسماعیل اول در تأسیس صفویه
🔻بررسی نقش شاه اسماعیل در ایجاد حاکمیت صفوی
🕋 با ما تاریخ اسلام را علمی و مستند بشناسید!
🔹 فضایی پژوهشی و آکادمیک برای مطالعه و بررسی تاریخ اسلام؛
🔹 ارائۀ مطالب بر اساس منابع معتبر تاریخی و پژوهشهای دانشگاهی؛
🔹 بیان نظرات مورخان معتبر و معروف در حوزۀ مطالعات اسلامشناسی و...
🔰با عضویت در کانال تاریخ اسلام به مرجعی جامع از منابع معتبر و مآخذ علمی دسترسی خواهید داشت!
🔻تاریخ اسلام را نه با کلیشهها، بلکه با رویکرد پژوهشی بشناسید:
🔖 کتابسوزی عربها در ایران: واقعیت یا افسانه؟!
🔖 مسلمان شدن ایرانیان؛ پذیرش داوطلبانه یا اجبار و زور؟!
🔖 اختراعات مسلمانان؛ نوآوریهایی که جهان را تغییر داد
🔖 تسامح دینی فاتحان مسلمان؛ دروغ یا حقیقت؟
😤 پژوهشکدهٔ تاریخ و فرهنگ بلوچستان 😝
🌼 کـانالی بـرای دوستداران فرهنگ بـلوچ
☕️ داستانهای عاشقانه بلوچی
🤴 معرفی پادشاهان بلوچ
☀️ معرفی اسطورههای تاریخی بلوچ؛ بانو بانَلی، میرچاکر خان، میران، میر همل هوت و...
🌳 زیباییهای طبیعت منحصر بهفرد بلوچستان
🔸 @balochs_history
🔸 @balochs_history
📜پیوند صفویان با زبان و فرهنگ ترکی و مغولی
👤 کالین میچل
صفویان با حمایت از عناصر هویتی و قومی ترک و مغول آنها را در ساختار حکومت خود ادغام نمودند. آشکارترین نمود این رویکرد، انتصاب امیران ترک به مناصب برجستۀ درباری و استفادۀ نهادینه و سازمانیافته از طوایف و قبایل آنان در امور نظامی بود. این امر برای شاهان صفوی سیاستی صرفاً مبتنی بر مصلحت و ضرورت نبود؛ چراکه خودشان به زبان مادری ترکی سخن میگفتند و شعر میسرودند و علیرغم توصیف رایج این دودمان بهعنوان نماد «نوزایی سیاسی ایرانی»، صفویان به سنتهای سیاسی و فرهنگی جهان ترکـمغولیِ آسیای مرکزی و استپهای درونی آسیا، بهویژه فرهنگ پرتشریفات چادرنشینی و دربار سیار، وفادار ماندند. صفویان هیچ مشکلی در استفاده از القاب افتخاریِ ترکی و مغولی مثل «خان» و «بهادر» در مجموعۀ روزافزون عناوین رسمی خود نداشتند؛ همچنین آنان مفاهیم سنتی ترکی و مغولیِ حاکمیت خانوادگیِ مشترک و جمعی را نیز پذیرفته بودند.
📚| Source: Mitchell, Colin P. 2009. The Practice of Politics in Safavid Iran. London: I.B. Tauris. p. 4.
📜 داوری دربارۀ گزارشهای آدمخواری صفویان
👤 شهزاد بشیر
این وقایع بیشتر از طریق منابع داخلی صفویه به دست ما رسیده است تا از تصاویر ارائهشده از سوی دشمنان صفویه. بنابراین، در مقام داروی باید گفت در اینجا انتساب آدمخواری، بخشی از ساختار منفی فرهنگ «اغیار» که بهمنظور توجیه استیلا و تفوق، محکوم میشود، به شمار نمیرود. مغایرت میان گزارشهای بررسیشده، ممکن است تا اندازهای بازتابدهندۀ ناهنجاری مطلق آدمخواری باشد. برخی مورخان، احتمالاً بهدلیل مخالفت با گزارش اعمال افراطی منسوب به قزلباشان بهراحتی از ذکر این واقعه خودداری کردهاند. همچنین برخی مورخان قزلباشتبار نیمۀ دوم سدۀ شانزدهم نمیخواستند اجداد خود را در معرض انتقاد قرار دهند. من ترجیح میدهم که این گزارشهای تاریخی را بازتاب حوادثی واقعی بدانم، زیرا اولین گزارشها که از آدمخواری نوشتهاند، کاملاً به وقایع نزدیک بودهاند و هیچ انگیزهای برای جعل آنها توسط مورخان مشهود نیست.
مأخذ: بشیر، شهزاد. ۲۰۰۶. «شاه اسماعیل و قزلباشان: آدمخواری در تاریخ مذهبی صدر دورۀ صفویه.» ترجمۀ بهزاد کریمی. ۱۳۹۱. پیام بهارستان ۴(۱۶): ۲۲۱-۱۹۸. ص ۲۱۰-۲۰۲.
📜 چیگیینها: آدمخواران دربار شاه عباس اول
👤 عباسقلی غفاری فرد
شاه عباس اول صفوی گروهی دژخیم داشت که به آنها «چیگیین» میگفتند. در زبان ترکی، «چیگ» یا «چی» به معنی خام و گوشت خام و «یین» به معنی خورنده میباشد. چون این دو واژه در کنار یکدیگر بیاید، به معنی خامخور یا گوشتِخامخور خواهد بود. این خامخورها یا زندهخواران صفوی همیشه برای مجازات وحشیانۀ گناهکاران آماده بودند. همین که فرمان مجازات از سوی شاه داده میشد، آنها گناهکار را از یکدیگر میربودند و بینی و گوش او را بهدندان کنده و میخوردند. همچنین دیگر اندامهای او را بهدندان جدا کرده و میخوردند تا گناهکار جان سپارد. این گروه جامۀ ویژۀ خود را داشتند و برای آنکه شناخته شوند، تاجهای بیعمامۀ کلفت و دراز بهاندازۀ یک زرع بر سر میگذاشتند و اطراف آن را با تاغهای پرکلنگ و بوم میآراستند. بیشتر آنها مردان تنومند و زشت و بلندبالا بودند.
مأخذ: غفاری فرد، عباسقلی. ۱۴۰۲. تاریخ سختکشی. چاپ چهارم. تهران: انتشارات نگاه. ص ۲۳۲.
🏛 Critique of Safavid History
بازخوانی انتقادی تاریخ ایران در عصر صفوی
این کانال با تکیه بر روششناسی علمی و تاریخنگاری دانشگاهی، به بررسی و تحلیل تاریخ صفوی بر اساس پژوهشهای آکادمیک معاصر میپردازد.
🔗 /channel/Safavid_Archive
📜 همسر اسیر شاه اسماعیل اول
✍️ ودات تورگوت
🔻این مقالۀ نگاشتهشده به زبان ترکی استانبولی، به بررسی دقیق یکی از مسائل جنجالی مربوط به پیامدهای نبرد چالدران، یعنی اسارت همسران شاه اسماعیل اول بهدست سپاه سلطان سلیم شاه عثمانی، اختصاص دارد. مسئلهای که علیرغم توجه فراوان پژوهشگران، بهدلیل کمبود اسناد مؤید، همواره با ابهام همراه بوده است. نویسنده با تکیه بر منابع معتبر و دستاول تاریخی و خاصه، با استناد به یک سند مهم آرشیوی در دفتر اوقاف سالونیک (TD 553)، میکوشد تصویری مستند از این واقعۀ تاریخی ارائه دهد.
🔻بر پایۀ منابع معتبر و همعصر، شاه اسماعیل سه همسر داشت که دو تن از آنان، یعنی «تاجلو بیگم» و «بهروزه خانم»، در جریان جنگ به اسارت عثمانی درآمدند. منابع صفوی تأکید دارند که تاجلو خانم پس از دو روز ناپدیدی، دوباره نزد شاه بازگشت و تا پایان عمر او در کنارش ماند و بعدها نیز در به سلطنت رسیدن شاه طهماسب اول نقشی مهم ایفا کرد. منابع تاریخی عثمانی هم اسارت او را تأیید میکنند، اما تصریح دارند که این اسارت کوتاهمدت بوده و او در برابر واگذاری جواهراتش به یکی از رجال عثمانی آزاد شده است.
🔻اما در مقابل، دیگر همسر اسیرشدۀ شاه، یعنی بهروزه، هیچگاه آزاد نشد و برای همیشه در قلمرو عثمانی باقی ماند و بازنگشت. او بهفرمان سلطان سلیم عثمانی به عقد یکی از رجال عثمانی یعنی جعفر چلبی تاجیزاده درآمد. اسناد آرشیوی سالونیک با ثبت «وقف خاتون شاه اسماعیل» این گزارش را تأیید میکند و نشان میدهد که وی پس از انتقال به استانبول و ادرنه، در سالونیک موقوفاتی داشت و همچون یک زن عثمانی به زندگی ادامه داد. ثبت او با عنوان «خاتون شاه اسماعیل» و نه با نام شخصی، بازتاب نگاه رسمی عثمانی به این ماجراست.
🔻از طرفی، باید توجه داشت که تفاوت و تناقض مشهود در روایات تاریخی مربوطه، عمدتاً ناشی از خلط هویت تاجلو و بهروزه بوده است. این پژوهش با اتکا به سندی نویافته، بهروشنی نشان میدهد آن زنی که سلطان سلیم او را به عقد جعفر چلبی درآورد، نه تاجلو بلکه بهروزه بوده است. همچنین روشن میشود که نکاح او برای رجل عثمانی و رد درخواستهای اسماعیل برای آزادسازی وی با زندانی کردن سفیران اعزامی شاه، اقدامی حسابشده از سوی سلطان سلیم برای تحریک شاه اسماعیل به رویارویی دوباره بوده است. اما برخلاف انتظار، شکست چالدران تأثیری شدید و بسیار عمیق بر روحیات و رفتار شاه اسماعیل گذاشته بود. گزارشها حاکی است که حتی پس از رد درخواست استرداد بهروزه نیز، او گریزان از جنگ بود و ضمن کنارهگیری از حکومت و سیاست، تا آخر حیات به عزلت و عیاشی روی آورد و طبعاً برخلاف سابق، از ترویج خشونتآمیز تشیع نیز فاصله گرفت.
🔻در مجموع، مقاله نتیجه میگیرد که دو همسر محبوب شاه اسماعیل در چالدران اسیر شدند: یکی تاجلو که خیلی زود آزاد شد و دیگری بهروزه که در قلمرو عثمانی ماند و به ابزاری سیاسی در رقابت دو دولت بدل گشت. سند اوقاف سالونیک اعتبار روایت مورخان عثمانی را تقویت کرده و بطلان داوریهای نادرست برخی نویسندگان که این گزارشها را صرفاً اغراقآمیز یا تبلیغاتی دانستهاند، آشکار میسازد.
Turgut, Vedat. 2016. “Şah İsmail’in Hatunu”. OTAM Ankara Üniversitesi Osmanlı Tarihi Araştırma Ve Uygulama Merkezi Dergisi, nos. 39: 27-35.
🔖 کیش شخصیت در ایران: از صفویان تا امروز
✍️ منوچهر پارسادوست
جنید صفوی اثر بسیار زیانبخشی در تاریخ مردم ایران به جای گذاشت. او از خودش بت ساخت و پیروان خود را که از «جُهّال» بودند به ستایش خویش واداشت. او خود را خدا خواند و این باور غلط را به مریدان خود تحمیل کرد. بت ساختن و بت پرستیدن که حقارت و زبونی بههمراه دارد، در تمام سالهای عمر شیخ حیدر و شاه اسماعیل، پسر و نوۀ جنید، در پیروان آنان وجود داشت و تقویت گردید. پس از آنان نیز، خصلت بت ساختن از شخصیتهای تاریخی ایران و ستایش از آنان در برخی از مردم ایران پابرجا ماند. این خصلت فلجکنندۀ قدرت تفکر، برای مردم ایران زیانها به بار آورده است. هنوز هم وجود دارند کسانی که شخصیتهای تاریخی ایران را همچون «بت» مورد تحسین قرار میدهند و از هرگونه انتقاد از کارهای آنان خودداری میکنند. آنها چشمان حقیقتبین خود را میبندند و از موشکافی واقعبینانه در شناخت چهرۀ واقعی شخصیتهای تاریخی دوری میجویند و با این عقبماندگی فکری، به مردم و سرزمین ایران آسیبها و زیانهای سنگین وارد میکنند. با توجه به اهمیت خطیر موضوع مورد بحث و تأثیر آن در سرنوشت مردم ایران، باید این سؤال را از خود بپرسیم: آیا کسانی که از خود بت میسازند بیشتر مقصر و مسئول هستند یا مردمی که به پرستش شخصیتها مبادرت میورزند؟!
مأخذ: پارسادوست، منوچهر. ۱۳۷۵. شاه اسماعیل اول. چاپ اول. تهران: شرکت سهامی انتشار. ص ۱۴۱.
تنها کانال تخصصی تاریخ زندیه که به بررسی مستندات و وقایع و شرح شخصیتها و اماکن و معماری و هنر و تحلیل پژوهشگران این عصر میپردازد. همچنین به موارد مهمی از سلسلههای پیش و پس از زندیه اشاره میشود و جریان نوظهور تطهیر قاجار زیر ذرهبین نقد و بررسی قرار میگیرد.
@zand_history
@zand_history
🔸کانال « بازگشت به شیعه »
✨ نقد و بررسى جریانات انحرافی مخالف تشيع اثنى عشر ‼️
💥 إجابه به شبهات فرق انحرافی ❗️
💥 بیان معارف اهل البیت علیهم السلام ❗️
╭─┅─═ঊঈ✨
🌹 @difaazshia
╰─┅─═ঊঈ✨
💠 https://t.me/joinchat/AAAAAEfih3SC3LILFbAMSQ
😤 پژوهشکدهٔ تاریخ و فرهنگ بلوچستان 😝
🌼 کـانالی بـرای دوستداران فرهنگ بـلوچ
☕️ داستانهای عاشقانه بلوچی
🤴 معرفی پادشاهان بلوچ
☀️ معرفی اسطورههای تاریخی بلوچ؛ بانو بانَلی، میرچاکر خان، میران، میر همل هوت و...
🌳 زیباییهای طبیعت منحصر بهفرد بلوچستان
🔸 @balochs_history
🔸 @balochs_history
🔖 عدم ضرورت تلازم هویت مذهبی با استقلال سیاسی
✍️ یوسف رحیملو
مهمترین پرسش این است که مگر در تاریخ ایران و منطقه و جهان مقابلۀ قدرتها و دولتها حتماً مستلزم تباین اعتقاد مذهبی آنها و مردمشان با طرف روبهرو بوده است؟ پیش از صفویان، مگر تیمور و آققویونلوی سنیمذهب با عثمانی همعقیدۀ خود مصاف ندادند؟ پس از صفویان، مگر محمود افغان و اشرف افغان با عثمانیان هممسلک خود به مناقشه و منازعه برنخواستند؟ مگر عثمانیان به تکفیر و صدور فتوا علیه نادر اقدام نکردند؟ نادری که بهنوعی میخواست رشتههای عقیدتی صفویه را پنبه کند! روایت تاریخ حاکی است که هرگاه قدرتی بهعلت توسعهطلبی و برتریجویی خواسته است با همسایه و حریف درآویزد، حتی اگر همدین و هممذهبش بوده، بهانۀ عقیدتی لازم را یافته یا ساخته است. در خصوص مدعای مربوط به «حفظ استقلال» بهوسیلۀ تشیع صفویان هم چنانچه تاریخ را مورد عنایت قرار دهیم، درمییابیم که «استقلال» در معنای سیاسی آن خاص ایرانیها و صفویان و پیروان تشیع یا هر آیین خاص دیگر نبوده است. جوامع انسانی در مجموعۀ شرایطی مساعد در زمانها و مکانها و با اعتقادات دینی و حتی غیردینی متفاوت توانستهاند استقلال سیاسی داشته باشند، و بالعکس، جوامع انسانی در مجموعۀ شرایطی نامناسب، با همان عقایدی که در دورۀ استقلال داشتهاند، دچار فقدان استقلال و مبتلای وابستگی و امثال آن شدهاند، همانگونه که سرگذشت ایران مستقل دورۀ صفوی در ادوار بعدی مصادیقی از این مدعا را نشان میدهد.
مأخذ: رحیملو، یوسف. ۱۳۹۳. «ایران در عصر صفویه.» در تاریخ جامع ایران، ج. ۱۰. چاپ نخست. تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. صص ۶۹۲-۶۹۱.
🔖صفویه و انحطاط زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در ماوراءالنهر
✍️برتولد اشپولر
رود جیحون مرز ایران و آسیای مرکزی شد و البته ناحیۀ جنوبی این رودخانه، نهتنها مرز سیاسی بلکه یک مرز مذهبی نیز به شمار میرفت. ماوراءالنهر و قسمتی عظیم از منطقۀ پرجمعیت شرق ایران یعنی تقریباً آنچه اکنون افغانستان و تاجیکستان است، سنیمذهب باقی ماند، ولی اکثریت جمعیت ایران کنونی توسط حکومت صفوی شیعه شد. علیرغم اینکه هیچ حد و سدی برای گسترش فرهنگ ایران به داخل آسیای مرکزی در قرون بعدی وجود نداشت، اما همین اختلاف مذهبی عملاً مانع بود و راه تداوم انتشار آن را میبست. فرهنگ ایرانی که توسط نیروهای سنیمذهب بومی در هند و ماوراءالنهر شکل گرفته و شکوفا شده بود، در کل بدون هیچ ارتباطی با فرهنگ فلات ایران بهتنهایی ادامه یافت. دیگر امکان اقتباس مستقیم آثار ادبی و کلامی از ایران و استفاده از آنها بهعنوان الگویی برای آثار محلی وجود نداشت. با آنکه الگوهای کلاسیک فارسی همچنان در این منطقه تأثیرگذار بود، ولی تبادل پویا و ارتباط با تحولات مستمر در نجد ایران دیگر هیچگاه برقرار نشد. قطعاً همین امر بهطور عمده مسئول انحطاط و افول زبان فارسی در منطقۀ ماوراءالنهر بود و موجب شد که زبان ترکی، رفتهرفته بهعنوان زبان سنیمذهبان غرب آسیای مرکزی (بهجز کوهستانهای تاجیکستان)، جایگزین فارسی شود. این دگرگونی زبانی و تضعیف چشمگیر پیوند با فرهنگ ایرانی، رشد و توسعۀ این ناحیه را کند کرد و باعث تنزل تدریجی جایگاه آن از سطح عالی و موقعیت رفیعی شد که طی قرون میانه، بهواسطۀ توسعۀ مشترک فرهنگی به دست آمده بود.
Source: Spuler, B. 1977. "Central Asia from the sixteenth century to the Russian conquests." In The Cambridge History of Islam. V. 1A: The Central Islamic Lands from Pre-Islamic Times to the First World War, 468-494. Cambridge: Cambridge University Press. p. 468.
🔻آیا هدف شاه اسماعیل اول «ایران» بود؟
📝نقد برداشتی نابجا از گزارش فتوحات شاهی
✍🏻 محمد فخرالقلم
منصور صفتگل در یک سخنرانی (بشنوید) و مقصودعلی صادقی گندمانی در دو مصاحبه (بنگرید)، هریک مدعی شدهاند که شاه اسماعیل اول صفوی هدف غایی فتوحات خود را صریحاً احیای قلمرو تاریخی «ایران» اعلام کرده بود. دراینباره حتی جملاتی مشابه با مضمون «هدف من ایران است» را به او نسبت دادهاند و مشابه ادعای آنها، توسط زینب عِیوَضی در یک مقاله تکرار شده است. منبع ادعای مزبور نیز منابع معاصر اولین شاه صفوی و خاصه کتاب فتوحات شاهی معرفی شده است. ردیۀ حاضر با بررسی دقیق منابع مربوطه و خاصه روایت امینی هروی، نشان میدهد که ادعای مطرحشده صرفاً یک تحریف شفاهی و فاقد وجاهت اسنادی و تاریخی است. بسامد نام ایران در منبع مذکور بسیار اندک است و فقط منحصر به دو اشارۀ ضمنی در خلال متن کتاب بوده است. قبلاً حتی برخلاف ادعای مذکور، علی انوشهر با تعبیری معقول و قابل تأمل، مفهوم کلمۀ ایران در گزارش فتوحات شاهی را معادل خراسان دانسته است و شواهدی نیز مؤید همین معنا میباشد. این مقاله با نقد مستند و رد مستدل بر ادعای صفتگل و صادقی و عیوضی، ضمن بازخوانی دقیق و منسجم منبع و مطلب مربوطه، به بیان بطلان ادعای آنان میپردازد. این بررسی نشان میدهد که نهفقط اشارات معدود مورخ متقدم صفوی به کلمۀ ایران دال بر مفهومی دقیق و مؤکد نیست، بلکه هیچگونه تعریفی ولو کلی از ایران در معنای قلمرو ارضی صفویان یا ایدۀ سیاسی و دغدغۀ ذهنی شاه اسماعیل در روایت او مشهود نیست. در این کتاب، شرح فتوحات صفویان اصلاً بر محوریت ایران مطرح نمیشود و مفهوم ارضی و تاریخی آن توسط راوی بیان و تعقیب نشده است. مؤلف در شرح وقایع و حوادث حیات سیاسی شاه اسماعیل اول، فتح مناطق مختلف و خاصه تسخیر سرزمین خراسان را هیچگاه در چهارچوب «ایران» یاد نکرده است. طبق روایت امینی هروی و تأکیدات صریح و متعدد او، شاه اسماعیل صفوی نه به تسخیر ایرانزمین، بلکه روشن و آشکارا به کشورگیری و جهانگشایی برای گسترش هرچه بیشتر قلمرو قدرت خویش میاندیشد.
📜 جهانگشای خاقان، کتاب داستان، نه منبع دستاول!
✍ حسین شیخ
در ایران باور عمومی پژوهشگران بر آن است که جهانگشای خاقان منبعی است دستاول از زندگانی شاه اسماعیل اول که در زمان جانشین و پسرش شاه طهماسب اول نوشته شده است. اما واقعیت آن است که این کتاب بنا بر پژوهشهای اخیر متنی است متأخر و داستانی از بیجن نامی که در دورۀ شاه سلیمان اول صفوی آن را به رشتۀ تحریر درآورده بوده است. در این مقاله نخست یکی از دو ویراست و چاپ جدید این کتاب معرفی و نقد میشود و سپس به پژوهشهایی پرداخته شده است که نشان میدهد این متن فاقد آن اعتباری است که عموماً در ایران به آن قائلاند.
پژوهشی در باب مؤلف و زمان تألیف جهانگشای خاقان
⚖️ انجمن علمیدانشجویی حقوق دانشگاه پیامنور شیراز برگزار میکند:
📚کارگاه پروندهخوانی با محوریت:
💰اخلال در نظام اقتصادی، پولشویی و افساد فیالارض
👤مدرس کارگاه حقوقی:
☑️ جناب آقای سید علیرضا طباطبایی
🔘 وکیل پایهیک دادگستری
🔘 متخصص جرایم اقتصادی
🔘 معاون فنی سابق پلیس فتا
🗓 تاریخ و زمان برگزاری:
🕗 پنجشنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۴؛ ساعت ۲۰
🖥 برگزاری در پلتفرم بیگ بلو باتن
🏅همراه با اعطای گواهی معتبر
🔻جهت ثبتنام و کسب اطلاعات بیشتر، به شمارۀ زیر در تلگرام یا واتساپ پیام دهید:
📲 09174858930
🔹 @Law_spu
🔸 @IRcyberlawyer
● پژوهشی در باب مؤلف و زمان تألیف جهانگشای خاقان
• نوشتۀ الکساندر مورتون؛ ترجمۀ محمدتقی مشکوریان
حتماً بخوانید: کتاب شبهتاریخی معروف به جهانگشای خاقان جزو آثار متأخر عصر صفوی دربارۀ شاه اسماعیل اول است که توسط یک نویسندۀ گرجیتبار که بیژن تاریخصفویخوان یا بیجن قصۀصفویخوان اسم و عنوان داشته، در زمان شاه سلیمان اول نگاشته شده که صرفاً روایتی حماسی و عامیانه از فتوحات مقطع قدرتگیری صفویان بوده است. عدم تعلق اثر مزبور به عصر شاه طهماسب اول، اولین بار بهطور مجزا در دو مقاله توسط دو محقق خارجی بهاسامی کوئیچی هاندا (ژاپنی) و الکساندر مورتون (انگلیسی) بهترتیب در سنوات ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ میلادی اثبات شد، که البته مورتون با دقت بیشتری هویت مؤلف و قدمت تألیف را مشخص کرد. اما متأسفانه در غفلت محض از نتایج تحقیقات آنها، قریب چهل سال است که اغلب محققان ایرانی کتاب موسوم به جهانگشای خاقان را تألیف زمان جانشین شاه اسماعیل اول و حتی جزو منابع مورد استفادۀ مورخان بعدی عهد صفوی میپندارند. حتی غیر از طبع نخست اثر توسط مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان در سال ۱۹۸۶ میلادی، متن کتاب در سنوات اخیر نیز دو مرتبه با همان تصور غلط در ایران تجدیدچاپ شده است. اما حقیقت این است که اثر مذکور فاقد اعتبار تاریخی دستاول است و تأیید محتوای آن منوط به تصریح در منابع معتبر متقدم و خاصه تواریخ معاصر شاه اسماعیل اول خواهد بود. اما حتی علیرغم گذشت قریب ده سال از ترجمۀ فارسی مقالۀ مورتون توسط محمدتقی مشکوریان، هنوز هم ذهنیت غلط اکثر صفویهپژوهان غافل ایرانی دربارۀ این کتاب تغییر نکرده است. البته در فضای همین تصور غالب، تعداد انگشتشماری از صفویهشناسان ایرانی در بررسی محتوای این اثر با دقت و احتیاط برخورد کردهاند که از میان آنها میتوان به علی سالاری شادی اشاره کرد که مقالهای نیز در نقد و رد تصوری برخاسته از محتوای همین کتاب نوشته است: «شمسالدین گیلانی معلم شاه اسماعیل صفوی، واقعیت یا افسانه؟!»