9611
﷽ 📚📚کتابخانه ای همراه؛ همراه با شما تا هنر زندگی🌹🌹 خرید کتاب: ⬇️⬇️⬇️⬇️ www.sayehsokhan.com 📚ثبت سفارش مستقیم کتاب در دایرکت اینستاگرام: 👇👇👇👇 https://b2n.ir/s05391 آدرس: خ 12فروردین، کوچه بهشت آیین، پ 19 همکف تلفن:66496410
شماره: ۲۵
درود و سلام فراوان
✍ یکی از حسرتهای زندگی من بخصوص در بخش کار که در اموزش و پرورش بودم، چه هنگامی که معلم بودم و چه هنگامی که مدیر بودم این بود که چرا دیر با تئوری انتخاب آشنا شدم، تقریبا در سالهای پایانی کارم و همیشه سوال بزرگی در ذهن من نقش میبندد که چرا در طول این ۳۰ سال کسی معلمین را با این تئوری زیبا که واقعا میتواند معلمی را آسانتر و ارتباط بین معلم و دانش آموز را قویتر و مطلوبتر کند آشنا نکرد ...
هنگامی که در دوره کارشناسی ارشد با تئوری انتخاب آشنا شدم و فهمیدم ویلیام گلاسر اولین کتابی که نوشته است مدرسه بدون شکست بوده و این تئوری بیشترین تمرکزش بر مدرسه بوده است ، به دنبال کتاب های تئوری انتخاب گشتم
اولین کتابی که از کتابفروشی خریدم و حس کردم که کتاب خوبی است در زمان مدیریتام در مدرسه ایرانشهر کتاب #گام_به_گام_تا_مدرسه_کیفی بود، به این فکر افتادم که این کتاب را برای همه معلمین بخرم و به آنها هدیه کنم ، بعد از تماس با اقای ملکیان ۷۰ جلد از این کتاب را خریداری کردم و به معلمین هدیه دادم..
در زمانهای مختلف از مطالب این کتاب استفاده کردم، در زمانهای دیگر وقتی با انتشارات سایه سخن و کتابهای آن آشنا شدم کتابهای دیگر را هم خریداری کردم و به دانش اموزان و معلمین معرفی کردم.
مانند مدرسه کیفی ، معلم الهام بخش ، معلم مدرسه کیفی ، هر دانش آموزی میتواند موفق شود ، دانش اموز با انگیزه ، روانشناسی موفقیت در کنکور و ....
من در طول زمان مدیریتم و بعد از ان که به عنوان مشاوره تحصیلی مشغول شدم به کرات از آموزههای این کتابها بهره بردم.
گلسر در کتاب تئوری انتخاب چهار نوع رابطه را در زندگی انسانها معرفی میکند که یکی از آنها رابطه دانش اموز و معلم است ، به اعتقاد گلسر ریشه بسیاری از مشکلات و نارضایتیها نبود رابطه مناسب بین افراد جامعه است.
اگر معلمی میخواهد تاثیرگذار باشد و دانش اموزانش مسیر رشد خود را بدون درد سر طی کنند باید در بهبود رابطهاش بکوشد و از رفتارهای تخریبگر رابطه بپرهیزد و رفتارهای بهبود دهنده رابطه را در پیش بگیرد.
به اعتقاد من اگر هر معلمی فقط همین یک آموزه را از کتابهای تئوری انتخاب که مجموعه سایه سخن منتشر میکند بیاموزد و به کار گیرد بسیاری از مشکلات دانش اموزان و معلمان حل خواهد شد.
به امید روزی که کتاب و مطالعه در دنیای مطلوب افراد جامعه بخصوص معلمین و دانش اموزان جای گیرد.
در پایان لازم میدانم از زحمات مجموعه انتشارات سایه سخن به خاطر این فعالیتهای اثرگذار نهایت سپاسگزاری را داشته باشم.
اکبر خداداد
معلم و مدیر بازنشسته
مدیر اموزشگاه علمی آزاد نیکراه، یزد
#کامنت_شما
🆔 @Sayehsokhan
#جالب_و_خواندنی
#داوینچی موقع کشیدن تابلو "شام آخر" دچار مشکل بزرگی شد: میبایست "نیکی" را به شکل عیسی" و "بدی" را به شکل "یهودا" یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر میکرد.کار را نیمه تمام رها کرد تا مدلهای آرمانیاش را پیدا کند
روزی دریک مراسم هم سرایی, تصویر کامل مسیح را در چهرة یکی از جوانان هم سرا یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهرهاش اتودها و طرحهایی برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود ؛ اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود…
#کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار میآورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژندهپوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند , چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمیفهمید چه خبر است به کلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگهاش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بیتقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخهبرداری کرد.
وقتی کارش تمام شد گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزهای از شگفتی و اندوه گفت: "من این تابلو را قبلاً دیدهام!"
#داوینچی شگفتزده پرسید: کی؟! گدا گفت: سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه هم سرایی آواز میخواندم, زندگی پراز رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهرة عیسی بشوم!
*میتوان گفت نیکی و بدی یک چهره دارند؛ همه چیز به این بسته است که هر کدام كى و كجا سر راه انسان قرار بگیرند...
🆔 @Sayehsokhan
دکتر محمد علی صفرپور
https://www.aparat.com/v/GgPlh
🆔 @Sayehsokhan
مرا برگردان به روزهای کودکی
به روزهایی که با کفش های تق تقی ( فلزی) در ایوان خانه مادر بزرگ با بارش تند ابر پایه آواز،
بارون میاد جَر جَر
روی پشت بوم هاجر
هاجر عروسی داره
تاج خروسی داره
مرا برگردان به روزهای کودکی به روزهایی که با دمپایی جیک جیکی ام سکوت کوچه را شکسته و لبخند بر لب هر رهگذری نشانده بودم
مرا برگردان به روزهای کودکی به روزهایی که با تاب چوبی بسته شده بر شاخه درخت چنار آنقدر به بالا پرت میشدم که مرد همسایه برایم دست تکان میداد،
گاهی هم رهگذری در کوچه برایم سوت میزد و میگفت بالا تر بالاتر و من از ته دل میخندیدم
نمیدانم چرا هیچ کدام از آرزوهایم را خدا برآورده نکرد جز بزرگ شدنم را....
#طاهره_باقری_اردکانی
📚#خاطرات_کودکی
🆔 @Sayehsokhan
🔊فایل صوتی
چرا ما فلفل میخوریم؟
دکتر آذرخش مکری
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
شماره: ۲۴
درود و سلام فراوان
وقتی متن دوست عزیزی رو در مورد تاثیر کتاب #سیلی_واقعیت بر زندگی ایشان خواندم تصمیم گرفتم من هم به پاس قدردانی در مورد یکی از کتابهایی که در حوزه روابط زوجین بسیار مفید یافتم و به تعداد زیادی از دوستان و مراجعین عزیز پیشنهاد مطالعه این کتاب رو دادم، بنویسم.
کتاب «#ازدواج_بدون_شکست» اثر ویلیام گلسر با ترجمه دکتر علی صاحبی، برای من فقط یک کتاب در حوزه روابط زوجین نبوده، بلکه دریچهای تازه برای نگاه کردن به روابط انسانی بوده است.
مطالعه این کتاب به من کمک کرد تا درک عمیقتری از نیازهای اساسی انسان و تأثیر آنها بر کیفیت رابطه زوجین پیدا کنم.
آموختم که بسیاری از تعارضهای زناشویی نه از نبود عشق، بلکه از شیوه نادرست برقراری ارتباط و تلاش برای کنترل یکدیگر شکل میگیرند.
این نگاه، موجب تاثیرات مثبتی در راستای کمک به مراجعین برای بهبود کیفیت زندگی شان شده است. مفاهیم این کتاب به من کمک کرده است تا تعارضهای زوجین را با نگاهی عمیقتر و کاربردی تر بررسی کنم.
مراجعینم بهتدریج یاد گرفتهاند به جای سرزنش و تغییر دادن یکدیگر، روی رفتار و انتخابهای خود تمرکز کنند.
یکی از ارزشمندترین پیامهای کتاب برای من، اهمیت ایجاد رابطهای امن، صمیمی و رضایتبخش به جای تلاش برای برنده شدن در بحثهاست.
اجرای این مفاهیم در جلسات مشاوره، در بسیاری از موارد به بهبود گفتوگو، کاهش تعارض و افزایش صمیمیت زوجین کمک کرده است.
این کتاب همچنین به من یادآوری کرده که تغییر واقعی، زمانی آغاز میشود که هر فرد مسئولیت سهم خودش را در رابطه بپذیرد.
به همین دلیل، کتاب #ازدواج_بدون_شکست را یکی از منابع تأثیرگذار در مسیر رشد شخصی و حرفهای خودم میدانم و مطالعه آن را به علاقهمندان حوزه روابط زوجین توصیه میکنم.
فریده محمدی
روانشناس. مشاور، زوجدرمانگر و
مربی رسمی موسسه دکتر ویلیام گلسر
#کامنت_شما
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
بیار باده که دیر است در خمار توام
اگرچه دلق کشانم نه یار غار توام
بیار رطل و سبو کارم از قدح بگذشت
غلام همت و داد بزرگوار توام
در این زمان که خمارم مطیع من می باش
چو مست گشتم از آن پس به اختیار توام
بیار جام اناالحق شراب منصوری
در این زمان که چو منصور زیر دار توام
به یاد آر سخنها و شرطها که ز الست
قرار دادی با من بر آن قرار توام
بگو به ساغرش ای کف تو گر سوار منی
عجبتر اینک در این لحظه من سوار توام
میان حلقه به ظاهر تو در دوار منی
ولی چو درنگرم نیک در دوار توام
به زیر چرخ ننوشم شراب ای زهره
که من عدو قدحهای زهربار توام
چو شیشه زان شدهام تا که جام شه باشم
شها بگیر به دستم که دست کار توام
عجب که شیشه شکافید و می نمیریزد
چگونه ریزد داند که بر کنار توام
اگر به قد چو کمانم ولی ز تیر توام
چو زعفران شدم اما به لاله زار توام
چگونه کافر باشم چو بت پرست توام
چگونه فاسق باشم شرابخوار توام
بیا بیا که تو راز زمانه می دانی
بپوش راز دل من که رازدار توام
چو آفتاب رخ تو بتافت بر رخ من
گمان فتاد رخم را که هم عذار توام
شمرد مرغ دلم حلقههای دام تو را
از آن خویش شمارم که در شمار توام
اگرچه در چه پستم نه سربلند توام
وگرچه اشتر مستم نه در قطار توام
میان خون دل پرخون بگفت خاک تو را
اگرچه غرقه خونم نه در تغار توام
اگرچه مال ندارم نه دستمال توام
اگرچه کار ندارم نه مست کار توام
برآی مفخر آفاق شمس تبریزی
که عاشق رخ پرنور شمس وار توام
#مولانا
🆔 @Sayehsokhan
سرکار خانم #مریم_تقیپور
#معرفی_آثار_سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
🔴آهستگی و تراکم لذت
✍مصطفی ملکیان
🔹آهستگی در زندگی موجب تراکم لذت میشود و مواجههی باعجله با زندگی مانع لذت بردن از همهی آن چیزهایی میشود که میتوانند زندگی انسان را لذتبخش کنند. زندگی همواره در سکون، لذت خود را نشان میدهد.
🔹یکی از رواقیون میگفت زندگی مثل تکهنانی است که در معرض آفتاب قرار گرفته است و بهآرامی، اندکاندک، روغن نان به بیرون درز میکند و آن را تر میکند؛ لذت زندگی در حکم همین روغن نان است که تنها در اثر روندی آرام و آهسته خود را آشکار میسازد.
🔹به فواید دیگر آهستگی، در فهم و در اخلاقی شدن انسان، کاری ندارم و اینجا فقط از منظر بُعد زیباییشناختی آن را مطرح میکنم. هر کاری را که دوست ندارید، اگر با طمأنینه انجام دهید، حتماً از آن لذت خواهید برد؛ و هر کاری را که دوست دارید، اگر با عجله انجام دهید، از آن لذت نخواهید برد.
آهستگی در برابر شتاب
🔹میلان کوندرا، نویسندهی پستمدرن روزگار ما، رمان کوچکی دارد به نام آهستگی که در آن تمام سخنش این است که انسان چون عجله میکند، کل زندگی خود را عاری از لذت کرده است.
🔹از پیامبر اسلام نیز نقل شده است: «الطمأنینة من الرحمن و العجلة من الشیطان.»
🔹اینجاست که معلوم میشود چرا اپیکور از خوردن سه انجیر تازه آنهمه لذت میبرد. در ادبیات، مائدههای زمینی آندره ژید نمونهی خوبی است. او میگوید وقتی زردآلویی را میخوری، اول خوب در دهانت فشارش بده و بعد لاشهی آن را فرو بده.
🔹اگر دقت کرده باشید، هرجا در کتابی نقلی از فرزانگان میشود، سخن از آرامش آنهاست؛ چون آنها میخواهند هیچچیز زندگی را از دست ندهند. از اینرو، با آهستگی با زندگی مواجه میشوند.
🔹با آهستگی، انسان مزهها و رنگهای جدیدی کشف میکند و رنگها و مزههای پیشین نیز زیباتر به نظر میآیند.
🔹از اینرو، هر وقت اپیکور در باغش کسی را میدید که میدود، نگهش میداشت و میگفت آهستهآهسته برود تا هم به آنجا برسی و هم به اینجا؛ هم لذت رسیدن به مقصد را ببری و هم لذت ماندن در مبدأ را.
🔹وقتی انسان عجله میکند، جز از دست دادن تمرکز، چیزی حاصل نمیکند.
🔹از مسلمات زندگی بودا این است که بعد از اینکه از آیین هندو منشعب شد و دین جدیدی بنا نهاد، بزرگان آیین هندو و مرتاضان هندو نزد او آمدند. یکی گفت: «من بر آب راه میروم.» دیگری گفت: «من طیالارض میکنم.» و دیگری از تواناییهای دیگری سخن گفت. سپس رو به بودا کردند و گفتند: «تو چه میتوانی بکنی؟»
🔹بودا گفت: «من کاری میتوانم بکنم که هیچکدام از شما نمیتوانید بکنید؛ آن اینکه وقتی غذا میخورم، فقط غذا میخورم؛ وقتی استراحت میکنم، فقط استراحت میکنم؛ و وقتی سخن میگویم، فقط سخن میگویم.»
➖سخنرانی ۵ عامل لذت از زندگی.
@mostafamalekian
🆔 @Sayehsokhan
زندگی مطلوب یا زندگی درست؟
حسن ملکیان- روانشناس - مشاور
مدیر مسئول انتشارات سایهسخن
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
#از_شما
سلام و درود
یکی از خوانندگان انتشارات شما و آشنا با تئوری انتخاب و دکتر ویلیام گلسر هستم. مدتی است این سوال برام پیش آمده:
اگر یک انتخاب، انسان را به «زندگی مطلوب» خودش نزدیک کند و از نظر خودش هم انتخابی مؤثر و مسئولانه باشد، چه چیزی تعیین میکند که آن انتخاب «درست» هم هست؟
آیا در خودِ تئوری انتخابِ گلسر، معیاری مستقل برای تمایز «زندگی مطلوب» از «زندگی درست» وجود داره؟
یا اینکه تئوری انتخاب بیشتر به چگونگی انتخاب و مؤثر بودن رفتار میپردازه و برای پاسخ به اینکه «چه انتخابی اخلاقاً درست است»، باید به یک نظام اخلاقی مستقل از آن رجوع کرد؟
به بیان سادهتر، آیا ممکنه آدمی در انتخابهایش برای رسیدن به زندگی مطلوب موفق باشه، اما همچنان این پرسش باقی بمونه که آیا شیوهی زندگیاش «درست» هست یا نه؟
نمیدانم توانستم منظورم رو درست بیان کنم یا نه؛ این سؤال از چیزهایی میاد که این روزها در جامعه میبینیم و باعث شده بیشتر به تفاوت «زندگی مطلوب» و «زندگی درست» فکر کنم🌿
ممکنه به این پرسش پاسخ بدید؟
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
#فرزندپروری
✅ وقتی از هارولدیوری برندۀ جایزه نوبل شیمی پرسیدند که والدینتان در رشد توانایی علمی شما چقدر سهم داشتهاند؟؟
او جواب داد:
#پدرم هر روز به جای این سوال که
"امروز در مدرسه چه چیزی یاد گرفتی ؟"
✳ این سوال را میکرد که:
"آیا امروز توانستی یک #سوال خوب از معلمت بکنی؟"
✅ فقط داشتن یه ذهن خوب کافی نیست.
✳ "مهم این است که از آن خوب استفاده کنیم...."
✍️ #رنه_دكارت
🆔 @Sayehsokhan
#چاپ_سوم کتاب ارزشمند #گام_به_گام_تا_مدرسه_کیفی
نوشته #پیتر_دریسکول و ترجمه و تدوین #حسن_ملکیان
💬 #ژست_های_موقرانه
⛔️ معتقدم که معلم خوب کسی است که عاشق یاد دادن باشد.
‼️ کسی که مدام نسبت به دنیایی که در آن زندگی میکند و دنیایی که درون او زندگی میکند، کنجکاو است.
⚠️ در سال ۱۹۷۲، به عنوان یک فارغ التحصیل جدید در زادگاهم زلاندنو، دوست داشتم هر شغلی داشته باشم بجز معلمی، اما من عاشق آموختن بودم و دانش را مثل یک اسفنج جذب میکردم.
🔔 هر چیزی که تازه یاد میگرفتم، هم متلاشیام میکرد و هم به دنیایم شکل تازهای میداد.
👓 آموختن دردهایم را شفا میبخشید، تصوراتم را آزاد میکرد و به من اجازه میداد خودم را به روشهای جدیدی به دنیا عرضه کنم. من معلم شدم.
📚 #برشی_از_کتاب : #مدرسه_کیفی_گلسری
📘#نام_اصلی: #Glasser_Quality_School
✍️ اثر: #دکتر_پیتر_دریسکول
📃مقاله:#آلیسون_ملوتی_کورماک
📖 صفحه: ۱۰۰_۹۹
📇 انتشارات: #سايه_سخن
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
🥁 دف؛ صدای یک آیین، روایت یک فرهنگ
در روستای زرتشتینشین مبارکه، شهرستان تفت یزد، زنان زرتشتی با نوای دف، بخشی از آیینها و سنتهای کهن خود را زنده نگه میدارند.
این تصاویر از مراسم افتتاحیه جشن انار، فقط یک دفنوازی نیست؛
صدای فرهنگی است که نسل به نسل منتقل شده؛
آمیختهای از شادی، همبستگی و احترام به میراثی که هنوز در زندگی مردم جاری است.
🌿 گاهی برای حفظ یک فرهنگ، کافی است آن را زندگی کنیم، نه فقط دربارهاش سخن بگوییم.
درود بر فرهنگ ایران و زنانی که بخشی از این میراث را زنده نگه داشتهاند. ❤️
#دف #دف_نوازی #دف_نار #زرتشتیان #مبارکه #تفت #یزد #جشن_انار #فرهنگ_ایرانی #آیین_های_سنتی
🆔 @Sayehsokhan
📢دربارهی ارزشها📢
📚نام کتاب: #آگاهانه_زیستن_با_ارزشها
✍️نویسندگان: #دکتر_محمدعلی_صفرپور،
#احسان_اژدری و #نیلوفر_زارعی
📇ناشر: #سایه_سخن با همکاری #سایه_سکوت
📙قطع: رقعی، جلد: شومیز
🗞نوبت چاپ: #چاپ_اول ۱۴۰۳
🗃تعداد صفحات: ۱۳۶
💎قیمت: ۴۴۰ هزار تومان
➖➖➖➖➖➖➖➖
🔹ارزشها راهنمایی برای چگونه زیستناند. تصمیمگیری، انتخاب، احساس رضایت و معنای زندگی متأثر از ارزشهای مرکزی شکل میگیرد و در مسیری پویا به کمال میرسد. شناسایی ارزشهای فردی بخش مهم فرایند خودآگاهی است که میتواند مسیر زندگی و هدفگذاریها را دگرگون کند، از سردرگمیها و تعارضهای درونی بکاهد و یکپارچگی و آرامش را هدیه دهد.
🔸موضوع ارزشها بیش از ۲۵۰۰ سال محل بحث فیلسوفان بوده است. در یکصد سال گذشته، روانشناسان نیز به اهمیت این مفهوم و نقش آن در خوشبختی انسان و راهبری زندگی او پی برده و در روشها و نظریههایشان مفهوم ارزشها را به کار گرفتهاند.
🔹در این کتاب میآموزیم شناسایی ارزشهای فردی بخش مهم فرایند خودآگاهی است که میتواند مسیر زندگی و هدفگذاریها را دگرگون کند، از سردرگمیها و تعارضهای درونی بکاهد.
🎁اطلاعات بیشتر🎁
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
🎧 اپیزود بیستوچهارم پادکست «مدرسهی شادمانی» منتشر شد!
اپیزود سوم از فصل چهارم | سوگِ مبهم، خشمِ مبهم
این روزها خیلی از ما زودتر تند میشیم، زودتر میبُریم، یا زودتر میریم توی سکوت، و بعدش از خودمون میپرسیم: «من چرا اینطوری شدم؟»
این پست خلاصهی اپیزودیه دربارهی سوگِ مبهم و خشمِ مبهم، و یک یادآوری ساده که گاهی نجاتدهنده است: اول بدن، بعد جمله.
⚠️ به خاطر اوضاع فعلی، این روزها اپیزودها با فاصلهی کمتر از یک هفته منتشر میشن.
در این اپیزود دربارهی دو مفهوم حرف میزنیم: سوگِ مبهم و خشم مبهم. اینکه خیلی وقتها چیزی که خودش رو نشون میدهنده "خشم"ه، اما زیرش یک سوگواری پنهان نشسته، برای امنیت، آینده، آرامشِ بدن، حس کنترل، یا حتی رابطهها.
🎙 اپیزود رو گوش بده، و اگه فکر میکنی برای کسی مفیده، براش بفرست.
Spotify | Castbox | Apple Podcasts
🎧 لینک اپیزود در کستباکس:
https://castbox.fm/vb/894299669
اگر خواستی، فقط در یک جمله بنویس: این روزها بیشتر برای چی سوگواری؟ امنیت، آینده، آرامش، کنترل، یا رابطه؟ 💬
✅️ Channel: @school_of_happiness
🆔 @Sayehsokhan
🎁 #ازدواج_بدون_شکست #در_یک_نگاه
اینو به شما هدیه میده:
🔸 دکتر ویلیام گلسر میگوید:
راز ماندگاری عشق، اجبار نیست؛
بلکه هنر انتخاب دوبارهی یکدیگر، هر روز و هر لحظه است.
#ازدواج_بدون_شکست
#دکتر_ویلیام_گلسر
#دکتر_علی_صاحبی
چاپ: #سی_و_دوم
#ویلیام_گلسر
#ما_چگونه_رفتار_میکنیم
#روانشناسی_رابطه #تئوری_انتخاب #زندگی_مشترک #عشق_ماندگار
#ازدواج_بدون_شکست
#انتشارات_سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
#از_شما
به مناسبت بازگشایی مدارس!
فرار از مدرسه
✍ این نوشته واقعیت دارد؛ بدون روتوش مینویسم. به گَرد سُم اسب حضرت عباس قسم راست مینویسم، اگر کم و زیاد کنم یک درجه نمره عینکم برودبالا.. اصلا بواسیر بگیرم؛ خوب شد؟
سال اول مدرسه در ان سالهای طهران (ببخشید تهران) مثل حالا نبود، نه از ده نوع مدرسه خبر بود و نه از سرویسهای جور واجور، ناظمها با ابروهای درهم کشیده یا چوب دستشان بود و یا شیلنگ تا ابهت خود را به رخ دانشآموزان بِکشند تا کسی جرات گردن فرازی نکند و بفهمد که جور استاد بِه زمهر پدر.
خوب، نمیدانم چرا سال اول نمیخواستم مدرسه بروم؛ قوه انس خانه بود یا کشش کوچه که فکر میکردم مدرسه دخمهای است که در ان کودکان نوآموز اذیت یا شکنجه میشوند.
هرچه مادر بیچاره در گوشم از خوبی مدرسه گفت به خرجم نرفت. هرچند او سواد نداشت ولی میخواست پسرش در آینده به جای تیشه پدر، خودکار در دست بگیرد و به جای عرق ریختن زیر آفتاب داغ تابستان، عرق روح روی کاغذ و کتاب بریزد.
هرچه کرد و گفت قبول نکردم و عتاب جای سخنان نرم را گرفت و در اخر چند نیشگون مادرانه ....ولی من باز مقاومت میکردم .شاید به قول جناب یونگ در ناخودآگاه پنهان خود میدانستم که اگر الف گفتم باید تا ی را بروم و بعد بر روی دفتر عزای علم آموزی بگیرم و در اخر، سر از مدرسه بزرگتری به نام دانشگاه در آورم و...
کار رسید به جيغ مادر و گریه پسر و چند تا نیشگون آبدارتر و من تسلیم نمیشدم. عمهای داشتم امد به کمک همجنس خود و هرچه قربان صدقهام رفت، اتش لجاجتم شعلهورتر شد و مُرغم یک پا داشت. یک دستم را مادر گرفت و دست دیگر را عمه خانم و به طرف مدرسه روانهام میکردند و یا بهتر بنویسم میکشیدند و من پای بر زمین میکوبیدم که نمیخواهم به آن خانه ناآشنا بروم.
چه درد سرتان بدهم که با اشک چشم و روان آزرده پای به مدرسه گذاشتم و رفتم سر کلاسی پُر از بچههایی هم سن و سال خودم. دیدن ان همه بچه قد و نیم قد از گریه و افغان من نکاست و معلم به ستوه آمده که مردی بلند قامت و جدی بود، فراش را صدا زد که: "این دانشاموز مزاحم کار ماست، برود دفتر".
بیچاره فراش یا همان مستخدم با لهجه غلیظ رشتی تا دم دفتر نصیحتها کرد که به گوش دراز من نرفت. مدیر با عصبانیت گفت: "عجب کُرّه خری هستی وایستا همینجا دم دفتر" و من که در مدرسه را باز دیدم چون کره خری که در دشت به تاخت میرود، از مدرسه زدم بیرون و راهی خانه شدم.
خانه نزدیک بود و راهی نبود و چند دقیقه بعد از در خانه امدم تو. مادر در حال پخت و پز غذای ظهر بود که مرا روبروی خود دید؛ هاج و واج و متحیر. اینبار نفرینها بود که به بخت و اقبال خود میکرد و مرا هم از از انها بینصیب نمیگذاشت که:
"الهی یتیم بزرگ شوی و بیمادر و نان و آب بدوند و تو هم بدوی به دنبال انها" که این آخری مستجاب شد و من همچنان در جستجوی نان از این دادگاه به ان دادگاه در جستجو هستم.
خلاصه چند تا پسگردنی حواله گردن من کرد و گوشم را کشید و چادرش را سر کرد و اینبار با خشونت مرا کشید تا مدرسه و انداختم توی دهلیز ورودی. دیگر نه از مهر مادرانه خبری بود و از رحمت مدیر.
ناظم گوشم را گرفت (رمز دراز بودن گوشم در همین است که دائم کشیده میشد) و آورد تحویل معلم داد. مرد بلند قامت نگاهی به من کرد و با مهر گفت: "بروبشین روی ان نیمکت، پیش آن پسری که عینک دارد و این خطها را را روی دفترت بِکش بابا جان".
نمیدانم در این کلمه باباجان چه بود که انگار یک دفعه همه چیز تغییر کرد، مثل اینکه از تاریکی قدم به روشنایی گذاشتهام. به صورت معلم نگاه کردم، تبسمی بر لب داشت. آرام شدم، همه چیز برایم دلپذیر شد. با پسر عینکی دوست شدم، پسری که بعدها در نایره جنگ عراق زود اسمانی شد. حالا کره خر چموش لگد زن نبودم ،آرام گرفته و قرار یافته بودم.
باور می کنید یا باز هم قسم بخورم؟ بعد از نیم قرن که هر چند سال یکبار از جلوی ان مدرسه رد می شوم، پاهایم سست میشود و میایستم و خیره خیره به درون ان نگاه می کنم، صدایی از طبقه بالا در کلاس اول الف به گوشم میرسد.
معلمی دارد به بچهای که از مدرسه گریخت میگوید: "افرین! مشقت را خوب نوشتهای بابا جان" و من آن پایین باید با عجله با نوک انگشتم نگذارم اشکم بر روی صورت پر مو و چروک خورده ام بلغزد.
✍#دکتر_علی_رادان
#حقوقدان_و_استاد_دانشگاه_اصفهان
#دفتر_وکالت_من
➖➖➖➖
اگر خواسته باشی با داستانهای کوتاه آقای دکتر رادان بیشتر آشنا بشی
پیشنهاد میکنم
🎁 لذت مطالعهی کتابهای دفتر وکالت من جلد اول و دوم رو به خودت هدیه بده
🆔 @Sayehsokhan
📚نام کتاب: #نسخه_استرس
✍️نویسنده: #الیسا_ایپل
👌 مترجم: #مریم_تقی_پور
📇ناشر: #سایه_سخن با همکاری #سایه_سکوت
📙قطع: رقعی، جلد: شومیز
🗞نوبت چاپ: #چاپ_اول ۱۴۰۴
🗃تعداد صفحات: ۳۶۰
➖➖➖➖➖➖➖➖
کتاب «نسخه استرس» نوشته دکتر الیسا ایپل و ترجمه روان خانم مریم تقیپور، دقیقاً از همینجا آغاز میشود.
این کتاب نسخهای برای فرار از زندگی نیست؛ نسخهای برای بهتر زندگی کردن است.
نویسنده با تکیه بر سالها پژوهش علمی، به ما نشان میدهد که چگونه میتوان از دل فشارهای زندگی، آرامش بیشتری ساخت؛ چگونه ذهن را از چرخه فرساینده نگرانی بیرون آورد و دوباره طعم حضور در لحظه را چشید.
شاید این کتاب، بیش از آنکه درباره استرس باشد، درباره بازگشت به خودمان باشد.
📚 نسخه استرس کتابی برای همه کسانی که دلشان میخواهد دوباره زندگی را، نه با عجله، بلکه با آرامش تجربه کنند 🌿📚
در نسخه استرس، تمرینها و راهکارهای مشخصی برای کاهش استرس، بازیابی انرژی ذهنی و تقویت تابآوری معرفی شدهاند؛ از تکنیکهای تنفس و مراقبه گرفته تا توصیههایی دربارهی خواب، تغذیه و ارتباطات انسانی. این کتاب مناسب همهی کسانی است که احساس میکنند در دنیای پرشتاب امروز، آرامش و تمرکزشان را از دست دادهاند و به دنبال راهی علمی و در عین حال انسانی برای بازگشت به تعادل هستند.
🎁اطلاعات بیشتر🎁
✍ اول مهر؛ زادروز استاد محمدرضا شجریان
بعضی آدمها میروند،
اما رفتنشان پایان حضورشان نیست.
میمانند در یک صدا،
در یک شعر،
در خاطرهی یک نسل،
در لحظهای که چشمها خیس میشود و نمیدانیم چرا.
خسرو آواز ایران، استاد محمدرضا شجریان از همین آدمها بود.
صدایی که فقط آواز نمیخواند؛
تاریخِ عاطفیِ یک سرزمین را روایت میکرد.
صدای او، گاهی حافظ بود و سعدی،
گاهی مولانا و خیام،
و گاهی صدای مردمی که حرفهای نگفتهشان را
در آواز او پیدا میکردند.
او نشان داد که هنر،
اگر از عمق فرهنگ و جان انسان برخاسته باشد،
میتواند از دیوارهای زمان عبور کند.
استاد شجریان برای بسیاری از ما فقط یک استاد آواز نبود؛
بخشی از زندگیمان بود؛
صدایی که با آن عاشق شدیم،
اندیشیدیم،
دلتنگ شدیم
و گاهی امیدمان را دوباره پیدا کردیم.
و شاید راز ماندگاری او همین باشد:
او صدایی برای شنیدن نساخت؛
صدایی ساخت برای به یاد آوردن.
امروز، در زادروز او،
به احترام هنرمندی سر فرود میآوریم
که صدایش از دل قرنها فرهنگ این سرزمین گذشت
و به دل انسان امروز رسید.
استاد شجریان،
صدایت هنوز جاری است؛
در حافظهی ما،
در شعرهای این سرزمین،
و در قلب کسانی که باور دارند
هنر میتواند شریفترین شکلِ ماندن باشد.
یادت جاودان،
استاد قلبها!🌱
🆔 @Sayehsokhan