9611
﷽ 📚📚کتابخانه ای همراه؛ همراه با شما تا هنر زندگی🌹🌹 خرید کتاب: ⬇️⬇️⬇️⬇️ www.sayehsokhan.com 📚ثبت سفارش مستقیم کتاب در دایرکت اینستاگرام: 👇👇👇👇 https://b2n.ir/s05391 آدرس: خ 12فروردین، کوچه بهشت آیین، پ 19 همکف تلفن:66496410
"اگر میخواهید از آن زوجهایی باشید که راه و رسم شاد ماندن را میدانند، این کتاب را مطالعه کنید.
#معرفی_کتاب
📚 کتاب: #اسرار_زوجهای_شاد
✍️ اثر: #کیم_الور
👩🏫 مترجم: #مریم_خسروی
📝 ویراسته و زیرنظر: #حسن_ملکیان
📖 تعداد صفحات: ۳۷۶ صفحه
💎 قیمت: ۶۷۰۰۰۰ تومان
📇 انتشارات: #سایه_سخن
📌 با همکاری: #سایه_سکوت
راز اول: شادترین زوجها، "با هم" تصمیم میگیرند
📖 راز دوم: زوجهای شاد، به اختلاف نظر مثل دشمن نگاه نمیکنند
📖 راز سوم: زوجهای شاد، هر روز «توجه آگاهانه» را تمرین میکنند
📖 راز چهارم: زوجهای شاد، از هم «قدردانی» میکنن، حتی برای کارهای کوچک
📖.راز پنجم: زوجهای شاد، به رابطهشون «اولویت» میدن، نه فقط وقت
📖 راز ششم: زوجهای شاد، بلدند «بلاتکلیفی»ها را شفاف کنند
راز هفتم: زوجهای شاد، بلدند «ببخشند»… و رها کنند
📖 راز هشتم: زوجهای شاد، از «شوخی» برای ساختن رابطه استفاده میکنن، نه برای تخریب
راز نهم: زوجهای شاد، همیشه «در حال رشد» هستن—هم فردی، هم مشترک
📖 راز دهم: زوجهای شاد، عشق را یک «مسیر» میدانند، نه یک «مقصد»
🔴🔴سفارش این کتاب🔴🔴
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
حال و هوای این روزهای درمانگران میهنمان!
✍ وقتی درمانگر هم از همین مردم است...
این روزها گاهی فراموش میکنیم که پشت عنوان «درمانگر»، یک انسان نشسته است؛
یک انسان که خودش هم در همین شهر نفس میکشد،
همان خبرها را میشنود،
همان نگرانیها را دارد،
با گوشت و پوست و استخوانش فشار اقتصادی و تورم افسار گسیخته را حس میکند.
و شاید خودش هم برای آیندهی عزیزانش دلشوره بدی دارد.
اما ساعت ۵ بعدازظهر که میشود،
درِ اتاق درمان باز میشود
و مراجع میآید؛
با ترسهایش، با سوگش، با خشمش، با رابطهای که دیگر توان ادامه دادنش را ندارد...
و درمانگر، با همهی آنچه در دل خودش میگذرد،
گوش میدهد.
نه چون درد ندارد؛
چون میداند دردِ آدم دیگری هم واقعی است.
شاید یکی از دشوارترین بخشهای درمانگری در این روزهای سخت همین باشد:
اینکه بتوانی رنج شخصیات را انکار نکنی، اما آن را به رنج مراجع هم تحمیل نکنی.
این کار، نیازمند چیزی فراتر از دانش و تکنیک است؛
نیازمند بلوغ، مرزبندی، مسئولیتپذیری و البته مراقبت از خود است.
درمانگر قرار نیست پناهگاه بیپناهی باشد که هیچگاه نمیلرزد.
او هم ممکن است بلرزد؛
اما میآموزد چگونه با وجود لرزش، دیگری را نترساند.
و شاید در چنین روزهایی، یکی از ارزشمندترین کارهایی که یک درمانگر میتواند انجام دهد،
همین باشد:
کمک کند یک انسان، در میان این همه آشفتگی،
یک ساعت کمتر تنها بماند.
یک ساعت کسی قضاوتش نکند.
یک ساعت بتواند از ترسش حرف بزند.
یک ساعت مجبور نباشد وانمود کند که خوب است.
یک ساعت بتواند دوباره کمی نفس بکشد.
اینها شاید در نگاه اول اتفاقهای کوچکی به نظر برسند؛
اما در روزهایی که آدمها احساس میکنند کنترل بسیاری از چیزها از دستشان خارج شده،
همین تجربههای کوچک میتوانند بسیار بزرگ باشند.
به همکاران عزیز و گرامی میگوییم:
اگر این روزها گاهی بعد از پایان یک جلسه، چند دقیقه به سکوت نیاز دارید، طبیعی است.
اگر بعضی روزها دلتان گرفته، طبیعی است.
اگر از بعضی خبرها خوابتان نمیبرد، طبیعی است.
قرار نیست چون درمانگریم، از جنس دیگری باشیم.
ما هم از همین مردمیم؛
فقط شغلمان به ما یاد داده است که گاهی،
در میان طوفان،
برای دیگری چراغی روشن نگه داریم.
و چه خوب است حواسمان باشد:
چراغی که قرار است برای دیگری روشن بماند،
به مراقبت نیاز دارد.
🤍 برای همهی درمانگران سرزمینم؛
که این روزها، هم خودشان دلنگراناند و هم پناه دلنگرانیهای دیگران.
خسته نباشید...
و بیشتر از آن،
مراقب خودتان باشید.
🆔 @Sayehsokhan
👈 چگونه به کتابخوانی عادت کنیم؟
💐💐
📗 برای عادت کردن به کتابخوانی، مهمتر از «زیاد خواندن»، پیوسته خواندن است .
امّا راههای عملی عادت به کتابخوانی :
1. با روزی ۱۰ دقیقه شروع کنیم؛ حتی ۵ صفحه کافی است.
2. زمان ثابتی تعیین کنیم ؛ مثلاً هر شب قبل از خواب یا صبح بعد از چای.
3. کتاب را همیشه در دسترس بگذاریم ؛ روی میز، کنار تخت یا در کیف.
4. با کتابهای جذاب شروع کنیم ، نه الزاماً کتابهای مهم و سنگین.
5. قانون «فقط ۵ صفحه» در روز را برای خود بگذاریم؛ معمولاً بعد از شروع، ادامه دادن آسانتر میشود.
6. هم زمان چند کتاب داشته باشید؛ مثلاً یک رمان، یک کتاب تاریخی و یک کتاب ادبی.
7. کتابی را که دوست ندارید رها کنید کتابخوانی تکلیف مدرسه نیست!
8. هنگام خواندن تلفن همراه را از خود دور کنید یا روی حالت بیصدا بگذارید.
9. بعد از هر فصل چند خط یادداشت کنید ؛ این کار ارتباط ذهنی با کتاب را بیشتر میکند.
10. گاه برای تمرکز با صدای بلند آنرا برای خودتان بخوانید.
11. هدف ماهیانه کوچک تعیین کنید؛ مثلاً ماهی دو کتاب، نه ده کتاب.
12. زمان مطالعه را به یک عادت خوشایند پیوند بزنید؛ چای، قهوه، صندلی مورد علاقه و محیط آرام.
13. کتابخوانی را با دیگران شریک شوید؛ درباره کتاب با دوستان صحبت کنید.
14. از کتابهای صوتی کمک بگیرید ؛ مخصوصاً هنگام پیادهروی یا رانندگی.
15. پیشرفتتان را ثبت کنید؛ تعداد صفحات یا کتابهای تمامشده را یادداشت کنید.
16. به جای وسواس برای تمام کردن کتاب، از آن لذت ببرید.
17. و شاید مهمتر از همه: هر روز حتی اندک بخوانید. ۱۰ صفحه در روز یعنی حدود ۳۶۵۰ صفحه در سال؛ یعنی چندین کتاب خوب بدون آنکه احساس کنیو بار سنگینی بر دوش دارید.
📚راستی شما چطور عادت به کتابخوانی کردهاید؟ اگر مایل بودید لطفا تجربهتان را در اختیار همراهان قرار دهید.
@bookstoreARA
🆔 @Sayehsokhan
📚 #کتاب : #پرورش_عزتنفس
✍️ اثر: #مریلین_سورنسن
👌 ترجمه: #دکنر_عزتالله_میوهچی
و #دکتر_الهام_نوروزپور
📕چاپ: #سوم
📇 انتشارات: #سایه_سخن
#عزت_نفس داشتن خوب است یا بد؟
✅داشتن عزت نفس سالم میتواند بر انگیزه، رفاه ذهنی و کیفیت کلی زندگی شما تأثیر بگذارد.
داشتن عزت نفس بسیار بالا یا بسیار پایین میتواند مشکل ساز باشد. درک بهتر از سطح عزت نفس شما میتواند به شما کمک کند تا #تعادلی را ایجاد کنید که برای شما مناسب است.
👌عناصر کلیدی عزت نفس:
🔴اعتماد به نفس
🟡احساس امنیت
🟣هویت
🔵حس تعلق
🟢احساس شایستگی
عزت نفس در دوران کودکی به پایینترین حد خود میرسد و در دوران نوجوانی و همچنین بزرگسالی افزایش مییابد و در نهایت به یک سطح نسبتاً پایدار و پایدار میرسد. این باعث میشود که عزت نفس شبیه به ثبات ویژگیهای شخصیتی در طول زمان باشد.
چرا عزت نفس مهم است؟
عزت نفس بر فرآیند تصمیم گیری، روابط، سلامت عاطفی و رفاه کلی شما تأثیر میگذارد. همچنین بر انگیزه تأثیر میگذارد، زیرا افرادی که دید سالم و مثبتی نسبت به خود دارند، پتانسیل خود را درک میکنند و ممکن است برای خیلی چیزها انگیزه نداشته باشند
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
سه یار غیر هم دبستانی
همه صندلیها پر شده بودند اصرار داشت که سوار شود راننده که عمامهای به سبک خراسانیان اصیل بر سر داشت، وقتی اصرار جوان را دید، چارپایه چوبی کنارش را نشان داد و گفت: بیا بالا بنشین ور دست خودم.
مقصد نهائی خواف است! هنوز به شریفآباد نرسیده بودند که راننده میپرسد خُب جوان برای چه میخواهی به خواف بروی؟ کسی را آنجا میشناسی؟ کار واجبی داری که اینهمه اصرار داشتی سوار شوی؟
و جوانک میگوید نه! راننده بیشتر متعجب میشود و میپرسد: پس میخواهی بروی خواف چه کار کنی؟ آنجا که چیزی برای دیدن ندارد. وسط کویر است! و جوانک میگوید: هیچ! میخواهم بروم آنجا را ببینم! فقط همین!
راننده جلوی یک قهوهخانه متوقف میشود تا گلويی تازه کنند دست جوان را هم میگیرد چای اول را که سر میکشند، جوان شعری را زمزمه میکند! گوشهای راننده تیز میشود. شعر زبان حال راننده و مسافران است و این جادههای خراب و خاکی!
با این مضمون که چرا با اینهمه ثروت باید جادههای ما اینچنین باشد و وضع مردمانمان اینگونه؟
راننده تعجب میکند آنچه این جوان میخواند نه شعر است و نه محاوره معمولی در عین اینکه قافیه ندارد ولی فکر میکنی شعر است! سر و ته دارد و گوشنواز است! میپرسد اینها را کجا خواندی؟
و جوان میگوید: از جایی نخواندم؛ خودم سرودهام! یعنی اینها شعر بود؟ و جوان جواب میدهد بله به اینها میگویند شعرنو! قشنگ است! نشنیده بودم راننده خیلی از جوانک خوشش میآید.
وقتی به خواف رسیدند راننده پرسید خب ببینم! در خواف کجا میخواهی بمانی؟ اینجا مسافرخانهای چیزی ندارد جوانک میگوید نمیدانم بالاخره یک جائی پیدا میشود خدا بزرگ است راننده میگوید باید بیایی خانه خودمان. بد نمیگذرد.
به منزل راننده میروند همینطور که دارند حرف میزنند، از خستگی به خواب فرو میروند. زمانی بیدار میشوند که اهل خانه دارند سور و سات شام را آماده میکنند. بعد از شام راننده اشارهای به پستوی خانه کرده و با سر اشارهای به بچهها میکنند به درون پستو میروند و اندکی بعد با یک بسته دراز، پیچیده در یک پارچه قلمکاری شده باز میگردند.
بسته را جلوی راننده میگذارند راننده به آرامی و با احترام بسته را باز میکند حالا نوبت جوان است که متعجب شود داخل بسته یک دو تار است. راننده دست چپش را سوی کوک دو تار میبرد و با ناخنهای دست راست بر سیمها زخمهای چند میزند.
پس از چند بار بالاخره مطمئن میشود که ساز کوک است؛ مینوازد و سپس میخواند:
نوائی، نوائی، نوائی، نوائی
همه با وفایند، تو گل بیوفایی
الهی برافتد نشان جدایی
تازه اینجاست که جوان از بهت بیرون میآید و بیاختیار دست میاندازد به گردن راننده و او را بوسه باران میکند!
آن راننده عثمان محمدپرست- نوازنده بزرگ خراسان- است و آن جوان هم مجتبی کاشانی شاعر و مدرسه ساز بزرگ سالهای بعد!
در همان خواف بود که پیوند میان عثمان و مجتبی شکل گرفت این دو یار و در کنار یار دیگرشان، پدر عکاسی نوین و سلطان عکاسی طبیعت ایران، زندهیاد نیکول فریدنی، بنیادی را بنا نهادند که بعدها به جامعه یاوری فرهنگی معروف گشت و کارش ابتدا دادن خدمات درمانی و بعدها مدرسهسازی برای مناطق بسیار محروم جنوب خراسان بود.
این تشکل در زمان حیات کاشانی بیش از ۲۰۰ مجتمع آموزشی ساخت، ولی با مرگ مجتبی به پایان نرسید و تاکنون ۹۰۰ مدرسه ساخته است.
در قسمتی از وصیتنامه کاشانی آمده:
«من کاری نتوانستم برای مردم انجام دهم، حاصل عمر من برای ملتم و کشورم ۲۰۰ مجتمع آموزشی است که با پول مردم و دوستانم در انجمن یاوری ساختم و شش کتاب شعر که برای مردم و به عشق آنها سرودهام».
شعر و شعور مجتبی کاشانی و دو تار عثمان در کنار تصاویر نیکول در معرفی فقر و مسکنت در روستاهای جنوب خراسان و اثرات مثبت مدرسهسازی، توانست جامعه یاوری فرهنگی را به کمال برساند.
مجتبی کاشانی شیعه
عثمان محمد پرست سنی
و نیکول فریدنی ارمنی بود
درس برای ما:
۱- عثمان هیچگاه برای نواختن موسیقی پول نگرفت و اگر پولی گرفت صرف کار خیر و مدرسهسازی کرد. ما کدام توانمندیمان را وقف بسط نیکویی و خلق زیبایی و نشر دانایی میکنیم؟
۲- در نگاه اول همه ما فکر میکنیم این دیدار (مجتبی و عثمان) یک اتفاق تصادفی بوده است. اما در این جهان هیچ اتفاقی، اتفاقی نیست! اگر اندیشه خیری در وجود ما باشد دیر یا زود درها گشوده می شود.
۳- این سه یار غیر هم دبستانی، شاگرد سه مکتب مختلف بودهاند. اما هم جهان را مطلوبتر کردهاند و هم جانشان متعالیتر شد.
✍️ محمد_رفیع_جلال
🆔 @Sayehsokhan
📚 #کتاب : #از_ذهنت_خارج_شو_و_زندگی_کن #ویژه_نوجوانان
✍️ اثر: #جوزف_وی_سیاروچی و #لوئیز_هیز و #آن_بیلی
👌 ترجمه: #دکتر_علی_صاحبی و #دکتر_مهدی_اسکندری
📇 انتشارات: #سایه_سخن
📕 چاپ:#پنجم
1⃣ذهنت دشمن تو نیست، اما همیشه هم راست نمیگه.
2⃣تو افکارت نیستی.
3⃣زندگی رو از صحنه تماشا نکن، وارد بازی شو.
4⃣ترس رو با خودت ببر.
5⃣ارزشهات رو پیدا کن، نه خواستههای بقیه رو.
6⃣درد بخشی از زندگیه، اما رنج انتخابیه.
7⃣توجهت رو برگردون به لحظه حال.
8⃣قدرت انتخاب همیشه با شماست
9⃣هیچکس کامل نیست، اما همه میتونن رشد کنن.
🔟ذهنت حرفای زیادی میزنه، اما لازم نیست باهاش بجنگی.
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
🎧 اپیزود بیستوسوم پادکست «مدرسهی شادمانی» منتشر شد!
اپیزود دوم از فصل چهارم | چطور وسط بحران، بدن رو از حالت هشدار پایین بیاریم؟
این روزها برای خیلیهامون، چه داخل ایران چه بیرون، روزهای سنگینیه؛ پر از نگرانی، ابهام، و خبرهایی که قطع نمیشن. توی همین وضعیت، بدن خیلی وقتها قبل از اینکه ما بفهمیم، میره روی حالت آمادهباش؛ خواب سبک میشه، ضربان بالا میره، ذهن روی سناریوها گیر میکنه.
📖 منبع این اپیزود یک راهنمای کوتاه و عملی از سازمان بهداشت جهانیه:
«انجام اقدامات مهم در فشارهای زندگی» نوشتهی راس هریس (با ترجمهی خودم)
توی این اپیزود خیلی ساده توضیح میدم سیستم عصبی در بحران چه میکنه، چرا مغز دنبال قطعیت میگرده، و چطور میشه با چند حرکت کوتاه، سیستم هشدار رو از «تماموقت» به «پارهوقت» تبدیل کرد. یک بخش مهم هم داریم برای «تماس مجدد با زمان حال» که همونجا با هم انجامش میدیم.
🎙 اپیزود رو گوش بده، و اگه فکر میکنی برای کسی مفیده، براش بفرست.
Spotify | Castbox | Apple Podcasts
🎧 لینک اپیزود در کستباکس:
https://castbox.fm/vb/892384364
📎 لینک دانلود فایل PDF کتاب
✅ Channel: @school_of_happiness
📢کتاب "تله شادمانی" به چاپ هفدهم رسید📢
📻 کتاب "#تله_شادمانی"
📇ناشر:سایه سخن
✍نویسنده: دکتر #راس_هریس
👨🏫مترجم: #دکتر_علی_صاحبی، #دکتر_مهدی_اسکندری
🗞چاپ: #هفدهم
🖇این کتاب بر پایۀ رویکرد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) نوشته شده است که روشهای بدیعی دربارۀ مساله شادمانی و رضایتمندی از زندگی بیان میکند.
این کتاب افقهایی روشن برای رهایی از این زندان و به دست آوردن زندگی شادمان به ما نشان میدهد.
کتاب خوبی در دست دارید؛ از این سفر لذت ببرید.
📚مطالعه کتاب📚
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
اما کلاغ، آن مرغِ فرزانه، نه اهلِ یأس است و نه اسیرِ شتاب..
@rahi_be_rahaei
🆔 @Sayehsokhan
📢 کتاب "هشت قرار عاشقانه" به چاپ پنجم رسید📢
📚نام کتاب: #هشت_قرار_عاشقانه
✍️نویسنده: #جان_گاتمن ، #جولی_گاتمن
🧑🏫مترجم: #سحر_محمدی
📇ناشر: #سایه_سخن
🗞نوبت چاپ: #چاپ_پنجم
🗃تعداد صفحات: ۲۸۶ صفحه
#روانشناسی_رابطه
#زندگی_مشترک
#عشق_ماندگار
#ازدواج_قرار_بهبود_رابطه
#انتشارات_سایه_سخن
➖➖➖➖➖➖➖➖
🔖گاتمنها حدود ۳۵ سال روی برقراری صلح در خانهها و کمک به زوجها برای اقدامات بهتر در تعارضهایشان کار کردهاند.
کتاب هشت قرار عاشقانه آخرین اثر آنهاست. مولفان این کتاب بعد از سالها پژوهش در این حوزه به هشت موضوع مهم در گفتگوی زوجها دست یافتهاند که صحبت در مورد آنها برای خلق عشقی ابدی ضروری است.
🎁🎁اطلاعات بیشتر🎁🎁
📚 *تئوری انتخاب به چاپ پنجاهویکم رسید!*
بعضی کتابها فقط خوانده نمیشوند؛
آرامآرام نگاه ما را به زندگی و آدمهای اطرافمان تغییر میدهند.
«تئوری انتخاب» نوشتهی *دکتر ویلیام گلسر* با ترجمهی *دکتر علی صاحبی*، حالا به *چاپ ۵۱* رسیده است. 🌱
۵۱ بار چاپ شدن یک کتاب، برای ما فقط یک عدد نیست؛
نشانهی اعتماد و همراهی شماست. ❤️
📖 تئوری انتخاب
✍️ ویلیام گلسر
📝 ترجمه: علی صاحبی
🏷️ چاپ پنجاهویکم
💰 قیمت: ۱٬۴۶۰٬۰۰۰ تومان
از همهی شما که در این مسیر همراه سایه سخن بودهاید، صمیمانه سپاسگزاریم🙏🏻
🆔 @Sayehsokhan
#نکته
یکحرف نخواندیم دراین کهنهخبرها،
جز قصّهی تکرارِ اگرها و مگرها.
جز سردی از این خَلقِ بَداندیش ندیدیم؛
قربانِ تو و لذّتِ آن گرمنظرها!
مرگ است مَتاعی که در آن نیست نزاعی،
از ارثِ پدرها که بمانَد به پسرها.
ما را به کجا میکشد آخر به شبِ تار،
گمگشتههدفها و سراسیمهسَفرها؟
اینمرغِ شباهنگ، ندانم زِ کجا خاست؟
کز نالهی وی، خون چکد از چاکِ سَحَرها.
از هر وَزشِ باد، تپد دل، مگر امشب،
آورده زِ گلزارِ منِ زار، خبرها.
جز زیر وزَبَر گشته خَمِ گیسویِ آنماه،
هرگز ننهم دل به دگر زیر و زبرها.
(خلیلالله خلیلی، شاعر افغانستانی1286-1366خورشیدی)
خبرها در رسانه و فضای مَجازی ایران همیشه ناگوار است: از جنگها که بگذریم، در پاکستان اتوبوسی به دره سقوط کرد؛ در بورکینافاسو معدنی فرو ریخت و چند تن جان باختند؛ کجا سیل آمد، کجا طوفان خرابی به بار آورد؛ فلانجا انفجار انتحاری صورت گرفت؛ جایی در آتش سوخت، جنگ میان که و که برافروختهشد و.... کجا تصادف شد، کجا دو ماشین در گودال افتادند، کی مُرد، کی بیمار شد، کی در معرض بیماری است و....
سرگشته، از خویش میپرسم: من چه باید بکنم؟ به کمک معدنچیان بروم؟ جلوی انتحار و کشتار را چگونه بگیرم؟ از آتش سوزی جلوگیری کنم؟ چه کنم؟
این خبرها چرا برای من گفته و نوشته میشوند؟ آیا جز دیگرآزاری (سادیسم) انگیزهای برای پخش این خبرها میتوان تصوّر نمود؟ آیا نویسندگان و شرح دهنگانِ این خبرها خودشان در حال گریه و اندوه و یاری رسانی به قربانیان هستند؟
آیا باید مدام اظهار همدردی و ناراحتی و اندوه و افسردگی کنم؟ این خبرها چه ربطی به زندگی من دارد؟ میخواهم در خانهام آرامش داشته باشم.
چرا نمی نویسید: در فلانکشور، ملکهی زیبایی انتخاب شد و تصویرش را نشان دهید؟ چرا خبر اجرای کنسرتهای ایرانی در موسیقی گفته نمیشود؟ چرا از رویدادهای زندگیبخش چیزی نمیگویید؟
مگر زندگی ما فقط باید به خواندن و شنیدن خبرهای جنگ و مرگ و بیماری بگذرد؟ روزی همه میمیریم. دراین تردیدی نیست. اما اکنون که زندهام باید روزگارم را صرف خواندن خبر مرگ دیگران بکنم؟ مگر من سهمی از زندگی ندارم؟
از کتابهایی که خواندهایم حرف بزنیم، از ترانههایی که شنیدهایم همدیگر را بهرهای ببخشیم؛ فکرمان را فعال کنیم. گفت و گوهای علمی، فرهنگی، ادبی، هنری، راه بیندازیم. زندگی کنیم.
/channel/ezzatiparvar
🆔 @Sayehsokhan
*ربع پایانی عمر*
(*امان از دستِ این ربع آخر*)
ربع پایانی عمر
✍️نوشته: بیر یوهانسون
بیر یوهانسون، جامعهشناس سوئدی که در دانشگاه استکهلم جامعهشناسی تدریس میکرد، مقالهای برای سالمندان نوشته است که در آن تجربه شخصیاش پس از بازنشستگی را با عنوان «ربع پایانی عمر» بازگو میکند:
همانطور که میدانی... زمان طوری حرکت میکند که گویی تو را میرباید، بیآنکه متوجه سرعت گذرش باشی...
انگار همین دیروز بود که جوان بودم و تازه زندگی را آغاز میکردم... ولی به طرز عجیبی احساس میکنم که این اتفاق مربوط به قرنها پیش بوده، و از خود میپرسم: همهی آن سالها کجا رفتند؟
میدانم که همهی آنها را زندگی کردهام، خاطراتی از آن زمان و رویاهایی که در سر داشتم دارم...
اما ناگهان متوجه شدم که اکنون در ربع پایانی زندگیام هستم و این کشف مرا شگفتزده کرد...
همهی آن سالها کجا رفتند!؟ جوانیام کی و کجا از من دور شد؟
در طول عمرم با سالمندان زیادی روبهرو شدم، اما همیشه فکر میکردم پیری از من دور است... آن زمان در ربع اول مسیر زندگیام بودم و ربع چهارم آنقدر دور به نظر میرسید که حتی نمیتوانستم تصورش را بکنم...
اما حالا ربع چهارم در را کوبیده، به آرامی و آهستگی از آستانه عمرم گذشته و جوانیام را با خود برده است... دوستانم بازنشسته شدهاند، موهایشان سفید شده، آهسته راه میروند، به سختی میشنوند، به زحمت میفهمند..
برخی از آنها از من بهترند و برخی بدتر... اما به وضوح میبینم که چقدر تغییر کردهاند... دیگر آن آدمهای پرشور و جوانی که در خاطرم بودند نیستند...
ما اکنون همان سالمندانی هستیم که زمانی نگاهشان میکردیم و هرگز تصور نمیکردیم روزی مثل آنها شویم...
امروز برایم سختی حمام کردن خودش به هدف تبدیل شده!! و چرت نیم روزی دیگر اختیاری نیست، بلکه ضروریست!!
چرا که اگر خودم به دلخواه نخوابم، همانجا که نشستهام خوابم میبرد...
و اینگونه وارد فصل جدیدی از زندگیام شدهام، بی آنکه برای دردها، ناتوانیها و کارهایی که میخواستم انجام دهم ولی هرگز نکردم آماده باشم...
چقدر برای کارهایی که نباید انجام میدادم پشیمانم... و چقدر برای چیزهایی که باید انجام میدادم و نکردم افسوس میخورم...
در عین حال، کارهای زیادی هم هست که از انجامشان در گذشته خوشحالم...
پس اگر تو هنوز وارد ربع پایانی زندگیات نشدهای... بگذار به تو یادآوری کنم که زودتر از آنچه فکرش را میکنی از راه میرسد...
بنابراین، هرچه در زندگیات میخواهی انجام دهی، همین حالا انجامش بده...
کار را به فردا نینداز!!
زندگی با سرعت میگذرد... پس هرچه میتوانی امروز انجام بده، چون هیچگاه نمیتوانی مطمئن باشی که در کدام ربع از زندگیات هستی...
هیچ تضمینی نیست که همهی فصلهای عمرت را ببینی... پس امروز را زندگی کن و هرچه میخواهی انجام دهی یا بگویی تا عزیزانت به یاد بسپارند، همان امروز بگو و انجام بده...
امیدوار باش که قدردان تو باشند و به خاطر همهی آنچه برایشان در این سالها کردهای، دوستت داشته باشند...
«زندگی» هدیهای است برای تو.
و نحوهی زندگیات، هدیهای است برای کسانی که بعد از تو میآیند...
پس آن را عالی کن... زندگیات را خوب زندگی کن.
از روزت لذت ببر...
کارهای مفرّح انجام بده...
شاد باش...
برای تو روزی فوقالعاده آرزو دارم...
به یاد داشته باش که «سلامتی» ثروت واقعیاست، نه طلا و نقره نه دلار...
و بهتر است این موارد را هم در نظر داشته باشی:
بیرون رفتن خوب است
بازگشت به خانه بهتر
فراموش کردن اسامی اشکالی ندارد... چون بعضیها حتی فراموش کردهاند که تو را میشناسند!
میدانی که قرار نیست در همه چیز حرفهای باشی،
کارهایی که قبلاً انجام میدادی، دیگر برایت مهم نیستند
روی صندلی راحتی و با تلویزیون روشن بهتر از تخت میخوابی
تمایل داری از کلمات کوتاهتری استفاده کنی: «چی؟»... «کی؟»... «کجا؟»
لباسهای زیادی در کمد داری... که بیش از نیمی از آنها را دیگر هرگز نخواهی پوشید
چیزهای قدیمی برایت ارزشمندتر میشوند:
آهنگهای قدیمی
فیلمهای قدیمی
و از همه بهتر: دوستان قدیمی!!
این را برای دوستان قدیمیات بفرست... بگذار بخندند و با تو همنظر باشند...
و به یاد داشته باش: مهم نیست چه اندازه جمع کردهای، بلکه مهم این است که چه چیزهایی پخش کردهای...
و این نشان میدهد که چه نوع زندگیای داشتهای...
در پایان... و گمان میکنم این خلاصهی خرد زندگیام باشد:
ما خوب میدانیم که: *نمیتوانیم زمانی به عمرمان بیفزاییم، اما میتوانیم زندگی را به زمانمان بیفزاییم..*
❤️❤️❤️❤️❤️
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
کتاب #پرورش_عزتنفس
اثر: #مریلین_سورنسن
#چاپ_سوم
📚 معرفی کتاب:
در این ویدئو جناب آقای#دکتر_سیدعلی_قاسمی متخصص، مدرس و پژوهشگر روانشناسی مثبتگرا و مولف محترم کتاب دنیای مطلوب من در دو دقیقه به معرفی کتاب #پرورش_عزتنفس میپردازند و نکاتی را با مخاطبان عزیز به اشتراک میگذارند که میتواند انتخاب و مطالعه کتاب را دلنشینتر و آگاهانهتر کند.
امیدواریم از تماشای این معرفی کوتاه لذت ببرید و اگر تجربه مطالعه این کتاب را داشتهاید، دیدگاه خود را نیز با ما در میان بگذارید. 🌹
با سپاس مجدد از جناب آقای دکتر عزیز برای این همراهی ارزشمند.
#دکتر_سیدعلی_قاسمی
👌دکتری روانشناسی تربیتی از دانشگاه علامه طباطبایی
👌مدیر عامل موسسه روانشناختی انتخاب زندگی مطلوب (سایکلند)
👌نایب رئیس انجمن واقعیتدرمانی ایران
👌عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران
👌مولف کتاب #دنیای_مطلوب_من از انتشارات سایه سخن
آقای #دکتر_سیدعلی_قاسمی
#معرفی_آثار_سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan
⏳ زندگی، منتظر ما نمیماند...
زندگی راه خودش را میرود؛
چه آماده باشیم، چه نباشیم،
چه قدرش را بدانیم، چه ندانیم.
هر روز، بخشی از سرمایهای به نام «زندگی» را خرج میکنیم؛
سرمایهای که نه میشود ذخیرهاش کرد،
نه به عقب برگرداند،
و نه دوباره خرید.
گاهی آنقدر درگیرِ «بعداً» میشویم
که «امروز» را از دست میدهیم؛
بعداً زندگی میکنم،
بعداً آرام میشوم،
بعداً به عزیزانم میرسم،
بعداً برای خودم وقت میگذارم...
اما زندگی همین «امروز» است.
همین لحظهای که بیصدا از کنارمان عبور میکند.
شاید یکی از مهمترین پرسشهای زندگی این باشد:
📌 اگر میدانستی زمانت محدود است،
امروز چه چیزی را دیگر به فردا موکول نمیکردی؟
🆔 @Sayehsokhan
برآنم که زندگی کنم!
پیش از آنکه واپسین نفس را برآرم
پیش از آنکه پرده فرو افتد
پیش از پژمردن آخرین گل
برآنم که زندگی کنم!
برآنم که عشق بورزم!
برآنم که باشم!
در این جهان ظلمانی
در این روزگار سرشار از فجایع
در این دنیای پر از کینه
نزد کسانیکه نیازمند منند
کسانیکه نیازمند ایشانم
کسانیکه ستایشانگیزند
تا روزهای بیثمر نماند!
در راهی که پای در آن میگذارم
سر بازگشت ندارم!
اکنون میتوانم بگویم که زندگی کردهام!
#مارگوت_بیکل
🆔 @Sayehsokhan
شماره ۱۵:
خیلی چیزها ممکن است در طول عمرتان تغییر کند، اما شما در این سال ها همیشه شمائید.
«شما» با بدنتان، با احساساتتان و یا افکارتان تفاوت دارید و یکی نیستید. «شما» مشاهده کنندهای هستید که به «بدن»، «احساسات» و «افکار» نگاه میکند و این قسمتی از وجود شماست که به آن میگوییم «دیدگاه خرمندانه»
تمرین: به کارگیری نگاه خردمندانه و بخشیدن خود
1. به آرامی نفس بکشید
2. فکر خود را مشاهده کنید
3. به ندای ارزشهایتان گوش دهید
4. ببینید چگونه میخواهید با خود مهربانتر باشید و سپس آن را اجرا کنید
این چند خط، تنها بخشی از کتاب «از ذهنت خارج شو و زندگی کن» است؛ کتابی که خودم بارها و بارها، در سختترین شرایط زندگی، به خلاصهبرداریها و تمرینهایش مراجعه کردهام تا حالم را بهتر کنم، از ذهنم فاصله بگیرم و دوباره به لحظه حال برگردم.
برای من، این کتاب فقط مجموعهای از مفاهیم روانشناسی نیست؛ تمرینهایی است که بارها در زندگی به کمکم آمدهاند. تمرینهایی که مثل یک قطبنما، کمکم کردند جهت زندگیام را پیدا کنم، ارزشهایم را بشناسم و قدمهایم را در مسیر آنها بردارم؛ بدون اینکه دوباره در میان افکار و حاشیههای ذهنم گم شوم.
شاید گفتن این جمله کمی سخت باشد، اما من با انجام تمرینهای این کتاب بود که «آخر خط» را دیدم. شاید منظورم برای کسی که کتاب را نخوانده و تمرینهایش را انجام نداده، بهسادگی قابل درک نباشد؛ اما فکر میکنم کسی که این کتاب را واقعاً زندگی کرده باشد، دقیقاً میداند منظورم چیست.
روی جلد کتاب نوشته شده «ویژه نوجوان». شاید یکی از دلایل ارتباط عمیق من با این کتاب همین باشد. بسیاری از زخمها و الگوهایی که سالها با خودمان حمل میکنیم، ریشه در کودکی و نوجوانی ما دارند؛ و شاید زمانی بتوانیم بخشی از این دردها را التیام ببخشیم که بتوانیم آنچه در آن سالها بر ما گذشته را بهتر ببینیم، بفهمیم و با خودمان مهربانتر باشیم.
برای من، «از ذهنت خارج شو و زندگی کن» از آن کتابهایی است که بعد از خواندن، بسته نمیشوند؛ در موقعیتهای مختلف زندگی دوباره باز میشوند و هر بار چیزی تازه برای گفتن دارند.
از انتشارات سایه سخن صمیمانه ممنونم که این کتاب و کتابهای ارزشمند دیگری را منتشر کردهاند؛ کتابهایی که فقط قرار نیست خوانده شوند، بلکه با تمرینهایشان میتوانند آرامآرام وارد زندگی ما شوند و آن را قابلتحملتر، آگاهانهتر و لذتبخشتر کنند.
امیدوارم راهتان تا همیشه ادامهدار باشد و همچنان کتابهایی منتشر کنید که فقط در قفسهها نمانند؛ بلکه جایی در زندگی آدمها پیدا کنند.
و امیدوارم همیشه بدرخشید.
محدثه آزموده
#کامنت_شما
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
شماره ۱۴:
تلاش انسان برای رسیدن به خوشبختی، سعادت، سرافرازی و شادمانی به مثابه یک اصل بدیهی و پذیرفته شده در بین ما نهادینه شده است و این تلاش را زمانی مؤثر قلمداد میکنیم که هیچ غم و الَم و ناراحتی در فراروی زندگیمان قرار نگیرد و آنگاه است که باور میکنیم خوشبخت هستیم و به سعادت رسیدهایم.
این برداشت بخش اعظمی از ذهنم را فراگرفته بود و طبیعی است که تلاشهایم را معطوف به تحقق آن کرده بودم، اما هر بار شکستها، غمها، از دست دادنها، انگار مرا فرسنگها از رسیدن به شادمانی دور میکرد و اندک اندک احساس میکردم بدشانستر از من در خلقت وجود ندارد.
تعریفی یک بٌعدی از زندگی شاید مرا در این اندیشه غوطهور کرده بود که همه عمر ما یک رو دارد و آن هم موفقیت و شادمانی ناشی از این که اگر چنین بشود من سعادتمندم و شاید هیچگاه به این نکته عمیق نیاندیشیدم که غمها، شکستها، از دست دادنها، ... تا چه اندازه میتواند مرا به سرعت به سمت یک زندگی مؤثر و سودمند پیش ببرد.
تا این که «شادمانی فقط وقتی به دست میآید که ناخوشایندی و ناملایمات زندگی را به آرامی در آغوش بگیریم» جملهای شگفتانگیز در پیشگفتار کتاب عمیق و ساده و روانِ، «راس هریس» به نام «#تله_شادمانی» مرا دعوت به اندیشیدن به این جمله کرد:
«دست از تقلا کردن بردار و زندگی کن»
کتاب با استفاده از رویکرد ACT به زیبایی دریچهای جدید از زیستن توأم با «ذهن آگاهی» را به رویم گشود تا بتوانم با
«ذهن آگاهی»+ «ارزش ها»+«عمل متعهدانه» به انعطافپذیری روانشناختی دست یابم و اینجاست که انعطافپذیری روانی، انطباق با شرایط به وسیلهی آگاهی، سعه صدر یا گشودگی و تمرکز و انجام اقدامات مؤثر و هدایت شده به وسیله ارزشهاست که زندگی را معنیدار میکند.
و مثل بسیاری از آثار دیگر ترجمه دکتر علی صاحبی و مهدی اسکندری، در تبیین مفاهیم نقشی مؤثر داشت.
محمدرضا رزاقی
مشاور و مدرس تئوری انتخاب و واقعیت درمانی
#کامنت_شما
🆔 @Sayehsokhan
▪️🪞▪️ ما خانم بزرگی نداریم
اما به آینه قول دادهایم
مهتاب در همان سکانس ابتدای فیلم مسافران رو به تماشاگران کرد و گفت:
ما به تهران میریم، به عروسی خواهر کوچکترم. ما به تهران نمیرسیم؛ ما همگی میمیریم.
▪️
ما به تهران نرسیدیم به عروسی خواهر کوچکترمان. ما همگی مردیم.
مهتاب همان صدای روشنفکران بود، صدای مهتاب ضمیران و مهتاب اندیشانی که هر روز و هر روز، دههها و دههها، رو به دوربین، حقیقت را واضح و روشن گفتند؛
اما آنها که باید میشنیدند، نشنیدند.
ما راه افتادیم در جادههای پیچ در پیچ همیشه زمستان این سرزمین و ناگزیر افتادیم پشت نفتکشی که رانندهاش الله قلی بود و شاگردش مچول حیدرپور، آنها هرگز نفهمیدند این قطره قطرهها که از پشت نفتکش، میچکد، فقط نفت نیست، عمر مردمان است و خاصیت اشتعال عمرِ ریخته از نفت هم بیشتر است.
عمرِ ریخته روی جادههای زندگی ایرانیان آتش گرفت و ما همه سوختیم: هم حشمت مدیر مدرسه، هم مهتاب معلم مدرسه، هم کیهان و کیوان کودکان بیگناه، هم زرینکلاه سبحانی زن ساده روستایی و هم صفر مولوی راننده سواری.
وقتی فاجعه میآید سن و سال و اسم و رسمت را نمیپرسد. تر و خشک و کوچک و بزرگ را با هم میسوزاند.
◼️
سرانجام آن هنگام که خبر به خانه رسید و ماهرخ و مستان و مونس و همدم از باغبان تا نامهرسان همه باور کردند که مسافران مردهاند،
شروع کردند به شکستن به دریدن به پاره کردن.
گلدان بلور را شکستند، پردههای سفید را کندند، تابلوهای زیبا را پشت رو کردند. با چاقو افتادند به جان نقاشیها و عروس داستان، گلهای عروسیاش را پرپر کرد و باغبان درختش را تبر زد.
هر کس شروع کرد به ویرانی خودش. هر کس شروع کرد به کشتن خویش.
سوگ همین است، آمیزهای از بیچارگی و خشم و اندوه.
◼️
در مجلس عزا در مراسم ختم، پسران راننده مقتول بر سر راننده قاتل ریختند و او را و مچول، شاگرد راننده را زدند و زدند و زدند، اما مردگان برنگشتند.
کشتن مچول هم چاره کار نیست. اعدام الله قلی هم.
مچول رو به جمع سوگواران گفت: گذشت کنید از ما که همگی محتاج بخششیم!
وقتی سوگواران در مجلس عزا مویه میکردند و زاری؛ وقتی قاتل و مقتول بر سر و روی همدیگر میکوفتند و ناامیدانه همدیگر را میزدند.
خانم بزرگ صاحب عزاترین فرد داستان او که عزیزترینهایش را از دست داده بود از بالای مجلس به سوگ و سیاهی و فاجعه و خشم و اندوه و بیقراری و ناچاریِ سوگواران، متین و موقر و صبور و فکور مینگریست.
▪️
اما اکنون در این روزگار، درد این است که مهتاب و حشمت و کیهان و کیوان و صفر و زرین کلاه مردهاند، اینک مجلس عزاست؛ اما این مجلسِ سوگ، خانم بزرگ ندارد.
خانم بزرگی با خردی کهنسال و متانتی بیتشویش که قاتل و مقتول و ستوان و پاسپان و باغبان و نامهرسان و سمسار و مامور بیمه و پزشک و راننده و مرد روستایی و زن شوهر مرده را، کودک و بزرگ و گناهکار و بیگناه را، همه را زیر یک سقف جمع کند.
خانم بزرگی که نه جانب مقتول را بگیرد نه جانب قاتل را، نه جانب جگر گوشههایش را نه جانب جگر سوزندهها را…
خانم بزرگی که فقط جانب آینه را بگیرد.
آینه چیست؟ جز فرهنگ، جز اخلاق، جز روان روشن جامعه، جر خرد جمعی و وجدان عمومی، جز خیر همگانی، جز آینده، جز زندگی
خانم بزرگ گفت که این آینه پیشتر هم گم شد و سر از سمساری درآورد اما مهتاب گشت و آن را پیدا کرد حالا قول داده که آینه را بیاورد، حتی اگر مرده باشد. او سر قولش می.ماند!
یعنی حتی اگر مرده باشیم، باز هم باید سر قولمان بمانیم!
▪️
این عزاخانه این سوگسرای دائمی، به خانم بزرگی احتیاج دارد که در گیرودار ختم و خشونت وسط بهت و بیچارگی اصرار کند، اصرار کند، اصرار کند به عروسان سیاه بخت این جامعه، به تک تک ما و بگوید بلند شو، بلند شو لباست را عوض کن، مبادا خواهرت تو را اینگونه ببیند.
و آن هنگام که ماهرخ ، عروس تیره بخت میرود و سفید بر میگردد، مهتاب هم آینه به دست از در میرسد.
مردگان آینه را به مجلس عزا میآورند و سوری در سوگ برپا میشود!
◼️
ما خانم بزرگی نداریم. ما در مجلس سوگ وطنیم. آینده گم شده است، آینه هم. اما…
اما ما همگی به این سرزمین قولی دادهایم که آینه را پیدا کنیم، تا آیندگان، آینده را در آن ببینند.
ما میان این همه ناامیدی، ما همگی باید باور کنیم که آینه پیداکردنی است.
…
▪️🪞▪️
من به جستجوی آینه میروم
من به خواهر کوچکترم قولی دادهام
من حتی اگر خودم نرسم
آینه را به او خواهم رساند…
✍️#عرفان_نظرآهاری
سپاس از استاد بهرام بیضایی
سپاس از مسافران
سپاس از نسخه شفابخشش
(نسخه ای که در گنجه ماند و کسی بر درد نگذاشت)
@erfannazarahari🪞
🆔 @Sayehsokhan
💠 آهنگی که بعد از اینهمه سال هنوزم تکراری نشده…
🎵 «بیا بنویسیم» از مهستی
🌱
#موزیک
🆔 @Sayehsokhan
💞 هشت قرار عاشقانه
📖 کتاب از نگاه یک دوست و همراه گرامی
گاهی بهترین معرفی یک کتاب، از زبان کسی است که آن را با علاقه خوانده، با مطالبش ارتباط برقرار کرده، تاثیرش را در رابطه خود با همسرش دیده و تجربه خود را صمیمانه با دیگران به اشتراک میگذارد.
در این ویدئو، یکی از دوستان فرهیخته و همراهمان، که با کتابهای ما آشنایی و انس دیرینه داشتهاند، یکی از آثار سایه سخن (#هشت_قرار_عاشقانه) را به انتخاب خود معرفی کردهاند و برداشت و تجربه ارزشمندشان را با شما عزیزان به اشتراک میگذارند.
از سرکار خانم محبوبه جمشیدی صمیمانه سپاسگزاریم که با صرف وقت و محبت خود، ما را در ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی همراهی کردهاند.🌺
سرکار خانم #محبوبه_جمشیدی
#معرفی_آثار_سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
فیلم مستند «سروای بزرگ» دربارۀ زندگی و فعالیتهای علمی و تخصصی دکتر محمدتقی خرسندی آشتیانی
به کارگردانی آقای مسعود احمدی
این فیلم در شبی که از سوی مجلۀ بخارا به افتخار دکتر محمدتقی خرسندی آشتیانی در عصر جمعه نهم آذرماه ۱۴۰۳ در سالن آمفیتئاتر محک برگزار شده بود، پخش شد.
لازم به ذکر است که جناب دکتر خرسندی عزیز همچنان با عشق و انرژی مشغول تدریس و طبابت هستند.
مطبشان هم در تهران، روبهروی بیمارستان دی، ساختمان پزشکان دی است.
با سپاس فراوان از جناب آقای مسعود احمدی
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح بخیر
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
شماره: ۱۳
چرا هرچه تلاش میکنم، زوجدرمانی، پیش نمیرود؟
عرض ادب و احترام خدمت همهی دوستان عزیز در انتشارات وزین سایه سخن
در اولین سالهایی که مشاوره زوج درمانی را شروع کردم متوجه شدم که در اکثر مواقع تنها من دارم برای بهبود رابطه زوجی تلاش میکنم و زوجین با انواع دفاعها ،و بهانهها ،از زیر بار مسولیت فردی خود، فرار میکنند .
مشکل را با اساتید و همکاران در میان گذاشتم و آنها توصیه کردند کتابهای تئوری انتخاب را مطالعه کنم.
واقعیت این است که در میان گلستان یک گل را توصیف کردن سخت است،
از کدام گل این گلستان بگویم؟
ازدواج بدون شکست
عشق چیست؟
تئوری انتخاب ؟
هفت اصل برای زوج درمانی موثر؟
تئوری انتخاب در اتاق مشاوره؟
و ....
با مطالعه این کتابهای غنی ، ارزشمند و مبتنی بر تجارب متعدد در زمینهی زوج درمانی و ارتباطات انسانی، به این نتیجه رسیدم که اگر زوجین انتخاب نکرده باشند ارتباطشان را بهبود بخشند تلاشهای من به عنوان مشاور روابط انسانی عبث و بیهوده خواهد بود و با کاربست آموزههای مفید این کتابها، تنش عظیمی را از دوش خودم برداشتم.
جا دارد مراتب قدرشناسی خود را از استاد گرانقدر جناب آقای دکتر علی صاحبی مترجم و مولف کتابهای تئوری انتخاب ابراز دارم
با آرزوی موفقیت روزافزون برای انتشارات وزین سایه سخن
عباس فتاحی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی. مشاور پیش از ازدواج زوج درمانی و طلاق با ۱۰ سال سابقه کاری
#کامنت_شما
🆔 @Sayehsokhan