sophia_kaveh | Unsorted

Telegram-канал sophia_kaveh - سوفیا

5515

كانال اطلاع رساني سخنراني ها و كلاس ها، نوشته ها و ترجمه هاي كاوه بهبهاني ارتباط: @kavebehbahani

Subscribe to a channel

سوفیا

Ⓜ️ آیا هوش مصنوعی می‌تواند مولف باشد؟


📌کاوه بهبهانی در بخشی از سخنرانی به معرفی و تفکیک دو نوع تألیف (خلق اثر) پرداخت: تألیف طبیعی (انسانی) و تألیف مصنوعی (توسط هوش مصنوعی). نقطه تمرکز اصلی بر تألیف مصنوعی و مشخصا بر نمونه‌ای از آن است که توسط یک نوع هوش مصنوعی به نام "شبکه‌های زایشی متخاصم" (GANs) خلق شده است.این نوع هوش مصنوعی با استفاده از یک پایگاه داده عظیم از آثار هنری (مثلا نقاشی‌های امپرسیونیستی) آموزش می‌بیند. سپس، با یک سازوکار جریمه و پاداش، به گونه‌ای هدایت می‌شود که اثری جدید خلق کند؛ اثری که نه تقلید صرف از نمونه‌های موجود باشد و نه آنقدر متفاوت که از سبک مورد نظر خارج شود.نتیجه این فرایند، اثری است که به طرز شگفت‌آوری خلاقانه به نظر می‌رسد، تا حدی که اگر یک انسان آن را خلق می‌کرد، بسیار خلاق تلقی می‌شد. این امر، مرزهای سنتی خلاقیت و مؤلف بودن را به چالش می‌کشد.


📮 تلسی



🛄
@zistboommedia || مدرسه علوم انسانی

Читать полностью…

سوفیا

#سخنرانی
#کاوه_بهبهانی
#امید_کشمیری

🔸 زندگی ستایش‌انگیز، زندگی رشک‌انگیز

🎙️ کاوه بهبهانی

📌 اردیبهشت ماه ۱۳۹۹

منبع: خانه دوستان آشنا

⏳ ۵۹ دقیقه

🔻🔻🔻

Читать полностью…

سوفیا

🔸 رویایِ پیشاجنگ، کابوس پساجنگ

🎙️ کاوه بهبهانی

📌 خرداد ماه ۱۴۰۵

⏳ یک ساعت و ۵ دقیقه


#سخنرانی
#کاوه_بهبهانی

Читать полностью…

سوفیا

انقلاب پرفورمنس‌ها:

پدرم که از جهان رفت، در مراسم خاکسپاری و سوگواری ناگهان به وضعیت عجیب نسبت این مراسم با موقعیت شخصی خودم پی بردم. مناسکی به غایت بی‌ربط به موقعیت سوگ و بی‌بهره از کمترین عناصر زیبایی‌شناختی و بی‌نسبت با هاضمۀ جمعی بسیاری از سوگواران ایرانی. تکرار بدآهنگ و گوش‌آزار مُشتی عبارات به زبانی بیگانه که عمدتاً گواهی‌دادن بر ولایت و خلافت فلان کس در برابر رقبای سیاسی اوست یا شهادت به اینکه برداشت اعراب بادیه‌نشین از رازِ گیتی از همۀ برداشت‌های دیگر بهتر است.

انگار منطق قدرتِ چیره به پستویِ تراژیک‌ترین رخداد زندگی‌ات خزیده باشد و با چهرۀ کریه و خنزرپنزری‌اش در میانۀ آن‌همه اندوه و سوگ، مدام گوشزد کند که «بِدان که قدرت و اقتدار از آنِ چه کسانی است! عزیزت مرده؟ خب به درک! مهم‌تر اینکه ولایت از آن فلانی با فلان تصور از امر الوهی است.» تصور این حجم از امرِ به قول فرنگی‌ها absurd/ یاوه محال است که در نهایت داغ، مکرر ذکر بخوانی که حکومت حق فلان کس است! و ذهن و منشِ جمعی ما را به این مناسک غریب خو داده بودند.

همچنین تن آدمی در این مناسک به هنگام سوگواری بدل به جسد قفل‌شده و منجمدی می‌شود که حق مواجهۀ تنانۀ موزون و خوش‌آهنگ و ریتمیک با سوگ خود را ندارد. اکنون اما تن جمعیِ رنج‌دیده و قفل‌شدۀ ایرانیان در قالب آفرینش پرفورمنس تازه و خلاقش برای سوگواری با سرپیچی از فرم‌های حقنه‌شده، حق ابراز سوگمندی به شیوۀ خود را ابراز می‌کند که قاعدتاً از بدیهی‌ترین حقوق آدمی است.

انقلاب بیش و پیش از هرچیز تحول و دگرگونی در روان جمعی است؛ تبدل مَنش جمعی و رقم‌زدن سبک تازه‌ای برای زندگی که انواع پرفورمنس‌ها/ اجراهای جمعی از تجلی‌گاه‌هایِ آن است و این همان چیزی است که امروزه در سوگواری‌های عزیزانمان می‌بینیم. گویی با دزدیدنِ کلید سوگواری از جیب اقتدار حاکم، قفل تنِ سوگوار باز شده است و بدن سوگواران (بدن جمعیِ سوگواران) با مقاومت در برابر انجماد و فسردگیِ تاریخی مجالی برای سوگواری راستین پیدا کرده است.

آدمی موجودی بدن‌مند (تن‌دار) است. نه اینکه انسان بدنی نیز دارد. نمی‌شود که من باشم ولی بدنم وجود نداشته باشد. انسان بدن است و برای معنادادن به پدیده‌ها در کنار پردازش‌های محاسباتی ذهنی و افزون بر آن، بدن‌مندانه پدیده‌ها را ادراک می‌کند؛ در قالب نبض‌های تنانه، تنشِ عضلات، پرش‌های پلک، نفس‌نفس‌زدن‌های مکرر و ضرب‌گرفتن و بازی با ریتم امور. فهم برای انسان صرفاً از مجرای کلام (لوگوس یا نطق) حاصل نمی‌شود و درک ما از پدیده‌ها لزوماً زبان‌آلود و کلام‌مندانه نیست. آنجا که کلام در کارِ مراوده و ارتباط بازمی‌ماند، مراودۀ نازبان‌مندِ تنانه آغاز می‌شود.  آهنگ‌مندیِ امور برای «حیوان ناطق» اهمیت دارد.


البته برای کسانی که برداشتشان از رقص در سرمشق «باباکَرَم» خلاصه شود، رقص همواره با نشاط و شادی و عیش عجین است. اما رقص ابراز (اکسپرسیونِ) شدت است؛ یعنی بیانِ انرژی یا تکانه‌ای آنقدر شدید و شورمندانه که کلمات برای اِبرازش آب سردند بر آتشِ تیز و نمی‌توان آن تکانه را در قالب دال و مدلول‌های زبانی منجمد کرد. یعنی بازسازی موقعیت نه با زبان (نه با چرخاندن یک تکه گوشتِ لق در دهان) بلکه با تکان‌تکان‌های ارادی و غیرارادی کل تن. درست مثل وقتی که به جای گفتنِ دوستت دارم به محبوب او را به آغوش می‌کشیم و با وَلع می‌بوسیم.

تن جمعیِ زنجیریِ ایرانیان در این مواجهۀ ریتمیک و ارکسترال با مرگ و کشتار، در همان حال که از منطق مسلط قدرت سربازمی‌زند گویی بی‌میانجیِ واژگانِ زبانی فلسفه‌ورزی می‌کند:

در برابر هواداران فرهنگ نوحه و اندوه و مظلوم‌نمایی و زنجموره، که فرم‌های ارگانیک و زنده را به پیکرهای پاره‌پاره و دلخراش بدل کرده‌اند و با مُثله‌کردن سر و دست و پا و آرنگ، چهره‌های زیباترین مردمان این دیار را نقطه‌چینِ سیاه‌مشق‌های ننگین خود کرده‌اند، تن سوگوار جمعی در مراسم سوگواریِ خود ریتم و آهنگ و نبض و تپش می‌آفرینند، و با زل‌زدن در چشم فرهنگ زندگی‌ستیزِ مغمومِ مسلط، زندگی می‌پراکند: فرم می‌آفرینم پس زنده‌ام!

کشتار یعنی گرفتن عاملیت از کشته و منفعل‌کردن تن؛ یعنی بدل‌کردن تن آدمی به شیء. اما رقص یعنی بازگرداندن عاملیت به تن، پذیرش سوگِ اعظم، آری‌گفتن به زندگی از مجرای به جریان انداختن و ادامه‌دادنِ تن و تپش؛ بدل‌کردنِ تن به ساز، پیشاروی کسانی که تا بوده وَعظ و مواعظِ پلشت و خشن‌آهنگشان را زیباتر از نغمه‌های ناز و گوش‌نوازِ چنگ و رُباب پنداشته‌اند. یعنی بدن عزیزی نفله شد، اما جنبش تن‌ها ادامه خواهد داشت.

Читать полностью…

سوفیا

آیا به‌راستی مذاکره‌ای در راه است؟

یکی از بدیهی‌ترین درس‌های رئالیسم سیاسی این است که مذاکره در فقدانِ توازن قدرت‌ها عملاً نمایش است. این آموزه‌ای نیست که بشر امروز و دیروز به آن رسیده باشد.

برگردیم به 2500 سال پیش: در قرن پنجم پیش از میلاد مسیح دولتشهر آتن با دولتشهر اسپارت وارد جنگ شد: جنگ پِلوپونِزی. توسیدید و پریکلس دو تن از ژنرال‌های نظامی مشهور در این جنگ بودند که هر کدام سرنوشت جالبی دارند.

سردار پریکلسِ سخنور و خوش‌فکر سی سال در مجمعِ عمومی شهروندان آتن از پرنفوذترین سیاست‌مداران بود و عصری را رقم زد که به «عصر طلایی» آتن شهره شد. خطای مهلک سیاسی او این بود که آتن را وارد جنگ با اسپارت کرد. او معتقد بود اگر آتن مقاومت کند و امتیاز ندهد در نهایت پیروز خواهد شد. جنگ 27 سال طول کشید و در نهایت آتن در آن شکست خورد. پریکلس در نهایت در سال شیوع طاعون در آتن از جهان رفت.

اما سردار دیگر، توسیدید در جنگ چند اشتباه مرتکب شد و در نهایت او را در آتن محاکمه و تبعید کردند و در تبعید تاریخ جنگ را نوشت: تاریخ جنگ پِلوپونِزی. تاریخی که هرچند به قلم یک ژنرال نظامی نوشته شده است یکی از نخستین گام‌ها در تاریخ‌نگاری علمی است.

از بخش‌های جذاب تاریخ جنگ پِلوپونِزی مذاکرۀ نمایندگان آتن با نمایندگان مِلوس است. جزیرۀ مِلوس نزدیکی فرهنگی به اسپارتی‌ها داشت ولی در جنگ اعلام بی‌طرفی کرده بود و با این‌حال آتن قصد داشت به آن جزیره حمله کند. ژنرال توسیدید صحنۀ مذاکرۀ دولتمردان آتن با دولتمردان مِلوس را در سطور درخشانی شرح می‌دهد. این متن از یکی از نخستین نوشته‌ها در شرح واقع‌گرایی در جهان سیاست است.

آتن با حدود چهل کشتی و هزاران سرباز مسلح جزیرۀ ملوس را محاصره کرد و از آنجاکه قدرت برتر بود از ملوسی‌ها خواست که تسلیم شوند. استدلال آتنی‌ها ساده و سرراست این بود که عدالت در بین قدرت‌های نابرابر بی‌معناست. قانون ازلیِ طبیعت این است که قوی بر ضعیف حکومت کند. قوی کاری می‌کند که توانش را دارد و ضعیف ناگزیر باید آنچه را بر سرش می‌آید تاب آورد. حق در این مذاکره یعنی آنچه به نفع آتن باشد.

مذاکره‌کنندگان مِلوس می‌گفتند دربرابر ناحق مقاومت می‌کنیم و به همین دلیل خدایان یاور ما هستند. نمایندگان آتن پاسخ می‌دادند که دست خدایان با ماست. و اگر حقیقت را بخواهید خدایان در جنگ‌های بشر همیشه تماشاگرند و می‌توان گمانه‌زنی کرد که تماشای جنگ و کشتار آدمیان از سرگرمی‌های دل‌انگیزشان باشد. خدایان هرگز در نبرد آدمیان به میدان نمی‌آیند.

ملوسی‌ها با تکیه به لطف خدایان و امید به یاری اسپارتیان تسلیم نشدند. آتن در جنگ پیروز شد. همۀ مردان بالغ ملوسی را کُشت و زنان و کودکان را به بردگی برد. ملوس مستعمرۀ آتن شد.

واقعیتِ سیاسی سرد، بی‌تعارف و خون‌بار است و رفتار دولتمردان تابع معیارهای اخلاق مرسوم نیست. قدرت‌های برتر مذاکره نمی‌کنند. تسلیم می‌کنند.

Читать полностью…

سوفیا

یادداشتی در نشانه‌شناسیِ برنج‌پاشان آبدانان


فیلسوف نامبردار آلمانی، گئورگ فریدریش هگل در ترسیم طرحِ کلی از سفرِ آگاهیِ بشر برای رسیدن به آزادی، تاریخ بشر را گذار از مرحله‌ای می‌دانست که در آن تنها یک نفر آزاد است، به مرحله‌ای که در آن برخی آزادند تا رسیدن به وضعی که در آن همگان آزادند (به تعبیر او «پایان تاریخ»). به باور او تمدن شرقی/آسیایی همان مرحله‌ای از تاریخ بوده است که در آن تنها یک نفر آزاد است و هم اوست که ظل‌الله یا حتی خود خدا بر روی زمین، نشسته بر اریکۀ قدرت است.

البته هگل بلندپروازانه گمان می‌کرد پایان این روند تاریخی در روزگار خود او رقم خواهد خورد: ابتدای قرن نوزدهم، در آن برهه‌ای که او در خزان 1806 در یک صبح مه‌آلود اُکتبری، مشغول نگارش کتاب دوران‌سازش پدیدارشناسی روح بود و سرخوش از حضور نیروهای بیگانه در آلمان (پیروزی ارتش فرانسه) و فراری‌شدن پادشاه پروس، در حالی که ناپلئون را همراه با لشکرش در شهر دانشگاهی یِنا می‌دید، در نامه‌ای به دوستی نوشت: «امپراطور [ناپلئون] روحِ جهان را سوار بر اسب دیدم که از شهر عبور می‌کرد».

البته احتمالاً با من همدل باشید که تا تحقق ایدۀ آزادیِ همگان (برابری حقوق سیاسیِ همگان) هنوزاهنوز راه درازی در پیش است؛ تاریخ نه پایانی دارد و نه لزوماً با پیشرفت همراه است. اما توقعِ فراگیر یا آرمانِ آزادی برای همگان، به عنوان معیاری هنجاری، باید پیشاروی هر جنبش، انقلاب، یا دگرگونی‌خواهی سیاسی باشد. هر انقلاب یا خیزشی که این آرمان را پیش رویِ خود نداشته باشد (شبیه به انقلاب 57)، یا ایده‌ای ناپرورده از عدالت در آن پروارتر از ایدۀ آزادی سیاسی باشد، اساساً روزگار بهتری را رقم نخواهد نزد.

نمایش برنج‌پاشان آبدانانی از این حیث نمایشی بَس گویاست:

مردمان به تنگ‌آمده و مستأصل از خودکامگی (آزادی برای یک نفر) راه دیگری به‌جز طغیان نیافته‌اند.

حاکمیتِ خودکامه در قالب سایۀ خداوند، ایدۀ اصلاح و برون‌شد از بُن‌بست را به ایده‌ای محال تبدیل کرد و خلقانِ ناگزیر و گرفتار (بخوانید رعیتِ بی‌پناه) را چنان در گوشۀ حصار تنگِ سیاست گیر انداخت که برای آن‌ها راهی جز یورش و خیزش باقی نگذاشت.

حکمرانیِ خودکامه خروج از اقتصاد سیاسیِ به اصطلاح مقاومتی (بخوانید توزیع عادلانۀ فقر برای مبارزۀ دُن‌کیشوت‌وار با آسیاب‌بادیِ موسوم به امپریالیسم جهانی) و رهایی از فساد ساختاریِ کلان پساپشتِ نقابِ اسلام سیاسی را عملاً امکان‌ناپذیر کرده است و خیال برداشتنِ گامی، هرچند کوچک به سوی آزادی برای همگان در دل این نظام به خیال باطل ‌بدل شده است. ترکیب فریبکارانۀ «مردم‌سالاری دینی» نهایتاً به اینجا می‌رسد که «مردم چه می‌فهمند!» و حال روز مردمی که «نمی‌فهمند» روزبه‌روز سیاه‌تر می‌شود.

برنج‌پاشیِ رقصانِ آبدانانیان رقص سیاسی باشکوهی است که به قیم‌سالاری و خودکامگی قاطعانه می‌گوید «نع!». رقصی از سرِ استیصال که در فقدان مجال بازی سیاسی در شرایطی که آزادی تنها برای یکی است با جان‌بازی همراه می‌شود و شبیه‌سازی بازیگوشانۀ ایدۀ آزادی برای همگان است.

برنج‌پاشانِ آبدانان در قالب پرفورمنسی غیرکلامی (non-verbal؛ نه در قالب شعار) مطالبۀ ذهن جمعیِ ایرانیانِ مستأصل را به تصویر می‌کشند. مردمانی که از صدقۀ حکومتی (از منطقی که حق را در قالب لطف جا می‌اندازد) بیزارند و رقصان و پای‌کوبان حقوق حقۀ خود را مطالبه می‌کنند و بازیگوشانه کُپه‌های برنج (نشانۀ معاش و سفرۀ ایرانی) را به هوا می‌پراکنند؛ مقایسه کنید با اجرای انقلابی‌های دیروز که در پیِ بستن می‌خانه و باز کردن درِ ریاخانه‌ها با وعدۀ مجانی‌شدنِ آب و برق بودند.

اما نکته اینجاست که فارغ از تاکتیک‌های سیاسی برای فراچنگ آوردن این هدف، هدف نهاییِ هر جنبش و تحول‌خواهی و انقلابی باید تحققِ این شبیه‌سازی در واقعیتِ سپهر سیاسی باشد: گام برداشتن به سویِ ایدۀ آزادی برای همگان.

Читать полностью…

سوفیا

📍برنامه زمانی وبینارهای خانه آشنا و انجمن حکمت و فلسفه ایران، به مناسبت روز جهانی فلسفه آذر۱۴۰۴

وبینارِ فیلسوفان معاصر آمریکایی

📆 جمعه و شنبه ۷ و ۸ آذر؛
⏰ ساعت ۱۷ تا ۲۰
بصورت برخط (آنلاین) در محیط اسکای‌روم

🟢 حضور برای عموم آزاد و رایگان است.

از طریق عضویت در گروه تلکرامی زیر:

گروه تلگرامی وبینار 👉

یا تماس با شماره‌ها و آیدی زیر:

☎️ ۲۲۲۲۲۳۰۰
📞 ۰۹۲۱۳۰۱۹۰۱۹
@Khaneashena

Читать полностью…

سوفیا

دربارۀ پیری


📽️ تماشای ویدیوی رویداد آزاد در یوتیوب مدرسۀ تردید
https://youtu.be/gsA-wPAMYPk?si=QzkppQobtz3ERVpW

Читать полностью…

سوفیا

https://www.ibna.ir/news/541052/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%DB%8C

Читать полностью…

سوفیا

فضای انیشتن تا چه اندازه واقعی است؟

چهار هزار سال پیش، برای مردم غرب آسیا، ماه زورقی بود که هر روز ناخدایی از خدایان آن را در دریای آسمانی پارو می زد. کوپرنیک این باور فولکلور از آسمان را با پردازش موقعیت اجرام آسمانی پاره کرد. زمین در مرکز عالم نبود. اگر آسمان سرزمین خدایان نبود و همه اجرام به دور خورشید می گشتند، پس کرانه آن کجا بود؟

از اوایل قرن بیستم درک ما از فضا و ابتدا و انتهای آن باز هم زیر و رو شد. خورشید ما تنها یکی از میلیاردها خورشید در کهکشانی بود که به دور مرکزی که بعدا معلوم شد یک سیاه چاله است می گردید. با اینکه انیشتن مطمئن بود جهان از همین یک کهکشان شکل گرفته است تلسکوپ پیرمردی به نام هابل ثابت کرد که بعضی از نقاط آسمان که ستاره انگاشته می شدند بسیار دورتر از کرانه های کهکشان ما هستند و در اصل خودشان کهکشانهایی با میلیاردها خورشید هستند. مقابل علم نمی شد مقاومت کرد. در مدت کوتاهی انسان، زمین، خورشید و کهکشان او راه شیری همه به گردی در جهانی بزرگ که انتهایش پیدا نیست تبدیل شدند.

در این قسمت به درک جدید ما از فضا به روایت انیشتین می پردازیم.

/channel/hezaroyekpodcast/186

Читать полностью…

سوفیا

☺️ معرفی و بررسی کتاب آزادی و فرهنگ
گفتاری از #کاوه_بهبهانی
تألیف #جان_دیویی
ترجمه #رضا_یعقوبی

در تازه‌ترین نشست از سلسله‌جلسات «گفتار و اندیشه» که به همت حزب اتحاد ملت، شعبه فارس در شیراز برگزار شد، کاوه بهبهانی به نقد و بررسی کتاب آزادی و فرهنگ، اثر جان دیویی با ترجمه رضا یعقوبی پرداخت.


📎 مشاهده فیلم در یوتیوب | آپارات

🙂 @Sedanet
✔️ @Sophia_Kaveh
✔️ @Goftar_andisheh

Читать полностью…

سوفیا

نشست‌های گفتار و اندیشه | جلسه ۸۷
معرفی و بررسی کتاب: آزادی و فرهنگ

با حضور: کاوه بهبهانی
بخش پرسش و پاسخ

شهریور ۱۴۰۴
@goftar_andisheh

Читать полностью…

سوفیا

🔊فایل صوتی

📌ارزش چیست؟
آیا بین ارزش‌های اخلاقی و ارزش‌های زیبایی شناختی تعارضی وجود دارد؟ کدامیک مهم‌تر است؟
به بیان دیگر: زیبایی مهم تر است یا اخلاق؟

بخشی از سخنرانی کاوه بهبهانی در نشست زیبایی در برابر اخلاق


.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانال‌سخنرانی‌ها
🌹

Читать полностью…

سوفیا

♦️کاوه بهبهانی از دو نوع شکاکیت سخن می‌گوید🔺

@joreah_journal

www.instagram.com/joreah_journal

Читать полностью…

سوفیا

📌ارزش چیست؟
آیا بین ارزش‌های اخلاقی و ارزش‌های زیبایی شناختی تعارضی وجود دارد؟ کدامیک مهم‌تر است؟
به بیان دیگر: زیبایی مهم تر است یا اخلاق؟

بخشی از سخنرانی کاوه بهبهانی در نشست زیبایی در برابر اخلاق

👈دریافت فایل کامل کارگاه👉

یا پیام و تماس با موسسه:
☎️ ۲۲۲۲۲۳۰۰
📞 ۰۹۲۱۳۰۱۹۰۱۹

اینستاگرام خانه آشنا

Читать полностью…

سوفیا

کانال بایگانی | کانال بایگانی‌پژوه

Читать полностью…

سوفیا

🔹 به مناسبت روز جهانی فلسفه
وبینار فیلسوفان معاصر آمریکایی

🔸ارائه دهندگان و موضوعات:

درباره جان سرل

کاوه بهبهانی



دبیران اجرایی همراه با معرفی کتاب "فیلسوف امریکایی" جووانا برادوری، ترجمه میثم امینی؛ سروش علوی و امید کشمیری

🏛 خانه آشنا با همکاری انجمن حکمت و فلسفه ایران

📆 جمعه و شنبه 7 و 8 آذر 1404
⏰ ساعت ۱۷ تا ۲۰
بصورت برخط (آنلاین) در محیط اسکای‌روم


@Khaneashena


انتشار با ذکر منبع بلامانع است .

کانال سخنرانی ها ، درس گفتارها و گفت و گوها :

/channel/Vortrags

Читать полностью…

سوفیا

.
ز کوی می‌کده دوشش به دوش می‌بردند
امام شهر که سجاده می‌کشید به دوش

در بعدِ بازنمایی، بیت شبِ یک کوچه را به قالب کلمات به تصویر می‌کشد. کدام کوچه؟ کوچه‌ای که در آن مخفیانه و با ترس و لرز، مِی می‌فروشند.

مِی هم همان شراب انگوری است. مبادا مُفسرِ حیله‌گری فریبتان دهد! «نسبی‌انگاری بی‌حد و حصر» در تفسیر حرف مُفت است. همۀ تفسیرها درست نیستند. بعضی تفسیرها مغرضانه‌اند و نادرست. تفسیری که مِی را در این بیت طور دیگری بفهمد به‌وضوح نادرست است.

حافظ از می و می‌کده مفاهیم فکری برای مبارزه با دین سیاسی می‌سازد و روانشناسیِ فرقه‌ایِ جماعتی را آسیب‌شناسی می‌کند که مِی را حرام می‌دارند و بریدن سرِ ناموس را برای حفظ قدرت، حلال.

شب است و در کوچۀ می‌خانه عده‌ای جنازه‌ای بر دوش می‌برند. جنازۀ چه کسی؟ کسی که همیشه سجاده رویِ دوش‌اش بود و بیزار از زمین به جانب آسمان استغاثه می‌کرد: نعشِ «امامِ شهر».

این بازنمایی البته قدری ایده‌آل‌شده است. آرمان و آرزوی حافظ این است که زاهد ریاکارِ سجاده به دوش، رفتنی است و می‌خانۀ بی‌ریایِ یک‌رنگان، ماندنی.

اما بیت، احساس خاصی را اِبراز می‌کند:

انگار حافظ رند را می‌بینید که دارد بشکن می‌زند و تن را تکان‌تکان می‌دهد و صامت و مصوِّت‌های بیت را طوری آرایش می‌کند که بانگِ سرخوشانۀ نوش‌نوش و تصنیف طربناکِ «دوش‌دوش» را ابراز کنند.

بازی سرخوشانۀ بازنمایی (representation) و ابرازگری (expression) تنیده در انواع شگردهای فُرمیِ آهنگ‌ساز، ازجمله ضربِ خوش‌آهنگ و قدری حماسی و رزم‌جویِ «تَتَق تَتَق تَتَتق تق تتق تتق تتتق/ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن» آن شب تیره را پرشور می‌کند.

Читать полностью…

سوفیا

فرانکلین روزولت و ژوزف استالین در جریان جنگ جهانی دوم دو بار با هم دیدار کردند: یک‌بار در کنفرانس تهران (1943) و بار دیگر در کنفرانس یالتا (1945)، تنها دو سال پیش از مرگ روزولت. کنفرانس یالتا دربارۀ نظم سیاسی اروپا بعد از جنگ جهانی دوم و شکل‌گیری سازمان ملل متحد بود.

روزولت و استالین در کنفرانس یالتا هر دو بر ترویج «دموکراسی» در اروپا توافق کردند. اما روایت فرانکلین از دموکراسی با روایت ژوزف از آن زمین تا آسمان تفاوت داشت. منظور روزولت از دموکراسی انتخابات آزاد، دولت محدود، مطبوعات آزاد و مواردی از این دست بود و مراد استالین از دموکراسی، دیکتاتوری پرولتاریا تحت زعامت حزب کمونیست.

نظریه‌ها و اصطلاحات سیاسی اموری تاریخی‌اند و در زندگی اجتماعی ریشه دارند. ترم‌ها یا اصطلاحات تخصصی در نظریه‌های سیاسی معنای واحد و همیشگی ندارند و دیدگاه‌ها و نظریه‌های گوناگون مفاهیم اصلی سیاسی را به شیوه‌های گوناگون به کار می‌برند: این‌که معنای «لیبرال»، «چپ»، «دموکراسی»، «راست» و حتی خود واژۀ «سیاسی» چه باشد به موضع یا دیدگاهی بستگی دارد که از درون آن سخن می‌گوییم.

در سپهر سیاست بین هر دو دیدگاه سیاسی یا بین هر دو نظریۀ سیاسی یک دیدگاه یا نظریه می‌توان ابداع کرد. تِرم‌های سیاسی و نظریه‌های سیاسی اساساً امور طیفی‌اند (این دیدگاه در نظریه‌های سیاسی به فرضیۀ طیف‌مندی / Political Continuum Hypothesis مشهور است).

دموکراسی نیز همین وضع را دارد. در یونان باستان که نخستین نمونۀ دموکراسی در آنجا دیده شده است هم افلاطون و هم ارسطو دموکراسی را حکومتی شایسته نمی‌دانستند - افلاطون که از آن بیزار بود. اگر دموکراسی به معنای حکمرانی برابر و مستقیم اکثریت مردم باشد همواره باید با سازه‌های غیردموکراتیک محدود شود. از جمله تبدیل دموکراسی مستقیم به دموکراسی نمایندگی، آوردن قانون اساسی برای محدود کردن حکومت برآمده از اکثریت و تضمین پاره‌ای حقوق فردی - اینکه اکثریت نتواند هر چه دلش خواست با اقلیت بکند.

همچنین حکومت اکثریت مردم لزوماً به حکومت انسان‌های شایسته راه نمی‌برد. این تهدید که مردم‌سالاری (دموکراسی) لزوماً به شایسته‌سالاری (مریتوکراسی) نمی‌رسد نیز موجب می‌شود دموکراسی را محدود و مقید کنند.

برای مثال در جهان باستان ارسطو میان دو نوع حکومت اکثریت تمایز می‌گذاشت و یکی را خوب و دیگری را بد می‌دانست. به حکومت اکثریتی که حاکمان در پیِ برآوردن منافع شخصی‌شان باشند می‌گفت دموکراسی و آن را بد و به دردنخور می‌دانست و به حکومت اکثریتی که در پیِ خیر و شکوفایی عمومی باشد می‌گفت پولیتئیا (یا polity) و آن را شایسته می‌دانست.

چنان‌که فریدریش هایک - اقتصاددان اتریشی نولیبرال قرن بیستم -  شرح می‌دهد در انگلستان قوۀ مقننۀ دوبخشی (bicameral) برای همین تعبیه شده است که نظارت مجلس اعیان بر مجلس عوام شایسته‌سالاری بیشتری ایجاد کند.


به گمان من، هم‌سو با بسیاری از فیلسوفان سیاسی معاصر، قابل دفاع‌ترین نوع دموکراسی دموکراسی لیبرال است. اما این گمان که دموکراسی فقط یک طعم دارد با فرضیۀ طیفی‌بودن مفاهیم سیاسی که پیش‌تر از آن گفتم در تعارض است. در انقلاب 57 در ابتدا سخن گفتن از دموکراسی را می‌نکوهیدند و می‌گفتند «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد» ولی رفته‌رفته که اکثریت هواداران از دست رفت از «دموکراسی دینی» گفتند.

در سخن گفتن از دموکراسی - و البته سایر مفاهیم سیاسی - باید دقیق مشخص کرد دموکراسی یعنی چه و چه عناصری قرار است دموکراسی را محدود کنند که گفته‌اند «اشتراک لفظ دائم رهزن است». هرچه باشد هم روزولت از دموکراسی می‌گفت هم استالین.

Читать полностью…

سوفیا

می‌گویند از دموکراسی بگو! اما نمی‌گویند دموکراسی دقیقاً یعنی چه و از چقدر دموکراسی باید گفت. اگر مراد برداشت رایج و خام از دموکراسی به معنای قدرت برابری‌خواهانۀ مستقیم اکثریت مردم باشد، این قدرت همواره باید محدود شود و گاهی اساساً مطلوب نیست.

نظام‌های جمهوری و پادشاهی مشروطه به‌حق حاوی سازه‌های غیردموکراتیک‌اند. برای مثال قانون اساسی (خواه قانون اساسیِ نوشته مثل ایالات متحد خواه نانوشته مثل بریتانیا)، و نیز حقوق فردی قرار است همین دموکراسی را مهار و محدود کنند.

چنان‌که برخی از اندیشمندان مدرن هشدار داده‌اند دموکراسیِ لجام گسیخته نوع خطرناکی از استبداد را در پی خواهد داشت: استبداد اکثریت. یعنی اکثریتی که به‌نحو نظام‌مند مرتب کرسی‌های قدرت را تصاحب می‌کنند و به زیان اقلیت‌های گوناگون تصمیم می‌گیرند. این روند می‌تواند ادامه پیدا کند تا جایی که اکثریت گذشته به اقلیت فعلی بدل شود ولی کماکان به همان حذف و سرکوب سابق ادامه دهد، یعنی گذار از استبداد اکثریت به استبداد اقلیت (نمونه‌اش روند انقلاب 57 تا امروز).


دموکراسی تنها مطلوب سیاسی نیست و البته همه‌جا مطلوب نیست (نمونه‌اش عربستان امروز). در واقع مطلوبات سیاسی باید با هم، در کنارِ هم و با لحاظ کردنِ همۀ جهات سنجیده شوند تا نظام سیاسی متناسب با اقتضائات شرایط جامعه به توازنی از این مطلوبات سیاسی برسد.

این را می‌توان با مطلوبات زندگی فردی مقایسه کرد: هرکس در زندگی فردی اموری را مطلوب می‌داند، ازجمله سلامت بدن، سلامت روان، ثروت، دوستان خوب، کسب علم و دانش و موارد دیگر. سلامت بدن برای همگان مطلوب است. اما اگر کسی همۀ وقت و هزینۀ خود را صرف سلامت بدن کند، مثلاً مدام ورزش کند و وقتی برای کسب دانش، یا رسیدگی به سلامت روان یا کسب ثروت و معاشرت با دوستان نگذارد چیزهای مهم دیگری (مطلوبات دیگر) را از دست خواهد داد. پرداختن به سلامت تن مطلوب است، اما تا جایی که مطلوبات دیگر قربانی نشود.

هرکس باید بین مطلوبات شخصی‌اش نوعی توازن برقرار کند و حساب کند که در ازای برخورداری از مقدار بیشتری از فلان مطلوب چه چیزهایی را از دست خواهد داد.


مطلوبات سیاسی نیز همین وضع را دارند. آیا برابری یا عدالت خوب است؟ احتمالاً همۀ نظام‌های سیاسی (دست‌کم نظام‌های جمهوری یا پادشاهی مشروطه) تا حدی در پیِ برابری‌اند. اما اینکه چقدر محل بحث است. پرسش اینجاست که در ازای بالا بردنِ برابری چقدر از مطلوبات سیاسی دیگر (مثلاً آزادی فردی) قربانی خواهد شد.


در نظام‌های سیاسی جمهوری یا مشروطۀ مدرن دست‌کم پنج مطلوب سیاسی را می‌توان از هم تمیز داد:


1- حاکمیت مردم بر خودشان: اینکه قدرت سیاسی برآمده از مردم باشد.


2- آزادی‌های فردی: اینکه فرد تا حد امکان از مداخلۀ دولت و مداخلۀ اجتماعی رها باشد.


3- برابری: دست‌کم شامل برابری در پیشگاه قانون، قدرت سیاسی برابر، فرصت‌های برابر، برابری در اموال و ثروت.   


4- حفظ ارزش‌های ملّی یا اجتماعی (کامیونال): توافق بر نوعی مخرج مشترک هویتی، زبانی، تاریخی و ارزشی.


5- مدرنیزاسیون اقتصادی و مادی: بالا بردن استاندارد زندگی یا پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیک.


نمی‌توان از همۀ این مطلوبات به یک‌اندازه برخوردار بود. این ارزش‌ها گاه با هم در تعارض‌اند و برخورداری از مقدار بیشتری از یکی به قیمت برخورداری کمتر از دیگری است. تأکید مطلق به هر کدام از این مطلوبات ما را به نوع خاصی از حکمرانی می‌رساند و البته هر حاکمیت شایسته‌ای باید تلفیق متوازنی از این مطلوبات باشد.


جان کلام اینکه دوتایی گفتن یا نگفتن از دموکراسی نوعی دوتایی کاذب است. البته از دموکراسی هم باید گفت اما بی‌درنگ باید پرسید کدام سازه‌های سیاسی این دموکراسی را مقید می‌کنند و چقدر دموکراسی می‌تواند با طلب سایر مطلوبات سیاسیِ جامعۀ امروز ما سازگار باشد.

Читать полностью…

سوفیا

عنوان اصلی اثر:
Classics in Western Philosophy of Art: Major Themes and Arguments
مؤلف:
Noël Carroll
ناشر:
Hackett Publishing Company, 2022
عنوان اثر در زبان فارسی:
آثار کلاسیکِ فلسفۀ هنر غرب: درون‌مایه‌ها و استدلال‌های اصلی
مؤلف: نوئل کَرول
مترجم: کاوه بهبهانی
ناشر: نشر کرگدن
وضعیت: در حال ویرایش و بازخوانی نهایی

#ترجمه

@philobooks

Читать полностью…

سوفیا

🏛

🔹خانه آشنا با همکاری انجمن حکمت و فلسفه ایران به مناسبت روز جهانی فلسفه برگزار می‌کند:
وبینار فیلسوفان معاصر آمریکایی

🔸ارائه دهندگان و موضوعات:

جواد حیدری؛ درباره رابرت نوزیک
امیر مازیار، درباره آرثر دانتو
کاوه بهبهانی، درباره جان سرل
غزاله حجتی، دونالد دیویدسون
محسن کرمی، درباره استنلی کَوِل
مژگان خلیلی، درباره ریچارد رورتی
مختار نوری، درباره السدر مک‌اینتایر
حسین شیخ‌رضایی، تامس کوهن
فاطمه ابوترابیان، ویلارد کواین
حسین بیات، درباره هیلری پاتنم؛

دبیران اجرایی همراه با معرفی کتاب "فیلسوف امریکایی" جووانا برادوری، ترجمه میثم امینی؛ سروش علوی و امید کشمیری

📆 جمعه و شنبه ۷ و ۸ آذر؛
⏰ ساعت ۱۷ تا ۲۰
بصورت برخط (آنلاین) در محیط اسکای‌روم

🟢 حضور برای عموم آزاد و رایگان است.
برای شرکت در این وبینار، در این گروه تلگرامی عضو شوید:

گروه تلگرامی وبینار    👉

یا از طریق تماس با شماره‌ها و آیدی زیر:

☎️ ۲۲۲۲۲۳۰۰
📞 ۰۹۲۱۳۰۱۹۰۱۹
@Khaneashena

Читать полностью…

سوفیا

فایل صوتی رویداد دربارۀ پیری
سخنرانان: محمود مقدسی، کاوه بهبهانی، آرش نراقی
۱۵ مهر ۱۴۰۴

Читать полностью…

سوفیا

🔹مدرسۀ تردید برگزار می‌کند:

▫️رویداد آزاد

⭕️ به مناسبت انتشار کتاب «دربارهٔ پیری» ترجمهٔ آرش نراقی

🔹 سخنرانان:  آرش نراقی، کاوه بهبهانی، محمود مقدسی

⭕️ زمان: سه‌شنبه، ۱۵ مهر
⭕️ ساعت ۲۰
(به وقت تهران)

حضور در این جلسه آزاد و رایگان است.
برنامه در بستر اسکای‌روم برگزار خواهد شد.

⭕️ لینک مستقیم ورود به رویداد https://skyroom.online/ch/tardidschool/about-old-age

Читать полностью…

سوفیا

♦️کاوه بهبهانی با تاکید بر اندیشه‌ی "جان دیویی" از زیبایی شناسی در کلِ ساحاتِ زندگی سخن می‌گوید🔺

@joreah_journal

www.instagram.com/joreah_journal

Читать полностью…

سوفیا

درباره‌ی پیرپسر، ۲۶ مرداد، سینما گلستان

Читать полностью…

سوفیا

نشست‌های گفتار و اندیشه | جلسه ۸۷
معرفی و بررسی کتاب: آزادی و فرهنگ
نویسنده: جان دیویی | ترجمهٔ رضا یعقوبی

با حضور: کاوه بهبهانی

شهریور ۱۴۰۴
@goftar_andisheh

Читать полностью…

سوفیا

نشست‌ تحلیلی‌ فیلم #پیرپسر
🔴 بدون اکران فیلم 🔴

این نشست روز یکشنبه ۲۶ مردادماه در پردیس سینمایی گلستان برگزار خواهد شد.

🔺 خرید بلیت : irantic.com
👈 دسترسی آسان : B2n.ir/zr8887

با حضور کاوه بهبهانی / سیامک ظریف‌کار / آرش کمالی

Читать полностью…

سوفیا

🔊فایل صوتی مدرسه «هوش مصنوعی و علوم انسانی»

🗣سخنران:
جناب آقای کاوه بهبهانی

📚موضوع:
هنر و هوش مصنوعی: چرا نظریه هنر باید قصدگرا باشد؟

📆تاریخ:
1404/03/07

🆔/channel/hekmatfalsafe

Читать полностью…

سوفیا

یکی از آثار و شرح‌های خوبی که در طی سال‌های گذشته در مورد السدیر مک‌اینتایر خواندم همین کتاب جک راسل وینستین است که به همت و زحمت کاوه بهبهانی عزیز به فارسی ترجمه شده است. بطور کلی مک‌اینتایر را منطبق با تقسیم بندی معروف ریچارد رورتی (فیلسوفان ملوس و چموش) می‌توان در زمره فیلسوفان ملوسی دانست که با او می‌شود زندگی کرد و یک نظم سیاسی و اجتماعی سنجیده و متوازن مبتنی بر اخلاق، عدالت، رفاه و آزادی تنظیم ساخت!

/channel/DrMokhtarNouri

Читать полностью…
Subscribe to a channel