sedanet | Unsorted

Telegram-канал sedanet - وبسایت فرهنگی صدانت

24020

صدانت؛ صدای اندیشه آدرس وبسایت: www.3danet.ir اینستاگرام صدانت: instagram.com/3danet کانال رسمی صدانت: @Sedanet صدانت تی‌وی: @Sedanettv بایگانی صدانت: @sedanet1 آگاهی از نشست‌های فرهنگی: @News_sedanet

Subscribe to a channel

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 شیراز، شهرِ رندی و رواداری: گزارشی از گفتگوی نارنج‌کست با کاوه بهبهانی

شیراز را می‌توان از خلال شعر حافظ و سعدی، از رندی و رواداری، و از شیوه‌ای خاص برای زیستن و کنار آمدن با جهان شناخت. اما چه چیزی این شهر را به شهری متمایز تبدیل کرده است؟ آیا می‌توان برای شیراز نوعی اندیشه یا «گرامر» فرهنگی قائل شد؟

در دومین اپیزود از فصل نخست نارنج‌کست، #کاوه_بهبهانی از روح و خصلت‌های شیراز می‌گوید؛ از جایگاه حافظ و سعدی در شکل‌گیری ذهنیت جمعی مردم، از رندی به‌مثابه روحیه‌ای دور از تعصب و گشوده به دیگری، از اهمیت لذت‌های این‌جهانی و ذائقه، و از سنت گفتگو و سهل‌گیری در این شهر.

این گفتگو همچنین به پرسش‌هایی دربارهٔ نسبت شهر و ساکنانش، بحران گفتگو در جامعهٔ امروز، میراث فرهنگی شیراز و چشم‌انداز آیندهٔ آن می‌پردازد.

شاید شیراز را بیش از هر چیز بتوان با همین روحیه شناخت: گشودگی به افکار و سلیقه‌های متفاوت و پرهیز از این گمان که حقیقت یک‌بار برای همیشه در اختیار ماست.

🌐 مطالعه متن کامل گزارش به همراه ویدئو
🌾 @Sedanet
🌾 @Sophia_Kaveh

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 من هم کسی هستم! تأملی در نسبت هویت و کین‌توزی
✍️ #امید_قائم‌پناه

چرا «هویت» در جهان معاصر تا این اندازه اهمیت یافته است؟ چرا بسیاری از جنبش‌ها، اعتراضات و حتی انقلاب‌ها را نمی‌توان صرفاً با مطالبات اقتصادی و سیاسی توضیح داد؟

فرانسیس فوکویاما برای پاسخ به این پرسش، به مفهومی در فلسفه یونان باستان بازمی‌گردد: «تایموس»؛ بخشی از وجود انسان که با غرور، شرافت، احساس عدالت و میل به احترام و به‌رسمیت‌شناخته‌شدن پیوند دارد. انسان فقط در پی حقیقت یا تأمین نیازهایش نیست؛ او می‌خواهد کرامتش دیده شود و دیگران او را ارزشمند بدانند.

این میل در جهان مدرن فراگیر شده است. اگر در جوامع پیشامدرن، مطالبه احترام و منزلت بیشتر به طبقات اشرافی اختصاص داشت، در دوران مدرن همگان خود را سزاوار کرامت برابر می‌دانند. فوکویاما این تحول را با الهام از هگل و بحث مشهور «خدایگان و بنده» توضیح می‌دهد: حرکت تاریخ به سوی وضعیتی که در آن احترام و به‌رسمیت‌شناخته‌شدن، نه امتیاز گروهی خاص، بلکه حقی همگانی است؛ وضعیتی که «ایزوتیمیا» نامیده می‌شود.

از این منظر، بسیاری از جنبش‌های مدرن، از مطالبه برابری جنسیتی و نژادی تا ملی‌گرایی و دین سیاسی، را می‌توان تلاشی برای بازیابی یا تثبیت هویت و منزلت دانست. برای مثال، بخشی از مسلمانان مهاجر در اروپا ممکن است احساس کنند هویت و ارزش‌هایشان در جامعه میزبان به‌اندازه کافی به رسمیت شناخته نمی‌شود؛ در نتیجه، بازگشت به هویت اسلامی برایشان راهی برای بازیابی احساس تعلق و احترام باشد. به همین ترتیب، بخشی از هواداران ملی‌گرایی در آمریکا، از جمله حامیان ترامپ، ممکن است احساس کنند جایگاه و هویت جمعی‌شان به حاشیه رانده شده است. در چنین مواردی، حتی مشکلات اقتصادی نیز گاه نه صرفاً حاصل بحران معیشتی، بلکه نتیجه ازدست‌رفتن منزلت و هویت تفسیر می‌شوند.

نوشتار سپس به مفهوم «کین‌توزی» (Ressentiment) می‌پردازد. هنگامی که افراد یا گروه‌ها بارها تحقیر می‌شوند، نادیده گرفته می‌شوند و راهی برای تغییر وضعیت خود نمی‌یابند، ممکن است خشم فروخورده‌شان به کین‌توزی تبدیل شود. نیچه این سازوکار را با مفهوم واژگونی ارزش‌ها توضیح می‌دهد: فرد ناتوان، به‌جای تغییر مستقیم وضعیت خود، دشمنش را «شریر» می‌نامد و ارزش‌هایی می‌سازد که در آن خود را «خوب» و پیروز تصور کند. تمثیل مشهور بره و پرنده شکاری در آثار نیچه، تصویری از همین فرایند است. ماکس شلر نیز کین‌توزی را حالتی پایدار می‌داند که از سرکوب مداوم عواطفی چون خشم، حسادت و میل به انتقام پدید می‌آید.

این نوشتار می‌کوشد نشان دهد که پشت بسیاری از جنبش‌های هویتی و اعتراضات اجتماعی، فقط منافع مادی قرار ندارد؛ گاه مسئله اصلی، خواستِ دیده‌شدن، برخورداری از احترام و بازیابی کرامت ازدست‌رفته است. ناکامی مداوم در تحقق این خواست نیز می‌تواند به نفرت، کین‌توزی و قطبی‌شدن جامعه بینجامد.

آیا انسان‌ها فقط برای آنچه ندارند مبارزه می‌کنند، یا برای آن‌که احساس می‌کنند دیگر به حساب نمی‌آیند؟

🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 فراتر از غرب‌گرایی و غرب‌ستیزی: در جست‌وجوی مدرنیته‌های متکثر
✍️ #حسین_هوشمند

آیا برای مدرن شدن ناچاریم از غرب تقلید کنیم؟ یا برای حفظ هویت خود باید مدرنیته را یکسره کنار بگذاریم؟

این مقاله با نقد دوگانه آشنای «غرب‌گرایی و غرب‌ستیزی»، سراغ یکی از پرسش‌های مهم اندیشه معاصر ایران می‌رود: آیا می‌توان مدرن بود، بی‌آنکه غرب را الگوی نهایی خود بدانیم یا به نفی کلی آن برخیزیم؟

مقاله ابتدا به سراغ دیدگاه‌های فردید، آل‌احمد و شریعتی و سپس مناقشه رضا داوری و عبدالکریم سروش درباره ماهیت غرب می‌رود. در ادامه، با تکیه بر تمایز میان «روشنگری حداکثری» و «روشنگری حداقلی» و نظریه «مدرنیته‌های متکثر» چارلز تیلر، راهی برای عبور از این دوگانه پیشنهاد می‌کند.

در بخش پایانی، اندیشه محمد اقبال لاهوری به‌عنوان نمونه‌ای از امکان مدرنیته‌ای اسلامی بررسی می‌شود؛ مدرنیته‌ای که نه به تقلید از غرب فروکاسته می‌شود و نه برای مدرن بودن، گسست از سنت دینی را ضروری می‌داند.

ایده محوری مقاله این است: مدرنیته نه بسته‌ای آماده برای وارد کردن از غرب است و نه چیزی که با انکار غرب بتوان از آن گریخت. می‌توان دستاوردهای مدرن را سنجید، سنت خود را نقد و بازخوانی کرد و از دل منابع تاریخی و فرهنگی خویش، صورت‌های دیگری از مدرنیته را پدید آورد.

🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @HosseinHoushmand1

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 تفاوت بنیادی علم با دانش‌های شهودی و باورهای دینی
✍️ #منوچهر_ذاکر

آیا آنچه برای ما بدیهی و شهودی به نظر می‌رسد، لزوماً درست است؟

ذهن انسان برای بقا در جهان، میان‌بُرهایی ساخته است: از دیدن اراده و قصد در پسِ رویدادها تا جست‌وجوی هدف و معنا در پدیده‌های طبیعی. این میان‌بُرها به ما کمک می‌کنند سریع‌تر جهان را بفهمیم؛ اما همیشه هم ما را به حقیقت نمی‌رسانند.

این مقاله با تکیه بر نظریه پردازش دوگانه و یافته‌های علم شناختی دین، به سراغ همین مسئله می‌رود: چرا برخی باورها به‌سادگی در ذهن ما جا می‌گیرند و در جامعه گسترش می‌یابند، اما اندیشه علمی به آموزش، تمرین و نهادهای پشتیبان نیاز دارد؟

در این مقاله با مفاهیمی مانند HADD، نظریه ذهن، غایت‌اندیشی و دوگانه‌انگاری شهودی آشنا می‌شویم و می‌بینیم علم چگونه می‌کوشد از محدودیت‌های شناخت شهودی عبور کند؛ چگونه به‌جای جست‌وجوی نیت و هدف پنهان، به دنبال تبیین‌های آزمون‌پذیر و روش‌مند می‌رود.

این مقاله مفصل و نسبتاً طولانی است و برای مطالعه‌ای دقیق و باحوصله نوشته شده است. اگر فرصت خواندن آن را یک‌جا ندارید، می‌توانید نسخه PDF مقاله را از وب‌سایت صدانت دانلود کنید و در فرصتی مناسب بخوانید

🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @zaker_notes

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 فیلسوفِ شکست: امیل چوران و «بر قله‌های نومیدی»
✍️ #کاستیکا_براداتان

آیا شکست همیشه نقطه‌ی مقابل موفقیت است؟ آیا ممکن است شکست، به‌جای آنکه صرفاً نشانه‌ی ناتوانی باشد، راهی برای شناخت عمیق‌تر خود و جهان پیش پای ما بگذارد؟
امیل چوران، فیلسوف و نویسنده‌ی رومانیایی‌تبار فرانسوی، از اندیشمندانی است که تمام عمر با چنین پرسش‌هایی دست‌وپنجه نرم کرد. او نه نظامی فلسفی بنا کرد و نه در پی ساختن تصویری منسجم و امیدوارکننده از جهان بود. نوشته‌های کوتاه، تلخ و گزنده‌اش از نومیدی، شکست و دشواریِ بودن سخن می‌گویند؛ اما در دل این تاریکی، گاه طنزی رهایی‌بخش و نوعی آزادی نیز پدیدار می‌شود.

کاستیکا براداتان در مقاله‌ی «فیلسوفِ شکست» سراغ زندگی و اندیشه‌ی این چهره‌ی نامتعارف می‌رود؛ نویسنده‌ای که شکست را نه فقط در زندگی شخصی، بلکه در تاریخ، سیاست، تمدن و حتی خودِ آفرینش جست‌وجو می‌کرد. روایت او، در عین حال، از مواجهه‌ای دشوار با گذشته‌ی سیاسی چوران پرده برمی‌دارد: از شیفتگی جوانی‌اش به فاشیسم تا پشیمانی و فاصله‌گرفتن بعدی‌اش از آن. این بخش از زندگی چوران یادآور آن است که اندیشه را نمی‌توان جدا از خطاها و مسئولیت‌های اندیشمند فهمید.

اما شاید جذاب‌ترین پرسش مقاله این باشد: چطور می‌توان در جهانی که از نظر چوران چیزی جز شکستی بزرگ نیست، همچنان زندگی کرد؟ پاسخ او را باید در نوشتن، طنز و آنچه می‌توان «نومیدیِ شاد» نامید جست‌وجو کرد. نوشتن برای چوران صرفاً فعالیتی ادبی نبود؛ راهی بود برای تحمل‌پذیرکردن رنج و ادامه‌دادن زندگی.

این مقاله روایتی است از اندیشمندی که موفقیت را با بدگمانی می‌نگریست، از شکست شرم داشت و در عین حال می‌کوشید در آن نوعی آزادی بیابد؛ فیلسوفی که تناقض‌های زندگی‌اش به‌اندازه‌ی اندیشه‌هایش تأمل‌برانگیزند.

🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 چرا موفقیت دیگران تهدیدمان می‌کند؟
سخنرانی #آذرخش_مکری

چرا گاهی موفقیت و پیشرفت دیگران به‌جای آنکه خوشحالمان کند، در ما احساس تهدید و ناخشنودی برمی‌انگیزد؟ آذرخش مکری در سخنرانی «وقتی دیگری سود می‌برد» با بررسی ذهنیت حاصل‌جمع صفر، برابری‌خواهی و فرضیه‌های روان‌شناسی تکاملی، به ریشه‌های احتمالی رقابت، زیرآب‌زنی و مقاومت در برابر پیشرفت دیگران می‌پردازد.

🌐 مطالعه متن کامل به همراه ویدئو
🌾 @Sedanet
🌾 @DrAzarakhshMokri

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 بررسی کتاب «درس‌گفتارهایی در دین‌داری عقلی و اَقلّی»

دین‌داری در جهان امروز چگونه می‌تواند با عقلانیت و نیازهای انسانی سازگار شود؟ آیا برای دفاع از دین باید حقانیت آن را با برهان اثبات کرد، یا نشان‌دادن نامعقول‌نبودن آن کافی است؟

نشست بررسی کتاب «درس‌گفتارهایی در دین‌داری عقلی و اَقلّی» به همت حلقهٔ دیدگاه نو، شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، با حضور #عبدالکریم_سروش، نویسندهٔ کتاب، و جمعی از پژوهشگران برگزار شد.

#یاسر_میردامادی گردانندگی نشست را بر عهده داشت. این برنامه به‌صورت مجازی برگزار شد و هم‌زمان در کلاب‌هاوس نیز پخش می‌شد.

سروش در این کتاب، دین را نه صرفاً مجموعه‌ای از باورها و احکام، بلکه شیوه‌ای از زندگی می‌داند که می‌تواند به نیازهایی چون معنا، هویت، عشق، آرامش و تعلق پاسخ دهد. او از عقلانیتی ظنی و عرفی دفاع می‌کند که هدفش اثبات قطعی دین نیست، بلکه نشان‌دادن نامعقول‌نبودن دین‌داری است. زبان استعاری دین و ضرورت بازتفسیر استعاره‌های کهن برای نسل امروز نیز از محورهای اصلی اثر است.

در نشست، #خسرو_باقری بر تناسب کتاب با مخاطب نوجوان و اهمیت سبک زندگی در تربیت دینی تأکید کرد. #امیرحسین_جلالی_ندوشن از منظر روان‌کاوی به نقش دین در تأمین نیازهای عاطفی و حفظ کرامت انسان پرداخت و میان معقول‌بودن دین‌داری، منشأ روانی ایمان و آثار آن بر سلامت روان تمایز گذاشت.

#امیر_مازیار کتاب را تلاشی برای ارائهٔ تصویری ایجابی از اسلام دانست و به جایگاه قرآن، وحی، عبادات و فقه در این تصویر پرداخت. #حسین_کاجی نیز با مقایسهٔ فهرست نیازهای انسانی سروش با نظریهٔ مازلو، بر اهمیت تعلق اجتماعی، تسکین رنج و مدیریت تنهایی تأکید کرد.

#علی_قدسی پرسش‌هایی دربارهٔ کفایت نامعقول‌نبودن دین برای تربیت دینی و معنای دقیق دین‌داری اقلی مطرح کرد؛ از جمله اینکه آیا این رویکرد می‌تواند به پرسش «چرا مسلمان بمانم؟» پاسخی قانع‌کننده بدهد. #سروش_دباغ کتاب را در امتداد پروژهٔ دین‌شناسی سروش بررسی کرد و به پیوند آن با معرفت‌شناسی ظنی، خداشناسی استعاری و اخلاق پرداخت. #جواد_حیدری نیز از منظر مطالعات نیک‌زیستی، دین را یکی از شیوه‌های ممکن برای دستیابی به زندگی خوب دانست و استعارهٔ «باغی که در آن به دنیا آمدیم» را برجسته کرد.

در بخش پایانی، سروش به نقدها پاسخ داد و بر ضرورت محدودکردن انتظارات از دین تأکید کرد. از نظر او، دین نباید مدعی پاسخ‌گویی به همهٔ مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی باشد؛ بلکه می‌تواند در محدوده‌ای معقول به زندگی انسان معنا و آرامش ببخشد. او همچنین دین و سکولاریسم را لزوماً دو شیوهٔ زندگی متضاد ندانست.

این نشست فرصتی برای بررسی ظرفیت‌ها و چالش‌های رویکرد سروش به دین‌داری اقلی بود؛ رویکردی که می‌کوشد نسبت دین، عقلانیت، زندگی روزمره و تربیت نسل جدید را از نو صورت‌بندی کند.

🌐 مطالعه متن کامل به همراه فیلم جلسه
🌾 @Sedanet
🌾 @YMirdamadi
🌾 @amirmaziar1
🌾 @khosrowBagheri
🌾 @Soroushdabbagh_Official

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

✅ صدانت را در اینستاگرام هم دنبال کنید:
instagram.com/3danet

🌾 @Sedanet

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 گفتارهای عرفانی
✍️
#محمد_مجتهد_شبستری

اگر جهان را آن‌گونه که عادت کرده‌ایم نبینیم، چه تصویری از خدا، انسان و زندگی پیش چشممان پدیدار می‌شود؟

محمد مجتهد شبستری در مجموعهٔ «گفتارهای عرفانی»، با خواندن و شرح اندیشه‌های عطار نیشابوری و مولانا، به سراغ پرسش‌هایی می‌رود که قرن‌ها ذهن عارفان و فیلسوفان را به خود مشغول کرده‌اند: نسبت خدا و جهان چیست؟ انسان چه نسبتی با حقیقت هستی دارد؟ چرا با وجود برخورداری از چیزهای گوناگون، همچنان احساس کمبود و ناآرامی می‌کنیم؟ و آیا می‌توان از رنج‌هایی که در دلِ تعلقات، مقایسه‌ها و دلبستگی‌های ما ریشه می‌گیرند، رهایی یافت؟

محور اصلی این گفتارها، فهم عرفانیِ وحدت وجود است؛ نگاهی که در آن، جهان و موجودات به‌صورت جلوه‌های گوناگون یک حقیقت واحد فهمیده می‌شوند. شبستری برای نزدیک کردن این اندیشه به ذهن شنونده، به سراغ شعر عطار و مولانا می‌رود و تصویرهایی چون دریا و موج، جان و جهان، ظاهر و باطن و حضور و غیبت را شرح می‌دهد. در این مسیر، مفاهیمی مانند «کثرت»، «سراب»، «خلق مدام» و «خودِ واقعی» معنایی تازه پیدا می‌کنند.

یکی از محورهای جذاب بحث، پیوند میان جهان‌بینی عرفانی و تجربه‌های روزمرهٔ انسان است. شبستری توضیح می‌دهد که چگونه نگاه ما به جهان و دیگران می‌تواند با احساساتی چون حسد، کینه، ترس، اندوه و نارضایتی گره بخورد و چرا عارفان دگرگونی در نحوهٔ دیدن واقعیت را راهی برای سبک‌تر شدن بار این رنج‌ها می‌دانستند. از این منظر، پرسش از خدا و هستی با پرسش از شیوهٔ زندگی کردن، تجربهٔ زمان، شناخت خویشتن و مواجهه با رنج پیوند می‌خورد.

در ادامه، بحث به موضوعاتی چون نسبت جان و ذهن، حضور در لحظهٔ حال، ناپایداری جهان، معنای زندگی در دوران مدرن و تجربهٔ امر معنوی نیز کشیده می‌شود. شبستری در کنار عطار و مولانا، به اندیشه‌های متفکرانی چون اسپینوزا و مایستر اکهارت هم اشاره می‌کند و از شباهت‌ها و نسبت‌های میان سنت‌های فکری مختلف سخن می‌گوید.

این مجموعه برای کسانی که می‌خواهند با زبان و جهان اندیشهٔ عرفانی آشناتر شوند، فرصتی برای مکث و بازاندیشی فراهم می‌کند؛ به‌ویژه برای آنان که در شعر فارسی، پرسش‌های فلسفی و جست‌وجوی معنای زندگی، راهی برای فهم عمیق‌تر تجربهٔ انسانی می‌جویند.

«گفتارهای عرفانی» دعوتی است به بازخوانی عطار و مولانا و تأمل در این پرسش که اگر نسبت خود را با جهان و حقیقت از نو بفهمیم، تجربهٔ ما از زندگی چه تغییری خواهد کرد؟


🌐 مطالعه متن کامل به همراه صوت جلسات (۷ جلسه تا کنون)


🌾 @Sedanet
🌾 @mohammadmojtahedshabestari

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆سوگ در مرزِ درد، وجدان و حیرت
خوانشی روان‌شناختی ـ وجودی از تجربه فقدان
با تأملی بر آرای #نیما_قربانی ، #مصطفی_ملکیان و #آذرخش_مکری
✍️ #مصطفی_سلیمانی

سوگ، غالباً به‌مثابه واکنشی عاطفی به مرگ و فقدان تعریف می‌شود؛ گویی مسئله اصلی فرد سوگوار، تحمل اندوه ناشی از نبودن دیگری و سازگار شدن تدریجی با واقعیت فقدان است؛ با این ‌حال، تجربه زیسته سوگ نشان می‌دهد که آنچه پس از مرگ یک عزیز رخ می‌دهد، به «غمِ نبودن» محدود نیست. فقدان می‌تواند همزمان، بدن و دستگاه هیجانی فرد را درگیر کند، حساب اخلاقی رابطه با متوفی را دوباره بگشاید، امکان‌های از دست ‌رفته گذشته و آینده را به صورت حسرت بازگرداند و سرانجام، فرد را با پرسش‌هایی درباره مرگ، جهان، زندگی و معنای بودن، مواجه سازد.

مقاله حاضر با روش مروری ـ تحلیلی، خوانشی سه‌لایه از تجربه فقدان ارائه می‌کند. برای صورت‌بندی این سه لایه، سه مسیر فکری در فضای روان‌شناختی و فلسفی معاصر ایران در گفت‌وگو با ادبیات علمی سوگ قرار گرفته‌اند: تمایز نیما قربانی میان درد واقعیت و رنج ناشی از گریز و دفاع دربرابر آن؛ تمایز مصطفی ملکیان میان غم فقدان، پشیمانی اخلاقی و حسرت فرصت‌های از دست‌ رفته و توجه آذرخش مکری در خوانش آثار داکر کلتنر درباره حیرت، به امکان ظهور تجربه‌ای رازآلود و وجودی در مواجهه با مرگ عزیزان؛ این سه مسیر در مقاله حاضر تحت عناوین «درد»، «وجدان» و «حیرت» بازسازی می‌شود. یافته‌های پژوهشی درباره اجتناب تجربی، نشخوار فکری، گناه مرتبط با سوگ، کار ناتمام با متوفی، بازسازی معنا و هیجان حیرت نشان می‌دهد که این ساحت‌ها گرچه از یکدیگر متمایزند، در تجربه واقعی سوگ می‌توانند بر یکدیگر اثر بگذارند.

استدلال اصلی مقاله این است که همه سوگ‌ها الزاماً بحران معنا نیستند و معنابخشی نیز نباید به وظیفه‌ای فوری برای فرد سوگوار تبدیل شود. گاه نخستین ضرورت، تحمل درد است؛ گاه مسئله اصلی، مواجهه با وجدان رابطه و آنچه ناگفته و ناکرده باقی مانده و گاه، در سطحی دیگر، مرگ، افق فهم فرد از زندگی را چنان مختل می‌کند که پرسش معنا به‌طور طبیعی پدیدار می‌شود. بر همین اساس، سوگ را می‌توان نه مسیری خطی از اندوه به پذیرش، بلکه حرکتی پیچیده میان درد، رابطه، وجدان و مواجهه وجودی با محدودیت زندگی دانست.

🌐 مطالعه متن کامل

📕 این مقاله در شمارهٔ ۲۸ فصلنامهٔ «حیات معنوی» با موضوع «سوگ و معنای زندگی» منتشر شده است. برای مطالعهٔ دیگر مطالب این شماره می‌توانید نسخه کامل فصلنامه را از طاقچه خریداری کنید.

🌾 @filsofak
🌾 @Sedanet
🌾 @boshrairan

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 نشست نقد و بررسی کتاب «افسانه قرون وسطی»

کتاب «افسانه قرون وسطی» نوشته رمی براگ، فیلسوف و الهی‌دان فرانسوی، به سراغ یکی از کلیشه‌های ماندگار تاریخ اندیشه می‌رود: تصویری از قرون وسطی به‌عنوان دوران جهل و سلطه مذهب. براگ در عین حال با روایت مقابل، یعنی تصور قرون وسطی به‌عنوان عصری آرمانی و هماهنگ، نیز فاصله می‌گیرد.

در نشست نقد و بررسی این کتاب، دکتر عارف مسعودی، دکتر احمد بستانی و دکتر زانیار ابراهیمی درباره نسبت عقل و ایمان، نقش فلسفه در سنت‌های اسلامی، یهودی و مسیحی، میراث یونانی و محدودیت‌های روایت براگ از تاریخ اندیشه بحث کردند.

این گفت‌وگو فرصتی است برای بازاندیشی در تصویری که از قرون وسطی داریم؛ دورانی که فهم آن بدون توجه به تنوع سنت‌های فکری و تعامل میان تمدن‌ها ممکن نیست.

🌐 مطالعه متن گزارش و صوت این نشست

🌾 @Sedanet
🌾 @zaniarebrahimii

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

پس از تشخیص ظلم: وظیفهٔ ما کجا تمام می‌شود؟
ظالم بودن دیگری، به‌تنهایی، چه تکلیفی بر ایران می‌گذارد؟


#رحمن_قهرمان‌پور در یک تمثیل ساده می‌پرسد:
فردی کنار خیابان تصادف کرده است. شما باید چه کنید؟ تماس با اورژانس؟ همراهی تا بیمارستان؟ پیگیری زندگی او پس از ترخیص؟
وظیفهٔ اخلاقی ما دقیقاً کجا تمام می‌شود؟

اما این پرسش در سیاست دشوارتر است؛ چون دولت‌ها وقتی هزینهٔ یک منازعه را می‌پردازند، این هزینه فقط بر دوش تصمیم‌گیرندگان نیست. میلیون‌ها شهروند آن را با جان، امنیت، معیشت، توسعه و آیندهٔ خود می‌پردازند.

در مقابل، یک اعتراض جدی وجود دارد:
اگر هر بار که مقاومت پرهزینه شد عقب‌نشینی کنیم، کافی است ظالم هزینهٔ مقاومت را بالا ببرد تا از مخالفت مصون بماند. برخی ارزش‌ها دقیقاً به این دلیل ارزشمندند که انسان حاضر است برای آن‌ها هزینه بدهد.
پس مرز کجاست؟

مسئله این نیست که هیچ هزینه‌ای نباید برای ارزش‌های اخلاقی پرداخت؛ بلکه این است که ظلم طرف مقابل، به‌تنهایی، هر هزینه‌ای را توجیه نمی‌کند.
در داوری اخلاقی باید پرسید: احتمال موفقیت چقدر است؟ هزینه را چه کسی می‌پردازد؟ آیا راه کم‌هزینه‌تر و مؤثرتری وجود دارد؟
شناخت ظلم آغاز داوری اخلاقی است، نه پایان آن.

🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @RahmanGhahremanpour

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 فرهنگ در روزگار رنج؛ شب‌های بخارا و بازتولید منزلت فرهنگی
✍️ متین کاخ‌ساز

فرهنگ در هر جامعه‌ای فقط مجموعه‌ای از آثار، اندیشه‌ها و چهره‌ها نیست؛ بلکه میدانی است که در آن اعتبار، توجه و منزلت نیز توزیع می‌شود. اما این پرسش مهم مطرح است که چه کسانی و چگونه در مرکز توجه فرهنگی قرار می‌گیرند؟ آیا نهادهای فرهنگی صرفاً بازتاب‌دهنده‌ی اعتبار موجود هستند، یا خود نیز در ساختن و تثبیت این اعتبار نقش دارند؟

این جستار با تکیه بر مفاهیمی چون قدرت نمادین، سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی، به‌رسمیت‌شناسی نهادی و بازتولید فرهنگی در اندیشه‌ی متفکرانی چون آنتونیو گرامشی، پیر بوردیو، ماکس وبر و نانسی فریزر، به بررسی سازوکارهای تولید و بازتولید منزلت فرهنگی می‌پردازد.

نویسنده در این مقاله، «شب‌های بخارا» را نه به‌عنوان تنها نمونه‌ی تولید اعتبار فرهنگی، بلکه به‌عنوان موردی قابل مطالعه برای فهم چگونگی انباشت و تکرار شناسایی نهادی انتخاب کرده است. پرسش اصلی این است: وقتی برخی نام‌ها در طول زمان بارها در آیین‌ها، آرشیوها و تریبون‌های معتبر فرهنگی حضور می‌یابند، این تکرار چه اثری بر ساختار میدان فرهنگ و امکان دیده‌شدن دیگران دارد؟

این مقاله قصد داوری درباره‌ی ارزش علمی یا فرهنگی افراد را ندارد؛ بلکه می‌کوشد نشان دهد که چگونه حتی سازوکارهای فرهنگی ارزشمند، در کنار نقش مهم خود در حفظ و گسترش فرهنگ، می‌توانند ناخواسته در شکل‌گیری سلسله‌مراتب و تمرکز منزلت نیز نقش داشته باشند.

🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 کتاب | امام و قائم‌مقام: عقل دولت، ضامن اخلاق دولت

#محمدامیر_قدوسی در کتاب امام و قائم‌مقام به سراغ یکی از مهم‌ترین پرسش‌های اندیشه سیاسی معاصر ایران می‌رود: چه کسی حق حکومت کردن دارد و حکومت مشروع چگونه باید حکومت کند؟
این کتاب، برخلاف آنچه ممکن است از عنوانش به ذهن برسد، یک روایت تاریخی از رابطه امام خمینی و آیت‌الله حسینعلی منتظری یا شرح ماجرای قائم‌مقامی و عزل نیست. اثر در حوزه حقوق عمومی، فقه سیاسی، فلسفه اخلاق و اندیشه سیاسی قرار می‌گیرد و می‌کوشد دیدگاه‌های این دو متفکر را درباره مشروعیت سیاسی و حدود و اهداف زمامداری بازسازی و با یکدیگر مقایسه کند.

قدوسی بحث خود را حول دو پرسش اصلی پیش می‌برد:
🔹 زمامدار مشروع کیست؟
مشروعیت حکومت از کجا می‌آید؟ فقیه چه جایگاهی در حکومت دارد؟ رأی و انتخاب مردم چه نقشی دارد و زمامدار مشروع چه شرایطی باید داشته باشد؟
🔹 حکومت مشروع چگونه باید حکومت کند؟
اهداف حکومت چیست و قدرت سیاسی با چه محدودیت‌هایی روبه‌روست؟ نسبت میان فقه، اخلاق، حقوق مردم و مصلحت در تصمیمات حکومت چیست؟

یکی از بخش‌های قابل توجه کتاب، بررسی سیر تحول دیدگاه آیت‌الله منتظری درباره حکومت است؛ از نظریه نصب فقیه، به نظریه انتخاب فقیه و سپس دیدگاهی که برای فقیهان نقشی بیشتر در نظارت بر تقنین و قضا قائل می‌شود. در سوی دیگر، نویسنده دیدگاه‌های امام خمینی درباره زمامدار مشروع و اهداف و چارچوب‌های زمامداری را بازسازی می‌کند.

کتاب سپس از گزارش دیدگاه‌ها فراتر می‌رود و آنها را از منظر فلسفه اخلاق و نظریه دولت تحلیل و نقد می‌کند.

📖 مشخصات کتاب
نویسنده: محمد امیر قدوسی
ناشر: نگاه معاصر
حوزه: حقوق عمومی و اندیشه سیاسی
موضوعات: مشروعیت سیاسی، ولایت فقیه، نقش مردم، فقه سیاسی، اخلاق و حکومت
شخصیت‌های محوری: امام خمینی و آیت‌الله حسینعلی منتظری
حجم: بیش از ۶۰۰ صفحه

اگر به پرسش‌هایی درباره مشروعیت سیاسی، ولایت فقیه، نقش رأی مردم، حدود قدرت حکومت و نسبت فقه و اخلاق علاقه‌مندید، این کتاب می‌تواند مدخلی برای مطالعه‌ای نظری و پژوهشی درباره این مسائل باشد.

🌐 تقریظ دکتر گرجی ازندریانی بر کتاب «امام و قائم‌مقام: عقل دولت، ضامن اخلاق دولت»
مطالعه تقریظ دکتر گرجی ازندریانی
🌐 معرفی کتاب در صدانت
معرفی کتاب در صدانت
🌐 خرید کتاب
خرید کتاب از ایران‌کتاب

🌾 @Sedanet

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 «هیچ‌کس اهمیت نمی‌دهد»؛ جمله‌ای که هم می‌تواند ویران کند و هم آزاد

شاید این چند سطرِ منسوب به نیما یوشیج را شنیده باشید:

«چایت را بنوش
نگران فردایت نباش
از گندمزار من و تو
مشتی کاه می‌ماند برای بادها»

می‌توان این سطرها را دعوتی به سبک‌تر گرفتن بعضی نگرانی‌ها خواند. وقتی گرفتار فکرِ یک اشتباه کوچک یا قضاوت دیگران شده‌ایم، یادآوری گذرا بودن بسیاری از دغدغه‌ها می‌تواند از سنگینی‌شان کم کند.

گاهی همین معنا را در جمله‌ای کوتاه‌تر می‌گوییم:
«هیچ‌کس اهمیت نمی‌دهد.»

اما این جمله می‌تواند هم رهایی‌بخش باشد و هم ویرانگر؛ بسته به اینکه از آن چه بفهمیم.

پژوهش‌های روان‌شناختی دربارهٔ «اثر نورافکن» نشان می‌دهند که ما معمولاً میزان توجه دیگران به ظاهر، رفتار و لغزش‌های خود را بیش از واقع برآورد می‌کنیم. چیزی که ساعت‌ها در ذهن ما می‌ماند، شاید برای دیگری تنها لحظه‌ای گذرا بوده باشد.

اما این دو گزاره یکی نیستند:
«دیگران به لغزش من آن‌قدر که فکر می‌کنم توجه ندارند»
و
«من برای دیگران اهمیتی ندارم.»

ممکن است دوستی اشتباه لفظی ما را به خاطر نسپرده باشد، اما نگران حالمان باشد یا از دیدنمان خوشحال شود. کم‌توجهی به یک لغزش، دلیلِ بی‌اهمیت‌بودنِ صاحب آن نیست.

اما از اینجا پرسش عمیق‌تری آغاز می‌شود.

بسیاری از لغزش‌های ما فراموش می‌شوند؛ بسیاری از موفقیت‌هایمان هم. کسانی که امروز ما را می‌شناسند و به یاد می‌آورند همیشگی نیستند؛ خود ما نیز همیشگی نیستیم.

جهان موظف نیست شاهد زندگی ما باشد.

اما اگر تماشاگران را کنار بگذاریم، چه باقی می‌ماند؟

🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 تبارشناسیِ تک‌ساحتی! نقدی بر سخنرانیِ «تأثیرِ طبیعت‌گراییِ متافیزیکی بر اندیشۀ دینیِ پس از انقلاب اسلامی»
✍️ #رضا_نقوی

آیا طبیعت‌گراییِ متافیزیکی در اندیشه روشنفکران دینی معاصر، چنان‌که #آرش_نراقی می‌گوید، محصول تأثیر علم و فلسفۀ مدرن است؟ یا برای یافتن ریشه‌های این دیدگاه باید به گذشته‌ای دورتر، به سنت فلسفۀ اسلامی، بازگشت؟

رضا نقوی در این نوشتار، تبارشناسی آرش نراقی از اندیشۀ دینی پس از انقلاب را به نقد می‌کشد و سعی می‌کند نشان دهد که نسبت‌دادن دیدگاه‌هایی چون تلقی خاص از وحی، دعا، معجزه و امامت به طبیعت‌گرایی مدرن، بدون توجه به پیشینۀ آن‌ها در فلسفۀ مسلمانان، تصویری ناقص و تک‌ساحتی به دست می‌دهد.

نویسنده با رجوع به آرای فارابی، ابن‌سینا، ملاصدرا، غزالی و دیگر فیلسوفان مسلمان، استدلال می‌کند که بسیاری از دیدگاه‌هایی که امروز به تأثیر مدرنیته نسبت داده می‌شوند، پیشینه‌ای جدی در سنت فکری اسلامی دارند. برای مثال، تفسیر رؤیاانگارانه از وحی را می‌توان در فلسفۀ فارابی و دیگر فیلسوفان مسلمان پی گرفت؛ نقد تلقی رایج از معجزه نیز نزد متفکرانی چون غزالی، ابن‌رشد و ملاصدرا سابقه دارد.

نقد مقاله به همین‌جا محدود نمی‌شود. نقوی سعی می‌کند نشان‌دهد که در بحث دعا، نراقی تفسیر روان‌شناختی را به روشنفکران دینی نسبت می‌دهد، حال آنکه عبدالکریم سروش صریحاً چنین برداشتی را رد می‌کند و بر واقع‌گرایانه بودن دعای حاجت تأکید دارد. همچنین در بحث امامت و فاعلیت خداوند در طبیعت، نویسنده می‌کوشد نشان دهد که نمی‌توان هر اختلافی با تلقی کلامی رایج را بی‌درنگ به طبیعت‌گرایی مدرن نسبت داد.

مسئلۀ اصلی این مقاله، دفاع از درستی همۀ دیدگاه‌های روشنفکران دینی نیست؛ بلکه پرسشی روش‌شناختی و مهم‌تر است: آیا می‌توان برای اندیشه‌ای تبارشناسی دقیقی نوشت، بی‌آنکه پیشینۀ آن را در سنت‌های فکری گذشته جدی گرفت؟

🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 نشست رونمایی کتاب «بکت و چوران» نوشتهٔ استیون متیو

آیا می‌توان از دل رنج، بی‌معنایی و فروپاشی زبان، هنوز چیزی برای گفتن یافت؟ بکت و چوران، دو نویسنده‌ای که هر یک به شیوه‌ای با تاریکی‌های وجود انسان مواجه شدند، در این نشست موضوع گفت‌وگویی دربارهٔ آوارگی، تنهایی، بحران معنا و ناتوانی زبان در بیان فاجعه‌اند.

در نشست هشتادودوم «شهر فلسفهٔ ایران»، به مناسبت رونمایی از کتاب «بکت و چوران» نوشتهٔ استیون متیو، #سینا_بشیری (مترجم کتاب) و #محمدزمان_زمانی_جمشیدی به بررسی جهان فکری و ادبی این دو نویسنده پرداختند؛ از تجربهٔ آوارگی و نوشتن به زبانی غیر از زبان مادری تا شخصیت‌های محاصره‌شده، سکوت و زبانی که گویی خود زیر فشار فاجعه از هم می‌پاشد.

اما آیا در جهان تیرهٔ بکت و چوران هنوز می‌توان نشانی از امید یافت؟ آیا ادامه‌دادن به معنای امیدواری است؟ و آیا ادبیات باید برای رنج انسان پاسخی داشته باشد یا کافی است آن را بی‌پرده روایت کند؟

این نشست تلاشی است برای نزدیک‌شدن به جهان دو نویسنده که به‌جای وعده‌دادن به رهایی، ما را با پرسش‌های دشوار انسان و معنای ادامه‌دادن روبه‌رو می‌کنند.

🌐 مطالعه متن گزارش به همراه ویدئو
🌾 @Sedanet
🌾 @iraniancityofphilosophy

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

تأثیر طبیعت‌گرایی متافیزیکی در اندیشه دینی پس از انقلاب
🎙 #آرش_نراقی

چهارمین نشست از سلسله‌نشست‌های «ایران؛ دیروز، امروز، فردا» به همت مؤسسه فرهنگی اجتماعی سپهرداد طوس، ۸ آبان ۱۴۰۵ برگزار شد. در این نشست، آرش نراقی، استاد دین و فلسفه در دانشگاه موراوین، به بررسی یکی از پیش‌فرض‌های مهم و کمتر مورد توجه در اندیشه دینی معاصر ایران پرداخت.

طبیعت‌گرایی متافیزیکی چیست و چرا پذیرش آن می‌تواند به تغییر برداشت ما از دین بینجامد؟ نراقی در این سخنرانی نشان می‌دهد که چگونه یک پیش‌فرض فلسفی درباره نسبت جهان طبیعی و امر ماورای طبیعی، به‌تدریج از یک روش علمی به موضعی متافیزیکی تبدیل شد؛ موضعی که بر اساس آن، یا اساساً چیزی ورای طبیعت وجود ندارد، یا اگر وجود دارد، نمی‌تواند در جهان طبیعت تأثیر علّی بگذارد.

او با پیگیری ریشه‌های تاریخی این نگرش، از گالیله و فیلسوفان دوران مدرن تا سید احمدخان هندی، نشان می‌دهد که این تلقی چگونه بر پروژه نواندیشی دینی مسلمانان و به‌ویژه اندیشه دینی پس از انقلاب اثر گذاشته است. بخش مهمی از سخنرانی به بررسی پیامدهای این نگرش در فهم مفاهیمی چون وحی، دعا، معجزه، امامت و قرآن اختصاص دارد؛ مفاهیمی که در قرائت طبیعت‌گرایانه، اغلب به تجربه‌هایی روان‌شناختی، اخلاقی یا طبیعی بازتفسیر می‌شوند.

اما پرسش اصلی نراقی به نقد این رویکرد محدود نمی‌ماند: آیا واقعاً برای سازگار بودن با عقلانیت مدرن باید ساحت ماورای طبیعی دین را انکار کرد؟ آیا مدرن بودن لزوماً به معنای طبیعت‌گرا بودن است؟

پیشنهاد او جدی گرفتن امکانی دیگر است: دفاع از عقلانیت مدرن، بدون انکار امر ماورای طبیعی و امکان تأثیر آن در جهان. امکانی که به باور او می‌تواند افق تازه‌ای پیش روی اندیشه دینی در ایران بگشاید.

🌐 مطالعه متن کامل به همراه صوت و فیلم
🌾 @Sedanet
🌾 @arash_naraghi
🌾 @sepehrdadtoos

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 حفره‌هایی که دیده نمی‌شوند؛ داستان هواپیماهای جنگ جهانی دوم و سوگیری بازماندگی

در جنگ جهانی دوم، وقتی مهندسان محل اصابت گلوله‌ها روی هواپیماهای بازگشته را بررسی می‌کردند، به نتیجه‌ای ظاهراً روشن رسیدند: باید بخش‌هایی را زره‌پوش کرد که بیشترین گلوله به آن‌ها اصابت کرده بود. اما آبراهام والد، ریاضی‌دان و آماردان، متوجه چیزی شد که از چشم دیگران پنهان مانده بود: هواپیماهایی که از ناحیه موتور یا بخش‌های حیاتی آسیب دیده بودند، بازنگشته بودند تا در آمار ثبت شوند!

هواپیماهایی که گلوله به بخش‌های حیاتی‌شان، مثل موتور، کابین خلبان یا مخزن سوخت، اصابت کرده بود، هرگز به پایگاه برنگشتند تا در این بررسی به حساب بیایند!

این ماجرا نمونه‌ای شگفت‌انگیز از سوگیری بازماندگی است؛ خطایی که باعث می‌شود فقط موفقیت‌ها را ببینیم و شکست‌ها، حذف‌شده‌ها و فرصت‌های ازدست‌رفته را فراموش کنیم.

از داستان کارآفرینان موفق و روایت‌های تاریخی تا پژوهش‌های پزشکی و زندگی روزمره، این سوگیری می‌تواند نگاه ما به جهان را به‌سادگی منحرف کند.

🌐
مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

📚 حافظ، حافظِ ما و مولانا، ناقضِ ما
✍️ حمیدرضا یزدانی

چرا حافظ در زندگی روزمره‌ی ما حضوری چنین نزدیک دارد، اما مولانا را بیشتر می‌ستاییم تا آنکه با جهانش زندگی کنیم؟

این مقاله می‌کوشد به این پرسش از منظری متفاوت پاسخ دهد: شاید حافظ را از آن رو به خود نزدیک می‌یابیم که زبانِ تردیدها، تناقض‌ها و ناتمامی‌های ماست؛ شاعری که بی‌آنکه لزوماً گرهی از همه‌ی پرسش‌هایمان بگشاید، به تجربه‌های مبهم و گاه ناگفتنیِ ما زبان می‌دهد. در مقابل، مولانا ما را به ماندن در وضعیت کنونی‌مان فرامی‌خواند؟ نه؛ او از ما می‌خواهد از خودِ آشنایمان فراتر برویم و امکان دیگری برای بودن و زیستن را جدی بگیریم.

در این خوانش، تفاوت حافظ و مولانا صرفاً تفاوت دو شاعر یا دو زبان شعری نیست؛ تفاوت میان دو نیاز انسانی است: نیاز به فهمیده‌شدن و نیاز به دگرگون‌شدن. حافظ به ما کمک می‌کند خود را در فاصله‌ی میان آرمان و واقعیت بازشناسیم؛ مولانا یادآوری می‌کند که این فاصله و ناتمامی، لزوماً پایان راه نیست.

مقاله با گفت‌وگو میان شعر این دو شاعر و اندیشه‌های مونتنی، کی‌یرکگور، نیچه و گادامر، می‌کوشد روشن کند که چرا بازشناختن خویشتن در آینه‌ی حافظ برایمان آسان‌تر است، اما دعوت مولانا به عبور از خویشتن می‌تواند دشوارتر باشد.

🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 میراث یونان و تصویر ایران در دفاع روبیو از رهبری غرب
✍️ حمیدرضا سعادت نیاکی

مارکو روبیو، وزیر امور خارجۀ آمریکا، در سخنرانی خود در آتن، با ارجاع به میراث یونان باستان، از ضرورت احیای قدرت و اعتمادبه‌نفس غرب دفاع می‌کند. او با یادآوری حملۀ خشایارشا به آتن، روایت تاریخی خود را به بحثی دربارۀ هویت غرب، قدرت سیاسی و جایگاه آمریکا در جهان امروز پیوند می‌زند.

اما آیا میراث یونان باستان می‌تواند به‌تنهایی مبنایی برای ادعای رهبری غرب باشد؟ تصویر ایران در این روایت چگونه شکل می‌گیرد؟ و آیا دفاع از آزادی و ارزش زندگی، با تأکید بر حفظ برتری جهانی و توسل به قدرت نظامی سازگار است؟

این مقاله با بررسی سخنان روبیو و بازخوانی برخی روایت‌های تاریخی از هرودوت، افلاطون، ارسطو و دیگر نویسندگان باستان، نسبت میان میراث تمدنی، غرور ملی، جنگ و ادعای رهبری غرب را به پرسش می‌گیرد؛ و یادآور می‌شود که هیچ قدرتی صرفاً به اتکای گذشته‌اش از پاسخ‌گویی دربارۀ سیاست‌های امروز خود معاف نیست.

🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Hamidreza_Saadat_Niaki

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 میشل ولبک و بحران مرد در جهان معاصر

همان‌طور که در اقتصاد، عده‌ای ثروتمند و عده‌ای فقیرند، در بازار روابط جنسی و عاطفی نیز عده‌ای محبوب‌اند و عده‌ای همیشه پس زده می‌شوند.

#میشل_ولبک ، نویسنده‌ی فرانسوی معاصر، در رمان‌هایش به سراغ یکی از تناقض‌های جهان مدرن می‌رود: انسان امروز از قید بسیاری از سنت‌ها آزاد شده و ظاهراً حق انتخاب بیشتری دارد، اما چرا همچنان با تنهایی، شکست و بی‌معنایی دست‌وپنجه نرم می‌کند؟

شخصیت‌های مرد ولبک اغلب آدم‌هایی معمولی‌اند؛ کارمند، مهندس یا دانشمندانی که لزوماً در فقر زندگی نمی‌کنند، اما در روابط عاطفی و جنسی احساس شکست می‌کنند. آن‌ها میل عمیقی به عشق، صمیمیت و تعلق دارند، ولی در جهانی زندگی می‌کنند که رسیدن به این خواسته‌ها دیگر تضمین‌شده نیست.

در چنین جهانی، عشق بیش از آن‌که سرنوشت باشد، به دستاوردی تبدیل می‌شود که باید برای به دست آوردنش رقابت کرد. جذابیت، جوانی، اعتمادبه‌نفس و مهارت اجتماعی به سرمایه‌هایی تعیین‌کننده بدل می‌شوند؛ سرمایه‌هایی که همه به یک اندازه از آن‌ها برخوردار نیستند. بعضی‌ها پیوسته انتخاب می‌شوند و بعضی دیگر، هرقدر هم مشتاق باشند، بارها طرد می‌شوند.

از نگاه ولبک، شکست این مردان را نمی‌توان صرفاً به ضعف‌های فردی‌شان نسبت داد. آن‌ها در میانه‌ی یک گذار تاریخی گرفتار شده‌اند: از یک سو، چارچوب‌های سنتی که مسیر زندگی را تا حدی پیش‌بینی‌پذیر می‌کردند تضعیف شده‌اند؛ از سوی دیگر، آزادی و کثرت انتخاب‌ها لزوماً ابزار لازم برای موفقیت را در اختیار همه قرار نداده‌اند.

تراژدی این شخصیت‌ها در فاصله‌ی میان وعده‌های جامعه و امکانات واقعی زندگی‌شان نهفته است. به آن‌ها گفته می‌شود که می‌توانند هر چیزی را انتخاب کنند، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که بتوانند به خواسته‌هایشان برسند. در نتیجه، شکست اجتماعی و نابرابری ساختاری به‌آسانی به احساس ناکامی شخصی تبدیل می‌شود.

در جهان ولبک، تنهایی صرفاً مشکل کسانی نیست که نمی‌توانند رابطه برقرار کنند؛ می‌تواند محصول نظمی اجتماعی باشد که آدم‌ها را به رقابت وامی‌دارد، بی‌آن‌که امکان موفقیت را برای همه فراهم کند.

🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 شرق‌شناسی پس از ادوارد سعید
✍️ #حسین_هوشمند

#ادوارد_سعید در کتاب بحث‌برانگیز شرق‌شناسی نشان داد که شناخت غرب از شرق، همیشه صرفاً حاصل پژوهش و کنجکاوی علمی نبوده؛ گاهی دانش، زبان و نهادهای دانشگاهی نیز در پیوند با قدرت و استعمار، تصویری از شرق ساخته‌اند که سلطه بر آن را توجیه می‌کند.

اما آیا نظریهٔ سعید خود از نقد مصون است؟ آیا می‌توان سنت‌های متنوع شرق‌شناسی را ذیل یک گفتمان واحد قرار داد؟ و اگر دانش با قدرت درآمیخته است، چگونه می‌توان میان شناخت معتبر و بازنمایی تحریف‌شده تمایز گذاشت؟

حسین هوشمند در این مقاله به سراغ این پرسش‌ها می‌رود؛ از مبانی نظریهٔ سعید و پیوند دانش و قدرت تا نقدهای جدی واردشده بر آن و ضرورت بازنگری در پروژهٔ شرق‌شناسی.

این مقاله نه دفاعی بی‌چون‌وچرا از سعید است و نه تلاشی برای کنار گذاشتن او؛ بلکه می‌کوشد نشان دهد چگونه می‌توان هستهٔ انتقادی اندیشهٔ او را حفظ کرد، از تعمیم‌های افراطی فاصله گرفت و به شناختی دقیق‌تر، انتقادی‌تر و انسانی‌تر از فرهنگ‌ها رسید.

در جهانی که تصویر «شرق» و «غرب» همچنان در رسانه‌ها، سیاست و منازعات نظامی بازتولید می‌شود، پرسش سعید هنوز زنده است: چه کسی دیگری را تعریف می‌کند، با چه پیش‌فرض‌هایی، و این تعریف در خدمت چه قدرتی قرار می‌گیرد؟

🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @HosseinHoushmand1

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 مقاله «درباب یاوه‌گویی»
✍️ #هری_فرانکفورت

چرا بعضی حرف‌ها، حتی وقتی نسبتشان با واقعیت روشن نیست، این‌قدر تأثیرگذارند؟ چرا گاهی کسی با اطمینان درباره موضوعی سخن می‌گوید، بی‌آنکه واقعاً بداند درباره چه چیزی حرف می‌زند؟

هری فرانکفورت، فیلسوف آمریکایی، در مقاله مشهور «درباب یاوه‌گویی» (On Bullshit) به پدیده‌ای می‌پردازد که در سیاست، تبلیغات، رسانه و زندگی روزمره فراوان با آن مواجهیم: یاوه‌گویی.

فرانکفورت میان یاوه‌گویی و دروغ‌گویی تمایزی اساسی می‌گذارد. دروغ‌گو، با وجود قصد فریب، همچنان با حقیقت سروکار دارد؛ او می‌کوشد چیزی خلاف واقعیت را به مخاطب بقبولاند. اما برای یاوه‌گو، درستی یا نادرستی سخن اهمیت محوری ندارد. او حرفی را انتخاب می‌کند که به هدفش کمک کند، خواه آن حرف درست باشد، خواه نادرست.

بنابراین، ممکن است کسی سخن درستی بگوید، اما چون نسبت آن را با واقعیت جدی نمی‌گیرد و فقط می‌خواهد بر مخاطب تأثیر بگذارد، در حال یاوه‌گویی باشد. جوهر یاوه‌گویی نه لزوماً دروغ‌بودن، بلکه بی‌اعتنایی به حقیقت است.

یاوه‌گویی لزوماً حاصل ناآگاهی یا بی‌دقتی نیست. سیاست‌مداران، تبلیغاتچی‌ها و متخصصان روابط عمومی ممکن است سخنان خود را با مهارت و ظرافت فراوان تنظیم کنند، بی‌آنکه هدف اصلی‌شان روشن‌کردن واقعیت باشد. گاهی مقصود، صرفاً ساختن تصویری مطلوب از خود، جلب اعتماد یا برانگیختن احساسات مخاطب است.

فرانکفورت یکی از دلایل رواج یاوه‌گویی را موقعیت‌هایی می‌داند که افراد را وادار می‌کند درباره موضوعاتی اظهارنظر کنند که شناخت کافی از آن‌ها ندارند. در چنین شرایطی، به‌جای اعتراف به ندانستن، ممکن است سخنانی قاطع و ظاهراً عمیق تولید کنیم که پیوند محکمی با واقعیت ندارند.

او همچنین به این تصور انتقاد می‌کند که چون شناخت واقعیت دشوار است، باید به بیان احساسات و برداشت‌های شخصی خود بسنده کنیم. از نظر فرانکفورت، حتی صداقت با خویش نیز بدون تلاش برای شناخت جهان کافی نیست؛ زیرا شناخت ما از خودمان از شناخت جهان و دیگران جدا نیست.

اهمیت این مقاله در پرسشی است که پیش روی ما می‌گذارد: آیا گوینده واقعاً می‌کوشد چیزی درباره جهان به ما بگوید، یا فقط می‌خواهد بر ما تأثیر بگذارد؟ در روزگاری که با انبوهی از تحلیل‌ها، پیش‌بینی‌ها، شعارها و ادعاهای قاطع مواجهیم، این پرسش بیش از همیشه اهمیت دارد.

🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 آیا تحریم‌ها اقتصاد ایران را نابود می‌کنند؟

تحریم‌ها چه سهمی در وضعیت اقتصادی امروز ایران دارند؟ آیا می‌توان مشکلات اقتصادی کشور را صرفاً به فشارهای خارجی نسبت داد، یا باید نقش سیاست‌گذاری داخلی، سوءمدیریت و فساد را هم در نظر گرفت؟

در نشست نقد و بررسی کتاب «گلوگاه»، #رحمن_قهرمان‌پور و #سعید_لیلاز از دو منظر متفاوت به مسئلهٔ تحریم‌ها و پیامدهای آن‌ها پرداختند. این بحث تنها به تأثیر تحریم‌ها بر اقتصاد محدود نمی‌شود؛ بلکه پرسش‌هایی مهم‌تر دربارهٔ توسعه، دموکراسی، گسترش شکاف طبقاتی و تأثیر سیاست‌های اقتصادی بر زندگی روزمرهٔ مردم را نیز پیش می‌کشد.

تحریم‌ها چگونه مسیر توسعهٔ ایران را تحت تأثیر قرار داده‌اند؟ رابطهٔ فشارهای خارجی با مشکلات ساختاری اقتصاد چیست؟ و در تحلیل وضعیت موجود، مرز میان اثر تحریم‌ها و مسئولیت تصمیم‌گیران داخلی کجاست؟

این نشست فرصتی است برای بررسی دیدگاه‌های متفاوت دربارهٔ یکی از مهم‌ترین مسائل اقتصاد و سیاست ایران و بازاندیشی در این پرسش که برای فهم وضعیت کنونی، باید به کدام عوامل بیشتر توجه کرد.

🌐 برای مطالعه متن کامل و مشاهده ویدئو اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🌾 @riskanddiplomacy
🌾 @roozArooz_media

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 گزارشی از نشست «آیا اصول اخلاقی واقعیت دارند؟»

آیا اصول اخلاقی بخشی از واقعیت‌اند که ما آن‌ها را کشف می‌کنیم، یا ساخته‌هایی انسانی‌اند که برای تنظیم رفتار و زندگی جمعی به کار می‌آیند؟ اگر بگوییم شکنجه انسان بی‌گناه نارواست، آیا درباره واقعیتی مستقل از سلیقه خود حرف می‌زنیم یا از ارزشی سخن می‌گوییم که انسان‌ها به رفتارها نسبت داده‌اند؟

در نشست «آیا اصول اخلاقی واقعیت دارند؟»، #هادی_صمدی و #امید_کشمیری از دو منظر متفاوت به این پرسش پرداختند. صمدی اخلاق را پدیده‌ای چندلایه دانست که از گرایش‌های زیستی و هیجانی آغاز می‌شود، در قالب هنجارهای اجتماعی گسترش می‌یابد و در سطحی دیگر به استدلال اخلاقی و تدوین اصول می‌رسد. کشمیری، در مقابل، از نوعی واقع‌گرایی اخلاقی دفاع کرد و کوشید نشان دهد که تجربه‌هایی مانند رشد اخلاقی، تشخیص خطا و گفت‌وگوی عقلانی را می‌توان با فرض وجود حقیقت‌های اخلاقی بهتر توضیح داد.

بحث در ادامه به موضوعاتی چون تکامل اخلاق، نقش عواطف، واقعیت‌های اجتماعی، اصول اخلاقی، سیاست‌گذاری و معنای واقعیت داشتن رسید. اختلاف دو سخنران فقط بر سر خوب و بد نبود؛ آن‌ها در این‌باره نیز اختلاف داشتند که برای واقعی دانستن چیزی، چه نوع وجودی باید برای آن قائل باشیم.

🌐 مطالعه متن کامل و دسترسی به ویدئو و صوت این نشست

🌾 @Sedanet
🌾 @Omidkeshmiri
🌾 @evophilosophy
🌾 @iraniancityofphilosophy

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 پیشرفت شتابناکِ هوش مصنوعی و آینده‌ی پسا-انسانیِ بسیار نزدیک ما؛ گُمانه‌هایی تا سال ۲۰۳۶
✍️ #بعثت_علمی

ما در جهانی زندگی می‌کنیم که نه فقط فناوری، بلکه تجربه‌ی ما از زمان نیز تغییر کرده است. شتاب زندگی مدرن، شبکه‌های اجتماعی و منطق سرمایه باعث شده‌اند احساس کنیم همیشه از زمان عقب مانده‌ایم؛ گویی فرصت زیستن، پیش از آنکه تجربه‌اش کنیم، از دست می‌رود.

این جستار می‌کوشد از منظر فلسفه، جامعه‌شناسی و تخیل آینده‌نگرانه به این پرسش بپردازد که اگر روند کنونی هوش مصنوعی ادامه یابد، چه تغییراتی در نهادهایی چون دانشگاه، شیوه‌ی کار، رسانه‌ها، روابط انسانی و حتی درک ما از بدن و هویت انسانی رخ خواهد داد.

🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 وقتی قصه‌ها دیگر کافی نیستند؛ چگونه باید زیست؟
✍️ پویان بردیامنش

ما انسان‌ها معمولاً زندگی خود را بر پایه‌ی پاسخ‌هایی پیش می‌بریم که از پیش در اختیارمان قرار گرفته‌اند؛ باورهای دینی، آرمان‌های اخلاقی و سیاسی، میل به موفقیت، لذت، بقا یا روایت‌هایی که برای خودمان از معنای زندگی ساخته‌ایم. اما چه اتفاقی می‌افتد وقتی این قصه‌ها دیگر توان پاسخ‌دادن به پرسش‌های بنیادین ما را ندارند؟ وقتی نه فقط پاسخ‌ها، بلکه خودِ پرسش «چرا باید زیست؟» دوباره پیش روی ما قرار می‌گیرد؟

یادداشت پیش‌رو تلاشی است برای مواجهه‌ای جدی با همین وضعیت: نیهیلیسم، فروپاشی معناهای آماده و پرسش بنیادین «چگونه باید زیست؟». در این مسیر، با مرور و بازسازی برخی استدلال‌های کتاب اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم، تلاش می‌شود نشان داده شود که چگونه بسیاری از غایت‌های رایج زندگی ــ از بقا و لذت گرفته تا برخی پاسخ‌های اخلاقی، دینی و فلسفی ــ با پرسش‌هایی دشوار روبه‌رو می‌شوند.

اما مسئله در همین‌جا پایان نمی‌یابد؛ زیرا حتی اگر پاسخ‌های پیشین ناکافی باشند، انسان همچنان ناگزیر از انتخاب و عمل است. کتاب از همین نقطه آغاز می‌کند و می‌پرسد: اگر معناهای ازپیش‌داده‌شده دیگر برای ما پذیرفتنی نباشند، آیا هنوز می‌توان مبنایی برای زیستنی معنادار و موجه یافت؟

اصول مبارزه در زمانه نیهیلیسم پیشنهادی است برای آغازکردن از دل همین استیصال؛ پیشنهادی که به جای بازگشت ساده به روایت‌های گذشته، بر امکان یک «مبارزه» برای فراروی از بی‌معنایی و خلق ارزش‌های تازه تأکید می‌کند؛ مبارزه‌ای که هم وجهی نظری دارد و هم به شکل‌دادن به خودِ سوژه و شیوه‌ی زیستن او مربوط می‌شود.

🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @PhilosophicalHalt
🌾 @MobarezehDarZamaneyeNihilism

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 از «ابتذال شر» تا ابتذال مفهوم در خوانش سروش دباغ از آرنت و هایدگر
✍️ حمیدرضا سعادت نیاکی

حمیدرضا سعادت نیاکی در این جستار مدعایی مشخص درباره خوانش سروش دباغ از آرنت و هایدگر مطرح می‌کند: مسئله صرفاً چند خطای پراکنده در نقل یا تفسیر این فیلسوفان نیست؛ در این خوانش، الگویی تکرارشونده در نحوۀ مواجهه با مفاهیم فلسفی دیده می‌شود.

نویسنده این الگو را «ابتذال مفهوم» می‌نامد: مفهوم از مسئله و دستگاهی که در آن پدید آمده جدا می‌شود، بخشی از تمایزها و قیودش را از دست می‌دهد و به معنایی عام‌تر و انعطاف‌پذیرتر تبدیل می‌شود؛ اما همچنان نام و اقتدار فیلسوف مبدأ را با خود حمل می‌کند.

مقاله می‌کوشد نشان دهد که این اتفاق در خوانش دباغ بارها رخ می‌دهد: «ابتذال شر» آرنت به عادی‌شدن بدی و حساسیت‌زدایی اخلاقی نزدیک می‌شود؛ «پرتاب‌شدگی» هایدگر به خرسندی و لمس حضور راه می‌برد؛ «زمانمندی» به زیستن در اکنون و آفریدن لحظات حضور نزدیک می‌شود؛ حقیقت اثر هنری به نظاره‌گری و سکوت معنوی می‌رسد؛ و «اصالت» چنان بازسازی می‌شود که گویی برخی انسان‌ها از آن برخوردارند و گروهی دیگر فاقد آن‌اند.

مدعای مقاله این نیست که اقتباس، مقایسه یا بازسازی مفاهیم فلسفی نارواست. برعکس، نویسنده تصریح می‌کند که تاریخ فلسفه بدون انتقال و بازسازی مفاهیم قابل تصور نیست. مسئله آنجاست که مرز میان «شرح یک فیلسوف»، «تفسیر او»، «الهام گرفتن از او» و «ساختن اندیشه‌ای شخصی با استفاده از مفاهیم او» محو شود.

از همین‌جا نقد سروش دباغ به مسئله‌ای عمومی‌تر درباره ترویج فلسفه در فضای فارسی‌زبان تبدیل می‌شود: ساده‌کردن زبان فلسفه یک چیز است و ساده‌سازی خودِ مفهوم چیز دیگر. مفهوم فلسفی فقط با آنچه می‌گوید مشخص نمی‌شود؛ با آنچه اجازه نمی‌دهد بگوییم نیز تعین پیدا می‌کند. اگر این محدودیت‌ها حذف شوند، مفهوم ظاهراً توان توضیح همه‌چیز را پیدا می‌کند، اما درست در همان لحظه دیگر تقریباً هیچ چیز معینی نمی‌گوید.

و مقاله سرانجام به این مدعای رادیکال‌تر می‌رسد:
اگر فیلسوفی که می‌خوانیم همیشه همان چیزی را بگوید که ما از پیش می‌خواستیم بگوییم، دیگر طرف گفت‌وگوی ما نیست؛ به پژواک خود ما تبدیل شده است.

«ابتذال مفهوم» از جایی آغاز می‌شود که به‌جای آنکه مواجهه با مفهوم ما را وادار به تغییر کند، مفهوم را آن‌قدر تغییر می‌دهیم تا بی‌مقاومت همان چیزی را بگوید که پیشاپیش می‌خواستیم بگوییم.

🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet

Читать полностью…

وبسایت فرهنگی صدانت

🔆 آیا عدالت‌خواهی در سرشت ماست، یا آن را می‌آموزیم؟

فرض کنید دارایی شما از یک سکه به دوازده سکه رسیده، اما دارایی دیگری از یک سکه به شصت سکه. شما بسیار بیشتر از گذشته دارید؛ بااین‌حال ممکن است به‌جای رضایت، از فاصله‌ای که میان شما افتاده ناراحت شوید. چرا؟

#آذرخش_مکری در دو گفتار دربارهٔ پیچیدگی‌های روانی برابری و انصاف سراغ همین پرسش می‌رود: حساسیت ما به نابرابری چقدر ریشه در تکامل دارد و چقدر آموختهٔ فرهنگ، آموزش، بازار و نهادهای اجتماعی است؟
پژوهش‌هایی که او مرور می‌کند گاهی خلاف شهود ما هستند: چرا میمونی که خیار می‌گیرد با دیدن انگورِ دیگری اعتراض می‌کند، اما میمونی که انگور گرفته از سهم کمتر دیگری ناراحت نمی‌شود؟ چرا کودکان در فرهنگ‌های مختلف «تقسیم عادلانه» را یکسان نمی‌فهمند؟ و چرا حتی تعریف ما از «استحقاق» ممکن است وقتی سهم خودمان در میان است تغییر کند؟

این بحث در نهایت به پرسشی روزمره اما دشوار می‌رسد:
آیا انصاف یعنی همه به یک اندازه داشته باشند، یا هرکس به اندازهٔ کوشش و شایستگی‌اش؟ و از کجا مطمئنیم معیاری که «عادلانه» می‌دانیم، تحت تأثیر منفعت خودمان نیست؟

🌐 مطالعه متن کامل به همراه دو ویدئو
🌾 @Sedanet
🌾 @DrAzarakhshMokri

Читать полностью…
Subscribe to a channel