1866
بگویم [کنون] آنچه گفتن سزد خــرد خـــام گفـــتارها را پــزد «فردوسی» گفتارها و یادداشتهایی در: فرهنگ و طبیعت؛ فلسفه، شعر و ادب، جامعه *راه ارتباط: @man46
📔 آیین رونمایی از کتاب در باب گفتوگو
با سخنرانی استادان:
#مصطفی_ملکیان
#فاطمه_صدر_عاملی
#اردشیر_منصوری
و پخش پیام تصویری پیتر گرت،
دوست و همراه دیوید بوم (نویسنده کتاب)
🗓یکشنبه 24 خرداد 1405 ساعت 17
🏡تهران، بزرگراه حقانی، بلوار کتابخانه ملی، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، سالن حکمت
🔹برنامه به صورت حضوری برگزار می گردد.
🔹ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
💢 موسسه راه بی پایان گفتوگو💢
💢موسسه فرزانه روز💢
💢سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران💢
💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢
🆔 @iranianhht
آقای روحالامینی، هشدار از کهریزکی دیگر!
✍🏼یک شهروند تهرانی
♦جناب آقای عبدالحسین روحالامینی، من یکی از همنسلان محسن فرزند شما هستم. چند روز پیش در خلال گفتگو با یکی از معترضان جوان، متوجه شدم "محسن روحالامینی، امیر جوادیفر، محمد کامرانی و ستار بهشتی" را نمیشناخت. با خودم گفتم اگر از معترضان جوانی که مانند محسن روح الامینی در بازداشت تحت فشار جان دادهاند، حتی نامی باقی نمانده باشد، چطور ممکن است چنین اعمالی امروز ریشهکن شده باشد؟
امروز بسیاری از خانوادهها، مانند شما در تابستان ۱۳۸۸، در حالی به دنبال فرزندانشان بین این مرکز و آن سازمان سرگردانند که نمیدانند او را زنده ملاقات خواهند کرد یا نه. نگران اینکه مبادا آنها نیز سرنوشتی مانند محسن پیدا کنند. به عنوان نمونه، در فیلمی از بندرعباس که در شبکههای اجتماعی منتشر شده، آرین مرادی فرزند عبدالرحمن (ارقام انتهایی کد ملی: ۰۰۰۰۶۵۹۴۵۱) اهل روستای سیاهوی بندرعباس، در میان دیگر بازداشتشدگان در اتوبوس صحیح و سالم نشسته، در حالیکه اسمش در فهرست کشتههایی است که دولت منتشر کرده.
♦حسین علایی از فرماندهان سپاه در مرداد ۱۳۸۸ ماجرای آن روزهای شما را از زبان خودتان چنین روایت کرده بود:
«من از روز دستگیری وی، به هر کجا که مراجعه کردم، پاسخی به من ندادند. نیروی انتظامی، سپاه، وزارت اطلاعات و قوه قضاییه هر کدام از خود سلب مسؤلیت میکردند. دو هفته را این گونه سپری کردم. به هر کجا سر میزدم، با دیوار بلندی از ناامیدی روبهرو میشدم. تا اینکه دلالی پیدا شد و گفت اگر چهار میلیون تومان به من بپردازید، ترتیب ملاقات شما را با فرزندتان میدهم. در روز مبعث در حسینیه امام خمینی و ملاقات مسئولان با رهبری(ره) این موضوع را با وزیر اطلاعات مطرح کردم تا در مورد دلال تحقیق کنند... از وزیر اطلاعات خبری نشد.
♦ دو روز بعد، فردی به دفتر کار من زنگ زد و گفت شما که از مسؤولین و دارای پاسپورت سبز نیز میباشید، چرا سراغ پسرتان را نمیگیرید. به شما تسلیت عرض میکنم. بعد نشانی محلی را که باید به دنبال او بروم، داد. مشخص شد که فرزندم را وقتی که گرفتهاند، مورد ضرب و شتم شدید قرار داده و او را مجروح کردهاند. جنازهاش را که دیدم، متوجه شدم که دهانش را خرد کردهاند.» (فرارو، ۱۰ مرداد ۱۳۸۸)
♦در سال ۸۸ بعد از علنی شدن آن جنایت شوم در بازداشتگاه کهریزک، این بازداشتگاه به علت عدم برخورداری از «استانداردهای لازم»!!! تعطیل شد (خبرآنلاین، ۶ مرداد ۱۳۸۸). آیا امروز با این حجم گسترده بازداشت، این احتمال وجود ندارد که رفتارهای غیراستاندارد در بازداشتگاههای کشور رخ دهد؟
بسیاری بر این باورند که اگر پدر محسن با بزرگان نظام[رهبری] حشر و نشر نداشت کسی وقعی به آن جنایت نمینهاد.
آقای روحالامینی، افرادی که در دیماه بازداشت شدهاند، کسی مثل شما را ندارند که با بزرگان نظام حشر و نشر داشته باشد؛ آیا شما و نمایندگان مجلس، برای دفاع از حقوق آنها کاری کردهاید؟ آیا بنا دارید کاری در این مورد بکنید؟
♦تمام تغییرات از لحظهای شروع میشود که ما برای محافظت از حقوق مردم ایستادگی کنیم و مانع از دست رفتن حقوق ایشان و مهمتر از همه حق حیاتشان شویم.
melimazhabi.com
✅@mellimazzhabi
📣اطلاعیه تغییر ساعت برگزاری نشست سوم اسفند مؤسسه رحمان
ضمن تبریک فرارسیدن ماه مبارک رمضان و آرزوی قبولی طاعات و عبادات روزهداران
برای برگزاری هرچه بهتر نشست سوم اسفند و با هماهنگی سخنرانان ارجمند، زمان برگزاری برنامه به شرح زیر تغییر پیدا کرده است:
🕓 آغاز نشست: ساعت ۱۶:۳۰
۱۶:۳۰ تا ۱۷:۱۵ | سخنرانی آقای منصوری
۱۷:۱۵ تا ۱۸:۰۰ | سخنرانی آقای رحمانیان
۱۸:۰۰ تا ۱۸:۳۰ | گفتوگو و تبادل نظر همراه با صرف افطار
از علاقمندان دعوت میشود تا در این نشست چه به صورت حضوری و چه آنلاین با ما همراه باشند.
لینک آنلاین نشست:
https://meet.google.com/wjs-ehig-wnc
وبسایت | اینستاگرام | تلگرام
تماشای ویدیوی رویداد آزاد در یوتیوب مدرسۀ تردید https://youtu.be/5Rb3CLo32Go
Читать полностью…
«چگونه "خودکامه" نشویم؟»
هم بر قدرتان و حاکمان و هم ما مردمانِ خسته از بحران، در معرض خودکامگی، و فرهنگ و زبان استبدادی هستیم. پرهیزدادن از «خودکامگی» فقط پندی اخلاقی نیست، بلکه بایستهای سیاسی، و از این رو استراتژی مبارزه در فضای کنونی ایران هم هست. زبان مشحون از نشانگان خودکامگی مانع از پیوند است؛ چه پیوند دولت-ملت، و چه پیوندِ گروههایی از مردم که در مقام استیفای حق به ائتلاف و همصدایی نیازمندند.
🔹 چگونه نشانههای خودکامگی را بشناسیم و خود را از آن مصون نگه بداریم؟
▪️نشانگانِ خودکامگی در فرهنگِ سیاسی:
این که پیشوا/ رهبر خود را با القابی همچون «آقا/ حضرت/ مقام...» یا «شاهزاده» یا «استاد» یا «رفیق/ برادر» خطاب کنی و چنانچه مقتدایت را حتی اگر بهسادگی به نام اصلیش خطاب کنند، آنها را ضد خود تلقی کنی! در عوض خودت رهبر مخالفانت را جز با دشنام یا طعن خطاب نکنی.
➖آموزههای زبان و فرهنگ استبدادزده:
- نگو «معترض»، بگو «اغتشاشگر»! نگو انتقاد و دادخواهی، بگو فتنه، بگو فریبخوردگان اسرائیل!
- نگو «مجاهدین خلق»، «فدایی خلق» «حزب توده»، یا بگو «منافق» تا از نگاه حکومت در صف ضدانقلاب قرار نگیری، یا بگو «چپول» تا هوارادان پادشاهی تحویلت بگیرند، یا «سلطانی» و «آلبانی» را قافیه کن تا در تمایز از گفتمان حکومتی آن دو جریان معارض را نواخته باشی!
- اگر بگویی «رضا پهلوی» هیچ کس از تو راضی نیست، نه حکومت، و نه مخالفانِ حکومت. یا باید بگویی «شاهزاده» تا در ازای پذیرفتهشدن از سوی یک جریان از اپوزیسیون، هم مطرود حکومت باشی و هم همۀ دیگر مخالفان و معترضان، و یا باید بگویی «ربعپهلوی» یا «پیر کودک» تا در ازای نفرتی که از سوی جریان پهلویخواه تحمل میکنی نزد برخی نیروهای داخلی و شاید لایههایی از حاکمیت مخاطبی و رضایتی بیابی.
- اگر میخواهی از چشم انبوه مخالفان نیفتی، نگو «اصلاحطلب»، بگو «اسهالطلب»، به جای «جنبش سبز» یا محض رضایت ولاییون بگو «فتنۀ موسویچیها»، یا محض رضایت براندازان بگو «پیرمرد خفه شو»! تا دیده شوی، شنیده شوی. اگر پیراسته از دشنام، زبان به استدلال و نقد بگشایی، برای همۀ خطوط غالب میدان ناخودی هستی و شایستۀ طرد و نفی، حتی دشنام و تهدید!
✅ پیشنهادی کوچک برای توقف دمینوی خودکامگی:
«بهرهگیری بیشتر از گوش، استفادۀ بهتر از زبان و قلم»
اگر کسی پیش و بیش از آن که بهدرستی «بشنود» تنها «بگوید»؛ چه آن که فقط فرمان و رهنمود میدهد، و چه آن که به اعتراض دهان به فریاد میگشاید، در معرض این خطر قرار دارد. خودکامگی فقط «حاکمان» را تهدید نمیکند، راهبرانِ جنبشهای رهاییخواه، نخبگان فکری، و خودِ ما مردمِ حیران و معترض هم باید خود را در معرض آن ببینیم.
رهایی از چرخۀ استبداد، منوط است به دریافت دقیق بنیانهای ایدئولوژیِ آزادیستیز و نقد مستدل آن. بدین منظور باید ابتدا خواند و شنید و فهمید. در جایگاه شنونده، حتی اگر با فحشی مواجه شدیم، آن را از فیلتر خِرد عبور دهیم و ببینیم ژرفای پیام و اعتراضِ نهفتۀ پشت آن ناسزا چیست. نگذاریم آزردگی از ظاهرِ ناسزای کلامِ مخالف، ما را از فهم درست «دیگری» باز دارد و شعلۀ نفرت و انتقام را برافروزد. در بحبوحۀ سیاسی کنونی، پاسخ فحش، دشنام نیست؛ صبوری است و دعوت به استدلال برای جدل مؤثر.
نخبۀ عزیز! «از دشنام مرنج و با دشنام مرنجان»! حتی اگر جریانی را خطرناک یافتی، نقد و برائت آری، تحقیر و تنفّر نه.
در خشم شدن از مشاهدۀ خون معترضان عاصی از انبوهی فقر و فساد و تبعیض و تحقیر، واکنشی است انسانی و حتی شرط شرافت؛ همچنانکه نگرانی از مشاهدۀ سایۀ نسلکشان و بیزنسمنهای کثیف بر سر مملکت. اما نباید گذارد خشم انباشته ما را به ورطۀ تکثیر نفرت، خشونت و خودکامگی بکشاند. بس است زنجیرۀ تزایدِ رحمان-شیطان، هابیل-قابیل، ضحاک-فریدون و حسین-یزیدسازی! زبان مشحون از کینه و انتقام ذهنِ خودکامه میسازد و امکان عاملیت مؤثر برای رهایی را میستاند.
اردشیر منصوری. ۱۵ بهمن ۱۴۰۴
@ardeshirmansouri
تقدیم به آسمان قهر کرده با مردمانی که ماییم!
به پاییزی که امسال،
خشکتر از هر تابستان بر ما گذشت!
به زمستانی که گویی نمیخواهد اندکی،
حتی اندکی، از پاییز به مهرتر باشد با نابختیارانِ این سرزمین!
به این شبهبارانی که معلوم نیست
او پرتابۀ نمِ چشمان حیران منتظران فرومانده در زمین است،
یا این نمِ بر چشمان نشسته تنها سهم ما از سخاوت آسمان است!
تقدیم به همین شبهباران:
هیچ صورتگر به صد سال از بدایع وز نگار
آن نداند کرد و نتواند که یک باران کند
[به نقل از ناقلِ نغزهای پراکندۀ پیش از خودش: بوسعید خراسانی]
@ardeshirmansouri
عتاب و مودّت
#شعرواندیشه
(بصیرتی ارتباطی در دقیقهای ادبی)
یک بیت قدیمی عربی (منسوب به علی بن جَهم، شاعر قرن سوم هجری):
إذا ذَهَبَ العِتابُ فَلَیسَ وُدٌّ
و یَبْقَی الوُدُّ ما بَقِیَ العِتابُ
[یادآوری: تفطن به این بیت را مرهون نکتهیابیهای ادبی-معنوی دوست فاضل، نویسندۀ "عقل آبی" صدیق قطبی عزیز هستم]
برگردان آزادِ من:
عتاب چون برود مهر و دوستی برود
و مهر باشد اگر آن عتاب هم باشد
شاعران بزرگ پارسیگوی از این بیت بهره بردهاند.
بهرۀ مولوی از این بیت اخذ مستقیم یک مصراع است. در غزلی از مولوی میخوانیم:
که یَبْقَی الْحُبُّ مَا بَقِیَ الْعِتَابُ
که هر نقصی کشانندۀ مزیدیست
با وجود اقتباس مستقیم، به نظر میآید این استفادۀ مولوی بیش از حد صریح است و فاقد یک ظرافت عاشقانه. این گونه «نقص» خواندنِ «عتاب»، و قاعدۀ کلی ساختن از نسبتِ نقص و زیادت، چندان برخوردار از دقایق عاطفی و منطقی نیست.
اما حافظ مضمونپردازی خلاقانۀ بدیعتری از آن بیت کرده:
۱- عتاب یار پریچهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند
***
۲-بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال
خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا
درنگی در بهرههای حافظی از بیت:
در بیت یکم از حافظ، عتابِ یار، نه "نقص"، به تعبیر مولوی، بلکه غیرمستقیم مصداق "جفا" دانسته شده است. اگر «نقص و زیادت» وصفی وجودیاند، و کمبهره از وجه اخلاقی-اختیاری-مسئولیتآور انسانی، اما «جفا و تلافی» بیشتر در قلمرو اخلاقاند و کنشی در فضای جبران را ظریفانه به معشوق یادآور میشوند. عتاب یار اگر عاشقانه پذیرفته (کشیده) شود، امید است تلافی دلپذیر داشته باشد. البته تصریحِ پریچهر بودن یار هم که بر جنبۀ زیبایی جسمانی یار تأکید دارد، در بیت عربی نیست.
در بیت دوم از حافظ، نه فقط سخنی از نقص و نقصان در کار نیست، بلکه حتی پای تعبیر «جفا» هم در میان نیست. گزارش غیرمستقیم این است که از مقتضیِات «وصال» توأمان بودن کرشمه و عتاب است. در وفاداری به مضمون آن بیت عربی، حافظ بازمیگشاید که اگر عاشق نخواهد عتاب را تاب بیاورد، باید آمادۀ محرومیت از وصال باشد. اگر وصال ظرف کرشمههای دلپذیر است، گاه بستر عتاب هم هست ناگزیر.
اما نکته و بصیرت ضرور
التفات به آمیختگی «عتاب و کرشمه» تجویزی به طرفین رابطۀ عاشقانه (مشخصاً معشوق) نمیدهد برای «عتاب کردن»، بلکه توصیه به طرفین رابطه (مشخصاً عاشق) است برای تحمل عتاب.
به زبان ساده:
قرار نیست توسل به آن بیت عربی و این ابیات حافظی مجوزی شود برای عاشق و معشوق، بهویژه معشوق، که جفا روا بدارد و از عاشق تحمل (تحمل فوق طاقت) طلب کند؛ بلکه توصیه به عاشق و معشوق، بهویژه عاشق است که مقتضیِ وصال همواره کرشمۀ دلپذیر نیست، گاه هم جلوههایی از عتاب در راه خواهد بود و شکیبایی در برابر عتاب شرط بهرهمندی از کرشمههای تلافیکنندۀ بعدی است.
رمز بقای وصال عاشقانه: عتابی خواه ناخواه پیش آمدنی است. رواداشتِ عتاب به عمد نه، اما پذیرش و حسن تحمل در برابر عتابی ناگزیر که از جانب یار پریچهره از راه میرسد، آری.
ا. منصوری . ۳ دی ۱۴۰۴
@ardeshirmansouri
یادداشت یلدایی
💨❄️⛈
هیچ اشکالی ندارد که خردمند به بهانههایی به شادی بگراید.
به تعبیر فردوسی بزرگ:
چو شادی بکاهی بکاهد روان
خرد گردد اندر میان ناتوان
اما؛ آنچه مایۀ شگفتی است، برخی افسانهپردازی دربارۀ آن بهانهها، به باور تبدیل شدن آنها، و واقعانگاری دربارۀ آن بهانهها است.
یلــدا در سالهای اخیر نمونۀ یکی از این افسانهپردازیها است.
هیچ اشکالی ندارد که شبی به نام «یلدا»، که دربارۀ وجه تسمیهاش بسی قصههای نامستند ساختهاند و هر سال بر حجم جزئیات این قصه افزوده میشود، بهانۀ با هم بودن خانوادهها و دوستان باشد. اما دیگر این همه بافتۀ پردامنه رواست آیا؟ این که برای مثال ایرانیان از قدیم چنین و چنان میکردند و این شب را جشن میگرفتند؟
یکی از عجایب اختراع: «یلدا مبارک» است.
آیا روایتی معتبر هست که مستند کند مبارک بودن این شب را نزد ایرانیان باستان؟
نگاهی به مضمونپردازیهای شب یلدا در متون شعری بزرگان ادب فارسی گواه آن است که یلدا برای گذشتگان ما همواره نماد شبی نامبارک بوده است که باید زوال آن را آرزو میکردی.
شبی دراز، درازترین شب سال، که نمادی بوده است برای سیاهیِ دراز و سرمای توانفرسای کشنده. نزد گذشتگان ما آرزوی گذر از یلدا و خواست صبحی که پایان یلدا باشد آری، اما جشن گرفتن این شب و مبارک تلقی کردن آن؟ نـه. بعید است شاهدی قوی بتوان برای این مبارکانگاری یافت.
و این هم چند نمونه از بزرگان شعر پارسی در بیان نامبارکی شب یلدا:
در شاهنامۀ حکیم بینظیر توس، فردوسی بزرگ، هرگز نام «یلدا» نیامده.
ببینیم نزد دیگر سخنسرایان بزرگ یلدا چه جایگاهی دارد.
الف- حافظِ بینظیر
تنها مورد کاربرد یلدا در دیوان حافظ:
ظلمت حکّام ظلمت شب یلدا است
نور ز خورشید جو بو که بر آید
چه معنادار است تلقی سیاسی حافظ از شب یلدا. در نگاه رند شیراز یلدا تداعیکنندۀ حاکمیتی است که جز سیاهی و تباهی برای مردمش ندارد.
ب- سعدی
در شعرهای سعدی چند بار یلدا آمده، به یکی دو موردش بسنده میکنیم:
۱- هنوز با همه دردم امید درمان است
که آخری بود آخر شبان یلدا را
> برای شیخ اجلّ یلدا آن نامبارک شبی است که باید به پایان رسیدنش را آرزو کرد.
۲- باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود
>به شرح بالا
ج- خاقانی
۲- آری که افتاب مجرد به یک شعاع
بیخ کواکب شب یلدا برافکند
>برای خاقانی یلدا چنان نامبارک است که حتی ستارگان در آن شب ناخواستنیاند و شاعر آرزو میکند خورشیدی بیاید و بیخ آن ستارگان را بکند.
۲- همه شبهای غم آبستن روز طرب است
یوسف روز به چاه شب یلدا بینند
> یلدا صراحتاً نماد شب غم است. شاعر مخاطب را دلداری میدهد که امید داشته باشد این شب غم پایان یابد و طربهای پس از این شب جبرانِ این شبغمبار را بکند.
د- صائب.
حتی صائب که به روزگار ما نزدیکتر است نیز با یلدا اینگونه مضمونپردازی کرده:
۱- روزیِ دل گشت از زلف دراز او مرا
آنچه بر بیمار از طول شب یلدا گذشت
۲- مردان نظر سیاه به دنیا نمی کنند
روز سفید خود شب یلدا نمی کنند
باری شاد باد روز و شب خردمندان، حتی به بهانۀ شب یلدا.
و نیکو باد این شب و هر روز و شب دیگر بر آنان که برای مردمان جز نیکویی آرزو نمیکنند. اما دور است از خردمندان که بر اساس خواست و آرزوی خود افسانهای نامستند را به تاریخ گذشتگان نسبت دهند، آنگاه حلقهای از حلقات رواج آن افسانه باشند.
شبنشینی و همسخنی و حتی فال حافظ در این شبِ دراز گوارای وجود ظریفطبعان.
در کنار حافظ نازنین زمزمۀ این ابیاتِ فردوسی بزرگ هم بسا که سبب خوشی وقتِ عزیزان خردمند باشد:
به فرهنگ یازد کسی کهش خرد
بود روشن و مردمی پرورد
ز کار زمانه میانه گزین
چو خواهی که یابی بداد آفرین
چو خشنود داری جهان را به داد
توانگر بمانی و از داد شاد
همه ایمنی باید و راستی
نباید به داد اندرون کاستی
چو شادی بکاهی بکاهد روان
خرد گردد اندر میان ناتوان
اردشیر منصوری - ۲۹ آذر ۱۴۰۴
@ardeshirmansouri
🌱آگهیِ سخنرانی🌱
عنوان:
چالشهای نظری مبنای حق؛ دوگانۀ هابز-روسو
- سخنران:
اردشیر منصوری
- میزبان:
"مجمع فلاسفۀ ایران" با همکاری مؤسسههای علمی و فرهنگی مرتبط با موضوعات فلسفی، اخلاقی و حقوقی
▫️زمان:
یکشنبه، ۹ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۴ تا ۶ عصر
▪️نشانی:
تهران، کارگرجنوبی، بعد از تقاطع جمهوری، خیابان ایرم، مجمع فلاسفۀ ایران
*حضور برای همۀ علاقهمندان آزاد و رایگان است*
@ardeshirmansouri
آیین رونمایی و معرفی کتابِ "خردورزی در متن تاریخ"، نشر کرگدن، ۱۴۰۴
روز پنجشنبه ۱۷ مهرماه ۱۴۰۴
ساعت ۱۸
با سخنرانی جواد حیدری و اردشیر منصوری
و با حضور و توضیحات ناشر کتاب حسین شیخ رضایی و مولف کتاب میلاد نوری
شرکت در این برنامه برای عموم علاقهمندان آزاد است.
جهت ثبت نام برای روی لینک زیر کلیک کنید
https://khanehashena.com/myevents/رونمایی-کتاب/
📌 آدرس: میرداماد، مصدق جنوبی، کوچه تابان، پلاک ۱۱
موسسه فرهنگی خانه آشنا
شماره تماس:
۲۲۲۲۲۲۳۰۰
۰۹۲۱۳۰۱۹۰۱۹
🔺 شعر و اندیشه
(دورۀ اول: ۶ جلسه)
🔻 مدرس: اردشیر منصوری
🔹 زمان: یکشنبهها (یک هفته درمیان)،
ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰
🔺 شروع دوره: از ششم مهرماه ۱۴۰۴
🔸مکان: تهران، خیابان قائممقام فراهانی، نبش کوچۀ اعرابی یکم، پلاک ۳۰
♦️ هزینهٔ ثبتنام: ۶۵۰ هزار تومان
❇️ کلاس به صورت حضوری و آنلاین (در فضای گوگل میت) برگزار میشود.
✅ فایلهای صوتی در اختیار شرکتکنندگان قرار میگیرد.
✅ تلفن و آیدی تلگرام جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
09966480756
/channel/Sepehr_mehro2
🆔@ardeshirmansouri
🆔@sepehr_mehr
🔺 تفکر نقادانه
(دو ترم پاییزه و زمستانه؛ ۱۲ جلسه)
🔻 مدرس: اردشیر منصوری
🔹 زمان: یکشنبهها (یک هفته درمیان)،
ساعت ۱۶ تا ۱۷:۳۰
🔺 شروع دوره: از ششم مهرماه ۱۴۰۴
🔸مکان: تهران، خیابان قائممقام فراهانی، نبش کوچۀ اعرابی یکم، پلاک ۳۰
♦️ هزینهٔ ثبتنام برای ۱۲ جلسه: ۱/۳۰۰ هزار تومان
❇️ کلاس به صورت حضوری و آنلاین (در فضای گوگل میت) برگزار میشود.
✅ فایلهای صوتی در اختیار شرکتکنندگان قرار میگیرد.
✅ تلفن و آیدی تلگرام جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
09966480756
/channel/Sepehr_mehro2
🆔@ardeshirmansouri
🆔@sepehr_mehr
📢 سخنرانی
🌱«خـودمـراقبتی و فـراغت»🍀
▫️سخنران: اردشیر منصوری
- مروری بر نظریههای فراغت و نسبت آن با سلامت
- درنگی در جایگاه «فراغت» در تفکر ارسطو (اخلاق نیکوماخوسی)؛ اهمیت فراغت و ارتباط آن با "معنای زندگی"، کیفیت زندگی و خودمراقبتی
- ده راه استانداردشدۀ گذران اوقات فراغت از نظر لس هیوود
- ملاحظاتی برای برنامهریزی گذران بهینۀ فراغت
ارائهشده به تاریخ: دوشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۴
و به همت:
مؤسسۀ سپهر مهر و
خانۀ اندیشمندان علوم انسانی
@ardeshirmansouri
موسسهٔ فرهنگی سپهرِ مهر با همکاری گروه ادبیات خانهٔ اندیشمندانِ علوم انسانی برگزار میکند:
✳️ سلسله نشستهای ماهانهٔ صبحِ امید ✳️
سخنران:
اردشیر منصوری
✅ موضوع نشست سوم: «خودمراقبتی و فراغت»
شعرخوانی:
خانم فریبا خادمی
اجرای موسیقی سنتی با حضور:
آقایان منوچهر بیجنوند و داود بیجنوند (نوازندهٔ تنبور)
آقای ایلیا بیجنوند (نوازندهٔ کمانچه)
آقای مسعود بیجنوند (نوازند دف)
مدیر علمی نشست:
دکتر مهرداد رحمانی
🗓 دوشنبه، ششم مردادماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۷
🏡 خیابان نجاتالهی (ویلا)، نبش خیابان ورشو، خانهی اندیشمندان علوم انسانی، سالن فردوسی
🔹برنامه به صورت حضوری برگزار می گردد.
🔹ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
🔹 فایل صوتی جلسه در کانال قرار خواهد گرفت.
🔹 جهت حمایت مالی از این برنامه، لطفا به آیدی @Sepehr_mehro2 پیام دهید.
✅ فایل صوتی نشست اول
✅ فایل صوتی نشست دوم
🌲خانهٔ اندیشمندان علوم انسانی
🌲موسسهٔ فرهنگی هنری سپهرِ مهر
#اردشیرـمنصوری
#صبح_امید
#خودمراقبتی
#فراغت
🆔 @ardeshirmansouri
🆔 @iranianhht
🆔 @sepehr_mehr
🔺ادامه🔺
«چه باید کرد؟» [بخش دوم]
2️⃣ خطاب به خودمان (مردم)
1- درک درست موقعیت. توجه داشته باشیم که در جهان هرروز مدرنتر شونده، تشخیص درستِ موقعیت و اتخاذ تصمیم درست، برای آحاد شهروندان در این وضعیت پیچیده و بحرانی، بسیار دشوار است. با توصیفِ سادهسازیشده و تقلیلگرایانه نمیتوان فهم درست از موقعیت داشت و واکنش سنجیده داشت. بنابراین جا دارد از تحلیلهای ساده، سریع، مطلقگرایانه و تقلیلگرایانه بپرهیزیم و با مطالعه و گفتگوی سازنده و مشورت و مشاوره موقعیت را بهتر دریابیم.
2- آنچه بهتر است نکنیم. در دنیای پیچیدۀ کنونی از سلامت گرفته تا سیاست اموری تخصصی هستند. حساسیت و آگاهی سیاسی قطعاً هم حق و هم حتی وظیفۀ شهروندان است، اما ارائۀ شتابزدۀ تحلیل و تعلیل رخدادهای سیاسی و بازنشر گزارشهای متفاوتی که راستیآزمایی آن در توان ما نیست، وظیفۀ ما نیست.
به اندازه، خبر و تحلیل بخوانیم و بشنویم، اما در تولید و بازنشر خبر، و حتی اظهارنظر بسیار محتاط باشیم. اشاعۀ شایعات و پیشبینیهای شتابزده هم سلامت روانی وارتباطی-اجتماعی خودمان را مختل میکند و هم دیگران را. نباید دچار رخوت و انزوا و بیحساستی و بیغیرتی سیاسی و انفعال شده، اما کنش نسنجیده کمتر از بیکنشی آسیب در پی ندارد.
3- مهارتافزایی. برای تقویت مهارتهای: همدلی، تفکر نقادانه، تابآوری و گفتگوی سازنده، در همین روزهای التهاب برنامهریزی کنیم. بله، حتی در همین روزگاران جنگ و بحران به خودتوانمندسازی بپردازیم که شرط خودمراقبتی است. «تفاوت دیدگاه» سیاسی در میان اطرافیان را فرصتی بدانیم برای رهایی از سادهانگاری، و با تحمل دیگری و گفتگوی سازنده با مخالف، به رشد فرهنگ سیاسی در جامعۀ خود کمک کنیم. با تقویت «سواد رسانهای»، به اندازه و نه افراطی اخبار را پی بگیریم، و در کنار آن برای فراغت ذهنی و سلامت جسمی و روانی و اجتماعی خود و اطرافیان، برنامه بریزیم.
4- یک نمونه «مغالطه-سوگیری» قابل پرهیز. «دوگانهگرایی کاذب» (false dichotomy). مثالی برای این مغالطه در سیاست؛ دوگانۀ: حاکمان داخلی- مهاجم خارجی. یک از این دو طرف سیاهی مطلق است و دیگری نور و نجات. اگر یکی را سیاهی پنداشتم، پس حتماً دومی نور و نجات است. تفکر نقاد به ما میگوید شاید گاه هر دو گزینه نامطلوب باشند و حق چیز سومی باشد، و یا اینکه، آن راکه سیاه میپندارم، خاکستری باشد نه سیاهی مطلق؛ و کار درست فهم نسبی تاریکی است و نه مبالغه در تاریکی، چندان که کنش معقول را محال جلوه دهد.
5- پیشنهاد کتاب برای مطالعه در فهم بهتر موقعیتی که در آن هستیم.
- از: ایان لزلی، موهبت اختلاف، علی کریمی، نشر ترجمان، 1403.
- کتابی با دو ترجمه به فارسی از جک گلدستون، یکی با عنوان: مقدمهای بسیار کوتاه بر انقلابها، ترجمۀ عباس حاتمی، نشر کویر (که ترجمه و چاپ چندانی قابل تعریفی ندارد)، و دیگر با عنوان: دیباچهای انقلابها، ترجمۀ خرم بقایی، اندیشۀ احسان.
- مجموعه گفتارها و مقالات از لشک کولاکوفسکی با تدوین و ترجمۀ خسرو ناقد در کتابی با عنوان: رویارویی با پاسداران مطلقگرایی، خسرو ناقد، نشر نی، 1402.
- کتابی در کنترل وضعیتِ شبهاعتیادزدگی به فضای مجازی و بازگشت به کتاب و زندگیِ بهنجار در مواجهه با جهان اطلاعاتی شده با نام: تمرکز ربودهشده، یوهان هری، پویان کرمی، طرحنقد، 1404.
🔶پایان
@ardeshirmansouri
🔷 ژرفنگری و نیکزیستی با فرزانگان جهان؛
نگاهی سنجیدهتر به هستی و بصیرتهایی برای زندگی بهتر
🔹 آیا همواره امید ستوده است و یأس نه؟
🔹 فرزانگان جهان با پدیدههایی مانند بیماری، فقر، پیری چگونه کنار میآمدند؟
🔹 آیا "مرگ، پایانِ کبوتر" نیست؟
🔹 تأثیر باور به تجدیدحیات پس از "پنج روزی که در این مرحله مهلت داری"، در بهزیستی چیست؟
🔹 بالاخره عشق "نقش مقصود از کارگاه هستی" است، یا "دروغی و فریبی" گاه خوش؟ راز و رمز کاستن از آسیب در تجربههای دوستی کدام است؟
🔷 درنگی در آموزههای حکیمانِ جهان، از شرق دور تا اندیشهوران باستانی ایران، خردمندان غربِ باستان و پس از اینها، شاعران و فیلسوفان هزارۀ اخیر (خیام، مولوی، حافظ، مونتنی، هیوم، کانت، ...)، در پی فهمِی عمیقتر از:
امید و نومیدی، هستی و نیستی، تلاش و توکل، دلبستن و دلگسستن، خودگزینی و دیگرگزینی، تنهایی و باهمی، سعادت و امر اجتماعی-سیاسی، ...!
🔸 مدرس: اردشیر منصوری
حضوری و برخط
🔸 نشست نخست: خردادماه؛ یکشنبهها: ۱۰ و ۱۷ خرداد
ساعت ۵ عصر
🔸 موضوع نشست نخست: آموزههای حکیمان شرق (کنفوسیوس و بودا)
تلفن جهت توضیح و ثبت نام:
0921 301 9019
"جامعۀ ایرانی در پیچ تاریخی دیگر"
حوادث اعتراضات دی ۱۴۰۴ سوگ جمعی ایرانیان است. مؤسسه رحمان بر اساس مسئولیت و وظیفه اجتماعی خود نشست دوم را با حضور «اردشیر منصوری» مدرس فلسفه، با موضوع «درآمدی بر درک موقعیت و کنش سنجیدهٔ مدنی» و «داریوش رحمانیان» استاد تاریخ دانشگاه تهران با موضوع «فهم بحران و خواست تغییر از مشروطه تا دی ۱۴۰۴» برگزار میکند.
در این نشست سؤالات و محورهای زیر مطرح میشود:
اردشیر منصوری:
🔺فهم دقیق بحرانی که در آن به سر میبریم تابع چه منطق موقعیتی است؟
🔺شکاف گفتمانی جریانهای سیاسی امروز ایران را چگونه باید فهمید؟
داریوش رحمانیان:
🔺آیا اعتراضات دی ماه ادامه روند تاریخی هستند یا گسستی تعیین کننده، محسوب میشوند؟
🔺منازعه جمهوری/سلطنت؛ مسئلهای با موضوعیت تازه در ایران امروز
از تمامی دغدغهمندان و فعالان جامعه مدنی دعوت میشود تا در این نشست حضور پیدا کنند.
📆زمان: یکشنبه ۳ اسفند ماه
⏰ساعت: ۱۶:۳۰ تا ۱۸:۳۰ (ساعت تغییر کرده است)
📍مکان: میدان توحید، خیابان نصرت غربی، پلاک ۵۶، طبقه اول
وبسایت | اینستاگرام | تلگرام
🔊فایل صوتی
رویداد
آرایش نیروهای سیاسی و اجتماعی در ایران امروز
سخنرانان: حسین بیات، اردشیر منصوری، رضا یعقوبی
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانالسخنرانیها
🌹
🔹با اندوهی عمیق، حوادث هولناک دیماه ۱۴۰۴ را به ملت شریف ایران صمیمانه تسلیت عرض میکنیم. مدرسۀ تردید، ضمن ابراز همدردی با خانوادۀ همۀ جانباختگان این حوادث، میکوشد با برگزاری این برنامه فرصتی برای فهم بهتر شرایط جاری کشور فراهم کند:
▫️رویداد آزاد
⭕️ آرایش نیروهای سیاسی و اجتماعی در ایران امروز
🔹 سخنرانان: حسین بیات، اردشير منصوری، رضا یعقوبی
⭕️ زمان: پنجشنبه، ۲۳ بهمن
⭕️ ساعت ۱۹ (به وقت تهران)
حضور در این جلسه آزاد و رایگان است.
برنامه در بستر اسکایروم برگزار خواهد شد.
⭕️ لینک مستقیم ورود به رویداد
https://skyroom.online/ch/tardidschool/political-and-social-forces-in-iran
🥀 گزیده ابیاتی از یک ترجیعبند سوکوارانۀ سعدی
غریبان را دل از بهر تو خون است
دل خویشان نمیدانم که چون است
عنان گریه چون شاید گرفتن
که از دست شکیبایی برون است
دگر سبزی نروید بر لب جوی
که باران بیشتر سیلاب خون است
نه اکنون است بر ما جور ایام
که از دوران آدم تا کنون است ...
نمیدانم حدیث نامه چون است❗️
همی بینم که عنوانش به خون است
بزرگان چشم و دل در انتظارند
عزیزان وقت و ساعت میشمارند
زمین میگفت عیشی خوش گذاریم
از این پس، آسمان گفت ار گذارند!
چه شد پاکیزهرویان حرم را
که بر سر کاه و بر زیور غبارند ...
نمیدانم حدیث نامه چون است❗️
همی بینم که عنوانش به خون است
پس از مرگ جوانان گل مماناد
پس از گل در چمن بلبل مخواناد
کس اندر زندگانی قیمت دوست
نداند، کس چنین قیمت مداناد
هر آن کهش دل نمیسوزد بدین درد
خدایش هم به این آتش نشاناد...
نمیدانم حدیث نامه چون است❗️
همی بینم که عنوانش به خون است
با بیشمار افسوس و اندوه و آه 🥀
۹ بهمن ۱۴۰۴
@ardeshirmansouri
از قطعات حکیمانۀ سنایی غزنوی
🍀🪻🍀
با همه خلق جهان گرچه از آن
بیشتر بیره و کمتر به رهاند
تو چنان زی که بمیری برهی
نه چنان چون تو بمیری برهند
@ardeshirmansouri
🏔 طبیعتگردی و کوهنوردی، چرا، چگونه؟
ارائه: اردشیر منصوری
🕑 سهشنبه، دوم دی ۱۴۰۴- ساعت ۱ تا ۳:۳۰ عصر
🔘 باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران.
خیابان 16 آذر- جنب پلیکلینیک 16 آذر
@ardeshirmansouri
⚡️فایل صوتی
سخنرانی:
مبانی نظری "حق"ُ دوگانۀ هابز-روسو
سخنران:
اردشیر منصوری
درآمدی فلسفی به آنچه "حقوق شهروندی"، "حقوق بشر"، "حقوق اساسی" خوانده میشود.
تلاشی برای فراهم آوردن ابزار مفهومی، بهمنظور گفتگو دربارۀ چالشهای بنیادین زندگی اجتماعی و سیاسی در عرصۀ ملی و بینالمللی
✳️برگزارشده به اهتمام "مجمع فلاسفۀ ایران"
▪️به تاریخ: ۹ آذر ۱۴۰۴
@ardeshirmansouri
📣انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری با همکاری انجمن ترویج علم ایران در چهاردهمین دوره هفته ترویج علم برگزار میکند:
«علم، اخلاق و آینده
نگرش علمی در قبال بحرانهای اقلیمی»
باحضور:
🎙دکتر حسین آخانی؛ عضو هیات علمی دانشگاه تهران
🎙دکتر قاسم عزیزی؛ عضو هیات علمی دانشگاه تهران
🎙اردشیر منصوری؛ عضو هیات مدیره انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری
🎙زهرا یزدانی پرایی؛ کارشناس ارشد برنامه ریزی، مدیریت و آموزش محیط زیست
🗓 زمان: دوشنبه ۱۹ آبان ماه؛ ساعت ۱۶:۳٠
📍آدرس: خیابان ۱۶ آذر، کلینیک ۱۶آذر، طبقه دوم، تالار امیرکبیر دانشگاه تهران
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
@iranethics
ادبیات و اسنپ.بک
۶ مهر ۱۴۰۴
بیشک امر سیاسی مهم است؛ پسندیده نیست تقلیل امر کلان سیاسی به راهگریزهای خُرد. باری، تجویز مسکّن محفلی برای درمان دردهای مزمنِ میدان سیاست کافی نیست. با این وصف، این یادداشت متضمن پیشنهادهای خُرد است اگر نه مدعی «برونرفت» مؤثر، اما دستکم در حد «راهبردهای کوچک تابآورانه».
خلاصۀ پیشنهاد: اگر ما شهروندان بینوا را جز حیرت ناشی از تماشای کنشهای ناکارآمد میدان سیاست فعلاً نصیبی نیست، آیا نمیتوان با آب کوبیدن در هاونِ کنشهای کوچک مدنی، تمرین کوبیدن کرد، باشد که روزی چیزی چگالتر از آب در هاونِ کنشِ شهروندی راه یابد.
- گفتگوی مستدل را تمرین کنیم، و بخوانیم در جمعهای دوستانه، حضوری یا مجازی. چه بخوانیم؟ شعر، فلسفه، تاریخ، و بهطور خاص شیوهها و فنون استدلالورزیِ مغالطهپرهیز را. و مباحثه و گفتگوی خشونتپرهیز را تمرین کنیم. دقیقاً امروز، که روز ورود به موقعیت تشدید تحریمهای چنددههای است با این داستانِ اسنپ.بک.
و مبانی این تجویز.
شاید برای ترسیم صفبندی سیاست ایران امروز بتوان طیفی ۵-۶ قسمی ترسیم کرد. اما من برای رعایت سادگی، مواضعِ میدان سیاست اکنون ایران را به چهار دسته تقسیم میکنم:
1-محافظهگرا-اصولیون (از معنونان به پایداری تا جمعشدگان حول صدر مجلس)
2- براندازان-اپوزسیون (با هر طیف؛ از شاهیون تا چپ مسلح)
3- نواصلاحگرایان، گرامیانِ اخیراً نامیافته به روزنهگشا-وفاقیون
4- تحولخواهان یا گذرطلبانِ خشونتپرهیز؛ مقاومان غالباً محبوس و منادیان رفراندوم و مجلس مؤسسان.
حتماً از لحن این نوشته آشکار است که راقم این سطور را با دو گزینۀ ۱ و ۲ فاصله بیش است.
- راهیان ۱ را نصیب چیست؟ خودشان را منافع متصل به حلقههای رانت و رشوه، که با تداوم حرکت در مسیر کنونی حاصل است و خلق را وعدۀ «نه مذاکره، نه جنگ»، و در عمل تحمل پیامدهای هم جنگ و هم ناکامیهای مذاکرۀ دیرهنگام فاقد خاصیت.
- و نصیب گزینۀ ۲؟ دلبستن به دستی که لابد از غیب برون آید و کاری بکند. منجیپنداریِ جانیان، قرارگرفتن کنار پایگذارندگان به اصول انسانی، نسلکشان و ناقضان حقوقبشر به آشکارترین شیوه.
اما آیا امیدی به راهبردهای منادیان ۳ و ۴ هست؟ فعلاْ «نه چندان»!
به عنوان بیصداترین شهروند، نویسندۀ این سطور از چند سال پیش «انسداد» رو به تزاید را وصف واقعبینانه ایران آن روز-امروز میدانست-میداند. چرا؟ کوتاهسخن، دستکم به یک دلیل آشکار: فقدانِ ارادهای برای مبارزه با فساد در میان حلقههای قدرت. و فساد علت اصلی این وضع مصیبتبار است. اما آیا میتوان گامی بنیادینتر برداشت در فهم چراییِ جاگیر شدن این علت اصلی؟ به گمانم «فقدانِ آگاهی سیاسی و سواد فرهنگی» شاید امالمشکلات است.
فقدان سواد و فرهنگ سیاسی که در ترکیب با انبوههای از خرافه و خودمداریِ نمیگذارد مقتضیات «خیر جمعی» و «نفع بلند مدت»، ناشی از زیست دموکراتیک، حرمتگذاری به حقوق اساسی بشر مانند آزادی عقیده و بیان و... پا بگیرد. زیست اخلاقی، برخورداری از حقوق و مسئولیتشناسی شهروندی کلیدِ کار فروبسته است، و اینها موکول به فرهنگ و سوادی که هنوز نداریم.
ضعف عام فرهنگی در سیاستگذاری و حکمرانی متجلی میشود، و تحکیم حکمرانی را نسبتی است با عمق ضعف سواد فرهنگی و سیاسیِ ما شهروندان.
حال، در این زمانۀ تشدید عسرت جا دارد:
- معناآفرینیهای کوچک در جمعهای دوستانه،
- تمرین گفتگو بهجای مجادلههای فرصتسوز، نه فقط بین خودمان: سرگردانان بین گزینۀ 3 و 4، بلکه حتی با دنبالکنندگان 1 و 2،
- نقبزدن در ادبیات و تاریخ، برای درک پیشینههای تقویتکنندۀ اکنونِ نابهسامان،
- و امیدآفرینیهای کوچک و لرزان؛ تمرین جمعی تخیلِ «خوبیهایی» که شاید بتوان برای آیندههای نه چندان نزدیک بنیانهاشان را طراحی کرد.
پیشنهاد حضور در یک حلقۀ یادگیری و گفتوشنود، با چاشنی «تفکر نقادانه» و «شعر و اندیشه». اگر دوستان ساکن تهران را عصر یکشنبهها رخصتی است، بپیوندند. شروع از امروز (یکشنبه 6 مهر 1404).
کسب اطلاع برای حضور اینجا
🌷🌷🌷معرفی دورۀ «شعر و اندیشه»
- آیا ادبیات فقط هنری است کلامی و پاسخگوی نیارهای زیباشناختی؛ آیا فقط بوستانی است فراهمآمده از درختانی تناور که میتوان در سایۀ آنها لختی آسود؟ یا شعر و ادب را میتوان چونان رسانهای برای انتقال فرهنگ از هزارههای دور به اکنون باز خواند؟
- آیا جستجوی راز فروبستگی اوضاع سیاسی ایرانیان در پیچوخم تاریخی که در ادبیات ثبت شده، یا پیجوییِ راز هستی در آراء خردورزان، حکیمان و عارفانی که در سنت میزیستند، دستآوردی برای ما امروزیان دارد؟
درنگ در این پرسشها ما را به وادی «شعر و اندیشۀ» دانایانِ پارسیگو میکشاند. در این گفتارها با اندیشۀ گویندگان بزرگی همچون رودکی و فردوسی (جریان خردورز) آغاز میکنیم؛ در فکر و ذکر نهنگان بحرپیما همچون عطار و مولوی (جریان عرفانی) غور خواهیم کرد؛ و اگر عمری بود در اندیشۀ نقاط تلاقی این دو سنت، یعنی سعدی و حافظ نیز تأملی خواهیم داشت.
✅ شروع دورۀ شعر و اندیشه: پاییز 1404 (شاید این رشته سر دراز بیابد)
مدرس: اردشیر منصوری
زمان: یکشنبهها، یک هفته در میان، از هفتۀ اول مهر 1404
شیوۀ ارائه: حضوری و برخط (آنلاین)
✅ علاقهمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام در دورۀ «شعر و اندیشه» به اطلاعیه زیر مراجعه کنند و یا به آیدی /channel/Sepehr_mehro2 پیام دهند.
✅ معرفی دورۀ تفکر نقادانه
- آیا درست فهمیدم، درست نتیجهگیری کردم؟ «استدلالی» که برای ادعایم آوردم درست بود؟
- نمیتوانم این سخن مخالفم را بپذیرم، اما بهراستی اشکالش چیست؟
- امیدوارم اشکالی که در ادعای آن سخنران درمییابم، در گفتار خودم نباشد، اما چگونه؟ اشکال آن سخن چه بود؟ مستلزم «مغالطه» بود یا «سوگیری» خاصی داشت؟
- به عنوان یک وکیل، یک عضو هیأت مدیرۀ شرکت، یک داور مرضی الطرفین، یک معلم، بسیار در موقعیت قضاوت و تصمیم قرار میگیرم، چگونه مطمئن باشم چیزهایی مثل قصد و غرض، یا حتی عوامل و القائات محیطی (نویز) در قضاوتم دخالت ندارند و قضاوتم منصفانه، یا تصمیم نسبتاً کمخطا است؟
پرسشهایی که جدی گرفتنشان ما را به مبحث تفکر نقادانه (critical thinking) میرسانند.
✳️ تفکر نقادانه، «مهارت مرکزی» (core skills)، در میان مجموعه مهارتهای نرم (soft skills)، و شرط موفقیت در موقعیتهای دشوار زندگی در روزگار مدرن، و پیشنیاز فراگیری مهارتهایی مانند «تصمیمگیری» و «حل مسئله» است.
✅ دورۀ تفکر نقادانه: دو ترم پاییزه و زمستانه- هر ترم شش جلسه، جمعاً 12 جلسه
مدرس: اردشیر منصوری
زمان: یکشنبهها، یک هفته در میان، شروع: هفتۀ اول مهر 1404
شیوۀ ارائه: حضوری و برخط (آنلاین)
✅ علاقهمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام در دورۀ «تفکر نقادانه» به اطلاعیه زیر مراجعه کنند و یا به آیدی /channel/Sepehr_mehro2 پیام دهند.
🆔 @sepehr_mehr
فلسفه برای همه (تابستان)
🔻نسبت دین و فلسفه در قرون وسطی، یکی از محوریترین مسائل فلسفی و تاریخی است. ترکیبهایی مانند «فلسفهٔ اسلامی» یا «فلسفهٔ مسیحی»، محل تأمل و نقد جدیاند.
🔹در این نوبت تابستانی از دورهٔ «فلسفه برای همه» به این موضوع پرداخته میشود. اندیشههای آگوستین، فارابی، ابنسینا و آکوئینی بر بستر تاریخی و فکری زمانهشان بررسی میشوند؛ با تمرکز بر تحلیل متون، گفتوگوهای ساختارمند و تمرین تفکر نقادانه.
👤 اردشیر منصوری، مدرس فلسفه و ادبیات، دانشآموختۀ فلسفۀ علم از دانشگاه صنعتی شریف و عضو هیأت مدیرۀ انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری است.
(ویدئو، بخشهایی از دوره بهاره [پیشین] فلسفه برای همه)
🗓 تاریخ شروع: ۱۳ مرداد ۱۴۰۴
📚 تعداد جلسات: ۴
🕰ساعت 20:30
💻در وبسایت هنرستان (آنلاین + ضبط جلسات) HONARESTAN.org
❓با گفتوگو و تمرینهای تفکر نقادانه
اطلاعات بیشتر و لینک ثبتنام در 👇
https://honarestan.org/courses/98
هنرستان
وبسایت | honarestanorg?si=9TFXFXTi3vC6p_Z0">یوتیوب | اینستاگرام | تلگرام
🔻🔻فلسفه برای همه؛ تابستان
🔸چرا قرون وسطی را «عصر تاریکی» خواندهاند؟ آیا در آن دوران، تفکر فلسفی خاموش بود یا شکلی دیگر از روشنگری را پی میگرفت؟
🟢در این دورهٔ تابستانه از مجموعهٔ «فلسفه برای همه»، با نگاهی انتقادی و گفتوگومحور، نسبت دین و فلسفه در سنتهای مسیحی و اسلامی بررسی میشود. از آگوستین تا فارابی، از ابنسینا تا آکوئینی، از مسئلهٔ شرّ تا تأثیرگذاری بر رنسانس.
✅ اردشیر منصوری، مدرس فلسفه و ادبیات؛ دانشآموختۀ فلسفۀ علم از دانشگاه صنعتی شریف و عضو هیأت مدیرۀ انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری.
🗓 تاریخ شروع: ۱۳ مرداد ۱۴۰۴
📚 تعداد جلسات: ۴
🕰ساعت 20:30
💻در وبسایت هنرستان (آنلاین + ضبط جلسات) HONARESTAN.org
❓با گفتوگو و تمرینهای تفکر نقادانه
اطلاعات بیشتر و لینک ثبتنام در 👇
https://honarestan.org/courses/98
هنرستان
وبسایت | honarestanorg?si=9TFXFXTi3vC6p_Z0">یوتیوب | اینستاگرام | تلگرام
بار دیگر: «چه باید کرد؟» [بخش نخست]
اردشیر منصوری ۱۲ تیر ۱۴۰۴
پرسش، سکهاش به نام لنین خورده، و گهگاه در وضعیتهای پیچیدۀ اجتماعی سراغمان میآید؛ و اکنون در ایران وضعیت بسی پیچیده است.
اینک چند سطری در پاسخ به این پرسش مکرر برخی دوستان: در شرایط کنونی «چه باید کرد؟»
پاسخِ سنجیده به این پرسش متوقف است به پرسشی متقدم:
👈 ابتدا بگو در «چه وضعیتی هستی»، تا بتوان گفت «چه باید بکنی».
▫️ توصیف وضعیت: در کشوری هستیم خاورمیانهای-نفتی، با چند هزاره فرهنگ دینی-استبدادی، درگیر با بحرانهای زیستمحیطی و اقتصادی، با چند دهه تحریم، فساد و تورم دو رقمی، در جدال ایدئولوژیک-لفظی با غرب، و با شاخصهای پژوهشی قابل اعتنای بینالمللی: با حکمرانی دچار بحران در «کارآمدی» و تدریجاً «مشروعیت»، و اینک در معرض هجوم خارجی و حملۀ ترکیبی.
-بهطور خلاصه: تحمیل «جنگ پیچیدۀ فوق مدرن» از سوی قویترین قدرت نظامی-علمی-اقتصادی جهان، در وسط «بحرانهای مزمن و عدیدۀ داخلی»، خیزشها و اعتراضهای موقتاً خوابیده به مدد سرکوب.
پرسشگر/ مخاطبِ سؤال «چه باید کرد؟»، نخست «حکومت» است و بعد، خود ما «مردمِ» حیران و دست از همهجا کوتاه.
و اما پاسخ؛
1️⃣ خطاب به حکومت (اگرچه معلوم است که این صدای ضعیف و ناچیز فرسنگها تا گوش حکومت فاصله دارد):
تذکری از «انشتین» میتواند برای مدیران ارشد هر سازمان، و در اینجا حاکمان درگیر با بحران بصیرتافزا باشد:
“We can't solve problems by using the same kind of thinking we used when we created them”
نمیتوان با همان شیوۀ تفکری که با آن به مشکل دچار شدیم، به حل آن مشکلات پرداخت. مشکلات اگر مقطعی و کوتاهمدت باشند، ممکن است ناشی از محیط باشند و نه شیوۀ اندیشیدن ما، اما مشکلات مزمن چنددههای و روبهتزاید میتواند ناشی از «شیوۀ تفکر» باشد، و بدون تغییر جدّی آن حل مسئله ممکن نخواهد بود.
*شیوۀ تفکر متأسفانه غالب تا کنون:
- محدودکردن چند دهه فضای ارتباطی-اینترنتی (فیسبوک، یوتیوب، اینستا، تلگرام، ...)، و سپس رونق شبکۀ فاسد فیلترشکنفروشی!!! به بهانۀ حفظ نظام یا امنیت داخلی، که دیدیم موفق نبود (شاهدش این مقدار «نفوذ» اطلاعاتی که تا مغز استخوان پیش رفته است به اعتراف خود نظام).
- چشم بستن بر فساد اداری-مالی گسترده و فزاینده، که دستکم تا یک قدمی سران قوا و منصوبان عالیترین نقاط قلۀ قدرت رسیده، در عوض تشدید مجازات منتقدان و ناراضیان و فرزندان خواهان سبک زندگی متفاوت، و سرکوبشان با باتوم و ساچمه و تشدید انزجار آنها از نظام!
- حبس و حصر و ممنوعیت تصویری و بیانیِ منتقدان، نه آن بیرونیان گفتمانِ جمهوری اسلامی و مارکسیست و پادشاهیخواه، که خودیهای دیروز و منتقدان امروز (تاجزاده، قدیانی، مدنی، رهنورد، موسوی، خاتمی،...) که گمانم هیچ منصفی در دلسوزی اینان تردید ندارد.
باری، این «شیوۀ تفکر»، کار را کشید به اینجا که قشرهایی از مردم، «جنایتکاری» همچون نتانیاهوی فاقد هرگونه وصف انسانی را با «منجی» اشتباه بگیرند، و از متوّهمی چون ترامپ، که حتی عامل خجالت شهروندان چیزفهم خود آمریکاست، چشم آن داشته باشند که با لگدی به آن که حس میکنند «پای بر گلوگاهشان نهاده» عامل رهاییشان شود! اگر در برخی مردم این میبینیم که دلآزار است، اول مقصر، نظام اقتداری است که با مردمی با نجابتی مثلزدنی، که خود نظام در تبلیغات این روزهایش گوش افلاکیان را با برجستهسازی آن کر کرده، چنان رفتار کرده که آنان را به استیصالی بکشاند که «جانی» را با «منجی» اشتباه بگیرند.
از زبان حافظ بزرگ:
«که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای
ز گنجخانه شده خیمه بر خراب زده»!
بزرگان و بزرگوارانِ مستقر در قلعههای قدرت!
گنجِ پشتیبانی مردم (و به زبان اهل فن، مختصر «سرمایۀ اجتماعی» باقیمانده) را با شیوۀ تفکرِ تاکنون اتخاذشده به باد ندهید.
اینترنت را، تاجزاده را، سبک زندگی جوانان را، آزادی بیان را، دانشگاه و مطبوعات را، آزاد کنید؛ در عوض افراطیانِ بیسواد و متوهم، ویژهخوارانِ فاسدِ اخلاقی و مالی، و غالیان سنگر گرفته پشت شعارهای ظاهراً دینی را از خود دور کنید. در جهان جدید بدون مقدار لازمی فضیلت دانش و تساهل و تکثر و دموکراسی نمیتوان حتی به «حفظ نظام» پرداخت.
@ardeshirmansouri
🔻ادامه دارد🔻