chaarraah | Unsorted

Telegram-канал chaarraah - صدای پای آب

42

عکس، گاهنوشت و...! ارتباط با مدیر کانال: @esmaeel_bagherian instagram.com/esmaeel_bagherian https://www.flickr.com/photos/bagherian https://www.facebook.com/Esmaeel.Bagherian http://bagherian.persianblog.ir

Subscribe to a channel

صدای پای آب

«فوران خرده‌متن‌ها به بهای از دست رفتن توجه مستمر و عمیق به نوشته‌های طولانی‌تری تمام شده است که اطلاعات غنی و پیچیده را منتقل می‌کنند.

به گفته‌ی مِریان ولف، مردم در حال از دست دادن توانایی #اندیشیدن_عمیق درباره‌ی متون نوشتاری‌اند.
این بدان معنا نیست که آنها دیگر توانایی رمزگشایی از کلمات منفرد را ندارند بلکه آنها به تدریج توانایی‌های سطح بالاتری همچون درک و ترکیب اطلاعات را از دست می‌دهند.
به بیان دیگر، وارد دوران #پساسواد شده‌ایم. /نشرآسو
@bestdiplomacy

✔️ به گفته دوستی، این اتفاق باید بیفتد تا بشر #رعیت هوش مصنوعی شود!

Читать полностью…

صدای پای آب

✳️ یادی از رِکس

رِکس، سگِ نگهبان خانه‌ی یکی از اهالی روستا بود؛ سگی باهوش و باوفا که چون بارها به او غذا داده بودیم هرگاه به روستا می‌رفتیم چند روزی نزدمان می‌آمد. این سگ در ازای غذایی که به او می‌دادیم سعی می‌کرد از ما محافظت کند! حتی هنگام پیاده‌روی در اطراف روستا بی‌آنکه خواسته باشیم همراهمان می‌آمد تا مراقب ما باشد! در واقع می‌خواست خوبی را با خوبی جبران کند؛ کاری که برخی انسان‌ها باید از چنین حیوانی بیاموزند!

هفته پیش که به روستا رفته بودیم خبری از او نشد. وقتی سراغش را از همسایگان گرفتیم گفتند یک شب با گرازها درگیر و زخمی شده و اندکی بعد، مرده است.
مرگی که شاید برای دیگران مهم نباشد؛ ولی می‌توان گفت روستا یکی از زیستمندان خوبش را از دست داد.

📸✍️ باقریان

🍀 کانال «صدای پای آب»
@chaarraah

Читать полностью…

صدای پای آب

✅ اجرایی بسیار زیبا و شنیدنی از غزل "من و تو"

🍀 8 مهر ماه؛ روز بزرگداشت مولوی
@chaarraah

Читать полностью…

صدای پای آب

🔴 برای یک مشت ریال!

(بخش دوم)

امروز هنگام تماشای تلویزیون و پخش تبلیغات میان برنامه، ناخواسته تبلیغ فیلم #خانوم_والده و لودگی‌های تهوع‌آور بازیگران آن را دیدم و شگفت‌زده شدم از شدت ابتذالی که سینمای ایران به آن دچار شده است؛ موج ابتذالی که حتی رضا عطارانِ «خانه به‌دوش» را هم با خود همراه کرده است.

دریغ و افسوس از کارگردانان بزرگ و هنرمندان توانمند سینما که از بین ما رفتند و جای آنان را بی‌هنرانی گرفته‌اند که برای پول، به هر کاری تن می‌دهند. و تاسف‌بارتر وجود انبوه کسانیست که حاضرند بابت تماشای چنین فیلم‌های سخیفی پول بپردازند.

به‌راستی چه شد که از «اجاره‌نشین‌ها» و «لیلی با من است» به «جوکر» و «خانوم والده» رسیدیم؟! چه بر سر هنر و طبع مردمان این سرزمین آمده است؟!

✍ باقریان


🍀 کانال «صدای پای آب»
@chaarraah

Читать полностью…

صدای پای آب

Mikis Theodorakis - State of Siege

@chaarraah

Читать полностью…

صدای پای آب

زندگی در میان صخره‌ها...


@chaarraah

Читать полностью…

صدای پای آب

🔴 تو زرنگ نیستی؛ بی‌فرهنگی!

امروز برای چندمین بار در ماه‌های اخیر هنگام عبور از بلوار ملک آباد مشهد، خودروهای شخصی بسیاری را می‌دیدم که بی‌توجه به ممنوعیت تردد در خط ویژه اتوبوس و تاکسی، از این مسیر رفت و آمد می‌کردند و هیچ پلیسی هم نبود که آن‌ها را جریمه کند.

این کار از یک سو تخلف آشکار از قوانین راهنمایی و رانندگی به‌شمار می‌رود، و از سوی دیگر بی‌احترامی به رانندگانی است که در مسیر درست حرکت می‌کنند و در ترافیک منتظر مانده‌اند.

گذشته از کم‌کاری پلیس و عدم حضور در محل برای برخورد با متخلفان، آنچه مایه‌ی تاسف بیشتر است؛ ضعف فرهنگی شهروندانی است که از زیر پا گذاشتن قوانین و بی‌احترامی به همشهریان قانونمند خود شرم نمی‌کنند و لحظه‌ای به زشتی کار خویش نمی‌اندیشند.

می‌توان تصور کرد که چنین رانندگانی جزو همان بی‌شمار افرادی باشند که ته‌سیگار یا زباله‌ی خود را نیز از خودرویشان به بیرون پرتاب می‌کنند؛ چون کسی که برای حق همشهریان خود احترامی قائل نباشد، به پاکیزگی شهر یا طبیعت نیز اهمیتی نمی‌دهد.

✍ باقریان

🍀 کانال «صدای پای آب»
@chaarraah

Читать полностью…

صدای پای آب

@chaarraah
https://www.instagram.com/esmaeel_bagherian

Читать полностью…

صدای پای آب

🔴 استبدادِ لحظه:
چگونه اینستاگرام ذهنِ کتاب‌خوان را می‌سازد؟

✍سینا جهاندیده

مسئله‌ی اینستاگرام این نیست که مردم را از کتاب دور کرده است؛ مسئله‌ی عمیق‌تر این است که ذهن را برای کتاب‌نخواندن تربیت می‌کند. فضای مجازی پیش از آنکه محتوای آگاهی ما را تغییر دهد، ساختار توجه ما را تغییر می‌دهد. ذهنی که هر چند ثانیه با تصویری تازه، خبری تازه، شوکی تازه و موضوعی تازه مواجه می‌شود، به‌تدریج از «ماندن» ناتوان می‌شود. این ذهن دیگر الزاماً نمی‌خواهد چیزی را بفهمد؛ می‌خواهد چیزی را ببیند.
فضای اینستاگرامی بر منطق تماشای لحظه‌ای، حیرت و فراموشی بنا شده است. موضوعات بی‌نهایت‌اند، اما میان آنها الزاماً رابطه‌ای ساختاری وجود ندارد. کاربر ممکن است در چند ثانیه از سیاست به عشق، از عشق به اقتصاد، از اقتصاد به فلسفه و از فلسفه به یک ویدئوی سرگرم‌کننده پرتاب شود. این پرش‌ها تصادفی به نظر می‌رسند، اما در واقع بخشی از منطق رسانه‌اند: هر امر تازه باید پیش از آنکه فهمیده شود، جای خود را به امر تازه‌تری بدهد.
با زبان سوسور می‌توان گفت در این فضا، رابطه‌ی همنشینی قربانی منطق جانشینی می‌شود. معنا دیگر عمدتاً از قرار گرفتن عناصر در یک زنجیره‌ی پیوسته به دست نمی‌آید؛ هر عنصر باید بتواند بلافاصله جای عنصر قبلی را بگیرد. صفحه‌ی بعدی نیازی ندارد ادامه‌ی صفحه‌ی قبلی باشد. کافی است توجه بیشتری طلب کند. این دقیقاً نقطه‌ی مقابل کتاب است.
کتاب از خواننده می‌خواهد در یک جهان بماند. صفحه‌ی نخست بدون صفحات بعدی کامل نیست و صفحه‌ی بعدی نیز بدون آنچه پیش از آن خوانده‌ایم معنای کامل خود را پیدا نمی‌کند. خواندن، نوعی تعهد به تداوم است. خواننده باید مقاومت کند، حواس خود را جمع کند، چیزی را فراموش نکند و اجازه دهد معنا به‌تدریج ساخته شود. کتاب از ذهن، زمان می‌خواهد؛ و زمان، چیزی است که منطق اینستاگرامی نمی‌تواند تحمل کند.
از همین‌جا باید مسئله را جدی‌تر کرد: اینستاگرام فقط رسانه‌ای برای انتقال محتوا نیست؛ دستگاهی برای تولید نوع خاصی از انسان است. انسانی که به محرک‌های کوتاه، تغییرات سریع و لذت‌های فوری عادت کرده و برای همین، از سکون، تداوم و تأمل گریزان می‌شود. در این وضعیت، تمرکز دیگر یک توانایی طبیعی نیست؛ تبدیل به نوعی مقاومت می‌شود. حتی کتاب‌خوان نیز از این وضعیت مصون نیست. تهدید فضای مجازی فقط متوجه کسی نیست که هرگز کتاب نمی‌خواند. تهدید اصلی متوجه کسی است که زمانی می‌توانست سه یا چهار ساعت در یک کتاب بماند، اما اکنون پس از چند صفحه میل دارد گوشی را بردارد، صفحه‌ای را باز کند و ببیند «چه خبر است». این لحظه، شکست کتاب نیست؛ شکست ساختار توجه است.
به همین دلیل، شاید بحران امروز بحران «فرهنگ مطالعه» نباشد؛ بحران، فرم ذهنیِ مناسب برای مطالعه است. ما ممکن است هنوز کتاب بخریم، کتابخانه داشته باشیم، درباره‌ی کتاب حرف بزنیم و حتی کتاب را ورق بزنیم، اما اینها الزاماً به معنای توانایی خواندن نیستند. خواندن حقیقی مستلزم توانایی ماندن در متن است؛ و فرهنگ لحظه‌ای، پیش از آنکه کتاب را از دست ما بگیرد، این توانایی را از ما می‌گیرد.
در عصر اینستاگرام، دشمن کتاب الزاماً بی‌سوادی نیست؛ حواس‌پرتیِ سازمان‌یافته است. دشمن، نخواندن نیست؛ ناتوانی در ماندن است. و شاید رادیکال‌ترین معنای کتاب‌خواندن امروز همین باشد: مقاومت در برابر فرهنگی که می‌خواهد هیچ چیز آن‌قدر مهم نباشد که بیش از چند دقیقه در ذهن ما بماند.
@tabardhenasi_ketab

Читать полностью…

صدای پای آب

Air - Johann Sebastian Bach
هوای تازه...

Читать полностью…

صدای پای آب

✳️ خاکستری نباشیم ولی خاکستری ببینیم!

«قشر خاکستری» اصطلاحی است برای آن‌دسته از افراد عافیت‌طلب یک جامعه که در مسائل گوناگون اغلب بی‌طرف و منفعل‌اند و حاضر نیستند از حاشیه‌ی امن خود خارج شده، پا به میدان عمل گذاشته، هزینه بپردازند و گامی برای بهبود اوضاع جامعه و کشور بردارند، مگر اینکه تشخیص دهند تهدیدی متوجه آرامش و منافع‌شان نخواهد شد. قشری که گاه سزاوار سرزنش و نکوهش‌اند.

ولی «خاکستری دیدن» موضوع دیگریست به‌معنای پرهیز از نگرش «سیاه و سفید» و بخش‌بندی افراد به خوب مطلق و بد مطلق. ذکر دو مثال می‌تواند این موضوع را روشن‌تر کند:

🔹یک هنرمند، یک دانشمند، یک ورزشکار یا یک چهره‌ی شناخته شده‌ی دیگر، اظهار نظری می‌کند که بر خلاف دیدگاه‌ها و باورهای بخشی از افراد جامعه است، بلافاصله در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، سیلی از توهین و دشنام به‌سوی او سرازیر شده و همه‌ی ابعاد شخصیت او (و حتی خانواده و نزدیکان او!) را در برمی‌گیرد. در واقع او از نگاه بخشی از جامعه به یک «بد مطلق» تبدیل می‌شود. جامعه‌ای که اکثریت افراد آن، «سیاه و سفید» می‌بینند و نمی‌توانند از دیدگاه یا باورهای یک فرد به‌درستی انتقاد کنند و هم‌زمان شخصیت و جایگاه هنری، علمی یا ورزشی او را محترم شمرده و ارج بگذارند. عکس این ماجرا نیز ممکن است روی دهد؛ یعنی چهره‌ای شناخته شده صرفاً به‌دلیل اظهار نظری سازگار با پسند جامعه، محبوبیتی افراطی پیدا کرده، بیش از حد ستایش شده و به یک «خوب مطلق» بدل شود و در جایگاه یک قهرمان یا منجی قرار گیرد.

🔹 در یک سیستم فاسد و ناکارآمد، کارمندان یا مدیرانی درستکار هم پیدا می‌شوند که کار خود را در جهت خدمت به مردم و میهن، به‌خوبی انجام داده و شایسته‌ی تقدیراند و نباید قربانی نگرش «سیاه و سفید» شده و بی‌دلیل محکوم شوند. رفتاری که غیر عادلانه است و می‌تواند موجب نابودی انگیزه و امید در آن‌ها شده و جامعه را از خدمات آن‌ها محروم نماید.

واقعیت این است که بخش اندکی از افراد، ممکن است تقریباً سیاه یا سفید (به‌معنای بد مطلق یا خوب مطلق) باشند و بیشتر مردم در گستره‌ی بین این دو قرار دارند. «خاکستری دیدن» از خردورزی و ژرف‌اندیشی سرچشمه می‌گیرد؛ از یک‌سو تفرقه، دشمنی و نفرت‌پراکنی در میان افراد جامعه را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر بر توانایی افراد برای تحلیل درست مسائل و مشکلات جامعه می‌افزاید. این نگرش همچنین می‌تواند از درگیر شدن جامعه با شایعات و اخبار جنجالی و کم ارزش که با هدف فراموشی مسائل جدی مطرح می‌شوند جلوگیری کند.

✍ باقریان

🍀 کانال «صدای پای آب»
@chaarraah

Читать полностью…

صدای پای آب

و عشقت پیروزیِ آدمی‌ست
هنگامی که به جنگِ تقدیر می‌شتابد.

و آغوشت
اندک جایی برای زیستن
اندک جایی برای مردن
و گریزِ از شهر
که با هزار انگشت
به وقاحت
پاکیِ آسمان را متهم می‌کند.


(احمد شاملو)

@chaarraah
https://www.instagram.com/esmaeel_bagherian

Читать полностью…

صدای پای آب

تابلوی نقاشی گل و گلدان

تکنیک: رنگ‌روغن

اثر اوریجینال (یکتا)

نام هنرمند: روژان کیانی
https://www.instagram.com/rojan.kiyani

🍀 کانال «صدای پای آب»
@chaarraah

Читать полностью…

صدای پای آب

بر سر سفره‌ی دریا!



#خلیج_فارس #جزیره_قشم #ماهیگیری #کیلکا
@chaarraah
https://www.instagram.com/esmaeel_bagherian

Читать полностью…

صدای پای آب

✳️ شاهد



@chaarraah
https://www.instagram.com/esmaeel_bagherian

Читать полностью…

صدای پای آب

#نور_طبیعی
#رنگ
#canon_sx1

@chaarraah

Читать полностью…

صدای پای آب

✅ Heal The World

مرهمی بر زخم های جهان بگذارید!
جهان را به جای بهتری تبدیل کنید!

#André_Rieu

Читать полностью…

صدای پای آب

✳️ لبخند


📸 یکی از محله‌های عشایری هزار مسجد

#پرتره_کودکان #بچه_های_روستا #فرزندان_ایران #معصومیت

@chaarraah
https://www.instagram.com/esmaeel_bagherian

Читать полностью…

صدای پای آب

🍁 پاییز



🍀 کانال «صدای پای آب»
@chaarraah

Читать полностью…

صدای پای آب

✳️ یک نیمروز تابستانی با بچه‌های خوب و با صفای روستا در محله‌های ییلاقی هزار مسجد

(در این روزگار تلخ که بیشتر آدم‌ها نقاب‌ بر چهره دارند و صداقت کیمیاست، دیدن معصومیت و شادی‌های ناب کودکانه غنیمت است...)

@chaarraah
https://www.instagram.com/esmaeel_bagherian

Читать полностью…

صدای پای آب

از دیدنی‌های فصل برداشت گردو در روستا!


🍀 کانال «صدای پای آب»
@chaarraah

Читать полностью…

صدای پای آب

رهبران جهان پس از بازنشستگی چه می‌کنند؟

✍️پورمحمدی

شاید زندگی سیاسی یک سیاستمدار، آن‌گونه که تصور می‌کنیم، با ترک دفتر ریاست‌جمهوری، نخست‌وزیری یا کاخ سلطنتی تمام نشود؛ جایی که دیگر خبری از محافظان، تشریفات، جلسات رسمی، دوربین‌های تلویزیونی و صف طولانی دیدارکنندگان نیست و انسان ناگهان با یک سؤال روبه‌رو می‌شود: "حالا که دیگر قدرت ندارم، چه کسی هستم؟"

سرنوشت بعضی رهبران جهان پاسخ‌های شگفت‌انگیزی به این پرسش داده است. روزولت، رئیس‌جمهور آمریکا، وقتی در ۵۰ سالگی از قدرت کنار رفت، به جای آنکه در حسرت کاخ سفید بماند، راهی آفریقا شد. یک سال در دل طبیعت به جست‌وجو پرداخت و اطلاعات مربوط به ۱۱ هزار حیوان و گیاه را برای موزه ملی تاریخ طبیعی گردآوری کرد. بعدتر راهی برزیل شد، رودخانه‌ای را کاوید که بعدها به نام او شناخته شد و حتی در جریان این سفر تا آستانه مرگ پیش رفت. او سیاست را از دست داد، اما زندگی را نه.

تاچر، نخست‌وزیر قدرتمند بریتانیا، پس از ۱۱ سال حضور در داونینگ استریت، از سیاست کنار رفت؛ اما قلم را زمین نگذاشت. تدریس کرد، بنیاد خیریه راه انداخت، خاطراتش را نوشت و همچنان درباره سیاست و آینده جهان سخن گفت.

وریهیرو هوسوکاوا، نخست‌وزیر پیشین ژاپن، مسیر دیگری را انتخاب کرد؛ سیاست را رها کرد و در یک شهر کوهستانی به سفالگری پرداخت. دست‌هایی که روزی فرمان اداره کشور را امضا می‌کردند، این بار خاک را شکل می‌دادند.

واسلاو هاول، رئیس‌جمهور پیشین جمهوری چک، پس از پایان دوران ریاست‌جمهوری دوباره به خانه قدیمی خود، یعنی تئاتر، بازگشت. نمایشنامه "ترک کردن" را نوشت؛ اثری درباره درد و دشواری جدا شدن از قدرت و عادت کردن به زندگی پس از آن. حتی فیلمی بر اساس همین نمایشنامه ساخت.

جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور آمریکا که دوران ریاستش با حملات ۱۱ سپتامبر و جنگ‌های افغانستان و عراق گره خورد، پس از خروج از کاخ سفید قلم‌مو به دست گرفت. ابتدا سگ‌ها و گربه‌ها و مناظر را نقاشی کرد و سپس سراغ چهره‌هایی رفت که زمانی در عرصه سیاست با آنها روبه‌رو شده بود؛ از آنگلا مرکل و تونی بلر تا ژاک شیراک و ولادیمیر پوتین. امضای او در پایین تابلوها نیز جالب بود: "۴۳"، یعنی شماره او در فهرست رؤسای‌جمهور آمریکا. سیاستمداری که روزی با فرمان‌هایش تاریخ را تغییر می‌داد، بعدها تاریخ را با رنگ روغن روی بوم روایت کرد.

اما شاید عجیب‌ترین روایت، داستان آکیهیتو، امپراتور پیشین ژاپن باشد. او در کنار وظایف سلطنتی، علاقه عمیقی به ماهی‌شناسی داشت و بیش از ۳۰ مقاله علمی درباره ماهی‌های گوبی نوشت. حتی گونه‌ای از این ماهی‌ها به افتخار او نام‌گذاری شد. وقتی در سال ۲۰۱۹ در ۸۵ سالگی از سلطنت کناره گرفت، به جای آنکه دست از پژوهش بکشد، دوباره به دنیای علم بازگشت و در سال ۲۰۲۱ در شناسایی ۲ گونه ماهی جدید نقش داشت.

مون جائه‌این، رئیس‌جمهور پیشین کره جنوبی، پس از پایان ریاست‌جمهوری به روستایی آرام رفت و کتابفروشی کوچکی راه انداخت. نه برای آنکه ثروتمند شود، بلکه برای آنکه از طریق کتاب با مردم ارتباط داشته باشد. خودش به مشتریان در انتخاب کتاب کمک می‌کرد، نویسندگان را دعوت می‌کرد، نشست کتاب‌خوانی برگزار می‌کرد و درآمد فروش را به پروژه‌های اجتماعی و خانواده‌های کم‌درآمد اختصاص می‌داد. بعدتر نیز یک کانال اینترنتی برای معرفی کتاب راه‌اندازی کرد.

گودنی یوهانسون، رئیس‌جمهور پیشین ایسلند، نیز پس از پایان دوره ریاست‌جمهوری به دانشگاه بازگشت و استاد تاریخ شد؛ اما حتی به این هم بسنده نکرد و به عنوان راهنمای گردشگری در یک پارک ملی تاریخی فعالیت کرد.

قدرت در همه نظام‌های سیاسی روزی به پایان می‌رسد، محافظان می‌روند، عنوان‌ها برداشته می‌شوند و صندلی به نفر بعدی می‌رسد. تفاوت انسان‌ها در همین لحظه آشکار می‌شود: بعضی نمی‌توانند از قدرت دل بکنند، بعضی به دنبال صندلی دیگری می‌گردند و بعضی، تازه پس از ترک قدرت، فرصت پیدا می‌کنند خود واقعی‌شان را زندگی کنند.

شاید بلوغ سیاسی فقط این نباشد که چگونه به قدرت می‌رسیم؛ مهم‌تر از آن، این است که چگونه از قدرت خارج می‌شویم. جامعه‌ای که انتقال قدرت را طبیعی می‌داند، به رهبرانش اجازه می‌دهد دوباره انسان باشند؛ یکی دانشمند، دیگری هنرمند، یکی نویسنده، دیگری سفالگر، یکی استاد دانشگاه و دیگری صاحب یک کتابفروشی کوچک.

قدرت اگر نتواند انسان را پس از پایان مسئولیتش به زندگی برگرداند، به جای آنکه خدمت باشد، به اعتیاد تبدیل می‌شود. ارزش واقعی یک سیاستمدار شاید نه در تعداد محافظانی که هنگام ورود همراه او هستند، بلکه در تعداد انسان‌هایی باشد که هنگام خروج، هنوز می‌خواهند با او بمانند.

گاهی بزرگ‌ترین آزمون، لحظه‌ای است که دیگر قدرت ظاهری ندارد و قدرت درونی اوست که آینده را رقم می زند.


@excellentmanagers


🍀 کانال «صدای پای آب»
@chaarraah

Читать полностью…

صدای پای آب

✅ ويدئويی در شبكه‌هاى اجتماعى منتشر شده كه نشان مى‌دهد موتور يك پيك موتورى ناكَهان آتش مى‌كَيرد و تنها وسيله كار و درآمدش مقابل چشمانش مى‌سوزد. مردم حاضر در محل اما بى‌تفاوت از كنار او عبور نمى‌كنند؛ دورش جمع مى‌شوند و همانجا براى خريد یک موتور تازه پول جمع مى‌كنند تا بتواند دوباره سر كار برگردد. اين صحنه، تصويرى روشن از همدلى مردمى است كه خودشان زير فشار كمرشكن گرانی، فقر و ناامنى اقتصادى زندگی مى‌كنند، اما هنوز درد يكديكر را مى‌فهمند. كسانى كه شايد جيب خودشان هم چندان پر نباشد، دست به جيب مى‌شوند تا نان یک انسان قطع نشود.
مردم با درآمدهاى اندک، خسارت يكديگر را جبران مى‌كنند! اما حكومتى كه بودجه، قدرت و وظيفه خدمت رسانى دارد، اقتصاد و معيشت جامعه را رها كرده و همچنان سرگرم گردن‌كشى براى جهان، شاخ و شانه كشيدن و جنگ افروزی است. اين همراهى و همدلى مردم را بايد ديد، روايت كرد و گسترش داد! نه براى عادى‌سازى فقر يا فراموش كردن مسئوليت حكومت، بلكه براى يادآورى اينكه جامعه ايران هنوز زنده است.

@ketab_mamnouee/19434

Читать полностью…

صدای پای آب

عریانی انبوه...

@chaarraah

Читать полностью…

صدای پای آب

زندگی یا زنده ماندن؟!
مردی از جنوب ایران که از زندگی‌اش می‌گوید...

Читать полностью…

صدای پای آب

✳️ جامعه نابالغ

✍ #فرهاد_قنبری

بلوغ در انسان به دو صورت اتفاق می‌افتد. یکی به‌صورت «بلوغ جسمی» است و دیگری به‌صورت «بلوغ ذهنی و فکری».

بلوغ جسمی در سن و سال خاصی برای همهٔ انسان‌ها اعم از زن و مرد با تغییراتی در ویژگی‌های ظاهری و صدا و امثالهم ایجاد می‌شود.

اما بلوغ اصلی انسان «بلوغ ذهنی یا فکری» است. این نوع بلوغ سن و سال خاصی نمی‌شناسد و گاهی برای فردی در سن بیست‌سالگی رخ می‌دهد و گاهی هم برای فردی تا هشتاد‌سالگی هم رخ نمی‌دهد و او با همان طفولیت و نابالغی ذهنی از دنیا می‌رود.

در زمینهٔ بلوغ فکری و ذهنی، جوامع شباهت بسیاری به انسان‌ها دارند. برخی جوامع ممکن است با سن و سال کم به بلوغ ذهنی و فکری رسیده باشند و خودشان خوب و بد و خیر و شر خویش را تشخیص دهند و با اتکاء به خویشتن امورات خویش را سر و سامان دهند اما برخی جوامع با سن و سال کهن ممکن است از لحاظ فکری و ذهنی در دوران نابالغی و کودکی خویش مانده و در امورات مختلف نیاز به قَیم و تصمیم‌گیر داشته باشند.

✔️ جامعهٔ نابالغ به‌مانند انسان نابالغ توان تشخیص خوب و بد خویش را ندارد و مدام منتظر است تا دیگران خوب و بدش را برایش مشخص کنند.

✔️ جامعهٔ نابالغ به‌مانند کودک نابالغ خود ویرانگر است و اگر به‌حال خود رها شود ممکن است بلایای جبران‌ناپذیری را سر خود بیاورد.

✔️ جامعهٔ نابالغ به‌مانند کودک نابالغ بهانه‌گیر و لجوج است و در تمام مسائل به‌دنبال مقصر نشان‌دادن دیگران و رفع مسئولیت از خویش است.

✔️ جامعهٔ نابالغ به‌مانند کودک نابالغ مسئولیت کنش‌ها و گفتارها و کردارهای خود را بر عهده نمی‌گیرد و مدام به‌دنبال مقصر معرفی‌کردن دیگران است.

✔️ جامعهٔ نابالغ به‌مانند کودک نابالغ مدام چشم و گوش و دهنش به چشم و گوش و دهن دیگران است و از خود اراده و سخن و فکر مستقلی ندارد.

✔️ جامعهٔ نابالغ به‌مانند کودک نابالغ به‌آنی با یک آبنبات و شُکلاتی فریب می‌خورد و درعین‌حال توهم اعمال قدرت به دیگران را دارد.

✔️ جامعهٔ نابالغ به‌مانند کودک نابالغ دمدمی‌مزاج است و تصمیماتش براساس احساسات آنی است و با تأمل و خردورزی رابطهٔ چندانی ندارد.

✔️ جامعهٔ نابالغ به‌مانند کودک نابالغ همیشه دنبال دست و شانه‌های دیگران است تا به آنها تکیه کند.

✔️ جامعهٔ نابالغ به‌مانند کودک نابالغ مدام به فکر مظلوم‌نمایی و جلب توجه دیگران است و تصور می‌کند که کل جهان شیفته و نگران اوست.

جامعهٔ نابالغ جامعه‌ای است که توان پرسش‌کردن از امور طبیعی‌شده‌ را ندارد، از طفولیت و کودکی فکری خارج نشده، به بلوغ اندیشگانی نرسیده، عقل را معیار اصلی و سنگ‌ محک کردارهای خود نمی‌شناسد، با اوهام و خیالات و شعبده سعی در حل مسائل سیاسی و اجتماعی و... دارد و تعصب و جزمیت را جایگزین خرد و تفکر کرده‌است.

چنین جامعه‌ای تا زمانی که از کودکی و نابالغی و طفولیت خود خارج نشود، هیچگاه راه و مسیر درست خویش را نخواهد یافت.

⬅️ برگرفته از کانال «مدرسه توسعه»

@DevelopmentSc

Читать полностью…

صدای پای آب

ده سال پس از «در اسارت فرهنگ»؛ بازخوانی یک گفتگو

امروز مصاحبه‌ ی فوق را که ده سال پیش با یکی از شبکه‌های تلویزیونی خارج از کشور انجام داده بودم مشاهده کردم. خوشحال شدم از این که هنوز با آنچه که بیان داشته بودم موافق بودم.
تنها نکته‌ای که آن زمان نمی‌دانستم اما امروز به وضوح می‌دانم، چرایی و چگونگی جایگزینی مفهوم "ترس" با احترام" بود.

طی این سال‌ها و با مطالعه بیشتر دریافتم که این دستکاری معانی و جابجایی مفاهیم اتفاقی نبوده است بلکه توسط قدرت‌مداران برای استحکام پایه‌های دیکتاتوری خود انجام انجام گرفته است.

آن‌ها از طریق کتب درسی، داستان‌ها، روایت‌ها و فرهنگ‌سازیِ برنامه‌ریزی‌شده، رفتارها و گفتارهای نوکرمآبانه و چاپلوسانه و اطاعت بی‌چون‌وچرا را تحت عناوین زیبایی چون «احترام»، «دوستی»، «تواضع» و ...  به خورد جامعه دادند و نتیجه این شد که ما دیگر از انجام آن رفتارها احساس شرم نمی‌کنیم؛ بلکه با افتخار و میل آن‌ها را انجام می‌دهیم!

شناخت این مکانیسم‌های زبانی و فرهنگی، گام اول برای رهایی از آن‌هاست.

این مصاحبه را به نشانه ی مسیر طی شده با شما عزیزان به اشتراک می گذارم.

طاهره شیخ الاسلام  

@essarat

Читать полностью…

صدای پای آب

روزگارِ غریبی‌ست، نازنین
آن که بر در می‌کوبد شباهنگام
به کُشتنِ چراغ آمده است.
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد


احمد شاملو
@chaarraah
https://www.instagram.com/esmaeel_bagherian

Читать полностью…

صدای پای آب

ماهیگیر


@chaarraah
https://www.instagram.com/esmaeel_bagherian

Читать полностью…

صدای پای آب

🔹 ماه بالای سر آبادیست،
اهل آبادی در خواب (!)
روی این مهتابی، خشت غربت را می بویم...

سهراب سپهری

#روستای_چهارراه #زیر_نور_ماه


@chaarraah
https://www.instagram.com/esmaeel_bagherian

Читать полностью…
Subscribe to a channel