fazeli_mohammad | Unsorted

Telegram-канал fazeli_mohammad - دغدغه ایران

58234

این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.

Subscribe to a channel

دغدغه ایران

ایران و آمریکا
چشم‌اندازهای تاریک‌تر


سند امنیت ملی آمریکا در سال ۲۰۲۵ منتشر شده است. این سند آن‌قدر اهمیت دارد که در اندیشکده‌های جهان و اتاق‌های تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری دولت‌ها درباره آن بحث و گفت‌وگو می‌شود و تحلیل‌های متعدد درباره محتوا و پی‌آمدهای آن منتشر شده است.

دیدن گفت‌وگو
https://youtu.be/48wEUp4ytSc

رحمان قهرمان‌پور در این گفت‌وگو، مندرجات این سند و اهمیت آن‌ها برای ایران را تحلیل می‌کند. همه شواهد و تحلیل‌هایی که در این گفت‌وگو ارائه می‌شود نشان می‌دهد ایران به‌واسطه ویژگی‌های خودش و تاریخ طی‌شده در چند دهه گذشته، و تحت تأثیر شرایطی که بر جهان و بالاخص روابط بین قدرت‌ها حاکم است، با چشم‌اندازهای پیچیده‌تر و دشوارتری برای تأمین امنیت و منافع ملی خود مواجه است.

سیاست‌گذار و حکمرانی ایرانی، و به تبع آن همه شهروندان در وضعیت پیچیده، ابهام‌آمیز و با چشم‌اندازی کم‌وبیش تیره مواجه هستند. عقلانیت، واقع‌نگری، اتکا بر همه مردم و تغییر سیاست‌های گذشته می‌تواند به‌کار تغییر این شرایط بیاید.

https://youtu.be/48wEUp4ytSc

#امنیت_ملی_آمریکا #امنیت_ملی_ایران #رحمان_قهرمانپور #ایران_تاک

@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

⭕️ دام گذار: هشدار تاریخی دربارۀ نقش تسهیل‌گر

پادشاهی‌خواهان می‌گویند پس از سرنگونی جمهوری اسلامی باید رفراندومی برگزار شود تا مردم در یک انتخابات آزاد میان جمهوری و پادشاهی یکی را برگزینند. خود رضا پهلوی نیز در بیانیۀ اخیرش تصریح کرده است: «نقش من در این مسیر ... نقش یک تسهیل‌گر برای رسیدن به آن روزی است که شما، مردم ایران، در یک انتخابات آزاد، نوع حکومت آیندۀ خود را برگزینید.»

این سخن، در سطح اعلامی، پاسخی دموکراتیک به بحران مشروعیت به‌ نظر می‌رسد: واگذاری تصمیم نهایی به رأی مردم و تعلیق داوری دربارۀ نوع حکومت تا برگزاری انتخابات آزاد. اما، در سطح اِعمالی، مسئله معمولاً نه در سطح نیت‌ها بلکه در سطح سازوکارهای قدرت تعیین تکلیف می‌شود. پرسش تعیین‌کننده این نیست که چه کسی چه می‌خواهد. پرسش این است که زمین بازی قدرت چه رفتاری را پاداش می‌دهد و چه رفتاری را جزا.

تاریخ معاصر ایران نشان می‌دهد «دربار» یا«بیت» در این سرزمین یا می‌بلعد یا بلعیده می‌شود. به‌ بیان دیگر، کانون مرکزیِ قدرت یا چنان اقتدار خود را گسترش می‌دهد که سایر نهادها را در خود حل کند یا، اگر در این کار ناکام بماند، خود به‌سرعت در معرض حذف و فروپاشی قرار می‌گیرد. وضعیت میانه، یعنی قدرتی مقید و محدود و همزیست با نهادهای مستقل، به‌ندرت دوام آورده است. هر گاه توازنی نسبی شکل گرفته یا به‌ سوی تمرکز بیش‌تر لغزیده یا در اثر رقابت‌های حل‌نشده از هم گسیخته است.

بنابراین مسئله فقط این نیست که یک بازیگر سیاسی خود را «تسهیل‌گر» بداند یا وعدۀ صندوق رأی بدهد. مسئله این است که آیا ساختار سیاسی ایران امکان می‌دهد چنین موقعیتی واقعاً بی‌طرف و موقتی بماند یا نه. در سرزمینی که قواعد نانوشته‌اش به‌ سود تمرکز عمل می‌کند، هر کانونی که در مرکز بسیج سیاسی بنشیند دیر یا زود با این دوگانه روبه‌رو می‌شود: یا اقتدارش را تثبیت کند و بگستراند یا جای خود را به رقیبی بدهد که چنین خواهد کرد. همین منطق است که تعادل پایدار را در تاریخ سیاسی ما شکننده و کم‌دوام کرده است. تاریخ معاصر ایران این الگو را بارها نشان داده است.

انقلاب مشروطه تلاشی بود برای مقیدکردن شاه از طریق قانون اساسی و مجلس، تلاشی برای انتقال بخشی از اقتدار از دربار به نهادهای نمایندگی. اما این توازن نوپا یا، در تجربۀ محمدعلی‌شاهی، با بازگشت اقتدار سلطنتی و تقویت ابزارهای نظامی و دیوانی به سود دربار بر هم خورد یا، در تجربۀ احمدشاهی، در کشاکش نیروهای رقیب و بی‌ثباتی‌های سیاسی چنان فرسوده شد که کلیت نظم فرو ریخت. به‌ عبارت دیگر، یا شاه دست بالا را گرفت یا میدان از کنترل همگان خارج شد.

در دورۀ رضاشاه پهلوی تمرکز قدرت در قالب دولت‌سازی مقتدر و حذف نیروهای رقیب سیاسی چنان پیش رفت که امکان تکوین نهادهای مستقل و پایدار از میان رفت و توازن نوپای پسامشروطه عملاً پایان یافت. در دورۀ محمدرضاشاه پهلوی نیز تمرکز قدرت در رأس هرم از بهار ۱۳۲۶ به‌تدریج چنان افزایش یافت که احزاب و مطبوعات و نهادهای مدنی استقلال واقعی پیدا نکردند. ساختار چنان شکل گرفت که بقایش به اقتدار شخص اول گره خورد. در نتیجه، با نخستین بحران فراگیر و ازدست‌رفتن اقتدار پادشاه عملاً کل سازه به‌ناگاه فروپاشید، چه، ستون‌های مستقل برای حفظ تعادل وجود نداشت.

پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز «بیت» نوظهور به‌تدریج به کانون اصلی تنظیم و توزیع قدرت بدل شد، روندی که در دورۀ رهبری دوم به‌شدت تعمیق یافت. بازنگری قانون اساسی و گسترش اختیارات رهبری و تقویت نهادهای انتصابی، جملگی، جایگاهی ساخت که عملاً فراتر از رقابت‌های انتخاباتی قرار گرفت. نهادهای انتخابی هر گاه کوشیدند از حدود ترسیم‌شده فراتر روند با سازوکارهای حقوقی و امنیتی مهار شدند. هر کانون قدرت موازی یا در ساختار ادغام شد یا به حاشیه رفت. معماری نهادی نظام چنان شکل گرفت که تمرکز را بازتولید کند و جلوِ چندپارگی را بگیرد. باز همان منطق آشنا در تاریخ سیاسی ایران: یا ببلع یا بلعیده شو.

در این چارچوب، ایدۀ «من تسهیل‌گرم و تصمیم با مردم است» صرفاً یک ترفند برای خلق اجماع حداکثری در مرحلۀ سرنگون‌سازی نظام کنونی است. چهره‌ای با سرمایۀ نمادین، وقتی خود را بی‌طرفِ نوع حکومت معرفی می‌کند، چه‌بسا بتواند طیف وسیعی از مخالفان را زیر چتر خود گرد آورد، بی‌آن‌که نسبت به مقصد نهایی تعهد الزام‌آوری بدهد. اما در مرحلۀ گذار است که همان شبکۀ بسیج‌شده و همان جایگاه محوری به اهرم قدرت بدل می‌شود. در زمینی که تعادل پایدار چندان دوام نمی‌آورد، «تسهیل‌گر» به‌سرعت به «کانون» تبدیل می‌شود. کانون نیز برای بقا به متمرکزسازی قدرت گرایش می‌یابد. در چنین وضعی، رفراندوم نه نقطۀ صفرِ بی‌طرف بلکه محصول توازن قوایی است که در دورۀ گذار شکل گرفته، توازنی که می‌تواند گزینۀ پادشاهی را، همچون امتداد طبیعی قدرت مستقرِ دورۀ گذار، از صندوق بیرون بکشد.

🆔 @mmaljoo

Читать полностью…

دغدغه ایران

گاز در اقتصاد ایران

مسعود نیلی در این گفت‌وگو نشان می‌دهد اقتصاد ایران چگونه به تدریج انرژی‌بر شده است.

ویدیوی گفت‌وگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM

عسلویه و پارس جنوبی جایگاه مهمی در این اقتصاد دارند.

#اقتصاد_ایران
@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

ایران: آزمایشگاه اقتصاد جهان

مسعود نیلی در این گفت‌وگو نشان می‌دهد مجموعه‌ای از اتفاق‌ها در اقتصاد ایران رخ داده که آنرا به کلاس درس و آزمایشگاه برای تدریس اقتصاد تبدیل کرده است.

ویدیوی گفت‌وگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM

#اقتصاد_ایران
@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

تغییرات پویایی تورم در ایران

مسعود نیلی در این گفت‌وگو شرحی مفصل از شرایط طی شده در اقتصاد ایران و منتهی به وضعیت فعلی ارائه می‌دهد.

ویدیوی گفت‌وگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM

هر طرحی برای آینده ایران از نقطه‌ای آغاز می‌شود که معنای وضعیتی که #مسعود_نیلی شرح می‌دهد، درک شود.

#اقتصاد_ایران
@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

اقتصاد مستهلک ایران
بیست سال اشتباه راهبردی


دکتر #مسعود_نیلی چهل سال اقتصاد ایران را از نزدیک رصد کرده، چند دهه با سیاست‌گذار و سیاست‌مدار ایرانی از نزدیک آشنا یا همکار بوده و شناخت دقیقی از اقتصاد ایران دارد. ایشان در این گفت‌وگو شرح می‌دهد که چگونه اقتصاد ایران از میانه دهه ۱۳۸۰ و بعد از وفور نفتی آن دهه، در سراشیبی افتاد و ترکیبی از صنعت‌زدایی، اتکای شدید به واردات، و هم‌زمان سیاست خارجی تهاجمی، و تحریم‌ها به بحران در اقتصاد ایران انجامیده است.

دیدن ویدیو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM

ایشان هم‌چنین ساختار اشتغال در ایران را تحلیل کرده و توضیحی اقتصادی ارائه می‌کند برای ناامیدی و سرخوردگی بزرگی که در نسل جوان ایرانی بروز کرده است. روایتی که مسعود نیلی از بیست سال اقتصاد ایران در فاصله ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ ارائه می‌دهد، نشانگر راه بسیار دشواری است که برای بازگشت به شرایط اقتصادی متعادل و پایدار باید طی شود. مسیر دشواری که به عقیده وی دیگر نقطه آغاز آن اصلاحات سیاستی نیست بلکه از تغییر انگاره و الگوی حکمرانی شروع می‌شود.

#اقتصاد_ایران #تحریم #کامودیتی #رکود_تورمی #بحران_ارزی

@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

لینک دیدن گفت‌وگوی سه نفر و سه دیدگاه در شرایط خطرناک ایران امروز، در رسانه آزاد.

https://youtube.com/live/xRL_Ba6LNf0

‏پنج ساعت گفت‌وگو که نشان می‌دهد امروز و آینده ایران چقدر پیچیده و خطرناک است؛ و راه‌ها چقدر مبهم و ناقص و سخت هستند.

حسرت: اگر رسانه در ایران از سی سال پیش آزاد بود تا چنین گفت‌وگوهایی را منتشر کند، الان در این وضع نبودیم!

@fazeli_mohammad

Читать полностью…

دغدغه ایران

بازخوانی ایران معاصر

این فایل متنی قسمت ۱۱۲ پادکست دغدغه ایران است. این قسمت، تاریخ معاصر ایران را از سال‌های آخر مشروطه تا به امروز (۱۴۰۳) بر اساس تحولات نظم دسترسی محدود بازخوانی می‌کند.

نویسندگان کتاب «در سایه خشونت» در آخرین فصل این کتاب، آموزه‌های حاصل از بررسی تاریخ این کشورها در قالب نظریه خشونت و نظم‌های اجتماعی را استخراج کرده و با شرح و تفسیرهایی ارائه کرده‌اند. بخش اول قسمت ۱۱۲ پادکست، آموزه‌های قابل استخراج از نوشته نورث، والیس، وینگاست و وب را نشان داده و در بخش دوم، تاریخ معاصر ایران را با همان آموزه‌ها بازخوانی می‌کند.

متن پادکست برای ارائه صوتی آماده می‌شود و معمولاً برای انتشار غیرصوتی مناسب نیست. این فایل استثنائاً با توجه به میزان ارتباط آن با شرایط ایران و زمینه‌سازی برای نقد و بررسی آن، و تقویت زمینه‌های گفت‌وگو بر محور محتوای ارائه‌شده منتشر می‌شود.

حمایت از پادکست

@dirancast_official

Читать полностью…

دغدغه ایران

🔺دی‌ماه خونین و آینده ایران #زنده

🔻گفتگوی سیاسی حسام سلامت، سجاد فتاحی و میلاد دخانچی

🎥 مشاهده این برنامه در یوتوب آزاد:
https://youtube.com/live/xRL_Ba6LNf0

تاریخ گفتگو: ۱۹ بهمن

🆔@AzadSocial

Читать полностью…

دغدغه ایران

🔹 چکیده سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد»:

روزگاری این‌چنین ‌هائل

👤 دکتر مسعود نیلی؛ اقتصاددان

✍️ وضعیت کنونی ایران یکی از غمبارترین و بحرانی‌ترین مقاطع تاریخی است؛ دوره‌ای که در آن طی کمتر از ۴۸ ساعت هزاران نفر، عمدتاً جوانان، جان خود را از دست دادند و جامعه‌ای سوگوار و خشمگین برجا ماند.

✍️ این وقایع قابل پیش‌بینی و قابل پیشگیری بوده و ریشه آن در انباشت طولانی‌مدت نارضایتی‌ها، به‌ویژه اقتصادی، نهفته است. ناتوانی نظام حکمرانی در آسیب‌شناسی و اولویت‌دهی به این مسائل، جامعه را به نقطه انفجار رسانده است.

✍️ از مهم‌ترین نشانه‌های بحران، وجود حدود ۱۲ میلیون جوان نه شاغل و نه محصل است که معادل ۱۴ درصد جمعیت کشور بوده و وضعیت هشداردهنده‌ای ایجاد کرده است.

✍️ بازار کار از سال ۱۳۹۸ عملاً متوقف شده؛ در حالی که بیش از ۴.۴ میلیون نفر به جمعیت در سن کار افزوده شده‌اند، خالص اشتغال تنها ۲۰۰ هزار نفر افزایش یافته و حتی ۷۰۰ هزار نفر از بازار کار خارج شده‌اند.

✍️ این امر به افزایش شدید جمعیت وابسته انجامیده است. بررسی دوره‌های مختلف نشان می‌دهد اشتغال‌زایی در سال‌های اخیر تقریباً به صفر رسیده است.

✍️ در حوزه رفاه، رشد اقتصادی از حدود ۱۳۹۰ متوقف شده و درآمد سرانه واقعی در سال ۱۴۰۳ پایین‌تر از سال‌های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۶ است.

✍️ جمعیت زیر خط فقر به حدود ۳۲ میلیون نفر رسیده و کیفیت زندگی، از تغذیه تا دسترسی به درمان، به‌شدت کاهش یافته است.

✍️ تورم‌های بالای ۴۵ و حتی ۵۰ درصد، بدون جبران متناسب در دستمزدها، نارضایتی گسترده ایجاد کرده و کاهش قدرت خرید کارکنان دولت و نیروهای مسلح بی‌سابقه توصیف شده است. همزمان، تورم بالا موجب تشدید نابرابری و افزایش ثروت گروه‌های خاص شده است.

✍️ کاهش شدید درآمد نفتی سرانه، نقش دولت در رفاه مردم را کوچک کرده، اما مطالبات تغییر نکرده است.

✍️ انتشار اخبار مربوط به بودجه نهادهای غیرپاسخگو، فسادها و وضعیت رفاهی نزدیکان برخی مسئولان، خشم اجتماعی را تشدید کرده است.

✍️ ترکیب فقر، بیکاری، نابرابری، تورم، ناامنی روانی ناشی از سایه جنگ و تعارضات فرهنگی، به‌ویژه جوانان را در کانون بحران قرار داده است. بی‌توجهی به این واقعیت‌ها و نادیده گرفتن ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی نارضایتی، آینده‌ای بسیار خطرناک برای کشور رقم خواهد زد.

کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir

Читать полностью…

دغدغه ایران

قسمت ششم پادکست ایران‌تاک
 
بنیان‌های نارضایتی و صلح مسلح ایرانیان
 
هزاران نفر در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران کشته شدند. این بزرگ‌ترین خشونت سیاسی در تاریخ معاصر ایران است که بر اثر اعتراضات خیابانی رخ داده است. محمد فاضلی در این گفت‌وگو توضیح می‌دهد که بنیان‌های اعتراضات و عصبانیت مردم ایران چیست. در ضمن او چارچوبی برای درک خشونت سیاسی در ایران معاصر از قتل ناصرالدین شاه تا به امروز ارائه می‌کند، چارچوبی که آن‌را توصیف‌کننده وضعیت صلح مسلح بین مردم و حکومت در صدوسی سال گذشته می‌داند.
 
لینک شنیدن در کستباکس
https://castbox.fm/vb/900865653

مهمان: محمد فاضلی
میزبان: یاسر عرب
 
شماره تماس برای حمایت مالی
09965691194
 
حمایت ارزی
http://patreon.com/daghdaghetalk
 
امور فنی و صوت: مرتضی مشیری‌خواه
گرافیک: استودیو آنسو
                                
تاریخ انتشار
بهمن هزاروچهارصدوچهار
 
#صلح_مسلح #تاریخ_خشونت #18_19_دی #خشونت_سیاسی #یاسر_عرب
 
@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

از هر ابزاری که می‌خواهی استفاده کن!

📌 برشی از گفت‌وگوی محمد فاضلی با مجید تفرشی

https://youtube.com/shorts/YJ39Vm20aZI?si=Yyfd0mTKc-gQIxZd

Читать полностью…

دغدغه ایران

این هم نقدی دیگر بر متن «ما شکست خوردیم» است.
 
---------------
 
نقدی بر نقادان «ما شکست خوردیم»
 
احسان ع (شهروند ایرانی)
 
در دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد، زمانی که فضای اعتراض و انتقاد بسیار ملتهب بود، دانشجوی کارشناسی بودم. در یکی از کلاس‌ها، بحث‌های سیاسی آن‌قدر بالا گرفت که درس عملاً متوقف شد. استادی که شیمی آلی درس می‌داد، بدون ورود به جدل‌ها، جمله‌ای گفت که بعدها بارها به آن فکر کردم: «هر بار که خواستی به یک سیاست‌مدار اعتراض کنی، قبلش از خودت بپرس امروز برای اعتلای ایران چه کرده‌ای؟» این جمله نه دعوت به سکوت بود و نه توجیه قدرت؛ بیشتر طرح یک پرسش بود که مسیر نگاه من به سیاست و مسئولیت فردی را آرام‌آرام تغییر داد.
 
تا چند سال پیش، مثل خیلی‌های دیگر، تصور می‌کردم اگر حکومت پهلوی ادامه پیدا کرده بود، امروز ایران شبیه ژاپن بود. آشنایی با روایت محمد فاضلی از تاریخ معاصر ایران، از اواخر قاجار تا امروز، نشان داد این نگاه چقدر ساده‌سازی‌شده است. نه به این معنا که آن دوره سراسر شکست بوده، بلکه به این معنا که بسیاری از مسائل عمیق‌تر از آن‌اند که با تغییر یک نام یا یک نظام سیاسی حل شوند.
 
در ادامه، مواجهه با نقدهای فرهاد نیلی به ساختار اقتصادی جمهوری اسلامی به عنوان اقتصاد رانتی نفت‌محور، بی‌ثباتی سیاست‌گذاری و تضعیف نهادها، کمک کرد بفهمم این نقدها محدود به یک نظام خاص نیستند. همین چارچوب تحلیلی نشان داد که اقتصاد دوره‌ی محمدرضا پهلوی نیز آن «بهشت ازدست‌رفته»ای نیست که گاهی تصویر می‌شود، هرچند دوره‌ی وزارت علی‌نقی عالیخانی (۱۳۴۱–۱۳۴۸) از معدود مقاطع کم‌نظیر رشد بالا و تورم پایین در تاریخ ایران بوده است. کنار گذاشته‌شدن عالیخانی هم‌زمان با وفور درآمدهای نفتی، نشانه‌ای از یک مسئله‌ی ریشه‌دارتر بود: عدم تحمل نخبگان، فارغ از نام حکومت.
 
تحلیل‌های آرش رئیسی‌نژاد درباره مفهوم «تنهایی استراتژیک ایران» را برجسته می‌کند: کشوری بدون متحد پایدار، تحت فشار قدرت‌های بزرگ، و در موقعیتی حساس میان خزر و خلیج فارس. چنین جایگاهی، مستقل از گرایش دولت‌ها، محدودیت‌ها و فشارهای ساختاری مداومی بر تصمیم‌گیری سیاسی و اقتصادی تحمیل می‌کند.
 
برای نگاهی فراتر از ایران، مطالعه‌ی کتاب انسان خردمندِ یووال نوح هراری نشان می‌دهد تاریخ مدرن غرب فقط روایت پیشرفت مسالمت‌آمیز نیست؛ بلکه آمیخته با استعمار، تصاحب و اعمال قدرت است. آمریکای شمالی و استرالیا در قالب استعمار مهاجرنشین، و بخش‌هایی از آفریقا، آسیای جنوبی و آمریکای جنوبی در قالب استعمار اداری و استخراجی شکل گرفته‌اند. این تجربه‌ی تاریخی، خوش‌بینی ساده‌انگارانه به نقش «رهایی‌بخش» قدرت‌های خارجی را زیر سؤال می‌برد.
 
در چنین زمینه‌ای، دل‌بستن به این‌که بازیگران خارجی، مثلاً سیاست‌مدارانی مانند دونالد ترامپ، نقش ناجی را برای ایران ایفا کنند، بیشتر بازتاب یک الگوی قدیمی است: انتظار رهایی از بیرون. تجربه‌های جهانی نشان داده‌اند این الگو نه به توسعه‌ی پایدار می‌انجامد و نه به نهادسازی، بلکه اغلب هزینه‌های سنگین انسانی، سیاسی و اقتصادی را به جامعه‌ی هدف تحمیل می‌کند.
 
در این مسیر، اندیشه‌ی «پوست در بازی» نسیم نیکلاس طالب معیار اخلاقی روشنی به دست می‌دهد: توصیه یا تجویز رفتار برای یک سیستم زنده، از بدن یک بیمار تا یک جامعه‌ی بحران‌زده، فقط زمانی معتبر است که توصیه‌دهنده خود نیز سهمی از ریسک و پیامدها را بپذیرد. تشویق کنش‌های پرهزینه از راه دور، بدون تحمل هزینه، نه شجاعت است و نه مسئولیت؛ بلکه فاقد مشروعیت اخلاقی است.
 
این خط فکری محدود به یک نفر نیست و می‌توان آن را در آثار مسعود نیلی، حسین بشیریه، محسن رنانی، نعمت‌الله فاضلی و دیگران نیز دید: تأکید بر ریشه‌های ساختاری بحران و پرهیز از تقلیل همه‌چیز به عملکرد یک دولت یا یک مقطع خاص. در امتداد این نگاه، به‌جای کنش‌های هیجانی یا انتظار منجی بیرونی، بر آگاهی، آگاهی‌بخشی تدریجی و مسئولیت فردی کم‌هزینه تأکید می‌شود؛ رویکردی که البته در فضای قطبی‌شده‌ی امروز، اغلب با برچسب‌زنی مواجه می‌شود.
 
در نهایت، تجربه‌ی تاریخی و تحلیل‌های ساختاری نشان می‌دهند که برای جامعه‌ای مانند ایران، راهی جز آگاه‌شدن، آگاهی‌بخشی تدریجی و شکل‌گیری کنش جمعیِ خشونت‌پرهیز وجود ندارد. نه منجی بیرونی، نه جهش‌های هیجانی، و نه ساده‌سازی ریشه‌های بحران، هیچ‌یک به توسعه‌ی پایدار منتهی نمی‌شوند. آنچه امکان تغییر را، حتی آهسته و پرهزینه، زنده نگه می‌دارد، انباشت فهم، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و فاصله‌گرفتن از چرخه‌ی توهم و خشونت است.

جان به لب رسیدگان
 
@fazeli_mohammad

Читать полностью…

دغدغه ایران

حمزه صفوی در این گفت‌وگو از مشکلات بنیادین حکمرانی در ایران امروز می‌گوید.

دیدن ویدیو
https://youtu.be/H-RkXP88h14

@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

⭕️ سه سطح سیاست در عصر فروبستگی ایران

در ایرانی که در خط قرمز تاریخ ایستاده است حالا دیگر مسئله بر سر تقابل یا خروج از انزوا نیست. تقابل مزمن عملاً هر دو را همزمان به جامعه تحمیل کرده. سایۀ جنگ نه‌فقط بر جغرافیای کشور  که بر معیشت و امنیت روانی و آیندۀ اجتماعی ساکنان کشور نیز افتاده. انزوا هم نه یک تهدید دوردست که ساختار مسلط رابطۀ ایران با جهان شده. جامعه اکنون در چرخه‌ای از بحران مزمن گرفتار است که در آن هزینه‌های تقابل دائمی به‌طور ساختاری در زندگی روزمره رسوب کرده‌اند. بااین‌همه، این فروبستگی هنوز تقدیر محتوم نیست، مشروط به این که سیاست را با مداخله‌ای چندسطحی بتوانیم بازسازی کنیم: یکم، سیاستِ مهار بحران فوری؛ دوم، سیاستِ اجتماعی‌کردن شکاف قدرت؛ و سوم، سیاستِ احیای عاملیت جمعی.

یکم) مهار بحران در لحظۀ فرسایش قدرت
قدرت دیگر یکپارچه و بااعتمادبه‌نفس نیست. فرسوده است، پرهزینه، گرفتار تناقض‌های انباشته. فشارهای منطقه‌ای، بن‌بست اقتصادی، و ناتوانی در مدیریت جامعه عملاً شکاف‌هایی واقعی در درون هیئت حاکمه پدید آورده که، برخلاف گذشته، به‌سادگی ترمیم‌پذیر نیست. سیاست در این سطح یعنی تبدیل لحظات فرسایش به ابزار مهار فاجعه.

مسئله حالا دیگر «امید به عقلانیت بالا» نیست بلکه بهره‌گیری از ترس قدرت از فروپاشیِ کنترل است. هر جا بخشی از حاکمیت عقب‌نشینی تاکتیکی می‌کند، از تنش خارجی می‌پرهیزد، یا در برابر جامعه نرمش نشان می‌دهد، این نه نشانۀ اصلاح‌پذیری بلکه علامت ضعف ساختاری است. این ضعف باید تقویت شود، عمومی شود، و به فشار تبدیل شود. سکوت اجتماعی بزرگ‌ترین متحد انسجام دوبارۀ قدرت است. شکاف‌ها اگر دیده نشوند، بسته می‌شوند.

سیاست در این سطح یعنی ممانعت از بدترشدن اوضاع: مهار پروژه‌های تقابل‌گرایانه، هزینه‌دارترکردن تشدید سرکوب، و برجسته‌سازی هر صدای واگرا در درون ساختار قدرت. نه برای نجات نظام بلکه برای عقب‌راندن ماشین بحران.

دوم) اجتماعی‌کردن شکاف‌ها از مسیر ائتلاف‌های حداقلی
اما فرسایش قدرت خودبه‌خود به تغییر نمی‌انجامد. اگر جامعه سازمان نیابد، شکاف‌ها یا هم می‌آیند یا به تصفیۀ درونی جناح‌ها می‌انجامند. این‌جاست که سیاست ائتلافی نقش تعیین‌کننده می‌یابد.

امروز جامعۀ ایران حول تجربه‌ای مشترک به هم رسیده است: زندگی زیر فشار دائمی بحران. تورم، ناامنی شغلی، مهاجرت اجباری، سرکوب، و افق بسته آینده. این تجربه بستر یک ائتلاف اجتماعیِ حداقلی است، نه حول ایدئولوژی‌ها بلکه حول زیست تحمل‌پذیر: پایان سیاست‌های ویرانگرِ تقابل خارجی، پایان حکمرانی بحران‌زا، و حق جامعه برای نفس‌کشیدن.
ائتلاف مدنی یعنی پیوندزدن اعتراضات صنفی، مطالبات معیشتی، خواست آزادی‌های پایه‌ای و مخالفت با ماجراجویی‌های پرهزینه. هر کنشی و هر مطالبه‌ای باید به روایت بزرگ‌تری وصل شود: این بحران نه تصادفی بلکه محصول ساختار قدرت است.

این ائتلاف‌ها زمانی سیاسی می‌شوند که شکاف‌های درون قدرت را به اهرم فشار عمومی تبدیل کنند. سیاست در این سطح یعنی تبدیل اختلاف‌ها و تَرک‌های درون قدرت از مسئلۀ درون‌نخبگانی به مسئلۀ دارای پشتوانۀ اجتماعی و فشار عمومی.

سوم) بازسازی عاملیت در دل ویرانی اجتماعی
اما هیچ ائتلافی پایدار نمی‌ماند اگر جامعه همچنان تکه‌تکه و بی‌تشکل بماند. بحران امروز نه صرفاً اقتصادی یا سیاسی که بحران سازمان‌نیافتگی است. جامعه‌ای که شبکه‌هایش منهدم شده به‌سادگی فرسوده می‌شود.

بازسازی عاملیت یعنی احیای پیوندهای جمعی در کوچک‌ترین سطوح: شوراهای صنفی، هسته‌های محلی، شبکه‌های همیاری، انجمن‌های مستقل، و هر شکل ممکن از کنش جمعی پایدار. سیاست از خیابان‌های انفجاریِ بی‌سازمان به‌تنهایی زاده نمی‌شود، از تداوم رابطه و اعتماد و کنش مشترک زاده می‌شود.

توفیق در این سطح از سیاست است که آینده را بیمه می‌کند. اگر سیاست در این سطح با موفقیت قرین نباشد، حتی اگر قدرت به عقب‌نشینی واداشته شود، جامعه دوباره به چرخۀ سرکوب و بازتولید اقتدار بازخواهد گشت. عاملیت یعنی کوباندن مُهر منافع و مصالح خود بر روند تحولات جامعه.

این سه سطح اکنون دیگر نه انتخاب‌هایی تجملی بلکه شروط بقای جامعه‌اند. مهار بحران بدون ائتلاف اجتماعی به معامله‌های زودگذر ختم می‌شود. ائتلاف بدون عاملیت جمعی فرومی‌پاشد. عاملیت نیز بدون بهره‌گیری از لحظات فرسایشِ قدرت سرکوب می‌شود.

ایران امروز نه در وضعیت اصلاح تدریجی بلکه در وضعیت نوعی فروبستگیِ پرهزینه است. خروج از این وضع نه با قهرمان‌سازی ممکن است، نه با انتظار معجزه از بالا، و نه به دست یک ناجی. خروج از این وضع در گروِ سیاستی چندسطحی است که همزمان بحران را مهار کند، جامعه را به هم پیوند بزند، و قدرت جمعی را بازسازی کند.

یا این سه سطح را به هم گره می‌زنیم، یا در زیستی فرسایشی دچار استهلاک می‌شویم، بی جنگِ رسمی، بی صلحِ واقعی، و بی افقی برای آینده‌ای تحمل‌پذیر.

🆔 @mmaljoo

Читать полностью…

دغدغه ایران

عادی‌سازی رابطه ایران و آمریکا
گفت‌وگوی محمد فاضلی و ناصر هادیان

دکتر ناصر هادیان، متخصص علوم سیاسی و استاد بازنشسته روابط بین‌الملل دانشگاه تهران، در ۴۶ سال گذشته درگیر بررسی و کنشگر در روابط ایران و آمریکا بوده است. ایشان در دیپلماسی پنهان نیز نقشی فعال داشته و در سطوح مختلف با طرف‌های آمریکایی و اروپایی مذاکره کرده است.

نسخه کامل این گفت‌وگو

دکتر #ناصر_هادیان در این گفت‌وگوی صریح، به سؤالاتی درباره دشواری‌های روابط ایران و آمریکا، نقش اسرائیل در این روابط، پیش‌نیازهای وجود رابطه‌ای متعارف و کم‌تنش بین ایران و آمریکا، شیوه درست مواجهه ایران با مسأله اسرائیل، و هم‌چنین رویکرد مناسب ایران برای دست یافتن به آرزوهایش در این منطقه از جهان پاسخ می‌دهد.

ناصر هادیان معتقد است چندهزار ساله بودن تمدن و کشور ایران بدان معناست که سیاست‌مدار ایرانی می‌تواند بسیاری از خواسته‌هایش را به زمانی دورتر محول کند که این زمان در مقیاس تاریخ ایران، اصلاً بلند و قابل توجه نیست.

نسخه کامل این گفت‌وگو

#مذاکرات_ایران_آمریکا #پرونده_اتمی #ایران_اسرائیل

@fazeli_mohammad

Читать полностью…

دغدغه ایران

⭕️ دو قطب، یک منطق

دو قطبِ ظاهراً متخاصمِ سیاست امروز ایران، یعنی هستۀ اصلی نظام جمهوری اسلامی و پادشاهی‌خواهان، در یک چیز شبیهِ همدیگرند: در ناتوانی از تحملِ «سومی». هر دو جهان را دوپاره می‌بینند: یا با مایی یا با دشمن. هر صدای مستقلی را که بکوشد بیرون از این دوگانه بایستد بلافاصله به اردوگاه مقابل منتسب می‌کنند. این دوگانه‌سازی نه صرفاً یک خطای تحلیلی بلکه یک ابزار قدرت است: با تقلیلِ میدان سیاست به نبردی وجودی اصولاً هر موضعِ مستقل از پیش بی‌اعتبار می‌شود.

در منطق رسمیِ جمهوری اسلامی، منتقدی که نه سلطنت‌طلب است و نه خواهانِ مداخلۀ خارجی، به‌محض نقدِ ولایت فقیه، «همسو با براندازان» خوانده می‌شود. کافی است از حقوق بشر سخن بگویی یا از ناکارآمدی ساختار قدرت، ناگهان در قاب رسانه‌ای حاکمیت در کنار «دشمن» جا داده می‌شوی. نقد، به‌جای این که بخشی از حیات سیاسی باشد، به سند اتهام بدل می‌شود و امر سیاسی به امر امنیتی فروکاسته می‌شود. این‌جا مسئله فقط برچسب‌زنی نیست. کارکرد این برچسب‌زنی‌ها بستنِ فضای گفت‌وگو و تبدیلِ اختلاف نظر به تهدید امنیتی است.

در سوی دیگر، بخشی از پادشاهی‌خواهان نیز با الگویی معکوس اما مشابه عمل می‌کنند. اگر از خطر تمرکز قدرت بگویی یا از ضرورت جمهوری دفاع کنی، فوراً «حامی جمهوری اسلامی» یا «همراهِ رژیم» لقب می‌گیری. گویی میان دفاع از سلطنت و دفاع از حکومت مستقر هیچ امکان سومی وجود ندارد. هر نقدی به یک قطب انگار بی‌درنگ بیعت با قطب دیگر است. در این‌جا نیز مسئله نه اقناع و گفت‌وگوی برنامه‌محور بلکه حذفِ دیگری است. سیاست به‌جای این که میدان رقابت بر سر ایده‌ها و راه‌حل‌ها باشد به صحنۀ مرزبندیِ وفاداری‌ها و تعیینِ «خودی» و «غیرخودی» فروکاسته می‌شود.

این همان منطقِ آینه‌ای است: هر دو خود را یگانه بدیلِ ممکن می‌پندارند و دیگران را یا پیاده‌نظامِ دشمن می‌بینند یا فریب‌خورده. نتیجه اما یکسان است: حذف نمادینِ تکثر و تهی‌شدن سیاست از معنا. سیاست از میدان رقابتِ برنامه‌ها به صحنۀ افشاگری و انگ‌زنی تقلیل می‌یابد. نیروهای جمهوری‌خواهِ دموکرات، چپ‌های منتقد، ملی‌گرایان مستقل، یا حتی محافظه‌کارانِ غیرولایی، همه زیر فشار این دوگانه له می‌شوند و امکان تکوین بدیل‌های پیچیده و چندلایه از بین می‌رود.

خطر اصلی دقیقاً همین‌جاست: وقتی دو قطبِ مسلط، هر دو، امکانِ «راه سوم» را انکار کنند، جامعه میان دو روایتِ انحصاری زندانی می‌شود. آن‌گاه نزاع نه بر سر کیفیت آزادی بلکه بر سر جابه‌جاییِ جای زندانبان خواهد بود. اگر قرار است افقی نو گشوده شود، ابتدا باید این دوگانۀ کاذب شکسته شود. باید پذیرفت که مخالفت با یکی الزاماً وفاداری به دیگری نیست. سیاستِ بالغ از همین تمایز آغاز می‌شود، از به‌رسمیت‌شناختنِ تکثر همچون شرطِ آزادی.

🆔 @mmaljoo

Читать полностью…

دغدغه ایران

اسلایدهای «اقتصاد مستهلک ایران»
 
دکتر مسعود نیلی (اقتصاددان) در گفت‌وگویی با رسانه ایران‌تاک که با عنوان «اقتصاد مستهلک ایران: بیست سال اشتباه راهبردی» منتشر شد، با استناد به اعداد و ارقام واقعیت‌های اقتصادی ایران، تصویری از تحولات اقتصاد ایران در دو دهه گذشته ارائه کردند.
 
شماری از بینندگان این گفت‌وگو خواسته بودند اسلایدهایی که ایشان در این گفت‌وگو استفاده کرده‌اند را منتشر کنیم. بنابراین اسلایدها را با اجازه خود ایشان در این‌جا منتشر می‌کنیم.

اگرچه توصیه ما این است که اسلایدها را با توضیحات خود آقای دکتر مسعود نیلی در رسانه ایران‌تاک ملاحظه بفرمایید.
 
دیدن گفت‌وگو
 https://youtu.be/A9mn9k4c-KM
 
#اقتصاد_ایران #مسعود_نیلی

@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

جدایی تولید و اشتغال

مسعود نیلی در این گفت‌وگو شرحی مفصل از شرایط طی شده در اقتصاد ایران و منتهی به وضعیت فعلی ارائه می‌دهد.

ویدیوی گفت‌وگو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM

یکی از بنیادی‌ترین مشکللت، جدایی تولید اشتغال است که بر اثر نوع سیاست‌گذاری و روندهای طی شده در سیاست و اقتصاد پدید آمده است.

بخش مهمی از بحران‌های اجتماعی ایران را هم باید بر همین بستر دید.

#اقتصاد_ایران
@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

هر که هستید، برای ایران ...
 
محمد فاضلی
 
شما در کدام دسته از آدم‌های زیر قرار می‌گیرید؟
اصول‌گرا هستید یا اصلاح‌طلب؟ سلطنت‌طلب هستید یا طرفدار جمهوری سکولار؟ چپ هستید یا راست؟ دنبال سازش با نظم جهانی آمریکامحور هستید یا دوست دارید بخشی از نظم شرق‌محور به رهبری چین باشید؟ امنیت را مقدم بر توسعه می‌دانید یا توسعه را مقدم بر امنیت یا به همبسته امنیت‌توسعه معتقدید؟ دنبال تداوم و اصلاح رادیکال وضع موجود هستید یا در پی براندازی هستید؟ اقتدارگرایید یا دموکراسی‌خواه؟
 
چند ثانیه وقت بگذارید و با خودتان به توافق برسید که در کدام دسته جا می‌گیرید. البته ممکن است در هیچ کدام از آن‌ها که نام بردم جا نگیرید، اما نکته مهم این است که در هر دسته‌ای که جا بگیرید یا نگیرید، دو واقعیت بسیار سهمگین و دردناک پیش روی شماست. دو واقعیتی که هیچ اهمیتی نمی‌دهند شما که هستید و چه موضعی دارید.
 
واقعیت اول، وضعیت اقتصاد ایران است. توصیفات بسیاری درباره اقتصاد ایران ارائه شده، اما در ۱۵ دی ۱۴۰۴ گفت‌وگویی با مسعود نیلی انجام دادم که روز ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ با عنوان «اقتصاد مستهلک ایران: بیست سال اشتباه راهبردی» منتشر شد. مسعود نیلی به استناد مطالعه، عدد و رقم، تصویری از صنعت‌زدایی، وابسته شدن به منابع محدود، فرسایش منابع طبیعی، بی‌کیفیت شدن اشتغال، و قطع ارتباط با اقتصاد جهانی ارائه می‌دهد که به شدت هشداردهنده و حتی هولناک است.
 
هیچ کسی (هر که هستید) و هیچ گروه سیاسی نمی‌تواند تصویری از آینده میان‌مدت و بلندمدت ایران ارائه دهد مگر آن‌که تکلیفش را با چگونگی گذار از این #وضع_موجود به هر #وضع_مطلوب اقتصادی را مشخص کند. زمان کلی‌گویی و گفتن کلمات انگیزشی، یا طرح‌های صد تا یک غاز هم نیست. بیش از همه باید به دولتیان و همه مردان و زنان اثرگذار نظام سیاسی توصیه کرد که روایت مسعود نیلی از اقتصاد ایران را ببینند.
 
واقعیت دوم، وضعیت نظام جهانی است. ایران در تحریم است، شدیدترین تحریم‌هایی که در طول تاریخ بر کشوری تحمیل شده است. ایران در محاصره نظامی هم هست. ایران در میانه رقابت‌های ژئوپلتیک و ژئواکونومیک قدرت‌های جهانی هم هست. ایران خودش پرونده است (به دلیل جایگاهش، مواضعش، سابقه رابطه‌اش با آمریکا و اسرائیل، و دلایل دیگر) و بخشی از پرونده رقابت آمریکا و چین هم هست؛ و به بخشی از پرونده روسیه-اروپا هم هست.
 
هیچ کسی (هر که هستید) و هیچ گروه سیاسی نمی‌تواند تصویری از آینده میان‌مدت و بلندمدت ایران ارائه دهد مگر آن‌که تکلیفش را با چگونگی گذار از این #وضع_موجود به هر #وضع_مطلوب امنیتی مشخص کند. زمان کلی‌گویی، رؤیابافی، نمایش رسانه‌ای ارائه کردن با کارشناسان متوهم فضایی، قیافه گرفتن‌های تحلیلی و لاف زدن‌های گزافه نیست. پای موجودیت ایران در میان است.
 
سخن آخر
دو تیغه قیچی، ایران را تهدید می‌کنند. تیغه اول، اقتصادی است که پس از بیست سال اشتباه راهبردی و تحت فشار سنگین‌ترین تحریم‌ها، فرسوده و مستهلک شده است. تیغه دوم، طوفان ژئوپلتیک و ژئواکونومیک برخاسته در جهان رقابت‌های بین ابرقدرت‌هاست. طوفانی که بعد از ۷ اکتبر خاورمیانه را نیز به دلایلی دیگر در بر گرفته است.

هر که هستید با هر تفکر و رویکردی، اگر به ایران می‌اندیشید و اگر اصلاً آن‌قدر عاقل هستید که فکر کنید ایرانی باید بماند تا بخواهید توسعه و سعادت مردمانش را رقم بزنید؛ یا فقط حاکم آن باشید یا در آن ارزش‌ها و سبک زندگی‌تان را ترویج کنید؛ یا نه اصلاً فقط می‌خواهید شیرش را بدوشید و به کیسه بریزید؛ باید راه، طرح و برنامه‌ای برای مواجهه با این دو واقعیت درهم‌تافته و به شدت پیچیده داشته باشید.
 
بهتر است #همه_برای_ایران، برای بقا و ارتقای نود میلیون جان که در این سرزمین زندگی می‌کنند، از طرح‌های یک‌خطی، ایده‌های فرتوت، گفته‌های پوسیده و هر اصرار و تجویز ناکارآمدی دست بردارند و به این بیندیشند که چگونه می‌توانیم از چاهی که در آن فروافتاده‌ایم و از راهی که فروبسته است، و از گردابی چنین هایل خارج شویم.
 
«اقتصاد مستهلک ایران: بیست سال اشتباه راهبردی»
 
۲۳ بهمن ۱۴۰۴
 
@fazeli_mohammad

Читать полностью…

دغدغه ایران

تحقیر علوم اجتماعی مدرن
(جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی، علوم سیاسی انتقادی)

تحقیر دانش تجربی درباره جامعه
(پژوهش میدانی، آمار اجتماعی، روایت زیسته)

تحقیر عقلانیت انتقادی
(حق پرسش از قدرت و روایت رسمی)

تحقیر تحلیل ساختاری بحران‌ها
(فقر، نابرابری، تبعیض، ناکارآمدی نهادی)

تحقیر مفهوم «اعتراض» به‌مثابه کنش اجتماعی
(یکسان سازی همه رخدادها با فتنه)

تحقیر زبان توصیفی و مسئله‌محور
(به‌جای زبان داورانه و اخلاقی)

تحقیر تکثر معرفتی
(عدم پذیرش چند منبع دانایی هم‌زمان)

تحقیر خودانتقادی نهادی
(نپذیرفتن نقش سیاست‌ها و ساختارهای داخلی)

تحقیر بدن و زیست روزمره به‌عنوان موضوع دانش
(جنسیت، سبک زندگی، تجربه زیسته)

تحقیر دانش بین‌رشته‌ای
(پیوند علوم انسانی با اقتصاد، رسانه، روان)

تحقیر گفت‌وگو
(عدم فهم جامعه و قطبی‌سازی)

تحقیر توسعه به‌مثابه فرایند یادگیری اجتماعی
(نه پروژه‌ی تحمیلی بالا به پایین)

تحقیر تخصص
(هم دانشگاه، هم خودِ حوزه)

تحقیر روحانیت
(تقلیل حوزه از «مرجع اخلاق و فقه» به تریبون داوری ایدئولوژیک)

@yaser_arab57

Читать полностью…

دغدغه ایران

این قسمت از پادکست دغدغه ایران که در خرداد ۱۴۰۳ منتشر کردم، برای این لحظه از تاریخ ایران دلالت‌های بسیار دارد.

این هم متن آن

Читать полностью…

دغدغه ایران

قسمت صد و دوازدهم پادکست دغدغه ایران
 
بازخوانی ایران معاصر

بعد از پنج قسمت شرح کتاب «خشونت و نظم‌های اجتماعی» و پنج قسمت شرح کتاب «در سایه خشونت» که نزدیک به ده ماه طول کشید، در قسمت صدودوازده پادکست دغدغه ایران، تاریخ ایران معاصر را از اواخر مشروطه تا به امروز در چارچوب تحولات نظم دسترسی محدود بازخوانی کرده‌ایم.
 
حامی مالی این قسمت
آچاره، خدمات و تعمیرات آنلاین ساختمان و لوازم منزل
 
حامی مالی این قسمت
سارودی (Sarodi) طراح و تولیدکننده محصولات بهداشتی ساختمانی
 
 حمایت از پادکست دغدغه ایران

 
پادکست جور دیگر: جامعه‌شناسی برای همه
 
شناسه پیپال
Mfpaypal97@gmail.com
 
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
 
Email: dirancast@gmail.com
 
گوینده: محمد فاضلی
امور فنی و صوت: مرتضی مشیری‌خواه
گرافیک: حامد ملیانی و کریم شاهین
                                
تاریخ انتشار
خرداد هزار و چهارصدوسه

@dirancast_official

Читать полностью…

دغدغه ایران

«ما شکست خوردیم» یا «نردبان بر دیوار اشتباه»؟
نقدی بر دو روایت روشنفکری از بحران معاصر ایران

دکتر مهدی منتظرقائم (دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران)

۱. مقدمه: واکنش‌های دانشگاهیان به بحران؛ از مرثیه تا نقد

حوادث سیاسی و اجتماعی اخیر ایران، جان‌های عزیز بسیاری را گرفت و دنیای افراد و خانواده‌ها و کل ملت را در بحرانی ژرف فرو برد و خسارت‌های زیادی به ذهن و روح و عقل، و عاطفه و احساس، ملت بزرگ ما وارد کرد. از هر زاویه به ایام اخیر بنگریم سخت بود و جانگداز و اندیشه‌سوز. اما، اجازه دهید در اینجا از خود حوادث و مباحث سیاسی آن عبور کنیم و به یک بعد خاص آن بپردازیم: این حوادث موجی از بازتاب‌های انتقادی را در میان روشنفکران و دانشگاهیان برانگیخته است. در این میان، دو متن در فضای مجازی، کم‌وبیش، انتشار یافت که به باور اینجانب می‌توان آن‌ها را دو واکنش شاخص و نمایانگر دو موضع متفاوت درون گفتمان روشنگرانه آکادمیک دانست: محمد فاضلی با انتشار متن «ما شکست خوردیم»، صدایی حزن‌آلود از نسل خود سر داد و عیسی مکفی با نقدی تند، آن را نه تحلیل که «مرثیه‌ای اخلاقی» خواند. در این نوشته، ضمن تقدیم احترام خود به هر دو نویسنده‌ی محترم، پس از مرور مختصر این دو متن، به واکاوی مبانی فکری، اختلافات و حتی تضادهای آشکار آن‌ها و، از این‌ها مهم‌تر، به اشتراکات پنهان آن‌ها می‌پردازم که ریشه‌ی خطاهای معرفتی مشترک آن‌ها را نشان می‌دهد.

۲. معرفی دو متن: گزاره‌های مرکزی

الف) متن محمد فاضلی: «ما شکست خوردیم»؛ روایت تراژیک یک نسل
گزاره محوری فاضلی، اعتراف به شکست پروژه‌ای است که عمری را صرف آن کرده‌اند: تلاش برای تغییر ایران از طریق عقلانیت و دانش. او با لحنی سرشار از حسرت می‌نویسد: «ما – همه کسانی که عمرمان را گذاشتیم تا ایران به این نقطه نرسد – شکست خوردیم. ما که عمده اوقات عمر را صرف کردیم تا لابه‌لای کتاب‌ها راه‌های مهار خشونت و توسعه ایران را بجوییم... شکست خوردیم». او شکست را در تمامی عرصه‌هایی که برایش تلاش کرده می‌بیند: «خشونت سیاسی»، «بحران اقتصادی»، «ویرانی محیط زیست» و «بن‌بست ژئوپلیتیک». علت این شکست از نگاه او، ناتوانی در برابر ساختارهای قهری است: «زورمان به اقتدارگرایی داخلی و سرنوشت خاورمیانه‌ای و بازی قدرت‌های جهانی نرسید... عقل خریدار نداشت، هنوز هم ندارد».

ب) نقد عیسی مکفی: نقد استراتژی، نه تحلیل
مکفی متن فاضلی را یک «مرثیه شرافتمندانه» اما دارای «خطای تحلیلی» می‌داند. گزاره مرکزی او این است که شکست، نه از نبود تحلیل درست، که از اشتباه در تشخیص ماهیت قدرت ناشی شده است: «مسئله اصلی این نیست که “ما زورمان نرسید”؛ مسئله این است که روی کدام زمین ایستاده بودید و با چه تصوری از سیاست». او استدلال می‌کند که روشنفکران، سیاست را با اقناع اشتباه گرفتند: «این “ما”، سیاست را عمدتاً در سطح گفتمان، دانش و هشدار اخلاقی تعریف کرد؛ گویی مسئله اصلی، ناآگاهی حاکمان یا فقدان تحلیل درست بوده است... اما سیاست در ایران ــ دست‌کم از مقطعی به بعد ــ نه میدان اقناع، بلکه میدان اعمال اراده قدرت بوده است».

نقد نهایی مکفی تلخ است: «دکتر فاضلی، شما دیر فهمیدید که سیاست ایران، بازی قدرت و اقتدار است، نه محل اقناع و منطق. و همین دیر فهمیدن، تلخ‌ترین شکست شماست».

۳. افتراقات و تضادهای دو روایت:

محورهای تضاد محمد فاضلی و عیسی مکفی را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:

الف) علت شکست:
فاضلی: ناتوانی عقل در برابر ساختارهای قهار (تاریخ، اقتدارگرایی، ژئوپلیتیک).
مکفی: خطای استراتژیک نخبگان فکری در انتخاب میدان و ابزار نادرست.

ب) نقش روشنفکر:
فاضلی: مسئولیتی اخلاقی برای هشدار و ارائه راه‌حل، حتی اگر بی‌اثر باشد: «گمان می‌کنم چیزی کم نگذاشتیم».
مکفی: مسئولیتی سیاسی برای تشخیص درست ماهیت قدرت و انتخاب استراتژی مناسب. ادامه تلاش در چارچوب نادرست، ساده‌انگاری است.

ج) گونه‌ی روایت:
فاضلی: مرثیه و سوگ اخلاقی: «حس و حال خودم، حال آدم شکست خورده مغمومی است...».
مکفی: نقد سیاسیِ تلخ و طعنه‌آمیز: با استعاره‌هایی چون «نردبان را روی دیوار اشتباه گذاشتید» و «سقوط دردناک».

د) نسبت با عقلانیت:
فاضلی: عقلانیت، ارزش ذاتی و ابزار اصلی بود که متأسفانه خریدار نداشت.
مکفی: عقلانیت در میدان قدرت، تنها زمانی معنا دارد که با منطق قدرت هماهنگ باشد؛ در غیر این صورت ابزاری مصرفی یا حذف‌شدنی است.

ه) دریافت از زمان:
فاضلی: تأکید بر تلاش طولانی و پیوسته‌ای که به نتیجه نرسید.
مکفی: تأکید بر نقطه گسست تاریخی (مثلاً تعلیق قانون با حکم حکومتی) که از آن پس، ادامه کار در چارچوب قبلی خطا بود.

ادامه متن

Читать полностью…

دغدغه ایران

قسمت ۶ | بنیان‌های نارضایتی و صلح مسلح ایرانیان

هزاران نفر در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران کشته شدند. این بزرگ‌ترین خشونت سیاسی در تاریخ معاصر ایران است که بر اثر اعتراضات خیابانی رخ داده است. محمد فاضلی در این گفت‌وگو توضیح می‌دهد که بنیان‌های اعتراضات و عصبانیت مردم ایران چیست. در ضمن او چارچوبی برای درک خشونت سیاسی در ایران معاصر از قتل ناصرالدین شاه تا به امروز ارائه می‌کند، چارچوبی که آن‌را توصیف‌کننده وضعیت صلح مسلح بین مردم و حکومت در صدوسی سال گذشته می‌داند.

مهمان: محمد فاضلی
میزبان: یاسر عرب

شنیدن پادکست در تلگرام

@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

⭕️بیانیه انجمن جامعه‌شناسی ایران
در ارتباط با محکومیت دکتر مهرآیین



انجمن جامعه‌شناسی ایران، به‌عنوان نهادی علمی و حرفه‌ای، بر اهمیت آزادی آکادمیک، گفت‌وگوی علمی و نقش نقد اجتماعی در فهم و تحلیل مسائل جامعه تأکید دارد. در شرایط کنونی کشور، صیانت از فضای علمی و امکان طرح دیدگاه‌های انتقادی بیش از پیش واجد اهمیت است.

در این چارچوب، صدور حکم زندان برای دکتر مصطفی مهرآیین، جامعه‌شناس و عضو جامعه علمی کشور، موجب نگرانی جدی جامعه دانشگاهی شده است. انجمن جامعه‌شناسی ایران خواستار توقف اجرای این حکم است. 

 این انجمن تأکید می‌کند که برخورد قضایی با فعالیت‌ها و اظهارنظرهای علمی، نه‌تنها به تضعیف گفت‌وگوی علمی می‌انجامد، بلکه ظرفیت جامعه برای فهم و مواجهه‌ی عقلانی با مسائل پیچیده اجتماعی را نیز کاهش می‌دهد. 

امید است با در نظر گرفتن ملاحظات علمی، اجتماعی و شرایط حساس کنونی، امکان تداوم فعالیت دانشگاهیان در فضایی امن و مسئولانه فراهم شود.

۱۷ بهمن ۱۴۰۴
@iran_sociology

#انجمن_جامعه_شناسی_ایران

Читать полностью…

دغدغه ایران

تقابل و مذاکره ایران و آمریکا
ضرورت مدیریت تنش


دکترین امنیت ملی آمریکا نسبت به چند دهه قبل تغییر کرده و علاوه بر ساختارهای متفاوت، ویژگی‌های شخصی دونالد ترامپ هم به مشخصات آمریکای امروز افزوده شده است. ایران غرق در انواع مشکلات اقتصادی، سیاسی، محیط‌زیستی، اجتماعی و درگیر مناقشات خاورمیانه‌ای – بالاخص با اسرائیل – چگونه باید با آمریکا مواجه شود؟ آمریکا در این دنیای جدید چه می‌خواهد و راهبرد درست ایران برای مواجه شدن با آمریکا چیست؟

دیدن گفت‌وگو
https://youtu.be/x0HH5l6rHbA

امیرعلی ابوالفتح بیش از بیست سال آمریکاپژوهی کرده و بر اساس تحلیلی از شرایط درونی آمریکا و آن‌چه در عرصه بین‌المللی در جریان است، ضرورت مدیریت تنش با آمریکا را تحلیل می‌کند. تحلیل‌های او اگرچه قبل از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ و خشونت‌های گسترده علیه معترضان ارائه شده‌اند و امروز با صحنه متفاوتی مواجه هستیم، اما کماکان واقعیت‌های مهمی از صحنه رویارویی ایران و آمریکا را بازگو می‌کنند.

#ایران_و_آمریکا #دونالد_ترامپ #امیرعلی_ابوالفتح #ایران_و_اسرائیل #حمله_آمریکا

@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

حمزه صفوی در این گفت‌وگو از جاسوس پنداشتن متخصصان می‌گوید. پنداشتی که زوال نیروی انسانی را در پی دارد. پنداشتی که رابطه متخصصان با جهان را قطع می‌کند و هم‌زمان از نفوذ هم می‌نالد.

دیدن ویدیو
https://youtu.be/H-RkXP88h14

@irantalk_sn

Читать полностью…

دغدغه ایران

https://youtube.com/shorts/MzgM1m0UKrA?si=E8Gpjkpfz0mZM3BP

Читать полностью…

دغدغه ایران

ما شکست خوردیم ولی رویکردمان اشتباه نبود

میثم ملکشاه

این متن معطوف به یادداشت محمد فاضلی با عنوان «ما شکست خوردیم» و پاسخی به این پرسش است که چرا به رغم شکست چندباره رویکرد اصلاح‌جویانه، این رویکرد بهترین راهکار برای دستیابی به بهبود شرایط موجود در جامعه ‌ایران بوده و شاید (با احتمال بالا) بهترین رویکرد نیز در آینده باشد.

ویژگی بنیادین کنش اجتماعی، عدم قطعیت در نتایج و پیامدها است. این ویژگی هنگامی‌که مسئله پیچیده و گسترده بوده و بازیگران متعددی در آن دخیل هستند، به‌مراتب پررنگ‌تر خواهد بود؛ به‌ویژه برای آن دسته از کنشگرانی که قدرت به‌مراتب کمتری در مقایسه با رقبا دارند.

عدم قطعیت ویژگی اصلی کنش‌ها و رویکردها برای تحول‌خواهی در کشورهای درحال‌توسعه، به‌ویژه رویکردهای گذارطلب است. گریم جیل در کتاب مهم و اثرگذار خود درباره گذار می‌نویسد: «ویژگی اصلی گذار «عدم قطعیت» است. این عدم قطعیت فقط به نتیجه گذار یعنی کیفیت و نوع حاکمیت بعدی مربوط نبوده بلکه آنچه مهم‌تر است، عدم قطعیت خود فرایند است.» درنتیجه، عدم قطعیت ویژگی اصلی کنش سیاسی تحول‌خواهانه در کشورهای درحال‌توسعه است.

رویکردهای مبتنی بر انقلاب یا مداخله خارجی هزینه‌های فراوانی را بر عامه مردم تحمیل می‌کنند. در مقابل رویکردهای اصلاح‌جویانه هزینه‌های ناچیزی برای جامعه داشته و عمده هزینه‌های چنین رویکردی را نخبگان اصلاح‌جو می‌پردازند. محمد فاضلی دو بار تاوان اصلاح‌جویی را با اخراج از دانشگاه داد. درست است که برخی نخبگان متعهد به رویکردهای انقلابی متحمل هزینه می‌شوند اما این رویکرد در مقایسه با اصلاح‌جویی، دشوارتر بوده، هزینه آن به مراتب بیشتر و بار اصلی آن بر دوش مردم است. ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه سال ۱۴۰۴، شکست تئوری‌هایی است که گذار از نظام سیاسی فعلی و انقلاب را امری ساده و پیش‌پاافتاده تلقی می‌نمودند و البته از هزینه‌های آن نیز آگاه نبوده یا از آن چیزی به جامعه نمی‌گفتند. درنهایت باید پرسید، نخبگانی که مشوق رویکردهای گذارطلب بودند، تا چه اندازه در این دوره متحمل هزینه شده‌اند؟

گذارطلبان مشارکت انتخاباتی را عامل تداوم و افزایش مشروعیت نظام سیاسی فعلی می‌دانند. واقعیت آن است که انتخابات در ایران، مدیون هیچ رژیم سیاسی خاصی نیست. انتخابات را می‌توان مهم‌ترین و پایدارترین دستاورد جامعه ایران در انقلاب مشروطه دانست. این فرایند در یک قرن گذشته، بارها به تسخیر در آمده و تلاش شده تا حد امکان از محتوا و اثر تهی شود اما هیچ حاکمیتی نتوانسته آن را کنار گذاشته یا نادیده بگیرد. تلاش حاکمیت سیاسی فعلی در تسخیر گفتمانی انتخابات، ناشی از همین ناتوانی در نادیده گرفتن است. مشارکت در یک فرایند اجتماعی یا سیاسی، به معنای تائید برگزارکنندگان آن نیست و این ادعا مبنای علمی و نظری ندارد. جوامع ممکن است برگزارکنندگان یک رویداد را قبول نداشته باشند و حتی خود رویداد را نیز ناعادلانه و دارای نقص‌های بنیادین بدانند اما فرایند موجود را یک فرصت تلقی کنند. پس این ادعای گذارطلبان، تائید گفتمانی جعلی، غیرعلمی و خودخوانده است.

نظام‌های سیاسی اقتدارگرا نه از طریق انتخابات بلکه به واسطه ظرفیت‌هایی همچون توزیع رانت‌های اقتصادی و منابع طبیعی، قدرت سرکوب و تلاش برای توسعه اندیشه ایدئولوژیک، بقای خود را تضمین می‌کنند. مشارکت سیاسی در چهار انتخابات اخیر، به کمتر از ۵۰ و حتی ۴۰ درصد سقوط کرد. آیا کاهش جدی مشارکت در انتخابات به بروز نشانه‌های ضعف و تزلزل در نظام سیاسی منجر شد؟ همچنین شرکت در انتخابات هیچ تضادی با مشارکت در دیگر فرایندهای اجتماعی مانند اعتراضات یا نافرمانی‌های مدنی ندارد.

انقلاب‌ها عمدتاً منتج به بوروکراسی قوی، بی‌طرف و کارآمد و از میان رفتن رانت‌ها نشده‌اند. کتاب سرمایه‌داری رفاقتی در خاورمیانه به‌صراحت نشان می‌دهد که در مصر و لیبی پس ‌از انقلاب، رانت اقتصادی بیشتر شده است. تلاش‌ها برای یک گذار مسالمت‌آمیز نیز هرچند در ظاهر زیبا و بی‌نقص به نظر می‌رسد اما امری غیرواقعی و دور از انتظار است. باید از صاحبان این تفکر پرسید، چرا نظام سیاسی و حاکمانی که به اصلاح‌جویی‌های حداقلی و با حفظ قدرت تن نداده‌اند، باید بپذیرند خودخواسته قدرت را واگذار کنند؟

امروز همه ما باید نظاره‌گر تاریخ و اتفاقات پیش روی باشیم. فجایع رخ‌داده در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ثابت کرد، آنها که به‌راحتی از گذار و انقلاب سخن می‌گفتند چقدر خوش‌خیال بودند. آنچه بر ما گذشت اثبات دیدگاه تیلی بود. تا زمانی که رژیم‌های سیاسی توان، انگیزه و اراده سرکوب را داشته باشند، انقلاب‌ها رؤیایی بیش نیستند. وبر سیاست را به سفتن چوب‌های محکم تشبیه می‌کند. شما در کشورهای درحال‌توسعه باید این کار با انگشتان خود انجام دهید. احتمال موفقیت شما برای تحول خواهی در جهان در حال توسعه، به همین اندازه است.

@fazeli_mohammad

Читать полностью…
Subscribe to a channel