42163
ادمین، درخواست تبلیغات و فیلم : @g_rahimimanesh @cafe_honar_ads : تعرفه تبلیغات آدرس فیلم های ارائه شده: @List_Adres 🎞️ سفارش و درخواست فیلم پذیرفته می شود. اینستاگرام : instagram.com/_u/honar7modiran
شاید ماندگارترین سکانس تاریخ سینما فیلم دشت گریان با بازگشت به وطن آغاز می گردد.
سرزمین مادری، جایی کنار رود و فراموش شده در پشت خاکریز ها. آلنی اهل ناکجا آباد در میان بازگشتگان دست مرد جوان را می فشارد، او خاک را می طلبد یا خانواده را؟ و شاید هر دو آنها به شهر اودیسه بازگشته اند. به تاریخ خود، به سرزمین خود و به خاکی که خویش را از آتش می دانند. اما آب، پیش روی آنهاست. آنها در مقابل این رود آرام می ایستند و تصویرشان در آب واژگون شده است.
📽 دشت گریان ۲۰۰۴
join 👉 @honar7modiran
دلم به بوی تو آغشته است
سپیده دمان
کلمات سرگردان بر میخیزند و خوابآلوده دهان مرا میجویند
تا از تو سخن بگویم
کجای جهان رفته ای
نشان قدم هایت
چون دان پرندگان
همه سوئی ریخته است
باز نمیگردی، میدانم
و شعر
چون گنجشک بخار آلودی
بربام زمستانی
به پاره یخی بدل خواهد شد.
#شمس_لنگرودی
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
آنگلوپولوس، مولفههایی دارد که رنگ و بویی شاعرانه به فیلمهایش دادهاند. انسان، تاریخ، جغرافیا و ارتباط این سه با هم ستونهای اصلی فیلمهای اوست. فیلمهای او دربارهی زندگی است، بهدور از زرق و برق و افسانه پردازی و حماسه سرایی، برای کسانی که هر فیلم را مانند یک دفتر شعر میبینند.
علفزارگریان مثل بقیه فیلمهای تئو آنگلوپولوس ( گام معلق لک لک، ابدیت و یک روز، غبار زمان و…) با صدای روی تصویر آغاز میشود. صدایی که توضیحات و تاریخچه مختصری را به عنوان نقشه و چهارچوب کلی در اختیار بیننده قرار میدهد و اتفاقات بعدی فیلم حول این محور و بر روی این ستون پی ریزی میشوند.
فیلمساز در روایت داستانش هیچ عجلهای ندارد و داستان به آرامی و با حوصله پیش میرود. نماهای بلند، بازیگرانی که فیلم را زندگی میکنند، دیالوگهای به یادماندنی، سکانسهای باشکوه که بخشی از حافظه سینمایی هر سینما دوستی شدهاند و موسیقی عالی آن که شاهکاریست از بانوی موسیقی یونان النی کاریندو در همه جای فیلم دیده میشود. موسیقی این فیلم را میشود دید، ادوات موسیقی و نوازندهها در بیشتر صحنههای فیلم حضور دارند و موسیقی علفزار گریان نه به عنوان موجود غریبهای که به زور به فیلم تحمیل شده و هر از گاهی سروکلهاش پیدا میشود تا نواقص تصویر را پوشش دهد و در ما احساسی را به وجود آورد که تصویرسازی کارگردان به تنهایی توانایی آن را نداشته، بلکه به عنوان یکی از ارکان اصلی فیلم و بخش جدایی ناپزیر آن است. انگار نویسنده برای هر سکانس علاوه بر متن، موسیقی هم نوشته. موسیقی و تصویر مانند دوقلوهایی بهم چسبیده ای هستند که یکی بدون دیگری نمیتوانند وجود داشته باشند.
علفزار گریان داستان عشق است و مشکلاتی که با پانهادن به این وادی به سراغ آدم میآیند. سفری دور و دراز و آشنا، تاریخچه ای از تمام تاریخ بشر و مفاهیم مشترک بین آنها شاید با نگاهی به اسطورههای باستان.
پیدایش، عبور از آب، سَفر، آوارهگی و سرگردانی، جنگ، قربانی شدن و قربانی دادن، بازگشت به خانه …
علفزار گریان انجیلِ آنگلوپولوس است.
✍ #جمیاد
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
🎬
قسمتی از جلسه ی نقد و بررسی فیلم:
«فریادها و نجواها» اثر اینگمار برگمان و تحلیل سکانسی مهم از فیلم روی پرده
با هدایت #یاشار_یوسفی
Join👉 @honar7modiran
دهکده ای کنار رودخانه
شروع قصه فیلم سال ۱۹۱۹ است که گروهی از مهاجرین یونانی را نشان می دهد که از اودسا خودشان را به نقطه ای نزدیک تسالوینکی می رسانند. در بین این مهاجرین دو بچه هم حضور دارد: آلکسیس و النی، النی دختری یتیم است که توسط خانواده آلکسیس نگهداری و مراقبت می شود. مهاجرین در این منطقه یک دهکده کوچک درست می کنند. این دهکده در نزدیکی آب رودخانه قرار دارد. قصه فیلم زندگی آرام اما سرشار از تشنج این مهاجرین را پیگیری می کند و همراه با بزرگ شدن بچه ها به جلو می رود. النی و آلکسیس در جوانی به یکدیگر دل می بندند.
اما شرایط آنقدرها هم خوب و راحت نیست. بزودی جنگ از یک سو و دیکتاتوری از سوی دیگر از راه می رسند و روزگار سخت مردم - بویژه مهاجران این دهکده کوچک - شروع می شود. فرار یونانیان از ادسا، کشمکش های میان دولت و اتحادیه های کارگری، ورود به جنگ جهانی دوم و جنگ داخلی بین فاشیستها و کمونیستها در همین دوره روی داده است.
در این فیلم که حدودا سه ساعت به طول می انجامد قسمت عمده ای از تاریخ معاصر یونان در پس زمینه داستان مرور می شود.
برخی از منتقدین به فیلم لقب یک اثر باشکوه را داده اند و می گویند اگر تماشاگران فرصت و حوصله تماشای یک اثر بسیار طولانی اروپایی را داشته باشند، باید به تماشای این فیلم بنشینند. قصه فیلم سرشار از لطافت و حس انسان دوستی و عشق است و کارگردان برای بیان این قصه از کمک فیلمبرداری بهره گرفته که توانسته زیبایی های کلاسیک یونان را روی دوربین خود ضبط کند و یک فضاسازی خیره کننده ارائه دهد. فیلم پس زمینه زندگی مردم یونان را در جلوی چشم تماشاچی به رژه وا می دارد و جوان ها به اندازه پیرها از تماشای بخشی از تاریخ این کشور کهنسال لذت خواهند برد. قصه فیلم شاید مبنای دقیق و اصیل تاریخی نداشته باشد، اما یک ماجرای خیالی هم نیست و این احتمال وجود دارد که عین همین ماجرا در سال های آغازین قرن گذشته در یونان اتفاق افتاده باشد. آنجلوپولوس با همکاری "گوئه را" بخش هایی از واقعیت زندگی یونان (جنگ و دیکتاتوری) را گرفته و با قرار دادن آن در دل زندگی دختر و پسری که آرام آرام در کنار دهکده رودخانه بزرگ می شوند، اثری خیالی_واقعی خلق کرده
است. بخشی از صحنه های فیلم به راحتی اشک در چشم تماشاچی می آورد و کل فیلم اطلاعات خوبی را درباره تاریخ یونان در اختیار بیننده قرار می دهد.
آنجلوپولوس برای نوشتن فیلمنامه تحقیق زیادی درباره مهاجرین یونانی - که نقش مهمی در تاریخ معاصر این کشور کوچک بازی می کنند - کرد تا قصه فیلمش دروغین به نظر نرسد. چرا آن ها مجبور به ترک کشور شدند و در بازگشت با چه مسائل و مشکلاتی روبه رو شدند؟ این نکته ای است که فیلم می خواهد درباره اش بحث کند. زندگی مهاجرین یونانی سرشار از نوستالژی، موسیقی (الهام گرفته از تمامی سازهای موجود) و حسرت است. در یک کلام می توان گفت "دشت گریان" فیلمی پراحساس درباره بخشی از تاریخ یونان است که حداقل خود آنها هیچ وقت نمی توانند آن را به دست فراموشی بسپارند. "دشت گریان" را همچنین می توان مرثیه ای بر تقدیر ناگوار انسان قرن بیستم دانست؛ انسانی که ریشه از جامعه مادری و ارزش هایش برمی کند و به دامان یک مدرنیته شکننده و بی اعتبار پناه می برد. این فیلم سوگنامه ای است بر تقدیر محتوم آوارگان و پناهجویان که از آنجا رانده و از اینجا مانده اند؛ کسانی که نه راه پیش دارند، نه راه پس. چرا که حتی با خاطرات تلخ خود نیز وداع کرده اند تا زندگی بهتری را جستجو کنند. اما جبر نامهربانه زمانه، تومار رویاهای آنان را در هم می پیچد و ثابت می کند که در هیچ کجای دنیا بر ملت بی سرزمین ترحم روا نمی دارند.
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
فیلم با نمایش دسته ای از آوارگان پناهنده آغاز میشود که به خاک یونان وارد شده اند و در اولین جملات با النی آشنا می شویم؛ دختری بی خانمان که تحت سرپرستی خانواده اسپیروس قرار گرفته. تصویر لرزان خانواده اسپیروس بر آب افتاده و صدای الکس را می شنویم که از النی اسمش را می پرسد. آغاز دلبستگی پنهان این دو و وصل شدن نام النی به آغاز فیلم و شروع تیتراژ، ما را وارد زندگی قهرمان این تراژدی میکند؛ النی.
و اینجاست که موسیقی شاهکار #النی_کارایندرو روی تصاویر نسل های مختلف یک خاندان آغاز میشود و در نقش همسرایان پیشگوی تراژدی های کهن، از تقدیر و زوال محتوم خاندان اسپیروس می گوید. فیلم با آب آغاز میشود. نخست، تصویر محو و لرزان خانواده را در آن می بینیم، و بعد همراه النی می شویم که از زایمان غیر مشروع پسران دو قلویش از ارتباط با الکس به روستا بر می گردد. قایق آرام روی آب حرکت میکند و النی نوجوان، غمگین و شکسته روی آن نشسته.
آب در اساطیر باستان نماد زنانگی و قدرت باروری رحم و زایندگی است. آن گونه که میرچا الیاده آب را زایش مدام آفرینش خوانده و لذا می توان آب را نماد چرخه زندگی و مرگ دانست. اصولا تراژدی از دل همین اعتقاد اساطیری به چرخه زندگی و مرگ به وجود آمده که ریشه آن به کهن الگوی دیونیزوس باز می گردد. در فیلم «دشت گریان» ضمن آن که خود عنوان فیلم، دلالت بر یک موقعیت اسطوره ای دارد و استعاره ای از چمنزار شبنم زده است، از پیوند وضعیت تراژیک النی با نماد آب، قهرمان تراژدی اش را در دل شرایط بحرانی یونان در سال های منتهی به جنگ جهانی دوم و درگیری های داخلی بر می سازد. النی در سنین پایین مادر میشود و آب به مثابه عنصر زایندگی و به زعم الیاده عنصر مرگ و زندگی، پیکر نیمه جان او را حمل میکند. تصویر آشنایی که به موتیف اصلی اثر تبدیل میشود و بعد در قالب سیلی که روستا را زیر آب میبرد باز هم شاهد این وضعیت هستیم؛ وقتی که النی و الکس همراه با دوقلوها روی آب آواره میشوند.
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
#تئو_آنجلوپولوس
آنجلوپولوس همیشه در فیلمهایش رگههایی از سیاست، مسائل اجتماعی و جنگ را دنبال میکرد و با استفاده از اسطوره و تاریخ، جهان معاصر را نقد میکرد. او به دنبال نقد جهان سیاسی امروز با اشاره به جامعه یونانی بود. فیلم «چشم اندازی در مه» را سیاسیترین فیلم او دانستهاند. در انتهای فیلم «سهگانه: دشت گریان» گروهی از هنرمندان را نشان میدهد که با کشتی قصد مهاجرت به آمریکا را دارند. آوارگی و پناهندگی یونانیها را میتوان از عناصر تکرارشونده سینمای او دانست. آنجلوپولوس در مصاحبهای میگوید: «در فیلم چشــم اندازی در مه، مجسمهای شکســته وجود دارد که در فیلمهای دیگرم هم دیده میشود. تلاش میکنم که بفهمم این چه معنایی دارد و برای خودم چه معنیای میدهد. اینها از ریشــه و اصالتمان میآیــد. نمیدانم که دقیقا یک یونانی اصیل هستم یا نــه. آزمایش «دیانای» ندادهام. یک یونانی کسی است که یونانی حرف میزند. همانطور که مارتین هایدگر میگوید: «تنها هویت ما زبان مادری ماست. خب، مادرم یونانی حرف میزد.»
زمانیکه فیلم «بازیگران دورهگرد» را میساختیم هنوز تحت تأثیر برتولت برشت و تحت لوای تجربه مارکسیسم بودیم. در تجربه مارکسیسم گذشتهای وجود نداشت. همهچیز برای زمان حال بود. الان نمیدانم که پس از گذشت این همه سال از مارکسیسم چه چیزی از آن حفظ و ماندگار شده است برای اینکه بخشی از بهترین آرزوها و بهترین قسمت رویاهام در دوران چپزاده شد. من بهسادگی یک چپگرای همه چیز از دست دادهام. نمیدانم الان چپگرایی به چه معنایی است ولی فکر میکنم میل یک انسان برای یک جهان بهتر باشد. برای خودم چپ یعنی جهانی از آزادی و عدالت و همین چیزی که بین جهان گذشته و حال است. در همین زمان هم به دنیا آمدهام. در فیلم «نگاه خیر اولیس» با مسائل اضافی پردردسری روبهرو شدم. اول از همه، یک مشکل خاص بود؛ قرن ما با سارایو شروع و تمام شد. چه درسهایی باید از سارایو نخست و ساریو دوم گرفت؟ سوال من این است که آیا از تاریخ یاد میگیریم؟ آیا از خون ریخته شده یاد میگیریم؟ آیا ما از همه چیزهایی که اتفاق افتاده یاد میگیریم؟ به چه میزانی میتوانیم بگوییم که پیشرفت میکنیم؟ آیا فقط پیشرفت تکنولوژیک است و پیشرفت وجدان نداریم؟
مارچلو ماسترویانی در فیلم گام معلق لک لک میگوید: «آواره بودن بیشتر یک مسئله درونی است تا بیرونی.» در جای دیگری میگوید: «ما از مرز گذشتیم، اما هنوز اینجا هستیم. برای رسیدن به خانه باید از چند مرز گذشت.»… چرا در پایان قرن بیستم یکدیگر را میکشیم؟ آیا این کشتار برای سیاستمداران اهمیتی دارد؟ بسیاری از ملتها، از جمله یونان از کنار انبوه اجساد به قتل رسیده بیتفاوت میگذرند. همین اواخر، کشتار گروهی از آلبانیاییهایی که برای رسیدن به شرایط سیاسی بهتر، خانه و کاشانه خود را ترک کردند؛ شاهد بودیم. من سیاست جدیدی با بینشی نوین در جهان میخواهم. مسئله فقط برقراری توازن میان اقتصاد و نظامیگری نیست… «بازسازی» نخستین فیلم من تقریبا صددرصد براساس فیلمنامه ساخته شد. دومین فیلم من «روزهای ۳۶» نیز به فیلمنامه بسیار نزدیک بود. اما در «بازیگران دورهگرد» بداههپردازی زیادی صورت گرفت… «گام معلق لکلک» فیلمی درباره ساخته شدن یک فیلم و «اثری در حال ساخته شدن» است. کل صحنه پایانی، زمانیکه شخصیت اصلی و همسرش بر کرجی شناورند، بداههپردازی بود.
Join 👉 @honar7modiran
🎼🎹
اجرای زنده قطعهای از موسیقی فیلم:
«مرغزار گریان»
اثر: النی کاریندرو آهنگساز یونانی
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
👤#سیلویا_رولت
بهترین تصویری که میشه از آثار آنجلوپولوس ارائه داد، سفر دوباره و خستگیناپذیر او از فیلمی به فیلم دیگر است. سفری در زمان، در جستوجوی زمانی آسیبناپذیر، گذشتهای وازده به آنسوی حال، یا آیندهای که برای همیشه به فراسویی نامطمئن پرتاب شده است. سفری در فضا در جستوجوی "کادر" به مفهوم سینمایی آن، جایی که زمان معلق حافظه یا رویا سرانجام ناگهان ظاهر شود، و دوباره به نمایش درآید.
🎞️ باز سازی 1970 | روزهای ۳۶ 1972 | بازیگران سیار 1975
🎞️ شکارچیان1977 | اسکندر کبیر 1980 | سفر به سیترا 1984 | زنبور دار 1986
🎞️چشم اندازی درمه 1988 | گام معلق لک لک1991 | نگاه خیره اولیس 1995
🎞️ابدیت و یک روز 1998 | دشت گریان 2004 | غبار زمان2009
join 👉 @honar7modiran
چند دقیقهای موسیقی و نما آهنگ با سینمای شاعرانهی آنجلوپولوس:
چشم اندازی در مه
ابدیت و یک روز
غبار زمان
دشت گریان
نگاه خیره اولیس
گام معلق لک لک
زنبوردار
شکارچیان
بازیگران سیار
اسکندر کبیر
Join 👉 @honar7modiran
⁉️ چرا باید این فیلم رو دید.
آنجلوپولوس در سال ۲۰۰۴ اثری باشکوه با درون مایهای نوستالژیک به نام “دشت گریان” را کارگردانی کرد. این فیلم از حیث درون مایه و قدرت کارگردانی در چنان مرتبهای به سر میبرد که آنجلوپلوس عنوان تریلوژی یا سهگانه را بر آن نهاد، چراکه معتقد بود که اثرش ساختهای است که در آن واحد در بردارنده هر سه عنصر یک سهگانه یعنی فاجعه، تهوع و تحول است. “دشت گریان” دورنمایی از سی سال تاریخ سرزمین یونان است که آنجلوپلوس به شکلی سمبلیک آنرا در قالب زندگی دخترکی بینوا و درمانده به نام النی آورده است. النی به نوعی گوشهای از حوادث و پیشامدهایی است که در فاصله سالهای ۱۹۱۹ تا ۱۹۴۹ در یونان اتفاق افتاد. وقایعی چون هجرت، برادرکشی، نسلکشی، غربت و مانند اینها که در آن سالها بر سر مردم آن منطقه آمد.
تئو آنجلوپولوس، فیلم نسبتاً طولانی دشت گریان را در حالی جلوی دوربین میبرد که یونان به نوعی ثبات سیاسی و اجتماعی دست یافته است. تهدید کمونیسم از این وادی کهن که هنوز متروپولیسهای آن بر تپههای بلندبالای سواحل اژه و مدیترانه سر کهنسالی فرود نیاوردهاند رخت بر بسته و جمهوری در چارچوب دولت وقت این کشور به تعادل رسیده است.
فیلم «دشت گریان» اولین فیلم از تریلوژی کارگردان یونانی، تئو آنجلوپولوس است. دشت گریان زندگی زنی را از سال ۱۹۱۹ تا اواخر دهه چهل به تصویر می کشد.
دشت گریان، اولین فیلم از سهگانۀ موسوم به «تاریخ یونان» است که با «غبار زمان» 2009 ادامه یافت لیکن به دلیل مرگ نابهنگام این کارگردان مولف در حین ساخت سومین فیلم این تریلوژی با نام «دریای دیگر»- «فردا» در سال 2012 که در دست ساخت قرار داشت با مرگ کارگردان بر اثر تصادف ناتمام میماند.
دشت گریانِ آنجلوپولوس فیلمیست شاعرانه و سرشار از نقاشیهای بکر و بسیار نوآورانه. این فیلم خوانش تازهای از تراژدی یونانیست و نوعی خشم را نسبت به جنگ در درون خویش جا دادهاست.
دشت گریان یک تراژدی مدرن آمیخته شده با تئاتر اصیل یونانیست. عنصر آب در این فیلم نقش بسزایی دارد. آب نشانهی پاکی و جاری بودن احساس در روستاست که در برابرش قطار قرار میگیرد که حیرتآور است. نیمی از این فیلم بر روی آب است.
النی را میتوان استعاره ای از یونان و حوادث پیش آمده در این کشور بین سال های ۱۹۱۹ تا ۱۹۴۹ دانست..
وقایعی چون هجرت، برادرکشی، نسلکشی، غربت و... که دورانی تلخ و فراموش نشدنی برای مردم این کشور به شمار میرود..
اولین فیلم از تریلوژی آنجلوپولوس، مرثیه ای ست بر تقدیر ناگوار انسان در قرن بیستم، انسانی که ریشه از جامعه مادری و ارزش هایش بر می کند و به دامان یک مدرنیته شکننده و بی اعتبار پناه می برد..
سوگنامه ای بر تقدیر محتوم آوارگان و پناهجویان، کسانی که نه راه پیش دارند و نه راه پس..
آنهایی که به دنبال زندگی بهتر، با خاک و سرزمین خود وداع کرده اند.. جبر نامهربانِ زمانه اما، رویاهایشان را در هم میشکند..
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
🎬 Trilogy The Weeping Meadow (2004)
علفزار گریان
⏰ 170 دقیقه
🌍محصول کشور: آلمان, ایتالیا, فرانسه, یونان
🎭 درام، تاریخی، عاشقانه
👤 کارگردان: آنجلوپلوس
✍ نویسنده: تئو آنجلوپولوس، تونینو گوئرا، پتروس مارکاریس، جورجیو سیلواگنی
📹 فیلمبردار: آندریاس سینانوس
🎹 موسیقی: النی کاریندرو
🎞 تدوین: جیورجوس تریاندافیلو
🗣 تهیه کننده: تئو آنجلوپولوس، فوبه اکونوموپلو، آمدیو پاگانی
🫂انتخاب بازیگر: هاریا پاپادوپولوس
👥 بازیگران: الکساندرا آیدینی (النی)، نیکوس پورسانیدیس (مرد جوان)، جیورجوس آرمنیس (نیکوس، ویولونزن)، واسیلیس کلووس (اسپیروس)، اوا کوتامانیدو (کاساندرا)، تولا استاتوپولو (زن قهوهخانه)، میشل یاناتوس (زیسی، نوازنده کلارینت)
ساخته آنجلوپلوس همچنين در بخش معناگرا و بينالمللي بيست و سومين جشنواره بينالمللي فيلم فجر شركت كرد و سيمرغ ويژه هيئت داوران اين جشنواره به خود اختصاص داد. «دشت گريان» سيمرغ بلورين فيلم منتخب تماشاگران، در بخش بينالملل جشنواره فجر را نيز دريافت كرد.
"دشت گریان"، سال ۲۰۰۴ نمایش موفقیت آمیزی در جشنواره های بین المللی داشت. این درام رمانتیک اجتماعی جایزه منتقدان بین المللی فیلم (فیپرشی) را در مراسم جوایز فیلم اروپایی (که به اسکار اروپایی معروف است) دریافت کرد و نامزد دریافت خرس طلایی بهترین فیلم جشنواره برلین هم بود.
🏆بهترین فیلم اروپایی 2004 ، بهترین فیلم خارجی جشنواره فجر
🏆 ۲ بار برنده جایزه های دیگر و ۶ نامزدی
📃خلاصه داستان:
قسمت نخست از سه گانه ی آنجلوپلوس مجموعه ای اتفاقات بین سال های 1919 تا 1949 در یونان است.
داستان در سال 1919 با تعدادی از پناهندگان یونانی آغاز می شود که از اودسا به منطقه ای نزدیک تسالونیکی می روند.در میان این گروه دو بچه به نامهای “آلکسیز” و “النی” هستند.”النی” که یتیم است توسط خانواده “آلکسیز” به فرزندی پذیرفته می شود.گروه شهر کوچکی نزدیک رودخانه می سازند و به زندگی مشغول می شوند… شاهد عشق این دو هستیم و فراز و فرودهای زندگیشان همراه با اتفاقات تاریخی یونان، آمدن دیکتاتوری و جنگ. داستان فیلم تلخ است، اما شاهد اثری شاعرانه با تصاویر زیبا و موسیقی دلنشینی هستیم که همچون سایر همکاریهای آنجلوپولوس و النی کاریندرو نتیجه زلال و سربلند است.
فیلم، با ورود ارتش سرخ به اودسا و درگیری نیروهای مردمی آغاز شده و در 1949، با اتمام جنگ های داخلی یونان، پایان می یابد.
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
ارائه بعدی:
دشت گریان
کارگردان:
. آنجلوپولوس
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
روبرتو روسلینی در پشت پرده فیلم: رم شهر بی دفاع
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
🎼 🎬
موسیقی و نما آهنگ از فیلم رم، شهر بی دفاع
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
"تئو آنجلوپولوس":
ما همیشه به مرزهایی برمیخوریم و باید از آنها عبور کنیم تا به خودمان برسیم. این مرزها کمتر مرزهای جغرافیاییاند، بیشتر آنها را در ذهن داریم.
"آلبر کامو" در این مورد گفتهی در خور تأملی دارد. گفته است: «قلمرویی هست که از آن بیرون رانده شدهایم و مدام به دنبال آن میگردیم.»
📸 آنجلوپولوس در پشت صحنه دشت گریان
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
🎭کارگاه تئاتر مکتبتهران
آغاز دورههای تخصصی کارگردانی، بازیگری، درامنویسی و نظریهٔ تئاتر
با جلال تهرانی
اگر دنبال یک مسیر جدی و متفاوت در تئاتر هستید، این کارگاه نقطهی شروع شماست.
@maktabetehran
🔚آخرین مهلت ثبتنام: ۳۰ آذر ماه
♦️برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام با واحد آموزش مکتبتهران در تماس باشید
📞 ۰۹۹۱۲۷۸۵۰۲۸
شکوفایی هنر تعلیق با کمک سیاست:
مطلبی درباره فیلم:
دنیا رو پشت سر بگذار ساخته سم اسماعیل
یک تعلیق بسیار پیچیده و قوی در درون یک داستان ساده خانوادگی و خطی نهفته است. سفر یک خانواده طبقه متوسط امریکایی به تعطیلات اما در همان اوایل داستان با بحرانهای ساده اما عجیب مواجه میشود.
سوال اول در برابر بحران اول: با چه طرف هستیم؟ بحران آغاز میشود اما مرئی نیست!
یوفوها حمله کردهاند؟ شاید اما بشقاب پرندهای در کار نیست.
کمی داستان جلو میرود و سوال جدید برای بحران جدید ایجاد میشود
زامبیها شهر را گرفته اند؟ خبری از مرگان متحرک نیست!
صاحب خانه اجارهای میآید
نکند یک فیلم جنایی است درباره یک قاتل سریالی یا یک انتقام برخاسته از تنفر گذشته؟ نه انگار چون صاحب خانه و فرزندش آدم معمولی هستند.
اینجاست که با خود میگویید
آها فهمیدم یک همه گیری جدید در راه است! شاید اما تنها یک قربانی دارد!
نکند یک فیلم با تم معمایی و ترسناک ماورایی داریم نگاه میکنیم؟ اما خبری از جادوگر و فرقه و شیطان نیست و گوزن هم همانند بز نماد این گونه فیلمها نبوده است
پس این جا چه خبر است؟ فیلم به نیمه رسیده و ما نمیفهمیم با چه طرف هستیم!
دقیقا خلق زیبایی در همین جا شکل میگیرد. تا نیمه فیلم شما میدانید خبری هست و نشانههایی است که هر کدام از موارد قبل را ممکن میدانید اما مدام متوجه میشوید نه انگار داستان چیز دیگری است. مدام میفهمید داستان فراتر از یک خانواده و یک شهر هست.
اوج داستان کجا شروع میشود؟ پرواز پهپاد و پخش اعلامیه با یک نوشته معمول در منطقه ما؛ للموت الامریکا!
پسر خانواده رمز را میگشاید: اینجا نوشته مرگ بر امریکا! این را در بازیهای کامپیوتری دیدهام.
پیش خود میگویید پس فیلم درباره منطقه ما و تروریسم است اما خبری از القاعده و داعش و جلیقه انتحاری و انفجار مکانهای شلوغ جمعیتی نیست!
اما از همین جا میفهمیم جهان بر سر امریکا در حال فرو ریختن است. اما چطور؟ از هوا با سقوط هواپیما از دریا با کشتی به ساحل آمده از زمین با هک و برخورد قطاری خودروهای تسلا. داستان محدود به غرب آسیا نیست کره شمالی، ونزوئلا، کوبار، چین و حتی روسیه هم پایشان در میان است. هر که زخمی از شیطان بزرگ خورده در حال حمله هست بدون سرباز و بدون موشک و بمب و آتش! احسنت به این خلق زیبایی هنری.
حمله سایبری، جنگ بیولوژیک، قطع ارتباط امریکا با جهان اطراف و خودش و آغاز تقابل خودیها با هم. این آغاز نمایش بحران در داستان هست. سکانسها شلوغ نیست خبری از روابط آحاد اجتماع مردم و همفکری با هم برای رفع بحران هم نیست چون هدف حمله عدم ارتباط مردم با هم و عدم راه فرار هست. باز هم یک تفاوت با آثار مشابه و باز هم یک زیبایی جدید با ابهام و تنهایی افراد پشت سر هم در سکانسهای خطی و متوالی.
خبری از رئیس جمهور و پنتاگن و لانگلی و شرح توطئه جهانی هم نیست. اوج زکاوت اینکه خبری از مقر دشمن و نشان دادن سربازان و رئسای آنها هم نیست. یک نوع زیرکانه در خلق ابهام و ترس و ندادن جنبه انسانی و واقعی به دشمن. خبری از دیپلماسی و مذاکرات و درخواست مطالبات طرفین هم نیست. این یعنی نمایش ماهرانه و هنرمندانه نسل آخر جنگهایی که بشر با آن مواجه خواهد شد.
صرفا یک خانواده در یک تعطیلات مخاطب دوربین کارگردان است.
و این تازه آغاز ماجراست.
نمادگرایی بی حد و زیبا از ساختمان در حال فروریختن نظم جهانی و اقتدار امریکا در زمان تفرج یک خانواده طبقه متوسط امریکایی کلاسیک. یک پدر یک مادر با دو فرزند خواهر و برادر پس خبری از ووکیسم هم نیست!
اوج زیبایی آنجاست که فیلم در دوران پیش از ۷ اکتبر و قیام حماس ساخته شده یعنی دورانی که هنوز جهان آن قدرها هم برای امریکا جهنم نبود! اما در دوران پس از آن اکران شد. یک فریاد روشنفکری دیپلماتیک و لیبرال امریکایی با زبان هنر مبنی بر اینکه
تا وقت هست باید کاری کرد! البته وقایع بعدی جهان مجال اندیشیدن به این پیام فیلم را نداد و سازندگان فیلم بعید است مخاطبشان رئیس جمهور فعلی امریکا یا اطرافیانش باشد!
✍ #شایان_اویسی
🎬 Leave the World Behind 2023
Join👉 @honar7modiran
دشت گریان با بازگشت به وطن آغاز میگردد. سرزمین مادری، جایی کنار رود و فراموش شده در پشت خاکریزها. «النی» اهل ناکجا آباد در میان بازگشتگان دست مرد جوان را میفشارد، او خاک را میطلبد یا خانواده را؟ و شاید هردو. آنها به شهر «اودیسه» بازگشتهاند. به تاریخ خود، به سرزمین خود و به خاکی که خویش را از آنش میدانند. اما آب، پیش روی آنهاست. آنها در مقابل این رود آرام میایستند و تصویرشان در آب واژگون شده است.
آنجلوپولوس با این افتتاحیه سهل و ممتنع، نشانهها را در بستر داستانگویی تصویری پنهان میکند. آبی که سرریز کرده و رود ساخته، اشک گذشتگانی است که اکنون به نیکی پذیرای این جمع غریب و دورافتاده نیستند. اشاره آنجلوپولوس به آب در گوشه و کنار فیلمهایش اشارتی است به تمام کارهای انجام نشده در تاریخ، تمام فتوحات دست نیافته در زمان و همه شکستهای تحمیلی در تقویم.
بعد از افتتاحیه نمادین دشت گریان، النی را میبینیم که در سن اندک (اشاره به قدمت تاریخی تجاوز به یونان) از درد زایمان مینالد و او را برای استراحت به منزل میآورند. تجاوز انجام شده، کودکانی به دنیا آمدهاند و کسانی سرپرستی کودکان جدید (در روایت خطی فیلم، دوقلوها) را بر عهده گرفتهاند. مثال تجاوز، مثال یغمای کشور یونان است و افرادی که قرار است زمام آن را در دست بگیرند. النی با این کابوس دهشتناک، آبستن شدن از یک دژخیم و به عقد یک پیرمرد در آمدن، زندگی را میآغازد. زندگی او، همان کابوس تاریخی است. یونانی که گویی قرار نیست یونان بماند، او باکرگی خود را از دست داده است.
✍ #هوتن_زنگنه
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
▫️تئو آنجلوپولوس:
ما همیشه به مرزهایی برمیخوریم و باید از آنها عبور کنیم تا به خودمان برسیم.
این مرزها کمتر مرزهای جغرافیاییاند، بیشتر آنها را در ذهن داریم.
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
باد در علفزار گریان چه میکند؟
می افتم
از کوهی
که از کاه سبک تر است
در دست های مترسکی
که سالهاست از ترس قارقار کلاغان
خواب به چشمش نمی آید
چشم های تو چه حرف های برای گفتن داشت؟
سکوت می افتد
لابلای کلماتی
که هیچ محلی از اعراب ندارند
انتهای این شعر را باد برده است
تو اما میتوانی سطرها را ادامه دهید
#محمد_توکلی_کوشا
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
چه بگويم به آوای دور شدن كشتی ها،
كه كالاشان جز آب نيست،
-آبی كه می خواست باران باشد-
و بادبان هاشان را،
خدای تمام خداحافظی ها
با كبوتران
از شانه ی خود رم داده ...
● شعر: بیژن الهی
● ویدئو: برشی از فیلم «دشت گریان» ساخته تئوآنجلوپولوس
● موسیقی: النی کارایندرو
🎥 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
🎬
قسمتی از جلسه ی نقد و بررسی فیلم دنیل بلک اثر کن لوچ با هدایت #یاشار_یوسفی
Join👉 @honar7modiran
🎬
.
آنجلوپولوس:
من معتقدم لحظات سکوت، لحظاتی مهم هستند. بهتر است بیشتر سکوت کنیم تا بتوانیم معانی را بهتر درک کنیم.
.
Join 👉 @honar7modiran
۱/۸
سکانس و تیتراژ آغازین فیلم دشت گریان
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
.
سکانس و تیتراژ آغازین از فیلم دشت گریان
ساخته تئو آنجلوپولوس، با موسیقی النی کارایندرو
🎥 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
.
🎞 تریلر فیلم « دشت گریان»
کارگردان: تئو آنجلوپولوس 🔆
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
🎞 در پایان ارائه۱۴۳ ام " رم شهر بی دفاع"، ضمن تشکر از همراهی و توجه شما گرانمایگان، ازهمکاری آقایان امین بذرافکن، حمید بهرامی و مهران زارعیان کمال تشکر را دارم.
قدردانی ازمطالب عزیزان بزرگوار:
پژمان خلیل زاده، آریا باقری دانیال زین العابدینی، نازنین آفاق. کیهان صفایی پور. امید یزدانی. مجید سنجری
@gooshe
@woocc6
@MovMag
@Filmovies
@Filmsofun
@FilmBazan
@Canalefilm
@filmosophy
@MAH_7ART
@Movie_Land
@CINEMA772
@Cinemayanii
@Perspective_7
@classiccinema
@just_movieeee
@ARTTJOURNAL
@honarnaamehh
@Cinemamodern
@NazariyehAdabi
@cinema_tographe
@CinemaParadisooo
@Ingmar_Bergman_7
@lezzateNaghdeFilm
@Motion_Picture_Love
@the_cinema_of_poetry
کانال مدیوم نقد.
مجله تخصصی فینیکس
سینما سینما-ماهنامه هنر و تجربه
سایت ویکی پدیا- سایت مووی مگ
🙏🙏🙏
ـــ ما از تراژدی جنگ جهانی ظهور کردیم. ما بخشی از آن تراژدی بودیم؛ همه از قربانیان آن بودیم…
همیشه دنبال به تصویر در آوردن گوهر چیزها بودم. هیچگاه به دنبال بیان داستانهای خیالی از طریق خطوط دراماتیک معمول نبودهام. چراکه اعتقاد دارم، واقعیتهای زندگی از هر کلیشهٔ سینمایی، دراماتیکتر است.
👤 #روبرتو_روسلینی
▫️رم شهر بی دفاع 1945
▫️پائیزان 1946
▫️ آلمان سال صفر 1948
▫️ژنرال دلا روره 1959
@CinemaParadisooo
Join 👉 @honar7modiran
آخرین دیالوگ "دون پیترو" در فیلم "رم، شهر بی دفاع" حال و روز این روزهای ماست؛
"مردن کار سختی نیست، کار سخت خوب زندگی کردن بود..."
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran