kanoun | Unsorted

Telegram-канал kanoun - کانون آرمان شریعتی

281

* 🌀 ارگانِ رسمی کانون 🆑 @kanoun 📌 با مدیریت کانون 👁‍🗨 join * @neg_no * @kanoun * t.me/jaliaat1/1 * t.me/J_Do_S/1 * t.me/Ta_Go_S/1 * t.me/maj_aas/1 *

Subscribe to a channel

کانون آرمان شریعتی

🔷🔸در ستایش راه شریعتی و رویکرد ایدئولوژیک او

🖋حسین مصباحیان

📍منبع: روزنامه شرق

📌تاریخ: ۸ اسفند ۱۴۰۳

🔆به‌مناسبت دوم آذر۲، نودویکمین زادروز کسی که نوشت: «و تو، چند گامی از حاشیه به درون آی… تا به بوی سخنم، نه به دلالت الفاظم… راه یابی»، (شریعتی، مجموعه آثار ۱۳: ۲۳۱) و با متن به‌گونه‌ای مواجه نشو که گویی «نامه‌ای را می‌خوانی»، بلکه چنان‌که گویی «سرگذشتی را می‌بینی» (شریعتی، مجموعه آثار ۱۳:۲۳۰) و بدان که «هر دلی عقل خویش را دارد» و «بنا به جنس عقلی که دارد دنیا را می‌بیند.» (شریعتی، مجموعه آثار ۱۳: ۱۴)

🔆 «اساساً در تعبیر و تلقی ایدئولوژی دچار یک اشتباه شده‌ایم و این اشتباه همان است که غالباً در ذهن روشنفکران دنیای سوم وجود دارد و آن دست یافتن شتابزده به یک وسیله‌ای‌ست که بتواند آن‌ها را در دست یافتن به اهداف سیاسی- اجتماعی- انقلابی‌شان به‌مثابه یک «رساله عملیه» یا یک «آیین‌نامه راهنمایی» یاری نماید، یک ایدئولوژی در چنین صورتی عبارت است از دگم‌هایی که براساس وضع و شرایط خاص موجود شکل گرفته است.» (شریعتی، مجموعه آثار ۲۳: ۱۰۳)

🔆 «شرط اول قدم آن است که آنچه را داریم از دست بگذاریم. نوعی شک دکارتی! در اینجا به یک انقلاب گستاخانه فکری و روحی نیازمندیم، شوریدن علیه خویش. باید در این کار اخلاصی مطلق داشت و برای نیل به چنین خلوصی وجودی، باید خود را آماده و قانع کنیم که دغدغه‌مان برای کشف حقیقت، بیش از اثبات حقانیت خودمان باشد.» (شریعتی، مجموعه آثار ۲۳: ۱۴۷)

🔆 «نهضت لائیک کردن رژیم حکومت، سازمان‌هاى ادارى، نهادها و تأسیسات اجتماعى و همه وجوه مختلف زندگى در جامعه، یعنى انسانى‌کردن زندگى اجتماعى، یعنى براى زندگى کردن در جامعه قید «انسان بودن» باید جانشین قید «کاتولیک بودن» گردد (شریعتی، مجموعه آثار ۴: ۲۶۷)

🔆مقدمه

نقل‌قول‌هایی که از شریعتی در صدر این نوشته قرار گرفته‌اند، هم فهم رایج از شریعتی را مورد تردید جدی قرار می‌دهند، هم آنچه در این نوشته ایدئولیژاسیون اندیشه‌های شریعتی خوانده شده است را به پرسش می‌گیرند و هم مبتنی بر فهم رویکردی او از مفاهیم، ایستگاه‌های مناسب و لازمی را برای صورت‌بندی آراء و اندیشه‌های او بر پایه تقدم رویکرد بر ایده فراهم می‌آورند. در چنین جهتی، قسمت اول مقاله، از طریق گشودن ساخت اندیشه‌های شریعتی، دو قلمرو زندگی فکری (ایده‌ها و رویکردها) او را پدیدار کرده است. در این قسمت بحث شده است که نمی‌توان ایده‌های شریعتی را مستقل از رویکردهای او مبنای تفسیر اندیشه‌هایش قرار داد، بلکه برعکس باید دانست که منطبق با تقدم منطقی رویکرد بر ایده یا فرایند بر فرآورده، هیچ ایده‌ای بدون رویکرد ساخته نمی‌شود. از این‌رو اگر ایده‌ای در برابر رویکرد قرار گرفت، آن ایده مفروض منحل می‌شود، صدالبته به شرطی که در منظومه فکری یک متفکر، هم تقدم رویکرد بر ایده قابل ردیابی باشد و هم نسبیت ایده‌ها و زمان‌مندی آنها مورد تصدیق قرار گرفته باشد. به قراری که خواهیم دید، هر دو شرط امکان در اندیشه‌های شریعتی قابل صورت‌بندی است. تأکید بر تقدم رویکرد بر ایده اما بدان معنا نیست که ایده‌ها و در اینجا ایده‌های شریعتی فاقد اعتبار هستند، بلکه به این معنا است که اگر مبنای نظری رویکرد شریعتی بزرگداشت همه‌سویه کرامت انسانی است، هر عنصری از اندیشه او که با این مبنا در تناقض افتاده است، منطبق با منطق درونی اندیشه می‌تواند و باید به رادیکال‌ترین شکل ممکن شناسایی و با قوی‌ترین کلمات کنار نهاده شود. بهترین راه برای شناسایی این عناصر خواندن آثاری است که با هر سطحی، در نقد و در دشمنی با شریعتی نوشته شده‌اند. این آثار که به احتمال به چند برابر آثار خود شریعتی رسیده‌اند، این مزیت را دارند که مؤلفان آنها با چراغ در آثار شریعتی گشته‌اند و هر عنصری از اندیشه او که به تصور آنان می‌توانسته رویکرد او را از کار بیندازد به چندین برابر اهمیتی که آن عنصر مفروض داشته است، برگزار کرده‌اند.

💢متن کامل در وبسایت بنیاد فرهنگی دکتر شریعتی

http://drshariati.org/?p=29300

#بنیاد_فرهنگی_دکتر_علی_شریعتی

🆔@Shariati_SCF

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

شریعتی در هجوم منتقدان


🎙احسان شریعتی؛ فارغ‌التحصیل فلسفه از سوربن فرانسه

🎙موسی اکرمی؛ استاد تمام گروه فلسفه علم


زندگی شریعتی حکایت حیرت‌انگیزی است. او که زمانی عکس‌هایش بر در و دیوار شهر بود و نوار سخنرانی‌هایش دست به دست می‌گشت، بعد از گذشت چند دهه از انقلاب، سخنانش یکباره از طرف جریان‌های بی‌نام‌ونشان دستمایه طنز قرار گرفت و به‌ صورت پیامک‌ در عرصه عمومی رایج شد. در این پیامک‌ها هر چیز با ربط و بی‌ربطی را به دکتر شریعتی نسبت می‌دادند. طرح آنها شکستنِ اسطوره شریعتی بود که موفق از آب درآمد. کار به اینجا ختم نشد و طیف‌های مذهبی مانند گذشته به او حمله کردند و در مسلمانی او شبهه وارد کردند و او را التقاطی خواندند. گروهی از مردم گفتند هرچه می‌کشیم، از دست او است که معلم انقلاب بود! اینک با پدیده تازه‌ای روبه‌رو شده‌ایم؛ شریعتی متهم همکاری با ساواک است. اما پرسش اساسی اینجاست که چطور یک نفر در آنِ واحد می‌تواند هم معلم انقلاب باشد، هم سوسیالیست یا چریک‌پرور، هم با ساواک همکاری کرده باشد، و بعد از انقلاب نیز یکی از خیابان‌های اصلی تهران به نام او باشد!؟

شرق
۷ اسفند ۴۰۳

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

.

کتاب : خورشید کویر - "شریعتی" در سرود شاعران
گرد آورنده : جعفر سعیدی
تعداد صفحه : 203
چاپ اول تابستان 1371

.

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

شریعتی و آینده سیاست در ایران

🎙میلاد دخانچی

برخلاف نظر مشهور، میلاد دخانچی معتقد است آنچه در وضعیت امروز تجربه می‌کنیم حاصل اندیشه‌های شریعتی نبوده است؛ بلکه برعکس، حاصل انحراف از اندیشه‌های وی بوده است. بر همین اساس دخانچی در این گفت‌وگو از ضرورت بازخوانی انتقادی شریعتی دفاع می‌کند. به نظر دخانچی، شریعتی یک سنت انتقادی دیالکتیکی به ایرانیان عرضه داشت که هم بومی بود و ضداستعماری و هم برای اختیار آدمی ارزشی ویژه قائل بود؛ انسان‌گرایی شریعتی در پیوند با مذهب، اختیار آدمی را تعمیق می‌بخشد و رادیکالیزه‌ می‌کند.

فرهیختگان

تماشا در یوتیوب: اینجا

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

📍شریعتی تلاش می‌کرد به دستگاه امنیت بفهماند که دشمن چریک‌ها و مارکسیست‌ها و انقلابیون است، با پررنگ‌سازی برخی گفته‌ها و تکیه بر بخشی از اعتقاداتش. شریعتی تلاش می‌کرد به چریک‌ها و مجاهدین و انقلابیون بفهماند که پروژه‌ی مشترکی با آن‌ها دارد، باز هم با پررنگ‌سازی برخی گفته‌ها و تکیه بر بخشی از اعتقاداتش. سخنان انتقادی او درباره‌ی مارکسیسم و چریکیسم در بازجویی‌ها برآمده از حقیقتی است که او در بیرون آن را سانسور می‌کند. همچنان‌که سخنان او علیه رژیم و اصلاحاتش در بیرون نیز برآمده از حقیقیتی است که او در بازجویی‌ها سانسورشان می‌کند. مواضع مصالحه‌جویانه‌ی شریعتی در نامه‌هایش با ساواک، انتقادات او از چریک‌ها و دفاعیاتش از اصلاحات رژیم، سخنانی بی‌ریشه و بدون چفت‌وبست و سراسر داستان‌بافی برای «زمین دادن و زمان خریدن» نیست. شریعتی افکاری ژلاتینی در همراهی با انقلاب و در انتقاد از انقلاب، در همراهی با مبارزه‌ی مسلحانه و در انتقاد از مبارزه‌ی مسلحانه، در همراهی با چپ‌ها و در انتقاد از مارکسیسم دارد؛ و به‌نظر می‌رسد که به فراخورِ زمان و مکان، این همراهی‌ها و نقدهای خود را کمرنگ یا پررنگ می‌کند. با این رویکرد ژلاتینی، او هم با دستگاه امنیت در مبارزه با چریک‌ها، و هم با چریک‌ها در مبارزه با رژیم، همدل ظاهر می‌شود. او با این رویکرد ژلاتینی، در خطابه‌های بیرونی، مارکسیست‌ها را متحد خود در مبارزه با رژیم و استعمار معرفی می‌کند، و در گفت‌وگوهای داخلی با ساواک، آن‌ها را دشمن مشترک خود و رژیم. خاصیت ژلاتینی افکار و مواضع شریعتی، مانع از آن است که ما بتوانیم حقیقتِ غاییِ نظر و اعتقاد او را چه در گفت‌وگو با احمد رضایی و چه در گفت‌وگو با پرویز ثابتی، دقیق و قاطع، تشخیص دهیم. اما آیا این ژلاتینی بودن، «خاصیت» فکر شریعتی است، یا یک «راهبرد» در بازجویی‌هاست، یا «چیزی فراتر از این دو»؟ به‌نظر می‌رسد که شریعتی از این خاصیت و راهبرد ژلاتینی در افکارش، استفاده می‌کند تا نه طرفداران مبارزه‌ی مسلحانه و  انقلاب، و نه حتا طرفداران مارکسیسم نسبت به او مسئله‌دار نشوند و او از جبهه‌های مختلفی بتواند یارگیری کند؛ و به‌این‌ترتیب از ساواک تا مجاهدین، همه را در تور صید خود قرار دهد.

✍️از متن نوشتاری بلند به قلم سردبیر: رضا خجسته رحیمی. منتشر شده در اندیشه پویا ۹۴
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا ۹۴، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

.
یک پادکست به زبان انگلیسی، که توسط هوش مصنوعیِ Notebook LM گوگل، با توجه به متنِ کتابِ "مذهبِ خداگونگی"ی کاوس کیانی تهیه شده است.

.

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

🔶 جلسه‌ی رایگان " کویر خوانی " | دکتر فرامرز معتمد
🔶 ساعت: ۲۰


Sunday, 22 Dec • 20:00–21:00
Google Meet joining info
Video call link: https://meet.google.com/pwq-wjeo-vae

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

♦️بخشی از جلسه‌ی "شریعتی پس از شریعتی"
۳۰ آذر ۱۴۰۳


#علی_شریعتی
#سیدجواد_میری
#بهزاد_باغی‌دوست
@NewHasanMohaddesi

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

دوماً، مساله‌ی ارجاع‌دهی، امانت‌داری و صداقت پژوهشی، نه تنها پیش از انقلاب بلکه هم اکنون نیز یکی از معضلات بزرگ جامعه دانشگاهی ایران است و به نظر می‌رسد این، یک معضل ساختاری است و نه صرفاً خطای اخلاقی فردی، که موجب شده است بسیاری از اساتید و دانشجویان برای کسب امتیازات بیشتر و یا رفع مسئولیت، به سرقت ادبی، جعل ارجاعات و داده‌سازی روی بیاورند.

۳. با صداقتی که از متن و شخصیت شریعتی می‌شناسیم، اتهام اخلاقی دروغگویی یا جعل ارجاعات و مانند آن که هم حسن محدثی و هم بهزاد باغی‌دوست عنوان نمودند به شریعتی قابل انتساب نیست زیرا شریعتی آشکارا در بخش‌هایی از آثار خود، صادقانه اعلام کرده است که من یک آکادمیسین نیستم و نمی‌خواهم باشم و صرفاً کار علمی بکنم. کار من کار روشنفکری، خودآگاهی‌بخشی و روشنگری است (نقل به مضمون). لذا برخلاف بسیاری از اساتید دانشگاهی ما که پنهان‌کارانه دست به سرقت ادبی و جعل ارجاعات می‌زنند تا شمار مقالات و کتاب‌های خود را سریعتر به حداکثر برسانند و از منافع آن بهره‌مند شوند و به جعلیات خود اعتراف نیز نمی‌کنند و شمار مقالات و کتاب‌های خود را به رخ همکاران و دانشجویان خود می‌کشند شریعتی در کمال صداقت اعلام می‌کند که من اگرچه مطالعه و پژوهش می‌کنم اما در پوسته‌ی محدود پژوهشگری نمی‌گنجم؛ من اگرچه استاد دانشگاه بوده‌ام اما رسالتم فراتر از علم است و علم فقط یک نوع آگاهی است نه تمام آن. او رسالت خویش را روشنگری و آگاهی‌بخشی به جامعه اسلامی تعریف می‌کند و لذا اگر خطاهایی در برخی ارجاعات او یافت شود از بی‌اهمیتی آن در نظر شریعتی در برابرِ رسالت عظیم‌تری که او احساس می‌کرد ناشی می‌شود. لذا منتقدانی که اکنون از حد نقدهایی اینچنین سطحی، ظاهری و خارج از زمینه نمی‌توانند فراتر بروند، برای بهبود وضعیت علم و پژوهش، بهتر است بجای نقدِ اخلاقیِ زوال فرهنگ پژوهش و فردی سازی آن، به نقد ساختاری آن بپردازند و از وارد آوردنِ اتهامات اخلاقی برای برجسته کردن خویش بپرهیزند. اگر نویسنده‌ای را در چهارچوب رسالت بنیادین او و در زمانه و زمینه‌ای که در آن می‌اندیشید بنگرید و بصیرت‌های بنیادین او را جستجو نمایید دیگر چه تفاوتی می‌کند که شاندل، شخصیتی واقعی است یا خیالی؛ چه فرقی می‌کند که فلان نقل قول از انشتین است یا از ماکس پلانک یا از هیچ‌کس؛ مهم آن است که نویسنده، رسالت خویش را به انجام رسانده و مخاطب را به خواندن و اندیشیدن و بازاندیشیدن واداشته است. شریعتی بدون تردید در بسته‌بندی‌های کلیشه‌ای و اداری و روال‌های صوریِ آکادمیک نمی‌گنجد.

◾️حسن محدثی، جامعه‌شناس -تا آن مقدار از صوت او که نگارنده این سطور به آن دسترسی داشت- عمده‌ی نقدهای جناب باغی‌دوست را تکرار نمودند لذا در نقد ایشان به چند مورد گذرا اشاره خواهد شد اما پیش از آن، باید اشاره نمود که عمده نقدهای جناب محدثی نیز صوری، سطحی و حاشیه‌ای بود.

۱. جناب محدثی مدعی می‌شود که چون شریعتی، تنها دکترِ زمان خود بود دانشجویان و دوستدارانش او را 'دکتر' خطاب می‌کردند!! این شیوه‌ی استدلال از سوی جناب محدثی مدت‌هاست که دیگر شگفت‌انگیز نیست و روال عادی نقدهای ایشان است. در واقع او تلاش می‌کند برای فروکاهیدنِ قدرت استدلال و بیان و قلم و نبوغ و محبوبیت اخلاقی و شخصیتی شریعتی نزد مخاطبانش، از عبارت 'یگانه دارنده‌ی مدرک دکتری' بهره بگیرد! این، نوعی استدلال تقلیل‌گرایانه است که برای کاهش ارزش نویسنده بکار می‌رود. از سوی دیگر، پرسش این است که آیا شریعتی حقیقتاً تنها دارنده‌ی دکتری در زمان خود بود؟!!! شریعتی در ۱۳۴۳ با مدرک دکتری به ایران بازمی‌گردد. اما در آن بازه زمانی، چه شخصیت‌های دیگری دست کم در تهران دارای درجه دکتری بودند؟ با جستجویی ساده می‌توان از میان مشهورترین‌ها افراد زیر را نام برد که همچون شریعتی و حتی شاید با نمراتی بهتر از او درجه دکتری داشتند:

دکتر سید حسین نصر، اسلام شناس
دکتر عبدالحسین زرین‌کوب، پژوهشگر ادبیات و تاریخ
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، پژوهشگر ادبیات
دکتر ناصر کاتوزیان، پژوهشگر حقوق
دکتر امیرحسین آریان‌پور، دکتری فلسفه
دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن. پژوهشگر ادبیات
دکتر کریم مجتهدی، پژوهشگر فلسفه
دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی، پژوهشگر تاریخ


و فهرست بسیار بلند بالایی از اساتید دوران پیش از انقلاب را که فقط در دانشگاه تهران، مدرک دکتری داشتند می‌توان در لینک زیر یافت:

https://literature.ut.ac.ir/re-facult-mem


شگفت آنکه هیچ‌یک از این اساتید بزرگ را دانشجویان، 'دکتر' خطاب نمی‌کردند! لذا گرچه این بزرگان بیشتر در مسیر پژوهش علمی گام برداشتند اما قوت بیان، تحلیل‌های ناب، رسالت خودآگاهی‌بخشی، شخصیت اخلاقی و شجاعت شریعتی بود که علیرغم نقصان‌ها از او نزد مخاطبانش، 'دکتر' ساخت؛ ارزشی که حسن محدثی آن را نادیده می‌انگارد!

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

💥زوال نقد و اخلاق در میان شریعتی‌زدایان!
پیرامون نشست شریعتی پس از شریعتی


هادی حکیم شفایی

✍در تاریخ ۲۹ آذر ۱۴۰۳، نشستی به دعوت باشگاه اندیشه با عنوان شریعتی پس از شریعتی با هدف نقد و بررسی روایت‌های پس از شریعتی برگذار شد. سخنرانان این نشست، دکتر حسن محدثی و بهزاد باغی‌دوست، دکتری جامعه‌شناسی از دانشگاه اسکس و دکتر سید جواد میری بودند. از میان سخنرانان این نشست، حسن محدثی و بهزاد باغی دوست جزو صاحب‌نظرانی بودند که وفق ادعای خود، اگرچه زمانی شیفته‌ی اندیشه‌های شریعتی بودند اما اکنون پروژه شریعتی‌زدایی را دنبال می‌کنند؛ شریعتی‌زدایی، تعبیری بود که بهزاد باغی‌دوست برساخته بود و این در حالی است که نقد به معنای ارزیابی و بیان مزایا و معایب و حقایق و اکاذیب است اما پسوند زدایی یا زدودن به معنای حذف و طردِ کامل است؛ اصطلاحی که هیچ نسبتی با مفهوم نقد ندارد!

خلاصه‌ی ادعای شریعتی‌زدایان این است که شریعتی -در بدترین حالت- جز خطا و جعل و دروغ و ضرر، چیزی برای جامعه‌ی ما نداشته و یا -در بهترین حالت- شریعتی متعلق به دوران انقلاب است و هیچ ایده و اندیشه‌ی مفیدی برای اکنون ندارد لذا از هر دو منظر که بنگریم، می‌بایست بطور جدی از اندیشه‌ی ایرانی شریعتی‌زدایی نمود. شریعتی‌زدایان از هر دو طیف، موافقین و علاقه‌مندان به شریعتی را فارغ از انواع آنها، شریعتیست نامیده و همه آنان را بدون توجه به آثارشان، مفتون، اعتقادی‌اندیش و اسطوره‌پرداز معرفی می‌کنند! در واقع، شریعتیست بودن از منظر شریعتی‌زدایان یعنی شیفتگانِ نقدگریز! نگارنده‌ی این سطور بر این باور است که زوال نقد، سستی استدلال و یا تعارض میان ادعا و عمل، در سخن و عمل هر دو سخنران، آشکار بود لذا عمده نقدهای مطرح شده ناموجه هستند. عمده‌ی نقدهای سخنرانانِ مدعی شریعتی‌زدایی به ترتیب در ادامه خواهد آمد.

پیش از طرح نقدهای سخنرانان نشست، لازم است مقدمه‌ای در باب نقد اندیشه بیان کنیم. اساساً انتظار می‌رود ناقد در نقد اندیشه، به دو ساحت در نقد اندیشه بپردازد: چیستی اندیشه و پیامدهای اندیشه. در ساحت نخست، ناقد می‌بایست با رجوع مستند به متن نویسنده، به چهار مساله مهم بپردازد:

۱. روایی و ناروایی اندیشه از منظر اخلاق
۲. صدق و کذب اندیشه از منظر معرفت‌شناسی
۳. کارکرد اندیشه و زبان نویسنده در زمینه و زمانه‌ی خود
۴. پیام‌ها و بصیرت‌های اندیشه‌ی نویسنده برای اکنون و آینده

در ساحت دوم، ناقد می‌بایست به پیامدهای تحقق یافته‌ی اندیشه بپردازد منتهی باید بتواند پیامدهای خواسته و قابل کنترل اندیشه را از پیامدهای ناخواسته و خارج از کنترل اندیشه، تفکیک نماید و نشان دهد که نویسنده کدام پیامدهای اندیشه‌ی خود را منطقاً می‌توانسته کنترل کند و کدام را نمی‌توانسته است. نگارنده‌ی این سطور بر این باور است که ناقدان نشست شریعتی پس از شریعتی، طبق این الگوی متعارفِ نقدِ منطقی پیش نرفتند و ضمن تحریف آشکار متن شریعتی، نقدهای آنان از محدوده‌ی نیت‌خوانی، اتهام اخلاقی و نقد خارج از زمینه فراتر نرفته است!

◾️دکتر بهزاد باغی‌دوست، جامعه شناس، که با هیجان و خشم نامتعارفی دور از شان یک ناقدِ منصف، سخن می‌گفتند و گاه و بیگاه بطور نمایشی (به باور نگارنده) از صندلی خود برمی‌خواستند بطوری که دو تن از حضار از او خواهش کردند که خود را کنترل کند! این به اصطلاح ناقد محترم، نقدهای زیر را مطرح کردند (نقل به مضمون):

۱. شریعتی دروغ می‌گفت! او شخصیتی ساختگی به نام شاندل را جعل کرده بود و سخنانی را به او نسبت می‌داد!

۲. شریعتی می‌گفت من خدا هستم! من از حلاج بالاترم! از علی بالاترم!

۳. چرا شریعتی که رسالت خود را آگاهی‌بخشی معرفی می‌کند میگوید مارکس با طرح ایرادات سرمایه‌داری موجب دوام و ماندگاری سرمایه‌داری شد؟ آن ادعا و این سخن، در ذات خود متعارض هستند. چرا کسی که آگاهی‌بخش است از آگاهی‌بخشی مارکس انتقاد می‌کند؟

۴. شاگردان مستقیم شریعتی هیچ‌یک پژوهشگر نشدند و این نشان می‌دهد که شریعتی ظرفیت پرورش دادن شاگردانی پژوهشگر را نداشته است. یکی از اساتیدی که خود را با شریعتی به همگان معرفی می‌کند بیژن عبدالکریمی است که سخنانش سراسر تناقض و آشفته است!

🔹این چهار مدعی، اصلی‌ترین مدعاهای بهزاد باغی‌دوست بود. ناقد محترم که دکتری جامعه شناسی از دانشگاه اسکس دارد در نگاه اول، این انتظار را در مخاطب برمی‌انگیزد که نقدهای موثر و بنیادینی به شریعتی دارد حال آنکه ساختن یک شخصیت نمادین به نام پروفسور شاندل در برخی آثار از سوی شریعتی، از نظر ناقد، یک فاجعه‌ی بنیادین به تصویر کشیده می‌شود! اما شاندل که بود؟ شاندل نام شخصیتی خیالی بود که شریعتی برای خود ساخته بود و سخنان و تحلیل‌هایی را به آن شخصیت نسبت می‌داد. این مساله تا مدتی پس از درگذشت شریعتی پنهان بود تا بعدها برخی پژوهشگران علاقه‌مند، معنای آن را دریافتند.

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

علی شریعتی؛ ایدئولوگِ انقلابِ ایرانیان

در این نشست توضیحاتی پیرامون اندیشه‌ی شریعتی و نقش او در انقلاب ۵۷ داده می‌شود. سخنران آشنایی نسبتاً خوبی با شریعتی دارد، در عین حال می‌توان در روایت‌های ایشان چند و چون کرد. یک فکت اشتباه در سخنان ایشان مانند اکثر ایرانیان نسبت به شریعتی وجود دارد که ظاهراً به دلیل نوشته‌های آبراهاميان و دیگران درباره‌ی شریعتی‌ست. کتاب "دوزخیان روی زمین" فانون را شریعتی ترجمه نکرده است؛ مرحوم پوران شریعت رضوی در کتاب "طرحی از یک زندگی" نیز به این نکته اشاره می‌کنند ولی همگان این ترجمه‌ را با شریعتی می‌شناسند؛ آن هم به این دلیل که نام فانون در ایران با شریعتی بلند شد.

🎙خانم لیدیا آپولینار
حزب کمونیست بریتانیا

پ.ن: ویدیو به زبان انگلیسی است‌.
تماشا در یوتیوب: اینجا

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

"توضیح مطبوعاتی"

* جمعی از خوانندگان آثار شریعتی از بنیاد فرهنگی شریعتی(دفتر تدوین مجموعه آثار) پرسیده اند:

آیا شعر "فریاد روزگار ماست، روح خدا" سروده ی دکتر علی شریعتی است؟

* پاسخ:

با سلام و احترام،

خیر. این شعر سروده ی زنده یاد دکتر علی شریعتی نیست؛ هم چنان که هر نوشته و یا نقل قول غیرمستند دیگری(سند مکتوب یا مصوت)، که در ۳۶ جلد مجموعه آثار منتشر شده توسط "دفتر تدوین - بنیادشریعتی" نیآمده باشد.

روابط عمومی
"بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی"،
۵ آذرماه ۱۴۰۳

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

«شمعی همچنان روشن»

یادمانِ ۹۱مین زادروزِ معلم (شریعتی‌مزینانی‌علی، شمع)

در سالیادِ آموزگاری که واپسین(یا نخستین) آموزه‌اش «توحیدِ» سه آرمانِ «عدالت» و «آزادی»(عقلانیتِ انتقادیِ اجتماعی) و «عرفان»(همبستگیِ معنویتِ فردی و اخلاقِ جمعی) بود، در برابرِ «تثلیثِ» «زر»(استثمار)، «زور»(استبداد)، و به‌ویژه «تزویر»(«استحمار»، کلید-واژهٔ برساختهٔ خودِ او)، و در یک کلام «استضعاف»(محروم‌سازی و بی‌بهرگی از ثروت، قدرت و دانش). مصداق‌های این آموزهٔ عام و «جهان‌روا» را اما، در زمانه و زمینهٔ خویش(«اینجا و اکنون»، hic et nunc، «جغرافیای(تاریخی)سخن»)، در ضرورتِ مبارزه با، از سویی در سطحِ درونی-فرهنگی-سیاسی، تصلبِ سنت یا ارتجاع و استبدادِ دینی و سیاسی می‌یافت و در سطحِ برونیِ جهانی، در مناسباتِ نواستعماری و نظامِ بازار سرمایه و سلطهٔ سلاح-صنعت و ایدئولوژیِ «جهان-لاتینی-سازی»(به‌تعبیرِ ژاک دریدا، «موندیا-لاتینی-زاسیون» Mondialatinasation به‌جایِ Globalisation، زیرا ما در «جهان» می‌زییم و نه فقط بر «کرهٔ» زمین).
به‌رغمِ تحلیل و تشخیصِ(دیاگنوستیک) مهمِ آن معلم، مبنی بر عمده بودنِ تضاد با «استحمار»(کهنه و نو)، و ضرورتِ در پیش گرفتن و پیمودنِ مشی و مسیرِ طولانیِ «آگاهی‌بخشیِ» رهایی‌بخش، اکثریتِ جامعهٔ «مخاطبِ» وی(و به‌ویژه نسلِ جوانِ دانش‌جو)، که در عطشِ رهایی شتابِ عمل سیاسی را ترجیح می‌داد، نه تنها پیامِ اصلیِ او را نشنید که از خودِ او «معلمِ انقلابی» ساخت که به تعبیرِ میشل فوکو، دو روند یا رویه داشت و رَویّه‌ای که به‌تدریج حاکم شد و «نهضت» را به «نظام» بدل ساخت، یاد و نام و راه و رسمِ آن معلم‌ها را کنار گذاشت و حذف کرد! این «تعجیل» اما موجبِ چه «تأخیر»های راهبردی در مسیرِ تحققِ «توسعهٔ پایدار و موزون» (یعنی «پیشرفتِ» متناسب با مقتضیاتِ زیست‌بومی، میراثِ فرهنگی، و عدالتِ اجتماعی) و همچنین، تعمیق و رشدِ آگاهی‌‌ها و تجربه‌هایِ علمی-فنی و سیاسی و مدنی و هنری و...، گردید؟ از یکسو بحران‌های تو-در-تویِ کنونی(ناشی از سوءمدیریت منابع طبیعی و انسانی و بویژه در سپهرِ اخلاقی، بحرانِ منبعث از قشری‌گری و انجمادِ فکری شبه‌مذهبیِ سنتی-بنیادگرایانه)، و از دیگر سو، درخششِ دستآوردهایِ علمی-فنی و فکری-هنری جامعهٔ مدنیِ ما در جهان، نیازمندِ نقدوبررسی همه‌جانبه و مستقلِ دیگری است.
و اما میراثِ آن معلم، تا آنجا که به تداومِ راهِ اندیشهٔ او در این‌جا-و-‌اکنون مربوط می‌شود، و نماد و نمودِ آن را از جمله می‌توان در کوششِ طیف و خانوادهٔ فکریِ «نوشریعتی» دید، می‌بایست از میان نوشته‌های موسوم به «اسلامیاتِ» او، به روشِ «ساخت‌گشایانهٔ» وی در پیرایش‌گری و نوزاییِ دین‌شناختی و یزدان‌شناسیِ رهایی‌بخش در نقدِ بنیادگرایی سنتی و متصلب؛ و در اجتماعیات بر جهت‌گیری سوسیال-دموکراتیک رادیکالِ در جامعه‌شناسی تاریخی او؛ و در «کویریات» بر انسان‌شناسیِ وجودی-شهودی و عرفانِ اگزیستانسیال و پسامدرنِ او (در برابرِ تصوفِ سنتی و «عرفانِ نظریِ» «وحدت-وجودی»)، اشاره و تاکید کرد.
در همین حال، حملاتِ و تهاجمِ تبلیغاتیِ سازمان‌یافته با سرمایه‌گذاری معلوم از سوی دوستدارانِ افراطیِ «اقتصادِ بازار» و «جهانی‌سازی» و «اندیشهٔ‌ واحد»، در کنارِ رؤیاپردازانِ شاهنشاهی یا امپراطوریِ ایرانشهری-نوصفوی، و اینهمه، در پناه شریعت‌مدارانِ ولاییِ حاکم و پشتیبانیِ حامیانِ نظمِ کهن، علیهِ شخصِ شریعتی(ad hominem) و نه آراء او، دیگر نشان زنده و «خطرناک» بودن «آثارِ» او پس از قریب به نیم قرن از «درگذشتِ طبیعی» و حذفِ او در نظام های سابق و لاحق است و همهٔ این نشان‌ها، شاهد بر این که آن «شمع»، فراسویِ همهٔ «نفرین‌ها و آفرین‌ها»، همچنان روشن است!

***
#شریعتی_علی_زاد_روز
#زر_و_زور_و_تزویر
#احسان_شریعتی


@Dr_ehsanshariati

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

جریان روشنفکری، بخصوص جریان روشنفکری مسلمان که در ایران دارای تبار اندیشگی است، التقاطی است و نیاز به بررسی دارد.
من در این فایل به اجمال تلاش کردم سه چهره شاخص شده در سه دوره روشنفکری ایران را از این منظر مورد نقد قرار بدهم، که اینها بدون نقد عمیق هم، بخصوص شریعتی از بازرگان و سروش از شریعتی کار خودشان ادامه دادند که حرکت قابل نقدی هست.

@RahmaniTaghi

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

فایل صوتی "آری اینچنین بود برادر!"


♦️تحلیل دانش‌پژوهانه‌ی احساس‌برانگیزترین و موثرترین خطابه‌ی علی شریعتی (آری این‌چنین بود برادر!)



🔸تقدیم به استاد مصطفی ملکیان👇👇👇


حسن محدثی گیلوایی
۱۸ تیر ۱۳۹۹

#خطابه
#ملکیان
#شریعتی
#باطنی‌گری
#خردتاریخ

@NewHasanMohaddesi

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

ویژه‌نامه کامل شریعتی به روایت تاریخ نشریه شرق ۸ اسفند ۱۴۰۳.pdf

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

🔷🔸سخنرانی پوران شریعت رضوی در حسینیه ارشاد، خرداد 1382

🔆سرنوشت من سرنوشت بسیاری از زنان این ملت است. زنانی که اسم شان شاید در کتاب‌ها نباشد، در تاریخ نماند، در تقویم‌ها نشانی نداشته باشند اما در زندگی و در جان همه ی لحظاتی که تاریخ ما را می‌سازند، حضور دارند و تاریخ مذکر ما بی حضورشان عقیم می‌ماند!

#با_یاد_پوران
#ششمین_یادمان
#بنیاد_فرهنگی_دکتر_علی_شریعتی

🆔@Shariati_SCF

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

شریعتی و آینده سیاست در ایران

🎙میلاد دخانچی

فرهیختگان

فایل تصویری: اینجا

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

🔷🔆«شریعتی در دانشگاه مشهد»؛ نگاهی دیگر

🖋رضا قنادان

💢منبع: نشریه ایران خبر (شماره ۱۲)

📍تاریخ: اردیبهشت ۱۳۷۳


🔹🔸در سال ۱۳۷۲-۱۳۷۳ دکتر جلال متینی در مقاله ای تحت عنوان «دکتر علی شریعتی در دانشگاه مشهد» درمجله «ایران شناسی» با ذکر خاطرات خود به عنوان رئیس دانشکده ادبیات مشهد دردهه ۴۰ به شریعتی که در همان سال ها استاد تاریخ این دانشکده بوده است نیز می پردازد و با نقد رفتار انضباطی و آیین نامه ای او اظهار نظراتی در باره مدرک دانشگاهی ، صلاحیت علمی و رفتار ساواک در برابر شریعتی می کند. این خاطرات که البته در بخشی فراتر از خاطرات شخصی مشترک می رود و به شریعتی قبل و بعد از دانشکده مشهد هم مربوط می شود، واکنش بسیاری را در آن سال ها به خصوص در محافل ایرانیان خارج از کشور بر می انگیزاند. دکتر رضا قنادان، استاد دانشگاه در آمریکا و از اعضای هیئت علمی دانشکده فردوسی در همان سال ها، از جمله شخصیت هایی است که به این اظهار نظرات واکنش نشان می دهد و در چهار بخش در نشریه «ایران خبر»(چاپ آمریکا) در اردیبهشت ۱۳۷۳، به این اظهارات پاسخ می گوید.

🖇در ادامه لینک زیر

http://drshariati.org/?p=23601

#دانشگاه_فردوسی
#بنیاد_فرهنگی_دکتر_علی_شریعتی

🆔 @Shariati_SCF

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

✍️نوشتاری بلند به قلم سردبیر: رضا خجسته رحیمی. منتشر شده در اندیشه پویا ۹۴
✨برای اطلاع از چگونگی تهیه و سفارش اندیشه پویا ۹۴، به تلگرام ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ پیام دهید.
@andishepouya

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

.

💎 تالار گفتمان شریعتی

🌀 پایگاهِ مقالاتِ خط شریعتی

📌 لینک کانال

▫️ احسان
▫️ سوسن
▫️ سارا


👁‍🗨 کانون آرمان شریعتی

👇

🌐 Talar

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

سخنان دکتر سیدجواد میری در نشست شریعتی پس از شریعتی

موضوع: نظریه آشوب

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

۲. جناب محدثی در فرازی دیگر میگوید چرا شریعتی که رشته‌ی هاجیولوژی ( جیم با تلفظ او!) خوانده است خود را جامعه‌شناس معرفی می‌کند؟! از منظر محدثی، این یک خطای بزرگ آکادمیک یا شاید یک خطای اخلاقی است! در نقد محدثی دو نکته حائز اهمیت را باید بیان داشت:

🔶️ محدثی رشته‌ی مورد نظر را به اشتباه، هاجیولوژی تلفظ می‌کند که برخی در فضای مجازی آن را دستمایه‌ی تمسخر کرده اند! این رشته نامش هاگیولوژی است (Hagiology) به معنای قدیس‌شناسی که از حیطه‌های رشته ادبیات قرون وسطا محسوب می شود. با جستجوی تلفظ این رشته در دیکشنری‌های تک‌زبانه می‌توان تلفظ صحیح را دریافت.

🔶️ شریعتی به علت اینکه رشته‌ی دوره لیسانش ادبیات بود نمی‌توانست در رشته‌ی دیگری در دوره دکتری تحصیل کند لذا مجبور بود علارغم فقدان علاقه به این حیطه، در این رشته مدرک بگیرد(نقل قول از خانم پوران شریعت رضوی). شریعتی با این وجود، تمام تمرکز خود را بر مطالعات تاریخی، اجتماعی و دینی معطوف داشته بود. اما طبیعی است که وقتی فردی رشته رسمی خود را دوست ندارد یا از آن اکراه دارد نخواهد با آن رشته خود را به همگان معرفی کند و لذا به نظر می‌رسد شریعتی تلاش می‌کند خود را با آن رشته‌ای به مخاطبان خویش بنمایاند که مطالعه‌ی آن را حیاتی دانسته یا دوست می‌داشته است. عبدالحسین زرین‌کوب نیز مدرک تاریخ ندارد اما بخش بزرگی از علاقه‌مندی‌ها و نوشته هایش در حیطه تاریخ است و خود را ادیب و تاریخ دان معرفی می‌کند. محدثی از مساله‌‌ای به این سادگی همچون کاه، معضلی اخلاقی می‌سازد همچون کوه و مخاطب خویش را از مسائل عمیق و مهم، به سطحی‌نگری و حاشیه‌پردازی می‌راند.

۳. جناب محدثی در نقد دیگری عنوان می‌کند که شریعتی در شکل‌گیری ایدئولوژی اسلامی نقش بزرگی داشته است و مدافعانش نباید مدام به متن او ارجاع دهند بلکه باید پیامدهای اندیشه‌های او را ارزیابی کنند. تنها نقد جناب محدثی که ارزش معرفتی دارد و پرداختن به آن ضروری است همین است. نگارنده‌ی این سطور، در مقالات و یادداشت‌های پیشین خود بارها به این مهم پرداخته است اما اشکالی که بر جناب محدثی وارد است این است که:

🔷️ او مراد خود از ایدئولوژی را مشخص نمی‌کند گویی ایدئولوژی فقط یک معنا دارد! این در حالی است که در ادبیات فلسفی و سیاسی، چندین معنای مختلف میتوان برای این اصطلاح یافت و ناقد می‌باید مراد خود را تدقیق نماید.

🔷️ محدثی می‌باید مشخص کند که او نقش شریعتی را در انقلاب اسلامی می‌بیند یا در نظام جمهوری اسلامی و یا در هر دو. اگر او نقش شریعتی را در نظام سیاسی جمهوری اسلامی می‌بیند کار او در تبیین، دشوار خواهد شد زیرا در آنصورت باید با مصادیق مشخص نشان دهد که در کدامیک از ارکان نظام جمهوری اسلامی (قانون اساسی، ولایت فقیه، قوه قضاییه، شورای نگهبان، سپاه پاسداران و سایر نهادهای امنیتی، مجلس خبرگان، صدا و سیما و سازمان تبلیغات اسلامی و…) اندیشه‌ی شریعتی به چشم می‌خورد!

🔷️ در خصوص پیامدهای اندیشه، جناب محدثی باید بتوانند میان پیامدهای خواسته و قابل کنترل و پیامدهای ناخواسته و غیرقابل‌کنترل تفکیک قائل شوند. هیچ سخنران و نویسنده‌ای از جمله شخص جناب محدثی نمی‌تواند بر تمام ساحات اندیشه و نظریات خود کنترل اعمال نماید و از خطاها و سوءبرداشت‌ها و پیامدهای منفی آینده جلوگیری به عمل آورد. اگر محدثی این مهم را درک نکند بیش از شریعتی، خود را گرفتار خواهد کرد.


در مجموع به نظر می‌رسد که ناقدان شریعتی در نشست فوق، در عمده‌ی موارد نتوانستند نقدهایی عمیق و حیاتی به اندیشه‌های شریعتی وارد آورند لذا اغلب به ایراداتی سطحی و حاشیه‌ای پرداخته و یا با حرکات و ادبیاتی احساس‌آلود و خشمگین ( مورد بهزاد باغی‌دوست) شان یک نشست جامعه شناختی را تنزل دادند. شریعتی را می توان بطور روشمند از زوایایی نقد کرد که برای توسعه فرهنگی و سیاسی جامعه امروز سودمند باشد اما ناقدانی که از همان ابتدا، بجای نقد از 'نیاز به شریعتی‌زدایی' سخن می‌گویند و بجای ارزیابی، از 'زدودن' دم می‌زنند نمی‌توانند کمکی معرفت‌شناسانه به مخاطبان خود بکنند.

#شریعتی_پس_از_شریعتی
#شریعتی_زدایی
#حسن_محدثی
#بهزاد_باغی‌دوست
#زوال_نقد
#نقد_اخلاقی
#نقد_زبان‌نشناسانه
#نقد_زمانمند
#نقد_زمینه‌مند
#نیت‌خوانی
#شاندل

/channel/ReligionPhilosophyPoliticsAnimls

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

کسانی که با تحصیلات و آثار شریعتی آشنایی کافی دارند می‌دانند که شریعتی در درجه نخست، تحصیلکرده‌ی ادبیات و یک ادیب و نویسنده چیره‌دست بود. شاندل در زبان فرانسه به معنای شمع است و شمع، نام استعاری شریعتی بود که برخی یادداشت‌ها و اشعارش را با این نام در روزنامه‌ها منتشر می‌کرد. او شخصیت خیالی پروفسور شاندل را برساخته بود اما چرا؟ این تکنیک ادبی از سوی یک هنرمند ادبیات، به علل مختلف ممکن است بکار رود. یکی از علل استفاده از شخصیت خیالی این است که نویسنده می‌تواند سخنان و عقاید خویش را بدون واهمه از واکنشِ منفیِ مخاطبان، بیان کند. بیان نظرات و تحلیل‌های خود از زبان یک شخصیت خیالی معمولا در فضایی انجام می‌گیرد که مخاطب، نمی‌تواند آن سخنان را از زبان نویسنده‌ی واقعی تاب بیاورد یا بپذیرد. علت دوم استفاده از تکنیک شخصیت خیالی، پنهان ماندن در امنیت در زمانه‌ای است که خفقان شدید حاکم است‌ و دستگاه‌های امنیتی، با منتقدان برخورد قهرآمیز می‌کنند. ناقد محترم جناب بهزاد باقردوست، بدون درک و لحاظ کردن این نکات، نقد را به اتهامی اخلاقی فرومی‌کاهد و با نیت‌خوانی، شریعتی را به دروغگویی متهم می‌سازد. ناقد، در حالی مدام از اخلاق‌گرایی سخن می‌گوید که خود به آن ادعا وفادار نیست!

🔹بهزاد باغی‌دوست در اظهارنظری شگفت، بدون آنکه مستندات خود را ذکر کند ادعا می‌کند که شریعتی گفته است من خدا هستم! من از حلاج بالاترم! از علی بالاترم! ناقد ضمن آنکه مستندی ارائه نمی‌کند به نظر می‌رسد که اساساً هیچ آشنایی با تکنیک‌های ادبی همچون استعاره و تمثیل و مجاز ندارد و اساساً زبان و ادبیات را نمی‌شناسد و گرفتار و غوطه‌ور در زبان استاندارد و خشک آکادمیک است! ناقد محترم احتمالاً در فضایی دانش‌آموخته است که مفاهیم را به شکل از پیش بسته‌بندی شده و کلیشه‌ای شناخته است و فرای این زبان و شیوه، قادر به درک مفاهیم و پیام‌های متنی نیست.

🔹بدون تردید شریعتی رسالت روشنفکر را و خود را آگاهی‌بخشی اعلام می‌کند. شریعتی طبق ادعای ناقد، گفته است که مارکس با نقد سرمایه داری و بیان اشکالات آن، سرمایه‌داری را سر عقل آورد و موجب دوام آن شد. حال اگر این مدعی را بپذیریم چه ایرادی به شریعتی وارد است؟! ناقد چنین تفسیر می‌کند که منظور شریعتی این بوده که مارکس نمی‌بایست سرمایه‌داری را نقد می‌کرد و آگاهی می‌بخشید و نمی‌بایست موجبات دوام آن را فراهم می‌ساخت! ناقد محترم گویی همچنان از زبان‌نشناسی رنج می‌برد. یک نویسنده، گاه در مقام توصیف و تبیین یک رویداد است، گاه در مقام تجویز و پیشنهاد و گاه در مقام پیش‌بینی و بیان احتمال. ناقد هیچ دلیلی ارائه نمی‌کند تا به مخاطب نشان دهد که شریعتی از مارکس انتظار پرهیز از آگاهی‌بخشی را داشته و دیدگاهش درباره مارکس، ضرورتاً ضد آگاهی است! در ذهن ناقد، بدون هیچ نشانه‌ای، شریعتیِ در مقام توصیف به شریعتیِ در مقامِ تجویز تبدیل شده و ادعای آگاهی‌بخشی به ناآگاهی منجر می‌شود! درک نزدیک به حقیقت از متن مستلزم این است که خواننده و ناقد، هر لحظه دریابند که نویسنده اکنون در چه مقامی است.

🔹بهزاد باغی‌دوست با بیان این ادعا که هیچ‌یک از شاگردان مستقیم شریعتی، پژوهشگر نشدند و نیز با مثال آوردن از بیژن عبدالکریمی به عنوان یک استاد علاقه‌مند به شریعتی با گفتمانی آشفته، مرتکب چند خطا و مغالطه می‌گردد تا نتیجه بگیرد که متن و گفتمان شریعتی، ظرفیت پرورش پژوهشگر آکادمیک را ندارد! خطاها و مغالطات ناقد به شرح زیر است:

۱. به نظر می‌رسد او بدون بررسیِ دقیق شاگردان مستقیم شریعتی، به مغالطه تعمیم دچار شده است. از میان علاقه‌مندان مستقیم شریعتی که به نحوی از نزدیک یا در زمان حیات او، وی را درک کرده بودند دست کم پنج نفر به درجه استادی و یا پژوهشگری رسیده اند و آثار علمی شان در دسترس مخاطبان است:

⚡️ حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر تاریخ

⚡️هاشم آقاجری، استاد دانشگاه و پژوهشگر تاریخ

⚡️احسان شریعتی، دکتری فلسفه از دانشگاه سوربن

⚡️سوسن شریعتی، دکتری تاریخ از انستیتوی عالی مطالعات اجتماعی پاریس

⚡️سارا شریعتی، دکتری جامعه‌شناسی از انستیتوی عالی مطالعات اجتماعی پاریس

این پنج شخص، حداقل شخصیت‌هایی هستند که در زمان حیات شریعتی به نحوی او را درک کردند و اکنون در کسوت پژوهشگری مشغول فعالیت هستند.

۲. ناقد محترم مدعی هستند که پژوهش‌دانی یک شخصیت را می‌باید از وضعیت شاگردان و دوستداران او کشف کرد! گویی اراده، تصمیم و رسالت خود فرد و وضعیت آموزش عالی زمانه‌ی او هیچ نقشی در پرورش پژوهشگر ندارد! ابتدا باید بیان داشت که اولاً فرهنگ پژوهش علمی، ارجاع‌دهی و امانت‌داری، یک مسئله مرتبط به نهادهای آموزش عالی است. این، نهادهای آموزش عالی هستند که باید این فرهنگ را از طریق آموزش، وضع قوانین سختگیرانه و نیز نظارت جدی، در میان دانشجویان و اساتید و پژوهشگران نهادینه کنند.

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

💥زوال نقد و اخلاق در میان شریعتی‌زدایان!

پیرامون نشست شریعتی پس از شریعتی


✍هادی حکیم شفایی

👇👇👇👇👇👇👇

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

.

شریعتی، پس از شریعتی



👤با ارائهٔ:

دکتر حسن محدثی (هیأت‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی) : حیات و ممات متفکر: واسازی و بازسازی یا تکرار؟

دکتر سیدجواد میری (استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی): شریعتی و "نظریه آشوب": تأملی در باب طبقه‌بندی علوم

دکتر بهزاد باغی‌دوست (دکتری جامعه‌شناسی از دانشگاه اسکس؛ مدرس دانشگاه): شریعتی؛ یک روایت شخصی


⌛️پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳ / ساعت ۱۶

خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳، شبستان باشگاه اندیشه


حضور برای عموم آزاد و رایگان است.

.

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

* درباره پروژه ناتمام شریعتی
در سالگرد تولد او

"گفتمان سازی و هویت یابی دوباره برای اندیشیدن"،

* عبدالرسول خلیلی
(استاد علوم سیاسی)

روزنامه اعتماد،
شنبه ۳ آذر ۱۴۰۳

https://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/225611/

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

نسخه صوتی

جریان روشنفکری، بخصوص جریان روشنفکری مسلمان که در ایران دارای تبار اندیشگی است، التقاطی است و نیاز به بررسی دارد.
من در این فایل به اجمال تلاش کردم سه چهره شاخص شده در سه دوره روشنفکری ایران را از این منظر مورد نقد قرار بدهم، که اینها بدون نقد عمیق هم، بخصوص شریعتی از بازرگان و سروش از شریعتی کار خودشان ادامه دادند که حرکت قابل نقدی هست.

@RahmaniTaghi

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

♦️خردتاریخ نمادین شریعتی:

تحلیل دانش‌پژوهانه‌ی یکی از احساس‌برانگیزترین و موثرترین خطابه‌‌های علی شریعتی ("آری این‌چنین بود برادر!")



🔸تقدیم به استاد مصطفی ملکیان👆


حسن محدثی گیلوایی
۱۸ تیر ۱۳۹۹

#خطابه
#ملکیان
#شریعتی
#باطنی‌گری
#خردتاریخ

@NewHasanMohaddesi

Читать полностью…

کانون آرمان شریعتی

۹/ امیر رضایی
تعریف زندگی از سه منظر: متفکران غربی، قرآن، شریعتی
۲۶ بهمن ۱۴۰۱

#علی_شریعتی
#شریعتی_و_معنای_زندگی
#بنیاد_فرهنگی_دکتر_علی_شریعتی
#چهل_و_ششمین_سالگرد_شهادت
#امیر_رضایی

🆔 @Shariati_SCF

Читать полностью…
Subscribe to a channel