mellateeshgh | Unsorted

Telegram-канал mellateeshgh - ملت عشق

1609

ملت عشق

Subscribe to a channel

ملت عشق

مهرورزی ❤️
@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

#کتاب_هنر_توجه ❤️

ذهن بهترین دوست و بدترین دشمن است

@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

#کتاب_هنر_توجه ❤️

مدرسه عشق و مدرس ذوالجلال

@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

#کتاب_هنر_توجه ❤️

بی آزاری

@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

#کتاب_هنر_توجه ❤️

همه چیز در درون است

@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

#کتاب_هنر_توجه ❤️

تمامی موجودات معجزه هستند و فقط ما به آنها عادت کرده ایم.
@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

#کتاب_هنر_توجه ❤️

سهم ما بشارت و مغفرت است

@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

#کتاب_هنر_توجه ❤️

طبقه بندی انسان ها

@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

آموزش و پرورش _فرق فکر و تفکر ❤️
@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

تکنیک بستن چشم ❤️
بستن چشم بر روی عیوب دیگران
قسمتی کوتاه از فیلم نقطه کور
@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

خنک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش
(درنگی در بابِ یکی از کلمات کیرکگور)
✍️ مسعود #زنجانی❤️

آن‌ کس که به شور باخته است، کمتر باخته است، تا آن‌ کس که شورِ خود را باخته است.
(سورن کیرکگور؛ واپسین پی‌نوشتِ غیرِ علمی [~ تعلیقهٔ غیرعلمیِ نهایی])

کیرکگور می‌گوید، کسی که در زندگانی «شور» نمی‌ورزد، خسرانی که بدین سبب نصیب او می‌گردد، بسی بیشتر از خسران کسی است که سنگین‌ترین خسارت‌ها را در نتیجهٔ تجاربِ «شورمندانه» متحمّل می‌شود. از نظر کیرکگور، «عشق» بزرگترین جلوهٔ زندگی شورمندانه است. بنابراین، زندگی بدون عشق همان خطر از دست رفتن «خود» است که کیرکگور آن را بالاترین تهدید آدمی در زندگی می‌داند.

کسی که به کویِ عشق گذاری نمی‌کند، این عدمِ انتخابش ـ که البته خود یک انتخاب است ـ به جهتِ حفظِ پاره‌ای منفعت‌ها و مصلحت‌ها، و به طور کلّی، تٲمینِ «امنیتِ» خویش، است. اما کیرکگور می‌گوید حتی اگر عاقبتِ انتخابِ مخاطره‌آمیزِ شورمندانه زیستن، و به طور اخص، عشق‌ورزیدن چنان شود که واقعاً همهٔ این منافع و مصالح بر باد رَوَد، و حتی بالاتر از این، تمام این نفع‌ها مُبدّل به ضرر گردد، با همهٔ این احوال، باز هم پرهیز از شورمندی و عشق‌ورزی، یا همان باختنِ شور، حماقت‌آمیز است؛ چراکه زندگی بدون شور برای آدمی ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر با بالاترین زیانِ ممکن است.

«بازندهٔ عشق» در درون باخته است و با سنکا می‌توان گفت: «حماقت بزرگی است که آدمی به بهانهٔ اینکه در بیرون ببَرد در درون ببازد». چنانکه با عیسی می‌توان می‌گفت: «نمی‌ارزد جهانی را به دست آوری، اما تکّه‌ای از جانت (روحت) را از دست بدهی!» باری، آنکه در عشق باخته و به عشقش باخته، هماره، پیروز و برنده است؛ گرچه در نگاهِ عموم و عوام بازنده به نظر آید. از آن سوی، آن فاتحی که همهٔ جهان را بُرده و از همهٔ جهانیان بُرده، اما عشقش را باخته، حقیقتاً، باخته است، گرچه، در بازارِ جهان، خلاف این به نظر آید. چنانکه، آن عالِمی هم که همه عالَم را شناخته، اما عاشق نشده و عشق را نشناخته، باز جاهل است چراکه «خویش» را نشناخته است.

اسبِ همّت سویِ اختر تاختی
آدمِ مسجود را نشناختی
(مولانا)

بازنده در عشق بودن «تراژدی» است، اما بازندهٔ عشق بودن «مصیبت» و «فاجعه» است. «تراژدی» تجربهٔ سرشتِ سوگناک زندگی است، اما فاجعه سرنوشتِ اسفناکِ ناشی از حماقت‌های آدمی است. وضعیتِ تراژیک تجربهٔ «گرداب» و «غرقاب» است که در آن، امکانِ حیات منتفی نیست، اما فاجعه تجربهٔ تلاشی و اضمحلال در «گنداب» و «مرداب» است. در وضعیتِ تراژیک «ناامیدی» و «استیصال» هست، اما امکانِ آگاهی از «ناامیدی» نیز هست. در نومیدی و استیصال، «ملال» (مرگِ معنوی) هست، اما از دلِ آن ملال و استیصال، فرصت و امکانی برای غلبه بر آن نیز هست: «ایمان» به مثابهٔ «شجاعت» و «خلاقیت» همراه با «آگاهی» و «آزادی».

ایمانِ کیرکگوری با «اعتقاد»، یا ایمان در معنای رایج که فیلسوفانی چون نیچه و سارتر بدان حمله می‌کنند، تفاوتی ریشه‌ای و رادیکال دارد. «اعتقاد» تفکّرگریز و تفرّدستیز است و عاقبت به پوچی و بی‌عملی می‌انجامد. اما ایمانِ کیرکگوری، مرگِ ملال است؛ مرگِ مرگ است. برای کیرکگور، «ایمان» همان تجربهٔ نابِ شورمندانه زیستن است که تنها به مدَدِ آن فردیتِ تکرارناپذیر آدمی مجال ظهور پیدا می‌کند. ایمان «جهشِ کور در تاریکی» است، اما بی‌ایمانی «جاخوش کردن در جهنم» است. «بی‌ایمانی» وضعیتِ بیدار نبودن در عینِ بیمار بودن است؛ و البته برای بیماری که بیدار نیست، هیچ تیماری هم نخواهد بود. «بی‌ایمانی» ناامیدیِ مضاعف است؛ آنجا که یک ملالِ ابدی سایه افکنده است: «بیماری‌ تا آستانهٔ مرگ».

بنابراین، کسی که از ارادهٔ شورمندانه و زندگی عاشقانه دریغ می‌ورزد، در واقع، فردیتِ منحصر به خود، یعنی «هستی» (اگزیستانس) خویش، به عبارتی «خویشتنِ خویش»، را از کف می‌دهد؛ و چنین خسرانی با هیچ چیزی قابلِ جبران نیست. مَثَل او مَثَل کسی است که از ترس مرگ خودکشی کرده است؛ همو که نَمُرده، به فتوای حافظ، باید بر او نماز کرد.

خُنُک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش
بنماند هیچش، الا هوسِ قمارِ دیگر
(مولانا)
/channel/mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

گر بیاید غم بگویم:
آن‌که غم می‌خورد رفت

رو به بازار و رَبابی
از برای من بخر!

ببینید جانِ شادی‌خواه و شادخوارِ مولانا که شیفته‌ی شادی و سماع و موسیقی است چه تصویری خلق کرده! غم را در هیات انسانی دیده و گفته است اگر چنین انسانی درِ خانه‌ی دلم را بکوبد و بخواهد وارد شود اصطلاحا دست به سرش می‌کنم و می‌گویم آن کس که روزگاری خواهان و خریدارِ غم و اندوه بوده از اینجا رفته است! سپس از غم همچون بنده‌ی خدمتکاری می‌خواهم به بازار برود و رَبابی برای من بخرد!

گمان نکنم تاکنون کسی غم را از پیِ خرید شادی به بازار فرستاده باشد. چنین کاری تنها از مولانا ساخته است. اوست که می‌تواند عینِ غم را تبدیل به شادی کند. اِعجاز عشق همین است که مرده را زنده و گریه را خنده می‌کند. چنان که فرماید:

مرده بُدَم، زنده شدم
گریه بُدَم، خنده شدم

دولت عشق آمد و من
دولتِ پاینده شدم! ❤️

@irajrezaie
/channel/mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

تنهایی ❤️

@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

تمایزی هست میان محبت و احساساتی‌گری:

احساساتی‌گری (sentimentality) بیشتر فکر کردن دربارۂ احساسات است تا تجربۀ عینی و معتبر آن.
تولستوی از بانوان روسی می‌گوید که در تئاتر می‌گریند ولی نسبت به کالسکه‌چی خودشان که بیرون دارد از سرما یخ می‌زند، بی اعتنا هستند.
احساساتی‌گری به این واقعیت می‌نازد که من این عاطفه را دارم؛ همه چیز به شکل ذهنی در همین جا آغاز و به همین جا ختم می‌شود.
ولی محبت همیشه مراقبت و توجه نسبت به چیزی را به همراه دارد. ما درگیر تجربۀ خود از یک چیز یا رویداد عینی که نسبت به آن توجه داریم، می‌شویم. در محبت، فرد باید با پرداخت به واقعیت عینی برای آن موقعیت خاص کاری بکند، باید تصمیمی بگیرد. این همان جایی است که محبت، عشق و اراده را در کنار هم قرار می‌دهد.

رولو می❤️
كتاب عشق و اراده
@Jaryaann
/channel/mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

تاثیر بر روی دیگران با خودسازی ، مسعود برومند ❤️
@mellateeshgh
Www.mellate-eshgh.com

Читать полностью…

ملت عشق

داستان بهشت - عشق با تمام وجود به وجود تمام موجودات ❤️
@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

هیچ‌چیز نمی‌تواند شما را بیش ازآنچه هستید شاد کند. تمام جستجوها برای شادی، بدبختی‌ای است که منجر به بدبختی‌های بیشتر می‌شود. تنها شادی و سعادت حقیقی، آن شادی فطری و ذاتی «وجود» آگاه است.


این اعتقاد که شادی و سعادتتان به چیزها و مردم بستگی دارد به دلیل ناآگاهی شما از ماهیت حقیقی‌تان است.
دانستن اینکه شما به‌جز شناخت خود به چیز دیگری نیاز ندارید، خرد است.
نیسارگاداتا ماهاراج❤️
@selfinquiry
/channel/mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

ناروا نیست که زندگی باید پایان یابد؟!
فکر کرد، اگر ندانیم که می میریم
طعم زنده بودنمان را نمی توانیم بچشیم.
یادش آمد که روزی که پزشک به مادر بزرگش خبر داد که بیماری اش لاعلاج است چیزی بدین مضمون بر زبان آورد، گفت:
"تا این لحظه نفهمیده بودم
زندگی چه زیباست."


کتاب دنیای سوفی
یوستین گردر❤️

@SOCIAL_SCIENCE
@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

تاثیر ارتباطات بر طول عمر ❤️

@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

چه‌گونه طبیعت شما را مهربان‌تر، شادکام‌تر، و خلاق‌تر می‌کند؟
نویسنده: جیل سوتی
مترجم: فاطمه کهربایی

🟢 شرکت‌کنندگانی که به مدت یک دقیقه به بیشه‌ای از درختان بسیار بلند خیره شدند افزایش قابل ملاحظه‌ای را در احساس شگفتی(Awe) تجربه کردند، و نسبت به کسانی که همان میزان زمان را صرف نگاه‌کردن به یک ساختمان بلند کرده بودند رفتار یاریگرانه‌ی بیشتری از خود بروز دادند و در برخورد با معضلات اخلاقی، اخلاقی‌تر بودند.

🟢 کسانی که در طبیعت قدم می‌زنند، در مقایسه با کسانی که در شهر پیاده‌روی می‌کنند، نه تنها اضطراب، مشغولیت ذهنی (توجه را به جنبه‌های منفیِ خود متمرکزکردن) و عاطفه‌ی منفی کمتری تجربه کردند، بلکه بیش‌تر احساسات مثبت در خود احساس می‌کنند. علاوه بر این عملکرد حافظه‌ی آن‌ها بهبود یافته‌تر بود.

🟢 امروزه، ما با فناوری‌های همه‌گیری زندگی می‌کنیم که برای جلب توجه مداوم ما طراحی شده‌اند. اما بسیاری از دانشمندان معتقدند که مغز ما برای این نوع بمباران اطلاعاتی ساخته نشده است، چون این بمباران می‌تواند منجر به مشغولیت، خستگی ذهنی و فرسودگی شود و مغز برای بازگشت به حالت طبیعی و سالم نیاز به «ترمیم توجه» دارد. استرایر یکی از همین محققان است. او معتقد است که بودن در طبیعت جریان توجه فرسوده‌ی ما را بازیابی می‌کند، که می‌تواند به خلاقیت و توانایی حل مسئله در ما کمک کند.او می گوید: «هنگامی که از تلفن همراه خود برای مکالمه، پیام کوتاه، عکس‌برداری یا هر کار دیگری که می‌توانید با تلفن همراه انجام دهید استفاده می‌کنید شبیه به این است که روی قشر پیش‌پیشانی مغزتان ضربات آهسته می‌زنید و باعث کاهش منابع شناختی می‌شوید».

📃برای مطالعه‌ی این مقاله روی تصویر زیر (یا لینک زیر) کلیک کنید⬇️

hekmat_zendegi/natureandwellbeing-ooevbkqlvwhp-ooevbkqlvwhp" rel="nofollow">https://virgool.io/@hekmat_zendegi/natureandwellbeing-ooevbkqlvwhp-ooevbkqlvwhp

Читать полностью…

ملت عشق

«برادران از گناه آدمی مهراسید. آدمی را حتی در گناهش هم دوست بدارید، چون محبت شما جلوه‌ای از محبت ملکوتی است و والاترین محبت بر روی زمین است. تمامی آفرینش خدا را دوست بدارید، تمامی و هر دانه‌ی شن در آن را. هر برگی را دوست بدارید، و هر شعاعی از روشنایی خدا را. حیوانات را دوست بدارید، نباتات را دوست بدارید، همه چیز را دوست بدارید. اگر همه چیز را دوست بدارید، راز ملکوتی درون آنها را حس خواهید کرد و زمانی که آن را حس کنید، هر روز بهتر از پیش به آن پی خواهید بُرد. و در آخر کار با محبّتی همه‌جانبه تمامی دنیا را دوست خواهید داشت»


برادران کارامازوف
داستایفسکی❤️

@rahi_be_rahaei
/channel/mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

گر تو با بد ، بد کنی ، پس فرق چیست ؟ مولانا ❤️

@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

صلح آمیزترین کشورهای جهان ❤️

@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

#کتاب_هنر_توجه ❤️

همه در تاریکی شبیه یکدیگر هستیم

@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

#کتاب_هنر_توجه ❤️

حق با شما و آرامش سهم من

@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

#کتاب_هنر_توجه ❤️

حق با شماست و من هم درست میگم
@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

#کتاب_هنر_توجه ❤️

برداشت های شیرین ( مثبت اندیشی)

@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

#کتاب_هنر_توجه ❤️

دلا خو کن به تنهایی که از تنها دعا خیزد

@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

#کتاب_هنر_توجه ❤️
تغییر یا رشد
@mellateeshgh

Читать полностью…

ملت عشق

😊 هر حالت ذهنی، یک نمود فیزیکی در مغز دارد. خوشحالی، عشق، لذت، غم، خشم – همه احساساتی که ما در طول زندگی مان تجربه می کنیم توسط مجموعه ای شگفت انگیز از ساختارها و مواد شیمیایی درون مغز ایجاد می شوند. 
هریک از کارها، تجارب، افکار و حتی احساساتی که ما تجربه می کنیم، مسیر عصبی منحصر به فردی در مغز ما دارند. حالا، هرچقدر یک هیجان یا فکر را تکرار کنیم، مسیر مربوط به آن فکر یا هیجان تقویت شده، و همین باعث می شود تا ایجاد آن فکر یا هیجان در ما راحت تر و تکرارپذیرتر شود. به این خاصیت انعطاف پذیری و یادگیرندگی مغز، پلاستیسیته (Plasticity) می گویند و شما می توانید از همین ویژگی، برای درونی کردن هیجانات مطلوب تان استفاده کنید. افرادی که دچار افسردگی بوده یا هستند این را به خوبی می دانند که افسردگی، افکار منفی در پی دارد که خود همین افکار نیز افسردگی را تقویت می کنند. این یک فرآیند دوری خود-تقویت-کننده است. ما می توانیم از این الگو در جهت درمان افسردگی و همچنین ایجاد هیجانات مطلوب نیز استفاده کنیم.
خوشبختانه بخش های مربوط به هیجانات در مغز ما با بخش های مربوط به تفکر در ارتباطند، به عبارتی، مغز شناختی و مغز هیجانی بسیار تحت تاثیر یکدیگرند.
 حال، بخش های مربوط به تفکر، در مقایسه با بخش های مربوط به هیجانات، بسیار راحت تر و آگاهانه تر قابل دست کاری اند. فعالیت در بخش های شناختی مغز، سیگنال هایی را به بخشهای مربوط به هیجانات می فرستد. بنابراین، با وجودیکه شما به راحتی و یکباره نمی توانید تصمیم بگیرید احساستان را نسبت به موضوعی تغییر دهید، می توانید از طریق تغییر در افکار و گفتگوی درونی، احساسات خود را راحت تر تغییر دهید.❤️

@rahaclinic
/channel/mellateeshgh

Читать полностью…
Subscribe to a channel