9611
﷽ 📚📚کتابخانه ای همراه؛ همراه با شما تا هنر زندگی🌹🌹 خرید کتاب: ⬇️⬇️⬇️⬇️ www.sayehsokhan.com 📚ثبت سفارش مستقیم کتاب در دایرکت اینستاگرام: 👇👇👇👇 https://b2n.ir/s05391 آدرس: خ 12فروردین، کوچه بهشت آیین، پ 19 همکف تلفن:66496410
🟩 چرا این روزها #فرزندپروری_آگاهانه مهمتر از هر زمان دیگر است؟
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش دوم)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
«مبانیِ فلسفیِ سلامتِ روانی»
+ پرسش و پاسخ
#استاد_مصطفی_ملکیان
۲۲ مهر ۱۴۰۴، انتشارات ققنوس
@MalekianMedia
🆔 @Sayehsokhan
بدین شعر تر شیرین ز شاهنشه عجب دارم
که سرتاپای حافظ را چرا در زر نمیگیرد
«با اطمینان میتوان گفت که هیچ ملتی، شاعری از نوع حافظ ندارد. فردوسی بیش و کم نظایری در جهان دارد و سعدی نیز. حتی جلال الدین مولانا هم.
ولی حافظِ ما در فرهنگ بشری بیمانند است؛ شاعری که شعر فارسیِ او را زاهدان و عارفان در قنوت نماز به جای ادعیه و آیات عربی بخوانند و در عین حال زندیقان هر دورهای شعر او را آیینهی اندیشههای خود بدانند و از نظر “پیر خطاپوش” حافظ که بر قلم صنع چنان اعتراض خطرناکی کرده است شادمان باشند و در زندگی روزانه مردم ما، دیوانش را در کنار قرآن مجید، سر سفره عقد و هفت سین سال نو قرار دهند و با آن فال بگیرند و استخاره کنند. چنین شاعری در جغرافیای کرهی زمین و در تاریخ بشریت منحصر به فرد است و همانند ندارد.»
دکتر #شفیعی_کدکنی
🆔 @Sayehsokhan
🟩 چرا این روزها #فرزندپروری_آگاهانه مهمتر از هر زمان دیگر است؟
🟩 چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
(بخش اول)
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
♦️به PariTales Time خوش آمدید!
جایی که هر قصه، پرسشی در دل دارد و هر کودک، فیلسوفی کوچک است.
در اینجا از دل قصهها به گفتوگو و اندیشه میرسیم.
📚 قصههایی برای همراهی کودکان با والدین
🔴 با سابسکرایب 🔔 لایک 👍 به اشتراک گذاشتن و معرفی این کانال از طریق شبکههای اجتماعی همراهمان شوید!
زیرا پایان هر داستان، آغاز یک اندیشهست...
🔸️لطفا روی لینک کلیک کنید:👇
paritalestime?si=tavlixMfUA-XO7X-">PariTales Time
🆔 @Sayehsokhan
اگر به چند سال پیشت نگاه کنی ،،متوجه میشی که چقدر ناراحتیهای بیهودهای رو برای خودت ساختی،، اگر کمی فکر کنی متوجه میشی ،، حیف وقتت نبود که برای ثابتکردن خودت به دیگران صرف کنی ،، آیا اگر زمان به عقب برمیگشت،، وقت گرانبهات رو برای حرف مردم تلف میکری؟
موهایت رو برای آنچه ارزش نداشت سفید و اعصابت را برای آن که لیاقتت را نداشت خرد میکردی؟
الان هم دیر نشده و جلوی ضرر را بگیر و وقت و عمرت را صرف یادگیری مهارت ساختن بدنی سالم و پیشرفت زندگیت کن.
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
امیلی دیکنسون در این سخن زیبا، کتاب را به زورقی تشبیه میکند که انسان را بدون هزینه و زحمت به سرزمینهای ناشناخته میبرد. او باور دارد که هیچ وسیلهای – نه کشتی، نه اسب تیزرو – توانایی کتاب در بردن انسان به دنیای دیگر را ندارد. خواندن کتاب، سفری درونی است که مرزهای جغرافیا و زمان را میشکند و ذهن را به پرواز درمیآورد.
در ادامه، دیکنسون بر ویژگی منحصربهفرد کتاب تأکید میکند: سفری پرماجرا، بینیاز از پول و مقام، و در دسترس همگان. کتاب را کالسکهای میداند که روح انسان را جابهجا میکند و او را از روزمرگی به قلمرو تخیل، اندیشه و شناخت میبرد. این استعاره شاعرانه یادآور آن است که هر بار که کتابی میخوانیم، در حقیقت به سفری تازه میرویم — سفری ارزان، بیخطر، اما عمیق و دگرگونکننده.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
❤پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند
بلبل شوقم هوای نغمه خوانی می کند
همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست
طاقتم اظهار عجزو نا توانی می کند
بلبلی در سینه می نالد هنوزم کاین چمن
با خزان هم آشتی و گل فشانی می کند
ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمک پرانی می کند
نای ما خاموش ولی این زهره شیطان هنوز
با همان شور و نوا دارد شبانی می کند
گر زمین دود هوا گردد همانا، آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی می کند
سالها شد رفته دمسازم زدست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی می کند
با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی می کند
بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران می رسد با من خزانی می کند
طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
آنچه گردون می کند با ما نهانی می کند
می رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
دفتر دوران ما هم بایگانی می کند
“شهریارا” گو دل از ما مهربانان نشکنید
ورنه قاضی در قضا نامهربانی می کند
❇️به مناسبت روز ملی شعرو ادب فارسی و بزرگداشت استاد محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)
ـــــــــــــــــــــــ
#شهریار💕✨
👩🎨 @shahriar_ostad
.
«من ایران را دوست دارم»
در این ویدیو بخشهایی از مستند ناصر تقوایی به روایت خودش ساختهی عارف محمدی را مشاهده میکنیم...
به بهانهی این روز تلخ و از دستدادن استاد ناصر تقوایی🖤
#ناصر_تقوایی
🆔 @Sayehsokhan👇👇👇
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
این بخش از سقوط آلبر کامو نگاهی عمیق به فراموشی بهعنوان نوعی رهایی دارد. راوی میگوید بخشیدن از سر فضیلت یا گذشت اخلاقی نبوده، بلکه از یاد بردن، واکنشی طبیعی و بیادعا بوده است. او نه با کینه زندگی میکند و نه با نمایش بزرگواری؛ بلکه بیاعتنا به خاطرات تلخ، پیش میرود. این فراموشی، شکلی از آزادی درونی است؛ نوعی گسستن از گذشتهای که دیگر ارزش ماندن در ذهن را ندارد.
اما همین رفتار ساده، در چشم دیگران یا به «بزرگواری» تعبیر میشود یا «بیغیرتی» زیرا انسانها معمولاً در چارچوب قضاوت خود میفهمند، نه در سکوت بیقضاوت دیگری.
کامو با این نگاه، مرز میان اخلاق و بیاعتنایی را به پرسش میکشد: آیا فراموشی، نشانهی شفاست یا بیتفاوتی؟ شاید پاسخ در همین بیتکلفی نهفته است—جایی که انسان نه برای بخشیدن تلاش میکند و نه برای نفرت، بلکه تنها میگذرد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
📢منتشر میشود📢
📚 نام کتاب:
#آموزش_کیفی_در_مدرسه_الهام_بخش
✍️ نویسنده: #رابرت_ای_باب_سالو
👌 مترجم: #سعید_مادح_خاکسار و #حسن_ملکیان
#قیمت: ۵۸۰۰۰۰ تومان
#چاپ_اول ۱۴۰۴
📇 ناشر: #سایه_سخن با همکاری #سایه_سکوت
🏫 مدرسهی کیفی از نگاه #رابرت_ای_باب_سالو
باب سالو با الهام از گلسر، مدرسهی کیفی را چنین توصیف میکند:
یادگیری به جای نمرهگیری
معیار اصلی یادگیری، کیفیتِ کار است نه کمیتِ تکلیف. نمره در مدرسهی کیفی جای خود را به بازخورد واقعی میدهد.
.
کیفیت یعنی رضایت درونی و رشد واقعی
کیفیت، همان «رضایت از عملکرد خویش» است، نه فقط گرفتن نمرهی بالا.
باب سالو میگوید:
«یادگیری کیفی زمانی رخ میدهد که دانشآموز از کاری که انجام داده احساس افتخار کند.»
:
«کیفیت یعنی انجام کاری بهگونهای که خودت بخواهی دوباره انجامش دهی.
🌀بیماری اندوه و داروی خشم!
درد لاعلاج استیصال و بیماری مزمن اندوه چنان پیکر ایرانیان را گرفته که جز خشم و انزجار و اهانت دارویی نمیشناسند.
این روزها هر دردمندی پتکی به دست گرفته به سرمایههای اجتماعی و ملی حمله میکند.
هیچکس ابراهیم نیست، اما همه بت شکن شدهاند.
چه لذتی دارد اینگونه ویرانی ساختن و از شادی و آبادی بیزاری جستن؟
پیکر پدرانشان را از خاک بیرون میکشند و کفنها را پاره میکنند و روی استخوانهای نیاکانشان میرقصند، گمانشان اسم این کار مبارزه است.
اعتراض به حاکمیت را دستاویز میکنند، دندانها را سوهان میکشند، گوشت تن همدیگر را میکَنند و میجوَند و تف میکنند به زندگی و گمان میکنند اسم این کار مبارزه است.
از هر ماجرایی طنابی میبافند به گردن همدیگر میاندازند و میکِشند و میکُشند.
مقتولانی که چون زورشان به قاتلان نمیرسد، همدیگر را زخمی میکنند.
دهانها بویناک از نفرت و نفرین، چشمها بیرون آمده از حسرت و حسادت، قلبها، قلوه سنگی بیتپش…
چقدر به ما گفتند: حواستان باشد برای مبارزه با هیاهو، هیولا نشوید. حواسمان نبود، هیولا شدیم.
گروهی دیگر هم نازندگانند، خاموش و خفته و خموده و خالی.
بودو نبود و زشت و زیبا برایشان یکی است.
در میان این همه نفرت و نفرین و بیزاری و بیداد، حرف از گلستان و بوستان و مثنوی و منطقالطیر چه سخت است.
تنهاییام را درک میکنید؟
بی کسیام را؟
✍️#عرفان_نظرآهاری
#از_اندوه_تا_خشم
#سرمایه_های_ملی
#از_فردوسی_تا_همایون
@erfannazarahari
🆔 @Sayehsokhan
🔊فایل صوتی
تعيينکنندهترين سؤال فرهنگی قرن اين است- در مهدکودکها چه بايد آموزش داد؟
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @Sayehsokhan
کودک افغان، شعر منسوب به ایرج میرزا را چقدر خوب بازخوانی کرد:
هر وعده که دادند به ما، باد هوا بود؛
هر نکته که گفتند، غلط بود و ریا بود.
چوپانی این گلّه به گرگان بِسِپردند؛
این شیوه و این قاعدهها رسم کجا بود؟
رندان به چپاول سر این سفره نشستند،
اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود!
خوردند و شکستند و دریدند و تکاندند؛
هر چیز در این خانهی بیبرگ و نوا بود .
گفتند چنینیم و چنانیم، دریغا!
اینها همه لالاییِ خواباندن ما بود!
/channel/ezzatiparvar
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
پائولو کوئیلو در این جمله به اهمیت گفتگوی واقعی در روابط انسانی تأکید میکند. او نشان میدهد که امروزه انسانها بیشتر مشغول مصرف محتوای مختلف هستند—فیلم، تلویزیون، شبکههای اجتماعی—اما ارتباط حقیقی و شنیدن یکدیگر به شدت کاهش یافته است. این فقدان گفتگو، نه تنها روابط شخصی را ضعیف میکند، بلکه مانع همدلی و فهم عمیق انسانها از یکدیگر میشود.
پیام کوئیلو دعوتی به بازگشت به ریشههاست: جایی که انسانها دور آتش جمع میشدند، قصه میگفتند و شنوندهی یکدیگر بودند. قصهگویی و شنیدن، پلی است میان دلها، و این بازگشت به گفتگو، شاید اولین قدم برای تغییر واقعی دنیا باشد؛ زیرا وقتی انسانها یکدیگر را میفهمند، میتوانند با هم عمل کنند و دنیایی معنادارتر بسازند.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
این بخش از اندیشههای آرتور شوپنهاور بهخوبی بازتاب نگاه بدبینانهی او به طبیعت انسان است. او معتقد است بسیاری از رفتارهای بهظاهر مثبت ما (مثل عشق، دوستی یا میل به معاشرت) در حقیقت ریشه در نیاز، ترس یا رنج دارند؛ یعنی ما اغلب نه از سر فراوانی، بلکه از سر کمبود به دیگران نزدیک میشویم.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
👈مستند زندگی و زحمات طاقت فرسا و بیشایبه میرزا حسن رشدیه
پایهگذار آموزش و پرورش جدید
یادش گرامی راهش پر رهرو
🍃🍃🍃
/channel/bookstoreARA
🆔 @Sayehsokhan
⚫ چهار شیوهی اصلی فرزندپروری
پژوهشها نشان میدهد که والدین معمولاً از یکی از چهار شیوهی فرزندپروری استفاده میکنند و هر یک از این شیوهها، با پیامدهای متفاوتی در رشد کودک همراه است.
تفاوت این شیوهها در دو بُعد دیده میشود:
🔸 میزان صمیمیت والدین (حمایت، تشویق و محبت در برابر طرد و خصومت)
🔸 میزان کنترل (نظارت و انضباط در برابر رهاکردن کودک بدون راهنما و مرز)
۱. 💭 شیوهی مقتدرانه (Authoritative)
در این شیوه، والدین هم صمیمیاند و هم در تعیین معیارها و محدودیتها دقیق و منسجم عمل میکنند.
در عین حال، به کودک آزادی قابلتوجهی در چارچوب این مرزها میدهند.
آنها نسبت به نیازهای فرزندشان حساساند و در عین حمایت، مرزها را حفظ میکنند.
🔹 نتیجه؟ رشد اجتماعی سالم، رفتار دوستانه، انرژی مثبت، سلامت روانی و عملکرد تحصیلی بهتر.
کودکان این والدین معمولاً دلبستگی «ایمن» دارند.
۲. 💭 شیوهی مستبدانه (Authoritarian)
در این روش، والدین کنترل زیادی اعمال میکنند، اما صمیمیت کمی دارند.
آنها معمولاً سرد و سختگیرند و در برابر نافرمانی از تنبیه استفاده میکنند.
🔹 نتیجه؟ فرزندانشان بیشتر دچار ناسازگاری، تحریکپذیری و رفتارهای دمدمی هستند.
در نوجوانی نیز معمولاً از نظر اجتماعی و تحصیلی عملکرد ضعیفتری دارند، بهویژه پسران.
۳. 💭 شیوهی آسانگیر یا اغماضگر (Permissive/Indulgent)
والدین آسانگیر، محبت زیادی نشان میدهند اما محدودیتهای کمی وضع میکنند.
🔹 نتیجه؟ کودکان این خانوادهها معمولاً لوس، خودمحور، ناشکیبا و پرتوقعاند.
در نوجوانی، عملکرد تحصیلی پایینتری دارند و گاهی رفتارهای ضداجتماعی بروز میدهند.
۴. 💭 شیوهی بیاعتنا یا مسامحهکار (Neglectful/Uninvolved)
در این شیوه، والدین نه محبت کافی دارند و نه نظارت لازم. بچهها را به امان خدا رها کردهاند.
این شیوه با اختلالاتی در دلبستگی هنگام کودکی و بعدها در کودکی با دمدمی بودن، عزتنفس پائین و مشکلات سلوک ارتباط دارد.
🔹 نتیجه؟ کودک دچار اختلال در دلبستگی، عزتنفس پایین، رفتارهای ناپایدار و مشکلات تحصیلی و اجتماعی میشود.
🌱 با آموختن مهارتهای فرزندپروری، اجازه ندهیم زخمهای کودکیِ خود را به کودکانمان منتقل کنیم.
💬 به نظر شما، شما بیشتر به کدام شیوه نزدیکترید؟
آیا در رفتار با فرزندتان گرایش به صمیمیت بیشتر دارید یا کنترل و انضباط؟
📘 منبع: آسیبشناسی روانی بر اساس DSM-5
جیمز باچر، جیل هولی و سوزان مینکا (۲۰۱۴)
ترجمهی یحیی سیدمحمدی، نشر ارسباران (۱۳۹۴)
👩🏫 حسن ملکیان: روانشناس و مشاور خانواده
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
نلسون ماندلا در این جمله، تفاوت میان زیبایی ظاهری و زیبایی اخلاقی را بهزیبایی بیان میکند. او یادآور میشود که خوشاخلاقی میتواند نداشتن زیبایی چهره را جبران کند، زیرا آنچه در دل و رفتار انسان است، در نهایت بر دل دیگران مینشیند. انسان خوشخلق، حتی اگر چهرهای ساده داشته باشد، با مهربانی و احترام، چنان نوری از درون میتاباند که از هر زیبایی ظاهری ماندگارتر است.
اما در بخش دوم، ماندلا حقیقتی تلخ را میگوید: اگر اخلاق از انسان گرفته شود، هیچ زیبایی ظاهری نمیتواند کمبود آن را جبران کند. چهرهای زیبا بدون اخلاق، چون گلی بیعطر است — در نگاه نخست فریبنده، اما بیجان و بیروح. پیام ماندلا این است که سرچشمهی ارزش انسان، نه در چهره، بلکه در رفتار و منش اوست؛ زیبایی میگذرد، اما اخلاق، جاودانه میماند.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
پنچری اجتماعی!
🔘 تلخی زندگی اجتماعی این است که در اطراف ما آدمهایی هستند که کارشان پنچر کردن است.
آدمهایی که استاد بستن ذوق و شکستن شوق هستند. ماهر در مسدودکردن میل. پر و پخته در پنهانکردن روزن سعادت. آمیخته و آموخته کشیدن نردبان. چیرهدست در پیدا کردن ضعف و زدگی. کارشان این است که با دستهای پر از میخ کنار راه بنشینند و هر از گاهی مشتی میخ بیندازند زیر چرخِ شوق و شتاب دیگران. هم برای خودشان هم برای دیگران راهبندان درست میکنند. بعضی از آدمها حکم سرعتگیر جامعه را دارند!
🔘 با یک نگاه، یک حرف، یک ابرو بالا انداختن، یک لب ورچیدن، یک نه، یک نمیشود، یک انگ، یک نیشخند، یک تمسخر میخی در مَشک و منبع انگیزه و انرژی دیگران فرو میکنند و همه آب و انرژی را یکجا هدر میدهند! به جای تشویق تحقیر میکنند. به جای گرفتن دست پا را میکشند. امیدها را عبث و آرزوها را ابتر میکنند. تمسخر تلاش! پاشیدن آب یخ بر آتش عشق و اشتیاق. مسئولیتشان بریدن بند بادبان و سوراخ کردن کف قایق است.
🔘 بعضی مامور خرابکردن حال و روز دیگرانند. میخ را چنان ماهرانه در چرخ شادی فرو میکنند که با هیچ چسب و چارهای رفو نشود. هر جا ماشین مسرّت و مستی ببینند زمینگیرش میکنند. کار تباهی و توقف را خوب بلدند. خرابکردن را فوت آبند. با یک میخ هر چهار چرخ را سوراخ میکنند. سوزن دست میگیرند و باد امید را خالی و بادبادک آرزو را سوراخ میکنند. جلوی هر چرخی چالهای میسازند و برای هر پایی پابندی.
🔘 نیاز است نهضت «پنچرگیری اجتماعی» راه بیندازیم. کارزاری برای رفوی ضعفها و زدگیها. باید پنچر شدهها را پیدا کنیم. رفو کنیم و راه بیندازیم. حرکت با چرخهای پنچر شتاب توسعه اجتماعی را کُند میکند. پنچرگیری لازم است اما برای سرعت گرفتن کافی نیست. مسیر باید امن و آماده باشد. در مسیر پر از میخ و سنگ و خرده شیشه پنچر شدن اجتنابناپذیر است. میخها باید جمع شوند. طعنه، تحقیر، مسخره، متلک، انگ، انکار عذاب، کنایه و کینه نباید در جیب هیچ کسی باشد. سنگاندازی قدغن! انرژی منفی موقوف! باید بپذیریم هر مانع و متلکی از دست و زبان ما، روزی به خودمان برمیگردد. سنگ سرزنشی که به سوی دیگری میاندازیم میرود و میچرخد و عاقبت برمیگردد و میافتد زیر دندان خودمان. تیغ طعنی که به قصد تخفیف دیگری تیز میکنیم پای خودمان را خواهد بُرید. پنچری حتا یک عضو میتواند راهبندان اجتماعی راه بیندازد.
🔘 حتا اگر همه جیبها و جادهها هم از میخ و مانع خالی باشند ما نباید از چرخها و چالشها غفلت کنیم. چهارچشمی باید مواظب چرخها باشیم. چرخهای خودمان و دیگران هم. مراقبت مداوم. تعادل و توازن چرخها شرط سلامتی سفر است. زاپاس را هم نباید فراموش کنیم. برای روشها و راهها و رفتارهایمان حتمن زاپاس در نظر بگیریم. هر کس بی زاپاس راه بیفتد ممکن است در راه بماند.
🔘 باید یک نهضت پنچرگیری اجتماعی راه بیندازیم. فراموش نکنیم ما همه با هم در اتومبیل اجتماع نشستهایم. هیچ ماشینی با چرخ پنچر به مقصد نمیرسد!
@Khapuorah
🆔 @Sayehsokhan
#ماشااکبری
چرا این روزها #فرزندپروری_آگاهانه مهمتر از هر زمان دیگر است؟
🟩 مقدمه:
✍ گاهی فرزندپروری را با «کنترل» اشتباه میگیریم؛
میخواهیم فرزندمان همانگونه فکر و رفتار کند و همانگونه انتخاب کند که ما درست میدانیم.
اما فرزندانِ امروز، نه دنبالهی ما هستند، نه نسخهی تکراریمان؛
آنها انسانهایی تازهاند با دنیایی متفاوت و نیازهایی که باید بفهمیم، نه فقط هدایتشان کنیم.
در جهانی که هر روز پرهیاهوتر و پرگزینهتر میشود،
خانه باید امنترین پناهگاه برای رشد باشد؛
جایی که کودک حس کند «کسی هست که بیقید و شرط دوستش دارد»
کسی که حتی وقتی اشتباه میکند، باز به او ایمان دارند.
در #فرزندپروری_آگاهانه :
یاد میگیریم رابطه را جایگزین کنترل کنیم،
درک را بهجای تذکر بنشانیم،
و نپرسیم «چرا اینطور شدی؟»، بپرسیم «چه نیازی داری که برآورده نشده؟»
اگر قرار است الگوی فرزندانمان باشیم،
نه با سخن، بلکه با حضورمان باشیم.
آینده، از دل همین گفتوگوهای کوچک، نگاههای مهربان و انتخابهای آگاهانه ساخته میشود.
از فردا، در چند بخش کوتاه و کاربردی، مطالبی ارائه خواهد شد تا نهایتا دریابیم:
چگونه میتوانیم تصویر اول دنیای مطلوب فرزندانمان باشیم؟
صدای #خولیو_ایگلسیاس آرام بخش لحظات شب پائیزی 🍁🍁🍁🍁🍁🍁
🆔 @Sayehsokhan
خداحافظ ناخدای سینمای ایران
ما بسیار از تو آموختیم
-----------
بهرام بیضایی:
*«تقوایی هرگز نورچشمی نبود و خودش هم زدوبند نمیدانست و احترام به سینمای جدی به او اجازهی سرهم بندی نمیداد و در نتیجه محبوب پولسازان نبود. قلم به مزدانی که در معتبرترین مجلات سینمایی کشور جشن به هم خوردن یکی از فیلمهای مرا گرفته بودند، نوشتند تقوایی و بیضایی خودشان نمیخواهند فیلم بسازند و غلط از ایشان بود. هیچ فیلمسازی نیست که نخواهد فیلم بسازد ولی هستند فیلمسازانی که به احترام فکر و فرهنگ نخواهند در لجنی فرو روند که سینمای پاکیزهی ایران از آن در میآید.»*
------------
ناصر تقوایی که پس از ۱۲ سال فیلم کاغذ بیخط را ساخته بود در اختتامیه جشنواره فجر بیستم برنده جایزه ویژه هیئت داوران اعلام شد. با این حال او نه تنها در سالن نبود که جایزه را بگیرد بلکه بعداً هم آن را نپذیرفت.
وی در نامهٔ انصرافش نوشت:
*استدعا دارم از پذیرفتن تندیس بلورین سیمرغ اهدایی و همچنین حواله نوبت برای خرید پراید، بنده را معذور بدارید. با شرمندگی از یک به یک داوران عادلی که بهترین نیات خیرشان نصیب کار من شد، به اطلاع میرسانم که در جیب من نه برای خرید اتومبیل پول هست و نه در خانهٔ تنگ و کوچک من جای مناسبی برای نگهداری بهترین و بزرگترین جایزهها، مخصوصاً اگر ویژه هم باشند.
🆔 @Sayehsokhan
#از_شما
*❣ به نام آفریننده مهر و دوستی❣*
*🌾💐 بامداد زیبای پاییزیتان مملو از آرامش، صمیمیت و لبخند باد🌼🍁🍂*
💠 زنبور هیچگاه در مسیر حیات خود ویرانگری نمیکند. آنچه را نیاز دارد، با دقت، مهارت و حس ظریفی از احترام، از دل طبیعت گردآوری میکند؛ بیآنکه شکلی از گل را بر هم زند یا لطمهای به زیبایی آن وارد کند. حضورش سازنده است، بیصدا اما پُرثمر، و رفتارش نمونهای از همزیستی مسالمتآمیز با جهان پیرامون اوست.
چنین الگویی میتواند الهامبخش ما در زندگی انسانیمان باشد؛ اینکه زندگی کنیم بیآنکه آسیبی بزنیم، با مهارت، درک، ظرافت و احترام عمل کنیم. حضورمان در جهان، میتواند سرشار از سازندگی، ملاحظهگری و انساندوستی باشد، اگر بیاموزیم با لطافت رفتار کنیم و با آگاهی گام برداریم.
*✅ انسانیت، در هنر زیستن بیآزار، درک عمیق از اطراف و احترام به حریم زندگی دیگران متجلی میشود. هرچه بودنمان سرشار از آگاهی، لطافت و مسئولیت پذیری باشد، اثر حضور ما نیز پربارتر و ماندگارتر خواهد بود. بیاموزیم در این جهان، همچون زنبور، بهرهمند باشیم بیآنکه ویران کنیم، و لذت ببریم بیآنکه به چیزی یا کسی آسیب رسانیم.*
💞🌱🌸💞🌱🌸💞🌱🌸
محمدحسین فرقانی
با سپاس از مهندس فرقانی عزیز
🆔 @Sayehsokhan
▪️بانوان حنجره طلایی ایران
▪️گلچینی از آوازها و تصانیف
● هنگامه اخوان؛ موسم گل
● پریسا؛ پیر فرزانه
● سیما بینا؛ ای دل بنالم
● گلوریا روحانی؛ غم چرو
● سوگل؛ یا رب
● بیتا؛ سلام به پیری
● فریده؛ عزیزجون
● رویا؛ ساحل غم
● فرح؛ او نیامد
● پروین؛ تمنا
● مولود زهتاب؛ پریشونی
🆔 @Sayehsokhan
این نماهنگ کوتاه رو همکار عزیزی برام فرستاد و اونقدر در من تأثیر گذاشت که رباعی زیر رو در سوگش سرودم. تقدیم به شما و همهٔ عزیزانی که ناخواسته جلای وطن کردن و ساعت حضورشون در این سرزمین زخمخوردهٔ پهناور از کار افتاد:
تا عقرب جهل بر تن ما زد نیش
خُسباند همه ساعت دلهای پریش
آونگ دل خفته برقصان به خِرَد
تا باز رود عقربک ساعت پیش
«محمّدصادق مهران»
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
#مارکوس_اورلیوس در این جمله به هستهی صداقت در زندگی اشاره میکند. وقتی چیزی را میگوییم که با احساسات واقعی ما همخوانی ندارد، نه تنها خود را فریب میدهیم، بلکه ارتباطمان با دیگران را نیز ناسالم میکنیم. بیان غیرواقعی، انرژی و زمان ما را هدر میدهد و اغلب موجب اضطراب یا دلزدگی میشود، زیرا ذهن و دل در تضاد قرار میگیرند.
اورلیوس ما را به بازگشت به خود و صداقت درونی دعوت میکند. بیان احساسات واقعی، حتی اگر دشوار باشد، زمینهای برای اعتماد، آرامش و زندگی معنادار فراهم میکند. زندگی کوتاه است؛ بهتر است آن را با نقش بازی کردن تلف نکنیم و به جای آن، حقیقت درونمان را با شجاعت ابراز کنیم.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
«مناظرۀ شیخ ابوسعید با صوفی و سگ!»
روزی یکی صوفی از مریدان شیخ ابوسعید ابوالخیر در گذر با سگی روبرو شد و عصایش بر سگ زد و دست سگ را شکست. سگ که از کار صوفی غمگین و زار شُد شکایت نزد ابوسعید بُرد و از آن صوفی گِلِه کرد. شیخ صوفی را بازخواست و به او گفت: ای مرد بیوفا، آیا انسان با یک حیوان زبان بسته اینگونه رفتار میکند؟ صوفی پاسخ داد که سگ خود را به جامهٔ من مالید و جامهام نجس شد، از همین رو او را زدم، وگرنه که زدن من از روی بازی و سرگرمی نبود..
اما سگ آرام نگرفت و پاسخ قانعش نکرد. پس ابوسعید که نا آرامی سگ را دید به او گفت: بگو چه مجازاتی برایش میخواهی تا من هماینک او را مجازات کنم که تو خشنود گردی، و خشمت را به روز قیامت مگذاری..؟
سگ پاسخ داد: من چون دیدم که او صوفی است و لباس مردان خدا بر تن دارد، نزدش آمدم و به خود ترسی راه ندادم. مجازات او باید این باشد که جامه مردان را از تن او به در آوری تا دیگران نیز مانند من فریب لباسش را نخورند و از شر او در امان باشند! و بدان که با این کار خلقی را تا قیامت از دست او آسوده کردهای..
یکی صوفی گذر میکرد ناگاه
عصا را بر سگی زد در سر راه
چو زخمی سخت بر دست سگ افتاد
سگ آمد در خروش و در تگ افتاد
به پیش بوسعید آمد خروشان
بخاک افتاد دل از کینه جوشان.
عطار
الهینامه
🆔 @Sayehsokhan
یادم هست پیش از ازدواجم، مدتی با همسرم همکار بودم.
فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعاتِ من خوشش بیاید.
ناگفته هم نماند که خودم بدم نمیآمد که او این قدر شیفتهی یک آدمِ فراواقعی و به قولِ خودش «عجیب و غریب» شده!
ما با هم ازدواج کردیم.
سالِ اول را پشتِ سر گذاشتیم و مثلِ همهی زن و شوهرهای دیگر، بالاخره یک روزی دعوای سختی با هم کردیم.
در آن دعوا چیزی از همسرم شنیدم که حالا بعد از جداییمان، چراغِ راهِ آیندهی رفتارهایم شده:
-«منو باش که خیال میکردم تو چه آدمِ بزرگ و خاصی هستی!... ولی میبینم الآن هیچ چی نیستی!... یه آدمِ معمولی!»
امروز که دقت میکنم، میبینم تقریبا همهی ما در طولِ زندگی، به لحظه یی میرسیم که آدمهای خاص و افسانه یی مان، تبدیل به آدمی واقعی و معمولی میشوند.
و درست در همان لحظه، آن آدمی که همیشه برایمان بُت بوده، به طرزِ دهشتناکی خُرد و خاکشیر خواهد شد.
ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوشمان میآید، بُت درست کنیم و از آنها «اَبَر انسان» بسازیم.
وقتی آن شخصیتِ ابر انسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.
واقعیت آن است که همه ، آدمهای معمولییی هستند.
حتی آنهایی که ما ابر انسان میپنداریم هم وقتی دستشویی میروند، وقتی میخوابند، آبِ دهنشان روی بالش میریزد، آنها هم دچار اسهال و یبوست میشوند، میترسند، دروغ میگویند، عرقِشان بوی گند میدهد و دهنشان سرِ صبح، بوی ....!
بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویانِ ادبیات و تئاتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربی ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی ست!
اولین چارهی کار این بود که از آنها بخواهم «استاد» خطابم نکنند. چون اصولا این لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ اشتباهی است.
در قدم بعد، سعی کردم بهشان نشان دهم که من هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، نیازهای طبیعی دارم.
عصبانی میشوم، غمگین میشوم، گرسنه میشوم، دستشویی میروم، دست و بالم درد میگیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همهی آدمها دارند.
اما به نظرم، دو چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فراانسانی و غیرواقعی بسازند:
اول؛ احترام
حتی جلوی پای یک پسربچهی 7 ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ 5 ساله از در عبور کرد.
باید آن قدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزشتر و مهمترند.
و بعد؛ راستگویی
به عقیدهی من هیچ ارزشی و خصلتی بزرگتر و انسانیتر از راستگویی نیست.
اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگترین سدهایی ست که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.
اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثلِ همهی آدمهای دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.
.
اینهایی که گفتم، فقط مخصوصِ هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوقها هم میآید.
به یک دلدادهی شیفته باید گفت:
-«کسی که تو امروز در بهترین لباس و عطر و قیافه میبینی، در خلوتش، شامپانزهی تمامعیار میشود!... تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمانِ سوپراستار!»
همهی ما آدم یم. آدمهای خیلی معمولی.
- دالتون ترومبو،
فیلمنامهنویس و نویسندهی امریکایی
1905 - 1976
🆔 @Sayehsokhan
ساکسیفون نوازی با پس زمینه پیانو انسان را یاد شب پرستاره و آرام میاندازد.
اندوهتان را به شب بسپارید و شب خوبی داشته باشید!
🆔 @Sayehsokhan