totemmag | Unsorted

Telegram-канал totemmag - مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

617

سال تأسیس:آذر ماه۱۳۹۹ صاخب امتیاز و سردبیر: @ro_ya_mo_la_kh_ah دبیر اجرا و روابط عمومی: @Saramohamadinotarki دبیرشعر: @simin_babaei آدرس سایت: totem-mag.com ایمیل دییرخانه: totemmag2020@gmail.com:

Subscribe to a channel

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

اخلاق نوشتن

رویامولاخواه
@totemmag

جهان، بیش از آنکه از کمبود شاعر رنج ببرد، از فراوانیِ شاعرانی رنج می‌برد که پیش از آنکه خوانده باشند در حال نوشتن اند ، ما در اکنونی در حال زیستنیم که هر صفحه‌ای  پیش از آنکه چیزی برای عرضه داشته باشد میل دارد تریبون باشد،یا به تعبیر کوندرا رقاصِ
صحنه‌ای زیر پرژکتورهای تحسین و تایید باشد.  کمتر کسی حاضر است سکوتِ یک خواننده را تاب بیاورد. انگار نوشتن، پیش از آنکه نتیجه‌ی انباشتِ جهان باشد، به کنشی برای دیده‌شدن تقلیل یافته است. و خوانندگان در این صحنه ی کمدی_تراژیک پیش از آنکه خواننده باشند ، بدل به مدعوین صحنه ای تهی از ارائه گشته اند.
من همیشه گمان کرده‌ام شعر، پیش از آنکه بدل به  نوشته شود، و سرایش به فعلیت نگارش برسد، در حافظه‌ی زبان نوشته می‌شود. شاعر، نخست نویسنده نیست؛ وارث است. وارثِ هزاران استعاره، شکست، وزن، حذف، سکوت و امکان. هیچ صدایی از خلأ آغاز نمی‌شود. آنچه اصیل می‌نامیم، نه انکار گذشته، بلکه شیوه‌ی تازه‌ی عبور از آن است.
  هر شاعر بزرگ، ناگزیر با شاعران پیش از خود در حال گلاویزی و کشمکش است؛ نه برای تقلید، بلکه برای آنکه بتواند از زیر سایه‌ی آنان عبور کند . اما چگونه می‌توان از سایه‌ای گذشت که هرگز آن را ندیده‌ایم؟ چگونه می‌توان از چیزی رها شد که هرگز به درون ما راه نیافته است؟
هیچ شاعر را نمی‌توان به تنهایی سنجید؛ و پیش از آن از  فضاهای متاثری که در کلمات وی نشت کرده ،عبور نکرد. در این عبور می توان شاهد بود ، هر شعر تازه، جای خود را در نظمی از آثار گذشته پیدا کرده  و هم‌زمان آن نظم را نیز دگرگون ساخته است
. بنابراین نوشتن، نه آغازِ دیسکورس، بلکه ادامه‌ی مکالمه ای است که قرن‌ها پیش آغازیده است.
به تعبیر باختین، زبان ذاتاً چندصدایی است. از  این منظر می توان گفت: هر واژه پیش از آنکه به دهان ما برسد، از دهان دیگری گذشته است. در این صورت شاعر کسی نیست که صرفاً سخن می‌گوید؛ شاعر کسی است که می‌داند از میان چه صداهایی سخن می‌گوید. خواندن، تمرینِ شنیدنِ این همهمه‌ی تاریخی است.
رولان بارت، با اعلام «مرگ مؤلف»، اقتدار نویسنده را از متن پس گرفت و آن را به شبکه‌ای از ارجاعات و نقل‌قول‌های بی‌شمار واگذار کرد.
  خواندن به مثابه ی معاشقه با دیگری در متن است. در این تعریف، متن،  جزیره‌ای مستقل نیست؛  بلکه مجمع‌الجزایری است که مدام  در حال شدن و گسترش است.هر جزیره در حال بازآفرینی   جزایر دیگری است. و این مداومت،  شبکه ای از جزایر را  به یکدیگر  متصل می‌کند.
شعر پیرو این نگاه، از این  قاعده مستثنا نیست.
از این رو،  اخلاق در نوشتن یعنی بیش از آنکه گفته باشیم، باید شنیده باشیم. بیش از آنکه نوشته باشیم، باید خوانده باشیم. زیرا نوشتن، اگر بر خواندن استوار نباشد، اغلب بازتولیدِ ناآگاهانه‌ی همان کلیشه‌هایی است که گمان می کردیم ما نوشته ایم ،یا ما کاشف اقلیم گسترده ی این  شعر تازه ایم . بسیاری از تصاویر،  تخیلات ،ارجاعات ، بینامتنیت فراموش شده‌ی متنی دیگرند که سال‌ها پیش در زبان اتفاق افتاده‌اند. تنها حافظه‌ی ما از  امکان وجود آنها پاک شده است.
من  گاه به گاه شعرهای خوب را میان انبوه متن‌های مداوم خاموش پیدا می‌کنم؛ شبیه چراغ‌های نئونی که در تاریکیِ خیابانی فراموش‌شده ناگهان روشن می‌شوند.  گاهی لازم نیست به  تماشای  ویترین‌ها  رفت.  گاهی تنها یک سطر بی پروا ، یک شعر منسجم لابه لای تلنباری از تولیدات فرسایشی متن هایی مصنوع ،شبیه چراغ نئون ،خودش را از تاریکی بیرون می کشد ،خوانده می شود ،  این دست نوشته ها که فارغ از شاعر خود، درخشیده اند ،از صدها صفحه نوشتنِ شتاب‌زده روشن‌ترند. شعر واقعی، خود را تبلیغ نمی‌کند؛ بی صدا و بی آرایش پدیدار می شود و در میان ازدحام تاریکی  نورش را حفظ می‌کند.
خواندن، فروتنیِ اندیشه است. اعتراف به این حقیقت که جهان، پیش از حضور ما ،گفتن را آغازیده  است.نویسنده‌ای که نمی‌خواند، بیشتر از آنکه مؤلف باشد، زندانیِ زبانِ خود است. او مدام همان اتاق را از زاویه‌های مختلف توصیف می‌کند و گمان می‌برد اقلیم  تازه  ای کشف کرده است.
من هر بار که شعری بزرگ می‌خوانم، میل نوشتن در من کمتر نمی‌شود؛  وسواس ام عود می‌کند ،آن وقت دشواری وظیفه بر دوشم کمتر به گفتن های پی در پی می آلاید. و این دشواری، نعمتی است. زیرا شعر، محصولِ عجله نیست؛ محصولِ حافظه‌ای است که از هزاران صدای دیگر گذشته و هنوز توانسته است صدای خودش را حفظ کند.
شاید به همین دلیل است که خواندن، نه مقدمه‌ی نوشتن، بلکه خودِ نوشتن است. نوشتنی که هنوز به زبان  در نیامده، اما آرام‌آرام در تاریک‌ترین لایه‌های ذهن، واژه‌های آینده را تربیت می‌کند.

#رویا_مولاخواه
@royamolakhaH

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

از بینش‌ام که دچار اسب شده
تا خواهش‌ام که یورتمه می‌رود
چشمانت را حفظ می‌کنم
و مثل ابری شاد
از روی گونه‌های زرد زمین می‌گذرم
قرار نیست
کسی همیشه نباشد
کافی‌ست
برای تنهایی‌ام
تنهایی دیگری جور کنم
ساعت، زرد است
به وقت رنگ‌ها
و این همان دقیقه‌ای‌ست
که باید ببارم

#نادرجابری

/channel/totemmag

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

📢 فراخوان ارسال اثر برای سی‌ودومین شماره‌ی مجله‌ی ادبی، هنری، اجتماعی مستقل «توتم»

🔹 ویژه‌نامه‌ی «مردم»

هانا آرنت سیاست را نه قلمرو فرمانروایی، بلکه عرصه‌ی ظهور انسان‌ها در کنار یکدیگر می‌دانست؛ جایی که انسان، با سخن گفتن و کنش، از انزوای فردی بیرون می‌آید و جهانی مشترک می‌آفریند. از این منظر، «مردم» صرفاً نام یک جمعیت یا یک واحد آماری نیست؛ مردم، امکانِ پدیدار شدن سوژه‌هایی هستند که با حضور، گفت‌وگو و عمل، تاریخ را از نو می‌نویسند. آنچه جامعه‌ای را زنده نگه می‌دارد، نه صرفِ هم‌زیستی انسان‌ها، بلکه توانایی آنان برای ساختن فضایی مشترک از اندیشه، روایت و کنش است.

«مردم» نه توده‌ای خاموش‌اند و نه مفهومی از پیش‌تعریف‌شده. آنان در مرز میان فرد و جمع، حافظه و فراموشی، قدرت و مقاومت، پیوسته در حال شکل گرفتن‌اند. هر دوره، مردمِ خود را می‌آفریند و هر مردم، زبان، روایت و امکان تازه‌ای برای فهم جهان پدید می‌آورند. از همین رو، اندیشیدن به مردم، اندیشیدن به نسبت انسان با آزادی، مسئولیت، تاریخ و آینده است.

سی‌ودومین شماره‌ی مجله‌ی مستقل توتم با محوریت «مردم»، از همه‌ی نویسندگان، شاعران، پژوهشگران، مترجمان و منتقدان دعوت می‌کند تا از منظرهای فلسفی، اجتماعی، تاریخی، ادبی، هنری و فرهنگی، در این پرونده مشارکت کنند و خوانش‌های خود را از این مفهوم بنیادین با مخاطبان مجله به اشتراک بگذارند.

🖋️ موضوعات قابل پذیرش:

• شعر

• داستان کوتاه

• مقاله، نقد و یادداشت تحلیلی

📄 شرایط ارسال:

• آثار باید در قالب فایل Word ارسال شوند.

• حجم هر اثر از سه‌هزار کلمه بیشتر نباشد.

• ارسال عکس نویسنده و در صورت امکان، تصاویر مرتبط با مطلب الزامی است.

آخرین مهلت ارسال آثار: ۱۰ مرداد ۱۴۰۵

📜 این شماره به‌صورت الکترونیکی و در شمار محدودی نسخه‌ی کاغذی منتشر خواهد شد.

📬 راه‌های ارسال آثار:

از طریق ایمیل رسمی مجله‌ی توتم

totemmag2020@gmail.com

یا ارسال به آیدی تلگرام مدیر اجرایی مجله، سرکار خانم سارا محمدی‌نوترکی

@Saramohamadinotarki

برای بخش شعر، ارسال آثار به خانم سیمین بابایی، دبیر بخش شعر

@simin_babaei

🪶 «توتم» بر استقلال، کیفیت و پیوند اندیشه و هنر پای می‌فشارد.

منتظر صداها، روایت‌ها و خوانش‌های شما از «مردم» هستیم؛ همان سوژه‌ای که تاریخ، فرهنگ و آینده، بی‌حضور او معنایی نخواهد داشت.

@totemmag

آدرس سایت:

http://totem-mag.com

@totemmag

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟢 بخش شعر


به کوشش سیمین بابائی


۱۵. دو شعر کوتاه از احسان براهیمی



حالا
که از ته‌دیدهای زنانۀ زمان
چون مار می‌خزد همزادم
در خِش‌خِشانۀ خشم‌های جوانی
عشق با عشوه‌های عقربه‌ای
از خزانِ رابطه‌ها برگشته است
تا در کافۀ خرابات
مرا به فنجانی دم‌نیش
دعوت کند
و به بیدهای ولگرد
قاه‌قاه بخندد!

------------

تباری
که تبَش را بریده است نیشِ مار
عار ندارد
از کشیدن بارِ دروغ‌ها بر دوش
تا فتحِ قلۀ نوشدارو
و جشن پوست‌اندازی در جهانی مجازی


#احسان_براهیمی







مطالب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei I
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟢 بخش شعر


به کوشش سیمین بابائی


۱۳. دو شعر کوتاه از معصومه داداش بهمنی


ژرف فاجعه
بوسه بر دست اجل
رخت بربستن و کوچ
عمق یک فاجعه شد
راه با توشۀ پوک

با زبان‌هایی سرخ
همۀ اندوخته‌ها
می‌سپاریم به باد
سرسبزی، ای داد

نقص در آینه بود
غرق در فخر زبون
عیب‌جویی از که؟
حسرت، آبستن بود

در نظرها
اتفاقی ساده...
که به‌واقع
ژرف یک فاجعه بود...

-----------------

آنگاه که فهم کوتاهی
روزهای حیات
در باور انسان
نقش بست
در شب طویل مرگ،
دهلیزها از کابوس خالی
و مملو از رؤیا شدند.


#معصومه_داداش‌_بهمنی






مطالب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei I
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟢 بخش شعر


به کوشش سیمین بابائی


۱۱. شعری از سامان ساردویی



برگرد
از این قهر لبخندکُش
که چشمانم
چشمه‌ای خروشان گشته‌اند
از این حسِ به نفرت‌کِشِ مهربانی
برگرد و
خزانِ گَرد دل را
بهار بوسه کن
تا بروید مفتونی در صدایم
من در این زمان همیشه‌غروب جمعه
به شکوه آغوشی نیاز‌مندم
که بوی ترحم و التماس و منت ندهد
برگرد
و از رگ گردن به من نزدیک‌تر شو
تا ریشۀ آشتی
در ژرفای جان پیش رود
تا هراس جدایی
در مرگ هم وجود نداشته باشد
من تو را
برای یکی شدن
اندوه شده‌ام!
 

#سامان_ساردویی





مطالب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei I
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟢 بخش شعر


به کوشش سیمین بابائی


۹. شعری از سوفیا جمالی صوفی



لبخند

اینجا
سنگ، بویِ باران نمی‌دهد
خیس است
از بویِ خون

دختر همسایه
پشت پنجره‌ای شکسته
لبخند می‌دوزد
به پیراهن کودکش
من
با دست‌های ترک‌خورده
از انتظار
به ماه فکر می‌کنم
که هر شب
از من بیشتر می‌میرد

می‌گویند
غم‌ را باید قورت داد
اما نگفتند
با کدام گلو؟
و عشق
آه، عشق…
جرعه‌ای که هر صبح
می‌نوشم
تا بدانم هنوز زنده‌ام
نه به امیدِ نجات
بلکه به حرمت زیستن
به یاد کسانی که هنوز
لبخند می‌دوزند
برابرِ مرگ
و سنگ را
به بوی انسان آلوده می‌کنند


#سوفیا_جمالی‌_صوفی


 







مطالب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei I
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟢 بخش شعر



به کوشش سیمین بابائی



۷. شعری از هایده حسینی




کاهنَم
به تعویق یک زن
شیر به محک آتش
هشتگ حال
گاهی با استمرار شن
ساعت آویزان است
همین عصر
فقرات در تراش اهرام
گرم و مومیایی
ایستاده در چهارچوب دف
پا یک پا
لب‌ریز چند لعاب
یا تَرک داشت
باز چه می‌خواهی
باز چه می‌بینی
از دفینه من
 

#هایده_حسینی










مطالب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei I
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟢 بخش شعر


به کوشش سیمین بابائی


۵. شعری از سیروس امیری‌زنگنه



دکترها
حرف آخر را زده‌اند
او بدخیم است
گلبول تربیت می‌کند برای انهدام
نظام‌های سلولی
سلولی که با سلول دیگر
از قرمه‌سبزی بگوید
به سلول انفرادی تبعید می‌شود
از دی‌ان‌ای حرف‌هایش می‌توانید بفهمید
ستون فقرات فقرا را می‌توانستند به‌جای دوغ
با آش کشک خاله درست کنند
اما نکردند
ما هم نمی‌کنیم
چراکه
ما موش‌خرماهای جهان سه و نیم‌ایم
ما قلاب‌هایمان را
از طریق تونل
برای گرفتن پری‌های دریایی
که گِرد یک حوض در جهان نامرئی
در انتظار ما
در شیر و شراب و شهوت غوطه‌ورند
انداخته
و با خونی که از زخم‌های شما می‌چکد
ما قطره‌قطره
به آن جهان نزدیک می‌شویم
ما را بکشید
به دَرَک
ما شهیدتر می‌شویم
و این جهان
با زباله‌هایش برای شما
ببخشید!
شما؟!
بله با حضرت‌عالی هستم
می‌توانید بپرسید
من که شصت را پر کرده‌ام دیگر
[انگشت شصت دست راست گره‌کرده‌اش را
شاعر
با انگشتان دست چپ نوازش می‌کند
اینجا]
و دکترها هم که عرض کردم حرف آخر را زده‌اند خیلی وقت
پروس
همان پیشوند تات زمین است
که عود کرده
و به‌علت بدخیمی
تمام خاورمیانه را
آلوده است به رادیو
اینجا لندن است
به وقت گرینویچ ساعت دوازده اعلام شده .....



#سیروس_امیری‌زنگنه










ادامه‌ی مطلب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei I
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟢 بخش شعر


به کوشش سیمین بابائی


۳. شعری از اعظم ملک‌پور




مجال نفس کشیدن نیست
تیر می‌کشد
استخوان سکوت،
و زخم‌های گذشته
در خواب سربازان جوانه می‌زنند

جنگ با جنون جفت می‌شود،
و فاجعه‌ای بزرگ‌تر
در رحم سیاست زاده می‌شود
پشت میزهای چوبی قدرت،
دست‌نشانده‌ها لبخند می‌کارند
در خیابان‌های بی‌اعتماد
و انگشت‌های اتهام
از آستین توده‌ها بیرون می‌جهد

خیال هزارسالۀ من برای صلح
میان دود و دعا پنهان است
طلسمی که هنوز
منتظر شکستن طالع تیره است

تقدیر پرواز را مقدر کن
که سلول‌هایم از هیجان بیرونی مرده‌اند
و امروز، در کشاکش خیابان
تکثیر می‌شوند،
در صدای گام‌هایی که
فال‌گوش تعلیق‌اند

همان گل‌های باغ بی‌کینه،
می‌خواهند از چهرۀ شهر
غبار نسیان را بتکانند

قول داده‌ام
مهره‌های سوخته را
از اصالت تن بزدایم،
در شیار شکاف‌ها نور بپاشم،
و مجال گفت‌وگوی نفس‌هایم را
به دهانی بسپارم
که هنوز برای آزادی
سرود صلح می‌خواند


#اعظم_ملک‌‌پور









مطالب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei I
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟢 بخش شعر


به کوشش سیمین بابائی


۱. شعری از امیر طاهری (امرداد)




جغرافیایِ پاره‌پاره


دیگر رگ‌های مرا
به نقشۀ این گربه گره نزن
خونِ من از فلات گذشته است
از مرزهایی که بویِ باروت و بوسه می‌دهند
منحنی‌هایم
دیگر نه سرفرازی دنا و نه شکوه جاده ابریشم!… اتوبان‌هایی هستند که فقر را
از شمال به فاحشه‌خانه‌های جنوب صادر می‌کنند.
یکی صدای این پیانو را ببرد!
کلاویه‌ها زیر دستِ تاریخ، جیغ می‌کشند
نت‌ها،
شبیه کارگرانی شده‌اند که از داربستِ آرزو سقوط کرده‌اند
و خونشان بر سنگ‌فرشِ ها،
آزادی را هجی می‌کند.
ایرانِ من
چشمانت را به کدام افقِ مه‌آلود دوخته‌ای؟
که در آن نه کشتی‌ای به گل نشسته،
نه ستاره‌ای به نامِ ما سوسو می‌زند؟
چگونه از طعمِ چای بهار نارنج شیراز بگویم
وقتی دهان‌ها از گرسنگی،
بویِ آهن و سیمان می‌دهند؟
من را در غسال‌خانۀ نگاهت بشوی
و به خاکستریِ جان سوخته‌ات برگردان
اکنون که مرگ،
بر لب‌های پروتز شدۀ این شهر می‌خندد،
از انزوایِ تنت، من را به من برسان
ایرانِ من!
مرا در میانِ این‌همه «خداوندانِ دروغین»
تنها به آیینِ اندامت دعوت کن
می‌خواهم خستگی‌ات را ببویم
پیش از آنکه انگورها
در خمره‌هایِ ممنوعه، خودکشی کنند
می‌خواهم بودنم را
در میانِ صف‌هایِ طولانیِ نان، فریاد بزنم
بی‌پرده‌تر از رگِ گردنِ آن سربازِ یخ‌بسته
سمتِ دیگرِ تو
پاییز، زردی‌اش را به ریه‌هایم می‌پاشد
از ردیفِ نفس‌های اجاره‌ای
و
از ردیفِ مردمک‌های مقوایی گذر خواهم کرد
بگذار برای آن‌همه سکوت بگویم:
زیباترینِ من
تهی شدن، تنها ارثیۀ ماست
وقتی که سرزمین،
زبانِ گرسنه‌اش را
بر زخم‌هایِ بازِ ما می‌کشد.
ایرانِ من!
بگو آن شکوهِ زیرِ خاکستر را
در کدام جیبِ خالیِ این مردم، پنهان کرده‌ای


#امیر_طاهری (اَمُرداد)










مطالب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei I
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟢 بخش شعر و ادب



۲۳. از سه زاویه با یک شعر؛
«اینجا هنوز ترس» سرودۀ محمد آشور از گزینۀ شعر «حجمی شبیه تو»

منتقدان: ابوالفضل پاشا، مراد قلی‌پور، هستی محمودوند



اینجا هنوز ترس
رأس ساعت سه ایستاده است

در چارراه؛ چاره‌‌ای نبود،
ساعت سه بود... ایستادم
پلیس قرمز بود... عقربه‌ها سبقت...اعداد له‌شده
کسی برای رفتن نمانده است
راه، افتاده بود... همه‌جا سایه...

تمام ساعت‌ها یک حرف را دروغ می‌گفتند
وقتی پلیس
درست مثل ساعت سه
ایستاده بود



نگاه نخست: رأس ساعت سه
خوانشی از: ابوالفضل پاشا

این شعر سه بند دارد. شاعر در بند اول شناختی موجز؛ و البته کلی از موقعیت مورد بحث را ارائه می‌دهد: اینجا هنوز ترس، رأس ساعت سه ایستاده است. اگر تمهیدات شاعر، دست‌‎مایۀ کار او نبود، مسلماً این معرفی در آغاز شعر، معرفی ساده و معمولی‌ای تلقی می‌شد؛ اما من توضیح خواهم داد که چرا برخلاف معرفی‌های ساده، این معرفی کاملاً هنری‌ است.
در مصراع اول با سه کلمه روبه‌روییم: اینجا/ هنوز / ترس، و باید بگویم که وجود هر سۀ این کلمات برای آفرینش چنین شعر درخشانی لازم و ضروری ا‌ست؛ فی‌المثل اگر شاعر می‌گفت: «ترس/ رأس ساعت سه ایستاده است»؛ ظاهراً توانسته بود حرف خود را انتقال دهد؛ زیرا صحبت از «ترس» و «مقررات حاصل از قوانین خشک و پایدار» (در این شعر: رأس ساعت سه) در میان است و اگر صرفاً با همان گزارۀ فرضی: ترس، رأس ساعت سه ایستاده است، روبه‌رو بودیم، باز هم شاعر به هر دوی این عوامل کلیدی (ترس، رأس ساعت سه) اشاره کرده بود؛ اما می‌بینیم شاعر از دو کلمۀ دیگر نیز بهره ‌برده است: اینجا/ هنوز. پس باید توضیح داده شود که نقش این کلمات چیست:
1. کلمۀ «اینجا»: فراروی از حوزه‌های زمانی مورد بحث را در این شعر، به حوزه‌های مکانی به عهده دارد، که البته شدت کنش «ترس» را رأس ساعت مقرر، بیش از پیش به رخ می‌کشد. چنان‌که اگر کلمۀ «اینجا» نبود، ما می‌توانستیم وضع اضطراری توصیف‌شده در این شعر را به هر مکان دل‌خواهی تسری بدهیم؛ اما شاعر روی این کلمه تأکید به‌خصوصی دارد که من نکتۀ مورد نظر را در ادامۀ این متن، بیشتر توضیح خواهم داد.

2. کلمۀ «هنوز»: فرض کنید آغاز شعر این‌گونه بود: «ترس/ رأس ساعت سه ایستاده است» چنین گزاره‌ای یک توصیف شاعرانۀ معمولی را به رخ می‌کشد. حالا فرض کنید آغاز شعر این‌گونه بود: «اینجا ترس/ رأس ساعت سه ایستاده است» این گزاره، همان ....









ادامه‌ی مطلب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟠 بخش داستان



۲۱. طلوعی به هنگام غروب

محمدعلی فرج‌زاده



عطر گندم‌ها از مزرعه تا خانه مشامم را پرکرده بود. بوی قلم، کاغذ، اسب‌ها و کالسکه‌ها از سرم رفته بود. چه زود پرید عطر ورق‌های کتابی که لای دستانم عرق می‌کرد.
چه چوب‌هایی که از دست معلم می‌خوردی و گاه از زیر بار چوب فرار می‌کردی. حالا دیگر تو مانده‌ای با مزرعۀ گندم‌ و پدر پیرِ ناتوان. با مشعل‌هایی که باید همراه با ماه روشن بمانند تا کار زمین نماند. گَرد خوشه‌ها را در جان خودت جمع کن و به‌جای غر زدن، بشنو!
-«یعنی باید این لباسای پاره‌پوره‌م‌ رو دوباره تن کنم؟ آخ فکرشم من‌و آزار می‌ده! اون لباسم‌و نگاه، چه حالی می‌کردم باهاش می‌رفتم مدرسه، یادش به‌خیر بچه‌ها بِهِم می‌گفتن آقا دکتر! چه‌ها رو یادمه. از مدرسه متنفر بودن.»
-«پسرم، داری چی‌کار می‌کنی؟چرا برّوبر کمد لباس‌هات‌ رو نگاه می‌کنی؟»
-«زود لباس کارت‌ رو بپوش! باید سریع خودمون‌و به مزرعه برسونیم.»
-«چشم پدر جان! اومدم. عجله واسه چیه؟ پدر جان راستی اون کوله‌پشتی درب‌و‌داغون رو بیارم واسه مشعل‌ها؟»
-«آره پسرم. زود باش!»
-«چشم پدر!»
-«آخ کوله رو. فکر کنم مال دو سال پیش بود. یادمه از شب قبلش کتابام رو داخلش می‌چیدم. نگاش کن حالا شده پاتوق مشعل‌ها!»
-«پسرم، پسرم!»
-«بله پدر! صداتون رو می‌شنوم.»
-«مشعل‌ها رو کمتر بیار. امشب هوا روشنه. شب ماهه.»
-«باشه پدر، باشه! پدر نگاه کن ببینم این مشعل‌ها بسه؟!»
-«یک، دو، سه، بله. بسه واسه امشب.»
-«بریم پسرم، دیر شد.»
-«بریم پدر.»
-«از اینکه می‌بینم پسرم بزرگ شده و می‌تونه بهم کمک کنه خیلی خوشحالم. دوست دارم اون بتونه آرزوی مادرش‌و برآورده کنه. آخی بیچاره مادرش چقدر حرص‌وجوش خورد تا پسرمون رو به اینجا رسوند. همیشه می‌گفت دوست دارم پسرم مثل یک قهرمان باشه، سرسخت بمونه و بتونه به جایگاه خوبی ....










ادامه‌ی مطلب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟠 بخش داستان




۱۹. خاطرات یک آهن‌پاره

اصغر شکری‌زاده


آفتاب پشت کوه‌ها داشت فرو می‌رفت که عصایم را روی قله کوبیدم. دست‌هایم را به کمرم زدم و به منظرۀ روستا خیره شدم. به برج‌های سربه‌فلک‌کشیده... بله! روستا و برج‌های سربه‌فلک‌کشیده‌اش. حالا که من اینجا روی این قله ایستاده‌ام، اوضاع این‌شکلی شده. آدم‌آهنی‌هایی که چراغ‌های رنگارنگ‌شان از دور مانند ستاره سوسو می‌زد، ترافیکِ هواییِ عصرگاهی و همین چیزهای تکراری؟! شب می‌شد و من هنوز بعداز این‌همه از این قله به آن قله شدن روی کوهِ« XR89538_3578FL» چیز دندان‌گیری پیدا نکرده بودم. دنبال گونۀ گیاهی خاص، این پنجمین بار در یک ماه گذشته بود که از مریخ به زمین می‌آمدم تا این کوه را زیر‌و‌رو کنم. کوهِ « XR89538_3578FL» در مرزبندی جغرافیایی هزار سال پیش که هنوز کرۀ زمین به دهکدۀ جهانی تبدیل نشده بود و آدم‌های زیادی بر سر تصاحب بیشتر این خطوط مرزی فرضی، جان خود را از دست می‌دادند. منطقه‌ای در سرزمین اجدادی‌ام، که به آن کوهِ «میشو» یا به زبان ترکی «میشو داغی» می‌گفتند. این کوه، در روستایی به نام بِنیس در ۲ کیلومتری شهر شبستر از توابع تبریز قرار داشت. البته این پنج بار سفرم از مریخ تا بِنیس در ماه گذشته به‌خاطر ضعف‌ و خطای دستگاهم نبود. این دستگاه از جدیدترین مدل‌های آن به حساب می‌آمد. از سیر تا پیاز تمام گونه‌های گیاهی که تابه‌حال در کهکشان روییده، روی حافظه‌اش ثبت بود. لحظه‌به‌لحظه آپدیت می‌شد؛ یعنی اگر همین الان که دستم بود، گیاه جدیدی پیدا می‌کرد با اتصال به شبکۀ جهانی کهکشان، گیاه جدید ثبت می‌شد. کافی بود مثل یک سگ مواد‌یاب، قلاده‌اش را بچسبی و دنبالش راه بیفتی. این پنجمین بازگشتم به زمین در این چند روز اخیر بود. با سرعتی که این روزها در تغییر آب‌ و هوا، خاک و ژنتیک روی می‌داد، هر ثانیه احتمال رویش گیاهی جدید یا ظهور هر موجود جدیدی در کهکشان می‌رفت. مثل همیشه یک ربات فول‌آپشن از همان شرکت همیشگی سفارش دادم و در قالب یک منِ دیگر و مَنِ دوم، کارهایم را می‌کردم؛ در واقع، لذت داشتن دو جسم هم‌زمان از دستاوردهای چند قرن اخیر محسوب می‌شد؛ البته این سفرهای کاری و جغرافیایی برایم خسته‌کننده بود. بیشتر سفرهای تفریحی در بعد زمان را دوست داشتم. سفرهایی به گذشته و آینده؛ سفرهای نامحدود زمانی، با هرکسی که دوست داشته باشی. ازآنجاکه به آینده هیچ علاقه‌ای نداشتم بیشتر به گذشته سفر می‌کردم. از دوارن دایناسورها یا حتی قبل‌تر گرفته تا هر دو ....









ادامه‌ی مطلب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟠 بخش داستان




۱۷. چمدان

نفیسه خلیلیان


دیرهنگام بود. خیلی پس‌از نیمه‌شب، و خیلی قبل‌از صبح. فرودگاه آرام بود. بیش از حد آرام برای جایی که قرار بود پر از سر و صدای زندگی باشد. سکوتی شبیه به تنفس عمیق میان دو گریه.
زن چرخ‌دستی حمل بار را روی زمین می‌کشید. صدای کلیک منظم چرخ‌ها روی کف صیقلی و براق در رگ‌هایش می‌پیچید و صدای قلبش را محو می‌کرد. آخرین پرواز به‌تازگی بر زمین نشسته بود. زن با آرامشی چون سکوت پس‌از سقوط به‌سمت تسمه‌نقاله رفت و کنار چند مسافر خسته پرواز ایستاد. چرخ‌دنده تسمه‌نقاله با صدای ناله‌ای به حرکت درآمد. صدای تق‌تق تسمه‌نقاله، مترونوم موسیقی متن این صحنه تکراری شد. دور باطل آغاز شده بود. زن دقیقاً می‌دانست هم‌اکنون باید منتظر چه چیزی باشد. و صدای جیغ کوتاه کودک که از حرکت تسمه نقاله‌ای که روی آن نشسته بود جا خورده بود، گواه این تکرار شد. گواهی از کابوسی در بیداری که برای بار سیزدهم تکرار می‌شد.
حفره‌ای در قلب زن خالی شد و تمام تنش را چون دودی به درون کشید؛ اما چیزی نگذشت که نخی نامرئی دوباره او را از درون خودش بیرون کشید و حواسش را به‌سمت مسافرانی که با چشمان خسته به تسمه‌نقاله چشم دوخته بودند، معطوف کرد؛ همان نخی که یک سال بود او را سی‌ام هر ماه به‌سمت فرودگاه می‌کشاند. فرودگاهی که نه کسی در انتظارش بود، نه به انتظار کسی در آن قدم می‌گذاشت. او نه مسافر بود، نه به پیشواز کسی آمده بود.
اولین چمدان روی تسمه افتاد. هیچ‌کس جلو نرفت. هیچ‌کس آن را لمس نکرد تا حتی برچسبش را چک کند. هیچ‌کس حتی به آن نیم‌نگاهی نینداخت. زن منتظر نبود؛ اما می‌دانست که این چمدان پنج بار روی تسمه می‌چرخد و کسی حتی آن را لمس هم نمی‌کند. یک سال بود که می‌دانست چه چیزی را قرار است ببیند. چه در بیداری چه در خواب‌هایش. و حتی می‌دانست با دیدن برچسب، کدام فکر در ذهنش به گردبادی سوزان می‌انجامد.
«چرا این چمدان این‌همه سال نگه داشته شده بود؟»
چمدان‌های بعدی هم رد شدند و مسافران در سکوت نگاه کردند. هیچ‌کدامشان هیچ نمی‌گفتند، تکان نمی‌خوردند و حتی تکیه‌شان را بر پای دیگر نمی‌انداختند.
چمدان اول از جلوی زن رد شد. به دسته‌اش برچسب کهنه و زردشده‌ای متصل بود. گوشه‌های چرم پوسته‌شده و رنگ‌ورورفته‌اش را به‌سمت زن گرفته بود و روی تسمه نقاله آرمیده بود؛ گویی در خواب عمیقی فرو رفته باشد؛ اما بداند که بیدار نیست. چمدان و آنچه حمل می‌کرد نه مرده بود، نه هشیار. رنجی بود که هیچ‌کس آن را متقبل نمی‌شد. رنجی خواب‌زده در خلسۀ محیطی....











ادامه‌ی مطلب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

▪️شهرنوش پارسی
ـــ کتاب خاطرات زندان

ـــ چنین گمان می‌کردم ـــ و هنوز هم بر همین عقیده‌ام ـــ که یکی از رازهای نویسندگی صمیمیت با خود است. یک نویسنده ممکن است به بدترین گناهانی که مرتکب شده اعتراف کند و یا ضعف‌ها و گرفتاری‌هائی داشته باشد. نویسنده ممکن است ترسو باشد و یا خودخواه، اما اگر درگیر دروغگوئی بشود در مسیری می‌افتد که نور قلمش برای همیشه خواهد چکید و ذهنش تاریک خواهد شد.

▪️Shahrnush Parsipur
— 17 February 1946 – 3 July 2026.

@totemmag

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

🔴 مرگ ویکتور یالوم به مثابه یک نظریه

آیا این رخداد، پارادوکس حل‌نشدنی روان‌درمانی اگزیستانسیال است؟

✍سینا جهاندیده

در چند روز گذشته، پس از اعلام خبر خودکشی ویکتور یالوم، فرزند اروین یالوم، موجی از واکنش‌ها شکل گرفت. بسیاری دانش، تجربه، آثار، رویکرد و حتی توانایی پدری اروین یالوم را به پرسش کشیدند. عده‌ای نیز پا را فراتر گذاشتند و این رخداد را دلیلی بر شکست روان‌درمانی اگزیستانسیال دانستند؛ گویی این مرگ، نه فقط یک زندگی، بلکه یک دستگاه فکری را نیز فرو ریخته است. اما آیا واقعاً چنین است؟ آیا اروین یالوم با پارادوکسی روبه‌رو شده که اندیشه‌اش قادر به پاسخ دادن به آن نیست؟ یا اینکه این پرسش، بیش از آنکه درباره‌ی یالوم باشد، درباره‌ی تصوری است که ما از دانش و نظریه ساخته‌ایم؟
شاید پیش از هر پاسخی، باید خودِ پرسش را به پرسش بگیریم. چرا ما انتظار داریم که یک نظریه، زندگی را از تراژدی نجات دهد؟ چرا گمان می‌کنیم اگر روان‌درمانی یا فلسفه حقیقتی را درباره‌ی انسان کشف کرده باشند، باید بتوانند انسان را از رنج، بی‌معنایی، نومیدی یا حتی خودکشی مصون کنند؟ این انتظار از کجا آمده است؟
به گمان من، مرگ ویکتور یالوم بیش از آنکه بحران روان‌درمانی اگزیستانسیال باشد، بحران تصور ما از دانش است.

جهان مدرن، آرام‌آرام دانایی را با رستگاری یکی گرفته است. زمانی انسان از دین انتظار نجات داشت؛ امروز همان انتظار را از علم، روان‌شناسی، فلسفه، فناوری و روان‌درمانی دارد. منجی تغییر کرده است، اما ساختار انتظار تغییری نکرده است. ما هنوز به دنبال نیرویی هستیم که بتواند انسان را از تراژدی معاف کند. از همین رو، وقتی تراژدی به زندگی یک پزشک، فیلسوف یا روان‌درمانگر راه پیدا می‌کند، نخستین واکنش ما این است که بگوییم: «پس دانش او چه ارزشی داشت؟» اما آیا هیچ شاخه‌ای از معرفت، چنین وعده‌ای داده است؟ آیا پزشکی وعده داده است که هیچ پزشکی به بیماری مبتلا نخواهد شد؟ آیا فلسفه وعده داده است که هیچ فیلسوفی دچار نومیدی نخواهد شد؟ آیا روان‌درمانی وعده داده است که هیچ روان‌درمانگری یا هیچ عضو خانواده او هرگز با رنجی ویرانگر روبه‌رو نخواهد شد؟ پاسخ منفی است.
اشتباه ما آن است که از اندیشه، چیزی را مطالبه می‌کنیم که هرگز در قلمرو آن نبوده است. اندیشه، زندگی را تضمین نمی‌کند؛ آن را فهم‌پذیرتر می‌کند. دانش، مرگ را لغو نمی‌کند؛ آن را به مسئله‌ای برای تأمل تبدیل می‌کند. روان‌درمانی، رنج را از جهان حذف نمی‌کند؛ بلکه می‌کوشد انسان را در مواجهه با آن تنها نگذارد. در اینجا، معنای عمیق اندیشه‌ی اگزیستانسیال آشکار می‌شود. این سنت فکری هرگز وعده‌ی رهایی از مرگ، تنهایی، اضطراب یا بی‌معنایی را نداده است. برعکس، از آغاز بر این حقیقت تأکید کرده است که اینها ساختارهای گریزناپذیر هستی انسان‌اند. اگر اروین یالوم تمام عمر درباره‌ی مرگ و اضطراب نوشته است، نه برای آنکه مدعی نابودی آنها باشد، بلکه برای آنکه نشان دهد زندگی اصیل از دلِ رویارویی با این واقعیت‌ها می‌گذرد، نه از انکار آنها.
از این منظر، مرگ ویکتور یالوم نه ابطال اندیشه یالوم است و نه اثبات آن. این رخداد، نظریه دیگری را آشکار می‌کند؛ نظریه‌ای درباره‌ی محدودیت همه‌ی نظریه‌ها. زندگی، همواره از مفاهیم ما بزرگ‌تر است. هیچ دستگاه فکری، هر اندازه منسجم، نمی‌تواند تمام پیچیدگی‌های وجود انسان را در خود جای دهد. انسان نه یک مسئله‌ی فنی است که بتوان آن را حل کرد و نه ماشینی است که با شناخت سازوکارش، دیگر هرگز از کار نیفتد. او موجودی است که در مرز میان آزادی و جبر، امید و نومیدی، عشق و فقدان، معنا و پوچی زندگی می‌کند. اگر این رخداد چیزی را فرو می‌ریزد، روان‌درمانی اگزیستانسیال نیست؛ بلکه اسطوره‌ای است که مدرنیته درباره دانش ساخته است؛ اسطوره‌ای که می‌گوید هرچه آگاهی بیشتر شود، تراژدی کمتر خواهد شد. شاید حقیقت درست برعکس باشد. آگاهی، تراژدی را از میان نمی‌برد؛ فقط اجازه نمی‌دهد انسان با چشمانی بسته در دل آن زندگی کند.
به همین دلیل، مرگ ویکتور یالوم را می‌توان به مثابه یک نظریه خواند؛ نه نظریه‌ای علیه یالوم، بلکه نظریه‌ای علیه این توهم که دانش می‌تواند جایگزین زندگی شود. این رخداد به ما یادآوری می‌کند که هیچ دانشی انسان را از آسیب‌پذیری وجودی معاف نمی‌کند. آنچه دانش به ما می‌بخشد، مصونیت نیست؛ فروتنی است. شاید فروتنی، آخرین و عمیق‌ترین دانشی باشد که انسان در برابر هستی تراژیک می‌تواند به دست آورد.
@tabarshenasi_ketab

@totemmag

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

اطلاعیه انتشار



مجله ادبی، هنری و اجتماعی مستقل توتم
در شمارگان سی و یکم با موضوع "آینده"
منتشر شد.
این شماره که در ششمین سال فعالیت مجله و با محوریت «آینده» تهیه شده است، به صورت الکترونیکی در سایت قابل دانلود و در قسمت گالری قابلیت تورق دارد.

بنا بر درخواست و استقبال همراهان و مخاطبان گرامی، تعداد محدودی نسخه کاغذی از این شماره نیز صرفاً برای افرادی که پیشاپیش ثبت سفارش نمایند، منتشر خواهد شد.

علاقه‌مندان برای هماهنگی، ثبت سفارش و دریافت اطلاعات تکمیلی می‌توانند با مدیر اجرایی مجله،
سرکار خانم سارا محمدی‌نوترکی
در ارتباط باشند.
تلگرام: @Saramohamadinotarki
مجله ادبی‌هنری‌اجتماعی مستقل توتم
شماره ۳۱ | سال ششم فعالیت
ویژه‌نامه «آینده»
@totemmag

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟢 بخش شعر


به کوشش سیمین بابائی


۱۴. شعری از محمد باغبان



تمام رؤیاهای خاک،
چشم بخور‌کردۀ گیاه
و شست‌وشوی میراث خانواده‌ای متبرک
در طراوت بوسه‌های زهرآگین تمنا
هشدار می‌دهند:
به ستاره
به تابش پرتویی در گودال حیات
به گوارش آسان یک تجسم که زبانه می‌کشد
به دهان بلعیدۀ طعمه‌ای مسموم.
 
نامت چه بود، قسمت دوم بودن؟
آخر زمان، زیر پایم فرسوده به فراتر
به ستاره
به تابش پرتویی در گودال حیات
 
لطفاً برایم ترجمه کن حروف «چگونه» را
ابهام دارم تا رسیدن به پرسش شب
تا رسیدن به قسمت دوم پایان
 

#محمد_باغبان








مطالب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei I
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟢 بخش شعر


به کوشش سیمین بابائی


۱۲. اشعاری کوتاه از خالد بایزیدی


چند چامک:
 
۱. مشغولم
به چیدن تنهایی‌های خودم
چه پربار است
شاخه‌های این درخت
 
۲. چترها را
جمع کنید
آدم‌های امروزی
این‌قدر
دل‌هایشان غمگین‌ است
که مدام دوست دارند
بدون چتر
زیر باران قدم بزنند
 
۳. بر چهره‌ام
صورتک‌هایی‌ست
هرکدام
رسالتی دارند
صورتک خنده سال‌هاست
لب‌هایش بر تابوت مرگ
آویزان شده است
 
۴. زنان زخم‌هایشان را
لای موها پنهان می‌کنند
باد با ناز
دست می‌کشد
به رنج‌نامه‌ها
 
۵. زیر سیل اشک‌ها
و باران سنگ‌ها
زنی فریاد می‌زند؛
نیمۀ جهانش را
 
۶. شعر تکیه به درخت داده‌ است
تا که در آرامش جنگل
ریشه‌دارترین
سرود را بسراید
 
۷. تنهایی
گلولۀ سرگردانی‌ست
که بی‌صدا....
به شقیقه‌ات می‌خورد
در ازدحامی از سکوت
 

#خالد_بایزیدی (دلیر)







مطالب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei I
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟢 بخش شعر


به کوشش سیمین بابائی


۱۰. اشعاری از حسین فرخی



عاشقانۀ 1


ذکر دیگر حیفم می‌آید کنار بکشم

شعر دیگری بشویم در تاریکی
و تاول‌ها و تن‌ها یکی‌یکی بیفتیم
طعم و رنگ تازه‌ای را آواز بدهیم
و در اطراف دیلمان پناه بگیریم
قرار دیگری بشویم
در تاریکی‌های پر از لمس و بوسه
که (بلندتر بگو) حیف است از تو بگذرم
و کلماتت را به من بده
- حیفم می‌آید کنار بکشم
و جمع کشتگانت را منعکس نکنم
حالا که معرکه است
بیایم جلوتر و به تو بپردازم
بیایم و در دیلمان قدم بزنیم
و با عطر یاس‌های باران‌خورده
فعلاً بی‌پروا و روشن بمانیم
-ای روزگار عجیب، ای روزگار عجیب
خب این هم طالع سعد ماست
شعر بشویم
و برای نوشتن معطل نکنیم
عاشقانه‌ها هنوز هم معتبرند
و این صدا لذت بسیار می‌آورد
من اهلم در این ماجرا
تو دلبری‌ات را به اجرا بگذار
تاریکی و تاول (لطفاً) از هر طرف
پیش می‌آیند شاهد باش
و جمع هوایی شده و سیامست
در کافه‌های شلوغ دیلمان می‌خوانند
نترس درهرصورت نترس
عاشقانه؟
بفرمایید
حق مسلم شماست.

------------

عاشقانۀ 2

ذکر تشنۀ صدایت بودم

تشنه‌ات بودم صدایت می‌زدم
خبر بازداشت گنجشکی پخش می‌شد
و لابه‌لای عطر گل سرخی می‌پیچید
تشنۀ صدایت بودم
و از کجا تا کی می‌گفتم تشنه‌ات بودم
و گنجشک‌ها چقدر عاشقانه
دنیایی را به‌هم می‌ریختند
و آفتاب (به این درشتی) دیگر آخر نداشت
می‌گفتم
و در اطراف حافظ بی‌تفاوت نبودم
-ببین از گلویم آتش و خنجر می‌ریزد ای وای!
در هر نفس
که جاذبه‌ات بالا ....


#حسین_فرخی








ادامه‌ی مطلب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei I
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:


🟢 بخش شعر


به کوشش سیمین بابائی



۸. شعری از علیرضا کاشف


مرده‌زا

 
چوب اکسیر بزن بر مسِ در کانی من
تا که عریان بشود گوهر پنهانی من
 
از مذابِ تهِ جغرافی من سر زده است
این گسل‌ها که نشسته است به پیشانی من
 
عاقبت گوشۀ تن‌پوش تو را می‌گیرد
خشک پنهان‌شده در کورۀ عریانی من
 
جامه‌ای نیست که از کوک خودش جر‌ نخورد
نیم قرن است پس افتاده مسلمانی من
 
فتنۀ چشم تو می‌خواست که پیدا بکند
رخنه در شاه‌نشین تب عرفانی من
 
نا‌بلد بود ره کشف مضامین تو را
بی هوا رفت ولی طفل دبستانی من
 
حال درویش مرا قلب شما می‌داند
چشم من اهل هوا نیست خدا می‌داند
 
در من انگار کسی تازه زبان وا کرده است
آتشی هفت‌خط از خون رزان جا کرده است
 
کار مستی‌ست اگر سمت صراطی بِبَرد
کوچه‌در‌کوچه مرا با صلواتی بِبَرد
 
سایه‌ای مانده ز من نور بگیرید مرا
وا شدم از گرۀ کور بگیرید مرا
 
این که طفلان حماسه سَرِ زا می‌میرند
نه به میل خودشان یا به رضا می‌میرند
 
نطفه‌ها چون به تغزل همگی بسته شدند
پای اربابِ غزل قابله‌ها خسته شدند
 
تُف بر این حس تعشق که به من زل زده‌است
دفتر شعر مرا گندِ تغزل زده است
 
عطسه‌ای نیست؟! بگو اسب مرا زین بزنند
به خطا رفتن من را به مضامین بزنند
 
در من انگار کسی باز زبان می‌ریزد
ساغری از می خونین رزان می‌ریزد
 
دامنی پهن بکن نیمه‌شب رنج مرا
غنچه بودند گرفتی تَرِ نارنجِ مرا 
 
آنکه از حال بد خویش به‌هم ریخت منم
آب در پهنۀ غربال غزل بیخت منم
 

#علیرضا_کاشف
 







مطالب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei I
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟢 بخش شعر


به کوشش سیمین بابائی


۶. شعری از نسرین حزمی



هستنده‌ام



حضورم/ حاضری عصیان‌زده
دورادور/ دورِ دور
بوی عصیان را می‌شنوی
بوی یاسِ/ مأیوس
به پیش/ نهاد، افق گروگان زده
در آذرِی از آذران
از انقباض و‌ انبساط سال‌ها
جوار آدم‌های ساطور به تمکین
که با لبه‌های ورآمدۀ عافیت در ستیز‌ند

اکنونِ آینده‌ام
با نخستین چگونه
از کهنه شراب/ که به تاک نبض کشیده‌ می‌‌شود

وقتی از درز ابلاغ‌ها
شبیه ژورنالیست‌ها
با رمان شروع نشده‌ام/ هم‌شیار می‌شوی
گرد و غبارم را ببین
حصار پوست کلفتی‌ام تیر می‌کشد
می‌کشد
تا خاک گورستان بتکاند
باید
نامم را
در رابطۀ نور و نبات
به آ‌وند‌های داستان تززیق می‌کردم
مثل پر کردن شیشۀ خوش‌رنگ مربای بهِ پاییزی
لای صفحات کتاب/ شفیره‌ها را جای می‌دادم

من بودم که
باید برمی‌گشتم به شیوۀ آینه
با شکست‌های ممتد
و از زاویۀ صبور
که زیبا صیقل خورده‌ام/ خویش را می‌نگریستم
و تصویر‌ی که
با شتاب از نور/ من/ شور می‌شد
و در شورش پرگار خود خیره می‌ماند
را
خیمه می‌زدم

فرداهای آرام
چه دید‌‌ه‌اید از پچ‌پچ‌های بی‌هوازی‌ام
که در قصۀ ناتمام من پوست می‌اندازید
اندوه از خویش رهیده
خنیانگری را
از برزخ زخم بیرون می‌راند


#نسرین_حزمی










مطالب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei I
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ ‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟢 بخش شعر


به کوشش سیمین بابائی


۴. شعری از زینب ساعدی



دیوار مهربان آینده



در آستانۀ فردا
من، با تن‌پوشی وام‌گرفته از وارثانِ شکافِ زمان
در گذرگاهی قدم می‌زنم
که نه گذشته‌ست
و نه جسارت کامل آینده

ریسمان‌هایی که هرگز
به پنبۀ فرمان‌برداری برنمی‌گردند
در نبض پنهان زمین می‌لولند
هر تکۀ جهان
چون آینه‌ای شکسته
خاطره و امید را بی‌اجازه به‌هم می‌دوزد

ابرهای دیروز
با استخوان رنگ‌باختۀ پرندگان نوزا
رقص می‌کنند
و باد
خبر دیواری را در گوشم می‌ریزد
که مهربانی‌اش را
از رنج آدمیان قرض کرده

این دیوار،
پناه خستگی نامرئی من است
می‌گذارد پاهایم
با گام‌های چروک‌خورده
با قدم‌هایی که در هیچ نقشه‌ای ثبت نمی‌شوند
به‌سوی افقی بروند
که قانون‌هایش هنوز نوشته نشده‌اند

و من،
میان سایه و انحنای نور
در مرزی تنفس می‌کنم
که لحظه‌های نیامده
در آن خودشان را تکثیر می‌کنند
آینده
مثل شعری بی‌کاغذ
از دهانم بیرون می‌ریزد

هر نگاه
تنها یک تکه نیست
یک مدار کامل است
که از گریز نور شکل گرفته
و هیچ ریسمانی
دیگر به پنبۀ فرمان‌پذیر
تبدیل نمی‌شود

در این مسیر ناتمام
من و دیوار مهربان
از میان شکاف‌های زمان
نسلی را می‌کشیم بیرون
نسلی که صدا ندارد
اما پژواکش
تا قرن‌های بعد
زیر جمجمۀ جهان
جا خوش می‌کند


#زینب_ساعدی (س. شاپرک)









مطالب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei I
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟢 بخش شعر


به کوشش سیمین بابائی


۲. شعری از نصرت‌الله مسعودی



دیشب ورق می‌خوردم

پیرتر که می‌شوی
با آن‌همه نقرۀ روییده در آینه
سخت‌تر می‌شود دل کندن
از شاعرانگی باد
در خیابان‌های این‌همه گیسوی سیم آخر
و پیچیده می‌شود گردن و یقه‌ات
با شعبدۀ عطرهای آن سوی آب‌ها وُ
ضربان‌های تند بر قفسۀ سینه!
صدا می‌زند کسی مرا
که در هیچ صراطی
سر مستقیمی نداشتی!
سلسبیل بود یا ونک یا ته تجریش
که تکان گردن وُ گیسویی
سستی زانوانت را افشا کرد
و شانه‌ات بار گران درخت شد.
- هی،
من ‌که اهل صنعان نبوده‌ام دختر
پس چرا چنین به‌سمت قبله بر‌می‌گردانی‌ام!
دیشب ورق می‌خوردم
و هوا چه می‌بُرید از تلخی طعم
می‌ می‌ می‌خوردم ورق
و جهان ورق می‌خورد
و می‌گذشتم از همۀ اوراد کتاب‌های کهن
که گیلاس
به نیابت لبانت
سرخ پوشیده بود
وسط انگشتان من
و هم بر سر شاخه‌های تر بهار.
کاش به بی‌پروایی باران به ناگهان
ضرب نمی‌گرفتی
تا این بغلی وُ آن بغل
ایمان خیس مرا
بر طناب همیشه‌خشک همسایه
پرت نمی‌کرد در زوزۀ باد.
من که عطر خاک صنعان
بر پیراهنم شتک نزده بود دختر!
اهل همین ویرانی‌ام وُ
تنها در پیچ یکی‌دو بوسۀ ترس
پرت شده‌ام کنار مزار زار پدرم
که بی‌چاره
زار گوشۀ لبی رفت.
ضرب نگیر روی این خانۀ دیوار‌به‌دیوار
و نفس را لای گیسو
پنهان کن
که مرگ
از چهار سوی تعلیق
بی‌تعلیق می‌گذرد.
یادت باشد
از پدرم خیلی این‌جایی‌ترم من
و می‌دانم عاشقانه‌ها را
انگشت‌نگاری می‌کنند.
آی دختر ترسای وزیده بر پیرسالی
ببین در پریشانی انکار
چگونه دلم
با کف پای شیخ‌صنعان
ضرب می‌گیرد!



#نصرت‌الله_مسعودی











مطالب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei I
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟢 بخش شعر و ادب



۲۴. زنی با بال‌های رنگینش؛
جنسیت و زنانه در شعر نازنین نظام‌شهیدی
نادر چگینی



کلمۀ اروس نام الهۀ عشق در یونان است و نخستین‌بار سقراط، اروس یا خدای عشق را دربارۀ زیبایی تن زمینی تعریف کرد. بر همین اساس آثار اروتیک به آثاری گفته می‌شود که در آن‌ها برخوردهای احساسی و جنسی اهمیت دارد و چنین مسائلی در این‌گونه آثار به‌شکلی بی‌پرده و با در نظر گرفتن اصول زیباشناسی بیان می‌شود و مؤلف تلاش می‌کند تا تمام جزئیات را با در نظر گرفتن شرایط روحی بیان کند. اروتیک بار سنگینی از شخصیت‌پردازی را بر عهده دارد و به‌شکلی بازتاب تصویری ا‌ست که از معشوق در نزد عاشق جلوه‌گری می‌کند. عاشق در رؤیا و تخیلات با خلق چنین تصاویری در حقیقت می‌کوشد تا عمق اشتیاق عشق را در روح ‌و روان خود تقویت کند و از این طریق خود را ابراز نماید و این امکان به‌معنای صددرصدِ برهنگی جسمی در شعر یا تصویر نیست؛ چراکه حرکت به‌سوی برهنگی جسمی، شعر را به ابتذال می‌کشاند و تصویری زشت و دور از شئون اخلاقی به نمایش می‌گذارد.
تصویرپردازی عاشقانه تا جایی که بتواند روح اشتیاق را سیراب سازد امری ا‌ست زیبا که بسیاری از شاعران با بهره‌گیری از آن توانسته‌اند آثاری زیبا خلق کنند؛ اما آنگاه که شعر وسیله‌ای برای برآوردن عطش هوس در ذهن شاعر می‌شود شعر به ورطۀ سقوط می‌رود؛ یعنی امری که هیچ لذتی در آن نمی‌توان یافت و تنها ابزاری صرف برای پاسخ به هوسی زودگذر است. سکس زاییدۀ غریزه و تن است، عشق با روان و حس آدمی سروکار دارد و ادبیات اروتیک توصیف رابطۀ شهوانی، عاطفیِ یک نفر به دیگری ا‌ست.
یکی از ویژگی‌هایی که عناصر و المان‌های رایج و جنبه‌های غریزی و حسی و عاطفی این رویکرد را در دلالتمندی معانی برجسته‌تر می‌کند، ساختار و نحوۀ برخورد و کارکرد زبانی ا‌ست. این گرایش، برجستگی خاصی از فردیت یا حتی تجمیع کلمات را در پدیداری نشانه‌ای و نمادین و نیز در پیوستگی تصویری و تشبیهی و توصیفی را به پیش می‌برد و در نتیجه به‌کار بردن صحیح زبان جنسیتی و حس‌آمیزی‌های حاصل از آن، در انتقال عناصر نشانه‌شناسی اروتیکی و جنبه‌های پورنوگرافی در فضاسازی مؤثر می‌افتد و کارآیی لازم را در انتقال این رویه و خصوصیات سبکی آن ارائه می‌کند و به اجرا درمی‌آورد. ازاین‌حیث، شعر و جنبش شعر زنانۀ معاصر ایران افق گسترده‌ای در پیشارو دارد و به‌نظر نگارنده، کمتر مورد توجه و تجربه قرار گرفته است.
با این توصیف در اشعار نازنین نظام‌شهیدی، زبان و کاربرد زبان جنسیتی کم‌بنیه و کم‌تجربه شده ....












ادامه‌ی مطلب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟠 بخش داستان



۲۲. ثبات در سودا

رامین کاوه

 

غروب، سایه‌ها را کش‌دار می‌کند و سایه‌هایی بزرگ و خنده‌دار می‌سازد. سایه‌هایی که گه‌گاه دلیل سرگرمی‌اش بودند. همین دلیلی شد تا به‌دنبال سایه‌اش بگردد؛ اما نبود. دور خودش چرخید؛ حتی لای بوته‌های خار را به‌دقت نگاه کرد به این امید که با سایه‌های خار مخلوط شده باشد؛ اما نبود. ترسش بی‌دلیل نبود می‌دانست هر وقت سایه‌اش می‌رود؛ چیزی به مرگش نمانده است.
دستش لای برگ‌های تاک روی خوشه‌ای ایستاد. دانه‌های رسیده و سیاه انگور حس لمسی دلپذیر را به او بخشید؛ اما دستش را پس کشید. باور داشت انگور در رسیده‌ترین حالتش هم کال است و وسوسه‌ای دروغین دارد. یک چرخۀ دیگر لازم است تا شراب شود؛ مخصوصاً حالا که چیزی به مرگ نمانده، انگور کال دردی دوا نمی‌کند.
کنار همان تاک ایستاد و به یک سال قبل رفت. باید آن‌قدر در یک سال قبل بماند تا مرگ را سپری کند؛ حتی اگر از زیاده‌خواری سیاه‌مست شود.
توی چاله افتاده بودم. گل به لباس‌هایم چسبیده بود. خیلی گود نبود؛ اما آن‌قدر گل داشت که همۀ هیکلم را خیس و گل‌آلود کند. کم‌کم یادم آمد چرا اینجا هستم. خنده‌ام گرفت. در حال مستی تصمیم گرفته بودم شغالی را در تاکستان دنبال کنم. شب بود و چشم‌هایش لای برگ‌های تاک معلوم بود. یادم هست ما سه نفر بودیم. یکی از یکی بدحال‌تر. صدای خنده‌هامان در تمام تاکستان پخش بود. نمی‌دانم شاید شغالی هم در کار نبود؛ اما به‌هر‌حال من دویدم و حالا این چالۀ گل‌آلود.
آن دو تای دیگر چه شدند؟ یعنی به فکرشان نرسید دنبالم بیایند؟ دستم را لبۀ چاله می‌گیرم و خودم را بیرون می‌کشم. به حال خودم می‌خندم. هیچ‌جای تاکستان ثابت نیست؛ همه‌چیز می‌چرخد. وقتی در این حال هستی و همه‌چیز در حرکت است؛ معنی در جهان بودن را بیشتر حس می‌کنی. جهانی که هیچ‌جای کوفتی‌اش ثابت نیست.
تو از این‌همه درد چه می‌دانی؟ حتی نمی‌دانی چرا به اینجا آمدم. نیمه‌شب وسط تاکستان، تو ساز خودت را می‌زنی. یک بار راستش را بگو. بود ‌و‌ نبود من برایت مهم است؟ جواب ندهی هم می‌دانم. هیچ اهمیتی ندارد. تو فقط ردّ نگاه خودت را دنبال می‌کنی؛ حتی یک بار هم به چشم‌های من خیره نشده‌ای. گاوی، یک گاو کامل و بی‌نقص! مست باشم یا هوشیار هیچ فرقی برای تو ندارد. اصلاً فرقش را می‌فهمی؟
معنی سیگارهای پشت‌هم در مستی ....









ادامه‌ی مطلب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟠 بخش داستان



۲۰. ملا‌محمد

نعمت مرادی


لعنت به این ملا‌محمد افغانی! گفت جواب می‌ده. تو سیستان یکی جواب گرفته. من هم خر شدم. آدم جایزالخطاست. به جدم قسم نمی‌خواستم این‌جوری بشه. پری گفت خدا بزرگه. تا حالا کی از این وضعیت مرده تا ما دومیش باشیم. اصلاً کل احمد‌آباد مستوفی برج، به ما چه. همین خونه‌کاهگلی هم از سرمون زیادیه.
امروز اینا رو آوردم تجریش. یه حال‌وهوایی عوض کنن. از دید‌وبازدید این مغازه‌ها لذت ببرن و خودم هم تصمیم گرفتم این قضیه رو تموم کنم؛ یعنی به جد جفتمون قسم اون باری که اومدم پابوس، به‌خاطر همین اومدم که تمومش کنم؛ اما این ملا‌محمد افغانی گفت حالا که خدا روزبه‌روز بهت می‌ده واسه چی می‌خوای همه‌چی رو نابود کنی. تازه، همه‌شون سروسامون گرفتن. واسه پری هم جهیزیه خریدی. بقیه هم که دارن دانشگاهشون‌و می‌رن.
با بدبختی زندگی کردم؛ اما اگه اون درخت رو بعد از این‌همه سال قطع کنم مردم در موردم چی می‌گن؟ خودت بگو، تو رو به جدت خودت بگو، این‌ها ما رو زنده‌زنده چال نمی‌کنن؟ موندم چه‌کار کنم. بچه‌هام تازه مزۀ خوشی رو چشیدن؛ به‌جز پری. اگه بقیه‌شون بدونن تو این‌همه سال پدرشون بهشون دروغ گفته، چی فکر می‌کنن؟ یا کل احمد‌آبادی‌ها که تموم مجلس‌هاشون ما رو بالای مجلس نشوندن و با حرمت و احترام خاصی از ما پذیرایی کردن؟ حالا که تصمیم گرفتم، تو بهم بگو چطوری تو چشماشون نگاه کنم و بگم این‌همه سال، درمورد فلان قضیه، بهشون دروغ گفتم؟ نه واقعاً بازاری‌های احمد‌آباد که این‌قدر خرج کردن، وقتی بفهمن؟ نه نمی‌تونم؛ اما واقعاً اراده کردم که تمومش کنم. عذاب وجدان گرفتم. دو سال پیش، همون شب بارانی که توی احمد‌آباد باران شدیدی بارید، می‌خواستم به بهونۀ سیل از اونجا برم؛ اما همه‌جا سیل اومد؛ به‌جز خونۀ ما. بیشترِ مردمِ اون چند محله اومدن و شب رو اونجا موندن و چقدر نذرونیاز کردن تو اون خونه. روز بعدش هم اومدن چند تا گوسفند قربونی کردن و خونش رو ریختن پای درخت. گفتن خودش ازمون قبول کنه.
گاهی باورم می‌شه که نکنه معجزه می‌کنه. تو رو جدت راهی پیش دل ما بذار که از این بدبختی و عذاب وجدان نجات پیدا کنم. ای تف تو ذاتت ملا‌محمد! تف تو دهن پر از ناست! تف به گراست! با اون موتور چوپا و چفیۀ دورگردن و اون لباس‌های بلند افغانی چه بدبختی برامون آوردی!
شب اول که دیدمش پشت خرابه‌ای بود که روز عاشورا و تاسوعا اونجا گوسفند می‌آرن واسه ....










ادامه‌ی مطلب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟠 بخش داستان




۱۸. زندگی سگی

حجت یکتا 


آفتاب غضب کرده بود و با تازیانۀ داغ زمین را می‌زد. گرم بود هوای لعنتی، گرم! چلۀ تابستان بود و به قول آدم‌ها توی هوای گرم سگ هم توی کوچه پرسه نمی‌زد.
ولی ما ساعت‌ها بود که خسته و گرسنه و بی‌رمق روی آسفالت داغ خیابان‌ها و کوچه‌ها پرسه می‌زدیم.
به سگ‌های لوس خانگی حسودیمان می‌شد. الان با شکم‌های سیر زیر خنکای کولر لَم داده بودند شاید هم روی مبل! و مجبور نبودند مثل ما سگ‌دو بزنند. برای استراحت و فرار از گرما در سایۀ دیوار خانه‌ها نشستیم. زبانمان از شدت گرما از دهانمان بیرون زده بود.
ناگهان از پنجرۀ طبقۀ دوم بالای سرمان پسربچۀ تُخسی، سطل آبی روی سرمان خالی کرد. هراسان پا به فرار گذاشتیم. گرسنه و بو‌کشان می‌رفتیم. ظهر بود و آدم‌ها در خانه‌هایشان استراحت می‌کردند. کوچه و خیابان‌ها خلوت و بی‌روح بود. کنار زمینی در سایۀ دیواری نشستیم و دستمان را زیر سرمان گذاشته و به صدای سمفونی شکم‌های گرسنه‌مان گوش می‌دادیم.
ناگهان چیزی با‌شدت به دیوار آجری پشت سرمان خورد و تکه‌ای از آجر آن را پراند. پسر جوانی از آن‌طرف دورتر از ما می‌خواست با تفنگ ساچمه‌ای کور و شَل‌و‌پَلمان کند. شانس آوردیم تیرش به خطا رفت. باز وحشت‌زده پا به فرار گذاشتیم.
رنگ من سفید و رنگ دوستم زرد است. آدم‌ها می‌گویند سگ زرد برادر شغال است؛ اما این خیلی سال است که با من رفیق است. یکرنگ و با‌وفاست و به‌قول آدم‌ها قاب‌هایمان در یک کیسه است.
دنیای خیلی از آدم‌ها پر از مکر و حیله است؛ پر از نقاب و تظاهر به خوب بودن؛ اما خدا نکند دنیای ما مثل آدم‌ها باشد. سال‌ها قبل داخل سطل‌های آشغال خیابان‌ها، پر از استخوان و قلم گاو و گوسفند بود. خیلی وقت است چیزی نمی‌بینم، انگار آدم‌ها سفره‌هایشان کوچک شده و مثل گذشته قدرت خرید ندارند.
در مسیر خیابانی به سطل آشغال بزرگی رسیدیم. زنِ جوانی با گونی کنار آن ایستاده بود. خم می‌شد و چیزهایی از داخل سطل درون گونی‌اش می‌انداخت. از آنجا هم ناامید راهمان را گرفتیم و رفتیم.
شکم بی‌صاحبمان بدجور ضعف می‌رفت. به یک تکه نان خشک هم قانع بودیم. در مسیر خیابان صدای غرش وحشتناک اتومبیلی را از پشت‌سر شنیدم. پسر جوانی فرمان اتومبیل مشکی‌رنگش را به طرف ما گرفته بود و بوق می‌زد. با یک پرش خودمان را به پیاده‌رو انداختیم. ایستادیم و به اتومبیلی که با سرعت از کنارمان رد شد نگاه کردیم. بعضی آدم‌ها انگار آزار دارند؛ حتی از آزار دادن هم‌نوعانشان لذت می‌برند ....











ادامه‌ی مطلب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه

دبیر اجرا و روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی
@simin_babaei
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…

مجله ادبی هنری اجتماعی توتم

‍ ‍ .
✳️ سی‌ویکمین شمارۀ مجلۀ ادبی‌هنری‌اجتماعیِ مستقل «توتم» ویژۀ «آینده» منتشر شد.


در این شماره میخوانید:



🟠 بخش داستان



۱۶. پایان سکوت

فاطمه شکرالله‌ابهری
 

همه بودند. من، افشین، شادی و حتی مادر و پدر. برف بر ‌سرمان می‌ریخت و می‌خندیدیم؛ مثل وقت‌هایی که تولد می‌گرفتیم. ناگهان غوغا شد. سقف روی سرشان ریخت و همه بی‌جان افتادند روی زمین. اثری از خنده‌ها نبود. تاریکی بود. صورتم را جلو بردم. افشین زنده بود و می‌خندید.
ساعت سه و نیم شب است. باز هم همان کابوس همیشگی. عرق روی پیشانی‌ام را خشک می‌کنم. لیوان آب در دستانم می‌لرزد. می‌روم وضو بگیرم. دایی بیدار است و پیش از من سجاده‌اش پهن شده. پشت سرش می‌نشینم و می‌گویم: «دایی می‌خوام برم.» الله‌اکبری می‌گوید و من پشتش را می‌بوسم. برمی‌خیزم و نگاهش می‌کنم. مثل گنجی در نور اندک اتاق می‌درخشد. آرزو می‌کنم او را تا آخرین نفس‌هایم داشته باشم...
روی نیمکت نشسته‌ام با دست چپم دست راستم را نوازش می‌کنم. چهار انگشت دست راستم درد می‌کند. بچه‌ای با مادرش از کنارم رد می‌شود و برایم شکلک درمی‌آورد. موهایش را مثل شادی باز گذاشته و با گیره و مهره‌های رنگی آراسته است. لبخند روی لبم خشک می‌شود. آن شب هم موی شادی باز بود؛ موهای بلندش که من می‌گفتم فر‌ و‌ زشت هستند. دروغ می‌گفتم. فقط می‌خواستم لجش را دربیاورم. آخر او هم یک بار رژلب قرمز مرا از کیفم درآورده بود و نقاشی کشیده بود روی آینۀ هال و چه غوغایی به پا شده بود. اصلاً دیگر رژ قرمز دوست ندارم. رژ قرمز که به رخت سیاه نمی‌آید...
کلید خانه را در دست چپم می‌گیرم و با آن در آهنی خانه را باز می‌کنم. مدت‌هاست که تصمیم دارم برگردم. دایی خیلی خوب است؛ اما یک چیزی کم دارد؛ چیزی مثل بوی مادرم و موج صدای مهربان پدرم که غروب آخر با خریدهای فراوان و نفس‌زنان آمده بود خانه و داد می‌زد: «بچه‌ها بیایین کمک!» من و شادی دویدیم. افشین خانه نبود، همیشه دیر می‌آمد. منتظرش نبودیم. می‌دانستیم پیش اوست.
با دست چپم کلید را در قفل می‌چرخانم و داخل می‌شوم. حیاط کوچکمان خلوت و آرام خوابیده. کسی در خانه منتظرم نیست. ماشین همان‌جا کنج حیاط زیر پارچۀ آبی راه‌راه آرام گرفته. دیگر دعوایی بر ‌سرش نیست. من و افشین خاطر‌خواهش بودیم که دیگر نیستیم. با پاهای مرتعش و دستان لرزان می‌آیم داخل هال. صدای جیغ شادی را می‌شنوم. مادرم را غرق خون می‌بینم. پدرم با چهرۀ بهت‌زده به ماشۀ اسلحه زل زده؛ انگار انتظار ....










ادامه‌ی مطلب را در سایت بخوانید



.
لینک دانلود از سایت:

https://totem-mag.com/dp-34-2014-1

سال تأسیس: آذر 1399
صاحب امتیاز و سردبیر:
رویا مولاخواه 

دبیر اجرا و  روابط عمومی:
سارا محمدی‌نوترکی
@Saramohamadinotarki
دبیرشعر:
سیمین بابائی 
@simin_babaei
آدرس سایت:
totem-mag.com
ایمیل دییرخانه:
totemmag2020@gmail.com:

.

Читать полностью…
Subscribe to a channel