eshtadan | Unsorted

Telegram-канал eshtadan - اشتادان Eshtadan

621

نقل متن های معتبرعلمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با درج شناسه اشتادان در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگیی* @Tabaa24

Subscribe to a channel

اشتادان Eshtadan

#شاهرخ_مسکوب:


هزار سال از زندگی تلخ و بزرگوار فردوسی می‌گذرد. در تاریخ ناسپاس و سفله پرور ما، بیدادی که بر او رفته است، مانندی ندارد. و در این جماعت قوادان و دلقکان که ماییم با هوس‌های ناچیز و آرزوهای تباه، کسی را پروای کار او نیست و جهان شگفت شاهنامه همچنان بر "ارباب فضل" در بسته و ناشناخته مانده است. اما در این دوران دراز، شاهنامه زندگی صبور خود را در میان مردم عادی این سرزمین ادامه داده است، و هنوز هم صدای گرمش گاه‌گاه این‌جا و آن‌جا در خانه‌ای و قهوه خانه‌ای شنیده می‌شود و در هر حال این زندگی خواهد بود، و این صدا خاموش نخواهد شد، و هر زمان به آوایی و نوایی، سازگار مردم همان روزگار فراگوش می‌رسد.
@shahnamehpajohan

🔸/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

فرهنگ شاهنامه فردوسی فریتز وولف و جایگاه آن در تاریخ شاهنامه پژوهی

فریتز وولف ، ایران‌شناس و زبان‌شناس آلمانی، از چهره‌های برجسته در تاریخ پژوهش‌های شاهنامه است که نام او بیش از همه با اثر ماندگارش، فرهنگ شاهنامه فردوسی، پیوند خورده است. اهمیت کار وولف در این است که با تکیه بر پژوهشی گسترده و روشمند، امکان بررسی دقیق‌تر واژگان شاهنامه را برای پژوهشگران فراهم کرد و یکی از مهم‌ترین ابزارهای زبان‌شناختی مطالعات شاهنامه پژوهی را پدید آورد.

وولف در ۱۱ نوامبر ۱۸۸۰ در برلین زاده شد و در سال ۱۹۰۵، زیر نظر کریستیان بارتولومه، ایران‌شناس برجسته، در دانشگاه گیسن دکتری گرفت. حوزه پژوهش او زبان‌های ایرانی و مطالعات زبان‌شناختی بود؛ زمینه‌ای که بعدها در کار گسترده‌اش درباره شاهنامه نقش تعیین‌کننده یافت.

اثر اصلی او حاصل حدود یک‌ربع قرن کار پژوهشی بود و در سال ۱۹۳۵ در برلین انتشار یافت. این کتاب تنها فرهنگ لغتی متعارف نیست؛ مجموعه‌ای گسترده از واژه‌های شاهنامه، نمونه‌های کاربرد آن‌ها و ارجاع به مواضع متن است که امکان می‌دهد پژوهشگر یک واژه را در بافت‌های گوناگون بررسی کند، کاربردهای آن را با یکدیگر بسنجد و مسیر پژوهش‌های دقیق‌تر زبان‌شناختی و ادبی را پی بگیرد. وولف همچنین فهرست واژگان بر پایه حروف پایانی و جدولی برای تطبیق شماره ابیات در چاپ‌های مختلف شاهنامه فراهم آورد؛ ابزارهایی که برای بررسی قافیه‌ها و یافتن مواضع متن ارزش ویژه‌ای دارند.

اهمیت این دستاورد را باید در ماهیت خود شاهنامه جست‌وجو کرد. فهم اثری با این گستردگی، تنها با خواندن روایت‌ها و دریافت کلی مضمون آن ممکن نیست؛ واژگان، کاربردهای دستوری، تحول معنایی و تفاوت نسخه‌ها نیز در تفسیر دقیق متن نقش دارند. فرهنگ وولف پژوهشگر را به شواهد زبانی نزدیک‌تر می‌کند و زمینه‌ای فراهم می‌آورد تا برداشت‌های ادبی و تاریخی بر بررسی مستند واژه‌ها استوار شوند. از این منظر، کار او نه‌تنها خدمتی به شاهنامه پژوهی، بلکه سهمی مهم در توسعه روش‌های علمی مطالعه زبان و ادبیات فارسی است.

فرهنگ وولف در عین اهمیت، اثری بی‌نیاز از نقد و تکمیل نیست. این کتاب را باید در چارچوب دانش نسخه‌شناختی و زبان‌شناختی زمان خود خواند؛ چنان‌که پس از انتشار آن، دست‌نوشته اصلاحات و افزوده‌های وولف نیز به‌صورت پس از مرگ او منتشر شد. ارزش یک اثر علمی بزرگ در مصون بودن از بازنگری نیست، بلکه در فراهم کردن بنیانی است که پژوهشگران بعدی بتوانند بر آن تکیه کنند، کاستی‌هایش را بسنجند و دانش را گسترش دهند.

فریتز وولف در سال ۱۹۴۳، در دوران آزار یهودیان به دست رژیم نازی، از میان رفت. زندگی و سرنوشت او یادآور این واقعیت تلخ نیز هست که دانش و کوشش علمی می‌توانند در برابر تعصب و خشونت سیاسی آسیب‌پذیر باشند. بااین‌همه، حاصل سال‌ها پژوهش او در تاریخ ایران‌شناسی باقی ماند. فرهنگ شاهنامه وولف همچنان نمونه‌ای برجسته از این حقیقت است که شناخت میراث ادبی، افزون بر دلبستگی فرهنگی، به صبر، دقت، روش علمی و احترام به جزئیات نیاز دارد.
@anjomanshahnamehpajouhi

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

✍زنده نام دکتر پیروز مجتهدزاده

شاهکار حماسی جاویدان ایران، شاهنامه‌ی فردوسی توسی فقط یک اثر ادبی-حماسی نیست که زمینه‌های اولیه‌ی شکل‌گیری هویت باستانی ایران را هموار ساخته است: این میراث بزرگ جغرافیایی-هویتی گنجینه‌‌ی حیرت‌انگیزی است که شکل‌گیری مفهوم «کشور» در جغرافیای سیاسی ایران باستان را به شیوه‌ای علمی که در دانش جغرافیای سیاسی امروز متداول است ترسیم می‌کند و چه رسا جغرافیای سیاسی ایران را از آغاز تا قرون میانه ایرانی به شرح و بیان درمی‌آورد.

با مطالعه و حصول آشنایی با این جنبه‌ی ویژه‌ی شاهنامه بود که در ده سال اخیر توانستم فرضیه‌ی مفهوم کشور state دارنده‌ی «سرزمین territory» و «مرز boundary» به معنا و مفهوم امروزین کلمه در ایران باستان (ایران عصر هخامنشی) را شکل دهم و روند تکاملی آن را در ایران عصر ساسانی جست‌وجو نمایم.


✍ زنده‌یاد دکتر پیروز مجتهدزاده، از مقدمه‌ی ایشان بر کتاب «جغرافیای سیاسی در شاهنامه‌ی فردوسی»، ابوالفضل کاوندی کاتب
@atorabanorg

⚫️ پیروز مجتهدزاده؛ استاد ژئوپلتیک و جغرافیای سیاسی و تاریخ‌پژوه
زادهٔ ۲۰ بهمن ۱۳۲۴
و درگذشتهٔ ۲۴ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی

روان‌شان به مینو شاد و یادشان در دلِ آنان که به ایران می‌اندیشند، مانا

/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

#محمد_علی_اسلامی_ندوشن:⁣
فردوسی نمیتوانست خود را به جریان روزمره زندگی تسلیم کند⁣
⁣
⁣
در هیچ کجا نمی‌شناسیم که رابطهٔ نویسنده با نوشته‌اش به اندازهٔ رابطهٔ فردوسی با شاهنامه باشد. چرا که این شاعر، کتاب را در وجودش شکوفاند و خودش را نیز به اندازه‌ای ارتقا داد تا در کتاب بگنجد. اگر به زندگی او بنگریم از آغاز تا پایان یکدست است. زیرا هیئت و عظمت شاهنامهٔ او چنان در شخصیت‌اش اثر کرده بود که دیگر نمی‌توانست خود را به جریان‌های حقیر و روزمرهٔ زندگی تسلیم کند.⁣
⁣
@shahnamehpajohan⁣⁣⁣⁣⁣

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

"از میان زبان هایی که می دانم، فارسی است که مستقیم با من سخن می گوید و راه زیستن تازه ای پیش رویم می گذارد."

شادی خان سیف / روزنامه گاردین / ۲۵ آگوست ۲۰۲۵

.... آرام و در عین حال شورانگیز. وقتی اولین بار واژه‌ی ساده‌ای مانند «دل‌تنگ» را شنیدم، قلب‌ام به لرزه افتاد؛ نه به‌خاطر معنای آن، بلکه به این خاطر که دیدم یک کلمه چگونه می‌تواند تمام پیچیدگی‌های درون‌ام را به نمایش درآورد. فارسی هم‌چون آینه‌ای است که روح را انعکاس می‌دهد، و در همان انعکاس، جهانی تازه از احساس و زیبایی پدید می‌آورد.

هر واژه در فارسی، دنیایی دارد. «نوش جان» فقط یک جمله‌ی ساده نیست؛ همزمان لذتِ خوردن و شادی روحی را به دیگری منتقل می‌کند و حسی از محبت و توجه را در خود نهفته است. وقتی کسی می‌گوید «صبح‌ات بخیر»، حس می‌کنم نه تنها زمان را بیان می‌کند، بلکه امید و آرامش را نیز هدیه می‌دهد. در این زبان، هر جمله حتی کوتاه‌ترین عبارت‌هایش، می‌توانند سکوت را تبدیل به شعر کنند، درد را تبدیل به موسیقی، و لحظه‌ها را به خاطره‌ای جاودان بدل سازند.

شُعرای فارسی، از حافظ تا مولانا، برای من نه فقط شاعر بلکه راهنمای روح هستند. هر بیت و هر مصرع آن‌ها، دریچه‌ای است به جهانی دیگر؛ جایی که احساس و معنای زندگی به هم پیوند می‌خورند. وقتی شعری را می‌خوانم، حس می‌کنم با خود شاعر هم‌قدم شده‌ام؛ در کوچه‌ها و باغ‌های دوران گذشته قدم می‌زنم و درک تازه‌ای از انسان بودن پیدا می‌کنم. گاهی واژگان فارسی آن‌قدر لطیف و دقیق هستند که گویی می‌توانند سکوت‌ها را معنی کنند، نگاه‌ها را بخوانند و حس‌ها را ملموس کنند.

وقتی با دوستان فارسی‌زبان صحبت می‌کنم، متوجه می‌شوم که حتی گفتگوهای روزمره‌ی آن‌ها پر از حس‌اند. فارسی به من یادآوری می‌کند که زبان می‌تواند چیزی بیش از ابزار ارتباط باشد؛ می‌تواند خود زندگی باشد، با تمام شور، لطافت و پیچیدگی‌هایش. فارسی به من نشان می‌دهد که در پس هر واژه و هر جمله، یک تجربه‌ی انسانی نهفته است؛ تجربه‌ای که روح را بیدار می‌کند و قلب را به تپش درمی‌آورد.

Of all the languages I know, Persian is the one that speaks directly to me and offers a new way of being | Shadi Khan Saif | The Guardian https://share.google/MoWiX7fiEuP2NKOQb


🔸/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

فقیه مردم‌آزار و مقبرهٔ حافظ


سیّد علی‌اکبر فال‌اسیری داماد میرزای شیرازی، و از ملّایان مشهور و متعصّب و مردم‌آزار شیراز در عصر ناصری بود. از مهمترین اقدامات وی مقابله‌اش با ساخت مقبره برای حافظ بوده است؛ طُرفه آن که حکومت محلّی و‌ مرکزی هم حریف این شیخ شهرآشوب نبوده‌اند!
شرح این مخالفت و مقاومت در چند موضع از کتاب ارزشمند وقایع اتّفاقیّه آمده است.
این فقرات را بخوانید:

-دیگر آن‌که خسروِ گبر نذری کرده بود که روی قبر خواجه حافظ بقعه‌ای بسازد، به قدر صد تومانی هم به حاجی سیّد علی‌اکبر و میرزا هدایت‌الله پیشنماز و بعض از علما داده بود که مانع از ساختن نشوند. پس از آن که علما اجازه دادند از آهن و تخته بقعهٔ قشنگی می‌سازد قریب به اتمام بوده که حاجی سیّد علی‌اکبر جمعیتی برمی‌دارد می‌رود در حافظیه بقعه را خراب می‌کنند و اسباب بقعه را هم به مردم می‌گوید ببرید برای خودتان.
با این‌که این حرکات را حاجی سیّد علی‌اکبر کرده حکومت ابداً درصدد مؤاخذه برنیامده است ولی مردم خیلی فحش و بد به حاجی سیّد علی‌اکبر می‌گویند. از قرار مذکور از طهران حکم شده که دوباره روی قبر خواجه حافظ بقعه را بسازند.(ص ۵۸۲)


-دیگر آن‌که حکومت خیال داشت مقبرهٔ خواجه حافظ را خودش بسازد، حاجی سیّد علی‌اکبر در روی منبر فریاد زده: اگر شاه بسازد و هزار مرتبه بسازند من خراب می‌کنم.
این اوقات ملّاها خیلی غرور پیدا کرده‌اند و کسی هم نیست که جلوگیری از آنها نماید.(ص ۵۸۳)


-دیگر آن‌که جناب نظام‌الملک به جهت مقبرهٔ خواجه حافظ آهن و تخته داده بودند درست کنند که مجدّداً روی مقبره را بسازند. حاجی سیّد علی‌اکبر را مطّلع می‌نمایند که در فلان دکّان آهن و تخته به جهت مقبرهٔ خواجه حافظ درست می‌کنند، جمعیّتی برمی‌دارد می‌رود درب دکّان آهنگر و نجّار و اوّلاً آنها را زیاد می‌زنند و بعد جمیع آهن و تخته‌ای که به جهت این کار درست کرده بودند می‌برند. ابداً حکومت روآورِ خودش نکرد.(ص ۵۸۷)


-دیگر آن‌که قبر حافظ را باز می‌خواستند بسازند، بنایی گذارده بودند، حاجی سیّد علی‌اکبر پیشنماز باز هم رفته خراب کرده است. حال این فقرهٔ سیم است که قبر حافظ را ساخته‌اند و مشارإلیه خراب کرده است.(ص ۶۰۰)



اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز
پیاله‌ای بدهش گو دماغ را تر کن!



وقایع اتفاقیه(مجموعه گزارشهای خفیه‌نویسان انگلیس در ولایات جنوبی ایران از سال ۱۲۹۱ تا ۱۳۲۲ قمری)، به‌کوشش سعیدی سیرجانی، نشر ذهن‌آویز، تهران، ۱۴۰۲
/channel/naghshbarab

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

🌹۱۹ مهر، زادروز استاد محمدرضا شفیعی کدکنی، ‌گرامی باد!

یخ بسته سنگ و دست و صدا نیز
در کوچه‌های حادثه، یارا!
بن‌بست ِ ظلمت است و زآن‌سوی
بنگر سگان ِ هار ِ رها را.


#محمدرضا_شفیعی_کدکنی

📚@FarhangDoostan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

🍃 همیشه می‌مانی 🍃

پیش کش به روان پاک خسرو اواز ایران
#استاد_شجریان‌‌‌ 🍃

هفدهم مهر، سالگرد درگذشت زنده‌یاد استاد #شجریان (۱۳۹۹-تهران)


🍃 ز باغ سبز هنر، یک شجر به خاک افتاد
🍃 نه یک شجر، که جهانی هنر به خاک افتاد

🍃 کسی که سکر سرودش چو مستی می ناب
🍃 به دلربایی مهتابِ رخ شکسته در اب

🍃 یکی که ناله نایش ، نوازشِ باران
🍃 یکی که بانگ و ندایش، خروشِ بیداران

🍃 یکی که مرغ سحر بی قرار آوازش
🍃 یکی که لاله، به دل داغدارِ پروازش

🍃 یکی که مهر وطن خواهی اش به پیشانی
🍃 دلش به دام محبت همیشه زندانی

🍃 سفر کجا ؟ تو کجا ؟ اشیانه ات اینجاست !
🍃 سرای عشق و امید و ترانه ات اینجاست !

🍃 سفر برای تو هرگز حدیث رفتن نیست
🍃 دل از محبت دلداگان گسستن نیست

🍃 تو از قبیله عشقی و نیک می دانی
🍃 که در جهان هنر تا همیشه می مانی

🍃 به گاه شادی و هنگامه پریشانی
🍃 به عشق مادر میهن سرود می خوانی

#هما_ارژنگی
۱۷ مهر ماه۹۹

🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

‍📚   📚   📚

شانزدهم مهر - زادروز زنده‌یاد #ایرج_افشار
ستاره‌ای درخشان در آسمان فرهنگ و تاریخ ایران

ایرج افشار، نامی آشنا در عرصه فرهنگ و تاریخ ایران است. او پژوهشگری جامع‌الاطلاع، کتاب‌شناس، ایران‌شناس و یکی از چهره‌های شاخص فرهنگی قرن بیستم ایران به شمار می‌رود. افشار با تالیفات و پژوهش‌های گسترده خود، گنجینه‌ای ارزشمند از دانش و اطلاعات را برای نسل‌های آینده به یادگار گذاشته است.


زندگی و فعالیت‌های علمی

تولد و تحصیلات:
ایرج افشار در سال ۱۳۰۴ در تهران زاده شد. وی تحصیلات خود را در مدرسه‌های شاهپور و فیروز بهرام گذراند و سپس در رشته حقوق دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد.

علاقه به کتاب و کتابداری:
از همان جوانی به کتاب و کتابداری علاقه‌مند بود و در کتابخانه دانشکده حقوق به عنوان کتابدار مشغول به کار شد.

تأسیس مجلات و نشریات:
افشار مجلات و نشریات متعددی را تأسیس کرد و سردبیری آن‌ها را بر عهده داشت. از جمله این مجلات می‌توان به «فرهنگ ایران‌زمین» اشاره کرد که یکی از معتبرترین نشریات در زمینه مطالعات ایرانی است.

تالیفات و پژوهش‌ها:
افشار آثار بسیار زیادی در زمینه‌های مختلف از جمله کتاب‌شناسی، تاریخ ایران، فرهنگ ایران، نسخه‌شناسی و فهرست‌نگاری تالیف کرده است. از جمله آثار مشهور او می‌توان به «کتابشناسی ملی ایران»، «آثار و احوال رجال ادب»، «تاریخچه کتابخانه‌های ایران» و «مطالعاتی در فرهنگ و تمدن ایران» اشاره کرد.

فعالیت‌های فرهنگی:
افشار در طول زندگی خود در فعالیت‌های فرهنگی مختلفی مشارکت داشت. او عضو شورای عالی مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی بود و در تأسیس و توسعه کتابخانه‌ها و مراکز فرهنگی نقش مهمی ایفا کرد.


اهمیت آثار ایرج افشار

تدوین منابع معتبر:
افشار با تالیف کتابشناسی ملی ایران، گامی بزرگ در جهت ساماندهی و معرفی منابع کتابخانه‌ای کشور برداشت.

معرفی چهره‌های فرهنگی:
او با نگارش کتاب‌هایی مانند «آثار و احوال رجال ادب»، به معرفی چهره‌های برجسته فرهنگی ایران پرداخت.

توسعه مطالعات ایران‌شناسی:
افشار با پژوهش‌های گسترده خود، به توسعه مطالعات ایران‌شناسی در سطح جهان کمک شایانی کرد.


میراث ماندگار
ایرج افشار با تالیفات و پژوهش‌های ارزشمند خود، میراثی ماندگار از خود به یادگار گذاشته است. آثار او همچنان مورد مطالعه و استناد پژوهشگران و دانشجویان قرار می‌گیرد.


برخی از ویژگی‌های بارز ایرج افشار:

پژوهشگری جامع‌الاطلاع:
افشار در حوزه‌های مختلفی از جمله تاریخ، ادبیات، فرهنگ و کتابداری تبحر داشت.

علاقه به فرهنگ و تاریخ ایران:
او تمام عمر خود را وقف مطالعه و پژوهش در زمینه فرهنگ و تاریخ ایران کرد.

دقت و وسواس در کار:
افشار در کارهای خود بسیار دقیق و وسواس به خرج می‌داد.

عشق به کتاب: کتاب برای افشار تنها یک شیء نبود، بلکه ابزاری برای کسب دانش و آگاهی بود.


روانش شاد - یاد و نامش جاوید

🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

#شایسته_‌سالاری در شاهنامه

سپاهی  نباید که با پیشه‌ور،
به یک روی جویند هردو هنر!
یکی  کارورز  و  دگر  گرزدار،
سزاوار هر کس پدیدست کار!
چُن این کار آن جوید، آن کار این،
سراسر  پرآشوب گردد زمین!


         «فرمان #فریدون پس از چیرگی بر #ضحاک»

🗣 پهلوان #محسن_میرآفتاب


@ShahnamehToosi

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

#سالروز_جشن_هزاره_فردوسی

🔹۱۲ مهرماه ۱۳۱۳ جشن هزاره فردوسی برگزار شد.جشن هزاره فردوسی سلسله آیین‌هایی بود که به مناسبت هزارمین سال زادروز فردوسی در مهرِ سال ۱۳۱۳ در تهران، طوس و دیگر شهرهای ایران برگزار شد. در کنگره هزاره فردوسی به مدت پنج روز سخنرانی هایی درباره فردوسی و شاهنامه ایراد گردید و در کتاب هزاره فردوسی منتشر شد.


🔸درکنگرهٔ هزارهٔ فردوسی، که نخستین اجتماع بزرگ علمی در ایران بود، ۴۰ تن از ایران‌شناسان برجسته از ۱۷ کشور و ۴۰ تن از دانشمندان و ادیبان ایرانی شرکت داشتند. در ۵ روز، از ۱۲ تا ۱۶ مهر ۱۳۱۳، سخنرانی‌هایی در تالار دارالفنون در تهران ایراد شد و تعدادی از آنها در کتاب هزارهٔ فردوسی به چاپ رسید. جشن هزارهٔ فردوسی به سال ۱۳۱۳ یکی از رویدادهای مهم فرهنگیِ قرن، و مهم‌ترین کنگرهٔ علمی بود آن دوران بود. همزمان با کنگرهٔ هزارهٔ فردوسی در بیشتر شهرهای ایران نیز مراسمی برگزار و در آنها سخنرانی‌هایی ایراد شد، و شعرهایی خوانده و نمایش‌هایی از داستان‌های شاهنامه اجرا گردید. در شهرهای مختلف، خیابان‌ها و دبستان‌ها و دبیرستان‌هایی به نام فردوسی نام‌گذاری شد.
@shahnamehpajohan

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

#جلال_خالقی_مطلق:
جشن مهرگان یک جشن فرهنگی است


جشن مهرگان یک جشن فرهنگی است و این جشن تا سده‌ی ششم و هفتم گرفته می‌شد و در زمان ما دوباره زنده شده است، من دوستدار تاریخ سراسر ایران هستم، از پیش از کورش و از زمان زرتشت و بر این باورم که ما باید همه‌ی تاریخ و فرهنگ مان را ارج بگذاریم و در برابر کاستی‌ها و مشکلات تاریخ احساس مسوولیت داشته باشیم و به نقاط ضعف تاریخی اقرار کنیم. ما باید بدون تعصب به تاریخ‌مان بنگریم و بدانیم برای  کشور کهن ایران ناشایست است که تاریخ آن را دو پاره کنیم و بخشی از آن را دور بریزیم. بسیاری از اندیشه‌ها و بینش‌های نیاکان ما در متون پس از اسلام وجود دارد. باید با چشم‌پوشی از تعصبات به همه‌ی فرهنگ خود عشق بورزیم. از بالندگی‌های تاریخ ما جشن‌های کهن ایرانی است. وظیفه همه ی ما است که با یاری نهاد های فرهنگی و دانشگاهی همه‌ی جشن های ایرانی را زنده و برپا کنیم و امید است که جشنی چون مهرگان که اکنون توسط فرهیختگان و دانشجویان برگزار می شود برای همه مردم همگانی شود.

@shahnamehpajohan

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

🔰به مناسبت دهم مهر، جشن مهرگان؛
جشن مهرگان پیام‌آور رویش و پاسداشت زمین
مهرگان یادآور رهایی مردمان ایران‌زمین از ستم با شورش کاوه آهنگر بر ضحاک

🔸شیرین بیانی در کتاب «نوروز و مهرگان» نوشته است: نوروز جشن زایش و مهرگان جشن رویش است. او ضمن اشاره به شیوه زندگی وابسته به کشاورزی پیشینیان و تقویم کهن به اهمیت پاسداشت زمین و چرخه کشت می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه و با چه شیوه‌هایی ایرانیان رسوم و جشن‌های خود را از پی قرون مختلف و دوره‌های سخت تاریخی حفظ کرده‌اند.


🔸جشن مهرگان در گاهشماری و فرهنگ ایران باستان پس از نوروز دارای اهمیت برجسته‌ای بوده است. ایرانیان از دیرباز جشنی به نام جشن مهرگان را برگزار می‌کردند که جشن ارج نهادن به عهد و پیمان است. پایبند بودن به عهد و پیمان چنان جایگاهی در میان ایرانیان باستان داشته که شکستن پیمان خود را در هر شرایطی حتی با یک دروغکار گناه می‌دانستند و این امر یکی از ارزش‌های این فرهنگ است که این چنین به راستی و پایبندی به عهد و پیمان ارج می‌نهادند.

🔸بر پایه شاهنامه فردوسی پیدایش جشن مهرگان در تاریخ ایران را به پیروزی ایرانیان بر ضحاک ستمگر به رهبری کاوه آهنگر نسبت می‌دهند که پس از تلاش و پایمردی فراوان را به بند آوردند و فریدون را به عنوان رهبر خود برگزیدند و در واپسین روز جشن فریدون و مردم خسته از بیداد و ستم ضحاک ماردوش را در کوه دماوند به بند کشیدند. شاید بتوان به این نکته نیز اشاره کرد که مهرگان یادآور رهایی مردمان ایران زمین از ستم نیز است. از نگاه اسطوره‌ای دلیل گرامیداشت این روز در نزد ایرانیان آن است که پس از شهریاری جمشیدشاه ضحاک در ایران پادشاهی کرد، روزگار او برای ایرانیان دوران بیداد و ستم بود اما سرانجام فریدون به همراهی کاوه آهنگر بر ضحاک شورید، از پادشاهی برکنارش کرد و او را در کوه دماوند به بند کشید. بر پایه این اسطوره، ضحاک تا پایان جهان در دماوند زندانی شد. ایرانیان به شکرانه این رخداد نیک و آزادی که در روز مهر از ماه مهر روی داده است جشنی بزرگ برپا کردند و هر ساله تا به امروز این جشن را گرامی می‌دارند.

🔸️یکی از آیین‌های مهرگانی، برپا داشتن خوان مهرگانی در این روز است. خوان مهرگان بر روی پارچه‌ای ارغوانی رنگ گسترده می‌شود و روز آن هفت حبوبات، ترازو به نشانه‌ اعتدال پاییزی، میوه‌های پاییزی و سرخ رنگ مانند انار، سیب، ترنج، انگور، عناب، سنجد و... عصاره‌ گیاه هوم، جام آتش، شکر، شیرینی و بوهای خوش همچون کندر و اسپند و گلاب جای می‌گیرد. آش، حلوا، سیروگ(سیرو)، کماچ، چنگمال(چُمال) و خوراک ویژه‌ای به نام «دون: آشی که از گندم، جو، عدس، ماش، لوبیاسفید، لوبیا چشم‌بلبلی، نخود، برنج و چغندر پخته می‌شود» نیز از دیگر خوراکی‌های این خوان است.

@ibna_official

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

@shafiei_kadkani

«مثنوی معنوی حضرت مولانا بزرگ‌ترین حماسهٔ روحانی بشریّت است که خداوند برای جاودانه کردنِ فرهنگ ایرانی آن را به زبان پارسی هدیه کرده است.»

▪️محال است که شما یک صفحه از مثنوی را، برای نمونه، ده بار بخوانید و هر بار در نظر شما جلوه‌ای دیگر نداشته باشد. این از معجزات این کتاب است، کتابی که نه آغازِ آن به شیوهٔ دیگرِ کتابها است و نه پایانِ آن. جای دیگری نوشته بودم انس و الفت با ادب عرفانی، اگر به حقیقت برای کسی حاصل شود، مثنوی را «به لحاظِ صورت و فُرم نیز قوی‌‌ترین اثرِ زبان فارسی به شمار خواهد آورد.» نه اینکه بگوید معانیِ بسیار خوبی است اما در شیوهٔ بیان یا صورتْ دارای ضعف و نقص است.

▪️مثنوی ساختاری پیچیده و سیّال دارد. بوطیقای روایت و قصه، در آن، پیوسته شکل عوض می‌کند و به هیچ‌روی قابل طبقه‌بندی نیست.

▪️در ادبیات جهان برای هر مؤلفی می‌توان فرم‌های خاصی در نظر گرفت و حاصل آفرینش او را در آن فرم‌ها طبقه‌بندی کرد الّا مثنوی که مثل جریانِ رودخانه، هر لحظه به شکلی درمی‌آید.

✍️#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
📚 مقدمهٔ غزلیات شمس تبریزی

گرامی باد هشتم مهر - روز بزرگداشت مولانا
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

طنّازی شمس تبریزی

در میان آن همه فتنه و آشوب و غوغایی که حضورِ شمس در جمع مریدان مولانا برانگیخته بود؛ سخنی از او در مقالات هست که به طرز شگفتی نشان می‌دهد او چگونه با آسوده‌خیالی و خوش‌باشی و طنّازیِ خاص خود، کُلِ ماجرا را از منظری بلند، انگار همچون بازی و نمایشی مضحک و خنده‌‌‌دار می‌نگریست. می‌گوید این مریدان مولانا که گمان می‌کنند من پیر آنها را از کف ایشان ربوده‌ام و به همین خاطر، از غایتِ غیرت، برای بیرون راندن من از میدان، دست به هر کاری می‌زنند، احمق بودند؛ چه اگر احمق نبودند اصلا نیازی به این همه دسیسه و تکاپو و تقلا نبود. کافی بود هر کدام دخل و درآمدِ یکسال خود را همچون رشوه یا پاداشی به من می‌دادند. در این صورت من هم زحمت را کم می‌کردم و می‌رفتم.

تا این‌جای حرف شمس خیلی عجیب نیست. شاید هم اگر واقعا این خواسته را مطرح می‌کرد برای ختم غائله، بی‌چون و چرا با اجابتِ مریدان مولانا همراه می‌شد. رندی و بازیگوشی شمس، زمانی بیشتر آشکار می‌شود که در ادامه می‌گوید پس از حصول این نقد که احتمالا ده دوازده هزاری می‌شد به مولانا پنهانی پیغام می‌دادم که ای مولانا چیزکی نقد شد، برخیز تا برویم. می‌رفتیم و با این پولِ، خوش می‌بودیم و آن‌گاه پس از مدتی بازمی‌گشتیم!

بهتر است خودتان عین عبارات شمس را بخوانید و لذت ببرید:

«این مریدان احمق بودند واگرنه هر کسی دخل یکسالینه‌ٔ خود به من دادندی که این بِستان و برو. ده دوازده هزاری حاصل شدی. من به نهان پیغام کردمی که ای مولانا چیزکی نقد حاصل شد خیز تا برویم. برخاستیمی با آن مدتی خوش بودیمی آنگاه بازآمدیمی».
( مقالات شمس، چاپ استاد موحد، ص۲۳۳)

@irajrezaie

/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

⁣
⁣
#ژاله_آموزگار:⁣
⁣فردوسی قهرمان است

در سلسله سامانیان یعقوب لیث را داریم که زمنیه ترویج زبان فارسی در ایام تاریک آن زمان فراهم کرد، فردوسی قهرمان است و هنوز در دل ایرانیان جای دارد چراکه تمام وجودش را در شاهنامه گذاشت تا هویت ایرانی در طی سالیان فراموش نشود، سعدی قهرمان است، او جهان را در می‌نوردد و می‌آمیزد و می‌آموزاند و داستان‌هایش مثل می‌شوند و برای ما همیشه استاد سخن باقی می‌ماند. مولوی قهرمان است، او ما را افکار و اشعارش به اوج معرفت رساند. حافظ قهرمان است، تفکر ژرف و مرموزش در لا به لای سرودهای آسمانی‌اش بخش احساسی دیگری از ایرانیان را جلوه می‌بخشد و آرامگاهش قبله دل‌هاست، بیهقی قهرمان است، هنرش را در داستانِ حسنک می‌نویسد تا عبرت همگان گردد، دهخدا قهرمان است که از شهری کوچک بر می‌خیزد و پایه گذار این مجموعه افتخار آمیز می‌شود، شهریار قهرمان است که ما را با زیبایی های کودکی‌اش در حیدر بابا شریک می‌کند تا بدانیم چه مردم دوست داشتنی هستیم، او به معشوقش می گوید «آمدی جانم به قربانت» تا من و شما عشق را فراموش نکنیم.⁣
⁣
⁣@shahnamehpajohan

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

#محمد_علی_اسلامی_ندوشن:
قلمرو فرهنگی ایران بسیار وسیع است


تاریخ ایران شامل سرزمین‌هایی است که اکنون جزو سرزمین ما نیستند. قلمرو فرهنگی ایران بسیار وسیع است و امپراطوری ایران پیش از اسلام، به نوعی امپراطوری فرهنگی تبدیل شد؛ ضمن آن‌که زبان فارسی کل آسیای میانه و قسمتی از هندوستان را در بر می‌گرفت؛ بنابراین ایران فرهنگی، ایرانی است که فرهنگ این کشور در آن مناطق نفوذ کرده و معماری، نقاشی و آثار هنری ایران به آن کشور رفته باشد.تمدن پیش از اسلام، تمدن یک ابرقدرت بوده‌است که در صحنهٔ وسیعی از جهان گسترده بود و پس از اسلام، تمدن ایران از طریق فرهنگ و زبان این کشور گسترش یافت.

@shahnamehpajohan⁣⁣⁣⁣

/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

جلال خالقی مطلق:


به خاطر دارم ادیب بزرگی به من می‌گفت من در پنج سالگی پیش پدر گلستان سعدی خواندم! گفتم‌ای داد بیداد، پدرت به تو خیلی بدی کرده! تو را از بازی بازداشته است! بچه در پنج‌سالگی باید بازی کند تا رویاها و تخیلش نیرو بگیرد. بنابراین اگر داستانی برای بچه پنج‌ساله می‌خوانید، باید بتواند او را شاد کند. گلستان سعدی برای بچه پنج ساله مناسب نیست. بنابراین نباید به حرف ادبای سنت‌گرا زیاد توجه کرد. حتی برخی از آنها می‌گویند نباید از روی شاهنامه انیمیشن و کارتون ساخت، چون شاهنامه سبک می‌شود! این در حالی است که در غرب همه ادبیات گذشته خود را به صورت فیلم و انیمیشن درست می‌کنند و به بچه‌ها نشان می‌دهند. چرا ما از این تکنیک پیشرفته دریغ کنیم؟! نتیجه‌اش این می‌شود که بچه‌های ما به ادبیات و فیلم‌های غربی روی می‌آورند. در حالی که بعضی از حکایات گلستان سعدی را هم می‌توان به صورت فیلم‌هایی ساخت که برای بچه‌ها نیز جالب باشد. بسیاری از حکایات ما چنین است، مثل کلیله و دمنه و کارهای نظامی و دیگران. منتها باید طوری ساخته شود که برای آنها جالب باشد، نه اینکه بچه را مجبور کنیم دو زانو روبه‌روی ما بنشیند و ما برایش گلستان سعدی بخوانیم.



@shahnamehpajohan

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

‍ بیست و یکم مهرماه سالروز درگذشت غلامحسین مصاحب، ریاضی‌دان و سرپرست دائرة‌المعارف فارسی

مصاحب صاحب شمّ ابتکاری و تازه‌یابی بود. دو موردی را که مناسب است عرض کنم یکی ابداع حروف کج برای خط فارسی است به منظور آنکه در عرض حروف معروف به ایتالیک در خط‌های لاتینی قرار بگیرد و همان نوع استعمال را داشته باشد. این حروف تا حدودی رواج یافته است و در کتب و مجلات کم و بیش استعمال پذیرفته است. دیگری استعمال عدد صفر است به شکل دایره‌ای بسیار کوچک و به شکلی که درونش سیاه نباشد (تقریباً به مانند صفر در عددهای اروپایی) و این استعمال اگرچه تازه‌یاب می‌نماید، بازیابی اوست از آنچه مرسوم قدمای ما بود و در نسخ خطی ریاضی معمولاً عدد صفر به همین اسلوب دیده شده است و طبیعی است که اگر صفر و نقطه به یک شکل باشد موجب خطا و اشتباه خواهد بود. مرجح آن است که وجه تمایزی میان آن دو گذاشته شود. مصاحب خود در صفحۀ ۱۳ مدخل دائرةالمعارف تفصیلی در این باب دارد.
مصاحب در زمینۀ لغت و پهنۀ بسیار وسیع آن آزمایش‌ها کرد و مخصوصاً در مورد وضع لغات جدید در قبال لغت‌ها و اصطلاح‌های خارجی که به مناسبت احتیاج و ضرورت ناچار از وارد کردن آن‌ها هستیم رویه‌ای و اسلوبی داشت که بر روش و ترتیب فرهنگستان‌ها امتیاز داشت و علی‌الاصول دارای زنندگی و ناچسبی نبود. سال‌ها بود که با جمعی از دوستان خود هفته‌ای یک روز می‌نشست و به بحث و فحص در لغات از آن دست می‌پرداختند. احمد آرام و صفی اصفیا و حسین گل‌گلاب و مصطفی مقرّبی و ناصح ناطق از آن زمره‌اند. یک جزوه از حاصل کارشان فرهنگ اصطلاحات جغرافیایی است که در سال ۱۳۳۸ به چاپ رسید. مقدمۀ آن کتاب گویای روشی روشن است که مصاحب بدان پایبندی داشت.

[نادره‌کاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۳، ج ۱، ص ۵۷۶-۵۷۷]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation

🔸/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

.

حافظ


ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامهٔ کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است
کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم

رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم
سرّ حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم

شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد
التفاتش به می صاف مروّق نکنیم

خوش برانیم جهان در نظر راهروان
فکر اسب سیه و زین مغرّق نکنیم

آسمان کشتی ارباب هنر می‌شکند
تکیه آن به که بر این بحر معلّق نکنیم

گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید
گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او
ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم

🌺🍃 /channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

و مرا گفت:
میانِ خاموشی و سخن گفتن مغاکی است که در آن گور خرد است و گورستان چیزها.
و قال لی:
بین النُطقِ و الصُمتِ برزخٌ فیه قبرُ العقلِ و فیه قُبورُ الأشیاء
نفری
[از مقدمهٔ دفتر شعر «مثل درخت در شب باران»]
*مَغاک: گودالی ژرف و‌ عمیق


محمدرضا شفیعی کدکنی هشتاد و هفت ساله شد.
#شفیعی_کدکنی
عکس: سارا بقایی، دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران.

🔸برگرفته از کانال تلگرامی شفیعی کدکنی
/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

🔰میراث فرهنگی و ضرورت آن در نوشتاری از حکمت‌الله ملاصالحی؛
بی‌خبری تاریخی و میراث‌ستیزی

🔸استاد باستان‌شناسی دانشگاه تهران نوشت:‌ بی‌خبری تاریخی و تاریخ‌ناشناسی و میراث‌ناشناسی یعنی این‌که سوار بر بال رخدادها، افتان و خیزان بروی، بی‌آنکه بدانی به کدام سوی می‌روی یا سیل و طوفان و امواج رخدادها و خیزش‌ها و ریزش‌های فکری و تحولات، تو را و جامعه تو را به کجا و کدام سوی می‌برند

🔸مراد از «خودآگاهی تاریخی» و اهمیت و ضرورت چنین خودآگاهی، به‌ویژه در جامعه و جهان و در عصر تمدنی عالمگیر و زمانه‌ای خطرخیز و خطرناک و به‌طرزی اغراق‌آمیز تاریخ‌مدار و تاریخ‌اندیش، که در طوفان توفنده و نفس‌گیر انواع و اطوار اتفاقات و تحولات تاریخی و خیزش‌ها و ریزش‌های بی‌مهمیز و مهار فکری و فرهنگی فروغلتیده است، این است که بدانی، ببینی، بشناسی و بفهمی در کجای چنین تاریخی و چنین عصر و عالمی ایستاده‌ای و حضور داری؛ در چه زمانه‌ای با چه ویژگی‌ها و شاخصه‌هایی به سر می‌بری و زندگی می‌کنی؛ بر کدام سنت و میراث و پیشینه و ریشه و عقبه مدنی و معنوی تکیه زده‌ای؛ چه نسبتی با آن سنت‌ها و مواریث مدنی و معنوی داری؛ چه نسبتی با رخدادها و تحولات عصر و عالمی که در آن به سر می‌بری داری؛ و به کدام سو ره می‌سپاری یا تو را به کدام سو می‌برند.

🔸️چرخش و گردش و دست‌به‌دست‌شدن سنت‌ها و میراث‌ها در فرهنگ، گزینشی است. فرهنگ همان‌قدر که اکتسابی عمل می‌کند و اکتسابی ره می‌سپارد و استمرار می‌یابد و ماهیتی اکتسابی دارد، گزینشی نیز عمل می‌کند. گوهرین و اصیل‌ترین‌ها را برمی‌گزیند، به خاطر می‌سپارد و بازخوانی می‌کند؛ نه همه سنت‌ها و میراث‌ها و کرده‌ها و کردارها را. قرار نیست همه هشتاد میلیون جمعیت ایران، همه حافظان شصت‌هزار بیت شاهنامه در حافظه خود باشند و اگر نباشند، آنان را فردوسی‌ناشناس و شاهنامه‌ناخوانده بدانیم و علاقه و ارادتشان به فردوسی را موهوم ببینیم.

🔸️چه آسیب‌ها که از تاریخ‌ناشناسی و تاریخ‌ناخواندگی ندیده‌ایم و چه زخم‌ها که ملک و ملت ما بر تن و جان خود از این جماعت بی‌خبر از تاریخ، تاریخ‌ناشناس و بی‌مهر به خوان‌های ضیافت رنگارنگی که بر سفره‌های غنی مواریث آن نشسته‌اند و از آن کام برمی‌گیرند و ناسپاسی می‌کنند، ندیده و ندارد! چه پیامدهای پرخسارت و پرهزینه و گاه جبران‌ناپذیر که خوانش‌های نادرست و کژ و ناراست و تاریخ‌ناشناسانه برای ملک و ملت و میهن ما در پی نداشته است!

🔸بی‌خبری تاریخی و تاریخ‌ناشناسی و میراث‌ناشناسی یعنی این‌که سوار بر بال رخدادها، افتان و خیزان بروی، بی‌آنکه بدانی به کدام سوی می‌روی یا سیل و طوفان و امواج رخدادها و خیزش‌ها و ریزش‌های فکری و تحولات، تو را و جامعه تو را به کجا و کدام سوی می‌برند.

@ibna_official

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

🔻ایرج افشار؛ ایران‌شناسی به شیوه «خضر»

به بهانه شانزدهم مهرماه، زادروز ایرج افشار

بعضی انسان‌ها اگر متولد نمی‌شدند، جهان چیزهای بسیاری کم داشت؛ مثلا ایرج افشار از همان انسان‌هایی است که وجودشان برای «ایران» کاملا ضروری بود. مقالات، کتاب‌شناسی‌ها، سفرنامه‌ها و دیگر تلاش‌های او نشان می‌دهد که این انسان بزرگ، تا چه اندازه به سرزمین خود افتخار می‌کرد و دل می‌سوزاند و به جای هرگونه سخن‌گفتن، مطالعه می‌کرد و می‌نوشت و راه می‌سپرد.

خضروار سفرکردن

ایرج افشار دانشمندی  بود که برای شناساندن ایران به ایرانیان و جهانیان، فقط در گوشه کتابخانه نمی‌نشست، چون می‌دانست بسیاری ناگفته‌ها و نشنیده‌ها در راه‌ها و بیراهه‌های ایران وجود دارد که باید دیگران بدانند.افشار در پاسخ به این پرسش که از او پرسیده‌اند کدام یک از شخصیت‌های ادبیات را دوست دارد، گفته است «خضر» چون زیاد سفر می‌کرد.
او سفرنامه‌ها و سفرنامچه‌ها و مقالات و عکس‌های بسیاری از سفرهای خود بر جای گذاشته است که شیفتگی او را به کهن‌سرزمین خودش نشان می‌دهد.

حسرت‌ها و ای‌کاش‌ها

ایرج افشار در سفرنامه‌هایش دردهایی از جنس ایران را بیان می‌کند. مثلا وقتی به «نیستانک» می‌رسد، درباره کاروان‌سرایی قاجاری افسوس می‌خورد و می‌گوید:«کاروان‌سرای قاجاری زیبا را دیدم که باغ و ساختمانی دولتی مانع نمایش و منظره آن شده است.زهی افسوس به جای اینکه این میدانگاهی پیش کاروانسرا را پارک کنند، تبدیل به اداره‌ای کرده‌اند که می‌شد دویست متر آن طرف‌تر در فضای باز بیابان ساخت»( از آتشکده تا آب‌انبار، ۱۷).

نمایاندن ارزش‌ها

ایرج افشار در میان حسرت‌های بی‌شماری که برای برخی بی‌خردی‌ها و بی‌توجهی‌ها به میراث فرهنگی ایران می‌خورد، ذوق‌هایش را هم بیان می‌کند و ثبت این ذوق‌ها نوعی یادآوری به ایرانیان است که باید چگونه ایرانی زندگی کنند. به عنوان مثال، در بازدید از «بازار کرمان» از یک صحافی بسیار قدیمی نام می‌برد:  «در بازار کرمان همه چیز می‌توان یافت: شلوار جین، کفش ورزشی، جواهرات و..اما در میان این مغازه‌های بسیار غرب‌زده، دکان محمد حسین اسلام‌پناه، یکی از آخرین صحافان واقعی کتاب، ارزش بازدید دارد. این مهندس سابق که ۶۳ سال دارد، اکنون بیست سال است که در اینجا مشغول صیقل دادن و صاف کردن چرم است و حرفه پدری خود را حفظ می‌کند. اگر در ساعت استراحت از نزدیکی او بگذرید، ممکن است او را در حال خواندن ژیل بلاس ببینید.(از آتشکده تا آب‌انبار، ۲۹)

نام‌ها و ریشه‌ها

یکی از مواردی که ایرج افشار در سفرنامه‌هایش به آن اشاره کرده است و خواسته که جانب آن رعایت شود، نام جای‌ها و آبادی‌ها است. مثلا در مسیر نائین، هنگامی که به «بم بیذ» می‌رسد، می بیند که نام آن را تغییر داده و «بم وید» گذاشته‌اند و اینجاست که می‌گوید:«کاش دولت دستور می‌داد ادارات دولتی وارد این مقولات و از زبان‌شناسی و ریشه‌شناسی دست بکشند و احترام نام آبادی‌ها را به نحوی که در زبان و حتی لهجه مردم محل رایج است، محفوظ بدارند.»وی سپس توضیح می‌دهد که «بیذ» به معنی «درخت» است؛ چنانکه در «بیدمشک» و..(گلگشت در وطن، ۵۲۵)

به طور کلی باید گفت ایرج افشار ایران‌شناسی بود که با دل و جانش به سفر می‌رفت و انگار از نزدیک به میراث کهنسال ایران سرکشی می‌کرد و دیده‌های خود را گزارش می‌داد، تا به زیبایی‌ها افتخار و نازیبایی‌ها را مرمت کنیم.

یادش گرامی باد.


برای مطالعه بیشتر:

افشار، ایرج. (۱۳۸۳). گلگشت در وطن. تهران: اختران.

افشار، ایرج. (۱۳۹۵). از آتشکده تا آب‌انبار. به کوشش میلاد عظیمی. مجله بخارا. سال هجدهم، شماره ۱۱۱.

عظیمی، میلاد.(۱۳۹۵). ایرج افشار چگونه سفر می‌رفت و سفرنامه می‌نوشت؟. مجله بخارا. سال هجدهم، شماره ۱۱۱.

دکتر فاطمه محمدزاده _ قطب علمی فردوسی و شاهنامه

/channel/ghotbeelmiferdowsi

🔸/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

#ژاله_آموزگار:
فردوسی با هر نوزادی در ایران زاده می شود

زادگاه و تاریخ تولد فردوسی اهمیتی ندارد ، زیرا همه جای ایران سرای اوست . او با هر نوزادی در ایران زاده می شود اما مرگ فرهنگی ندارد . من فردوسی را تنها پیکرتراشی نمی‎بینم که پتکی بر سنگی بکوبد تا پیکری بی جان بسازد. او برای من آرشی است که همۀ هستی، عمر و جان و روانش را در این اثر نهاد و هم چون آرش که خود تیر شد تا گسترۀ ایران گسترده‎تر شود، فردوسی نیز خود شاهنامه شد تا فرهنگ ایرانی زنده بماند. او پیر شد. پیمان‎شکنی از فرمانروایان دید، مرگ غریبانه‎ای به سراغش آمد اما موفق شد سایه‎بانی بسازد که نام و فرهنگ ایران، در سایۀ آن، از گزند زمان، در امان بماند .
@shahnamehpajohan

🔸/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

#ژاله_آموزگار :
فردوسی قهرمان‌ها را چرخانده است


فردوسی قهرمان‌ها را چرخانده است؛ یعنی هیچگاه نخواسته که دین و باور خاصی را ترویج دهد. مثلا به جای آنکه مشی و مشیانه را مطرح کند این دو واژه را حذف کرده است. در حالی که در تاریخ طبری و … این موضوعات وجود دارد. وی سعی داشته که بدین شکل این اثر را نگاه دارد که با هیچ یک از اعتقادات روز آن قرن تلاقی پیدا نکند. من فکر می کنم کاری که فردوسی کرده باعث شده است که شاهنامه را خلاف دین فرض نکنند و ما  بتوانیم به راحتی نام فرزندانمان را اسفندیار بگذاریم. این هنر فردوسی است. برای اینکه هیچگاه به جنگ با عقاید و به سراغ داستان نخستین انسان نرفته و گفته است که وقتی آفتاب وارد برج حمل شد کیومرث کدخدا شد.

@shahnamehpajohan

🔸/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

📚   📖   📚

‍یازدهم مهر - سالروز درگذشت زنده‌یاد #ماهیار_نوابی
پژوهشگری در ژرفای تاریخ و زبان

جاویدنام #یحیی_ماهیار_نوابی نامی آشنا در پهنه ادبیات، زبان‌شناسی و فرهنگ باستانی ایران است. ایشان پژوهشگری برجسته بودند که سال‌های زندگی خود را وقف پژوهش در زمینه زبان‌ها و فرهنگ‌های باستانی ایران کردند.


زندگی و فعالیت‌های علمی


🔹 تولد و تحصیلات: ماهیار نوابی دهم دی ۱۲۹۱  در شیراز زاده شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شیراز و تهران گذراند و سپس در رشته ادبیات دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت.

🔹 علاقه به زبان‌های باستانی:  نوابی از همان آغاز به زبان‌های باستانی ایران دلبستگی نشان داد. پایان‌نامه دکتری او در باره کتیبه بغستان (بیستون) بود که نشان از ژرفا و گستره دلبستگی او به این حوزه دارد.

🔹سفر به اروپا و تحصیل در دانشگاه‌های معتبر: برای تکمیل دانش خود، نوابی به اروپا سفر کرد و در دانشگاه‌های لندن و گوتینگن آلمان به مطالعه زبان‌های باستانی ایران پرداخت.

🔹فعالیت‌های دانشگاهی: پس از بازگشت به ایران، نوابی در دانشگاه تبریز به تدریس زبان‌های باستانی پرداخت و چندی نیز ریاست دانشکده ادبیات این دانشگاه را بر عهده داشت. همچنین، در دانشگاه تهران به عنوان استاد و رئیس گروه زبان‌شناسی و فرهنگ و زبان‌های باستانی ایران فعالیت کرد.

🔹تأسیس مؤسسه آسیایی: نوابی در شیراز مؤسسه آسیایی را تأسیس کرد و در آن به آموزش تاریخ و فرهنگ ایران و زبان‌های باستانی پرداخت.


دستاوردهای علمی

🔹تالیفات و ترجمه‌ها: نوابی آثار متعددی در زمینه زبان‌شناسی و فرهنگ باستانی ایران تالیف و ترجمه کرده است. برخی از آثار مشهور او عبارتند از:
🔸ترجمه کتاب یادگار زریران
🔸مقالات و کتاب‌های متعدد در باره زبان‌های اوستایی، پهلوی، پارتی و زبان‌های ایرانی دیگر

🔹عضویت در فرهنگستان زبان ایران: نوابی به عضویت فرهنگستان زبان ایران درآمد و در تدوین واژگان و اصطلاحات علمی فارسی نقش فعالی داشت.

🔹بنیان‌گذاری رشته‌های جدید دانشگاهی: نوابی در مؤسسه آسیایی، رشته‌های فکارشناسی ارشد تاریخ و فرهنگ ایران و فرهنگ و زبان‌های باستانی ایران را دایر کرد که گامی مهم در راستای توسعه مطالعات ایران‌شناسی بود.


اهمیت کارهای ماهیار نوابی

کارهای ماهیار نوابی در شناخت بهتر زبان‌ها و فرهنگ‌های باستانی ایران نقش بسیار مهمی داشته است. ایشان با تحقیقات و مطالعات گسترده خود، گنجینه‌ای ارزشمند از دانش را برای نسل‌های آینده به یادگار گذاشته‌اند.


چرا مطالعه آثار ماهیار نوابی اهمیت دارد؟

🔹درک بهتر ریشه‌های فرهنگی و زبانی ایرانیان: آثار نوابی به ما کمک می‌کند تا ریشه‌های فرهنگی و زبانی خود را بهتر بشناسیم.

🔹توسعه مطالعات ایران‌شناسی: پژوهش‌های نوابی در گسترش مطالعات ایران‌شناسی در سطح جهان نقش مهمی داشته است.

🔹الگویی برای پژوهشگران جوان: نوابی الگوی مناسبی برای پژوهشگران جوان در حوزه زبان‌شناسی و فرهنگ باستانی است.

زنده‌یاد #ماهیار_نوابی یازدهم مهر ۱۳۷۹ در کشور سوئد دیده از جهان فروبست!

روانش شاد - نامش جاوید

🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd

🔸/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

۱۰ مهر زادروز زنده‌یاد استاد #ملک‌مهرداد_بهار (۱۳۰۸ – ۱۳۷۳ تهران)

▪️ ایران‌شناس، اسطوره‌پژوه و استاد دانشگاه تهران.

▪️ فرزند ملک‌الشعرای بهار (شاعر و سیاستمدار نامدار).

▪️ دانش‌آموخته باستان‌شناسی و فرهنگ ایران باستان؛ سال‌ها در پژوهشگاه علوم انسانی و دانشگاه تهران تدریس کرد.

🔸 حوزه پژوهش

تمرکز بر اسطوره‌شناسی ایران، تاریخ دین‌های ایرانی، و تحلیل اوستا و متون پهلوی.
در تفسیر و بازشناسی اسطوره‌های ایرانی و ارتباط آن‌ها با فرهنگ هند و اروپایی نقشی اساسی داشت.

🔸 آثار مهم

▪️ جستاری چند در فرهنگ ایران
▪️ ادیان آسیایی
▪️ پژوهشی در اساطیر ایران
▪️ بُندهش، فرنبغ دادگی
▪️ واژه‌نامهٔ بُندهش (پهلوی - فارسی)
▪️ واژه‌نامهٔ گزیده‌های زاداسپرم
▪️ مقالات متعدد درباره شاهنامه و تاریخ اسطوره‌ای ایران

🔸 جایگاه

▪️ از پایه‌گذاران مطالعات نوین اسطوره‌شناسی در ایران معاصر

▪️ آثارش هنوز از منابع اصلی برای پژوهشگران فرهنگ و اسطوره ایرانی است.


روانش شاد - یاد و نامش ماندگار

🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd

🔹/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

🔻مولانا آتشی که جهان را روشن کرد

به مناسبت هشتم مهرماه، روز بزرگداشت مولانا

هنگامی که درباره آتش سخن می‌گوییم، سوزندگی آن بیشتر از روشنایی‌اش به چشم می‌آید، اما این بار از روشنایی آتشی سخن می‌گوییم که جهان را برافروخته است؛ مولانا جلال‌الدین محمد بلخی.

در آغاز «نی نامه» در مثنوی آمده است:  آتش است این بانگ نای و نیست باد/ هرکه این آتش ندارد، نیست باد.

برای این بیت، تفسیرهای عرفانی بسیاری ذکر شده است، اما می‌توان گفت که این بانگ نای، آثار خود مولاناست که همه جهان را با کلامش روشنایی بخشیده است.

مولانا در مثنوی، نگاهی امروزی، جهانی و ماندگار دارد؛ نه همچون بادی که بگذرد و تمام شود. او در دل انسان امروز، جوش و خروشی برقرار می‌کند که این جوشیدن و فعالیت، سرچشمه پدید آمدن همه نیکی‌ها می‌شود.

خروشی که از عشق بر جان کائنات می‌ریزد، همان آتش روشن و گرمی است که سبب همه فعالیت‌های انسان می‌شود. چه کسی است که بدون شوق و عشق، دست به کاری زند و در آن توفیقی به دست آورد؟

مولانا در ابتدای مثنوی، انسان را به شور و هیجان می‌آورد،از عشق سخن می‌گوید که مایه و سرمایه همه چیز است و انسان در هر دوره‌ای و با هر زبان و فرهنگی، آن را با تعابیر و تعاریف مختلف می‌شناسد. بنابراین با کمک گرفتن از مفهومی که انسان با آن سر و کار دارد، مباحث مهم اخلاقی و عرفانی را آغاز کند، مطالبی که در نهایت، به خوب‌زیستن انسان می‌انجامد.

او درست مانند کسی است که با آرامش و شور درونی، کنار انسان می‌نشیند، ابتدا حکایتی و قصه‌ای آسان‌فهم برای او می‌گوید، سپس بر سر آن حکمت‌های بزرگ می‌رود.

مولانا از «نی» می‌گوید، همان ابزار  معمولی که همه آن را دیده‌اند، هم چوپانی آن را نواخته، هم موسیقی‌دانی با دانش موسیقی آن را بر لب گذاشته، هم کشاورزی آن را در زمین مشاهده کرده، هم نویسنده‌ای آن را بر صفحه‌ای کشیده است، پس عام و خاص، آن را دیده و شنیده‌ و به کار برده‌اند. اینجاست که مولانا می‌گوید: من به هر جمعیتی نالان شدم.

جهان امروز، خسته‌تر از آن است که اندرزهای ملال‌آور و مستقیم را برتابد. انسان نیازمند گفت‌و‌گوهایی صمیمی و زلال است، همان شیوه‌ای که مولانا در مثنوی دارد.


🔸دکتر فاطمه محمدزاده _ قطب علمی فردوسی و شاهنامه

/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

هشتم مهرماه روز بزرگداشت
جلال الدین محمد بلخی


«مثنوی معنوی حضرت مولانا بزرگ‌ترین حماسهٔ روحانی بشریّت است که خداوند برای جاودانه کردنِ فرهنگ ایرانی آن را به زبان پارسی هدیه کرده است.»

✍محمد رضا شفیعی کدکنی

🔸/channel/eshtadan

Читать полностью…

اشتادان Eshtadan

هفتم مهرماه، روز بزرگداشت شمس تبریزی
شمس تبریزی


🔸 محمّدبن علی‌بن مَلِک‌داد، درویش بی‌نام و نشانی که در بامداد روز شنبه بیست و ششم جمادی‌الاخری سال ۶۴۲ق به قونیه آمد و مولانا جلال‌الدّین محمّد بلخی (۶۰۴- ۶۷۳ق) را، که عالم و مدرّس و واعظی برجسته بود، مجذوب خود ساخت. مصاحبت شمس تحوّلي عظیم در احوال و افکار مولانا پدید آورد. سنّت مولویان - که قراین نیز آن را تأیید می‌کند - بر آن است که شمس تبریزی در آن هنگام مردی شصت‌ساله بود و مولانا بیش از یک نیمه عمر خود را سپری کرده بود. انبوه آثار منظوم و منثوری که از مولانا در دست داریم حاصلِ نیمۀ کوتاه‌ترِ عمرِ او، یعنی دوران پس از رسیدن به شمس، است. در آن میان تنها یک اثر را می‌توان مستثنی دانست که یادداشت‌هایی از چند مجلس سخنرانی در آغاز کارِ واعظی مولاناست (مجالس سبعه).


از عالم معنی الفی بیرون تاخت که هرکه آن الف را فهم کرد همه را فهم کرد، هرکه این الف را فهم نکرد هیچ فهم نکرد. طالبان چون بید می‌لرزند از برای فهم آن الف.


برگرفته از: مقالات شمس تبریزی، تصحیح محمدعلی موحد.

#شمس_تبريزی
#مولانا
#قونیه

@kheradsarayeferdowsi

🔸/channel/eshtadan

Читать полностью…
Subscribe to a channel