621
نقل متن های معتبرعلمی, فرهنگی,انتقادی از درگاه ها و گروه های تلگرامی با درج شناسه اشتادان در زمینه ایرانشناسی,فرهنگ و زبان های ایرانی ,میراث فرهنگیی* @Tabaa24
اگر در کشوری شرکت در تعیینِ سرنوشتِ مملکت، مشروط به داشتنِ روش و فکر خاصّی گردید و با هرکس که خارج از این روش و فکرِ خاص بود، معاملهی محجور و مطرود شد؛ این میشود تبعیض و بیعدالتی هم همراهش هست.
هر دستهای که ادّعا کند که فقط ما حقّ فرمانروایی داریم و دیگران محکوم به اطاعت کردناَند، فقط ما حقّ حرفزدن داریم و دیگران باید صُمٌّبُکم بمانند و این ادّعای خود را با زور بر کرسی بنشاند، مرتكب تبعیض شده است.
#بازتابها
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
🔹/channel/eshtadan
📝 استعاره؛ زبان ناگزیر روزگار استبداد
🔍 #استعاره در شرایط عادی، یکی از ابزارهای بلاغت و آفرینش ادبی است؛ اما در شرایط استبداد، کارکردی فراتر از آرایش زبان مییابد. هنگامی که قدرت سیاسی، واژهها را نیز در چنگ میگیرد و سخن آشکار را با کیفر پاسخ میدهد، #استعاره از یک گزینش ادبی به ضرورت وجودی تبدیل میشود! در چنین سپهری، انسان نه برای «زیباتر سخن گفتن»، که برای «امکانِ سخن گفتن» به استعاره پناه میبرد.
🔍 #جورج_اورول در رمان ۱۹۸۴، با طرح مفهوم «زبان نو» (Newspeak)، نشان داد [۱] که حکومتهای تمامیتخواه تنها در پی کنترل رفتار مردم نیستند، بلکه میکوشند دامنه اندیشیدن را نیز -با محدود کردن زبان- کاهش دهند. از نگاه او، اگر واژهای برای بیان یک اندیشه وجود نداشته باشد، اندیشیدن به آن نیز دشوارتر خواهد شد. بنابراین، استبداد با فقیر کردن زبان، افق اندیشه را نیز محدود میکند. در چنین وضعی، استعاره راهی برای گریز از زندان واژگان رسمی است.
🔍 #هانا_آرنت نیز در تحلیل نظامهای توتالیتر یادآور میشود [۲] که این حکومتها صرفاً بر «زور» متکی نیستند؛ بلکه میکوشند واقعیت را نیز بازتعریف کنند!
دروغ سازمانیافته، تبلیغات فراگیر و تحمیل روایت رسمی، مرز میان حقیقت و دروغ را تیره میکند. در چنین فضایی، حقیقت غالباً ناچار است در قالب داستان، تمثیل، طنز یا استعاره خود را حفظ کند. از این منظر، استعاره تنها پوششی برای حقیقت نیست؛ بلکه گاه آخرین پناهگاه آن است.
🔍 #پل_ریکور، فیلسوف هرمنوتیک، استدلال میکند [۳] که استعاره صرفاً جایگزینی یک واژه با واژهای دیگر نیست، بلکه شیوهای برای آفرینش معناست.
استعاره افقهای تازهای برای فهم واقعیت میگشاید و ما را قادر میسازد آنچه را زبان عادی از بیانش ناتوان است، دریابیم. اگر این تحلیل را به فضای استبداد تعمیم دهیم، استعاره نه فقط وسیلهای برای دور زدن سانسور، بلکه ابزاری برای حفظ امکان فهم واقعیت خواهد بود.
🔍 #جرج_لیکاف و #مارک_جانسون نیز نشان دادند [۴] که استعاره صرفاً متعلق به ادبیات نیست؛ بلکه ساختار اندیشه انسانی ذاتاً استعاری است. انسان بسیاری از مفاهیم پیچیده، مانند قدرت، آزادی، زمان یا عدالت را از طریق استعاره میفهمد. از این رو، هنگامی که قدرت سیاسی زبان را محدود میکند، تنها بیان را محدود نکرده است؛ بلکه بر شیوه اندیشیدن نیز اثر میگذارد. مقاومت زبانی در قالب استعاره، در واقع مقاومت شناختی نیز هست.
🔍 از سوی دیگر، #میخائیل_باختین با طرح مفهوم «چندصدایی» نشان داد [۵] که زبان هرگز کاملاً در انحصار قدرت قرار نمیگیرد. حتی زیر شدیدترین نظامهای سرکوبگر نیز صداهای بدیل از خلال طنز، کنایه، روایتهای عامیانه و نمادها به حیات خود ادامه میدهند. از این دیدگاه، استعاره نه تنها ابزار پنهانکاری، بلکه گسترهای برای تداوم گفتوگوی اجتماعی است.
🔍 تجربه تاریخی نیز این تحلیلها را تأیید میکند. از تمثیلهای #ازوپ [۶] در جهان باستان گرفته تا #قلعه_حیوانات #اورول؛ از شعرهای رمزی بسیاری از شاعران فارسیزبان تا ادبیات اروپای شرقی در دوران حکومتهای کمونیستی، استعاره بارها به زبان آزادی در روزگار فقدان آزادی تبدیل شده است.
مخاطبان، معنای نهفته را درمییافتند، زیرا تجربه مشترک سرکوب، کلید فهم متن بود.
🔍 از این دیدگاه، گسترش زبان استعاری در جامعهای استبدادزده نباید صرفاً ویژگی ادبی نویسندگان تلقی شود. این پدیده، شاخصی از وضعیت سیاسی و فرهنگی آن جامعه است. هر اندازه بیان مستقیم پرهزینهتر شود، زبان استعاری طبیعیتر و فراگیرتر میشود. در مقابل، هرچه آزادی بیان گسترش یابد، نیاز به رمزگویی کاهش مییابد و زبان مستقیم دوباره جایگاه خود را بازمییابد.
🔍 از این روی، #استعاره در عصر استبداد نه نشانه ضعف زبان، بلکه نشانه تابآوری آن است.
قدرت میتواند روزنامهای را توقیف کند، کتابی را بسوزاند یا نویسندهای را به سکوت وادارد؛ اما به دشواری میتواند توان انسان را برای آفرینش معنا از میان ببرد. تا زمانی که انسان قادر به ساختن استعاره باشد، حقیقت نیز راهی برای ادامه حیات خواهد یافت.
🚰 آبشخورها:
[۱] . جورج اورول، ۱۹۸۴ (1949) و مقالهٔ Politics and the English Language (1946)
[۲] . هانا آرنت، خاستگاههای توتالیتاریسم (1951)
[۳] . پل ریکور، The Rule of Metaphor (1975)
[۴] . جرج لیکاف و مارک جانسون، Metaphors We Live By (1980)
[۵] . میخائیل باختین، The Dialogic Imagination (1975)
[۶] از نامورترین تمثیلهای ازوپ (Aesop) یونانی میتوان به «روباه و انگورها»؛ «لاکپشت و خرگوش»؛ «چوپان دروغگو» و «گرگ و بره» اشاره کرد که پژوهشگران باور دارند این گونه داستانها صرفاً داستانهای اخلاقی برای کودکان نیستند؛ بلکه یکی از کهنترین نمونههای زبان نمادین در تاریخ اندیشه و ادبیات به شمار میروند!
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
چهاردهم تیر، روز قلم بر اهالی کلمه مبارک
«هرکسی در زندگی تکیهگاهی میجوید تا بتواند بر روی خاک، تعادلِ خود را حفظ کند. برای من این تکیهگاه قلم بود و در مصاحبتِ آن، ساعتهای سرشاری را گذراندم.
روزی جوانی نزد من آمد و گفت: «من سهبار قصدِ خودکُشی کردم و مرا نجات دادند، بعد با نوشتههای شما آشنا شدم و دیگر تصمیم دارم که این کار را تکرار نکنم.» حرفِ این جوان برای من خوشترین اَجری بود که از قلمِ خود میگرفتم.»
#برگریزان
آن جان جهان، مرا قلم بود قلم
وان روی نگارگون، وان زلف به خم
در صبح امیدبخش و در شام دُژم
وینها همه رفتند و عدم ماند عدم
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
🔹/channel/eshtadan
سیزدهم تیرماه زادروز محمدعلی فروغی
تقلید و ابتکار
مکرر شنیدهام از راه شماتت یا از روی دلسوزی گفتهاند ایرانی پر مقلّد است و زود و بیجهت اقتباس میکند. به عقیدۀ من این حکم از احکامی است که قاضی به عجله صادر کرده و در پرونده دقّت به عمل نیاورده است. شک نیست که ایرانیان از اقوام دیگر اقتباس بسیار کردهاند و این عیب نیست بلکه اگر درست توجّه شود حسن است؛ چه اگر قومی بنای خود را بر این بگذارد که از هیچ قوم دیگر اقتباس و تقلید نکند فرهنگ و تمدّنش متوقّف و راکد میماند؛ زیرا طبع هر قدر هم سرشار باشد به سرعت کار نمیکند.
پس تقلید و اقتباس اگر در ایرانی باشد به طور مطلق عیب نیست. اکنون ببینیم آیا مقلّد صرف است یا ابتکار هم دارد؟
چون در احوال و اعمال ایرانیان باستانی بنگریم میبینیم البتّه اقتباس بسیار کردهاند، امّا مبتکر نیز هستند. مثلاً ساختمانهای هخامنشی در شوش و تخت جمشید یقیناً آثار اقتباس از ساختمانهای بابل و آشور دارد، امّا در زیبایی و ظرافت و بسیاری از کیفیّات برتر و بدیع است. رسم سلطنت و حکومت را ایرانیان اختراع نکردهاند امّا چگونگی حکومت پادشاهی ایران با سلاطین آشور و بابل و مصر و کشورهای دیگر چه مناسبت دارد؟
چون به دورۀ اسلامی میآییم میبینیم اوّلاً تمدن و فرهنگ اقوام در عالم اسلامی به شهادت همۀ بیگانگان بلکه به تصدیق خود عربها طفیل وجود ایرانیان است. خطّ فارسی راست است که از عرب گرفته شده، امّا خطّ نستعلیق و شکسته که در ایران رایج شده چون با کوفی و نسخ و خطوط دیگر عربی سنجیده شود آیا میتوان منکر شد که ابتکار و اختراع است؟
بیاییم بر سر زبان و ادبیّات از نظم و نثر که بیشتر طرف توجّه ماست. آیا توجّه شده است به اینکه از کشورهایی که در صدر اسلام یکسره به دست عرب افتاده و تقریباً کلّ سکنۀ آن مسلمان شدهاند تنها ایرانیانند که زبان ملّی خود را نگاه داشته و عرب نشدهاند؟
راست است که کلمات تازی در زبان ما بسیار وارد شده است ولیکن استخوانبندی و هویّت زبان فارسی محفوظ مانده و اکثر کلماتی هم که از عرب گرفتهاند در معانی آنها تصرّف کردهاند و در موارد خاص به کار بردهاند که هیچ مناسبتی با استعمال عرب ندارد. از این بهتر آنکه چون دولت ایران منقرض شد و خطّ قدیم ایرانی منسوخ گردید و کتابهای قدیم از میان رفت و بساط زبان و ادبیّات فارسی برچیده شد و ایرانیان به حکم آنکه محکوم دولت عرب بودند ناچار به زبان و ادبیّات عرب متوجّه شدند و بیش از دویست سال حال بر این منوال بود همین که فیالجمله نسیم آزادی وزید و بوی استقلال به مشام ایرانیان رسید و خواستار تجدید عهد با زبان و ادبیّات ملّی شدند چاره نداشتند جز اینکه از زبان و ادبیات عرب اقتباس کنند پس شیوۀ شاعری و وزن و بحر و قافیه و عروض و صنایع شعر و انواع آن را از عرب فرا گرفتند، امّا فوراً طبع و سلیقۀ اختصاصی خود را به کار بردند. بسا بحرهای شعر عربی را که با ذوقشان موافق نبود ترک کردند و بحرهای دیگر اختراع نمودند.
شیوۀ سخنرانی که مخصوص ایرانیان بود سهل است، انواعی از شعر و منظومههایی ابتکار کردند که هیچگاه میان عرب معمول نبوده. قصیدهسرایی را از عرب آموختند، امّا مثنوی و رباعی و دوبیتی و غزل نتیجۀ فکر ایرانی است. آیا در سراسر ادبیات عرب یک اثر مانند شاهنامۀ فردوسی یا گرشاسبنامۀ اسدی و حدیقة الحقیقۀ سنایی و خمسۀ نظامی و منطق الطیر عطّار و مثنوی مولوی و بوستان سعدی و گلشن راز شیخ شبستری میتوان یافت؟ مقصودم تحقیر شعر عرب نیست و البتّه آن هم مقام عالی دارد و غرض این است که انواع و اقسام شعر و مضامین و افکار و خیالات شاعرانۀ ایرانیان همه مخصوص خودشان است و از کسی تقلید نکردهاند.
[سیاستنامۀ ذکاءالملک: مقالهها، نامهها و سخنرانیهای سیاسی محمّدعلی فروغی، بهکوشش ایرج افشار، هرمز همایونپور، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۴، ص ۲۴۶-۲۴۸]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
🔸/channel/eshtadan
فرجام عجیب دکتر معین
«۱۹ آذر ۱۳۴۵ دکتر محمد معین در دانشکدۀ ادبیات سکتۀ ناقص کرد. حالتی که نه بیهوش بود و نه هوش. دو ماه پیش از آن وی را در مهمانی جشن ملی سفارت افغانستان دیده بودم که به نسبت سرحال نموده میشد. تازه از سفر ترکیه بازگشته بود. ما ساعتی بر سر یک میز نشستیم. بر سرِ هم نشانهای از ضعف یا کسالت در او پدیدار نبود. دکتر معین بسیار پرکار بود و خود را کاهیده کرد. مردی بود که گِرد سیاست نگشت. هیچ مقام دولتی نگرفت. سرش به کار علم بود. به تمام معنا یک دانشمند وارسته.
مهمترین خدمت دکتر معین، تنظیم فرهنگ فارسی بود. نخستینبار بود که یک چنین فرهنگ جامعی به زبان فارسی عرضه میگشت. البته کتابهای دیگری هم در زمینۀ دستور زبان نوشت ولی هیچیک به ماندگاری فرهنگ او نبود.»
#روزها_جلد_سوم_و_چهارم
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
✅ کاربردی، منتخب و بیرقیب
🕒 زمان را از دست ندهید؛ این پست به زودی پاک میشود
🔰به مناسبت سالروز درگذشت بنیانگذار کتابخانه مجلس شورای ملی؛
کیخسرو شاهرخ مردی از روزگار مشروطه
🔸کیخسرو شاهرخ مردی از روزگار مشروطه، نشانهای از بالندگی اخلاقی و فرهنگی جامعه ایران بود. رادمردی که با دانایی، فروتنی و ایراندوستی، چراغی افروخت که فروغ آن تا امروز در دل فرهنگدوستان روشن است؛ و تیرماه، یادآور جاودانگی نام و راه اوست.
🔸️شاهرخ یکی از پیشگامان هازمان زرتشتی بود. او در پاسداری از شناسه فرهنگی ایران، گسترش آموزش، نگهبانی از زبان پارسی سره و همسویی میان ادیان نقشی برجسته داشت. نام او در شمار سیاستپیشگان و در ردیف کنشگران فرهنگی و اجتماعی ایران معاصر جای گرفته است. کیخسرو شاهرخ مشهور به ارباب کیخسرو از سال ۱۲۸۸ تا ۱۳۱۹ (از دوره دوم تا یازدهم) نماینده مجلس شورای ملی (کرسی جامعه زرتشتیان) و رئیس انجمن زرتشتیان تهران بود. چندینبار به اروپا، روسیه، هند و آمریکا سفر کرد. او به درستکاری و سلامت مالی معروف بود. چندین مدرسه و دبیرستان از خود به جای گذاشت. او بانی کتابخانه مجلس در تهران، کاشف محل خاکسپاری فردوسی و بنیانگذار آرامگاه فردوسی در شهر توس است.
🔸️یکی از شاخصترین یادگارهای ارباب کیخسرو شاهرخ در پایتخت، آرامستان زرتشتیان تهران در منطقه قصر فیروزه است؛ جایی که نهتنها محلی برای آرام گرفتن درگذشتگان جامعه زرتشتی است، بلکه گواهی زنده بر نیکاندیشی، آیندهنگری و تعهد فرهنگی این چهرهی اثرگذار دوران پهلوی به شمار میرود. شاهرخ با واگذاری زمین این گورستان و پیگیری مراحل پایهگذاری آن، در پاسداشت آیین زرتشتیان، نقش چشمگیری داشت نخستین خاکسپاری در این آرامگاه در سال ۱۳۱۴ انجام گرفت، و از آن پس، قصر فیروزه، بخشی جداییناپذیر از حافظهی تاریخی زرتشتیان ایران شد.
🔸️سید حسن مدرس، نماینده نامدار مجلس، در یکی از نشستهای علنی چنین گفت: «در مجلس ما فقط یک نفر مسلمان پیدا میشود، که آن هم ارباب کیخسرو شاهرخ است.» این سخن نه در ستایش آیینی، که در ستایش از راستی، آزادگی و مردمیبودن او بیان شد. ویژگیهایی که ورای دین و مذهب، به جوهر شخصیتی او گواهی میدادند. در همین راستا، در یکی از اسناد وزارت خارجه بریتانیا نیز چنین آمده است: «ارباب کیخسرو بر زرتشتیان ایران ریاست دارد و در کاردانی و درستکاری نامبردار است. او یک مرد ملی نامداری است و هرگز تحت تاثیر افسونهای خارجیان قرار نگرفتهاست.» همین داوریها، از درون و بیرون، جایگاه بیمانند او را در تاریخ اجتماعی-سیاسی ایران رقم زدهاند؛ شخصیتی که نهتنها در قامت یک نماینده، که در تراز یک وجدان فرهنگی و ملی پدیدار شد.
@ibna_official
(و ۱۲۵۴،ف ۱۱تیرماه ۱۳۱۹ش)
/channel/eshtadan
✅در این ایّام شد ختمِ سخن بر خامهی صائب؛
مسلّم بود اگر زین بیش بر سعدی شکرخایی
صائب
🔹وجه مشابهتی میان سعدی قرن هفتم و صائب قرن یازدهم هست: هر دو در محیط اجتماعی خود معزز و مکرّم، هر دو بینیاز و دارای استغنای طبع بودهاند. صائب نیز در زمان خود یک سر و گردن از همگنان برتر و پس از حافظ، دیگری چون وی با خصوصیتهای عدیده در صحنه ادب قد نیفراخته است.
برگرفته از کتاب «نگاهی به صائب» نوشته علی دشتی
🔹به پاس ارج نهادن به بزرگترین غزلسرای پارسی گویِ سبک هندی؛ دهم تیرماه، روز بزرگداشت صائب تبریزی نامگذاری شده است.
/channel/Namvarnameh
🔸/channel/eshtadan
🏹 🏹 🏹 🏹 🏹 🏹
به بهانه در پیش بودن جشن ایرانی #تیرگان
تیرگان از جشنهای ایرانی در تیرروز از تیرماه (برابر با دهم تیر در گاهشماری امروزین ایران) برگزار میشود. این جشن در گرامیداشت تیشتر (ستارهٔ بارانآور در فرهنگ ایرانی) است و بر بنیاد تراداد در روز تیر (سیزدهمین روز) از ماه تیر گاهشماری کهن ایرانی انجام میپذیرد. تیرگان را روز کمان کشیدن آرش کمانگیر و پرتاب تیر از فراز البرز نیز دانستهاند.
در باره آیینهای این جشن ایرانی
👈 دست بند تیر و باد
در آغاز جشن پس از خوردن شیرینی، بندی به نام «تیر و باد» که از ۷ ریسمان به ۷ رنگ گوناگون بافته شدهاست به دست میبندند و پس از ۹ روز-در باد روز از تیرماه- این بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد میسپارند تا آرزوها و پیام خواستههایشان را به همراه ببرد. این کار با خواندن چامه زیر انجام میشود:
تیر برو باد بیا
غم برو شادی بیا
محنت برو روزی بیا
خوشه مرواری بیا
👈 آبپاشی
این جشن در کنار آبها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیشِ رو همراه بوده و همچون دیگر جشنهایی که با آب در پیوند هستند، با نام همگانی «آبریزگان» یا «آب پاشان» یا «سر شوران» یاد شدهاست.
👈 چک و دوله (فال کوزه)
این آیین با همراهی گروهی و در گامهای زیر انجام میشود:
کوزه دوله: سفالی کوچک دهان گشاد پر از آب و گیاه آویشن.
قراردادن نشانهها: شرکتکنندگان نشانههای شخصی خود مانند انگشتر، سکه، مهره یا... را به همراه نیت و آرزویی درون کوزه میاندازند.
پوشاندن کوزه: روی کوزه را با پارچه سبزرنگی میپوشانند و آن را زیر یک درخت همیشه سبز (یا در باغچه) قرار میدهند.
شعرخوانی: روز بعد، دختر یا پسری نابالغ کوزه را به میان جمع میآورد. شرکتکنندگان اشعار و ترانههای محلی یا حافظ میخوانند. با خواندن هر شعر، یکی از نشانهها را بیرون میآورد. آن شعر بهعنوان فال و تعبیر آرزوی صاحب آن نشانه دانسته میشود.
در باورهای مردم، دربارهٔ جشن تیرگان دو بازگفت داریم!
بازگفت نخست:
تیشتر به ریخت اسب زیبای سفید زرین گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو میرود. در آنجا با دیو خشکسالی «اپوش» که به ریخت اسب سیاهی است و با گوش و دم سیاه خود، نمودی ترسناک دارد، روبرو میشود. این دو، سه شبانه روز با یکدیگر به نبرد میپردازند و تیشتر در این نبرد شکست میخورد، به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری و مدد میجوید و به خواست و قدرت پروردگار این بار بر اهریمن خشکسالی پیروز میگردد و آبها میتوانند بی هیچ بازدارنده به مزرعهها و چراگاهها روان شوند. باد ابرهای بارانزا را که از دریای کیهانی برمیخاستند به این سو و آن سو راند، و بارانهای زندگی بخش بر هفت کشور زمین فرو ریخت و به فراخور این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن پرداختند.
بازگفت دیگر :
این بازگفت نیز دربارهٔ آرش کمانگیر استوره و پهلوان ملی ایرانیان است و اینکه میان ایران و توران سالها جنگ و ستیز بود، در نبرد میان «افراسیاب» و «منوچهر»، شاه ایران، سپاه ایران شکست سختی میخورد؛ این رویداد در روز نخست تیر روی میدهد. سپاه ایران در مازندران به تنگنا میافتد و سرانجام دو سوی نبرد به سازش در میآیند و برای آنکه مرز دو کشور شناسایی شود و ستیز از میان برخیزد میپذیرند که از مازندران تیری به سوی خراسان(مشرق) پرتاب کنند هر جا تیر فروآمد همانجا مرز دو کشور باشد و هیچیک از دو کشور از آن فراتر نروند؛ تا در این گفتگو بودند، سپندارمذ (ایزدبانوی زمین) پدیدار شد و فرمان داد تیر و کمان آوردند. آرش در میان ایرانیان بزرگترین کماندار بود و به نیروی بیمانندش تیر را دورتر از همه پرتاب میکرد. سپندارمذ به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری خراسانسوی پرتاب کند. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بستهاست و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد. او خود را آماده کرد، برهنه شد، و تن خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت ببینید من تندرستم و کژیای در تنم نیست، ولی میدانم چون تیر را از کمان رها کنم همهٔ هستیم با تیر از تن پرواز خواهد کرد. آنگاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند برآمد و به نیروی خداداد تیر را رها کرد و خود بیجان بر زمین افتاد (درود بر روان پاک آرش و روانهای پاک همهٔ سربازان ایرانی).
هُرمَزد، خدای بزرگ، به فرشتهٔ باد (وایو) فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد. تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان میرفت و از کوه و در و دشت میگذشت تا در کنار رود «جیهون» بر تنهٔ درخت گردویی که بزرگتر از آن در گیتی نبود نشست.
آنجا را مرز ایران و توران جای دادند و هر سال به یاد آن جشن گرفتند.
این جشن به همهی دوستداران فرهنگ ایران فرخنده باد.
@XeradsarayeFerdosiYazd
/channel/eshtadan
❁ 💫اینجا بهترین کانالها رو برات گلچین کردیم روی لینک بزن و سریع جوین شو. ☟✐
❁💫برترین گروه نقاشی (هنر) در تلگرام💫 ❁
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨کتاب های هنر و طراحی
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨ آموزش طراحی فیگور
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨آموزش طراحی چهره
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨طراحی مد و فشن
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨آموزش استایل
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨آموزش نقاشی و رنگشناسی
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨آموزش آبرنگ،رنگ روغن
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨هنر ایده خلاقیت
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨هنری ادبی موسیقی
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨بیو انگلیسی
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨دنیای غذا در تلگرام
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨پرورش گل و گیاه
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨بهار سبزم
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨بسته بندی خلاقانه
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨از تو مینویسم تا فارسی تمام شود
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨فانسخه موزیک
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨دنیای موسیقی ملل فول آلبوم
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨مست عشق
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨اشتادان
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨هناسهکم
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨حریم عشق
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
✨چاوان
☞ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☜
🌼با ما همراه باشید در تبادلات گروه (هنری،فرهنگی،ادبی)🌼
.
✅ آشنایی با یک پسوند مهم ایرانی در ریشهشناسی نام شهرهای ایران -----> گرد
شاید در پایان نام برخی از شهرهای ایران، کلمه « جرد » را دیده باشید، این کلمه عربی شدهی پسوند کهن « گَرد / گِرد / کِرد » است ؛ در نامهای « بروجرد، بشاگرد، ملازگرد، دارابگرد، میلاجرد، دستگرد، سامانجرد، ولاشجرد، سیاوشگرد، بهجرد، آزادگرد، شاپورگرد، ساسانجرد و ... »
♦️ این پسوند به معنای « کرده شده، ساخته شده » میباشد، از ریشه ایرانیباستان krtáh که فعل کردن هم از همین ریشه است. این پسوند در اوستایی 𐬐𐬆𐬭𐬆𐬙𐬀 - kərəta / در پارسی باستان 𐎣𐎼𐎫 - karta / در پهلوی اشکانی و ساسانی 𐭪𐭫𐭲 - kirt, gird -𐫃𐫏𐫡𐫅 / در پارسی نو « گِرد » و صورت عربیشده آن « جرد » است
♦️ این پسوند معمولا همراه با نام شخصیتهای تاریخی میآید، یعنی « ساخته شده توسط فلانی ». برای نمونه شهر ملازگرد که در ارمنی Մանազկերտ - Manazkert است، طبق متن کتاب موسی خورنی توسط پادشاه ارمنی Manaz ساخته شده است. / نام دارابگرد یعنی شهر ساخته شده توسط داراب. / نام بهرامجرد یعنی شهر ساخته شده توسط بهرام. / نام شاپورگرد یعنی شهر ساخته شده توسط شاپور. و ...
بروجرد : خود مردم، به این شهر « وُروگرد » میگویند. وُرو احتمالا صورت تحولیافته نام یک شاهزاده اشکانی است که در داستان ویس و رامین بصورت « ویرو » به آن اشاره شده است. بنابراین بروجرد یعنی شهر ساخته شده توسط شاهزاده ویرو
بجنورد : نام این شهر در منابع قدیمی به صورت « بزنجرد، بيژنگرد، بوجنرد و بجنرد » آمده است. واژه بیژن در نام این شهر نشان میدهد که به معنای « شهر ساخته شده توسط بیژن » است. این نام در گذر زمان به بزنجرد، بجنرد، بجنورد تحول یافته است
🔷 نمونههایی از کاربرد کهن این ساختار در منابع پیشا اسلامی :
پهلوی اشکانی کتیبهای :
𐭃𐭎𐭕𐭊𐭓𐭕 - dastgird
𐭇𐭔𐭕𐭓𐭊𐭓𐭕 - šahrgird
سغدی مانوی :
𐫡𐫟𐫘𐫏𐫗𐫤𐫀𐫏𐫐𐫏𐫡𐫔 - əraxsinder-kird
ارمنی کهن :
Տիգրան-ա-կերտ - Tigran-a-kert
Խոսրով-ա-կերտ - Xosrov-a-kert
پارسی هخامنشی :
𐎯𐎢𐏁𐎣𐎼𐎫 - duškartaʰ - بدانجامشده یا بدکرده
.💎
🆔 @maneshparsi
🔹/channel/eshtadan
🔸«شاهنامه متنی دشوارِ آسان نماست» به چه معناست؟
جلال خالقی مطلق می گوید:
«شاهنامه متنی دشوار آسان نماست. دشواری اش در این است که شما شاهنامه را میخوانید، دقیق متوجه نمیشوید. گاهی به واژه یا اصطلاحی برمیخوردید که نمیدانید چیست. آسانی اش در این است که داستان را میخوانید تا آخر و میفهمید چه بوده. این است که دشوارِ آسان نماست.»
«شاهنامه متنی دشوار آسان نماست. بدین معنی که حتی کسی که از پیش مطالعه ای در این کتاب نداشته باشد، در همان خواندن نخستین آن، مضمون بیت ها و موضوع سخن را از جریان داستان حدس میزند و خود را کمتر نیازمند به دقت در سخن سراینده می بیند. ولی اگر به سببی ناچار به باریک نگری بیشتری در متن کتاب گردد، درخواهد یافت که کمتر بیتی و دست کم کمتر صفحه ای از آنرا دقیقا دریافته است. گذشته از این، نگارنده در طی سالهایی که بخشی از شاهنامه را برای دانشجویان تدریس میکرد، دریافت که آنها نیاز به توضیح و تفسیر بیشتری از متن شاهنامه دارند.
@shahnamehpajohan
🔸/channel/eshtadan
✨💎 مجموعهای منتخب از کانالهای الهامبخش در حوزههای:
🎨 هنر | 📚 کتاب و ادبیات
🎼 موسیقی | 📝 شعر و نوشتار
یک سفر کوتاه به دنیای هنر و واژهها…
پیوستن به مجموعه📥
🔺راه ارتباطی : گروه تبادل هنری،ادبی،فرهنگی
🔰تبارشناسی رسانه و سوگ در بازخوانی آرای شاهرخ مسکوب؛
از تکفیر تا تعزیه: عبور شعر پارسی از سد فقه در جانپناه سوگ عاشورا
🔸این نوشته با تلفیق چارچوب نظری دو کتاب «سوگ سیاوش» و «هویت ایرانی و زبان فارسی» اثر شاهرخ مسکوب، به تبارشناسی یک پارادوکس بزرگ در فرهنگ ما میپردازد؛ این که چگونه شعر فارسی با وجود مخالفت و طرد اولیه از سوی فقه سنتی، سرانجام سدها را شکست و به اصلیترین رسانه برای جاودانگی سوگ عاشورا و آیین تعزیه تبدیل شد. این نوشتار چگونگی تلاقی پنهان حماسه کهن پارسی با باورهای شیعی را بررسی میکند.
🔸در جهانبینی اسطورهای هندوایرانی، جهان کارگاهی شگرف و پهنه پیکاری ازلی میان نیروهای خیر و شر است، نبردی که در آن، انسان منفعل و بیطرف نیست، بلکه «هستشدن آفرینش و آمدن فروهرها به گیتی... برای نبرد با اهریمن و شکستن اوست».
🔸مسکوب به زیبایی تبیین میکند که مرگ سیاوش، انتخابی آگاهانه و دل سپردن به دریاچه مرگ است، «گریختن او از کاووس گذشتن از گیتی است برای نجات گیتی و مینو، و رفتن به توران دل سپردن به مرگ است برای نجات از مرگ». او حتی در دم آخر، زمانی که تیغ بر گلویش نهادهاند، دست به سلاح نمیبرد تا عهد صلح خود را نشکند.
🔸مردم ایران پیش از اسلام آموخته بودند که عمیقترین مفاهیم عدالتخواهی، بیداری و رستاخیز معنوی را نه در حماسههای پیروزی، بلکه در دل یک «سوگ حماسی» جستجو کنند. همین آمادگی روانی و تبارشناسی سوگ بود که سدهها بعد، بستر نمادین و پذیرندهای را در روح ایرانی فراهم کرد تا بتواند مصداق عینی، تاریخی و مذهبی این شهادت مظلومانه را در واقعه عاشورا بازشناسد و بازسازی کند.
🔸اگرچه روح ایرانی از طریق کهنالگوی سیاوش، پذیرای مفهوم شهادت مظلومانه بود، اما انتقال این بار معنایی به حماسه عاشورا در دوران اسلامی با یک چالش ساختاری و رسانهای مواجه شد. شاهرخ مسکوب در تبارشناسی تحولات نثر و شعر فارسی، دست روی پارادوکسی بنیادین میگذارد: مرزبندی و ستیز اولیه فقه سنتی با ساختار شعر. از منظر متون تفسیری و فقهی صدر اسلام، شعر ابزاری مشکوک و حتی مطرود به شمار میرفت، چرا که «قرآن با شعر میانهای ندارد» و با استناد به آیاتی همچون سوره شعرا، «این تلقی منفی و بدگمانی به شعر و شاعری به علت ثبت در قرآن، برای مؤمنان دستنخورده باقی ماند»
@ibna_official
🔸/channel/eshtadan
✨💎 مجموعهای منتخب از کانالهای الهامبخش در حوزههای:
🎨 هنر | 📚 کتاب و ادبیات
🎼 موسیقی | 📝 شعر و نوشتار
یک سفر کوتاه به دنیای هنر و واژهها…
پیوستن به مجموعه📥
🔺راه ارتباطی : گروه تبادل هنری فرهنگی
#محمد_علی_اسلامی_ندوشن:
ما کم مردمی نبودهایم
با همه افتوخيزها، برای ما افتخار كوچكی نيست كه در آب و خاكی زندگی میكنيم كه انسانهای شاهنامه در آن زيسته و مردهاند، و همين هزار سال پيش كسی چون ابوالقاسم فردوسی در آن زيست و مرد. وقتی نگاه به عقب بر میگردانيم بايد به فكر فرو رويم و با خود بگویيم: ما كم مردمی نبودهايم!
@shahnamehpajohan
🔸/channel/eshtadan
📝 از #نقد_نویسنده تا #نقد_نوشته
نگاهی به یک ناهنجاری رایج اجتماعی
به بهانه چهاردهم تیر ؛ #روز_قلم
کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب
تا سَـرِ زلفِ سخن را به قلم شانه زدند!
🖋 قلم، همین که بر کاغذ نشیند، اندیشه را از صاحب آن جدا میکند. از آن لحظه، آنچه به داوری نهاده میشود، نه شخصیت و گرایشهای اجتماعی و سیاسی یا ... نویسنده، بلکه استدلال، شواهد، زبان و منطق نوشته است. بیگمان یکی از برجستهترین نشانههابلوغ فرهنگی هر جامعه، توانایی اهل اندیشهی آن در تفکیک این دو است :
نقد نوشته
یا
نقد نویسنده.
🖋 #نقد_نوشته، گفتوگوی اندیشه با اندیشه است. آنچه منتقد برمیرسد:
🤔 درستی استدلال
🤔 بسندگی شواهد
🤔 پیوند مقدمات با نتایج
🤔 وجود تناقض یا خطا در نوشته
است! در این رویکرد، حتی اگر نویسنده نامدار یا گمنام، اخلاقمدار یا بیاخلاق ، محبوب یا منفور باشد، خادم یا خائن و... باشد، ارزش و اعتبار سخن او تنها با سنجهی #دلیل سنجیده میشود.
🖋 اما #نقد_نویسنده، اغلب مسیر دیگری را میپیماید. در اینجا -به جای بررسی استدلال- زندگی شخصی، خطاهای گذشته، پیشینه سیاسی، ایدئولوژی و باورهای دینی، وابستگیهای اجتماعی و سیاسی، انگیزههای فرضی یا حتی ویژگیهای اخلاقی نویسنده مورد بحث قرار میگیرد. گویی با اثبات خطای یک انسان، میتوان نادرستی یک استدلال را نیز ثابت کرد. حال آنکه در منطق، این شیوه از استدلال را مغالطهی #حمله_به_شخص مینامند.
🖋 #مغالطهی حمله به شخص (Ad Hominem)، یکی از کهنترین و رایجترین خطاهای استدلال است! در این مغالطه، به جای پاسخ دادن به مدعا، گوینده هدف حمله قرار میگیرد. اینکه نویسنده ثروتمند یا فقیر، دیندار یا بیدین، جوان یا سالخورده، چپگرا یا راستگرا، دوست یا رقیب ما باشد، یا حتی انگیزه او چه باشد، بهخودی خود هیچ چیز درباره درستی یا نادرستی استدلال او اثبات نمیکند.
همانگونه که یک استدلال نادرست، اگر از زبان دانشمندی بزرگ بیان شود، درست نمیشود؛ و یک استدلال درست، اگر از زبان انسانی گمنام یا حتی خطاکار صادر شود، اعتبار خود را از دست نمیدهد.
🖋 البته این سخن به معنای بیاهمیت بودن شناخت نویسنده نیست. در پژوهش تاریخی، حقوقی یا روزنامهنگاری، گاه بررسی منافع، موقعیت یا سوابق نویسنده برای سنجش اعتبار یک روایت ضروری است. اما این کار با رد یا قبول یک استدلال تفاوت دارد. شناخت گوینده میتواند در ارزیابی اعتبار یک خبر یا شهادت مؤثر باشد، اما جایگزین نقد منطقی محتوای یک استدلال نمیشود.
جامعهای که به جای #نقد_اندیشه، به #تخریب_اندیشمند روی میآورد، گام به گام از فرهنگ گفتوگو فاصله میگیرد.
در چنین فضایی، قلمها به جای رقابت در استدلال، در معرض داوریهای شخصی قرار میگیرند و میدان اندیشه، جای خود را به میدان اتهام میدهد!
نتیجه آن است که حقیقت، قربانی تعصب میشود و گفتوگو به جدال بدل میگردد.
🖋 #روز_قلم، یادآور این حقیقت نیز هست که حرمت قلم تنها با آزادی نوشتن حفظ نمیشود؛ اخلاق خواندن و نقد کردن نیز بایسته است.
احترام به قلم، یعنی آنچه نوشته شده است با دلیل بررسی و پاسخ داده شود، نه با برچسب؛ با استدلال نقد شود، نه با شخصیتکشی؛ و با انصاف سنجیده شود، نه با پیشداوری.
🖋اگر قلم، ابزار آفرینش اندیشه است، نقد نیز ابزار پالایش آن است. اما این پالایش تنها زمانی به حقیقت نزدیک میشود که متوجه «نوشته» باشد، نه «نویسنده»!
شاید بزرگترین ادای احترام به قلم در روز قلم، همین باشد که بیاموزیم:
اندیشهها را نقد کنیم، نه صاحبان اندیشه را.
✍️ #سیروس_حامی
چهاردهم تیر ۱۴۰۵ - یزد
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
/channel/eshtadan
📖 📖 📖 📖 📖
سیزدهم تیر – زادروز #حسن_رشدیه
(پدر مدارس نوین ایران)
✍️ زندهیاد #رضا_بابایی
اگر بخواهیم ده شخصیت تأثیرگذار و سرنوشتساز را در تاریخ معاصر ایران نام ببریم، بیگمان یکی از آنان میرزا حسن رشدیه است. در سیزدهم تیر ۱۲۳۰خورشیدی در تبریز به دنیا آمد و در ۱۸ آذرماه ۱۳۲۳ در ۹۳ سالگی در قم درگذشت. در جوانی، به تشویق پدر، کشورهای عثمانی را برای تحصیل علوم برگزید. دو سال نیز در مدرسۀ فرانسوی بیروت تحصیل کرد. در همین کشورها با شیوههای نو در سوادآموزی و مدرسهسازی آشنا شد. تعلیم ساختارمند الفبا را در یکی از مدارس ایروان آغاز کرد. ناصرالدین شاه در بازگشت از سفر اروپا، در ایروان با رشدیه دیدار و گفتوگو کرد و از او خواست که به ایران بیاید و نخستین مدرسۀ ایرانی را راهاندازی کند؛ اما هنوز از ایروان بیرون نیامده بود که از پیشنهاد خود پشیمان شد. گویا همراهان شاه به او گفته بودند که این مدارس، جوانان را یاغی میکند. رشدیه ناامید نشد. از ایروان به تبریز آمد و در آنجا با سرمایۀ شخصی و میراث پدری، نخستین مدرسه را در سال ۱۲۶۶ خورشیدی بنیان گذاشت. مکتبداران تبریز، این رقیب تازهنفس را برنتافتند و مردم را علیه او تحریک کردند. میرزا حسن، که دروس طلبگی نیز خوانده بود و در کسوت روحانی بود، در تبریز متهم به فعالیتهای ضد دینی شد؛ اما این اتهامات از سوی کسانی بود که دین را وسیلهای برای رونق بازار خود میدیدند و جمع دین را با علوم جدید ممکن نمیدانستند. رشدیه، به گواهی نامههایی که از او باقی مانده است، دین را حامی علوم جدید میدانست و شیوههای نو را در آموزش الفبا، موجب گسترش دانش در میان همۀ طبقات اجتماعی میشمرد.
پس از چندین بار غارت مدرسۀ او درتبریز، به تهران آمد و در آنجا نیز مدرسهای به نام «رشدیه» ساخت و نخستین کتاب درسی مدارس را نوشت. او معتقد بود فرزندان ایران، همراه علوم کهن و کتابهای قدیم، باید کتابهای علمی جدید هم بخوانند. رشدیه، سوادآموزی را در ایران متحول و عمومی کرد؛ بر تنوع کتابهای درسی افزود؛ میز و تختهسیاه به کلاسهای درس آورد؛ آموزش الفبا را به شکلی نو، جایگزین «الف دو زَبَر اَن، دو زیر اِن، دو پیش اُن» کرد.
پیش از او، تحصیل دانش، ویژۀ طبقۀ مرفه و نخبۀ جامعه بود. سوادآموزی در حاشیۀ زندگی مردم بود. رشدیه سوادآموزی را چنان آسان و ارزان کرد که دیگر هیچ کس بهانهای برای فرار از سوادآموزی نداشته باشد. حمایت از تأسیس مدارس دخترانه در تهران، انتشار روزنامه و شبنامه علیه استبداد قاجاری و نیز اختراع الفبای صوتی و مدرنسازی تعلیم خط، از دیگر کوششهای او در تهران بود. همچنین در سالهای پایانی عمر، آموزش الفبای نابینایان را آغاز کرد؛ اما فقر شدید، مانع پیشرفت او در ساختن مدرسهای برای نابینایان شد.
بیشترین مخالفتها با مدارس رشدیه، به دلیل مشروطهخواهی او و تنوع مواد و کتب درسی در این مدارس بود. ناظم الاسلام کرمانی در کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان»، دربارۀ مخالفت با فعالیتهای رشدیه میگوید برخی از بزرگان تهران، دروس جدید را موجب کمرنگی علوم دینی میشمردند(ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، نشر آگاه بخش اول، ص۳۲۲)؛ اما رشدیه اعتقاد داشت که دشمن دین، جهل و غفلت است، نه دانش و دانایی.
رشدیه، ۲۷ جلد کتاب درسی برای سوادآموزان فارسیزبان نوشت. چندین مدرسه در تبریز و تهران و شهرهای دیگر تأسیس کرد که بیشتر آنها در زمان حیات او تعطیل یا ویران شدند؛ اما روش او اندکاندک رواج یافت و وزارت معارف وقت، شیوۀ او را به طور رسمی پی گرفت. پیش از او نیز کسانی بودند که در این راه قدم برداشتند؛ اما هیچیک پشتکار و نستوهی او را نداشت. سرانجام نیز به قم رفت و در ۹۳ سالگی در نهایت فقر و عسرت درگذشت. قبر او اکنون در یکی از قبرستانهای قم است؛ اما هیچ نشانی بر سر قبر او نیست که یافتن آن آسان باشد.
چهار سال پس از فوت مظلومانۀ رشدیه، نیما یوشیج دردنامهای در رثای او و همگامانش سرود:
یاد بعضی نفرات
روشنَم میدارد:
اعتصام یوسف،
حسن رشدیه.
قوّتم میبخشد
ره میاندازد
و اجاقِ کهنِ سردِ سَرایم
گرم میآید از گرمی عالیدَمِشان.
نام بعضی نفرات
رزقِ روحم شده است.
وقت هر دلتنگی
سویشان دارم دست
جرئتم میبخشد
روشنم میدارد
روانش شاد، نامش جاوید
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔸/channel/eshtadan
سیزدهم تیرماه سالروز درگذشت محمّد معین
مزایای فرهنگ فارسی معین
- تعداد لغات فرهنگ حاضر (۱) بیش از لغاتی است که در فرهنگهای فارسی قدیم و جدید آمده (صرف نظر از فرهنگ لغتنامۀ دهخدا که دائرةالمعارف است)؛ چه هرچند تعداد مواد فرهنگ ناظمالاطباء و فرهنگ آنندراج بیش از فرهنگ حاضر است، باید گفت که بسیاری از لغات عربی که در آنها آمده هرگز در فارسی (متون نظم و نثر و تداول فارسیزبانان) به کار نرفته و بنابراین اصلاً در قلمرو فارسی در نیامده و نباید در فرهنگهای فارسی آنها را وارد کرد.
- فرهنگهای متداول فارسی (قدیم و جدید) اصولاً به اعلام توجهی نکردهاند و فقط عدهای محدود از اعلام را در طی لغات گنجانیدهاند و فقط در فرهنگ معاصر تعدادی از اعلام را جداگانه آوردهاند که هرچند سعی مؤلفان آنها مشکور است کماً و کیفاً قابل مقایسه با اعلام کتاب حاضر نیستند.
- ترکیبهای خارجی مورد توجه فرهنگنویسان ما نبوده و فقط محدودی در بعضی فرهنگهای گذشته (آنندراج، ناظمالاطباء) و یکی از فرهنگهای معاصر آمده که قابل قیاس با تعداد ترکیبات مندرج در بخش دوم کتاب حاضر نیست.
- ضبط تلفظ لغات با حروف لاتینی مخصوص نخستین بار در کتاب حاضر به کار رفته، هرچند در فرهنگ ناظم الاطباء استاد محترم آقای سعید نفیسی حروف لاتینی را به کار بردهاند، ولی بهواسطۀ آماده نبودن حروف مخصوص ناگزیر شدهاند حروف معمولی چاپخانهها را به کار برند.
- ریشه و وجه اشتقاق لغات و اعلام در هیچیک از فرهنگهای فارسی (قدیم و جدید) داده نشده. فرهنگ حاضر نخستین فرهنگ مستقلی است که در این راه گام برداشته.
- نخستین بار است که در فرهنگی فارسی اشاره به غیرمستعمل بودن (= غم.) و کماستعمال بودن (کم.) لغات مندرج شده است.
- فرهنگهای متداول فارسی از چاپ نقشه بهعلت اشکالات فراوان صرفنظر کردهاند و فقط یک فرهنگ به چاپ تعدادی محدود اقدام نموده و آن هم از لحاظ کمیت و کیفیت قابل مقایسه با فرهنگ حاضر نیست.
- نمرهبندی مواد (لغات و اعلام) موجب سهولت مراجعه و کشف منظور خواهد شد. این کار تاکنون در هیچیک از فرهنگهای فارسی و بسیاری از فرهنگهای اروپایی انجام نشده.
- نمرهبندی معانی مختلف یک ماده نیز سبب سهولت پیدا کردن معنی مقصود و تمییز معانی متعدد خواهد شد. این طریقه در فرهنگهای فارسی سابقه ندارد و بسیاری از فرهنگهای اروپایی فاقد آناند.
دکتر محمّد معین
(۱) منظور از فرهنگ/ کتاب حاضر در این نوشتار فرهنگ فارسی معین است.
[ای زبان پارسی...، به کوشش دکتر میلاد عظیمی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ، چاپ دوم ۱۴۰۲، ج ۳، ص ۱۲۱۷-۱۲۱۹]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
🔸/channel/eshtadan
#محمد_امین_ریاحی:
فردوسی رهبر فکری و معلم بزرگ ملت ایران است
اگر فردوسی را تنها به عنوان شاعر بزرگ و حتی بزرگترین شاعر ایران بشناسیم، قدر او را درست نشناخته ایم و حق او را ادا نکرده ایم. فردوسی نه تنها بزرگترین شاعر ایران بلکه حکیم و متفکری بزرگ و رهبر فکری و معلم بزرگ ملت ایران، و استواری بخش زبان فارسی، و یگانگی بخش ملت ایران، و جاودانگی بخش آزادی و استقلال ایران است و شاهنامه او معرف ملت ایران به عنوان ملتی با فرهنگ والای باستانی و مایه عزت و اعتبار ایران در انظار جهانیان است.
@shahnamehpajohan
🔸/channel/eshtadan
💥انتخاب هوشمندانه؛ دسترسی به بهترین منابع تلگرام کلیک کن👇🏻
برترین گروه نقاشی و طراحی ☜ 𝕁𝕠𝕚𝕟 ☞
نباید فراموش کرد همانگونه که آزادی در "آگاهی" و "درایت" نیرو میگیرد، «آموزش» و «دریافت» نیز در آزادی میشکفد.
جامعهای که آزاد نبود نخواهد توانست آموزشِ درست به مردم خود بدهد. به آنان درسِ ناآزاد زیستن و با قید خو گرفتن و تحمّلِ بیداد کردن و فساد را عادی انگاشتن، خواهد آموخت. چنین سوادی میتواند خواندن و نوشتن را همراه داشته باشد، ولی دانندگی را نه.
#ذکر_مناقب_حقوقبشر_در_جهانسوم
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
🆔 @sarv_e_sokhangoo
🔸/channel/eshtadan
دربارۀ پسوند ـگان
ـگان پسوندی است که افزون بر معنیهای ازپیشموجود، در دهههای گذشته در معنی پسوند سازندۀ اسم مجموعه (و نه «جمع») نیز به کار میرود (نک. الگوهای ساخت واژه در زبان فارسی، زیر نظر حسین سامعی، با همکاری ملیحه تفسیری، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ١٣٩٣، ص ١٨٠).
تفاوت مجموعه با جمع در این است که مجموعه یک گروه را تشکیل میدهد. برای نمونه، ناوگان به معنی «مجموعۀ ناوهای یک کشور» است، ولی ناوها میتواند به چند ناو اشاره داشته باشد که از آنِ کشورهای گوناگوناند و پیوندی میان آنها نیست. همچنین واژگان به معنی «مجموعۀ نظاممند واژهها» است و نه به معنی «واژهها» (نک. فرهنگ بزرگ سخن؛ فرهنگ پیشوندها و پسوندهای زبان فارسی، خسرو فرشیدورد، زوار، ١٣٨۶، ص ٣٨٣).
ـگان پسوند مستقلی است و نباید آن را با سه واج پایانی واژههایی مانند پرندگان (پرندگ [در فارسی میانه] + ان) و فرشتگان (فرشتگ [در فارسی میانه] + ان) در هم آمیخت. با این توضیح، روشن است که پسوند ـگان میتواند هم به واژههای پایانیافته به «ـه» بپیوندد و هم به دیگر واژهها. اگر ـگان به واژههای پایانیافته به «ـه» افزوده شود، به قیاس واژههایی مانند پرندگان و فرشتگان، «ه» حذف میشود و برای نمونه، واژهگان را واژگان مینویسیم (نک. تراز دگرگونیهای آوایی، آندره مارتینه، ترجمۀ هرمز میلانیان، هرمس، ص ۱ـ۲، حاشیۀ مترجم).
ـگان در واژهسازی علمی گرههای بسیاری گشوده و واژههای پرشماری با آن ساخته شده (فرهنگ توصیفی دستور زبان فارسی، علاءالدین طباطبایی، فرهنگ معاصر، ١٣٩۶، ص ٩٨)، مانندِ
ابزارگان: gadgetry
افزارگان: material
اندامگان: organism
ایزدگان: pantheon
ایمنیگان: immunome
پاسگان: guard
پرسشگان: frequently-asked questions, FAQ
پروتگان: proteom
رونوشتگان: transcriptome
سازگان: orchestra
صیغگان: paradigm
فهرستگان: union catalogue, union list
ناوگان: fleet, rolling stock
نشانگان: syndrome
واژگان: vocabulary, lexicon
نگارنده واژههای جزیرگان و نوشتارگان در برابر مجمعالجزایر و ادبیات را با توجه به توضیحات بالا پیشنهاد کردهاست.
١۴۰۵/۰۴/۰۶
▫️فرهاد قربانزاده
@azvirayesh
🔹نقل از کانال تلگرام: از ویرایش☝️
/channel/eshtadan
⚠️💥 فقط یک بار فرصت داری!
گلچینِ برترین کانالهای تلگرام؛ انتخابی که هرگز تکرار نمیشود. � همین حالا ببینید قبل از اینکه پاک شود! 📥
📝 زرتشت در شاهنامه
✍️ گزینش ونگرش:
زندهیاد موبد#کورش_نیکنام
زرتشت اسپنتمان یه روز ششم فروردین چشم به جهان گشوده و سی سال پس از آن نیز به پیامآوری برگزیده شده است. او معجزهای نداشته و وحی دریافت نکرده بلکه تنها -با ژرفاندیشی ودروننگری- آنچه که با خرد خویش دریافته را با مرتوگان (:مردم) ایران در میان گذاشته است.
در کنکاش میان روان هستی، اشا، وهومن و سرچشمه دانایی (:اهورامزدا)، به پیامآوری برگزیده شده است.
پیامش، خردورزی و بهره گیری ازاندیشه نیک است تا خرافه پرستی درگیتی برکنار شود.
زرتشت پایهگزار اندیشه ایرانشهری بود که کوروش بزرگ و فردوسی توسی از چنین اندیشهای پرورش یافتند.
دقیقی بزرگ، شاعر زرتشتی، که در روزگار جوانی کشته شد. این چکامهسرا، زرتشت را به مانند درختی بسیار پر شاخ و برگ که بارش خرد است بیان کرده.
پس از کشته شدن دقیقی، فردوسی کار نیمه تمام این بزرگمرد را به پایان رسانده و دنباله شاهنامه را میسراید.
این بخش از گزارش دقیقی بسیار نیک بوده که فردوسی آن را بدون دگرگونی در شاهنامه خود جای داده است.
چو یک چندگاهی برآمد برین
درختی پدید آمد اندر زمین
از ایوان گشتاسپ تا سوی کاخ
درختی گشن بیخ و بسیار شاخ
همه برگ او پند و بارش خرد
کسی کز چون او برخورد کی مرد
خجسته پی و نام او زردهشت
که آهرمن بدکنش را بکشت
🔥🔥🔥🔥🔥🔥
🕊 درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنان
🏵 @zoroaster33 🏵
بازگفت با اندک ویرایش :
تالار رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه
@ShahnamehToosi
🔸/channel/eshtadan
⭐️برترین کانالهای تلگرامی؛ انتخابی شایسته، خاص و متمایز
💎 فرصت استثنایی برای دیدن بهترینها این پست بهزودی حذف میشود📥
💥✨ مجموعه ای VIP از برترین های تلگرام
💎ادبیات،هنرنقاشی،موسیقی،سینما،تئاتر،کتاب تازه های علم و فناوری در یک فولدر ویژه این فرصت رو از دست نده و جوین شو📥
#میرجلال_الدین_کزازی :
کوتاهترین راه خویشتنشناسی، آشنایی با شاهنامه از کودکی است
پیداست که با آموزش بهویژه در سالیان نخستین، دانش آموزان پایههای شناخت و آگاهی خویش را میریزند و از سوی دیگر پایههای منش و کنش خود را یا به سخنی دیگر پایههای چیستی فردی خویشتن را میریزند.آنچه در این سالیان دانشآموز میآموزد کارکردی بنیادی دارد. نهتنها در یاد او بلکه در نهان او مینهد و به درست از همین روست که شاهنامه کارکردی ناگزیر و بنیادین در آموزشوپرورش خواهد داشت؛ زیرا که «شاهنامه» نامه فرهنگ و منش و اندیشه ایرانی است. به سخنی دیگر چیستی فراگیر ایرانی را ما به یاری شاهنامه میتوانیم در خود یا دیگران پایه بریزیم. یا اگر بخواهم به شیوه روشنتر و رساتر بگویم: این چیستی را بشکفانیم؛ از نهفتگی به آشکارگی برسانیم.
@shahnamehpajohan
🔸/channel/eshtadan
💫 فولدر طلایی هنر و خلاقیت ✨
⚡ این پست بزودی حذف میشود...فرصت را از دست ندهید 🎨
یکم تیرماه، زادروز منوچهر مرتضوی (تبریز ۱۳۰۸-۱۳۸۹)
نکتهدانِ مکتبِ حافظ
مقالهای از دانشنامۀ زبان و ادب فارسی
نویسنده: محمّد طاهرى خسروشاهى
منوچهر مرتضوی، تاریخنگار، ادیب، محقّق معاصر، استاد نامدار و رئیس پیشین دانشگاه تبریز، که در زمینههاى مختلف ادبى، از جمله شاهنامهپژوهى و مولوىشناسى، بهویژه در عرصۀ طرح اساسىترین مباحث دربارۀ شناخت جهانبینى حافظ و بررسى مختصّات فکرى و زبانى او، آثار و نوشتههاى ماندگارى تألیف کرد.
مرتضوى در زمینههاى مختلف زبان و ادبیّات فارسى، کتابها و مقالههاى محقّقانهاى نوشت. با اینحال، باید او را از «پیشگامان و پرچمداران نهضت حافظپژوهى» در ایران بهشمار آورد. آثار او بهترتیب زمان انتشار چنین است:
چراغ نیممرده؛ جامجم یا تحقیق در دیوان حافظ؛ مکتب حافظ یا مقدّمه بر حافظشناسى؛ مسائل عصر ایلخانان؛ زبان دیرین آذربایجان؛ فردوسى و شاهنامه؛ جهانبینى و حکمت مولانا.
🔴برای دیدن متن مقاله به نشانی زیر در وبگاه فرهنگستان مراجعه کنید:
🌐 https://apll.ir/?p=19824
@theapll
🔸/channel/eshtadan