تبدیل به تموم اون چیزایی
شدی که میگفتی هیچوقت نمیشم .. !
تو کجایی؟
در گستره بی مرز این جهان
تو کجایی؟
من در دور دستترین جای
جهان ایستادهام: کنار تو...
👤#احمد_شاملو
گفت چگونه آرامش را پیدا کردی؟
گفتم جایی به دور از آدم ها پناه بردم و در سکوت خودم را محکم تر
در آغوش گرفتم
۰گویی مقدر شده بود که اینگونه زندگی کنیم ،
در میان همه چیز《بلاتکلیف》 بمانیم ،
آنچه پیش می آید را دوست نداریم ،
و هر آنچه را دوست داریم پیش نمی آید ...
جبر جغرافیا فقط اونجاش که مردم تو اروپا شفق قطبی میبنن، ما هم یسری پلشت دوقطبی ..
Читать полностью…
میرم تو خودم به مشکل
روحی دچار میشم،
میرم بیرون به مشکل مالی.. 🐑
- بعدِ رفتنِ تو، نمیدانستم به کدام خاطرهیِ مشترکمان شک کنم؛
به نگاههایِ عمیقِ یواشکی یا به وعدههایِ پوچِ توخالی، شاید هم به لبخندهایِ گاه و بیگاهی که بویِ ماندن میداد؛ من هنوز هم نمیدانم دوست داشتنت حقیقت بود یا توهم ولی خوب میدانم احساسی که من داشتم واقعی ترین بود ..
ایرانی جماعت همیشه برای همه چیز جنگیده
نمیگم بقیه نجنگیدن
چرا ؛
ولی برای چیزای معقول که ارزش خاصی داره جنگیدن !
اما نه برای یه گوشی و ماشینِ ساده و اینترنت ؛ شهریه باشگاه ؛ خوراکی روزمره ؛ یه دست لباس ؛ یه دیت توی کافه ؛ خرید کادوی تولد ...
حق و ارزش ما این نیست که مردمون لنگ و گیر چیزای دم دستی و ساده باشن :)
من کلکسیونر تنهاییام :
تنهاییهای شلوغ، تنهاییهای ساکت، تنهاییهای نیمهشب و تنهاییهای وسط جمع.
تنهاییِ اتاق، تنهایی خیابان،
تنهایی کنار آدمهایی که قرار بود غریبه نباشند.
کلکسیونی دارم که هر روز بیاجازه بزرگتر میشود..
تو لحظه زندگی کردن هم واسه سوئیسه!
اینجا یه هفته تو لحظه زندگی کنی،
۶ ۷ تا قسطت عقب میفته...
آدم همین یک چیز را یاد بگیرد٫ که جایی که باید گریه کند، گریه کند. نریزد تو خودش؛ چون بزرگ شده یا چون آدم بزرگها گریه نمیکنند.
(عجب دروغ بزرگی!)
که یاد بگیرد جایی که باید فریاد بزند، فریاد بزند. که وقتی باید عصبانی باشد،
عصبانی باشد واقعا، نه تندیس صبر و حلم و شکیبایی!
که یاد بگیرد قرار نیست خون خونش را بخورد، ولی به همه لبخند احمقانهی نایس و کول تحویل بدهد
و در عوضش مدالِ بدردنخورِ
« فلانی؟
وای!
هیچوقت ندیدم عصبانی باشه، همیشه ریلکس و آرومه، دلش مثل دریاست! »
را تحویل بگیرد.
یاد بگیرد وقتی نمیخواهد کسی بماند، حالیِ طرف کند که نباید بماند؛ و وقتی نمیخواهد کسی برود، به موقعش داد بزند:
« آهای! نمیخواهم بروی. »
آدم تا آخر عمرش مدیون خودش است، اگر همانجا، همانوقت؛ به همانکس، همان حرفی را که باید بزند، نزند.
-از یادداشتهای حسین وحدانی
چقدر عادی شده این زندگی
نه سختی ها درد دارد
و نه خوشی ها لذت ..
نوشته: ثروت ایلان ماسک در حال حاضر ۱۷۶,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومانه.
عدد رو به دلار هم مینوشتید نمیفهمیدیم؛
من از صفر هشتم به بعد دیگه نمیخونم،
میگم خیلی پول داره و رد می شم.. 😂
غریبگی ازاونجایی شروع میشه
که دیگه از جزئیات روز با هم حرف نمیزنید..
این روزها بیشتر از عشق،جای خالیِ
احترام و صداقت حس میشود...
آدم ها حرف های قشنگ بلدند، اما عمل ها همیشه هم قدِ حرف ها نیست ؛
گاهی یک راستگویی ساده، ارزشمند تر از هزاران توجه ظاهری است. رابطه ای که احترام در آن کمرنگ شود، آرام آرام دلها را خسته می کند.
چون آدم ها شاید خیلی چیزها را ببخشند، اما بی احترامی و نبود صداقت چیزی نیست که براحتی از یاد برود ...
همه چیز گرون شد؛
ولی بعضی ها هنوزم!
مفت نمی ارزن..
میدونین چرا دوران کودکی شیرینه؟!
چون در کودکی گذشتهای وجود نداره،
هر چی هست در آینده است،
بار سنگین گذشته است که آدمها رو خسته میکنه...
امروز کلمهی "نفرت" رو برای توصیف حالم انتخاب میکنم؛ نفرت از این حالِ تکراری، نفرت از خستگیِ بیپایان، نفرت از فکرهایی که رها نمیشن و ذهنی که ساکت نمیشه،
نفرت از انتظار و از فردایی که معلوم نیست چی میشه ..
میدونید کجا فهمیدم که واقعا دوستم داره ؟
اونجایی که دیدم برای خودمون توی هر شرایطی تلاش میکنه ..
تو ایران به بچه هایی ک تروما دارن میگن
ماشالا خیلی بیشتر ازسن خودش میفهمه..
من دقیقا همونیم که با یه آهنگ شاد یهو فاز میگیرم و انرژیم میره بالا بعدش دقیقا وسطای آهنگ یاد اتفاقی که نباید میوفتم
و میشینم سرجام و میرم توی خودم ..
مثلا گیج و بیخبر از خواب بلند شوی،
رادیو را روشن کنی و بشنوی:
«خبری نیست، پا روی پا بیندازید، چایتان را بنوشید، به موزیکهای آرام گوش کنید، کتاب بخوانید، عاشق باشید و غمتان نباشد؛ قرار نیست هیچ اتفاق خاصی بیفتد...»
مثلا روزت را با صدای آواز گنجشکها و شیطنتهای ابرها و آفتاب شروع کنی.
مثلا چشم باز کنی و همه چیز خوب باشد، مثلا هیچ روزنهای برای نگرانی نباشد
و زمین سیارهی آرام و دنجی شده باشد
برای زیستن...
-نرگس صرافیان طوفان
خب دیگه گفتیم خندیدیم،
حالا جدی یکی بگه چجوری قراره
با این قیمتا زندگی کنیم؟🦦