9611
﷽ 📚📚کتابخانه ای همراه؛ همراه با شما تا هنر زندگی🌹🌹 خرید کتاب: ⬇️⬇️⬇️⬇️ www.sayehsokhan.com 📚ثبت سفارش مستقیم کتاب در دایرکت اینستاگرام: 👇👇👇👇 https://b2n.ir/s05391 آدرس: خ 12فروردین، کوچه بهشت آیین، پ 19 همکف تلفن:66496410
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
زندگی ما محصول تأثیراتی است که دریافت میکنیم. کتابهایی که میخوانیم، فیلمها و موسیقیهایی که تجربه میکنیم، آدمهایی که وقتمان را با آنها میگذرانیم و گفتوگوهایی که در آنها شرکت میکنیم، همگی در شکلگیری افکار، رفتار و شخصیت ما نقش دارند.
بنابراین مهم است که آنچه به ذهن و قلب خود «میخورانیم» را با دقت و خرد انتخاب کنیم. انتخاب آگاهانهی منابع و ارتباطات، به ما کمک میکند تبدیل به نسخهی بهتر خودمان شویم.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
💠 سینمای ایران با عباس کیارستمی مفهوم و معنا گرفت.
@kheradpouya
🆔 @Sayehsokhan
✍میخواهم در جهانی برخیزم
که عشق به قیمت لبخند باشد.
مردان نمیرند،
زنان نگریند،
و همه کودکان،
پدر خود را بشناسند.
عدالت باغی باشد،
که مردم در آن سیب های یکسان بخورند،
و یکسان بمیرند.
میخواهم در جهانی برخیزم،
که هیچ انسانی بیش از یکبار نمیرد
#ژاک_پره_ور
🌹ولادت با سعادت امام علی(ع)،
روز پدر و روز مرد بر شما عزیزان مبارک🌹
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
مارک منسن به ما یادآوری میکند که زندگی کوتاه است و بسیاری از دغدغهها و اهداف ما در واقع اهمیت چندانی ندارند. ما غبارهای کیهانی بیاهمیتی هستیم که در نقطهای آبی حرکت میکنیم و به هم برخورد میکنیم.
با پذیرش این حقیقت، میتوانیم از وسواسها رها شویم و به جای آن، از لحظات ساده زندگی لذت ببریم—حتی یک فنجان قهوه کوچک میتواند ارزشمند باشد.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
با سپاس فراوان از جناب دکتر حسن باقری عزیز از تبریز
🆔 @Sayehsokhan
یاران همیشه همراه سایه سخن
این روزها،
خیابانهای بسیاری از شهرهای ما
پر از خشم، درد، فریاد و نادیدهگرفتهشدن است.
رنجِ معیشت، نابرابری
فشارِ تورم، گرانی
و احساسِ بیپناهی و درماندگی
احساساتی واقعی و انکارناشدنیاند.
در سایه سخن
دوست نداریم بیتفاوت باشیم.
دردِ مردم، دردِ ماست.
و دلمان با همهی خانوادههایی است که این روزها
داغدار، نگران یا خستهاند.
👌 اما یک یادآوریِ انسانی و از سرِ دلسوزی:
خشم، اگرچه قابل فهم است،
اما وقتی مهار نشود
اول از همه به جان و روانِ خودِ ما آسیب میزند.
لطفا مراقب خودتان باشید.
مراقب جانتان،
مراقب واکنشهایی که شاید جبرانناپذیر شوند.
هیچ مطالبهای
ارزش از دست رفتنِ یک جان
یا زخمی شدنِ یک عمر را ندارد.
از نگاه روانشناسی،
خشم یک «واکنش طبیعی» به فشار، بیعدالتی و نادیدهگرفتهشدن است.
هیچکس را نمیتوان بهخاطر عصبانی بودن سرزنش کرد.
اما یک نکتهی مهم را فراموش نکنیم:
ما مسئول «رفتارمان» هستیم،
حتی وقتی احساساتمان آشفته است.
درست است که
ناامنی روانی
و خستگی جمعی بالا رفته،
در این گونه موارد
خطر تصمیمهای لحظهای بیشتر میشود؛
تصمیمهایی که میتوانند
به جان، آینده و آرامش خودمان یا دیگران آسیب بزنند.
آری خودمراقبتی در زمان خشم یعنی:
مکث کنیم،
نفس بکشیم،
و اجازه ندهیم عصبانیت
به جای ما تصمیم بگیرد.
در سایه سخن
ما هم با شما همدردیم
و در عین حال
از شما میخواهیم
در این روزهای سخت
مراقب جان و روان خودشان باشید.
👌امیدواریم روزهایی برسد که
فریادها شنیده شود
بیآنکه خونی بر زمین ریخته شود.
سرفراز و پاینده باشید
#خودمراقبتی
#تابآوری
#شفقت
#خشم_قابل_فهم
#مسئولیت_پذیری
#سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
آرتور شوپنهاور هشدار میدهد که گاهی انسان برای کسب موفقیت، شهرت یا داراییهای بیرونی، بیش از حد از خود مایه میگذارد. او میگوید فدا کردن آرامش، اوقات فراغت و استقلال برای به دست آوردن شوکت، مقام یا عنوان، نوعی باخت درونی است، حتی اگر در ظاهر برنده به نظر برسیم.
پیام اصلی این است که موفقیت واقعی نه در بیرون، بلکه در درون است؛ حفظ تعادل، آرامش و آزادی شخصی از هر شکوه مادی و اجتماعی ارزشمندتر است.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
👈فهرست کتاب پیشنهادی عالیجناب تولستوی
🍃🍃🍃
«حالا چی بخوانم؟»
این، یکی از رایجترین سوالاتی است که برای هر کتابخوانی پیش میآید.
مراجعه به فهرستها دقیقاً برای همین مواقع است. فهرست برندگان جوایز مختلف یا پیشنهادهای ادیبان و چهرهها، از بهترین راهنماهایی است که باید در اختیار داشته باشیم. یک نمونه از این فهرستها را جناب
لئو نیکلایویچ تولستوی، خالق «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا» به دست داده است.
این نویسندۀ بزرگ که خودش هم از کتابخوانهای حرفهای بود، در دفترچههای شخصیاش گلچینی از ادبیات ملل مختلف داشت (بخشی از این گلچین شخصی، با نام «محدودۀ مطالب خواندنی» به فارسی ترجمه و منتشر شده است). جناب لرد تولستوی، یک فهرست پیشنهادی از کتابهای ضروری برای سنین مختلف هم دارد. او در فهرستش کتابهای زیادی را ذکر کرده، اما همۀ آثار مورد نظر او به فارسی ترجمه نشده و ما فقط نمونههای در دسترس به فارسی را آوردهایم. فهرست کتاب پیشنهادی آقای غول (تا سن خودتان) را ببینید:
📗زیر ۱۴سال: داستانهای چهل دزد بغداد و شاهزاده قمرالزمان از «هزار و یک شب» (البته داستان علیبابا و چهل دزد بغداد، در نسخههای فارسی هزار و یک شب نیست)/ داستان یوسف پیامبر از کتاب مقدس
📗۱۴ تا ۲۰ سال: «قهرمان عصر ما» میخاییل لرمانتف/ «خاطرات یک شکارچی» ایوان تورگنیف/ «نفوس مرده» نیکلای گوگول/ نمایشنامه «راهزنان» فریدریش شیللر/ رمان «یوگنی آنگین» الکساندر پوشکین/ موعظه سر کوه از انجیل متی/ «هلوئیز جدید یا نامههای دو عاشق»، «اعترافات» و «اِمیل یا تعلیم و تربیت» هر سه از ژان ژاک روسو/ «دیوید کاپرفیلد» چارلز دیکنز
📗۲۰ تا ۳۵سال: «ایلیاد» و «ادیسه» هومر/ رسالههای «ضیافت» (سمپوزیوم) و «فایدون» افلاطون/ «هرمان و دوروتهآ» گوته/ «گوژپشت نتردام» ویکتور هوگو
📗۳۵ تا ۵۰سال: رمانهای جورج الیوت/ «سقوط یک فرشته» هنری وود و «سرگذشت من» آنتونی ترولوپ (البته استاد گفتهاند تمام آثار این دو نفر که همین دو ترجمه را دیدهام)/ «آناباسیس» گزنفون (در ایران به «بازگشت دههزار یونانی» و «لشگرکشی کورش [کوچک]» هم ترجمه شده)/ «بینوایان» ویکتور هوگو
➖در این قسمت از برنامه، استاد خواندن انجیلها و «ایلیاد» و «ادیسه» هومر به زبان اصلی (احتمالاً لاتین و یونانی!) را هم پیشنهاد دادهاند که نشاندهندۀ علاقه ایشان به آموزش کلاسیک است
📗۵۰ تا ۶۳سال: «سِفر پیدایش» از کتاب مقدس/ «شناخت و ماهیت مسیحیت» لودویگ فویرباخ/ «اندیشهها» بلیز پاسکال/ رساله اپیکتتوس (رشید یاسمی آن را با عنوان «اندرزهای اپیکتتوس حکیم» ترجمه کرده، در حال حاضر دو گزیده از این رساله با عنوانهای «آرامش فلسفی» و «چگونه آزاد باشیم» در بازار موجود است)/ «مکالمات» کنفوسیوس/ «دائو د جینگ» لائو تسه
✍️احسان رضایی
🍃🍃🍃
/channel/bookstoreARA
🆔 @Sayehsokhan
🌿 سلام بر یاران همیشه همراه سایه سخن
✍ تولد حضرت عیسی مسیح(ع) مبارکباد!
میلاد پیامآور عشق، مهربانی و شفقت، حضرت عیسی مسیح (ع)، و آغاز سال ۲۰۲۶ میلادی را به همهی مسیحیان عزیزِ کشورمان و همهی دلسپردگان صلح، انسانیت و دوستی، از صمیم قلب تبریک میگوئیم.
در آستانهی سالی تازه، آرزو میکنیم جهان خستهی ما اندکی آرام بگیرد؛
دلها به هم نزدیکتر شوند،
رنجها شنیده شوند،
و انسان، دوباره انسان را به یاد بیاورد.
باشد که سال نو، سال بازگشت به پیام روشن عیسی مسیح باشد؛
پیامی که ما را به عشق ورزیدن، بخشیدن، راستگویی، عدالت و مهربانی فرا میخوانَد.
امید که دولتها و صاحبان قدرت، بهجای نفرت و جنگ،
بهجای تبعیض و دروغ،
و بهجای برتریطلبی و حذف دیگری،
راه صلح، آزادی، کرامت انسانی و همزیستی را برگزینند.
برای همهی شما عزیزان، در هر گوشهی این سرزمین پرآشوب،
سالی سرشار از آرامش در دل،
امید در نگاه،
و نوری کوچک اما ماندگار در مسیر زندگی آرزو میکنیم.🙏
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
محمود دولتآبادی در این قطعه با نگاهی عمیق و انتقادی به زندگی، از عجله و شتاب همیشگی انسانها سخن میگوید. او با تصویری ساده—نشستن در قهوهخانه و نوشیدن یک استکان چای—نشان میدهد که چگونه ما اغلب لحظات کوچک و زیبا را از دست میدهیم، فقط به این بهانه که باید «به زندگی برسیم».
پیام دولتآبادی این است که گاهی خودِ شتاب ما برای «زندگی کردن» باعث میشود زندگی واقعی را از دست بدهیم. یعنی در تلاش برای رسیدن، خود زندگی را میکشیم و فراموش میکنیم که ارزش لحظهها و تجربههای ساده هم به اندازه رسیدن مهم است.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
🔘 روبروی من نشسته بود اما هوش و حواسش جای دیگری بود. زیر عبای آرامشی که بر ذهن و ضمیر خود کشیده بود آدم آشوبی در بند و بیچارگی مانده بود. گرهای در گلویش گم بود. چشمهایش پر پریشانی. نگاهش مملو ملال. برای آن که حرفی زده و فضا را عوض کرده باشم گفتم طلا باز هم رَم کرده! کمی در صندلی جابجا شد و گفت کاش فقط طلا بود. همه دنیا و مافیها رَم کردهاند. زندگی ما را بستهاند به دُم و دامن رمیدهها. همه کس و همه چیز رَم کرده است. دلار رم کرده، بنزین رم کرده، اجاره رم کرده، ماست و شیر و دوغ و کشک رم کردهاند. دارو رم کرده! طلا جُنب میخورد جهان زیر و رو میشود! کاش فقط رم میکردند. رم میکنند و به بخت و بیچارگی ما لگد میزنند!
🔘 آه عمیقی کشید و گفت، سه ماه است میخواهم لپ تاپ بخرم. نمیشود. نمیتوانم. میدوم اما نمیرسم. سه ماه پیش هشتاد میلیون بود من اما هفتاد میلیون داشتم. گفتم ماه دیگر پول کنار میگذارم و میخرم. پول هم کنار گذاشتم. وقتی پول من شد هشتاد و دو میلیون لپ تاپ شده بود نود و پنج میلیون. چارهای نبود باید بیشتر میدویدم. باید بیشتر جان میکَندم. از شکم خودم زدم. از پول تاکسی و اسنپ و قهوه و کیک زدم. رفتن به توّلد دوستم را کنسل کردم. باشگاه را تعطیل کردم و شهریهاش را کنار گذاشتم برای لپ تاپ. با صد و ده میلیون رفتم برای خرید لپ تاپ. فروشنده زنگ زد جایی و گفت شرکت میگوید صد و بیست و دو میلیون فاکتور میکنیم! دیگر جانی برایم نمانده است که دنبال لپ تاپ بدوم. لپ تاپ هم رَم کرده است. بی خیالش شدهام. مثل هزاران آرزوی بی خیال شده دیگر. زندگی ما همهاش ناکامی بود. این هم سربار همه ناکامیها.
🔘ناامید و نابود به نظر میآمد. گسسته و گم. خالی از انگیزه و انرژی. گفتم الان چه قیمت است؟ گفت دیجی کالا زده صد و سی و پنج میلیون! چقدر کم داری؟ گفت پانزده میلیون. گفتم من کم و کسری پولت را جور میکنم. لپ تاپت را بخر بعد سر فرصت پول مرا برگردان. خیلی ذوق کرد و خوشحال شد. شماره کارتش را گرفتم تا پول را برایش جابجا کنم. سه بار اقدام کردم. یکبار نوشت پاسخی از بانک صادر کننده نیامد! بار دیگر نوست اتصال اینترنت خود را بررسی کنید! و بار سوّم مدعی شد مشکلی در شبکه پیش آمده است مجددا تلاش کنید. بعد از پنج بار کلنجار و کوشش توانستم پول را به کارتش بریزم. گوشیاش را برداشت و دی جی کالا را باز کرد تا سبد خریدش را تکمیل کند که برای کاری صدایش زدند. جوان است و تازه شروع به کار کرده. هر کس خرده فرمایشی دارد او را صدا میزند!
🔘 یک ساعت بعد با بغضی در گلو و بُهتی در نگاه آمد. گفت من زورم به دلار و طلا نمی رسد. ما زورمان به گردن کلفتی بازار نمی رسد. زور من و تو روی هم حریف زور و زرنگی طلا نمیشود! طلا همه ما را شکست می دهد! من در برابر دلار درماندهام! با تعجب پرسیدم چرا؟ چه شده؟! گفت تا من رفتم و برگشتم دیجی کالا قیمت را زده صد و چهل و هفت میلیون!
🔘خیلی غمانگیز است که ما فقط یک بار زندهایم و یکبار زندگی میکنیم و یک بار جوانیم و تمام یک بارهایمان را در این برزخ بی پایان از دست میدهیم. عمر و آرزوهای ما مثل قطرههای آب از میان انگشتهایمان میریزند و میروند. زندگی ما مثل شال گردن کهنهای است که دست نامرئی نامردی نخش را کشیده و رج به رج آن را از هم میشکافد. سیلاب راه افتاده است و ما سرگردان میان موجهای مهیب دنبال یک تکه چوب برای نجات خود هستیم. زندگی ما یک برنامه کامل امداد و نجات است!
🔘در مترو، در اداره، در بیمارستان، در فروشگاه، در صف نان، در نوبت دکتر، در خانه، در تاکسی، با تلفن، به صورت حضوری، آنلاین دنبال نجات خودمان هستیم. زندگی ما گروگان و گرفتار طلا و دلار است. ما برای نجات خودمان از دست دلار و طلا همیشه در حال دویدنیم! ثانیه به ثانیه جیب ما زده میشود. هر ساعت که میگذرد بخشی از ما سرقت میشود. ما میلیونها آدمیم با رویاهای بر باد رفته. با آرزوهای سوخته. میلیونها زندگی تلف شده تلنبار هستیم. میلیونها زنده زندگی نکردهایم. میلیونها خواسته و خواهش به آینده موکول شده! میلیونها آینده از پیش خراب و خالی شده.
@Khapuorah
🆔 @Sayehsokhan
#ماشااکبری
#زمستان
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر برنیارد کرد پاسخ گفتن
و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس، کز گرمگاه سینه میآید برون،
ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟
مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است… آی…
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی، دربگشای
منم من، میهمان هر شبت، لولیوش مغموم
منم من، سنگ تیپاخوردهٔ رنجور
منم، دشنام پست آفرینش، نغمهٔ ناجور
نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم
حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت
پشت در چون موج میلرزد
تگرگی نیست، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگذارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه میگویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
فریبت میدهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا! گوش سرمابرده است این،
یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهان است
حریفا! رو چراغ باده را بفروز،
شب با روز یکسان است
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان،
دست ها پنهان
نفسها ابر، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلورآجین
زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه
غبارآلوده مهر و ماه
زمستان است.
#مهدی_اخوان_ثالث
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
گبور مته در این جمله، خودپذیری را از یک برداشت سطحی و شعارگونه جدا میکند. خودپذیری قرار نیست یعنی همیشه از خودمان راضی باشیم یا احساسات مثبت داشته باشیم؛ بلکه یعنی به خودمان اجازه دهیم آنچه واقعاً درونمان میگذرد را تجربه کنیم، حتی اگر دردناک، آشفته یا ناخوشایند باشد. پذیرش، به معنای انکار نکردن واقعیت روانی ماست.
در نگاه او، تحمل احساسات ناراحتکننده ـ مثل غم، خشم یا ترس ـ نشانهی بلوغ روانی است، نه ضعف. وقتی به جای جنگیدن با این احساسات، آنها را میبینیم و تحمل میکنیم، راه ترمیم و رشد باز میشود. خودپذیری یعنی ماندن کنار خود، حتی در لحظاتی که دوستداشتنی یا تحسینبرانگیز نیستیم.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
🎬این فیلم کوتاه آنقدر زیباست که تا کنون سه جایزه معتبر اروپائی در ایتالیا ، آلمان و فرانسه را از آن خود کرده !
🌺[⬅️ادب و اندیشه➡️]🌺
🆔/channel/hajsadri
🆔 @Sayehsokhan
🖊 راههای کاهش تکگویی درونی
✍️مصطفی ملکیان
🔹تکگویی درونی هم نوعی گفتار است و تکگویی هم باید کم شود؛ یعنی آدم با خودش هم باید کمتر حرف بزند. من راههای کلی نمیدانم. در یوگا راههایی پیشنهاد کردهاند. در آیین بودا همینطور. آیین دائو هم راههایی دارد.
مسیحیان، مخصوصا چهار قرن اول مسیحیت که به آنها میگوییم آباء صحرا کم کردن تکگویی های درونی را با راههایی دیگر توصیه میکردند. من هیچ راه دربستی سراغ ندارم اما چهار نکته را به تجربه یافتهام که تکگویی درونی را کم میکنند.
1️⃣ یکی از آنها که خیلی واضح است این است که هرچه آدم در زمان حال بیشتر زندگی میکند تکگویی درونیاش کمتر میشود.
2️⃣ هرچه استعداد لذت بردن را در خودمان افزایش بدهیم تکگوییمان کم میشود. آدمها کی شروع میکنند به غرغر کردن با خودشان؟ وقتی که دیگر نمیتوانند لذت ببرند. هیچوقت شده شما در حالی که یک فیلم خیلی لذتبخش سینمایی را تماشا میکنید یا در یک گالری تابلو نقاشیای را که سخت مجذوبتان کرده میبینید، شروع کنید با خودتان غرولند کردن؟ اصلا و ابدا. چون یک چیزی شما را جذب کرده است.
🔻شنیدهاید که مولانا در بازار مسگران که میرفت شروع میکرد به سماع. من و شما در بازار مسگران گوشهایمان را میگیریم و هرچه سریعتر میگریزیم. چون صدای گوشخراش میشنویم. اما او استعداد لذت بردن خودش را بالا برده بود، انگار یک ارکستر سمفونی مهیا و بیاجر و مزد، بدون هماهنگی قبلی برایش آماده شده بود و او در واقع میرقصید.
🔻ما همیشه لذتبردن، تمتع، را با مالکیت اشتباه میگیریم. میخواهیم مالک اشیا باشیم. هیچ دقت کردهاید که اینهایی که کاخ دارند ممکن است باغبان باغشان به مراتب بیشتر لذت ببرد. تمتع او از چمنهای اطراف و اشجار بینهایت است اما مالکیتش صفر است. به نظر من یکی از نکاتی که قرآن خیلی بر آن توجه میکند این است که میگوید همیشه به متاع حیات دنیا فکر کنید، یعنی به بهرهای که میبرید فکر کنید نه به مالکیت. در قرآن یک جا سخن از مالکیت نیست. این برای من خیلی جالب است. ما فکر میکنیم هر وقت مالک چیزی میشویم بهره میبریم با اینکه غالبا نه فقط اینطور نیست، بلکه در بسیاری از موارد عکس هم هست. اتفاقا وقتی مالک چیزی نیستیم بیشتر از آن لذت میبریم تا وقتی مالکش هستیم. شما از یک پارک بیشتر از باغ خودتان لذت میبرید، میدانید چرا؟ چون از پارک فقط لذت میبرید اما وقتی در باغتان دارید لذت میبرید، فکر این را هم میکنید که من باید چقدر هزینه کنم و اگر دزدی آمد چه کنم و هزار چیز دیگر.
3️⃣ هر چه آدم اخلاقیتر زندگی میکند تکگوییاش کمتر میشود، چون اکثر تکگوییها سرکوفتهایی است که به خودمان میزنیم. البته هر چه وجدان اخلاقی آدم بالاتر باشد اینطور است وگرنه فکر کنم صدام از این مقوله معاف باشد. هر چه وجدان اخلاقی آدم بیدارتر باشد ولی کمتر اخلاقی زندگی کند تکگوییاش بیشتر میشود. غالب تکگوییهای ما از این راه حاصل میآید که داریم میگوییم فلانی نباید این کار را میکردی! فلانی، نباید این حرف را میزدی! زود خداحافظی کردی! این چه طرز حرف زدن است! و اینها برایمان تکگویی ایجاد میکنند.
4️⃣هر چه آدم بتواند فکر خود را مسئلهمحور، موضوعمحور کند، یعنی روی یک موضوع یا مسئله متمرکز شود، تکگوییاش کمتر میشود. انسان در هنگام حل مسئله تکگویی ندارد. وقتی کسی دارد یک مسئله ریاضی حل میکند تا وقتی در مسئله ریاضی فرو رفته است تکگویی ندارد اما وقتی در آن میان میخواهد استراحت کند، یک چای بخورد، شروع میکند به صحبت کردن با خودش.
🔹این چهار نکته هست. درعین حال دوستان میتوانند به کتاب بذرهای مراقبه (Seeds of Contemplation) نوشته تامس مرتون رجوع کنند.ایشان در کتاب بذرهای مراقبه روش آبا صحرا را برای متوقفکردن تکگویی درونی پیشنهاد کرده که یک روش نهفقرهای است. اما اینها چیزهایی نیست که با استدلال عقلی بشود اثبات و نقض کرد. باید تجربه داشت و من راستش چون راجع به آنها تجربه ندارم، همین چهارتا را که خودم تجربه دارم خدمتتان عرض کردم.
💢کتاب عمر دوباره، صفحات 266 تا 270 با تلخیص
🆔 @Sayehsokhan
🆔 @mostafamalekian
کهکشان عشق
با صدای محمد_نوری
شعر: فریدون_مشیری
🆔 @Sayehsokhan
دعای دستهجمعی بازیگران:
باشد که هر که این افسانه میخواند،
از هزار نیرنگ جهان برهد،
در پهنهی آزمایش گیتی سربلند برآید،
دست مهر که دراز کند دشنهای در برابر نشود.
روزی نرسد که نداند دوست که و دشمنش کیست.
آمرزش بخواهید برای گوینده و شنونده،
برای گردآورنده و نویسنده که روزگار بر سر این کار گذاشت.
بگوئید چنین باد، و چنینتر باد!
نمایشنامه مرگ یزدگرد
بهرام بیضایی
🆔 @Sayehsokhan
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم :
دربارۀ بد و خوبم، خودم تصمیم بگیرم و بدون ترس از اشتباه، هرچه را در زندگی به نفع من و برایم بهترین انتخاب است، تجربه و کشف کنم.
🆔 @Sayehsokhan
🎧 اپیزود بیستویکم پادکست «مدرسهی شادمانی» منتشر شد!
اپیزود هفتم از فصل سوم | مدیریت روابط خانوادگی ناسالم
گاهی همونجایی که باید امنترین جای دنیا باشه، میشه منبعِ تنش، سرزنش و احساس گناه؛ فقط چون اسمش «خانواده» است.
در این قسمت، رفتیم سراغ کتاب «به دور از تنش» از ندرا گلاور تواب و یک سری حقایق رو دربارهی خانواده بررسی کردیم،
از اینکه چرا نمیتونیم هیچکس رو مجبور به تغییر کنیم،
تا اینکه چطور برای خودمون مرز بکشیم، فاصلهی سالم بسازیم.
اگر در روابط خانوادگیات سالهاست خستهای،
اگر بین وفاداری به خانواده و مراقبت از خودت گیر کردیی،
این اپیزود میتونه نقطهی شروع فکرکردن دوباره به رابطههات باشه.
📚 و اگه دوست داری نسخهی الکترونیکی کتاب رو از داخل و خارج از ایران تهیه کنید، میتونید از اپلیکیشن طاقچه با تخفیف ۵۰٪ تهیه کنید.
https://taaghche.com/book/198769
📌کد تخفیف: happiness21
🎙 اپیزود رو گوش بده، و اگه فکر میکنی برای کسی مفیده، براش بفرست.
Spotify | Castbox | Apple Podcasts
🎧 لینک اپیزود بیستویکم در اپلیکیشن کستباکس:
https://castbox.fm/vb/880883424
✅ Channel: @school_of_happiness
#از_شما
*❣️به نام حضرت دوست❣️*
*🌺 بامداد آدینهتان بخیر و شادمانی💐🌿🌼*
شادمانی نتیجهٔ بینقص بودنِ زندگی نیست، بلکه زادهٔ نگاهی است که رحمتها را میبیند.
بسیاری از نعمتها بیهیاهو در زندگی ما جریان دارند، در تداوم نفسها، در سلامت امروز، در دل و دستی که هنوز توان دوست داشتن و بخشیدن دارد. وقتی نگاه از کمبودها برداشته میشود، دل فرصت آرام گرفتن مییابد.
پاسداشت شادیها یعنی…
بزرگ دیدنِ همین داشتهها
و نادیده نگرفتن نورهایی که میان سایهها میدرخشند.
*✅شادی تمرینِ دیدن و قدردانی است، تمرینی روزانه که جان را از حسرت سبک میکند و ما را به آرامشی ماندگار نزدیکتر میسازد.*
🌺🌿💖🌿🌺🌿💖🌿
محمدحسین فرقانی
آدینه: ۱۴۰۴/۱۰/۱۲
با سپاس فراوان از جناب مهندس فرقانی گرامی
🆔 @Sayehsokhan
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم:
داستان زندگیام را خودم بنویسم و با تغییر مسیرهای پرپیچوخم و تغییر الگوهای زندگی خودم را غافلگیر کنم.
🆔 @Sayehsokhan
#زمستان
#اخوان_ثالث
#استاد_محمدرضا_شجریان
🆔 @Sayehsokhan
یکی از بزرگترین روزها در تاریخ ایران (اگر بزرگترین روز نباشد) روزیاست که يعقوبِ لیث به محمّد بن وصیف میگوید:
«چیزی که من اندر نیابم چرا باید گفت؟»
و از این روز زبان فارسیِ دَری زاییده میشود و به همراه آن ایرانِ فرهنگیِ بعد از اسلام.
ایران هرچه کُشته میداد، هرچه مغزِ خود را میکاوید و دودِ چراغ میخورد، بدون زبان چه میتوانست باشد؟ و زبان با آثاری که در آن پدید میآید، چون سربازانی میشود که در مرزهای دور دست پاس دهند و استقلالِ روحیِ او را حفظ کنند. از این پس، ولو ایران در دورههایی قطعه قطعه شود، و مغول و... بر آن فرمان برانند، از لحاظ معنوی پهناور و تسخیرناپذیر خواهد ماند.
#شهرزاد_قصهگو
...............................
هشتم دی ماه، روز بزرگداشت یعقوب لیث صفّاری (مشهور به مَلِکُالدّنیا و صاحِبقران) سردار دلیر ایران و زنده کنندهی زبان فارسی گرامی باد.
...............................
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
🆔 @sarv_e_sokhangoo
🆔 @Sayehsokhan
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم کلام #ناظم_حکمت را زمزمه کنم:
و ما
زمستان دیگری
سپری خواهیم کرد
با عصیان بزرگی
که درون ماست
و تنها چیزی
که گرممان نگهمیدارد
آتش مقدس امیدواری است🌸
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
🎵 اجرای خصوصی اشک لرزان
💠اساتید :
محمدرضا شجریان
احمد عبادی
💠دستگاه :شور
🆔 @Sayehsokhan
اشغال آشغاله!!!
این یه سکانس معمولی نیست خیلی پر معناست
اینکه آشغال بزارن جلومون و بخوریم درد نیست درد اینه که ساکت باشیم که هیچ، بهبه و چهچه هم بکنی! این دیگه خفته....
🆔 @Sayehsokhan
در ⏰ #قرارملاقات با خودم
#امروز_تصمیم_دارم:
به آبی آسمان خیره شوم، خورشید را بنگرم و به گیاهان، درختان، برگها و تکانخوردن آنها با وزش باد، دقت کنم! تماشای محض!
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
🔊فایل صوتی
عبدالحمید ضیایی
فیلسوفان چگونه میمیرند؟
.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @Sayehsokhan
🖤بهرام بیضایی
ـــ من و شخصیتهای آثارم در برابر سیستم نایستاده است. بلکه در برابر جهالتی ایستاده است که سیستم جزیی از آن است. سیستم کوچکتر از آن است که اندیشه را سرکوب کند و سرکوب نمیکند مگر به نام و در پناه پذیرفتههای سنتی جامعه که به احتمال، خودش زاییده آن است… مشکل ما حکومت نیست، مشکل ما، خود ما هستیم که راست نمیگوییم و تا وقتی ما عوض نشویم چیز دیگری هم عوض نخواهد شد. ضمن اینکه ما اصلا فردگرا هستیم. حتی روشنفکران ما هم در مبارزاتشان به این دلیل شکست میخورند که در آخر خط؛ فرد فردشان تجزیه میشوند و این علتهای زیادی دارد که یکی از آن این است که بین ما دیالوگ، رایج نیست… ما مردم را نمیشناسیم. این مردم شایستگی احراز چیزهای بهتری را دارند. منتها در سنت بسته شدهاند.
🌿تصویر: تمام نوشتههای بهرام بیضایی
🆔 @Sayehsokhan
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم :
از آنچه هستم لذت ببرم و از مخفیشدن در حضور دیگران دست بردارم.
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷