khamooshane | Unsorted

Telegram-канал khamooshane - خموشانه

285

ارتباط با ادمین: https://t.me/BiChatBot?start=sc-61826655

Subscribe to a channel

خموشانه

🎼

واروژان

اگر همت، پشتکار، ذوق و قریحه‌ی نخبگان موسیقی پاپ در ایران ــ که از نخستین وابستگان به «استودیو طنین» بودند ــ نمی‌بود، «طنین» به نمایندگی از موسیقی پاپ نمی‌توانست در برابر رقیبان خود، از جمله ترانه‌پردازان پاپ وارداتی، قد علم کند و دوام بیاورد. اعضای «استودیو طنین» در زمانی مناسب و با استفاده از زمینه‌هایی که پیش از آن فراهم آمده بود، وارد میدان شدند و ترانه‌های نو را از طریق رسانه‌ها در جامعه پراکندند و هر روز جلوه‌ای تازه به آن بخشیدند.

نخستین چهره‌ای که از ستون‌های اصلی «طنین» به شمار می‌آمد، «واروژ هاخباندیان»، معروف به «واروژان»، بود. در واقع، گروهی حتی او را «پدر ترانه‌سازی نوین ایران» می‌دانستند.

واروژان در سال ۱۳۱۵ خورشیدی در شهر قزوین، در خانواده‌ای ارمنی، زاده شد و در سال ۱۳۵۶، پس از چهل‌ویک سال زندگی پربار، از دنیا رفت. اگرچه تحصیلات آکادمیک موسیقی نداشت، با موسیقی علمی و به‌ویژه شیوه‌های آهنگسازی و تنظیم آشنایی کافی پیدا کرده بود. مدتی در آبادان در زمینه‌ی آواز جمعی فعالیت کرد و یکی‌دو سال نیز در هنرستان عالی موسیقی تهران کار کرد. سفری به ایالات متحده نیز در زندگینامه‌ی کوتاه او به چشم می‌خورد.

آنچه به یقین می‌توان گفت این است که بار سنگین «استودیو طنین» در سال‌های آغازین پس از تأسیس، بر دوش او افتاده بود. در آغاز، تنها ترانه‌ها را برای اجرا تنظیم می‌کرد، اما پس از مدتی خود نیز به ساختن آهنگ روی آورد.

واروژان در کار تنظیم، بیش از هر چیز تحت تأثیر شانسون‌های فرانسوی بود و شاید همین ویژگی باعث می‌شد آثارش بیش از پیش با ذائقه‌ی ایرانیان پیوند برقرار کند. با آنکه زبان مادری او ارمنی بود، آهنگ‌هایش با متن‌های فارسی چفت‌وبست دقیقی پیدا می‌کردند.

واروژان پیش از هر چیز به سازآرایی توجه داشت و به‌خصوص سازهای زهی را که می‌توانستند ملودی‌های رمانتیک را برجسته‌تر کنند، به کار می‌گرفت. به قول ایرج جنتی عطایی، واروژان ترانه‌ها را «زمزمه‌پذیر» می‌ساخت.

شهیار قنبری نیز درباره‌ی توجه واروژان به سازهای زهی نوشته است:

«از تو بود که عاشقانه‌ترین نقش به تارهای صدا هجوم می‌بُرد. سازهای مدرن خاندان ویولن... همه آرشه به دست و تنها تو را می‌شناختند و بس... و تو هم حجم و رنگ صداها را بهتر از همه می‌شناختی.»

به هر حال، به نظر می‌رسد حضور واروژان در آغاز کار «طنین» نقشی کارساز ایفا کرده است. متن‌های نوتر ترانه‌هایی که به دستش می‌رسیدند، می‌توانستند با یاری موسیقی و تنظیم او، خودشان را همان‌گونه که هستند و گاه درخشان‌تر از آنچه هستند، نشان دهند.

از سوی دیگر، شیوه‌ی کار او به الگویی برای جوان‌ترها تبدیل شد و این تأثیر تا سال‌های پایانی پیش از انقلاب در ترانه‌پردازی نوآورانه‌ی ایران باقی ماند. واروژان با همکاری ترانه‌سرایان نوپرداز ــ ایرج جنتی عطایی، شهیار قنبری و اردلان سرفراز ــ ترانه‌هایی ماندگار پدید آورد و اعتبار تازه‌ای به هنر ترانه‌پردازی بخشید.

سادگی و زیبایی آهنگ‌های او که غالباً با صدای خوانندگانی چون گوگوشو داریوش اجرا می‌شد، توجه کارگردانان سینمای مردم‌پسند را نیز به سویش جلب کرد و بدین ترتیب، پای واروژان به عرصه‌ی سینمای ایران باز شد.

ایرج جنتی عطایی، دوست و همکار نزدیک واروژان، ورود او به سینما را بیشتر ناشی از شهرت ترانه‌هایش می‌داند تا آشنایی‌اش با مبانی موسیقی فیلم. واروژان از سال ۱۳۲۹ با مشارکت در تنظیم موسیقی فیلم «حسن کچل» ساخته‌ی علی حاتمی وارد عرصه‌ی سینما شد و تا مرگ نابهنگامش در سال ۱۳۵۶، در ساخت، پرداخت یا تنظیم موسیقی بیش از بیست‌وپنج فیلم با کارگردانان مختلف همکاری کرد.

از معروف‌ترین این فیلم‌ها می‌توان به «همسفر» (۱۳۵۴)، «کندو» (۱۳۵۴)، «ممل آمریکایی» (۱۳۵۲)، «شب غریبان» (۱۳۵۴)، «علف‌های هرز» (۱۳۵۵) و «صبح روز چهارم» (۱۳۵۱) اشاره کرد. موسیقی سریال تلویزیونی «سلطان صاحبقران» (۱۳۵۴) نیز از آثار اوست.

از بهترین آهنگ‌های واروژان می‌توان به «پل»، «دریایی» (کمکم کن) و «خوابم یا بیدار» با متن‌هایی از ایرج جنتی عطایی، و «بوی خوب گندم» و «شام آخر» با متن‌هایی از شهیار قنبری اشاره کرد.

در میان تنظیم‌های او نیز می‌توان از «مرداب» و «دو پنجره»، با موسیقی «حسن شماعی‌زاده» و متن «اردلان سرفراز»، نام برد. «قصه‌ی دو ماهی»، «شب شیشه‌ای»، «پل»، «هفته‌ی خاکستری» و آثار بسیار دیگری نیز در کارنامه‌ی واروژان جای دارند.

واروژان فقط یک آهنگساز و تنظیم‌کننده نبود؛ او از آن دسته هنرمندانی بود که (رنگ و حجم تازه‌ای به صدای موسیقی پاپ ایران بخشیدند) و نشان دادند ترانه‌ی فارسی می‌تواند هم ساده و زمزمه‌پذیر باشد و هم از نظر سازآرایی و موسیقی، به تجربه‌ای جدی و ماندگار تبدیل شود.

#واروژان
#موسیقی_پاپ
#موسیقی_ایران
#جواد_ظل_طاعت
@javadtaat
@mosighi_andishe

Читать полностью…

خموشانه

توی گسترده‌ی رویا
ای سوار اسب ابلق
راهی ِ کدوم مسیری
توی تاریکی مطلق

ای به رویا سر سپرده
با توام ای همه خوبی
راهی ِ کدوم دیاری؟
آخه با این اسب چوبی!

با توام ای که تو فکرت
با هر عشق و با هر اسمی
رهسپار فتح قلب ِ
ماه‌پیشونی ِ طلسمی

توی خورجین قشنگت
عکس ماه‌پیشونی داری
واسه پیدا کردنِ جاش
دنیا رو نشونی داری

ماه‌پیشونی ِ تو قصه
فکر بیداریْ تو خوابه
خورشید هفت آسمون نیست
عکس خورشید توی آبه

از خواب قصه بلند شو
اسب چوبیتو رها کن
ماه‌پیشونی مال قصه‌ست
مرد من منو صدا کن!

اگه از افسانه دورم
اگه ماه‌پیشونی نیستم
اگه با زمین غریبه
اگه آسمونی نیستم -

واسه خوابه خستگی‌هات
مثل یه قصه لطیفم
به صداقت تو مومن
مثه قلب تو شریفم

می‌تونم یه سایه باشم
برای یه خواب شیرین
می‌تونم نوشدارو باشم
برای یه لحظه تسکین.

ماه‌پیشونی اگه قلبش
قلب یه کفترِ تنهاست
اگه قامتِ بلندش
قامتِ جداییِ ماست

من حقیقی‌تر از اندوه
رعشه‌ی تلخ صداتم
ماه‌پیشونی نیستم اما
آشِنا با غصه‌هاتم...


#ایرج_جنتی_عطایی
از دفتر: زمزمه‌های یک شب سی‌ساله



اجرای این ترانه بدون سه بند آخر
خواننده: #گوگوش
آهنگساز و تنظیم‌کننده : #واروژان

👇👇👇👇

Читать полностью…

خموشانه

#متن_ترجمه_آهنگ

Nilüfer- olmayınca olmuyor


As‌k yu‌reg‌ine dokunur
عشق قلب رو لمس می‌کنه
As‌k yakınına sokulur
بهت نزدیک میشه

As‌k yarayı kas‌ımak deg‌il
عشق خاروندن زخم نیست

Yarına tas‌ımak deg‌il gec‌mis‌i
گذشته رو به فردا بردن نیست

Zaman tu‌ketiyor umudu
زمان امید رو از بین میبره

Hayat su‌ru‌nu‌yor umutla
زندگی با امید روی زمین کشیده میشه (به زور امید ادامه پیدا می‌کنه)

Sabah gu‌nes‌i dog‌acak u‌zerime
صبح نور خورشید رو روی من میتابونه

Yine bir kara geceye dog‌ru
بازم دستم به سمت یه شب تاریک

Uzanacak elim
دراز میشه

Olmayınca olmuyor
وقتی نمیشه نمیشه

Hu‌zu‌nlerim deg‌is‌miyor
غم‌هام عوض نمیشن

Gec‌ deyince gec‌miyor is‌te
با گفتن بگذر نمی‌گذره

Ben bu as‌ktan gec‌sem de
حتی اگه منم از عشق بگذرم

As‌k bu benden gec‌miyor
این عشقه از من نمی‌گذره

Hasta kalp iyiles‌miyor is‌te
قلبی که مریضه خوب نمیشه

Olmayınca olmuyor
وقتی نمیشه نمیشه

Hu‌zu‌nlerim deg‌is‌miyor
غم‌هام عوض نمیشن


@turkmuzikdinle

Читать полностью…

خموشانه

نهفتن به عمری غمِ آشکاری
فکندن به کِشتِ امیدی شراری

به پایِ نهالی که باری نیارد
جفا دیدن از آب و گِل، روزگاری

به بزمِ فرومایگان ایستادن
نشستن به دریوزه در رهگذاری

ز بیمِ هژبران، پناهنده گشتن
به گرگی سیه‌دل، به تاریک‌ غاری

ز سنگین‌دلی، خواهشِ لطف کردن
سُوی ناکسی، بردن از عجز کاری

به جای گُلِ آرزویی و شوقی
نشاندن به دل، نوکِ جانسوز خاری

به دریا در افتادن و غوطه خوردن
نه جستن پناهی، نه دیدن کناری

زبون گشتن از درد و محروم ماندن
به‌هرجا برون بودن از هر شماری

شنیدن ز هر سفله، حرف درشتی
زمردم‌کُشی، خواستن زینهاری

به آهی، پراکنده گشتن چو کاهی
ز بادی، پریشان شدن چون غباری

بسی خوش‌تر و نیک‌تر نزد دانا
ز دمسازیِ یارِ ناسازگاری

پروین اعتصامی

@khamooshane
◽◾◾◾◾▫️◾▫️

Читать полностью…

خموشانه

اگر با وقایع و‌ اتفاقات سه چهار سال گذشته، هنوز دل از سلبریتی‌جماعت نکنده‌اید، در عقل خود شک جدی کنید! سلبریتی از هر نوعی: بازیگر و ورزشکار و هنرمند و خواننده و نویسنده و شاعر و روشنفکر و استاد دانشگاه و مداح و آخوند، یا هر خر دیگر!

Читать полностью…

خموشانه

«Bezan Paroo»

Lyrics & Composition: Omid Shalmani

Music Production & AI Engineering: Omid Shalmani

Vocal Model: Custom AI (Trained on Artist's Voice)
........
«بزن پارو»

ترانه و آهنگسازی: امید شلمانی
تنظیم و مهندسی هوش مصنوعی: امید شلمانی
مدل صوتی: هوش مصنوعی اختصاصی (آموزش‌دیده بر اساس صدای هنرمند)
/channel/Omid_Shalmani_Music

Читать полностью…

خموشانه

میوه‌های ملال

تو می‌گریزی و من در غبار رؤیاها
هزار پنجره را بی‌شكوه می‌بندم

به باغ سبز نوید تو می‌سپارم خویش
هزار وسوسه را در ستوه می‌بندم

تو می‌گریزی و پیوند روزهای دراز
مرا چو قافله‌ی سنگ و سرب می‌گذرد

درنگ لحظه‌ی سنگین انتظار چو كوه
به چشم خسته‌ی من پای درد می‌فشرد

تو می‌گریزی چونان كه آب از سر سنگ
ز سنگِ لال نخیزد نه شِكوه نه فریاد

تو می‌گریزی چونان كه از درخت، نسیم
درختِ بسته نداند گریختن با باد

تو می‌گریزی و با من نمی‌گریزی لیك
غمِ گریزِ تو بال شكیب می‌شكند

چو از نیامدنت بیم می‌كنم با من
نگاه سبز تو نقش فریب می‌شكند

بیا كه جلوه‌ی بیدار هر چه تنهایی‌ست
به نوشخند گوارای مهر خواب كنیم

به روی تشنگی بی‌گناه لب‌هامان
هزار بوسه‌ی نشكفته را خراب كنیم

تو می‌گریزی اما دریغ! می‌ماند
خیالِ خسته‌ی شب‌ها و میوه‌های ملال

اگر درست بگویم نمی‌توانم باز
به دست حوصله بسپارم آرزوی وصال

#یدالله_رویایی

@khamooshane
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️

Читать полностью…

خموشانه

اریک آرکانت (فرانسوی: Eric Arconte‎) (۲۶ دسامبر ۱۹۳۸ – ۲۴ دسامبر ۲۰۰۷) معروف به اریک، موسیقی‌دان، آهنگساز، تنظیم‌کننده و نوازندهٔ برجسته اهل فرانسه بود.

او در تنظیم سبک خاصی داشت که بیشتر بر مبنای سبک جاز استوار بود.

اریک در ۲۶ دسامبر ۱۹۳۸ در پوئنت-ا-پیتر فرانسه چشم به جهان گشود. «موریس» پدر و «لوگرس» مادر او بود. اریک ۱۲ ساله بود که به همراه خانواده‌اش به پاریس نقل مکان کرد. اریک در تابستان ۱۳۴۴ مقیم تهران شد و در ابتدا کار خود را با گوگوش آغاز کرد.

اریک آرکانت به‌عنوان تنظیم‌کننده، تقریباً برای اکثریت خوانندگان کارهای ماندگار و به‌یادماندنی تنظیم کرد. پس از گوگوش، اریک همکاری‌هایش را با ابی، داریوش، رامش، ستار، شاهرخ، حبیب، نوش‌آفرین، مرجان، شهره، لیلا فروهر، مارتیک، عارف، شهرام شب‌پره، فریدون فروغی و … ادامه داد.

او در ۱۱ بهمن ۱۳۵۷ تهران را بسوی پاریس ترک کرد و در آنجا فعالیت خود را از سر گرفت. آخرین کار مشهور اریک، ترانه "دوباره می‌سازمت وطن" با صدای داریوش بود که ۵ سال پیش از مرگ اریک منتشر شد.


@khamooshane
▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️

Читать полностью…

خموشانه

کویر دل

شاعر : بهروز رضوی
ملودی فرانسوی
تنظیم کننده : اریک آرکانت
خواننده : مرجان

Читать полностью…

خموشانه

محمدرضا شجریان
گل‌های تازه شماره 151
شوشتری
تار: محمدرضا لطفی
نی : استاد کسایی

@khamooshane
▪️▫️▪️▫️▪️▪️▪️▪️

Читать полностью…

خموشانه

‍ #گزیده_کتاب
#موسیقی_بی_کلام

ما دوام آوردیم، عجیب دوام آوردیم.
اما فرق بود میان دوام آوردن ما و دوام آوردن آدم‌های دیگر.فرق بود میان رسیدن ما و رسیدن آدم‌های دیگر. که جایی که آنان راه می رفتند، ما می‌دویدیم، جایی که آن ها می‌دویدند، ما سینه خیز می‌رفتیم.
آنان برای رشد و رفاه می‌جنگیدند و ما برای بقا، تمام مردم جهان زندگی می‌کردند و ما، فقط داشتیم
«زنده می‌ماندیم»...

#عباس_معروفی
#سمفونی_مردگان
✌️💚✌️💚
@CloseToFeel

Читать полностью…

خموشانه

💚🤍❤️ ما چگونه ملتی هستیم؟

۴۷ سال، مزدوران دانشگاهی در گوش جامعه می‌خواندند که:

▫️ لیاقت این مردم همینه،
▫️ حکومت برآیند همین مردم است،
▫️ حکومت به مردمش می‌آید،
▫️ باید تک تک افراد جامعه اصلاح شوند تا حکومت اصلاح شود،
▫️ ایرانیان مشکل فرهنگی دارند،
▫️ مردم، حافظه‌ی تاریخی ندارند،
▫️ ایرانیان در کار جمعی ضعیفند،
▫️ مردم ایران خودباخته و غربزده هستند،
▫️ تاریخ نمی‌خوانند و از تاریخ درس نمی‌گیرند،
و اراجیف دیگری از این دست: پوچ، کلیشه و تهی از حقیقت.

هدف این حمله به مردم، یک چیز بود: جامعه را از امید داشتن به مردمش، ناامید کنند. شما وقتی ناامید شدید، دیگر دنبال راه‌حل نمی‌گردید، تسلیم شرایط می‌شوید و فکر می‌کنید که سزاوار،‌ چیز بهتری نیستید پس به تکفیر خود و دیگران روی می‌آورید.

اما ملت ما تسلیم نشد، سر خم نکرد، به قضا و قدر دل نسپرد، چون در درونش شراره‌ای از امید و باور به خود وجود داشت! این ملت از تاریخش آموخت که ایران هرگز نمی‌بازد، ایران هرگز نمی‌میرد و شکوه و بزرگ بودن، بخشی ا ژنوم هر ایرانی‌ست.

امروز که همه چیز به روشنی خورشید نیمروز آشکار شده، به این ملت برخاسته، به این نسل ایران‌خواه که در میهن‌دوستی، رادیکال است، و به این اتحاد بزرگ همه‌ی ایرانیان منهای ۳ فاسد، افتخار کنیم! برای پاس‌داشت آن نیز از همین امروز، پیمان ببندیم که هر بار، هر کس، هر کجا، به هر بهانه، به ملت ما توهینی کرد، بر دهانش بکوبیم!

ما نه بی‌عرضه‌ایم، نه بی‌لیاقت، نه فاقد توانایی در کار جمعی و تیمی و نه به قدری خودخواه که نتوانیم متحد شویم. ما تاریخ‌دان و تاریخ‌سازیم، ما بزرگ و متمدن و بافرهنگ‌ترینیم، و به حق ما برتر از بسیاری دیگر از ملت‌هاییم. ما باعظمت، کبیر و اشرافی هستیم درست به اندازه‌ی ستون‌های ۲۲ متری تخت‌جمشید!

✔️ @SasanAghaei
👑 #گزارش_این_روزها

Читать полностью…

خموشانه

جنگ بد است؟ عجب!

بعد از آن تراژدی خونین، آن فاجعه سیاه و حیرت‌انگیزی که نسل‌ها در اندوهش خواهد گریست، حالا برخی هواداران حاکمیت به جان مردم افتاده‌اند که «جنگ» بلای بزرگی است و ایران را تبدیل به عراق و سوریه و لیبی خواهد کرد. تو گویی حاکمان ایالات متحده گوش به فرمان مردم درمانده ایران نشسته‌اند که بزنند یا نزنند! کشور را به مرز نابودی کشانده‌اند، صنعت و محیط زیست و اقتصاد را ویران کرده‌اند و ملتی را در داغ عزیزترین فرزندانش نشانده‌اند، بعد حالا که در اثر ماجراجویی‌های خودشان شبح جنگ دور تا دور مرزها را گرفته، دوره افتاده‌اند که: «سرباز خارجی، آزادی سوغات نمی‌آورد.» ای حقه‌بازهای دغل‌کار وقیح؛ دیروز و امروز مردم را سوزاندید و حالا پیشاپیش خرابی حاصل از جنگ فردا را هم به پای این ملت زجرکشیده می‌نویسید؟ شرم، چه واژه حقیری است برای توصیف‌تان.

آنقدر نادانند که گمان می‌کنند هیچ‌کس نمی‌فهمد راکت و موشک بد است، کشته و زخمی و قحطی و گرسنگی و ناامنی خواهد آورد و نتیجه نهایی‌اش هم روشن نیست. ملت همه اینها را می‌داند، اما ببینید چه هیولای هولناکی بودید که خیلی‌ها از دست‌تان به بمب و باروت اجنبی پناه برده‌اند. این مردم چند دهه، به هر سازتان رقصیدند؛ رای بده، چشم! تکرار کن، چشم! تحریم کن، چشم! سکوت کن، چشم!... شما اما هرگز پشیزی برای آنها ارزش قائل نشدید. همیشه خدا در مقابل ملت دست بسته بی‌پناه، شمشیر غران و بران بودید و هر کجا گامی عقب رفتید، اتفاقا به خاطر سنبه پرزور اجنبی بود. نیم‌قرن به ملی‌گرایی دهان‌کجی کردید و فقط زیر حمله خارجی یاد اشکانیان و هخامنشیان افتادید، غائله حجاب را با آن همه هزینه و تحقیر چنددهه کش دادید و تنها در جنگ دوازده روزه بود که سخنگوی نفرت‌انگیز دولت گفت: «عذر می‌خواهم در این شرایط پیامک حجاب می‌آید.» یک دختر معصوم خودش را جلوی درهای بسته استادیوم آتش زد، اما تا داغ و درفش فیفا به میان نیامد، نپذیرفتید که دویست زن ایرانی بروند یک گوشه بنشینند و فوتبال ببینند. مدنی‌ترین مبارزه این ملت، حضور پنجاه میلیون نفری‌اش در اینستاگرام بود؛ به حرمت این خواست جمعی، فیلترش را که برنداشتید هیچ، هر وقت عشق‌تان کشید کل اینترنت را قطع کردید و خلاص.

تنظیم‌کنندگان جدول خاموشی و بی‌آبی روزانه و عرضه‌کنندگان روغن سرطان‌زای یک میلیون تومانی، حالا مردم را از گرسنگی و تخریب زیرساخت‌ها در اثر جنگ حذر می‌دهند. خب البته حمله خارجی کشتار هم دارد، اما شاید بازماندگان دست‌کم جسد عزیزشان را مجانی و محترمانه تحویل بگیرند و فرصت یک سوگواری بی‌دردسر برایش داشته باشند.

رسول بهروش

Читать полностью…

خموشانه

🔺شیطان حرف می‌زند، بی‌آنکه چیزی بگوید.

🆔@Darwinsabouri

Читать полностью…

خموشانه

و ما در بدرقه‌شان
بهترینِ ترانه‌هامان را می‌خواندیم و
زلال‌ترینِ اشک‌هامان را می‌ریختیم.

ما در ‌ابتدای بیداری بودیم و
در آستانه‌ی پیروزی.
.
#محمد_مرکبیان

@morakabian

Читать полностью…

خموشانه

نام ترانه: ماه پیشونی
سال انتشار: ۱۳۵۵
خواننده: گوگوش
آهنگساز: واروژان
تنظیم: واروژان
کلام پرداز: ایرج جنتی عطایی
ناشر: ترانهٔ متن فیلم "ماه عسل"

@varoujanhakhbandian

Читать полностью…

خموشانه

‏کجخلقم خیللی کجخلقم کجخلق چکنم (کج‌خُلقم، چه‌کنم)
‏هربار این قطعه از میرزا غلامرضا اصفهانی
@kheshtbekhesht

Читать полностью…

خموشانه

چرخ یک گاری
در حسرت واماندن اسب

اسب
در حسرت خوابیدن گاریچی

مرد گاریچی
در حسرت مرگ.

#سهراب_سپهری
بندی از شعر « صدای پای آب»


@khamooshane
▫️▪️▪️▫️▪️▪️

Читать полностью…

خموشانه

.
.

که به این طایفه آمیخت که نامرد نشد؟

از #صائب
دزدیده شده از نوت اینستاگرام دوستی 😅

Читать полностью…

خموشانه

حال و روز این روزهامون از زبان سعدی :

‌«نه نیروی صبرم، نه جای ستیز

‌نه امکانِ بودن، نه پای گُریز»

@khamooshane

Читать полностью…

خموشانه

شاید بُریده باشی، از این بُریده‌تر شو
بر این عفونتِ صبر، اعجاز نیشتر شو

#مونا_برزویی

@bita_mim

Читать полностью…

خموشانه

میوه های ملال

شعر و صدای : یدالله رویایی
از صفحه اینستاگرام مینور موود

@khamooshane
▪️▫️▪️▪️▫️▫️▪️

Читать полностью…

خموشانه

گمشده

شاعر : بهروز رضوی
آهنگساز : فریبرز لاچینی
تنظیم کننده : اریک آرکانت
خواننده : مرجان

Читать полностью…

خموشانه

یک شاخه گل ۴۴۶

ماهور

آواز:
محمدرضا شجریان

نوازندگان:
احمد عبادی (سه‌تار)

غزل آواز:
مولانا
@khamooshane
▪️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▪️

Читать полностью…

خموشانه

کاش بازگشت را بهانه‌ای بود
یا سوگ شاعر را گشایشی
کاش تشنه‌ی شوریده در سرابی نو می‌نگریست
یا توفان در ساعتی سزاوار درمی‌رسید

به تو رشک می‌برم، به تو
به تو که در سپیده‌دمِ شعفْ جوان بوده‌ای
و هرگز مجال نیافته‌ای
که به افسون‌های نادمیده دل خوش داری
و از نقاب‌های دریده به شگفت آیی

چه کنم که باور کنی؟
نه مرا از نواختن پرده‌ای نو پروایی بود
و نه نغمه‌گران را بر لب دریغایی
لیک ماه رخ ننمود
و هر اختری که پی افگندیم
نیک نیامد

شاید نجات در اشک بود و نمی‌دانستیم
شاید بیگانگی‌مان نشانِ بُرنایی بود
و دیوانگی‌مان گُواهِ دانایی
اما ای گسیخته از منّتِ تن،
ای گریخته در تمنای تداعی،
سوگند می‌خورم که خون تابناک تو
هم طلسم تیره‌چشمان را خواهد شکست
و هم رونق دروغزنان را.

علیرضا اسماعیل‌پور- ۱۴۰۴/۱۲/۱

Читать полностью…

خموشانه

در #کوکر بخوانید

شهادت می‌دهم
ما و حافظۀ سردخانه
نوشتۀ نوید پورمحمدرضا

تل اجسادْ حافظۀ جمعی را رها نمی‌کند؛ هر چقدر هم تاریخ، تاریخِ فاتحان، بکوشد عددش را تقلیل دهد، مسببش را به عاملی دیگر نسبت دهد، یا در تمامیتش تشکیک کند. تصویر سردخانهْ سند حافظه است، گواهیِ جان‌باختگان، آرشیوِ صدای دردمندان. و مخصوصاً صدا. هر تصویری را صدایی همراهی می‌کند؛ ناله‌ها و ضجه‌های کسی که فرزند، دوست یا عزیزش را گم کرده و اکنون در اتاق‌ها و راهروهای سردخانه در پی ردّی از اوست: چهره‌ای، لباسی، یا شاید تتمه‌‌ای از بویی آشنا. چه آرزویی باید برای او داشت؟ پیدا بکند یا نکند... اعتراف می‌کنم که دردناک‌ترین «پایان باز»‌ی که در تاریخ تصاویر متحرک دیده‌ام متعلق به واقعیتی است که رنج و تعلیقش ورای تصور هر درام سینمایی است: پدر دردمند، دوربین به‌دست، در میان انبوه اجساد، پسرش سپهر را صدا می‌زند. واقعیتِ تصویرِ «سپهر بابا» به خودِ سپهر نمی‌رسد، پیدایش نمی‌کند اما به ده‌ها، بلکه صدها، جانِ کُشته‌شدۀ دیگر شهادت می‌دهد. پدر، که راوی تصاویر است، شهادتش را با پارادوکسی امیدبخش به پایان می‌رساند: «پیدات می‌کنم بابا».

لینک خواندن نسخه کامل متن:

https://kokermag.com/nsounds-11/

@kokermag
#کشتار_دی‌_ماه #حافظه_جمعی #آرشیو

Читать полностью…

خموشانه

محتوای ترانه‌های شروین در بسیاری از موارد حول محور تسلیم‌شدن، عادی‌سازی رنج و سازگاری با فشار می‌چرخه. تصویرهایی مثل «پوتینه رو گلوم، طنابه دور گردنم» یا «خاکم رو بگیر، جونم رو هم بگیر، ولی در نهایت این جنازه‌مه که حرف می‌زنه» ظاهراً اعتراض‌آمیزن، اما در عمق خودشون به پذیرش وضعیتِ بی‌راه‌حل ختم می‌شن؛ جایی که فاعلِ انسانی حذف می‌شه و فقط «تحمل» باقی می‌مونه. حتی در زمان جنگ هم وقتی می‌گه «فرض کن این موشک‌ها ستاره‌ن» از مخاطب می‌خواد با خیال‌پردازی درد رو قابل‌تحمل کنه. این نوع روایت، اکثر مواقع بیشتر به سمت رام‌کردن خشم و فروبردن اعتراض می‌ره، ممنون شروین ولی نه!
: آمینو اسید

Читать полностью…

خموشانه

اظهار نظر کنید، حرف بزنید، نه مبهم و کنایی و لوس، واضح و رسا حرف بزنید، کنش ورزی کنید، در باقی روزها هیاهوی واگویه‌هایتان گوش کر می‌کرد، چرا حالا «کم گوی و گزیده گو» شدید شیطونها؟
بزدل نباشید، حرف بزنید، حرفی از خودتان، بنویسید، حتی شده با خشم، روایت کنید، تف کنید به این طاعون، لکنت را لعنت کنید.
صریح باشید.

جیغ بکشید.

از فردوسی تا بیضایی، تمام قله‌های ادبیات فارسی به‌خاطر رسا بودن صدایشان جاودانه شدند. زبان فارسی یعنی فصاحت، یعنی فاش‌گویی، یعنی فریاد بلند. اشاره و ایما نکنید. واضح باشید. بزنگاهی است که باید تمام مصادیق بزدلی را شرم‌آور کنیم. در ایام عادی، شما شجاعت به کسی بدهکار نیستید. اکنون اما روز واقعه است، ایام عادی نیست. دو دقیقه پست مدرن نباشید. سپیدسرابازی درنیاورید. شما ساموئل بکت نیستید.
اینجا ایران است،
جیغ بکشید.

Читать полностью…

خموشانه

قرعهٔ ما و بار امانتی که آسمان نتوانست کشید

سیاه‌ترین روزها رو سپری کردیم. واضحه که هیچ چیز جز کشتار عزیزانمون ارزش توجه نداره. ما حتی هنوز فرصت نکردیم جوری که شأن چنین فاجعه‌ایه، بهش بپردازیم. اعداد و ارقام از توان پردازش ما در چند روز و هفته خارجه. اما قطعاً تک‌تک‌شون رو خواهیم شناخت.

با اتصال قطره‌چکانی به فضای مجازی، سیل عکس و نام‌ها بر حافظه‌مون جاری شده. هنوز نام و چهرهٔ قبلی رو حفظ نکردیم که بعدی و بعدی و بعدی‌ها بر سرمون آوار می‌شه.

این نام‌ها، این چهره‌ها و این قصه‌های زندگی و مرگ در دست و ذهن ما امانت می‌مونه، تا زنده‌ایم و بعد که ما هم نبودیم کسانی هستند این امانت رو لای حریرِ حافظهٔ ایرانی نگه دارند. فعلاً پیشاروی این بار عظیم ایستادیم تا آرام آرام نام‌ها و نشان‌ها، چهره‌ها و یادها رو در بایگانیِ وجدان جمعی‌مون ثبت و ضبط کنیم — تا ابد؛ تا بعد از ما؛ تا بعد از بعدی‌های ما؛ تا بعد از همهٔ بعدی‌ها...


@Garajetadayoni | گاراژ

Читать полностью…

خموشانه

ژانر موسیقی: باکلام |تیتراژ سریال
صدای: حیدو هدایتی
قطعه: تیتراژ فصل دوم سریال وحشی

نمی‌خوام که از جون مُو بگذری
نمی‌خوام که عمر اضافی کُنم
ولی باید اینجا بمونوم رفیق
که نامردیا رو تلافی کُنم

بمونوم دوباره به دنیا بیام
که از مهربونی پشیمون شدم
دل پاکُومِه چرک و نفرت گرفت
به جون همین شهر طاعون شدم

باید حقومه پس بگیرم برم
هنوز تیکه‌هام مونده تو چنگشون
بشین و دعا کن که رحمُم بیاد
که مو زنده برگشتم از جنگشون

نوازش نمی‌خوام فقط گوش کن
مونه وحشی از بغض و نفرین پُرم
پر از خرده شیشه‌ام بکش دستته
درسته که آیینه‌ام ولی می‌بُرم

Читать полностью…
Subscribe to a channel