ghaz2020 | Unsorted

Telegram-канал ghaz2020 - غزلهای ماندگار

10554

تبلیغات : https://t.me/+UxX9G5A0WT5dAu2J ارتباط با ما👈https://t.me/Reza20122 هرگونه استفاده، کپی و نطق برداری از تفاسیر و غزلها بدون عضویت در کانال مورد رضایت ایشان نمی باشد.

Subscribe to a channel

غزلهای ماندگار

خونم بتی ریخت کش داده بی چون
مژگان خون ریز در ریزش خون

بی باده دیدی چشمان سرمست
بی می شنیدی لبهای میگون

در عهد زلفش یک جمع شیدا
در دور چشمش یک شهر مفتون

چشم و لب او هر سو گرفته‌ست
شهری به نیرنگ، خلقی به افسون

خوبان نشینند در خانه از شرم
هر گه که آید از خانه بیرون

دل برده از من سروی که دارد
بالای دلکش، رفتار موزون

خون از دل من هر شب روان است
تا طره‌اش داشت قصد شبیخون

هر لحظه گردد در ملک خوبی
حسن تو بی‌حد، عشق من افزون

کاری که او کرد با من فروغی
هرگز نکرده‌ست لیلی به مجنون

#فروغی_بسطامی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۴۲۰

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هوادارانِ کویش را چو جانِ خویشتن دارم

صفایِ خلوتِ خاطر از آن شمعِ چِگِل جویم
فروغِ چشم و نورِ دل از آن ماهِ خُتَن دارم

به کام و آرزویِ دل چو دارم خلوتی حاصل
چه فکر از خُبثِ بدگویان، میانِ انجمن دارم

مرا در خانه سروی هست کاندر سایهٔ قَدَّش
فَراغ از سروِ بستانی و شمشادِ چمن دارم

گَرَم صد لشکر از خوبان به قصدِ دل کمین سازند
بِحَمْدِ الله و الْمِنَّه بُتی لشکرشِکن دارم

سِزَد کز خاتمِ لَعلَش زَنَم لافِ سلیمانی
چو اسمِ اعظمم باشد، چه باک از اهرِمَن دارم؟

الا ای پیرِ فرزانه، مَکُن عیبم ز میخانه
که من در تَرکِ پیمانه دلی پیمان شِکن دارم

خدا را ای رقیب امشب زمانی دیده بر هم نِه
که من با لَعلِ خاموشش نهانی صد سخن دارم

چو در گلزارِ اِقبالش خرامانم بِحَمْدِالله
نه میلِ لاله و نسرین نه برگِ نسترن دارم

به رندی شهره شد حافظ میانِ همدمان، لیکن
چه غم دارم که در عالم قَوامُ الدّین حَسَن دارم

#حافظ
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۳۲۷

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

بر سرِ آنم که گر ز دست برآید
دست به کاری زنم که غصه سر آید

خلوتِ دل نیست جایِ صحبت اَضداد
دیو چو بیرون رود، فرشته درآید

صحبت حُکّام ظلمتِ شبِ یلداست
نور ز خورشید جوی بو که برآید

بر درِ اربابِ بی‌مروّتِ دنیا
چند نشینی که خواجه کی به درآید

تَرکِ گدایی مکن که گنج بیابی
از نظرِ رهرُوی که در گذر آید

صالح و طالِح مَتاعِ خویش نمودند
تا که قبول افتد و که در نظر آید

بلبلِ عاشق، تو عمر خواه که آخِر
باغ شود سبز و شاخِ گُل به بر آید

غفلتِ حافظ در این سراچه عجب نیست
هر که به میخانه رفت بی‌خبر آید

#حافظ
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۲۳۲

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

گر تیغ برکشد که محبان همی‌زنم
اول کسی که لاف محبت زند منم

گویند پای دار اگرت سر دریغ نیست
گو سر قبول کن که به پایش درافکنم

امکان دیده بستنم از روی دوست نیست
اولیتر آن که گوش نصیحت بیاکنم

آورده‌اند صحبت خوبان که آتش است
بر من به نیم جو که بسوزند خرمنم

من مرغ زیرکم که چنانم خوش اوفتاد
در قید او که یاد نیاید نشیمنم

دردیست در دلم که گر از پیش آب چشم
برگیرم آستین برود تا به دامنم

گر پیرهن به در کنم از شخص ناتوان
بینی که زیر جامه خیالیست یا تنم

شرط است احتمال جفاهای دشمنان
چون دل نمی‌دهد که دل از دوست برکنم

دردی نبوده را چه تفاوت کند که من
بیچاره درد می‌خورم و نعره می‌زنم

بر تخت جم پدید نیاید شب دراز
من دانم این حدیث که در چاه بیژنم

گویند سعدیا مکن از عشق توبه کن
مشکل توانم و نتوانم که نشکنم

#سعدی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۴۱۱

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

دست اگر در کمر راهبر دل زده ای
بی تردد به میان دامن منزل زده ای

دامن خضر رها کن که دلیل تو بس است
پشت پایی که بر این عالم باطل زده ای

می شود شهپر توفیق، اگر برداری
دست عجزی که به دامان وسایل زده ای

باز کن از سر خود زود تن آسانی را
که عجب قفل گرانی به در دل زده ای

گوهری نیست اگر رشته امید ترا
گنه توست که چون موج به ساحل زده ای

چون به عیب و هنر خویش توانی پرداخت؟
تو که از جهل در آینه را گل زده ای

از تمنا گرهی رشته عمر تو نداشت
تو بر این رشته دو صد عقده مشکل زده ای

چون نداری دل آگاه، در اول قدمی
بوسه هر چند به پیشانی منزل زده ای

پاس دم دار که شمشیر دودم خواهد شد
در دم حشر دمی چند که غافل زده ای

در قیامت سپر آتش دوزخ گردد
از درم مهری اگر بر لب سایل زده ای

چاک در پرده ناموس تو خواهد انداخت
خنده ای چند که بر مردم کامل زده ای

زان به چشم تو صدف جلوه گوهر دارد
که سراپرده چو کف بر سر ساحل زده ای

نیست ممکن که ترا آب نسازد صائب
آتشی کز نفس گرم به محفل زده ای

#صائب_تبریزی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۶۷۹۸

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

من ز گوش او بدزدم حلقه دیگر نهان
تا نداند چشم دشمن ور بداند گو بدان

بر رخم خطی نبشت و من نهان می داشتم
زین سپس پنهان ندارم هر کی خواند گو بخوان

طوق زر عشق او هم لایق این گردن است
بشکند از طوق عشقش گردن گردن کشان

کوس محمودی همه بر اشتر محمود باد
بار دل هم دل کشد محرم کجا باشد زبان

آینه آهن دلی باید که تا زخمش کشد
زخم آیینه نباشد درخور آیینه دان

لیک روی دوست بینی بی‌خبر باشی ز زخم
چون زنان مصر بیخود در جمال یوسفان

صد هزاران حسن یوسف در جمال روی کیست
شمس تبریزی ما آن خوش نشین خوش نشان

#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۲

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار


💟 80 سال موسیقی پاپ و سنتی ایران
      🎵فول‌ آلبوم خوانندگان قدیمی
🩵●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧


🩵 آهنـگ‌های لری و بختیـاری
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
💜 هزاران آلبوم موسیقی باکیفیت
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
🩵 مازنـدرانـی‌ها
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
💜 بهترینها: هایـده، مهستی، حمیـرا
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
🩵 آثار «همایون شـجریان»
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
💜 جملاتی که میخکوبتان میکند!
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
🩵 تاریـخ ممنـوعه !!!
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
💜 ریمیکـس‌های شـاد
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
🩵 هر رمانی بخوای اینجا هست !!!
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
💜 زنــگ موبایـل زیبــا
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
🩵 حافظ، فروغ، مولانا، خیام
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
💜 نگاهی " سـبز " به زندگی
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
🩵 غزل" غزل" غزل" غزل"
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
💜 کتابـخانه ممنـوعه تلگرام !
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
🩵 گلچین موسیقی «محلّی و ایرانی»
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
💜 تاریخ بـدون سانسـور !!!
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
🩵 هزار پند مولانا با معانی اشعار
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
💜 متن‌هایی که با طلا باید نوشت
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
🩵 آثار « علیرضا قربانی »
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
💜 گلچیـن آهنگهای شـاد 1403
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
🩵 پاتـوق یادش‌‌ بخیری‌ها !
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
💜 دلکـش، مرضیه، پریسـا، الهه و...
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
🩵 آقای تاریخ (تاریخ ، تفکر ، آگاهی)
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
💜 10000 آهنگـ زمان شاهنشـاهی
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧
🩵 آرشیو کامل آثار «مـعیـن»
●──➻❥ 𝐉𝐨𝐢𝐧

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

با فراقت چند سازم برگ تنهاییم نیست
دستگاه صبر و پایاب شکیباییم نیست

ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد
ترس تنهاییست ور نه بیم رسواییم نیست

مرد گستاخی نیم تا جان در آغوشت کشم
بوسه بر پایت دهم چون دست بالاییم نیست

بر گلت آشفته‌ام بگذار تا در باغ وصل
زاغ بانگی می‌کنم چون بلبل آواییم نیست

تا مصور گشت در چشمم خیال روی دوست
چشم خودبینی ندارم روی خودراییم نیست

درد دوری می‌کشم گر چه خراب افتاده‌ام
بار جورت می‌برم گر چه تواناییم نیست

طبع تو سیر آمد از من جای دیگر دل نهاد
من که را جویم که چون تو طبع هرجاییم نیست

سعدی آتش زبانم در غمت سوزان چو شمع
با همه آتش زبانی در تو گیراییم نیست

#سعدی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۱۲۱

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

جام گیتی نماست این دل ما
خلوت کبریاست این دل ما

در دل ما جز او نمی گنجد
روز و شب با خداست این دل ما

کُنج دل گنجخانهٔ شاه است
مخزن پادشاست این دل ما

ما و دل هر دو خواجه تاشانیم
یار همدرد ماست این دل ما

دردمندیم و درد می نوشیم
دُرد دردش دواست این دل ما

در خرابات عشق دل گم شد
تو چه دانی کجاست این دل ما

نعمت الله از دل ما جو
که بدو آشناست این دل ما

#شاه_نعمت_الله_ولی
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۴۸

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

چشم ما روشن به نور روی اوست
لاجرم من دوست می‌بینم به دوست

رند مست از گفت و گو ایمن بود
هر که مخمور است او در گفتگوست

عشق را با رنگ و بوئی کار نیست
عقل دایم در هوای رنگ و بوست

صد هزار آئینه گر بینم به چشم
در همه آئینه‌ ها چشمم بر اوست

موج در دریا روان گردد مدام
آب جوید همچو ما در جستجوست

هیچ بد خود دیدهٔ سید ندید
آفرین بر دیدهٔ بینای اوست

#شاه_نعمت_الله_ولی
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۱۴۴

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

فصل برداشت غم از ثمر کال من است
الف قامت تو از قد چون دال من است

چِقَدَر سنگ زدن در دل مرداب به ماه
حال مهتاب در این غمکده چون حال من است

زندگی دست خودم نیست که مردن باشد
این چنین سوختن و ساختن اقبال من است

من پِیِ زندگیم ، مرگ ولی با دل خون
کوچه کوچه همه ی شهر به دنبال من است

مثل پیراهن یوسف شده رسوایی من
هر کجا پیرُهَنی پاره شده مال من است

نزنم سر به قفس ، چون نرسم گلزاری
خواندن کنج قفس در دل هر فال من است

تا قفس هست و اسیری بنویسم چو اسیر
هر کجا تیر خُورَد بال کسی بال من است

بوی آتش اگر از هر غزلم می آید
لاشه ی سوخته ی خرمن آمال من است

#سجاد_احمدیان

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

دُرد درد دل بود درمان ما
خوش بود دردی چنین با جان ما

عشق او بحریست ما غرقه در او
گو درآ در بحر بی پایان ما

ای که گوئی جان به جانان می دهم
جان چه باشد پیش آن جانان ما

مجلس عشقست و ما مست و خراب
سر خوشند از ذوق ما رندان ما

عشق او گنجی و دل ویرانه ای
گنج او جو در دل ویران ما

دل ببر از جان شیرین می برد
صد هزاران منتش بر جان ما

دوستدار نعمت الله خودیم
نعمت الله باشد از یاران ما

#شاه_نعمت_الله_ولی
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۳۳

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

نعمت الله است دائم با خدا
نعمت از الله کی باشد جدا

در دل و دیده ندیدم جز یکی
گر چه گردیدم بسی در دو سرا

میل ساحل کی کند بحری چو شد
غرقه در دریای بی پایان ما

ما نوا از بینوائی یافتیم
گر نوا جوئی بجو از بینوا

از خدا بیگانه ای دیدیم نه
هر که باشد هست با او آشنا

سروری خواهی برآ بر دار عشق
کز سر دار فنا یابی بقا

سید سرمست اگر جوئی حریف
خیز مستانه به میخانه درآ

#شاه_نعمت_الله_ولی
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۲

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

یک نفس فارغ ز وسواس تمنا نیستی
از پریشان خاطری یک لحظه یک جا نیستی

فکر شنبه تلخ دارد جمعه اطفال و تو
پیر گشتی و همان در فکر فردا نیستی

گر چه شد محتاج عینک دیده بی شرم تو
همچنان چون کودکان سیر از تماشا نیستی

می کند از هر سر مویت سفیدی راه مرگ
در چنین وقتی به فکر زاد عقبی نیستی

از ندامت برنیاری آه سردی از جگر
هیچ در فکر رسن در چاه دنیا نیستی

از جمال حور مردان چشم پوشیدند و تو
از عجوز دهر یک ساعت شکیبا نیستی

در مبند این خانه تاریک را یکبارگی
چشم عبرت باز کن از دل چو بینا نیستی

گرچه تیرت با کمان از قد خم پیوسته شد
هیچ در فکر سفر از دار دنیا نیستی

گر چه دندان را ز نعمت های شیرین باختی
جز به حرف شکوه های تلخ گویا نیستی

خامشی را از خدا خواهند دانایان و تو
خون خود را می خوری یک دم چو گویا نیستی

خواب سنگین تو صائب کم ز کوه قاف نیست
گرچه از عزلت گزینان همچو عنقا نیستی

#صائب_تبریزی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۶۶۶۴

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

🌳
خواندنی‌هایی از بزرگان جهان...
‏𖧷‏ @Book_Life

کتاب‌هایی که باید بخوانی :
‏𖧷‏ @mylibraries

فیلم و کتاب ممنوعه و کمیاب
‏𖧷‏ @Archivesbooks

واژه‌های مهربانی
‏𖧷‏ @sabzoaram

آرشیو کتب نایاب و ممنوعه
‏𖧷‏ @seemorghbook

کافه اندیشه
‏𖧷‏ @Q_uote_s

موج مثبت (پناهگاه)
‏𖧷‏ @HavalI_behesht12

انرژی روزانه با برشی از کتاب
‏𖧷‏ @Asheghanbook

به نام خدای مهربان
‏𖧷‏ @mojezetaqirebavar

چیزای جدید یاد بگیر...
‏𖧷‏ @atelaateomom

"ناگفته‌های جذب" راز ڪــائنــات
‏𖧷‏ @JoelO_sten

اینجا اشعار زیبا بخوان
‏𖧷‏ @Best_Poems

درخواست کتاب و رمان
‏𖧷‏ @CaffeTakRoman2

انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته
‏𖧷‏ @learn_english_deeply

"پرانرژی باش و زندگی کن"
‏𖧷‏ @mouje_tahavolezendegi

درخواست کتاب صوتی و pdf
‏𖧷‏ @EBOOK_4U

با کلاس و با سیاست رفتار کن (روانشناسی)
‏𖧷‏ @family95

پی‌دی‌اف هر کتابی خواستی اینجا دانلود کن
‏𖧷‏ @ppdffff

روانشناسی‌کودک و مشاوره‌خانواده دکتر انوشه
‏𖧷‏ @dranushe

یادگیری آسان انگلیسی هر شب ۱۵ دقیقه
‏𖧷‏ @zabankadelarestan

غزل" غزل " غزل " غزل "غزل"
‏𖧷‏ @ghaz2020

کتاب‌های صوتی موفقیت خودشناسی ثروت
‏𖧷‏ @morgbh

هر نوع بیکلامی که گوش میدی اینجا هست!
‏𖧷‏ @instrusongs

افکـار زنـده _ تمرین مثبت‌اندیشی
‏𖧷‏ @Afkarezendeh

قدیمی‌ترین کتابخانه‌ی تلگرام
‏𖧷‏ @bokhapdf

روانشناس خودت باش دختر
‏𖧷‏ @sedayepayeaaaab

مجموعه‌ی کتاب صوتی و فیلم کوتاه
‏𖧷‏ @ArchiveAudio

"حافظ" فروغ" مولانا" خیام"
‏𖧷‏ @AShaarMandgar

بزرگ‌ترین کتابخانه‌ی PDF فارسی و صوتی
‏𖧷‏ @ketabkhaneh2015

تمام فایل‌های استاد عباس‌منش
‏𖧷‏ @taqirebavarfiles

قانون‌جذب‌و ارتعاشات‌ثروت(پیشرفت‌انگیزشی)
‏𖧷‏ @ganunejazb

بهترین داستان‌های کوتاه جهان...!
‏𖧷‏ @Best_stories

ذِکرهاو دُعاهای‌گِره‌گُشا با قُرآن‌کریم مُعجزه‌میکنه
‏𖧷‏ @quran_karim786

دانلود 1001 کتاب نایاب و ممنوعه
‏𖧷‏ @Noandishaan_Book

هزار پند مولانا با معانی اشعار
‏𖧷‏ @Ashaarkotaa

اعتماد به نفس فوق‌العاده فوق‌العاده کامل
‏𖧷‏ @zehnpooya

گیاه درمانی
‏𖧷‏ @mive_darmani2

و خدایی که به شدت کافیست
‏𖧷‏ @rahe_aseman

پرورش گل و گیاه در منزل و درآمدزایی
‏𖧷‏ @ghol_done

جذاااااب‌ترین  ویدئوهای روانشناسی
‏𖧷‏ @psyshortmovies

۱۰۰۰ کتاب صوتی رایگان
‏𖧷‏ @audiopersianlibrary

کافه تنهایی
‏𖧷‏ @cafe_tanhaee

باید که جمله جان شوی
‏𖧷‏ @sheroandishe

بانک کتاب و رمان ممنوعه
‏𖧷‏ @CaffeTakRoman

دانلود رایــگــان هر کتــابی که بخــوای
‏𖧷‏ @Ketabnayyab

مولانا مولانا مولانا مولانا مولانا مولانا
‏𖧷‏ @mowllana
🎆

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

بشکن قدح باده که امروز چنانیم
کز توبه شکستن سر توبه شکنانیم

گر باده فنا گشت فنا باده ما بس
ما نیک بدانیم گر این رنگ ندانیم

باده ز فنا دارد آن چیز که دارد
گر باده بمانیم از آن چیز نمانیم

از چیزی خود بگذر ای چیز به ناچیز
کاین چیز نه پرده‌ست نه ما پرده درانیم

با غمزه سرمست تو میریم و اسیریم
با عشق جوان بخت تو پیریم و جوانیم

گفتی چه دهی پند و زین پند چه سود است
کان نقش که نقاش ازل کرد همانیم

این پند من از نقش ازل هیچ جدا نیست
زین نقش بدان نقش ازل فرق ندانیم

گفتی که جدا مانده‌ای از بر معشوق
ما در بر معشوق ز انده در امانیم

معشوق درختی است که ما از بر اوییم
از ما بر او دور شود هیچ نمانیم

چون هیچ نمانیم ز غم هیچ نپیچیم
چون هیچ نمانیم هم اینیم و هم آنیم

شادی شود آن غم که خوریمش چو شکر خوش
ای غم بر ما آی که اکسیر غمانیم

چون برگ خورد پیله شود برگ بریشم
ما پیله عشقیم که بی‌برگ جهانیم

ماییم در آن وقت که ما هیچ نمانیم
آن وقت که پا نیست شود پای دوانیم

بستیم دهان خود و باقی غزل را
آن وقت بگوییم که ما بسته دهانیم

#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۴

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

گر آن صنم ز پرده پدیدار می‌شود
تسبیح شیخ حلقهٔ زنار می‌شود

ساقی بدین کرشمه اگر می‌کند به جام
مسجد رواق خانهٔ خمار می‌شود

گر دم زند ز طرهٔ او باد صبح دم
آفاق پر ز نافهٔ تاتار می‌شود

هر کس که منع من کند از تار زلف او
آخر بدان کمند گرفتار می‌شود

جایی رسید غیرت عشقم که جان پاک
حایل میانهٔ من و دلدار می‌شود

ای گلبن مراد بدین تازه نازکی
مخرام سوی باغ که گل خار می‌شود

خیزد چو چشم مست تو از خواب بامداد
خوابیده فتنه‌ایست که بیدار می‌شود

شد روز رستخیز و نیامد دلم به هوش
پنداشتم که مست تو هشیار می‌شود

مهجورم از وصال تو در عین اتصال
محروم آن که محرم اسرار می‌شود

هر تن که سر نداد فروغی به پای دوست
در کیش اهل عشق گنهکار می‌شود

#فروغی_بسطامی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۲۶۰

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

جز وجود او نمی دانیم موجودی دگر
غیر جود او نمی یابیم ما جودی دگر

بود بود اوست بود ما خیالی بیش نیست
خود کجا بودی بود جز بود او بودی دگر

دوستان از دوستان دارند بسیاری امید
نیست ما را غیر یار از یار مقصودی دگر

خرقه دادم جرعه ای می داد ساقی در عوض
وه چه سودای خوشی کردیم و هم سودی دگر

شاهد غیبی ما در مشهد جان حاضر است
ای عجب جز شاهد ما نیست مشهودی دگر

قاصد و مقصود ما عشق است و ما آن وئیم
وه چه خوش قصدی که ما داریم و مقصودی دگر

ما ایاز بزم محمودیم و محمود آن ماست
همچو این سلطان ما خود نیست محمودی دگر

عود جان در مجمر دل عاشقانه سوختیم
کس نسوزد این چنین بوئی و هم عودی دگر

بنده ایم و غیر سید نیست ما را خواجه ای
عابدیم و غیر حق خود نیست معبودی دگر

#شاه_نعمت_الله_ولی
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۸۳۵

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

یار بیگانه نگیرد هر که دارد یار خویش
ای که دستی چرب داری پیشتر دیوار خویش

خدمتت را هر که فرمایی کمر بندد به طوع
لیکن آن بهتر که فرمایی به خدمتگار خویش

من هم اول روز گفتم جان فدای روی تو
شرط مردی نیست برگردیدن از گفتار خویش

درد عشق از هر که می‌پرسم جوابم می‌دهد
از که می‌پرسی که من خود عاجزم در کار خویش

صبر چون پروانه باید کردنت بر داغ عشق
ای که صحبت با یکی داری نه در مقدار خویش

یا چو دیدارم نمودی دل نبایستی شکست
یا نبایستی نمود اول مرا دیدار خویش

حد زیبایی ندارند این خداوندان حسن
ای دریغا گر بخوردندی غم غمخوار خویش

عقل را پنداشتم در عشق تدبیری بود
من نخواهم کرد دیگر تکیه بر پندار خویش

هر که خواهد در حق ما هر چه خواهد گو بگوی
ما نمی‌داریم دست از دامن دلدار خویش

روز رستاخیز کان جا کس نپردازد به کس
من نپردازم به هیچ از گفت و گوی یار خویش

سعدیا در کوی عشق از پارسایی دم مزن
هر متاعی را خریداریست در بازار خویش

#سعدی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ  ۳۴۲

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

با صد زبان چو غنچه گل بی زبان شدم
تا پرده دار خرده راز نهان شدم

چون ماه مصر، قیمت من خواست عذر من
گر یک دو روز بار دل کاروان شدم

از خار راه من گل امید می دمد
اکنون که همچو سیل به دریا روان شدم

سیلاب من کجا به محیط بقا رسد؟
زینسان که از غبار علایق گران شدم

افتاد حرف من به زبان چون دهان یار
هر چند بیشتر ز نظرها نهان شدم

هرگز شکوفه ام به ثمر بارور نشد
چون صبح اگر چه پیر درین بوستان شدم

چون خار دلشکسته درین بوستانسرا
شرمنده نسیم بهار و خزان شدم

در موسمی که بال برآرد ز لاله سنگ
چون بیضه پا شکسته درین آشیان شدم

درد طلب به مرگ ز من دست بر نداشت
آخر چو موج کشتی ریگ روان شدم

رضوان نداشت منصب دربانی بهشت
روزی که من ریاض ترا باغبان شدم

تا شد قبول پیر خرابات خدمتم
صائب امیدوار به بخت جوان شدم

#صائب_تبریزی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۵۷۹۸

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

سوی خانه خویش آمد عشق آن عاشق نواز
عشق دارد در تصور صورتی صورت گداز

خانه خویش آمدی خوش اندرآ شاد آمدی
از در دل اندرآ تا پیشگاه جان بتاز

ذره ذره از وجودم عاشق خورشید توست
هین که با خورشید دارد ذره‌ها کار دراز

پیش روزن ذره‌ها بین خوش معلق می‌زنند
هر که را خورشید شد قبله چنین باشد نماز

در سماع آفتاب این ذره‌ها چون صوفیان
کس نداند بر چه قولی بر چه ضربی بر چه ساز

اندرون هر دلی خود نغمه و ضربی دگر
پای کوبان آشکار و مطربان پنهان چو راز

برتر از جمله سماع ما بود در اندرون
جزوهای ما در او رقصان به صد گون عز و ناز

شمس تبریزی تویی سلطان سلطانان جان
چون تو محمودی نیامد همچو من دیگر ایاز

#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۵

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

شب که در حلقهٔ ما زلف دل آرام نبود
تا به نزدیک سحر هیچ دل آرام نبود

حلقهٔ دام نجات است خم طرهٔ دوست
وای بر حالت مرغی که در این دام نبود

جز بدان آهوی وحشی که به من رام نگشت
دل وحشت‌زده با هیچ کسم رام نبود

یار در کشتن من این همه انکار نداشت
گر در این کار مرا غایت ابرام نبود

منت پیک صبا را نکشیدم در عشق
که میان من او حاجت پیغام نبود

من از انجام جهان واقفم از دولت جام
که به جز جام کسی واقف از انجام نبود

می خور ای خواجه که زیر فلک مینایی
خون دل خورد حریفی که می آشام نبود

خم فرح‌بخش نمی‌گشت اگر باده نداشت
جم سرانجام نمی‌جست اگر جام نبود

چشم بد دور که در چشمهٔ نوش ساقی
نشه‌ای بود که در بادهٔ گلفام نبود

مایل گوشه‌ة ابروی تو بودم وقتی
که نشان از مه نو بر لب این بام نبود

جلوه‌گر حسن تو از عشق من آمد آری
صبح معلوم نمی‌گشت اگر شام نبود

فتنه در شهر ز هر گوشه نمی‌شد پیدا
چشم فتان تو گر فتنهٔ ایام نبود

کفر زلف تو گرفتی همه عالم را
ناصرالدین شاه اگر خسرو اسلام نبود

آن خدیوی که فروغی خبر شاهی او
داد آن روز که از خاتم جم نام نبود

#فروغی_بسطامی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۲۵۲

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

فقیران را به چوب منع از درگاه خود راندن
به شمع دولت بیدار باشد دامن افشاندن

مگردان روی گرم از دوستان تا دولتی داری
که از یک شمع روشن می توان صد شمع گیراندن

به خاموشی ز زخم خصم بد گوهر مشو ایمن
که آب تیغ طوفان می کند در وقت خواباندن

دهد هر کس به ریزش دست خود در زندگی عادت
به نقد جان به آسانی تواند دست افشاندن

بپوشان دیده از خود، در حریم وصل محرم شو
که با دریا یکی گردد حباب از چشم پوشاندن

ز دل زنگار غفلت می زداید صحبت پاکان
که در گوهر نگردد سبز، رنگ آب از ماندن

دل بی تاب دارد دور باش خانه زاد از خود
مروت نیست ما را چون سپند از بزم خود راندن

لطیف افتاده است از بس که آن سیمین بدن صائب
خط نارسته را زان صفحه رومی توان خواندن

#صائب_تبریزی
- غزل شمارهٔ ۶۲۰۵

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

ز بعد وقت نومیدی امیدیست
به زیر کوری اندر سینه دیدیست

نبینی نور چون دانی تو کوری
سیه نادیده کی داند سپیدیست

قرین صد هزاران نقش و معنی
نهان تصریف سلطان وحیدیست

که جنباننده این نقش و معنی‌ست
چو بادی رقص‌های شاخ بیدیست

مشو نومید از دشنام دلدار
که بعد رنج روزه روز عیدیست

که یبقی الحب ما بقی العتاب
که هر نقصی کشاننده مزیدیست

رها کن گفت به از گفت یابی
یقین هر حادثی را خود ندیدیست

#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۳۵۰

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

Instagram.com/reza.firouzi9

https://www.instagram.com/reza.firouzi9/?utm_source=qr&igsh=cWFpdGc1bWVvN29w

پیج اینستا گرامی ما
🌸👆
یک آموزگار ناپخته می تواند سالها شاگردان خود را گمراه و سرگردان کند.

Читать полностью…

غزلهای ماندگار


🏜 80 سال موسیقی پاپ و سنتی ایران
     ☀️ فول‌ آلبوم خوانندگان قدیمی ☟︎︎︎ ☟︎︎︎
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ


🏜 آهنـگ‌های لری و بختیـاری
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
☀️ هزاران آلبوم قدیمی با کیفیت۳۲۰
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
🏜 مازنـدرانـی‌ها
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
☀️ کلیپ نوستالژیک TOP MUSIC
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
🏜 همایون شـجریان؛ آرشیو آثار
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
☀️ جملاتی که میخکوبـتان میکند!
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
🏜 پاتـوق یادش‌‌ بخیـری‌ها !!
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
☀️ اسـتوری قشــنگ
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
🏜 تاریــخ ممنـوعه !!!
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
☀️ ریمیکس‌های شـاد قدیمی
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
🏜 کانال « باغ موسـیقی »
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
☀️ کافـه درخواسـت رمان
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
🏜 حافـظ، فروغ، مـولانا، خیام
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
☀️ نگاهی " ســبز " به زنـدگی
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
🏜 غزل" غزل" غزل" غزل"
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
☀️ کتابخانه ممنـوعه تلگرام !!
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
🏜 گلچین موسیقی «ایرانی و محلی»
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
☀️ تاریخ بدون سانسـور !!!
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
🏜 هزار پنـد مولانا با معانی اشعار
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
☀️ متن‌هایی که با طلا باید نوشت
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
🏜 آثار « علیرضـا قربانـی »
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
☀️ گـلچین آهنگـهای شاد ۱۴۰۳
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
🏜 دلکش، الهه، مرضیه، پوران، پریسا
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
☀️ آقـای تاریـخ (تاریخ، تفکر، آگاهی)
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
🏜 10000 آهنگـ زمان شاهنشاهی
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ
☀️ آرشیو کامل آثار «مـعیـن»
● ⃟⃟⃟ ⃟ ⃟⃟ ⃟⃟ ⃟ ⃟━● 𝕁𝕆𝕀ℕ

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

فقر ما خوشتر ز ملک پادشا
ما و درویشی و درویشی ما

فقر سلطانی است ، سلطانی است فقر
پادشه درویش و درویش پادشا

بینوائی ما و ذوق نیستی
باز پرس از عاشقان بینوا

عاشق و مستیم در کوی مغان
دنیی و عقبی کجا و ما کجا

بیخودم من بیخودم من بیخودم
با خدایم با خدایم با خدا

جام دُرد درد او درمان دل
نوش کن جامی که تا یابی دوا

نعمت‌الله مست و می نوشد مدام
در خرابات فنا جام بقا

#شاه_نعمت_الله_ولی
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۱۹

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

هر کجاگیری گلی در آب معمار خودی
کار هر کس را دهی انجام در کار خودی

سرسری مگذر ز تعمیر دل بیچارگان
کار محکم کن که در تعمیر دیوار خودی

هر چه از دلها کنی تعمیر پشتیبان توست
سعی در آبادی دل کن چو معمار خودی

پرده پوشی پرده بر افعال خود پوشیدن است
عیب هر کس را کنی پوشیده ستار خودی

هر که را از پا درآری پا به بخت خود زنی
جانب هر کس نگه داری نگهدار خودی

در گلستان رضا غیر از گل بی خار نیست
تو ز خود داری همیشه زخمی خار خودی

حق پرستی چیست، از بایست خود برخاستن
تا خدا را بهر خود خواهی پرستار خودی

دردهای عارضی را می کند درمان طبیب
با تو چون عیسی برآید چون تو بیمار خودی؟

تخم نار و نور با خود می بری زین خاکدان
در بهشت و دوزخ از گفتار و کردار خودی

نیست در آیینه دل هیچ کس را جز تو راه
از که می نالی تو تردامن چو زنگار خودی؟

از لحد خاک شکم پرور دهان وا کرده است
تو ز غفلت همچنان در بند پروار خودی

در دل توست آنچه می جویی به صد شمع و چراغ
ماه کنعانی ولی غافل ز رخسار خودی

فکر ایام زمستان می کنی در نوبهار
اینقدر غافل چرا از آخر کار خودی؟

دشته تا دارد گره از چشم سوزن نگذرد
نگذری تا ز سر خود عقده کار خودی

عارفان سر در کنار مطربان افکنده اند
تو ز بی مغزی همان در بند دستار خودی

نشکنی تا جنس مردم را، نگردی مشتری
خویش را بشکن اگر صائب خریدار خودی

#صائب_تبریزی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۶۶۶۸

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

چون برون آورم ازجیب سر خجلت خویش؟
که ز عصیان خجلم بیش من از طاعت خویش

آن که در آینه بیتاب شد از طلعت خویش
آه اگر در دل عاشق نگرد صورت خویش

بر غزالان چه کنم دامن صحرا را تنگ ؟
من که در خانه بیابانیم از وحشت خویش

فرصت از خنده برق است سبک جولانتر
مده از دست چو کوته نظران فرصت خویش

حرف سایل اگر ازآب گهر سبز کنم
غوطه در بحر زنم از عرق خجلت خویش

چشم سیری ز طعام است ترا، زین غافل
که به اطعام توان سیر شد از نعمت خویش

نشود شسته رخ سایلش از گرد سؤال
هرکریمی که نگردد خجل از همت خویش

یوسف آنجا که به سیم و زر قلب است گران
چه بر آرم ز صدف گوهر بی قیمت خویش؟

گذرد جنت اگر از در ویرانه من
نیست ممکن که برون پانهم ازخلوت خویش

گر چه باشد دهن تیغ لب جام، مرا
همچنان خون خورم از جرأت بی غیرت خویش

من که پشتم خم ازین بار گران گردیده است
چون گرانبار کنم پشت کس ازمنت خویش ؟

حاصل من چو مه نو ز کمانخانه چرخ
تیرباران اشارت بود از شهرت خویش

زان سیاه است رخ ماه که چون لاغر شد
می کشد تیغ به سیمای ولی نعمت خویش

چشم من نیست به آسودگی خود صائب
هست در راحت احباب مرا راحت خویش

#صائب_تبریزی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۴۹۹۰

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

ماه فروماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمد

وعدهٔ دیدار هر کسی به قیامت
لیلهٔ اسری شب وصال محمد

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
آمده مجموع در ظلال محمد

عرصهٔ گیتی مجال همت او نیست
روز قیامت نگر مجال محمد

وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوس
بو که قبولش کند بلال محمد

همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد

شمس و قمر در زمین حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد

شاید اگر آفتاب و ماه نتابند
پیش دو ابروی چون هلال محمد

چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمی‌گیرد از خیال محمد

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد

#سعدی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش حضرت رسول (ص)

🌸درود یاران عید سعید مبعث پیامبر مهربانی، حضرت محمد مصطفی (ص) بر شـما و خانواده محترمتان مبارک🌸
 

@ghaz2020

Читать полностью…
Subscribe to a channel