735
روییدن زمان و مکان نمیخواهد! گاهی باید در سختترین شرایط و دشوارترین مکان رشد کنی... 🖐 #روهیناصادقی @Rohin_official1 https://t.me/Rohin_official1
خدایا!
سپاسگزارم که خورشیدِ حکمتهایت را بر قلبِ نحیفِمن تاباندی. در هر تاریکی، چراغ هدایت و در هر بنبست، راهی گشودی.
چگونه بگویم، هر آنچه از توست؛ زیباست، آرامش است، حقیقت است...
ممنونت که گاهی مرا از آرزوهایم بازداشتی، تا خود را در آیینه تلاش بیابم و مرا از بند توقع؛ چون پرندهی در آسمان، رهایی بخشیدی.
سپاس! هر بارِ که زخمهای ناملایمات روزگار بر روحِ خستهام نشست، تو یادم آوردی که قویتر از آنم که فرو ریزم. "ذهنم باغی از اندیشه است. دستانم پلی از قدرت و پاهایم جادهای برای پیمودن."
قدردانم! وقتی گمان میکردم بادِ سرنوشت، مرا از دستهای تو میرباید، محکمتر از قبل مرا نگهداشتی.
ای خدای مهربان!
این ریسمان نقرهی عشقِ که میان من و توست،
در بادهای تقدیر رها مکن
تا همیشه در پناه تو آرام گیرم.
#رحیمهمحرابی
اینروزها هوای مزارشریف آنچنان رنگ تازهای به خود گرفته که پدر جانم نامش را «پسرلی» میگذارد؛ همان بهارِ خودمان، با همان بوی خاک و شکوفههای درختانِ بادامش...
پنجرهها این روزها بیتابانه رو به خیابان باز میشوند و از لای شیشههای نیمهباز، هم غرش موترها به اتاق میریزد و هم فریادهای پسران نوجوانی که در میدانِ نزدیک خانه، توپ را از این سو به آن سو میدوند.
وقتی حوصلهٔ نوشتن یا فکر کردن ندارم، میگذارم خیال بیپروایم بر لبهٔ این صداها بنشیند و برای خودش قصهبافی کند. مثلاً ناگهان خودم را در میدان میبینم با خواهرهایم و دوستان؛ دو تیم شدهایم و هر زمانیکه توپ، درون دروازهی رقیب جا خوش میکند، فریاد شادیمان تا آسمان میرود و ما بیباکانه روی چمن میرقصیم.
عجیب اینجاست که خودِ من آنقدرها هم هوای فوتبال را ندارم؛ اما خیال، این مسافر همیشهسرکش به خواستِ دلِ من کاری ندارد. خودش راه را پیدا میکند، خودش به سراغ آدمها و جاها میرود و من فقط تماشا میکنم...
#رحیمهمحرابی
گفت: اگر میگذاشتم قسمت او را از من میگرفت؛ ولی من نگذاشتم تقدیر دستش به او برسد.
این سخن تا عمق جانم فرو رفت.
#روهینا_صادقی
صفحات تأملبرانگیز از کتاب پاندای بزرگ و اژدهای کوچک
Читать полностью…
تجملات هیچ وقت جاذبه ای برایم نداشته
من چیزهای ساده را دوست دارم کتاب ها را تنهایی را
یا بودن با کسی که تو را میفهمد...!
#بار_هستی
#میلان_کوندرا
برای امروزت آرزو دارم:
زندگی کنی و با دلی آرام چایت را بنوشی،
پناه داشته باشی و پناه باشی،
توانایی خندیدن داشته باشی و عشق بورزی و بسیار مهربان باشی.
و صبح بخیر...🤍✨
فوروارد کن، تا در فولدر قرار بگیری، و اینجا جوین باش! 🤍🦢
Читать полностью…
.دلم میخواهد آرام صدایت کنم
اَللَّـهُمَّ یا شاهِدَ کُلِّ نَجْوی
میشود آرامش روزهای بیقراریم باشی
✅لیستی از بهترین کانالهای تلگرام
⊱─━━━━─⊱━━━━━━━━⊰─━━━━─⊰
🌸•متافیزیک ، پرورش قدرتهای درونی
@metaphysics_fact
🌸•آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
🌸•کارگاه رایگان نویسندگی
@anahelanjoman
🌸•نویسندگان بزرگ جهان(𝐏𝐃𝐅)
@parshangbook_pdf
🌸•فنّ ِبیان&گویندگی
@amoozeshegooyandegi
🌸•چطور عاشق خودم بشم؟
@cleanup_inward
🌸•خیزشِ ققنوس
@phoenixriseland_ir
🌸•صوتیPDFدرخواست(رایگان)
@darkhaste_ketab_parshangbook
🌸•آموزش گام به گام زبان انگلیسی
@english_points_new
🌸•آموزش پـرواز روح ،بـرونفکنی
@transcendental_science
🌸•دوره ، رازهای پولسازی
@maya_mind
🌸•متن و پست های آرامبخش
@yefenjanaramsh
🌸•برشی از کتاب
@yetikeazketab
🌸•خانه ی دوست
@khanehy_doost
🌸•کانال طبی عیون الحکمه
@oyoon_hekmat
🌸•شب نامهی خیال
@rohin_official1
🌸•انگیزشی قانون جذب
@onthewaveofhope
🌸•آموزش زبان انگلیسی از پایه
@ariaenglishclassforeveryone
🌸•سابلیمینال خوشحالی درلحظه
@sub_moonbrilliant
🌸•شمع تراپی ، کد کیهانی
@fatemesadatmousavi3
🌸•پاتوق دختران کتابخون
@fullandrewp4k
🌸•کتابخانه صوتی تلگرام
@omidearasbaran1
🌸•بیداری معنوی
@nosehalo666
🌸•روانشناسی ، موفقیت
@ravanshenasi_movafagh
🌸•خسروی آواز استاد شجریان
@stad_shajariyan
🌸•سابلیمینالهای ایرانی
@sabliminal_moonbriliant
🌸•طبیعت زیبا و دلنشین و حس آرامش
@afarinshokoh
🌸•آموزش ماورا ، پاکسازی
@beyondmeta666
🌸•مدار رشد
@buissness_womann
🌸•قانون باور ، ذهن ثروتساز
@ghanonebawar
🌸•متنهای انگیزشی
@khalse_daroon
🌸•کتابهای(صوتی)«کاملارایگان»
@parshangbook
🌸•سابلیمینالهای پرنتیجه، فال روزانه
@subliminal_rainbow
⊱─━━━━─⊱━━━━━━━━⊰─━━━━─⊰
↩️جهت شرکت درلیست و رزرو تبلیغات:
↪️@Leader_m_p_f_Channel_and_group
↩️کانال تبادلات
↪️@infinite_tab
گاهی آرزوها سبکبالتر از آن هستند که روی زمین بمانند؛ باید آنها را رها کرد تا در بلندای آسمان آمین با ابرها همآواز شوند.
#رحیمهمحرابی
ما، در هیچ حال، قلبهایمان خالی از غم نخواهد شد؛ چرا که غم، ودیعهایست طبیعی که ما را پاک نگه میدارد.
انسانهای بیاحساس، به معنای متعالی کلمه،
هرگز " انسان " نبودهاند و نخواهند بود.
از این صافی انسانساز نترس...
#آتش_بدون_دود
#نادر_ابراهیمی
این فولدر حالوهوای روزاییه که کمحرفی ولی پر فکر ؛ 🤍☕️
کنارمون باشید . گپ حمایتی .
نه گرمای تابستان
از لذت قهوه میکاهد
نه سرمای زمستان.
مهر آدمهای ناب نیز،
وابسته به حال و هوا نیست!
هم در رنج میدرخشند،
هم در شعف!
#رحیمهمحرابی
بنام آنکه عهدش وفاست!
چه بگویم من از خدا برای تو؟
خواستم مهربانیاش را با واژهها توصیف کنم، اما کلمات از شکوه بیکران او عاجز ماندند.
تو خود بگو!
کیست که بتواند زلالی آب را،
طلای برگهای پاییز را،
نیلگونی آسمان را،
شعلهٔ سرخ آتش را
و زرّین خورشید را به وصف آورد؟
ما که از توصیف زیباترین نشانههای خلقتش درماندهایم، پس چگونه توانیم با این الفاظ کوچک، عظمت و مهربانی بیپایانش را بازگو کنیم؟
اما من برای گفتنِ مهربانیهای او،
زیباییهای بیکرانه او،
عظمت بیانتهای او...
تنها یک چیز دارم:
قلبی که تنها برای او میتپد.
#رحیمهمحرابی
ای دور ای محال، در عالم خیال
تو با منی، تو با منی، تو با منی🚶🏻♀️
#جرعهای از کتاب
#به_زمانبندی_خدا_اعتماد_کنید
کتاب به او فرصت گریختن از نوعی زندگی را میداد که هیچگونه رضایت خاطری از آن نداشت.
#بار_هستی
#میلانکوندرا
در شهری که نیستی، اما عطرِ حضورت دیوارهایش را شاعر کرده...
#رحیمهمحرابی
📍فورکنید،فولدربزارمجذببگیرید
+حمایتی لینکبدین چک میشهЧитать полностью…
هدیهای از خود برای خود
اگر این روزها، روزِ خاصان است،
پس هر یک از ما در میان جمع،
خاصترینیم.
این را باور کن!
تو هدیهای هستی
که جهان به خود داده است.
و امروز و هر روزِ دیگر،
روزِ گشودنِ روبانِ این هدیهست.
#رحیمهمحرابی
جایِ خالیاَت
زَخمِ عمیقیست؛
که در مقابلم خَمیازه میکِشد،
و هیچ خاطرهای
دهانِ این زخم را نمیبندد.
کلمات، پیش از آنکه از پردهی لبها بگذرند، در یک دم، میتوانند روحِ خیال را افسون کنند.
تو میمانی با انبوهی از کلمات که در حنجره خفتهاند و رویایی که بال نگشوده، در قفس سینه میخشکد.
#رحیمهمحرابی
همیشه آثار خالد حسینی و قدرت تصویرپردازی جادوییاش مرا مبهوت میکند. نمیدانم در قلمش چه رازی نهفته که هر بار نه تنها تخیل، زمان اکنون را نیز در مینوردد و مرا بیاختیار به دل تاریخ و فضای داستانهایش میکشاند. پس از «بادبادکباز» و «هزار خورشید تابان»، این بار نوبت به «ندای کوهستان» رسید.
این بیت، اینک بیقرار ذهن من است:
"من پری کوچک غمگینی یافتم
نشسته زیر سایهٔ درختی کاغذی
من پری کوچک غمگینی میشناسم
که پر پر شد در دست باد شبی"
چه بسیار آرزوها و آمال این پریهای افغان در دست بادِ شب روزگار، پرپر شدند. چگونه رویاهای آنان به کابوسهایی دردناک بدل گشت؟
چه شد که عمر و جوانیهای این سرزمین، چنین به باد رفت؟
کی تاوان این پرپر شدنِ آرزوها و جوانیها را خواهد داد؟
در اصل، چرا نسل آینده باید تاوان اشتباهات پدرانشان را با سرنوشتی تاریک و تار بپردازند؟
جایی جناب حسینی به زیبایی نوشته: «طنابی که انسان را از قعر چاه بیرون میکشد، گاه ممکن است همچون یوغی دور گردنش حلقه شود.»
اگرچه آثار نویسندگان غرب را دوست دارم، اما عاشق شاهکارهای نویسندگان سرزمینم هستم. این کتاب را به اهلِ کتاب پیشنهاد میکنم.
#رحیمه
📬فور کنید فولدر بسازم
-لفتیهاجبرانشه-
تگهاتونوبفرستین🌻
از بانوان ژرفنویس خواننده باشید!
/channel/Me_I_m_y_s_e_l_f