-
⏩METAPHYSICS FACT Channel⏪ گروه @metaphysics_fact_group پیج اینستا https://instagram.com/haghighat_metafizic?igshid=t5fkpojlklu3 نظرات @Leader_m_p_f_Channel_and_group تبادل ، تبلیغات @Tab_m_p_f لینک کانال https://t.me/joinchat/AAAAAEhmGMH9eki_uxU2SA
🔆 تعادل و توازن دو اصلِ "نور" و "تاریکی"
🌓 چه کسی این ایده را به شما داده که تاریکی نماد پلیدی و بدشگونی است؟ تاریکی به همان اندازه زیبا و باارزش است که روشنایی...
🌓 فکر میکنید شب کمارزشتر از روز است؟
در واقع اگر باارزشتر نباشد کمارزشتر نیست.
این روز است که شما را خالی از انرژی و خسته میکند، و این شب است که دوباره شما را جوان و سرزنده و شاداب کرده و برای فردا آماده میکند.
🌓 تاریکی وسیع و بیکران، نامحدود و عمیق است. و روشنایی همیشه محدود و سطحی است.
به همین دلیل است که ما کریشنا را تیره نقاشی کردهایم، نه سفید. یکی از اسامی او شیام است. شیام یعنی کسی که سیاه است، چرا؟ فقط برای اینکه حسی از عمق را به انسان بدهد.
🌓 تاریکی کیفیت آسایش و آرامش را داراست، و روشنی اصلِ بیقراری است.
روشنی شما را به سطح، و به امور عادی روزانه و دنیای بیرونی بازمیگرداند. و تاریکی شما را از این دنیا کاملاً دور ساخته و باعث میشود که شما تمام آن آشفتگیها، نگرانیها، اضطرابها و شتابزدگیهای خود را فراموش کنید. تاریکی حالتی بسیار عمیق و روحانی دارد. در تاریکی شما میتوانید بهراحتی وارد بیذهنی شوید.
🌓 اما مذاهب شما چنین شجاعتی را نداشتند که خوب و بد، هر دو را در یک خدا بگنجانند. بنابراین تنها راه ممکن برای نجات از این وضع این بود که دو خدا خلق کنند؛ خدای نیکی و خدای بدی. از اینرو دوگانگیِ خدا و شیطان پدید آمد. سپس "خدا" روشن و "شیطان" تاریک خوانده شد.
🌓 هندو دیدگاهی کاملاً متفاوت دارد.
از نظر هندو شیطان و دوگانگی وجود ندارد.
خدا هم روشنی و هم تاریکی است. نور بخش آشکار خدا و تاریکی بخش پنهان خداست. ولی این دو در او به اندازهای با هم در تعادل و هماهنگیاند که یکدیگر را خنثی کردهاند، زیرا خدا فراسوی این دو است.
🌓 افرادی چون لائوتسو و یا چانگتزو، بودا، کریشنا و مسیح نیز به فراسوی تضادها و به ورای تمام دوگانگیها رفتهاند. اگرچه باز هم این دوگانگیها در درون آنها موجود است ولی تفاوتش در این است که آن دوگانگیها در تعادل و هماهنگیِ کاملاند. صوت و سکوت در آنها چنان هماهنگ است که موسیقی زیبایی را میآفرینند. سیاه و سفید در آنان چنان هماهنگ است که تمام مناظر مختلف هستی را خلق میکنند. زندگی و مرگ در آنها به حدی در توازن است و عمیقاً در آغوش هم جای دارند که جاودانگی را به وجود میآورند.
شما نیز اگر اصلِ نور و تاریکی وجودتان در تعادلِ کامل باشند، به یگانگی نائل میشوید.
اوشو
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
حیرت، گوهر دین است. همین نشانه ی آیینه گون، با زبانی از جنس سکوت، با تو از رازهای پنهان هستی سخن می گوید و از روی گوهر وجود تو پرده برمیدارد.
اگر خود را بشناسی، بی تردید، سرچشمه ی خود را نیز شناخته ای
این حقیقت، همان چیزی ست که عارفان و هنرمندان بزرگ آن را شناخته اند و می کوشند ما را نیز با آن آشنا کنند.
وقتی ونسان ونگوگ نقاش به یک صندلی نگاه می کرد، نمی گفت: »آن، صرفا یک صندلی قدیمیست.« او نگاه می کرد و نگاه می کرد و نگاه می کرد. او هستی آن صندلی را وجدان می کرد، یعنی آن را با همه ی وجود خویش درک می کرد. آنگاه، در مقابل بوم نقاشی می نشست و قلم مو را در دست می گرفت و نقاشی می کرد.
ارزش مادی آن صندلی شاید بیشتر از چند دلار نبود. اما نقشی که ونگوگ از آن صندلی بر بوم کشیده است، امروزه بیش از بیست و پنج میلیون دلار می ارزد.
آنگاه که جهان را با حجاب واژه ها و برچسبها نمی پوشانی، احساس می کنی همه چیز معجزه است.
این احساس زمانی گم شد که بشر به جای آن که ارباب فکر خود باشد و از فکرش استفاده کند، مقهور فکر خود شد و به انقیاد آن در آمد.
هر روز صد حجاب از ذهن ما به روی دیده ی ما کشیده میشود. عادات ذهنی ما حقایق
را در حجاب مخفی می کنند و نمی گذارند اشیا را
همان گونه که هستند ببینیم.
امروزه هیچ کس به حقیقتی که در پشت واژه ها پنهان است توجه ای ندارد.
اگر این حجاب کنار برود، آنگاه صدای نفسهای باغچه نیز شنیده میشود و نیز صدای وزش ماده.
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
افسون واژه ها
واژه ها، چه آنها را بر زبان بیاوریم و یا این که آنها را در سکوت فقط فکر کنیم، قدرتی افسونگر دارند. تو به راحتی در واژه ها گم میشوی.
وقتی برچسب واژهای را روی چیزی یا رویدادی می چسبانی، گمان می کنی آن چیز و یا آن رویداد را فهمیده ای.
در حالی که هنوز چیزی درباره ی آنها نمیدانی و فقط گمان می کنی که آنها را میشناسی.
تو فقط یک راز را در حجاب برچسب یک واژه پوشانده ای.
هر چیزی؛ یک پرنده، یک درخت، حتى
یک سنگ ساده، و صد البته یک موجود انسانی، در نهایت چنان پیچیده در رمز و راز اهوراییست که نمیتوان ادعا کرد آن را به درستی شناخته ایم. هر پدیده ای رازی ست ژرف که به بطون گوناگون آن دسترسی نداریم.
اشیا آن قدرها هم که گمان می کنیم شناختنی نیستند.
باید جوری دیگر دید. قدرت دید ما، گستره ی تجربه ی ما و ژرفای فهم ما، فقط مربوط به سطح روی ی اشیاست.
ما فقط نوک کوه یخی غول پیکری را می بینیم که از سطح اقیانوس بیرون زده است.
علم ما به شدت اندک و سطحیست. زیر این سطح پیدای واقعیت، همه ی چیزها نه تنها به همه ی چیزهای دیگر مربوطند، بلکه همه چیز بر خدا قائم است.
خدا سرچشمه ی تمامی چیزهاست. همه از این سرچشمه اند و به همین سرچشمه باز می گردند، چنان که حبابها به آب.
بنابراین، اگر بخواهیم چیزی را بشناسیم، باید همه ی چیزهای دیگر را بشناسیم و سرچشمه را نیز، و چنین علمی در دسترس ما نیست.
ما فقط به قشری نازک از حقیقت اشیا آگاهی داريم و آنچه از اشیا میدانیم، برچسب هاییست از جنس واژه ها که ما خود آنها را ساخته و برسطح روی ی اشیا چسبانده ایم.
برچسب واژه ها، راز اشیا را از دیده ی آگاهی ما پنهان می کنند. حتی یک سنگ نیز نشانه است. نشانه آیینه است. در آیینه ی یک سنگ نیز میتوان روی خوب خدا را دید و به سرچشمه بازگشت.
یک گل، یک پرنده، نشانه و آیینه است.
در همه ی آیینه ها روی خوب خدا پیداست. وقتی یک سنگ را در دست می گیری و آن را با برچسب ذهنی واژه ها محجوب نمیسازی، آن سنگ خاصیت آینگی پیدا می کند و سیمای حقیقی تو را، که روی خوب خداست، به تو مینمایاند و تو را غرق شگفتی و حیرت می کند.
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
لباس بسیار گمراه کننده است. کشف شده که لباس تمایلات سکسی بیشتری را در دنیا بوجود آورده است.
وقتی زن زیبایی را در حال عبور کردن میبینی، در ذهنت او را لخت مجسم میکنی. به همین دلیل، زنی که در پشت لباس پنهان است جذابتر از یک زن برهنه جلوه میکند. چون وقتی آن زن لباس دارد، شما میتوانید هر تصویری را در ذهن خود بسازید. آزادی کامل برای تصویر سازی دارید؛ اما وقتی او برهنه است، دیگر جایی برای تصویر سازی باقی نمیماند. و تمایلات جنسی مرد در تصویر سازی ریشه دارد.
بنابر این، هر وقت زنی بدنش را پنهان میکند، به او علاقهمندتر میشوی. زیرا شروع به تصویر سازی و خیالبافی درباره اندامش میکنی. انحناهایی را تصور میکنی که شاید واقعی نباشد.
تناسبی که شاید وجود نداشته باشد
بخاطر لباس است که مردم دلمشغول تمایلات جنسی هستند
پورنوگرافی بەخاطر وسواس لباس است که طرفدار دارد.
شما تصویر سازی میکنید، از اینرو زن همسایه از همسر خودتان برایتان جذابتر به نظر میرسد. هیچکس به زن و یا مرد خودش علاقهمند نیست. زیرا شما کل آناتومی زن یا مردتان را از قبل میدانید. چیز جدیدی برای کشف کردن وجود ندارد.
اگر تصویر سازی از بین برود، نود و نه درصد از تمایلات سکسی ناپدید میشود. آنگاه انرژی شما در دسترس اهداف والاتری خواهد بود.
میدانم که آنچه میگویم محکوم به کج فهمی است؛ و سالهاست بخاطرش سرزنش شدهام. مسخره این است که اگر به حرف من گوش بدهند، ثابت خواهد شد که من بزرگترین دشمن و خطر برای تمایلات جنسی هستم.
اگر به من گوش دهند، دنیا میتواند کاملا بدون تمایلات سکسی شود.
سکس آنجا خواهد بود، اما تمایلات سکسی از بین خواهد رفت؛ زیرا سکس پدیدهای طبیعی و بیولوژیک است.
اما تمایل جنسی پدیدهای روانشناختی است. در جوامع بدوی که مردم تقریبا برهنه زندگی میکنند، سکس وجود دارد، ولی تمایلات سکسی وجود ندارد
اما در جوامع متمدن، تمایلات سکسی وجود دارد، اما سکس زیادی وجود ندارد.
اشو
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
#تمرین پاڪسازی کالبد از انرژی های منفی
🔥فرڪانس پاڪسازی انرژیهای بد و منفی از خانه و از خودتـــان ب وسیله ارتعاشات کاســه تبتی
🔥هر زمــان احساس ڪردید که نیاز ب پاکسازی دارید
هفته ای یکبار میتوانید با این فرڪانس 417 هرتز پاڪسازی ڪرده و تمرین ڪنید
🔥این تمرین جهت پاڪسازی و انجام آن بستگی ب نیاز خودتان دارد
🔥کمترین زمان مورد نیاز بیست دقیقه تا ِیڪ ساعت
☀️شیوه این تمرین بدین گونه هست که ب حالت مراقبه مینشینید
ڪمر و گردن و سر راست باشــــد
با یاد و نام خداوند یگانه تمرین را آغاز کرده و از او و فرشتگان نگهبان و فرشتگان اعظم جهت همراهی و قدرت و کمک جهت پاکسازی چاکراهایتان درخواست ڪرده و مراقبه را شروع میڪنید
تلاش ڪنید محیط مراقبه خالی از رفت و امد افراد دیگر و خالی از انرژیهای منفی باشد
و اگر اگاهی ب پاکی محیط ندارید
با روشهای پاکسازی محیط که پیشتر در مورد ان در درگاه نگاشته بودیم محیط را خالی از الودگی و انرژی های منفی کرده و اگر عود یا شمع دارید
روشن کرده و تمرین را ب پیش ببرید
ب حالت مراقبه نشسته و هفت تنفس دم و بازدم با مکث دو ثانیه ای شروع کنید
و سپس ب تنفس با عضلات شکم ب همین گونه عمل کنید
🔆توجه داشته باشید در انجام تنفس شانه های شما حرکت و بالا و پایین نرود و دچار خمیدگی کمر نشود🔆
زمانیکه احساس کردید که امادگی کامل را دارید
نور سفیدی از کیهان و از جانب پروردگار خویش بر روی چاکرا تاج خود تصور کنید که هدف این نور سفید رفع الودگی و شستن انرژی های منفی از وجود و چاکراهای شماست
خودتان را ب ارامی تصور کنید
با نوری بر سرتان که ب ارامی وارد یکایک اندام شما میشود و با ورود این نور سفید
تمامی الودگیها و انرژی های منفی از وجود شما کنده و ب سمت انگشتان پایتان هدایت میشود
زمانی که ب ارامی نور سفید را ب انگشتان پاهایتان رسانیده
طناب اتصالی از پاهایتان ب زمین تجسم و از انجا نیروها و الودگی ها را ب زمین منتقل کرده و از زمین ب بیرون از منزل هدایت کنید که بر جوی اب بیرون از منزل ریخته میشود
و بعد از ان نور های تمامی چاکراها را به ترتیب بر چاکرای تاجتان تصور کرده البته ب ترتیب
مثلا نخستین رنگ برای چاکرای ریشه رنگ قرمز میباشد که باید با پیمودن از چاکرای تاج و اندامهایتان ب چاکرای ریشه رسیده و موجب درخشندگی و نورانیت و پاکی چاکرای ریشه با رنگ خاص خود میشود و نور بعد
رنگ نارنجی و بعد ان زرد و سبز و ابی روشن و ،،،،،،،
با این تمرین تلاش شما برای فعالیت و پاکیزگی و از بین رفتن انرژی های منفی خواهد بود و هر زمان نیاز داشتید میتوانید هفته ای یکبار این تمرین را کنار تمرینات دگر انجام بدهید
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
چرا من همیشه از نظر دیگران می ترسم ؟
اشو:
زیرا تو نیستی ، زیرا تو هنوز نیستی.
تو چیزی جز کپه ای انباشته از نظرات دیگران نیستی.
تو کیستی ؟
کسی می گوید تو زیبایی ، پس زیبایی.
و کسی می گوید تو زشتی ، پس تو زشتی. کسی می گوید تو شگفت انگیزی ، پس شگفت انگیزی و کسی دیگر می گوید من تا کنون انسانی چنین هرزه ندیده ام ، پس تو هرزه ای و مردم به حرف زدن ادامه میدهند ، و تو تمام اینها را جمع می کنی و این تصویر توست.
به همین دلیل است که تصویر تو متناقض و مبهم است تو می خواهی نظر این شخص که می گوید زشتی را فراموش کنی ، اما نمی توانی فراموش کنی ، آنجاست اگر این عقیده را نگه داری که زیبایی ، باید نظر زشت بودنت را نیز نگه داری. تصویر تو خیلی مبهم است.
تو دقیقاً نمیدانی کیستی.
تو شلم شوربایی ، مخلوطی از همه چیز. تو هنوز فردیت نداری ، مرکزی یکپارچه نداری ؛ تو فقط سطل زباله نظرات دیگرانی. به همین دلیل است که
می ترسی ، زیرا اگر نظرات دیگران تغییر کند ، تو تغییر می کنی.
تو در چنگ آنها هستی و این حقه ای است که جامعه به کار می برد.
اشو
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
یک حادثه نادر و عمیقاً تأثیرگذار در جریان سیل ناگهانی در سوماترا ثبت شد، جایی که یک فیل سوماترایی شجاعانه در تلاش برای نجات ببری بود که توسط جریان خروشان آب برده میشد - لحظهای چنان خارقالعاده که فوراً در رسانههای اجتماعی اندونزی پخش شد. اگرچه این حیوانات معمولاً مسیرهای متفاوتی را طی میکنند و در دو انتهای زنجیره غذایی قرار دارند، خشم طبیعت آنها را گرد هم آورد و نمایشی نفسگیر از شفقت را آشکار کرد که از کلمات گویاتر است. این فیلم قابل توجه یادآوری آشکاری است که ما باید حداقل معنای واقعی همدلی را از موجودات بیصدایی بیاموزیم که بدون هیچ کلامی به بشریت آموزش میدهند. در زمانی که برخی از مردم آسمان و زمین را به هم میدوزند تا وفادارترین دوستان ما را از روی زمین محو کنند، بهتر است این ویدیو را با قلبی باز و وجدانی پاک تماشا کنند، زیرا این ویدیو عمیقاً تأثیرگذار است، چشمان نابینا را باز میکند و به آرامی اما قدرتمند به ما یادآوری میکند که عشق، وفاداری و انسانیت با قدرت یا سلطه سنجیده نمیشوند، بلکه با نحوه رفتار ما با کسانی که نمیتوانند از خود دفاع کنند، سنجیده میشوند.
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
وقتی به سرنوشت نهایی همهچیز نگاه میکنی، فایدهای در اینهمه جنجال نمیبینی.
اروین یالوم
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
تعریفی بسیار پر معنا و جالب از مرگ...
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
تمرین عملی
🔥مراقبه کنترل خود آگاه
خود آگاه شما، اغلب دروغگو و دغلکار است. وجدانی در کارش نیست و برای حفظ تسلطش بر شما و پیشبرد اهدافش، از هیچ کاری فروگذاری نمیکند.
با گذشت زمان، این بخش از خودتان را باز آموزی میکنید و فرمانبرداری و تبعیت را به او می آموزید، به او می آموزید که از خود برترتان پیروی کند و حتی الامکان معنا و مفهوم واقعی خرد را درک نماید. به هنگام تمرین این مراقبه، باید صبور باشید.
☀️. پس از احساس آرامش و وانهادگی، مشاهده کنید چگونه ذهنتان به سوی نگرانی و آشفتگی های روزمره و نیز خیالبافی و خواب آلودگی کشیده میشود.
چنانچه به خواب بروید، در واقع عمل مراقبه خاتمه یافته است. این مسئله در ابتدا غیرعادی نیست.)
☀️. چنانچه ترس و نگرانی، بر ذهنتان چیره شد، به آنها توجه نکنید، فقط آنها را بنگرید. تمامی واکنش های جسمانی مانند انقباضهای عضلانی را بر کاغذ بیاورید.
☀️. به تنشی که در بدنتان ایجاد شده است، توجه کنید و آن را در ذهنتان چون یک قشر ضخیم سیاه نفت تصور نمایید.
☀️. نوری سفید و درخشان را بالای سر خود تصور کنید. به این نور نگاه کنید، ببینید که دور تا دور شما را فرا گرفته و قشر سیاه و تیره نفت را به سوی پایین جسمتان و سپس از ناحیه انگشتان پا به خارج از بدن و درون خاک هدایت میکند. این روش را ادامه دهید.
افکار نگران کننده و واکنش های جسمانی تان را مشاهده کنید.
🔅(طی این مرحله مکررا جسم شما دچار تنش و سپس آرامش و سکون میگردد)🔅
و با هوشیاری و خودآگاهی، آرامش اختیار کنید و ببینید چگونه خود آگاهتان مانع ایجاد یک آرامش واقعی و حقیقی است.
چندین نفس عمیق بکشید. با هر نفس، خود را شل و شل تر کنید.
☀️. بر دریافت هایی که تاکنون در مورد خود داشته اید بیشتر تعمق کنید. به خود تأکید کنید که این اعمال را برای بهسازی فردی انجام خواهید داد. سه یا چهار بار، نفس عمیق بکشید.
و دوباره حواس خود را بر نور و هاله شفاف و سفید رنگ بالای سرتان معطوف کنید، این نور را همچون پناهگاهی امن تصور نمایید؛ مکان و مأوایی که در آن امکان کار بر اکتشافات جدیدتان را خواهید داشت.
بدانید که آنجا، مکانی ویژه و خاص برای شما محسوب می شود، و زمانی که بدین مکان سفر کردید، خود برتر شما، یار و یاورتان خواهد بود.
☀️. چنانچه متوجه شدید دچار خیالبافیهای بیهوده و یا خواب آلودگی شده اید، بلافاصله به جسمتان توجه کنید.
خیال بافی سبب بروز تنش هایی در جسم میشود. متوجه باشید که خود آگاه می تواند کنترل اوضاع را به دست گیرد، بنابراین عصبانی نشوید.
عمیق نفس بکشید و به هرگونه تنشی که در هر بخش از بدنتان آشکار می شود توجه کنید و علت آن را از خود بپرسید.
منتظر بمانید و شاهد پاسخ دادنش باشید. بگذارید خود برترتان یک بار دیگر با هماهنگی آن نور سفید، تنشها را از خود دور سازد. بنگرید که چگونه تنشها و دل نگرانیها، از كف پاهایتان به بیرون رانده می شوند.
در ادامه مراقبه، مکان امنی را مجسم کنید. این مکان با ادامه مراقبه بر شما ظاهر میشود.
☀️.انرژی شفابخشی را که این مکان امن در اختیارتان قرار می دهد، در خود جذب کنید. به عنوان پاداشی برای رویارویی با حقیقت، بگذارید خودآگاهتان به خوابی شیرین فرو رود.
بدین ترتیب، رؤیایی هدفمند خواهید داشت. در این رؤیا، خودآگاهتان تطابقات لازم را ایجاد خواهد نمود.
با تمرین مستمر متوجه خواهید شد قادرید در حالتی متمرکز که در آن توانایی کشف درونتان به مراتب بیشتر و گسترده تر خواهد بود قرار گیرید.)
. چنانچه به خواب عمیق فرو نرفتید، کاملا بیدار شوید و هوشیارانه یافتههای خویش را بنویسید. در صورتی که به خواب رفتید نیز، رؤیاهای خود را در مورد آینده تان به رشته تحریر درآورید.
یادداشت، با چنین تمرینانی، قادر خواهید بود بسیاری از تنشهای غیرضروری ای که جسم شما سالیان سال به دنبال کشیده است، از خود برانید.
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
افرادی مانند برتولت برشت و فردریک نیچه انسانهای نابغه ای هستند، اینان اگر قادر بودند که تفاوت دیانت واقعی و ادیان دروغین را ببینند، اگر میتوانستند تمایز بین این دو را ببینند، ارزش بسیاری پیدا میکردند، ولی آنان بدون هیچ تمایزی دیانت را محکوم کردند.
اینجاست که تمام ذهنیت غربی به خطا رفته است. در صد سال اخیر پس از نیچه تمام روشنفکران غرب دین را محکوم کردند. نیچه اعلام کرد "خدا مرده و انسان آزاد است" و از آن لحظه، این شعار یکسان تمام روشنفکران شده است.
من دلیلش را درک میکنم، ولی نیچه باید میگفت "خدای کشیشان" اگر این را در پرانتز قرار میداد (خدای کشیشان) وضعیت مطلقاً روشن میشد. زیرا خدای کشیشان، خدای عارفان نیست، و خدای کشیشان نیازی ندارد که بمیرد، زیرا همیشه مرده بوده است، هرگز زنده نبوده است، خدای زنده، خدای عارفان است.
من خدای عارفان را به شما آموزش میدهم، خدای عارفان میتواند توسط عمیق رفتن به درون پیدا شود، نه توسط باور به عقیده ای خاص. این خدای واقعی هیچ ربطی به الهیات ندارد، هیچ ربطی به ادیان سازمان یافته ندارد.
بلکه به یک جستار درونی و بینش درون فرد مربوط است، لحظهای که خودت را بشناسی خدا را یافتهای، و در همین یافتن است که آزادی را پیدا میکنی.
خوب است که خدای کشیشان باید بمیرد، باید دور انداخته شود، تا بتوانی خدای خودت را پیدا کنی، خدای تو همان آزادی توست، حقیقت توست.
اوشو
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
آدم سالم نیازی به آزار دیگران ندارد.
تا وقتی کسی از درون در عذاب نباشد، برای بیرحمیکردن در حق دیگران انگیزهٔ کافی ندارد.
آلن دوباتن
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
این کلام شما نیست که دیگران همیشه به آن گوش میدهند، بلکه صداقت و قدرت نهفته در آن کلامست.
پارامانانسا یوگاناندا
شور عشق الهی
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
هیچکس نمیداند عشق چیست.
آنها که فکر میکنند عشق را میشناسند در توهمی بزرگ هستند. عشق به این آسانی که مردم فکر میکنند شناخته نمیشود.
اساساً آنچه که مردم عشق مینامند،
ترس از تنها بودن است.
آنها صرفاً به دیگری نیاز دارند.
آنها احساس تنهایی میکنند،
و تنهاییشان را میخواهند با دیگری پر میکنند.
آنها خودشان را با دیگری سرگرم میکنند
و به یکدیگر میچسبند تا تنها نباشند.
حداقل دیگر درد تنهایی را ندارند
و گذشته را فراموش میکنند.
و این را عشق مینامند.
و زمانی که آن دیگری میرود،
دوباره شروع به احساس تنهایی میکنند،
و در جستجوی کسی دیگر میروند،
تا در کنارش آسوده شوند.
این عشق نیست. نیاز است، گدایی است.
تو مثل کویر خشک و خالی هستی
و حتماً باید با دیگری باشی.
و در چنین حالتی، آن دیگری چیزی جز سراب نیست.
عشق واقعی فقط وقتی شروع میشود که تو کسی را برای ارضای نیازهایت و یا فرار از تنهاییات نخواهی، بلکه در تنهاییات چنان از محبت و آرامش و شادی سرشار باشی که به دنبال کسی باشی تا آنها را با او سهیم شوی.
عشق واقعی فقط زبان بخشیدن و سهیم شدن را میداند، نه زبان گرفتن را...
اوشو
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
♦️احساست تصادفی نیست؛ حاصل بازی
هورمونها است!
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
انسانی که باذوق، حساس، سیال و در جریان است، هر چیزی را که تجربه میکند تبدیل به آن میشود.
او با مشاهدهی یک گل زیبا، خود نیز تبدیل به گل شده و همراه آن میشکفد.
وقتی پرندهای آواز میخواند، احساس میکند آن آواز از عمیقترین مرکز هستی خودش به بیرون انعکاس مییابد.
با دیدن غروب خورشید، غروب میکند.
با دیدن شبی تاریک، آرام و زیبا، او نیز تبدیل به تاریکی میشود.
به هنگام صبح نیز روشن میشود.
او تمام آن چیزهایی است که زندگی هست.
او تمام جنبههای مختلف زندگی را تجربه کرده و از آن لذت میبرد. از اینرو غنی میشود.
با شنیدن صدای آب، آب میشود و وقتی باد از میان بیشههای خیزران میگذرد، او یک خیزران میشود.
هرچه بیشتر از حواس بیرونیتان استفاده کنید و از عشقبازی با زندگی لذت ببرید.
بگذارید بدنتان و تمام حواستان چون دری باز، پالایش یافته و بدون مانع باشد تا وقتی به موسیقی گوش میدهید، تبدیل به موسیقی شوید، و وقتی نگاه میکنید تبدیل به نور شوید و وقتی چیزی را لمس میکنید تبدیل به همان چیز شوید.
این حساسیتِ فزاینده و لذت ناشی از گشودگی، دری به سوی خداوند است
اوشو
☯ " کانال حقیقت متافیزیک "☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
پسری که پدرش را مجبور کرد ماشین قراضهاش را دو خیابان پایینتر پارک کند، اما نامهای که بعد از مرگ پدر در داشبورد پیدا کرد، او را نابود کرد... 🚗🏚️😭
«فرهاد» دانشجوی پزشکی بود و همیشه از وضعیت ظاهری پدرش و بهخصوص ماشین پیکان قدیمی و پر سروصدای او خجالت میکشید.
هر روز صبح که پدرش او را به دانشگاه میرساند، فرهاد با لحنی تند میگفت:
«بابا! تو رو خدا جلوی در دانشگاه نرو! همینجا توی کوچه پشتی نگهدار. آبرویم میرود اگر بچهها ببینند من با این لگن میآیم! دود ماشینت همه را خفه کرد!»
پدر هر بار با لبخندی مهربان و چشمانی که کمی غمگین میشد، میگفت: «چشم پسرم... هرطور تو راحت باشی.» و او را دور از چشم همه پیاده میکرد.
سالها گذشت. فرهاد پزشک شد، پولدار شد و برای خودش ماشین شاسیبلند خرید و دیگر سوار ماشین پدر نشد. پدر پیر شد و از دنیا رفت.
بعد از مراسم خاکسپاری، فرهاد تصمیم گرفت آن ماشین قراضه را که گوشه حیاط خاک میخورد، به اسقاطی بفروشد تا از شرش خلاص شود.
وقتی داشت مدارک ماشین را از داشبورد خالی میکرد، چشمش به یک عکس قدیمی و سیاه و سفید افتاد.
عکسِ پدرش بود در جوانی، که با کت و شلواری شیک به یک ماشین «بنـز» آخرین مدل تکیه داده بود و میخندید.
فرهاد تعجب کرد. پدرش هیچوقت نگفته بود که چنین ماشینی داشته است.
پشت عکس را نگاه کرد. دستخط پدرش بود، با جوهری که کمی پخش شده بود:
«امروز این عروسک (ماشین بنز) را فروختم. دلم سوخت، چون خیلی دوستش داشتم... اما دکترها گفتند هزینه عمل قلبِ پسر کوچکم "فرهاد" خیلی سنگین است و فقط با پول این ماشین جور میشود.
ماشینم رفت، اما فدای یک تپشِ قلبِ پسرم. با باقیمانده پول، این پیکان را خریدم تا مسافرکشی کنم و خرج داروهایش را در بیاورم. خدایا شکرت که پسرم زنده ماند...»
فرهاد روی فرمان ماشین قراضه افتاد. بوی عرق تن پدرش هنوز توی ماشین بود.
او سالها از ماشینی خجالت میکشید که «قیمتِ زنده ماندنِ خودش» بود. او سوار بر وسیلهای شده بود که پدرش غرورش را با آن معامله کرده بود تا قلب پسرش از حرکت نایستد.
فرهاد آن ماشین قراضه را نفروخت؛ آن را در حیاط خانهاش نگه داشت تا هر روز یادش نرود که ضربان قلبش را مدیون چه کسی است.
نتیجه اخلاقی:
پدرها قهرمانان خاموش تاریخاند. آنها از آرزوهایشان، از جوانیشان و از غرورشان میگذرند تا ما قد بکشیم.
اگر پدرت ماشین مدل پایین دارد، اگر لباسش کهنه است، اگر دستانش میلرزد... خجالت نکش! اینها جای زخمهایی است که برای سپر شدن جلوی مشکلات تو برداشته است.
یک چالش مردانه:
همین الان اگر پدرت زنده است، برو و بر دستانش بوسهبزن. اگر ماشینش مدل پایین است، با افتخار کنارش بنشین و شیشه را پایین بده تا همه ببینند تو پسرِ این شیرمرد هستی👌🩷🩷👌
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
پيشنهاد من اين است كه ازدواج بايد بعد از ماه عسل صورت بگيرد، اما قبل از آن هرگز. فقط وقتی همه چيز رو به راه بود و به خوبی پيش رفت، آن وقت اقدام به ازدواج كرد. ماه عسل پس از ازدواج بسيار خطرناک است. تا جايی كه من میدانم كار نود و نه درصد از ازدواجها با خاتمه ماه عسل تمام است، ولی آن موقع ديگر دُم به تله دادهای، هيچ راه فراری نداری. اگر همسرت را ترک كنی، آن وقت همهی اجتماع _دادگاه، قانون، همه_برضد تو خواهند بود. بعد همهی شئونات اخلاقی، مذهب، كشيش و خلاصه همه،پرچم مخالفت با تو را به اهتزار در خواهند آورد. در حقيقت، اجتماع به جای مانع تراشی بر سر راه طلاق، بايد تا میتواند موانعی بر سر راه ازدواج ايجاد كند. اجتماع نبايد اجازه دهد كه افراد به اين آسانیها با هم ازدواج کنند. دادگاه باید موانعی ایجاد کند._حداقل دو سال بايد با هم زندگی كنید تا دادگاه به شما اجازهی ازدواج بدهد. در حال حاضر قضيه برعکس است. اگر بخواهی ازدواج كنی، هيچکس از شما نمیپرسد آيا آمادگی اين كار را داری يا اين فقط يک هوس گذراست_ فقط به اين خاطر كه از بينی آن زن یا مرد خوشت آمده! چه حماقتی! آدم كه نمیتواند فقط با يک بينی زيبا زندگی كند. دو روز كه بگذرد، بينی فراموش میشود. كی به بينی همسرش نگاه میكند؟ زن هيچوقت زيبا به نظر نمیآيد، شوهر هيچوقت زيبا جلوه نمیكند، وقتی به هم انس و الفت گرفتيد، زيبايی پر میكشد و پی كارش میرود. بايد با هم آشنا و مأنوس شوند. قبل از اين دوره، حتی اگر خودشان خواهان ازدواج باشند، نبايد به آنها چنين اجازهای را داد. آن وقت طلاق از روي زمين محو خواهد شد. طلاق وجود دارد، چون ازدواج ها نادرست و اجباری است. طلاق وجود دارد چون ازدواجها در حال و هوايی رؤيايی و شاعرانه صورت میگيرد. حال و هوای شاعرانه وقتی بدرد میخورد كه تو شاعر باشی _كسی تا به حال نشنيده که شاعر جماعت همسر خوبی باشد. در حقيقت، شاعران قريب به اتفاق مجردند، آنها سخنان نغز و دلنشين زيادي به هم میبافند،و از اين رو در حال و هوای عشق و عاشقی باقی میمانند. آنها به سرودن اشعار زيبا و دلنشين ادامه میدهند... آدم نبايد با كسي كه در خواب و خيالهای عاشقانه قصری باشکوه بر روي ابرها برای خود ساخته، ازدواج كند. بايد اجازه داد شعر و شاعری از سرش بيفتد و روحيهی نثر نويسی پيدا كرده و آتشش فرو بنشيند. چرا كه زندگی روزمره بيشتر به نثر میماند تا به شعر.
اﺷﻮ
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
انواع عشق از دیدگاه اشو
عشق نوع اول:
در آن یک مورد عشقی وجود دارد معطوف به شی؛ به عنوان مثال، زن زیبایی را میبینید و از او خوشتان میاید؛ ذوق زده میشوید و فکر میکنید که عاشق شده اید و عشق در شما تجلی یافته است. اما عشقی که از بیرون بر شما عارض شود، عشق واقعی نیست. شاید شما یک فرد کاملا غیر عاشقی باشید؛ شاید چیز درخوری نداشته باشید، اما چون آن زن زیبا است، فکر میکنید که عشق در شما در حال ظهور است.
این عشق، عشق معطوف به شی است. این عشق، عشق شهوانی است که حس مالک شدن را در شما ایجاد میکند.
عشق نوع دوم:
در این عشق، شی یا هدف زیاد مهم نیست، بلکه ذهنیت شما مهم است.
شما چنان عاشق هستید که عشقتان را به دیگری نثار میکنید.
عاشق از عشق لبریز است و هر موجودی را عاشق است.
اگر تنها هم باشید، باز عاشق هستید
در این نوع عشق، عاشق عشق ورزی میکند، بدون آنکه به معشوق خاصی نظر داشته باشد. این عشق به شما خواهد شناساند که چگونه دیگری را آزاد بگذارید.
نخستین هدیه ی شما، هدیه ی آزادی به معشوق تان خواهد بود.
آزادی، زیباترین و گرامیترین هدفِ خودآگاهی انسان است؛
چطور میتوان آن را از کسی گرفت؟ عشق نوع دوم، عشقی صمیمانه تر از عشق شهوانی است و از این رو روح شما را غنی تر میکند. .
در عشق نوع دوم، عاشق یکی است، اما در جهات بسیاری جریان خواهد یافت و عشق خود را به روشهای مختلف به افراد زیادی عطا خواهد کرد.
چون هر چه بیشتر عشق بورزید، عشق در درون شما بیشتر رشد میکند؛
و همچنانکه عشق در شما رشد میکند، شما نیز رشد میکنید و گسترش میابید. این گسترش، یک گسترش واقعی در خودآگاهی است.
برای زندگی احترام قائل باشید.
به همه ی موجودات عشق بورزید؛ به اشیا نیز احترام بگذارید و به آنها عشق بورزید؛ این غایت عشق است.
چون اشیا هم با شما هستند و آنها نیز از یک نوع وجود برخوردار هستند.
هنگامی که کسی به این نقطه برسد، که عاشق کل هستی باشد - قطع نظر از اینکه آن چیز چه باشد، این عشق، عشقی غیر شرطی خواهد بود.
این حرکت، حرکتی به سوی نیایشگری و مراقبه خواهد بود.
عشق نوع اول خوب است، چون از بی عشقی زندگی کردن، بهتر است.
عشق نوع دوم از عشق نوع اول بهتر است، چون در آن اضطراب، رنج، آشوب، کشمکش، پرخاش و خشونت کمتری خواهد بود؛ از اینرو عشق نوع دوم پاکتر و فراگیرتر از عشق نوع اول خواهد بود. هر چند در اولی شهوت زیاد، کل بازی را خراب میکند، اما حتی عشق نوع دوم هم عشق نهایی نیست!
عشق نوع سوم:
هنگامی که در عشق نوع دوم، عاشق و معشوق ناپدید میشوند، عشق نوع سوم ظهور میکند.
در اولی عاشق مهم است، در دومی معشوق؛ ولی در سومی
تعالی وجود دارد.
عاشق و معشوق در هم محو شده و فقط عشق وجود دارد؛ همه ی تعریفها محو میشود، تنها عشق وجود دارد؛ شما وجود ندارید. این همان چیزی است که عیسی در نظر دارد، هنگامی که میگوید:
خدا عشق است.
اینچنین نیست که کسی بنشیند و عشق بورزد.
در این حالت عشق ورزیدن به ویژگی خاص آن فرد بدل میشود.
عشق ورزیدن اینجا تنها یک عمل صرف نیست، بلکه یک ویژگی است.
این عشق خصلت خاص شما، ویژگی خاص شما خواهد بود. این دیگر حال و هوا نیست بلکه مقام شما است و شما وارد خانه شده اید. اینجا دیگر تقسیمی در کار نیست و همهی کیفیتها محو میشوند.
در عشق نوع اول همواره تنش وجود خواهد داشت، و این خود بدبختی میآفریند.
در عشق نوع دوم شاید تنش کمتر باشد، ولی هم چنان بدبختی حس خواهد شد.
ولی در عشق نوع سوم اصلا بدبختی معنا ندارد.
پس از عشق نوع اول به عشق نوع دوم حرکت کنید و در خودآگاهیتان نگاه دارید که عشق نوع سوم هدف است.
و دربارهی از دست دادن "خودتان" نگران نباشید.
"خود تان" را از دست بدهید،
زیرا این تنها راه برای پیدا کردن
خود واقعی تان است
با عشق نوع سوم دیگر شما خودِ عشق هستید؛ و به عشق ورزیدن ادامه خواهید داد، و برای اینکار پایانی متصور نخواهد بود. در این حالت شما انرژی بی کرانهای را دارا خواهید بود.
بی نیازی، یک هدیه ی همیشگی؛ از طریق بی نیاز شدن به تمام خواستههایتان میرسید.
این بدان معنا است که هنگامی که نیازی وجود نداشته باشد، به مثابه آن است که همه چیز ارضأ شده است.
حال در اینجا یک جمع اضداد مطرح میشود:
"هنگامی که شما نیازی ندارید، همه چیز ارضأ شده است".
پس شما آن چیزی را که مورد نیاز است. بی نیازی را بدست آورده اید.
و بابت آن همیشه شاد هستید.
چون بی نیازی، یک هدیهی همیشگی است
اشو
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
به شما میگویم که شما پیشاپیش همگی در وطن( ملکوت خدا_ بهشت_ اشراق) هستید و تنها مانع در راه دیدنِ این بودن در وطن، تردیدهای شماست. تردیدها و سر کوبهایی که توسط اطرافیان و جامعه در شما تقویت میشود، تردیدهایی که در شما میگوید، ما آنگونه که باید باشیم نیستیم.
تردید به اینکه خداوند نمیتواند درون ما باشد، زیرا به شما گفته شده که خداوند در آسمان هفتم روی تختی از طلا نشسته و در اطراف او فرشتگان مشغول نواختن چنگ و آواز خواندن هستند. در ذهن شما خداوند در اینجا نیست، در دوردستهاست، او بزرگ است، عظیم است، چنین است و چنان است، چطور میتواند در قلب تو باشد؟
تو بسیار گناهکار هستی و پیوسته خودت را به هزار و یک دلیل سرزنش میکنی، پس خداوند چگونه میتواند در قلب تو باشد؟ اگر خداوند در تو باشد پس شیطان کجاست؟ اینگونه شک ایجاد میشود، و لی مسیح همواره میگوید او درون شماست، ملکوت الهی در درون شماست، ولی هیچکس این را باور ندارد.
زیرا به شما آموزش داده نشده تا به خودتان اعتماد کنید، از همان ابتدای تولد شما را از وجود خودتان منحرف کردهاند، همه شما را سرزنش کرده اند. والدینتان، کشیشان شما، سیاست پیشگان شما، همگی اینها به شما القا کردهاند که تو اینطور که هستی خوب نیستی، باید درست بشوی، باید کامل بشوی، به شما اهدافی داده شده و به سبب همین هدفها و آن آرمانگراییهای کمال طلب، شما سرزنش شده و لِه شده باقی ماندهاید.
پس چگونه میتوانی این پیام را دریافت کنی که خداوند در درون تو منزل دارد؟ که تو پیشاپیش در وطن هستی!! که همه چیز همانگونه که هست، خوب است، فقط آسوده باش و آنگاه ببین که خداوند به تو تعلق دارد، فقط در او آسوده باش و او اینجاست....
اوشو
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
مرگ و زندگی وابسته به یکدیگرند:
اگرچه نفس مرگ نابودمان میکند اندیشه ی مرگ نجاتمان می دهد.
شناخت مرگ شوق زندگی می آورد در دید انسان نسبت به زندگی تغییر بنیادینی ایجاد میکند.
-اروین د یالوم
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
.
مـسـیـر ۲۱ روزهی بـازگـشـت بـه خـود
•• @Reclaim •• ✨🌿
دوره جذاب زن مستقل و پولدار
•• @Reclaim •• 👩🏻🦱💰
╭───────────────────────╮
🌺متافیزیک ، پرورش قدرتهای درونی
@metaphysics_fact
🌺آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
🌺دکتر خود باشیم " دانستنی های ناب
@kalemnab
🌺اموزش رایگان نویسندگی
@anahelanjoman
🌺دنیای رمان
@donyaeromannn
🌺دنیای مجازی ادیت
@khakilist4k
🌺قانون باور ، ذهن ثروتساز
@ghanonebawar
🌺تقویت شهود
@cleanup_inward
🌺فونت فارسی
@khakifont4k
🌺کتابهای صوتی منتخب موفقیت وجذب
@audio_books_24
🌺صوتی قرآن
@books_audio651
🌺صوتیPDFدرخواست(رایگان)
@darkhaste_ketab_parshangbook
🌺آموزش الایت موشن
@khakieditor4k
🌺آموزش پـرواز روح ،بـرونفکنی
@transcendental_science
🌺روانشناسی ، موفقیت
@ravanshenasi_movafagh
🌺پروفایل کیوت دخترونه
@profayl_hese_royaie
🌺معجزه پولسازی
@pollsaazi
🌺یک فنجان آرامش ( آموزشی تفریحی )
@yefenjanaramsh
🌺کتابخانه صوتی تلگرام
@omidearasbaran1
🌺خانه ی دوست
@khanehy_doost
🌺کانال طبی عیون الحکمه
@oyoon_hekmat
🌺خورشید آرزوها
@arezo_ez
🌺عرشیانی شو
@arrshiiyanfar
🌺آهنگ های دلی
@ahanghayedelie
🌺سخنان حکیمانه مولانا
@sokhanhkimanh
🌺فال و فرکانس
@fal_o_ferekans
🌺آموزش زبان انگلیسی از پایه
@ariaenglishclassforeveryone
🌺دنیای انیمه
@animephoenixs
🌺جملات تاکیدی مدیریت ذهن وزندگی
@lifemanage
🌺شمع تراپی ، کد کیهانی
@fatemesadatmousavi3
🌺پاتوق دختران کتابخون
@fullandrewp4k
🌺راز قانون جذب
@jaaozb
🌺دوره ، رازهای پولسازی
@maya_mind
🌺مسیر موفقیت
@zenndgii
🌺رمان جنجالی عاشقانه
@roman
🌺انرژی درمانی با طبیعت
@nosehalo666
🌺آموزش گام به گام زبان انگلیسی
@english_points_new
🌺بهترین آثار خسروی آواز استادشجریان
@stad_shajariyan
🌺سابلیمینال های پرنتیجه
@sabliminal_moonbriliant
🌺جول اوستین
@jooolosten_ir
🌺آموزش ماورا ، پاکسازی
@beyondmeta666
🌺آموزش فنّ ِبیان&گویندگی
@amoozeshegooyandegi
🌺ترفند های روانشناسی
@aramesh_roh_ravan
🌺مدار رشد
@buissness_womann
🌺نویسندگان بزرگ جهان(𝐏𝐃𝐅)
@parshangbook_pdf
🌺متنهای انگیزشی
@khalse_daroon
🌺عبارات تاکیدی
@ebraatttttakidi
🌺کتابهای(صوتی)«کاملارایگان»
@parshangbook
🌺محفلِ ققنوس
@phoenixriseland_ir
🌺سابلیمینالهای پرنتیجه، فال روزانه
@subliminal_rainbow
🌺ادمین تبادل و رزرو تبلیغات:
@Leader_m_p_f_Channel_and_group
╰───────────────────────╯
راز آرامـش ذهـن،
قـدرت درونـی و اسـتـقـلال زنـانـه
•• @Reclaim •• 🧘🏻🤍
.
ممکن است در حین انجام مراقبه ، به تجربیات و احساساتی دست یابید که
کاملأ طبیعی هستند.
در زیر به برخی از این موارد اشاره میڪنیم
و اولین احساس آرامش در شما، ممکن است همراه با نوعی فشار در دستها و یا
اندامهای دیگرتان باشد.
و ممکن است افکار بیشماری از ذهنتان بگذرند و یا با مواردی چون خارش ،
عطسه ، درد ، تنفس سخت و نا آرام ، قورت دادن آب دهان ، ترس ، مورمور شدن ، سوزش ، سنگینی و احساس منگی و گیجی مواجه شوید.
⭐️به خود بگویید، همه این
موارد اخلالگرند. زمانی که این موارد به شما فشار آوردند، سریعا مراقبه را متوقف کنید
زیرا آمادگی ادامه آن را ندارید. به خاطر داشته باشید که مهارت در انجام مراقبه با تمرین هر چه بیشتر به دست میآید
(کار نیکو کردن از پرکردن است). صبور باشید و به خود عشق بورزید.
ممکن است احساساتی ضد و نقیض ) بزرگ و کوچک، سبک و سنگین ، گسترده
و فشرده، روشن و تاریک، گرم و سرد ( به همراه تصورات خوب و بد به سراغ شما بیایند.
⭐️این احساسات را بپذیرید و ناظر آنها باشید و تنها زمانی که به شما فشار
میآورند، دست از ادامه مراقبه بردارید و آن را به پایان برسانید.
و ممکن است ترسی ناشناخته در شما ظاهر شود که موجهایی از انرژی را در ناحیه شکم و قلبتان ایجاد کند. چنانچه بتوانید ناظر آن باشید، این گونه احساسات پراکنده، ناپدید میشوند و شما قادر به ادامه مراقبه خواهید بود.
⭐️اما اگر احساس کردید
میخواهید مراقبه را متوقف کنید، حتما این کار را انجام دهید.
و صدای تنفس تان را بشنوید. صدایش درست مانند صدای تنفس شخصی در
گوش شخصی دیگر است. چنانچه احساس کردید نفسهایتان کوتاه تر شد و ترس به شما روی آورد، یکباره مراقبه را متوقف کنید.
چنانچه بتوانید بیغرضانه این ترس را
کنار بگذارید، میتوانید به کار خود أدامه دهید؛ با ترس روبه رو گردید تا کم کم ناپدید شود.
⭐️شاید صداهایی در درونتان ایجاد شود، همچون صدای شکم که کاملا طبیعی است.
با پیشرفت در مراقبه، چنین صداهایی افزایش خواهند یافت، اما ضربان قلب
شما آرام تر خواهد شد. چنانچه تندتر شد، باید خود را برای رویارویی با آن و یا متوقف نمودن مراقبه آماده نمایید.
و ممکن است در خود احساس سرما یا گرما کنید. این نیز کاملا طبیعی است. شاید بتوانید از چنین حالتی بیرون بیایید یا در آن بمانید و یا حتی قادر به عبور از آن باشید.
⭐️ احساس مور مور شدن در دستها ، پاها و یا بروز احساسات پوستی دیگری،
چون فشردگی، کرخی و سردی ، نمایانگر فشار انرژی در بدنتان است.
⭐️احساس نا آرامی، همان طور که تاکنون مشاهده شده است، بیانگر نیروهای ناهماهنگ است.
در این صورت، به آرامی، عمل مراقبه را متوقف کنید.
⭐️احساس حرکت دورانی و چرخشی که نشانگر عدم هماهنگی در جریان انرژی در
پنج کالبد فیزیکی، اتریک، روحانی، ذهنی و روحی است. چنانچه بر هر یک از این پنج کالبد متمرکز شوید، این دوران و چرخش بازمی ایستد.
چنانچه این حالت چرخشی و
دورانی ادامه یافت، دچار نوعی کسالت و دل به هم خوردگی خواهید شد که بهتر است مراقبه را متوقف کنید.
☀️یادداشت:
هدف از انجام چنین مراقبه ای، در واقع، رجعت به هوشیاری و خود آگاهی طبیعی است، هوشیاری ای که با حسی خوب همراه است.
برای یادگیری کسب آرامش، به زمان نیاز دارید، بنابراین زمانی را به این عمل اختصاص دهید.
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
نگرش علمی بودا: خدا به مثابه «قانون» نه «شخص»
بودا بر این باور است که خدا یک «شخص» نیست؛ به همین دلیل او هرگز از واژهی «خدا» استفاده نکرد. او بهجای آن، از واژهی «داما» (Dhamma) یا همان «قانون» سخن میگوید. از دیدگاه او، امر متعالی نه یک موجود انسانیگونه، بلکه نیرویی غیرمادی است که ماهیت آن بیش از آنکه شبیه به یک شخص باشد، به یک «قانون» شباهت دارد.
چرا در بودیسم دعا جایگاهی ندارد؟
در آیین بودا، دعا کردن مفهومی ندارد؛ چرا که نمیتوان نزد یک «قانون» دعا کرد. همانطور که دعا کردن در برابر قانون جاذبه بیفایده و بیمعنی است، در برابر قوانین هستی نیز چنین است. قانون گوش شنوایی برای التماس ندارد؛ شما تنها دو راه پیش رو دارید:
پیروی از قانون: که نتیجهی آن زندگی در هماهنگی و شادمانی است.
سرپیچی از قانون: که پیامدی جز رنج نخواهد داشت.
اگر برخلاف قانون جاذبه عمل کنید، استخوانهایتان میشکند. حال آیا دعا کردن میتواند مانع این شکستگی شود؟ نشستن در برابر نماد خدا و طلب کمک برای سفرهای شخصی، از دیدگاه بودا رویکردی غیرمنطقی است.
بودا میگوید کائنات بر اساس یک «قانون» اداره میشود، نه تحت مدیریت یک «فرد». نگرش بودا کاملاً علمی است؛ زیرا او معتقد بود یک «شخص» میتواند دچار هوس، تعصب یا جانبداری شود. اگر خدا شخص بود، میشد با تملق و دعا او را ترغیب کرد تا میان بندگانش تبعیض قائل شود، و این یعنی خدایی که میتواند متعصب و خشمگین باشد.
بسیاری از مذاهب میگویند: «اگر دعا کنی، نجات مییابی و اگر دعا نکنی به آتش جهنم دچار میشوی!» اینگونه تصور کردن دربارهی خداوند، اگرچه بسیار انسانی است، اما به شدت غیرعلمی است. این دیدگاه به ما میگوید که خدا تشنهی چاپلوسی است و اگر کسی به کلیسا یا معبد برود و کتب مقدس را بخواند، خدا به او کمک میکند و در غیر این صورت، از او رنجیده و خشمگین میشود.
بودا این شیوه تفکر را نسنجیده میداند. خدا شخص نیست که بتوان او را ناراحت کرد یا با تملق، نظرش را تغییر داد. قانون هستی فراتر از باورهای قلبی شماست. چه به خدا باور داشته باشید و چه نداشته باشید، تفاوتی در عملکرد قانون ایجاد نمیشود:
اگر با قوانین هستی همسو شوید، سعادتمند خواهید بود.
اگر از آنها سرپیچی کنید، طعم تلخ بدبختی را خواهید چشید.
اشو
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
🔥ضرورت تحول آگاهی
هنگام مواجهه با بحران، هنگامی که شیوه های کهنه و مرسوم زندگی، نحوه ی رابطه با دیگران و با طبیعت، دیگر پاسخگو نیست؛ هنگامی که بقا به خطر می افتد، آنگاه، یک موجود زنده و یا یک نوع حیاتی میمیرد، یا منقرض می شود، و یا با جهشی تکاملی بر محدودیت های شرایط خویش غلبه می کند.
گفته میشود گونه های حیاتی سیاره ی زمین از دریا بیرون آمده اند. زمانی که خشکی خالی از موجودات زنده بود، دریا مملو از حیات بود. آنگاه زمانی فرا رسیده که یکی از موجودات دریایی به خاک خزیده است. این موجود از خزیدن بر خاک و تحمل جاذبه ی زمین ملول بوده و به همین دلیل دوباره به دریا برگشته است؛ جایی که جاذبه ی زمین کمتر و زندگی برایش راحت تر بوده است. اما این موجود کنجکاو دوباره و چندباره به خشکی برگشته، با خشکی آنس گرفته و رفته رفته به جای باله، پاو به جای آبشش، شش درآورده است. بعید است که یک گونه ی حیاتی با همه ی افراد خود به این مهاجرت اقدام کرده باشد، مگر اینکه خطری افراد آن نوع را در دریا تهدید کرده باشد.
شاید بخش عظیمی از دریا به علت هایی نامعلوم خشک شده و بسیاری از آبزیان را وادار کرده تا شیوهی معتاد زندگی خود را تغییر دهند و بدین سان، تکامل یابند. واکنش نسبت به بحرانی اساسی که بقای ما را به خطر انداخته است: این است چالش اساسی امروز بشریت. کژکاری ذهن نفسانی بشر که امروز توسط علم و تکنولوژی شدت یافته است، برای نخستین بار بقای بشریت را تهدید می کند. تا همین اواخر، استحالهی آگاهی بشر رؤیایی بود که فقط معدودی از آدمهای عارف و فرزانه آن را در بیداری شان تعبیر می کردند.
پیش از این، شکوفایی آگاهی بشری چنین ژرف و گسترده نبود، زیرا چنین ضرورتی نیافته بود که اکنون یافته است. بزودی بیشتر آدمها در می یابند که با گزینه ی تلخ و ناگزیر یا مرگ یا تکامل روبرویند. نسل کسانی که چشم باز می کنند و می بینند، رو به گسترش است. اینان کسانی هستند که جوانه های سبز بیداری را بر شاخه های خشک شیوه های کهنه و ملال آور زندگیشان شاهدند. آگاهی، ابعاد تازهای مییابد.
چه آزادی وجد انگیزی خواهد بود آنگاه که دریایی صدایی که در سر من است، من نیستم.»
پس من کیستم؟
تو کسی هستی که این صدا را می شنود. تو همان آگاهی فراتر از محتوای ذهن و فکر خویش هستی؛ همان فضایی که همه ی این فکرها و عواطف و احساسات در آن رخ میدهند.
نفس یا ایگو، چیزی جز این نیست: یکی گرفتن خود با هرآنچه از جنس فرم یا صورت است. شرو شرارت، آن است که تو خود را با ظاهر خود، با فکر خود و یا عواطف خود یکی بگیری، و فراموش کنی که تو بزرگتر از این صورتها هستی. این امر، به قطع ارتباط تو با گل می انجامد؛ قطع ارتباط تو با هر آنچه آن را «دیگری» میپنداری.
این گسستگی و فراموشی، مایه ی رنج و اندوه است؛ افتادن به ورطهی بیته وهم است.
اگر وهم جدایی و بی ارتباطی با همه چیز و همه کس بر پندارو رفتار و گفتار تو حاکم شود، آنگاه چه زندگی ای به دست تو ساخته می شود؟
اگر ساختار ذهن بشری تزکیه نشود و دگرگونی نیابد، حاصل زندگی بشری همواره کژکاری، و در نتیجه، رنج و شرارت خواهد بود.
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
🔥معنویت
داشتن یک سیستم اعتقادی مجموعه ای از افکار و ذهنیت ها که مطلق شان می پنداری صرف نظر از ماهیت این باورها، تو را انسانی معنوی نمی سازد. در واقع، هر چه بیشتر افکار (باورهای خود را هویت خویش تلقی کنی، از بعد معنوی درون خویش دورتر میشوی. بسیاری در همین سطح می مانند و گامی فراتر نمی گذارند. آنها حقیقت را با باورهای خود خلط می کنند.
یعنی گمان می کنند حقیقت همان چیزی ست که در ذهن آنهاست. و چون خود را با ذهن خویش یکی گرفته اند، در نتیجه، برای حفاظت از هویت جعلی خویش، حقیقت را نزد خود می دانند و بس.
در حالی که این غرور (فریب ذهن) هرگز نزد عارفان و فرزانگان نبوده است. آنها به محدودیت های ذهن توجه داشته و توجه داده اند.
آنها حقیقت را دریا میدانستند و ذهن را کوزه. بدیهی ست دریا را نمی توان در کوزه ای جای داد. با وجود این، معنویت تازه و استحالهی ژرف آگاهی، خارج از چارچوب تعصبات موجود، در حال گسترش است.
ما اکنون شاهد تحولاتی شگفت در تمامی عرصه های آگاهی بشری هستیم. قرائتهایی تازه از متون دینی ارایه شده است که مجال بیشتری برای بیداری افراد فراهم می کند. گشایش، هر چند اندک باشد، باز مغتنم است. آنچه معنویت نامیده می شود هیچ ارتباطی با باورهای گذرا و بی ریشه ندارد.
معنویت مستقیما به وضع آگاهی تو مربوط می شود. همین وضع آگاهی و سطح معنویت توست که شیوه ی عمل و زندگی تو را تعیین می کند. نفس یا ایگو محکوم به زوال است. نفس تاب تابش آگاهی را ندارد. خورشید آگاهی دمیده است و هر مانعی،
هر اندازه که بلند باشد، هرگز بلندتر از ارتفاع خورشید نخواهد بود. شگفتی های زیادی در راه است.
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
آیا مرگ شوم است، یا آن که یک نعمت نهانی است؟
مرگ پدیدهی غریبی است، پایان تمامی کارکردهای حیاتی جسم است، بدون امکان احیاء دوبارهی آن. پایان سکونت روح در آن شکل جسمی است.
واژهی "مرگ" خود به تنهایی در دل بسیاری از انسانها وحشت میآفریند، به دلایل تداعیهای ذیل:
۱) اندیشه هولناک غالب دربارهی درد طاقتفرسای جسمی، که تصور میشود با مرگ همراه است؛
۲) درد و رنج روانی جدایی از اعضای خانواده و دوستان، و نیز وداع با لذایذ زندگی زمینی و داراییهای آن.
۳) ترس از دست دادن هستی خود.
ولی مرگِ طبیعی چیزی نیست که ترس داشته باشد. روح نهفته در جسم، نامیرا است. مرگ طبیعی یک نعمت است، زیرا فرصتی است برای روح تا این خانهی ویران و متزلزل را با خانهای نو و محکمتر تعویض کند. روح برای تجلی و بیان کامل خود، به دفعات مکرر نیاز به اندامهای درونی نو و بهتری دارد. اگر روح فردیتیافته، پیچیده در پردهی توهم، برای تکامل و بازگشت به خداوند، به زمین فرستاده شود، اما این فرصت را نداشته باشد که خود را با تجسم یافتن در اشکال متنوع و متفاوت بیان کرده و ذات خود را آشکار کند، مجبور است همچنان در مرتبهی بَدَوی یا نهفتهی بیجسمی بماند، و تصورش را بکنید که اگر روح جاویدان مجبور باشد در جسمی کهنسال، خمیده، بیمصرف و چروکیده برای همیشه زندگی کند! برای روح هیچ مجازاتی بدتر از این نیست که خود را پیوسته و همیشه در همان اندام رنجور بیان دارد. در عوض، ارگانیسم مسکونی، تحت تأثیر انضباط روح و تجارب روح با آن قرار میگیرد؛ و وقتی که کار روح با آن تجسم ویژه پایان یافت، با جسم دیگری کار میکند.
ماهیت مادیت با دگرگونی عجین است؛ و روح نهفته در آن، اگرچه اصلی نامتغیر دارد، ولی در ظاهر تحت تأثیر تجارب فردی آن پدیده، تغییر مییابد. همانطور که هشیاریِ هویتِ فردی هر کس از اوان کودکی تا کهنسالی (به جز مراحل کمتر ادراک پذیر نخستین نوزادی، و نیز مراحل بسیار آخر عمری بسیار طولانی) با او باقی میماند، دلیلی هم ندارد که هشیاری هویت پیش از تولد و پس از مرگ او با او باقی نمانند. با چنین تداومی در هشیاری، مرگ به راستی بهترین دوست روح است و به او فرصتهای بیشمار میدهد تا با عالم مادیت دست و پنجه نرم کند، تا سرانجام بر آن چیره شود – حتی پس از میلیونها بار شکست خوردن. این دوست راستین به روح میآموزد که از هشیاری تغییرپذیری فراتر رود و ذات نامتغیر خود را نمایان سازد.
ذهن انسانی ترجیح میدهد در محیط خود، در سلیقهها، عادات، و نیز داراییهای خود تنوع و تغییر ببیند، نه به این خاطر که نمیتواند بر یک چیز تمرکز کند، بلکه به این دلیل که دائماً میبیند توجهش به این سو و آن سو کشیده میشود. ولی هوس آن برای چیزهای ناشناخته با کسب و داشتنِ چیزهای متغیر دنیوی ارضاء نمیشود. روح آدمی از راه فرصتهای تازهای که با مرگ و تغییر محیط و شرایط برای خود بوجود میآورد، به دنبال ذات نامتغیر خود میباشد، و به همین دلیل تا زمانی که آن را کسب نکرده و یگانگی ذاتی خود را با روح الهی تحقق نداده باشد راضی نمیشود. برای همین مرگ، یا تغییر در شرایط مسکونی موقت روح، منجر به پیشرفت و تکامل او میشود.
پیشرفتها و درسهای زندگی هیچ معنایی ندارند، مگر آن که هشیاری متجلی در مادیت کمال یابد تا به بیان کامل بالقوهی خود برسد؛ تا از آنجا با پالایش یافتن و رهایی از مادیت، هویت جدای خود را بشناسد و بتواند بطور مستقل بدون وابستگی به مادیت باشد. در فرآیند این آموزش، پیش از آن که روحِ کوشا و پویای آدمی به ذات والا و متعالی خودش پی ببرد، به خاطر رابطه تنگاتنگی که در دوران سکونتش در جسم با حواس و حس منیت خود دارد، به شدت به جسم خود وابسته میشود. بدینسان روح، با همان حس مالکیت مردی که اتومبیل تازهای خریده است، از جسم تازه خود در هر تناسخ دوبارهای با توجه مراقبت میکند و در نتیجه اگر مرگی زودرس سر رسد، در اثر بیماری یا کارمای بد، یا آنچه که به ظاهر تصادف میخوانیم و یا دیگر سوانح، درد و رنج ذهنی و جسمی به همراه دارد، به این خاطر که روح متجلی از این که میبیند وسیله تجلیش پیش از تاریخ مصرفش از او گرفته شده است، به شدت نگران میگردد.
پاراماهانسا یوگاناندا 🥀
شور عشق الهی
مترجم: آرجونا سلحشور
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
مردم نمیتوانند تنها زندگی کنند، به همنشین و همدم نیازدارند.و بدبختی اینجاست که حتی نمیتوانند با همدیگر نیز زندگی کنند،زیرا وقتی نتوانند تنها زندگی کنند چگونه میتوانند با دیگری زندگی کنند؟
وقتی دو نفر که هر دو قادر به تنها زندگی کردن نیستند به هم میرسند، آنوقت رنجهایشان دو برابر نمی،شود، چندین برابر می.شود، و چنین روی میدهد که به نام ازدواج، دو نفر که حتی نمیدانند چگونه تنها زندگی کنند، به همدیگر میرسند.آنوقت با هم زندگی کردن مسئله بیشتر هوشمند بودن است، هنربیشتری نیاز دارد.
به نظر من ازدواج فقط وقتی میتواند دراین زمین زیبا باشدکه مردم پیش از ازدواج،از روند دگرگون کننده مراقبه عبور کرده باشند. وگرنه ازدواج هرگز زیبا نخواهد بود،زشت خواهد بود.پس درس اول اینست،بیاموز که با خودت تنها باشی،باید درتنهایی چنان خوش باشی ک اگر دیگری وجود ندارد،خوشی تومختل نباشد.خوشی تو نباید بدیگری وابسته باشد.وقتی چنین دو نفری باهم دیدار کنند، کسانی ک خوشیشان بدیگری وابسته نیست،آنگاه ازدواج حقیقی اتفاق میافتد، آنگاه آنان بردهٔ یکدیگر نیستند،مالک و ارباب یکدیگرنیز نیستند
اوشو
" کانال حقیقت متافیزیک "
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
🔥برای بالا بردن ارتعاشات و سطح انرژی چهکاری باید انجام داد!
۱- همیشه به آنچه در حال فکر کردن به آن هستید، آگاه باشید.
هر آنچه به زبان می آورید یا به آن فکر می کنید، می تواند به واقعیت مبدل شود. همه افکار شما رویتان تاثیر گذارند، بنابراین سعی کنید افکار منفی را به افکار مثبت تبدیل کنید، با جریان زندگی همراه شوید و آغوش تان را بروی تغییرات باز نگهدارید.
با منفی گرایی اولین کسی که آسیب می بیند خود شما هستید! (این به معنای افکار ساده انگارانه و دور از واقعیت نیست، احتیاط همیشه لازم است ولی منفی بافی نه!)
۲- چشم تان را بروی زیبایی ها باز کنید.
زیبایی در همه جا اطراف ما وجود دارد، ولی معمولا براحتی از کنارش رد می شویم و آنرا نمی بینیم.
علت اصلی این است که همیشه در عجله ایم یا در افکار خود غرق هستیم و از لحظه حال و محیط اطرافمان نا آگاهیم. دوستی داشتم که هر زمان از دیدن زیبایی های طبیعت غرق لذت می شدم و توجه او را به آنها جلب می کردم، میگفت: ” من همیشه با کمک تو این زیبایی ها را می بینم، اگر خودم باشم نمی بینم”.
سرعت خود را کمتر کنید، برای دقایقی بایستید و به گل ها و درختان نگاه کنید، به آسمان، کوهها، حیوانات، به هر آنچه در طبیعت اطرافتان قرار دارد توجه کنید و خود را در درک زیبایی آنها رها کنید… حیرت کنید… خالق زیبایی ها را ستایش کنید…
زیبایی این قدرت را دارد تا روح شما را نوازش دهد، قلبتان را از لذت سرشار کند و سطح ارتعاشات شما را به طور چشمگیری بالا ببرد.
۳- از یک الگوی غذایی خوب پیروی کنید.
برخی غذاها سطح انرژی شما را بالا می برند و برخی پایین می آورند. هر چقدر مواد غذایی از انرژی حیاتی بیشتری برخوردار باشند، با انتقال پرانای موجود در خود به شما انرژی بیشتری می دهند. در اینجا منظور کالری نیست، انرژی حیاتی موجود در مواد غذایی ست که در میوه ها و سبزیجات بخصوص اگر ارگانیک (غیرهورمونی و بدون کود و سموم شیمیایی) باشند، بیشتر از هر چیزی ست. به این دلیل ساده که تازه چیده شده اند و فرآوری و پختی روی آنها صورت نگرفته تا طی آن انرژی موجود در خود را از دست بدهند.
اغلب گیاهخواران ادعا می کنند پس از تغییر الگوی غذایی خود، بطور چشمگیری سطح انرژی بدنشان بالاتر رفته و احساس سبکی بیشتری می کنند.
توصیه می کنم به غذاهایی که می خورید توجه کنید، بررسی کنید که با خوردن کدام مواد غذایی احساس بهتر و انرژی بالاتری دارید، آنها را در برنامه غذایی خود بیشتر کنید و کم کم الگوی غذایی خود را تغییر دهید.
۴- آب زیاد بنوشید.
گفته شده میزان آب مورد نیاز بدن ۸ لیوان در روز است. مطمئن شوید بدنتان آب مورد نیازش را دریافت می کند. آب، سموم و مواد زائد را از بدن دور می کند. ازدیاد سموم در بدن می تواند موجب افت انرژی حیاتی شود.
۵- مراقبه کنید.
زمانی را برای ریلکس کردن، آرامش ذهن و بدن خود اختصاص دهید. در طول روز از شتاب و فشارهای زندگی و نگرانی ها، استرس و اضطراب زیادی به ما وارد می شود که همگی بر سطح انرژی ما تاثیر منفی دارند. حداقل ۱۵ دقیقه از زمان خود را به مراقبه و رهایی از این فشارها بگذرانید.
۶- شکرگزاری و قدردانی کنید.
این کار به شکل موثری بر افزایش ارتعاشات شما تاثیرگذار است. توجه خود را به آنچه دارا هستید معطوف کنید و مواردی که از داشتن آنها احساس رضایت و شادی می کنید را بروی کاغذ نوشته و برای آنها قدردان و شکرگزار باشید.
۷- مهربانی و کمک پیشه کنید.
مهربان بودن با دیگران باید منش زندگی شما باشد. کمک کردن و بخشیدن هر آنچه در توان دارید، بدون توقع و انتظار بازگشت، آینه دل شما را صیقل می دهد و شما را برای دریافت بیشتر از کائنات آماده می کند. تاثیری که کار خیر و کمک کردن بروی آدمی دارد انکار ناپذیر است. محبت و شفقت، از ارتعاشات بالایی از انرژی برخوردارند و انرژی های بالا را نیز طبق قانون یاد شده، بخود جذب می کنند. برعکس، غیبت، حسادت، خشم و نفرت آدمی را در ارتعاشات پایین نگه میدارند.
۸- حرکت و تلاش کنید.
با اینکه حرکت، خود به انرژی نیاز دارد ولی زمانی که به نیروهای بازدارنده و منفی غلبه کرده و برمی خیزیم، انرژی ای درونمان شکل می گیرد که ما را پیش می برد. رقص، ورزش و هرآنچه لذت و شادی را در شما بیدار می کند، در برنامه خود بگنجانید. کاری نو شروع کنید، به هنر و خلاقیت روی آورید و استارت اولیه را بزنید تا انرژی به جریان درآید.
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀
یوگا، هنر چیرگی بر هشیاری فنا و مرگ
۱
یوگا علمی است که روح انسان با استفاده از آن بر جسم و ذهن خود تسلط یافته، از آنها برای کسب تحقق الهی بهره میجوید – با از نو بیدار کردن آگاهیش نسبت به ذات الهی و نامیرای خود، یگانه با خداوند. روح انسان در مقامی فردیتیافته از روح کل عالم هبوط کرده، و خود را با محدودیتهای جسم و هشیاری نفسانی آن یگانه پنداشته است. در باگاواد گیتا آمده: "روح غایی و متعالی، الهی و نهفته در جسم، شاهدی بیطرف، اجازه دهنده، حافظ، تجربهگر، خداوند باریتعالی و همان خویشتن والاست..، که با وجودی که در همه ذرات جسم وجود دارد، همواره خدشهناپذیر است." ذات اصیل روح انسان، با وجود اسارت در جسم، تغییرناپذیر و دور از آلودگی باقی میماند. ولی تحت تأثیر مایا، یا توهم بر این گمان میشود که متغیر و فانی است، تا زمانی که هشیاریش تکامل یابد، و توسط تحقق الهی، نسبت به ذات جاودانیش بیدار گردد.
یوگا علمی کامل است، متشکل از معنویت یافتن هر سه جنبهی طبیعت انسان: جسم، ذهن و روح او.
یک یوگی انسان را سازوارهای پرداخته از تراکم نیروهای لطیف و نامحسوس معنوی، تحت کنترل روح میبیند.
او میداند که جسم، و حیات یا هشیاری نهفته آن دو موجودیت متفاوت هستند؛ و انسان جسم فانی نیست، بلکه هشیاری نامیرای متعالی است.
او میآموزد که اعصابِ فرستنده و گیرنده، ابزار ارتباط روح با هستیِ مادی هستند؛ و روح با معنویت بخشیدن به این ارتباط، الهیت بالقوهی خود را از راه جسم بیان میدارد.
یک یوگی میآموزد که از راه قوای تصور یا تجسم، اراده، و پرانایاما (کنترلِ نیروی حیات) میتواند لامپهای حواس خود – بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی – را کنترل کرده، هر هنگام که نخواهد تحت تأثیر پیامهای آنها قرار بگیرد، آنها را ضعیف یا خاموش گرداند.
او بر مراتب بیداری عادی، خواب دیدن، و مرتبهی خواب عمیق در خود کنترل کامل دارد و میتواند به خواست و اراده خود به هر یک از آنها وارد شود. (مثال: حالات روحی- روانی، فروهشیار، فرای فروهشیار) ، و نیز مرتبهی فراهشیار وارد گردد.
یک یوگی در هنر تسلط بر ذهن خود مهارت کامل مییابد. او ناآرامی ذهنی و تصور را خاموش کرده و با طریق تمرین موارد زیر از بروز حواسپرتی در خود پیشگیری کند:
(١) بیکنشی، یا تعادل ذهن در همه شرایط؛
(٢) تمرکز فعال (تمرکز ذهن بر یک اندیشه ویژه در لحظه)؛
(۳) تمرکز نافعال (کنار زدن افکار ناخواسته از راه قوهی تشخیص و اراده)؛
(۴) انتقال هشیاری از احساسات به اراده و ایدهها؛
(۵) انتقال هشیاری از عواطفی چون عشق و یا تنفر، به خویشتنداری، یا اندیشهی خلاق، یا احساسات پاک و خالص؛
(۶) تمرکز یا نگه داشتن فکر بر یکی از ادراکهای حسی (منظره، صدا، بو، طعم، یا لمس کردن)،
(٧) تجسم تصاویر ذهنی، و آفریدن و از بین بردن ارادی خوابها؛
(٨) بیهوشی ذهنی (دریافت ادراکهای حسیِ درد، به عنوان گزارشهایی آگاه کننده و نه تجاربی رنجآور.
ادامه دارد...
پاراماهانسا یوگاناندا 🪷
شور عشق الهی
مترجم: آرجونا سلحشور
☯ " کانال حقیقت متافیزیک " ☯
channel : @METAPHYSICS_FACT 🧘🧘♀