9905
اندیشکده تهران در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفتوگو میکنیم. ارتباط با ما: @InstituteTehranAdmin آدرس سایت اندیشکده تهران: https://institutetehran.com
🔵🔴 #کانال_دیپلماسی
بهترین تحلیلهای سیاسی اقتصادی اجتماعی
🌘نگاه علمی به سیاست
🌘تحلیل مسائل روز
🌘نگاه تخصصی به روابط بین الملل
T.me/bestdiplomacy
🌐وضعیت دموکراتها و جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای
#تعقیب_روند
#مطالعات_آمریکای_شمالی
🔹کمتر از سه ماه دیگر تا انتخابات میاندورهای باقی مانده است. انتخابات میاندورهای امسال برای تمامی ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی سنا برگزار خواهد شد. معیار کرسی برای مجلس نمایندگان حوزههای انتخابیه هر ایالت و برای سنا، خود ایالت است. در انتخابات سنا، تنها یکی از دو سناتور ایالت در انتخابات میاندورهای حضور پیدا میکند. طبیعتاً بسیاری از کرسیها اهمیت پایینی برای بررسی دارند، زیرا پایگاه یکی از دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در آن به قدری مستحکم است که آنها از پیروزیشان مطمئن هستند. آن چیزی که سرنوشت انتخابات را تعیین میکند، حوزههای انتخاباتی چرخشی و ایالتهای چرخشی است.
💢وضعیت انتخابات سنا
🔹در مقایسه با پیش از جنگ، وضعیت دموکراتها به مراتب بهتر شده است، به نحوی که نه تنها در اکثریت ایالتهای چرخشی پیش افتادهاند، بلکه چهار ایالت مایل به جمهوریخواهان را نیز تبدیل به ایالت چرخشی کردهاند. مطابق نظرسنجیها وضعیت کنونی انتخابات سنا در ایالتهای چرخشی بدین صورت است:
🔵مِین: پیشتازی دموکراتها
🔵اوهایو: پیشتازی دموکراتها
🔵میشیگان: پیشتازی دموکراتها
🔴آیووا: پیشتازی جمهوریخواهان
🔵تگزاس: پیشتازی دموکراتها
🔵آلاسکا: پیشتازی دموکراتها
🔵کارولینای شمالی: پیشتازی دموکراتها
🔵حوزههای انتخابیه با پیشتازی دموکراتها: ۶
🔴حوزههای انتخابیه با پیشتازی جمهوریخواهان: ۲
🟠حوزههای انتخابیه با وضعیت نامشخص: ۱۲
🌐سلاح مقاومت عراق در ایستگاه جرف الصخر؛ تحرکات بازیگران و سناریوهای آتی
#مقاله_تحلیلی
#غرب_آسیا
📝سینا علیزاده
🔹پرونده حصر سلاح در عراق را در شرایط کنونی نمیتوان صرفاً طرحی برای خلع سلاح یا اصلاح ساختار سازمان الحشد الشعبی دانست. آنچه در بغداد جریان دارد، تلاشی برای بازتعریف رابطه میان دولت، حشد الشعبی، فصائل مقاومت، مرجعیت شیعه، ایران و آمریکا و نیز، بازتنظیم معماری امنیتی عراق پس از جنگ ایران و آمریکا است. از این منظر، ادعای خلع سلاح کامل مقاومت با واقعیت فاصله دارد؛ زیرا بخش مهمی از این نیروها از سال ۲۰۱۶ در قالب قانونی حشد الشعبی قرار گرفتهاند و مسئله اصلی، استقلال تصمیمگیری و سلاحهای راهبردی این گروهها نظیر موشک و پهپاد است.
🔹دولت علی الزیدی تحت فشار آمریکا، این روند را با ادعای تثبیت حاکمیت دنبال کرده و ضربالاجل ۳۰ سپتامبر را به پایان مرحله خروج ائتلاف بینالمللی پیوند زده است. با این حال، هنوز میان خلع سلاح اجباری، ادغام، انتقال سلاح به دولت و بازتنظیم ساختار حشد الشعبی تمایز روشنی وجود ندارد. در عین حال، مواجه کردن مسئله سلاح مقاومت پس از ۳۰ سپتامبر با قانون مبارزه با تروریسم، میتواند آنها را در معرض معرفی بهعنوان گروههای تروریستی قرار دهد.
💢آیا خلع سلاح عملی شده است؟
🔸اعلام آمادگی عصائب اهل الحق و کتائب امام علی برای قرار دادن سلاح تحت کنترل دولت، از نظر سیاسی مهم است، اما نباید آن را با خلع سلاح عملیاتی یکسان دانست. مسئله راستیآزمایی کنترل انبارها و منابع مالی همچنان حلنشده است. بنابراین باید میان سه سطح اعلام سیاسی، انتقال سازمانی و خلع سلاح واقعی تمایز قائل شد. در شرایط فعلی، تحولات بیشتر در سطح نخست و تا حدی دوم قرار دارند.
🔸از این منظر، اقدام عصائب و کتائب امام علی را میتوان اقدامی تاکتیکی برای حفظ جایگاه سیاسی دانست. با این حال، این اقدام، فشار بر دیگر گروهها برای خلع سلاح را افزایش داده و میتواند زمینه انتقال مقاومت مسلحانه به مقاومت سیاسی را فراهم کند.
💢شکاف درون گروه های مقاومت
🔸تحولات اخیر همچنین شکاف معناداری در میان فصائل ایجاد کرده است. در یک سو عصائب اهل الحق و کتائب امام علی آمادگی خود را برای تحویل سلاح اعلام کردهاند و در سوی دیگر، کتائب حزبالله، حرکت النجباء، انصارالله الاوفیا و کتائب سیدالشهدا همچنان با واگذاری ظرفیت نظامی مخالفند. کتائب حزبالله و النجباء مسئله سلاح را با مقاومت در برابر اشغال و خروج نیروهای خارجی، از جمله آمریکا و ترکیه، مرتبط میدانند.
🔸جرف الصخر نیز یکی از مهمترین نقاط این پرونده است. اعمال کنترل واقعی دولت بر فعالیتهای نظامی این منطقه میتواند نشانه انتقال اقتدار امنیتی از گروههای مقاومت به دولت باشد؛ اما هرگونه اقدام قهری یا برخورد مسلحانه، خطر تبدیل پرونده حصر سلاح به بحرانی امنیتی و حتی جنگ داخلی یا درگیری شیعی ـ شیعی را افزایش میدهد.
💢مواضع تهران
🔸موضع تهران را نباید در دوگانه ساده موافقت یا مخالفت با خلع سلاح تحلیل کرد. سفر سردار اسماعیل قاآنی و سپس محمدباقر قالیباف به بغداد نشاندهنده اهمیت این پرونده برای جمهوری اسلامی ایران است. رویکرد تهران را میتوان پذیرش نقش بیشتر دولت عراق بر گروههای مقاومت دانست؛ بدون آنکه این روند به انحلال مقاومت یا تبدیل عراق به عرصه انحصاری نفوذ آمریکا منجر شود.
💢مواضع واشنگتن
🔸واشنگتن نیز مسئله را فراتر از تعداد سلاحهای تحویلشده میبیند. از نگاه آمریکا، حتی انتقال ظاهری سلاح به دولت، بدون تغییر در فرماندهی و توان عملیاتی گروهها، مسئله را حل نمیکند. بنابراین، احتمال دارد فشارهای آمریکا پس از سپتامبر از موضوع صرف حصر سلاح به تغییر فرماندهی حشد و محدودسازی گروههای مقاومت منتقل شود.
💢ارزیابی راهبردی
🔸در مجموع، سه سناریو قابل تصور است: نخست، ورود بخشی از فصائل به ساختار رسمی دولت بدون از دست دادن کامل جایگاه سیاسی؛ دوم، تحویل بخشی از سلاحها همراه با حفظ شبکه فرماندهی و نفوذ سیاسی؛ و سوم، اقدام قهری دولت علیه گروههای مخالف که میتواند به برخورد مسلحانه و بیثباتی داخلی منجر شود.
✅سخن گفتن از خلع سلاح مقاومت عراق هنوز زود است. آنچه جریان دارد، فرآیندی پیچیده از تفکیک، ادغام، بازآرایی، محدودسازی و مذاکره بر سر جایگاه فصائل است. راهبرد مطلوب، نه حفظ بیقیدوشرط وضع موجود و نه پذیرش پروژهای برای تضعیف کامل مقاومت است، بلکه شکلگیری نظمی قانونی است که در آن حشد الشعبی حفظ و تقویت شده و مقاومت ظرفیتهای قانونی خود را از دست ندهد. ۳۰ سپتامبر نیز نقطه پایان این روند نیست، بلکه آغاز مرحلهای جدید است که آینده معماری امنیتی عراق و جایگاه ایران و آمریکا را در این کشور تعیین خواهد کرد.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🎥توافق مکه با چه هدفی شکل گرفته است؟
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
#اختصاصی
❗️کنوانسیون کاسپین: گزینههای پیش روی ایران در شرایط کنونی
🖊تحریریه ایراس
امضای «کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای کاسپین» در ۱۲ اوت ۲۰۱۸ در آکتائو را باید نقطه عطفی در بیش از دو دهه تلاش پنج کشور ساحلی برای تعیین رژیم حقوقی خزر پس از فروپاشی اتحاد شوروی دانست. این کنوانسیون مجموعهای از قواعد را درباره آبهای سرزمینی، مناطق ماهیگیری، کشتیرانی، منابع طبیعی، بستر و زیربستر، خطوط لوله و کابلهای زیردریایی، امنیت و حفاظت از محیط زیست تعیین کرده و چارچوبی نسبتاً جامع برای تنظیم روابط پنج کشور ساحلی ایجاد کرده است. با این حال، برخلاف برخی برداشتهای رایج، کنوانسیون ۲۰۱۸ کاسپین را میان پنج کشور تقسیم نکرده و سهم مشخصی از بستر و زیربستر را برای هیچیک از آنها تعیین نکرده است. بر اساس ماده ۸، تحدید بستر و زیربستر میان کشورهای دارای سواحل مجاور یا مقابل باید از طریق توافق میان آنها و با رعایت اصول و قواعد پذیرفتهشده حقوق بینالملل انجام شود.
ادامه یادداشت را از اینجا بخوانید
@IRAS_INSTITUTE
🌐پاسخ اسرائيل به توافق مکه چه خواهد بود؟
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اسرائیل
#غرب_آسیا
📝محمدحسین پورعلی اقبالی
🔹امضای توافق دفاعی مکه توسط سران کشورهای عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان با بازتاب بینالمللی گستردهای مواجه شده و بسیاری از مقامات کشورها، موضع رسمی خود را نسبت به این توافق اظهار داشتهاند. اما در این میان، سکوت مقامات اسرائیل و عدم موضع گیری رسمی آنها نسبت به این توافق، قابل توجه است.
💢آیا زنگ خطر به صدا درآمده است؟
🔹برخی مقامات امنیتی در اسرائیل معتقدند که عدم موفقیت آمریکا در مقابله موثر با حملات ایران و همپیمانان آن به عربستان و سایر کشورهای منطقه سبب شده است تا این کشورها در سیاستهای امنیتی خود تجدید نظر کرده و به جای اتکای صرف به بازیگران فرامنطقهای، تلاش کنند تا از طریق گسترش همکاریهای دفاعی- امنیتی با بازیگران منطقهای، توان خود برای مقابله با تهدیدات امنیتی را افزایش دهند. به همین دلیل، اگرچه در ظاهر به نظر میرسد این توافق با هدف محدودسازی حملات ایران و انصارالله یمن به عربستان منعقد شده باشد، اما مطابق گزارش یدیعوت آحارونوت، نگرانی اصلی اسرائیل، مخاطرات امنیتی احتمالی این توافق برای این رژیم است.
💢موازنهسازی در برابر اسرائیل
🔸پس از وقایع طوفانالاقصی، این ادراک در میان برخی از کشورهای منطقه به وجود آمد که محور مقاومت به رهبری ایران تضعیف شده و اکنون موازنه قوا در خاورمیانه در حال برهم خوردن به نفع اسرائیل است، از این رو ضروری است تا با انعقاد توافقات جدید، مانع از قدرتگیری بیشتر این رژیم در منطقه شد. بر همین اساس، به نظر میرسد توافق اخیر در کنه خود تلاش دارد تا از جاهطلبیهای بیشتر اسرائيل در منطقه جلوگیری کند.
💢آیا ترکیه محور ضداسرئیلی تشکیل میدهد؟
🔸در اسرائیل اکنون این سوال مطرح میشود که آیا توافق اخیر، منجر به تشکیل محور سنی ضد اسرائيلی خواهد شد یا خیر. مقامات اسرائیل بارها اظهار داشتهاند که ترکیه در تلاش است تا محور سنی- اخوانی جدیدی را با همکاری قطر و سایر بازیگران منطقه تشکیل دهد و این امر میتواند تبعات امنیتی گستردهای را برای اسرائيل به همراه داشته باشد. در سالهای اخیر و خصوصاً پس از وقایع ۷ اکتبر نیز، ادبیات و مواضع مقامات اسرائیل نسبت به ترکیه تندتر شده و بعضاً حتی از این کشور به عنوان کشوری متخاصم نام بردهاند. تلاشهای مقامات رژیم برای ممانعت از فروش جنگنده F-35 توسط آمریکا به ترکیه نیز در همین چارچوب ارزیابی میشود.
🔸در کنار این مسئله، ائتلاف ترکیه با پاکستان به عنوان تنها کشور مسلمان دارای بمب اتم نیز نگرانیها در اسرائيل را افزایش داده است، خصوصاً پس از اینکه خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان پس از انعقاد توافق مکه رسماً اعلام کرد که خواستار تشکیل یک جبهه نظامی متحد علیه اسرائیل است. اما ارزیابی رسانههای اسرائیلی نظیر آی۲۴، حاکی از آن است که این صحبتها بیشتر جنبه داخلی و تبلیغاتی داشته است.
🔸نگرانی دیگر اسرائیل، پیوستن احتمالی مصر به این توافق است. از آنجایی که برخلاف سایر کشورهای عضو پیمان مکه، مصر با غزه و رژیم اسرائیل مرز زمینی و دریایی مشترک دارد، در صورت پاببنیدی مصر به بند دفاع متقابل در این توافق، پیوستن احتمالی این کشور به توافق مکه میتواند به چالش امنیتی جدی برای اسرائیل تبدیل شده و حتی پرونده غزه را نیز پیچیدهتر کند. اما در مجموع به نظر میرسد به دلایل متعددی، در مقطع کنونی مصر فعلاً تمایلی به پیوستن به این توافق ندارد.
💢عدم کارکرد امنیتی توافق
🔸علیرغم وجود بند دفاع متقابل در توافق، اما آنچه مشخص است، نه اراده و نه توان کافی از جانب این سه کشور برای عملی سازی این بند وجود ندارد. عدم پاسخ پاکستان و ترکیه به حملات اخیر یمن به عربستان نیز موید همین مسئله است. بنابراین، به نظر میرسد که از حیث امنیتی، مقامات اسرائيل نگرانی کمی نسبت به این توافق داشته و این توافق را سرآغازی بر تحولات گسترده نظامی در منطقه ارزیابی نمیکنند. سکوت مقامات رژیم در قبال این توافق نیز میتواند ناشی از همین مسئله باشد.
✅ علیرغم این که به نظر میرسد توافق مکه مولود جنگ رمضان بوده و با هدف مهار حملات ایران و محور مقاومت به عربستان منعقد شده باشد، اما این توافق در بطن خود ماهیتی ضد اسرائیلی داشته و میتواند منجر به انزوای منطقهای بیشتر رژیم اسرائيل شود. اما در پاسخ، اسرائیل نیز اولاً تلاش خواهد کرد تا این توافق را به ائتلافی ضد ایرانی تبدیل کرده و ثانیاً، روابط خود با رقبای سه کشور عضو این توافق، یعنی هند، امارات، قبرس و یونان را جهت مهار هرچه بیشتر اعضای پیمان مکه تقویت کند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🔵 آذربایجان در سازوکار C6 چه نقشی ایفا میکند؟
#اکوتهران
🔸قرقیزستان در پایان ماه گذشته میلادی، در قالب سازوکار مشورتی آسیای مرکزی میزبان رهبران پنج جمهوری آسیای مرکزی و الهام علیف، رئیسجمهور آذربایجان بود و در پایان این نشست بیانیهای نیز با عنوان بیانیه «چولپون-آتا» توسط رهبران شش کشور به امضاء رسید. سازوکار مشورتی آسیای مرکزی موسوم به C5 در نوامبر سال گذشته با پذیرش رسمی آذربایجان در واقع به C6 مبدل شد. در نگاه اول، همکاری و تعامل جمهوریهای پنجگانه آسیای مرکزی با آذربایجان در قالب سازوکارهای چندجانبه اتفاق خارقالعادهای محسوب نمیشود و سابقه بسیاری دارد. با این وجود، پذیرش آذربایجان به عنوان عضو -و نه صرفا شریک- توسط کشورهای آسیای مرکزی در این سازوکار مشورتی منحصر را باید امتیازی دیپلماتیک دانست که در ازای نقشی ویژه در ابتکارات کریدوری و توسعهای به آذربایجان اعطا شده است.
💢نقش آذربایجان در کریدور میانی
🔹موقعیت جغرافیایی ویژه آذربایجان در ابتکارات کریدوری و حملونقل منطقهای مهمترین عامل افزایش نقش این کشور در معادلات اقتصادی و توسعهای آسیای مرکزی است. کریدور میانی (ترانسکاسپین) بهعنوان مسیری برای اتصال چین، آسیای مرکزی، قفقاز، آناتولی و اروپا (بدون نیاز به ایران یا روسیه) علیرغم محدودیتهای ناشی از تغییر مدل حمل، رشد ترافیک پنج برابری را ظرف کمتر از هفت سال تجربه کرده است و بالاخص پس از جنگ اوکراین، در زمره اولویتهای راهبردی بسیاری از بازیگران، از جمله آمریکا، گنجانده شده است. نامگذاری صندوق دولتی آمریکا برای توسعه کریدور زنگهزور یا تریپ (در ادامه کریدور میانی) با عنوان «صندوق سرمایهگذاری ترانسکاسپین» میتواند نمادی از اهمیت فزاینده کریدور میانی برای آمریکا تلقی شود.
🔹در این کریدور، قلمروی آذربایجان موقعیتی بیبدیل دارد و تنها مدخل قابل استفاده در غرب دریای خزر به حساب میرود. نقش آذربایجان در این کریدور منحصر به مزیت جغرافیایی نیست و این کشور، در میان بازیگران کریدور میانی، بزرگترین ناوگان تجاری و تخصصی را بر پهنه خزر در اختیار دارد و قصد دارد بندر باکو را در فازهای بعدی توسعه به بزرگترین بندر دریای خزر تبدیل کند. برای صادرکنندگان انرژی در شرق دریای خزر، شبکه وسیع خطوط لوله موجود و در دست احداث آذربایجان مسیری مناسب برای تنوعبخشی به مقاصد صادراتی و دسترسی به بازارهای جدید (بالاخص بازارهای اروپایی) به حساب میآید که طرحهای بلندپروازانهای نیز برای احداث خط لوله بر بستر دریای خزر وجود دارد.
💢شرکتهای آذری و توسعه در آسیای مرکزی
🔹در سالهای اخیر توانمندی شرکتها و هلدینگهای وابسته به دولت آذربایجان برای پیشبرد پروژههای بینالمللی افزایش چشمگیری داشته و آذربایجان به اتکای منابع انباشته درآمدی و دسترسی مناسب فناورانه، به یک شریک توسعهای مناسب برای جمهوریهای آسیای مرکزی مبدل شده است.
🔹فعالیت بینالمللی شرکت ملی نفت آذربایجان، به اختصار «سوکار»، در گذشته بیشتر بر حوزه میاندستی و پاییندستی نفت و گاز تمرکز داشت و اغلب داراییهای خارجی این شرکت در محیط قفقاز، آناتولی یا اروپا متمرکز بود. در سالهای اخیر اما «سوکار» به حوزه بالادست نفت و گاز در آسیای مرکزی علاقهمندی ویژه نشان داده است و برای اکتشاف میدان فراساحلی «دوستی» با ترکمنستان و اکتشاف در فلات «اوستیورت» ازبکستان به توافق رسیده است.
🔹در صنایع پاییندست نفت و گاز نیز، تاجیکستان در نشست اخیر C6 پیشنهاد تاسیس پالایشگاههای مشترک را ارائه کرده که در صورت عملیاتی شدن، نقشآفرینی «سوکار» در آن حتمی خواهد بود. نمونههای دیگر نقشآفرینی توسعهای آذربایجان را میتوان در ورود شرکت معدنی «آذرگلد» به حوزه معادن و منابع کمیاب ازبکستان و محوریت «آذرانرژی» در تشکیل «اتحاد کریدور سبز» برای توسعه انرژیهای پاک با قزاقستان و ازبکستان مشاهده نمود.
✅ادغام شرق و غرب دریای خزر (آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی) در گذر زمان در قالبهای مختلف همکاری چندجانبه دنبال شده است که ایجاد سازمان دولتهای ترک با محوریت ترکیه متاخرترین نمونه آن محسوب میشد. سازمان دولتهای ترک بستر مناسبی برای ادغام دو سمت دریای خزر به حساب نمیرفت. ترکمنستان در راستای سیاست بیطرفی خود به عضویت ناظر در این سازوکار بسنده کرد و تاجیکستان به موجب هویت غیرترک از مشارکت در آن سرباز زد. علاوه بر این، سایه امیال و اهداف منطقهای ترکیه بر این سازمان آشکارا سنگینی میکرد. حضور آذربایجان در این سازوکار غیرهویتی و جغرافیامحور با توجه به نقش ویژه این کشور در کریدور میانی و افزایش سهم شرکتهای آذری در ابتکارات توسعهای آسیای مرکزی میتواند بازدهی به مراتب بیشتری در این ادغام (و حتی پیشبرد غیرمستقیم اهداف منطقهای ترکیه) داشته باشد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐ناتو مسیر دو جنگ ایران و اوکراین را چگونه ترسیم کرده است؟
📝مهدی نوری چورتی
#مقاله_تحلیلی
#روسیه #اوکراین
#جنگ_رمضان
🔹نشست سران ناتو در سال ۲۰۲۶ در آنکارا در شرایطی برگزار شد که جنگ روسیه و اوکراین همچنان ادامه دارد و همزمان تشدید تنش میان ایران و آمریکا، محیط امنیتی بینالمللی را پیچیدهتر کرده است. این نشست تلاشی برای بازتعریف راهبردهای ناتو در برابر تهدیدهای همزمان اروپا و خاورمیانه محسوب میشود. ترکیه نیز به دلیل روابط خود با روسیه، اوکراین و اعضای ناتو، نقش مهمی در ایجاد اجماع میان اعضای ائتلاف ایفا کرد.
💢پیامدها و آثار بر جنگ روسیه با اوکراین
🔸یکی از مهمترین دستاوردهای نشست، تأکید بر استمرار حمایت نظامی و مالی از اوکراین بود. اعضای ناتو با تداوم کمکهای نظامی، تقویت سامانههای پدافند هوایی و توسعه ظرفیتهای دفاعی اوکراین، نشان دادند که همچنان روسیه را مهمترین تهدید امنیت اروپا میدانند. همچنین تصمیم به افزایش تولید تجهیزات دفاعی و تقویت صنایع نظامی، بیانگر پذیرش واقعیت تداوم جنگ و ضرورت حفظ بازدارندگی در برابر روسیه بود.
🔸حملات گستردهتر پهپادی و موشکی اوکراین به عمق خاک روسیه نشان میدهد که محدودیتهای پیشین غرب تا اندازهای کاهش یافته و واشنگتن نسبت به استفاده اوکراین از توانمندیهای دوربرد انعطاف بیشتری نشان داده است. این تحول را میتوان نشانه گذار از راهبرد صرفاً «دفاع از اوکراین» به راهبرد «افزایش هزینههای راهبردی برای روسیه» دانست. با این حال، آمریکا همچنان تلاش میکند از ورود مستقیم ناتو به جنگ یا ایجاد رویارویی هستهای با روسیه اجتناب کند. بنابراین، رویکرد آمریکا تهاجمیتر شده، اما همچنان در چارچوب بازدارندگی کنترلشده باقی مانده است.
💢روابط ایالات متحده و اروپا در ناتو: تقابل میان وحدت ظاهری و شکافهای استراتژیک
🔸در حوزه روابط آمریکا و اروپا، نشست آنکارا بیانگر تغییر تدریجی الگوی همکاری در ناتو بود. ایالات متحده خواستار افزایش سهم کشورهای اروپایی در تأمین هزینههای دفاعی و پذیرش مسئولیت بیشتر در امنیت قاره شد. واشنگتن با تأکید بر اصل تقسیم عادلانه بار دفاعی، اعلام کرد که حضور نظامی آمریکا در اروپا دیگر یک تعهد بدون قیدوشرط نخواهد بود و اروپا باید توان دفاعی خود را تقویت کند.
🔸همچنین، آمریکا انتظار دارد متحدان اروپایی علاوه بر تقویت بازدارندگی در برابر روسیه، نقش فعالتری در مدیریت بحرانهای خاورمیانه، حفاظت از مسیرهای انرژی، امنیت دریایی و مهار بیثباتیهای منطقهای ایفا کنند. از این منظر، تهاجمیتر شدن سیاست آمریکا در قبال روسیه و همزمان تأکید بر افزایش مسئولیت اروپا در خاورمیانه، دو سیاست مستقل نیستند، بلکه اجزای یک راهبرد کلان برای تقسیم بار امنیتی میان متحدان محسوب میشوند.
💢اوکراین و جنگ ایران؛ تأثیر بحران خاورمیانه بر راهبرد ناتو در قبال کییف
🔸همزمانی جنگ روسیه و اوکراین با جنگ ایران و آمریکا نیز یکی از مهمترین موضوعات نشست بود. گسترش بحران خاورمیانه موجب شد بخشی از ظرفیت نظامی و سیاسی آمریکا به این منطقه منتقل شود و نگرانیهایی درباره کاهش حمایت واشنگتن از اوکراین به وجود آید. در واکنش به این وضعیت، کشورهای اروپایی پذیرفتند سهم بیشتری در تأمین تسلیحات، آموزش نیروهای اوکراینی و حمایت مالی از کییف بر عهده بگیرند تا از کاهش احتمالی نقش آمریکا جلوگیری شود. این تحول نشاندهنده تغییر تدریجی توازن مسئولیتها در داخل ناتو است. با این حال، نشست آنکارا نشان داد که اعضای ناتو درباره نحوه مواجهه با بحران ایران و آمریکا اجماع کاملی ندارند. در حالی که آمریکا بر مدیریت تهدیدهای جهانی تأکید دارد، بسیاری از کشورهای اروپایی ترجیح میدهند تمرکز اصلی ناتو بر امنیت قاره اروپا باقی بماند.
✅در مجموع، نشست ۲۰۲۶ ناتو در آنکارا نشان داد که این ائتلاف همچنان بر حمایت از اوکراین، تقویت بازدارندگی در برابر روسیه و افزایش توان دفاعی اعضا تأکید دارد، اما همزمان با چالشهایی همچون اختلاف نظر درباره تقسیم مسئولیتها، نحوه حضور آمریکا در اروپا و مدیریت بحرانهای خارج از حوزه اروپا روبهرو است. رفتار ناتو با مبانی رئالیسم تدافعی و نظریه موازنه تهدید همخوانی دارد؛ زیرا اعضای ائتلاف در واکنش به افزایش ادراک تهدید ناشی از روسیه و بیثباتیهای خاورمیانه، به دنبال تقویت قدرت نظامی، افزایش بازدارندگی و حفظ انسجام داخلی هستند. در مقابل، روسیه نیز تلاش میکند از همزمانی بحرانها و پراکندگی اولویتهای راهبردی غرب برای کاهش فشارهای سیاسی و نظامی بر خود بهرهبرداری کند.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🔵🔴کشور عجیبی که ایران نام دارد
بگذریم اینها را نگفتیم برای آنکه «حماسه خوانی» کرده باشیم، که بههیچ وجه جای آن نیست، یادآوریِ چند جریان بود که در این سرزمین روی داده، و تاریخها گواهِ آنند. هر ارزشی برایش قائل باشیم، بهایش به مردم ایران باز میگردد؛ چه، آنها بودهاند که این کشور را تا به امروز رسانیدهاند. نمیتوانیم شماره کنیم تعداد کسانی را که در راهِ «شرفِ انسانی» جانِ خود را بر روی این خاک نثار کردهاند؛ و تعداد آنها که ماندند و کشورِ خود را صبورانه با خونِ دل از تنگناها گذراندند، صدها برابر بیشتر است.
یک نقطهی مرموز در کلّ تاریخ ایران است، و آن سِرّ بر جای ماندنِ اوست. چگونه بوده که وقتی همهی درها به رویش بسته مینموده است، باز دریچهی نامنتظری باز میشده که او بتواند خود را از طریق آن برهاند؟ چنین مینماید که هر گاه لازم میشده او ادامهی حیاتِ ایرانیاَش را به بهای گرانی میخریده، این بها شکیبایی در مصائب بوده است؛ بدین گونه آنچه را که «مشی ایرانی» میتوان خواند، به «نیروی نو شدن» و «بازآفرینی بر حسب مقتضیّات» تضمین میگردیده. منظورم از «بازآفرینی بر حسب مقتضیّات» آن است که اقتضای اوضاع و احوال جدیدی که عارض گردیده، پاس داشته شود، بیآنکه اصلِ «مشی» تغییر یابد. ظواهر تغییر میکرد ولی او آن را مهم نمیدانست، پس از چندی و پس از یک انحنای مختصر باز همان مسیرِ پیشین در پیش گرفته میشد. عمدهترین تغییر در ملّت ایران پس از آمدن اسلام صورت گرفت. وقتی اعتقاد دینی و زندگی اجتماعی تغییر کرد روحیّه نیز به همراهِ آن دگرگون میشود. ایرانِ بعد از اسلام تصمیمش را به این صورت گرفت که «ایرانِ فرهنگی» باشد، یعنی چون دیگر قدرتِ فائقِ سیاسی نبود، به "فرهنگ" روی برد. «غرورِ سیاسی» را که دیگر نبود، "غنای فرهنگ" به جایش نشاند.
تاریخِ این دوران هر چه جلوتر آمده بر غلظتش افزوده شده. نخست ترکها آمدند و سپس مغولها. در تمام این مدّت، ایرانی با مهاجمانِ خود در کشاکش بوده. از این حیث آبدیدگی و تجربه اندوخته، که کتابها و امثال و حکم، رسوبهایش را در خود دارند. لیکن به بهای گرانی. هر یک از این اتّفاقها مقداری از شخصیّتِ او را سابانده است، مانند سنگ که بر سر راهِ سیل، سائیده و نرم میشود. ولی نرمی در مقابل "درشتی" را نیز میآورد؛ بنا به اصلِ «غضب الْحَلیم»؛ بنابراین هرجا فرصت دست داده از ابراز خشونت نیز خودداری نشده.
#سخنها_را_بشنویم
✍دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
T.me/bestdiplomacy
🌐توافقنامه مکه؛ شکلگیری ناتوی اسلامی یا اقدامی فاقد اثر راهبردی؟
#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا
📝 مهدی آشنا
🔹دو روز پیش، «توافقنامه دفاع مشترک مکه» میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه امضا شد که بر اساس آن حمله علیه هر یک از سه کشور، حمله علیه هر سه تلقی میشود. اگرچه جزئیات دقیق توافق هنوز منتشر نشده، تحلیلها درباره ماهیت آن از پایهگذاری ناتوی اسلامی تا اقدامی نمادین و فاقد اثر راهبردی متفاوت است.
💢بحران یمن
🔸در نگاه نخست، توافق را میتوان محصول شرایط کنونی عربستان، بهویژه درگیری با انصارالله و تلاش ریاض برای استفاده از اهرم نفوذ پاکستان و ترکیه برای اقناع ایران به مهار انصارالله دانست. با این حال، تقلیل توافق به این هدف کافی نیست؛ زیرا منافع آن برای ترکیه و پاکستان در چنین چارچوب محدودی نمیتواند هزینهها و ریسکهای پذیرش تعهد دفاعی را توجیه کند.
💢محیط متحول منطقهای
🔸یکی از دلایل اصلی توافق، فروپاشی نظم پیشین منطقه پس از ۷ اکتبر و تلاش بازیگران برای شکلدهی به نظم آینده و پوشش ریسکهای امنیتی خود است. شکلگیری «گروه چهار» شامل ترکیه، عربستان، پاکستان و مصر –که از ایران نیز برای مشارکت در آن دعوت شده بود- بر همین برداشت استوار بوده است.
🔸برای عربستان، دشوار شدن ادامه عادیسازی و روشن شدن محدودیت اتکای کامل امنیتی به آمریکا دلیلی مهم است. برای ترکیه، گسترش محیط عملیاتی اسرائیل و همپوشانی آن با محیط عملیاتی ترکیه در سوریه، محرک مهم است. پاکستان نیز با هدف موازنهسازی در برابر هند و تقویت روابط اقتصادی با کشورهای خلیج فارس، انگیزههای مهمی برای این همکاری دارد.
💢تاثیر جنگ ایران-آمریکا
🔸تصور تضعیف ایران پس از ۷ اکتبر و ضرورت موازنهسازی جدید در برابر اسرائیل عامل مهم نزدیکی عربستان به پاکستان و ترکیه بود. اما جنگ رمضان تصویری دیگر از این ایران خلق کرده که براساس آن در صورت تداوم تابآوری در برابر آمریکا، تهران میتواند نقشی تعیینکننده در معادلات سیاسی در جنوب خلیج فارس پیدا کند. تلاش انصارالله برای شکستن معادله محاصره در همین چارچوب تفسیر میشود. در نتیجه، نگرانی از آسیبپذیری نظامهای سیاسی منطقه در شرایط کاهش اعتبار حمایت آمریکا، اهمیت موازنهسازی در برابر ایران را افزایش داده است.
💢بخشی از ائتلافسازی آمریکا؟
🔸آیا توافق مکه میتواند بخشی از تلاش آمریکا برای آغاز مرحله جدیدی از جنگ علیه ایران باشد؟ در سناریوی بدبینانه، ممکن است توافق برای مهار پاسخ منطقهای ایران، تقسیم نقشها در جریان جنگ و هماهنگی درباره حوزههای نفوذ پس از جنگ با آمریکا شکل گرفته باشد. تفاوت منافع سه کشور، نبود چشمانداز روشن پیروزی و نامشخص بودن سهم آنها، چنین سناریوی برنامهریزیشدهای را بعید میکند. با وجود این، توافق میتواند ابزاری برای پوشش ریسکهای جنگ جدید علیه ایران باشد.
💢کارکردهای خرد امنیتی
🔸دغدغههای امنیتی اعضا متفاوت است و ظرفیتهای آنها میتواند مکمل یکدیگر باشد. با این حال، بعید است توافق در شرایط حساس کنونی برای مقابله با تهدیدات خرد یا بازیگران غیردولتی شکل گرفته باشد. تهدیدهای اصلی مورد توجه اعضا بیشتر دولتی هستند: پیامدهای جنگ ایران–آمریکا برای عربستان، هند برای پاکستان و اسرائیل برای ترکیه.
💢معنا برای نظم بینالملل
🔸توافق مکه نمونهای از تشدید سیالیت ائتلافها در دوره گذار نظم جهانی است. عربستان از جستجوی تضمین دفاعی آمریکا به رویکردی منطقهایتر روی آورده است. ترکیه نیز با وجود اختلافات گذشته، به عربستان نزدیکتر شده است. جنبه دیگر این توافقنامه را باید در نمایان شدن غرب آسیا به عنوان قطب جدید در معادلات نظم بینالملل این بار نه لزوماً به عنوان میدان رقابت قدرتهای بزرگ بلکه به عنوان جغرافیایی دانست که سطح بالای پویاییهای میان واحدهای آن میتواند دارای تاثیرات قابلتوجه بر نظم جهانی باشد.
💢ابهامات و نقایص
🔸مهمترین نقص توافق، نبود جهتگیری روشن است. مشخص نیست پیام بازدارنده آن دقیقاً متوجه چه طرفی است. ابهام در تعریف متجاوز، تشخیص مسئول آغاز درگیری، قلمرو تحت پوشش و سطح مشارکت دفاعی مورد انتظار نیز اثربخشی آن را محدود میکند. مشکل دیگر، نبود عضو محوری مانند آمریکا در ناتو برای بسیج اعضا در برابر تهدید مشخص است. همچنین معلوم نیست عملگرایی جدید سه کشور تا چه اندازه میتواند بر تفاوتهای ایدئولوژیک آنها غلبه کند.
💢جمعبندی
✅در مجموع، ماهیت سیاسی توافق مکه پررنگتر از جنبه نظامی و امنیتی آن است. توافق بیش از آنکه یک پیمان دفاع جمعی کلاسیک باشد، نشانه تلاش سه کشور برای بازتعریف جایگاه خود در محیط امنیتی متحول منطقه و پوشش ریسکهای ناشی از بیثباتی نظم موجود است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐آیا از نفوذ نتانیاهو در واشنگتن کاسته شده است؟
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان
#آمریکا #اسرائیل
🔹سال گذشته، نتانیاهو و متحدان جمهوریخواهان او بودند که ترامپ را قانع به آغاز دو جنگ علیه ایران کردند. این برخاسته از نفوذ عمیق لابی اسرائیل در ساختار سیاسی آمریکا بود. اگر نتانیاهو همچنان از نفوذ سابق برخوردار باشد، الزامات مهمی برای ایران خواهد داشت که مهمترین آن، انعطافناپذیر بودن آمریکا در مذاکرات -همچون مذاکرات هستهای اسفند و اردیبهشت – و در نتیجه، اجتنابناپذیر بودن دور جدیدی از درگیری با آمریکا است. با این وجود، تحولات درون کابینه ترامپ چیز دیگری را نشان میدهد.
💢آثار اقتصادی و سیاسی جنگ برای ترامپ و برآورد اشتباه نتانیاهو
🔸جنگ رمضان برخلاف جنگ ۱۲ روزه بیش از انتظار آمریکا به طول انجامیده و جمهوریخواهان را در خطر شکست سیاسی در انتخابات و همچنین وقوع رکود اقتصادی قرار داده است. این در حالی است که آمریکا و اسرائیل این جنگ را به امید پایان سریع آن آغاز کردند. براساس گزارشی که نیویورکتایمز منتشر کرد، نتانیاهو پیش از جنگ رمضان، با این وعده که ایران همچون ونزوئلا تبدیل به دستاورد خواهد شد، ترامپ را متقاعد به حمله به ایران کرد. ترامپ در دولت نخست خود اساساً هدف تغییر رژیم (یا تغییر درون رژیم) را جزو اولویتهای سیاست خارجی خود نمیدانست. تجربه موفق ونزوئلا برای او به طور موقت انگیزه بالایی شد تا مجدداً این الگو را در مورد ایران تکرار کند. حال که مشخص شده است اسرائیل برآورد نادرستی را از تابآوری ایران به ترامپ ارائه کرده بود، نتانیاهو برای اینکه آمریکا تنش را با ایران افزایش دهد کار به مراتب سختتری دارد.
🔸به همین خاطر، مطابق گزارشها فضای داخل واشنگتن در سفر اخیر نتانیاهو بسیار متفاوت از سال گذشته شده بود. به گفته والاستریتژورنال، اعضای کابینه ترامپ به نتانیاهو گفتند که او در دیدار با ترامپ باید تمایل واقعی از خود در خصوص صلح نشان دهد. همچنین گزارش شده بود که ونس در حضور ترامپ، گفتگویی «صریح و مستقیم» داشت. افزون بر این، ترامپ علناً از نتانیاهو ناراضی بود که چرا مسئله تأسیسات کوه کلنگ را در رسانهها عمومی کرد.
💢مرگ گراهام، مهمترین متحد نتانیاهو در آمریکا
🔸مرگ ناگهانی لیندسی گراهام، اثر منفی قابل توجهی بر لابی نتانیاهو خواهد گذاشت؛ زیرا شخصیت گراهام برای پیشبرد اهداف اسرائیل، استثنایی بود. او به عنوان حامی سرسخت اسرائیل، از معدود کسانی بود که نهتنها رابطه خوب خود را با ترامپ از سال ۲۰۱۶ حفظ کرد، بلکه یکی از صمیمیترین و نزدیکترین افراد به او بود. همچنین گراهام به دلیل شخصیت رسانهای قوی خود، نقش مهمی در بسیجکردن رأیدهندگان حزب و سناتورهای جمهوریخواه در پرونده ایران داشت. همه این موارد، او را تبدیل به یک رابط قدرتمند میان نتانیاهو و ترامپ میکرد که اکنون دیگر وجود ندارد.
💢ونس، نه ویتکاف و کوشنر
🔸اصلیترین تفاوت مذاکرات کنونی میان ایران و آمریکا با مذاکرات اسفند و اردیبهشت ۱۴۰۴، در حضور جی. دی. ونس، معاون ترامپ است. در گفتگوهای پیشین، ویتکاف و کوشنر مذاکرهکنندگان اصلی آمریکا بودند که ارتباط گستردهای با لابی اسرائیل داشتند. برخلاف این دو، ونس از گروههای ذینفع دیگری در حزب جمهوریخواه قدرت میگیرد. بخشی از فعالیتهای رسانهای ونس یک ماه پس از امضای تفاهمنامه، معطوف به انتقاد از اسرائیل و لابی اسرائیل در واشنگتن بود. حضور ونس -که رویکرد اساساً متفاوت و تجدیدنظرطلبانهای به روابط آمریکا و اسرائیل دارد – نشاندهنده کاهش اثرگذاری نتانیاهو در سیاست خارجی ترامپ است.
✅نفوذ نتانیاهو در واشنگتن، دستکم در مقایسه با سال گذشته، با محدودیتهای بیشتری روبهرو شده است. طولانیشدن جنگ، افزایش هزینههای اقتصادی و سیاسی برای دولت ترامپ، اختلافنظرهای آشکار در داخل کابینه و از دست رفتن چهرهای اثرگذار مانند لیندسی گراهام، فضای تصمیمگیری را نسبت به گذشته تغییر داده است. همزمان، نقش پررنگتر جی. دی. ونس در پرونده ایران، نشانهای از افزایش وزن جریانهایی در حزب جمهوریخواه است که نگاه متفاوتی به روابط آمریکا و اسرائیل دارند. با این حال، این تحولات به معنای از بین رفتن نفوذ اسرائیل نیست، بلکه بیشتر از تغییر موازنه نیروها و کاهش توان نتانیاهو برای جهتدهی یکجانبه به سیاست خارجی آمریکا حکایت دارد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐پاکستان نمیتواند یا نمیخواهد روابط لجستیک با ایران را توسعه دهد؟
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_جنوب_آسیا #پاکستان
🔹علیرغم نقشآفرینی فعال سیاسی در روابط دوجانبه با ایران و در سطح بینالمللی، بهنظر میرسد که پاکستان به انتخاب از ایفای نقش اقتصادی در برهه جنگ و پس از آن اجتناب کرده است. در جریان جنگ چهلروزه، منافع آمریکا در امارات متحده عربی یکی از اهداف اصلی حملات تلافیجویانه ایران بود. متاثر از همین حملات و تنشها در روابط دوجانبه، فعالیت لجستیکی مرسوم ایران برای دور زدن تحریمها در بندر جبلعلی مختل شد.
🔸محمولات انباشته ایران در جبلعلی باید به مقصدی ثالث جابهجا میشدند و محمولات جدید باید از مسیرهای لجستیکی جایگزین به کشور میآمدند. بعدتر و با اعمال محاصره دریایی توسط ایالات متحده، اختلالات به لجستیک بنادر جنوبی کشور نیز تسری یافت و طبعا انتخابها به گزینههایی محدود شد که ضمن دسترسی به آبهای آزاد، قسمی اتصال زمینی یا بندری قابل بهرهبرداری با ایران داشته باشند.
🔸در این میان، مسیر پاکستان هم به سبب مزایای جغرافیایی و هم به سبب نقش مثبت این کشور در میانجیگری، به یکی از اصلیترین نقاط تمرکز لجستیک جایگزین مبدل شد و حجم قابلتوجهی از محمولات تجاری ایران در این بازه زمانی به بنادر پاکستان (بالاخص بندر کراچی) سرازیر شد. با این وجود و برخلاف اشتیاق ابراز شده در سطح دیپلماتیک از سوی طرف پاکستانی، متغیرهای مختلفی از جنس غیرساختاری و عدم همکاری منجر به زمینگیر شدن دهها هزار کانتینر حامل بار ایران در بنادر پاکستان شده است.
💢متغیرهای غیرساختاری
🔸متغیرهای ساختاری در زمینگیری کانتینرها و انباشت بار در پاکستان بیتاثیر نیست. زیرساخت لجستیک محلی با آنچه در جبلعلی شکل گرفته قابل مقایسه نیست و دو پایانههای زمینی ریمدان و میرجاوه ظرفیت محدودی دارند.
🔸 اما متغیرهای غیرساختاری نقش به مراتب پررنگتری در این انباشت ایفا کردهاند. طرف پاکستانی در فرآیند ترخیص و انتقال بار به ایران نقش فعالی ندارد و در مواردی، رویکرد نهادی و اجرایی دولت پاکستان خود به مانع و تشدیدکننده اختلال تبدیل شده است.
🔸علیرغم کمبود ناوگان و صعود نجومی قیمت حمل زمینی، طرف پاکستانی با حمل یکسره یا ورود کامیونهای ایرانی به خاک خود موافقت نکرد و حتی گسترش محدوده تخلیه و بارگیری کامیونها در محیط پایانه مرزی نیز با مقاومت اداری روبهرو بود. علاوه بر این، نرخ و سقف تعیین شده برای پذیرش کامیونهای ایرانی در مرزهای میرجاوه و ریمدان با نیاز موجود مطابقت ندارد و اقدام معناداری برای افزایش آن انجام نشده است.
🔸مهمتر اینکه با وجود عضویت دو کشور در کنوانسیون تیر، رویهای جداگانه از سوی دولت پاکستان عبور ترانزیتی کالای ایرانی ابلاغ شد که تجار را موظف میکرد برای عبور ترانزیتی مشابه تجار داخلی پاکستان کالای خود را در WeBoc اظهار کنند. بعدتر و با لغو محاصره، موانع مشابهی در مسیر حمل فیدری بینبندری محمولات رسوب کرده مشاهده شد و در نهایت، به موجب همین تعللها و مسائل و مشکلات، هزینه دموراژ و انبارداری بسیاری از محمولات از ارزش آنها عبور کرده است.
💢جمعبندی
🔸بسیاری معتقدند که پاکستان، در همان سطح سیاسی و به منظور جلب رضایت شیعیان از یکسو و اهرمسازی در روابط خود با ایالات متحده از سوی دیگر به گسترش تعاملات با ایران علاقهمند است و توسعه لجستیک تجاری در مقطع کنونی از سوی پاکستان جدی گرفته نمیشود.
✅در واقع، به نظر میرسد که طرف پاکستانی در عین گسترش تعاملات سیاسی با ایران در مقطع جنگ و پس از آن، الگوی یکسر متفاوتی را در عرصه اقتصادی دنبال کرده و هیچ گام معناداری برای توسعه لجستیک تجاری میان دو کشور با توجه به تحولات اخیر برداشته نشده است که بالاخص با تداوم تنشها و اعمال مجدد محاصره، این مسئله باید در طراحیهای پدافند غیرعامل و صیانت از زنجیره تامین مورد توجه باشد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🎥آیا انسداد بابالمندب منجر به انفجار قیمت نفت خواهد شد؟
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐 چرا اسرائيل به شکل مستقیم وارد درگیریهای کنونی با ایران نشده است؟
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اسرائیل
🔹پس از نقض عهدهای مکرر طرف آمریکایی در تفاهم مشترک با ایران، سرانجام با اعلام رسمی دونالد ترامپ مبنی بر خروج آمریکا از تفاهم، دور جدیدی از تنشها میان دو کشور از تاریخ ۱۷ تیر رسما آغاز شد. اما نکته قابل توجه، عدم ورود مستقیم اسرائيل به این دور از درگیریها بود.
💢تقسیم وظایف
🔹بنابر ادعای منابع امنیتی ایالات متحده، در کارزار نظامی فعلی این کشور علیه ایران، ایالات متحده خود به تنهایی مسئولیت حمله به مراکز حساس ایران را برعهده گرفته و در این میان، اسرائيل علاوه بر پشتیبانی لجستیکی از جنگندههای آمریکایی، با ارائه اطلاعاتی در خصوص پایگاههای موشکی، مقرهای فرماندهی نظامی، تاسیسات هستهای و زیرساختها، این کشور را در ضربه به اهداف حساس در ایران یاری میکند. در همین چارچوب و بنابر اظهارات کاتس، وزیر جنگ اسرائيل، جنگندههای آمریکا برای حمله به ایران از پایگاههای هوایی اسرائیل استفاده کرده و در آنجا سوختگیری میکنند.
🔹 به نظر میرسد ایالات متحده با در دست گرفتن فرماندهی این عملیات تلاش دارد تا مانع از اقدامات خودسرانه رژیم اسرائیل شده و از تشدید دوباره تنشها و وسعت یافتن میدان نبرد جلوگیری کند. بنابراین، در دوره فعلی تنشها، رژیم اسرائيل تنها به نقش پشتیبانی لجستیکی، فنی و اطلاعاتی از آمریکا بسنده کرده، اما در صورت بروز تحولات گسترده میدانی، احتمال ورود مستقیم این رژیم به صحنه درگیری دور از ذهن نخواهد بود.
💢دور ماندن از حملات ایران
🔸بنابر اظهارات برخی از مقامات سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی، اسرائیل فعلاً علاقهای به پیوستن به درگیری با ایران ندارد، چرا که درگیری محدود میان ایران و آمریکا بهترین گزینه ممکن برای اسرائيل است. مطابق اظهارات اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائيل، در دور فعلی تنشها در حالی که ایران بر اثر حملات آمریکا تضعیف میشود، هیچ آسیبی به اسرائيل وارد نشده و این بهترین اتفاق برای رژیم اسرائیل است. بر همین اساس، اکنون به باور برخی چهرههای امنیتی در اسرائیل، بهترین راه جهت تضعیف و سرنگونی حکومت ایران، وارد آوردن ضربات نظامی و اقتصادی به این کشور از طریق حملات هوایی آمریکا و محاصره دریایی بوده و دلیلی ندارد که اسرائيل فعلاً خود را درگیر جنگ با ایران کند. اما تبعاً برخی شخصیتهای سیاسی در اسرائیل به واسطه وضعیت نامطلوب خود در نظرسنجیهای انتخاباتی، تمایل دارند تا برای کسب محبوبیت، دوباره کارزار نظامی علیه ایران را از سر بگیرند.
🔸یکی دیگر از مسائلی که سبب شده است تا در شرایط فعلی اسرائيل ورود مستقیمی به جنگ با ایران نداشته باشد، مسئله پرداختن به اولویتهای دیگر است. بر همین اساس، اسرائيل در شرایط فعلی از فرصت استفاده کرده و با عدم ورود به جنگ دوباره با ایران و تعامل با دولت لبنان در پرونده حزبالله، تمرکز خود را بر اهدافی نظیر کرانه باختری و غزه متمرکز کرده تا مانع از تقویت دوباره گروههای فلسطینی شود.
💢تلاش برای اخذ چراغ سبز از ترامپ
🔸به نظر میرسد در دور جدید تنشها، آمریکا تلاش دارد تا با اعمال فشار و تحمیل هزینه بر ایران، این کشور را به پای میز مذاکره بازگردانده و امتیازات مطلوب خود را از آن طلب کند. اما در صورت شکست این رویکرد، ترامپ ممکن است با نشان دادن چراغ سبز به اسرائيل، راه را برای ورود مستقیم رژیم به جنگ با ایران باز کند. در همین چارچوب، تبعاً سفر نتانیاهو به واشنگتن و دیدار او با ترامپ نیز میتواند نشانهای از تلاش اسرائیل برای ورود مستقیم به جنگ با ایران باشد. مطابق برخی گزارشها، نتانیاهو در این سفر تلاش کرده تا با ارائه اطلاعاتی در خصوص تاسیسات کوه کلنگ، مقامات کاخ سفید را در حمله به این تاسیسات ترغیب کند. این مسئله میتواند بار دیگر به تشدید تنشها و ورود دوباره اسرائيل به جنگ با ایران منتهی شود. مطابق اظهارات اخیر کاتس، وزیر جنگ اسرائيل، سران این رژیم به شدت خواهان از سرگیری حملات به ایران با هدف تخریب زیرساختهای انرژی این کشور هستند، اما نگرانی آمریکا از تاثیر این حملات بر بازارهای جهانی سبب شده تا فعلاً مجوزی برای ورود مستقیم اسرائيل به جنگ با ایران صادر نشود.
✅بنابراین از آنجایی که سران دولت فعلی اسرائيل برای ممانعت از شکست خود در انتخابات آتی این رژیم نیازمند دستیابی به موفقیتی چشمگیرند، تبعاً تلاش خواهند کرد تا با کسب مجوز از ترامپ، تنشها را تشدید کرده و دوباره وارد درگیری با ایران شوند. تبعا یکی از اصلیترین اهداف سفر نتانیاهو به واشنگتن نیز همین مسئله بوده است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
☘️🧿☘️ حرفهایهای مطالعات بینالمللی
🌓 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal
🌖 دانشوران خراسان (مطالعات شرق)
@iess_ir
🌎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی
@politicsman
🌎 آموزش اصطلاحات حقوقی،سیاسی ومتون مطبوعاتی
@policyinact
🌎 آکادمی تخصصی روابط بین الملل
@InternationalAcademic
🌎 تحلیل در رشته ی علوم سیاسی
@Iranianpoliticianss
🌎 ویرایش در علوم سیاسی✍️
@virast_yar
🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10
🌎 ژئواکونومیک نیوز
@GeoecoNEWS
🌎 سیاستکده
@siyasatkadehh
🌎 چین و ماچین 🇨🇳🇨🇳🇨🇳
@china_Reivew
🌎 مرکز مطالعات عراق
@instituteofiraqistudies
🌎 اقتصاد آفریقا
@EcoAfrican
🌎 کانال علوم سیاسی
@politicalsciencce
🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi
🌎 دیپلماسی و سیاست خارجی
@Iranian_diplomacy
🌎 در مسیر ابریشم(آموزش زبان چینی)🇨🇳🇨🇳
@Learningchinesesrpllic
🌎 کانال روسیه شناسی «بیریوزا» 🇷🇺 🇷🇺 🇷🇺
@Birioza
🌎 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr
🌎 کانال اسرائیلشناسی شطرنج صحرا
@MiddleEastnews21
🌎 تحلیل مسائل ژئواکونومیک (گذرگاه)
@Gozargah_1404
🌎 اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانهوشمالآفریقا
@mena_news_analysis
🌎 ملت دین؛ روایتگر تحولات جریانات و جنبشها
@melatedin
🌎 ترجمه متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns
🌎 زاویه: اندیشکده مطالعات راهبردی قفقاز، ترکیه و کریدورها
@zaviyeinsight
🌎 مرکز مطالعات پاکستان
@pakistanstudies_ir
🌎 کتابخانه علوم سیاسی
@Politicalsciennce
🌎 رازفیلم/دانلود فیلم و مستند سیاسی اجتماعی فرهنگی
@razfilmweb
🌎 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii
🌎 روسکیی چاس
@RusskiyChas
🌎 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique
@mondediplofa
🌎 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه CIS
@EurasiaPost
🌎 عربستان شناسی 🇸🇦
@KSA_Narrator
🌎 کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher
🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political
🌎 درسگفتار علوم سیاسی و روابط بینالملل
@ecopolitist
🌎 موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
@iras_institute
🌎 اندیشکده تهران
@institutetehran
🌓 مطالعات حقوق بشر
@ngoodvv
🌎 دیپلماسی/نگاه علمی به سیاست 💥
@bestdiplomacy
🌿🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
🌐چرخش ترامپ در جنگ اوکراین؛ چرا فشار بر روسیه افزایش یافته است؟
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اروپا
#جنگ_اوکراین
📝علی محبی
🔹در حالی که حدود دو سال از وعده دونالد ترامپ برای پایان دادن به جنگ اوکراین در یک روز گذشته است، سفر رئیس سیا به مسکو در سهشنبه ۳ شهریور میتواند نشانهای از تغییر تدریجی محاسبات واشنگتن در قبال جنگ باشد. ترامپ در آغاز دوره دوم ریاستجمهوری خود رویکردی متفاوت از دولت بایدن در قبال روسیه اتخاذ کرد و بر مذاکره مستقیم با کرملین و اعمال فشار بر کییف برای پذیرش مصالحه متمرکز شد. با این حال، ناکامی در دستیابی به توافق سریع نشان داد که تعامل شخصی با ولادیمیر پوتین، بدون ایجاد اهرمهای مؤثر علیه روسیه، برای تغییر محاسبات راهبردی کرملین کافی نیست.
💢محاسبه اولیه: فشار بر کییف و تعامل با کرملین
🔸ترامپ و جریان محدودگرا در دولت او، از جمله جی.دی. ونس، بر این باور بودند که تداوم جنگ تا حد زیادی حاصل حمایت آمریکا از اوکراین، عدم فشار کافی بر کییف برای مصالحه و فقدان یک رابطه مستقیم میان واشنگتن و مسکو است. بر همین اساس، دولت ترامپ در سال نخست با کاهش یا توقف حمایتهای نظامی و اطلاعاتی از اوکراین، افزایش فشار بر زلنسکی و برقراری تماسهای مستقیم با پوتین، تلاش کرد هزینه ادامه جنگ را برای کییف افزایش و مسکو را به مذاکره ترغیب کند. این سیاست بر این فرض استوار بود که روسیه در نهایت توافقی را که از طریق مذاکره مستقیم با ترامپ حاصل شود، بر ادامه جنگ ترجیح خواهد داد. نقش ونس و چهرههایی مانند اندی بیکر در شکلدهی به این رویکرد، وزن قابلتوجه جریان محدودگرا را در سیاست اولیه دولت نشان میداد.
💢اشتباه محاسباتی ترامپ در قبال واقعیتهای جنگ
🔸با وجود تلاشهای متعدد ترامپ، واقعیتهای ژئوپلیتیک بر محاسبات او غلبه کرد و جنگ اوکراین همچنان ادامه یافت. مشکل اصلی در برآورد نادرست از منطق تصمیمگیری روسیه و ظرفیت مقاومت اوکراین بود. کرملین همچنان میتوانست انتظار داشته باشد که گذر زمان و فرسایش اوکراین، موقعیت چانهزنی روسیه را تقویت کند. در مقابل، اوکراین نیز با اتکا به حمایت اروپا و ظرفیت داخلی، برخلاف برخی برآوردهای اولیه واشنگتن توانست مقاومت خود را حفظ کند. در نتیجه، فشار یکجانبه بر کییف نهتنها به توافق منجر نشد، بلکه بخشی از اهرمهای واشنگتن را نیز محدود کرد. ترامپ بهتدریج با این واقعیت مواجه شد که برای تغییر رفتار مسکو، فشار بر اوکراین بهتنهایی کافی نیست و روسیه نیز باید با هزینههای ادامه جنگ مواجه شود.
💢از فشار بر اوکراین به فشار بر هر دو طرف
🔸با کاهش نقش جریان محدودگرا در پرونده اوکراین، مشغول شدن ونس و جرد کوشنر به پرونده ایران و افزایش نقش مارکو روبیو، به نظر میرسد توازن داخلی دولت ترامپ نیز تغییر کرده است. این تحول نشاندهنده تغییر ارزیابی او درباره ابزارهای لازم برای پایان یافتن جنگ بود. سفر رئیس سیا به مسکو، دیدار اخیر زلنسکی با ترامپ، اقدامات اوکراین در چارچوب فشار بر ایران نظیر حمله به کشتی ایرانی، حضور فرستاده ویژه سابق ترامپ، کیت کلوگ در اودسا و احتمال سفر ویتکاف و کوشنر به کییف، در کنار یکدیگر میتوانند نشانههایی از بازتنظیم روابط واشنگتن با کییف باشند. معنای راهبردی این تحولات، بازگشت به سیاست دولت بایدن نیست؛ بلکه حرکت از فشار عمدتاً یکجانبه بر اوکراین به سمت موازنه اهرمهای فشار میان دو طرف جنگ است.
💢مسیر پیش رو
🔸در میدان نبرد، روسیه بخش قابلتوجهی از اهداف ارضی موردنظر خود را محقق کرده، اما همزمان هزینههای جنگ برای هر دو طرف افزایش یافته است. تشدید نبرد زمینی و حملات زیرساختی، فرسایش نظامی و اقتصادی را عمیقتر کرده و میتواند در میانمدت انگیزههایی برای مذاکره ایجاد کند. با این حال، فرسایش لزوماً به معنای آمادگی برای مصالحه نیست؛ زیرا هر طرف ممکن است همچنان تصور کند که تداوم فشار نظامی، موقعیت چانهزنی آن را بهبود خواهد داد. از این منظر، تحرکات دیپلماتیک اخیر در بهترین حالت میتواند تنها به کاهش محدود تنش و احیای کانالهای مذاکره منجر شود.
✅دولت ترامپ در ابتدا تلاش کرد با فشار عمدتاً بر اوکراین و تعامل مستقیم با کرملین، جنگ را بهسرعت خاتمه دهد. ناکامی این رویکرد اکنون واشنگتن را به سمت سیاستی متوازنتر سوق داده است؛ سیاستی که در آن، همزمان با تشویق کییف به مصالحه، هزینه عدم همکاری برای مسکو نیز افزایش مییابد. با این حال، این تحول را نباید تغییر راهبرد کلان ترامپ دانست. آنچه تغییر کرده، عمدتاً تاکتیک و توزیع اهرمهای فشار است. بنابراین، رویکرد جدید شاید در خوشبینترین حالت بتواند فضای مذاکرات را بهبود دهد، اما هیچ چشمانداز مثبتی برای پایان جدی این منازعه وجود ندارد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐چرا آمریکا زمان رزمایش اولچی با کرهجنوبی را کاهش داد؟
#مقاله_تحلیلی
#مطالعات_چین
📝احمد رمضانی
🔸ایالاتمتحده و کرهجنوبی قرار بود رزمایش مشترک سپر آزادی اولچی ۲۰۲۶ (۱۷ تا ۲۷ اوت) را در قالب جنگ ترکیبی برگزار کنند. بااینحال، طبق دستور ترامپ، رزمایش نیمی از چارچوب برنامهریزی شده اولیه را به اتمام رساند. در کنار دلایل اعلامی مانند هزینه و عدم همراهی کرهجنوبی با آمریکا علیه ایران، دلایل دیگری مانند فشار برای نهایی کردن سرمایهگذاری ۳۵۰ میلیارد دلاری کره در آمریکا و کمبود مهمات در این رابطه مطرح شده است.
💢ساختار رزمایش سپر آزادی اولچی ۲۰۲۶
🔹در سال ۲۰۲۶، رزمایش سپر آزادی اولچی دستخوش تغییرات بیسابقهای شد و برخلاف برنامهریزی اولیه برای یک رزمایش ۱۱ روزه، تنها به مدت ۵ روز برگزار گردید. ساختار سنتی آن شامل دو فاز دفاع در برابر حمله کرهشمالی و سپس تثبیت وضعیت و ضدحمله بود. با کوتاهشدن برنامه، عملاً فاز دوم شامل تمرین آفندی، بهطور کامل لغو شد. همچنین، تعداد تمرینات میدانی نیز از ۱۴ به ۷ مورد کاهش یافت.
💢دلایل اعلامی کوتاه شدن رزمایش
🔹ترامپ هزینههای بالا، ارسال پیام خصمانه به پیونگیانگ و امتناع کرهجنوبی از همراهی با آمریکا در قبال ایران را دلایل این تصمیم اعلام کرد. او پیشتر در ژوئن ۲۰۲۶ از تمایل خود برای ازسرگیری دیپلماسی با کرهشمالی سخن گفته بود. بنابراین کاهش رزمایش را میتوان بخشی از امتیازات اولیه برای باز کردن مسیر دیدار مجدد ترامپ و کیم دانست.
🔹همزمان، انتقاد ترامپ از هزینهکرد آمریکا برای امنیت متحدان و عدم همراهی آنها، به اختلاف قدیمی واشنگتن و سئول بر سر تقسیم مسئولیتهای امنیتی مربوط است. بنابراین کاهش رزمایش میتواند پیامی به کرهجنوبی نیز باشد که در برابر هزینههای امنیتی آمریکا، این کشور باید سهم بیشتری از هزینه و ریسک اولویتهای واشنگتن را بپذیرد.
💢سایر دلایل زمینهای و مداخلهگر
🔹روابط آمریکا و کرهجنوبی بهصورت فزاینده معاملهمحور شده است. تصمیم ترامپ میتواند در چارچوب فشار واشنگتن بر سئول برای اجرای تعهد سرمایهگذاری ۳۵۰ میلیارد دلاری در آمریکا، شامل ۱۵۰ میلیارد دلار در کشتیسازی و ۲۰۰ میلیارد دلار در حوزههای راهبردی، نیز تفسیر شود.
🔹جنگ ایران نیز بخشی از نیروها و داراییهای نظامی آمریکا را از هند-اقیانوسیه به غرب آسیا کشانده است. لغو رزمایش آبی-خاکی سانگیونگ به دلیل محدودیت دسترسی به نیروها، نشان میدهد کاهش تمرینات با کمبود منابع، آمادگی عملیاتی و هزینههای آمریکا ارتباط دارد.
🔹انتخابات میاندورهای نوامبر 2026 نیز به این تصمیم انگیزه سیاسی میدهد. ترامپ میتواند آن را بهعنوان کاهش هزینههای آمریکا، جلوگیری از جنگ و حرکت بهسوی صلح، در عین جذب سرمایهگذاری آتی عرضه کند.
🔹همچنین واشنگتن ممکن است از کاهش فشار بر پیونگیانگ برای مدیریت همکاری آن با ایران، بهویژه در حوزه موشکی و انتقال فناوری حساس، استفاده کند. بااینحال، شلیک حدود ۱۰ موشک بالستیک توسط کرهشمالی پس از کاهش رزمایش نشان داد این فرضیه با رفتار پیونگیانگ فاصله زیادی دارد.
💢تأثیرات و پیامدها
🔹در کرهجنوبی فشار برای پذیرش سهم بیشتر از هزینههای اتحاد میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. سئول دارای ارتشی قدرتمند و صنعت دفاعی پیشرفته است و کاهش اعتماد به چتر امنیتی آمریکا میتواند بحث درباره دفاع مستقل و حتی بازدارندگی هستهای را تقویت کند.
🔹این اقدام میتواند نگرانی درباره قابلیت اتکای آمریکا را در ژاپن، تایوان، هند و دیگر متحدان افزایش دهد. تضعیف اعتماد به تعهد واشنگتن ممکن است متحدان را به افزایش هزینههای دفاعی، توسعه توان موشکی و تقویت همکاریهای مستقل سوق دهد.
🔹در نهایت، کاهش اعتماد سئول به واشنگتن فضای مانور چین را افزایش میدهد. کرهجنوبی از اتحاد با آمریکا خارج نمیشود، اما میتواند خودمختاری راهبردی، روابط با پکن و سیاست متوازنتر در رقابت چین و آمریکا را دنبال کند. بنابراین تصمیم ترامپ، در کنار اهداف کوتاهمدت، ممکن است فرصتهایی برای چین جهت تضعیف پیوندهای امنیتی آمریکا و افزایش نفوذ خود در شرق آسیا ایجاد کند.
✅کاهش رزمایش میتواند با افزایش فشار اقتصادی و سیاسی بر سئول، در کوتاهمدت اهرمی برای گرفتن امتیازات بیشتر از متحد کرهای باشد، اما همزمان اعتماد به تعهد امنیتی آمریکا را تضعیف میکند. تداوم آزمایشهای موشکی پیونگیانگ نیز نشان داد که کاهش فشار نظامی لزوماً به واکنش مصالحهجویانه کرهشمالی منجر نمیشود و حتی میتواند پیام ضعف تلقی شود. در بلندمدت، مهمترین پیامد راهبردی، افزایش گرایش سئول و دیگر متحدان آسیایی به خوداتکایی دفاعی و در نتیجه ایجاد فرصت بیشتر برای چین جهت گسترش نفوذ و کاهش انسجام شبکه امنیتی آمریکا در شرق آسیاست.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
♦️آیا ایران در دکترین هسته ای خود تجدید نظر میکند؟
◼️موسسه مطالعات امنیت ملی(INSS)
#تهران_ریویو
#پرونده_هستهای
🔹طی یک سال اخیر، بحثهای گستردهای در ایران پیرامون ضرورت تغییر دکترین هستهای شکل گرفته است. جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته تلاش کرده بود تا بدون اقدام به تولید واقعی سلاح اتمی، به توانمندی وضعیت آستانهای ساخت بمب اتم دست یابد. منطق این رویکرد آن بود که برخورداری از چنین ظرفیتی میتواند بدون آنکه هزینههای سیاسی و بینالمللی عبور از آستانه و ساخت سلاح هستهای را بر کشور تحمیل کند، منجر به ایجاد بازدارندگی خواهد شد.
💢زمینههای بازنگری در دکترین هستهای ایران
🔸پس از وقوع انقلاب اسلامی، برنامه هستهای ایران متوقف شد، اما جنگ ایران و عراق و استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی، موجب احیای تلاشها در ایران برای راه اندازی مجدد برنامه هستهای شد. با این حال، در سالهای بعد، اظهار نظری رسمی در خصوص تلاش ایران برای ساخت سلاح اتمی از سوی مقامات این کشور مطرح نشد و برنامه هستهای ایران در طول این سالها، به ادعای مقامات این کشور ماهیتی صلحآمیز به خود گرفت.
🔸اما تحولات پس از ۷ اکتبر و بهویژه دو حمله آمریکا و اسرائیل در یک سال گذشته، منجر به بروز تغییرات گسترده در دکترین امنیتی ایران شده و اکنون درخواستها برای بازنگری در دکترین هستهای این کشور به شدت تقویت شده است. در این چارچوب، برخی جریانها در ایران معتقدند تضعیف «محور مقاومت»، محدودیت بازدارندگی موشکی و آسیب واردشده به برنامه هستهای ایران نشان داده است که سیاست حفظ وضعیت آستانهای دیگر نمیتواند امنیت جمهوری اسلامی را تضمین کند.
💢دیدگاهها در خصوص دکترین هستهای
🔸ایران پیش از این جنگ ۱۲ روزه، در آستانه تولید سلاح هستهای قرار داشت و میتوانست در صورت تصمیم سیاسی، ذخایر اورانیوم خود را در مدت کوتاهی به سطح تسلیحاتی برساند. با این وجود، در آن مقطع زمانی مقامات این کشور از حرکت به سمت گریز هستهای خودداری کردند. اما پس از جنگ ۱۲ روزه، شمار زیادی از چهرههای سیاسی، خواستار تولید سلاح هستهای شدند. استدلال اصلی این جریان آن است که ایران هزینههای ناشی از نداشتن بازدارندگی هستهای را پرداخته و اکنون تنها برخورداری واقعی از سلاح هستهای میتواند مانع حملات آینده شود. پس از جنگ اخیر نیز این دیدگاه مجدداً تقویت شده و برخی مقامات و رسانهها، دستیابی به بازدارندگی هستهای را برای ایران ضروری دانستهاند.
🔸در مقابل، بخشی از محافل سیاسی ایران درباره توان سلاح هستهای برای ایجاد مصونیت واقعی تردید دارند. استدلال اصلی این جریان آن است که تجربه سالهای اخیر نشان داده است حتی کشورهای دارای سلاح هستهای نیز از حملات نظامی مصون نیستند. از این منظر، سلاح هستهای بهتنهایی نمیتواند امنیت یک کشور را تضمین کند و ثبات داخلی، توانمندیهای متعارف و سیاست منطقهای نیز در تأمین امنیت یک کشور نقش دارند.
🔸منتقدان همچنین تأکید میکنند که بازدارندگی هستهای مؤثر تنها با داشتن چند کلاهک هستهای حاصل نمیشود و به تصمیمگیری سریع، توان متعارف برای خرید زمان، آمادگی تحمل هزینههای بینالمللی، قدرت ائتلاف سازی و برخورداری از اطلاعات راهبردی نیاز دارد.
💢تنگه هرمز به جای بمب اتم
🔸تجربه لیبی و سرنگونی معمر قذافی پس از کنار گذاشتن برنامه هستهای، تفاوت وضعیت کره شمالی هستهای با عراقِ فاقد سلاح هستهای، و تجربه اوکراین پس از کنار گذاشتن سلاحهای هستهای، در بخشی از ادبیات سیاسی ایران بهعنوان شواهدی برای اهمیت حفظ توانمندیهای راهبردی و هستهای مطرح شدهاند.
🔸در عین حال، پس از جنگ ۴۰ روزه، دیدگاهی نیز در تهران شکل گرفته که مهمترین دارایی راهبردی ایران الزاماً گزینه هستهای نبوده و اهمیت کنترل تنگه هرمز از آن نیز بیشتر است. به باور این گروه از تحلیلگران، توانایی ایران در کنترل تنگه هرمز، در کنار قابلیتهای موشکی و پهپادی متعارف، بدون برخورداری از بمب اتم، امکان ایجاد بازدارندگی ژئوپلیتیکی را برای ایران فراهم خواهد کرد.
✅به نظر میرسد که اکنون در داخل ایران بر سر تغییر دکترین هستهای اجماع وجود ندارد. از یک سو، تضعیف محور مقاومت و ناکامی ایران در بازدارندگی متعارف، موجب تقویت دیدگاه طرفدار عبور از وضعیت آستانه هستهای شده است. اما از سویی دیگر، بخشی از محافل سیاسی نیز همچنان درخصوص توان تسلیحات هستهای برای ایجاد بازدارندگی واقعی تردید دارند. همین شکاف داخلی میتواند برای آمریکا و اسرائیل اهمیت داشته باشد، چرا که این دو میتوانند با فشار بر تصمیمگیرندگان در تهران، آنها را مجاب کنند که حرکت به سمت تولید سلاح هستهای تحمل نشده و چنین تصمیمی ممکن است برنامه هستهای ایران را از یک دارایی راهبردی به تهدیدی برای بقای نظام تبدیل کند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐معادلات و الگوی جنگ چگونه در جنوب لبنان تغییر کرده است؟
#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا #لبنان
📝محمدعلی حسننیا
🔹تحولات میدانی جبهه لبنان در ماههای اخیر تصویری متفاوت از معادلات نظامی رایج را به نمایش گذاشته است. آنچه در این دوره رخ داد، نشان داد که الگوی متعارف نبردهای مدرن با چالشهای جدی مواجه شده است.
💢بازتعریف میدان نبرد: زمین به مثابه سلاح
🔸یکی از مهمترین تحولات میدانی، تغییر کارکرد جغرافیای نبرد بوده است. کارگذاری هدفمند ابزارهای انفجاری در نقاط کلیدی، نه تنها موجب ایجاد اختلال در زنجیره پیشروی شد، بلکه الگوی عملیات امداد و نجات را نیز با چالش مواجه کرد.
💢چالش در شبکه دیدبانی و شناسایی
🔸یکی از ارکان اصلی برتری نظامی متعارف، توانایی در کنترل بصری و اطلاعاتی میدان نبرد است. اما آنچه در این دوره رخ داد، نشان از تغییر در این معادله داشت. توانایی در تداوم عملیات از مناطقی که تصور میشد از کنترل خارج شدهاند، گویای آن است که اعلام کنترل نظامی بر یک منطقه، الزاماً با کنترل عملیاتی بر آن هممعنا نیست. علاوه بر این، افزایش توانایی در هدفگیری ابزارهای شناسایی هوایی، از جمله پهپادها و بالگردهای امداد، موجب تغییر در ارتفاع و الگوی پرواز نیروهای هوایی شد و در نتیجه، پشتیبانی نزدیک از نیروهای زمینی را محدود ساخت.
💢تغییر در سلسلهمراتب تسلیحات هوایی
🔸در نبردهای مدرن، استفاده از سامانههای هوایی بدون سرنشین به عنوان ابزاری مکمل برای نیروی هوایی متعارف تلقی میشد. اما آنچه در صحنه نبرد لبنان مشاهده شد، ارتقای کارکرد این سامانهها از نقش پشتیبانی به نقشآفرینی مستقل بود.
💢معادله فاصله صفر
🔸هنگامی که نیروهای مهاجم به منظور کاهش آسیبپذیری در برابر آتش دوربرد، به سمت درگیری نزدیک حرکت میکنند، صحنه نبرد وارد فاز جدیدی میشود. در برخی محورهای کلیدی، درگیریهایی با برد بسیار نزدیک رخ داد که با الگوی مشخصی از سلاحهای سبک و نیمهسنگین همراه بود. این سبک درگیری، که با کمینهای برنامهریزیشده و استفاده ترکیبی از بمبهای دستساز آغاز و با آتش مستقیم علیه نیروهای پشتیبان ادامه مییافت، عملاً برتری نیروی مهاجم در میدانهای باز را خنثی میکرد.
💢هماهنگی سامانههای رزمی
🔸شاید مهمترین درس میدانی، اثبات کارایی یک سامانه رزمی یکپارچه است. الگوی عملیاتی مشاهدهشده، تلفیقی از پنج حوزه اصلی را نشان میدهد: جنگ با مواد منفجره، موشکهای ضدزره، پهپادهای تهاجمی، پدافند هوایی کوتاهبرد، و توپخانه دقیق. آنچه این الگو را متمایز میکند، توالی زمانی حسابشده در به کارگیری این ابزارهاست. برای نمونه، یک عملیات میتوانست با اصابت به یک خودروی زرهپوش آغاز شود، سپس با هدفگیری خودروهای امدادگر ادامه یابد، و در نهایت با ورود بالگردهای نجات، پدافند هوایی نیز وارد عمل شود.
💢چالشهای حوزه زرهی و امداد
🔸یکی از نقاط آسیبپذیر در ساختار نظامی متعارف، وابستگی متقابل میان یگانهای رزمی و پشتیبانی است. آنچه در صحنه نبرد رخ داد، نشان داد که خودروهای زرهی و بولدوزرهای مهندسی که وظیفه هموار کردن مسیر را بر عهده دارند، خود به اهداف اصلی تبدیل شدهاند. این موضوع موجب میشود که عملیات پیشروی، به جای کاهش هزینهها، به فرآیندی پرهزینه تبدیل شود، زیرا هر تلاش برای امداد و خارجسازی خودروهای آسیبدیده، خود مستلزم به خطر انداختن تجهیزات و نیروهای جدید است.
💢اثربخشی محدود آمادهسازی آتش
🔸یکی از باورهای اساسی در دکترین نظامی متعارف، کارایی بالای آمادهسازی آتش سنگین برای تضعیف مواضع دفاعی پیش از حمله زمینی است. اما الگوی مشاهدهشده نشان میدهد که اگر نیروی مدافع بتواند ضربات اولیه را جذب و با انعطافپذیری، در همان منطقه مجدداً موضعگیری کند، عملاً اثربخشی آتش به شدت کاهش مییابد.
💢گسترش دامنه عملیاتی و معادله جدید در شمال
🔸هدفگیری پایگاههای نظامی، مراکز اطلاعاتی، سامانههای پدافندی و حتی تأسیسات دریایی، نشان میدهد که خط مقدم و پشت جبهه، در این الگوی جدید، تمایز معناداری ندارند. در این میان، مناطق کلیدی مانند اطراف النبطیه و اقلیم التفاح به عنوان نقاط کانونی در معادله نظامی جدید مطرح میشوند؛ جایی که کنترل بر مسیرهای ارتباطی، میتواند تأثیر مستقیمی بر موازنه قدرت داشته باشد.
✅در این مناطق، استفاده ترکیبی از توپخانه، خمپارهاندازها و راکتاندازهای کوتاهبرد، الگوی فرسایش مستمری را رقم زده که طی آن، تجمعات نظامی در نقاط پشتیبانی مکرراً هدفگیری شده و خطوط تدارکاتی با تهدید دائمی مواجه است. تداوم این گلولهبارانهای متمرکز در محورهایی نظیر الخیام، دیر سریان، طیبه و دیگر نقاط، عملاً هرگونه تلاش برای تثبیت حضور نظامی را با چالش مواجه ساخته و امداد رسانی را به بخشی جداییناپذیر از چرخه درگیری تبدیل کرده است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐پس از پنج سال؛ روابط خارجی طالبان چه مسیری طی میکند؟
#مقاله_تحلیلی
#افغانستان
📝امیرمحسن شاهشرقی
🔹پنج سال از خروج آمریکا، سقوط جمهوریت و استقرار طالبان در افغانستان میگذرد. در این دوره پنجساله، طالبان در نحوه استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و روابط خارجی الگویی به مراتب وسیعتر و پیچیدهتر از دوره گذشته عرضه کردهاند و آزمودن الگوهای متعارف مبتنی بر مشارکت بینالمللی، تا اندازه زیادی جایگزین رویه انزواطلبی در روابط خارجی این گروه شده است. طالبان میخواهند که با کمترین عدول از مبانی هویتی و ایدئولوژیک، حاکمیت خود را بر قلمروی افغانستان تثبیت کنند و برای این منظور، نیازمند مهار تهدیدات امنیتی و خلق پیوندها و موازنههای جدیدی هستند که تنها با برقراری روابط خارجی میسر خواهد بود.
💢محورهای اصلی روابط خارجی طالبان
🔸الگوی تعامل بینالمللی با طالبان وضعیت متناقضی خلق نموده است. از یک طرف، در اختیار داشتن بیش از 45 نمایندگی رسمی در خارج افغانستان و حضور نمایندگان حداقل 28 کشور و سازمان بینالمللی در کابل، گستردگی روابط خارجی طالبان را نشان میدهد. از طرف دیگر، این گروه در مسئله شناسایی رسمی در مقایسه با دوره گذشته وضعیت بدتری دارد و به استثناء روسیه، هیچ یک از بازیگران منطقهای و بینالمللی حاکمیت طالبان بر افغانستان را مورد شناسایی رسمی قرار ندادهاند. فارغ از ناکامی در دستیابی به شناسایی رسمی، این گروه در پنج سال گذشته سه محور ذیل را در روابط خارجی برای تثبیت قدرت و نقش خود در افغانستان دنبال نموده است.
💢اهرمسازی ژئواکونومیک
🔸طالبان در دوره دوم، تلاش دارد به اتکای مزیتهای جغرافیایی و ظرفیتهای بالقوه اقتصادی، نقشی سازنده در رقابتهای ژئواکونومیک منطقهای و بینالمللی برای خود تعریف کند و از این طریق، مقدمات ادغام و رسمیتیابی خود را فراهم نماید. اهرمسازی ژئواکونومیک طالبان بیشتر حول سه پروژه کلیدی سامان مییابد: خط لوله تاپی، پروژه اتصال برق کاسا-1000 و راهآهن ترانس افغان. علاوه بر این پروژهها، ذخایر معدنی و نفتی دیگر پتانسیل اقتصادی مهمی هستند که طالبان سعی دارد با تکیه بر آن، از انزوا خارج شود.
💢موازنهسازی امنیتی
🔸این موازنهسازی دو رکن اساسی دارد: اول، تشکیل محور امنیتی در سطح چندجانبه با مشارکت هند و روسیه (در مقابل پاکستان)؛ دو، جبران تفاوت قدرت در سطح دوجانبه با اهرمسازی از تهدید (در مقابل همسایگان).
🔸در بدو بازگشت به قدرت این انتظار وجود داشت که طالبان، در موازنهسازی امنیتی به سمت چین و پاکستان حرکت کند. با این وجود، طالبان به دلایل متعدد ترجیح داد که دو کشور روسیه و هند را محور اصلی تعاملات امنیتی خود قرار دهد. این روسیه بود که در ژوئیه 2025 به عنوان اولین کشور، طالبان را به عنوان حکومت رسمی افغانستان به رسمیت شناخت و در فاصله کمتر از یک سال، در 27 مه 2026 سندی نیز برای همکاری فنی-نظامی با طالبان امضا کرد. با شدت گرفتن اختلافات میان پاکستان و طالبان، به یکباره منافع امنیتی هند و طالبان نیز همراستایی فزاینده یافت و بدین ترتیب، حلقه همکاریهای امنیتی طالبان در محیط بیرونی کاملتر شد.
🔸طالبان در روابط دوجانبه برای جبران تفاوت قدرت موجود بر اهرمسازی از تهدیدات موجود نیز تمرکزی ویژه داشته است و مهار این تهدیدات را به مثابه یک امتیاز قابل مبادله در روابط، بالاخص با همسایگان خود، مورد توجه قرار داده است. بدینترتیب، حفظ مدیریتشده اهرمهای تهدیدی چون تروریستهای خارجی مستقر در افغانستان از سوی طالبان بهعنوان رکن دیگر موازنهسازی در محیط منطقهای تشخیص داده شده است.
💢مدیریت تنش با آمریکا
🔸طالبان با یک تحول ادراکی مهم وارد روند گفتگوهای صلح با آمریکا شدند. اینکه بازگشت آنها به قدرت، تنها از مسیر خروج کامل نیروهای آمریکایی و پایان پشتیبانی آمریکا از جمهوریت مقدور خواهد شد. از توافق دوحه و ارائه تضامین امنیتی موجود در آن تا آزادسازی شهروندان آمریکایی و تعدیل مواضع در دوره اخیر، در همگی این موارد طالبان به دنبال مدیریت تنش با آمریکا به منظور تثبیت موقعیت خویش است.
✅ طالبان در پنجساله گذشته، علیرغم عدم پیشرفت جدی در دستیابی به شناسایی رسمی، به روابط خارجی خود حول سه محور کلیدی اهرمسازی ژئواکونومیک، موازنهسازی امنیتی و مدیریت تنش با آمریکا شکل و قوام بخشیده است. با این وجود، جمعپذیری و پایداری اقدامات طالبان در این سه محور در کنار یکدیگر در بلندمدت مشخص نیست. مدیریتپذیری این تناقضات در محورهای اصلی روابط خارجی طالبان تا حد زیادی وابسته به عدم تغییر در اولویتهای بازیگران مهم در محیط منطقهای هستند و قابلیت مانور طالبان در این حوزه با تغییر جدی اولویتها به سرعت میتواند دستخوش تحول شود.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐چگونه نبرد تپهها در جنوب لبنان به نبرد انتخابات تبدیل شده است؟
#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا #لبنان
📝محمدعلی حسننیا
🔹جنوب لبنان در روزهای اخیر شاهد تشدید بیسابقه حملات رژیم صهیونیستی بوده است. حملات هوایی و توپخانهای گسترده به مناطق مسکونی در انصار و دیرالزهرانی، دستکم ۱۱ کشته و دهها زخمی برجای گذاشته است.
🔸همزمان، نیروهای اسرائیلی عملیاتهای پاکسازی و بمباران تپههای راهبردی «علیالطاهر» را با هدف تصرف زمینی این منطقه و ایجاد یک حائل نظامی در جنوب لبنان ادامه میدهند. این تپهها که حدود ۶۰۰ متر ارتفاع دارند، تسلط بینظیری بر شهر نبطیه و شبکه راههای حیاتی منطقه فراهم میکنند و به همین دلیل، کلید سلطه بر جنوب لبنان محسوب میشوند.
💢جنگ به مثابه ابزار انتخابات
🔸بر اساس اعلام حزبالله، تشدید حملات علیه غیرنظامیان و گسترش دامنه مناطق هدف، «بیانگر خواست و اراده نتانیاهو برای تشدید جنگ در جنوب لبنان بعد از ایران به منظور تقویت جایگاه سیاسی داخلی، خدمت به اهداف انتخاباتی و جلب رضایت راستگرایان افراطی» است. این تحلیل با واقعیتهای عرصه سیاسی اسرائیل نیز همخوانی دارد.
🔸کارزار انتخاباتی کنست برای اکتبر ۲۰۲۶ آغاز شده و نتانیاهو در موقعیت شکنندهای قرار دارد. نظرسنجیها نشان میدهند که ائتلاف حاکم تحت رهبری حزب لیکود وضعیت خوبی ندارد. نتانیاهو که پرونده فسادش نیز بار دیگر گشوده شده، نیازمند پیروزی نظامی برای بهبود جایگاه خود است. کارشناسان معتقدند که جنگ با ایران و لبنان میتواند پایگاه رایدهندگان را به نفع او تغییر دهد و از ناکامیهای ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بکاهد. همچنین فشارهای داخلی از سوی وزرای افراطی مانند ایتامار بنگویر و بزالل اسموتریچ برای تشدید جنگ، نتانیاهو را تحت فشار قرار داده است. این وزرا خواستار حملات گسترده به بیروت و تصرف منطقه زهرانی هستند.
💢جنوب لبنان؛ میدان معادلهسازی انتخاباتی
🔸جنوب لبنان به عرصهای برای حل معادلات سیاسی داخلی اسرائیل بدل شده است. شهادت بیش از ۴۰۰۰ لبنانی و آوارگی بیش از یک میلیون نفر از مارس ۲۰۲۶، بهایی است که مردم لبنان برای رقابتهای انتخاباتی کنست میپردازند. در حالی که دولت لبنان در انفعال به سر میبرد، حملات روزانه به روستاها و تپههای علیالطاهر، تصویری از یک جنگ نیابتی را ترسیم میکند که در آن، سرنوشت لبنان در گرو صندوقهای رأی یک کشور اشغالگر رقم میخورد.
💢دولت لبنان؛ میان دو گزینه دشوار
🔸در برابر این تهاجم گسترده، دولت لبنان به رهبری رئیسجمهور جوزاف عون و نخستوزیر نواف سلام، بر پایبندی خود به «توافق چارچوب» و تداوم حضور نیروهای «یونیفیل» در جنوب به عنوان ضامن ثبات، تأکید کرده است. در اقدامی قابلتوجه، ۸۶ نماینده مجلس با امضای طوماری خواستار تمدید مأموریت این نیروهای بینالمللی شدند و بر نقش آنها در بازگشت آوارگان و جلوگیری از خلأ امنیتی صحه گذاشتند. جوزاف عون در دیدار با مقامات آمریکایی، بر پایبندی واشنگتن به اجرای این توافق تأکید کرده است.
🔸با این حال، عملکرد جبهه رسمی دولت، نشان از ناتوانی آن در حفاظت از حاکمیت ملی دارد؛ جایی که نخستوزیر حملات را «بسیار خطرناک» توصیف میکند، اما از ارائه اقدامات عملی و بازدارنده عاجز است. در موضعی متفاوت، حزبالله بر این باور است که ادامه «دویدن در پی مذاکرات تحقیرآمیز» تحت هدایت آمریکایی که پوششی برای جنایات صهیونیستهاست، راهبردی شکستخورده بوده و تأکید کرده است که حملات دشمن در هر سطحی، پاسخی متناسب در راه دفاع از لبنان دریافت خواهد کرد. این شکاف میان موضع رسمی دولت و رویکرد حزبالله، نشاندهنده نبود راهبرد ملی واحد در برابر تجاوزات است.
💢لبنان بر لبه پرتگاه جنگ با اسرائیل
🔸صحنه امروز جنوب لبنان، تمامی نشانههای یک جنگ تمامعیار را در خود دارد؛ حملات روزانه، شهدا و مجروحان بسیار، و تخریب سیستماتیک خانهها و زیرساختها، تصویری هشداردهنده از آیندهای بسیار تاریک را ترسیم میکند. تحرکات زمینی نیروهای اشغالگر در شرق الخیام و عملیاتهای گسترده پاکسازی در چندین روستا، همراه با ادامه بمبارانهای هوایی و توپخانهای علیه تپههای علیالطاهر، نشان از عزم جدی دشمن برای تداوم این درگیریها دارد. اسرائیل از سیاست حمله، تصرف و تخریب جلو میرود.
💢جمعبندی
✅این فعالیتهای نظامی گسترده، که با گمانهزنیهای رسانهای مبنی بر آمادگی ارتش صهیونیستی برای چندین روز نبرد سنگین همراه شده، لبنان را در یکی از حساسترین و خطرناکترین مقاطع تاریخ خود قرار داده است. آنچه امروز در جنوب جریان دارد، صرفاً یک درگیری مرزی نیست، بلکه جنگی تمامعیار برای تحمیل نظم جدیدی بر منطقه است که آینده کل لبنان را تحتالشعاع قرار خواهد داد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐چرا آمریکا در قبال پیمان مکه سکوت کرده است؟
#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا #آمریکا
🔹هفته گذشته، پیمان دفاعی مکه میان پاکستان، ترکیه و عربستان امضا شد. علاوه بر پرسش در مورد هدف این پیمان، باید بررسی کرد که این پیمان چه نسبتی با جایگاه و نفوذ آمریکا در منطقه دارد و آمریکا چگونه با آن مواجه خواهد شد؟ آمریکا برای دههها قدرت هژمون منطقه و تأمینکننده اصلی امنیت اعراب و اسرائیل بوده است. تاکنون مقامات آمریکایی در قبال این پیمان سکوت کردهاند که عجیب به نظر میرسد. یک پیمان دفاعی مستقل میان کشورهای منطقه میتواند روی کاغذ جایگاه آمریکا را به چالش بشکد، اما پیمان مکه در عمل نیز میتواند چنین کاری کند؟
💢پیمان مکه و اولویتهای منطقهای آمریکا
🔸پیمان دفاعی پاکستان، ترکیه و عربستان در قبال موضوعات متعددی، از جمله اولویتها و دغدغههای آمریکا ابهام دارد. سند راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ به وضوح ثبات در عرضه نفت و گاز غرب آسیا را به عنوان مهمترین دغدغه منطقهای آمریکا معرفی میکند. حال مشخص نیست پیمان مکه دقیقاً چه موضعی در قبال این مسئله دارد. اولویت غرب آسیا و شمال آفریقا به طور نسبی و تدریجی در حال کاهش برای دستگاه سیاست خارجی آمریکا است و مسائل آمریکا در این منطقه به یکسری موارد مشخص (همچون نفت و گاز) محدود میشود. تا زمانی که این پیمان جهتگیری مشخصی در قبال این مسائل نداشته باشد، طبیعی است که با واکنش سکوت آمریکا مواجه شود.
💢یک پیمان با مخاطبی مجهول
🔸هم ایران و هم اسرائیل میتوانند هدف بالقوه این پیمان دفاعی باشند؛ اما نمیتوان با قطعیت راجع به آن سخن گفت. قاعدتاً مخاطب پیمان هر یکی از این دو بازیگر باشد با واکنش متفاوت آمریکا همراه خواهد بود. اگر هدف پیمان ایجاد موازنه در برابر اسرائیل – به عنوان مهمترین متحد منطقهای آمریکا – باشد، آمریکا موضع مثبتی در قبال آن نخواهد داشت، هرچند به دلیل کاهش نسبی اهمیت اسرائیل در سیاست خارجی آمریکا، بعید است واشنگتن وارد یک تقابل جدی با اعضای پیمان شود.
🔸اما اگر ایران منبع اصلی تهدید برای کشورهای عضو پیمان باشد، آمریکا با موازنه مذکور همکاری خواهد کرد. به نظر میرسد توافق عربستان با پاکستان و ترکیه، بیشتر پاسخ فوری به دغدغههای امنیتی ریاض در شرایط نااطمینانی نسبت به توان و تداوم چتر امنیتی آمریکا باشد تا مشخصکردن هدف پیمان. تا هنگامی که هدف پیمان مشخص نباشد، آمریکا موضعی منفعلانه در قبال آن اتخاذ کرده و نظارهگر آن خواهد بود.
🔸افزون بر این، پیمان مذکور جایگاه نظامی و امنیتی آمریکا را نیز مورد خطر قرار نمیدهد؛ زیرا توانمندی نظامی ترکیه و پاکستان به مراتب کمتر از آمریکا است تا بتواند یک جایگزین امنیتی کامل برای عربستان باشد. به همین خاطر، آمریکا نگرانی اندکی بابت آثار این پیمان دارد، چه اینکه در گذشته نیز سابقه چنین توافقاتی میان متحدان آمریکا در منطقه وجود داشته است، همچون پیمان دفاعی میان اردن و مصر در دهه ۱۹۷۰ میلادی یا پیمان سنتو در دهه ۱۹۵۰. هرچند، این پیمان به لحاظ سیاسی از نفوذ آمریکا در منطقه خواهد کاست که مهمترین نمونه آن، کاهش انگیزه عربستان برای عادیسازی روابط با اسرائیل است.
💢دشمنان پیمان مکه در واشنگتن
🔸اگرچه سیاستمداران آمریکا تاکنون در قبال پیمان مذکور سکوت اتخاذ کردهاند، اما اعضای پیمان دشمنان قدرتمندی در واشنگتن دارند. نومحافظهکاران طرفداران اسرائیل مدتهاست ترکیه را به دلیل افزایش تنش با تلآویو و پاکستان را به علت میانجیگری مذاکرات با ایران به شدت مورد انتقاد قرار میدهند. آنها از عملکرد ترامپ در حفظ روابط حسنه با این دو کشور راضی نیستند. به تازگی نیز نومحافظهکاران حملات خود را به عربستان افزایش دادهاند؛ زیرا معقتدند این کشور در جنگ با ایران همراهی کاملی با آمریکا و اسرائیل ندارد. چنین رویکرد سختگیرانهای در حزب دموکرات و بخش دیگری از حزب جمهوریخواه وجود ندارد، با این وجود، نومحافظهکاران تهدیدی جدی برای سرنوشت پیمان مکه هستند.
✅در مجموع، آمریکا رویکرد منفعلانهای را در قبال پیمان مکه اتخاذ کرده است. سکوت آمریکا ریشه در ابهام در اهداف پیمان و همچنین عدم تقابل با اولویتهای کنونی آمریکا در غرب آسیا دارد. به عبارت بهتر، احتمالاً آمریکا به جمعبندی مشخصی در خصوص پیمان مذکور نرسیده و قصد دارد نظارهگر تحولات آینده آن باشد. تجربه پیمانهای دفاعی متحدان منطقهای آمریکا نشان میدهد لزوماً پیمان مکه در تقابل با اهداف آمریکا میتواند نباشد و احتمال اندکی وجود دارد که به موقعیت نظامی و امنیتی آمریکا آسیب وارد کند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐از انفعال تا تسهیلگری؛ آرایش جدید اروپا در بحران آتی خاورمیانه
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اروپا
#جنگ_رمضان
📝علی محبی
🔹تحرکات نظامی و دیپلماتیک یک ماه اخیر اروپا نشاندهنده آرایش جدید کشورهای اروپایی در قبال درگیریهای احتمالی آتی میان ایران و آمریکا است؛ از مجوز بریتانیا و بلغارستان به آمریکا جهت استفاده از پایگاههای هوایی بهعنوان محور لجستیکی تا خروج ناوهای فرانسوی و آلمانی از خاورمیانه. تحرکات اروپاییها نشان میدهد که آنها نه خواهان یک جنگ جدید هستند و نه از توان ابتکار عمل مستقل یا تهاجمی برخوردارند. رویکرد محتمل آنها در هر بحران آتی، مشارکت غیرمستقیم و لجستیک است که شامل تسهیل غیرمستقیم عملیات آمریکا از سوی برخی کشورها در ازای امتیازاتی در کنار کاهش حضور و تلاش برای مدیریت تبعات بحران توسط برخی دیگر است.
💢آرایش اروپاییها: تفکیک رویکرد منفعل-تسهیلکننده
🔸تحرکات نظامی یک ماه گذشته نشان میدهد کشورهای اروپایی به دو بلوک متمایز تقسیم میشوند:
1️⃣ اروپای شرقی: بلغارستان با در اختیار قرار دادن فرودگاهها و زیرساختهای خود بدون هیچگونه محدودیت، نقش «پل لجستیکی و سوخترسانی» را برای ناوگان هوایی آمریکا ایفا میکنند. اوکراین نیز با هدف قرار دادن یک کشتی تجاری ایرانی در خزر، عملاً جبهه جدیدی از رقابت را به شمال ایران کشید. برای کشورهای اروپای شرقی، همسویی با واشنگتن یک معامله است؛ مقامات این کشورها معتقدند که در ازای تسهیل و همراهی با اقدامات آمریکا، میتوانند حضور دائمیتر نیروهای آمریکایی در منطقه بالتیک و تسلیحات و امتیازهای اقتصادی دریافت کنند.
2️⃣ اروپای غربی: در سوی دیگر، فرانسه و آلمان با فراخواندن ناوهای خود از خاورمیانه، سیاست انتظار و مشروط کردن هرگونه اقدام به برقراری آتشبس را در پیش گرفتهاند. فرانسه و بریتانیا در ائتلاف منطقهای صراحتاً اعلام کردهاند که ورود احتمالیشان صرفاً محدود به پاکسازی مینها و تأمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز پس از کاهش تنشها و تقویت توان پدافندی متحدان منطقهایشان خواهد بود، نه مشارکت در اصل جنگ. ایتالیا نیز تمرکز خود را بر استقرار سامانههای پدافندی در عربستان، بحرین و کویت قرار داده تا الگوی جنگ ۴۰ روزه (جنگ رمضان) و تقویت رینگ پدافندی آمریکا را تکرار کند.
💢فرصتها، تهدیدها و موازنه ترامپ
🔸بحران کنونی خاورمیانه، اروپا را در میان یک دوگانه قرار داده است. از یک سو، هرگونه تشدید تنش منجر به شدتیافتن بحران انرژی میشود که میتواند برای اقتصاد اروپا بسیار آسیبزا باشد. از سوی دیگر، مسئله مدیریت و حفظ رابطه با آمریکا آنها را مجبور به همسویی میکند تا آسیب کمتری به روابطشان وارد شود.
🔸اگرچه این بحران فرصتی برای کاهش وابستگی به توان نظامی آمریکا و تقویت ادغام نظامی خود اروپا ایجاد میکند، اما در عمل، اختلاف در رویکردها مانع یکپارچگی است. کشورها برای حفظ امنیت انرژی و خطوط مواصلاتی حاضر به اقدامات تدافعی هستند، اما حاضر به یک درگیری تهاجمی، سناریوی حمله زمینی یا ضربه به زیرساختها نخواهند بود. صحبتهای اخیر نخستوزیر بلژیک مبنی بر اینکه « ناتو از کشورهایی که خودسرانه وارد جنگ میشوند و انتظار کمک دارند پشتیبانی نمیکند» بیانگر همین نگاه است. این تعارض منافع، منجر به رویکرد متفاوت هر کشور نسبت به درگیریهای احتمالی در خاورمیانه میشود.
💢شکاف ساختاری
🔸در سناریوی یک درگیری محصور به «تنگه هرمز، محاصره دریایی و ضربه به توان آفندی»، اکثر اروپاییها همانند جنگ رمضان تنها به تقویت رینگ پدافندی، تسهیل امور لجستیک برای آمریکا میپردازند. با این حال، به نظر میرسد که شاید برخی کشورهای اروپایی شرقی به ویژه اوکراین و بلغارستان حاضر باشند در ازای دریافت امتیازات اقتصادی-تسلیحاتی در اقدامات بیشتری در هرگونه تهاجم آمریکا نقش داشته باشند. در مقابل، اگر بحث حمله زمینی یا حمله گسترده به زیرساختها مطرح باشد، کشورهای اروپای غربی عقب خواهند کشید و تلاش میکنند نقشی برای ایجاد پل ارتباطی بین تهران و واشنگتن ایفا کنند.
✅در هر بحران آتی، اروپا همان رویکرد دوره قبل را تکرار خواهد کرد که شامل انفعال راهبردی و پرهیز از مداخله مستقیم تهاجمی است. با این حال، برخی کشورها به دلیل هزینه پایین حمایت از آمریکا در مقابل ایران و انتظار دریافت کمکهای مالی و تسلیحاتی، نقش پررنگتری در تسهیل عملیات واشنگتن ایفا خواهند کرد. از منظر راهبردی، ایجاد هزینه جدی برای هرگونه پشتیبانی لجستیکی بازیگران اروپایی به ویژه اروپای شرقی، ابزار اصلی ایران برای برهمزدن این الگوی تسهیلگری خواهد بود.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐پیروزی السید در میشیگان چه معنایی برای دموکراتها و جمهوریخواهان دارد؟
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_آمریکای_شمالی
🔹هفته گذشته، عبد السید، سیاستمدار مسلمان و ترقیخواه میشیگان توانست در انتخابات مقدماتی کرسی سنای این ایالت، هیلی استیونز، دموکرات میانهرو را شکست داده و نامزد نهایی حزب در برابر جمهوریخواهان شود. السید با رویکرد ضد اسرائیلی، مطالبه بیمه همگانی برای شهروندان و منع ورود پول و لابی شرکتها به سیاست شناخته میشود. به همین خاطر، پیروزی او میتواند نشاندهنده تغییرات اساسی درون حزب دموکرات و همچنین قدرتگیری جریان ترقیخواه برای انتخابات ۲۰۲۸ ریاست جمهوری باشد.
💢میشیگان بیشتر به سمت چپ گرایش یافته است
🔸السید یکبار در انتخابات مقدماتی ۲۰۱۸ فرمانداری میشیگان شرکت کرد که با اختلاف ۲۲% شکست سنگینی از گرچن ویتمر، خورد. اما او امسال توانست بر نامزد جریان اصلی حزب پیروز شود که نشان میدهد دیدگاه دموکراتهای میشیگان در مقایسه با گذشته بیشتر به سمت ترقیخواهی میل کرده است. علاوه بر این، السید میتواند به اولین سناتور ترقیخواه میشیگان و اولین سناتور مسلمان تاریخ سنا تبدیل شود. این تغییر به دلیل سیاستهای اقتصادی ترامپ، لیبرالتر شدن رأیدهندگان دموکرات در گذر زمان و شاید از همه موارد مهمتر، ناکامی جریان حاکم حزب در حمایت از غزه در سه سال اخیر است. مورد آخر را به وضوح در شکست سال ۲۰۲۴ هریس از ترامپ در میشیگان دید. در مجموع، میشیگان ۲۰۲۶ بهمراتب ترقیخواهتر از سالهای پیش است.
💢جمهوریخواهان با واکنشهای تند به استقبال السید رفتند
🔸واکنش حزب جمهوریخواه به پیروزی السید، ایجاد هراس بود. ترامپ و جمهوریخواهان کنگره پیروزی السید را به عنوان روند تسلط کمونیسم، یهودستیزی و اسلامگرایی بر جامعه آمریکا به تصویر کشیدند. آنها همچنین اظهار داشتند که حزب دموکرات از مسیر سنتی خود منحرف شده و به ارزشهای آمریکایی پشت کرده است. از آنجا که هنوز قشر مستقل و حتی دموکرات میانه جامعه آمریکا در برابر برخی ایدههای فرهنگی/اقتصادی ترقیخواهی موضعی بهشدت منفی دارند، جمهوریخواهان سعی دارند با برجستهکردن این اختلافات از پیروزی ترقیخواهان به نفع خود بهره ببرند.
🔸علت دیگر این واکنش جمهوریخواهان این است که پیروزی ترقیخواهان به معنای دشوارتر شدن امکان مصالحه با حزب دموکرات است. ترقیخواهان در مقایسه به دموکراتهای میانهرو ضدیت بیشتری با سیاستهای اقتصادی جمهوریخواهان دارند و قائل به دخالت هر چه بیشتر دولت در اقتصاد هستند. هرچه تعداد ترقیخواهان افزایش یابد، جمهوریخواهان چانهزنی پیچیدهتری با حزب رقیب بر سر مسائل بودجهای خواهند داشت.
💢السید و ترقیخواهان به دنبال تغییری رهبر دموکراتهای سنا هستند
🔸تاکنون دو ترقیخواه که نامزد دموکراتها در انتخابات سنا هستند، گفتهاند از رهبری چاک شومر بر دموکراتهای سنا حمایت نمیکنند: تروی جکسون از مِین و السید از میشیگان. جاش تورِک، نامزد دموکرات آیووا و متمایل به ترقیخواهی نیز در خصوص حمایت از شومر سکوت کرده است. اگرچه شومر گفته است در انتخابات با این سه نامزد همکاری خواهند کرد، اما او نگران است که پیروزی آنها، موقعیت رهبریاش را تضعیف کند. شومر در میان نامزدهای کنونی حزب همپیمانانی نیز دارد (از جمله مری پِلتولا از آلاسکا و شِرود براون از اوهایو)؛ اما هنوز موقعیت او در حزب متزلزل است.
💢مأموریت دشوار السید برای رسیدن به سنا
🔸اگرچه میشیگان در مقایسه با گذشته ترقیخواهتر شده است، اما السید رقابت تنگاتنگی با مایک راجرز جمهوریخواه دارد. نظرسنجیها پیش از انتخابات، حاکی از پیروزی قاطعانه السید بودند، اما چنین چیزی محقق نشد و او بهسختی توانست استیونز را شکست دهد. این یعنی هنوز بخش قابل توجهی از پایگاه رأی دموکراتها به سمت جریان حاکم - هم در سیاستهای اقتصادی میانهتر و هم در حمایت از اسرائیل یا ضدیت با یهودستیزی - گرایش دارد. السید باید بتواند دموکراتهای میانه و رأیدهندگان مستقل را با برنامههای خود همراه کند، در غیر این صورت از جمهوریخواهان شکست خواهد خورد.
✅پیروزی عبد السید در انتخابات مقدماتی میشیگان نشاندهنده افزایش نفوذ جریان ترقیخواه در حزب دموکرات، تغییر تدریجی پایگاه رأی این حزب و متزلزل بودن جایگاه رهبری چاک شومر در میان دموکراتهای است. با این حال، پیروزی در انتخابات مقدماتی تضمینکننده موفقیت او در انتخابات سراسری نیست. جمهوریخواهان میتوانند با برجستهکردن مواضع فرهنگی و اقتصادی او، رأیدهندگان مستقل و دموکراتهای میانهرو را علیه او بسیج کنند. در سطح ملی نیز، موفقیت السید میتواند بر آینده رهبری دموکراتها و انتخابات ۲۰۲۸ اثرگذار باشد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐آیا مذاکرات تنگه هرمز راه را برای پایان جنگ باز میکند؟
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان #تنگه_هرمز
📝احسان کیانی
🔹تفاوت مذاکرات فعلی ایران و عمان با موارد قبلی در این است که این بار عمان نه به مثابه یک میانجی بلکه به عنوان بازیگری که حاکمیت یکسوی تنگه هرمز را در اختیار دارد، وارد گفتگوها شده و البته نمیتوان انکار کرد که آمریکا که گرچه حضور مستفیم ندارد ولی از طریق عمان، در این مذاکرات مؤثر است.
🔸آنچه تاکنون در رسانهها منتشر شده عموماً بر این مبنا استوار است که کنترل ورود به تنگه از مسیر شمالی در سواحل ایران و کنترل خروج از تنگه از مسیر جنوبی در سواحل عمان، برقرار باشد. عمان پیشتر یک مدل مبتنی بر مدیریت مشترک بر هر دو مسیر ورود و خروج را پیشنهاد داده بود که با توجه به منافات با حاکمیت ایران بر تنگه، از سوی تهران رد شد. گرچه امکان تنظیم رویههای مشترکی در خصوص مسیریابی کشتیها، هماهنگی ایمنی دریایی و حفاظت از محیط زیست را پذیرفته است.
🔸در خصوص موضوع هزینه خدمات، پیشنهاد عمان، یک صندوق مشترک برای دریافت داوطلبانه هزینه از سوی دولتها و شرکتهای ذینفع از تنگه است. مدلی خدماتمحور که به دریافت داوطلبانه هزینه گشتهای دریایی از سوی مالزی، اندونزی و سنگاپور در تنگه مالاکا شباهت دارد. ولی ایران درصدد دریافت هزینه حتمی و قطعی از میزان عبور از تنگه است.
🔸به نظر میرسد در وهله اول، ایران بیش از دریافت هزینههای خدمات؛ در پی شناسایی رسمی حق اِعمال حاکمیت بر تنگه هرمز است که به تعبیری، امکان بازگشت وضعیت تنگه به قبل از جنگ رمضان را منتفی میسازد. تعیین مدلی که ضرورت ورود از مسیر شمالی و خروج از مسیر جنوبی را تثبیت کند، در این راستا خواهد بود.
🔸از سوی دیگر، برخی کارشناسان معتقدند که تداوم طولانیمدت و حتی میانمدت انسداد تنگه هرمز، به تدریج زمینههای تقویت مسیرهای جایگزین از کشورهای عربی به سوی سواحل مدیترانه و دریای سرخ را فراهم میکند و از ارزش راهبردی تنگه هرمز خواهد کاست. البته گرچه امارات از طریق بندر فجیره و عربستان از طریق بندر ینبع، درصدد مسیرهای جایگزین مناسبی هستند ولی تعبیه مسیرهای جایگزین برای عراق، بحرین، کویت و قطر بسیار دشوار و پُرهزینه خواهد بود.
🔸به نظر میرسد تیم مذاکرهکننده ایران به اجرای تفاهم اسلامآباد تمایل دارد و به همین منظور، اجرای هرگونه توافق نهایی را به رفع محاصره دریایی ایالات متحده و خروج ناوهای آمریکا از محیط پیرامونی ایران مشروط کرده است. از سوی دیگر، چین با کاهش تقاضای بازار انرژی، از افزایش قیمت نفت و بروز بحرانهای شدیدتر در اقتصاد جهانی جلوگیری کرده که نشان میدهد، فقدان حضور مستقیم یا غیرمستقیم چین در این مذاکرات، مانعی در مسیر تحقق هدف ایران مبنی بر فشارهای شدیدتر بر غرب است.
✅در شرایط کنونی محتملترین سناریو یک توافق فنی و موقت برای افزایش عبور و مرور از تنگه طبق نظارت ایران خواهد بود و احتمالاً دریافت هزینه خدمات نیز به آینده موکول خواهد شد. در ازای این گشایش، احتمالاً محاصره دریایی نیز مرتفع شده و فروش نفت ایران تسهیل خواهد شد. آمریکا گرچه توانایی ضربات زیرساختی به ایران را دارد ولی صرفنظر از نگرانی درباره ابعاد پاسخ ایران، به این موضوع آگاه است که هیچ اقدام نظامی و ازجمله ضربات شدیدتر به ایران، موجب گشایش تنگه نخواهد شد و نهایتاً بار دیگر مجبور خواهد بود به میز مذاکره بازگردد. به همین دلیل، در شرایطی که از منظر ذخایر پدافندی نیز با مشکل مواجه شده، فعلاً ترجیح میدهد بتواند طبق یک توافق موقت، از فشارهای انسداد تنگه بکاهد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐جنگ در جبهه لبنان بعد از تفاهمنامه چه تغییری کرده است؟
#تحلیل_کوتاه
#لبنان
📝محمدعلی حسننیا
🔹تفاهمنامه ایران و آمریکا، اگرچه درگیریهای گسترده در لبنان را متوقف کرد و حزبالله را از زیر فشار روانی ناشی از بمباران بیامان بیروت خارج ساخت اما به معنای پایان بحران در جبهه جنوب نبوده است. این تفاهم که مورد استقبال حزبالله نیز قرار گرفت، میدان را بهسوی نبردهای موضعی و فرسایشی در مناطق مرزی تغییر داد.
💢پایان یک جنگ، آغاز فصلی نو
🔸جنگ از پایتخت به جنوب منتقل شده و ماهیت آن نیز دگرگون شده است. اسرائیل اکنون بر تحکیم مواضع خود در منطقه اشغالی متمرکز است. بر اساس گزارشها، این رژیم موفق به اشغال حدود ۶۰ روستا در جنوب لبنان شده و در برخی نقاط تا عمق ۱۱ کیلومتری پیشروی کرده است. این منطقه که به عنوان منطقه حائل یا کمربند امنیتی یا خط زرد جدید شناخته میشود، محور اصلی درگیریهاست.
💢راهبرد صهیونیستها؛ سوریهسازی و کرانهباختریسازی جنوب
🔸تحلیلگران بر این باورند که راهبرد اسرائیل در جنوب لبنان، فراتر از ایجاد یک منطقه حائل صرفاً نظامی است و شباهت زیادی به الگوهای اشغالگری در کرانه باختری و سوریه دارد. هدف نهایی، تضعیف حاکمیت دولت لبنان و تغییر دموگرافیک منطقه از طریق تخریب زیرساختها و روستاهای مرزی و جلوگیری از بازگشت ساکنین اصلی آن است. نخستوزیر اسرائیل به صراحت اعلام کرده که این مناطق حائل تغییر پارادایم در راهبرد امنیتی آن رژیم محسوب میشود و اجازه نخواهد داد که "ارتش محور مقاومت" در نزدیکی مرزهایش مستقر شوند.
🔸در این میان، فشار سیاسی آمریکا با هدف خلع سلاح حزبالله، به عنوان ابزاری برای تکمیل این پروژه اشغالگری عمل میکند. توافق رم و بعد واشنگتن چارچوبی که میان لبنان و اسرائیل با میانجیگری آمریکا امضا شده، اگرچه به عنوان گامی برای خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی و استقرار ارتش لبنان در مناطق آزمایشی طراحی شده، اما عملاً به رژیم اجازه میدهد تا زمانی که حزبالله خلع سلاح نشده، در جنوب بماند و آزادی عمل نظامی خود را حفظ کند. حزبالله این توافق را "باطل و پوچ" خوانده و آن را تسلیم در برابر خواست اسرائیل دانسته است.
💢تغییر تاکتیک حزبالله؛ جنگ انسانمحور نیست
🔸مهمترین تحول در جبهه جنوب، تغییر راهبرد میدانی حزبالله است. این گروه اکنون بهطور گسترده از روشهای جنگی جدید استفاده میکند که محوریت آن با انسان نیست، بلکه مبتنی بر فناوریهای نوین و هزینهپایین است. نکته کلیدی، استفاده گسترده و مؤثر حزبالله از پهپادهای هدایتشونده با فیبر نوری است. ویژگی منحصربهفرد این نوع پهپادهای ارزان قیمت (حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار) غیرقابل نفوذ بودن آنها در برابر جنگ الکترونیک و سیستمهای اخلالگر اسرائیل است. این تاکتیک الهامگرفته از جنگ اوکراین، به حزبالله اجازه داده تا با هزینهای اندک، به تانکهای مرکاوا، بولدوزرهای زرهی و تجمعات نظامیان صهیونیست ضربه بزند و تلفات و خسارات مادی قابل توجهی بر اسرائیل وارد کند.
💢میدان پس از آتشبس؛ جنگ فرسایشی و بنبست تاکتیکی
🔸با وجود توافق و آتشبس، وضعیت میدانی در جنوب نشاندهنده یک جنگ فرسایشی تمامعیار است. ارتش اسرائیل همچنان در مناطق اشغالی مستقر است و به عملیات تخریب تأسیسات و تونلهای حزبالله(قلعه شقیف) ادامه میدهد. گزارشها حاکی از آن است که حزبالله در جریان نبردها بر سر تپههای راهبردی "علی الطاهر" در منطقه نبطیه، با وجود هزینههای سنگین، توانسته مانع از تصرف کامل آن توسط اسرائیل شود که نشانگر بازگشت به راهبرد جنگ مستقیم در نقاط کلیدی است.
🔸تاکنون اسرائیل از خروج بیشتر از مناطق اشغالی خودداری کرده و اعلام داشته که تا زمان خلع سلاح حزبالله، عقبنشینی بیشتری انجام نخواهد داد. نهادهای تحلیلی نیز معتقدند که توانایی ارتش لبنان برای پر کردن خلأ و جلوگیری از بازگشت حزبالله به مناطق آزادشده، بسیار محدود است. ارتشی که هم نقطه ضعف جدی در دفاع از لبنان دارد هم نزدیک به ۶۰ درصد عناصر رده پایین آن شیعیان هستند. همین موضوع باعث تحریم برخی نیروهای امنیتی در ارتش توسط آمریکا شده و واشنگتن دل خوشی از رودلوف هیکل فرمانده آن هم ندارد.
💢جمعبندی
✅تفاهم ایران و آمریکا هرچند توانست از شدت درگیریها بکاهد و حزبالله را از فشار هوایی سنگین نجات دهد، اما منجر به حل مناقشه در جنوب لبنان نشد. در شرایط کنونی، اسرائیل با اتکا به توافق ناقص و فشار سیاسی غرب، بهدنبال تثبیت اشغالگری و تغییر جغرافیای منطقه با هدف سوریهسازی جنوب لبنان است. در مقابل، حزبالله با درک تجربه تلخ جنگهای پیشین، بهطور جدی از الگوی جنگ انسانمحور فاصله گرفته و با بهرهگیری از پهپادهای ارزانقیمت و غیرقابل اختلال، راهبرد افزایش هزینه اشغالگری را در پیش گرفته است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐چرا جمهوریخواهان سنا با ترامپ به اختلاف خوردهاند؟
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_آمریکای_شمالی
🔹یک سال پیش جمهوریخواهان سنا در اتحادی مستحکم با ترامپ بودند و سیاستهای مدنظرش را در کنگره پیگیری میکردند. اما اکنون در آستانه انتخابات میاندورهای به وضعیت تعارض منافع با ترامپ دچار شدهاند که باعث شده اتحاد گذشته ترک بردارد. ترکیبی از جنگ با ایران، افزایش قیمت بنزین و نارضایتی عمومی از جنگ طرح ترامپ برای اثبات شهروندی حین رأیدادن جمهوریخواهان را به تقابل با ترامپ کشانده است.
💢خصومت قدیمی ترامپ با رهبر جمهوریخواهان سنا
🔸کینه ترامپ از جان ثون به سال ۲۰۲۰ باز میگردد، هنگامی که او از ادعاهای ترامپ در خصوص پیروزیاش در انتخابات حمایت نکرد. از آن موقع ترامپ کوشید تا ثون را از معادلات قدرت در سنا حذف کند. در انتخابات مقدماتی سنا در ایالت داکوتای جنوبی، ترامپ برای شکست ثون، حملات شدیدی به او کرد. با این وجود، این سناتور توانست رقبای همحزب خود را شکست دهد و مجدداً نماینده این ایالت بهشدت جمهوریخواه در سنا گردد. پیروزی ثون علیرغم حملات رسانهای ترامپ، تکیهگاهی برای استقلال عمل نسبی او شد. پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴، این دو شخص حداقل در ظاهر روابط خود با یکدیگر را بهبود بخشیدند و ثون توانست رهبری جمهوریخواهان سنا را به دست آورد. حال به نظر میرسد دوباره اختلاف میان ترامپ که وفاداری میخواهد و ثون که پایگاه رأی مستقلی دارد در حال افزایش است.
💢نارضایتی جمهوریخواهان از جنگ با ایران
🔸افزایش قیمت کالاها مخصوصاً بنزین، نگرانی جمهوریخواهانی را برانگیخته است که در انتخابات سنای امسال شرکت خواهند کرد. همحزبیهای ترامپ در سنا تاکنون تقریباً انسجام خود را برای حمایت از جنگ حفظ کردهاند، اما نشانهها مبنی بر شکستن این انسجام آشکار شده است. در آخرین رأیگیری سنا برای پایان جنگ با ایران، سوزان کالینز، سناتور جمهوریخواه ایالت مین که رقابت سختی با تروی جکسون دموکرات خواهد داشت، به پایان جنگ رأی داد. سایر جمهوریخواهان نیز بر ترامپ فشار میآورند تا جنگ را پیش از بحرانی شدن اقتصاد آمریکا به پایان برساند.
🔸این نارضایتی به بودجه سال آینده پنتاگون و بودجه جنگ با ایران تسری پیدا کرده است. مورد دوم چالش بیشتری دارد و مشخص نیست جمهوریخواهان سنا چگونه به آن رأی خواهند داد. هماکنون جان ثون هشدار داده است که احتمالاً ۵۰ رأی کافی برای تصویب بودجه جنگ با ایران وجود ندارد. یعنی برخی از جمهوریخواهان رأی مثبت نخواهند داد. این طرح، بودجه اصلاحی ۲۰۲۶ است، به همین دلیل دموکراتها نمیتوانند برخلاف بودجه سال آینده پنتاگون با فیلیباستر مانع تصویب آن شوند. حتی با وجود این شرایط، جمهوریخواهان به دلیل وضعیت اقتصادی نابسامان هنوز نتوانستهاند اکثریت ساده را برای تصویب آن تشکیل دهند. ترامپ به ثون فشار میآورد تا جمهوریخواهان را برای تصویب بودجه جنگ هماهنگ کند، اما ثون تمایلی به این کار ندارد.
🔸از همه نکات مذکور مهمتر، با پایان ماه ژوئیه، کنگره تا انتخابات میاندورهای تقریباً دو ماه در تعطیلی خواهد بود و تنها یک ماه جلسات برقرار است. به همین خاطر، ترامپ نگران است، عدم تصویب بودجه جنگ در روزهای آتی، آن را تا بعد از انتخابات میاندورهای به تعویق بیندازد.
💢نه به طرح «نجات آمریکا»
🔸تأمین بودجه ۷۳ میلیارددلاری جنگ با ایران، بخش غالب بسته بودجه اصلاحی را شکل میدهد؛ اما همه آن نیست. حدود ۱۰ میلیارد دلار دیگر این بسته به طرح نجات آمریکا (Save America Act) مربوط میشود. این طرح رأیدهندگان را هنگام اخذ رأی ملزم به اثبات شهروندی آمریکا میکند. ترامپ ادعا میکند که بخش زیادی از پایگاه رأی دموکراتها برای مهاجرین غیرقانونی است و به همین خاطر این طرح را مطرح کرده است. او اخیراً گفت که جمهوریخواهان تا قبل از تصویب این طرح نباید سنا را برای تعطیلات ترک کنند. با این وجود، ثون و برخی از جمهوریخواهان باور دارند در میانه جنگ این طرح از حمایت افکار عمومی برخوردار نیست.
✅شکاف میان ترامپ و جمهوریخواهان سنا بیش از هر چیز ناشی از تفاوت در اولویتهای سیاسی و انتخاباتی است. ترامپ بر اجرای کامل دستور کار خود، از تأمین بودجه جنگ با ایران تا تصویب طرح «نجات آمریکا»، اصرار دارد؛ اما برخی از سناتورهای جمهوریخواه با توجه به افزایش قیمتها، نارضایتی افکار عمومی از جنگ و نگرانی از نتایج انتخابات میاندورهای، تمایلی به همراهی کامل با او ندارند. این اختلافات، همراه با روابط نامساعد ترامپ و ثون، انسجام گذشته جمهوریخواهان سنا را آن هم در میانه جنگ با چالش جدی مواجه کرده است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐با ایران یا ضد ایران؛ موضع طالبان در جنگ چیست؟
#تحلیل_کوتاه
#افغانستان
📝امیرمحسن شاهشرقی
🔹در مقطعی که آمریکا مشغول انباشت ظرفیتهای نظامی جدید در منطقه برای حمله به ایران بود، اظهارات «ذبیحالله مجاهد»، سخنگوی وزارت خارجه طالبان، مبنی بر همکاری با ایران در صورت حمله آمریکا خبرساز شد. مجاهد طی جنگ موضع طالبان را تعدیل کرد و با استفاده از مفهوم «بیطرفی فعال» و دعوت طرفین به خویشتنداری، کوشید تا در عین حمایت از ایران، به آمریکا نیز پیامی آشتیجویانه مخابره کرده باشد. این قسم موضعگیری را باید برآیند مجموعهای از ملاحظات در طرف طالبان دانست که در ادامه به مهمترین آنها اشاره میشود.
💢ملاحظات تحریککننده حمایت
🔸مقابله با آمریکا و تحمیل عقبنشینی فضاحتبار ۲۰۲۱ به این کشور، یکی از ستونهای پرستیژ و اعتبار سیاسی طالبان است و این گروه، در تلاشهای خود برای تولید مشروعیت و حفظ پایگاه خود، بر تمایلات ضدآمریکایی اتکایی ویژه دارد. به علاوه، طالبان از زمان استقرار تاکنون، بر توسعه روابط با چین و روسیه به عنوان رقبای آمریکا تمرکز کردهاند و فارغ از ملاحظات ایدئولوژیک موجود در قندهار عملگرایان کابل نیز حمایت از آمریکا و اسرائیل را در این جنگ پرریسک قلمداد میکنند.
🔸جمهوری اسلامی ایران، علیرغم عدم شناسایی رسمی، در حوزههای مختلف با طالبان به تعامل و همکاری پرداخته است و طالبان از تداوم این رویکرد تعاملی در صورت تغییر رژیم مطمئن نیست. اشتراک مواضع ضدآمریکایی در سالهای منتهی به خروج آمریکا و پس از آن، جمهوری اسلامی ایران را از اعمال فشار غیرمتعارف بر طالبان منصرف کرده است و طالبان، به تداوم معادله مذکور متمایل است.
🔸ایران بزرگترین کشور پذیرنده مهاجران رسمی و غیررسمی افغانستانی در دنیاست و طبعا بخشی از درآمد این مهاجران از مبداء ایران به این کشور منتقل میشود. وابستگی معیشتی ساکنان افغانستان به حوالههای ارسالی خارج از کشور پس از استقرار طالبان افزایش یافته است و بسیاری از خانوارها، در صورت گسترش بیثباتی در ایران در گذران روزمره دچار چالش خواهند شد.
🔸در کنار حوالههای ارسالی، ایران یکی از مهمترین شرکای تجاری افغانستان است و بخش بزرگی از سوخت و کالای مصرفی افغانستان از ایران تامین میشود. ضمن اینکه در سایه تنشهای فزاینده میان پاکستان و طالبان، لجستیک تجاری افغانستان نیز به بنادر جنوبی ایران وابستگی بیشتری پیدا کرده است.
🔸جنگ، محاصره یا حمله به زیرساختهای ایران در واقع به خلق نگرانیها و پیچیدگیهای جدید برای اقتصاد کمبنیه افغانستان منجر خواهد شد و حکومت بر افغانستان را برای طالبان بیش از پیش سخت خواهد کرد.
🔸نگرانی طالبان از بیثباتی در ایران، تنها اقتصادی نیست. طالبان، خود به عنوان یک گروه شبهنظامی و در کشاکش جنگ داخلی در افغانستان متولد شدند و بخشی از فرآیند رُشد تاریخی خود را در دهه ۷۰ شمسی مدیون حمایتهای پیدا و پنهانی هستند که گروههای جهادی به نام مبارزه با شوروی، از ایالات متحده، عربستان و پاکستان دریافت کردند. تکرار این سناریو در محیط ایران با پشتیبانی غرب، لزوما به نفع طالبان تمام نخواهد شد.
💢ملاحظات تعدیلکننده حمایت
🔸طالبان برای پایان دادن به حضور آمریکا در افغانستان دو دهه جنگیدهاند و اکنون، تمرکز آنها بر تثبیت قدرت در داخل افغانستان است. در این مسیر، جلب پذیرش بینالمللی و تنشزدایی با آمریکا/اروپا برای طالبان هدفی مهم محسوب میشود.
🔸طالبان قصد ندارند تلاشها برای رسمیتیابی و تنشزدایی با آمریکا را قربانی حمایت از همسایهای شیعه کنند و معتقدند تحریک خصومت آمریکا میتواند به شکل غیرمستقیم و در غالب تشدید حملات از سوی پاکستان یا افزایش فشارهای مالی به تضعیف آنها منجر شود.
🔸همچنین، باید توجه داشت که طالبان علیرغم اشتراک مواضع ضدآمریکایی، در موضوعات متعدد دوجانبه با ایران اختلاف دارند و مایل نیستند در معادلات منطقهای به عنوان بخشی از محور مقاومت یا متحدان ایران شناخته شوند. این حفظ فاصله بالاخص در سایه حملات تلافیجویانه ایران به مواضع آمریکا در قلمروی اعراب حاشیه خلیج فارس ضروریتر جلوه میکند.
💢جمعبندی
✅ گروهی معتقدند که طالبان به عنوان نیروی ضدآمریکایی این ظرفیت را دارند که در صورت آغاز جنگی گستردهتر، پشتیبان ایران باشند. چنین تحولی با توجه به ملاحظات طالبان بسیار بعید خواهد بود. دیگران معتقدند که طالبان در ازای کسب امتیازات تعیینکننده (همچون رسمیت و رفع تحریم) علیه جمهوری اسلامی ایران وارد عمل خواهد شد. در این خصوص نیز ادله کافی وجود ندارد و بعید است رهبری فعلی طالبان در قندهار چنین چرخشی را از حیث ایدئولوژیک بپذیرد. در مجموع، به نظر میرسد که بیطرفی فعال مسیری است که طالبان تا اطلاع ثانوی در منازعه ایران و آمریکا دنبال میکند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
♦️چگونه دیپلماسی معاملهگرایانه ترامپ منجر به شکست تفاهمنامه با ایران شد؟
◼️فارن افرز
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان
🔹شکست تفاهمنامه میان ایران و آمریکا نباید تعجبآور باشد. این توافق حل مسائل پرتنش میان دو دشمن را تنها به تعویق انداخت؛ فرمولی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بارها از آن استفاده کرده است. توافقهای ابراهیم که در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ میان اسرائیل و چند کشور عربی منعقد شد نیز از همین منطق معاملهگرانه پیروی میکرد؛ منافع کوتاهمدت طرفها را تأمین کرد، اما مناقشه اسرائیلی-فلسطینی همچنان حلنشده باقی ماند.
💢دیپلماسی معاملهگرانه
🔸مذاکرات محدود، مانند توافقهای آتشبس یا تبادل گروگان، ذاتاً مشکلساز نیستند. اما چنین توافقهایی ظرفیت محدودی دارند و زمانی شکست میخورند که جایگزین فرآیندهای دشوار حل ریشههای مناقشه، از جمله نهادسازی و مصالحه سیاسی، شوند. اگر آتشبس با دیپلماسی پایدار همراه نباشد، ممکن است تنها به فرصتی برای آمادهسازی دور بعدی جنگ تبدیل شود. هنگامی که اختلافات بنیادین حلنشده باقی بمانند، احتمال گسترش دوباره بحران در سراسر منطقه افزایش مییابد.
🔸دیپلماسی معاملهگرانه پدیده تازهای نیست، اما با روی کار آمدن ترامپ بار دیگر برجسته شد. این رویکرد بر این فرض استوار است که دولتها از طریق توافقهای مستقل و اغلب بر پایه روابط شخصی رهبران، نه چارچوبهای نهادی، به دنبال دستاوردهای فوری هستند. در این نگاه، توافقها ابزاری برای مدیریت تنشهای امروزند، نه گامی به سوی حلوفصل پایدار؛ معادل ژئوپلیتیکی یک سود سریع. با این حال، مدیریت مناقشه را نباید با حل مناقشه اشتباه گرفت.
💢جنگی برای پایان دادن به همه جنگها
🔸وضعیت کنونی غرب آسیا شباهت زیادی به آستانه جنگ جهانی اول دارد؛ زمانی که تعهدات مبهم، کاهش مشورت، اتکا به دیپلماسی شخصی و کوتاهبینی به فاجعهای جهانی انجامید. جنگ جهانی اول نتیجه فروپاشی نظم «کنسرت اروپا» بود که پس از ۱۸۱۵ برای حفظ موازنه قوا شکل گرفت. قدرتهای بزرگ قواعد تعامل را پذیرفته بودند و دیپلماتها پیش از تبدیل تنشها به بحران، برای حل اختلافات گرد هم میآمدند. این نظام بر مشروعیت و مسئولیت متقابل استوار بود و دولتها باور داشتند حفظ آن در نهایت به سود همه است.
🔸این نظم دههها دوام آورد، اما از نیمه قرن نوزدهم، با اوجگیری ناسیونالیسم، وحدت آلمان و ایتالیا و رقابتهای امپراتوری، رو به فرسایش گذاشت. دولتهای اروپایی رویکردی رقابتیتر و کوتاهبینانهتر در پیش گرفتند، کمتر با یکدیگر مشورت کردند و از مصالحه فاصله گرفتند. مناقشات بیش از پیش فرصتی برای دفاع از جایگاه، آزمودن اعتبار رقبا یا کسب مزیت راهبردی تلقی شد و در نتیجه، ابزارهای مهار بحران تضعیف شدند.
💢پشیمانی کشورهای عرب
🔸در آغاز، رهبران خلیج از رویکرد معاملهگرانه و شخصی ترامپ استقبال کردند. سفر ترامپ به خلیج در مه ۲۰۲۵ صدها میلیارد دلار قرارداد تسلیحاتی، سفارش هواپیما، انتقال فناوری و وعده سرمایهگذاری برای شرکتهای آمریکایی به همراه داشت. همزمان، معاملات ارز دیجیتال و املاک اعضای خانواده ترامپ با شرکتهای وابسته به خاندانهای سلطنتی خلیج، این نگرانی را ایجاد کرد که نفوذ در واشنگتن قابل خریداری است.
🔸اما محدودیتهای این رویکرد بهسرعت آشکار شد. تنها چند ماه پس از این سفر، اسرائیل به اقامتگاهی در قطر حمله کرد تا مقامهای حماس را هدف قرار دهد. دوحه نه توان جلوگیری از حمله را داشت و نه نفوذی بر تصمیمهای نزدیکترین شریک منطقهای واشنگتن. این رخداد نشان داد که دسترسی به کاخ سفید الزاماً به معنای نفوذ واقعی نیست. این محدودیتها امسال، همزمان با آغاز حملات هوایی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بیشتر نمایان شد.
💢جایگزین دیپلماسی معاملهگرایانه
🔸دیپلماسی معاملهگرانه میتواند موقتاً از شدت جنگ و ویرانی بکاهد و زمینهساز توافقی بزرگتر باشد، اما این هدف تنها با روابط شخصی، نشستهای سطح بالا و توافقهای مقطعی محقق نمیشود. یک توافق پایدار مستلزم حلکردن نگرانیهای امنیتی، رفع تحریمها در برابر امتیازهای قابل راستیآزمایی ایران در برنامه هستهای و ذخایر اورانیوم غنیشده، تضمینهای معتبر آمریکا و اسرائیل برای جلوگیری از حملات مجدد، چارچوبی اجرایی برای حفظ آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و نیز تفاهمهای تدریجی میان ایران و کشورهای خلیج درباره عدم تجاوز و عدم مداخله است.
✅هرچند چنین توافقی با توجه به ادامه درگیریها بلندپروازانه به نظر میرسد، اما یک چارچوب گستردهتر، برخلاف توافقهای محدود، میتواند همزمان به نگرانیهای امنیتی همه طرفها بپردازد و انگیزههایی ایجاد کند که توافقهای محدود از آن بیبهرهاند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐درهمتنیدگی جبههها؛ اهداف و پیامدهای حمله اوکراین به کشتی ایرانی
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان
📝علی محبی
🔹اقدام اخیر دولت اوکراین در هدف قرار دادن یک فروند کشتی باری در دریای خزر که میان ایران و روسیه تردد میکرد، نقطهعطفی در تحولات امنیتی مناقشه جاری محسوب میشود. این نخستین بار است که کییف بهطور مستقیم منافع مرتبط با ایران را هدف قرار میدهد. تحلیل این رخداد نیازمند واکاوی دقیق پیوندهای میان راهبرد کلان ایالات متحده و انگیزههای ویژه اوکراین در مقطع کنونی است؛ تحولی که میتواند پیامدهای ژئوپلیتیک گستردهای فراتر از مرزهای اروپای شرقی و خاورمیانه به همراه داشته باشد.
💢فشار بر شریانهای تجاری در سایه تنشهای منطقهای
🔸این عملیات قطعا بدون هماهنگی با آمریکا و برخی متحدان غربی انجام نشده و بیش از هر چیز حامل پیامی آشکار درباره اراده آمریکا برای اعمال فشار حداکثری و تنگتر کردن حلقه محاصره اقتصادی است. هدف راهبردی پشت این اقدام، ایجاد ناامنی سیستماتیک در خطوط مواصلاتی تجاری و لجستیکی ایران در حوزه دریای خزر است تا به تکمیل محاصره اقتصادی در جنوب کمک کند. همزمانی این اتفاق بلافاصله پس از حمله یمن به تأسیسات نفتی آرامکو، نشاندهنده تهدید آمریکا به گسترش محاصره دریایی و ضربات زیرساختی در صورت ورود جدیتر یمن به حوزه نبرد اقتصادی-زیرساختی است. اگرچه توانایی عملیاتی اوکراین برای استقرار یک محاصره تمامعیار دریایی در خزر امکانپذیر نیست اما کییف قادر است هزینههای ترانزیتی و اقتصادی قابلتوجهی بر تهران تحمیل کند. فراتر از این، آمریکا در تلاش است به تهران هشدار دهد که بازیگران اروپایی نیز آماده اتخاذ رویکردهای مداخلهجویانهتر در ابعاد اقتصادی و امنیتی هستند.
💢تقابل کمهزینه و بازیگری در معادلات واشنگتن
🔸این حمله در آستانه دیدار سران اوکراین و ایالات متحده انجام شد که نشاندهنده تلاش کییف برای بازتعریف وزن ژئوپلیتیک خود در واشنگتن است. دولت اوکراین میکوشد با ایفای نقش فعالتر علیه ایران، جایگاه خود را به عنوان یک عنصر محوری در واشنگتن تثبیت کرده و استمرار و افزایش حمایتهای مالی و تسلیحاتی آن را خواستار شود.
🔸از سوی دیگر، اقتصاد اوکراین دچار آسیبهای زیرساختی گستردهای است و بهدلیل فاصله جغرافیایی دور از ایران، از آسیبپذیری سرزمینی و اقتصادی کمتری در برابر اقدامات متقابل تهران برخوردار است. به همین دلیل ایران فاقد ابزارها و گزینههای متوازن و متناسب برای وارد کردن ضربات راهبردی مشابه به اوکراین است؛ وضعیتی که هرگونه واکنش مستقیم نظامی از سوی تهران را پرهزینه ساخته و حتی میتواند این کشور را ناخواسته وارد یک جبهه درگیری فرسایشی جدید کند که تمرکز راهبردیاش را در دیگر حوزهها تضعیف مینماید.
💢درهمتنیدگی جبههها و واکنشهای متقابل مسکو و تهران
🔸این تحول گویای فراتر رفتن جنگ اوکراین و ایران از مرزهای یک منازعه منطقهای است و آن را بهطور مستقیم به معماری امنیتی دیگر مناطق گره میزند. استمرار این روند به معنای مداخله عمیقتر کشورهای اروپایی در ترتیبات امنیتی خاورمیانه خواهد بود که در نتیجه آن، مرزهای ژئوپلیتیک اروپای شرقی و خاورمیانه را در هم میآمیزد. در این شرایط، هرگونه تحول در یک جبهه موجب تأثیرگذاری فوری و مستقیم بر جبههها و مناطق دیگر میشود.
🔸در سطح واکنشها، این رویداد از یکسو به تعمیق همکاریهای نظامی، اطلاعاتی و لجستیکی میان تهران و مسکو برای خنثیسازی تهدیدات مشابه منجر میشود و از سوی دیگر، با ورود مستقیمتر کشورهای اروپایی (بهویژه تروییکای اروپا) به معادلات منطقهای، تنشهای دیپلماتیک میان ایران و اروپا و روسیه و آمریکا را افزایش میدهد. در مقیاس کلان، این پدیده نظم جهانی را بیش از پیش به سمت شکلگیری بلوکهای متخاصم سوق داده و به انسجام بیشتر ائتلاف میان کییف، واشنگتن و تلآویو میانجامد.
✅معماری تحولات جهانی به سمتی پیش میرود که مرزهای میان مناطق گوناگون امنیتی کمرنگتر شده و رقابتهای ژئوپلیتیک در جبهههای اروپا، خلیج فارس و دریای خزر در هم تنیده میشوند. اگرچه ورود تمامعیار ایران و اوکراین به جنگ مستقیم در کوتاهمدت دور از انتظار است، اما این روند ساختاری، پیوندهای ناخواسته میان منازعات دو منطقه را تحکیم میبخشد و زمینه را برای ائتلافهای قویتر میان تهران-مسکو از یکسو، و کییف-واشنگتن-تلآویو از سوی دیگر هموار میسازد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام