9905
اندیشکده تهران در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفتوگو میکنیم. ارتباط با ما: @InstituteTehranAdmin آدرس سایت اندیشکده تهران: https://institutetehran.com
🌐چرا آمریکا در قبال پیمان مکه سکوت کرده است؟
#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا #آمریکا
🔹هفته گذشته، پیمان دفاعی مکه میان پاکستان، ترکیه و عربستان امضا شد. علاوه بر پرسش در مورد هدف این پیمان، باید بررسی کرد که این پیمان چه نسبتی با جایگاه و نفوذ آمریکا در منطقه دارد و آمریکا چگونه با آن مواجه خواهد شد؟ آمریکا برای دههها قدرت هژمون منطقه و تأمینکننده اصلی امنیت اعراب و اسرائیل بوده است. تاکنون مقامات آمریکایی در قبال این پیمان سکوت کردهاند که عجیب به نظر میرسد. یک پیمان دفاعی مستقل میان کشورهای منطقه میتواند روی کاغذ جایگاه آمریکا را به چالش بشکد، اما پیمان مکه در عمل نیز میتواند چنین کاری کند؟
💢پیمان مکه و اولویتهای منطقهای آمریکا
🔸پیمان دفاعی پاکستان، ترکیه و عربستان در قبال موضوعات متعددی، از جمله اولویتها و دغدغههای آمریکا ابهام دارد. سند راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ به وضوح ثبات در عرضه نفت و گاز غرب آسیا را به عنوان مهمترین دغدغه منطقهای آمریکا معرفی میکند. حال مشخص نیست پیمان مکه دقیقاً چه موضعی در قبال این مسئله دارد. اولویت غرب آسیا و شمال آفریقا به طور نسبی و تدریجی در حال کاهش برای دستگاه سیاست خارجی آمریکا است و مسائل آمریکا در این منطقه به یکسری موارد مشخص (همچون نفت و گاز) محدود میشود. تا زمانی که این پیمان جهتگیری مشخصی در قبال این مسائل نداشته باشد، طبیعی است که با واکنش سکوت آمریکا مواجه شود.
💢یک پیمان با مخاطبی مجهول
🔸هم ایران و هم اسرائیل میتوانند هدف بالقوه این پیمان دفاعی باشند؛ اما نمیتوان با قطعیت راجع به آن سخن گفت. قاعدتاً مخاطب پیمان هر یکی از این دو بازیگر باشد با واکنش متفاوت آمریکا همراه خواهد بود. اگر هدف پیمان ایجاد موازنه در برابر اسرائیل – به عنوان مهمترین متحد منطقهای آمریکا – باشد، آمریکا موضع مثبتی در قبال آن نخواهد داشت، هرچند به دلیل کاهش نسبی اهمیت اسرائیل در سیاست خارجی آمریکا، بعید است واشنگتن وارد یک تقابل جدی با اعضای پیمان شود.
🔸اما اگر ایران منبع اصلی تهدید برای کشورهای عضو پیمان باشد، آمریکا با موازنه مذکور همکاری خواهد کرد. به نظر میرسد توافق عربستان با پاکستان و ترکیه، بیشتر پاسخ فوری به دغدغههای امنیتی ریاض در شرایط نااطمینانی نسبت به توان و تداوم چتر امنیتی آمریکا باشد تا مشخصکردن هدف پیمان. تا هنگامی که هدف پیمان مشخص نباشد، آمریکا موضعی منفعلانه در قبال آن اتخاذ کرده و نظارهگر آن خواهد بود.
🔸افزون بر این، پیمان مذکور جایگاه نظامی و امنیتی آمریکا را نیز مورد خطر قرار نمیدهد؛ زیرا توانمندی نظامی ترکیه و پاکستان به مراتب کمتر از آمریکا است تا بتواند یک جایگزین امنیتی کامل برای عربستان باشد. به همین خاطر، آمریکا نگرانی اندکی بابت آثار این پیمان دارد، چه اینکه در گذشته نیز سابقه چنین توافقاتی میان متحدان آمریکا در منطقه وجود داشته است، همچون پیمان دفاعی میان اردن و مصر در دهه ۱۹۷۰ میلادی یا پیمان سنتو در دهه ۱۹۵۰. هرچند، این پیمان به لحاظ سیاسی از نفوذ آمریکا در منطقه خواهد کاست که مهمترین نمونه آن، کاهش انگیزه عربستان برای عادیسازی روابط با اسرائیل است.
💢دشمنان پیمان مکه در واشنگتن
🔸اگرچه سیاستمداران آمریکا تاکنون در قبال پیمان مذکور سکوت اتخاذ کردهاند، اما اعضای پیمان دشمنان قدرتمندی در واشنگتن دارند. نومحافظهکاران طرفداران اسرائیل مدتهاست ترکیه را به دلیل افزایش تنش با تلآویو و پاکستان را به علت میانجیگری مذاکرات با ایران به شدت مورد انتقاد قرار میدهند. آنها از عملکرد ترامپ در حفظ روابط حسنه با این دو کشور راضی نیستند. به تازگی نیز نومحافظهکاران حملات خود را به عربستان افزایش دادهاند؛ زیرا معقتدند این کشور در جنگ با ایران همراهی کاملی با آمریکا و اسرائیل ندارد. چنین رویکرد سختگیرانهای در حزب دموکرات و بخش دیگری از حزب جمهوریخواه وجود ندارد، با این وجود، نومحافظهکاران تهدیدی جدی برای سرنوشت پیمان مکه هستند.
✅در مجموع، آمریکا رویکرد منفعلانهای را در قبال پیمان مکه اتخاذ کرده است. سکوت آمریکا ریشه در ابهام در اهداف پیمان و همچنین عدم تقابل با اولویتهای کنونی آمریکا در غرب آسیا دارد. به عبارت بهتر، احتمالاً آمریکا به جمعبندی مشخصی در خصوص پیمان مذکور نرسیده و قصد دارد نظارهگر تحولات آینده آن باشد. تجربه پیمانهای دفاعی متحدان منطقهای آمریکا نشان میدهد لزوماً پیمان مکه در تقابل با اهداف آمریکا میتواند نباشد و احتمال اندکی وجود دارد که به موقعیت نظامی و امنیتی آمریکا آسیب وارد کند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐از انفعال تا تسهیلگری؛ آرایش جدید اروپا در بحران آتی خاورمیانه
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اروپا
#جنگ_رمضان
📝علی محبی
🔹تحرکات نظامی و دیپلماتیک یک ماه اخیر اروپا نشاندهنده آرایش جدید کشورهای اروپایی در قبال درگیریهای احتمالی آتی میان ایران و آمریکا است؛ از مجوز بریتانیا و بلغارستان به آمریکا جهت استفاده از پایگاههای هوایی بهعنوان محور لجستیکی تا خروج ناوهای فرانسوی و آلمانی از خاورمیانه. تحرکات اروپاییها نشان میدهد که آنها نه خواهان یک جنگ جدید هستند و نه از توان ابتکار عمل مستقل یا تهاجمی برخوردارند. رویکرد محتمل آنها در هر بحران آتی، مشارکت غیرمستقیم و لجستیک است که شامل تسهیل غیرمستقیم عملیات آمریکا از سوی برخی کشورها در ازای امتیازاتی در کنار کاهش حضور و تلاش برای مدیریت تبعات بحران توسط برخی دیگر است.
💢آرایش اروپاییها: تفکیک رویکرد منفعل-تسهیلکننده
🔸تحرکات نظامی یک ماه گذشته نشان میدهد کشورهای اروپایی به دو بلوک متمایز تقسیم میشوند:
1️⃣ اروپای شرقی: بلغارستان با در اختیار قرار دادن فرودگاهها و زیرساختهای خود بدون هیچگونه محدودیت، نقش «پل لجستیکی و سوخترسانی» را برای ناوگان هوایی آمریکا ایفا میکنند. اوکراین نیز با هدف قرار دادن یک کشتی تجاری ایرانی در خزر، عملاً جبهه جدیدی از رقابت را به شمال ایران کشید. برای کشورهای اروپای شرقی، همسویی با واشنگتن یک معامله است؛ مقامات این کشورها معتقدند که در ازای تسهیل و همراهی با اقدامات آمریکا، میتوانند حضور دائمیتر نیروهای آمریکایی در منطقه بالتیک و تسلیحات و امتیازهای اقتصادی دریافت کنند.
2️⃣ اروپای غربی: در سوی دیگر، فرانسه و آلمان با فراخواندن ناوهای خود از خاورمیانه، سیاست انتظار و مشروط کردن هرگونه اقدام به برقراری آتشبس را در پیش گرفتهاند. فرانسه و بریتانیا در ائتلاف منطقهای صراحتاً اعلام کردهاند که ورود احتمالیشان صرفاً محدود به پاکسازی مینها و تأمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز پس از کاهش تنشها و تقویت توان پدافندی متحدان منطقهایشان خواهد بود، نه مشارکت در اصل جنگ. ایتالیا نیز تمرکز خود را بر استقرار سامانههای پدافندی در عربستان، بحرین و کویت قرار داده تا الگوی جنگ ۴۰ روزه (جنگ رمضان) و تقویت رینگ پدافندی آمریکا را تکرار کند.
💢فرصتها، تهدیدها و موازنه ترامپ
🔸بحران کنونی خاورمیانه، اروپا را در میان یک دوگانه قرار داده است. از یک سو، هرگونه تشدید تنش منجر به شدتیافتن بحران انرژی میشود که میتواند برای اقتصاد اروپا بسیار آسیبزا باشد. از سوی دیگر، مسئله مدیریت و حفظ رابطه با آمریکا آنها را مجبور به همسویی میکند تا آسیب کمتری به روابطشان وارد شود.
🔸اگرچه این بحران فرصتی برای کاهش وابستگی به توان نظامی آمریکا و تقویت ادغام نظامی خود اروپا ایجاد میکند، اما در عمل، اختلاف در رویکردها مانع یکپارچگی است. کشورها برای حفظ امنیت انرژی و خطوط مواصلاتی حاضر به اقدامات تدافعی هستند، اما حاضر به یک درگیری تهاجمی، سناریوی حمله زمینی یا ضربه به زیرساختها نخواهند بود. صحبتهای اخیر نخستوزیر بلژیک مبنی بر اینکه « ناتو از کشورهایی که خودسرانه وارد جنگ میشوند و انتظار کمک دارند پشتیبانی نمیکند» بیانگر همین نگاه است. این تعارض منافع، منجر به رویکرد متفاوت هر کشور نسبت به درگیریهای احتمالی در خاورمیانه میشود.
💢شکاف ساختاری
🔸در سناریوی یک درگیری محصور به «تنگه هرمز، محاصره دریایی و ضربه به توان آفندی»، اکثر اروپاییها همانند جنگ رمضان تنها به تقویت رینگ پدافندی، تسهیل امور لجستیک برای آمریکا میپردازند. با این حال، به نظر میرسد که شاید برخی کشورهای اروپایی شرقی به ویژه اوکراین و بلغارستان حاضر باشند در ازای دریافت امتیازات اقتصادی-تسلیحاتی در اقدامات بیشتری در هرگونه تهاجم آمریکا نقش داشته باشند. در مقابل، اگر بحث حمله زمینی یا حمله گسترده به زیرساختها مطرح باشد، کشورهای اروپای غربی عقب خواهند کشید و تلاش میکنند نقشی برای ایجاد پل ارتباطی بین تهران و واشنگتن ایفا کنند.
✅در هر بحران آتی، اروپا همان رویکرد دوره قبل را تکرار خواهد کرد که شامل انفعال راهبردی و پرهیز از مداخله مستقیم تهاجمی است. با این حال، برخی کشورها به دلیل هزینه پایین حمایت از آمریکا در مقابل ایران و انتظار دریافت کمکهای مالی و تسلیحاتی، نقش پررنگتری در تسهیل عملیات واشنگتن ایفا خواهند کرد. از منظر راهبردی، ایجاد هزینه جدی برای هرگونه پشتیبانی لجستیکی بازیگران اروپایی به ویژه اروپای شرقی، ابزار اصلی ایران برای برهمزدن این الگوی تسهیلگری خواهد بود.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐پیروزی السید در میشیگان چه معنایی برای دموکراتها و جمهوریخواهان دارد؟
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_آمریکای_شمالی
🔹هفته گذشته، عبد السید، سیاستمدار مسلمان و ترقیخواه میشیگان توانست در انتخابات مقدماتی کرسی سنای این ایالت، هیلی استیونز، دموکرات میانهرو را شکست داده و نامزد نهایی حزب در برابر جمهوریخواهان شود. السید با رویکرد ضد اسرائیلی، مطالبه بیمه همگانی برای شهروندان و منع ورود پول و لابی شرکتها به سیاست شناخته میشود. به همین خاطر، پیروزی او میتواند نشاندهنده تغییرات اساسی درون حزب دموکرات و همچنین قدرتگیری جریان ترقیخواه برای انتخابات ۲۰۲۸ ریاست جمهوری باشد.
💢میشیگان بیشتر به سمت چپ گرایش یافته است
🔸السید یکبار در انتخابات مقدماتی ۲۰۱۸ فرمانداری میشیگان شرکت کرد که با اختلاف ۲۲% شکست سنگینی از گرچن ویتمر، خورد. اما او امسال توانست بر نامزد جریان اصلی حزب پیروز شود که نشان میدهد دیدگاه دموکراتهای میشیگان در مقایسه با گذشته بیشتر به سمت ترقیخواهی میل کرده است. علاوه بر این، السید میتواند به اولین سناتور ترقیخواه میشیگان و اولین سناتور مسلمان تاریخ سنا تبدیل شود. این تغییر به دلیل سیاستهای اقتصادی ترامپ، لیبرالتر شدن رأیدهندگان دموکرات در گذر زمان و شاید از همه موارد مهمتر، ناکامی جریان حاکم حزب در حمایت از غزه در سه سال اخیر است. مورد آخر را به وضوح در شکست سال ۲۰۲۴ هریس از ترامپ در میشیگان دید. در مجموع، میشیگان ۲۰۲۶ بهمراتب ترقیخواهتر از سالهای پیش است.
💢جمهوریخواهان با واکنشهای تند به استقبال السید رفتند
🔸واکنش حزب جمهوریخواه به پیروزی السید، ایجاد هراس بود. ترامپ و جمهوریخواهان کنگره پیروزی السید را به عنوان روند تسلط کمونیسم، یهودستیزی و اسلامگرایی بر جامعه آمریکا به تصویر کشیدند. آنها همچنین اظهار داشتند که حزب دموکرات از مسیر سنتی خود منحرف شده و به ارزشهای آمریکایی پشت کرده است. از آنجا که هنوز قشر مستقل و حتی دموکرات میانه جامعه آمریکا در برابر برخی ایدههای فرهنگی/اقتصادی ترقیخواهی موضعی بهشدت منفی دارند، جمهوریخواهان سعی دارند با برجستهکردن این اختلافات از پیروزی ترقیخواهان به نفع خود بهره ببرند.
🔸علت دیگر این واکنش جمهوریخواهان این است که پیروزی ترقیخواهان به معنای دشوارتر شدن امکان مصالحه با حزب دموکرات است. ترقیخواهان در مقایسه به دموکراتهای میانهرو ضدیت بیشتری با سیاستهای اقتصادی جمهوریخواهان دارند و قائل به دخالت هر چه بیشتر دولت در اقتصاد هستند. هرچه تعداد ترقیخواهان افزایش یابد، جمهوریخواهان چانهزنی پیچیدهتری با حزب رقیب بر سر مسائل بودجهای خواهند داشت.
💢السید و ترقیخواهان به دنبال تغییری رهبر دموکراتهای سنا هستند
🔸تاکنون دو ترقیخواه که نامزد دموکراتها در انتخابات سنا هستند، گفتهاند از رهبری چاک شومر بر دموکراتهای سنا حمایت نمیکنند: تروی جکسون از مِین و السید از میشیگان. جاش تورِک، نامزد دموکرات آیووا و متمایل به ترقیخواهی نیز در خصوص حمایت از شومر سکوت کرده است. اگرچه شومر گفته است در انتخابات با این سه نامزد همکاری خواهند کرد، اما او نگران است که پیروزی آنها، موقعیت رهبریاش را تضعیف کند. شومر در میان نامزدهای کنونی حزب همپیمانانی نیز دارد (از جمله مری پِلتولا از آلاسکا و شِرود براون از اوهایو)؛ اما هنوز موقعیت او در حزب متزلزل است.
💢مأموریت دشوار السید برای رسیدن به سنا
🔸اگرچه میشیگان در مقایسه با گذشته ترقیخواهتر شده است، اما السید رقابت تنگاتنگی با مایک راجرز جمهوریخواه دارد. نظرسنجیها پیش از انتخابات، حاکی از پیروزی قاطعانه السید بودند، اما چنین چیزی محقق نشد و او بهسختی توانست استیونز را شکست دهد. این یعنی هنوز بخش قابل توجهی از پایگاه رأی دموکراتها به سمت جریان حاکم - هم در سیاستهای اقتصادی میانهتر و هم در حمایت از اسرائیل یا ضدیت با یهودستیزی - گرایش دارد. السید باید بتواند دموکراتهای میانه و رأیدهندگان مستقل را با برنامههای خود همراه کند، در غیر این صورت از جمهوریخواهان شکست خواهد خورد.
✅پیروزی عبد السید در انتخابات مقدماتی میشیگان نشاندهنده افزایش نفوذ جریان ترقیخواه در حزب دموکرات، تغییر تدریجی پایگاه رأی این حزب و متزلزل بودن جایگاه رهبری چاک شومر در میان دموکراتهای است. با این حال، پیروزی در انتخابات مقدماتی تضمینکننده موفقیت او در انتخابات سراسری نیست. جمهوریخواهان میتوانند با برجستهکردن مواضع فرهنگی و اقتصادی او، رأیدهندگان مستقل و دموکراتهای میانهرو را علیه او بسیج کنند. در سطح ملی نیز، موفقیت السید میتواند بر آینده رهبری دموکراتها و انتخابات ۲۰۲۸ اثرگذار باشد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐آیا مذاکرات تنگه هرمز راه را برای پایان جنگ باز میکند؟
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان #تنگه_هرمز
📝احسان کیانی
🔹تفاوت مذاکرات فعلی ایران و عمان با موارد قبلی در این است که این بار عمان نه به مثابه یک میانجی بلکه به عنوان بازیگری که حاکمیت یکسوی تنگه هرمز را در اختیار دارد، وارد گفتگوها شده و البته نمیتوان انکار کرد که آمریکا که گرچه حضور مستفیم ندارد ولی از طریق عمان، در این مذاکرات مؤثر است.
🔸آنچه تاکنون در رسانهها منتشر شده عموماً بر این مبنا استوار است که کنترل ورود به تنگه از مسیر شمالی در سواحل ایران و کنترل خروج از تنگه از مسیر جنوبی در سواحل عمان، برقرار باشد. عمان پیشتر یک مدل مبتنی بر مدیریت مشترک بر هر دو مسیر ورود و خروج را پیشنهاد داده بود که با توجه به منافات با حاکمیت ایران بر تنگه، از سوی تهران رد شد. گرچه امکان تنظیم رویههای مشترکی در خصوص مسیریابی کشتیها، هماهنگی ایمنی دریایی و حفاظت از محیط زیست را پذیرفته است.
🔸در خصوص موضوع هزینه خدمات، پیشنهاد عمان، یک صندوق مشترک برای دریافت داوطلبانه هزینه از سوی دولتها و شرکتهای ذینفع از تنگه است. مدلی خدماتمحور که به دریافت داوطلبانه هزینه گشتهای دریایی از سوی مالزی، اندونزی و سنگاپور در تنگه مالاکا شباهت دارد. ولی ایران درصدد دریافت هزینه حتمی و قطعی از میزان عبور از تنگه است.
🔸به نظر میرسد در وهله اول، ایران بیش از دریافت هزینههای خدمات؛ در پی شناسایی رسمی حق اِعمال حاکمیت بر تنگه هرمز است که به تعبیری، امکان بازگشت وضعیت تنگه به قبل از جنگ رمضان را منتفی میسازد. تعیین مدلی که ضرورت ورود از مسیر شمالی و خروج از مسیر جنوبی را تثبیت کند، در این راستا خواهد بود.
🔸از سوی دیگر، برخی کارشناسان معتقدند که تداوم طولانیمدت و حتی میانمدت انسداد تنگه هرمز، به تدریج زمینههای تقویت مسیرهای جایگزین از کشورهای عربی به سوی سواحل مدیترانه و دریای سرخ را فراهم میکند و از ارزش راهبردی تنگه هرمز خواهد کاست. البته گرچه امارات از طریق بندر فجیره و عربستان از طریق بندر ینبع، درصدد مسیرهای جایگزین مناسبی هستند ولی تعبیه مسیرهای جایگزین برای عراق، بحرین، کویت و قطر بسیار دشوار و پُرهزینه خواهد بود.
🔸به نظر میرسد تیم مذاکرهکننده ایران به اجرای تفاهم اسلامآباد تمایل دارد و به همین منظور، اجرای هرگونه توافق نهایی را به رفع محاصره دریایی ایالات متحده و خروج ناوهای آمریکا از محیط پیرامونی ایران مشروط کرده است. از سوی دیگر، چین با کاهش تقاضای بازار انرژی، از افزایش قیمت نفت و بروز بحرانهای شدیدتر در اقتصاد جهانی جلوگیری کرده که نشان میدهد، فقدان حضور مستقیم یا غیرمستقیم چین در این مذاکرات، مانعی در مسیر تحقق هدف ایران مبنی بر فشارهای شدیدتر بر غرب است.
✅در شرایط کنونی محتملترین سناریو یک توافق فنی و موقت برای افزایش عبور و مرور از تنگه طبق نظارت ایران خواهد بود و احتمالاً دریافت هزینه خدمات نیز به آینده موکول خواهد شد. در ازای این گشایش، احتمالاً محاصره دریایی نیز مرتفع شده و فروش نفت ایران تسهیل خواهد شد. آمریکا گرچه توانایی ضربات زیرساختی به ایران را دارد ولی صرفنظر از نگرانی درباره ابعاد پاسخ ایران، به این موضوع آگاه است که هیچ اقدام نظامی و ازجمله ضربات شدیدتر به ایران، موجب گشایش تنگه نخواهد شد و نهایتاً بار دیگر مجبور خواهد بود به میز مذاکره بازگردد. به همین دلیل، در شرایطی که از منظر ذخایر پدافندی نیز با مشکل مواجه شده، فعلاً ترجیح میدهد بتواند طبق یک توافق موقت، از فشارهای انسداد تنگه بکاهد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐جنگ در جبهه لبنان بعد از تفاهمنامه چه تغییری کرده است؟
#تحلیل_کوتاه
#لبنان
📝محمدعلی حسننیا
🔹تفاهمنامه ایران و آمریکا، اگرچه درگیریهای گسترده در لبنان را متوقف کرد و حزبالله را از زیر فشار روانی ناشی از بمباران بیامان بیروت خارج ساخت اما به معنای پایان بحران در جبهه جنوب نبوده است. این تفاهم که مورد استقبال حزبالله نیز قرار گرفت، میدان را بهسوی نبردهای موضعی و فرسایشی در مناطق مرزی تغییر داد.
💢پایان یک جنگ، آغاز فصلی نو
🔸جنگ از پایتخت به جنوب منتقل شده و ماهیت آن نیز دگرگون شده است. اسرائیل اکنون بر تحکیم مواضع خود در منطقه اشغالی متمرکز است. بر اساس گزارشها، این رژیم موفق به اشغال حدود ۶۰ روستا در جنوب لبنان شده و در برخی نقاط تا عمق ۱۱ کیلومتری پیشروی کرده است. این منطقه که به عنوان منطقه حائل یا کمربند امنیتی یا خط زرد جدید شناخته میشود، محور اصلی درگیریهاست.
💢راهبرد صهیونیستها؛ سوریهسازی و کرانهباختریسازی جنوب
🔸تحلیلگران بر این باورند که راهبرد اسرائیل در جنوب لبنان، فراتر از ایجاد یک منطقه حائل صرفاً نظامی است و شباهت زیادی به الگوهای اشغالگری در کرانه باختری و سوریه دارد. هدف نهایی، تضعیف حاکمیت دولت لبنان و تغییر دموگرافیک منطقه از طریق تخریب زیرساختها و روستاهای مرزی و جلوگیری از بازگشت ساکنین اصلی آن است. نخستوزیر اسرائیل به صراحت اعلام کرده که این مناطق حائل تغییر پارادایم در راهبرد امنیتی آن رژیم محسوب میشود و اجازه نخواهد داد که "ارتش محور مقاومت" در نزدیکی مرزهایش مستقر شوند.
🔸در این میان، فشار سیاسی آمریکا با هدف خلع سلاح حزبالله، به عنوان ابزاری برای تکمیل این پروژه اشغالگری عمل میکند. توافق رم و بعد واشنگتن چارچوبی که میان لبنان و اسرائیل با میانجیگری آمریکا امضا شده، اگرچه به عنوان گامی برای خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی و استقرار ارتش لبنان در مناطق آزمایشی طراحی شده، اما عملاً به رژیم اجازه میدهد تا زمانی که حزبالله خلع سلاح نشده، در جنوب بماند و آزادی عمل نظامی خود را حفظ کند. حزبالله این توافق را "باطل و پوچ" خوانده و آن را تسلیم در برابر خواست اسرائیل دانسته است.
💢تغییر تاکتیک حزبالله؛ جنگ انسانمحور نیست
🔸مهمترین تحول در جبهه جنوب، تغییر راهبرد میدانی حزبالله است. این گروه اکنون بهطور گسترده از روشهای جنگی جدید استفاده میکند که محوریت آن با انسان نیست، بلکه مبتنی بر فناوریهای نوین و هزینهپایین است. نکته کلیدی، استفاده گسترده و مؤثر حزبالله از پهپادهای هدایتشونده با فیبر نوری است. ویژگی منحصربهفرد این نوع پهپادهای ارزان قیمت (حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار) غیرقابل نفوذ بودن آنها در برابر جنگ الکترونیک و سیستمهای اخلالگر اسرائیل است. این تاکتیک الهامگرفته از جنگ اوکراین، به حزبالله اجازه داده تا با هزینهای اندک، به تانکهای مرکاوا، بولدوزرهای زرهی و تجمعات نظامیان صهیونیست ضربه بزند و تلفات و خسارات مادی قابل توجهی بر اسرائیل وارد کند.
💢میدان پس از آتشبس؛ جنگ فرسایشی و بنبست تاکتیکی
🔸با وجود توافق و آتشبس، وضعیت میدانی در جنوب نشاندهنده یک جنگ فرسایشی تمامعیار است. ارتش اسرائیل همچنان در مناطق اشغالی مستقر است و به عملیات تخریب تأسیسات و تونلهای حزبالله(قلعه شقیف) ادامه میدهد. گزارشها حاکی از آن است که حزبالله در جریان نبردها بر سر تپههای راهبردی "علی الطاهر" در منطقه نبطیه، با وجود هزینههای سنگین، توانسته مانع از تصرف کامل آن توسط اسرائیل شود که نشانگر بازگشت به راهبرد جنگ مستقیم در نقاط کلیدی است.
🔸تاکنون اسرائیل از خروج بیشتر از مناطق اشغالی خودداری کرده و اعلام داشته که تا زمان خلع سلاح حزبالله، عقبنشینی بیشتری انجام نخواهد داد. نهادهای تحلیلی نیز معتقدند که توانایی ارتش لبنان برای پر کردن خلأ و جلوگیری از بازگشت حزبالله به مناطق آزادشده، بسیار محدود است. ارتشی که هم نقطه ضعف جدی در دفاع از لبنان دارد هم نزدیک به ۶۰ درصد عناصر رده پایین آن شیعیان هستند. همین موضوع باعث تحریم برخی نیروهای امنیتی در ارتش توسط آمریکا شده و واشنگتن دل خوشی از رودلوف هیکل فرمانده آن هم ندارد.
💢جمعبندی
✅تفاهم ایران و آمریکا هرچند توانست از شدت درگیریها بکاهد و حزبالله را از فشار هوایی سنگین نجات دهد، اما منجر به حل مناقشه در جنوب لبنان نشد. در شرایط کنونی، اسرائیل با اتکا به توافق ناقص و فشار سیاسی غرب، بهدنبال تثبیت اشغالگری و تغییر جغرافیای منطقه با هدف سوریهسازی جنوب لبنان است. در مقابل، حزبالله با درک تجربه تلخ جنگهای پیشین، بهطور جدی از الگوی جنگ انسانمحور فاصله گرفته و با بهرهگیری از پهپادهای ارزانقیمت و غیرقابل اختلال، راهبرد افزایش هزینه اشغالگری را در پیش گرفته است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐چرا جمهوریخواهان سنا با ترامپ به اختلاف خوردهاند؟
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_آمریکای_شمالی
🔹یک سال پیش جمهوریخواهان سنا در اتحادی مستحکم با ترامپ بودند و سیاستهای مدنظرش را در کنگره پیگیری میکردند. اما اکنون در آستانه انتخابات میاندورهای به وضعیت تعارض منافع با ترامپ دچار شدهاند که باعث شده اتحاد گذشته ترک بردارد. ترکیبی از جنگ با ایران، افزایش قیمت بنزین و نارضایتی عمومی از جنگ طرح ترامپ برای اثبات شهروندی حین رأیدادن جمهوریخواهان را به تقابل با ترامپ کشانده است.
💢خصومت قدیمی ترامپ با رهبر جمهوریخواهان سنا
🔸کینه ترامپ از جان ثون به سال ۲۰۲۰ باز میگردد، هنگامی که او از ادعاهای ترامپ در خصوص پیروزیاش در انتخابات حمایت نکرد. از آن موقع ترامپ کوشید تا ثون را از معادلات قدرت در سنا حذف کند. در انتخابات مقدماتی سنا در ایالت داکوتای جنوبی، ترامپ برای شکست ثون، حملات شدیدی به او کرد. با این وجود، این سناتور توانست رقبای همحزب خود را شکست دهد و مجدداً نماینده این ایالت بهشدت جمهوریخواه در سنا گردد. پیروزی ثون علیرغم حملات رسانهای ترامپ، تکیهگاهی برای استقلال عمل نسبی او شد. پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴، این دو شخص حداقل در ظاهر روابط خود با یکدیگر را بهبود بخشیدند و ثون توانست رهبری جمهوریخواهان سنا را به دست آورد. حال به نظر میرسد دوباره اختلاف میان ترامپ که وفاداری میخواهد و ثون که پایگاه رأی مستقلی دارد در حال افزایش است.
💢نارضایتی جمهوریخواهان از جنگ با ایران
🔸افزایش قیمت کالاها مخصوصاً بنزین، نگرانی جمهوریخواهانی را برانگیخته است که در انتخابات سنای امسال شرکت خواهند کرد. همحزبیهای ترامپ در سنا تاکنون تقریباً انسجام خود را برای حمایت از جنگ حفظ کردهاند، اما نشانهها مبنی بر شکستن این انسجام آشکار شده است. در آخرین رأیگیری سنا برای پایان جنگ با ایران، سوزان کالینز، سناتور جمهوریخواه ایالت مین که رقابت سختی با تروی جکسون دموکرات خواهد داشت، به پایان جنگ رأی داد. سایر جمهوریخواهان نیز بر ترامپ فشار میآورند تا جنگ را پیش از بحرانی شدن اقتصاد آمریکا به پایان برساند.
🔸این نارضایتی به بودجه سال آینده پنتاگون و بودجه جنگ با ایران تسری پیدا کرده است. مورد دوم چالش بیشتری دارد و مشخص نیست جمهوریخواهان سنا چگونه به آن رأی خواهند داد. هماکنون جان ثون هشدار داده است که احتمالاً ۵۰ رأی کافی برای تصویب بودجه جنگ با ایران وجود ندارد. یعنی برخی از جمهوریخواهان رأی مثبت نخواهند داد. این طرح، بودجه اصلاحی ۲۰۲۶ است، به همین دلیل دموکراتها نمیتوانند برخلاف بودجه سال آینده پنتاگون با فیلیباستر مانع تصویب آن شوند. حتی با وجود این شرایط، جمهوریخواهان به دلیل وضعیت اقتصادی نابسامان هنوز نتوانستهاند اکثریت ساده را برای تصویب آن تشکیل دهند. ترامپ به ثون فشار میآورد تا جمهوریخواهان را برای تصویب بودجه جنگ هماهنگ کند، اما ثون تمایلی به این کار ندارد.
🔸از همه نکات مذکور مهمتر، با پایان ماه ژوئیه، کنگره تا انتخابات میاندورهای تقریباً دو ماه در تعطیلی خواهد بود و تنها یک ماه جلسات برقرار است. به همین خاطر، ترامپ نگران است، عدم تصویب بودجه جنگ در روزهای آتی، آن را تا بعد از انتخابات میاندورهای به تعویق بیندازد.
💢نه به طرح «نجات آمریکا»
🔸تأمین بودجه ۷۳ میلیارددلاری جنگ با ایران، بخش غالب بسته بودجه اصلاحی را شکل میدهد؛ اما همه آن نیست. حدود ۱۰ میلیارد دلار دیگر این بسته به طرح نجات آمریکا (Save America Act) مربوط میشود. این طرح رأیدهندگان را هنگام اخذ رأی ملزم به اثبات شهروندی آمریکا میکند. ترامپ ادعا میکند که بخش زیادی از پایگاه رأی دموکراتها برای مهاجرین غیرقانونی است و به همین خاطر این طرح را مطرح کرده است. او اخیراً گفت که جمهوریخواهان تا قبل از تصویب این طرح نباید سنا را برای تعطیلات ترک کنند. با این وجود، ثون و برخی از جمهوریخواهان باور دارند در میانه جنگ این طرح از حمایت افکار عمومی برخوردار نیست.
✅شکاف میان ترامپ و جمهوریخواهان سنا بیش از هر چیز ناشی از تفاوت در اولویتهای سیاسی و انتخاباتی است. ترامپ بر اجرای کامل دستور کار خود، از تأمین بودجه جنگ با ایران تا تصویب طرح «نجات آمریکا»، اصرار دارد؛ اما برخی از سناتورهای جمهوریخواه با توجه به افزایش قیمتها، نارضایتی افکار عمومی از جنگ و نگرانی از نتایج انتخابات میاندورهای، تمایلی به همراهی کامل با او ندارند. این اختلافات، همراه با روابط نامساعد ترامپ و ثون، انسجام گذشته جمهوریخواهان سنا را آن هم در میانه جنگ با چالش جدی مواجه کرده است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐با ایران یا ضد ایران؛ موضع طالبان در جنگ چیست؟
#تحلیل_کوتاه
#افغانستان
📝امیرمحسن شاهشرقی
🔹در مقطعی که آمریکا مشغول انباشت ظرفیتهای نظامی جدید در منطقه برای حمله به ایران بود، اظهارات «ذبیحالله مجاهد»، سخنگوی وزارت خارجه طالبان، مبنی بر همکاری با ایران در صورت حمله آمریکا خبرساز شد. مجاهد طی جنگ موضع طالبان را تعدیل کرد و با استفاده از مفهوم «بیطرفی فعال» و دعوت طرفین به خویشتنداری، کوشید تا در عین حمایت از ایران، به آمریکا نیز پیامی آشتیجویانه مخابره کرده باشد. این قسم موضعگیری را باید برآیند مجموعهای از ملاحظات در طرف طالبان دانست که در ادامه به مهمترین آنها اشاره میشود.
💢ملاحظات تحریککننده حمایت
🔸مقابله با آمریکا و تحمیل عقبنشینی فضاحتبار ۲۰۲۱ به این کشور، یکی از ستونهای پرستیژ و اعتبار سیاسی طالبان است و این گروه، در تلاشهای خود برای تولید مشروعیت و حفظ پایگاه خود، بر تمایلات ضدآمریکایی اتکایی ویژه دارد. به علاوه، طالبان از زمان استقرار تاکنون، بر توسعه روابط با چین و روسیه به عنوان رقبای آمریکا تمرکز کردهاند و فارغ از ملاحظات ایدئولوژیک موجود در قندهار عملگرایان کابل نیز حمایت از آمریکا و اسرائیل را در این جنگ پرریسک قلمداد میکنند.
🔸جمهوری اسلامی ایران، علیرغم عدم شناسایی رسمی، در حوزههای مختلف با طالبان به تعامل و همکاری پرداخته است و طالبان از تداوم این رویکرد تعاملی در صورت تغییر رژیم مطمئن نیست. اشتراک مواضع ضدآمریکایی در سالهای منتهی به خروج آمریکا و پس از آن، جمهوری اسلامی ایران را از اعمال فشار غیرمتعارف بر طالبان منصرف کرده است و طالبان، به تداوم معادله مذکور متمایل است.
🔸ایران بزرگترین کشور پذیرنده مهاجران رسمی و غیررسمی افغانستانی در دنیاست و طبعا بخشی از درآمد این مهاجران از مبداء ایران به این کشور منتقل میشود. وابستگی معیشتی ساکنان افغانستان به حوالههای ارسالی خارج از کشور پس از استقرار طالبان افزایش یافته است و بسیاری از خانوارها، در صورت گسترش بیثباتی در ایران در گذران روزمره دچار چالش خواهند شد.
🔸در کنار حوالههای ارسالی، ایران یکی از مهمترین شرکای تجاری افغانستان است و بخش بزرگی از سوخت و کالای مصرفی افغانستان از ایران تامین میشود. ضمن اینکه در سایه تنشهای فزاینده میان پاکستان و طالبان، لجستیک تجاری افغانستان نیز به بنادر جنوبی ایران وابستگی بیشتری پیدا کرده است.
🔸جنگ، محاصره یا حمله به زیرساختهای ایران در واقع به خلق نگرانیها و پیچیدگیهای جدید برای اقتصاد کمبنیه افغانستان منجر خواهد شد و حکومت بر افغانستان را برای طالبان بیش از پیش سخت خواهد کرد.
🔸نگرانی طالبان از بیثباتی در ایران، تنها اقتصادی نیست. طالبان، خود به عنوان یک گروه شبهنظامی و در کشاکش جنگ داخلی در افغانستان متولد شدند و بخشی از فرآیند رُشد تاریخی خود را در دهه ۷۰ شمسی مدیون حمایتهای پیدا و پنهانی هستند که گروههای جهادی به نام مبارزه با شوروی، از ایالات متحده، عربستان و پاکستان دریافت کردند. تکرار این سناریو در محیط ایران با پشتیبانی غرب، لزوما به نفع طالبان تمام نخواهد شد.
💢ملاحظات تعدیلکننده حمایت
🔸طالبان برای پایان دادن به حضور آمریکا در افغانستان دو دهه جنگیدهاند و اکنون، تمرکز آنها بر تثبیت قدرت در داخل افغانستان است. در این مسیر، جلب پذیرش بینالمللی و تنشزدایی با آمریکا/اروپا برای طالبان هدفی مهم محسوب میشود.
🔸طالبان قصد ندارند تلاشها برای رسمیتیابی و تنشزدایی با آمریکا را قربانی حمایت از همسایهای شیعه کنند و معتقدند تحریک خصومت آمریکا میتواند به شکل غیرمستقیم و در غالب تشدید حملات از سوی پاکستان یا افزایش فشارهای مالی به تضعیف آنها منجر شود.
🔸همچنین، باید توجه داشت که طالبان علیرغم اشتراک مواضع ضدآمریکایی، در موضوعات متعدد دوجانبه با ایران اختلاف دارند و مایل نیستند در معادلات منطقهای به عنوان بخشی از محور مقاومت یا متحدان ایران شناخته شوند. این حفظ فاصله بالاخص در سایه حملات تلافیجویانه ایران به مواضع آمریکا در قلمروی اعراب حاشیه خلیج فارس ضروریتر جلوه میکند.
💢جمعبندی
✅ گروهی معتقدند که طالبان به عنوان نیروی ضدآمریکایی این ظرفیت را دارند که در صورت آغاز جنگی گستردهتر، پشتیبان ایران باشند. چنین تحولی با توجه به ملاحظات طالبان بسیار بعید خواهد بود. دیگران معتقدند که طالبان در ازای کسب امتیازات تعیینکننده (همچون رسمیت و رفع تحریم) علیه جمهوری اسلامی ایران وارد عمل خواهد شد. در این خصوص نیز ادله کافی وجود ندارد و بعید است رهبری فعلی طالبان در قندهار چنین چرخشی را از حیث ایدئولوژیک بپذیرد. در مجموع، به نظر میرسد که بیطرفی فعال مسیری است که طالبان تا اطلاع ثانوی در منازعه ایران و آمریکا دنبال میکند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
♦️چگونه دیپلماسی معاملهگرایانه ترامپ منجر به شکست تفاهمنامه با ایران شد؟
◼️فارن افرز
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان
🔹شکست تفاهمنامه میان ایران و آمریکا نباید تعجبآور باشد. این توافق حل مسائل پرتنش میان دو دشمن را تنها به تعویق انداخت؛ فرمولی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بارها از آن استفاده کرده است. توافقهای ابراهیم که در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ میان اسرائیل و چند کشور عربی منعقد شد نیز از همین منطق معاملهگرانه پیروی میکرد؛ منافع کوتاهمدت طرفها را تأمین کرد، اما مناقشه اسرائیلی-فلسطینی همچنان حلنشده باقی ماند.
💢دیپلماسی معاملهگرانه
🔸مذاکرات محدود، مانند توافقهای آتشبس یا تبادل گروگان، ذاتاً مشکلساز نیستند. اما چنین توافقهایی ظرفیت محدودی دارند و زمانی شکست میخورند که جایگزین فرآیندهای دشوار حل ریشههای مناقشه، از جمله نهادسازی و مصالحه سیاسی، شوند. اگر آتشبس با دیپلماسی پایدار همراه نباشد، ممکن است تنها به فرصتی برای آمادهسازی دور بعدی جنگ تبدیل شود. هنگامی که اختلافات بنیادین حلنشده باقی بمانند، احتمال گسترش دوباره بحران در سراسر منطقه افزایش مییابد.
🔸دیپلماسی معاملهگرانه پدیده تازهای نیست، اما با روی کار آمدن ترامپ بار دیگر برجسته شد. این رویکرد بر این فرض استوار است که دولتها از طریق توافقهای مستقل و اغلب بر پایه روابط شخصی رهبران، نه چارچوبهای نهادی، به دنبال دستاوردهای فوری هستند. در این نگاه، توافقها ابزاری برای مدیریت تنشهای امروزند، نه گامی به سوی حلوفصل پایدار؛ معادل ژئوپلیتیکی یک سود سریع. با این حال، مدیریت مناقشه را نباید با حل مناقشه اشتباه گرفت.
💢جنگی برای پایان دادن به همه جنگها
🔸وضعیت کنونی غرب آسیا شباهت زیادی به آستانه جنگ جهانی اول دارد؛ زمانی که تعهدات مبهم، کاهش مشورت، اتکا به دیپلماسی شخصی و کوتاهبینی به فاجعهای جهانی انجامید. جنگ جهانی اول نتیجه فروپاشی نظم «کنسرت اروپا» بود که پس از ۱۸۱۵ برای حفظ موازنه قوا شکل گرفت. قدرتهای بزرگ قواعد تعامل را پذیرفته بودند و دیپلماتها پیش از تبدیل تنشها به بحران، برای حل اختلافات گرد هم میآمدند. این نظام بر مشروعیت و مسئولیت متقابل استوار بود و دولتها باور داشتند حفظ آن در نهایت به سود همه است.
🔸این نظم دههها دوام آورد، اما از نیمه قرن نوزدهم، با اوجگیری ناسیونالیسم، وحدت آلمان و ایتالیا و رقابتهای امپراتوری، رو به فرسایش گذاشت. دولتهای اروپایی رویکردی رقابتیتر و کوتاهبینانهتر در پیش گرفتند، کمتر با یکدیگر مشورت کردند و از مصالحه فاصله گرفتند. مناقشات بیش از پیش فرصتی برای دفاع از جایگاه، آزمودن اعتبار رقبا یا کسب مزیت راهبردی تلقی شد و در نتیجه، ابزارهای مهار بحران تضعیف شدند.
💢پشیمانی کشورهای عرب
🔸در آغاز، رهبران خلیج از رویکرد معاملهگرانه و شخصی ترامپ استقبال کردند. سفر ترامپ به خلیج در مه ۲۰۲۵ صدها میلیارد دلار قرارداد تسلیحاتی، سفارش هواپیما، انتقال فناوری و وعده سرمایهگذاری برای شرکتهای آمریکایی به همراه داشت. همزمان، معاملات ارز دیجیتال و املاک اعضای خانواده ترامپ با شرکتهای وابسته به خاندانهای سلطنتی خلیج، این نگرانی را ایجاد کرد که نفوذ در واشنگتن قابل خریداری است.
🔸اما محدودیتهای این رویکرد بهسرعت آشکار شد. تنها چند ماه پس از این سفر، اسرائیل به اقامتگاهی در قطر حمله کرد تا مقامهای حماس را هدف قرار دهد. دوحه نه توان جلوگیری از حمله را داشت و نه نفوذی بر تصمیمهای نزدیکترین شریک منطقهای واشنگتن. این رخداد نشان داد که دسترسی به کاخ سفید الزاماً به معنای نفوذ واقعی نیست. این محدودیتها امسال، همزمان با آغاز حملات هوایی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بیشتر نمایان شد.
💢جایگزین دیپلماسی معاملهگرایانه
🔸دیپلماسی معاملهگرانه میتواند موقتاً از شدت جنگ و ویرانی بکاهد و زمینهساز توافقی بزرگتر باشد، اما این هدف تنها با روابط شخصی، نشستهای سطح بالا و توافقهای مقطعی محقق نمیشود. یک توافق پایدار مستلزم حلکردن نگرانیهای امنیتی، رفع تحریمها در برابر امتیازهای قابل راستیآزمایی ایران در برنامه هستهای و ذخایر اورانیوم غنیشده، تضمینهای معتبر آمریکا و اسرائیل برای جلوگیری از حملات مجدد، چارچوبی اجرایی برای حفظ آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و نیز تفاهمهای تدریجی میان ایران و کشورهای خلیج درباره عدم تجاوز و عدم مداخله است.
✅هرچند چنین توافقی با توجه به ادامه درگیریها بلندپروازانه به نظر میرسد، اما یک چارچوب گستردهتر، برخلاف توافقهای محدود، میتواند همزمان به نگرانیهای امنیتی همه طرفها بپردازد و انگیزههایی ایجاد کند که توافقهای محدود از آن بیبهرهاند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐درهمتنیدگی جبههها؛ اهداف و پیامدهای حمله اوکراین به کشتی ایرانی
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان
📝علی محبی
🔹اقدام اخیر دولت اوکراین در هدف قرار دادن یک فروند کشتی باری در دریای خزر که میان ایران و روسیه تردد میکرد، نقطهعطفی در تحولات امنیتی مناقشه جاری محسوب میشود. این نخستین بار است که کییف بهطور مستقیم منافع مرتبط با ایران را هدف قرار میدهد. تحلیل این رخداد نیازمند واکاوی دقیق پیوندهای میان راهبرد کلان ایالات متحده و انگیزههای ویژه اوکراین در مقطع کنونی است؛ تحولی که میتواند پیامدهای ژئوپلیتیک گستردهای فراتر از مرزهای اروپای شرقی و خاورمیانه به همراه داشته باشد.
💢فشار بر شریانهای تجاری در سایه تنشهای منطقهای
🔸این عملیات قطعا بدون هماهنگی با آمریکا و برخی متحدان غربی انجام نشده و بیش از هر چیز حامل پیامی آشکار درباره اراده آمریکا برای اعمال فشار حداکثری و تنگتر کردن حلقه محاصره اقتصادی است. هدف راهبردی پشت این اقدام، ایجاد ناامنی سیستماتیک در خطوط مواصلاتی تجاری و لجستیکی ایران در حوزه دریای خزر است تا به تکمیل محاصره اقتصادی در جنوب کمک کند. همزمانی این اتفاق بلافاصله پس از حمله یمن به تأسیسات نفتی آرامکو، نشاندهنده تهدید آمریکا به گسترش محاصره دریایی و ضربات زیرساختی در صورت ورود جدیتر یمن به حوزه نبرد اقتصادی-زیرساختی است. اگرچه توانایی عملیاتی اوکراین برای استقرار یک محاصره تمامعیار دریایی در خزر امکانپذیر نیست اما کییف قادر است هزینههای ترانزیتی و اقتصادی قابلتوجهی بر تهران تحمیل کند. فراتر از این، آمریکا در تلاش است به تهران هشدار دهد که بازیگران اروپایی نیز آماده اتخاذ رویکردهای مداخلهجویانهتر در ابعاد اقتصادی و امنیتی هستند.
💢تقابل کمهزینه و بازیگری در معادلات واشنگتن
🔸این حمله در آستانه دیدار سران اوکراین و ایالات متحده انجام شد که نشاندهنده تلاش کییف برای بازتعریف وزن ژئوپلیتیک خود در واشنگتن است. دولت اوکراین میکوشد با ایفای نقش فعالتر علیه ایران، جایگاه خود را به عنوان یک عنصر محوری در واشنگتن تثبیت کرده و استمرار و افزایش حمایتهای مالی و تسلیحاتی آن را خواستار شود.
🔸از سوی دیگر، اقتصاد اوکراین دچار آسیبهای زیرساختی گستردهای است و بهدلیل فاصله جغرافیایی دور از ایران، از آسیبپذیری سرزمینی و اقتصادی کمتری در برابر اقدامات متقابل تهران برخوردار است. به همین دلیل ایران فاقد ابزارها و گزینههای متوازن و متناسب برای وارد کردن ضربات راهبردی مشابه به اوکراین است؛ وضعیتی که هرگونه واکنش مستقیم نظامی از سوی تهران را پرهزینه ساخته و حتی میتواند این کشور را ناخواسته وارد یک جبهه درگیری فرسایشی جدید کند که تمرکز راهبردیاش را در دیگر حوزهها تضعیف مینماید.
💢درهمتنیدگی جبههها و واکنشهای متقابل مسکو و تهران
🔸این تحول گویای فراتر رفتن جنگ اوکراین و ایران از مرزهای یک منازعه منطقهای است و آن را بهطور مستقیم به معماری امنیتی دیگر مناطق گره میزند. استمرار این روند به معنای مداخله عمیقتر کشورهای اروپایی در ترتیبات امنیتی خاورمیانه خواهد بود که در نتیجه آن، مرزهای ژئوپلیتیک اروپای شرقی و خاورمیانه را در هم میآمیزد. در این شرایط، هرگونه تحول در یک جبهه موجب تأثیرگذاری فوری و مستقیم بر جبههها و مناطق دیگر میشود.
🔸در سطح واکنشها، این رویداد از یکسو به تعمیق همکاریهای نظامی، اطلاعاتی و لجستیکی میان تهران و مسکو برای خنثیسازی تهدیدات مشابه منجر میشود و از سوی دیگر، با ورود مستقیمتر کشورهای اروپایی (بهویژه تروییکای اروپا) به معادلات منطقهای، تنشهای دیپلماتیک میان ایران و اروپا و روسیه و آمریکا را افزایش میدهد. در مقیاس کلان، این پدیده نظم جهانی را بیش از پیش به سمت شکلگیری بلوکهای متخاصم سوق داده و به انسجام بیشتر ائتلاف میان کییف، واشنگتن و تلآویو میانجامد.
✅معماری تحولات جهانی به سمتی پیش میرود که مرزهای میان مناطق گوناگون امنیتی کمرنگتر شده و رقابتهای ژئوپلیتیک در جبهههای اروپا، خلیج فارس و دریای خزر در هم تنیده میشوند. اگرچه ورود تمامعیار ایران و اوکراین به جنگ مستقیم در کوتاهمدت دور از انتظار است، اما این روند ساختاری، پیوندهای ناخواسته میان منازعات دو منطقه را تحکیم میبخشد و زمینه را برای ائتلافهای قویتر میان تهران-مسکو از یکسو، و کییف-واشنگتن-تلآویو از سوی دیگر هموار میسازد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
♦️پاکستان برنده جنگ در ایران شد
📝اسفندیار میر
▪️فارن افرز
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان
🔸در هفتم آوریل و همزمان با نزدیک شدن به ضربالاجل دونالد ترامپ به ایران برای بازگشایی تنگه هرمز یا مواجهه با «نابودی کل تمدن»، یک ژنرال پاکستانی تماسی برقرار کرد که مانع فاجعه شد. فیلد مارشال عاصم منیر (فرمانده ارتش پاکستان بهعنوان قدرتمندترین نهاد این کشور) به دونالد ترامپ و رهبران باقی مانده ایران برای توقف جنگ فشار آورد. ظرف چند ساعت، واشنگتن و تهران آتشبسی را اعلام کردند.
🔹ترامپ و عراقچی به صورت علنی از عاصم منیر و شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان، قدردانی کردند. چند روز بعد، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در اسلامآباد بیش از ۲۰ ساعت با مذاکرهکنندگان ایرانی دیدار کرد؛ این بالاترین سطح تماس مستقیم میان دو کشور از زمان انقلاب ۱۹۷۹ بود.
🔹چشمانداز این آتشبس، صلح و برنامههای جاری درباره شکلگیری یک توافق گستردهتر از پی آتشبس، اکنون بهشدت مبهم است. با این وجود، میانجیگری پاکستان به هر صورت تحولی قابلتوجه بود. در بخش عمده دوران پساجنگ، مولفههایی که تعیینکننده اثرگذاری ژئوپلتیک کشورها مشخص بود: موقعیت قدرت بزرگ، وزن اقتصادی، اعتبار هنجاری لیبرال و توان گردآوردن سایر قدرتهای اصلی.
🔹پاکستان در هیچ مقطعی از تاریخ خود با این مولفهها تطبیقپذیر نبود. پاکستان، کشوری بود دارای سلاح هستهای و در حاشیه نظم غربی، که بیشتر با بیثباتی منطقهای شناخته میشد تا حل منازعه؛ اقتصادی محدود داشت و از حیث دموکراسی لیبرال نیز واجد برتری چندانی نبود. در عینحال، پاکستان در خطرناکترین بحران خاورمیانه برای یک نسل، کاری را انجام داد که چین، فرانسه، آلمان، هند، بریتانیا و دیگر قدرتهای ژئوپلیتیکی قادر به انجام آن نبودند.
🔹تلاشهای اسلامآباد نماد تغییری گستردهتر در سیاست جهانی است. نظم بینالمللی آشفته ناشی از رقابت چندقطبی، در حال تشویق کشورهای متفاوتی است که فاقد اعتبار ژئوپلیتیک سنتی هستند. قدرتهای غیرسنتی مانند پاکستان، قطر، ترکیه و دیگران، در سایه ناتوانی سازمان ملل و دیگر نهادهای چندجانبه در مهار منازعات معاصر، مشغول پر کردن خلا موجود با استفاده از سیاستورزی تثبیتگر نظم هستند.
🔹قابلیت این کشورها در اعتمادسازی میان بلوکهای ژئوپلتیکی و گشودن کانالهای ارتباطی میان رقبایی که نمیتوانند یا نمیخواهند بهطور مستقیم وارد تعامل شوند، به آنها این ظرفیت را اعطا کرده است که برای مدیریت منازعات پیش از تشدید و از کنترل خارج شدن وضعیت نقشآفرینی کنند و در آزادسازی گروگانها و زندانیان میانجیگری کنند، برای گشودن کریدورهای تجاری مذاکره کنند و گفتوگوهای سیاسی معنادار را تسهیل کنند. در دهه پیش رو، این شکل از سیاستورزی برای آنها به داراییهای ژئوپلیتیکی ارزشمندی مبدل خواهد شد.
✅همه این کشورها الزاما معیارهای معمول ایالات متحده برای انتخاب شرکا را (مانند اعتبارات دموکراتیک، حکمرانی لیبرال یا فاصله سیاسی از چین) در اختیار ندارند. واشینگتن ممکن است بر این باور باشد که باید تنها به متحدان و شرکای تثبیتشدهای تکیه کند که در ارزشها و اهداف راهبردی رقابت با پکن با این کشور اشتراک دارند. اما اگر ایالات متحده بخواهد خود را از درگیریهای پرهزینه در سراسر جهان دور نگه دارد، احتمالا چارهای جز تقویت روابط با قدرتهای تثبیتگر جدید نداشته باشد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐آیا آمریکا به ایران حمله زمینی میکند؟
📝عرفان علمشاهی
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان
🔹حملات هوایی آمریکا به تأسیسات نظامی و زیرساختهای استانهای جنوبی ایران، این برداشت را تقویت کرده که آمریکا برای حمله زمینی مقدمهچینی میکند. آمریکا طی بیش از چهار ماه جنگ و حتی با تهدید به نابودی زیرساختها نتوانست تنگه هرمز را باز کند. به همین خاطر ممکن است با اشغال جزایر یا سواحل جنوبی ایران بخواهد به این هدف دست یابد. جدای از بحث توانمندیهای نظامی، حمله زمینی به ایران، هزینههای سیاسی بالایی برای ترامپ و جمهوریخواهان دارد که احتمال وقوع آن را پایین نگه میدارد.
💢افکار عمومی و ترومای جنگ عراق
🔸جنگ عراق، جامعه آمریکا را نسبت به کشتهشدن سربازان آمریکایی بسیار حساس کرد. طی این جنگ ارتش آمریکا متحمل بیش از ۴ هزار تلفات در عراق شد، بیآنکه بتواند اهداف جنگ، یعنی برقراری یک دموکراسی باثبات را محقق کند. همچنین در نتیجه آن، ایران نفوذ خود را در عراق گسترش داد. تجربه عراق جامعه آمریکا را به این نتیجه رساند که جنگ زمینی در خاورمیانه بیهوده است و تنها جان آمریکاییها را میگیرد. به همین خاطر، ترامپ به طور مداوم میکوشد مرگ ۱۸ سرباز آمریکایی را در جنگ با ایران توجیه کند.
🔸رأیدهندگان هر دو حزب دید منفی نسبت به حمله زمینی دارند. بر اساس نظرسنجیها، ۶۲٪ مردم با این موضوع مخالف و تنها ۱۸٪ موافق هستند. در میان دموکراتها، ۸۵٪ مخالفت خود را اعلام کردهاند و تنها ۴٪ از آن حمایت میکنند. در مقابل، جمهوریخواهان تقریباً به دو اردوگاه برابر تقسیم شدهاند؛ ۴۱٪ مخالف و ۳۹٪ موافق هستند. دولت ترامپ برای حمله زمینی، حتی پشتیبانی پایگاه رأی خود را نیز به طور کامل ندارد.
💢تردید میان نخبگان جمهوریخواه
🔸نهتنها رأیدهندگان، بلکه نخبگان جمهوریخواه نیز چندان از اشغال زمینی طرفداری نمیکنند. به عنوان نمونه، دو سناتور حزب، تد کروز و لیندسی گراهام چندین بار اعلام کرده بودند که اشغال زمینی به سبک جنگ عراق دستورکار آمریکا نخواهد بود. اندیشکده افدیدی نیز پیشتر تصرف خارک را تلهای برای آمریکا عنوان کرده بود. اگرچه برخی برخی اندیشکدههای محافظهکار (نظیر جینسا) یا برخی نمایندگان حزب در کنگره از این گزینه حمایت میکنند، اما موضع جمهوریخواهان در این باره منسجم نیست.
🔸افزون بر این، هیچکس در آمریکا نمیخواهد که جنگ با ایران تبدیل به یک نبرد طولانیمدت شود. جمهوریخواهان در هفتههای نخست جنگ، با بیان اینکه این جنگ «درد کوتاهمدت برای دستاورد بلندمدت است» آثار اقتصادی آن را توجیه میکردند. حال، اگر حمله زمینی رخ دهد، پایان جنگ پیچیدهتر میشود و حتی احتمالا تا پایان ریاست جمهوری ترامپ به طول میانجامد. نهتنها جامعه آمریکا چنین چیزی را نمیپذیرد، بلکه اساساً با دکترین نظامی ترامپ - پیروزی نظامی کوتاه و قاطع - و همچنین اولویتهای ژئوپلتیکی آمریکا، یعنی مهار چین، در تضاد است.
🔸نگرانی جمهوریخواهان، از تردید در کارآمدی حمله زمینی ریشه میگیرد. استدلال اصلی اندک موافقان حمله زمینی این است که این اقدام یا به کنترل تنگه هرمز منجر میشود یا اهرم فشاری در مذاکرات ایجاد میکند تا ایران را به عقبنشینی از خواستههایش وادارد. با این حال، تحقق این اهداف در هالهای از ابهام قرار دارد. اشغال نواحی جنوبی مجاور تنگه هرمز لزوماً مانع هدفقراردادن کشتیها از سوی ایران نخواهد شد. همچنین، تجربه مقاومت ایران در برابر مطالبات آمریکا طی دو جنگ ۱۲روزه و رمضان نشان میدهد اشغال جزایر ایرانی بعید است تهران را وادار به تسلیم کند.
💢نگرانی از انتخابات پیش رو
🔸نباید از دو عامل انتخابات میاندورهای و انتخابات ۲۰۲۸ نیز گذشت. حمله زمینی به ایران مخاطره بالایی برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای آبانماه خواهد داشت. این اقدام ممکن است ضمن تداوم قیمت بالای بنزین و افزایش تلفات سربازان آمریکایی، در چهار ماه به پایان نرسد که در این صورت این حزب شکست سختی در انتخابات خواهد خورد. افزون بر این، طولانیشدن درگیری زمینی با ایران پس از انتخابات، ممکن است جمهوریخواهان را به سرنوشت انتخابات ۲۰۰۸ دچار کند، زمانی که بحران جنگ عراق به شکست سنگین این حزب در رقابت ریاست جمهوری انجامید.
✅احتمال سناریوی حمله زمینی به ایران -حداقل تا انتخابات میاندورهای- پایین است؛ زیرا چنین اقدامی با مخالفت افکار عمومی، تردید نخبگان جمهوریخواه، خطر گرفتارشدن در جنگ فرسایشی و ابهام در دستیابی به اهداف نظامی همراه است. تجربه جنگ عراق نیز موجب شده اشغال زمینی ایران گزینهای پرهزینه و کمفایده برای واشنگتن تلقی شود. هرچند همیشه باید احتمالی را برای تصمیمات ناگهانی و بدون محاسبه ترامپ باقی نگه داشت، مخصوصاً در شرایطی که او به دنبال راهی فوری برای پایان جنگ است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐محاصره دریایی عربستان؛ آیا حلقه دوم بازدارندگی فعال شده است؟
#مقاله_تحلیلی
#غرب_آسیا #یمن
📝کامران کرمی
🔹اعلام محاصره دریایی عربستان از سوی انصارالله یمن را نمی توان صرفا در چارچوب یک اقدام تلافی جویانه در پاسخ به حملات اخیر سعودی به صنعا تحلیل کرد. اکنون، در شرایطی که جنگ ایران و آمریکا تنگه هرمز را به کانون بحران انرژی و امنیت دریایی تبدیل کرده است، بابالمندب نیز در حال تبدیل شدن به یک اهرم فشار ژئوپلیتیک است؛ اهرمی که ظرفیت آن را دارد تا منازعه یمن را از یک جغرافیای منطقهای، مجددا به بخشی از یک معماری گستردهتر برای فشار جهانی تبدیل کند.
💢بازگشت یمن به جنگ با عربستان؟
🔸تحولات یک دهه گذشته در یمن نشان داد که نه مداخله نظامی توانست انصارالله را از معادلات قدرت حذف کند و نه روندهای دیپلماتیک توانستند به یک توافق سیاسی جامع منجر شوند. در این وضعیت، عربستان بهتدریج از راهبرد مداخله مستقیم فاصله گرفت و تلاش کرد از طریق مذاکره و مدیریت تنش، هزینههای پرونده یمن را کاهش دهد. در مقابل، انصارالله توانست کنترل خود بر صنعا و بخش عمدهای از شمال و غرب یمن را تثبیت کند و از یک بازیگر محلی به یک بازیگر شبهدولتی تبدیل شود.
🔸رصد تحلیلهای اخیر نیز نشان میدهد که روند صلح در یمن در وضعیت شکنندهای قرار دارد و تنشهای نظامی و سیاسی بار دیگر افزایش یافته است. از این منظر، اعلام محاصره دریایی را میتوان نوعی بازدارندگی نامتقارن دانست. انصارالله در برابر برتری نظامی عربستان و ائتلافهای منطقهای و فرامنطقهای، از جغرافیای یمن و موقعیت خود در ساحل دریای سرخ بهعنوان یک مزیت استراتژیک استفاده میکند. منطق این بازدارندگی ساده است: اگر فشار نظامی و اقتصادی بر مناطق تحت کنترل حوثیها افزایش یابد، هزینه آن میتواند از طریق تهدید امنیت تجارت و انرژی به رقیب منتقل شود.
💢 تبعیت از ایران یا تصمیمگیری مستقل؟
🔸ساختار تصمیمگیری جنبش انصارالله نشان میدهد که این گروه را نمیتوان صرفا یک نیروی نیابتی کاملا تابع تهران تلقی کرد. انصارالله منافع، محاسبات داخلی و اهداف سیاسی خاص خود را دارد و در بسیاری از موارد، از پیوند با ایران برای ارتقای جایگاه منطقهای و داخلی خود استفاده میکند. این تمایز برای فهم بحران کنونی اهمیت زیادی دارد. انصارالله با محاصره دریایی همزمان سه هدف را دنبال میکند: حمایت از متحد راهبردی خود، افزایش هزینههای منطقهای جنگ و تقویت جایگاه خود در معادلات داخلی یمن. تبعاً در این سناریو، ایران از افزایش فشار کنترل شده بر عربستان و همزمان ایجاد یک جبهه جدید در برابر آمریکا منتفع میشود؛ انصارالله نیز از این وضعیت برای تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک بازیگر منطقهای بهره میگیرد.
💢دو گلوگاه در یک معادله انرژی
🔸بعد اقتصادی بحران شاید از بعد سیاسی آن نیز مهمتر بهنظر برسد. تنگه هرمز و بابالمندب دو گلوگاه متفاوت، اما مکمل در شبکه انرژی جهانی محسوب می شوند. در فضای اختلال همزمان هر دو گلوگاه، مسئله صرفا کاهش عرضه نفت نیست؛ بلکه افزایش هزینههای حملونقل، بیمه، زمان انتقال و اختلال در زنجیره تامین است که به چرخه تراکم بحران اضافه می شود. رویترز برآورد کرده است که در صورت اختلال جدی در بابالمندب، حدود سه میلیون بشکه در روز از نفت عربستان ممکن است مجبور به تغییر مسیر شود؛ مسیری که میتواند زمان حمل را تا حدود یک ماه افزایش دهد.
🔸در سناریوهای شدیدتر، برخی تحلیلگران احتمال افزایش قیمت نفت تا محدوده ۱۱۵ تا ۱۲۰ دلار را مطرح کردهاند، هرچند وجود مسیرهای جایگزین مانند خط لوله سومد و مسیر دماغه امید نیک میتواند بخشی از شوک را جذب کند.الجزیره گزارش داده که در سال ۲۰۲۴ حدود ۴.۱ میلیارد بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از این آبراه عبور کرده است و همزمانی اختلال در بابالمندب با تداوم بحران هرمز میتواند فشار بسیار شدیدی بر بازار جهانی وارد کند.
✅برآورد نهایی درخصوص احتمال سرایت بحران یمن به سطح منطقهای تا حد زیادی به سه متغیر بستگی دارد: نخست، میزان تداوم جنگ ایران و آمریکا؛ دوم، سطح واکنش عربستان به تهدید دریایی انصارالله؛ و سوم، توان تهران و ریاض برای جلوگیری از پیوند خوردن پرونده یمن با رقابت دوجانبه خود. اگر این سه متغیر همزمان در مسیر تشدید حرکت کنند، نه جنگ، نه صلح یمن میتواند به پایان خود از مسیر بازگشت منازعه به یک الگوی جدید از بازدارندگی متقابل، جنگ نامتقارن و رقابت بر سر گلوگاههای دریایی نزدیک شود. در چنین سناریویی، بابالمندب صرفا یک جغرافیای یمنی نخواهد بود؛ بلکه به بخشی از معادله امنیت انرژی جهانی و یکی از حساسترین نقاط اتصال میان بحران یمن، رقابت ایران و عربستان و جنگ گستردهتر خاورمیانه تبدیل خواهد شد.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐خلیل الحیه و مسیر حماس در سختترین دوران مقاومت
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اسرائیل
📝محسن فایضی
🔹پس از ترور یحیی سنوار در اکتبر ۲۰۲۴، حماس تصمیم گرفت تا بدون معرفی شخص اول این جنبش که به اصطلاح رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس خطاب میشود، تا اطلاع ثانوی و تا زمان تغییر شرایط، در قالب شورای رهبری مرکزی حماس، تصمیمات را اتخاذ و اجرایی کند. در روز دوشنبه، پس از حدود ۲۲ ماه و با طی شدن فرآیند گفتگوها، با رای گیری داخلی سرانجام خلیل الحیه در رقابت با خالد مشعل به عنوان رئیس حماس انتخاب شد. در ادامه به بیان ویژگیهای شخصیتی و پیامدهای انتخاب این چهره در سمت ریاست دفتر سیاسی حماس خواهیم پرداخت.
💢از مرد سیاست تا پدر شهدا
🔹خلیل الحیه از ابتدای تاسیس حماس در کادر رهبری این جنبش حضور داشت، اما او هیچگاه عضو شاخه نظامی این جنبش یعنی گردانهای عزالدین قسام نبوده است. در عین حال، الحیه ارتباط بسیار خوبی با شاخه نظامی حماس داشته و برهمین اساس، او شخصیت محوری مذاکرات پس از جنگ های ۲۰۱۴، ۲۰۲۰ و طوفان الاقصی بوده است. حضور همیشگی الحیه در تیم گفتگوهای آتش بس سبب شده تا به او لقب مرد مذاکرات داده شود. با این وجود، به دلیل روابط نزدیک الحیه با قسام، مواضع او در خصوص راهبردهای نظامی و نیز تقدیم ۴ پسر و ۵ نوه در راه فلسطین که برخی با ترور مستقیم صهیونیستها به شهادت رسیدهاند، به او لقب پدر شهدای امت داده شده است.
💢ذهنیت دینی-اخوانی
🔸خلیل الحیه اگرچه بیشتر در سمت های اجرایی فعالیت کرده، اما او شخصیتی کاملاً مبنایی و دینی داشته و این مسئله به خوبی در نوع کنش او در مذاکرات بازتاب یافته است. به همین دلیل، او برخلاف برخی شخصیتها از سوی اسرائیلیها پراگماتیسم خطاب نمیشود. در اوایل سال ۱۹۸۳ یعنی پیش از تشکیل حماس، او به همراه گروهی از جوانان غزه از جمله اسماعیل هنیه، یحیی سینوار و دیگران، به جنبش اسلامی (وابسته به اخوان المسلمین) پیوست. او مدرک لیسانس خود را از دانشکده اصول دین دانشگاه اسلامی غزه در همان سال دریافت کرد. وی پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه اسلامی غزه، در سال ۱۹۸۴ به عنوان دستیار آموزشی در دانشکده اصول دین به غزه بازگشت و سپس در سال ۲۰۰۱ رئیس امور دانشجویی همان دانشگاه شد.
💢ارتباطات عربی و منطقه ای
🔸یکی از ویژگی ها و نقاط مثبت خلیل الحیه، ارتباطات منطقه ای او بالاخص با ایران و حزب الله است. به باور تحلیلگران عبری، انتخاب خلیل الحیه به معنای تداوم مسیر حماس در ارتباط با ایران، ضمن حفظ ارتباطات با دیگر بازیگرانی نظیر مصر، قطر و ترکیه است. در سالهای اخیر، خلیل الحیه یکی از چهرههای شاخص دیدار سران جنبش حماس با مقامات ایران و حزب الله و برخی کشورهای منطقه ای بوده است. خلیل الحیه در اکتبر ۲۰۲۲، در جریان سفر به دمشق و دیدار با بشار اسد، رئیس جمهور وقت سوریه، رهبری هیئت حماس را بر عهده داشت. این رویداد، نشان دهنده نوع رویکرد او در تحولات منطقهای و تلاش او برای حفظ روابط با کشورهای منطقه براساس نیازهای مقاومت است. رئیس سازمان اطلاعات مصر که میانجی اصلی مذاکرات حماس با اسرائیل است، اولین شخصیت خارجی بود که انتخاب خلیل الحیه را تبریک گفت. مجموع این مولفه ها نشان میدهد که او میتواند به ارتقا روابط حماس با کشورهای منطقه کمک کند.
💢ارتباط و مقبولیت در دفتر سیاسی و شاخه نظامی
🔸از نقاط قوت خلیل الحیه، ارتباطات و نفوذ او در هر دو بخش سیاسی و نظامی جنبش حماس و نیز برخورداری از اعتبار در داخل غزه به واسطه حضور چندین ساله او در این باریکه به عنوان معاون یحیی سنوار میباشد. مجموع این عوامل یعنی حمایت شاخه سیاسی و شاخه نظامی حماس و نیز محبوبیت بالای مردمی در غزه سبب شد تا در نهایت الحیه به عنوان رئیس حماس انتخاب شده و در این دوره سخت و پیچیده، رهبری حماس را برعهده بگیرد.
✅ یکی از تیترهای پرتکرار در رسانههای داخلی و خارجی که بعضاً در بیانیههای مختلف تبریک به خلیل الحیه نیز میتوان آن را دید، استفاده از صفت سخت ترین دوران مقاومت برای شرح وضعیت کنونی است. اما شاید بتوان گفت که هر دورانی از ویژگیها، پیچیدگیها و چالش های خاص خود برخوردار است. به همین دلیل، به طور دقیق نمیتوان گفت که آیا سال ۲۰۲۶ برای حماس سخت تر است یا سال ۲۰۰۴ که در آن، در سایه فشارهای جهانی از سعودی گرفته تا تشکیلات خودگردان، دشمن صهیونیستی در عمق نوارغزه به دنبال ترور رهبران حماس و دستگیری اعضای این جنبش بود. بنابراین باید دید که با ویژگی های گفته شده، آیا خلیل الحیه گزینه مناسبی برای عبور حماس از چالشهای دوران پسا طوفان الاقصی خواهد بود یا خیر؟
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🔵«کریدور ترامپ» در ارمنستان به واقعیت نزدیکتر میشود
◾️اوراسیانت
#اکوتهران
🔸دولت ارمنستان در ۱۶ ژوئیه با تصویب لایحهای جدید، نقش این کشور را در توسعه «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین المللی» موسوم به «تریپ» رسمیت بیشتری ببخشید. مذاکرات درباره احداث این مسیر، به عنوان یک گره و نقطه کلیدی در پروژه کریدور میانی، از قبل در جریان بوده است و این لایحه، در حقیقت دستورالعملهای توسعهای مشخص شده در توافق چارچوب امضا شده میان مقامات ایالات متحده و ارمنستان درباره «تریپ» را در ارمنستان مصوب میسازد. در این چارچوب، به طور خاص درباره ساختار مالکیت و عملیات نکاتی مطرح شده است.
💢ساختار مالکیت و عملیات
🔹در خصوص مالکیت، مقرر است که ایالات متحده ۷۴ درصد از سهام پروژه «تریپ» را در اختیار داشته باشد و باقی سهام متعلق به دولت ارمنستان باشد. پس از طی دوره اول قرارداد (49 سال) و در صورت تمدید مجدد (برای دوره 50 ساله) سهم طرف ارمنستانی به 50 درصد افزایش خواهد یافت.
🔹درباره ساختار عملیات، شرکت قصد دارد مدلی موسوم به «فرانتآفیس-بکآفیس» را اجرایی کند که در آن، اپراتورهای ثالث در بخش ارتباط برونسازمانی (فرانتآفیس) خدماترسانی را اداره کنند و دولت ارمنستان در بخش درونسازمانی (بکآفیس) کنترلهای امنیتی و مرزی را برعهده داشته باشد. این الگو به طور خاص برای ایجاد عبور بدون مانع در عین حفظ حقوق حاکمیتی ارمنستان طراحی شده است و یک نهاد تازه تاسیس با نام «شرکت توسعه تریپ» قرارداد اجاره ای ۴۹ ساله برای ساخت و بهره برداری از این مسیر ترانزیتی دریافت خواهد کرد. (لینک دادههای تکمیلی)
🔹پیش از رای گیری کابینه، آرارات میرزویان، وزیر امور خارجه ارمنستان، مفاد این لایحه را تشریح کرد و مسئولیتهای دولت ارمنستان را برای تضمین اجرای توافق چارچوبی توضیح داد. وی تاکید کرد که این لایحه، در حقیقت هیچ بند جدیدی را شامل نمیشود و کاملا با توافق چارچوب امضا شده در ژانویه میان آمریکا-ارمنستان و همچنین توافق صلح موقت امضا شده در اوت 2025 میان ارمنستان و آذربایجان در کاخ سفید، سازگار است و «تریپ» به عنوان محور اصلی این توافق صلح در نظر گرفته میشود.
🔹این لایحه اکنون برای بررسی حقوقی به دادگاه قانون اساسی ارمنستان ارجاع خواهد شد و در صورت تایید دادگاه، لایحه برای رای گیری به پارلمان ارسال می شود. آرارات میرزویان اشاره کرد که پیش از آغاز ساخت و ساز، باید دو توافق دیگر (یعنی توافق سهامداران و اساسنامه شرکت توسعه «تریپ» مورد مذاکره قرار گیرند و امضا شوند.
💢انتصاب «کنستانتین سوکولوف»
🔹در همین حال، وزارت خارجه آمریکا، «کنستانتین سوکولوف»، سرمایهدار و فعال بخش خصوصی مستقر در شیکاگو را به ریاست یک صندوق سرمایه گذاری ۲۰۰ میلیون دلاری دولتی منصوب کرده است که مقرر است با هدف حمایت از توسعه کریدور میانی، بالاخص کریدور «تریپ» فعالیت کند.
🔹به گزارش گاردین، سوکولوف در سنپترزبورگ روسیه متولد شده و در اوایل دهه ۱۹۹۰ به ایالات متحده مهاجرت کرده است. وی از جمله حامیان مالی مهم و کلان در پروژه شخصی ترامپ برای ساخت سالن رقص در بال شرقی کاخ سفید بوده است. گاردین تاکید دارد که همچون سوکولوف، بسیاری از حامیان مالی این پروژه، بعدها نقشها و کرسیهای مشورتی دولتی یا مناصب رسمی دریافت کرده اند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
♦️ایران نظم کشتیرانی تنگه هرمز را به قبل جنگ بازنخواهد گرداند
▪️▪️مؤسسه واشنگتن
#تهران_ریویو
#جنگ_رمضان
🔸از زمانی که ایالات متحده در ۱۷ ژوئن برای پایان دادن به جنگ با ایران یک یادداشت تفاهم امضا کرد، شمار عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز افزایش یافت. چند روز پس از اعلام این توافق، سازمان بینالمللی دریانوردی سازمان ملل از اجرای طرحی گسترده برای تخلیه صدها کشتی و هزاران دریانورد که در خلیج فارس گرفتار شده بودند خبر داد. با این حال، این تحولات مثبت به معنای بازگشت ــ چه فوری و چه تدریجی ــ به نظم سنتی کشتیرانی در تنگه هرمز نبود.
💢تنگه به وضعیت گذشته باز نخواهد گشت
🔹تعداد عبور کشتیها همچنان بسیار کمتر از سطح پیش از جنگ جریان داشت. مهمتر از آن، وضعیت کشتیرانی در تنگه هرمز و اطراف آن همچنان به دلیل تهدیدهای مداوم ایران و خطر مینهای دریایی در مسیر سنتی، بیثبات و پرمخاطره است. از زمانی که در آستانه امضای یادداشت تفاهم شدت درگیریها کاهش یافت، برخی کشتیها از دو مسیر جایگزین استفاده کردهاند: یکی در امتداد سواحل عمان و دیگری از داخل آبهای ایران. اما سپس نیروهای ایرانی به یک کشتی حمله کردند و هشدار دادند که استفاده از مسیرهایی که مورد تأیید تهران نیست، ممنوع است.
🔹اقدامات تهران نشان میدهد که ترتیبات سنتی حاکم بر تنگه هرمز عملاً فروپاشیده و نظام جدیدی در حال شکلگیری است که هدف آن تثبیت کنترل ایران بر این گذرگاه دریایی است. مگر آنکه شرایط بهطور اساسی تغییر کند، این تحول احتمالاً موقتی نخواهد بود. بازگشت به نظم پیش از جنگ، مهمترین اهرم فشار باقیمانده ایران را از میان خواهد برد.
💢نظام دو مسیرهای که اکنون در معرض تهدید است
🔹همانگونه که اشاره شد، با کاهش تنشهای نظامی، برخی کشتیها دوباره از تنگه هرمز عبور کردند، اما عمدتاً از مسیرهای سنتی ورود و خروج استفاده نکردند؛ یعنی از طرح جداسازی ترافیک دریایی که دههها پیش توسط ایران و عمان پیشنهاد شد و در سال ۱۹۶۸ به تصویب سازمان بینالمللی دریانوردی رسید.
🔹مسیرهای قدیمی که از مرکز تنگه عبور میکنند، در حال حاضر ناامن هستند و احتمالاً در آینده نزدیک نیز همین وضعیت ادامه خواهد داشت، زیرا گزارشها از وجود مینهای دریایی در این منطقه حکایت دارند. مرکز مشترک اطلاعات دریایی در اطلاعیهای اعلام کرد که عملیات فعال مینروبی همچنان ادامه دارد. ابهام درباره این تهدید مینها باعث خواهد شد کشتیها همچنان از دو مسیر جدیدی که در دوران جنگ شکل گرفت استفاده کنند.
💢رقابت میان دو مسیر در تنگه
🔹مسیر نخست از داخل آبهای ایران عبور میکند و به «مسیر شمالی» معروف شده است. نهاد مدیریت آبراه خلیج فارش (PGSA) که در دوران جنگ توسط ایران ایجاد شد و تحت تحریم آمریکا قرار دارد، مختصات این مسیر را منتشر کرده و آن را «مسیر جدید و ایمن کشتیرانی» برای ورود و خروج از تنگه معرفی کرده است. مسیر دوم که «مسیر جنوبی» نامیده میشود، در امتداد سواحل عمان قرار دارد. چندین کشتی با راهنمایی ایالات متحده از این مسیر برای ورود و خروج از منطقه استفاده کردهاند.
🔹دادههای رهگیری کشتیها نشان میدهد که هر دو مسیر شمالی و جنوبی مورد استفاده قرار گرفتهاند. با این حال، هیچیک از این دو مسیر جدید هنوز نتوانستهاند به حجم تردد مسیر سنتی برسند؛ مسیری که پیش از جنگ به طور متوسط روزانه حدود ۱۳۸ کشتی از آن عبور میکرد. با توجه به اینکه بازگشت به مسیر سنتی در آینده نزدیک امکانپذیر نیست، احتمالاً رفتارهای تهاجمی ایران ادامه خواهد یافت.
🔹ایران دریافته است که کنترل تردد کشتیها در یکی از مهمترین آبراههای بینالمللی چه میزان قدرت و نفوذ به آن میدهد. حتی پیش از جنگ نیز تهران بارها توانایی خود را در آزار، توقیف یا حمله به کشتیهای تجاری در خلیج فارس، تنگه هرمز، دریای عمان و حتی دریای عرب نشان داده بود. با توجه به این سابقه و تأثیر آن بر تجارت دریایی، به احتمال زیاد تهران در مذاکرات آینده نیز از اهرم تنگه هرمز برای تثبیت نظم جدید دریانوردی استفاده خواهد کرد.
✅ایالات متحده و شرکای منطقهایاش باید با اتخاذ سیاستهای جدید مانع از انحصار ایران در مدیریت عبور و مرور دریایی در تنگه هرمز شوند. در اولویت نخست، لازم است دستورالعملهای روشن و هماهنگی برای حفظ ایمنی کشتیها و مقابله با تهدیدهای ایران ارائه شود. همچنین، شناسایی و پاکسازی مینهای دریایی باید هرچه سریعتر انجام گیرد، زیرا تداوم این تهدید بازگشت به مسیر سنتی کشتیرانی را به تأخیر انداخته و به ایران امکان میدهد نظم دریایی مطلوب خود را تثبیت کند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐ناتو مسیر دو جنگ ایران و اوکراین را چگونه ترسیم کرده است؟
📝مهدی نوری چورتی
#مقاله_تحلیلی
#روسیه #اوکراین
#جنگ_رمضان
🔹نشست سران ناتو در سال ۲۰۲۶ در آنکارا در شرایطی برگزار شد که جنگ روسیه و اوکراین همچنان ادامه دارد و همزمان تشدید تنش میان ایران و آمریکا، محیط امنیتی بینالمللی را پیچیدهتر کرده است. این نشست تلاشی برای بازتعریف راهبردهای ناتو در برابر تهدیدهای همزمان اروپا و خاورمیانه محسوب میشود. ترکیه نیز به دلیل روابط خود با روسیه، اوکراین و اعضای ناتو، نقش مهمی در ایجاد اجماع میان اعضای ائتلاف ایفا کرد.
💢پیامدها و آثار بر جنگ روسیه با اوکراین
🔸یکی از مهمترین دستاوردهای نشست، تأکید بر استمرار حمایت نظامی و مالی از اوکراین بود. اعضای ناتو با تداوم کمکهای نظامی، تقویت سامانههای پدافند هوایی و توسعه ظرفیتهای دفاعی اوکراین، نشان دادند که همچنان روسیه را مهمترین تهدید امنیت اروپا میدانند. همچنین تصمیم به افزایش تولید تجهیزات دفاعی و تقویت صنایع نظامی، بیانگر پذیرش واقعیت تداوم جنگ و ضرورت حفظ بازدارندگی در برابر روسیه بود.
🔸حملات گستردهتر پهپادی و موشکی اوکراین به عمق خاک روسیه نشان میدهد که محدودیتهای پیشین غرب تا اندازهای کاهش یافته و واشنگتن نسبت به استفاده اوکراین از توانمندیهای دوربرد انعطاف بیشتری نشان داده است. این تحول را میتوان نشانه گذار از راهبرد صرفاً «دفاع از اوکراین» به راهبرد «افزایش هزینههای راهبردی برای روسیه» دانست. با این حال، آمریکا همچنان تلاش میکند از ورود مستقیم ناتو به جنگ یا ایجاد رویارویی هستهای با روسیه اجتناب کند. بنابراین، رویکرد آمریکا تهاجمیتر شده، اما همچنان در چارچوب بازدارندگی کنترلشده باقی مانده است.
💢روابط ایالات متحده و اروپا در ناتو: تقابل میان وحدت ظاهری و شکافهای استراتژیک
🔸در حوزه روابط آمریکا و اروپا، نشست آنکارا بیانگر تغییر تدریجی الگوی همکاری در ناتو بود. ایالات متحده خواستار افزایش سهم کشورهای اروپایی در تأمین هزینههای دفاعی و پذیرش مسئولیت بیشتر در امنیت قاره شد. واشنگتن با تأکید بر اصل تقسیم عادلانه بار دفاعی، اعلام کرد که حضور نظامی آمریکا در اروپا دیگر یک تعهد بدون قیدوشرط نخواهد بود و اروپا باید توان دفاعی خود را تقویت کند.
🔸همچنین، آمریکا انتظار دارد متحدان اروپایی علاوه بر تقویت بازدارندگی در برابر روسیه، نقش فعالتری در مدیریت بحرانهای خاورمیانه، حفاظت از مسیرهای انرژی، امنیت دریایی و مهار بیثباتیهای منطقهای ایفا کنند. از این منظر، تهاجمیتر شدن سیاست آمریکا در قبال روسیه و همزمان تأکید بر افزایش مسئولیت اروپا در خاورمیانه، دو سیاست مستقل نیستند، بلکه اجزای یک راهبرد کلان برای تقسیم بار امنیتی میان متحدان محسوب میشوند.
💢اوکراین و جنگ ایران؛ تأثیر بحران خاورمیانه بر راهبرد ناتو در قبال کییف
🔸همزمانی جنگ روسیه و اوکراین با جنگ ایران و آمریکا نیز یکی از مهمترین موضوعات نشست بود. گسترش بحران خاورمیانه موجب شد بخشی از ظرفیت نظامی و سیاسی آمریکا به این منطقه منتقل شود و نگرانیهایی درباره کاهش حمایت واشنگتن از اوکراین به وجود آید. در واکنش به این وضعیت، کشورهای اروپایی پذیرفتند سهم بیشتری در تأمین تسلیحات، آموزش نیروهای اوکراینی و حمایت مالی از کییف بر عهده بگیرند تا از کاهش احتمالی نقش آمریکا جلوگیری شود. این تحول نشاندهنده تغییر تدریجی توازن مسئولیتها در داخل ناتو است. با این حال، نشست آنکارا نشان داد که اعضای ناتو درباره نحوه مواجهه با بحران ایران و آمریکا اجماع کاملی ندارند. در حالی که آمریکا بر مدیریت تهدیدهای جهانی تأکید دارد، بسیاری از کشورهای اروپایی ترجیح میدهند تمرکز اصلی ناتو بر امنیت قاره اروپا باقی بماند.
✅در مجموع، نشست ۲۰۲۶ ناتو در آنکارا نشان داد که این ائتلاف همچنان بر حمایت از اوکراین، تقویت بازدارندگی در برابر روسیه و افزایش توان دفاعی اعضا تأکید دارد، اما همزمان با چالشهایی همچون اختلاف نظر درباره تقسیم مسئولیتها، نحوه حضور آمریکا در اروپا و مدیریت بحرانهای خارج از حوزه اروپا روبهرو است. رفتار ناتو با مبانی رئالیسم تدافعی و نظریه موازنه تهدید همخوانی دارد؛ زیرا اعضای ائتلاف در واکنش به افزایش ادراک تهدید ناشی از روسیه و بیثباتیهای خاورمیانه، به دنبال تقویت قدرت نظامی، افزایش بازدارندگی و حفظ انسجام داخلی هستند. در مقابل، روسیه نیز تلاش میکند از همزمانی بحرانها و پراکندگی اولویتهای راهبردی غرب برای کاهش فشارهای سیاسی و نظامی بر خود بهرهبرداری کند.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🔵🔴کشور عجیبی که ایران نام دارد
بگذریم اینها را نگفتیم برای آنکه «حماسه خوانی» کرده باشیم، که بههیچ وجه جای آن نیست، یادآوریِ چند جریان بود که در این سرزمین روی داده، و تاریخها گواهِ آنند. هر ارزشی برایش قائل باشیم، بهایش به مردم ایران باز میگردد؛ چه، آنها بودهاند که این کشور را تا به امروز رسانیدهاند. نمیتوانیم شماره کنیم تعداد کسانی را که در راهِ «شرفِ انسانی» جانِ خود را بر روی این خاک نثار کردهاند؛ و تعداد آنها که ماندند و کشورِ خود را صبورانه با خونِ دل از تنگناها گذراندند، صدها برابر بیشتر است.
یک نقطهی مرموز در کلّ تاریخ ایران است، و آن سِرّ بر جای ماندنِ اوست. چگونه بوده که وقتی همهی درها به رویش بسته مینموده است، باز دریچهی نامنتظری باز میشده که او بتواند خود را از طریق آن برهاند؟ چنین مینماید که هر گاه لازم میشده او ادامهی حیاتِ ایرانیاَش را به بهای گرانی میخریده، این بها شکیبایی در مصائب بوده است؛ بدین گونه آنچه را که «مشی ایرانی» میتوان خواند، به «نیروی نو شدن» و «بازآفرینی بر حسب مقتضیّات» تضمین میگردیده. منظورم از «بازآفرینی بر حسب مقتضیّات» آن است که اقتضای اوضاع و احوال جدیدی که عارض گردیده، پاس داشته شود، بیآنکه اصلِ «مشی» تغییر یابد. ظواهر تغییر میکرد ولی او آن را مهم نمیدانست، پس از چندی و پس از یک انحنای مختصر باز همان مسیرِ پیشین در پیش گرفته میشد. عمدهترین تغییر در ملّت ایران پس از آمدن اسلام صورت گرفت. وقتی اعتقاد دینی و زندگی اجتماعی تغییر کرد روحیّه نیز به همراهِ آن دگرگون میشود. ایرانِ بعد از اسلام تصمیمش را به این صورت گرفت که «ایرانِ فرهنگی» باشد، یعنی چون دیگر قدرتِ فائقِ سیاسی نبود، به "فرهنگ" روی برد. «غرورِ سیاسی» را که دیگر نبود، "غنای فرهنگ" به جایش نشاند.
تاریخِ این دوران هر چه جلوتر آمده بر غلظتش افزوده شده. نخست ترکها آمدند و سپس مغولها. در تمام این مدّت، ایرانی با مهاجمانِ خود در کشاکش بوده. از این حیث آبدیدگی و تجربه اندوخته، که کتابها و امثال و حکم، رسوبهایش را در خود دارند. لیکن به بهای گرانی. هر یک از این اتّفاقها مقداری از شخصیّتِ او را سابانده است، مانند سنگ که بر سر راهِ سیل، سائیده و نرم میشود. ولی نرمی در مقابل "درشتی" را نیز میآورد؛ بنا به اصلِ «غضب الْحَلیم»؛ بنابراین هرجا فرصت دست داده از ابراز خشونت نیز خودداری نشده.
#سخنها_را_بشنویم
✍دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
T.me/bestdiplomacy
🌐توافقنامه مکه؛ شکلگیری ناتوی اسلامی یا اقدامی فاقد اثر راهبردی؟
#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا
📝 مهدی آشنا
🔹دو روز پیش، «توافقنامه دفاع مشترک مکه» میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه امضا شد که بر اساس آن حمله علیه هر یک از سه کشور، حمله علیه هر سه تلقی میشود. اگرچه جزئیات دقیق توافق هنوز منتشر نشده، تحلیلها درباره ماهیت آن از پایهگذاری ناتوی اسلامی تا اقدامی نمادین و فاقد اثر راهبردی متفاوت است.
💢بحران یمن
🔸در نگاه نخست، توافق را میتوان محصول شرایط کنونی عربستان، بهویژه درگیری با انصارالله و تلاش ریاض برای استفاده از اهرم نفوذ پاکستان و ترکیه برای اقناع ایران به مهار انصارالله دانست. با این حال، تقلیل توافق به این هدف کافی نیست؛ زیرا منافع آن برای ترکیه و پاکستان در چنین چارچوب محدودی نمیتواند هزینهها و ریسکهای پذیرش تعهد دفاعی را توجیه کند.
💢محیط متحول منطقهای
🔸یکی از دلایل اصلی توافق، فروپاشی نظم پیشین منطقه پس از ۷ اکتبر و تلاش بازیگران برای شکلدهی به نظم آینده و پوشش ریسکهای امنیتی خود است. شکلگیری «گروه چهار» شامل ترکیه، عربستان، پاکستان و مصر –که از ایران نیز برای مشارکت در آن دعوت شده بود- بر همین برداشت استوار بوده است.
🔸برای عربستان، دشوار شدن ادامه عادیسازی و روشن شدن محدودیت اتکای کامل امنیتی به آمریکا دلیلی مهم است. برای ترکیه، گسترش محیط عملیاتی اسرائیل و همپوشانی آن با محیط عملیاتی ترکیه در سوریه، محرک مهم است. پاکستان نیز با هدف موازنهسازی در برابر هند و تقویت روابط اقتصادی با کشورهای خلیج فارس، انگیزههای مهمی برای این همکاری دارد.
💢تاثیر جنگ ایران-آمریکا
🔸تصور تضعیف ایران پس از ۷ اکتبر و ضرورت موازنهسازی جدید در برابر اسرائیل عامل مهم نزدیکی عربستان به پاکستان و ترکیه بود. اما جنگ رمضان تصویری دیگر از این ایران خلق کرده که براساس آن در صورت تداوم تابآوری در برابر آمریکا، تهران میتواند نقشی تعیینکننده در معادلات سیاسی در جنوب خلیج فارس پیدا کند. تلاش انصارالله برای شکستن معادله محاصره در همین چارچوب تفسیر میشود. در نتیجه، نگرانی از آسیبپذیری نظامهای سیاسی منطقه در شرایط کاهش اعتبار حمایت آمریکا، اهمیت موازنهسازی در برابر ایران را افزایش داده است.
💢بخشی از ائتلافسازی آمریکا؟
🔸آیا توافق مکه میتواند بخشی از تلاش آمریکا برای آغاز مرحله جدیدی از جنگ علیه ایران باشد؟ در سناریوی بدبینانه، ممکن است توافق برای مهار پاسخ منطقهای ایران، تقسیم نقشها در جریان جنگ و هماهنگی درباره حوزههای نفوذ پس از جنگ با آمریکا شکل گرفته باشد. تفاوت منافع سه کشور، نبود چشمانداز روشن پیروزی و نامشخص بودن سهم آنها، چنین سناریوی برنامهریزیشدهای را بعید میکند. با وجود این، توافق میتواند ابزاری برای پوشش ریسکهای جنگ جدید علیه ایران باشد.
💢کارکردهای خرد امنیتی
🔸دغدغههای امنیتی اعضا متفاوت است و ظرفیتهای آنها میتواند مکمل یکدیگر باشد. با این حال، بعید است توافق در شرایط حساس کنونی برای مقابله با تهدیدات خرد یا بازیگران غیردولتی شکل گرفته باشد. تهدیدهای اصلی مورد توجه اعضا بیشتر دولتی هستند: پیامدهای جنگ ایران–آمریکا برای عربستان، هند برای پاکستان و اسرائیل برای ترکیه.
💢معنا برای نظم بینالملل
🔸توافق مکه نمونهای از تشدید سیالیت ائتلافها در دوره گذار نظم جهانی است. عربستان از جستجوی تضمین دفاعی آمریکا به رویکردی منطقهایتر روی آورده است. ترکیه نیز با وجود اختلافات گذشته، به عربستان نزدیکتر شده است. جنبه دیگر این توافقنامه را باید در نمایان شدن غرب آسیا به عنوان قطب جدید در معادلات نظم بینالملل این بار نه لزوماً به عنوان میدان رقابت قدرتهای بزرگ بلکه به عنوان جغرافیایی دانست که سطح بالای پویاییهای میان واحدهای آن میتواند دارای تاثیرات قابلتوجه بر نظم جهانی باشد.
💢ابهامات و نقایص
🔸مهمترین نقص توافق، نبود جهتگیری روشن است. مشخص نیست پیام بازدارنده آن دقیقاً متوجه چه طرفی است. ابهام در تعریف متجاوز، تشخیص مسئول آغاز درگیری، قلمرو تحت پوشش و سطح مشارکت دفاعی مورد انتظار نیز اثربخشی آن را محدود میکند. مشکل دیگر، نبود عضو محوری مانند آمریکا در ناتو برای بسیج اعضا در برابر تهدید مشخص است. همچنین معلوم نیست عملگرایی جدید سه کشور تا چه اندازه میتواند بر تفاوتهای ایدئولوژیک آنها غلبه کند.
💢جمعبندی
✅در مجموع، ماهیت سیاسی توافق مکه پررنگتر از جنبه نظامی و امنیتی آن است. توافق بیش از آنکه یک پیمان دفاع جمعی کلاسیک باشد، نشانه تلاش سه کشور برای بازتعریف جایگاه خود در محیط امنیتی متحول منطقه و پوشش ریسکهای ناشی از بیثباتی نظم موجود است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐آیا از نفوذ نتانیاهو در واشنگتن کاسته شده است؟
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان
#آمریکا #اسرائیل
🔹سال گذشته، نتانیاهو و متحدان جمهوریخواهان او بودند که ترامپ را قانع به آغاز دو جنگ علیه ایران کردند. این برخاسته از نفوذ عمیق لابی اسرائیل در ساختار سیاسی آمریکا بود. اگر نتانیاهو همچنان از نفوذ سابق برخوردار باشد، الزامات مهمی برای ایران خواهد داشت که مهمترین آن، انعطافناپذیر بودن آمریکا در مذاکرات -همچون مذاکرات هستهای اسفند و اردیبهشت – و در نتیجه، اجتنابناپذیر بودن دور جدیدی از درگیری با آمریکا است. با این وجود، تحولات درون کابینه ترامپ چیز دیگری را نشان میدهد.
💢آثار اقتصادی و سیاسی جنگ برای ترامپ و برآورد اشتباه نتانیاهو
🔸جنگ رمضان برخلاف جنگ ۱۲ روزه بیش از انتظار آمریکا به طول انجامیده و جمهوریخواهان را در خطر شکست سیاسی در انتخابات و همچنین وقوع رکود اقتصادی قرار داده است. این در حالی است که آمریکا و اسرائیل این جنگ را به امید پایان سریع آن آغاز کردند. براساس گزارشی که نیویورکتایمز منتشر کرد، نتانیاهو پیش از جنگ رمضان، با این وعده که ایران همچون ونزوئلا تبدیل به دستاورد خواهد شد، ترامپ را متقاعد به حمله به ایران کرد. ترامپ در دولت نخست خود اساساً هدف تغییر رژیم (یا تغییر درون رژیم) را جزو اولویتهای سیاست خارجی خود نمیدانست. تجربه موفق ونزوئلا برای او به طور موقت انگیزه بالایی شد تا مجدداً این الگو را در مورد ایران تکرار کند. حال که مشخص شده است اسرائیل برآورد نادرستی را از تابآوری ایران به ترامپ ارائه کرده بود، نتانیاهو برای اینکه آمریکا تنش را با ایران افزایش دهد کار به مراتب سختتری دارد.
🔸به همین خاطر، مطابق گزارشها فضای داخل واشنگتن در سفر اخیر نتانیاهو بسیار متفاوت از سال گذشته شده بود. به گفته والاستریتژورنال، اعضای کابینه ترامپ به نتانیاهو گفتند که او در دیدار با ترامپ باید تمایل واقعی از خود در خصوص صلح نشان دهد. همچنین گزارش شده بود که ونس در حضور ترامپ، گفتگویی «صریح و مستقیم» داشت. افزون بر این، ترامپ علناً از نتانیاهو ناراضی بود که چرا مسئله تأسیسات کوه کلنگ را در رسانهها عمومی کرد.
💢مرگ گراهام، مهمترین متحد نتانیاهو در آمریکا
🔸مرگ ناگهانی لیندسی گراهام، اثر منفی قابل توجهی بر لابی نتانیاهو خواهد گذاشت؛ زیرا شخصیت گراهام برای پیشبرد اهداف اسرائیل، استثنایی بود. او به عنوان حامی سرسخت اسرائیل، از معدود کسانی بود که نهتنها رابطه خوب خود را با ترامپ از سال ۲۰۱۶ حفظ کرد، بلکه یکی از صمیمیترین و نزدیکترین افراد به او بود. همچنین گراهام به دلیل شخصیت رسانهای قوی خود، نقش مهمی در بسیجکردن رأیدهندگان حزب و سناتورهای جمهوریخواه در پرونده ایران داشت. همه این موارد، او را تبدیل به یک رابط قدرتمند میان نتانیاهو و ترامپ میکرد که اکنون دیگر وجود ندارد.
💢ونس، نه ویتکاف و کوشنر
🔸اصلیترین تفاوت مذاکرات کنونی میان ایران و آمریکا با مذاکرات اسفند و اردیبهشت ۱۴۰۴، در حضور جی. دی. ونس، معاون ترامپ است. در گفتگوهای پیشین، ویتکاف و کوشنر مذاکرهکنندگان اصلی آمریکا بودند که ارتباط گستردهای با لابی اسرائیل داشتند. برخلاف این دو، ونس از گروههای ذینفع دیگری در حزب جمهوریخواه قدرت میگیرد. بخشی از فعالیتهای رسانهای ونس یک ماه پس از امضای تفاهمنامه، معطوف به انتقاد از اسرائیل و لابی اسرائیل در واشنگتن بود. حضور ونس -که رویکرد اساساً متفاوت و تجدیدنظرطلبانهای به روابط آمریکا و اسرائیل دارد – نشاندهنده کاهش اثرگذاری نتانیاهو در سیاست خارجی ترامپ است.
✅نفوذ نتانیاهو در واشنگتن، دستکم در مقایسه با سال گذشته، با محدودیتهای بیشتری روبهرو شده است. طولانیشدن جنگ، افزایش هزینههای اقتصادی و سیاسی برای دولت ترامپ، اختلافنظرهای آشکار در داخل کابینه و از دست رفتن چهرهای اثرگذار مانند لیندسی گراهام، فضای تصمیمگیری را نسبت به گذشته تغییر داده است. همزمان، نقش پررنگتر جی. دی. ونس در پرونده ایران، نشانهای از افزایش وزن جریانهایی در حزب جمهوریخواه است که نگاه متفاوتی به روابط آمریکا و اسرائیل دارند. با این حال، این تحولات به معنای از بین رفتن نفوذ اسرائیل نیست، بلکه بیشتر از تغییر موازنه نیروها و کاهش توان نتانیاهو برای جهتدهی یکجانبه به سیاست خارجی آمریکا حکایت دارد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐پاکستان نمیتواند یا نمیخواهد روابط لجستیک با ایران را توسعه دهد؟
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_جنوب_آسیا #پاکستان
🔹علیرغم نقشآفرینی فعال سیاسی در روابط دوجانبه با ایران و در سطح بینالمللی، بهنظر میرسد که پاکستان به انتخاب از ایفای نقش اقتصادی در برهه جنگ و پس از آن اجتناب کرده است. در جریان جنگ چهلروزه، منافع آمریکا در امارات متحده عربی یکی از اهداف اصلی حملات تلافیجویانه ایران بود. متاثر از همین حملات و تنشها در روابط دوجانبه، فعالیت لجستیکی مرسوم ایران برای دور زدن تحریمها در بندر جبلعلی مختل شد.
🔸محمولات انباشته ایران در جبلعلی باید به مقصدی ثالث جابهجا میشدند و محمولات جدید باید از مسیرهای لجستیکی جایگزین به کشور میآمدند. بعدتر و با اعمال محاصره دریایی توسط ایالات متحده، اختلالات به لجستیک بنادر جنوبی کشور نیز تسری یافت و طبعا انتخابها به گزینههایی محدود شد که ضمن دسترسی به آبهای آزاد، قسمی اتصال زمینی یا بندری قابل بهرهبرداری با ایران داشته باشند.
🔸در این میان، مسیر پاکستان هم به سبب مزایای جغرافیایی و هم به سبب نقش مثبت این کشور در میانجیگری، به یکی از اصلیترین نقاط تمرکز لجستیک جایگزین مبدل شد و حجم قابلتوجهی از محمولات تجاری ایران در این بازه زمانی به بنادر پاکستان (بالاخص بندر کراچی) سرازیر شد. با این وجود و برخلاف اشتیاق ابراز شده در سطح دیپلماتیک از سوی طرف پاکستانی، متغیرهای مختلفی از جنس غیرساختاری و عدم همکاری منجر به زمینگیر شدن دهها هزار کانتینر حامل بار ایران در بنادر پاکستان شده است.
💢متغیرهای غیرساختاری
🔸متغیرهای ساختاری در زمینگیری کانتینرها و انباشت بار در پاکستان بیتاثیر نیست. زیرساخت لجستیک محلی با آنچه در جبلعلی شکل گرفته قابل مقایسه نیست و دو پایانههای زمینی ریمدان و میرجاوه ظرفیت محدودی دارند.
🔸 اما متغیرهای غیرساختاری نقش به مراتب پررنگتری در این انباشت ایفا کردهاند. طرف پاکستانی در فرآیند ترخیص و انتقال بار به ایران نقش فعالی ندارد و در مواردی، رویکرد نهادی و اجرایی دولت پاکستان خود به مانع و تشدیدکننده اختلال تبدیل شده است.
🔸علیرغم کمبود ناوگان و صعود نجومی قیمت حمل زمینی، طرف پاکستانی با حمل یکسره یا ورود کامیونهای ایرانی به خاک خود موافقت نکرد و حتی گسترش محدوده تخلیه و بارگیری کامیونها در محیط پایانه مرزی نیز با مقاومت اداری روبهرو بود. علاوه بر این، نرخ و سقف تعیین شده برای پذیرش کامیونهای ایرانی در مرزهای میرجاوه و ریمدان با نیاز موجود مطابقت ندارد و اقدام معناداری برای افزایش آن انجام نشده است.
🔸مهمتر اینکه با وجود عضویت دو کشور در کنوانسیون تیر، رویهای جداگانه از سوی دولت پاکستان عبور ترانزیتی کالای ایرانی ابلاغ شد که تجار را موظف میکرد برای عبور ترانزیتی مشابه تجار داخلی پاکستان کالای خود را در WeBoc اظهار کنند. بعدتر و با لغو محاصره، موانع مشابهی در مسیر حمل فیدری بینبندری محمولات رسوب کرده مشاهده شد و در نهایت، به موجب همین تعللها و مسائل و مشکلات، هزینه دموراژ و انبارداری بسیاری از محمولات از ارزش آنها عبور کرده است.
💢جمعبندی
🔸بسیاری معتقدند که پاکستان، در همان سطح سیاسی و به منظور جلب رضایت شیعیان از یکسو و اهرمسازی در روابط خود با ایالات متحده از سوی دیگر به گسترش تعاملات با ایران علاقهمند است و توسعه لجستیک تجاری در مقطع کنونی از سوی پاکستان جدی گرفته نمیشود.
✅در واقع، به نظر میرسد که طرف پاکستانی در عین گسترش تعاملات سیاسی با ایران در مقطع جنگ و پس از آن، الگوی یکسر متفاوتی را در عرصه اقتصادی دنبال کرده و هیچ گام معناداری برای توسعه لجستیک تجاری میان دو کشور با توجه به تحولات اخیر برداشته نشده است که بالاخص با تداوم تنشها و اعمال مجدد محاصره، این مسئله باید در طراحیهای پدافند غیرعامل و صیانت از زنجیره تامین مورد توجه باشد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🎥آیا انسداد بابالمندب منجر به انفجار قیمت نفت خواهد شد؟
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐 چرا اسرائيل به شکل مستقیم وارد درگیریهای کنونی با ایران نشده است؟
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اسرائیل
🔹پس از نقض عهدهای مکرر طرف آمریکایی در تفاهم مشترک با ایران، سرانجام با اعلام رسمی دونالد ترامپ مبنی بر خروج آمریکا از تفاهم، دور جدیدی از تنشها میان دو کشور از تاریخ ۱۷ تیر رسما آغاز شد. اما نکته قابل توجه، عدم ورود مستقیم اسرائيل به این دور از درگیریها بود.
💢تقسیم وظایف
🔹بنابر ادعای منابع امنیتی ایالات متحده، در کارزار نظامی فعلی این کشور علیه ایران، ایالات متحده خود به تنهایی مسئولیت حمله به مراکز حساس ایران را برعهده گرفته و در این میان، اسرائيل علاوه بر پشتیبانی لجستیکی از جنگندههای آمریکایی، با ارائه اطلاعاتی در خصوص پایگاههای موشکی، مقرهای فرماندهی نظامی، تاسیسات هستهای و زیرساختها، این کشور را در ضربه به اهداف حساس در ایران یاری میکند. در همین چارچوب و بنابر اظهارات کاتس، وزیر جنگ اسرائيل، جنگندههای آمریکا برای حمله به ایران از پایگاههای هوایی اسرائیل استفاده کرده و در آنجا سوختگیری میکنند.
🔹 به نظر میرسد ایالات متحده با در دست گرفتن فرماندهی این عملیات تلاش دارد تا مانع از اقدامات خودسرانه رژیم اسرائیل شده و از تشدید دوباره تنشها و وسعت یافتن میدان نبرد جلوگیری کند. بنابراین، در دوره فعلی تنشها، رژیم اسرائيل تنها به نقش پشتیبانی لجستیکی، فنی و اطلاعاتی از آمریکا بسنده کرده، اما در صورت بروز تحولات گسترده میدانی، احتمال ورود مستقیم این رژیم به صحنه درگیری دور از ذهن نخواهد بود.
💢دور ماندن از حملات ایران
🔸بنابر اظهارات برخی از مقامات سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی، اسرائیل فعلاً علاقهای به پیوستن به درگیری با ایران ندارد، چرا که درگیری محدود میان ایران و آمریکا بهترین گزینه ممکن برای اسرائيل است. مطابق اظهارات اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائيل، در دور فعلی تنشها در حالی که ایران بر اثر حملات آمریکا تضعیف میشود، هیچ آسیبی به اسرائيل وارد نشده و این بهترین اتفاق برای رژیم اسرائیل است. بر همین اساس، اکنون به باور برخی چهرههای امنیتی در اسرائیل، بهترین راه جهت تضعیف و سرنگونی حکومت ایران، وارد آوردن ضربات نظامی و اقتصادی به این کشور از طریق حملات هوایی آمریکا و محاصره دریایی بوده و دلیلی ندارد که اسرائيل فعلاً خود را درگیر جنگ با ایران کند. اما تبعاً برخی شخصیتهای سیاسی در اسرائیل به واسطه وضعیت نامطلوب خود در نظرسنجیهای انتخاباتی، تمایل دارند تا برای کسب محبوبیت، دوباره کارزار نظامی علیه ایران را از سر بگیرند.
🔸یکی دیگر از مسائلی که سبب شده است تا در شرایط فعلی اسرائيل ورود مستقیمی به جنگ با ایران نداشته باشد، مسئله پرداختن به اولویتهای دیگر است. بر همین اساس، اسرائيل در شرایط فعلی از فرصت استفاده کرده و با عدم ورود به جنگ دوباره با ایران و تعامل با دولت لبنان در پرونده حزبالله، تمرکز خود را بر اهدافی نظیر کرانه باختری و غزه متمرکز کرده تا مانع از تقویت دوباره گروههای فلسطینی شود.
💢تلاش برای اخذ چراغ سبز از ترامپ
🔸به نظر میرسد در دور جدید تنشها، آمریکا تلاش دارد تا با اعمال فشار و تحمیل هزینه بر ایران، این کشور را به پای میز مذاکره بازگردانده و امتیازات مطلوب خود را از آن طلب کند. اما در صورت شکست این رویکرد، ترامپ ممکن است با نشان دادن چراغ سبز به اسرائيل، راه را برای ورود مستقیم رژیم به جنگ با ایران باز کند. در همین چارچوب، تبعاً سفر نتانیاهو به واشنگتن و دیدار او با ترامپ نیز میتواند نشانهای از تلاش اسرائیل برای ورود مستقیم به جنگ با ایران باشد. مطابق برخی گزارشها، نتانیاهو در این سفر تلاش کرده تا با ارائه اطلاعاتی در خصوص تاسیسات کوه کلنگ، مقامات کاخ سفید را در حمله به این تاسیسات ترغیب کند. این مسئله میتواند بار دیگر به تشدید تنشها و ورود دوباره اسرائيل به جنگ با ایران منتهی شود. مطابق اظهارات اخیر کاتس، وزیر جنگ اسرائيل، سران این رژیم به شدت خواهان از سرگیری حملات به ایران با هدف تخریب زیرساختهای انرژی این کشور هستند، اما نگرانی آمریکا از تاثیر این حملات بر بازارهای جهانی سبب شده تا فعلاً مجوزی برای ورود مستقیم اسرائيل به جنگ با ایران صادر نشود.
✅بنابراین از آنجایی که سران دولت فعلی اسرائيل برای ممانعت از شکست خود در انتخابات آتی این رژیم نیازمند دستیابی به موفقیتی چشمگیرند، تبعاً تلاش خواهند کرد تا با کسب مجوز از ترامپ، تنشها را تشدید کرده و دوباره وارد درگیری با ایران شوند. تبعا یکی از اصلیترین اهداف سفر نتانیاهو به واشنگتن نیز همین مسئله بوده است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
☘️🧿☘️ حرفهایهای مطالعات بینالمللی
🌓 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal
🌖 دانشوران خراسان (مطالعات شرق)
@iess_ir
🌎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی
@politicsman
🌎 آموزش اصطلاحات حقوقی،سیاسی ومتون مطبوعاتی
@policyinact
🌎 آکادمی تخصصی روابط بین الملل
@InternationalAcademic
🌎 تحلیل در رشته ی علوم سیاسی
@Iranianpoliticianss
🌎 ویرایش در علوم سیاسی✍️
@virast_yar
🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10
🌎 ژئواکونومیک نیوز
@GeoecoNEWS
🌎 سیاستکده
@siyasatkadehh
🌎 چین و ماچین 🇨🇳🇨🇳🇨🇳
@china_Reivew
🌎 مرکز مطالعات عراق
@instituteofiraqistudies
🌎 اقتصاد آفریقا
@EcoAfrican
🌎 کانال علوم سیاسی
@politicalsciencce
🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi
🌎 دیپلماسی و سیاست خارجی
@Iranian_diplomacy
🌎 در مسیر ابریشم(آموزش زبان چینی)🇨🇳🇨🇳
@Learningchinesesrpllic
🌎 کانال روسیه شناسی «بیریوزا» 🇷🇺 🇷🇺 🇷🇺
@Birioza
🌎 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr
🌎 کانال اسرائیلشناسی شطرنج صحرا
@MiddleEastnews21
🌎 تحلیل مسائل ژئواکونومیک (گذرگاه)
@Gozargah_1404
🌎 اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانهوشمالآفریقا
@mena_news_analysis
🌎 ملت دین؛ روایتگر تحولات جریانات و جنبشها
@melatedin
🌎 ترجمه متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns
🌎 زاویه: اندیشکده مطالعات راهبردی قفقاز، ترکیه و کریدورها
@zaviyeinsight
🌎 مرکز مطالعات پاکستان
@pakistanstudies_ir
🌎 کتابخانه علوم سیاسی
@Politicalsciennce
🌎 رازفیلم/دانلود فیلم و مستند سیاسی اجتماعی فرهنگی
@razfilmweb
🌎 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii
🌎 روسکیی چاس
@RusskiyChas
🌎 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique
@mondediplofa
🌎 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه CIS
@EurasiaPost
🌎 عربستان شناسی 🇸🇦
@KSA_Narrator
🌎 کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher
🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political
🌎 درسگفتار علوم سیاسی و روابط بینالملل
@ecopolitist
🌎 موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
@iras_institute
🌎 اندیشکده تهران
@institutetehran
🌓 مطالعات حقوق بشر
@ngoodvv
🌎 دیپلماسی/نگاه علمی به سیاست 💥
@bestdiplomacy
🌿🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
🌐آیا پاکستان وارد جنگ مستقیم با انصارالله خواهد شد؟
#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا #یمن
🔹پس از حمله عربستان به فرودگاه صنعا برای جلوگیری از فرود هواپیمای ایرانی حامل هیئت یمنی، آتشبس موجود در یمن فروپاشید و دو طرف در روزهای گذشته حملاتی را علیه یکدیگر روی زمین و در دریا سامان دادهاند. گزارشها حاکی از آن است که پیامی مبنی بر مداخله پاکستان در صورت تداوم تنشها به نفع عربستان به تهران مخابره شده و رویترز نیز، به نقل از منبعی آگاه و نزدیک به دولت پاکستان، مشارکت این کشور در دفاع از عربستان سعودی در مقابل انصارالله را بسیار محتمل دانسته است. همزمان، پاکستان پس از شروع حملات انصارالله به کشتیها در دریای سرخ هشدار تلافی خود را به کشتیهای حامل پرچم پاکستان محدود نمود و مقامات پاکستانی فعلا در سطح دیپلماتیک بر حمایت خود از عربستان در تنشهای پیش رو تاکید کردهاند. به بیان دیگر، اتخاذ تصمیم مداخله مستقیم پاکستان در صورت گسترش جنگ میان عربستان سعودی و انصارالله، با ملاحظات فراوانی همراه است.
💢سوابق مداخله پاکستان در یمن
🔸در سالهای پایانی دهه 60 میلادی، مناقشه یمن شمالی و جنوبی، در حقیقت به مواجهه نیابتی مصر جمال عبدالناصر و عربستان سعودی مبدل شده بود. پاکستان در آن مقطع زمانی، یکی از مهمترین شرکای نظامی منطقهای سعودیها بود و علیرغم عدم مداخله مستقیم در جنگ، خلبانان پاکستانی با استفاده از ناوگان نظامی عربستان به بمباران مواضع یمن جنوبی پرداختند.
🔸بعدتر و در جریان تشکیل ائتلاف به رهبری عربستان سعودی برای حمله به یمن، پاکستان در عین حفظ (و گسترش) همکاریهای مستشاری و فنی، از مداخله مستقیم در درگیریها اجتناب کرد. پس از درخواست عربستان برای حضور در ائتلاف با نیروی هوایی، دریایی و زمینی در جنگ یمن، ورود به ائتلاف در سال 2015، در پارلمان پاکستان به رای گذارده شد و نمایندگان پارلمان رای به حفظ بیطرفی پاکستان دادند. پارلمان پاکستان در آن مقطع، در اختیار حزب مسلم لیگ نواز (حزب حاکم کنونی) بود. هر چند که این رای منفی در حقیقت، طی تشریفات قانونی تصمیمی بود که در مرکز تجمع قدرت پاکستان، یعنی ارتش، برای عدم مداخله فعال در این درگیری گرفته شد.
🔸پاکستان در هر دو مقطع، به موجب ملاحظات متعدد، ترجیح داده است که سنت پشتیبانی غیررسمی نظامی از اقدامات عربستان در یمن را حفظ کند و از ورود مستقیم به درگیری اجتناب ورزد. با این وجود، انعقاد توافقنامه دفاع مشترک میان دو کشور در سپتامبر سال گذشته میلادی، پاکستان را نسبت به سنوات گذشته در موقعیت پیچیدهتری قرار داده است و برخی معتقدند که عدم ورود مستقیم پاکستان به جنگ در صورت تشدید تنشها، اعتبار توافقنامه مذکور را با پرسش مواجه خواهد کرد. در عین حال، جزئیات الزام و تعهد دفاع متقابل طرفین با توجه به عدم انتشار متن توافقنامه مشخص نیست و همزمان، برآورد اولیه این است که توافق مذکور برای موازنهسازی در مقابل منشاء و سطوح متفاوتی از تهدید منعقد شده باشد.
💢حضور مستقیم پاکستان: آری یا نه؟
🔸از حیث قابلیتهای عملیاتی و فنی، مداخله مستقیم پاکستان در سطوح متعارف تنش و درگیری با انصارالله برای عربستان حیاتی نخواهد بود و عربستان، بیشتر در سناریوی جنگ گسترده (و احتمالا زمینی) به کمک پاکستان نیاز مبرم پیدا میکند. از این رو، افزایش همکاریهای مستشاری، اطلاعاتی و فنی، مشارکت ناوگان و پرسنل موجود پاکستان در اقدامات دفاعی و تشدید لفاظیها و تحرکات دیپلماتیک از سوی پاکستان محتملترین گزینه است.
🔸باید توجه داشت که پاکستان محرکهای قدرتمندی برای اجتناب از ورود مستقیم به جنگ علیه یمن دارد. ورود مستقیم به این جنگ، تلاشهای پاکستان برای حفظ موقعیت متعادل در مخاصمه ایران-محور مقاومت با آمریکا-اسرائیل را بر باد خواهد داد و پرونده میانجیگری را به محاق خواهد برد. علیرغم اینکه حمایت گستردهای در میان اهلسنت پاکستان از عربستان وجود دارد، انتظار میرود با مداخله مستقیم در جنگ فشارهای داخلی بر ارتش و نخبگان حاکم پاکستان از سوی اقلیت شیعه افزایش یابد.
✅ پاکستان در حال حاضر مشغول دست و پنچه نرم کردن با تهدید طالبان در شمال، جداییطلبان بلوچ در شرق و هند در غرب است. در کنار همه اینها، به تازگی در کشمیر تحت کنترل پاکستان نیز ناآرامیهای گسترده رخ داده و وضعیتی شبیه به حکومت نظامی برقرار شده است. در یک بیان خلاصه، چالشها و مخاطرات در پاکستان به اندازهای وسعت دارند که ارتش و نخبگان حاکم مایل نباشند با انتخاب خودشان وارد جنگی مستقیم با انصارالله شوند. بالاخص که انصارالله، در مواجهه با آمریکا، اسرائیل و عربستان نشان داده است که به هیچ روی لقمه آسانی برای فرو دادن نیست.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🎥کوه کلنگ: معمای جدید برنامه هستهای ایران
#تهران_مدیا
#پرونده_هستهای
🔹در میانه نبرد آمریکا و ایران بر سر تنگه هرمز، تهدیدات اخیر دونالد ترامپ مجدداً مسئله برنامه هستهای ایران را برجسته کرد. این دفعه صحبت بر سر تأسیسات جدیدی در منطقه کوه کلنگ اصفهان است.
✅آنچه تأسیسات کوه کلنگ را به مسئلهای راهبردی بدل میکند، نه تنها عمق و وسعت آن، بلکه اطلاعات اندک آمریکا و آژانس درباره فعالیتهای درون آن است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐آخرین کارت حزب کارگر؛ اندی بورنهام نخست وزیر جدید بریتانیا
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اروپا
📝علی محبی
🔹اندی بورنهام در حالی نخست وزیر تازه بریتانیا میشود که پیش از او، در طول یک دهه گذشته این کشور هفت نخست وزیر مختلف را تجربه کرده است. ورود او به قدرت صرفاً جابهجایی در رأس هرم نیست؛ بلکه نشاندهنده یک تغییر پارادایم ساختاری از «تکنوکراسی متمرکز پایتختمحور» به سوی «حکمرانی منطقهگرا و شبکهای» است. او در شرایطی به این مقام میرسد که محبوبیت حزب کارگر در یکی از پایینترین ارقام خود در دهههای اخیر قرار دارد و بریتانیا با عمیقترین بحرانهای ساختاری اقتصاد و معیشت دستوپنجه نرم میکند.
💢آخرین کارت حزب کارگر برای حفظ قدرت
🔸ظهور بورنهام به عنوان آلترناتیو نهایی، محصول درک شکاف عمیق میان پایتخت و جامعه پیرامونی بریتانیاست. او تنها سیاستمدار مطرح حزب کارگر است که به پشتوانه عملکرد اجراییاش، از محبوبیت بالایی در نزد عامه بهره میبرد؛ اعتباری که اکنون هیچ سیاستمدار دیگری در حزب کارگر آن را نداشته و به همین دلیل بورنهام بدون رقیب جدی به این جایگاه رسیده است. او برخلاف تکنوکراتهای معمولِ حزب کارگر، از «سیاست زمینی و خاکی بودن» برای بازتعریف محبوبیت خود استفاده کرد.
🔸او در دوران مدیریت منچستر به عنوان شهردار با اجرای مدلی که خود آن را «منچستریسم» مینامد؛ یعنی ترکیبی از سوسیالیسم دوستدار کسبوکار و تمرکززدایی از قدرت، توانست رشد اقتصادی این منطقه را به بیش از دو برابر میانگین ملی برساند و عملکرد او در طول دوران کرونا باعث محبوبیت گسترده او در شمال انگلستان شد. ایستادگی قاطعانه او در برابر محدودیتهای دولت مرکزی در دوران پاندمی کرونا، از او چهرهای مستقل ساخت که توانست فراتر از جناحبندیهای سنتی حزب، اعتماد همزمان اتحادیههای کارگری و بخش خصوصی را جلب کند.
💢اقتصاد؛ بزرگترین چالش پیشرو
🔸بورنهام با میراث سنگینی از بدهیهای دولتی و مشکلات اقتصادی روبروست که زندگی روزمره مردم را دشوار کرده است. چالش اصلی او این است که از یک طرف مردم انتظار بهبود خدمات عمومی، کاهش هزینهها و توسعه زیرساختها را دارند، و از طرف دیگر دولت با محدودیت شدید مالی و کسری بودجه مواجه است. راهکار او برای حل این مشکل سرازیر کردن بودجه و اختیارات مالی به سمت مناطق مختلف بریتانیاست تا رونق اقتصادی از پایین به بالا شکل بگیرد. اگر او موفق شود با جذب سرمایهگذاریهای محلی و پروژههای عمرانی، چرخ اقتصاد را در شهرها به حرکت درآورد، بخش مهمی از مشکلات اقتصادی بهبود خواهد یافت. اما اگر در این مسیر با مقاومت ساختارهای بوروکراتیک لندن روبرو شود یا نتواند منابع مالی را به درستی مدیریت کند، نارضایتی عمومی افزایش یافته و شرایط اقتصادی حتی از گذشته نیز شکنندهتر خواهد شد.
💢دکترین خارجی: عملگرایی، احتیاط و تمرکز بر داخل
🔸در عرصه بینالمللی، بورنهام رویکردی منفعتمحور و «بریتانیا-محور» را جایگزین مداخلهگریهای پرهزینه پیشین خواهد کرد. تجربه رای به جنگ عراق که او آن را «تراماتیکترین تجربه دوران پارلمانی» خود میداند، باعث شده تا او نسبت به درگیریهای نظامی جدید، به ویژه در قبال تنشهای ایران در سال ۲۰۲۶، به شدت محتاط باشد. او هشدار داده است که نباید اشتباهات استراتژیک عراق را تکرار کرد و بر لزوم راهکارهای دیپلماتیک تاکید دارد.
🔸در قبال ایالات متحده، بورنهام احتمالاً روابطی غیررسمیتر و محتاطانهتر با دولت دوم ترامپ برقرار خواهد کرد. او در موضوع غزه، با عذرخواهی از موضع دیرهنگام حزبش در قبال آتشبس، نشان داده که مایل است فشار بیشتری بر اسرائیل برای پذیرش راهکار دو کشوری اعمال کند. در مورد چین نیز، کمتر متمایل به راه انداختن یک جنگ تجاری با چین است و نگاه او عمدتاً از دریچه توسعه اقتصادی و جذب سرمایه برای زیرساختهای سبز در انگلستان خواهد بود.
💢جمعبندی
✅اندی بورنهام آخرین امید حزب کارگر و جریانهای لیبرال-سوسیال حاکم بر بریتانیا است. بریتانیا تحت رهبری او، یا به یک مدل حکمرانی شبکهای موفق تبدیل میشود، و یا به چرخه بیثباتی بازمیگردد که این بار در صورت ناکامی منجر به فروپاشی کامل اعتماد عمومی به احزاب سنتی و لیبرال خواهد شد؛ امری که راه را برای ظهور و قدرتگیری بیمحابای جریانهای راست افراطی و پوپولیستی در انتخابات آینده هموار خواهد کرد و تأثیرات شگرفی بر ساختار سیاسی بریتانیا برجای خواهد گذاشت.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐کوه کلنگ: معمای جدید برنامه هستهای ایران
#مقاله_تحلیلی
#پرونده_هستهای
🔹در میانه نبرد آمریکا و ایران بر سر تنگه هرمز، تهدیدات اخیر دونالد ترامپ مجدداً مسئله برنامه هستهای ایران را برجسته کرد. این دفعه صحبت بر سر تأسیسات جدیدی در منطقه کوه کلنگ اصفهان است. ترامپ در آخرین اظهارات خود اعلام کرد که به این تأسیسات حمله خواهد کرد، این در حالی است که در دو جنگ ۱۲روزه و رمضان حملهای رخ نداده بود. به ادعای آمریکا و اسرائیل، فعالیتهایی در اطراف این تأسیسات وجود دارد که وضعیت بازسازی احتمالی برنامه هستهای ایران را برایشان مبهم میکند.
💢مشخصات تأسیسات کوه کلنگ
🔸تأسیسات هستهای جدید ایران در اعماق کوه کلنگ گزلا (در فاصله چندکیلومتری تأسیسات نطنز) قرار دارد. پس از انفجار در تأسیسات سطح زمین مونتاژ سانتریفیوژ نطنز در سال ۱۳۹۹، مهرماه همان سال، ایران اعلام کرد که سایت زیرزمینی جدیدی را در منطقه کوه کلنگ برای عملیات مونتاژ تأسیس میکند. طبق تخمینها عمق این تأسیسات بیش از ۱۰۰ متر و وسعت آن تقریباً ۲.۵ برابر سایت غنیسازی فردو است که آن را تبدیل به عمیقترین و بزرگترین تأسیسات هستهای شناختهشده ایران میکند.
💢ابهام در مورد فعالیتهای کوه کلنگ
🔸آمریکا و اسرائیل ادعا میکنند که نامشخصبودن فعالیتهای زیرزمینی در کوه کلنگ، یکی از عوامل نگرانی آنها درباره این تأسیسات است. طبق گزارشها، ایران هزاران سانتریفیوژ را به تأسیسات هستهای واقع در کوه کلنگ منتقل و با استقرار آنها در اعماق زمین، دسترسی و هدف قراردادن این تجهیزات در حملات هوایی را بهمراتب دشوارتر کرده است.
🔸غرب و آژانس معتقد هستند ایران قصد دارد از این سایت برای فعالیتهایی فراتر از مونتاژ استفاده کند. هرچند ایران این ادعا را تکذیب کرده است. به گزارش سیانان ایران بخشی از ذخایر اورانیوم خود را به داخل این تأسیسات برده است. چند ماه پیش نیز مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی تحلیل کرده بود که وسعت بسیار زیاد این تأسیسات کوه کلنگ میتواند آن را گزینه مناسبی نهفقط برای مونتاژ سانتریفیوژ بلکه ایجاد سالنهای غنیسازی و حتی تبدیل گاز اورانیوم به فلز (از آخرین مراحل ساخت سلاح هستهای) کند.
💢سناریوهای مواجه آمریکا با این تأسیسات
🔸در سناریوی نخست، آمریکا از طریق مذاکره و توافق سیاسی، موفق به ایجاد دسترسی نظارتی در تأسیسات، تعلیق ساختوساز/غنیسازی یا توقف دائمی فعالیتها در کوه کلنگ شود. هرچند با توجه به زدوخوردهای چند روز گذشته میان ایران و آمریکا، احتمال دستیابی به توافق کاهش یافته است.
🔸در سناریوی دوم، آمریکا با اجرای عملیات ویژه وارد تأسیسات شده و اقدام به نابودی یا سرقت تجهیزات / ذخایر اورانیوم میکند. با این وجود، همچنان مخاطرات و ابهامهای فراوانی در خصوص اجرای این عملیات وجود دارد.
🔸در سناریوی سوم، آمریکا از طریق حملات نظامی هوایی به ورودیها و تأسیسات سطحی کوه کلنگ، خواهد کوشید که تا جای ممکن ورود و خروج و فعالیت هستهای را مختل و متوقف کند. چنین اقدامی طی جنگ رمضان برای تأسیسات موشکی ایران انجام شده بود. با این وجود، این گزینه نظامی نمیتواند راهحل بلندمدت برای آمریکا باشد.
💢آیا آمریکا توانایی نابودی تأسیسات کوه کلنگ را دارد؟
🔸به نظر نمیرسد که تسلیحات متعارف آمریکا توانایی نابودی یا آسیب جدی به تأسیسات مذکور را داشته باشند. در حال حاضر قویترین بمب سنگرشکن آمریکا، GBU-57 است که قدرت نفوذ آن برای تأسیساتی با عمق کوه کلنگ کافی نیست. به همین دلیل تاکنون از آن برای حمله به این سایت استفاده نشده است.
🔸به همین دلیل، بحث استفاده احتمالی از تسلیحات غیرمتعارف، یعنی سلاح هستهای برجسته شده است. روی کاغذ برخی سلاحهای هستهای تاکتیکی سنگرشکن آمریکا توانایی نفوذ و تخریب این تأسیسات عمیق را دارند. بمبهای سقوط آزاد B61-11 و B61-13 با سر انفجاری به ترتیب ۴۰۰ و ۳۶۰ کیلوتنی، اصلیترین گزینههای آمریکا برای حمله به تأسیسات هستند. با این وجود، استفاده از سلاح هستهای برای آمریکا بیشتر از ملاحظات فنی، ملاحظات سیاسی و بینالمللی دارد.
✅آنچه تأسیسات کوه کلنگ را به مسئلهای راهبردی بدل میکند، نه تنها عمق و وسعت آن، بلکه اطلاعات اندک آمریکا و آژانس درباره فعالیتهای درون آن است. گزینههای واشنگتن نیز محدودیت دارند؛ مذاکره با موانع سیاسی مواجه است، عملیات ویژه ریسک نظامی بالایی دارد و حملات هوایی متعارف احتمالاً توان نابودی کامل این تأسیسات را ندارند. استفاده از تسلیحات هستهای تاکتیکی نیز هزینههای سیاسی و راهبردی سنگینی خواهد داشت؛ بنابراین کوه کلنگ احتمالاً در ماههای آینده به یکی از مهمترین نقاط چانهزنی و تنش در پرونده هستهای ایران تبدیل خواهد شد.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐ترس اسرائيل از قدرت گیری جریان ضد صهیونیستی در آمریکا
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اسرائیل
📝محمدحسین پورعلی اقبالی
🔹به گزارش وال استریت ژورنال، دولت نتانیاهو قصد دارد تا با اختصاص بودجهای به ارزش ۵۰ میلیون دلار، وجهه تخریب شده اسرائیل در آمریکا را از طریق فعالیتهای رسانهای بهبود بخشیده و آن را بازسازی کند. این مسئله به این دلیل رخ میدهد که پس از وقوع عملیات طوفانالاقصی و حملات متقابل اسرائيل به نوار غزه که با کشته شدن شمار زیادی از غیر نظامیان همراه شد، افکار عمومی آمریکا و سایر کشورهای غربی به شدت نسبت به این مسئله موضع گرفته و به مخالفت با اقدامات رژیم اسرائيل در غزه پرداختند. در این راستا، جامعه آمریکا خواستار توقف حمایتهای نظامی گسترده دولت این کشور از اسرائیل شد.
💢افزایش حملات به یهودیان
🔹مطابق جدیدترین نظرسنجی آژانس خبری آسوشیتد پرس ، حدود ۳۰ درصد از یهودیان آمریکایی اظهار داشتهاند که در سال گذشته، خود یا یکی از اعضای خانوادشان حداقل یکبار با معضلاتی نظیر نظیر حملات فیزیکی، توهین کلامی یا حمله به اموال مواجه شدهاند. در نظرسنجی مشابهی که توسط جنبش مبارزه با یهودستیزی انجام شده است نیز، حدود ۵۷ درصد از یهودیان آمریکایی، یعنی حدود ۳.۵ میلیون یهودی اظهار داشتهاند که در سال گذشته با اقدامات یهودستیزانه مواجه شدهاند. همین مسئله سبب شده است تا بسیاری از یهودیان ساکن آمریکا از پوشیدن لباسهای مذهبی خود در محیطهای عمومی یا علنی کردن یهودی بودنشان، احساس ترس داشته باشند. به همین دلیل، اکنون ۳۶ درصد از دیاسپورای یهودی در آمریکا نسبت به زندگی در این کشور احساس خطر کرده و در این بین، یهودیان مذهبی بیشتر از یهودیان سکولار در آمریکا احساس ناامنی دارند. در این چارچوب، اکنون حدود ۶۰ درصد از یهودیان اظهار داشتهاند که نسبت به پیش از وقوع نبرد ۷ اکتبر، این افراد احساس امنیت کمتری در آمریکا میکنند.
💢افزایش نفرت از اسرائيل
🔸مطابق نظرسنجی موسسه گالوپ، همراهی جامعه آمریکا با رژیم صهیونیستی پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به شکل بیسابقهای کاهش یافته است. مطابق این نظرسنجی، پیش از ۷ اکتبر، ۵۴ درصد جامعه آمریکا از دولت اسرائیل حمایت میکردند، اما مطابق نتایج آخرین نظرسنجی این موسسه، اکنون نرخ حمایت از دولت اسرائيل در آمریکا به پایینترین سطح خود یعنی ۳۶ درصد رسیده است. همچین این نظرسنجی بیان میدارد که برای اولین بار حمایت از فلسطین در آمریکا از حمایت از اسرائيل پیشی گرفته و اکنون حدود ۴۱ درصد از جامعه آمریکا از فلسطینیان حمایت میکنند. نکته قابل توجه در این نظرسنجی این است که در میان افراد زیر ۳۵ سال، تنها ۹ درصد از اقدامات اسرائيل در غزه حمایت کرده و تنها ۶ درصد نیز نگاه مثبتی نسبت به نتانیاهو دارند.
💢بازتاب در عرصه سیاسی
🔸پس از وقوع حوادث مربوط به ۷ اکتبر، اعتراضات مردمی نسبت به سفر مقامات دولتی اسرائيل به آمریکا به شدت افزایش یافته و درصد بالایی از جامعه ایالات متحده خواهان توقف شراکت و همکاری این کشور با رژیم اسرائیل هستند. همین مسئله سبب شده تا انتقاد از عملکرد چهرههای سیاسی طرفدار اسرائیل نیز به شکل بیسابقهای افزایش یابد. همچنین در میان چهرههای سیاسی، گرایش جامعه آمریکا به افراد منتقد اسرائیل به شدت افزایش یافته است. در این بین، حتی بخشی از طیف محافظه کار آمریکا و افرادی نظیر تاکر کارلسون، استیو بنون و کندیس اوونز نیز که سابقاً از حامیان ترامپ به شمار میرفتند، اکنون به جرگه منتقدین حمایت از اسرائيل پیوستهاند. این امر سبب شده است که حتی در جنبش ماگا نیز، اختلافاتی بر سر مغایرت شعار «اول آمریکا» با حمایت از اسرائيل به وجود بیاید. در جریان چپ نیز، رویکرد ضد صهیونیستی ترقیخواهانی نظیر زهران ممدانی و الکساندریا کورتز کاملاً مشهود است.
✅ افزایش نفرت از یهودیان در جوامع غربی خصوصاً ایالات متحده سبب شده است تا اکنون اولاً یهودیان ساکن این کشورها به موجب اقدامات یهودستیزانه احساس امنیت کمتری داشته و ثانیاً اقبال به جریانهای سیاسی زاویهدار با اسرائيل افزایش یابد. همین مسئله سبب شده تا برخی چهرههای سیاسی با شعارهای ضد صهیونیستی در اروپا و آمریکا به قدرت برسند. حتی اکنون با افزایش تحرکات جریانهای افشاگر، هزینه همکاری با لابی صهیونیستی آیپک در ایالات متحده به شدت افزایش یافته است. تداوم این روند تبعاً میتواند با انزوای سیاسی هرچه بیشتر اسرائیل همراه شده و فشارهای بینالمللی را بر این رژیم افزایش دهد. اما مقابله با تشدید این روند در آمریکا، اکنون به امری حیاتی برای اسرائیل تبدیل شده است. چرا که در صورت تداوم این روند، امکان به قدرت رسیدن جریانهای ضد صهیونیستی در ایالات متحده در سالهای آتی افزایش یافته و این امر میتواند متحد اصلی اسرائيل را از این رژیم دور کند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐چرا دیدار ترامپ-نتانیاهو انجام نشده است؟
#تحلیل_کوتاه
#آمریکا #اسرائیل
🔹چند روز پس از امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا و شکلگیری مجموعهای از اختلافات رسانهای میان برخی مقامات آمریکایی و اسرائیلی، دفتر نخستوزیری اسرائیل طی بیانیه ای اعلام کرد بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ، طی تماسی تلفنی توافق کردند که در آیندهای نزدیک، در آمریکا با یکدیگر دیدار کنند. تحولات پیرامون این دیدار احتمالی اکنون ابعاد جدیدی یافته است.
🔸 پس از مرگ لیندسی گراهام، اعلام شد نتانیاهو با سفر به ایالت کارولینای جنوبی جهت شرکت در مراسم خاکسپاری این سناتور آمریکایی، در حاشیه این مراسم با ترامپ دیدار خواهد کرد. دستیاران نتانیاهو در چند روز بعد به خبرنگاران گفتند که او قصد دارد به آمریکا سفر کند و روز دوشنبه با ترامپ دیدار کند. صبح پنجشنبه، دفتر نتانیاهو اعلام کرد که سفر برنامهریزیشده به دلیل به تعویق افتادن مراسم خاکسپاری گراهام لغو شده است. مقامات آمریکایی اما اصل دیدار را هنوز تایید نکردهاند و حتی گفته شده نتانیاهو پاسخ مثبتی دریافت نکرده است.
🔸مطابق آخرین نظرسنجیها، ۸۶ درصد از ساکنان اراضی اشغالی با تفاهم ایران و آمریکا مخالفت کرده و آن را در تضاد با منافع رژیم صهیونیستی ارزیابی کردند. همچنین ۶۳ درصد نیز معتقد بودند که پایان جنگ با ایران در شرایط فعلی با منافع اسرائيل سازگار نبوده و یک پیروزی مهم برای ایران به شمار میرود. این نظرسنجیها کاهش بیسابقه محبوبیت نتانیاهو و ترامپ نزد افکار عمومی اسرائيل را نشان میدهد. این مسئله باعث شده زمانبندی سیاسی نتانیاهو و ترامپ برای حمله به ایران در تضاد با یکدیگر قرار گیرد. گر چه خود ترامپ اکنون تفاهمنامه را پایان یافته اعلام کرد اما به نظر میرسد این تضاد زمانبندی سیاسی اختلافاتی را میان آنها بوجود آورده است.
🔸از سویی دیگر این گمانهزنی وجود دارد که تصمیم به لغو سفر ممکن است ناشی از ارزیابی نتانیاهو مبنی بر این باشد که با تشدید حملات آمریکا، ایران ممکن است با حمله به اسرائیل تلافی کند و بنابراین نتانیاهو میخواهد در اسرائیل حضور داشته باشد.
🔸همزمان با نشست ناتو در آنکارا و اعلام خبرهایی مبنی بر قصد ترامپ برای فروش جنگندههای اف-۳۵ به ترکیه نتانیاهو اظهارنظرهایی انتقادآمیز درباره این موضوع کرد. در واقع او در مصاحبههای با فاکس نیوز و سی ان ان، تلاش کرده تا با تاثیرگذاری بر ترامپ، در روند مذاکرات میان مقامات ترکیه و آمریکا اخلال ایجاد کند. اکنون گفته میشود انتقادات نتانیاهو یکی از دلایل عدم موافقت ترامپ با دیدار با او بوده است.
🔸با این وجود به نظر میرسد ترامپ تلاش دارد با اهداف انتخاباتی فاصلهای میان خود و نتانیاهو ایجاد کند. نتانیاهو اکنون در واشنگتن هم در میان دموکراتها و هم در میان حلقه نزدیک ترامپ و پایگاه طرفداران ماگا به شدت نامحبوب است. مقامات متعدد آمریکایی، از جمله جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، نتانیاهو را متهم کردهاند که پیشبینیهای خوشبینانهای درباره جنگ با ایران مطرح کرده که به نتیجه نرسیده است.
✅آنچه که اکنون مشخص است، اختلافات جزئی ترامپ و نتانیاهو در برخی پروندهها (نظیر تفاهم با ایران و برنامه مرحله بعدی جنگ و فروش جنگنده به ترکیه) و نیز منافع متضاد آنها درباره زمانبندیهای سیاسی سبب شده است تا فاصلهای میان آنها نمایش داده شود. البته این به معنای عدم دیدار طی روزهای آتی نخواهد بود و احتمالاْ با برنامهریزی دو طرف برای رعایت ملاحظات بهرهبرداری سیاسی دیر یا زود انجام خواهد شد. با این وجود چنین اختلافاتی هرگز نباید به شکاف آمریکا و اسرائیل در جنگ با ایران تفسیر شود چه این که چنین تفسیری و حساب باز کردن روی آن طی سالهای اخیر شاید یکی از عوامل مهم غافلگیریهای پیاپی بوده است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🔵چرا آذربایجان برای اروپا و آمریکا اهمیت پیدا کرده است؟
◾️مرکز سیاستگذاری کاسپین
#اکوتهران
#انرژی
🔸تعاملات سطح بالای بیسابقه در متن و حاشیه مهمترین مجمع سالانه انرژی آذربایجان، نمایانگر رشد تمایل در شرکتها و بازیگران دولتی برای تعمیق حضور خود در منطقه خزر است. در جریان نشستهای هفته انرژی باکو در ابتدای ماه ژوئن قریب به ۲۰ توافقنامه جدید به ارزش ۷.۵ میلیارد دلار با حضور چهرههای سرشناس صنعت انرژی و سرمایهگذاران صنعتی منعقد شد و همزمان، یک هیئت آمریکایی برای برگزاری نخستین دور از گفتگوهای اقتصادی ایالات متحده و آذربایجان وارد این کشور شد. این مجموعه تحولات، نقش رو به گسترش آذربایجان را در تحقق اهداف کلیدی اتصال منطقهای و تعمیق همکاری با کشورهای غربی برجسته میسازد.
💢هفته انرژی باکو
🔹همچون سنوات گذشته، هفته انرژی باکو امسال نیز میزبان شرکتهای بزرگ خارجی بود که در میان آنها میتوان به اکسونموبیل، بی پی، شورون، توتال و شل اشاره کرد. بسیاری از این شرکتها در گذشته نیز پروژههایی را با سوکار، شرکت نفت دولتی آذربایجان، و بوتاش، شرکت نفت دولتی ترکیه، به انجام رساندهاند. همزمان، یک هیئت آمریکا به ریاست کیلب اور، معاون وزارت خارجه ایالات متحده در امور اقتصادی، بازرگانی و انرژی در این رویداد مشارکت کرد.
🔹فشارهای ژئوپلتیکی و منازعات، از جنگ روسیه و اوکراین گرفته تا جنگ آمریکا و ایران، دسترسی غرب را به منابع هیدروکربنی به شدت محدود کرده و در نتیجه آن، نقش آذربایجان در تامین نفت و گاز کشورهای اروپایی رو به افزایش است. سوکار با خرید دو پالایشگاه شرکت ایتالیانا پترولی، حضور خود را در بخش پاییندست بازارهای انرژی اروپا تقویت کرده است و با افزایش مشارکتهای آمریکایی و اروپایی در بخش انرژی منطقه خزر، اعمال نفوذ دولت آذربایجان بر تجارت بینمنطقهای هیدروکربنها تداوم خواهد داشت.
💢گفتگوی اقتصادی آذربایجان و ایالات متحده
🔹علاوه بر معاون وزارت خارجه ایالات متحده، بخش قابلتوجهی از شرکتهای آمریکایی نیز در این گفتگوها مشارکت داشتند. گفتگوی مورد اشاره، اولین نشست از این جنس بود و در چارچوب منشور مشارکت راهبردی امضا شده در جریان سفر معاون رئیسجمهور جی دی ونس به باکو انجام پذیرفت. طرف آذری در این گفتگوها بر اهمیت تداوم همکاری در حوزههای حملونقل، لجستیک و زیرساختهای دیجیتال برای تقویت مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی و همچنین کریدور میانی تاکید داشت و طرف آمریکایی نیز وعده داد تا به آذربایجان برای تثبیت نقش خود به عنوان گره مرکزی کریدور میانی برای انتقال انرژی به اروپا و سایر نقاط جهان کمک کند. همزمان وعدههایی برای سرمایهگذاری در بخش انرژی آذربایجان و توسعه مشارکتها با اکسون موبیل و شورون ارائه شده است. در همین اثنا نیز توافقنامههای جدیدی برای اکتشاف با این کشورها منعقد شد.
💢توافقهای نفتی
🔹در حاشیه هفته انرژی باکو، سوکار، توتال انرژی، ایکس آر جی و بوتاش ترکیه، یک توافقنامه ۱۵ ساله برای خرید گاز طبیعی از میدان آبشورون در دریای خزر امضا کردند. بر این اساس، آذربایجان از سال ۲۰۲۹ رقم ۳۳ میلیارد متر مکعب گاز از طریق خط لوله باکو-تفلیس-ارزروم و با نرخ سالانه ۲.۲۵ میلیارد متر مکعب به ترکیه تحویل خواهد داد. توافق اولیه توسعه این میدان در سال ۲۰۰۹ میان توتال و سوکار با سهم ۵۰ درصدی امضا شد. بعدتر، شرکت ادنوک در اوت ۲۰۲۳ به کنسرسیوم پیوست و با کاهش سهم طرفهای اولیه به ۳۵ درصد، ۳۰ درصد از سهام در اختیار ادنوک قرار گرفت. فاز نخست توسعه این میدان روزانه حدود ۴.۲ میلیون متر مکعب گاز و 13 هزار بشکه میعانات تولید میکند. در مرحله بعدی توسعه این میدان، برای تولید سالانه بیش از ۴ میلیارد متر مکعب تا سال ۲۰۲۹ هدفگذاری شده است.
✅همانطور که اشاره شد ارزش توافقنامههای امضا شده در این اجلاس، به حدود ۸ میلیارد دلار رسید. اکسون و سوکار برای توسعه منابع غیرمتعارف در دریای خزر، شورون و سوکار برای بررسی ظرفیتهای تولید بیشتر، و شل و سوکار برای همکاری در پروژههای بالادستی گاز به توافق رسیدند. بی پی نیز قرار است با اجرای پروژه فشارافزایی سکوی شاه دنیز، تولید ۵۰ میلیارد متر مکعب گاز اضافی را میسر سازد. این شرکت همچنین به دو بلوک نفتی جدید در حوضه خزر دسترسی یافت و از اول ژوئیه، اپراتوری خط لوله باکو-تفلیس-جیحان را که در آن سهمی 30 درصدی دارد، به سوکار واگذار خواهد کرد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام