7919
﷽بسماللهالرحمنالرحیم﷽ شـعـر خـوب بخـوانیم ....✅
▫️
سرگرانی مانع است از آمدن تیر ترا
انتظار تیر خواهد کشت نخجیر ترا
ترک خونریزی نمی گویی، همانا عاشقان
داده اند از دیده خود آب، شمشیر ترا
#صائب_تبریزی
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
از مشک نگر که لاله بنگاه گرفت
زو طبع، غمی دراز و کوتاه گرفت
بر ماه به شست زلفکان راه گرفت
گیرند به شست ماهی او ماه گرفت
#عنصری
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
﷽
روی حرفم چون قلم با لوحهای ساده است
صحبت دیوانگان بسیار میخواهد دلم
پیش همت از ادب دور است تکرار سؤال
هردو عالم را از او یک بار میخواهد دلم
#صائب_تبریزی
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
ای امان از فراق، امان از فراق
ای امان از فراق، امان از فراق
چه خوش است آوای آزادی، چه خوش است آزادی
آزادگانِ دهر، ای دل! که این است آبادی
#عارف_قزوینی
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
شب تار و بیابانهای وحشت
دلم در حالِ زار و بیقراریست
نه آوایی که یاریام رساند
نه یاری که مرا در یاد آریست
#بابا_طاهر
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
﷽
صبح از افق، نفسِ روشنِ رهاییست
بر شانهاش نسیم، پیامِ خداییست
شب رفت و قفلِ خسته گشود از دلِ شهر
آزادی آمد و جهان، باز آشناییست
#لاادری
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
با روی تو، از قمر نمیآید هیچ
با لعل تو، از شکر نمیآید هیچ
گر صد ورق از دفتر گل باز کنم
جز شرح رخ تو برنمیآید هیچ...
#عبدالعزیز_گنجهای
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
شب است و هیچ کسم راه صبح ننماید
خدای را ز که گیرم چنین سراغی را ؟
ستارگان همه فانوس های خاموشند
به نورشان نتوان یافت راه باغی را
کجاست آنکه سر از خانه ای برون آرد
به راه من فکند پرتو چراغی را ؟
جهان ز خنده ی شیرین آفتاب تهی است
چه حاجت است به نور آشیان زاغی را
#نادر_نادرپور
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
﷽
ای صبا بنما بکوی آن بت مهروی روی
رخصت گفتار اول زان مه دلجوی جوی
پس بدانگ گلچهرهام چون بلبل خوشگوی گوی
سرو قدم ز هجر ایسر و مشگین موی موی
#صامت_بروجردی
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
ای مرغکِ پَرشکسته! آزادیِ ما!
آهوی به خون نشسته! آزادیِ ما!
خصمان به سرت ببین چهها آوردند
آزادی! ای خجسته آزادیِ ما!
#حسین_منزوی
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
ای دل فراق سخت گران کرده بار را
بشکسته پُشت طاقت جان فکار را
جانان سری به دلشدگانش نمی زند
جان بر لب است عاشق چشم انتظار را
برخیز بیش از این نتوان بار غم کشید
ما می رویم بلکه بیاریم یار را
#شهریار
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
اگر چه بالش خورشید تکیه گاه من است
شکستگی گلی از گوشه کلاه من است
عجب نباشد اگر شعر من بود یکدست
که عمرهاست کف دست تکیه گاه من است
ز شعرهای ترم گرم این چنین مگذر
که آب خضر نهان در شب سیاه من است
#صائب_تبریزی
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
گفتا بیا نازت دهم
در عشق پروازت دهم
با عشق اگر آیی بَرم
گنجینه ی رازت دهم
#جبار_محمدی
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند
عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند
#حافظ
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
﷽
در بیشه دهر، شیر با دندان باش
هم پیشه پنجه هنرمندان باش
گر شام کند خار چمن خون به دلت
چون غنچه صبحدم دمی خندان باش
#فرخی_یزدی
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
﷽
ز خلق خوش آن بحر پنهاورست
که باطن گهر، ظاهرش عنبرست
دلش کوه و دریا بود سینه اش
خرد گوهر و مغز گنجینه اش
قضای الهی است در روز رزم
بهشت خدایی است هنگام بزم
#صائب_تبریزی
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
گه نیک به گفتار برافروخت مرا
گه سخت به کردار جگر سوخت مرا
چون بستن گفتار بیاموخت مرا
بر تخته عشق کرد و بفروخت مرا
#ابواافرج_رونی
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
لب خاموش نمودار دل پرسخن است
جبهه بیگره آیینه خلق حسن است
چون خدنگی که کند دست در آغوش کمان
به میان رفتن من، بهر کنار آمدن است...
#صائب_تبریزی
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
﷽
سپیده سر زد و از نیمشب نشان نماند
نماند رنج و شب و تیره و گمان نماند
چو آفتاب برآمد به بامِ هستیِ ما
به جانِ ما دگر از سایه، ذرهجان نماند
هزار نکته در این صبحِ پُرشکوه نهفتهست
که بیشکوفه و بیعطرِ بیکران نماند
#فریدون_مشیری
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
راز تو ز بیم خصم پنهان دارم
ورنه غم و محنت تو چندان دارم
گویی که ز دل نداری ام دوست همی
آری ز دلت ندارم از جان دارم
#انوری
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
سر بیمناکی گنهکارگی است
گنه کاره را تن به آوارگی است
همان بیگناهی تناسانیست
به نیکی سپاسنده ارزانیست
گنه کاره را بیم باشد ز شاه
نترسد ز کس، مردم بیگناه
#ملک_الشعرای_بهار
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
در چشم آفتاب کشد میل خوشهاش
هر دانهای که غوطه خورد در زمین عشق
چون گل تمام پردهٔ گوش است آسمان
از اشتیاق زمزمهٔ دلنشین عشق
#صائب_تبریزی
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
بر قلهٔ کهسار، درختی برپاست
بر شاخ درخت، آشیانی پیداست
غم کوه و درخت، زندگانی من است
بر شاخ درخت، مرغکی نغمهسراست
#خلیلالله_خلیلی
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
شبِ هجران به سرم اخگرِ غم میپاشید
خنده میکردم و از خنده الم میپاشید
داشت شیرازهی غمهایِ تو اوراقِ دلم
ورنه در چنگِ فراقِ تو ز هم میپاشید
#ترابی_مشهدی
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
﷽
صاحب جاها چشم سحرخیز به توست
عمر خضر و دولت پرویز به توست
تب از بدنت عرق شد و ریخت به خاک
از بس که دعای شمس تبریز به توست
#سیدای_نسفی
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
تو امپراطور شعرهای منی
موهای شقیقهات،
آوازِ یک در چند میانِ سپیدی عشق است
و من از لبهای تو
جوانه میزنم هر روز
#شیوا_فرازمند
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
سالها هست که سرمستِ مِیِ عاشقیام
کاری ای دل نکنی تا به ندامت بروم
به تماشای گل و سرو به گلگشتِ بهار
همه اندر طلبِ آن رخ و قامت بروم
رهِ این بادیه گر در دهنِ شیر بُوَد
به تولّای تو زین ره به سلامت بروم
چه سلامت چه ملامت نکند فرق بگو
به سلامت بروم یا به ملامت بروم
مدعی باشم اگر جان طلبی در شبِ وصل
از سر کوی تو از بیمِ غرامت بروم
رهِ عشق است بسی دور و خطرناک «هما»
عَلمِ عشق بزن تا به علامت بروم
#همای_شیرازی
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
﷽
سحرگاهان که شبنم بر گل افتد
زتو شور و فغان در بلبل افتد
بت فایز به یاد نوگل خویش
به جانش صد هزاران غلغل افتد
#فایز
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
عشاق به غیر دوست، عاری دارند
از حسرت آرزوی او بیزارند
و آنان که کنند طاعت از بهر بهشت
عشاق نیند، بهر خود در کارند
#شیخ_بهایی
─═┅✰ 📓 ✰┅═─
▫️
دل دوش در این عشق حریف ما بود
شب تا به سحرگاه نخفت و ناسود
چون صبح دمید سوی تو آمد زود
با چهرهٔ زرد و دیدهٔ خونآلود
#لاادری
─═┅✰ 📓 ✰┅═─