13774
❇️ همراه هم در باغ سبز اندیشه مولانا مدرس مثنوی از سال۱۳۸۶نویسنده کتاب های باغ سبز عشق غربت وجودی پیچیده در عاشقی آیدی نویسنده و ادمین : @gharibianlavasani https://zil.ink/zahra.gharibian آیدی ثبت نام کلاس مثنوی و خودشناسی: @Zglwebsupport
🌲🌳🌲🌳
و حال شب شده بود
چراغ روشن بود
و چای
می خوردند
چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهایی
چه قدر هم تنها
خیال می کنم
دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی
دچار باید بود دچار یعنی عاشق
و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد
#سهراب_سپهری
@gharibianlavasanii
🌲🌳🌲🌳
نکته گفتن آن شاعر در جهت طعن شیعه حلب
#مثنوی_دفتر_ششم
#مولانا
گفت آری لیک کو دور یزید
کی بدست این غم چه دیر اینجا رسید
چشم کوران آن خسارت را بدید
گوش کران آن حکایت را شنید
خفته بودستید تا اکنون شما
که کنون جامه دریدیت از عزا
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانک بد مرگیست این خواب گران
روح سلطانی ز زندانی بجست
جامه چون دریم ، چون خاییم دست
چونک ایشان خسرو دین بودهاند
وقت شادی شد چو بشکستند بند
سوی شادروان دولت تاختند
کنده و زنجیر را انداختند
روز ملکست و گش و شاهنشهی
گر تو یک ذره ازیشان آگهی
@gharibianlavasanii
#سوگ_سیاووش
#زهرا_غریبیان
کتاب "سوگسیاوش" نوشته" شاهرح مسکوب "را اگر نخواندید، حتما بخوانید البته در زمانی بخوانید که تحمل این همه درد را داشته باشید .
سیاوش که بود ؟
پسر کیکاووس (شاه کیانی ایران) که نماد پاکی، بیگناهی و شرافت مطلق است. او جوانی زیبارو، دلیر و خردمند است که بهخاطر اخلاق والایش، حتی دشمنان را هم شیفتهٔ خود میکند. سیاوش در شاهنامه، مظلومترین قهرمانی است که مرگش، اندوهی جاودان در فرهنگ ایران بر جای گذاشته.
علت مرگ سیاوش، تهمت سودابه نامادری به او بود : سودابه به سیاوش دل میبندد، اما سیاوش پاکدامن، او را رد میکند. سودابه از کینه، او را به شاه (کیکاووس) دروغ میبندد و متهم به تعرض میکند. سیاوش برای اثبات بیگناهیاش، از آتش میگذرد و سالم بیرون میآید.
پس از گذشتن از آتش سوزان، سیاوش راهی توران میشود تا با صلح، جان ایرانیان را نجات دهد. اما در آن دیار، کشته می شود.
افراسیاب ابتدا به سیاوش احترام میگذارد، اما به تحریک برادرش گرسیوز، به سیاوش بدگمان میشود.
گرسیوز به دروغ میگوید که سیاوش قصد شورش دارد. سرانجام، افراسیاب دستور میدهد و سیاوش را در دشت بخوان (دشت خونبار) با خیانت به طرز فجیعی سر میبرند و کشته میکنند.
گویند هنگام کشته شدن، از خون پاکش بر زمین، گیاه سرخرنگی میروید که به «پر سیاوشان» معروف است و هر بهار در سوگش شکوفا میشود. سالها بعد، فرزندش کیخسرو با لشکرکشی به توران، خون پدر را میستاند. سوگ سیاوش، آنچنان در دلها نشسته که ایرانیان سالها در مراسم «سیاوشان» ، بر مظلومیت او میگریستند.
پر سیاووشان گیاهی است که نشانه رستاخیز و دوباره برگشتن سیاووش به جهان خاکی است......
#سیاووش
#شاهنامه
#زهراغریبیان_لواسانی
@gharibianlavasanii
🌲🌳🌲🌳
غزل شماره ۵
#دیوان_شمس_حضرت_مولانا
از سرو گویم یا چمن از لاله گویم یا سمن
از شمع گویم یا لگن یا رقص گل پیش صبا
ای عشق چون آتشکده در نقش و صورت آمده
بر کاروان دل زده یک دم امان ده یا فتی
@gharibianlavasanii
🌲🌳🌲🌳
روزها سیمرغ افسانه ای می آید و زال سپیدموی را زیر بال وپر می گیرد وشب ها آهویی ،بره از دست داده از راه می رسد و مرتب به کودک شیر می دهد .
از نظر هانری کربن ،اندیشمند فرانسوی ،در این داستان شاهنامه ،اگر مسئله روز و شب بیان شده ،در واقع سخن بر سر هبوط نفس از جهان روشنایی به این جهان مادی است .اگر می بینیم که سیمرغ روزها مراقب کودک است ،برای این است که روز به جهان نور تعلق دارد و جهانی که به آن تعلق حقیقی داریم و از راه آگاهی و سیر و سلوک باید دوباره به آن برسیم .
جهان شب ،جهان ادراک های حسی ما هست که از راه حواس به آن می رسیم و محدود است و راهی به عالم متعالی ندارد .
پس زال ،رمزی از نفس هبوط کرده در این جهان است و نمونه ای از غربت انسان است اما میهن حقیقی اوجای دیگری است آن سوی کوه قاف ،درست در همان جایی که رابطه زمان و مکان در آن باژگونه می شود (جهان هورقلیا ) میهن او در شرق روشنایی ماست .
#زهرا_غریبیان_لواسانی
@gharibianlavasanii
"زال و سیمرغ"
آهنگساز: #مجید_انتظامی
سنتور: اردوان کامکار
نام اصلی این قطعه "زال و سیمرغ" است. موسیقی بر اساس روایتی از شاهنامه #فردوسی، توسط مجید انتظامی ساخته شده، که جایگزین موسیقیِ تیتراژِ اصلیِ کارتون "بچه های کوه آلپ" شده است.
#زال_سیمرغ_و_سهروردی
✍#زهراغریبیان
«سهروردی ،تولد زال و مرگاسفندیار ،دو تن از قهرمانان شاهنامه را ،رمزی از دو رویداد عمده در نفس می داند :هبوط نفس در این جهان و عروج دوباره اش به مبدا خویش .
زال در کودکی سپید موی بدنیا می آید .پدر او سام در نمی یابد که این سپیدی مو های او نشانه ای است از جریان نور که کودک نوزاد از آنجا به این دنیا آمده است .هراسان از سر و روی نامتعارف ورسوایی آور فرزند خویش ،سام فرمان می دهد که کودک را از خانه اوببرند و جایی در صحرا رها کنند .هیچ کس فکر نمی کند که کودک رها شده بتواند در برابر سوز سرما و گرسنگی تاب بیاورد و زنده بماند .مادر زال ،با درد و اندوه ،کودک را در صحرا می بیند و با شادمانی تمام در می یابد که او هنوز زنده است اما ....
ادامه دارد
#زهراغریبیان_لواسانی
@gharibianlavasanii
برداشت چای در ماسوله
🌲🌳🌲🌳
آفتاب
به گیاهی میتابد
که سر از خاک بیرون آوردهباشد ...
#لئو_تولستوی
@gharibianlavasanii
#عشق_گوید_راه_هست
اینجا جنگل نایبند است 👆
جنگل ،آب فیروزه ای را در آغوش کشیده
و روزی نو آغاز شده
به قول آلبر کامو زندگی پر از رنج است
ما باید خودمان برای آن معنایی خلق کنیم
و هر روز بهانه ای برای عشق ورزیدن ....
عقل گوید شش جهت حدست
و بیرون راه نیست
عشق گوید راه هست
و رفتهام من بارها...
✍#زهرا_غریبیان
#مولانا
@gharibianlavasanii
#نایبند
#آلبر_کامو
🌲🌳🌲🌳
صدای پروردگار فقط از درون کوه سینا شنیده نمیشود، فقط از درون انجیل هم نمیآید. جوهر عشق، زیبایی، و تقدس فقط در مسیحیت یا در یهودیت یا در سخنان گوته یا تولستوی نیست: در خود شماست.
#هرمان_هسه
🌳🌲🌳🌲
کشیشان میگویند:
بزرگترین نعمتی که خداوند داده، عقل است اما هر سوالی دارید باید از ما بپرسید!
پس عقل به چه درد میخورد ؟!
آیا فقط باید سنگینی آن را تحمل کنیم؟!
#گالیله
@gharibianlavasanii
🌲🌳🌲🌳
از جسم گریزان شدم از روح بپرهیز
سوگند ندانم نه از اینم نه از آنم
غزل ۱۴۸۶
#دیوان_شمس
#مولانا
@gharibianlavasanii
🌳🌲🌳🌲
نردبان این جهان ما و منی ست
عاقبت این نردبان افتادنی ست
لاجرم هر کس که بالاتر نشست
استخوانش سخت ترخواهد شکست
#مولانا
@gharibianlavasanii
🌲🌳🌲🌳🌲
من دوش دیدم سر دل
اندر جمال دلبری
سنگین دلی
لعلین لبی
ایمان فزایی کافری
از جان و دل گوید کسی
پیش چنان جانانهای
از سیم و زر گوید کسی
پیش چنان سیمین بری
لقمه شدی جمله جهان
گر عشق را بودی دهان
دربان شدی جان شهان
گر عشق را بودی دری
غزل ۲۴۳۵
#دیوان_شمس_تبریزی
#مولانا
@gharibianlavasanii
🌲🌳🌲🌳
غزل ۱
#دیوان_شمس_حضرت_مولانا
ای رستخیز ناگهان وی رحمت بیمنتها
ای آتشی افروخته در بیشه اندیشهها
امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی
بر مستمندان آمدی چون بخشش و فضل خدا
خورشید را حاجب تویی اومید را واجب تویی
مطلب تویی طالب تویی هم منتها هم مبتدا
در سینهها برخاسته اندیشه را آراسته
هم خویش حاجت خواسته هم خویشتن کرده روا
ای روح بخش بیبدل وی لذت علم و عمل
باقی بهانهست و دغل کاین علت آمد وان دوا
ما زان دغل کژبین شده با بیگنه در کین شده
گه مست حورالعین شده گه مست نان و شوربا
این سُکر بین هِل عقل را وین نُقل بین هل نَقل را
کز بهر نان و بقل را چندین نشاید ماجرا
تدبیر صدرنگ افکنی بر روم و بر زنگ افکنی
و اندر میان جنگ افکنی فی اِصطِناعٍ لا یُری
میمال پنهان گوش جان مینه بهانه بر کسان
جان رَبِّ خَلِّصنی زنان والله که لاغ است ای کیا
خامش که بس مُستَعجِلَم رفتم سوی پای علم
کاغذ بنه بشکن قلم ساقی درآمد الصلا
@gharibianlavasanii
آبشار نازکرو، #روستای_کندلوس.
🌲🌳🌲🌳
روز جمعه ای دیگر فرا رسید
و خیلی زود هفته تمام شد .
گاهی فکر کردن به گذر عمر، رنج و دردمان را زیاد می کنه .
به نظرم به جای رنج کشیدن به این اتفاق که دست ما نیست ،
به بخشی که در اختیارمون هست، جان بدهیم و لحظه لحظه را از دست ندهیم .
آنقدر غرق زندگی شویم که جایی برای دلخوری باقی نگذاریم .
....
نیچه می گفت :
بسیاری چه دیر میمیرند و اندکی چه زود!
اما "به هنگام بمیر!"
به راستی آنکه به هنگام نمیزید
چهگونه به هنگام تواند مُرد؟
✍زهرا غریبیان
#چنین_گفت_زرتشت
#فریدریش_نیچه
#امید
#زندگی
#زهراغریبیان_لواسانی
@gharibianlavasanii
🌲🌳🌲🌳
صبح شد ای صبح را صبح و پناه
عذر مخدومی حسامالدین بخواه
عذرخواه عقل کل و جان توی
جان جان و تابش مرجان توی
تافت نور صبح و ما از نور تو
در صبوحی با می منصور تو
#مولانا
#مثنوی_دفتراول
@gharibianlavasanii
🌲🌳🌲🌳🌲
غزل ۴۶۷
#دیوان_شمس
#حضرت_عشق_مولانا
آنک چنان میرود ای عجب او جان کیست
سخت روان میرود سرو خرامان کیست
حلقه آن جعد او سلسله پای کیست
زلف چلیپا و شش آفت ایمان کیست
در دل ما صورتیست ای عجب آن نقش کیست
وین همه بوهای خوش از سوی بستان کیست
دیدم آن شاه را آن شه آگاه را
گفتم این شاه کیست خسرو و سلطان کیست
چون سخن من شنید گفت به خاصان خویش
کاین همه درد از کجاست حال پریشان کیست
@gharibianlavasanii
🌳🌲🌳🌲غزل ۲۷۰۷ #دیوان_شمس_حضرت_مولانا
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق
پرندهتر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی
بدانسته فلک را درگشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده
کسی مر عقل را گوید کجایی
کجایید ای در زندان شکسته
بداده وام داران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده
کجایید ای نوای بینوایی
در آن بحرید کاین عالم کف او است
زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورتهای عالم
ز کف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد کاین نقش سخن شد
بهل نقش و به دل رو گر ز مایی
برآ ای شمس تبریزی ز مشرق
که اصل اصل اصل هر ضیایی
@gharibianlavasanii
به روز اول تیر ماه خوش آمدید 🌹
جلوهگری رنگین کمان در آسمانِ نقش جهان #اصفهان.
نماهنگ از: صادق شهابی
🌲🌳🌲🌳
هم تو جنون را مددی
هم تو جمال خردی
تیر بلا از تو رسد
هم تو بلا را سپری
#مولانا
غزل ۲۴۵۶
#دیوان_شمس
@gharibianlavasanii
🌲🌳🌲🌳
در دل و جان، خانه کردی عاقبت
هر دو را دیوانه کردی عاقبت
آمدی کآتش در این عالم زنی
وا نگشتی تا نکردی عاقبت
ای ز عشقت عالمی ویران شده
قصد این ویرانه کردی عاقبت...
#مولانا
غزل ۴۲۷
#دیوان_شمس
@gharibianlavasanii
🌲🌳🌲🌲
یک چند به تقلید گزیدم خود را
نادیده همی نام شنیدم خود را
در خود بودم زان نسزیدم خود را
از خود چو برون شدم بدیدم خود را
#مولانا
رباعی ۷۶
#دیوان_شمس
@gharibianlavasanii
🌲🌳🌲🌳
صبح است و صبوح است بر این بام برآییم
از ثور گریزیم و به برج قمر آییم
پیکار نجوییم و ز اغیار نگوییم
هنگام وصال است بدان خوش صور آییم
روی تو گلستان و لب تو شکرستان
در سایه این هر دو همه گلشکر آییم
خورشید رخ خوب تو چون تیغ کشیدهست
شاید که به پیش تو چو مه شب سپر آییم
زلف تو شب قدر و رخ تو همه نوروز
ما واسطه روز و شبش چون سحر آییم
این شکل ندانیم که آن شکل نمودی
ور زانک دگرگونه نمایی دگر آییم
خورشید جهانی تو و ما ذره پنهان
درتاب در این روزن تا در نظر آییم
خورشید چو از روی تو سرگشته و خیرهست
ما ذره عجب نیست که خیره نگر آییم
گفتم چو بیایید دو صد در بگشایید
گفتند که این هست ولیکن اگر آییم
گفتم که چو دریا به سوی جوی نیاید
چون آب روان جانب او در سفر آییم
ای ناطقه غیب تو برگوی که تا ما
از مخبر و اخبار خوشت خوش خبر آییم
#دیوان_شمس_حضرت_مولانا
غزل شماره ۱۴۸۵
@gharibianlavasanii
🌳🌲🌳🌲
اسب های دامنه بهاری ساوالان (#سبلان)
خرداد ماه ۱۴۰۵
🌲🌳🌲🌳
عشق برید کیسهام
گفتم هی چه می کنی
گفت تو را نه بس بود
نعمت بیکران من
#مولانا
رنجها هنوز هم ناشناختهاند
و عشق همچنان ناآزموده
#راینر_ماریا_ریلکه
@gharibianlavasanii
#بهروز_رضوی
ساز دهنی اش را نواخت و رفت
✍#زهرا_غریبیان
چه عزیزانی در این مدت که ما رنج ایران را در قلب مان داریم
دیگر کنارمان نیستند تا دلداری مان دهند
بهرام بیضایی
داریوش مهرجویی
دکتر دادبه
دکتر خالقی مطلق
....
اما همان طور که ایران
علی رغم طوفان ها برپا خواهد ایستاد
صدای مردان بزرگ نیز خاموش نخواهد شد
با اثری که از آنها بر جای می ماند .
@gharibianlavasanii
https://www.instagram.com/reel/DZnKCXBMnin/?igsh=MXJ1MmxvZnBzZmZtdQ==
آهنگ بیکلام یونانی
#به_هنگام_زندگی_کن
مهم ترین سوال بشر از آغاز تاکنون این است :
چه کنم تا از مرگ رهایی یابم ؟
آدمی از آغاز تاکنون در جستجوی راهی برای پایان دادن به تلخکامی مرگ بوده، آنچنان که اسطوره سومری' گیلگمش" مسیر سختی را برای یافتن اکسیر حیات طی کرد و به آن دست نیافت. و خیام نیز در مقابل این بهره انسانی (مرگ)نه مستانه ،بلکه دردمندانه چنین می سراید :
این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
چون آب به جویبار و چون باد به دشت
هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
روزی که نیامده ست و روزی که گذشت
اما نیچه سخن جالبی دارد که به ما می گوید به جای نشستن و به مرگ فکر کردن ، برخیزیم و از لحظه لحظه عمر بهره ببریم :
كار من آموزش چگونه تاب آوردن مرگ يا كنار آمدن با آن نيست يوزف، اين راه به خيانت به زندگی مى انجامد!
درس من به تو اين است: بهنگام بمير!
وقتی كسى بهنگام زندگی نمیکند نميتواند بههنگام بميرد.
✍#زهرا_غریبیان
#نیچه
#نیچه_گریست
#زهرا_غریبیان_لواسانی
رباعی
شماره ۱۸
#خیام
@gharibianlavasanii
🌲🌳🌲🌳
شَرف هر عاشقی بِقَدر معشوق اوست.
معشوقِ هر که لطیفتر و ظریفتر و شریفْ جوهرتر، عاشق او عزیزتر.
#مولانا/فیهمافیه
@gharibianlavasanii
سید خلیل عالی نژاد
دست تولا
🌳🌲🌳🌲
از خویشتن خویش برون آمدم
آن گونه که مار از پوست خود
آنگاه در خویشتن نگریستم.
دیدم که من اویم.
#بایزید_بسطامی
@baghesabzeshgh
بنمای رخ
#استاد_شهرام_ناظری
گروه مولانا
#شــاعر_مولانا
✍زهراغریبیان
♦️مولانا در دفتر اول مثنوی،
بیت زیبایی دارد
می گوید :
👈پیشِ چشمت داشتی شیشهٔ کبود
ز آن سبب، عالَم کبودت مینمود
وقتی جلوی چشمت، شیشه ای کبود داشته باشی جهان ،برایت کبود به نظر می رسد .
این تصویر
دیدی است که هر کدام از ما برای دیدن جهان داریم .
شیشه کبود
می تواند حالت روحی ، پیش داوری و نگرش ما باشد .
مولانا می گوید :
دید تو درباره جهان، نه بر اساس واقعیت، بلکه بر اساس لنز درونی ات شکل می گیرد .
اگر دچار حسادت ، ترس یا شادی باشی، جهان را به همین صورت خواهی دید .
پس ادراک های غلط تو همان شیشه کبود است که باید رنگ آن را تغییر بدهی ...
#مثنوی
#مولانا
#شیشه_کبود
#زهراغریبیان_لواسانی
#شرح_مثنوی_معنوی
@gharibianlavasanii
https://gharibianlavasani.com
با دیدن این گل زیبا که نامش "موسی در گهواره" است
یاد این شعر مولانا افتادم :
چون به بیرنگی رسی کان داشتی
موسی و فرعون دارند آشتی!
مولانا می فرماید که راه ها مختلف است
و در آن اختلاف ،اما مقصد یکیست .
همه ادیان یک گوهرند
و ما چون دچار رنگ تعلقات هستیم
در ظاهر می مانیم و دچار جدال با انسان های دیگر می شویم.
زهراغریبیان
#مولانا
#مثنوی
#موسی
#زهرا_غریبیان_لواسانی
@gharibianlavasanii
https://gharibianlavasani.com