ghaz2020 | Unsorted

Telegram-канал ghaz2020 - غزلهای ماندگار

10554

تبلیغات : https://t.me/+UxX9G5A0WT5dAu2J ارتباط با ما👈https://t.me/Reza20122 هرگونه استفاده، کپی و نطق برداری از تفاسیر و غزلها بدون عضویت در کانال مورد رضایت ایشان نمی باشد.

Subscribe to a channel

غزلهای ماندگار

زنده کدام است بر هوشیار
آن که بمیرد به سر کوی یار

عاشق دیوانه سرمست را
پند خردمند نیاید به کار

سر که به کشتن بنهی پیش دوست
به که به گشتن بنهی در دیار

ای که دلم بردی و جان سوختی
در سر سودای تو شد روزگار

شربت زهر ار تو دهی نیست تلخ
کوه احد گر تو نهی نیست بار

بندی مهر تو نیابد خلاص
غرقه عشق تو نبیند کنار

درد نهانی دل تنگم بسوخت
لاجرمم عشق ببود آشکار

در دلم آرام تصور مکن
وز مژه‌ام خواب توقع مدار

گر گله از ماست شکایت بگوی
ور گنه از توست غرامت بیار

بر سر پا عذر نباشد قبول
تا ننشینی ننشیند غبار

دل چه محل دارد و دینار چیست
مدعیم گر نکنم جان نثار

سعدی اگر زخم خوری غم مخور
فخر بود داغ خداوندگار

#سعدی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۲۹۷

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

کاش می‌دیدی به چشم عاشقان رخسار خویش
تا دریغ از چشم خود می‌داشتی دیدار خویش

سر به دل‌ها داده‌ای مژگان خواب‌آلود را
برنمی‌آیی مگر با تیغ لنگردار خویش؟

حسن عالم‌سوز را مشاطه‌ای در کار نیست
گرم دارد از فروغ خود گهر بازار خویش

ای که می‌جویی گشاد کار خود از آسمان
آسمان از ما بود سرگشته‌تر در کار خویش

شرم دار از غنچه خاموش با چندین زبان
همچو بلبل چند باشی عاشق گفتار خویش؟

هیچ کس را کار یا رب با خودآرایی مباد
گل به خون می‌غلطد از رنگینی دستار خویش

روزگار برق فرصت خنده واری بیش نیست
مگذران درخواب غفلت دولت بیدار خویش

در دهانش خاک بادا، نام شکّر گر برد
هرکه بتواند زبان مالید بر دیوار خویش

برنمی دارد گرانباری ره دور عدم
چون گرانی می‌بری، باری سبک کن بار خویش

لب به آب تیغ می‌شوید ز شهد زندگی
هرکه چون منصور بیرون می‌دهد اسرار خویش

می‌روم چون لغزش مستان به پای بیخودی
تا کجا سر برکنم زین سیر بی‌پرگار خویش

این جواب آن غزل صائب که فرمود اوحدی
مؤمن و سجاده خود، کافر و زنار خویش

#صائب_تبریزی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۴۹۱۲

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

بوسه آخر نزدم آن دهن نوشین را
لب فرهاد نبوسید لب شیرین را

صدهزاران دل دیوانه به زنجیر کشم
گر به چنگ آورم آن سلسله پرچین را

گر شبی حلقهٔ آن طره مشکین گیرم
مو به مو عرضه دهم حال دل مسکین را

سیم اگر بر زبر سنگ ندیدی هرگز
بنگر آن سینهٔ سیمین و دل سنگین را

ره به سر چشمه خورشید حقیقت بردم
تا گشودم به رخش چشم حقیقت بین را

کسی از خاک سر کوی تو بستر سازد
که سرش هیچ ندیده‌ست سر بالین را

گر به رخ اشک مرا در دل شب راه دهی
بشکنی رونق بازار مه و پروین را

گر تو در باغ قدم رنجه کنی فصل بهار
برکنی ریشهٔ سرو و سمن و نسرین را

گر تو در بتکده با زلف چو زنار آیی
بت پرستان نپرستند بت سیمین را

کفر زلف تو چنان زد ره دین و دل من
که مسلمان نتوان گفت من بی دین را

ترسم از تیرگی بخت فروغی آخر
گرد خورشید کشی دایرهٔ مشکین را

#فروغی_بسطامی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۳۱

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

رفتی ای جان و ندانیم که جای تو کجاست
مرغ شبخوان کجایی و نوای تو کجاست

آن چه بیگانگی و این چه غریبی ست که نیست
آشنایی که بپرسیم سرای تو کجاست

چه شد آن مهر و وفایی که من آموختمت
عهد ما با تو نه این بود، وفای تو کجاست

مردم دیده ی صاحب نظران جای تو بود
اینک ای جان نگران باش که جای تو کجاست

چه پریشانم ازین فکر پریشان شب و روز
که شب و روز کجایی و کجای تو کجاست

هنر خویش به دنیا نفروشی زنهار
گوهری در همه عالم به بهای تو کجاست

چه کنی بندگی دولت دنیا؟ ای کاش
به خود آیی و ببینی که خدای تو کجاست

گرچه مشاطه ی حسنت به صد آیین آراست
صنما آینه ی عیب نمای تو کجاست

زیر سرپنجه ی گرگیم و جگرها خون است
ای شبان دل ما ناله ی نای تو کجاست

کوه ازین قصه ی پر غصه به فریاد آمد
آه و آه از دل سنگ تو، صدای تو کجاست

دل ز غم های گلوگیر گره در گره است
سایه آن زمزمه ی گریه گشای تو کجاست

#سایه
- سیاه مشق
- غزل
- آیینه ی عیب نما

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدست
به هر چه روی نهی بی‌وی ار نکوست بدست

چو مغز خام بود در درون پوست نکوست
چو پخته گشت از این پس بدانک پوست بدست

درون بیضه چو آن مرغ پر و بال گرفت
بدانک بیضه از این پس حجاب اوست بدست

به خلق خوب اگر با جهان بسازد کس
چو خلق حق نشناسد نه نیک خوست بدست

فراق دوست اگر اندک‌ست اندک نیست
درون چشم اگر نیم تای موست بدست

در این فراق چو عمری به جست و جو بگذشت
به وقت مرگ اگر نیز جست و جوست بدست

غزل رها کن از این پس صلاح دین را بین
از آنک خلعت نو را غزل رفوست بدست

#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۴۸۴

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

کجا طی راه حق با جان غافل می توان کردن؟
به پای خفته کی قطع منازل می توان کردن؟

اگر ذوق شهادت تشنه جانان را امان بخشد
چه خونها در دل بی رحم قاتل می توان کردن

سراب و آب را نتوان جدا کردن به چشم از هم
به نور دل تمیز حق و باطل می توان کردن

رعیت نیست ممکن شاه را محکوم خود سازد
اگر سرپیچد از فرمان چه با دل می توان کردن؟

#صائب_تبریزی
- دیوان اشعار
- متفرقات
- شمارهٔ ۵۵۵

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

هر که عزم عشق رویش می‌کند
عشق رویش همچو مویش می‌کند

هر که ندهد این جهان را سه طلاق
همچو دزد چار سویش می‌کند

او نیاید در طلب اما ز شوق
دل به صد جان جستجویش می‌کند

او نگردد نرم از اشکم ولیک
اشک دایم شست و شویش می‌کند

هر که از چوگان زلفش بوی یافت
بی سر و بن همچو گویش می‌کند

هر که در عشقش چو تیر راست شد
چون کمان زه در گلویش می‌کند

سرخ‌روی او بباید شد به قطع
هر که را عشق آرزویش می‌کند

سخت‌دل آهن نه بر آتش نگر
تا چگونه سرخ رویش می‌کند

از درش عطار را بویی رسید
آه از آنجا مشک بویش می‌کند

#عطار
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۳۰۷

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

روزی آخر رخت از پرده عیان خواهم کرد
خلق را در تو بحیرت نگران خواهم کرد

خاک پایت که بود غالیه ی طره ی حور
سرمه ی دیده صاحبنظران خواهم کرد

دست در سلسله ی خم بخمت خواهم زد
هر چه خواهد دل دیوانه چنان خواهم کرد

سر گیسوی تو در دست صبا خواهم داد
در و دیوار جهان مشک فشان خواهم کرد

ره درین شهر سرا تا بسرا خواهم جست
قطع این دشت کران تا بکران خواهم کرد

ناتوانیم مبین کز مدد دولت عشق
هر چه کردن بتوان یا نتوان خواهم کرد

هر چه گویند مگو برتر از آن خواهم گفت
هر چه گویند مکن بدتر از آن خواهم کرد

شاید این گریه ی جانکاه تن از جا بکند
هر سحر سیلی ازین اشک روان خواهم کرد

گفتم این لعل تو یا چشمه ی حیوان گفتا
جرعه ای نذر نشاط آخر از آن خواهم کرد

#نشاط_اصفهانی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- شمارهٔ ۱۱۰

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

آن نه عشق است که از دل به دهان می‌آید
وان نه عاشق که ز معشوق به جان می‌آید

گو برو در پس زانوی سلامت بنشین
آن که از دست ملامت به فغان می‌آید

کشتی هر که در این ورطه خونخوار افتاد
نشنیدیم که دیگر به کران می‌آید

یا مسافر که در این بادیه سرگردان شد
دیگر از وی خبر و نام و نشان می‌آید

چشم رغبت که به دیدار کسی کردی باز
باز بر هم منه ار تیر و سنان می‌آید

عاشق آن است که بی خویشتن از ذوق سماع
پیش شمشیر بلا رقص‌کنان می‌آید

حاش لله که من از تیر بگردانم روی
گر بدانم که از آن دست و کمان می‌آید

کشته بینند و مقاتل نشناسند که کیست
کاین خدنگ از نظر خلق نهان می‌آید

اندرون با تو چنان انس گرفته‌ست مرا
که ملالم ز همه خلق جهان می‌آید

شرط عشق است که از دوست شکایت نکنند
لیکن از شوق حکایت به زبان می‌آید

سعدیا این همه فریاد تو بی دردی نیست
آتشی هست که دود از سر آن می‌آید

#سعدی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۲۸۹

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

آنکه جز نام نیابند نشان از دهنش
بر زبان کی گذرد نام یکی همچو منش

راستی را که شنیدست بدینسان سروی
که دمد سنبل سیراب ز برگ سمنش

هرکه در چین سر زلف بتان آویزد
آستین پر شود از نافهٔ مشک ختنش

گر چه از مصر دهد آگهی انفاس نسیم
بوی یوسف نتوان یافت جز از پیرهنش

هر غریبی که مقیم در مه رویان شد
تا در مرگ کجا یاد بود از وطنش

کشتهٔ عشق چو از خاک لحد برخیزد
چو نکوتر نگری تر بود از خون کفنش

من نه آنم که بتیغ از تو بگردانم روی
شمع دلسوخته نبود غم گردن زدنش

دوش خواجو سخنی از لب لعلت می‌گفت
بچکید آب حیات از لب و ترشد سخنش

#خواجوی_کرمانی

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

این دود که دوش از دل سودازده برخاست
چون شمع مرا سوخت ولی بزم بیاراست

ما را چه خوش افتاد بتن کسوت عشقت
چون خلعت خوبی که ببالای تو زیباست

تیز نظرش بگذرد از جوشن فولاد
با لطف بدن ساعد بازوش تواناست

زین قلب شکن لشکر مژگان که تو داری
خون دل عشاق بریزی زچپ و راست

در صورتت آن چشم که دید آیت معنی
صاحبنظرانش همه گویند که بیناست

یک شهر رقیب و همه با دوست هم آغوش
تنهائی در هجر نصیب من تنهاست

دارد سر تسلیم دلم پیش نگاهت
با کافر خونخوار چه بهتر زمداراست

در کوی تو غوغای رقیبان عجبی نیست
لابد مگس آنجا بزند جوش که حلواست

دلدار چو در کام تو و باده بجام است
از چه نکنی عیش که اسباب مهیاست

هر کس برد از جلوه روی تو نصیبی
گر هست قصوری صنما از طرف ماست

آشفته بدامان تو زد دست تولا
ای دست خدا دست تو چون از همه بالاست

ما از دو جهان روبه تو آورده بامید
کز غیر تو حاجت بدو عالم نتوان خواست

#آشفته_شیرازی
- غزلیات
- شمارهٔ ۲۲۷

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

ای قبله صاحبنظران روی چو ماهت
وی فتنه دوران قمر چشم سیاهت

صد خار نهد حسن تو خورشید فلک را
چون از گل سیراب دمد مهر گیاهت

ترسم که نشان بر رخ زیبات بماند
از غایت لطف ار کنم از دور نگاهت

عذر گنه شیفتگان روز قیامت
روشن شود ایحوروش از روی چو ماهت

بر درد دل ابن یمین ناله گواهست
خود بر دل من بنده چه حاجت بگواهت

درد دل ما را بلب لعل دوا کن
در گردنم ار باشد ازین هیچ گناهت

ایدل مکن آه ستم از وی که ندارد
آئینه حسن بت من طاقت آهت

گر میطلبی از ستمش روی خلاصی
جز حضرت نوئین جهان نیست پناهت

نوئین فلک مرتبه تالش که بدارد
اندر کنف معدلت خویش نگاهت

#ابن_یمین
- دیوان اشعار
- غزلیات
- شمارهٔ ۲۴

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

خورشید رخت از همه ذرات عیانست
باآنکه عیانست پس پرده نهانست

رویت زچه رو روی بهر روی نهان کرد
گوئی که مگر مصلحت کار در آنست

هر لحظه بما روی بنوعی بنماید
این جلوه همه از پی صاحب نظرانست

از آینه روی بتان حسن تو دیدیم
حیرانی ما در رخ خوبان همه زانست

بر لوح دلم نقش خیال تو مصور
بر صفحه جان از خط و خال تو نشانست

غرق است بدریای تحیر دل عاشق
دلبر بکنار و غم عشقش بمیانست

معشوق نهانست و اسیری ز پی عشق
مست است ازآن رو همه با زار و فغانست

#اسیری_لاهیجی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- شمارهٔ ۱۰۹

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

این دختر خیلی قشنگ می‌نویسه:)🖤
@Saba_texts
@saba_texts
•🛵꒷˖پاتوق افراد بی اعصاب
~ @GANG_TEXTS
•🌼꒷˖اطلاعات عمومی/دانستنی
~ @wikiomooomi
•🛵꒷˖میـم مـثل مــادر
~ @mim_meslemadar
•🌼꒷˖هزار پند مولانا با معانی اشعار
~ @Ashaarkotaa
•🛵꒷˖تکست بیو غَمگین
~ @dadgah_delam
•🌼꒷˖حافظ" فروغ" مولانا" خیام
~ @AShaarMandgar
•🛵꒷˖شیطونیای منـو عشــقم
~ @asheghane_2202
•🌼꒷˖عشوه گری دلبری کردن بلدی
~ @Romantic197
•🛵꒷˖دُنیـــــــای پروفایل دخترونه
~ @profail_dokhtarone_s
•🌼꒷˖مـوزیڪای قفلی شاد
~ @Muzichayenab
•🛵꒷˖هنوزم دلتنگشی؟
~ @blawck_lliife
•🌼꒷˖غزل" غزل " غزل " غزل "غزل"
~ @ghaz2020
•🛵꒷˖معدن تیڪّه‌ کتابهای ادبی
~ @its_anak
•🌼꒷˖کلیپ ترکی
~ @xmlidaxlar
•🛵꒷˖کلبه امید
~ @colbeeh_aramesh
•🌼꒷˖ڪلیپ استـۅرﮰ وإتـسـاپ
~ @porfailraghas
•🛵꒷˖بیو انگلیسی
~ @donyamini
•🌼꒷˖دلشڪسته ها و زخم خورده ها
~ @shooridehal
•🛵꒷˖ڪلیپ غـمگـیـن برای دلـشکسـته ها
~ @morfinTelll
•🌼꒷˖فـــااز غمگیــــــــــن عــالیه
~ @heese_royaie_mano_to
•🛵꒷˖تولد تولد  تولد  تولد
~  @tavlod_shad98
•🌼꒷˖حس شیرین آرامش
~ @halleee_khoob
•🛵꒷˖دلنوشتـه های تـنهـایـی
~ @tanhaihae_man
•🌼꒷˖زیباترین اشـ؏ـار و دلنوشته
~ @av_baroon
•🛵꒷˖دو کلام حرف حساب
~ @text_hesab
• 🌼꒷˖پروفایݪ شیک تصاویر زیبا
~ @profaileshiik
•🛵꒷˖پروفایل تولد کلیپ تولد
~ @Tavalod_Love20
~~
شرکت در لیست✍🏻🔒

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینم
که در ضمیر نیامد خیال حوری عینم

کمند طره نهادی به پای طاقت و تابم
سپاه غمزی کشیدی به غارت دل و دینم

نه دست آن که دمی دامن وصال تو گیرم
نه بخت آن که شبی جلوهٔ جمال تو بینم

مرا چه کار به دیدار مهوشان زمانه
که با وجود تو فارغ ز سیر روی زمینم

ز رشک مردن من جان عالمی به لب آید
اگر به روی تو افتد نگاه باز پسینم

ز بس که هر سر مویم هوای مهر تو دارد
نمی‌برم ز تو گر سر بری به خنجر کینم

ز حسرت لب میگون و جعد غالیه سایت
رفیق لعل بدخشان، شریک نافهٔ چینم

معاشران همه مشغول عیش و عشرت و شادی
به غیر من که شب و روز با غم تو قرینم

چگونه شاد نباشد دلم به گوشه نشینی
که خال گوشهٔ چشم تو کرده گوشه‌نشینم

بر آستانهٔ آن پادشاه حسن فروغی
کمان کشیده ز هر گوشه لشکری به کمینم

#فروغی_بسطامی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۳۷۶

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری
چو ما به هر دو جهان خود کجاست دلداری

بیا بیا و به هر سوی روزگار مبر
که نیست نقد تو را پیش غیر بازاری

تو همچو وادی خشکی و ما چو بارانی
تو همچو شهر خرابی و ما چو معماری

به غیر خدمت ما که مشارق شادیست
ندید خلق و نبیند ز شادی آثاری

هزار صورت جنبان به خواب می‌بینی
چو خواب رفت نبینی ز خلق دیاری

ببند چشم خر و برگشای چشم خرد
که نفس همچو خر افتاد و حرص افساری

ز باغ عشق طلب کن عقیده شیرین
که طبع سرکه فروشست و غوره افشاری

بیا به جانب دارالشفای خالق خویش
کز آن طبیب ندارد گریز بیماری

جهان مثال تن بی‌سرست بی‌آن شاه
بپیچ گرد چنان سر مثال دستاری

اگر سیاه نه‌ای آینه مده از دست
که روح آینه توست و جسم زنگاری

کجاست تاجر مسعود مشتری طالع
که گرمدار منش باشم و خریداری

بیا و فکرت من کن که فکرتت دادم
چو لعل می‌خری از کان من بخر باری

به پای جانب آن کس برو که پایت داد
بدو نگر به دو دیده که داد دیداری

دو کف به شادی او زن که کف ز بحر ویست
که نیست شادی او را غمی و تیماری

تو بی‌ز گوش شنو بی‌زبان بگو با او
که نیست گفت زبان بی‌خلاف و آزاری

#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۳۰۵۵

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

چونک جمال حسن تو اسب شکار زین کند
نیست عجب که از جنون صد چو مرا چنین کند

بال برآرد این دلم چونک غمت پرک زند
بارخدا تو حکم کن تا به ابد همین کند

چونک ستاره دلم با مه تو قران کند
اه که فلک چه لطف‌ها از تو بر این زمین کند

باده به دست ساقیت گرد جهان همی‌رود
آخر کار عاقبت جان مرا گزین کند

گر چه بسی بیاورد در دل بنده سر کند
غیرت تو بسوزدش گر نفسی جز این کند

از دل همچو آهنم دیو و پری حذر کند
چون دل همچو آب را عشق تو آهنین کند

جان چو تیر راست من در کف تست چون کمان
چرخ از این ز کین من هر طرفی کمین کند

دیده چرخ و چرخیان نقش کند نشان من
زانک مرا به هر نفس لطف تو همنشین کند

سجده کنم به هر نفس از پی شکر آنک حق
در تبریز مر مرا بنده شمس دین کند

#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۵۵۵

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

لبش می‌بوسم و در می‌کشم می
به آب زندگانی برده‌ام پی

نه رازش می‌توانم گفت با کس
نه کس را می‌توانم دید با وی

لبش می‌بوسد و خون می‌خورد جام
رخش می‌بیند و گل می‌کند خوی

بده جام می و از جم مکن یاد
که می‌داند که جم کی بود و کی کی

بزن در پرده چنگ ای ماه مطرب
رگش بخراش تا بخروشم از وی

گل از خلوت به باغ آورد مسند
بساط زهد همچون غنچه کن طی

چو چشمش مست را مخمور مگذار
به یاد لعلش ای ساقی بده می

نجوید جان از آن قالب جدایی
که باشد خون جامش در رگ و پی

زبانت درکش ای حافظ زمانی
حدیث بی زبانان بشنو از نی

#حافظ
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۴۳۱

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

دل دیوانگیم هست و سر ناباکی
که نه کاریست شکیبایی و اندهناکی

سر به خمخانه تشنیع فرو خواهم برد
خرقه گو در بر من دست بشوی از پاکی

دست در دل کن و هر پرده پندار که هست
بدر ای سینه که از دست ملامت چاکی

تا به نخجیر دل سوختگان کردی میل
هر زمان بسته دلی سوخته بر فتراکی

انت ریان و کم حولک قلب صاد
انت فرحان و کم نحوک طرف باکی

یا رب آن آب حیات است بدان شیرینی
یا رب آن سرو روان است بدان چالاکی

جامه‌ای پهن‌تر از کارگه امکانی
لقمه‌ای بیشتر از حوصله ادراکی

در شکنج سر زلف تو دریغا دل من
که گرفتار دو مار است بدین ضحاکی

آه من باد به گوش تو رساند هرگز
که نه ما بر سر خاکیم و تو بر افلاکی

الغیاث از تو که هم دردی و هم درمانی
زینهار از تو که هم زهری و هم تریاکی

سعدیا آتش سودای تو را آبی بس
باد بی فایده مفروش که مشتی خاکی

#سعدی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۵۸۹

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

درون خود نپسندم که از تو باز آرم
بدین قدر که: تو بیرون کنی به آزارم

مرا به عمر خود امید نیم ساعت نیست
به بوی تست شبی گر به روز می‌آرم

حکایت شب هجران و روز تنهایی
زمن بپرس، که شب تا بروز بیدارم

ز شهر نیز بدر می‌روم، که خانهٔ خلق
خراب می‌شود از آب چشم خونبارم

میان ما و تو جز گرد این وجود نماند
بدان رسید که این گرد نیز نگذارم

ز سینه بوی کسی جز تو گر بمن برسد
خراب کرده بهخون دلش بینبارم

مرا بلاله طمع بود و گل ز چهرهٔ تو
گلم نداد، ولی تنگ می‌نهد خارم

اگر تو زهره جبین می‌خری به بوسه مرا
بخر وگرنه رها کن، که مشتری دارم

محبت تو همی ورزم، ای پری، مگذار
که محنت تو بسوزاند اوحدی‌وارم

#اوحدی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۵۱۴

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

آن دیده که با مهر به سویم نگران بود
دیدم که نهانی نظرش با دگران بود

آن اختر تابنده - که پنداشتمش عشق-
تا سوی من آمد چو شهابی گذران بود

بشکست مرا پشت ز سردی که به من کرد
من شاخهٔ گل بودم و او برف گران بود

با آب روان، برگ ِ گل ِ ریخته می رفت
خوش، آن که چنین در سفرش هم سفران بود

نرگس ز چه با غنچه در آمیخت؟ که مشکل
با کور دلان صحبت صاحب نظران بود

رقصید و به همراه صبا طره برافشاند
گفتی که چو ما بید زآشفته سران بود

در کوه نشستیم که با لاله نشینیم
با داغْ دلان الفت خونین جگران بود

سیمین دگر امروز ندارد خبر از خویش
با آنکه خود آرام ِ دل بیخبران بود!

#سیمین_بهبهانی
- برف گزان

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

خوبان که در آیینه رخ خود نگرانند
دانند که عشاق چه صاحبنظرانند

در کوی محبّت چه عجب مرحله سنجند
در بحر حقیقت چه گرامی گهرانند

کاش آن مه خورشید نشان چهره نمودی
کاین خاک نشینان به رهش منتظرانند

تنها نه منم از پی او بی خبر از خویش
برّی است که تن ها ز پیش بی خبرانند

نی جامه که بر تن به عوض دست بدرند
آنجا که مجانین غمت جامه درانند

غوغای خلایق همه دانی سبب از چیست
بر عشق من و حُسن تو افسوس خورانند

دی افسرش از گفته سعدی همه دم گفت
«شوخی مکن ای دوست که صاحبنظرانند»

#افسر_کرمانی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- شمارهٔ ۹۵

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

آن کیست آن آن کیست آن کو سینه را غمگین کند
چون پیش او زاری کنی تلخ تو را شیرین کند

اول نماید مار کر آخر بود گنج گهر
شیرین شهی کاین تلخ را در دم نکوآیین کند

دیوی بود حورش کند ماتم بود سورش کند
وان کور مادرزاد را دانا و عالم بین کند

تاریک را روشن کند وان خار را گلشن کند
خار از کفت بیرون کشد وز گل تو را بالین کند

بهر خلیل خویشتن آتش دهد افروختن
وان آتش نمرود را اشکوفه و نسرین کند

روشن کن استارگان چاره گر بیچارگان
بر بنده او احسان کند هم بند را تحسین کند

جمله گناه مجرمان چون برگ دی ریزان کند
در گوش بدگویان خود عذر گنه تلقین کند

گوید بگو یا ذا الوفا اغفر لذنب قد هفا
چون بنده آید در دعا او در نهان آمین کند

آمین او آنست کو اندر دعا ذوقش دهد
او را برون و اندرون شیرین و خوش چون تین کند

ذوقست کاندر نیک و بد در دست و پا قوت دهد
کاین ذوق زور رستمان جفت تن مسکین کند

با ذوق مسکین رستمی بی‌ذوق رستم پرغمی
گر ذوق نبود یار جان جان را چه باتمکین کند

دل را فرستادم به گه کو تیز داند رفت ره
تا سوی تبریز وفا اوصاف شمس الدین کند

#مولانا
- دیوان شمس
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۵۲۸

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار


پله پله تا اوج موفقیت انگیزشی
‏🍉 @ganunejazb_raz

شکرگزار خدا باش
‏🍉 @khodaya_asheghtam

کتاب‌هایی که باید بخوانی
‏🍉 @mylibraries

کتابخانه صوتی من
‏🍉 @ketabegooya_man

پرورش گل و گیاه در منزل و درآمدزایی
‏🍉 @ghol_done

هزار پند مولانا با معانی اشعار
‏🍉 @Ashaarkotaa

هر شب کتابی ناب
‏🍉 @noandishaan_book

قانون جذب و مثبت‌اندیشی (راز موفقیت)
‏🍉 @ganunejazb

درخواست کتاب
‏🍉 @EBOOK_4U

روانشناسی با طعم هیجان
‏🍉 @ravantahlilgar

شعر خوب
‏🍉 @Best_Poems

"پرانرژی باش و زندگی کن"
‏🍉 @mouje_tahavolezendegi

باکلاس و با سیاست رفتار کن (روانشناسی)
‏🍉 @Hamdel_Ba_To

یادگیری آسان انگلیسی شبی ۱۵دقیقه
‏🍉 @zabankadelarestan

ذهن زیـبـا "خودشناسے"
‏🍉 @SFREDAMHDARD4030

چمدان کتاب
‏🍉 @chamedanketab

غزل" غزل" غزل" غزل" غزل"
‏🍉 @ghaz2020

کتاب کتاب کتاب کتاب
‏🍉 @kettabiism

دلبری‌های حضرت مولانا
‏🍉 @molavi_molavi

کتابخانه کودک و نوجوان
‏🍉 @childrenbook

چگونه از کائنات درخواست کنیم؟
‏🍉 @moovafaghiiat

کتابخانه‌ی صوتی نایاب
‏🍉 @audiiobo0ok

از حال بد به حال خوب
‏🍉 @halekhobhalebad

دنیای رمان
‏🍉 @donyaeromannn

آموزش تخصصی خوشنویسی با خودکار
‏🍉 @azad_sma

خدا خدا خدا خدا
‏🍉 @niiroye_bartar

راز قانون جذب
‏🍉 @jaoozb

قانون جذب کائنات (راز)
‏🍉 @jazbomoragheb

مراقبه و مدیتیشن رایگان
‏🍉 @moragabh

جملاتی که به شدت آرومت می‌کنه
‏🍉 @Mojezeyekhodshenasi

شاد و مثبت باش معجزه می‌شه
‏🍉 @enrjyemosbt

روانشناسی کودک و خانواده
‏🍉 @cafepsychology

کانال قانون جذب
‏🍉 @Ghanoonejaozb

صوتی قرآن
‏🍉 @books_audio651

جول اوستین
‏🍉 @jooolosten_ir

《نکته‌های قرآنی و روانشناسی》
‏🍉 @Quran_women

انگیزشی‌ترین کانال تلگرام
‏🍉 @moovafaghiatvideo

قانون جذب با کوین ترودو
‏🍉 @Keviintorodo

قدرت ذهن ثروتمندان
‏🍉 @ghodratezehneservtmand

مدیریت و دیجیتال مارکتینگ
‏🍉 @drebusiness

معجزه پولسازی
‏🍉 @pollsaazi

راز قانون جذب
‏🍉 @jaaozb

از فرش تا عرش
‏🍉 @moovafaaghiat

کلیپ و فایل و کتاب محراب
‏🍉 @Archiveketabkhan

معجزه عشق الهی
‏🍉 @mojezeyeelahii

زندگی رویایی
‏🍉 @zendegiyeroyayi

خورشید آرزوها
‏🍉 @arezo_ez

زندگی رو زندگی کن
‏🍉 @arsshianfar

دانستنیهای علمی
‏🍉 @Danestanihayeelmy

بیکلام ناب
‏🍉 @instrusongs

خانه کتاب
‏🍉 @EBookiha

با من از شعر نگو
‏🍉 @habsiyeh

سخنان حکیمانه مولانا
‏🍉 @soKHanHKimanH

عرشیان شو
‏🍉 @arrshiiyanfar

خودت را ببین، خودت را بشناس
‏🍉 @mahfelekhodshenasi

مسیر موفقیت
‏🍉 @zenndgii

سرای پایان‌نامه، مقاله و پرسشنامه
‏🍉 @Arshevkhaneh

«ثروت_ثروت_ثروت»
‏🍉 @Serrvatmandan

"تکنیک‌های دفع انرژی منفی"
‏🍉 @feng_shui_enerji

متافیزیکی
‏🍉 @IImetaphysicII

موفقیت خودشناسی
‏🍉 @movafagiiatzehn

مهندسی عمران و محاسبات
‏🍉 @sazehcal

کانال دکتر علیرضا آزمندیان
‏🍉 @azmandiiy

سخنان ماندگار الهے قمشه‌ای
‏🍉 @ostad_ghomshei

چگونه همه را مجذوب خود کنیم؟
‏🍉 @ghodrratedaron

موفقیت موفقیت موفقیت
‏🍉 @moovafaghiiatt

دختری مثل کتابخانه
‏🍉 @Girlandbook

چگونه دیگران را شیفته کنیم
‏🍉 @MOJZH_AGAHI

افکار زنده_تمرین مثبت‌اندیشی
‏🍉 @Afkarezendeh

کافه‌شاپ تخصصی روانشناسان
‏🍉 @Cafaravanshenasan

مدینه فاضله
‏🍉 @Madineh_Fazeleh

مرجع فیلم‌های انگیزشی
‏🍉 @FilmAangizeshi

عبارات تاکیدی
‏🍉 @ebraatttttakidi

تک‌بیتی
‏🍉 @YekbeitY

ذهن زیبا موفقیت‌ساز
‏🍉 @Zehn_ziiiba

چه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشد
‏🍉 @vasLe7

دانستنی‌های‌علمی‌تخصصی پزشکی‌مزاج‌شناسی
‏🍉 @infopezeshki

یک میلیون کتاب 𝐏𝐃𝐅
‏🍉 @ketaboozendegi

سخنان ماندگار دکتر الهی قمشه‌ای
‏🍉 @Drelahigomsheii

《جملات زیبا》
‏🍉 @ghalbeziba

فکر مثبت
‏🍉 @fekremosbbatt

تخصصی علوم تربیتی و روانشناسی
‏🍉 @rraavvaann

از جنس آگاهی و تفکر
‏🍉 @kamitafacor

روانشناس خودت باش دختر
‏🍉 @sedayepayeaaaab

کافه کتاب صوتی
‏🍉 @CafeBookAudio

کتاب‌های صوتی موفقیت خودشناسی ثروت
‏🍉 @morgbh

از خودشناسی تا خداشناسی
‏🍉 @VaraTamavara

"حافظ" فروغ" مولانا" خیام"
‏🍉 @AShaarMandgar

داستانک
‏🍉 @Best_Stories

پی‌دی‌اف هر کتابی خواستی اینجا دانلود کن
‏🍉 @ppdffff

کتابخانهPDF فارسی،صوتی
‏🍉 @ketabkhaneh2015

یادگیری معلومات عمومی
‏🍉 @atelaateomom

کافه تنهایی
‏🍉 @cafe_tanhaee

و خدایی که به شدت کافیست
‏🍉 @rahe_aseman

هیهات ز جهل
‏🍉 @Book_Life

دوبیتی جانان
‏🍉 @JIaNIaNI

آهنگ‌های نوستالژی با کیفیت 320
‏🍉 @AvayKhatereh

۱۰۰۰ کتاب صوتی رایگان
‏🍉 @audiopersianlibrary

اشعار مولانـای جانان
‏🍉 @shere_molavi

مجله گردشگری و تاریخ
‏🍉 @JournalTourism

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

تا مدار فلک و دور جهان خواهد بود
دل من طالب وصل تو به جان خواهد بود

بر من خسته نظر گر فکنی از سر لطف
اثر همت صاحب نظران خواهد بود

دیده تا بر قد آن سرو روان بگشایم
خونم از دیده ی غم دیده روان خواهد بود

خسته بار فراق توأم ای جان عزیز
گل وصل تو به دست دگران خواهد بود

گرچه دیدی ز فلک جور فراوان ای دل
دل قوی دار که خیر تو در آن خواهد بود

دل گم گشته ما را که نشان خواهد داد
تا ز حسنش به جهان نام و نشان خواهد بود

تا روان باشد و جانم به لب آید ز غمش
خاطرم مایل آن سرو روان خواهد بود

#جهان_ملک_خاتون
- دیوان اشعار
- غزلیات
- شمارهٔ ۶۵۷

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

آنرا که قدم در رَه صاحبنظرانست
از هرچه کند قطع نظر خیر در آن است

غافل مشو از حال خود ای رِند خرابات
یعنی نگران باش که بدبین نگران است

صد نقش درست آید و کَس را نظری نیست
چون رفت خطایی همه را چشم بر آنست

از طعنه ی بدخواه نرنجیم و لیکن
بر دل، سخن سنگدلان سخت گرانست

گر زانکه کسی نقد دل ما نشناسد
ما را چه گنه بحث بناقص بصرانست

بد گفتن من شد هنر حاسِد منکر
صد شکر که عیبم هنر بی هنرانست

با کوهِ بلا تنگ کند دست حَمایل
آن را که نظر در پی جوزا کمرانست

غم خوردن و تاب سخن سخت شنیدن
زهریست که در کاسه ی خونین جگرانست

رنگ سخن از خونِ جگر داد فغانی
این طور عبارت نه طریق دگرانست

#بابافغانی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- شمارهٔ ۸۷

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

عیب صاحب هنران چند به بازار آری؟
چند ازان گلبن پر گل کف پر خار آری؟

هیچ کس گل نزند بر تو درین سبز چمن
گل اگر در قفس مرغ گرفتار آری

از کجان گر گذری راست درین عبرتگاه
سالم انگشت برون از دهن مار آری

ضامنم من که غباری به دلت ننشیند
اگر از خلق جهان روی به دیوار آری

در دیاری که خزف را ز گهر نشناسند
گوهر خود چه ضرورست به بازار آری؟

دیده ظاهر اگر پر خس و خاشاک کنی
از خس و خار به دامن گل بی خار آری

به ازان است که صد نخل برومند کنی
سر منصور مرا گر به سر دار آری

چون حبابند سراپای نظر جوهریان
تا چه گوهر تو ازین قلزم زخار آری

حرف افسرده دلان باعث آشوب دل است
خبر مرگ چه لازم که به بیمار آری؟

می توانی به سراپرده خورشید رسید
همچو شبنم به چمن گر دل بیدار آری

چند چون سکه زر در نظر صیرفیان
پشت بر زر کنی و روی به بازار آری؟

روی چون آینه پنهان مکن از طوطی ما
تو که صاحب سخنان را به سرکار آری

رحم کن بر دل بی طاقت ما ای قاصد
ناامیدی خبری نیست که یکبار آری

روشن است از دهن زخم چه گل خواهد کرد
چه ضرورست مرا بر سر گفتار آری؟

اگر از پاس نفس رشته سرانجام دهی
صائب از بحر برون گوهر شهوار آری

#صائب_تبریزی
- دیوان اشعار
- غزلیات
- غزل شمارهٔ ۶۸۰۸

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

ای کعبه دری باز به روی دل ما کن
وی قبله دل و دیده ما قبله نما کن

از سینه ما سوختگان آینه ای ساز
وانگاه یکی جلوه در آئینه ما کن

با زیبق این اشک و به خاکستر این غم
این شیشه دل آینه غیب نما کن

آنجاکه به عشاق دهی درد محبت
دردی هم از این عاشق دلخسته دوا کن

لنگان به قفای جرس افتاده عشقیم
ای قافله سالار نگاهی به قفاکن

چون زخمه به ساز دل این پیر خمیده
چنگی زن و آفاق پر از شور و نوا کن

او در حرم هفت سرا پرده عفت
خواهی تو بدو بنگری ای دیده حیا کن

در گلشن دل آب و هوائی است بهشتی
گل باش و در این آب و هوا نشو و نما کن

از بهر خلائق چه کنی طاعت معبود
باری چو عبادت کنی از بهر خدا کن

#شهریار
- گزیدهٔ غزلیات
- غزل شمارهٔ ۱۰۸ - آئینه شاهی

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

روی خوب از من مشتاق نپوشانی به
قیمت صحبت صاحب نظران دانی به

گرچه دست دهد آزار دل مسکینان
خاطر عاشق بیچاره ترنجانی به

من بسودای تو باز آمدم از شهوت چشم
که به آن روی نظر بازی روحانی به

میل شاهی نکند هر که گدای تو بود
زآنکه این منزلت از دولت سلطانی به

سود و سرمایه جانرا که متاعیست گران
من سودا زده دارم به تو ارزانی به

می کند در ره سودای تو مردن هوسم
که حیات ابد از زندگی فانی به

دل ز باغ رخ او پب ذقن گر بکف آر
که به رنجور رسد میوه بستانی به

گرچه جان لایق آن جان جهان نیست کمال
حالیا آنچه بدست است برافشانی به

#کمال_خجندی
- غزلیات
- شمارهٔ ۹۴۳

@ghaz2020

Читать полностью…

غزلهای ماندگار

ای درد دهنده‌ام دوا ده
تاریک مکن جهان، ضیا ده

درد تو دواست و دل ضریرست
آن چشم ضریر را صفا ده

نومید همی شود بهر غم
نومید شونده را رجا ده

هر دیده که بهر تو بگرید
کحلش کش و نور مصطفی ده

شکرش ده، وانگهیش نعمت
صبرش ده، وانگهش بلا ده

گر جان ز جهان وفا ندارد
از رحمت خویششان وفا ده

خوی تو خوش است، هم خوشی بخش
کار تو عطاست، هم عطا ده

آن نی که دم تو خورد روزی
بازش ز دم خوشت نواده

این قفل تو کردهٔ برین دل
بفرست کلید و دلگشا ده

کس طاقت خشم تو ندارد
این خشم ببر عوض رضا ده

غم منکر بس نکیر آمد
زومان بستان به آشنا ده

رحم آر برین فغان و تشنیع

ورنه کنمش قرین ترجیع

چون باخبری ز هر فغانی
زین حالت آتشین، امانی

مهمان من آمدست اندوه
خون ریز و درشت میهمانی

یک لقمه کند هزار جان را
کی داو، دهد به نیم جانی

هر سیلی او چو ذوالفقاری
هر نکتهٔ او یکی سنانی

زو تلخ شده دهان دریا
چون تلخ شد آنچنان دهانی؟!

دریاچه بود؟! که از نهیبش
پوشید کبود، آسمانی

ماییم سرشتهٔ نوازش
پروردهٔ نازنین جهانی

خو کرده به سلسبیل و تسنیم
با ساقی چون شکرستانی

با جمع شکر لبان رقاص
هر لحظه عروسیی و خوانی

این عیش و طرب دریغ باشد
کاشفته شود به امتحانی

حیفست که مجلس لطیفان
ناخوش شود از چنین گرانی

ترجیع سوم رسید یارا

هم بر سر عیش آر ما را

در چاه فتاد دل، برآرش
بیچاره و منتظر مدارش

ور وعده دهیش تا به فردا
امروز بسوزد این شرارش

بخشای برین اسیر هجران
بر جان ضعیف بی‌قرارش

هرچند که ظالمست و مجرم
مظلوم و شکسته دل شمارش

گشتست چو لاله غرقهٔ خون
گشتست چو زعفران عذارش

#مولانا
- ترجیعات

@ghaz2020

Читать полностью…
Subscribe to a channel