happy_private_life | Unsorted

Telegram-канал happy_private_life - یه مرد امیدوار 🍀

829

تداوم وبلاگ‌نویسی از سال ۱۳۸۳ در قالب تلگرام. تلاش برای تداوم سخت‌ترین و در عین حال لذتبخش‌ترین کار عالم: امیدوار بودن و امید دادن

Subscribe to a channel

یه مرد امیدوار 🍀

و براى شما در آنها زيبايى و شكوه است، آن‌گاه كه آنها را شبانگاه از چراگاه برمى‌گردانيد و هنگامى كه صبحگاهان به چراگاه مى‌بريد...

سوره نحل، آیه ۶

باران شدیدی می‌آید، کت و شلوارم خیس شده، بوی پشم خیس‌خورده می‌دهد...یاد این عکس می‌افتم که چند روز قبل جایی دیده بودم و ذخیره کرده بودم. و یاد آن آیه زیبا... میچسبانمشان به هم و یک پست درست میکنم برای اینجا.

بچه که بودم و سه ماه تعطیلی را در ییلاق می‌گذراندیم، صبح‌ها چوپان گوسفندهای اهالی را از میدان ده جمع می‌کرد و می‌برد به صحرا، غروب هم همانجا بازشان می‌گرداند. گوسفندان خودشان راه خانه صاحبانشان را می‌دانستند و من همیشه تعجب می‌کردم چطور میدانند از این کوچه، آن پیچ، آن سربالایی یا سرازیری باید بروند تا به آغل خودشان و خانه صاحبشان برسند...

شاید هم مثل شعر پست قبلی...
او که به مهربانی رفتار می‌شود، حس خانه می‌کند در فضا یا دل دیگری... رامَش می‌شود و هم‌زاد خانه‌اش... جایی دیگر را خانه نمی‌داند...

@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

"تنهایی نه از تنها ماندن، بلکه از نبودِ امکانِ به اشتراک گذاشتن آنچه برای ما اهمیت دارد، حاصل می‌شود".

یونگ

جایی می‌خواندم مردِان غارنشین هم بعد از شکار یک گاوِ وحشی، صحنه‌ نبرد را نقاشی می‌کردند تا بلکه روزی، کسی، ببیند، بفهمد...

و خب، همانطور که در آن پست نهر وسط بلوار گفته‌ام، کیفیت دیده‌شدن بسیار مهم‌ است ...

@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

هرکه به نزدیک خدا مرد است، نزدیک خلق کودک است...

ابوالحسن‌ خرقانی


@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

«گاهی بزرگ‌ترین جنگجوها هم پیشانی‌شان را به زمین می‌چسبانند و نجوا می‌کنند: «خسته شده‌ام...خودت شجاعتم را برای زندگی کردن بیشتر کن.»
🐞🐌🐜

#از_نواهای_آسمانی
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

ما با چیزی که هستیم دریافت می‌کنیم نه با خواسته‌هایمان.

پس تبدیل به خواسته‌‌هایت شو...


@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

وقتی ذهن نیاز به رهایی
روح نیاز به گشودگی
و خانه میخواهد کمکتان کند تا آرامش بیابید...


برای مدیتیشن ...
🐌🏡
#از_نواهای_آسمانی
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

«وَ قالَ لِلَّذي ظَنَّ أَنَّهُ ناجٍ مِنهُما اُذكُرني عندَ رَبِّكَ فَأَنساهُ الشَّيطانُ ذِكرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجنِ بِضْعَ سِنينَ (۱۲:۴٢)»

نوشته بود، این آیه مربوط به داستان حضرت یوسف (ع) را می‌توانیم کیفرجویانه و کین‌توزانه بخوانیم گویی چون یوسف از هم‌بندی‌اش خواست که او را نزد عزیز مصر یاد کند، خداوند به کیفر تکیه یوسف بر غیر او، چند سالی دیگر در بند بگذاشتش. انگار دو پروردگار زمینی و آسمانی در کشاکش‌اند که کدام یک می‌توانند خواهش بایسته‌ بنده‌ زندانی خویش را برآورند. سپس پروردگار آسمانی پیروز می‌شود و خشم خود را با رنجاندن بنده‌ بندی‌اش و به رخ کشیدن خواری پروردگار زمینی نشان می‌دهد.

و اما می‌توانیم آن را بی‌کیفرجویی و بی‌کین‌توزی بخوانیم. گویی گرچه یوسف از هم‌بندی‌اش خواست که او را نزد پروردگار و خانه‌دارش یاد کند اما از یاد برده بود که همین در بند بودن نیز پرورش و نوازش پروردگار جهان است. در این خوانش، آن‌چه یوسف از یاد برد، خواهش آزادی از پروردگار خویش نبود، این بود که نباید آزادی بخواهد چون این بند نیز خود بخشی از داشت و پرورش اوست و باید هنوز چندی دیگر این‌جا پرورانده شود. او سال‌ها در بند در-بند-نبودن بود و ناشکیبا و خام‌پندارانه و سرکشانه پرورش‌ یار خویش را از یاد برده بود. در بند شکوفایی و پروردگی در جای دیگری بود، اما شکوفایی و پروردگی، همان‌جا بود...


شاید این نگاه زیبا و باوقار را، خوبست تسری دهیم به رخدادهای زندگیمان...گاه که کم می‌آوریم...
که شاید طول کشیدن و تداوم رنج ظاهری‌اش، نشان از خواست پروردگار به ماندن ما و پروریدن و پخته شدنمان دارد...

@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

نخست:
عباد الرحمن، الذین یمشون علی الارض هونا
بندگان واقعی خدای رحمان کسانی‌اند که سرشار از حلم و تواضعند...

سوره مبارکه فرقان

مشی فقط راه رفتن نیست. مراد، منش و روش زندگی و سلوک است. عبادالرحمن در تمام زندگی مشی‌شان آرام و با طمانینه است




دوم:
یا عبد مبلغک من العلم ما به تطمئن
ای بنده نصیبِ تو از علم، همان باشد که بدان آرام یابی.
..

عبدالله نِفّری، عارف قرن چهار هجری

به‌نظرم این وقار و آرامش و دانایی و آگاهی، به هم پیچیده که شوند، و هرکدام دیگری را قوام بخشد... زیباترین شکل طمانینه و وقار در جان و حتی چهره بازتاب پیدا می‌کند🌴

@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

📚 برترین کانال‌ها برای خواندنی عمیق و شنیدنی لذت‌بخش

📕کتب صوتی نایاب / زندگینامۀ مشاهیر و...
@feqdanedel
📚 آموزش انگلیسی مبتدی تا آیلتس۲ساله
@teacheruniversity
📚 آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده
@ECONVIEWS
📚 کتابخانه صوتی من
@ketabegooya_man
📚 آشنایی با اختلالات‌روانی و انواع‌شخصیت
@Neoravankavi
📚 تدریس مکاتب فلسفی و روانی
@anbar100
📚 تفسیراسان وایه به آیه قران کریم
@Pious114
📚 حقوق برای همه
@jenab_vakill
📚 معرفی و دانلود سریال روانشناسی
@Filmravankavi
📚 { متن های طلایی و ناب انگلیسی }
@overbio
📚 900000 کتاب |𝐏 𝐃 𝐅 | نایاب و رااایگان
@MOTIVATION_BUCH
📚 فراگیری ماندگار زبان انگلیسی 
@learn_for_keeps
📚 پاتوق نویسندگان برتردنیا
@nevisandbdonya
📚 گنجینه گرانبهای کتاب صوتی
@GANGINEH
📚 کتابخانه کودک و نوجوان
@childrenbook
📚 مشاوره و روان درمانی اشراق
@clinic_eshraq
📚 پارسی سخن بگوییم وزیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
📚 آرایه های ادبی 
@ARAIEHAYeadabi
📚"موسسه وکالت و مشاوره حقوقی"
@mehdihemmati59
📚 عجیب ولی واقعی های ایران و جهان
@Ajayibat_j @Ajayibat_j
📚 نگارگری؛ هنر و ادبیات
@tabrizschoolofpersianpainting
📚  « انگیزه رشد و موفقیت »
@angizeyeroushd
📚 کتابخانه تخصصی PDF  روانشناسی
@jozve1370
📚 در حقوق بشر حرفه‌ای شوید
@ngoodvv
📚 کتابخانه ادبی(نقل قول بزرگان)
@ketabkhaneadabi1398
📚 دل واژه های تنهایی
@gandomzaran
📚  آموزش NLPو هیپنوتیزم
@behtarinammann
📚 رازی نهفته ((فلسفه))
@razhoft
📚 ✧ترکی استانبولی با نازلی✧
@Turkish_Nazli
📚 آنلاین کتاب بخوانیدو بشنوید.
@romanceword
📚 فارسی متوسطه دوم
@farsiem2
📚 آموزش نقاشی و طراحی
@ghazalleh_art
📚 مشاوره آنلاین
@Dr_astereh1401
📚 چنته درویش
@Chante_darvish
📚 شبکه جامعه مدنی (فلسفه، تاریخ، اجتماع)
@civilizers
📚 زیباترین اشعار « دوبیتی و متن ڪوتاه  »
@aftabmahtabi
📚 پاکسازی انرژی منفی درون هواُپونونو
@drraheshgh99
📚 تست و مشاوره 
@TESTEMO2
📚 تصاویر هنری-ادبی
@tasavirhonarie
📚 مهارت های تخصصی زناشویی
@khanavadekhob
📚  روانشناس خودت باش
@sh351b
📚 آموزش زبان عربی وفارسی
@aradsalam1
📚 یه مرد امیدوار 
@Happy_Private_Life
📚 محفل شعر و آوا
@mahfelshearvaava
📚 رنگ خیال جرعه ای از هنر و ادبیات
@rangekhiyaal
📚 آموزش انگلیسی ۴ مهارت در آیلتس
@Englishteacher563
📚 اقتصاد جهانی
@EconomiOne
📚 دانش علم ثروت ساز
@topjazbeservat
📚 عرفان،شعر،موسیقی،کتاب
@kateb_bashi
📚 روانشناسی بالینی
@maria_merikhi
📚 گوش سپردن به ندای درون
@MOSBATNAGAR_1990
📚 آفرینش؛ خبرهای ادبیات، فلسفه و هنر
@afarineshdastan
📚 موسیقی،ویدیو و کلیپ های زیبا
@moosigi98
📚 سخن بزرگان تاریخ و حکیمانە ناب
@matalbjalebhavar
📚 مدرسه اطلاعات
@INFORMATIONINSTITUTE
📚 مطالعه و خرد،الفبای توسعه
@Alefbaietousee
📚 قلمرو زبانی
@zabanfarsiva
📚 لطیفە و جکای شیرین
@shadi_jok @shadi_jok
📚 کتابهای صوتی، آرامش با داستان
@arameshbadastan
📚 فنون ادبی
@aroozgafyie
📚 آموزشهای دقیق‌ ماورا
@mavarai889
📚 گلچین اشعار شاعران معاصر و پیشین
@Bolbolibargegoli1397
📚 مجله فرهنگی و تاریخی ایران نامه
@Iran_namah2
📚 قرابت و ضرب المثل
@gerabatmanaii
📚 « مجله ••• زندگی »
@majallezendegii
📚 هنر تذهیب و طراحی سنتی  
@vida_dabir
📚 مهارتهای زندگی
@maharathayezendegimahmudi
📚 زبان ترکی رو قورت بده
@ArazTurkish
📚 یافته‌های مهم روانشناسی
@Hrman11
📚 آموزش فن ترجمه زبان تخصصی علوم سیاسی و روابط
@policyinact
📚 جامعه‌شناسی اقتصادی و توسعه
@sociology_development_economic
📚 تاریخ شفاهی مردم ایران
@oralhistoryiran
📚 آموزش زبان تخصصی رشته ی علوم سیاسی
@language_political
📚 کانالِ فلسفیِ «تکانه»
@khosrowchannel
📚 دین و علم
@din_va_elm
📚 داستان‌نویسی برای درمان افسردگی
@ErnestMillerHemingway
📚 کانال تخصصی روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher
📚 جامعه‌شناسی زن روز
@Zane_Ruz_Channel
📚 اشعار بزرگان و سخنان حکیمانه
@asharsokhanan
📚 حضرت مولانا و عاشقانه های شمس
@baghesabzeshgh
📚 کتابخوانی و ا 𝐏𝐃𝐅ا
@aramesh13577
📚 دانلود رایگان کتاب های ممنوعه
@SaCafeketab
📚 کافه کتاب صوتی
@CafeBookAudio
📚 کتابخانه صوتی و  pdf تاپ بوک
@Top_books7
📚 آموزش نویسندگی خلاق
@BENEVIS_S
📚 کانال تخصصی کنکور علوم سیاسی
@politicsman
📚 فن بیان؛ آداب معاشرت و کاریزمای کلامی
@BUSINESSTRICK
📕فایل‌های تخصصی سابلیمینال ،مدیتیشن و خودهیپنوتیزم
@subliminal_biokinesis_mehregan

✅هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

این فایل زیبای «استرالیا» با گویش دلنشین احسان عبدی‌پور ...
و این گفتگوی زیبای رضا امیرخانی با مرحوم مسعود دیانی...

https://www.aparat.com/v/rk54E

دل رو با خودشون می‌برند...

#از_نواهای_آسمانی
🍀برای این روزها

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

در این دنیای سراسر سرعت و عجله و استرس که فکر می‌کنی اگر ندوی، باخته‌ای...
جاهایی که می‌توانیم، ریتم زندگی‌مان را کندتر کنیم

هرجا شد، آهسته و آگاه راه برویم ...
هرجا شد، آهسته و شمرده صحبت کنیم ...
هرجا شد، آهسته و نظاره‌گر بخوریم، لمس کنیم و نگاه کنیم... ...

می‌دانیم که
در مقابل ذهنی که آرام است، دنیا تسليم میشود.
آرامش دنيا با آرامش درون شروع میشود... آرامش درون هم با سكوت.


@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

ما هر کدام به تنهایی یک قلب داشتیم
که در تنهایی نامنظم می‌زد ..

احمدرضا احمدی

#از_نواهای_آسمانی
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

روزهایی را مجسم کنیم
که منتظر بودیم اتفاقی بیفتد
بعد که از ما می‌پرسیدند چه حالی داری؟
می‌گفتیم:

سر از پا نمی‌شناسیم...


@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

#از_نواهای_آسمانی
@happy_private_life

👇🏻👇🏻

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

👆🏻امروز زودتر رسیدم به آنجا. دیدم آن آقا نشسته روی نیمکت وسط بلوار. سلام کردم. شناخت و با خوشرویی جواب داد. گفتم می‌خواهید کمک کنم بروید آن‌طرف؟ گفت ممنونم. نه. یه آقایی گفته بنشینم می‌آید خودش مرا می‌برد. برگشتم دیدم همان آقای چند روز قبل،دارد نزدیک می‌شود. ظاهرا پیاده‌روی‌اش را دوتکه کرده. یک تکه را می‌رود، وسطش می‌آید به ایشان کمک می‌کند. بعد بقیه‌اش را ادامه می‌دهد. تبدیلش کرده به یه برنامه ثابت برا خودش.
گفتم به هرحال هر زمان خواستید و من هم اینطرفها بودم فقط کافیه بگین. تشکر کرد و خداحافظی کردیم.
حسودیم شد به اون آقا. با خودم فکر کردم اونقدر گرفتار روزمرگی و مسائل خودم شده‌ام، یادم رفته کار خوب و واسطه‌گری خیر و توفیق داشتن و ... چیزهایی نیست که رو زمین بمونه. خیلی از آدمها هنوز حواسشون هست که اصل چیه توی زندگی و فرع چیه...

@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

پیشِ تو امانتِ شعیبیم

ما را بچران به مهربانی....😊


مولانا
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

در زندگی‌هایمان گاهی اتفاقی می‌افتد
یا آدمی وارد می‌شود
که انگار با ملاقه‌ای بزرگ... تمام تو را هم می‌زند. محکم و شدید...

این‌که چه چیزی از درون و عمق ما به سطح بیاید خیلی مهم است...

بغض؟ حسد؟ تلاش برای تلافی؟ نفرت؟ ...

اگر این‌ چیزها از ما بیرون ریخت، باید شاکر آن اتفاق و آدم باشیم...
نشانمان داده نقاط ضعفمان کجاست... و این‌که هنوز راه زیادی داریم...

برسیم به جایی از زلالی که اگر هم زده شویم، ته‌نشین‌‌شده‌های اندکی رو بیایند...

@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

به هر چیزی که آسیبی کنی، آن چیز جان گیرد...

خوشا بندگانی که این خصلت خداوندی را به عنایتش، با خود همراه دارند ...

@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

واسطه رزق و روزی رسانی الهی شویم تا می‌توانیم...

ظاهرا دیروز به اولی غذا داده...
امروز اونم رفته همه دوست و آشناهاشو از شهرستان و حومه صدا کرده 😎

@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

لنراقب النجوم معا..⁣
أنت أنظر لها،⁣
وأنا سأنظر إليك.

بیا با هم ستاره‌ها را تماشا کنیم...
تو به ستاره‌ها نگاه کن
و من تو را تماشا خواهم کرد.

🐌💫🐜

#از_نواهای_آسمانی
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

تو را دوست دارم

چون صدای اذان در سپیده‌دمان

چون همهمه تسبیح مرموز گیاهان و حیوانات

چون لبخند صورت خدایی مطمئن از بازگشت بنده‌اش

چون خنکای وضوی بنده‌ای آشتی‌کرده با خدا
...

🐌❤️🐜
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

آنچه قسمت توست
از کنارت نخواهد گذشت...


@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

«آنگاه او، در مهربانی خویش،
به جای آن که نابود کند، تقصیرها را پاک کرد؛
بی آن که خسته شود، از خشم خود بازگشت،
به جای آن که تمامی غضب خویش‌ را برانگیزد
به یاد آورد که اینان انسان هستند
دمی که می‌رود و بازنمی‌گردد.»

▪️مزامیر، ۷۸: ۳۸_۳۹، ترجمهٔ پیروز سیّار (برگرفته از کانال ارزشمند صدیق قطبی)

پیوست: عکس را چند روز قبل که در انتظار عزیزی بودم از باغچه کنار خیابانی گرفتم. شاید مرتبط با متن به نظر نرسد، اما گاهی برخی اقدام‌های زیبا، آنقدر لطیف و ارزشمند هستند که حتی نگاه به آنها هم ذهن و قلب را آرام می‌کند. پیام صلح و پاک‌کردن و بخشش و خوش‌دلی هستند.
این پیام را وقتی به درخت گردوی دو ساله خوش‌حال و برازنده‌ای که به نام این شهید والامقام کاشته شده بود می‌نگریستی، حس می‌کردی.

تازه با این کوچکی، دو تا گردو هم داده بود...🧿
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

جایی در رمان کیمیاگر، پاولو کويلیو از قول کیمیاگر به جوان (سانتیاگو) می‌گوید: در مسیر رسیدن به سرنوشت، گاهی امتحان بسیار سختی برایت پیش می‌آید. این به‌معنای بی‌رحمی زندگی نیست. گاهی روح جهان می‌خواهد بداند که آیا تو در درس‌ها و تجربیاتی که یاد گرفته‌ای، استاد شده‌ای؟ برای همین آن سخت‌ترین امتحانات را از تو می‌گیرد... بیشتر مردم در همین جا دست از تلاش برمی‌دارند و بر می‌گردند به منطقه امن خودشان. در صورتی‌که اغلب، فقط پشت اولین پیچ بعدی، سرنوشت و افسانه‌شان در انتظارشان است... اما آنها دیگر متوقف شده‌اند...
برای همین است که روح هستی به آن‌هایی که جرات می‌کنند و در پی سرنوشت و افسانه شخصی خود می‌روند، و پایداری می‌کنند، نهایتا پاداشی می‌دهد غیر قابل تصور...

و اینرا حضرت علی (ع) چه زیبا نقش زده‌اند:

عنْدَ تَنَاهِى الشِّدَّةِ تَكُونُ الْفَرْجَةُ وَ عِنْدَ تَضَايُقِ حَلَقِ الْبَلَاءِ يَكُونُ الرَّخَاءُ.

چون سختى‌ ها به نهايت رسد، گشايش پديد آيد و آن هنگام كه حلقه‌هاى بلا تنگ گردد آسايش فرا رسد.

📚 نهج البلاغه / حکمت ۳۵۱

@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

سلام می‌دهم و دلخوشم که فرمودید
هرآن‌که در دل خود یاد ماست، زائر ماست...


ارزش و اهمیت یاد داشتن در دل و سخن گفتن و درد و دل و راز و نیاز دلی را کم ندانیم...
خصوصا برای آن‌که دوستش داریم...

🍀 برای این روزها و صاحب این روزها...

@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

برخی آدم‌ها روح‌هایشان بزرگ است...
پیراهن سفید بر جسمشان میپوشانند هم ... گلدار می‌شود
و گل‌هایش خوش‌عطر...


🍀🐞
#از_نواهای_آسمانی
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

هر كس اطمينان داشته باشد كه آنچه خداوند برايش تقدير كرده است به او مى‌‏رسد، دلش آرام می‌گيرد.

مولا علی (ع)

@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

👆🏻👆🏻(مربوط به نوای بالا)

۱. هر كه در آسمان‌ها و زمين است و پرندگان در حال پرواز براى خدا تسبيح مى‌گويند، و هر يك نيايش و تسبيح خاص خود را بلدند... (سوره مبارکه نور / آیه ۴۱)

چشمانم را باز می‌کنم. از آن زمان‌هایی است که حس می‌کنی کسی بیدارت کرده.
چه کسی؟ هیچ‌گاه نخواهی فهمید.
ساعت را نگاه می‌کنم. چهار و شش دقیقه صبح است. کمی مانده تا آلارم‌های ساعت و موبایل که برای اطمینان با هم تنظیم می‌شوند صدایشان در آید. می‌خواهم چشمانم را ببندم که صدایش می‌آید...
این صدای زیبا و مسحورکننده. صدایی که شاید همه‌مان بارها آن‌را شنیده‌ایم.
آنقدر رسا و دلنشین است که بلندم می‌کند، می‌آوردم کنار در و موبایل را دستم می‌دهد تا صدایش را ضبط کنم. گربه مادر داخل حیاط هم ابتدایش چندثانیه هم‌خوانی درخواست غذا دارد...
حس ناب تازه بیدارشده دلم (که هنوز روزمرگی‌ها را یادش نیامده) می‌گوید دارد خوش و بشی با خدا می‌کند. تسبیحش می‌گوید و دل می‌دهد و دل می‌گیرد...


۲. بعضی دعاها خیلی به دل می‌نشینند. دعای عرفه این روزها از آن دعاهاست...
مثلا این فرازش:
... خدایا ما را از کسانی قرار ده که از تو درخواست کردند و تو به آنان عطا فرمودی و تو را شکر نمودند پس بر آنان افزودی و به‌سویت بازگشتند و آنان را پذیرفتی و به‌سوی تو از همه گناهانشان بیزاری جستند پس همه گناهانشان را آمرزیدی...
ای دارای بزرگی و رأفت و محبت....

...پروردگارا، تو پناهگاه منی، به‌هنگامي كه راهها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخناي زمين بر من تنگ گردد...

خدایا حال دل همه ما را خوب کن.
آمین

@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

زنده بودن یعنی دیده شدن،
آن‌هم نه زود و سرسری و گذرا...
زنده بودن یعنی این حس و شانس را داشته باشی
که ورود کنی به انوار نگاهی پر از مهر
همان‌هایی که وقتی نگاهت می‌کنند احساس می‌کنی بغلت کرده‌اند
آن‌هایی که احساس می‌کنی برایشان مهمی، باارزشی و بی‌قضاوت و خالصانه دوستت دارند...

عکس: امروز صبح از نهر میانه بلوار کشاورز / تهران. گاهی اوایل صبح آب نهر آن‌قدر زلال است که دل را می‌شوید.
اما امروز انگار این عروسک به‌عمق نشسته هم خوش‌دل و حال بود از این‌که دیده شده. (عکس را بزرگ کنید لبخندش را می‌بینید)
@happy_private_life

Читать полностью…

یه مرد امیدوار 🍀

۱. گفت: می‌شود مرا ببری آنطرف چهارراه؟
ایستادم. نگاهشان کردم. آقایی حدودا چهل و چند ساله. قبلا هم دیده بودمشان صبح‌های زود. کنار دیوار مغازه‌های بلوار راه می‌رفتند با احتیاط. منتها اولین بار بود که با هم حرف می‌زدیم. گفتم بله حتما. بلند شد از نیمکت وسط بلوار. خواستم بروم سمت راستش گفت نه، دست چپم را بگیرید. راه افتادیم. به سختی و نامنظم قدم بر می‌داشت. آرام پرسیدم پایتان چه شده؟ گفت ضعیف. گفتم یعنی بخاطر ضعفه؟ گفت بله. از کارم پرسید و کمی درباره‌اش شوخی کردیم. دیدم گفتار هم برایشان سخت است. فهمیدم اوضاع از چه قرار است... رسیدیم آنطرف چهارراه. پرسیدم بقیه راه را چه می‌کنید؟ گفت از کنار دیوار رد می‌شم. دیگه مشکلی نیست. خداحافظی کردیم.
حالم خوب شده بود. انگار یه توفیق خاص بود. از توفیق‌دهنده تشکر کردم توی دلم.

۲. می‌گفت: توی ماه مبارک، ما به ۱۵۰۰ نفر افطار می‌دهیم. همه هزینه‌اش را هم یک نفر می‌دهد. گفتم چه جالب... عجب برکتی داره زندگی این خیر. گفت بله. اما جالب اینجاست که ایشون خودشون تا چند سال قبل از مستمری‌بگیران خیریه ما بوده‌اند!
جلسه‌ای بود. آمده بودند دفتر من برای کاری. صحبت به اتفاقات غریب خیریه‌شان افتاد. می‌گفت این آقا پاکبان شهرداری بودند تا چند سال قبل. خودشان هم انتهای هر ماه می‌آمدند و پنج هزار تومان به خیریه ما کمک می‌کردند و اصرار هم داشتند که رسید بگیرند. بعد، یه زمان یک آتش‌سوزی‌ای در یکی از پاساژهای شهر رخ داد. انگشت اتهام به‌سوی ایشان رفت و اخراج شد. بعد ما خودمان شروع کردیم به ایشان کمک کردن. می‌گفت من چون آن زمان مسوول روابط عمومی خیریه‌مان بودم، هنگام انجام یک پروژه ویدئویی از مددجویان خیریه، با ایشان مصاحبه داشتم. صورتشان را محو کرده بودیم و ایشان توضیح می‌داد که اگر کمکهای خیریه نبود ایشان و خانواده‌اش بعد از آن اتفاق و اخراج و ... آواره کوچه و خیابان می‌شدند. بعد گفته بود زمانی من به خیریه کمک می‌کردم، الان خیریه به من کمک می‌کند و کلی دعا و ...
می‌گفت توی همون سال، زمان تولد امام رضا (ع) این آقا توی خیابون یه‌دفعه دلش می‌شکنه و حرف می‌زنه با امام رضا و ازش واسطه‌گری و گرو گذاری آبرو نزد خدا طلب می‌کنه تا کارش سامون بگیره...
...
می‌گفت چند سال بعد دیدیم یه آقای خیلی شیکی اومد دفتر خیریه. سراغ منو گرفت. گفت من وکیل فلانی هستم. از من خواسته‌اند بیایم و هزینه افطار ۱۵۰۰ نفر از خانواده‌های تحت پوشش در ماه مبارک را به شما بدهم. بعد هم فلان مقدار کلان کمک برای خرید مایحتاج برای فلان بخش و جهیزیه و فلان تعداد کودک بی‌سرپرست و ...! می‌گفت من هاج و واج مانده بودم و فکر می‌کردم دوربین مخفی و شوخیه. بعد آقای وکیل گفت که ایشون همان چند سال قبل با یه آقای محترم و تاجری آشنا می‌شوند. آن آقا که داستان زندگی ایشون رو می‌شنوه ایشون رو معتمد خودش می‌کنه. می‌بردش عمان و اونم توی همین چند سال آنقدر خوب پیشرفت می‌کنه که برا خودش تجارتخانه می‌زنه و خانواده‌اش را می‌برد آنجا و الان هم به شکرانه این وضعیت می‌خواهند ادای دین کند به امام رضا (خیریه در مشهد است).
با تعجب و تحسین گوش می‌دادم. می‌دانستم دروغ و گنده‌گویی در کار آدمی که جلویم نشسته نیست. پرسیدم چه برکتی... ۱۵۰۰ نفر غذا دادن ... و اون همه کمکی که می‌گین هرجا گیر کنیم برامون می‌فرسته...گفت نه؛ ۱۵۰۰ نفر هر شب. یعنی سی تا ۱۵۰۰ نفر! می‌گفت خیلی از خانواده‌های محروم تحت پوشش ما توی ماه مبارک بخاطر این آدم و برکتی که از دستش جاری می‌شه تغذیه درست دارند...
بعد گفت:‌اگر بخواهم از این داستانهایی که توی برنامه خیریه‌مان باهاش روبرو می‌شم براتون بگم، باید چند شب مهمانتان باشم...

۳. این داستان را سه‌شنبه هفته قبل در دفترم شنیدم. در جلسه‌ای که با مسوول بین‌الملل آن خیریه داشتم. نفحه خوبی بود. لطفی الهی. برای روزی که ظاهرش روز خوبی نبود...

۴. دیروز از کنار آن آقایی که مشکل حرکتی داشتند رد شدم. مرا نشناخت. من هم آشنایی ندادم. بعد که کمی دور شدم عذاب وجدان گرفتم. با خودم کلنجار رفتم برگردم؟ کمی تعلل کردم. کمی ادامه پیاده‌روی و بعد همان مسیر را برگشتم تا ببینم چه می‌شود. دیدم یک آقای دیگری که ایشان را هم هر روز در مسیر می‌بینم آمده‌اند دست ایشان را گرفته‌اند و دارند با هم حرف می‌زنند، می‌خندند و آرام می‌روند به سمت آن طرف چهارراه.
هم خیالم راحت شد، هم دیدم توفیق هم ظاهرا پر کشید و رفت.👇🏻

Читать полностью…
Subscribe to a channel