-
فایلهای صوتی، تصاویر و کلیپهای مربوط به موسیقی، موزیک، هنر، اشعار، متنهای زیبا و ... https://t.me/+lrfproPHb7E4Y2Rk @Navazesh_e_rooh
تصنیف زیبای #دوش_دوش
خواننده : استاد بانو #مرضیه
شعر و آهنگ : #علی_اکبر_شیدا
مایه : #افشاری
🌻🌹💕🍏🎼🍏💕🌹🌻
به عنوان یک زن
من سرزمینی ندارم
به عنوان یک زن
من سرزمینی نمیخواهم
به عنوان یک زن
سرزمین من،همه ی دنیاست.
#ویرجینیا_وولف
نویسنده فمینیست
چرا همیشه ذهنم
بدترین سناریوی ممکن رو میسازه؟
رمان🥹🩵:
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_441
- اسمش فتانه ست برو بهش بگو از طرف کیان اومدی! حرف دیگه ای نمیخواد بزنی
فعلا مجبور بودم کاری که میخوان رو انجام بدم
شاید با انجام این کار بتونم بفهمم هدفشون چیه و راهی برای خلاصی پیدا کنم
از بین مردمی که در رفت و آمد بودند گذشتم تا به زن قرمز پوش رسیدم
هنوزم پشتش به من بود
با تردید دستمو بالا بردم و روی شونه ش گذاشتم
صورتش رو به طرفم برگردوند
در نگاه اول به نظرم دختر جذابی اومد
برخلاف تصورم که از دور فکر می کردم یه زن میانسال که جا افتاده باشه، یه دختر جوون بود
شاید یکی دو سال از من بزرگ تر می زد
- از طرف کیان اومدم
سوالی بهم نگاه کرد
- مگه شما فتانه خانم نیستین؟
سری تکون داد
- پس شایلین تویی! دنبالم بیا
گیج نگاهش کردم اما اون بلافاصله حرکت کرد و مهلتی برای سوال پرسیدن نموند
به اجبار دنبالش راه افتادم
خیلی سریع راه می رفت و منم دنبالش می دویدم
وسط راه طاقت نیاوردم و پرسیدم
- میشه بگس کجا داریم میریم؟
همونجور که سریع راه می رفت جواب داد
- میگم! فعلا فقط دنبالم بیا
از بین دالان و اتاق های اون آثار باستانی رد شدیم
جوری با اطمینان و سریع راه می رفت که انگار صد سال اونجا زندگی کرده بود
⇨ @Novel__Romance 🪻
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_442
گوشه ای که رفت و آمد کمتری بود ایستاد و بازومو کشید
اون قسمت هیچ کس ما رو نمی دید
- جوری که مشخص نباشه دستتو بیار بالا چیزی که بهت میدم رو بگیر
نگاهی به اطراف انداختم و با تردید دستمو بالا بردم
- اینو بده به کیان بهش بگو ماموریت من تموم شد!
بعد از اتمام کار سهم منو جدا کنه
از حرفاش سر در نمی آوردم
با کنجکاوی به چیزی که توی دستم گذاشته بود نگاه کردم
- میشه واضح بگی این چیه و قراره چه کاری باهاش انجام بدین؟
فتانه که انگار از حرفم شوک زده شده بود خندید
- مگه نمیدونی؟
با ناامیدی جواب دادم
-واقعا نمیدونم! حتی اسم این مکان رو هم نمی دونم
فتانه چشماشو ریز کرد
- خب اینی که توی دستته یه طلایابه!
جا خورده، شی توی دستمو محکم گرفتم
و با لکنت پرسیدم
- طلا... طلایاب؟
- درسته! اینجا هم یه آثار باستانی قدیمیه که از زمان صفویه به جا مونده
لبخندی زد و ادامه داد
- باید به این فکر کنیم که این کاروانسرایی که از زمان صفویه برامون به جا مونده چه گنج هایی توی خودش پنهان کرده
کاروانسرا!
درسته و برای همین بود که در نگاه اول اینجا برام آشنا اومد
پاهام سست شد
این کاروانسرا توی شهری بود که کیلومتر ها ار شهر ما فاصله داشت
ماهرخ راست میگفت اگه میخواستم هم نمی تونستم از اینجا برگردم خونه!
🪻
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_443
باورم نمی شد اونقدر از خونه دور شده باشم
به خاطر همین بود که تا الان باربد منو پیدا نکرده بود
این کاروانسرا برام آشنا بود چون قبلا لیندا و فرهود یه بار اومده بودن اینجا و عکساشون توی ذهنم مونده بود
حتی اگه میتونستم از دست ماهرخ و کیان فرار کنم، پولی برای برگشتن به خونه نداشتم
کنار ستون سرخ خوردم و با زانو روی زمین افتادم
فتانه بهت زده، خم شد و دستشو روی شونه ام گذاشت
- عزیزم چی شد؟ چرا گریه می کنی گنج که چیز خوبیه
- گنج بخوره تو سر کیان و دار و دسته اش!
ناامید پشت سرمو به ستون چسبوندم
- من باربد رو از دست دادم من گنج زندگیمو از دست دادم
فتانه متفکر پرسید
- باربد؟ تو با باربد چه نسبتی داری؟
سرمو از ستون فاصله دارم
- تو مگه می شناسیش؟
لبخند کوتاهی زد
- خب... خب نه منظورم اینه که این باربد که میگی کیه اصلا
- باربد شوهرمه
با نفرت ادامه دادم
- ولی اون کیان عوضی منو با نقشه دزدید که از باربد انتقام بگیره
پوزخندی روی لـ.ـبم نشست و تلخ ادامه دادم
- الانم برگردم به اون خراب شده ی کیان باید برگ جداییمو از باربد امضا کنم
فتانه که انگار از این چیزا اصلا خبر نداشت بهت زده اشکایی که نفهمیدم کی روی صورتم چکیده بود رو پاک کرد
- پاشو شایلین الان آدمای کیان شک میکنن
ادامه دارد...
⇨ 🪻
.
خوشبختى سراغ کسانى میرود که بلدند بخندند.
این زندگى نیست که زیباست. این ما هستیم که زندگى را زیبا یا زشت میبینیم.
دنبال رسیدن به یک خوشبختى بىنقص نباشید. از چیزهاى کوچک زندگى لذت ببرید.
اگر آنها را کنار هم بگذارید، مىتوانید کل مسیر را با خوشحالى طى کنید.
ـ انیس لودیگ
📕 کمی قبل از خوشبختی
خدایا منو نبخش بلکه...
یه عمر فکر میکردم «استغفرالله» یعنی «خدایا منو ببخش» ولی الان فهمیدم اشتباه بود!
وقتی این کلمه رو ریشهشناسی کردم، یه لایهی عمیقتر ازش کشف کردم که فکر میکنم برای خیلی از ماها تازگی داشته باشه.
«استغفار» از ریشهی «غفر» میاد، و «غَفر» یعنی «پوشاندن»، نه «پاک کردن» یا «حذف کردن». همون کلمهای که «مِغفَر» (کلاهخود) هم از همون ریشهست؛ چیزی که سر رو میپوشونه و ازش محافظت میکنه.
پس وقتی میگیم «استغفرالله»، در واقع نمیگیم «خدایا پاکم کن» یا حتی «ببخشم»؛ میگیم «خدایا این خطای من رو بپوشون، محافظتم کن از عواقبش، اجازه نده این اشتباه هویتم رو تعریف کنه».
این تفاوت، از نظر روانشناختی هم خیلی مهمه:
وقتی گناه یا خطا رو با عینک «پاکسازی» نگاه کنیم، ناخودآگاه دنبال یه بیعیبی مطلقیم که هیچوقت به دستش نمیاریم؛ و همین میتونه به شرم مزمن (chronic shame) دامن بزنه.
اما وقتی با عینک «پوشش و حفاظت» نگاهش کنیم، پیام روانیاش این میشه: «تو کامل نیستی، ولی در امنیتی». این دقیقاً همون چیزیه که در رواندرمانی بهعنوان «خودشفقتی» (self-compassion) دنبالش هستیم؛ نه انکار خطا، بلکه مواجهه با خودِ خطاکار بدون فروپاشی هویتی.
استغفار، یعنی هر روز، خودمون رو با محبت در آغوش بگیریم، نه با قضاوت.
#روحالله_کریمیخویگانی
#روانشناس
ای در دلم نشسته از تو
کجا گریزم .....🎼
حضرت_عشق_مولانا🌹
آسمان فرصت پرواز بلندیست ، ولی
قصہ این است چہ اندازہ ڪبوتر باشی
#فریدون_مشیرے
مپرس حال دل من چگونه است؟.. بپرس
چگونه است شبِ برکههای بیمهتاب؟....
فاضل نظری
با شریفترین افرادی که میشناسی، همنشینی کن؛ بهترین کتابها را بخوان؛ با قدرت زندگی کن اما یاد بگیر که به تنهایی خوشحال باشی . . .
#رولشتاین
📚سال بلو
خدا گاهی موهای آدم را سفید میکند، نه برای آنکه بگوید پیر شدهای، برای آنکه یادت بیاورد از طوفانهای بسیاری گذشتهای و هنوز ایستادهای.
هر تار سپید، دعایی است که بیصدا مستجاب شده، نشانهای از اینکه رنج، نتوانسته چراغ دلت را خاموش کند.
عرفان نظرآهاری
....🌻
(نصیحتی کنمت، بشنو و بهانه مگیر
هر آنچه ناصحِ مشفق بگویدت، بپذیر)
(حافظ)
انسانهای موفق، کسانی نیستند که هرگز اشتباه نکنند، بلکه کسانی هستند که از تجربه، نصایح دلسوزانه و آموختههای دیگران بهره میبرند.
گاهی یک سخن خیرخواهانه، میتواند مسیر زندگی انسان را تغییر دهد و او را از سالها آزمون و خطا بینیاز کند.
همیشه ذهنی آماده برای یادگیری داشته باشیم.
غرور، درِ رشد را میبندد، اما فروتنی، پنجرههای تازهای از آگاهی و موفقیت را به روی انسان میگشاید.
ارادتمند شما: مهرداد رشیدی مدرس روانشناسی🌻
#سه_گانی
اینجا کسی به حال خودش نیست
غم میوزد به روی اهالی
خالیست کاسههای سفالی
#سعید_عندلیب
جز عشق نبود هیچ دمساز مرا
نی اول و نی آخر و آغاز مرا
جان میدهد از درونه آواز مرا
کی کاهل راه عشق درباز مرا
#مولانا
..
در حریمِ وصلِ او
صائب خموشی پیشه کن
مجلسِ حال است اینجا،
جای قیل و قال نیست
#صائب
🍀💐🌼 از بهترین و دلنشینترین کانالهای تلگرام لذت ببریم
📕 ذکرهای شگفت انگیز 📿
@jazbaramashh
🧿 دل تراپی
@Del_Therapy
🌻 کتاب گویای من
@ketabegooya_man
🍎 اشعــار نــاب و ڪمیاب
@moshere
🍀 سریال شاهنامه
@JournalTourism
🍎 آموزش سواد مالی و اقتصادی بهزبان ساده
@ECONVIEWS
🌻 درمان با گیاهان دارویی
@banoooakbari
🍎 کافه کتاب صوتی
@CafeBookAudio
🍀 کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی
@danyalshafa
🌻 کتابهای صوتی آرامش با داستان
@arameshbadastan
📗 چند خط طلایی از کتاب
@vaj_hay_eshgh
🍎 آرایه های ادبی
@ARAIEHAYeadabi
🍀 آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
🌻 ••• آیلتس رو فول شو •••
@ArazIELTS
🍎 یک فنجان کتاب گرم
@ketabkhaneadabi1398
🍀 قرابت و ضرب المثل
@gerabatmanai
🌻 اطلاعات مفید پزشکی دکتر خود باشیم
@kalemnab
🍎 ادبیات فارسی متوسطه ی دوم
@farsiem2
🍀 نگارش دهم تا دوازدهم(نگارش و نویسندگی ...)
@negareshe10
🌻 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
🍎 کافه موزیک
@moosigi98
🍀 مسیر تناسب اندام
@MaryamTeam
🌻 زیرخاکیهای کمتر شنیده شده
@nuostalzhi
🍎 مجله ی هنری
@tasavirhonarie
🍀 آموزش ماورا، پاکسازی
@beyondmeta666
🌻 جعلیات ادبی
@jaliateadabi
🍎 زیباترین کلیپ ها و آموزش رقص
@sonatimahalli
🍀 هُنر شَراب زِندگیست 🍷
@Geraf_art
🌻 آموزش گام به گام زبان انگلیسی
@English_Points_New
🍎 گالری تصاویر و مطالب ناب ادبی
@GaleryeTasavireAdabi
🍀 تراپی با هنر
@baharrezinart
🌻 خانه ی دوست
@khanehy_doost
🍎 جادوی کار پاره وقت🎙
@peyke_pouyesh
🍀 آفرينش؛ جستجو در ادبیات و فلسفه
@afarineshdastan
🌻 کانال طبی عیون الحکمه
@oyoon_hekmat
🍎 لغات انگلیسی GRE 3500
@gre3500book
🍀 محفل شعر و آوا
@mahfelshearvaava
🌻 معنای زندگی چیست؟
@Manaye_zendegi_chist
🍎 خودمراقبتی و سواد رابطه
@daronzaad
🍀 گزین بیتهای فارسی
@Takbeitfarsi
🌻 آینه های خیال
@ayenehayekhiyal
🍎 دنیای کتاب🎙📖
@donyaye_ketab2022
🍀 اخلاق و صفات اخلاقی ethics
@morality2026
🌻 حال خووب با یک فنجان" قهوه☕️"
@Ghahvee_Ghajar
🍎 حضــرتعـشقمـولانایجان
@molaanayJaan
🍀 یک شاعر جوان
@isiamakeshghali
🌻 شاهنامه صوتی
@shahname_soti
🍎 حافظ صوتی جدید
@hafez_soty
🍀 روانشناسی+پرسش و پاسخ
@ChannelGanjineh_Ravan
🌻 جامعه مدنی(فلسفه. تاریخ. اجتماع)
@civilizers
🍎 سابلیمینالهای ایرانی پرنتیجه
@sub_moonbrilliant
🍀 نوازش روح، دنیایی از همه رنگ . . .
@Navazesh_e_rooh
🌻 آكادمى عربی
@Dabiranarabi
🍎 باغ بهشت و سایه طوبی
@Bagebeheshtosaiietooba
🍀 آموزش کف بینی
@kafbini12
🌻 خسروی آواز استاد شجریان
@stad_shajariyan
🍎 انگلیسی کامل Complete English
@englishteaching1398
🍀 ترکی استانبولی محاوره ای
@Turkish_Nazli
🌻 بلبلی برگ گلی
@Bolbolibargegoli1397
🍎 قلق نگهداری گلدان سالم
@Maryamgarden
🍀 سفر به سرزمین غیب
@unseenlands
🌻 معجزه پاکسازی
@Cleanup_inward
🍎 مدار رشد
@buissness_womann
🍀 کسب درآمد در خانه برای بانوان
@banovanehonarmandvakarafarin
🌻 دل واژههای تنهایی
@gandomzaran
🍎 قلمرو زبانی
@zabanfarsiva
🍀 آموزش رایگان مشاغل خانگی
@honarkadeh_aftab96
🌻 بهترین کتابهای صوتی موفقیت و بیداری
@ganonjjazb
🍎 علوم و فنون ادبی
@aroozgafyie
🍀 آموزش رایگان نویسندگی
@anahelanjoman
🌻 متن دلنشین
@aram380
🍎 آموزش اصطلاحات حقوقی،سیاسی و مطبوعاتی
@policyinact
🍀 خانه زیباتر با گروه ما🏡
@TazeineManzel
🌻 رازهای طلایی آشپزی حرفهای
@telefoodgram
🍎 کتابخانه کودک و نوجوان
@childrenbook
🍀 زبان ترکی رو قورت بده
@ArazTurkish
🌻 جادوی گیاهان دارویی طب سینوی
@teb_sinawi
🍎 آرا حقوقی قضایی و نظریات مشورتی
@ARA_HOGHOOGHI_GHAZAIE
🍀 حقوق برای همه
@jenab_vakill
🍎 زیباترین شعر و متن ڪوتاه
@kahkeshan_eshge
🧿 یه مرد امیدوار
@happy_private_life
📕 آموزش رایگان NLP
@subliminal_biokinesis_mehregan
🌾🌲🍀 هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
جوهر هرکس زمان رنج پیدا می شود
قبل طوفان، ناخدا با سرنشین فرقی نداشت
#ناشناس
هرکه را مردم سجودی میکنند
زهر اندر جان او میآگنند
این تکبر زهر قاتل دان که هست
از می پر زهر شد آن گیج مست
نردبان خلق این ما و منی است
عاقبت زین نردبان افتادنی است
هرکه بالاتر رود ابلهتر است
کاستخوان او بتر خواهد شکست
مثنوی معنوی
دفتر چهارم
از بیت ۲۷۴۵ به بعد
....🌻
خودت را کشف کن
تا زمانی که برای نجات خود،
به بیرون از خودت تکیه کنی،
بارها و بارها زمین میخوری.
این قانون هستی است،
که با شکستهای مکرر به تو بفهماند که:
باید دست از گدایی بکشی
چون، تو خود پادشاه هستی،
خودت را کشف کن.
ارادتمند شما:
مهرداد رشیدی، مدرس روانشناسی🌻
.
بگذار سخاوتمندانه
فراموش کنیم هر آن که را
به ما عشق نمیورزد...
#پابلو_نرودا
...
چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهت؟
به فلک رسد کلاهت که سر همه سرانی
#مولانا
یک دَم نشود نقش تو از دیدهی ما دور
زان رو که تویی گوهر دریایِ مَلاحت
#خواجوی_کرمانی
..
در دل سخت تو تأثیر ندارد ورنه،
کوه را ناله من بادیهپیما میکرد!
دل سنگین تو خون میشد اگر میدیدی
که فراق تو چه با این دل شیدا میکرد
یادِ آن عهد که خون در قدحم گر میریخت
به نگه کردنِ دزدیده گوارا میکرد
میگشاید نظر از دور، به حسرت امروز
آن که گستاخ، تو را بندِ قبا وا میکرد
#صائب_تبریزی
🌾
..
نه مرا با تو بودن آسان است
نه توان گفتنت وداع وداع..
عشق، ای ترکش کنار نخاع!
#دکتربهادرباقری
🌿💕....
صدای تُست جادهای که میرود که میرود
به باغ اشتیاق جان وزان سحر برآورد
بخوان که از صدای تو در آسمانِ باغ ما
هزار قمریِ جوان دوباره پَر برآورد
سفیرِ شادی وطن صفیر نغمههای تُست
بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد.
محمدرضا شفیعیکدکنی
اگر مستقل فکر نکنیم و برای خود اصول فکری نداشته باشیم صاحب اندیشه نخواهیم بود .
فکر کردن به تنهایی کافی نیست و باید اجازه بدهیم افکارمان با دیدگاه های دیگران سنجیده شوند و در ترازوی نقد قرار بگیرند .
باید با دیگران گفت و گو کنیم و خود را در جایگاه آن ها تصور کنیم تا تفکر ما کامل و متعادل باشد.
فلسفهی حماقت
نشر خوب
تکنیک EFT
🌸 این تکنیک بینظیر برای ترک عادتهای منفی و رفع انسداد انرژی در بدن که توسط گری گریک در سال ۱۹۹۷ ابداع شد و به دنیا معرفی شد
🌸 در این تکنیک با ضربه زدن به یک نقاط خاصی از بدن میتوان استرس و تمام انرژیهای منفی خود را پاکسازی کرد
هم خداوندت سِرشت
و هم ملائک سِجده کرد
پس تویی معشوق خاص و
چرخ سرگَردان توست
#عطار_نیشابوری
..
رمان🥹🩵:
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_438
بازومو ماساژ دادم
- اگه آروم صدام می زدی هم بیدار میشدم
جای انگشتش روی دستم موند بود
- اون از دیروز که برای بیدار کردنم آب سرد ریختی روم اینم از الان!
بلند شدم و از بالا نگاهش کردم
- سن و سالی ازت گذشته تو نمیتونی مثل آدم رفتار کنی؟
ماهرخ هم متقابلاً بلند شد و رو به روم ایستاد
- من اینجا آدمی نمیبینم
با حرص بازوشو گرفتم
- تو انگار از همه شاکی هستی دردت چیه پیرزن؟
با دست آزادش ناگهانی ضربه ای پشت کتفم زد که نفسم توی سینه حبس شد!
این پیرزن زورش به اندازه ی یه ورزشکار بود
عصبی غر زد
- دردی ندارم! حرکت کن ببینم
خودمو عقب کشیدم و به هوا اشاره کردم
- خودت ببین هنوز هوا کامل روشن نشده چرا نذاشتی بخوابم سرم داره میترکه مگه آزار داری؟
سری از روی تاسف تکون داد
- جوونای بی خاصیت امروز، تا لنگ ظهر میخوابن بعدم مینالن که وای فلان جامون درد میکنه
نچ نچی کرد و ادامه داد
- واسه همینه که وضع مملکتمون رو به فلاکته!
بحث کردن با این پیرزن بی فایده بود!
به خاطر روز قبل که سگ دنبالم دوید
پاهام گرفته شده بود و به زور تکونش میدادم
⇨ 🪻
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_439
***
- چشماشو باز کن ماهرخ
این صدای کیان بود!
فقط میدونستم توی ماشین هستیم
اینکه کجا بودیم و برای چی رفته بودیم اطلاعی نداشتم
دستام از پشت و چشمام با یه چشم بند مشکی رنگ بسته شده بود
گفته بود قراره بریم مهمونی!
اما کدوم مهمونی با دست و چشم بسته میرن؟
ماهرخ چشمامو باز کرد
همه چی رو تار می دیدم
چند بار پشت سرهم پلک زدم تا بتونم واضح ببینم
کیان پشت فرمون ماشین بود و ماهرخ عقب بغـ،ـل دست من!
- پیادش کن بعد بهش توضیح بده باید چیکار کنه
- چشم آقا شیرفهمش میکنم
هاج و واج و با دستای بسته توی جایی بودم که نمی دونستم کجاست و کاری که اینا میخواستن من انجامش بدم چیه!
- معلومه داری چیکارمیکنی تا کی میخوای منو نگه داری؟
ماهرخ و کیان انگار اصلا حرفای منو نمی شنیدن
ماهرخ در ماشین رو باز کرد
دستشو پشت کمـ،رم گذاشت و محکم هولم داد پایین
دستام بسته بود نتونستم خودمو جایی بند کنم تعادلم رو از دست دادم و نزدیک بود با سر پایین بیفتم
همون لحظه ماهرخ بازومو کشید و صاف نگهم داشت
سرمو بلند کردم و به اطراف نگاه کردم تا بفهمم کجام
متعجب چشمامو چرخوندم
اونجا یه مکان باستانی بود 🪻
سـازِ تـو🎸
#𝐏𝐀𝐑𝐓_440
با اینکه قبلا اونجا نرفته بودم اما برام آشنا بود
حتما عکسشو جایی دیده بودم و یادم نمیومد
تعجبم از این بود که چرا کیان باید منو بیاره اینجا!
با نیشگونی که ماهرخ از بازوم گرفت حواسم جمع شد
- میشنوی چی میگم دختر؟
- تا وقتی وحشیانه رفتار میکنی گوش نمیدم بهت
- ببین دستتو باز میکنم فکر فرار به سرت نزنه وگرنه آقا زنده ت نمیذاره فهمیدی یا نه؟
کلافه به آدمایی که اونجا در رفت و آمد بودن نگاه کردم
- نترس بخوامم نمیتونم از اینجا فرار کنم
مشغول باز کردن دستام شد
- به هرحال فکر فرار از سرت بیرون کن چون اینجا چند نفر فقط مواظب تو هستن کم و زیاد کنی لاشه ات روی زمین پهن میشه
جای طنابی که به دستم بسته بود قرمز و ملتهب بود
دستمو مالیدم
- از من چی میخواین چرا آوردینم اینجا؟
ماهرخ نامحسوس اشاره ای به رو به رو کرد
- بدون اینکه تابلو بشه اون زنی که لباس قرمز پوشیده رو ببین
چشماشو حرکت دادم و دیدمش
پشتش به ما بود اما تنها کسی که قرمز پوشیده بود همون زن بود
_ آره دیدمش
- برو پیشش خودش همه چی رو برات توضیح میده
انگشتش رو تهدیدآمیز تکون داد
- لازمه تکرار کنم که اگه فکر فرار به سرت بزنه چی میشه؟
پوفی کشیدم
- نه حواسم هست
🪻
💎 #پندانه
نادان را به از خاموشی نیست وگر این مصلحت بدانستی نادان نبودی.
چون نداری کمالِ فضل آن به
که زبان در دهان نگه داری
آدمی را زبان فضیحه کند
جوزِ بیمغز را سبکساری
خری را ابلهی تعلیم میداد
بر او بر صرف کرده سعیِ دایم
حکیمی گفتش ای نادان چه کوشی؟
در این سودا بترس از لومِ لایم
نیاموزد بهایم از تو گفتار
تو خاموشی بیاموز از بهایم
هر که تأمل نکند در جواب
بیشتر آید سخنش ناصواب
یا سخن آرای چو مردم به هوش
یا بنشین چون حیوانان خموش
📗گلستان
باب هشتم در آداب صحبت